0

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که جلوی لاغر شدن شما را می‌گیرند (گام ۷۲)

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن
اندازه متن

شاید برات آشنا باشه که می‌گن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…

ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که به‌جای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو می‌گیره.

در حالی که فکر می‌کنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار می‌کنی 😓

بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی به‌جای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره… 🧠✨

🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست می‌گیره…

تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد می‌ترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردی، اون اتفاق میفته؟

اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش می‌ری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔

منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشه‌ای‌ترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.

یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیش‌بینی کردیم! 😵‍💫

مثلاً وقتی از شکست می‌ترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی می‌سازیم که پایانش باختن خودمونه.

وقتی از دست دادن عشق می‌ترسیم، داریم صحنه‌ی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور می‌کنیم.

و با همین تصویرسازی‌ها، داریم به جهان هستی می‌گیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬

حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳

بله! اینم یکی از اون ترس‌های عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث می‌شن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

ترس از لاغر شدن

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند

یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!

وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمی تونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز می‌گیره. 🧠🚫

یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:

سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔

این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سال‌ها ذهن منم درگیرش کرده بود!

چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ می‌دن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟

🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.

ما سال‌ها با ترس، تردید و ناامیدی ذهن‌مون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنی‌مون در مقابل تغییر مقاومت کنه.

📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن می‌ترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل رو پر از مانع می‌کنه.

😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمی‌شود؟

شاید به‌نظر برسه که وقتی از لاغری می‌ترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون می‌گن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیده‌تره.

ترس، مثل یه ترمز قوی عمل می‌کنه، نه یه شتاب‌دهنده. وقتی از چیزی می‌ترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی می‌کنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫

مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه می‌گه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همین‌جاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒

🧠 ترس از لاغری یکی از عمیق‌ترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.

والدین، اطرافیان یا تجربه‌های گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو به‌عنوان حقیقت ثبت کرده.

ترس، اضطراب و نگرانی سه‌تا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟

اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما می‌شن، همه‌چی رو تحت‌الشعاع قرار می‌دن.

پس اگه می‌خوای واقعا تغییر کنی:

  • اول باید بپذیری که این ترس‌ها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگی‌ت. 🌈💫
  • دوم از آموزش های لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.
باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما

وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاق‌تر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.

شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاق‌تر نشی!” 😟

ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزش‌های سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊

اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگ‌تر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمی‌خواستیم…

و چون ریشه‌ی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه می‌گرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمی‌گشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.

🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما

خیلی وقت‌ها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش می‌کنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمی‌ذاره به نتیجه برسیم…

🔄 چون ما قبلاً بارها روش‌های مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهن‌مون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.

و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.

🧠 ذهن‌مون می‌گه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس این‌بار هم نخواهد داشت.»

و دقیقاً همین ترس و شک، باعث می‌شه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب می‌ده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.

🌱 چطور می‌تونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهن‌مون کم‌رنگ کنیم؟

برای کم‌رنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.

این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚

ترس‌هایی که داریم از اون‌جا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغری‌مون موقتی بوده.

ذهن ما پر شده از خاطرات رژیم‌های طاقت‌فرسا، ورزش‌های سنگین، عمل‌هایی با ترس بازگشت وزن…

و همه این‌ها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون می‌گن:

– لاغر شدن سخته…

– نکنه دوباره وزنم برگرده…

– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…

💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایل‌های قدیمی ذهنمون رو پاک می‌کنیم و فایل‌های جدید و مفید جایگزین می‌کنیم!

✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!

وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روش‌ها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقب‌نشینی کنیم 😞

اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن می‌کنیم 🌅

🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمول‌های اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اون‌ها، فرمول‌های متناسب و قدرتمند بسازیم.

و بهترین نقطه‌ی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:

🎯 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها

در این دوره، قدم به قدم یاد می‌گیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشه‌یابی کنی، چطور فرمول‌های ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.

🗝️ این دوره نه‌تنها یه آموزش ساده نیست، بلکه یه تجربه عمیق ذهنی و احساسی برای ساختن پایه‌های درست ذهن متناسبه.

اگه تصمیم گرفتی برای یک بار هم که شده از یه روش درست و حسابی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن رو از بین ببری…

👣 پیشنهاد می‌کنم همین امروز وارد سرزمین لاغرها بشی.

تو شایسته‌ی بدنی متناسب و ذهنی آرام هستی 💖 و این مسیر، از تغییر باور شروع می‌شه…

✍️ اهمیت انجام تمرینات برای اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

انجام تمرینات ذهنی مثل یک عملیات پاک‌سازی برای ذهن است! این تمرینات کمک می‌کنند تا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن شناسایی و با باورهای درست جایگزین شوند.
لاغری با ذهن فقط یک آموزش نیست، بلکه یک فرایند اصلاح باورهاست؛ و تمرین، موتور محرک این تغییر بزرگه 💪🧠🌿

📚 سوالات تمرینی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

  • ✏️ به نظر شما چرا ذهن ما تمایل زیادی به مرور ترس‌ها دارد؟
  • ✏️ ترس از لاغر شدن چگونه در ذهن افراد چاق شکل می‌گیرد؟
  • ✏️ چه مثال‌هایی در زندگی خود از اقدام نکردن به‌خاطر ترس از لاغر شدن دارید؟
  • ✏️ چرا ترس از لاغر شدن باعث می‌شود لاغر نشویم؟
  • ✏️ لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کند تا این ترس را اصلاح کنید؟

💬 حالا نوبت شماست 🌟

در بخش دیدگاه‌ها بنویسید که کدام باور اشتباه در ذهن شما باعث ترس از لاغر شدن شده؟
تمرینی که برای اصلاح این ترس طراحی کردید رو هم بنویسید تا به ذهن‌تون کمک کنید مسیر جدیدی بسازه.
یادتون نره که نوشتن، قدم اول برای ساختن یه ذهن متناسبه ✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.60 از 62 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19497
141 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار angelikian4040@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۲۲:۰۹
      مدت عضویت: 1849 روز
      امتیاز کاربر: 710 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 406 کلمه

      مغز ما فرمانده بدن ماست و همیشه بما گفتن از کوزه همان تراود که در اوست تمام اطلاعات ورودی هایی که ما به مغز میدیم پس از تجزیه و تحلیل در اختیار ما قرار میگیره و ما از آنها استفاده می کنیم یک کامپیوتر همون چیزی رو بما میده که ما می‌خواهیم، قانون جهان قانون خواستن است چه این خواستن آگاهانه و یا از روی ترس باشه جهان به فرکانس ما جواب میده پس چه بهتره که خواستن ما آگاهانه باشه در مورد چاقی ما از سال‌های دور افکاری رو به ذهنمون دادیم و همیشه میدونستیم و انتظار ما از خودمون چاقی بوده ،باور چاقی در ِذهن ما شکل گرفته مسیر اون ایجاد شده و ما از روی ترس چاقی رو تقاضا کردیم و پاسخش رو دریافت کردیم وقتی از لاغری  مسیری در ذهن من نیست  افکاری از لاغری  رو ندارم نه با یک فکر بلکه باید مانند چاقی مجموعه ای  از افکار لاغری  در مغز ما باشه تا واکنشی به اون افکار داده بشه در لاغری با ذهن ما هرروز یک آگاهی به ذهن میدیم  و تا زمانیکه این آگاهی ها به حد کافی نرسه جسم ما پاسخ نخواهد داد در مورد ترس از چاقی ما مطمئن  هستیم چون بارها تجربه اش کردیم و باصطلاح در این کار استاد شدیم ولی در مورد ترس از لاغری نشدن  مطمئن  نیستیم لاغر میشیم منتظر نبستیم چون تجربه‌ای نداریم ما در مورد لاغری  آگاهی محدودی داریم و تا زمانی که در لاغری استاد نشیم ترس از لاغری  باعث لاغری  بیشتر نمیشه تمرکز و توجه به هرچیزی باعث بوجود اومدن اون موضوع  خواهد شد ما خیلی سال هست که تموم توجه و تمرکزمون روی چاقی چون در تمام لحظات  زندگی همراه ما هست و ما درک کاملی از چاقی داریم جنس چاقی رو می شناسیم در حالیکه با لاغری بیگانه هستیم و یا اطلاعات  کمی از اون داریم برای از بین بردن ترس از هرچیزی باید با اون روبرو بشیم و خودمون رو از اون ترس بزرگتر ببینیم تا بتونیم براون ترس غلبه کنیم باید برای اینکه ترس از لاغر  نشدن رو از بین ببریم به بدن خودمون اعتماد کنیم و بدونیم که بدن ما نمایشگر افکار ماست و با افکار و فرمولهای لاغری  که کم‌کم جایگزین فرمولهای چاقی کردیم نتیجه رو در جسم خودمون ببینیم مسیر ما درست هست فقط باید میزان آگاهی که به ذهن میدیم به اندازه ای کافی باشه و هرروز پررنگ تر بشه و با تکرار و تمرین به نتیجه عالی دست پیدا کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب موفق
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۸ ۲۲:۵۵
      مدت عضویت: 1926 روز
      امتیاز کاربر: 14889 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 689 کلمه

      گام ۷۲ چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشود.به نام خدا

      ترس یکی از ریشه ای ترین افکار اشتباه در ذهن ماست که تقریباً همه جنبه های زندگی ما تحت تاثیر قرار می دهد .ترس رویدادی است که در واقعیت زندگی ما رخ نداد اما در ذهن ما به شکل کامل و واضح بارها رخ می‌دهد .

      وقتی ما ترس از شکست داشته باشیم در واقع در ذهن خود شکست خوردن را تجسم می کنیم صحنه سازی می کنیم و در حالت پیشرفته حتی عواقب آن را بررسی و پیش‌بینی می کنیم.

      و در تمام این حالت ما در حال جذب شکست یا فراخوانی تجربه شکست به زندگی خود هستیم.

      در سال ۹۹ نزدیک تناسب رسیده بودم خیلی سعی می کردم و وزنم رو کم کنم ورزش و رژیم را ادامه می دادم .ولی هیچ فایده ای نداشت بلکه  دو یا سه کیلو اضافه می شد .در مهر ۹۹دیگه مطمئن بودم دارم چاق میشم دست و پا میزدم رژیم اینترنتی می‌خریدم بی‌فایده بود ۴ کیلو کم می‌کردم بلافاصله پنج کیلو اضافه می شد.خیلی نگران می شدم خودم رو وزن می کردم باورم نمی‌شد که فاصله ۷۲ تا ۸۰ را چگونه اضافه کردم .

      هر وقت ترازو رو می دیدم زیادتر شده اصلا باورم نمیشد.ولی دیگه از باور نکردن گذشته بود .۷۲ من به سرعت ۷۵ شده بود ۷۵ به ۷۷ و دیگه نفهمیدم کی ۸۰ شد .

      برای تلاشم برای پیاده رویم  برای رژیم های سختم دلم می سوخت.شوهرم گفت با همین کنار بیا نمیبینی عمه ، عمو و دایی ات چاقن  .اینقدر خودتو اذیت نکن . خیلی ناراحت شدم و غصه خوردم .

      باتمام معنا ترس رودراین دو ماه احساس کردم.

      چطوری این ترس سرعت اضافه وزن من را بالا برد وتلاش من بی فایده بود .

      کلمه ترس و ترسیدن از هر موضوعی باعث ترمز درهمان جنبه از زندگی میشود .

      ترس یکی از ریشه‌ ای ترین افکار اشتباه در ذهن انسان هاست .این افکار اشتباه از کودکی به ما تلقین شده.

      ترس از هر موضوعی باعث حفظ و نگهداری از مشکلات نادیده آینده می پنداشتند .

      اکثر ناموفقیت هاو ناکامی های زندگی انسان با آن بستگی دارد .ترس داشتن از هر موضوع در زندگی بیشتر از خود آن موضوع در زندگی عملکرد دارد .

      ترس ،اضطراب، نگرانی زنجیره‌های هستند که باعث تشویش  ودلهره روح انسان می شود .

      زمانی می توانیم بر ترس درونی غلبه کنیم که با آن ترس روبرو شویم. ترسیدن یک حس خدادادی است که در انسان نهاده شده تا انسان در مواقع خطر از جان خود و دیگران محافظت کند.

      ولی انسان به دلیل نجوای شیطانی که در ذهن دارد این حس را به درستی نمی تواند به کار ببرد زیرا شیطان هم یک اسلحه به نام ترس دارد که برای پیشبرد اهداف خود که همان نرسیدن آرزوها به دست انسان است، به کار می‌برد .

      ترس رویدادی است که هنوز برای ما اتفاق نیفتاده ولی ما بارها آن اتفاق را در ذهن خود به تصویر می کشیم.به خاطر این تصویرسازی در ذهن به جهان هستی اعلام می‌کنم که من طالب این واقعه هستم و جهان هستی خواسته ما را جواب می دهد .

      چرا ترس از چاقی و ترس از خوردن باعث چاقی می شود ولی ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشه؟

      چون در مسیر چاقی مدت‌های زیادی بودیم و به همه کوچه پس کوچه هایش آشنا هستیم راه رفت و برگشتش رو چشم بسته می رفتیم و تو این راه از چیزهای مختلف ترسیدیم

      از کیک و شیرینی تولد وعید ازپیتزا و نوشابه از آدمهای چاق از اینکه فرزندانم  مثل من بشونداز اینکه در جمع حاضرشوم از اینکه باعث سرافکندگی  شوهرم بشوم

      من هرچی در این راه تلاش می کردم فایده نداشت این ترس ها دوباره من را چاق می کرد ولی ترس از لاغر شدن در من وجود نداشت،اصلا فکر به این ترس برایم خنده‌دار بود با همه دوره ها و رژیم هایی که می گرفتم هیچ ترسی از لاغر شدن نداشتم.

      همه ترس از برگشت وزن و چاقی بود و وقتی در این مسیر درست قرار گرفتم و باور دارم که به سایز مورد نظر می‌رسم چند وقت پیش این ترس در من ایجاد شده گفتم بدنی که اینقدر وزنم رو کم کنه خودش میدونی اونجا چه کار کنه و توضیحات استاد برام کامل شد که من فقط باید ادامه بدم اصلا نگران هیچ ترسی نباشم.ذهن من مرا به تناسب ایده‌آلم می‌رسونه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۵ ۱۰:۱۵
      مدت عضویت: 2213 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 435 کلمه

      سلام بر همگی

      همانطور که میدونیم سیستم جهان در موضوع چاقی لاغری  طوری طراحی شده که به سمت تناسب اندام میره مگراینکه ما با ذهنمان جلوی اش رو بگیریم. 

      چی جوری ؟ با تکرار توجهات اشتباه . باورهای غلط . و رفتارهای غلط .

      حال با این عمل اشتباه درمسیر نامتناسب بودن قرار میگیریم و خدای بزرگ هم آژیر احساس رو که در درونمان  قرارداده به صدا در میاره.  صدای ترس از چاقی .

      که بهمون میگه مانع ذهنی داره برای رسیدن به تناسب اندام.  برو شناسایی کن . کاش می فهمیدیم این ترس ها چقدر خوبند وباارزشند.

      همانطور که یک ماشین وقتی آژیرش به صدا در میاد یعنی اینکه یه اتفاقی داره برای ماشینمون میافته وسریع میایم پیش ماشین و دور برش رو نگاه میکنیم که اتفاقی برای ماشینمون نیافتاده باشه. حالا چرا همین کار رو با چاقی نمی کنیم هممون یاد گرفتیم که اول احساس چاقی در ما شکل میگره  وبعد روند چاقی رو طی میکنیم . 

      پس چرا وقتی آژیر ترس از چاقی در بدنمان صداش در میاد حاضر نیستیم بیایم یه نگاهی به ذهنمان بکنیم ببینیم چه آلودگی داخل هست  ‌ .

      خب پس خدای بزرگ به ما اطلاع رسانی کرده البته با احساس ترس از چاقی.  

      ما هم به جای اینکه تو ذهنمان آلودگی ها رو برطرف کنیم  میاییم سریع غذامون رو کم میکنیم پیاده روی میکنیم ورزش میکنیم و… 

      و فقط روی جسممون کار میکنیم  و  غافل از اینکه آلودگی سرجاشه و هر بار بیشتر و بیشتر میشه وما هم چاق و چاق تر میشیم. 

      حالا ترس از لاغری هم همینطوره . نشون میده یه سری توجهات و باورهای چاقی  ذهنمون رو آلوده کرده و ترس از چاقی در ما آلارم داده و ما با یه سری رفتارهای چاق کننده چاق شدیم و دوباره با آموزشها مسیر متناسب شدن رو طی میکنیم تا جایی که به وزن دلخواهمون می رسیم و اینجاست که نگران از لاغرتر شدن  میشیم و آژیر ترس از لاغری صداش در میاد که بهمون میگه ذهنمان داره با یه سری فرمولها آلوده میشه که نکنه خیلی لاغربشم زشت بشم زیرچشمم گود بی افته و از این قبیل افکار. که باعث میشه یه سری رفتارهای از ما سر بزنه مثل خوردن زیاد . مثل توجه به چاقی برای چاق ترشدن و‌… که باعث میشه بازم چاق بشیم .

      در مرحله اول ترس از چاقی داشتیم چون ذهنمان پربود از افکار چاقی و خواستیم با جسم لاغر بشیم چاق تر شدیم .

      در مرحله دوم ترس از لاغری داشتیم خواستیم با ذهنمان یعنی توجه به چاقی چاق تر بشیم و خوب چاق میشیم .

      دیگه وقتی کسی بتونه مهارت لازم رو به دست بیاره که از چاقی بتونه لاغربشه . دیگه روندکارمیاد دستش با ذهنش میتونه چاق بشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ainakaveh@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۴ ۲۱:۲۱
      مدت عضویت: 1942 روز
      امتیاز کاربر: 77454 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 303 کلمه

      با سلام

      گام ۷۲..چرا ترس از چاق شدن باعث چاقی میشود

      ولی ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشود؟

      چرا وقتی به افکار منفی فکر میکنی زود اتفاق می افتد.ولی مدتها در افکار مثبت غوطه بخوری آب از آب تکون نمیخوره؟

      برای اینکه هر مسیری در ذهن ما وجود داشته باشه انجام اون کار برای ذهن واقعی ومتطقی تر است.

      وقتی در ذهن ما پر از فرمولهای چاق کننده وبعضا اشتباه وجود دارد….جاده که چه عرض کنم اتوبان در ذهن داریم که مثلا پلو ..‌نون ..ماکارونی…غذاهای سرخ کردنی..فست فوت و…و…

      شب غذا خوردن…هله وهوله خواری…نوشابه همه اینا چاق کننده هستند.خوب پر واضحه که وقتی بترسیم با اون همه مسیر شسته رفته…آماده برای نگرانی وانتظار چاقی….نتیجه ایی غیر از چاقی نصیبمون نمیشه.

      حالا میترسی از لاغری…در ذهنت فرمولی نداری که مغز بخواد به استناد اون عمل کنه.‌مسیری وجود نداره.در وجود ما اصلا انتظار لاغری نیست.شرایطی مهیا نیست پس این ترس مانع لاغری نمیشه.

      یعنی این باوره که حرف اول رو میزنه.با تمرین وتکرار باید به این باور برسیم که لاغری آسونترین کار دنیاست…ولی چون سالیان طولانی باوری غیر از این داشتیم بیشتر.بیشتر باید تلاش به همراه انتظار وباور داشته باشیم تا به هدف برسیم.

      به لطف خدا در مسیر صحیح ودرست قرار گرفتیم وبقول معروف….

      دیر وزود داره…ولی…سوخت وسوز نداره

      با این باور وبا افکار مثبت وتکرار زیاد به هدف که تناسب اندام است میرسیم به امید خدا

      زیرا بدن ما هوشیار است واگر بهش اعتماد کنیم وکاری بهش نداشته باشیم مدام در حال چک کردن هیکل و…وزنمان نباشیم.همین اطمینان وباور ما را به هدف میرساند.

      کما اون دوست همراه که با یقین وباور صد در صد به وزن دلخواهش رسید وتازه فراتر از اونم رفت.که دیگه مجبور به ترمز بود…که اونم با رها کردن ویقین به هوشیاری بدن واعتماد به نتیجه مطلوب به تناسب اندام همیشگی رسیدند.خدا رو شکر

      وتبریک فراوان.به ایشون

      وامیدواری زیاد که سایر عزیزان هم در این مسیر خیلی عالی پیش رفته وبه هدف برسند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۲ ۰۹:۳۷
      مدت عضویت: 2471 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,385 کلمه

      گام ۷۲: 

      چرا ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشود ؟ 

      سلام

      قبل از اینکه نظرم رو در مورد فایل بنویسم ازتون یه تشکر ویژه کنم بابت اصلاح قسمت ویرایش خیلی بهتر از قبل شده و ویرایش راحتتر انجام میشه . سپاسگزارم .

      دوم اینکه روز دختر رو به دخترهای گلتون الینا جون و آیدا جون تبریک میگم .  به امید خدا زیر سایه شما پدر و مادر گرامی سالیان سال زندگی خوب و خوش همراه با موفقیتهای روزافزون رو سپری خواهند کرد . 

      و اما موضوع گام ۷۲ : چرا ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشه . 

      ترس یک واکنشه و  علت ایجاد ترس برای حفظ جسم از یه اتفاق خطرآفرینه  . ترس میاد که ما سمت چیزی که برامون نا آشناست نریم . وقتی از لاغری بترسیم خب یه زنگ خطره که از اون سمت نریم و به مسیری که برامون نقطه ی امنه برگردیم .  اصل ترس به خاطر همین در ما وجود داره که ما رو از خطرات و یا راههای نادلخواه دور کنه . وقتی از لاغری بترسیم یعنی راهمون ناآشنا و خطرناکه و واکنش ذهن به این راه نا آشنا و خطرناک ایجاد احساس ترس هست .

      ✔پس نکته ی مهم :  ترس یک واکنش است . 

      اما خب با این تفسیر یه سوال پیش میاد چرا ترس از چاق شدن مانع چاقی نمیشه . خب اینجا قضیه فرق می کنه .  چاقی برای ذهن آشناست . ما سالها با چاقی زندگی کردیم . ذهن با چاقی به لذت رسیده به راحتی رسیده به ارامش رسیده . بعد کم کم ما از چاقی ترسیدیم ولی این ترس در ما وجود داره نه در ذهن ما . ذهن ما از چاقی نمیترسه . این آشنا بودن ذهن ما با مسیر چاقی ترس مارو خنثی می کنه  و خود ذهن این ترس رو تا جاییکه بتونه پاکسازی می کنه و اگه ما باز ادامه بدیم اون رو در وجود ما  تبدیل می کنه و  به عنوان توجه دریافت می کنه . در حالت اول ما میخوایم لاغر بشیم و  ترس از لاغری  واکنش و عکس العمل ذهنه  ولی در حالت دوم ترس عملیست که ما به ذهن  وارد می کنیم تا ذهن مسیر قبلیش رو نره و اتفاقا بازمذهن واکنش نشون میده ولی اینبار پاکسازی ترس در مسیر هست .  در حقیقت وقتی مدار ذهن روی چاقی هست و ذهن خیلی راحت داره راه چاقی رو که اتفاقا براش عادت لذتبخشی هم هست میره اون ترس ما رو هم  تبدیل میکنه به توجه . نفرت مارو تبدیل می کنه به عشق و توجه و دوست داشتن . یعنی ما با احساسات منفی خودمون اتفاقا باعث میشیم ذهن در مسیر چاقی بیشتر تثبیت بشه . در حالیکه برای لاغر شدن اصلا اینطور نیست . مدار ذهن فعلی ما  روی لاغری نیست . ترس باعث میشه همون نزدیک شدن به مدار لاغری  هم که ما با ورود اطلاعات صحیح در ذهنمون داریم پرورش میدیم اتفاق نیفته و ذهن رو از این مدار دور کنیم . 

      چون درخت لاغری در ما جوان هست در حالیکه درخت چاقی به دلیل تکرار بیشتر در ما تثبیت شده تر هست . 

      اما نوید خوش اینه که وقتی با استمرار ریشه های لاغری نیز در تمام وجود ما گسترده تر بشه قطعا به جایی خواهد رسید که ترس از لاغری دیگه مانع لاغری نمیشه . اصلا ترسی ایجاد نمیشه . چون ما از مسیر صحیح داریم حرکت می کنیم که این مسیر همواره با احساسات خوب و لذتبخش همراهه . 

      اما با این وجود اگه باز ترسی هم ایجاد بشه وقتی ذهن  در مدار لاغری باشه  اون ترس مارو لاغرتر می کنه  . من خیلی از لاغرهایی که دوست ندارن لاغر باشن رو دیدم اونا خیلی اوقات میترسن از لاغرتر شدن خودشون و اتفاقا لاغرتر میشن . چون اونا مدار ذهنشون روی لاغری هست و  ترس از لاغر شدن در وجود اونها یعنی توجه بیشتر به لاغری و اتفاقا ذهنشون اونارو لاغرتر می کنه . 

      ما باید اونقدر لاغر شدن رو تکرار کنیم که مدار ذهنی ما تغییر کنه . مدار چی هست . مدار یعنی اون چیزی که به طور غالب در سرمون دور میزنه . همون تصاویری که مرتب در سر ما هست و طبق اون همه چیز و میبینیم . همون عینکی که به بصیرتمون زدیم و باهاش داریم دنیا رو میبینیم .  برداشتهایی که در سرمون داریم و مرتب تکرار می کنیم . تحلیلهامون از وقایع روزمره . قضاوت کردنها و توجهات و نگرشمون و حتی نوع عملکردمون که واکنش این مدار ذهنیست و نشان دهنده ی این هست که ما روی چه مدار ذهنی هستیم ✔ عمل نمایشگر ذهنه . 

      وقتی مدار ذهنی تغییر کنه عملکرد تغییر می کنه . 

      برای تغییر واگویه های ذهنی تنها و تنها راه دادن اطلاعات و ورودیهای صحیح به خودمونه . وقتی ورودیها تغییر کنه خیلی آرام و در طی زمان کم کم تصاویر ذهنی که همون مدار ذهنی هست تغییر میکنه . کم کم همه چیز تبدیل میشه  و ما تغییر می کنیم . 

      من جدیدا یه احساس خوب به غذا پیدا کردم که خیلی خوشحال شدم فهمیدم ذهنم یه تغییرات جدید کرده . من  به خودم گفتم چرا باید غذایی که دارم مصرف میکنم منو چاق کنه ‌ . خب من دوست دارم این غذا رو بخورم  غذا هم یه ورودیه .  همونجوری که من دوست دارم چیزهای زیبا ببینم چیزهای زیبا بشنوم خب وقتی یه غذایی رو هم دوست دارم دلم میخواد بخورمش دیگه . چطور تصویر زیبایی که اونم  یک ورودی هست  منو چاق نمی کنه ولی غذای زیبایی که میخورم که اونم یک ورودی هست منو چاق میکنه ‌ . بعد فهمیدم این فقط یه فکره . من فکر می کنم غذایی که میخورم منو چاق می کنه . چون بعد از خوردن غذا انتظارم از خودم چاق شدنه . عذاب وجدان میگیرم چون انتظارم از خودم چاق شدنه . میترسم بیشتر بخورم چون انتظارم از خودم چاق شدنه . پس مدار ذهن من هنوز روی چاقیه . کانون توجهم هنوز روی چاقیه . ترس از چاقی هنوز با منه . ترس از خوردن هنوز با منه و این یعنی هنوز من چاقم . پس باید بازم استمرار بدم . در راه لاغری ذهن استمرار بدم . تکرار کنم . فایل گوش بدم بنویسم  تا کانون توجه و نگرش من بازم بیشتر و بیشتر تغییر کنه . وقتی از خودت میپرسی واقعا چه دلیلی داره غذایی که من میخورم منو چاق کنه داریم منطقمون رو وارد عمل می کنیم تا این باور رو رها کنه . یا وقتی میگیم چرا فکر میکنم این غذایی که خوردم زیاده از حدم بود خب دوست داشتم خوردمش دیگه چرا اصلا تحلیل چاقی می کنم این رفتار رو . وقتی بگم خب دوست داشتم  خوردم ذهن دستور خوردنش کم میشه . 

      یه مثال میزنم البته شاید مثالش یه مقدار دور از عفت باشه ولی برای اینکه مطلب برام جابیفته میگم . پیشاپیش عذر خواهی میکنم . 

      ببینید دوست دختر و دوست پسر به هم خیلی تمایل دارن چرا ؟ چون اونا از هم دورن . در فرهنگ فعلی ما معمولا این دوستی ها با ترس اتفاق میفته و محدودیت همراهشه هرچقدر این محدودیت و ترس بیشتر باشه   تمایل به این دوستیها در وجود اون اشخاص بیشتره . حالا وقتی یه خانواده ای آزادتر باشه و حتی به بچه اش اجازه بده با شخصی که دوست داره دوست بشه  میبینیم کم کم اون حریص بودن از وجود اون بچه میره و اتفاقا میل به فساد در وجود اون بچه خیلی کمتر میشه ‌ .  حتی بیماری روحی روانی هم در این بچه ها کمتر هست . این بچه ها حواسشون به درس و مدرسه بیشتر هست . چون دیگه فکرشون مشغول و درگیر ترسها و محدودیتها و میل درونیشون نمیشه ولی وقتی اون محدودیت و ترس از والدین در وجودشون هست اون بچه میلش به فساد بیشتر میشه  و حتی ممکنه مخفیانه خیلی کارهای دیگه کنه . درست مثل زمانهایی که ما رژیم داشتیم و یواشکی چقدر میرفتیم می خوردیم . 

      واسه همین شما بارها میفرمایید رژیم ، چاقی ذهن رو برطرف نمی کنه . 

      رژیم هم یعنی ترس . ترس از نخوردن . ترس از محدودیت . ترس از محرومیت و ذهن ما با همه ی اینا مخالفه . ذهن ما طالب آزادیه و وقتی آزاد باشیم و به خودمون اطلاعات صحیح بدیم که مسیر ذهنیمون رو به در مدار لاغری هدایت کنیم کم کم واکنشهای رفتاری دلخواه ازمون سر میزنه و جسممون آرام آرام لاغر میشه . یه لاغری دائمی که خود ذهن اون رو ایجاد کرده و  تا ابد هم همراه ما هست . 

      خدایا سپاسگزارم .

      استاد ازتون ممنونم .

      فاطمه سپاسگزارم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6631 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از لطف و محبت شما بی نهایت سپاسگزارم
        خدا رو شکر در سرزمین لاغرها همراهان عالی دارم
        نوشته شما عالی بود مخصوصا مثال در زمینه روابط

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۸ ۲۳:۵۴
      مدت عضویت: 2263 روز
      امتیاز کاربر: 18986 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 246 کلمه

      با سلام تکرار روز۸به نام خالق لوح و قلم 

      سلام استاد بزرگوار و  دوستان عزیز

      خدا را شکر می کنم که به من توانایی داد در این لحظه بتوانم نظر خودم را و آنچه از این فایل فهمیدم را خدمت دوستان و استاد گرامی بنویسم.

      واژه ترس اینکه ما از چیزی می ترسیم به این دلیل است که از قبل نقشه  آن چیز را دارد مثلا ما اگر از چاقی می ترسیم چون از قبل نقشه مسیر لاغری را می دانیم.

      بزارید ساده تر بگم 

      مغز ما            اول بنا بر اطلاعاتی که داره  پس…….. در مورد آن فکر می کنه فکر ما بعد می شه عمل ما ما اول فکر می کنیم بعد عمل می کنیم .

      اگر در مغز ما اطلاعاتی نباشه نمی تونه فکر کنه یعنی وقتی در ذهن ما فرمولهای چاقی هست با ترس ما چون باور قوی داریم سریعتر در علم واقعی آن را تجربه می کنیم .

      اما چرا این سرعت را در ترس از لاغری تجربه نمی کنسم چون مغز ما اطلاعاتی از لاغری در خودش نداره .

      حالا راه حل

      ما با انجام تمرین های دوره کم کم در لابلای فرمولهای چاقی اطلاعات لاغری را وارد ذهن می کنیم .

      وقتی ما از چاقی می ترسیم در واقع منتظر آن هستیم آن را باور داریم .

      ما داریم کم کم منتظر لاغری هستیم من باور دارم که لاغر می شوم و در روزهایی خیلی نزدیک لاغری را تحربه مژ کنم به امید چنین روز .

      استاد بزرگوار بی نهایت از شما سپاسگذارم بی نهایت ممنونم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۲/۳۰ ۱۹:۲۶
      مدت عضویت: 2390 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,508 کلمه

      گام ۷۲،، چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشود ،،سلام استاد و دوستانم ،،، موضوع مهم ترس ،،، از بچگی با کلمه ترس آشنا شدم ، یادمه اون زمانها مارو از پدرم میترسوندن ، منم با  تمام وجودم از پدرم میترسیدم ،وقتی شلوغ میکردم و به حرف مادرم گوش نمیکردم منو از دعواها و کتک های پدرم میترسوند ، یواش یواش ترس های من وسعت پیدا کرد ،من از تاریکی میترسیدم و هنوزم میترسم ،از حیوانات وحشی ،سوسک و بعضی حشرات میترسیدم و هنوزم میترسم ،از شکست مالی میترسم ،از جدایی و تنهایی میترسم ،از از دست دادن ها میترسم ،از چاقی میترسم ،از مرگ و بیماری خودم و عزیزانم میترسم ،از ترد شدن ،غم ،حوادث و خیلی چیزا میترسم ،،بیشتر  این ترس ها بخاطر باورهای درونی ما هستند ،اگر عقاید درونی من بر پایه ترس ها بنا شده باشه ،من مدام خواهم ترسید و با شکست های بیشتری مواجه خواهم شد ، بعضی مواقع هم ترس ها ،حرف هایی برای گفتن دارن ،،،، و ترس از چاقی ،یکی از بزرگترین ترس های من بوده که همیشه ازش فرار کردم و خواستم که با رژیم ،ورزش،دارو،دم نوش ،عمل وووو  خنثی ش کنم ولی به نتیجه ای که نرسیدم هیچ تازه ،حساستر هم شدم و جالبه هیچ وقت در اون دوران ،ترس من حتی کمتر هم که نشد بزرگتر هم شد و اون ترسه باعث شکست های پی در پی من در لاغر شدن و بیشتر کارهام شده بود ،از درون احساس ناتوانی داشتم و اون ترس به جنبه های دیگه زندگیمم آسیب زده بود ،مهم ترینش عزت نفسم بود که اعتماد بنفسمو تحت شعاع قرار داده بود و وقتیکه از درون احساس خوبی نسبت بخودم نداشتم و خودمو و توانایی هامو باور نداشتم نمیتونستم زندگی موفقی هم داشته باشم ،پس ترس از چاقی ،خودش به تنهایی کافی بود که منو ضعیف و ناتوان کنه ،حالا ترس های دیگه هم بهش لینک میشد که کارهارو برام سختر کرده بود ،،، بر اثر بودن در رژیم ها و متدهای متنوع ،ذهن من ترسو شده بود ، اتمام  همه  اونها هم که برگشت وزن بود ، پس مدام این سئوالها برای من تکرار میشد که آیا این رژیمه برای من اثر گذاره؟ نکنه لاغر نشم ،،دوباره چاقیم برنگرده ،،،یعنی من تا آخر عمر باید تو رژیم باشم ؟پس تکلیف تمام اون خوراکی هاییکه دوست داشتم بخورم و نتونستم چی میشه ؟ من چه ورزش هایی انجام بدم که زودتر لاغر بشم ؟ ووووو  و یه عالمه سئوال که هر کدومش در مغز من هر روز میچرخید و من ناامیدانه به تکرار کردن رژیم ها ادامه میدادم ،،، دقیقا ما موظفیم برای ذهنمون مشخص کنیم که این روش لاغری با ذهن کاملا متفاوته ،من همین الان مجدد برای ذهن خودم برای چندمین بار شرح میدم که ذهن عزیزم‌،این روش با تمام اون رژیم ها فرق داره ،اینجا ما در حال ساختن ریشه ها هستیم ،یعنی داریم از بن و ریشه ،آلودگی های درونیمونو خالی میکنیم و بعد بذرها و فرمول های متناسب کننده رو میکاریم ،یعنی من و شخصیت من الان و بعد از این ربطی به گذشته من نداره ،فرمانهای مغزی من شکل فرمانهای مغزی یک شخص لاغره ،مگه یک شخص متناسب مدام از خوردن و لاغر نشدن و چاق شدن میترسه ؟ نمیترسه ،اصلا این افکار مال اونها نیست ،، کار کردن در این دوره داره بازدارنده های ذهنی مارو شناسایی میکنه ،داره حمله میکنه به سنگر دشمن و نابودشون میکنه ،وقتی فرمولهای چاق کننده در من نیست و کمرنگ شده ،آخه چرا باید مدام بترسم از چاق شدن ؟ پس باید کاملا هوشمندانه به خودم هر روز یادآوری کنم که من در حال ساخت خود جدیدی هستم که فرمولهای ذهنیشو خودم دارم میسازم پس نگران نباش و به راهت ادامه بده ،،، من مطمئنم که وقتی نقشه های ذهنیم ساخته بشه که همین الان هم ساخته شده فقط باید محکمتر بشن ،من بخوام نخوام لاغرو لاغر خواهم شد ،همونجوری که وقتی نقشه های چاقی در ذهن من ساخته شد من خودبخود چاق شدم و کار خاصی نمیکردم ،،من به این روش ایمان دارم ،چونکه کارایی ذهنو خوب میشناسم و چونکه من با کمک ذهنم در قسمتهای مختلف زندگیم تونستم جواب های قوی بگیرم (سلامتی ،روابط،پول،موقعیت های خوب ) میدونم برای لاغری هم جواب میده و جواب هم داده و من خودم یکی از بچه های شگفتی سازم ولی میخوام که بیشتر از این متناسب بشم و در این راه ادامه خواهم داد ،واقعا که  لاغر شدن از طریق ذهن آسونترین کار دنیاست ، دیروز داشتیم با دوستم از جایی برمیگشتیم بهش گفتم ،ما چقدر خوشبختیم ،هر چیزیو میخواییم با کمک ذهنمون بدست میاریم ، الان چقدر راحتیم ،رژیم نداریم ،غم چی بخورم چی نخورمو نداریم ،لاغر میشیم  ،از  چاق شدن نمیترسیم یا حداقل خیلی کمتر شده ،هر وقت دلمون خواسته شام رستوران رفتیم ،نهار رستوران رفتیم ،هر چی دلمون خواسته خوردیم ،تو سفرهامون ممنوعیات و محدودیت  غذایی نداریم ، اگر قبلا بود منکه شام تعطیل بودم ،غذام باید خاص و رژیمی و آبپز بود ووووو  و چقدر خدارو شکر کردم برای آشنا شدنم با استاد عزیز و این روش ،،،باید انقدر با خودمون صحبت کنیم و تغذیه مناسب به ذهنمون بدیم که اون اطلاعات قدیمی در ما کمرنگتر بشه ،،دیروز که در موقع استراحت تمرینه یک اجرای رقص با دوستانم نسشته بودیم و چای و بیسکویت میخوردیم ،یکی از دوستانم بهم گفت فریده من تو رژیم سخت هستم و نیاز دارم حتما حتما ۵ کیلو دیگه اضافه دارم کم کنم ،بهم گفت تو چند کیلو لاغر شدی ؟ گفتم روش ما وزن کشی نداره ،فقط آرامشه و تغییر و لاغر شدنه ،،تعجب کرد گفت پس از کجا میفهمید چقدر لاغر شدید ؟ گفتم مهم رضایت من از خودمه ،در ضمن بر اساس تجربیات قبلی من از لاغر شدنم و سایزی که داشتم ،الان فکر میکنم ۱۵ کیلو رو کم کرده باشم ،،انگار داشتم داستان تعریف میکردم ،باور نکرد گفت نه من باید خیلی زود ۵ کیلو کم کنم 😊 اونجا بود که کلی از خودم راضیتر شدم ،،بنده خدا ناراحت بود میگفت چرا سالنمون ترازو نداره که ما مدام خودمونو وزن کنیم 😄 نمیدونه ما یکسالو نیمه کابوس ترازو برامون تمام شد و رفت ،،وقتی تو مسیر لاغری با ذهن هستیم باید مطمئن باشیم بهش ،مثلا وقتی میخواییم بریم اصفهان و از جاده ای که توش هستیم مطمئن شدیم ،دیگه مدام شک نمیکنیم ،مسیرو میریم و میدونیم چند ساعت دیگه اصفهانیم ، تو مسیر لاغری با ذهن هم باید قدرتمندانه ادامه بدیم به پشت سرمون نگاه نکنیم فقط بریم و جاده محکمی بسازیم ،مسیر ذهنی بسازیم مثل همون مسیر ذهنی چاقی ،،البته زمان میبره ،صبر میخواد ،آرامش میخواد ،اعتماد میخواد ،عشق میخواد و بدونیم که مادر تمام موفقیت ها تکرار و استمراره  ،،در اصل ترس ما از چاقی بخاطر شکست های قبلیمونه ،انقدر قبلا شکست خوردیم که اعتماد نداریم ،ذهنمون میگه بازم لاغر میشه و برمیگرده ،هر چقدر تجربه شکست داشته باشیم ترس هامون بیشتره ،ولی باید هر روز به خودت بگی که من الان در مسیر صحیحی هستم که قبلا بوسیله هزاران نفر و همچنین خودم تست شده ،یعنی من خودمم نتیجه گرفتم ولی منفی باف من میخواد منو متوقف کنه از ادامه دادن و میخواد ناامیدم کنه ،نباید تغذیه ش کنیم ،تغذیه ش چیه ؟ دل به دل منفی بافمون دادنه ،بهش گوش دادنه ،تحت تاثیر منفی باف قرار گرفتنه ،باید با خودمون مرتب صحبت های خوب و مطمئن کننده داشته باشیم ،مدام موفقیت های قدیم و جدیدمونو به خودمون یادآوری کنیم ،بگیم که ما چقدر قوی بارها کارهای بزرگ انجام دادیم ،ما بارها لاغر شدیم حتی با روش اشتباه ،ما تونستیم رانندگی یاد بگیریم ،ما تونستیم ورزشیو یاد بگیریم ،ما تونستیم خونه دار بشیم ،ماشین بخریم،تونستیم دوچرخه سواریو یاد بگیریم ،تونستیم زبان دومیو یاد بگیریم ،تونستیم سفرهای عالی بریم ووووو و گفتن این موفقیت ها مارو به مسیر موفقیت های بیشتر هدایت میکنه ،،،باید به خودمون بگیم که ما همونی بودیم و هستیم که بارها شکست خوردیم و چاق شدیم ولی شجاعانه مجدد اقدام کردیم ،ما همونی هستیم که ۱۵ ماهه هر روز فایل گوش دادیم ،خوندیم ،نوشتیم و خواستیم که تغییر کنیم ،این نشون میده ما با ۹۰ درصد آدم ها تفاوت داریم پس جواب متفاوت مال ماست ،زندگی راحتر با قوانین عالیتر حق ماست ،ما اگر خودمونو و عملکردهامونو متفاوت ببینیم ،جهان هم مارو خاص میبینه ،اونوقت به  موقعیتهای عالیتر هدایت میشیم ،ما که از همون مسیرهای قبلی نمیریم  ،پس ما لایق رسیدن و تجربه کردن بدن زیبا هستیم ،اگر ما متناسب نباشیم کی باشه ؟   خدارو شکر میکنم که با هر بار گوش کردن و نوشتن ،این باورسازی ها در من محکمتر میشن و من قویتر با حال بهتر از مسیرم لذت میبرم ،،،  اگر محتویات ذهنی ما بیشتر بسمت منفی ها باشه ،ما به همون سمت ،کشش بیشتری داریم ،یعنی مسیرش از قبل برامون وجود داره برای همین راحتر لیز میخوریم در مسیر شکست بیشتر ،قبلا راه چاقی برامون ساخته شده ،پس کار سختی نیست که بخواییم برگردیم به چاقی ،،در ما مسیر لاغری مسدود شده بوسیله افکار و شنیده و قبول کردنشون ، ،پس ما بسمت باورها و عقاید خودمون کشیده میشیم ،حالا افکار و مسیرهای قبلی خوب نیست و نبوده ،عوضش میکنیم و مجدد راه جدید برای خودمون میسازیم و در مسیر جدید ،خود جدیدی میسازیم و لذتشو میبریم😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,003 کلمه

      سلام استاد ودوستان گرامی
      گام ۷۲ چرا ترس از چاق شدن مارو چاق میکنه اما ترس از لاغر شدن ما رو لاغر نمیکنه
      چرا ادم وقتی ی فکر منفی ی فرکانس منفی میفرستهدی جورایی زود وارد زندگیش میشه اما وقتی فکر خوب داره اگاهانهوتصمیم میگیره به نکات مثبت فکر میکنه احساسشو خوب میکنه اون موضوع به سرعت اتفاق نمیافته
      چرا چه دلیلی داره وقتی ما بخوایم فکرمونو تغییر بدیم در موضوع مثبت وارد بشیم احساسمونو بهتر کنیم چرا انقد زمان میبره تا اون اتفاق وارد زندگیمون بشه
      چرا اتفاقات بد زود وارد زندگیمون میشن اما اتقات خوب زود وارد زندگیمون نمیشن
      وقتی ما از چاقی میترسیم وخیلی راحتر چاق میشیم چرا چونکه ما از خودمون باورمون  برامون منطقیه برامون باور پذیر ووقتیهم رخ میده اصلا تعجب نمیکنیم ی جورایی منتظریمدکه چاقتر بشیم بخاطر همین ترس از چاق شدنه مارو به سمت چاقی هدایت میکنه وما یجورایی منتطریم که چاق بشیم واینها مجموعه افکار مثلا ی فکرمون اینکه من خیلی راحت چاق میشم ابم بخورم چاق میشم تحرک ندارم چاقمیشم این افکار طی چند سال در ذهن ما وجود داشته وخیلی پرنگ شده بر اساس تکرار اون افکار واین باورهای چاقی در ما ایجاد کرده اصلا مسیرش از قبل مشخص بوده واین افکار وباورهای اشتباه همون مسیر چاقی هستند حالادوقتی ما از چاقیرمیترسیم مسیرشم که امادهست با هم هماهنگ میشن وحرکت میکنن وما انتظارمون اینکه چقدر چاق میشیم ۶ ماه بعد چقدرقرار چاق بشیم مسیرش در در ذهن ما از قبل بوده ترس هم میاد واون مسیر به حرکت در میارهدوما چاق میشیم اما ترس از لاغر شدن چرا مارو لاعر نمیکنه برای اینکه مسیر لاعری در ذهن ما وجود نداره برای اینکه ما انتظارمون از لاغر شدن به اندازه چاق شدن نیست یعنی فردیکه اضافه وزن داره انتظارش تصورش از خودش اطمینلنش از خودش باورش از خودش اینکه چاق شدن خیلی اسونه ولی لاغر شدن سخته چرا چون باورش چون باورش اینکه فکر میکنه اگر بخواد لاعر بشه باید ی سری محدودیتها داشته باشه برنج ونون شکلات اینارو نباید بخوره صب زود بیدار بشهدورزش کنه بنابراین ترس از لاعر شدن پیدا میکنه ولاعر نمیشه حالا ترس از لاعر شدن چرا باعث لاغری نمیشه چون باورمون انتظارمون الاغر شدن نیست وگرنه حتما لاعر میشیم مثل دوستمون که دوره شرکت کرده خیلم خوب عمل کرده به وزن ایده الشم رسیده در صورتیهکه غداش کمتر نشده ولی بخاطر اینکه از وزن ایده الش کمتر شده شروع کرده به یکم بیشتر خوردن که کار اشتباهی بوده چون نمیخواسته بیشتر از وزن ایده الش لاغر بشه ودیگرانم بهش میگن خیلی لاعر شدی بسته دیگه یواش یواش ترس از لاعر تر شدن در او ایجاد شده وروند لاغر شدنش بیشتر شده چرا از لاغر شدن ترسیده وباور کردهدبود که خیلی راحت میتونه لاعر بشهدودر مسیر ها وفرمولها در ذهنش خوب شکل گرفتهوبودهدتنها ترس از لاغر تر شدن باعث شده که بیشتر از انتظارش لاغر بشه وتنها چیزیکه در این شرایط باید بدونیم اینکه نباید بترسیم باید به جسمت وذهنت اطمینان داشته باشی همون جسمی که سلول سازی پلک زدن کنترل میکنهتاسب اندامم بسپار به اون وهیچ کاری نداشته باش باید فراموش کنی تا به نتیجه برسی وما هم باید اینجوری باور سازی کنیم در دهنمونوشما وقتی دستت میبره شما تایین نمیکنید اینجا چقدر سلول نیاز داره برای ترمیموکاری ندارید فقط مطمینی که جسمت خودش همه کار رو انجام میده ودست تو خوب میشهدر مورد جسمتم همین طور کاری نداشته باش اطمینان کن که جسمت از عهده لاغریم برمیاد همینجور که برای نفس کشیدنت نگران نیستی برای پلک زدنت نگران نیستی نگران تناسب اندامتم نباش وجسمت رها کن تا موفق بشی وچون این دوستمون از قبل فرمولهای ذهنش در مسیر لاعری قرار گرفته بودوکاملا باور داشت که میتونه لاعر بشه وبه وزن ایده الشم رسیده بود اما متاسفانه ترس از لاعر شدن انو به سمت لاعری بیشتری میبرد واین اتفاق برای افراد چاقم رخ میده اما به شکل برعکس یعنی افرادیکه اضافه وزن دارن از قبلم که مطمینن که چاق میشن چون فرمولهای ذهنیشون اینو میگه وچون مغز ی سری اطلاعات توشه که ما نمیتونیم خارج از اطاعات معز فکر کنیم ومغز نمیتونه به چیزی جز چاقی فکر کنه ووقتی دهنمون پر از اطلاعات چاقیه ما نمیتونیم به لاعرشدن فکر کنیم ومنم همینطورم تا حالا نتونستم به لاعری فکر کنم بنابراین زمانیکه ما از مطالب اموزشی استفاده میکنیم یواش یواش میاییم اطلاعات لاعری رو به مغزمون میدیم وباپررنگش میکنیم وذهن از اطلاعات جدید استفاده میکنه همون روندیکه در چاقی صورت گرفت حالا در لاعری صورت میگیره وبه همین دلیل که ترس از چاقی مارو به سمت چاقی میبره وترس از لاعری ما رو لاغر نمیکنه چون از قبل اطلاعاتش تو مغز مانیست وما نمیتونیم لاعر بشیم وچون تمیتونیم پس به لاعریم فکر نمیکنیم واطمینان نداریم که میتونیم لاعر بشیم واین ترس در تمام وارد زندگی صدق میکنه واگر در زندگی شما از هر چیزی بترسی چون اطلاعاتشم در دهنت هستدچرا میترسی چون از قبل اطلاعات به معزت دادی با نگاه کردن به کلیپ ویا از طرف خانواده بعصی از ما علاقه داریم که کلیپهای حوادث دنبال کنیم واینا دارن اطلاعات به معزت میدن واولین واکنش چیه ترس که نکنه این وارد زندگیمون بشهه وچون دهنم مملو از این اطلاعاته بعد چکار میکنه شروع میکنه از مراقبت از خودش قفل فرومون میداره دزدگیر نصب میکنه دوربین میدارهداما وقتی جهان بخواد اتفاقی وارد زندگیت کنه دیگه دوربین دزدگیر کاری از دستشون بر نمیاد وچون میترسی وهزاران کلیپم دیدی که به راحتی دزدی میکنن بعد میترسی واکنش نشون بدی راهکار برای جلوگیری ازش ارایه میدیراین بلا سرت میاد واون افرادیکه با قانون جدب اشنا هستند وومثبت نگری میکنن پس از یک هفته میکم پس چرا چزی نشد دلیلش اینکه شما هنوز مسیری در دهنت ایجاد نشدهدشما تازه داری شروع میکنی مسیر درست کردنواما اگر به چیزهای منفی فکر کنی از قبلم اطلاعات هست در دهنت وخیلی راحت وارد زندکیت میشه اما وقتی به چیز خوب فکر کنی از قبلم اطلاعات در دهنت نیست شما تاز ه داریر اطلاعات چمع میکنی وبه دهنت میدی پس انتطار نداشته باش که چرا خبری نشد یک هفته کلیپ ندیدی کنترل کرون خبر گوش ندادن اتفاقی نمیافته زمان میبره اطلاعات وارد بشه دخیره بشه وجهان پاسخ شمارو بدهد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۴ ۲۰:۱۱
      مدت عضویت: 2424 روز
      امتیاز کاربر: 5180 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,999 کلمه

       فایلی که استاد چند روز پیش گذاشتن این عنوان رو داشت که :

      ترس از لاغر شدن مانع لاغری میشود .

      و اما سوال یکی از دوستان درمورد این عبارت :

      چرا ترس از چاق شدن باعث چاقی میشود اما ترس از لاعر شدن باعث لاغری نمیشود ؟؟؟

       کلا چرا وقتی یه فکر منفی داریم خیلی زود به واقعیت تبدیل میشه و تبدیل به اتفاق بد میشه اما اگر احساس خوب داشته باشیم و فکر مثبت داشته باشیم زود به واقعیت تبدیل نمیشه  و باعث اتفاق خوب نمیشه .

      فکر کردن به یک چیز خوب  باعث اتفاق خوب میشه اما نیاز به کار کردن داره برای خیلیها   و فکر کردن به چیز بد باعث اتفاقعای بد میشه و در خیلیها   به راحتی اتفاق میفته  (و اما اینجا هست که نتایج برای افراد فرد فرق میکنه و هر کس زندگی متفاوتی رو  از بقیه تجربه میکنه و  هر کس بستکی به محتوای ذهنیش  نتیجه میگیره  و به قول استاد از کوزه همان تراود که درون اوست )

      وقتی ما از چاقی میترسیم راحت تر چاق میشم چرا ؟؟ چون برای ما باور پذیر و منطقی هست و اصلا یه جو رایی منتظرش هستیم که چاقتر بشیم  پس همینکه ما منتظریم 

      و  افکار و باورهای محکمی  هم در مورد چاقی  در ذهنمون  داریم مثلا :

      چاق شدن راحت هست 

      من آب بخورم چاق میشم 

      همه ی این افکار در کنار ترس از چاقی    باعث  چاقی بیشتر ما میشه (در واقع وقتی ما مسیری رو چندین بار رفته باشیم و در ذهنمون  برامون باور پذیر شده باشه که ما میتونیم  به راحتی به  اون مسیر  برسیم و در کنار اون کلی احساس هم  به اون مسیر بدیم  کار رسیدن  به اون مسیر رو خیلی  برای ما راحت میکنه پس تو جه کردن و یا همون احساس به خرج دادن برای هر مساله ای رسیدن به اون رو راحت تر میکنه پس تا میتونید به خواسته ها توجه کنید و به  ناخواسته ها  توجه نکنید .و منتظر هر چیزی در زندگی باشید همون برای شما به وحود میاد مهم نیست چی رو دوست  داری مهم این هست باور شما چی هست در این زمینه یا همون انتظار شما چی هست در این زمینه :

      من باور دارم به زودی به وزن جدیدم میرسم مثل آب خوردن چون لاعری با این روش حدید  آسون هست چون به جسمم اضافه غدا نمیدم و دارم لاغری رو یاد میگیریم و ذهنم که چاق بوده داره لاغر میشه و پر از افکار لاغری میشه که  لاغر شدن یه نیاز هست مثل بقیه نیازهای تو که تو داری اون رو با دست خودت تامین میکنی اما من مواظب تو هستم که صرف انرزی جسم تو بشن نه چربی  و این خوردنها برای بدن تو نیاز هستن  که تو زنده بمونی و سالم باشی که این خوردنیها باعث شادابی و جوانی تو میشن و …  )

      پس تمام  باور ها و ا فکار اشتباه من  در مورد  چاقی، مسیر چاقی  من هست و همینکه من میترسم  از چاقی دیگه باعث میشه خیلی راحت این دو  چفت بشن و اتفاق بیفتن و من قبل از اینکه  از چاقی بترسم خوب میدونستم من دارم  هر روز چاق تر میشم پس مسیرش از قبل در من وجو داشته  با باورها و افکار محکم و ترس از چاقی یک چاشنی کوچیک برای اون مسیر بوده که من چاقتر بشم (من خودم در گذشته  کلی افکار و باورهای چاقی داشتم که هر چی بخورم چاق میشم به راحتی چاق میشم و من هر روز دارم چاقتر میشم و اینقدر ترس و نفرت از چاقی در من به وجود اومده بود که باعث شده بود روند چاقی خیلی راحت برای من اتفاق بیفته  و  من هر ماه با کلی تلاش کردن و زجر کشیدن اما  چاقتر بشم و این خیلی  من رو اذیت میکرد و اما حالا باور دارم لاعر شدن آسان هست و پاسخ  دادن به یکی از نیازهای جسمم هست و با فکر کردن به لاغری و توجه کردن به اون  خیلی  هم خوشحال میشم و با دیدن هر فرد لاعری به خودم  میگم من هم  دارم لاعری رو آموزش میبینم و کلی تو نستم مهارت پیدا کنم و وزن کم کنم و به زودی منم هم مثل ایشون در وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ قرار میگیرم  )اما مسیر لاغری در ذهن ما وجود نداره یعنی فردی که اضافه وزن داره انتطارش از خودش این هست که  لاغر شدن خیلی سخت هست و نیار به رنح  داره ولی چاق شدن راحت  هست پس در اونها  انتظار  لاغر شدن نیست .(بله منم قبلا بارها میگفتم چاق شدن راحت هست اما لاعر شدن سخته و نیاز به تلاش و محدودیت داره  اما حالا بارها به خودم میگم لاعر شدن آسان و راحت هست و حالت طبیعی بدن من هست و بدن من تمام تلاشش این هست که من رو لاعر کنه و به سمت متعادل شدن حرکت کنه مثل نشست و برخاست من مثل راه رفتن من مثل نفس کشیدن من مثل ضربان قلب من ،من به راحتی لاغر میشم  و من بدون هیچ فعالیت خاصی و کار خاصی مثل تمام متناسبهای اطرافم در وزن جدید ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ قرار میگیرم  و اتوماتیک  به نیاز جسمم پاسخ میدم و انتظارم از خودم لاغری هست )

      و اگر واقعا مسیرهای لاغری در ذهن ما باشه و ما باور و فرمولهای لاغری رو ایجاد کنیم با هر ترسی از لاغری بیشتر شاید ما لاغر تر بشیم .و افراد چاق دقیقا معکوس این قضیه هستن .(این اتفاق خیلی کم شاید رخ بده البته  در مثالی که استاد زدن  یکی از هنر جوها  با ترس از لاغری لاعری بیشتر  رو تجربه کرده بود ولی بازم در اینجور مواقع باید به جسممون  اعتماد کنیم   و ترسی نداشته باشیم )

      باید به  جسممون اعتماد کنیم و بگیم همین جسم ما که داره به راحتی  فعالیتشها رو انجام میده پس  میشه لاغری رو هم به اون سپرد و اون خوب از پسش،بر میاد 

      همانطور که وقتی دست ما میبره ما نمیاییم بگیم حالا چطور بدن من خوبش میکنه؟ احتیاج به چند سلول هست برای ترمیم ؟؟؟و  فقط مطمعنم که بدن من ترمیمش میکنه و خوب میشه پس تو هم نگران نباش و اعتماد کن و  همانطور که برای نفس کشیدن خودت نگران نیستی و یا برای   پلک زدن و گوارش و سلولسازی خودت نگران  نیستی نگران این قضیه  هم نباش و کاری به چطورش نداشته باش فقط اطمینان کن و اعتماد کن به جسمت  .(من فقط باید به هدفم فکر کنم و ک‌اری به جطور رسیدنش نباید  نداشته باشم که چطور بهش میرسم از هر راهی  که میخواد برسه برسه کاری بهش نداریم فقط اعتماد کن و بهش فرصت بده خودش به خوبی کارش رو انجام میده تا حالا شده بگی من فردا چطور نفس بکشم و یا پلک بزنم و یا ….نه خیلی برای ما فعالیتهای عادی هستن پس لاغری هم به همین راحتی در ما به وحود میاد اگر به اون اطمینان کنیم و با فکر کردن به  چطور لاعر شدن ما در این مسیر ؟ برای خودمون مانع درست نکنیم )

      کلا مغز ما یه سری اطلاعات داره مثلا اگر مغز ما پر از اطلاعات چاقی باشه به چاقی می رسیم   و نمیشه پر از اطلاعات چاقی باشه ولی  به لاغری برسیم   .(باید افکار ما با خواسته ی ما همسو باشن پس باید اطلاعات درست با خواسته به ذهن بدیم و ذهن و خواسته رو همسو کنیم تا نتیجه ی عالی بگیریم پس ورودی و اطلاعات مخزن خود مون رو باید کنترل کنیم و هر چیزی واردش نکنیم تا به خواسته ها برسیم و به هر چیز توجه کنیم  زودتر میرسیم )
      >ترس از چاقی ما رو به سمت چاقی میبره و اما ترس از لاعری ما رو به سمت لاغری  نمیبره چون اطلاعات لاغری در ذهن ما وجود نداره و تازه مانع لاغری ما میشه .(اخه فرد چاقی که از بچگی چاق بوده و یا از سنی به بعد چاق شده و دیگه لاعری رو تجربه نکرده و یا هر فرد چاق دیگه که جسمش نشون دهنده ی افکار و اطلاعات مخزنش هست که اونجا چاق و پر از اطلاعات چاقی هست چطور ممکنه با ترس خالی به لاعری برسه ترس چاشنی راه هست اما به تنهایی در رسیدن به مقصد کمک  ما نمیکنه و اول باید ذهن این فرد لاغر بشه با اطلاعات  و فرمولهای لاغر کننده  داشته باشه و بعد با توجه کردن و احساس به خرج دادن ما  به لاغری برسیم و محال ممکنه ما فقط با ترس به لاعری برسیم من که بارها لاغر شدم و سالها به زور در لاغری خودم رو نگه داشتم  یکم ذهنم مسیرهای بهتری برای لاغری داره  و در دهنم چیز محالی نیست فقط ممکنه مانع هایی باشه که نزارن من برسم و باید اونها رو بر طرف کنم مثلا بارها به خودم بگم لاعری بسیار آسان هست و یا من در لاعری بسیار زیبا و جداب میشم مثل عکسهایی که از خودم دیدیم و یا  روند لاغری رو من هر روز در جسمم تجربه میکنم و هیچ وقت روندش متوقف نمیشه همانطور که نفس میکشم هر روز و یا پلک میزنم هر روز پس هر روز هم لاغر تر میشم  و همین ترس از لاغر شدن به خاطر هر دلیلی مثلا ضعیف میشم زشت میشم و یا بیمار میشم و … مانع رسیدن ما به لاعری هم میشن پس ترس الکی از لاعری نداشته باشیم و با حال خوب به اون تصویرهای لاغری خودمون که داریم نگاه کنیم اگر نداریم درست کنیم تا به لاغری برسیم  من کلی عکس از خودم در وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ دارم و هر بار نگاه میکنم به جسمم و چهره ام لذت میبرم و میدونم دوباره به دستش میارم )

      و حالا کسی که همش کلیپ سرقت و دزدی و بیماری و خیانت نگاه میکنه داره به ذهنش میگه من میترسم و در ذهنش کلی از این اطلاعات دخیره میکنه و  با دیدن و در موردشون حرف زدن ذهنش رو پر از اطلاعات غلط  میکنه و این فرد شروع به مراقبت از خودش میکنه و میخواد  از این اتفاقات جلوگیری کنه اما ترس از اینکه مبادا من گرفتار بشم  باعث میشه تو به دامش گرفتار بشی حالا نه صد در صد ولی پیش میاد از قدیم گفتن از هر چی بترسی سرت میاد .(کانون توجه ات و تمرکزت رو بر روی چیزهایی که دوست داری بزار تا همون جنس اتفاقها برای تو به وحود بیاد  و تجربه اشون کنی و اگر خودت رو در گیر افکار و حرفها و کلیپهای بد و منفی کنی اول اینکه مدارت پاسین میاد چون   احساست بد میشه و بعد اینکه  تو با این کار ایمانت و توکلت کمتر میشه و  از خدا دورتر میشی و تو اتفاقهای بدتر رو تجربه میکنی و از نعمتها دورتر میشی  )گه تو به موضوعات منفی توجه کنی چون از قبل اطلاعات  منفی داری راحت جذبشون میکنی ولی اگر به مو ضوعات مثبت توجه کنی چون از قبل اطلاعات نداری به راحتی جذبشون نمیکنی اتفاقهای خوب رو .

      خالق سرنوشت خودت باش نه بازیگر زندگی خودت  و به جای  بازیگر بودن کار گردان زندگی خودت باش (خیلی که وارد این دوره های قانون جدب میشن گله دارن چرا این همه مراقبه میکنیم اما راحت به اتفاقهای خوب نمیرسیم چون هیچ راهی و مسیری  از اون افکار خوب که داری در ذهن شما وجود نداره چون  اطلاعات شما در اون خصوص کم هست چون دیده ها و شنیده های ما در اون خصوص کم هست چون با کسی در موردشون حرف نمیزنیم و جایی چیزی نمیشنویم و نمیبینیم پس تا میتونید در این سایت برای لاعری خودتون بنویسید و بخونید و اگاهی کسب کنید  تا زودتر موفق بشید  البته با احساس خوب داشتن و عمل کردن که دو ابزار مهم در رسیدن به خواسته ها هستن من دوست دارم اول خالق جسمم باشم بعد خالق بقیه ی زندگیم با شم من با خلق کردن  هر چیزی حالم و احساسم و ایمان و توکلم و ارامشم و شادیم ببشتر و بیشتر میشه و ادامه ی زندگی برای من بسیار راحت تر میشه و من میتونم یک زندگی عالی رو تجربه کنم فارغ از تمام اطرافم و دنیای پیرامونم و شرایطم و من الان دارم با این سبک زندگی میکنم و هر روزم رو  برای خودم طوری که دوست دارم  خلق میکنم و میسازم و لدت میبرم پس من همین الانم خالق  و کار گردان زندگی خو دم هستم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۶ ۰۹:۴۴
      مدت عضویت: 2374 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 842 کلمه

      سلام🙂
      فایل فوق العاده ای بود و خیلی درکش برای من لذت بخش بود
      من قبلا این فایل رو دیده بودم و وقتی به سوال مربوط به فایل رسیدم که چرا ترس از چاقی باعث چاقی بیشتر میشه ولی ترس از لاغری باعث لاغری نمیشه
      این جواب در ذهنم مرور میشد که چون مسیر چاقی از قبل در ذهن ما وجود داره
      با توضیحات عالی شما باز هم بیشتر درک کردم که اره درسته
      خوب حالا بعنی چی که از قبل مسیرش وجود داره؟ یا اصلا مسیر چاقی چطوری در ما بوجود اومده؟
      در جواب باز هم میرسیم به همون اطلاعاتی که در مغز ما وجود داره و این اطلاعات از طریق دیده ها و شنیده ها و سایر حواسمون که همون ورودیهای مغزمون هست وارد مغز و ذهن ما شده
      میبینیم که باز هم موضوع ورودیها چقدر مهمه و اینکه ما تمرکزمون در طول روز روی چه موضوعاتی هست چقدر حائز اهمیته
      ساعتها و لحظه های زندگی ما چطوری دارن سپری میشن وما هر لحظه چه چیزی رو داریم به عنوان خوراک به ذهنمون میدیم
      همین برآیند توجهات ما هست که داره احساسات و عواطف رو در ما بوجود میاره و باز خود اون احساسات فکرهای مشابه رو شکل میده و در واقع در یک سیکل قرار میگیریم که این دو همدیگه رو تقویت و تشدید میکنن
      فکرهای ما از کجا میان؟
      افکار مرور همون اطلاعاتی هستن که در ذهن ما ذخیره شدن همون هایی که ما با توجه و تمرکزمون وارد مغزمون کردیم
      پس به هر چیزی توجه کرده باشیم دیده باشیم و شنیده باشیم مخصوصا اگه تکرار شده باشه یا به نوعی احساسات ما رو درگیر کرده باشه در مغز ما هم به عنوان فرمول ذخیره میشه و مرور اونها میشه افکار روزانه ما
      بیخود نیست که میگن ۸۰ درصد افکار ما همان افکار تکراری روزهای قبله
      چون ما اونا رو وارد کردیم و مرتب هم تکرارش کردیم به طوریکه حتی اگه در اون لحظه چیزی رو نمیبینیم و نمیشنویم داریم در مغزمون همونا رو مثل یه فیلم تکراری به صورت فول اچ دی مرور میکنیم
      اون افکار هم اگه خوب باشن و مثبت احساس خوبی هم در ما بوجود میارن و احساسات خوب افکار خوب بیشتری رو بوجود میارن و اگه افکار منفی باشن احساسات بد مثل ترس و نگرانی و احساس گناه خشم و….رو بوجود میارن و باز همون احساسات سطح پایین منجر به افکار منفی بیشتری میشن
      خوب اکثر ما اطلاعاتی رو از بچگی به مغزمون دادیم که همگی منفی بوده چه در مورد چاقی چه در موارد دیگه مثل اینکه چاقی ما ژنتیکی هست ما هر چی بخوریم چاق میشیم غذاها ما رو چاق میکنن شیرینیها ما رو چاق میکنن غصه ما رو چاق میکنه غذاهای چرب و شور چاق میکنن چرب و شیرین چاق میکنن چاقها ناتوانند چاقها اراده ندارن هیچ روشی نمیتونه برای همیشه لاغر کنه خدا برای ما اینجوری خواسته تیرویید چاق میکنه داروها چاق میکنن بی تحرکی چاقی میده خواب زیاد باعث چاقی میشه یا صورت تپل خوشگلتره ادم هیکلی هر چی بپوشه به تنش قشنگه و…… هزاران دیده و شنیده ای که از بچگی از مزتبگیای چاقی و علتهای چاقی و آه و ناله ناشی از چاقی ما وارد مغزمون کردیم خوب همینا شده مسیر چاقی که ما در مغز و ذهنمون ساختیم حالا ترس از چاقی هم که خودش یه احساس قوی هست که همراهش یه عالمه فکر چاق کننده هم هست اضافه میشه و سوار میشه برموج چاقی که در ذهن ما است
      خوب نتیجه جز چاقی بیشتر چی میتونه باشه؟؟؟؟!!!!🤨🤨🤨😮😮😮
      خوب حالا لاغری در ذهن ما چقدر مسیر داره؟ معمولا هیچی یا یه جاده به باریکی نخ مو
      همینه که ترس از لاغری روی این جاده باریک کاری از پیش نمیبره
      خوب حالا لاغری با ذهن چیکار میکنه؟ داره با دادن اطلاعات درست که اتفاقا با احساسات مثبت مثل شادی اعتماد به نفس ایمان حال خوب و امید هست کم کم یه مسیر میسازه و اینه که ساخت این مسیر زمان میبره هر چه زمان بیشتری برای قرار دادن ذهنمون در مسیر لاغری بذاریم و هرچه جلوی ورودی های منفی و اطلاعات بدرد نخور و منفی از محیط و جامعه که ۹۰ درصدش هم به ما مربوط نیست رو بگیریم این جاده بهتر و محکمتر ساخته میشه و به مرور افکاری که در ذهن ما مرور میشه بیشتر حال و هوای لاغری رو میگیره و این افکار احساسات خودش رو هم برمی انگیزه احساساتی مثل امید به لاغر شدن، ایمان به مسیر انگیزه و اشتیاق به ادامه مسیر و همین احساسات افکار لاغری رو تقویت میکنن و اینجاست که انتظار لاغری در ما شکل میگیره اونوقت از چاق شدنمون هم دیگه ناراحت نیستیم چون میدونیم در مسیر درست هستیم و این چاقی خیلی موقت و گذراست و لاغری چیزیه که وجود و ذات و طبیعت ما است و ما هم داریم به سمتش میریم
      و چقدر جالبه که ذهن این قدرت رو داره که وقتی مسیر لاغری رو به خوبی شکل داد اونوقت ترس از لاغری بیشتر باعث لاغری بیشتر میشه😊
      واقعا درک این آگاهیها با دریافتش خیلی متفاوته و خیلی خیلی شیرینتره و فاصله دریافت تا درک فقط و فقط با ادامه دادن کم میشه
      خدا رو شکر میکنم به خاطر هدایتم به این مسیر و به خاطر اینکه اتش این اشتیاق به یادگیری رو در وجودم نهاده 🙏🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۵ ۱۴:۵۶
        مدت عضویت: 2164 روز
        امتیاز کاربر: 40166 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 263 کلمه

        دوست عزیز  از متن زیبای شما لذت بردم ..به این درک عالی  که از موضوع فایل دارید آفرین میگم .

        درکی که  من دارم از اینکه ترس از چاقی منو چاقتر می کنه ولی ترسم از لاغری لاغرم نمی کنه .

        اینه :

        این برمی گرده به تصویری که بعد از این ترس در ذهن ما شکل می گیره .

        وقتی من چاقم  دارم تجربه اش می کنم  خودم می بینمش در آینه هم کاملتر می بینمش  وقتی به  این‌چاقی با هر مقدار حجمی که به بدنم داده ترس از چاقتر شدن اضافه میشه پشت این ترس یک‌تصویر چاقتر از خود در ذهن بوجود اومده .و از اینکه ممکنه  بزودی  به این تصویر تبدیل بشم دچار نگرانی و ترس میشم .

        این تصویر که چاقتر از خودمه با اون احساس ترکیب میشه  و  انتظار قریب الوقوع هم بهش اضافه میشه  نتیجه می ده چاقی بیشتر .

        اما وقتی  من هنوز چاقم و دارم به سمت لاغری حرکت می کنم  چون قبلا  تجربه اش نکردیم ودر حال حاضر هم که اثری ازش نیست پس وقتی ازش می ترسم  منجر به تصویر لاغرتر از حالت فعلیم نمیشه .مهم این تصویره اس که در ذهن تشکیل نمیشه .و چون راجع به لاغری و لاغرها از قبل افکار منفی در ذهن دارم احساس  انتظار هم برای دریافتش ندارم .حالا اینارو بذارم در کنار  عدم باور به  گرفتن‌نتیجه از مسیری که هستم‌  که اگر سعی خودمو نکنم که به باور برسم  همه اینا نتیجه می ده  درجا زدن و لاغر نشدن .  خدارو شکر من با آموزشهای ناب و روزانه در این دوره  روز بروز باورم به کسب نتیجه  بیشتر و بیشتر میشه .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا