0

رهایی از چاقی با ذهن، قصه‌ای که از تو شروع میشه (گام ۲)

رهایی از چاقی با ذهن
اندازه متن

📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمی‌تونم لاغر شم؟ من که همه رژیم‌ها رو امتحان کردم!»

📍 این جلسه ادامه گام ۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

حالا یه لحظه چشم‌هات رو ببند و تصور کن…

🌸 یه صبح دل‌چسب بهاریه…

تو جلوی آینه‌ای، لبخند می‌زنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سال‌ها بود بهت نمی‌اومد… اما الان! به راحتی تنته.

نه بخاطر رژیم کتو یا ورزش‌های سنگین…

بلکه چون یه چیز عمیق‌تری تو ذهن تو تغییر کرده.

اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع می‌شه، نه معده!

وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا می‌رسه اینه:

🍽️ «باید رژیم بگیرم»

🏃‍♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»

⏰ «شاید روزه‌داری متناوب جواب بده!»

ولی کمتر کسی با خودش خلوت می‌کنه و از خودش می‌پرسه:

🧠 «چرا من اصلاً این‌قدر می‌خورم؟»

😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم می‌رم سراغ یخچال؟»

🔥 «چرا انگیزه‌م زود تموم می‌شه؟»

اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا می‌کنه. چون ریشه‌ی خیلی از پرخوری‌ها و اضافه‌وزن‌ها، توی مغزه نه توی معده!

ما سال‌ها طبق یه برنامه‌ی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:

🔹 «اگه غذا نخوری، قهر می‌کنم!»

🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم می‌کنه!»

🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»

اینا فقط جمله نبودن.

اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن.

📌 باورهایی که باعث می‌شن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…

📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…

📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…

و اینطوریه که ذهن، نقشه‌ی بدن رو می‌کشه.

چون:

🧠 باورها، رفتارها رو می‌سازن

🏃‍♂️ رفتارها، عادت‌ها رو شکل می‌دن

⚖️ و عادت‌ها، بدن ما رو می‌سازن

پس اگه می‌خوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.

یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:

✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨

📚 علم چی می‌گه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!

فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سال‌هاست ماشین‌های افکارت از روش رد می‌شن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آماده‌ست؛ سریع و بی‌دردسر. حالا اگه سال‌ها با افکاری مثل:

🔁 «من همیشه چاقم»

🔁 «اراده ندارم»

🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»

زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراه‌ها رو ساخته! و این اتوبان‌ها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بی‌تحرکی) رو تقویت می‌کنن.

ولی خبر خوب؟

تو می‌تونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨

و این یعنی:

🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکان‌پذیره!

🔬 نوروساینس چی می‌گه؟

مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون می‌دن که:

🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطاف‌پذیری عصبی» داره.

یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم می‌تونه خودش رو بازبرنامه‌ریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادت‌های جدید ذهنی بسازه.

💡 نتیجه؟

اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کم‌کم اون بزرگراه‌های چاقی از بین می‌رن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون می‌شن.

و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد می‌گیریم:

نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…

فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️‍🧠

رهایی از چاقی

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن

یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمی‌کنم 😌

خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم می‌زنی…

نه خبری از نفس‌نفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت می‌کنه.

💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه می‌ری. حتی سبک فکر می‌کنی…

اینا خیال نیست، اینا تمرین‌های ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.

ولی خیلی از ما چی کار می‌کنیم؟

می‌ریم جلوی آینه و می‌گیم:

«اه، بازم شکمم زده بیرون!»

«این لباس لعنتی دیگه اندازه‌م نیست!»

و همین جمله‌های به‌ظاهر ساده، می‌شن 🔁 زخم‌زبون‌های درونی‌ای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل می‌کنن.

اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفت‌انگیز داره:

فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمی‌شه!

🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور می‌کنی، مغزت فکر می‌کنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمون‌های مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح می‌کنه (مثل دوپامین و سروتونین).

و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفه‌ای هم ازش استفاده می‌کنن:

🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور می‌کنن.

🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی می‌کنن.

و خیلی‌ها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب می‌بینن.

🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.

تو نمی‌تونی با ذهنی که خودش رو چاق می‌بینه، بدنی متناسب بسازی.

اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ می‌کنه. 🌍✨

📌 هر بار که تصویرسازی می‌کنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص می‌شی.

می‌خوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

رهایی از چاقی با ذهن

💡 اگه می‌خوای این گام‌های عملی رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو قدم‌به‌قدم بازت می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ گام‌های عملی؛ در ادامه هم توی گام ۳ سراغ «برای لاغری انتخاب شده‌اید» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 388 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.93 از 278 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11235

388 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

388 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صنم 27 ساله
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۶ ۱۰:۳۹
      مدت عضویت: 163 روز
      امتیاز کاربر: 10520 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 770 کلمه

      با سلام به دوستان گل و استاد عزیز

      • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟

      من زمانی که لاغر بودم هیچ کس به من نمیگفت هیکلت خوبه خودمم متوجه اش نبودم از وقتی که خانوادم شروع کردن به این که مراقب باش چاق نشی حیفه اگرچیزی ام میخوردم با این که لاغر بودم و فرمول های ذهنیم درست بود میگفتن بسه نخور گامبو میشی کم کم ذهن من از چاقی ترسید و اینطوری شد که تصور کردم وای اگر چاق شم چی میشه چه شکلی میشم وای باید برم باشگاه باید رژیم بگیرم جوری که من تو ۵ سال کم کم از ۵۸ شدم ۷۰ کیلو 

      • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.

      چرا وقتی میریم جلوی اینه به جای این که تصور کنیم اگر از این چاق تر شم چی  میشه تصور کنم لاغر تر شم چی میشه من یه اینه قدی دارم که مشکل داره و توی فاصله دور انگار مقعر میشه و اشیا رو باریک تر یکم نشون میده فقط در فاصله دور من این اینه رو گذاشتن تو اتاق و پنهان کردم گفتم این اینه به من دروغ میگه از اون چیزی ک هستم منو لاغر تر نشون میده الان میخوام اتفاقا اینه رو برگردونم سر جاش چون همون اشتباه اینه باعث میشه من خودمو راحت تر تصور کنم به لاغری 

      مثلا به جای این که بگم اقا این غذا منو چاق میکنه بگم اقا اندازه ای که بدنم نیاز داره میخورم مثلا دیروز ما مهمانی بودیم همه غر میزدن که زیاد خوردیم وای به هفته هیچی نباید بخوریم ولی اصلا من توجه نمیکردم به این حرفا از چیزایی که دوست داشتم خوردم ولی خیلی کم در حدی که سیر بشم خیلی چیز هارم اصلا چشمم ندیدو نخوردم 

      • در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟
      • همونجوری که من زمان اوایل دانشجوییم تصور کردم که میخوام معماری ادامه بدم و میخوام برم توی کار مدل سازی وسه بعدی و الان بعد سال و سختی خیلی راحت طرح میزنم پس میتونم با تصویر سازی لاغری و لباس دلخواهم مدتی بعد به سادگی لباس سایز کوچک بگیرمو راحت غذا بخورمو تحرکاتم صرفا جهت لاغری نباشه من قبلا دوچرخه سواریو دوست داشتم ولی نه برای لاغری با این که اندامم فرم خوبی به خاطرش گرفته بود ولی من اینو اهمیت نمیدادم فقط تزدوچرخه سواری لذت میبردم و اون لذته باعث شد بیشتر این کارو کنم ولی الان گاهی که دوچرخه سواری میکنم بیشتر برای لاغریه حتی خودمم مجبورو تنبیه میکنم 
      • به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.

      زبان چاقی زبان بخور از کفت میره حیفه گناه داره تموم کن هاست و زبان لاغری زبان سیر شدم دیگ میل ندارم الان شیرینی دلم نمیخواد چون ناهار میخوام بخورم 

      امروز دلم فلان خوراکیو میخواد ولی اندازه ای که فقط سیر میشممو نیاز بدنمه میخرم و خودمو تنبیه نمیکنم چون خوردمش 

      زبانی وقتی از کنار رستوران رد میشی دیگ بو و غذا خوردن بقیه باعث نمیشه بگی وای من اگر لاغر بودم رژیم نداشتم مثل اونا منم میخوردم زبانیه که به سادگی و بدون توجه رد میشی گاهی از سیری بوش حالتو بد میکنه گاهی برعکس بوش تو رو وسوسه میکنه ولی چون تو ترسی از چاقی نداری میگی مثلا من ناهار نخوردم امروز چطوره امروز این غذارو بخوریم یا فلان روز ولی تا حدی سفارش میدی که سیر میشی

      • آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.

      داستان قاشق های پر دقیقا منم زمانی که خودمو گول میزدم حالا یکم بیشتر چیزی نمیشه حالا از صبح کم خوردی دخار خوبی بودی امروز بیشتر از رژیمت بخوری چیزی نمیشه 

      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

      خودمو توی کم تر از یک سال دیگ تصور میکنم که لباس های سایز کوچیک گرفتم و دیگ در قسمت شکم استرس ندارم شکمم کوچک و به نسبت تخت شده راحت هر جا رفتم مسافرتی جایی دیگ نگاه نمیکنم که رژیمم فلان چیز نباید بخورم و تو دلم بمونه 

      حتی من امروز دقت کردم متوجه شدم که خیلی پیشرفت کردم حجم غذام کم شده سیر باشم ادامه نمیدم دیروز تو مهمونی خیلی چیزا جلو چشمم بود ولی میلم نشد و متوجش نشدم و نخوردم 

      قبلا اگر روزی یک بسته ویفر رو تموم میکردم الان یه بسته ویفرو تو چند رو میخورم مثلا روزی ۳ تا دونه سیرم میکنه 

      خیلی وقتا وایمیستم ناهار بخورم اگر ولم یه چی بخواد بین صبونه تا ناهار به خودم میگم یه ساعت دیگ صبر کنی ناهار خوشمزه فلان چیزو میخوری 

      سعی میکنم غذای های دوست دارمو درست کنم به اندازه ای که سیر میشم میارم سر کنار کنارشم حتما سبزی یا سالاد میزارم و به خودم میگم تا ناهار صبر کن فلان غذایی ک دوست داری هست  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم