0

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که جلوی لاغر شدن شما را می‌گیرند (گام ۷۲)

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن
اندازه متن

شاید برات آشنا باشه که می‌گن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…

ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که به‌جای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو می‌گیره.

در حالی که فکر می‌کنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار می‌کنی 😓

بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی به‌جای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره… 🧠✨

🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست می‌گیره…

تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد می‌ترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردی، اون اتفاق میفته؟

اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش می‌ری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔

منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشه‌ای‌ترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.

یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیش‌بینی کردیم! 😵‍💫

مثلاً وقتی از شکست می‌ترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی می‌سازیم که پایانش باختن خودمونه.

وقتی از دست دادن عشق می‌ترسیم، داریم صحنه‌ی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور می‌کنیم.

و با همین تصویرسازی‌ها، داریم به جهان هستی می‌گیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬

حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳

بله! اینم یکی از اون ترس‌های عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث می‌شن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

ترس از لاغر شدن

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند

یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!

وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمی تونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز می‌گیره. 🧠🚫

یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:

سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔

این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سال‌ها ذهن منم درگیرش کرده بود!

چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ می‌دن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟

🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.

ما سال‌ها با ترس، تردید و ناامیدی ذهن‌مون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنی‌مون در مقابل تغییر مقاومت کنه.

📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن می‌ترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل رو پر از مانع می‌کنه.

😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمی‌شود؟

شاید به‌نظر برسه که وقتی از لاغری می‌ترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون می‌گن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیده‌تره.

ترس، مثل یه ترمز قوی عمل می‌کنه، نه یه شتاب‌دهنده. وقتی از چیزی می‌ترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی می‌کنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫

مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه می‌گه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همین‌جاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒

🧠 ترس از لاغری یکی از عمیق‌ترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.

والدین، اطرافیان یا تجربه‌های گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو به‌عنوان حقیقت ثبت کرده.

ترس، اضطراب و نگرانی سه‌تا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟

اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما می‌شن، همه‌چی رو تحت‌الشعاع قرار می‌دن.

پس اگه می‌خوای واقعا تغییر کنی:

  • اول باید بپذیری که این ترس‌ها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگی‌ت. 🌈💫
  • دوم از آموزش های لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.
باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما

وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاق‌تر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.

شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاق‌تر نشی!” 😟

ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزش‌های سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊

اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگ‌تر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمی‌خواستیم…

و چون ریشه‌ی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه می‌گرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمی‌گشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.

🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما

خیلی وقت‌ها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش می‌کنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمی‌ذاره به نتیجه برسیم…

🔄 چون ما قبلاً بارها روش‌های مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهن‌مون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.

و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.

🧠 ذهن‌مون می‌گه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس این‌بار هم نخواهد داشت.»

و دقیقاً همین ترس و شک، باعث می‌شه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب می‌ده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.

🌱 چطور می‌تونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهن‌مون کم‌رنگ کنیم؟

برای کم‌رنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.

این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚

ترس‌هایی که داریم از اون‌جا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغری‌مون موقتی بوده.

ذهن ما پر شده از خاطرات رژیم‌های طاقت‌فرسا، ورزش‌های سنگین، عمل‌هایی با ترس بازگشت وزن…

و همه این‌ها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون می‌گن:

– لاغر شدن سخته…

– نکنه دوباره وزنم برگرده…

– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…

💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایل‌های قدیمی ذهنمون رو پاک می‌کنیم و فایل‌های جدید و مفید جایگزین می‌کنیم!

✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!

وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روش‌ها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقب‌نشینی کنیم 😞

اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن می‌کنیم 🌅

🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمول‌های اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اون‌ها، فرمول‌های متناسب و قدرتمند بسازیم.

و بهترین نقطه‌ی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:

🎯 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها

در این دوره، قدم به قدم یاد می‌گیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشه‌یابی کنی، چطور فرمول‌های ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.

🗝️ این دوره نه‌تنها یه آموزش ساده نیست، بلکه یه تجربه عمیق ذهنی و احساسی برای ساختن پایه‌های درست ذهن متناسبه.

اگه تصمیم گرفتی برای یک بار هم که شده از یه روش درست و حسابی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن رو از بین ببری…

👣 پیشنهاد می‌کنم همین امروز وارد سرزمین لاغرها بشی.

تو شایسته‌ی بدنی متناسب و ذهنی آرام هستی 💖 و این مسیر، از تغییر باور شروع می‌شه…

✍️ اهمیت انجام تمرینات برای اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

انجام تمرینات ذهنی مثل یک عملیات پاک‌سازی برای ذهن است! این تمرینات کمک می‌کنند تا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن شناسایی و با باورهای درست جایگزین شوند.
لاغری با ذهن فقط یک آموزش نیست، بلکه یک فرایند اصلاح باورهاست؛ و تمرین، موتور محرک این تغییر بزرگه 💪🧠🌿

📚 سوالات تمرینی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

  • ✏️ به نظر شما چرا ذهن ما تمایل زیادی به مرور ترس‌ها دارد؟
  • ✏️ ترس از لاغر شدن چگونه در ذهن افراد چاق شکل می‌گیرد؟
  • ✏️ چه مثال‌هایی در زندگی خود از اقدام نکردن به‌خاطر ترس از لاغر شدن دارید؟
  • ✏️ چرا ترس از لاغر شدن باعث می‌شود لاغر نشویم؟
  • ✏️ لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کند تا این ترس را اصلاح کنید؟

💬 حالا نوبت شماست 🌟

در بخش دیدگاه‌ها بنویسید که کدام باور اشتباه در ذهن شما باعث ترس از لاغر شدن شده؟
تمرینی که برای اصلاح این ترس طراحی کردید رو هم بنویسید تا به ذهن‌تون کمک کنید مسیر جدیدی بسازه.
یادتون نره که نوشتن، قدم اول برای ساختن یه ذهن متناسبه ✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.60 از 62 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19497
141 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۷ ۰۶:۰۹
      مدت عضویت: 2310 روز
      امتیاز کاربر: 18063 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 300 کلمه

      سلام. ما از سه بخش روح، ذهن و جسم تشکیل شدیم. اگر سه عامل هماهنگ باشند ما آسان تر خواسته هامون در زندگی میرسیم. افکار، گفتار و رفتار هم سه عامل خیلی موثر در زندگی و تشکیل عادت های ما هستند. در ترس از چاقی، فکرش که وجود داره، افراد چاق هم که خیلی زیاد درباره ی چاقی شون صحبت می‌کنند و رفتار های چاق کننده هم دارند مثل پرخوری، ریزه خواری و رفتارهای اشتباه دیگه. هماهنگی این سه تا باعث چاقی میشه.
      اما چرا ترس از لاغری باعث لاغری نمیشه؟
      چون این ترس یک فکر هستش فقط و گفتار و رفتار در جهت چاق شدن هستند.
      حالا برای لاغری چیکار باید کرد؟ آیا باید به ترسیدن از لاغری ادامه داد و گفتار و رفتار رو در جهت لاغر شدن قرار داد؟ به نظر من خیر. چونکه ترس احساس قشنگی نیست و آرامشی در اون وجود نداره و اصلا لاغر شدن با ترس ارزشی نداره.
      حالا جواب سوال اول که برای لاغری باید چیکار کنیم. در اول کامنتم نوشتم که هماهنگی روح، ذهن و جسم میتونه ما رو آسان تر به خواسته هامون برسونه. راه لاغری بدون ترس و راحت این هستش. هماهنگی این سه جزء. روح که فابریکی از طرف خدا متمایل به متناسب شدن و عاشق تناسب هستش. جسم هم که در فرمان مغز و تفکرات ما هستش. پس باید قسمت ناخودآگاه مغز یا همون ذهن برای لاغر شدن دوباره برنامه ریزی بشه. چون چیز جدیدی قرار نیست اضافه بشه بلکه آموزه های الهی و فرمول های غریزی که ما فراموش کردیم( و هرجور خودمون بخوایم رفتار میکنیم) قراره که یادآوری و استفاده بشن و در زندگی به عمل بگیریمشون. و بعد از غنی شدن ذهن با این افکار به راحتی و به راحتی جسم هم متناسب میشه و همانطور که سال ها چاق مونده، سال های سال متناسب باقی میمونه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شادى
        ۱۳۹۹/۰۷/۱۵ ۱۰:۲۸
        مدت عضویت: 2207 روز
        امتیاز کاربر: 24258 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        سلام و درود , خيلى عالى توضيح داديد دوست عزيز😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۴ ۰۸:۴۶
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      من از از بچگی تا الان با ترس بزرگ شدم و همیشه دوست داشتم در محل امن خودم بمونم الان ممکنه بگم خیلی کمرنگتر شدن ترس‌هام ولی هنوز هم دارم ولی در مورد لاغری نه !
      و دوست دارم که لاغر بشم این دوستمون که شما گفتین با ترس از لاغر شدن سرعت لاغریش زیادتر شد کاشکی مال من هم یه خورده سرعت بگیره !
      و دوست دارم لاغری و زندگی کنم شخصیتم عوض بشه هر روز دارم تمرین می کنم قبلا منم از چاق تر شدن می ترسیدم برای همین بود دقه به دقه
      خودم و وزن می کردم مثلا تعطیلیا که غذای بیرون می خوردم…..
      این اخبار و احادیث و من نه گوش می دم نه دنبال می کنم و هر روز توکل می کنم به خدا صبح که بلند می شم خودم و خانواده و همه رو می سپرم به خدا چون آدم که کنترل کننده نیست این خداست که همه چیز و کنترل می کنه!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Niikii
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۱ ۰۹:۰۹
      مدت عضویت: 2451 روز
      امتیاز کاربر: 2376 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      با سلام و درود، چقدر عالی و زیبا توضیح دادند استاد. من هم هیچوقت از لاغر شدن نترسیدم. اما ترسهای گوناگونی را تجربه کردم که مانع رسیدن به خواسته هام شده و بزعکس وقتی ترسهام رو بغل کردم و براش راه حل پیدا کردم و شروع به باورسازی کردم و سپردم به خدای احدو واحد نتایج شگفت انگیزی گرفتم. اینبار هم همین کار را در راه تناسب فکری کردم. ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طوبی حاج احمدی
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۹ ۲۰:۵۶
      مدت عضویت: 2458 روز
      امتیاز کاربر: 3544 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 287 کلمه

      سلام وقت همگی بخیر
      من می‌خوام روراست باشم وحقیقت را بگویم راستش خیلی دلم می‌خواد این ترس‌ لعنتی‌را از خودم دور کنم در زندگی ب خاطر این ترس‌ که از بچه گی درمن شکل‌ گرفته‌ از خیلی موهبت ها در زندگی عقب‌ مانده ومتاسفانه همین ترس‌ باعث تمام‌ نارضایتی هااز خودم شده‌ که چرا نمیتونم از دستش خلاصه بشم گاهی اوقات‌ خیلی خوب پیش میرم ولی ی روزهایی ک حال جسمی روبراه نیست متاسفانه می‌ترسم واز خودم ناامید می‌شم ب خدا منم خیلی دوست دارم قوی باشم واز هیچ چیزی نترسم ولی گاهی اوقات‌ آنقدر بزرگ میشه ک از پس ش برنمی یام
      خداجونم ک اینقدر قوی ومهربانی وهیچ زمانی نمیترسی به من کمک کن تا با ترسهایم روبرو بشوم واز انها گذر کنم
      خدایا من ب کمک تو بیش آز هر زمانی احتیاج دارم خدایا کمکم کن ک موفق بشم وب تناسب جسمی وروحی برسم خداجونم تو ک توانایی من بنده تو هستم کمکم کن ک بتوانم از نعمتهایی ک در جسم من قرار دادی ب نحوه عالی استفاده کنم
      خدایا کمکم کن ک هرروز قوی وامیدوار باشم وخودم را باور کنم ک میتونم ب هدف خودم برسم
      خدایا سخت ب کمک وپشتوانه تو احتیاج دارم‌ تا از کنار ترسها گذر کنم وب شادی وارامش برسم خدا جونم چرا این بنده ات اینقدر ترسو ست ک حتی از ب زبان اوردن حقایق که در درونم هست می‌ترسم
      خدایا من تورا عاشقانه میپرستم واز تو می‌خواهم ک مرا ب حال خودم رها نکنی تا موفق شوم
      خدایا من‌ در این دوره خودم را پیدا کردم بی نهایت لذت میبرم وقویتر از قبل شدم با تو نزدیکتر شدم پس کمکم کن ک موفق شو
      خدایا استاد عزیز ومهربان ودلسوز مارا سلامت بدار
      خدایا شکرت استاد سپاسگذارم م

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۵ ۲۱:۱۴
      مدت عضویت: 2389 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 287 کلمه

      روز ۸۰ تکرار
      سلام به همه
      این دومین باره برای این فایل کامنت مینویسم ولی یه حسی میگه الان با یه فرکانس متفاوتی هستی ومیتونی یه برداشت دیگه ای داشته باشی
      منم ترس های زیادی دارم وبنظرم این کاملا طبیعیه وبسته به نوع نگرش ما آدم ها ترس ها ونگرانی هامونم متفاوت تره
      امروز که فایلو گوش دادم یدفعه دلم خواست منم ترس از زیاد لاغر شدنو حس کنم ،انقد همیشه از چاقتر شدن ترسیدم وچاقتر هم شدم
      دقیقا راه ومسیر لاغری تو ذهن من وجود نداره ولی راه ومسیر چاقی بسیار زیاد ،برای همینه ترس از چاقی خیلی بسرعت منو میبره تو مسیر چاقتر شدن ،مثل زمانیکه از بی پولی میترسم وسریع وارد اون مسیر میشم بدلیل اینکه مسیر کمبود وفقر تو ذهنم از قبل ساخته شده
      از این به بعد باید مسیرهای تناسب اندام،ثروت،سلامتی،شادیو ترسیم کنم واستمرار داشته باشم تا اون مسیرهای دلخواهمو بسازم
      شنیدن موفقیت دوستان واطرافیانی که از طریق کنترل ذهن بهش رسیدن باعث میشه باورم قویتر بشه که برای اونا شد برای من هم میشود ،من یه دوستی دارم که از اینجور مسائل خبر نداشت ،۳سال پیش که من شروع کردم به انجام تمرینات ذهنی به ایشون هم اصرار میکردم که اونم بیاد تو مسیر وحتی فایل براش میفرستادم وبدلیل اینکه تو فرکانس تغییر نبودن نیومدن، چند وقت پیش ازم خواست چندتا فایل رایگان براش بفرستم وتا حدود زیادی هم خودم واسش ویس فرستادم ،فایلارو گوش داده بود وتمرین کرده بود ،الان بهم زنگ زد وگفت به یه خواسته م رسیدم اونم براحتی ،انقد خوشحال بود وذوق داشت ،یکمی باهاش صحبت کردم وبازم ازم خواست کمکش کنم ،منم خوشحال شدم ،با خودم تایید میکردم این قوانین وکار جهان هستیو که هر چی میخواییم میتونیم بهش برسیم وچقدر ذهن وجسم و روح من قوی خلق شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Faezeh.senobari.59
      ۱۳۹۹/۰۲/۲۵ ۰۹:۰۷
      مدت عضویت: 2269 روز
      امتیاز کاربر: 705 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      سلام.
      ترس من از لاغر نشدن هیچ وقت نترسیدم.چون ایمان دارم.که براحتی میتونم لاغر بشم .برای همین هیچ وقت کوتاه نیومدم وخودم را چاق نپذیرفتم .ایمان داشتم که خدا راهی سر راهم قرار میده والان نتیجه ایمانم را دارم میبینم.ولی ترس تو قسمتهای دیگه ای زندگیم خودشو نشون داده ولی الان که در حال یادگیری قوانین کیهانی هستم میدونم به هر چیزی که توجه کنم چه بخوام چه نخوام اونو تو زندگیم وارد میکنم.
      استاد خیلی زیبا توضیح دادی چرا از چیزهایی که میترسیم به سرعت تو زندگیمون وارد میشه اینه که باورهای اشتباه تو ذهنمون نقش بسته. والان میدونم باید مستمر روی خودم وباورهام کار کنم تا بتونم باورهای جدید را تو ذهنم ایجاد کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار باران
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ ۲۳:۳۴
      مدت عضویت: 2415 روز
      امتیاز کاربر: 5191 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      سلام خدمت استاد عزيز و همه ي دوستانم
      من قبلا از خيلي چيزها ميترسيدم و همشون سرم امده ولي الان سعي ميكنم اصلا به چيزهاي منفي فكر نكنم و همش توكلم به خداست و هر چيزي رو دوست دارم انقدرررر تو ذهنم بهش فكر ميكنم كه انگار واقعي ميشه تو ذهنم و اطمينان پيدا ميكنم كه بهش ميرسم و فقط بايد زمانش طي بشه.
      در مورد لاغري من اطمينان دارم كه با سرعت لاغر ميشم و ديگه تا زنده هستم سلامت و متناسب ميمانم و اين هديه ي خداوند هست بهم?
      در حال حاضر من يه خواسته اي دارم كه با شرايط موجود زندگيم اصلا عملي نيست ولي همش به همسرم ميگم من از خدا خواستم و مطمينم كه بهش ميرسيم و خدا براش كاري نداره كه مقدماتش رو فراهم كنه و دوست دارم اينجا بنويسم كه من اطمينان دارم كه در فرانسه يك اپارتمان ميگيرم و اقامت فرانسه رو هم ميگيرم و مطمينم خداوند خودشون مقدماتش رو فراهم ميكنند(من الان تو فرانسه زندگي مبكنم و همسرم محقق هستند مطمينم انقدر بهش پول ميدن بابت طرحي كه داره مينويسه كه ميتونيم با پولش اپارتمان بخريم و اقامت دائم فرانسه رو ميگيريم?)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
      در مورد ترس از موضوعات من زیاد شده توی زندگیم که از چیزی میترسیدم و دقیقا اون برام اتفاق افتاده از اتفاقهای خیلی کوچک گرفته تا اتفاقهای بزرگ مثلا من خودم قبل از اینکه بچه دار بشم هر وقت پیش میومد که بچه ای رو بغل کنم خیلی میترسیدم که نکنه یوقت بخورم زمین با اون بچه و این همیشه توی ذهنم بود تا اینکه بچه دار شدم این بار برای خودم نمیترسیدم اما همیشه وقتی کسی بچه ام رو بغل میکرد این ترس و نگرانی را داشتم که نکنه بخوره زمین به بلایی سر بچه ام بیاد و این ترس رو انقدر تکرار کردم تا بچه ام یازده ماهه بود که به یک در مانگاه رفته بودم ان موقع وزنم خیلی زیاد بود چون توی بارداری بیست کیلو حدودا اضافه کرده بودم و پادرد شدید داشتم .اون روز توی درمانگاه چون اسانسور خراب بود من برای کاری سه طبقه رو با پله بالا رفتم و توی راهرو یه حالت شیب کوچیک داشت که من اصلا متوجه اون نشدم و همزمان به خاطر ضعفی که توی پاهام گرفته بود اصلا نفهمیدم چی شد و خوردم زمین و بچه ام هم بغلم بود و متاسفانه پای بچه ام شکست و تاندوم های پای خودم هم پاره شد .و من ترسی که به خازر دیگران داشتم رو خودم متاسفانه تجربه کردم .
      و یکی از اشناهای ما هم خیلی اوم حساسی نسبت به مراقبت از خودش بود .را به را چایی کمرنگ واب میخورد و میگفت برای کلیه خوبه و کلیه ها باید سالم باشه و به خانوادش هم گیر میداد که مایعات بخورن و اصاا تو این مورد زبان زد بود و متاسفانه ایشون به خاطر بیماری که گرفتند یکی از کلیه هاشون رو از دست دادند و کلیه دومشون هم خیلی ضعیف هست و به خاطر اون ترس و باوری کا داشتند این مشکل براشون بوجود اومد .
      و یکی از دوستای من بود البته چندین سال قبل و الان باهاش ارتباطی ندارم .ایشون خیلی لاغر بود و خیلی علاقه داشت که چاق بشا و همه کاری میکرد و حتی چقدر دکتر رفت دارو خورد که چاق بشه اما چون باورش این بود که هر کاری بکنه چاق نمیشه واقعا هم هر کاری کرد چاق نشد .
      و من هم قللا ترس چاق شدن و چاق تر شدن و ترس لاغر نشدن ر داشتم اما الان ترس چاق تر شدن در ذهنم نیست و خیلی خیلی بی رنگ شده و ترس از لاغر نشدن هم نمیگم صد در صد اما خیلی کمرنگ شده و نود درصد کمرنگ شده و فقط یه وقتهایی منفی باف میاد سراغم و یه چیزهای توی گوشم وز وز میکنه که خیلی هم زود برطرفش میکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۰ ۰۴:۱۶
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      این خیلی موضوع عمیقی و این و متوجه شدم از فایلهای شما که هر چیزی با ترس همراه باشه کار شیطونه و شیطونه اس که الان ترس و تو وجود تمام مردم دنیا انداخته ! الان همه مردم می ترسن ای دست نزن ای دستتو بشور آدم یه سری از چیزها و باید رعایت کنه حالا تا فیل از این موضوع الان همه دستشون و باید همیشه بشورن و ….
      تو این مواقع سخت و کلا همه روزها آدم باید فقط به خدا توکل کنه و خودشو بسپارد دست خدا ! که خدا آدم و از مسیرهای سیف عبور می ده
      من همیشه همین کارها رو تمرین می کنم ولی یه وقتها مردم از بس حرف می زنن و ترس و القا می کنن به آدم دوبا ه شروع می کنم به تمرین کردن و اینکه این موضوع میاد به ذهن من که آدم در هر موردی اگه ترس و شک و تردید داره یعنی در اون مورد ایمانش نسبت به خدا کامل نیست و اینو من هر روز دارم تمرین می کنم خیلی عالیه من اصلا نمی خواستم راجع به این بنویسم ولی اومد به ذهنم این حرف‌ها رو که زدم ممنون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۰ ۰۰:۲۱
      مدت عضویت: 2389 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 269 کلمه

      روز ۳۶ تکرار
      سلام استاد عطارروشن ودوستانم
      منم ترس های زیادی دارم که کم وبیش ،تونستم مهارشون کنم،ترس از مریضی،بی پولی،تنهایی،از دست دادن عزیزان،ترس از پیری ،ترس از چاقی ،ترس از چروک شدن صورت،سفید شدن مو ،،تقریبا ۱ماهه که ریزش موی شدیدی دارم ،واقعا از حجم زیاد ریختن موهام ترسیدم،موهام تقریبا نصف موهای ۲ماه پیشم شده،ما خانوادگی موهای پرپشت وفر وخوش حالتی داریم ،و قبلا هم اگر ریزش مو داشتم ،میدونستم دوباره رشد میکنه ،ولی ایندفعه غیر طبیعی میریزه وبیشتر اوقات موهامو میبندم که متوجه کم شدنشون نشم،با اینکه میخوام توجه نکنم ولی ،انقدر همه جا موهام ریخته ومیبینمشون وبازم بیشتر نگران میشم ،با این حال هی سپاسگذاری میکنم برای موهام ،با گوش دادن به این فایل میخوام به سیستم بدنم اعتماد کنم وبسپارمش به خودش،و بتونم بیخیال باشم تا حل بشه

      در مورد چاقی هم که مشخصه ماها از اول فرمول های چاقی در مغزمون داریم ،پس ترس هم داریم ومنم گاهی با خودم فکر میکنم که دوره تموم بشه ،نکنه دوباره برگردم واز این مدل نگرانی ها دارم ،که با گوش دادن به این فایل بازم بهتر میتونم کنترل کنم

      یه سئوالی که واسم پیش اومده اینه که ،،منکه همش میترسم از بدتر شدن مثلا مریضیم وگاهی بهش فکر میکنم ،خب طبیعتا جذبش میکنم ،،،حالا باید با توجه به این فایل ،اعتماد کنم به جسم و ذهنم وبذارم خودش ترمیم کنه خودشو ؟یا همراه باهاش روی باورهای سلامتی هم کار کنم؟ بدلیل اینکه ،حتما تو ذهن من باورهای مریضی وجود داشته که جذب کردم ،همینطور که برای لاغری داریم باورهای لاغری میسازیم وتمرین میکنیم ،برای بقیه موارد هم باید تمرین داشته باشیم
      ممنون میشم استاد مثل همیشه راهنمایی کنید ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار faridehhasani5455
        ۱۳۹۹/۰۱/۱۲ ۰۱:۱۳
        مدت عضویت: 2389 روز
        امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 133 کلمه

        استاد من هیچ وقت به مریضی فکر نمیکردم ولی متاسفانه ۲سال پیش دکترم بهم گزارشی داد که خوب نبود،اوایلش حالم خیلی بد بود ولی آروم آروم به مسیرهای خداشناسی کشیده شدم وتو اون مسیرها یاد گرفتم که بدن من فقط باید سالم باشه وبه مرور حال روحیم بهتر شد ومرتب تو مسیر ذهنی بهتری هدایت شدم ،بچه که بودم همیشه خانواده میگفتن دفترچه بیمه فریده هیچ وقت پر نمیشه ،همیشه خالیه وهمیشه سالمه وزبانزد فامیل بودم ،باورهای مریضی زیادی ندارم ،من فکر میکنم ،قبلا اون زمان هاییکه تو فشارهای روحی و ذهنی و مالی وعاطفی بودم ،بدنم خودتخریبی داشته
        بلخره گهگداری این افکار میاد به ذهنم ،با اینکه سریع با افکار امید بخش جایگزینش میکنم ولی یه اضطرابی در وجودم هست بعضی اوقات ،یه صدایی درونم میگه آروم باش تو بدنت سالم سالمه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار faridehhasani5455
          ۱۳۹۹/۰۱/۱۳ ۱۴:۵۹
          مدت عضویت: 2389 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 37 کلمه

          دقیقا همینطوره ،من توجه وتمرکزم روی اتفاقات نامطلبوب بوده ،قبول دارم ،،ولی همونطور که ذهنم منو برد با افکار واحساسم بسمت مریضی ،بازم میخوام با افکار واحساسم برم بسمت سلامتی وحال خوب
          ممنون از راهنمایی های به جاتون

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا