تا حالا شده جلوی آینه وایستی، به شکمت نگاه کنی و یه صدای توی ذهنت بگه:
“اگه همینجوری پیش بره، خیلی چاق میشی!” 😰
خیلیها فکر میکنن این ترس باعث میشه آدم بیشتر مراقب خودش باشه و راحتتر وزن کم کنه. اما واقعیت چیز دیگهایه…
ترس از چاق شدن، دقیقاً همون چیزیه که داره بیشتر چاقمون میکنه! 😵💫
آره! باورش سخته ولی وقتی دائم از چاق شدن بترسی، ذهنت پر از نگرانی، اضطراب و فشار میشه.
💭 تصور کن هر بار که میخوای چیزی بخوری، یه حس گناه یا نگرانی همراهشه… این یعنی ذهنت توی حالت دفاعیه و به جای همراهی، داره باهات مقابله میکنه.
🧠 مغز ما وقتی میترسه، چیکار میکنه؟
وقتی یه سگ وحشی یهدفعه جلو پامون ظاهر میشه 🐕😱 یا صدای شدیدی میشنویم، مغزمون فوری یه زنگ خطر رو روشن میکنه!
این زنگ از یه جای کوچولو تو مغز به اسم آمیگدال شروع میشه و توی چند ثانیه، کل بدن رو توی حالت آمادهباش قرار میده 😳💥

ضربان قلب تند میشه، نفسهامون سنگینتر میشن، و یه نیروی پنهانی میگه:
“فرار کن! نجات پیدا کن!”
حالا این سؤال پیش میاد:
اگر مغز انقدر سریع و هوشمند به خطرها واکنش نشون میده، پس چرا وقتی میترسیم چاق بشیم، نه تنها جلوی چاقی گرفته نمیشه، بلکه چاقتر هم میشیم؟ 🤯
📌 اینجا یه نکتهی خیلی مهم وجود داره…
ترس از چاق شدن، مثل ترس از افتادن از یه پرتگاهه 😨 اما فرقش اینه که اون ترس فوری و فیزیکیه، این یکی طولانی و ذهنیه!
وقتی از چاق شدن میترسیم، به جای اینکه مغز بگه:
“اوووه! زود بپر کنار!”
میگه:
“تو الان تو خطر نیستی، ولی یه روزی ممکنه باشی!”
و این ترس مبهم، توی ذهن میمونه… میمونه… و میچرخه… 😖 هی بهش فکر میکنی
🍰 هی بیشتر غذا میخوری برای آروم شدن 💭 هی با خودت کلنجار میری که نکنه دیگه نتونم لاغر شم…
⚠️ واقعیت اینه که مغز ما به چیزی واکنش نشون میده که الان “وجود داره”
احساس بد = تمرکز روی چیزی که هست
احساس خوب = تمرکز روی چیزی که هنوز نیست ولی میخوای باشه 🌟
و چون ما بیشتر عادت کردیم به چیزی که هست فکر کنیم (مثلاً شکمم بزرگ شده، وزنم رفته بالا)، مغزمون هی همون حس بد رو تکرار میکنه، نه حس حرکت به سمت بهبودی رو.
✨ راه نجات چیه؟
باید تمرکز رو عوض کنیم… از: “نکنه چاقتر بشم؟” به: “چطور میتونم سبکتر، شادتر و آزادتر زندگی کنم؟” 🌈🧘♀️
اونوقته که مغز هم کمکم باهات هممسیر میشه، دیگه لازم نیست با ترس بجنگی، بلکه با “عشق به سبک زندگی جدیدت” جلو میری ❤️

🌪️ ترس از چاق شدن، یه مانع پنهان برای لاغر شدنه
اگه اضافه وزن داری، احتمالاً خیلی وقتها با این احساس درگیر شدی:
یه جور ناراحتی همیشگی، یه غصهی پنهون، یه صدای ذهنی که مدام تکرار میکنه:
«نکنه چاقتر بشم؟!» 😟
خیلی از ما هر روز با این فکرها زندگی میکنیم.
🧠 وقتی یه نفر یه جمله دربارهی چاقیمون میگه، ما اون جمله رو شاید صد بار توی ذهنمون تکرار میکنیم.
و اینطوری کمکم داریم یه تصویر ذهنی چاقتر و ناامیدتر از خودمون میسازیم…
- 📸 از عکس گرفتن فرار میکنیم
- 👗 لباس مورد علاقهمون رو نمیپوشیم
- 🎉 به مهمونی نمیریم
- 🍽 غذای مورد علاقهمونو با ترس و عذاب میخوریم
- 🧳 حتی سفر رفتن هم میتونه یه استرس جدید باشه…
🔥 حالا شاید بگی:
«ولی این ترس باعث شده انگیزه پیدا کنم که لاغر شم!» درسته! بعضی وقتا ترس میتونه یه فشار اولیه ایجاد کنه.
ولی یه مشکل بزرگ داره:
ترس، انرژیِ سنگینیه 😵 و وقتی از یه جای سنگین حرکت میکنی، خیلی زود خسته میشی، بریده میشی، و دوباره برمیگردی سر جای اولت…
🎯 حقیقت اینه که بیشتر آدمهایی که از ترس چاقتر شدن به سمت لاغری میرن، چون از همون اول توی حال بد هستن، نمیتونن ادامه بدن.
در واقع، اونا بیشتر دارن فرار میکنن از چیزی که هست تا اینکه حرکت کنن به سمت چیزی که میخوان.
برای اینکه لاغر شی، باید یاد بگیری که از اون حس بد فاصله بگیری و آرومآروم به سمتی توجه کنی که دلت میخواد بری…
به تصویر خودت با بدنی سبکتر فکر کن، به لباسی که همیشه دوست داشتی بپوشی، به حس راه رفتن راحت، تنفس سبک، خواب آروم… 😌🧘♀️
تا وقتی از احساس بد چاقی و ترس از چاقتر شدن رها نشی، لاغری فقط یه آرزوی دور باقی میمونه.

💥 ترس از چاق شدن، ترس از نگاه دیگرانه…
واقعیت اینه که خیلی وقتها، ترس از چاق شدن بهخاطر خودمون نیست… ما که بارها چاقتر شدیم، بارها در تلاش برای لاغری شکست خوردیم ولی باز بلند شدیم.
اما ترس واقعی ما، ترس از نگاه دیگرانه! 👀 ترس از اینکه چی فکر میکنن، چی میگن، چطور قضاوت میکنن…
هممون تجربه کردیم وقتی با استرس و نگرانی کاری رو انجام میدیم، یا خرابش میکنیم یا از فشار روانی له میشیم 😣
حالا فکر کن بخوای لاغر بشی ولی دائم ترس از چاق شدن همراهته… 👣 این ترس باعث میشه تو مسیر بارها لیز بخوری، زمین بخوری، خسته شی…
🔔 اما یادت نره: مسیر لاغری با ذهن باید با آرامش طی بشه، نه با استرس، نه با خودسرزنشی
برای همین لازمه ترس از چاق شدن رو از ذهن پاک کنیم 🧼🧠
با آگاهی، با تمرین، با ایمان.
🎧 تو فایل آموزشی «ترس از چاق شدن»، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور این ترس رو بشناسی
- چه عواملی اون رو تشدید میکنن
- و مهمتر از همه: چطور از شرش خلاص شی!
مطمئنم اگه بارها گوشش بدی و با نیت تغییر بهش عمل کنی،
🛠 مهارتت تو شناسایی موانع ذهنی و پاکسازی اونها عالی میشه. و دیگه نه فقط از ترس از چاق شدن، بلکه از خود چاقی هم آزاد میشی! 🕊️💖
تو شایسته رهایی هستی، شایسته بدنی سالم و ذهنی آرام… همیشه 🌟



🧭 راهی برای رهایی از ترس از چاق شدن
همین الان، بالای این بخش تصویر سه نفر از شگفتیسازان رو دیدی — آدمهایی واقعی، درست مثل من و تو… 🌟
اونها هم یه روزی با ترس از چاق شدن دست و پنجه نرم میکردن.
از عکس گرفتن فرار میکردن، موقع خرید لباس دچار غم و استرس میشدن، و غذا خوردن براشون بیشتر از اینکه لذت داشته باشه، پر از عذاب وجدان و حس گناه بود… 😔
اما حالا چی؟ ✨
اون لبخندها، اون حس سبکبالی، و اون آرامش عمیقی که تو چهرهشون موج میزنه،
اتفاقی نیست، ساختنیه… 💫
🎓 این افراد با یادگیری روش لاغری با ذهن و شرکت در دورهی ورود به سرزمین لاغرها،
تونستن از شر اون افکار آزاردهنده خلاص بشن و با انگیزهای واقعی و حس خوب از درون،
قدمبهقدم در مسیر لاغری حرکت کنن…
بدون فشار، بدون اجبار، بدون رژیمهای خستهکننده!
و حالا وقتشه… نوبت توئه 💛
اگه از این همه کلنجار رفتن با ترس از چاق شدن خستهای… اگه نمیخوای هر بار جلوی آینه بایستی و با دلتنگی به خودت نگاه کنی…
اگه دلت میخواد یه بار برای همیشه با خودت، با بدنت، با تصویرت در آینه آشتی کنی و لاغر بشی، نه از ترس… بلکه از عشق به خودت ❤️
👣 پس اولین قدم رو بردار…
وارد سرزمین لاغرها شو — جایی که فضا فرق داره!
اینجا نه کسی تو رو قضاوت میکنه، نه مجبور میشی ادای آدم قوی رو دربیاری…
اینجا، آدمهایی هستن درست مثل تو که حس و حالتو درک میکنن، تو رو حمایت میکنن و با تو رشد میکنن 🌱
🟡 برای ورود به سرزمین لاغرها کلیک کن
✍️ تمرین آموزشی 📖 – رویارویی با ترس از چاق شدن
لاغری با ذهن سادهترین و موثرترین روش برای رسیدن به تناسب اندام است؛ اما یکی از موانع مهمی که تقریباً در ذهن همه افراد چاق وجود دارد، ترس از چاق شدن است. این ترس مثل دیو نامرئی، با احساسات منفی مثل شرمندگی، ناتوانی و قضاوت شدن ترکیب میشود و مسیر شما را کند میکند. 🧠💭
حالا زمان آن رسیده که به این ترس با آگاهی نگاه کنی و به کمک تمرین زیر، قدمی محکم برای رهایی از ترس از چاق شدن برداری. 🌈🌱
برای درک بهتر این مانع ذهنی و تقویت اشتیاق برای لاغری، پیشنهاد میکنیم متن را با دقت بخوانی، سپس تمرین را انجام بدهی و حتماً پاسخ خود را در بخش نظرات با ما و دوستانت به اشتراک بگذاری. 🤝✍️
❓ سؤالات تمرینی
- درک و برداشت شما از ترس از چاق شدن چیست؟
- آیا این ترس در ذهن شما وجود دارد؟ چه زمانی بیشتر آن را حس میکنید؟
- در گذشته ترس از چاق شدن چه مشکلاتی برای شما ایجاد کرده؟
- برای رهایی از این ترس چه تصمیمی گرفتهاید؟
- چقدر برای لاغر شدن اشتیاق دارید؟ درباره شوق رسیدن به اندام متناسب بنویسید. 🌟
- چه برنامهای برای تقویت این اشتیاق در خود دارید؟ آن را برای ما و دوستانتان توضیح دهید. 🎯
اگر از محتوای فایل آموزشی ایدهای برای تمرین دریافت کردی، حتماً آن را یادداشت کن و در بخش نظرات بنویس تا دیگران هم از تجربه تو بهرهمند شوند. 🤍📝
یادمان باشد: هر قدمی که با آگاهی و عشق برداریم، ما را از ترس از چاق شدن دورتر و به احساس آزادی نزدیکتر میکند. 💫💪
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.32 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام🙂
چقدر خاطرات دردناک مشترکی دارن همه افراد چاق
و بیشتر این خاطرات مربوط به احساس بدی هست که به خاطر حرفا و نظرات و نگاههای دیگرانه🤨
ما انسانها به این دلیل که اجتماعی هستیم تایید دیگران خیلی برامون مهم شده به طوریکه خیلی از اوقات برای این تایید گرفتن میخوایم که موفق باشیم مبخوایم که لاغر یا چاق بشیم میخوایم ماشین خوب و خونه خوب و درامد عالی داشته باشیم چون در نگاه همه اون آدمی که این چیزها رو داره ادم موفقیه و مورد توجه بقیه است
خیلی از ماها از شادی و ارامش و خوشیهامون میزنیم برای اینکه به عنوان یه انسان موفق معرفی بشیم ریشه خیلی از آرزوها و خواسته هامون جلب توجه بقیه است و اینکه در چشم بقیه چطور به نظر بیایم خیلی برامون مهمه
اینکه میخوایم الگو باشیم یا مشهور باشیم یا معروف باشیم یا پولدار و….همگی به این خاطر هست که این ها برامون ارزش شده و هر کسی که شهرت بیشتری داره در چشم بقیه خیلی مهم هست و توجه ها به سمت اونه
از زمانی که با موضوعات قانون جذب آشنا میشی و بعد به مرور با عزت نفس واعتماد به نفس و….
میبینی که چقدر از خواسته هامون به خاطر کمبود عزت نفسه و باور محدود خود کم بینی و خود کم ارزشی ….
میبینی که حتی دلیل بیمار شدن مکرر هم به دلیل توجه گرفتن از بقیه است چون در دوران بیماری توجه به سمت بیمار زیاد میشه یا فقط در اون دوران هست که در آعوش گرفته شده یا به صورت دلرحمی و دلسوزی مورد توجه و نگاه اطرافیان قرار گرفته ذهنش ناخودآگاه جسمش رو بیمار میکنه که این کمبود توجه جبران بشه
من خودم بارها و بارها با وجودی که در این مسیر بودم و داشتم فایلها رو گوش میدادم و حسم خوب شده بود واحساس سبکی داشتم همیشه انتظار داشتم و هنوزم دارم (باور ریشه ایه)که جایی میرم یا حداقل نزدیکانم یا کسی که مدتهاس منو ندیده بهم بگم وااای چقدر لاغر شدی چقدر خوب شدی و….وچون کسی متوجه نمیشه و نمیشد یا برعکسش حتی بهم میگفتن انگار چاقتر شدی خیلی حالم بد میشد و این احساس نیاز به تایید شدن باعث میشه خیلی وقتها مسیر رو رها کنیم
همیشه یاد اون عکس می افتم که یه فردی رو نشون میده که کلنگ دستشه برای رسیدن به گنج داره کوه رو میشکنه ولی در چند سانتی اون گنج خسته میشه و رها میکنه و اون همه گنج رو از دست میده
مسیر موفقیت یه جاده ایه که ناهمواره ولی مقصد باشکوهه اگه در طی کردن این جاده حواسمون به ناهمواریها باشه خسته میشیم و رها میکنیم ولی اگه چشممون به اون مقصد باشکوه باشه ادامه میدیم
امروز صبح توی پیج تناسب فکری تصویر یه خانم شگفتی ساز رو دیدم و حالم عالی شد و انرژی مضاعف گرفتم برای اینکه با اشتیاق بیشتری ادامه بدم چون باز هم تصویری از اون مقصد باشکوه به من نشون داده شد و خدا بهم گفت که من اینو هم دارما نمیخوای؟؟؟؟؟ وما با تمام سلولهای وجودم فریاد زدم اره اره میخوامش🤩🤩🤩🎁🎁🎁
در این یکسالی که در این مسیر هستم خیلی چیزها آموختم
آموختم که بپذیرم جسمم رو وجودم رو و تمام نافرمیهای بدنم رو
بپذیرم که خودم با افکارم و با ذهنم و با توجهم این شرایط رو در جسم و زندگیم بوجود آوردم
و اینکه میتونم با آموخته های جدید با توجهات متفاوت جسم جدید رو خلق کنم
چقدر این جمله تون به دلم نسشت
“زندگی عالی در تناسب منتظر شماست”😍😍😍😍
منم واقعا مشتاقم که به این زندگی در تناسب برسم و ازش لذت ببرم🤩🤩
من یاد گرفتم که خودم رو دوست داشته باشم هر فرمی که هستم هر شرایطی که الان دارم
یاد گرفتم که اول از همه خودم باید خودم رو دوست داشته باشم و به خودم عشق بدم و این تنها وظیفه منه واین پایه عزت نفسه
و وقتی خودت رو عاشقانه دوس داشتی و خودت رو درآغوش گرفتی و بی نیاز شدی از توجه و محبت و عشق بقیه اونوقت توجه محبت و عشق از اطرافت جاری میشه
من قبلا از همسرم میخواستم که منو درآغوش بگیره میخواستم صبحها قبل از اینکه از خونه بره منو ببوسه و هر وقت که برمیگرده خونه بازهم منو در آغوش بگیره و ایشون اتفاقا مقاومت داشت وبه نظرش اینا لوس بازی بود و کار زشتی بود و….
جالبه که مدتی هست که خود کار این کار رو انجام میده و اتفاقا من دیگه ازش نمیخوام و به زبون نمیارم
یه مدته که به قدری کلمات محبت آمیز به من گفته یا از ظاهر من ،پوستم ،ابروهام و…. تعریف کرده که من هرگز باور نمیکردم زمانی این تعریف ها رو از زبون ایشون بشنوم البته که ایشون کلا خیلی انسان با محبتی هستن ولی بر اساس آموزش خانوادگیشون که این کار ها رو زشت میدونستن یه جورایی در ابراز احساسات مقاومت داشتن
تمام این تنایج عالی حاصل کار کردن روی ذهن برای لاغری هست ولی واضحه که در همه جنبه ها تاثیر گزاره خدایا شکرت🙏🙏🙏🙏
استاد سپاسگزارم از شما به خاطر ایجاد این خط فکری
به خاطر گسترش این آگاهیهای فوق العاده
به خاطر این فضا و سایت که ما افراد چاق که حرفهای دلمون هیچ جا شنیده نشده و کاسه صبرمون لبریز بوده بیایم و خاطرات و داستانها و ناراحتی ها و غصه هامونو بنویسیم و هم خودمون سبکبار بشیم و هم با واکاوی خاطرات مون باورهای قبلیمونو پیدا کنیم و پا رو از روی ترمزها برداریم موانع رو شناسایی کنیم و با آزادی و شادی و ارامش و لذت هم به تناسب جسمی برسیم و هم در سایر حنبه ها رشد کنیم و اوج بگیریم🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام🙂
کاملا با حرف شما موافقم برای اینکه این سایت فضایی رو فراهم کرده که افراد چاق با درد مشترک و رنج مشترک و خسته از ناکامی برای لاغری و حرف و حدیث دیگران حرفاشونو بزنن و بدون ترس از قضاوت شدن و بدون نگرانی از درک نشدن حزفهای نگفته رو که سالها در دلشون مونده رو بگن و این خودش بسیار جای تشکر داره که همچین فضای امن و آرامی برای ماها وجود داره،بسیار متشکرم از شما به خاطر عمل به ایده های نابتون.
یه وقتهایی که دارم حرفهای شما رو با گذشته و شرایط زندگیم مطابقت میدم و جملاتی رو راجع به خصوصی ترین قسمتهای زندگیم و حتی حرفهای دلم که تا حالا به کسی نگفته بودم رو مینویسم ذهنم میگه حالا اینا رو مینویسی شاید یه نفر که تو رو بشناسه بیاد توی سایت و اینها رو بخونه آبروت نمیره؟؟؟؟ ول کن همه چی رو هم قرار نیست بنویسی که؟؟؟؟ ولی با اعتماد به نفسی که با این دوره ها پیدا میکنی حتی این جملات خطرناک هم به نظرت دیگه مهم نیستن و فقط تمام تمرکزت اینه که با نوشتن تمرینها لایه های زیرین مغزت رو هم کشف کنی و بهتر خودت و ذهنت رو بشناسی تا بهتر هم بتونی مسیرت رو ادامه بدی….
نکته ای که هم در نوشته ابتدای فایل و هم در فایل توجه منو جلب کرد این بود که ترس از چاقتر شون که همه ما داریم به خاطر خودمون نیست و به خاطر ترس از حرف و حدیث بقیه است…
واقعا نکته ظریفی هست و چقدر این باور در ما ریشه داره که کلا میخوایم همه رو از خودمون راضی نگه داریم چقدر حرف بقیه برامون اهمیت داره که همیشه میخوایم همرنگ جماعت باشیم ،چقدر این احساس نیاز به تایید بقیه برامون بولد هست،و چقدر ما از این باور و رفتارهای در راستای اون ضربه خوردیم مخصوصا ضربه های روحی
اصلا انگار متفاوت بودن چقدر ناموجه و عجیبه…
و وقتی داری برعلیه این عقیده قیام میکنی سخت هست و بهتر اینه که در سکوت و در خفا باشه چون علنی که بشه همه منتظرن که پاتو کج بذاری یا اشتباه کنی یا نتیجه نگیری تا مرتب بگن دیدی ما گفتیم اینجوری میشه دیدی نمیشه متفاوت باشی دیدی جواب نمیده….
دقیقا مثل اینه که بخوای بر خلاف مسیر رود خانه شنا کنی…..اگه روی آب باشی همه منتظرن خسته شدنت رو ببینن و تایید کنن که هان دیدی نتونست ولی اگه بری زیر آب و با لباس غواصی خودت رو بپوشونی هر جهتی هم که بخوای به راحتی میتونی بری و کسی هم تو رو نمیبینه که بخواد نظر بده مسخره کنه و منصرفت کنه
این یه مثال برای این موضوع مهم هست که همه اساتید موفقیت روش تاکید دارن که برای کار کردن روی خودتون کاملا در سکوت این کا رو انجام بدین و نمیخواد برین جار بزنین و به بقیه بگین که راه درست اینه و شما دارین اشتباه میکنین و…. چون با اینکار فقط باعث میشید که بقیه منتظر نتیجه نگرفتن شما باشن و مسخره کنن و انرژی شما رو پایین بیارن و از ادامه راه منصرف کنن
این موضوع در مورد آموزشهای ذهنی خیلی مهمه و چون ذهن ما در طی ۳۰،۴۰ سال مدل دیگه ای بوده طول میکشه که با آموزش تغییر کنه و نتایج جسمی ما و زندگی ما رو هم تغییر بده
در مورد لاغری هم استاد بارها تاکید کردن که نمیخواد با کسی در مورد این موضوع صحبت کنین ولی اکثر ما گوش نمیدیم آنقدر که ذوق زده هستیم از روش ساده و همیشگی لاغری اونم بدون رژیم و محدودیت و عرق ریختن دوس داریم به همه بگیم و این گفتن همانا و لیز خوردن هم همانا…..
ودی وقتی نمیگیم با آرامش کار خودمون رو میکنیم و آموزش ها رو بدون هیچ فشار از سمت اطرافیان دنبال میکنیم ما از طرف خودمون به اندازه کافی تحت فشار هستیم و اینهمه عجله داریم برای لاغر شدن که باعث میشه به ذهن و جسم و روش اطمینانمون رو از دست بدیم و بارها لیز بخوریم ولی حداقلش اینه که راحت تر میتونیم بلند شیم و خودمون رو جمع و جور کنیم و ادامه بدیم ولی اگه تحت فشار بقیه هم باشیم هم احتمال لیز خوردن بیشتره و هم بلند شدن سخت تر میشه…
بیاین به قول استاد بی خیال حرف بقیه بشیم بی خیال راضی کردن بقیه بشیم حتی نزدیکترین افراد زندگیمون اصلا چه ارزشی داره این زندگی که بخوای به زور و التماس و گریه بقیه رو برای خودت نگه داری؟؟؟؟؟ اتفاقا وقتی از این ترس از دست دادن رها میشی و تمرکزت رو میذاری روی هدفهات هم خودت آرومتر میشی و هم بقیه بهتر میشن و این دقیقا همون قانون فرکانسه ….
بسیتر فایل مهم و تاثیر گزاری هست و انصافا خیلی هم عالی توضیحش دادین ممنونم🙏