حساس بد داشتن یکی از مهمترین موانع خوشبختی در دنیا و آخرت است.
سالهای زیادی از عمرم با سختی و رنج سپری شد و احساس بد داشتن عادت هر روز من در زندگی شده بود.
عادت داشتم درباره حال بدم با دیگران صحبت کنم یا به عبارتی برای دیگران درد و دل کنم و گفتگو کردن با دوستانم درباره مسائل و مشکلاتی که احساس بد را در من تشدید میکرد از سرگرمیها و تفریحات من شده بود.
احساس خوب، اتفاقات خوب
از زمانی که به لطف خدا با قوانین جهان هستی آشنا شدم برای اولین بار بود که به اهمیت داشتن احساس خوب پی بردم.
در کتابها و سخنرانیهای زیادی درباره احساس خوب داشتن صحبت شده بود و همگی بر این موضوع تاکید داشتند که:
احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب
نکته ای که مدتها برای من مبهم بود این بود که چگونه احساس خوب داشته باشم تا بتوانم اتفاقات خوب را تجربه کنم.
من یاد گرفته بودم که برای احساس خوب داشتن باید اتفاقات خوب در زندگی من وجود داشته باشد و چون اتفاق چندان خوبی در زندگی من رخ نمیداد نمیتوانستم احساس خوبی از زندگی کردن داشته باشم.
اتفاقات خوب زندگی من دورهمیهای شبانه با دوستانم بود که معمولا گفتگوهای انگیزه بخش و امیدوار کنندهای بین ما رد و بدل نمیشد.
اتفاقات خوب زندگی من مهمانی یا جشن عروسی آشنایان بود که در سال شاید یکی دوبار اتفاق میافتاد و در حد چند ساعت باعث ایجاد احساس خوب در من میشد.
اتفاقات خوب زندگی من به اندازه ای نبود که به شکل پایدار بتواند احساس مرا خوب کند و به همین دلیل وقتی برای اولین بار شنیدم که احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب نمیتوانستم درک کنم این عبارت چه معنی و مفهومیدارد.
هرچه بیشتر به این عبارت فکر میکردم سوالات بیشتری در ذهنم ایجاد میشد.
چگونه احساس خوب میتواند باعث رخ دادن اتفاقات خوب شود؟
چگونه باید احساس خوب داشته باشم؟
اصلا معنی احساس خوب داشتن چیست؟
سوالات متفاوتی پیرامون احساس خوب داشتن در ذهنم شکل میگرفت و برای هیچ کدام پاسخی نداشتم.
آنچه در ذهن من و شاید همه دوستانی که این نوشته را میخوانند به عنوان فرمولهای ذهنی ثبت شده باشد این است که:
- اتفاق خوب باعث ایجاد احساس خوب میشود.
- اتفاق بد باعث ایجاد احساس بد میشود.
- من در رخ دادن اتفاق خوب یا بد نقشی ندارم.
- من به خاطر حرفها و رفتارهای اطرافیانم احساسم بد میشود.
- من نمیتوانم تعیین کنم اتفاق خوب یا بد برای من رخ دهد.
- من در زندگی شانس ندارم و هرچی بلاست سر من میآید.
این قبیل فرمولهای ذهنی به شکل بی شمار در ذهن من و همه انسانها وجود دارد.
به همین دلیل فرمول جدید احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب که تازه با آن مواجه شده بودم اصلا برای من قابل درک نبود.

درباره احساس خوب داشتن
بارها خوانده بودم که احساس خوب باعث رخ دادن اتفاقات خوب میشود اما در هیچ متنی نخوانده بودم که چگونه باید احساس خوب داشته باشم؟
چطور باید بدون رخ دادن اتفاق خوب احساس خوب داشت؟
چگونه قبل از رخ دادن اتفاق خوب من احساس خوبی داشته باشم.
از کودکی هزارن بار به من گفته شده بود خوب نیست شاد باشی، گناه دارد بلند بخندی، گناه دارد آهنگ شاد گوش کنی، خوب نیست خوشحال باشی چون بعد از هر خنده ای گریه و بعد از هر خوشحالی ناراحتی و غصه است.
الان چگونه باید در سن میانسالی با کوله باری از شنیدهها و آموختهها درباره بد و گناه بودن شادی و احساس خوب من به احساس خوب میرسیدم تا اتفاقات خوب در زندگی من رخ دهد.
راز چگونه احساس خوب داشتن
مدتها به دنبال کشف این راز بودم که چگونه باید احساس خوب داشته باشم؟
کتابهای زیادی مطالعه کردم و صحبتهای اساتید زیادی را گوش دادم.
بعد از همه جستجوها به قرآن رسیدم و پاسخ سوال ” چگونه به احساس خوب برسم ” را در قرآن پیدا کردم.
- توجه نکردن به اتفاقات ناراحت کننده
- توجه کردن به نعمتهایی که در زندگی دارم
البته پاسخ سوال من به این شکل واضح در یک یا چند آیه ذکر نشده است بلکه مفهومیکه من از خواندن آیات قرآن درک کردم را به این شکل برای خودم مشخص کردم.
بارها در قرآن از عبارت “غمگین مباش” استفاده شده است. در آیات متعدد و به شکلهای مختلف.
همچنین از عبارت “توجه کردن” به شکلهای مختلف در آیات متعدد استفاده شده است.
علاوه براین خداوند تاکید کرده است که هرآنچه از خدا به شما میرسد همه خیر و خوبی است و هر بلایی به سر شما میآید بخاطر اعمال خودتان است.
با ترکیب موضوعات مختلف در قرآن به این نتیجه رسیدم که داشتن احساس خوب حالت طبیعی ما انسانها است مگر اینکه خودمان باعث ایجاد احساس بد داشتن شویم.
سپس متوجه شدم عامل احساس بد داشتن در ما توجه کردن به اتفاقاتی است که احساس بد در ما ایجاد میکند.
یعنی در بسیاری از موارد ما احساس بد نداریم اما با توجه کردن به موضوعاتی که خوشایند نیست ناراحت میشویم و و منجر به احساس بد داشتن در ما می شود، ناآگاهانه با تکرار توجه کردن به اتفاقات بد احساس بد دائمیرا در خود ایجاد میکنیم.
همانطور که احساس خوب باعث اتفاقات خوب میشود، احساس بد داشتن باعث اتفاقات بد میشود.
به مرور سعی کردم به موضوعات ناراحت کننده که عامل احساس بد داشتن و ایحاد حالت یاس و ناامیدی در من می شود توجه نکنم.
بعد از مدتی احساس کردم حالت روحی من بهتر شده است، امیدوارتر شده بودم، احساس آرامش بیشتری داشتم، خواب راحت تری داشتم، عصبانیتهای من کمتر شده بود، نسبت به حرفهای دیگران کمتر از قبل واکنش میدادم و درباره موضوعات ناراحت کننده با دیگران بسیار کمتر از قبل صحبت میکردم.
با توجه به این تغییرات که سبب شده بود زندگی بهتری داشته باشم اشتیاق و انگیزه من برای ادامه دادن این مسیر که توجه نکردن به موضوعات ناراحت کننده بود بیشتر شد.
من به این نتیجه رسیدم که:
برای داشتن احساس خوب نیاز نیست کار خاصی انجام داد فقط کافی است یه سری کارها را انجام نداد.
با پیدا کردن سرنخ چگونه احساس خوب داشتن، سعی کردم عادتهایی که باعث احساس بد داشتن در خودم میشود را پیدا کنم و آنها را اصلاح کنم.
مهمترین عاملی که منجر به احساس بد داشتن من می شد، شنیدن اخبار و توجه به اتفاقاتی بود که برای دیگران رخ میداد.
به همین دلیل تصمیم گرفتم هچگونه خبری را دنبال نکنم و در عمل کردن به این تصمیم بسیار موفق بودم.
همچنین متوجه شدم دیدن کلیپهایی که اتفاقات بدی که برای دیگران رخ داده است را نمایش میدهد یا دنبال کردن موضوعاتی که در جامعه و مخصوصا شبکههای مجازی مطرح میشود به شدت در تشدید احساس بد داشتن من تاثیرگذار است.
بنابراین تصمیم گرفتم به اتفاقات زندگی دیگران اهمیت ندهم و فقط به آنچه در زندگی خودم دارم و باعث خوشحالی و لذت من از زندگی میشود توجه کنم.
بعد از مدتی شرایط احساسی من به شکل عالی بهبود پیدا کرد و از آن آدم غمگین، بی حوصله، عصبانی و … به آدمیشاد، آرام، باحوصله و … تبدیل شدم و به مرور تمام جنبههای زندگی من دستخوش تغییرات اساسی شد.
و تازه متوجه شدم که چگونه احساس خوب میتواند باعث بروز اتفاقات خوب شود.

نتیجه احساس بد داشتن
احساس بد داشتن، تجربهای است که همه ما در طول زندگی خود آن را تجربه میکنیم. این احساسات میتوانند از ناراحتیهای کوچک تا افسردگیهای شدید متغیر باشد.
تأثیرات احساس بد بر زندگی
احساس بد میتواند تأثیرات مخربی بر زندگی ما داشته باشد، از جمله:
کاهش عملکرد: احساس بد داشتن میتواند بر تمرکز، حافظه و توانایی تصمیمگیری تأثیر گذاشته و عملکرد ما را در کار، تحصیل و روابط کاهش دهد.
اختلال در روابط: احساس بد داشتن میتواند باعث شود که ما از دیگران فاصله بگیریم و روابطمان را تحت تأثیر قرار دهیم.
مشکلات جسمی: احساس بد داشتن میتواند باعث بروز مشکلات جسمی مانند سردرد، مشکلات گوارشی، اختلالات خواب و … شود.
افزایش خطر ابتلا به بیماری: تحقیقات نشان دادهاند که احساس بد داشتن میتواند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، دیابت و برخی از انواع سرطان را افزایش دهد
من به این نتیجه رسیدم روزهایی که ناآگاهانه احساس خودم را به دلایل مختلف و متعدد بد میکردم، انتظار من از زندگی، سختی و رنج بود و به همین دلیل ناخودآگاه منتظر اتفاقات بد بودم، اتفاقاتی مشابه آنچه دربارهاش میشنیدم یا از طریق کلیپهای تصویری میدیدم.
با اندکی توجه به انتظارات خود از زندگی متوجه خواهید شد که به هر موضوعی برای چند روز توجه کنید به طور ناخودآگاه منتظر رخ دادن آن اتفاق در زندگی خود خواهید بود و نشانه این انتظار،ایجاد ترس و نگرانی از وقوع آن حادثه است.
به عنوان مثال اگر شما چند بار به طریق مختلف کلیپها سرقت از دیگران را مشاهده کنید یا درباره مورد سرقت قرار گرفتن دیگران بشنوید و یا صحبت کنید، پس از چند روز نگرانی و استرس در شما به شکل مراقبت بیشتر از اموال یا اطرافیانتان ایجاد میشود.
بیشتر سعی میکنید مراقب خود و اطرافیانتا باشید.
بیشتر به دیگران توصیههای ایمنی را گوشزد میکنید که مبادا مورد سرقت قرار بگیرند.
این رفتار شما ناشی از توجه شما به اخبار و کلیپهای سرقت است.
این مثال در جنبههای مختلف زندگی صدق میکند و اکنون شما میتوانید به راحتی منشاء رفتارهای خودتان را پیدا کنید.
توجه نکردن به اتفاقات بد و ناراحت کننده ای که برای دیگران رخ داده است به اندازه ای مهم و تاثیرگذار است که خداوند در آیه ۱۵۵ تا ۱۵۷ سوره بقره به این موضوع مهم اشاره کرده است.
اهمیت موضوع احساس بد داشتن و تاثیر آن در زندگی سبب شد تا آگاهی که باعث تغییر نگرش، رهایی از افکار منفی و در نهایت زندگی من شد و برداشتی که از توصیه خداوند در قرآن داشته ام و باعث تغییر اساسی در زندگی من شد را با شما دوستان خوبم به اشتراک بگذارم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.44 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
خیلی خیلی فایل عالی بود خیلی لذت بردم واقعا عالی بود دقیقا این حرفها جامع و کامل ودرست است.بله ما انسانها ازهمان بدو تولدمان تا آخر عمرمان مورد آزمون های گوناگون خداوند قرار داریم ومن خیلی خوشحال شدم که استاد به این مورد در قرآن اشاره کرده اند.خوب ب نظرم بعضی ازین آزمونها برای بعضی افراد کمتر وراحت تر وبرای بعضی بیشتر وسخت تر می باشد.من ک خودم تا به این سن رسیدم احساس می کنم چندین برابر سنم مورد آزمون خداوند قرار گرفتم اینقدر که دچار آزمونهای سخت شده ام وهمین که ما با این آزمونها مقدار صبرمان سنجش می شود وب نظرم هم خداوند اندازه صبر و استقامت هر کسی اورا مورد آزمایش قرار می دهد.
ولی همواره از خداوند درخواست می کنم اگه واقعا این مسائل برای ما آزمون الهی می باشد ما را ازین آزمونهای سخت موفق و پیروز بیرون بیاورد قبل ازین که اون توان و صبرمان از بین برود.
دقیقا با فرمایشات استاد موافق هستم به اینکه نباید هر خبر یا اتفاق دیگران را دنبال کنیم این خبرها شامل خبرهای افراد پیرامونمان اخبار که در تی وی پخش می شود یا هر خبری که در فضاهای مجازی منتشر می شود،من خوب با وارد شدن به این دوره یاد گرفتم که نباید به این چیزها خبرهای رسانه توجه کنم ولی متاسفانه خانواده ام همش و همواره دنبال خبر واین چیزها هستند ومن به هیچ وجه نمی توانم آنها را منصرف کنم وهر چه می گویم این چیزها بع ضرر روح و روانمان است و اصلا فایده ندارد قبول نمی کنند و من هم به اجبار باید این چیزها رو ببینم ولی خوشبختانه خیلی توجه نمی کنم.
ولی یک اتفاقی که برای یک فردی مثلا میفتد تا مدتها ذهنم در گیر می شود ولی نمی خوام اصلا فکر کنم معمولا نمی خواهم توجه کنیم ولی بعضی این افراد در اطراف ما هستند نمیدونم چرا ناخود آگاه ذهنم به آن سمت کشیده می شود مثلا فردی در همسایگی ما چن ماه پیش از محل کارش پرت شده بود به زمین وخیلی وضع اسفناکی پیدا کرده بود و حدود شش ماه تمام نتوانست از جایش حرکت کند.
من نمیدونم چرا همش ذهنم تا مدتها درگیر اون بود که چرا چنین شده حالا می خواد چکار کنه کی بهش میرسه وای خدا خدا فکر کنم به خاطر همین خودم مورد آزمون قرار گرفتم که چن بار افتادم ولی الان خدارو شکر بهتر هستم ولی درد شدید دارم ولی باید با واکر راه بروم ولی در کل بهتر شدم خدارو شکر خیلی بهتر هستم.
ولی واقعا این ذهن من کار دستم داد نمیدونم چرا ناخودآگاه به اون اتفاق فکر می کردم و آن شخص، والان با شنیدن این فایل متوجه شدم که دیگه نباید اصلا به اتفاقات دیگران توجه کنم نباید با اونها فکر کنم نباید آنها را دنبال کنم اصلا نباید ب چیزهای بد و ناخوشایند فکر کنم.و در واقع خودمان با این افکار نباید خودمان را مورد آزمونهای پی در پی قرار دهیم.
ای خدای عزیزم ای خدای بزرگ من هر روزه وهمواره تو را شکر می کنم ازت می خواهم ما را مورد آزمونهای سخت خودت قرار ندهی.الهی امین..
با سلام
طبق معمول برای خوب شدن احساس و قدرت گرفتن برای انجام کارها در سایت تناسب فکری به این فایل زیبا مراجعه کردم از بهمن ماه سال ۹۷ افتخار حضور در این مسیر رو دارم و از همون زمان تقریبا تمام سعی و تلاشم رو بر این موضوع قرار دادم که دور محور امور ناکامی و خبرهای ناگوار نچرخم و تا زمانیکه بر سر این عهد بودم احساس عالی داشتم و موفقیت های بی شماری بدست آوردم و زمانیکه ناخواسته به امور منفی توجه کردم متضرر شدم و خوشبختانه مجددا وارد مسیر شدم
موضوع مطرح شده در فایل رو من چند سال هست که دقیقا زندگی کردم هر وقت احساس خوبی داشتم افکار مزاحم رو در ذهنم مدیریت کردم و به اونها نپرداختم با بررسی های بی مورد در امور گذشته باعث آزار خودم نشدم در کارهایم بسیار موفق بودم و در مقابل هر زمان نتونستم و یا درست تر بگم نخواستم احساسهای بد خودم رو کنترل کنم شاهد اتفاقهای بدی بودم
خوشبختانه در مسیر تناسب فکری فقط موضوع مطرح نمیشه بلکه راهکارهایی ارائه میشه که توسط اونها میتونیم به هدف متعالی دست پیدا کنیم من همیشه با خودم این فکر رو دارم که تمام گره های زندگی که ما اونها رو با دندون باز میکردیم در تناسب فکری و راهکارهای این مسیر توسط دست و به راحتی باز میشه .
با آرزوی موفقیت برای تمام دوستان مسیر سبز تناسب فکری
نشان های دریافت شده
یکی از تغییرات بزرگی ک درخودم میبینم این بودک دیگه فیلمهای غمگین نمیبینم
یاداخبار بد نمبینم سعیم زیاد شده در مورد مسائل حرف نزنم و
ما مثل نگهبان میمانیم ک اجازه ورود یا خروج میدیم وقتی ب ی چیز توجه میکنیم اجازه ورود اون رو ب ذهنمون میدیم و من پای گل نفت بریزم اون گل ب جای رشد و بزرگ شدن خشک میشه
اگه منم هی ب مسائل بد توجه کنم حرف بزنم
انگار ک خشک میشم و تموم
ولی فریبا بخواه زندگی کنی توجه نکن برمشکلات بقیه اونها خدا دارن تو میتونی ی دعای خیر بکنی براش تموم
دیگه ب کسی نگو ادامه نده زنجیر قطع کن
این ها ب حرف زدن نیس باید تمرین کنی تا در تو تبدیل ب عادت و رفتار بشه
خودتو تشویق ب هر بار انجام دادن این تمرین کن
تانتایج عظیم برات داشته باشه
چن روز بود هی تو ذهنم این ندا میومد ک چن وقته معدت درد نمیکنه سه روز این فکر در ذهن من ایجاد شدو من از اون روز معده درد گرفتم و الان چن روز درد دادم و این یعنی ارسال انرژی درخواست وانتظار
از خداوند عزیزم شفای معدم میخوام
نشان های دریافت شده
بنام خدا
چگونه احساس خوب داشته باشیم
ما همه احساس خوب را داریم چون پیش فرض همه ی ماست نباید ان را خراب کنیم همین طور که استاد توضیح دادن زندگی خیلی از ماها هر روز پر از اتفاقاتی هستش که به راحتی میتونه حال ما را خراب کنه بعضی از اتفاقات که شامل حال همه ی ما میشه مثل وضعیت بد اقتصادی که همه الان داد میزنن یا گاهی نا امنی بوجود میاد یه مدتی ایطوری میشه یا اینکه الان اوضاع کرونا هستش و خیلی اخبارهای بد دیگه که مشترک هستش حال ما را هر روز بد میکنه من خودم شاغلم هر روز که از سر کار میامدم باید ساعت ۲ اخبار کرونا را گوش میکردم و کلی حالم بد میشد دیگه بماند وضعیت گذاشتنا که همش از مراسم و بیماری و بدبختی دیگران که باز هم حال آدم خراب میشه البته من خودم چند ماهی هست که تو سایت هستم به طور کامل تلویزیون را کنار گذاشتم از اخبار بگیر تا فیلمهای مورد علاقه ام کلا تعطیل شده خبرهای ناگوار را گوش نمیکنم اصلا دنبال نمیکنم با هیچ کس در مورد چیزی حرف نمی زنم حتی نزدیکان خودم اونا حرف میزنن من کاری ندارم حرف نمیزنم و اصلا دامنه به حرف اون نمیزنم یا اینکه حرف را عوض میکنم حتی بچه هام گاهی تو اینترنت یه خبر سرقت یا قتل می بینن میان میگن منم میگم این خبرها را دنبال نکنید به منم چیزی نگید یا تو اداره با همکارا قبلا خیلی حرف میزدیم در مورد مشکلات کار یا وضع جامعه ولی الان هیچ حرفی نمیزنم شاید گذرا همکارم یه چیزی بگه منم خیلی کم جواب بدم .اما همین آدم که خیلی تونستم در مورد این مسائل که حالمو بد میکنن واکنش صحیح نشان بدم و کلی تغییر کنم تو خونه ی خودم با کارهای همسرم گاهی حالم بد میشه خیلی در تلاشم و خیلی هم صبورم اما تو یه لحظه گاهی ذهنم پیروز میشه و برا شاید نیم ساعت بیشتر یا کمتر حال و احساس منو بد میکنه که با این وجود من لیز نمیخورم سعی میکنم تو کمترین زمان به خودم بیام و،دوباره بلند بشم تصمیم گرفتم یه مدتی اصلا واکنشی نشان ندهم البته کار خیلی سختیه اما میشه یعنی خیلی امیدوارم که موفق میشم .
از فایل بسیار زیباتون ممنونم استاد .
(درک عالی، شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای منطقی کردن)
.
چرا ما نباید به مسایل دیگران توجه کنیم ؟
منم قبلا به مسایل و مشکلات دیگران خیلی توحه میکردم و غصه میخوردم و میرفتم برای بقیه تعریف میکردم که شنیدی فلانی فرزندش رواز دست د اده و یا فلانی بیماری وحشتناکی گرفته و حالش بد هست و یا فلان جا دزدی شده و … و اگر من هم مشکلی داشتم انتطار داشتم بقیه بیان دورم و با هم همدردی کنن و کمکم کنن
تا اینکه با این قانون اشنا شدم و تونستم خیلی چیزا یاد بگیرم و متوجه شدم چقدر کار اشتباه و خطرناکی میکردم و متوجه شدم من به دنبال مشکلات دیگران نباید باشم و به اونها نباید توجه کنم ولی دیگران که در این مسیر نیستن از من ایراد میگیرن که نه اینطور نیست و نباید نسبت به دیگران بی توحه باشیم و نباید بی محلی کنیم و کلی از من ناراحت میشن اما همین اطرافیانم رو میبینم که همش در مورد بیماری بقیه حرف میزنن یا در مورد مشکلات بقیه حرف میزنن و یا رسانه ها که عادت کردن تمام اتفاق و حوادث بد رو دارن به نمایش میزارن که فلانی بچه اش رو کشت و فلان قتل در فلان کشور انجام شده و …
در واقع اونها میخوان آدم ها توجه اشون رو ببرن روی مسایل و مشکلات و اتفاقهای بد و منفی دیگران .
و اطرافیان ما هم فکر میکنن آدم باید اینجوری باشه و به مسایل و مشکلات دیگران فکر کنه اما ما نباید اینطور باشیم بلکه باید آگاهانه زندگی کنیم و تمام حواس و تمرکز و انرژی خودمون رو روی مسایل و خواسته های خودمون بزاریم و تمرکز بر جنبه های مثبت اطرافمون داشته باشیم که البته از نظر بقیه یا بی رحم یا سنگدل یا بی احساس تلقی میشیم یا میگن تو سرت رو زیر برف کردی و یا خیلی حرفهای دیگه که باید بی توجه به اونها باشیم و ادامه بدیم به این سبک جدید زندگیمون مثل استاد که یه مشکل اگر برای اطرافیانش که شاید خیلی وقته اون رو ندیده پیش اومده تونسته خودش رو کنترل کنه و ناراحت نشه اما همسر استاد کلی گریه و ناراحتی کرده و به استاد هم گفته شما سنگدلی که غصه اش رو نمیخوری و استاد هم در جواب گفتن من متوجه شدم نباید این موضوعات رو دنبال کنم و تحت تاثیر قرار بگیریم و اصلا واکنش نشون نمیدیم و اگر به گوشم برسه در حدی هست که از این گوش وارد میشه و از اون گوشم خارج میشه و واکنش نشون نمیدم و حالا چرا اینطور هست و ما نیاید به اخبار و حوادث و هر اتفاق منفی در اطرافمون واکنش نشون بدیم ؟
در قرآن سوره ی بقره خداوند فرموده ما در زندگی آزمونهایی از انسانها میگیریم با ترس و نقص در اموال یا گرسنگی و بعد گفته بشارت بده به صابرین که گفتن ما از خدایم و به سوی خدا برمیگردیم و به صبر اونها پاداشت میدهیم . یعنی اون آزمون سخته و برای اونها پاداشت در نظر گرفته ایم و اونها که صبر میکنن به اونها پاداشت میدهیم و شاید آزمونها در طول زندگی انسان یک یا دو دفعه باشه و حالا بعضی از انسانها هر روز این اتفاقات بد و حوا دث رو که در اطرفشون میفته رو مرور میکنن و با اتفاقی که برای بقیه افتاده و ذهن نمیتونه تشخیص بده که این اتفاق مال تو هست یا مال بقیه و اون احساسی رو که در تو به وجود امده رو تشخیص میده و درواقع احساسی که از اون خبر میگیرید روی ذهن شما تاثیر میزاره نه اون خبر پس وقتی تو حالت بد میشه میری در آزمون سخت که خداوند وعده داده و ذهنت به حالتی میرسه که زندگی پوچ و درد آور و سخت و پر از رنج هست و این باعث میشه اون فرد به بیماری و انواع مشکلات برسه.
و اما قرار نبوده خدا هر روز از ما آزمون بگیره شاید یه بار یا دو بار در طول زندگی ما اتفاق بیفته اما وقتی من هر روز با دیدن مشکلات بقیه حالا
چه برای شهرت یا کشورت و یا فامیلت باشه تو توجه میکنی ذهنت میگه این فرد انتظارش از زندگی فقط رنج و سختی و مشکلات هست و بی نهایت برای تو از این مشکلات پیش میاد و تو در سختی میفتی و این کار رو نکن و حالا شاید خیلیها نپذیرین و بگن این بی وجدانی هست و یا بنی ادم اعصای یکدیگرن و … حالا هر کس هر طور دوست داره میتونه فکر کنه .
حالا فکر کن آدمها هر روز دارن از خودشون آزمون میگیرن و نمیتونن صبر کنن چون بارها اخبار و حوا دث بد رو دنبال میکنن و برای همدیگه حرف میزنن و زنگ میرنن بهم میگن و ابراز همدردی میکنن و حالا شاید یه کلیپ و اخباری ببینی و رهاش کنی دیگه و اصلا بهش فکر نکنی که این بهترین کار هست اما اگر اون رو مرتب مرور کنی تعداد دفعاتی که شما اون رو مرور میکنی آزمون رو سختتر میکنی و ذهنت انگار به حالت یاس و ناامیدی میرسه و شروع میکنه به خود تخریبی و هر روز با خودت میگی نمیدونم چرا حالم بد و افسردم چون بارها از خودت آزمون میگیری و ذهنت به حالت یاس و ناامیدی میرسه و انگار دیگه دل و دماغ زندگی نداری و بارها این افراد میگن هیچی در این دنیا من رو خوشحال نمیکنه و هیچی در این دنیا برام با اارزش نیست و این دیگه ته تخریب آدم ها هست و همین بعد از مدتی باعث میشه
که جسم شخص رو تخریب کنه و چون اول روحی تخریب شده و بعد هم جسمش تخریب شده پس بعد از مدتی این شخص از دنیا میره پس هر چقدر اون آزمونهای بقیه رو شما تکرار کنید ذهنت اون رو به پای خودت میزاره و چون شما اون حالت بد رو بارها مرور میکنی و اون مرور کردنش فشار رو بر شما تصاعدی بالا میبره و در شما اون حالت بی انگیزگی و افسردگی به وجود میاد پس دیگه انگار اون آروم و قرار در این دنیا رو ندارین پس مراقب باشید و مرتب از خودتون آزمون نگیرید .
منم اون اوایل که ویروس کرونا اومده بود چون من با این دورها و این مسیر آشنا بودم خودم رو کنترل میکردم و هیچ اخباری و آماری رو از تلویزیون و مردم دنبال نمیکردم و یا اگر کسی میخواست در این مورد صحبت کنه میگفتم من دنبال نمیکنم و نمیخوام آمار رو بدونم و خیلیها از من دلخور و ناراحت میشدن و یا من رو خیلی بی خیال میدونستن اما من اهمیت نمیدادم و سبک جدید خودم زندگی میکردم و کلی حال خوب و اتفاقهای خوب رو به سمت خودم در همین مدت کرونا تونستم جذب کنم و خدا رو شکر میکنم و من خوب میدونم که این ذهن من مال من هست و نباید ذهنم رو صرف مشکلات بقیه بکنم و بخوام انرژیش رو با مشکلات بقیه از بین ببرم چون باعث میشه دیگه نتونم خودم از ذهنم به درستی استفاده کنم و زندگی خودم رو نتونم خلق کنم و باعث میشه اون دنیا هم از من باز خواست بشه چرا تو از ذهنت که مال خودت بود استفاده نکردی و اون طور که دوست داشتی زندگی نکردی حالا من چی بگم ؟بگم به خاطر فلانی نشد خوب قابل قبول نیست که فلانی چه ربطی به من و زندگی من داره و هر کس مسولیت زندگی خودش رو بر عهده داره و باید اگاهانه زندگی کنه .
نشان های دریافت شده
امروز من جلسه آخر پاکسازی بودم که باید دیدگاهم و می نوشتم هر چی زدم روش نشد که وارد بشم و خلاصه اومدم این فایل و انتخاب کردم که گوش بدم !
خداوند همینطوری که گفتین ما رو امتحان می کنه با ترس گرسنگی……
دیگه لزومی نداره ما خودمون و در گیر امتحانهای دیگران کنیم اصلا تمام حرفهای روز مره آدمها با هم دیگه مربوط به دیگرانه شنیدی فلانی این طوری اونطوری من ولی یه موقع ها که حواسم خوب جمع باشه می گم بهتره حرف خودمون و بزنیم یا خبرهای خوب و بدیم و از این چیزها حالا می خواد بدشون بیاد یا نه
واقعا همینطوره که خداوند بعد از امتحان پاداش و می ده به اونهایی که صبر همراه با ایمان دارن!
این روزها حال من خیلی بالا و پایین می شه ولی هر روز روی این مسیله احساس خوب کار می کنم و به همزمانی ها توجه می کنم
بعضی وقتا فکر می کنم آدم کم حرف باشه خیلی خوبه اون موقع ها که جوون تر بودم حوصلهام سر می رفت و از آدمهای پر حرف خوشم میامد ولی الان نه دیگه
وای چقدر عالی توضیح دادید استاد، طوری توضیح دادین که یعنی تو عمرم همچین جملات واضح و بدون نقصی نشنیده بودم حتی بدون اینکه سوالی برام پیش بیاد با تمام وجودم قبول کردم مخصوصا از دقیقه ۸ یعنی اون جملات رو باید با طلا نوشت.جمله ای پیدا نمیکنم بگم جز اینکه این سخنان فراتر از عالی و بینظیره خدایا شکرت که این سخنانت رو من شنیدم.ممنونم استاد بینظیر.
نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر
من هم خیلی اینجوری بودم قبلا یعنی بیشتر برای مامانم و مادر بزرگم اینا اصلا کافی بود مامانم یه سردرد بگیره من تمام توجهم می رفت به اون اصلا خودم و خانوادهام رو فراموش می کردم ولی از اینور می دیدم همسرم مثل من نیست خودشو درگیر این چیزها نمی کرد بعد پیش خودم می گفتم مثل من نیست کاشکی من هم مثل اون از اول این چیزها رو می. دوستم و بلد بودم چطوری زندگی کنم حالا نمی خوام افسوس بخورم !
یه مدت من خیلی خوب عمل می کردم و اصلا توجه به طعمهای بد نمی کردم در اطرافم بعد از گوش دادن فایلها الان هم یه وقتا شیطونه میاد به سراغم ولی یادم که میافته دیگه چیزی نمی گم کلا همسر من خیلی کم حرفه ماشالله چقدر خوبه من هم دارم سعی می کنم حرف بی خودی نزنم
ولی اطرافیان هی می گن اینجور اونجور همسایه اینطور اون اون طور به قول شما من هم باید یاد بگیرم از این گوش بیاد و از اون در بره
من الان فقط با مامانم تلفنی حرف می زنم بیشتر خیلی کم با کسای دیگه ولی سر کارم همکارام هی می گن یه چیزی و دوست ندارم منم دنبالشو بگیرم اصلا دلم می خواد همش تمرین سکوت کنم یه جاهایی هست که می رن مثلا دو روز یا بیشتر روزه سکوت می گیرن
اتفاقا چند روز پیش به همسرم می گفتم چرا مردم اخبار بد و زود می رسونن ولی اخبار خوب و نه مثلا عروسی بچه دار شدن
منم دوست دا رم همیشه احساسم خوب باشه و در آرامش باشم ! و اون چند روز پیش سرکار بودم یکی از همکارام نتونست بیاد شیفت بعد از من بود و بعد منیجرم گفت تو می تونی بمونی گفتم نه خودم کار داشتم انتخاب کردم که فقط نیم ساعت اضافه تر می مونم چون اول خودم و خانواده ام برام مهمه بعد کارم!
و من همچنین امروز خودم انتخاب کردم در کنار غذاهای دیگه غذای مورد علاقه خودم که کوکو سیب زمینیه برای خودم درست کنم امروز
فت تو می تونی بمونی من
نشان های دریافت شده
کاملا درست،من هم از وقتی که شروع به کنترل ذهنم کرده ام اشتهام ،دیدم نسبت به زندگی واحساساتم عوض شده.
الان از مسائل مهم برای من این است که به شدت در طول روز طی ساعات زیادی احساس سیری دارم و نسبت به هیچ چیز میلی ندارم ،خیلی جالب وهیجان انگیز است .ازهمین رو می توانم درک کنم که در هر زمینه دیگری هم می توانم مانند آدمهای موفق عمل کنم، خیلی کنترل ذهن شگفت انگیز است ولی من بعد از ۷ماه تازه دارم می فهمم که مطالب دوره به چه شکلی عمل می کنه.امیدوارم هر کسی که این مطالب رو می خونه سالم ،شاداب ،متناسب و موفق باشد.
نشان های دریافت شده
سلام دوستان گل م 🌺
چقدر لذت بردم از خوندن تک تک نظر هاتون واقعا درست میگویید.
چند وقته که این فایل رو گوش دادم غوغایی در ذهن و وجود من به پا شده طوفانی. آنکه دلسوزی و کمک به دیگران و…. چو عضوی به درد آورد روزگار…. آنها چه میشود؟؟؟؟؟
ولییییی خیلی توجه کردم دیدم واقعا هر چیزی هر انفاقی خوب یا بد برای هر کس می افتد نتیجه کار و افکار و باورهای خود اوست و من زمانی میتوانم در حل مشکل و ناراحتی کسی کمکش کنم که او خود بخواهد در غیر این صورت نتنها از دست من بلکه از هیچ کس کاری بر نمی آید این هفته کتاب راه عشق گاندی را خواندم که کل به خود میپردازد تمام زندگی خود را صرف این میکند که سراسر وجودش عشق شود آرامش شود احترام شود و لذت زندگی را در این توجهات دیده و از عشق راستین او ملتی سیراب شدند
همین توجه به خودش باعث کمک و رهایی و آزادی بزرگ ترین ملت جهان شده واین عشق بینهایت به خلق را به گفته خودش باید اول از خود ،همسر و فرزندان شروع کند وبعد تمام افراد از این عشق خدمت میبینند.آرامش و احساس خوبی که او برای خود خلق کرد مدار بسیار قویی بود که هر کس که میخواست وارد آن شود آن هم جا داشت.حال خوب یعنی آرامش یعنی امنیت یعنی احترام یعنی سلامتی یعنی حتی ذره ای تنفر از کسی یا چیزی در ذهن و روح خود از هیچ کس و هیچ چیز راه ندادن و یعنی عشق💝💝💝💝💝💝💝💝و تمام اینها زمانی محقق میشود که من فقط و فقط به خودم برسم و توجه کنم.
واقعا ما ملتی هستیم که از بدو تولد به همه چیز توجه کردیم غیر از خودمان همه چیز به ما ربط داشته غیر از افکار و رفتار خودمان و همه را قضاوت کردیم غیر از خودمان
تمام مشکلات جامعه ما این است که همه فکر میکنند که همه چیز و همه کارها و رفتارها ی همه به همه مربوط است وکسی مسئولیت رفتار و کار خود را بر عهده نمی گیرد.
تلاش برای داشتن احساس خوب یعنی سر زدن به اعماق ذهن و روحمان و پاک کردن هر فکر باور غلط و جایگزین کردن آن با درست است و که با درست شدن تک تک افراد جامعه ، جامعه سالم خواهد شد و زندگی به کام همه و ما باید از خود شروع کنیم بسم لله 💐 و
این نه تنها خود خواهی نیست بلکه عین خیر خواهی برای تمام جهان هستی است
نشان های دریافت شده
سلام . ممنون از جملات نابتون سرشار از باورهای صحیح بود که برامون واقعا درس داره . بسیار عالی بود .
نشان های دریافت شده
سلام . از خوندن نوشته ی شیلان عزیز این برداشتها به ذهنم رسید :
وقتی وارد مدار عشق و ارامش و امنیت خودمون رو نگه داریم افرادی وارد این مدار میشن که اونها هم اهل عشق و آرامش و امنیت هستند . یعنی افرادی که اهل جنگند وارد این مدار نمیشن . افرادی که اهل خشونت هستن از این مدار دفع میشن .
استاد به نظرم خود مدارها قدرت دافعه و جاذبه دارند .
یعنی اونها هم دارای انرژی هستند .
افرادی رو به خودشون راه میدن که از جنس خودشون باشن . مدار عشق هرگز افرادی رو که از همه نفرت دارند به خود راه نمیده .
مدار عشق وارامش افرادی رو که سر جنگ و ناارامی دارند به خود راه نمیده .
مدار عشق هرگز انسانهای حیله گر و فاسد رو به خودش راه نمیده .
پس اگر میبینیم ما در مداری نمیتونیم ثابت بمونیم علتش اینه که ما هنوز ناخالصیم . باید پاکسازی کنیم و باید به خلوص بیشتری برسیم . دل بکنیم از وابستگیهایی که مارو در مدار پایینتر قرار داده .
به نظرم باز هم به تقوا میرسیم . کنترل ورودیها همان تقوا کردن است .
همان روی برگرداندن از هر عاملی که ما را از مدار عشق و آرامش و امنیت رها میکنه .
من رها میکنم تمام عواملی را که مرا از عشق و آرامش دور میکند . من رها میکنم هر عاملی که نمیگذارد در مدار امنیت به ثبات برسم .