📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام الله مهربانم
الحمدلله رب العالمین که یک روز دیگر هم فرصت زندگی را به من دادی
خوشحالم که بین شما دوستان خوبم هستم
خوب من امروز مطالب بسیار خوبی رو درباره ذهن خودم کسب کردم
و میخوام درک کلی خودم را از چاقی با ذهن بگم
اگه بخوایم کلاً به طور خلاصه بگیم میتونیم بگیم که چاق با ذهن زمانی صورت گرفت که ما بر اثر دیدن و شنیدن یک سری باورها رو به مغز خودمون دادیم و مغز ما اون باورها رو به شکل یک فرمول و یک تصویر ذهنی در آورد و بعد انتظار ما همان تصویر ذهنی ما شد
یعنی تصویر ذهنی ما که چاقی بود باعث شد که انتظار ما هم چاقی باشه
چون مغز انسان فرمانده کل بدنه
پس وقتی چیزی اونجا تصویرسازی بشه و انتظار مغز از جسم ما همان تصویر باشد دیگه مهم نیست چقدر فعالیت فیزیکی انجام بدی رانجام ما همون تصویر ذهنی میشه
با دادن اطلاعات غلط به ذهن خودمون
و یک تصویرسازی اشتباه که یک انتظار اشتباه را در پی خودش داشت
باعث شدیم که با قدرت ذهن خودمون چاق بشیم
در روش لاغری با ذهن تمرکز ما بر روی تغییر ذهنمون هست و با دیدن فایل و تکرار کردن و تمرین کردن نجواهای ذهن چاق رو آروم آروم تغییر میدیم بعد تصویر لاغری و انتظار لاغری را در خودمون ایجاد میکنیم
به عبارتی اول در ذهن خود ه خودمان اجازه لاغر بودن میدهیم و بعد ذهن ستور لاغر شدن را به جسم میدهد و آن وقت است که بدون فشار جسمی میتوانیم لاغر شویم
این زبان همون نجواهای ذهنی هست که در تقریباً همه افراد چاق به یک شکل هست
این نجواها همون نجواهایی هستند که ۲۴ ساعته در ذهن ما فعال هستن
و حالا زبان لاغری زبانیه که به جای سرزنش ما و تمام اون حال های بدی که نجواهای ذهنی چاقی به ما میداد
این زبان به ما انگیزه زندگی کردن و یک عالمه حال خوب میده که باعث میشه با حرفهاش فرمولهای زیبایی در ذهن ما شکل بگیره به تصویر لاغری و زیبایی از خودمان در ذهن ما به وجود بیاد و این تصاویر به انتظار ما در بیاد
به نظر من این خیلی جالب و تاثیرگذار بود که بدونیم مغز ما هیچ کاری به بیرون و فعالیت و فشار جسمی ما نداره و کامل از درون ما ستور صادر میکنه و تمام حواسش به درون ماست به احساس ما هست
برای همین بود که بعد از کلی فشار رژیم خیلی راحت چاق میشدیم
چون ذهن ما میخواست تمام اون احساس بد رو و اون فشار رو که به خودمون وارد کردیم رو جبران کنه
و خب این به نظرم یه انگیزه عالی میشه که دیگه به سمت کارهای بیهوده نریم و تمام حوصله و انگیزه خودمون رو روی به کارگیری از قدرت ذهنمون بگذاریم
استاد عطار روشنی حرف خیلی قشنگ زدن که به نظر من یه انگیزه عالی برای ما میشه
بیاین از این به بعد بارها به خودمون بگیم و استاد رو به خودمون نشون بدیم و بگیم
این فرد هم مثل من یا حتی بیشتر از من نجواهای ذهنی فعالی داشته و تصاویر چاقی داشته و حتی بیشتر از من چاق بوده
و تمام ویژگیهای افراد چاق را داشته اما ایشون حالا دیگه در یک شرایط فوق العاده هست و تونسته با قدرت ذهنش این شرایط رو به وجود بیاره پس منی که خیلی از چیزهام شبیه استاد بود چاقی ذهنم مثل ایشون بود پس لاغری ذهن من هم میتونه مثل ایشون باشه اگر باور کنم من هم میتونم مثل ایشون لاغر بشم
درباره سرنوشت میخوام یک چیزی رو بگم
یک جمله زیبایی که شنیدم این بود
سر. نوشت.
چیزی که توی سرت مینویسی اتفاق میافته
پس برای خودت چیزای قشنگ قشنگ بنویس
یا علی مدد
حق نگهدار همتون
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام و درود
خداقوت به استاد گرامی و تمام هنرجو های لاغری🥲
استاد چقدر خوبه که رادیو لاغری به وجود آوردید
ممنونم ازتون
چقدر حس خوبیه که تا استرس داری وحالت بده بیای توی گام و یک عالمه آرامش و حال خوب و یه عالمه انگیزه بگیری از خوندن و گوش دادن به هنرجوها و با حال بهتری این مسیرو ادامه بدی و اون بخش و اون صدای ذهن چاقت کمتر بهش گوش کنی تا به امید اینکه یک روزی کلاً خاموش بشه و نغمه و نوای لاغری در ذهن تو سروده بشه
من از این گام کلی اطلاعات به دست آوردم و نکات زیادی رو برداشتم
و اینجا میخوام طبق گفته استاد بیام دو تا پرونده تشکیل بدم یک پرونده لاغری و یک پرونده چاقی
🔶پرونده چاقی من شامل چه چیزهایی میشه؟!
توی این پرونده یک مجرمی به نام صدای چاقی وجود داره که تو باید اون رو از توی ذهنت دستگیرش کنی و برای همیشه از ذهن عزیزت اخراجش کنی
چون اون قاتل رویاهاته
تو باید این قاتل رو همیشه از بین ببری نه تنها این قاتل رو بلکه تمام زیردستهای اون که افکار چاق هستند را از بین ببریم
حالا کارهایی که این مجرم و قاتل انجام داده چی بوده؟! و چه آسیب هایی به دنیای ذهن ما رسوندن؟!
میاد یه کارایی رو انجام میده یه فکرایی رو توی سرت میاره که آخرش میرسه به همون انتظار چاقی و حال بد
در صورتی که تو خواستت هرجور که بود چه چاق شدن و چه چاق نشدن ، تو در هر دو مورد داشتی فقط به چاقی توجه میکردی و این باعث خوشحالی این مجرم بود
اصلاً چاقتر شدن رو بیخیال مثلاً تو از یک روش نادرست به نتیجه رسیدی و جسم فیزیکیت رو تغییر دادی اما به خاطر اینکه این صدا هنوز توی ذهنت هست و این مجرم هنوز توی شهر افکار تو زندگی میکنه برای اینکه حالتو خوب نباشه میاد به تو اینو میگه که نکنه دوباره چاق بشی و این نگرانی باعث میشه که تو از اون دستاوردی که به دست آوردی لذت نبری
و حالا که چاق شدی اولش حالت بده اما بعدش کم کم برات عادی میشه
و حالا دوباره ذهن چاق که چشم دیدن آرامش تو رو نداره وارد کار میشه و میگه نکنه این ۱۰ کیلو بشه ۱۱ کیلو نکنه چاقتر بشی
و این نکنهها کلمههای مرگبار اون قاتل بود
خوب وقتی که این صدا با اطلاعاتی که توی مغزمون بود کار میکنه پس یعنی مشکل از اطلاعاتیه که به مغزمون دادیم!!!
حتماً اطلاعاتی که اطلاعات چاقی بوده و همشون از توجه به چاقی به وجود اومده بودند
و به اینها پر و بال داده شد
و حالا صدای ذهن ما انگار که از این منبع استفاده می کنه تا احساسات ما رو بکشه
ما با توجهمون به چاقی از طریق دیدهها و شنیدهها این اطلاعات رو وارد ذهنمون کردی
پس ما الان در آینده فکرهای گذشتهمون داریم زندگی میکنیم اگر میخوایم
آینده قشنگی برای این جسمی که حالا داریم رقم بزنیم پس باید از همین الان با دیدهها و شنیدههای لاغری اطلاعات به ذهنمون بدیم
🔶 حالا پرونده لاغری چه جوریه؟!
ماجرای این پرونده از این قراره که ما دنبال یک گمشده میگردیم
یه گمشدهای که به دست همین قاتل از صاحب اصلیش که ما هستیم دور شده و توی دنیای شلوغ افکار چاقی در حال صدمه دیدن هست
ما باید مانعها رو کنار بزنیم
باید دنیای ذهنمون که ساکنانش رو افکار چاقی تشکیل دادند که مال این سرزمین نیستند رو خیلی اصولی و از ریشه خالی کنیم چون این سرزمین لایق افکار لاغر هست و افکار چاق لایق هیچ چیزی نیستند و اصلاً اونا لیاقت ندارند که توی فکر و ذهن و جسم ما باشند
به همین آسونی
حالا اگه دوباره این گمشده به شهر ذهن برگرده چه اتفاقی میافته؟!
هر بلایی که توی زمان افکارهای چاق بر سر شهر اومده بود و شهر ذهن ما ویران شده بود
دقیقاً متضاد اون اتفاقها رو این صدای لاغری انجام میده و نه تنها شهر ذهن بلکه شهر جسم ما رو هم پر از شادی و نشاط و تناسب میکنه
فقط باید با حوصله و صبر و استمرار این گمشده رو به شهر اصلی خودش برگردونیم
یا علی مدد
نشان های دریافت شده
حالا با ذکر بسم الله میریم سراغ جواب دادن به سوالات این بخش:
ما از طریق دیدهها و شنیدههامون اطلاعاتی رو به ذهنمون دادیم که کاملاً به خاطر توجه به چاقی بود
این اطلاعات کم کم ه فرمولهای ذهنی تبدیل شدند اونم به این دلیل که ما باورشون کردیم و وقتی که اینها رو باور کردیم انتظار ذهن ما شدند
و صدایی به نام صدای چاقی رو تشکیل دادند که مانع لاغرشدن جسم و روح ما شود
شباهت این دو در اینه که هر دوی اونها رو میتونیم با دیده و شنیدههای خودمون درستشون کنیم
و به هر کدوم که توجه کنیم و اون رو باور کنیم و انتظار خودمون قرار بدیم یتونیم بهش خیلی آسون و برای همیشه دست پیدا کنیم
فقط این کار نیاز به زمان داره
ما توی این مسیر ذهن خودمون رو مورد هدف قرار میدیم و بعد جسممون آماده لاغری میشه
ما با تمرکز روی افکارمون و رفتارمون و عادتهامون و صدایی که توی ذهنمون ما رو تشویق یا تنبیه به کاری میکنه
فرمولهای ذهنیمون رو تغییر میدیم وقتی فرمولها تغییر کنه
رفتار و انتظار ما هم تغییر میکنه و ذهن اون رو خواسته ما میدونه حالا چه میخواد خوب باشه و چه میخواد برای ما بد باشه ما به خواستهمون میرسیم
من این سوال رو مانند یک پرونده که خود استاد توی فایل صوتی فرمودند انجامش دادم و توی یک دیدگاه جداگانه فرستادم😊
بحث صدای چاقی واقعاً برام جالب و آموزنده بود و به من این اشتیاق رو داد که بیشتر حواسم به خودم باشه
و الان که نگاه میکنم میبینم که دلیل تمام استرسهای من و حال بدم و نگرانیهام و این شک و تردیدم واسه این مسیر همین صدا بود که نمیخواست دوباره حال خوب من رو ببینه
و نمیخواست این دفعه ببینه که با لذت دارم غر میشم و نه تنها به تناسب اندام بلکه به تناسب ذهنی میرسم
و این برام لذت بود که بخوام به عنوان یک تمرین برای تمام عمر در نظر بگیرم
اینکه بیام حواسم به اون صداهای منفی که توی ذهنم توجه کنم و ببینم از کجا این حرفا رو در میاره و اون رو بندازم بیرون تا توی تمام جنبههای زندگیم موفق باشم
الهی شکر که به این حقیقتها دست پیدا کردم
ممنونم استاد اجرکم الی الله
یاعلی🥲