تا حالا شده جلوی آینه وایستی، به شکمت نگاه کنی و یه صدای توی ذهنت بگه:
“اگه همینجوری پیش بره، خیلی چاق میشی!” 😰
خیلیها فکر میکنن این ترس باعث میشه آدم بیشتر مراقب خودش باشه و راحتتر وزن کم کنه. اما واقعیت چیز دیگهایه…
ترس از چاق شدن، دقیقاً همون چیزیه که داره بیشتر چاقمون میکنه! 😵💫
آره! باورش سخته ولی وقتی دائم از چاق شدن بترسی، ذهنت پر از نگرانی، اضطراب و فشار میشه.
💭 تصور کن هر بار که میخوای چیزی بخوری، یه حس گناه یا نگرانی همراهشه… این یعنی ذهنت توی حالت دفاعیه و به جای همراهی، داره باهات مقابله میکنه.
🧠 مغز ما وقتی میترسه، چیکار میکنه؟
وقتی یه سگ وحشی یهدفعه جلو پامون ظاهر میشه 🐕😱 یا صدای شدیدی میشنویم، مغزمون فوری یه زنگ خطر رو روشن میکنه!
این زنگ از یه جای کوچولو تو مغز به اسم آمیگدال شروع میشه و توی چند ثانیه، کل بدن رو توی حالت آمادهباش قرار میده 😳💥

ضربان قلب تند میشه، نفسهامون سنگینتر میشن، و یه نیروی پنهانی میگه:
“فرار کن! نجات پیدا کن!”
حالا این سؤال پیش میاد:
اگر مغز انقدر سریع و هوشمند به خطرها واکنش نشون میده، پس چرا وقتی میترسیم چاق بشیم، نه تنها جلوی چاقی گرفته نمیشه، بلکه چاقتر هم میشیم؟ 🤯
📌 اینجا یه نکتهی خیلی مهم وجود داره…
ترس از چاق شدن، مثل ترس از افتادن از یه پرتگاهه 😨 اما فرقش اینه که اون ترس فوری و فیزیکیه، این یکی طولانی و ذهنیه!
وقتی از چاق شدن میترسیم، به جای اینکه مغز بگه:
“اوووه! زود بپر کنار!”
میگه:
“تو الان تو خطر نیستی، ولی یه روزی ممکنه باشی!”
و این ترس مبهم، توی ذهن میمونه… میمونه… و میچرخه… 😖 هی بهش فکر میکنی
🍰 هی بیشتر غذا میخوری برای آروم شدن 💭 هی با خودت کلنجار میری که نکنه دیگه نتونم لاغر شم…
⚠️ واقعیت اینه که مغز ما به چیزی واکنش نشون میده که الان “وجود داره”
احساس بد = تمرکز روی چیزی که هست
احساس خوب = تمرکز روی چیزی که هنوز نیست ولی میخوای باشه 🌟
و چون ما بیشتر عادت کردیم به چیزی که هست فکر کنیم (مثلاً شکمم بزرگ شده، وزنم رفته بالا)، مغزمون هی همون حس بد رو تکرار میکنه، نه حس حرکت به سمت بهبودی رو.
✨ راه نجات چیه؟
باید تمرکز رو عوض کنیم… از: “نکنه چاقتر بشم؟” به: “چطور میتونم سبکتر، شادتر و آزادتر زندگی کنم؟” 🌈🧘♀️
اونوقته که مغز هم کمکم باهات هممسیر میشه، دیگه لازم نیست با ترس بجنگی، بلکه با “عشق به سبک زندگی جدیدت” جلو میری ❤️

🌪️ ترس از چاق شدن، یه مانع پنهان برای لاغر شدنه
اگه اضافه وزن داری، احتمالاً خیلی وقتها با این احساس درگیر شدی:
یه جور ناراحتی همیشگی، یه غصهی پنهون، یه صدای ذهنی که مدام تکرار میکنه:
«نکنه چاقتر بشم؟!» 😟
خیلی از ما هر روز با این فکرها زندگی میکنیم.
🧠 وقتی یه نفر یه جمله دربارهی چاقیمون میگه، ما اون جمله رو شاید صد بار توی ذهنمون تکرار میکنیم.
و اینطوری کمکم داریم یه تصویر ذهنی چاقتر و ناامیدتر از خودمون میسازیم…
- 📸 از عکس گرفتن فرار میکنیم
- 👗 لباس مورد علاقهمون رو نمیپوشیم
- 🎉 به مهمونی نمیریم
- 🍽 غذای مورد علاقهمونو با ترس و عذاب میخوریم
- 🧳 حتی سفر رفتن هم میتونه یه استرس جدید باشه…
🔥 حالا شاید بگی:
«ولی این ترس باعث شده انگیزه پیدا کنم که لاغر شم!» درسته! بعضی وقتا ترس میتونه یه فشار اولیه ایجاد کنه.
ولی یه مشکل بزرگ داره:
ترس، انرژیِ سنگینیه 😵 و وقتی از یه جای سنگین حرکت میکنی، خیلی زود خسته میشی، بریده میشی، و دوباره برمیگردی سر جای اولت…
🎯 حقیقت اینه که بیشتر آدمهایی که از ترس چاقتر شدن به سمت لاغری میرن، چون از همون اول توی حال بد هستن، نمیتونن ادامه بدن.
در واقع، اونا بیشتر دارن فرار میکنن از چیزی که هست تا اینکه حرکت کنن به سمت چیزی که میخوان.
برای اینکه لاغر شی، باید یاد بگیری که از اون حس بد فاصله بگیری و آرومآروم به سمتی توجه کنی که دلت میخواد بری…
به تصویر خودت با بدنی سبکتر فکر کن، به لباسی که همیشه دوست داشتی بپوشی، به حس راه رفتن راحت، تنفس سبک، خواب آروم… 😌🧘♀️
تا وقتی از احساس بد چاقی و ترس از چاقتر شدن رها نشی، لاغری فقط یه آرزوی دور باقی میمونه.

💥 ترس از چاق شدن، ترس از نگاه دیگرانه…
واقعیت اینه که خیلی وقتها، ترس از چاق شدن بهخاطر خودمون نیست… ما که بارها چاقتر شدیم، بارها در تلاش برای لاغری شکست خوردیم ولی باز بلند شدیم.
اما ترس واقعی ما، ترس از نگاه دیگرانه! 👀 ترس از اینکه چی فکر میکنن، چی میگن، چطور قضاوت میکنن…
هممون تجربه کردیم وقتی با استرس و نگرانی کاری رو انجام میدیم، یا خرابش میکنیم یا از فشار روانی له میشیم 😣
حالا فکر کن بخوای لاغر بشی ولی دائم ترس از چاق شدن همراهته… 👣 این ترس باعث میشه تو مسیر بارها لیز بخوری، زمین بخوری، خسته شی…
🔔 اما یادت نره: مسیر لاغری با ذهن باید با آرامش طی بشه، نه با استرس، نه با خودسرزنشی
برای همین لازمه ترس از چاق شدن رو از ذهن پاک کنیم 🧼🧠
با آگاهی، با تمرین، با ایمان.
🎧 تو فایل آموزشی «ترس از چاق شدن»، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور این ترس رو بشناسی
- چه عواملی اون رو تشدید میکنن
- و مهمتر از همه: چطور از شرش خلاص شی!
مطمئنم اگه بارها گوشش بدی و با نیت تغییر بهش عمل کنی،
🛠 مهارتت تو شناسایی موانع ذهنی و پاکسازی اونها عالی میشه. و دیگه نه فقط از ترس از چاق شدن، بلکه از خود چاقی هم آزاد میشی! 🕊️💖
تو شایسته رهایی هستی، شایسته بدنی سالم و ذهنی آرام… همیشه 🌟



🧭 راهی برای رهایی از ترس از چاق شدن
همین الان، بالای این بخش تصویر سه نفر از شگفتیسازان رو دیدی — آدمهایی واقعی، درست مثل من و تو… 🌟
اونها هم یه روزی با ترس از چاق شدن دست و پنجه نرم میکردن.
از عکس گرفتن فرار میکردن، موقع خرید لباس دچار غم و استرس میشدن، و غذا خوردن براشون بیشتر از اینکه لذت داشته باشه، پر از عذاب وجدان و حس گناه بود… 😔
اما حالا چی؟ ✨
اون لبخندها، اون حس سبکبالی، و اون آرامش عمیقی که تو چهرهشون موج میزنه،
اتفاقی نیست، ساختنیه… 💫
🎓 این افراد با یادگیری روش لاغری با ذهن و شرکت در دورهی ورود به سرزمین لاغرها،
تونستن از شر اون افکار آزاردهنده خلاص بشن و با انگیزهای واقعی و حس خوب از درون،
قدمبهقدم در مسیر لاغری حرکت کنن…
بدون فشار، بدون اجبار، بدون رژیمهای خستهکننده!
و حالا وقتشه… نوبت توئه 💛
اگه از این همه کلنجار رفتن با ترس از چاق شدن خستهای… اگه نمیخوای هر بار جلوی آینه بایستی و با دلتنگی به خودت نگاه کنی…
اگه دلت میخواد یه بار برای همیشه با خودت، با بدنت، با تصویرت در آینه آشتی کنی و لاغر بشی، نه از ترس… بلکه از عشق به خودت ❤️
👣 پس اولین قدم رو بردار…
وارد سرزمین لاغرها شو — جایی که فضا فرق داره!
اینجا نه کسی تو رو قضاوت میکنه، نه مجبور میشی ادای آدم قوی رو دربیاری…
اینجا، آدمهایی هستن درست مثل تو که حس و حالتو درک میکنن، تو رو حمایت میکنن و با تو رشد میکنن 🌱
🟡 برای ورود به سرزمین لاغرها کلیک کن
✍️ تمرین آموزشی 📖 – رویارویی با ترس از چاق شدن
لاغری با ذهن سادهترین و موثرترین روش برای رسیدن به تناسب اندام است؛ اما یکی از موانع مهمی که تقریباً در ذهن همه افراد چاق وجود دارد، ترس از چاق شدن است. این ترس مثل دیو نامرئی، با احساسات منفی مثل شرمندگی، ناتوانی و قضاوت شدن ترکیب میشود و مسیر شما را کند میکند. 🧠💭
حالا زمان آن رسیده که به این ترس با آگاهی نگاه کنی و به کمک تمرین زیر، قدمی محکم برای رهایی از ترس از چاق شدن برداری. 🌈🌱
برای درک بهتر این مانع ذهنی و تقویت اشتیاق برای لاغری، پیشنهاد میکنیم متن را با دقت بخوانی، سپس تمرین را انجام بدهی و حتماً پاسخ خود را در بخش نظرات با ما و دوستانت به اشتراک بگذاری. 🤝✍️
❓ سؤالات تمرینی
- درک و برداشت شما از ترس از چاق شدن چیست؟
- آیا این ترس در ذهن شما وجود دارد؟ چه زمانی بیشتر آن را حس میکنید؟
- در گذشته ترس از چاق شدن چه مشکلاتی برای شما ایجاد کرده؟
- برای رهایی از این ترس چه تصمیمی گرفتهاید؟
- چقدر برای لاغر شدن اشتیاق دارید؟ درباره شوق رسیدن به اندام متناسب بنویسید. 🌟
- چه برنامهای برای تقویت این اشتیاق در خود دارید؟ آن را برای ما و دوستانتان توضیح دهید. 🎯
اگر از محتوای فایل آموزشی ایدهای برای تمرین دریافت کردی، حتماً آن را یادداشت کن و در بخش نظرات بنویس تا دیگران هم از تجربه تو بهرهمند شوند. 🤍📝
یادمان باشد: هر قدمی که با آگاهی و عشق برداریم، ما را از ترس از چاق شدن دورتر و به احساس آزادی نزدیکتر میکند. 💫💪
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.32 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای مهربان همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،
و درود رحمت برکت ثروت نعمت عزت لذت هدایت پیشرفت سعادت رضایت صداقت معرفت خوشبختی ارامش اسایش نور رشد آگاهی خداوند هر لحظه جاری به زندگی شما استاد ارجمندو گرامی:
استاد ترس یک نوع شرک ولی در منم هست اما باید از بین بره کمتر بشه،،
استاد تمرکز را روی لاغری با اطمینان میگذارم ،
به خودم اعتماد میکنم و نمیگذارم گلوله افکار منفی بزرگتر شود از ریشه قطع و توجهمو به چیز دیگه ای میدهم موضوعات لاغریم،
فکرخوبم را تکرار میکنم و باور میکنم حالا توهمم بزنم اما خیلی داره خوش میگذره به خدا بهم ههههه !!!
در شرایطی که برام پیش اومده تنها چیزی که سرموبالا گرفت اعتماد به قدرتی که الان پیدا کردم فکر کنم باور خوبی شده باش ولیجارداره عالیتر هم بشه،
اما جاده لاغریو میرم تا فقط لاغریمو ببینم حسخوب لباس خریدنهام تازه یکیش،
نشان های دریافت شده
بنام خداوند.
ترس از چاق شدن .قدمتش درمن مال خیلی وقت پیشه .خیلی وقت پیش تابه الان از زمانی که فهمیدم من چاقم وبه خاطر چاقی چه در خانه .چه.. دراطرافیان و مدرسه .وجامعه ترس داشتم . همیشه به خاطر چاقی تحقیرشدم و به خاطر همین از چاقترشدن ترس داشتم و برای ازبین بردن چاقی ویابرای مدتی بستن دهن اطرافیان میرفتم .ورژیم سخت میگرفتم ولی واقعا سخت بود وهروقت که شروع میکرد بدنم به چاق شدن من بیشتر میترسیدم وانگاری در هر مرحله چاق شدن من حرف اطرافیان بتون مقداری که ازش بیشترمیتر سیدم دراینده ممکنه چقدر چاق بشم .باهم ترکیب میشد انگار .من به خاطر ترس از چاقترشدن چندبار مسیرلاغری باذهن رو ها کردم چون فکر میکردم جواب نمیده مگر یه روش سخت و طاقت فرسا خب من از وزن ۱۲۰کیلو با راول که رژیم گرفتم در دوره ی قبل ازدواج به ۵۸کیلورسیدم و خب اما خیلی نگذشت که چوب اونوخوردم .واون هم برای ۱۰روز بیهوش بودن وموندن تو ای سی یو .بیمارستان بود واونهم به خاطر زجری که به خودم داده بودم .وحرفها .بعداز این شروع شد من هرچقدر که تلاش میکردم لاغربشم .حتی اگر هم میشدم موندگارنبود اما میتونستم برای مدتی از واکنش دیگران راحت باشم .وخب حالا که بهش فکر میکنم می بینم چقدر به خاطر ترس از واکنش اطرافیان به چاقیم چه کارهای احمقانه ای که انجام ندادم بعداز اون اتفاق بار اول رژیم که اون اتفاق افتاد من بازم رفتم سمت باشگاه واتفاقاتی که هم از نظر جسمی وهم روحی برام افتاد . اما بعداز کرونا و تموم شدنش .واون همه فشار جسمی .من این بار توخونه هم کارهایی میکردم مثل چله ی آب که فقط آب میخوردم ازصبح تاشب .وبعدش هم روش کلم واب که واقعا تعجب میکنم که چطور میتونستم تحمل کنم حالا که ازدوربهش نگاه میکنم و پس های دیگه مثل فقط سبزیجات وخیلی چیزای دیگه . خب اما بازهم برمیگشتم دلیلش این بود که من از چاقترشدن میترسیدم به خاطر نظر دیگران .وامروز باخودم اینطوری اتمام حجت کردم که دیگران افکاری که دارن به من ربطی ندارد .اگه من .واقعا به مسیرم اعتقاد دارم پس باید ترس روبندازم دور ترس از چاقی به خاطر نگاه دیگران کار اشتباهه چون همین ترس هم باعث میشه که جسم چاقتربشه به خاطر واکنش احساسی که از طریق ذهن به مغز داده میشه .و این اتفاق هربار که من از چاقی ترسیدم افتاده ..منبه خودم گفتم همون طور به خاطر دیگران نفس نمیکشم وقلبم وهم ی اعضای بدنم . جسمم روتشکیل میدن .اینا مال من هستن وجسم من مربوط به منه پس.چرا نگران حرف دیگران .ونظر شون درموردخودم باشم از بچگی تا الان بهم دیکته کردن که حرف مردم مهمه نذاربقیه درموردت حرف بزنن .نگن لباسش این شکلیه.لباس نداره بپوشه .نگن .فلان وفلان وفلان .خب درصورتیکه مردم توخونه من زندگی نمیکنن یاتوجسمم پس وقتی کاری از دستشون برنمیاد جز حرف زدن .ونظر دادن خب من چراناراحت حرفاشون باشم چندوقت پیش یه نفر از اطرافیان بهم میگفت مردم درموردت چی میگن بهش گفتم من به حرف مردم کار ندارم اما اون گفت نمیشه چون ما بامردم زندگی میکنیم .مهمه و.این فرمول توذهن همه ی ماو اطرافیان ما هست .ولی ربطی نداره این حرفها به .چاقی من باید به خودم اطمینان داشته باشم که حرف دیگران برام مهم نیست .بعداز این هم .حتی اگرم چاق شدم مشکلی نیست ادامه میدم تا نتیجه بگیرم نه فقط لاغری بلکه شخصیتی چون من هرچقدر که مینویسم و ادامه میدم بیشتر درک میکنم که چطور زندگی کردم و به چه دلیل چاقم . پس ادامه میدم چون میدونم که این روش .واین مسیر فکری حتما نتیجه میده باباور تمام .باید ادامه بدم.✨
به نام خداوند نترسم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات ترس از چاق شدن
در گذشته ترس از چاقی باعث شده بود تن به هر کار بی عقلی که تصورش هم مشکل است بزنم تا جلوی چاقتر شدنم را بگیرم از مصرف داروهای پر ضرر لاغری بگیر تا انواع دستگاههای لاغری و به تنها چیزی که فکر هم نمیکردم سلامتی بود و میگفتم من یا لاغر میشوم یا میمیرم و زندگی با لذت لاغری بهتر از زندگی با ذلت چاقی است
و همین ترس باعث شد بخاطر انواع روشهای لاغری سلامتی ام به شدت مورد تهدید قرار بگیرد و رنج بیماریهای مختلف روحی و جسمی هم به رنج چاقی من اضافه شود
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام ۴۶ : ترس از چاق شدن مانع از لاغری است
همان طوری که ما درسایت تناسب فکری آموزش دیدیم که موانعی ذهنی زیادی برای لاغر شدن وجود داره که همین موانع ذهنی باعث میشن که ما لاغری رو تجربه نکنیم که هیچ، بلکه چاق تر هم بشیم . که یکی از این موانع لاغری ترس از چاق شدن هستش که من همیشه فک میکردم که ترس از چاق شدن باعث میشه که من بیشتر مراقب خودم باشم و چاق تر نشم ولی نتیجه همیشه چیز دیگه ای بود و هرچی من بیشتر از چاق شدنم میترسیدم بیشتر چاق میشدم انگار اتفاقا من کمتر مراقب خودم بودم و چاق تر میشدم . در ذهن ما فرقی نداره که ما از چاقی میترسیم و دوست نداریم برامون اتفاق بیوفته مغز ما فقط به میزان توجه ما عکس العمل نشون میده وقتی من ترسی از چاقی داشته باشم همه افکارم حول چاقی میچرخه و این برای مغز من یعنی توجه و بلافاصله اونو به چاقی جسم بدل میکنه که منو خوشحال بکنه که دیدی چیزی که خواستی رو واست فراهم کردم دیگه نگران نباش . حالا من هی با چاق شدن بیشتر هی ترسم بیشتر میشه و افکار بیشتری در ذهن من مرور میشه و توجه بیشتری به چاقی می کنم و ذهن من فک میکنه که چاقی که به من داده برام کافی نبوده و خیلی بیشترشو میخوام و هی بیشترشو در اختیار من قرار میده و این پروسه خیلی وحشتناکیه و معلوم نیست که تا کجا ادامه پیدا میکنه . پس این ترس رو باید برای همیشه در خودم حل بکنم و گرنه معلوم نیست چه برسر من بیاره و برای از بین بردن این ترس باید به گفته استاد عمل بکنم که با خودم بگم مسیر من درسته و در نهایت مسیر من لاغریه حالا ممکنه در ابتدای مسیر که هنوز آموزش ها در من تثبیت نشده وزنم من هم بالاتر بره ولی مهم نیست حالا دو سه کیلو بیشتر بخوام کم کنم که به وزن آیده الم برسم همان طوری که استاد توی یکی از فایل ها گفتن که وقتی میخوایم از یه مسیری تغییر مسیر بدیم اول فکرش میاد توی ذهنمون که مسیر رو تغییر بدیم و از مسیر دیگه ای بریم ولی داریم همچنان مسیر قبلی رو میریم و تا زمانی که فکر ما به عمل تبدیل بشه مسیر رو طی میکنیم ولی به محض تصمیم گرفتن از حرکت کردن صرف نظر میکنیم و چند ثانیه ای صبر میکنیم و بعد تغییر مسیر میدیم و وارد مسیر جدید میشیم در لاغری با ذهن ما باید به موضوع اینجوری نگا کنیم که ما در ابتدای مسیر فقط فکر تغییر مسیر رو داریم ( لاغری با ذهن ) و داریم مسیر قبلی رو طی میکنیم ( چاقی ) ولی وقتی که از سطح فکر کردن به عمل در میاد چاقی ما متوقف میشه و بعد از اون ما وارد مسیر جدید یعنی لاغری میشیم . در طول مسیر لاغری با ذهن همیشه باید استاد رو الگو خودمون قرار بدیم که در ابتدا بدون داشتن هیچ مدرس و راهنمایی مسیر رو شروع کردن و برهمه موانع ذهنی شون و همچنین بر ترس از چاق شدن غلبه کردن و این نتایج رو برای خودشون رقم زدن پس منی که در این راه راهنما دارم باید از این مسیر نتیجه بگیرم و شگفتی ساز بشم .
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد عزیز و دوستان همراه
قبلا از ترس از چاقی یا چاق تر شدن میترسیدم و دلشوره میگرفتم و همین ترس باعث میشد دوباره خودم رو تو دام محدودیت ورنج گرفتار کنم . محدودکردن موادغذایی ورنجهای لاغرشدن مثل رژیم و ورزش و…..
و همش این پروسه ادامه داشت تااینکه با روش لاغری با ذهن آشنا شدم و هرطوری بود خودم رومتقاعد کردم که راه درست واصولی برای لاغرشدن همینه ونتایج استاد ودوستان بهم دلگرمی میداد.
علیرغم چالش های زیاد توی مسیر اما به لطف الهی ادامه دادم و میشه گفت بعدیکسال تقریبا متناسب شدم و یه مقدار دلم میخاست وزن کم کنم که هرچی به درونم رحوع کردم مانع ذهنی پیدا نکردم .
اگرچه یه مدت بعدش داخل سایت نبودم اما پیوسته درمحیط اطرافم حواسم به نقض مانع لاغری بود وتمرینات رو عملی انجام میدادم و ظاهرا که چاق نشدم و
روی موضوع دیگه زندگیم بااین روش ذهنی کار میکردم و اون موضوع به نتایج خوبی رسید و من خیلی آرامش گرفتم بعد چند روز مرتب ترس لز چاقی درمن بیشتر شد خیلی فکر کردم که من که پیوسته تمربنات رو عملی تکرار میکنم مگه چه اتفاقی افتاده ومن که ورودی جدیدی به ذهنم ندادم .فقط آرامشم بیشتر شد .
یهو مغزم سوت کشید واین مانع ذهنی روپیدا کردم تصمیم گرفتم دوباره دوره رو مرور کنم و با آموزشهای دوره چندین مانع ذهنی جدید رو شناسایی کردم و همه رو برطرف کردم
الان دیگه ترسی از چاقی ندارم بلکه انتظار مونکن شدن درمن بیشتر شده وحس خوبی دارم .
وقتی ویسهای شما رو گوش میدم ناخودآگاه ذهنم شیفت میشه به گذشته و اتفاقاتش .طوریکه گاها صدای ویس رو نمیشنوم و یهو مانع رو شناسایی میکنم .
به نظرم ترسها خیلی آلارم خوبی هستند چون به من کمک میکنن که متوجه بشوم یه سری کدهای مخرب تو ذهنم بابت اون موضوع هست که مانع رسیدنم به هدفم میشه . پس بیام درونم رو واکاوی کنم و اون مانع رو برطرف کنم تا به خواسته ام برسم .
در مورد فایل امروز من هم جزو افرادی بودم که اکثر کارهام که خودم رو به دردسر میانداختم تا انجامش بدم به خاطر رهایی از حرف وحدیث دیگران خصوصا خانوادم بود .
اونها کافیه یه عیبی درت پیدا کنن انقدر بزرگش میکنن که واقعن فکرمیکنم به ته خط زندگیم رسیدم .
همین چاقی . خودم دوست داشتم متناسب بشم و تلاش هم میکردم اما چون خواهرم خودش خیلی چاق تر ازمن بود ولی آنقدر بد برام بزرگنمایی میکرد که من آرامش رو از خودم گرفتم وخودم رو به آب وآتیش زدم تا کمی لاغربشم اما آخرش هیچی به هیچی .تابه لطف الهی بالاخره هدایت شدم به این مسیر و تقریبا متناسب شدم.
اینها همش به خاطر عزت نفس پایینم بود .
وخیلی از کارهای دیگه که به خاطر دیگران انجامش میدادم تافرد خوبی به نظربیام وخودم رو تو دردسر میانداختم . و جالبه بعدمدتی وظیفم شد وانجام ندادنش باعث دعوا وقهر میشد .
تا اینکه روی عزت نفسم کارکردم و هر موضوعی تو زندگیم بخام حلش کنم میگم من باوجود همین مشکل هم عاشق خودم هستم و حرف وحدیث دیگران برام بی ارزشه .
وبرای لذت بردن بیشتر از زندگیم رویش وقت میزارم و حلش میکنم .
و واقعا درحالت آرامش چقدر مسیر لذت بخش تر میشه و راحت تر به نتیجه میرسند .
به نام خداوند شگفتی سازم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
ترس از چاق شدن
یکی دیگه از موانع ذهنی لاغر شدن ترسه
مانع ذهنی چیه؟
مانع ذهنی چیزیه که جلوی فکر کردن درست ما رو میگیره
حالا مانع ذهنی از کجا میاد؟
مانع ذهنی همون خاطراتیه که برای خودمون مرور میکنیم و اون کار و برای خودمون یک سد میکنیم یک دست انداز بزرگ و اون هم بخاطر بزرگ کردن یه مسئله است
مثلا مانع ذهنی پرخوری از تکرار خاطرات لذت بخش خوردن در ذهن ما نقش بستن و حالا وقتی برداشته نشه این مانع هر وقت به اون ماده خوراکی که خاطره لذت بخش ازش داریم برسیم بدون فکر کردن ،بدون اینکه حتی متوجه بشیم کلی پرخوری میکنیم
حالا تو درس امروز میخوایم مانع ذهنی ترس از چاقی و آنالیز و رفع کنیم
ما اگه بارها و بارها از روشهای غلط رژیم و ورزش و دارو و ….اقدام کردیم برای لاغری ،اکثر غریب به اتفاق بخاطر ترس از چاقتر شدنمون تلاش کردیم و وحشت بی اندازه از قضاوت شدنمون توسط اطرافیان و ترس حرفهایی که باید تحمل کنیم راجع به چاقیمون ؛
مثال عینی اون برادرزاده ام هست که همیشه آرزوی چاق شدن داشت و به شدت لاغر بود با قد ۱۶۵وزنش ۴۵ کیلو بود تا اینکه اقدام کرد برای چاق شدن توسط دکتر تغذیه ،و شروع رژیم چاقیش چون میدید من لاغر شدم اصرار کرد که عمه خیلی عالی شدی بگو چی کار میکنی و من فقط گفتم از طریق ذهن دارم اقدام میکنم گفت میشه چاقم شد گفتم آره ولی من بلد نیستم اما استادم داستانی و تعریف کردن شاید به دردت بخوره
منم مثال اون خانمی که استاد گفتن که هی شکمش و مالیده گفته وای چقدر چاق شدم و بهش گفتم و بهش هشدار دادم ذهنش و چاق نکنه و اون از همون لحظه من باب مسخره بازی هر چی میخورد شکمش و میمالید و میگفت وای چقدر چاق شدم و باورش نمیشد تکرار این جمله اثر کنه و چاق بشه چون بارها دکتر رفته بود و صد گرم اضافه نکرده بود و این مدام تو این دو ماه هر چی خورده این فن و اجرا کرده
خلاصه بعد دوماه دیدیمش و به طرز وحشتناکی چاق شده بود۱۵ کیلو اضافه کرده بود ،یکباره همه شروع کردن به سرزنش کردنش که چرا اینقدر چاق شدی و دچار ترس از چاقتر شدن شد سریع رفت روی ترازو
عمه وزنم ۶۰ کیلو شده ،شام خورد رفت روی ترازو
عمه ۶۳ کیلو شدم ،
صبح بیدار شد ناشتا رفت روی ترازو
عمه ۶۵ کیلو شدم
و دیگه من شاخام ،برگام
از قضا فایل امروز من هم ترس از چاقی بود یهو دیدم در عرض یک شبانه روز با ترس از چاقی چطور وزنش داشت صعودی بالا میرفت آخه مگه چقدر خورده بود ؟منطقی نبود اعداد اضافه کردنش و من اینجا به جادوی لاغری با ذهن و قدرتش یکبار دیگه ایمان آوردم و گفتم اینه ترس از چاقی و مانع ذهنی ؛و ناراحت بود از حرف دیگران و میگفت دیگه هیچی نمیخورم و هر چی هیچی نمیخورمهاش بیشتر میشد ترازو عددش بیشتر میشد
اکثر آدمهای چاق به خاطر دیگران قصد لاغری دارند
مثلا رضایت همسرشون و کسب کنند ،عروسی و مهمانی در پیشه،لباس عید و دید وبازدید عید ،فلان سفر باید برن و و و ……و واقعا نادره کسی بخاطر شخص شخیص خودش دنبال لاغر شدن باشه
منم بارها بخاطر همین ترسها و حرفها اقدام کردم برای لاغری حتی به غلط
یادمه عروسی برادر زاده ام سه تا خواهر دیگه ام نتونستن بیان و یکی از خواهرهای من پشت تلفن به من گفت اشکال نداره تو اینقدر چاقی جای خالی همه ما رو پر میکنی و اون لحظه من به خودم قول دادم تا عروسی حسابی لاغر بشم و یه رژیم تکخوری وحشتناک با ورزش سخت و دنبال کردم و لاغر شدم فقط بخاطر حرف خواهرم و طعنه ای که بهم زد ؛اون موقع بخاطر یه حرف چهل روز زجر کشیدم الان که طرز تفکرم به شکرانه آموزشهای ذهنی استاد روشن تغییر کرده احساسم و نگرشم و واکنشهام کاملا متفاوت شده و مصی دیگری در حال رشده
خدا رو شکر از وقتی روزانه گام برمیدارم در مسیر صحیح تناسب فکری با هواپیمای فرست کلاسم ،حالم عالیه ،ذوق و شوق رسیدن به مقصد لاغری منو به هیجان میاره
دیروز خانم بسیار متناسبی و دیدم و به عشق لاغری ام گفتم من بهت میرسم من بهت نزدیکم،راهی نمونده ،منتظرم باش و من قول میدم از این خانم هم متناسبتر و زیباتر بشم و مطمئنم میشم و کلی ذوق وجودم و گرفت
استاد فرمودید از موانع ذهنیمون بگیم
به شکرانه پروردگار و آموزشهای شما ،من یکی یکی موانع ذهنی و ترسهام دارن از بین میرن و بصورت خود به خودی خیلی تغییرات در حال وقوع هستن
نه تنها در جنبه لاغری بلکه در جنبه های ارتباط با اطرافیان و کنترل ورودی ها و خروجی ها و کسب آرزوها هم من در حال کسب نتایج بی نظیری هستم ؛
من تونستم به کمک آموزشهای ذهنی سایت تناسب فکری سندرم pmsکه هر ماه کلی آزار جسمی و ذهنی داشتم باهاش و مهار کنم و این موفقیت بزرگی برای من بود چون یک ماه تلاش کردم که رفعش کنم و بالاخره نتیجه داد و این ماه متفاوت از ماههای قبل اصلا خبری از سندرم در وجود من نبود که البته هر آنچه کسب کردم و کسب خواهم کرد تماما به شکرانه داشتن پروردگاری بسیار قادر و بخشنده و بی نظیره و البته آموزشهای استادانه ی شما ؛
من برای رسیدن به ایستگاه لاغری ام سرشار از عشق و هیجانم و برنامه ام برای حفظ این نشاط و سر زندگی اینه که
با تمام وجودم از خودم و جسمم و حتی اخلاقم راضی باشم و بپذیرم که من بهترینم و اصلا کار خداوند خلق بهترینهاست و من هر چه هستم بهترین و کاملترین و ارجحترین خودم هستم .
میخوام از بودن در مسیر تناسب فکری و تکرار و مرور آموزشها با عشق لذت ببرم در این مسیر قرار نیست من منتظر بمونم لاغری نوبتم بشه ،اینجا باید انتظار داشته باشم حقمه که به لاغری برسم .
موارد منفی ،آدمهای منفیو از خودم دور کنم حتی الامکان.در
میخوام عادت شکرگزاری و توی قلبم نگه دارم و در طول روز از صمیم قلب از خداوند بخاطر نعمتهاش سپاسگزاری کنم
میخوام شاد باشم ،برقصم ،موقع کارهای خونه آواز بخونم ،میخوام خودم باشم و بلند بلند به کوچکترین چیزها بخندم و سرشار از شادی باشم
عادتهای خوبی که از آموزشها یاد گرفتم و دوست دارم تکرار کنم مثل چی مثل به اندازه نیاز جسمم بخورم و از خوردن نترسم ،میخوام برای خودم ارزش بیشتری قائل بشم و ظرف غذا و میوه خودم و به بهترین شکل و چشم نوازترین حالت تزیین کنم و قبل خوردنش اول قشنگ نگاش کنم و لذت ببرم که چقدر خوبه میتونم با آزادی انتخاب کنم که چی بخورم و کیف کنم .
قول میدم به ظاهرم توجه ویژه کنم به مدل ایستادن مدل راه رفتنم مدل نشستنم توجه کنم غرور و عزت نفس خودم و با جسمم به همه نشون بدم تا به مرور در ذهنم هم شکل بگیره و من بی دلیل نخوام خودم و قربانی حرف و نگاه دیگران کنم.
میخوام برای لاغر شدنم هدف گذاری کنم که وقتی لاغر شدم مربی ورزشی باشگاه بشم چون بهش خیلی علاقه دارم .اینجوری لاغر شدن فقط برای لاغری نیست ،لاغر شدن برای زندگیه برای رسیدن عشق به عاشقانه ها .
من یقین دارم من برای درجا زدن خلق نشدم ،در درون من نیروی عظمت هم وجود داره یکی دیگه از نورهایی که خداوند داره عظمته و ما هم اون شعله نور و در درونمون داریم ،پس من به رشد و کسب موفقیت ادامه میدم و مطمئنم بهترین روزها پیش روی من قرار داره پس من با نیروی عشق و توکل و پشتکار و استمرار در مسیر درست زندگی در مسیر تناسب فکری به یاری خداوند حرکت میکنم و هر روز بزرگتر و پخته تر میشم
خدایا حرکت از من برکت از تو
الهی به امید تو
به نام خداوند شجاعم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
ترس از چاق شدن
خدایا ممنونم که بهم فرصت دادی امروز هم گام جدیدی و یاد بگیرم و تجربه های زیادی کسب کنم امروز و این گام روز تست آموخته های من بود هم ترس از چاقی هم ترسهای ذهنی که تو مدت حضورم تو سایت یاد گرفتم باهاشون مقابله کنم و در مواجه باهاشون رفتار درست و منطقی بروز بدم و اما
امروز من بعد مدتها مهمان داشتم و این اولین مهمانی من بعد از ورودم به سایت بود امروز چند تا امتحان و چالش با هم سر راهم داشتم و من از دیشب ترس و اضطرابهای داشتم که الان میگم
یکی جلوی پذیرایی آنچنانی خودم از مهمان و بگیرم و ترس واکنش مهمانهام به طریق پذیرایی ام و تحمل کنم
یکی دیگه انجام تمرین امروزم و گام برداشتنم و ترس از اینکه نکنه وقت نکنم امروز از مسیرم دور بشم
یکی دیگه این ترس و داشتم که نتونم در برابر خوردن خودم واکنش درست داشته باشم و ترس پرخوری کردن
ترس دیگه ام که از دیروز براش وحشت زده بودم این بود که برخی از مهمانهای من سرشار از ورودی های منفی و نگرشهای افتضاح و رفتارهای نا متعارف بودن و وحشت روبرو شدن با اونها و پر کردن مخزن ذهنی ام و داشتم
به لطف خداوند بی همتایم که ازش خواستم کمکم کنه تا از این امتحان سربلند بیرون بیام و امروز من شروع شد و اما موفقیتهای من در مقابله با ترسهای ذهنی امروزم
خوب من تلاش کردم به جای اینکه چندین مدل غذا و سالاد و دسر و انواع شیرینی و تنقلات تهیه کنم برای پذیرایی از مهمانم خیلی راحت و بدون ترس یک مدل غذای خیلی عالی درست کردم یک مدل سالاد یک مدل کیک و کاملا مهمانی و راحت گرفتم ،و اصلا برام مهم نبود که سفره ام رنگین نیست میزم رنگین نیست و وای الان آبروم میره و فلان و بهمان و یک مهمانی عالی شد و مهمانهام هم راضی بودن
ترس دومم که انجام ندادن تمرینم بود رو هم شکوندم و صبح زود پا شدم فایلام و تماشا کردم و توی روز هم هر فرصتی پیدا کردم کامنتی خوندم و سعی کردم یه فضای ذهنی آرومی برای خودم بسازم و خدا رو شکر اینجا هم موفق عمل کردم
و اما چالش بعدی من امکان پرخوری ام بود که نگم براتون بطرز فوق العاده ای رفتار کردم و طوری متناسب خوردم که مهمانهای من میگفتن مریض هستی نمیخوری ؟
ولی من به اندازه نیازم از هر چیزی خورده بودم و لذتش و هم برده بودم و خدا رو شکر بخاطر تغییر فضای ذهنی ام واکنشهام کاملا درست و عالی بود و این ترسم هم از بین رفت و من موفق شدم کاملا متناسب رفتار کردم
ولی ولی امان از ترس آخر که غول مرحله آخرم بود
خوب مهمان من سرشار از انرژی منفی و آدمی پر از فرمولهای غلطه و هر بار خواست نزدیک مخزن ذهنی من بشه من آروم از بغلش لیز خوردم و اصلا به چیزهایی که می شنیدم اهمیت نمیدادم و کلا خیلی با اعتماد به نفس و انرژی مثبت اجازه حتی نزدیک شدنشون به مخزن ذهنی ام و ندادم چه برسه پر کردن مخزنم
و اما درس زیبای امروز
ترس از چاقتر شدن چیزی بوده که همیشه باعث شده انواع و اقسام رژیمها و ورزشهای سخت و انجام بدم و تن به خوردن هرگونه دارو و عوارضش بدم فقط برای اینکه ترس از چاقتر شدن داشتم و همیشه نتیجه ای که کسب میکردم فقط چاقی بیشتر بود و دقیقا ترس از چاقی باعث چاقی بیشتر من میشد ،ترس داشتم مهمانی برم بخاطر نگاه و حرفهای دیگران و از قضاوت شدن وحشت داشتم
اما امروز به لطف خداوند آگاهی ناب دیگری و کسب کردم و دیگه برام مهم نیست دیگران راجع به من چه نگاهی دارند
من دیگه از چاقی و چاقتر شدن نمیترسم
من نگاهم و تغییر میدم و دنیا جوری دیده میشه که من میخوام ببینم
من با استفاده از آموزشهای ذهنی بر تمام ترسهام غلبه میکنم و امروز به خودم ثابت کردم که در حال نتیجه گرفتنم و بابت این موفقیتهام شکر گزار خداوندم هستم
دیگه نگران واکنش آدمها نیستم و اجازه نمیدم افکار منفی در سرم بچرخه و اجازه نمیدم چرخه معیوب افکار منفی در من فعال باشه
امروز چون مهمون داشتم و به شکل پراکنده در سایت بودم ولی تا الان که ساعت ۶صبحه هنوز نخوابیدم تا کامنتم و بنویسم و ارسال کنم و از موفقیت خودم در مواجهه با ترسهای ذهنی ام بگم و از استاد تشکر کنم بخاطر لطف بی کرانشون
الهی به امید تو
سلام به استاد عزیزم با قدرت و بعد از سر خوردن های پی در پی میرم سراغ گام شماره۴۶
ج سوال اول
چیزی ک خودم به شخص تجربه کردم ایم این بود برای برداشتن موانعی ک از بین بردنشون سخت نیاز به زمان هست برای خودم موانع چون خوردن با توجه به توضیحات عالی استاد سریع برداشته شدولی مانع تحرک چند ماهی زمان برد چون باید از فکر باشگاه رفتن فاصله میگرفتم و همین وضعیت موجود رو قبول میکردم ج سوال دومموانع ذهنی ک دارم اینه حس میکنم لاغری ازم دور شده فقط ب خاطر اینکه همسرم منو وادار کرد که بعد چهار ماه خودمو وزن کنم منم رفتم رو وزنه شکه شدم چون به راهی ک استاد جلوی پای ما گذاشته بود خیلی اعتماد داشتم ولی متاسفانه عدد روز ترازو منو از خودم بیزار و گمراهی که قبلا ، قبل از اشنایی با لاغری با ذهن بود دوباره برگشت خدایا یعنی مسیر من غلط بود اخه چرا باید منی ک انقد احساس خوبی به غذا دارم ب راحتی از بین بره چرا باید برگردم به دوران کالری شماری این دقیقا در زمانی رخ داد ک من یک قدم دیگه به این فایل ترس از لاغری نزدیک بودم و چون اطلاعات کافی نداشتم و فکر میکردم به اخر این راه رسیدم .واقعا فکر اینکه دوباره بخوام به همون دوران زجر آور برگردم خیلی آزارم میداد خدایا گشنکی… سوزش معده... احساس بد مظلومیت ک تحت کنترل همسرم در اومدم ،بغضایی ک مسط غذا میومد سراغم ک من مگه چقدررر میخوردم که حالا اونو نصفم بخورممم و نرم سمت چیزایی ک دوس دارم تا اینکه رفتم امروز جواب ازمایشمو گرفتم و دیدم بدن کاملا در حالت نرمال قرار داره خداروشکر با خودم گفتم خب اگه این اضافه وزن واقعی بود که من نباید انقد نرمال باشه همه چیم و قبل از اونم با بچه هایی ک تو گروه لاغری با ذهن هستن صحبت کرده بودم و اونا گفتن ک اونام وزنشون اضافه شده و من نباید توجه کنم به عدد رو ترازو خلاصه بعد این شوک باز برگشتم به مسیر و با خودم گفتم جلوی شوهرم فیلم بازی میکنم ک حرفای اونو قبول دارم ولی زیر زیرکی کار خودمو میکنم ج سوال سوم من در زمانی ک باشگاه نمیرفتم ی خرده ترس داشتم ولی الان ی ماه ک مانع بی تحرکی رو رد کردم ج سوال چهارمدر گذشته فقط عذاب رژیم رو یادم میاد واقعا سخته از چیزایی که دوس داری بگذری ما چه فرقی با افراد لاغر میکنیم وقتی خدا بدن همه رو ی جور آفریده ولی دقیقا همسرم سعی داشت بهم بفهمونه بدن من فرق داره اله بله بعد از این ور میخواس روش لاغر شدن خودش رو ،رو من پیاده کنه بهم میگف بهم اعتماد کن ولی من بیزار بودم از اینکه یه کف گیر برنج بکشم نکه پر خور باشم نه نهایت غذایی ک میخوردم سه کفگیر بود بعضی وقتا کمتر همسری ک میگه عزیزم تو حتی چاقم بشی من دوست دارم من ب خاطر شادی خودت میگم چون تو با لاغری که شادی بعد رفته فرداش برا من قرص ضد اشتها خریده😐 و فکر میکنه من اشتهام زیاده اخه لامصب مگه من پرخوراکم منی ک گاها با دو کفگیرم سیر میشم کجای اشتهای من زیاده☹️از استاد عزیزم اگر تا حالا فایلی راجب اشتهای زیاد نزاشته بزاره نمیدونم شایدم من خوب نگشتم تو سایتو ولی برا من سوال شده کسی ک اشتهای زیادی داره چه ویژگی هایی رو داره؟ولی در کل اینکه پا بزارم رو ترسم و دوباره این مسیر روبیام خیلی برام سخت بود چون همون طور ک استادجان گفتن باید بتونیم چیزی رو ببینم ک الان با چشم نمیبینمش دقیقاشده داستان اینه که اگر ب خدا اعتماد داری باید هرچی گفت بگی چشم شاید پشت این همه اعتماد چیز بهتری وجود داشته باشهکار راحتی نیست مقاومت ذهن یقه آدمو میگیره چجوری میخوای ادامه بدی چجوری میخوای نبینی ک وزنت بالاس اگه همینطور ک ادمه بدی بدتر بشه چی گفتم گه باید پشت صخره های بلند لاغری ک انتظارمو میکشه فقط کافیه ادامه بدم و ترسم بریزهذوق شوق لاغر شدنمن عاشق لاغریم عاشق سبک وزنی عاشق لذت خوردن غذاهایی ک بهم انرژی میدن من لاغری و متناسب بودن رو با پوست جان خودم لمسش میکنم من عاشق اندام تراش خورده توسط خداوند هستمچون تو کار خدا که نقص وجود نداره همه موانع و نقص ها در افکار و دیده هاوشنیده های ماستچقدر افکار همسرم برام مهم؟ هر بار ک ب تضادی میخورم فقط ب فکر اینم ک نکنه همسرم فلان فکر رو بکنه و فلان تازگی به این نتیجه رسیدم شیطان یک ابزار بیشتر نداره اونم اینکه به وسیله نقطه ضعفم ک همسرم منو مورد هدف قرار میده و من باید این نقطه ضعف رو هرچه سریع تر از بین ببرم و هرکاری دوس دارم بکنم واقعا استاد اراده آهنین داشته که بدون هیچی به این مسیر دل بسته و ادامه داده و نتیجه هم گرفته همسر منم دقیقا نتایجمو نابود میکرد همسری ک هیچ علاقه ای به مباحث ذهنی نداره اصلا به عالم غیب اعتقادی نداره چیزی ک اون میتونه قبول کنه شرایط عینی ک با چشم ببینه تا باور کنه حالا برا من رفته دارو گیاهی خریده ک لاغرم کنهدر این فایل اموزشی فهمیدم چطوری مانع بی تحرکی رو از سر راهم برداشتم با دیگر تکرار نشدن اون فکر به امید لاغری لاغری و متناسب بودن حق طبیعی من و هر انسانی هستش
سلام دوست متناسبم
از خوندن دیدگاههای پر احساس و زیبای شما همیشه لذت میبرم البته من جلوی شما درس پس میدم
اما بعد خوندن دیدگاهتون خواستم بگم از چاقتر شدن نترسید کافیه واقعا رها بشید و افکارتون و رها کنید توجه به حرفهای اطرافیان چه مثبت چه منفی نباید روی حرکت ما در مسیر درست زندگی تاثیر بزاره ،
باور اینکه خودمون و بپذیریم باعث میشه همسر و اطرافیان هم ما رو بپذیرن و فرکانس اطراف ما رو دریافت کنند
اگر قرار باشه دیگران راجع به جسم ما طبق سلیقه خودشون رفتار کنند واقعا اصل توهینه !!!
هر چه میکاریم درو میکنیم
اگر دوست ،آشنا،همسر و…..به خودشون اجازه میدن درباره جسم دوست داشتنی ما اظهار نظر شخصی کنند و یا حتی برای ما نسخه بپیچند دلیل این بخاطر کوتاه آمدن ما و اعتماد به نفس و عزت نفس ماست و فرکانسهایی که خودمون ساتع میکنیم
من جزو خوانندگان کامنتهای پر انرژی شما هستم همیشه شما رو تحسین میکنم به عنوان دوست خوبی که در برداشتن گامها از من پیش قدم هستید و بسیار قابل احترام
نمیگم امیدوارم متناسب شوید چون مطمئنم در این مسیر درست قطعا متناسب میشیم همگی پس بدون ترس از چاقی و ترس از افکار و رفتار اطرافیان با اعتماد و عزت نفس بالا به مسیر خودتون ادامه بدید براتون آرزوی بهترینها رو دارم
شاد و سلامت و متناسب باشید
سلام دوست عزیز مرسی که کامنت های منو دنبال میکنید نظر لطفتونه ،امروز داشتم به این فک میکردم که من چقد از خودم اطلاعات زیادی تو این سایت گذاشتم شاید اگه بهم میگفتن بنویس تو یه روز چی بهت گذشت انقد دقیق نمینوشتم و چیز خاصی به ذهنم نمیومد
حالا به لطف سایت تناسب فکری تجزیه تحلیلم خیلی بهتر شده چون کار استاد اینه که میره با پیچ گوشتی میوفته به جون افکار چاقی ما
راستش فک کنم یک ماهی میشه تو سایت فعالیتی نداشتم بیشترش ب خاطر بارداریم هس ک تازه متوجهش شدم و فکرم رو درگیر کرده خیلی دوس دارم پکیج بارداری استاد رو تهیه کنم ولی فعلا در توانم نیست خریدش
ی خرده ام تنبل شدم نه تنها این مسیر از مسیرهای موفقیت با ذهن هم عقب افتادم ولی به قول استاد عزیز از هرجا ک سر خوردیم باز باید برگردیم
حالا یکی از علت های اضافه وزن یهویی من میشه تاثیر هورمون ها بر بدن من باشه چیزی ک خیلی دوس داشتم بهش پی ببرم من شکداشتم ک باردارم ولی مطمان نبودم و این ،این رو نشون میده که مسیری ک من رفتم نمیتونسته اشتباه بوده باشه
خیلی تو فکرم که دوباره برگردم و از ادامه گام ها مسیرم رو ادامه بدم و فعالیتم در سایت رو دوباره آغاز کنم سرفرصت کامنت های شمارم میخونم
مطمانم میتونم از هم دیگه خیلی چیزا یاد بگیریم
چون مغز همه ما انسان با وجود متفاوت بودن یک نگاه ویژه و خاصی به مسائل مختلف داره پس هر کدوم از کامنت ها ممکنه یه کد جدید لاغری به ما بده و ما نباید غافل شیم
بله کم کم دارم با چاقیم کنار میام تازه الان ۹ ماه وقت دارم رو خودم کار کنم و کسی ب خاطر حاملگی جرات نداره بهم چیزی بگه چون اینجا دیگه بحث بچه وسط 😂😂
نمیخوام پرخوری کنم به هیج وجه من طبق روال گذشته به اندازه میخورم و نمیگم ب خاطر بچه باید دو سهم بخورم فلان چون مطمانم اشتباه
خداروشکر میکنم ک به راحتی به من نعمت به این بزرگی داد
امیدوارم هممون کم نیاریم تو این مسیر و ادامه بدیم
با آرزوی موفقیت و سربلندی برای همه افراد سایت
سلام دوست متناسبم
وای چقدر از شنیدن خبر مادر شدنمتون خوشحال شدم انشالله به سلامت و خیر و خوشی کوچولوی نازتون و با عشق و افکار صحیح در مسیر درست زندگی رشد بدید و کنار هم لذت ببرید یه یا علی بگید و دوباره به مسیر برگردید بخاطر حال خوب و آرامش کنار ما باشید تا ما باز هم از خوندن کامنتهای زیبای شما با حال خوش مادر شدنتون لذت ببریم اینجا ما یک خانواده بزرگ فهمیده با نگرشهای مثبت هستیم
همین امروز رفتم داروخانه یهو یه خانم که دنبال گوش مفت بود شروع کرد به بیان اخبار منفی کشتار که من وسط حرفش گفتم نمیخوام بشنوم گفت وا چه بی تفاوت گفتم اخبار منفی دنبال نمیکنم گوش خودمه نمیخوام بشنوم یهو پرید بهم که همین شماها با بی تفاوتیهاتون این مملکت و اینجوری کردید و مگه آدم نیستی و چرت و پرت اصلا بهش توجه نکردم و تهش گفتم شماها هم نسلاتون زمان انقلاب ریختید تو خیابونا حالا ما باید تاوان بدیم یاد بگیرید به حقوق شنیداری آدمها احترام بزارید و داروم و گرفتم و با یه غرور و اعتماد به نفسی محل و ترک کردم
خوب چرا اینو گفتم بخاطر آموزشهای سایت و بودن در مسیر صحیح و کنترل ورودی ها رفتارم با قبل ورود به سایت از زمین تا آسمون فرق کرده اینا یعنی تغییر یعنی زندگی
حالا اگه من اون آدم قبل بودم دل به دلش میدادم و واسه تمام اون کشته ها گریه میکردم و کلی حال خرابی تا چند روز عایدیم بود
اینجا فقط تناسب و لاغری جریان نداره آرامش و شادی و امنیت و وجود خداوند کاملا حس میشه حیفه که خودمون و از این احساسهای ناب محروم کنیم
بی صبرانه منتظر خوندن کامنتهای پر انرژی و زیبای شما هستم با آرزوی بهترینها برای خودتون و تو دلی نازنینتون
پرروزی و شاد و سلامت و متناسب باشید
سلام استاد
چقدر خوشحالم که توانستم گام ۴۶ که ترس از چاقی ۱۰۰٪ مانع لاغری است برسم و من دقیقا این ترس را در خود دارم و همه ی اینها به خاطر قضاوت و نظر دیگران است که لاغرتر نشدی ، داری چاق تر میشی ، کی تا حالا با ورزش نکردن و رژیم نگرفتن لاغر شده ، توکه همیشه میگی میخوام لاغر بشم وهرروز چاق تر میشی 😥😥 تا حالا بگو چند کیلو لاغر شدی ، خودت روی ترازو نمیری می ترسی چاق تر شده باشی خودت هم این روش را قبول نداری و حالا فکر می کنم می بینم من ۱۰۰ درصد به این روش اطمینان دارم و خودم اینقدر که دیگران در مورد من نظر می دهند ، ذهنم را مشغول نمی کنم و دقیقا استاد درست گفتید بیشتر ترس چاقی ما از حرف دیگران است پس چه بهتر که ما آنها را رها کنیم چون حرف بسیار زیبایی گفتید
هر فکری که ما به آن بی اعتنایی کنیم و از کنارش رد شویم خود بخود محو و نابود می شود و هر فکری که مثل کاموا در هم تاب دهیم بزرگ و بزرگتر شده و خودمان درآن اسیر می شویم
در مورد لاغر شدن هم همینطوره وقتی ما زیاد به چاقی توجه کنیم و به نظر دیگران درمورد خو دمان توجه کنیم هرروز چاق تر می شویم و احساس خودمان به بدنمان و چاقی بد میشود واگر به حرف و نظر دیگران محل ندهیم و دراین مسیر استمرار داشته باشیم و خودمان را مسئول لاغری خودمان بدانیم با احساس خوب و شاد جلو می رویم و قضاوت و ناراحت نمی شویم وفقط به مسیر لاغری راحت و بدون سختی فکر کنیم که نتیجه و عملکرد کار عالی خواهد بود
فکر کنم ترس از چاق شدن مهمترین مانع در لاغری است که سالیان سال ما با این باور زندگی کردیم و می بایست ابتدا این باور را اصلاح کنیم که اگر هم چاق شدیم اشکالی نداره در طول مسیر استمرار داشته باشیم و از چاق تر شدن نترسیم ومابه سمت سرزمین لاغرها نزدیکتر می شویم و ممنون از شما استاد عزیز بابت این فایل بسیار خوب و ارزشمند
درک و برداشت شما از موانع ذهنی لاغر شدن چیست؟ مهمترین و سریعترین راه برای لاغری برداشتن موانع لاغری در ذهن است که یکی از مهمترین آن عدم ترس از چاقی است زیرا موانع لاغری باعث جلوگیری از سرعت در لاغری میشوند و هر بار که موانع را شناسایی کنیم و آن را رفع کنیم کار سریعتر انجام می گیرد
تصور می کنید چه موانعی ذهنی برای لاغر شدن دارید؟
ترس از چاقی بیشتر وب گشت به وزن قبلی
استپ شدن وزن
کوچک نشدن شکم
کم نشدن وزن طی دوماه
سرعت لاغری کم شده
پرخوری دوباره برگشته
درست انجام ندادن تمرینات
مدت زمان رسیدن به وزن ایده ال
ولی با این حال من اعتماد کامل به این روش دارم و با گوش دادن به این فایل که هر فکری که به آن توجه نکنیم نابود خواهد شد تمام موانع ذهنی بالا را در ذهنم خط میزنم و با اشتیاق و عاشق شدن برای لاغری تمام سعی و تلاشم را میکنم و خیلی مصمم تر در این مسیر هستم
نگرش شما درباره ترس از چاق شدن چیست؟ آیا این مانع را در ذهن خود دارید؟ من ترس داشتم که نکنه دوباره چاق شوم و برگردم به وزن قبلی یا بیشتر ولی الان با گوش دادن به این فایل دیگر فکر نمی کنم چون خودم باید لاغر شوم و ترس از چاقی به خاطر اطرافیان است و نظر دیگران اهمیتی ندارد
در گذشته ترس از چاق شدن باعث ایجاد که مشکلات و مسائلی برای شما شده است؟ بله همیشه همسر و اطرافیان به من می گفتند که شما خیلی بارها تصمیم به لاغری می گیری ولی بعد از مدتی رها می کنی و دوباره چاق تر میشی و همیشه ترس از چاق تر شدن در من مانع لاغری من بوده
درباره ذوق و شوق لاغر شدنتان بنویسید؟ چقدر برای لاغری ذوق و شوق دارید؟در مورد ذوق و شوق لاغری باید بگویم همیشه فکر میکردم باید تا انتها فایلهای ۱۰۰ گام را هم گوش بدهم تا لاغر شوم و نتیجه بگیرم ولی الان می دانم که باید در هر مرحله برای رسیدن به لاغری ذوق و شوق داشته باشم تا نتیجه عملکرد بر رفتارمن مشخص شود وخدارا شکر ذوق و شوقم برای لاغری زیادتر شده است
چه برنامه ای برای افزایش ذوق و شوق لاغر شدنتان دارید؟ برنامه خود را اعلام کنید.؟ هرروز به صورت منظم یک فایل گوش دهم ، تمرینات آن را بنویسم ، در رفتار و عملکرد خود وافراد متناسب دقت بیشتری انجام بدهم ، نظرات دیگران را بخوانم ، ترس از چاقی نداشته باشم بدانم مطمئن باشم عاقبت من با این روش لاغر خواهم شد ، عجله نکنم ، هرروز عکس شگفت انگیزان را ببینم و جای خالی عکس خودم را تجسم کنم ، استاد را نمونه بارز این روش بدانم
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
من از چاقتر شدن نترسم و اصلا به آن فکر هم نکنم چون فکری که به آن توجه نکنیم خودبخود از بین می رود وفقط به لاغری فکر کنم
سلام ودرود
من از چاقتر شدن نمیترسم .
چون چاقتر شدن فقط یه فرکانسه که از فکر شروع میشه .
فکرای ما خلق میشه .
وقتی یه فکر بارها و بارها تکرار میشه در ما ایجاد حس می کنه . یکی از اون حس ها ترسه .
ترس از چاق شدن از فرمول من دارم چاق میشم میاد از انتظار چاقی . از اینکه هنوز مواردی هستن که ما از اونها حس چاقی میگیریم .
ما حتی از چربیهای خودمونم دیگه نباید حس چاقی بگیریم . چربیها چیزی نیستن جز آب دی اکسید کربن و اکسیژن .
اکسیژنش و مقداری آب که کاملا انرژی کارکرد سلولها هستن .
هر وقت که نفس میکشیم و دیاکسید کربن پس میدیم بدونیم اینا همون چربیهای اکسید شده هستن . ببخشید عذر میخوام هر وقت دسشویی میریم یا عرق می کنیم بدونیم اینا همون چربیهای اکسید شده هستن .
چربیها موندنی نیستن .
ما فقط با افکارمون و ترسهامون سر راه اکسید شدنشون مانع ایجاد می کنیم . تازه با وجود تمام موانع باز هم ما اکسید چربی داریم .
یعنی ببینید وقتی ما موانع رو برداریم طبیعت بدن چه اندام زیبایی برامون خلق کنه .
فقط باید تحت هر شرایطی بدونیم لاعری اتفاق میفته .
باورها و فرمولهامون رو درست کنیم .
هیچ چیزی توی این دنیا قدرت چاق کردن مارو نداره به جز خودمون .
خودمون خواستیم و چاق شدیم و حالا میخوایم و لاغر میشیم .
راستی من ۳ کیلو کم کردم . برای منی که دائما در حال افزایش بودم کاهش ۳ کیلو اونم به راحتی و با لذت خیلی خوبه . من عجله ای برای کاهش وزن ندارم . چون میدونم خودش خود به خود کم میشه . چربیها اکسید میشن و میرن . من فقط روی فرمولا کار می کنم تا لاغری رو بیشتر حس کنم .
امروز دوستام بهم گفتن عطا چاق شدی انگار گفتم نه من لاغر شدم . گفتن نه چاق شدی . شرط چی میبندی . گفتم من لاغر شدم . شرطم نمیبندم . ترازو آوردن و من رفتم روش و دیدم ۳ کیلو کم کردم .
گفتم دیدین لاغر شدم . میدونم که دارم لاغر میشن . گفتن مگه داری کاری انجام میدی گفتم نه . کاری نمی کنم . فقط حس چاقی دیگه ندارم . دیگه چیزی نگفتن و ولم کردن .
هر عاملی که به من حس چاقی میده رو تبدیل به لاغری می کنم . شاید اولهاش باورم نشه ولی کم کم باور می کنم .
همونجور که تا الان کلی لاغری رو باور کردم .
کسی که چاقه در عین حال لاغره چون لاغر شدن داره درونش اتفاق میفته . چربی سوزی خاصیت بدنه . طبیعت بدنه .
چاقی رو فقط خودمون خلق کردیم . فقط خودمون نه هیچ چیز دیگه .
بقیه عوامل مثل توجهات ، افکار ، رفتار ، عادات و حتی جسم چاقمون فقط نیروهای کمکی بودن .
ما چاقی رو به هر دلیلی چه مثبت چه منفی خواستیم و تمام این ابزارها جذبمون شدن تا چاقی رو خلق کنیم .
حالا دیگه لاغری رو میخوایم .
استمرار در خواستن .
من میخوام و کلی ابزار دارم .
چشم و گوش و دست دارم برای فرایندهای آموزش .
توجه لاغری دارم . به لاغری توجه میکنم . به دائمی بودن لاغری توجه می کنم .
حتی در تمام زمانهایی که ازش حس چاقی میگرفتم در تمام این زمانها لاغری داشت اتفاق میفتاد .
لاغری یه پروسه ی مستمره اینطور نیست که فقط یه زمانهایی باشه .
اصافه وزن ۲۰-۳۰کیلویی ما حاصل ارتعاشات چاقی ماست ولی همزمان با اون طبیعت بدن ما داشته کار خودشو میکرده . یعنی تازه اگه بخوایم برایند بگیریم بازم نیروی لاغری زیاد نزاشته چاق بشیم .
حالا فکر کنید ما موانع لاغری رو شناسایی کردیم و یکی یکی داریم برمیداریمش .
خب اول روند چاقی شاید همچنان ادامه داشته باشه . چون ما با خیال راحت میخوریم ولی فکره هنوز بعد از خوردن ارتعاش چاقی میده . بعد از مدتی کار کردن روی فرمولا یاد میگیریم خوردن چاق نمی کنه کم کم بعد از خوردن احساس چاقی نمی کنیم . البته من خوردن رو مثال میزنم چون عمیقترین باور چاقیمه . مخصوصا زیاد خوردن . وقتی با زیاد خوردنم به صلح رسیدم و گفتم پرخوری هم چاق نمی کنه و البته از یه طرفم بر اساس زبان بدنم خوردنم رو انتخاب کردم کم کم احساس چاقی متوقف میشه . هر چقدر بیشتر می گذره از طرفی تعداد روند پرخوریهای من کاهش پیدا می کنه و از طرفی قدرت چاقی رو از هرچی عوامل بیرونیه مثل پرخوری ، کم تحرکی ، ژنتیک ، قرص ، دارو ، اندام چاق ، لایه های چربی و … برمیدارم و همه رو میدم به خودم .
میگم خودم انتخاب کردم . خودم خواستم و بعد به راحتی می گم نمیخوام دیگه چاق باشم و باورهام و اصلاح می کنم .
من خودم و فقط خودم و فقط خودم عامل لاغریم هستم و بقیه ابزارها کمکم می کنند .
من ابزار کمکی زیادی برای لاغری دارم و از همشون استفاده می کنم .
حالا به مرور با حرکت من در این مسیر باورهای چاقی من کمرنگ و باورهای لاغریم پررنگ تر میشه .
من بدون عجله فقط روی فرمولهای ذهنم کار می کنم تا در سطح فکر در مسیر لاغری باشم . ولی فکرم لاغره حس لاغری دارم و رفتار لاغری هم دارم . کم کم عادت می کنه . هم عادت افکاریم در جهت لاغریه یعنی قدرت چاقی رو به هیچ چیزی نمیدم و هم عادات رفتاریم در جهت لاغری میشه . یعنی در جهت پاکسازی بدن از احساست بد . از رفتارهایی که حس چاقی میدن .
البته بازم همونا به افکار بر میگرده . همزمان بازم باورشو اصلاح می کنم .
به مرور زمان من چاقیم متوقف و روند لاغریم آغاز میشه و هرچی بیشتر می گذره و من در مسیرم استمرار بدم لاغریم بیشتر و بیشتر میشه .
خب این ۳ کیلو کاهش وزن شاید از نظر خیلیها با توجه به اینکه من تکرار و تمرین زیادی دارم کم باشه ولی برای خودم خیلیه . چون من از اول توجه به نتیجه جسمی نداشتم . فقط مراقب حسم بودم . الانم فقط این نتیجه رو میزارم به پای همه تغییرات کوچکی که تا الان داشتم . خودم رو با روز اول میسنجم .
حال خراب .
احساس چاقی زیاد .
رفتارهای دون شاءن یک انسان
افکار چاق کننده
و توجهات چاقی فراوان .
ولی الان خب در وضعیت خیلی بهتری هستم . از خودم راضی ام .
خیلی وقتا با خودم در صلحم .
سعی می کنم حدالمقدور رفتار غذایی در حد انسان داشته باشم و البته وقتی هم که زیاده روی می کنم با اینکه حالم بد میشه سعی می کنم فرمولشو درست کنم تا مدت زیادی در ارتعاش چاقی نمونم .
خلاصه من حرکات آرامی دارم .
مهم اینه من در مسیر لاغری باشم و جسمم آروم و اهسته خودش پایین میاد . اصلا عجله نکنم و درگیر وزن کردن نباشم . چاقیهای جسمم و نبینم و به قول شما در فایلی هرچقدرم که چاق باشم بازم هیچ چیزی نیست و خیلی راحت همه اش از بین میره .
پس از چاقتر شدنم نترسم چرا که چاقتر شدنم حتی یه فرمول در مسیر لاغریه .
چاقتر شدن یعنی چربی بیشتر یعنی اکسید بیشتر . یعنی تجزیه بیشتر یعنی نیروی لاغری بیشتر . یعنی احساس لاغری بیشتر . اصلا نترسم چرا که نیروی لاغری بدن من همه شو راحت و اسوده آبش می کنه . پس نگاهم و به چربیها تغییر بدم .
سلولهای چربی محل ذخیره انرژی نیستن . محل اکسید انرژی هستن . هرچی سلولهای چربی بیشتر باشن یعنی کارخونه لاغری بزرگتره . خب چرا من به چاقی نگاه کنم به کارخونه عظیم لاغری نگاه کنم که همه ی این چربیها رو داره اکسید می کنه و میره . ما سالهاست که چربیهامون داره اکسید میشه و میره . بدن سالهاست که داره هر چی وزنه از ما میبره . اگه حساب کنیم از اول عمرمون تا الان اگه بدن نیروی لاغری نداشت ما تا الان باید ده تُن میشدیم . ولی مثلا منی که حدودا ۲۵ سالمه فقط ۱۰۰ کیلو هستم . من از اول عمرم تا حالا به اندازه ۹هزار کیلو کاهش وزن داشتم .
۹۰۰۰ کیلو .
این واقعیته .
خدایا وقتی فیلتر لاغری رو میزنم چه حقایقی رو میبینم که تا حالا بهش توجه نکرده بودم .
لاغری همیشه بوده من نمیدیدمش .
لاغری چیز جدیدی نیست .
من از اول عمرم تا حالا ۹۰۰۰ کیلو کاهش وزن داشتم شایدم بیشتر . اون وقت کاهش ۳۰ کیلو در مقابل ۹۰۰۰ کیلو چیه واقعا ؟
پس چرا باید از چاقتر شدن بترسم . بدن من در عرض ۲۵ سال ۹۰۰۰ کیلو کاهش داده یعنی ۳۰ کیلو رو نمیتونه در مابقی سالهای عمرم کاهش بده .
به وجد میام وقتی با این همه حقایق روبرو میشم . ما چقدر نادان بودیم . چقدر از آگاهی دور بودیم .
آخه کاهش ۳۰ کیلو برای بدن چه کار داره که برای ما شده غول بی شاخ و دم .
تازه ۹۰۰۰ کیلو فقط یه عدد تقریبی بوده مطمئنم کاهش وزن ما تا حالا خیلی بیشتر از اینها بوده . در حالیکه ارتعاش چاقی ما فقط ۳۰ کیلو اضافه وزن بوده .
یعنی۹۰۰۰ کیلو کاهش وزن کجا و ۳۰ کیلو افزایش وزن کجا .
واقعا طبیعت بدن کدومشه ؟
تنها علتی که ما چاقی رو باور کردیم دیدن با چشم بود . ما کاهش وزنها رو هیچ وقت ندیدیم ولی افزایش وزنها رو میدیدیم . ولی الان داریم میبینیم و با یقینم میبینیم . قطعا این کاهش وزن هر روز و هر روز ادامه داره . چون طبیعت همینو داره نشون میده به ما .