📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


من هم خیلی تلاش کرده بودم تا لاغر بشم با انواع رژیم و ورزش و بارها امتحان کرده بودم و هر بار هم عالی نتیجه میرفتم ولی ماندگار نبود و این به خاطر جسم من نبود ولی نمیدونستم ایراد کار کجا هست چون بارهاا نتایج خوبی میگرفتم اما نمیتو نستم اون رو حفط کنم و همیشه برام سوال بود چرا اینقدر راحت و بدون زحمت چاق شدم ولی با سختی و ناراحتی و زجر لاغر میشم تا اینکه با این دورهای لاغری با قدرت ذهن اشنا شدم و من میخوام با این دورها ذهنم رو برای لاغر شدن و لاغر ماندن تربیت کنم اما روشی هست که صبر بیشتری میخواد ولی ماندگار هست و با این روش هیچ وقت من به سایز و وزن قبلی برنمیگردم مگر اینکه خودم نخوام دیگه در این مسیر باشم پس من بارها با رژیم جسمم رو تحت فشار گداشتم و درواقع من تصمیم میگرفتم جسمم رو لاعر کنم اما ذهنم همسو نبود با تصمیم من پس من با ذهنم مبارزه میکردم و این باعث میشد هر چقدر از رژیم من میگذشت کار سختتر میشدچون ذهنم در هماهنگی با من نبود . تمام فعالیتهای جسم من از مغز ما دستور میگیرد مثل اب خوردن یا راه رفتن و … و تمام این کارهای مغز ما از ذهن ما نشات میگیره
پس فعالیت خوردن هم دستوری هست مل تمام دستورهای مغزی که از ذهن دستور میگیره و چون ذهن ما فرمولهای چاقی داره فقط دستور های غذایی چاقی میده و ما هر بار از این دستورهای غدایی که میده مثلا فلان چیز رو بخور ناراحت بشیم و سرزنش کنیم خودمون رو بیشتر چاق میشیم ما باید به این ذهن لاغری رو یاد بدیم و بگیم چه مزیتهایی داره و چه لدتهایی داره تا موافقت ذهن رو در این تصمیم جلب کنیم و یواش یواش ذهن لاغری رو آموزش ببینه .
و این اموزشهای چاقی رو ما از کودکی از پدر و ماد و اطرافیان و جامعه یاد گرفتیم مثل یادگیری زبان مادری که خیلی راحت و به سادگی یاد گرفتیم .
پس چاقی اموزش دیدنی هست و ما اون رو یادگرفتیم بدون اینکه تصمیم داشته باشیم و ما سالها هست داریم اون فرمولهای چاقی رو زندگی میکنیم و نتیجه هم وزنی هست که داریم اما مهم نیست حالا ما میتونیم اموزش لاغری رو به ذهن بدیم چون ذهن بارها میتونه اموزش میبنه همانطور که ما رفتیم هنرهای دیگه مثل خطاطی یا نقاشی یا موسیقی و .. رو یاد گرفتیم .پس ذهن رو باید تغییر بدیم و به راه و سمت جدید ببریم تا نتیجه ی جدید رو ببینیم .
من هم لاغری رو دارم به ذهنم آموزش میدم و میدونم هیچ راه صحیح دیگه ای برای لاعر شدن نیست .چرا راه های بسیاری هست اما صحیح نیستن و من به دنبال راه صحیح هستم که هم لاعر بشم و لاعر بمونم که فقط از طریق گوش دادن به فایلها و خواندن و نوشتن و انجام تمرینات امکانپذیر هست .
پس پایگاه رهبری جسم ما ذهن ما هست که رفتار ما رو کنترل میکنه. پس ذهن من با رژیم تغییر نکرده و فقط در جنگ با تصمیم من که رژیم بوده قرار گرفته و در نهایت هم من رو شکست داده و دوباره من چاق شدم
اما من اصلا خودم رو فرد ناتوانی در زمینه ی لاعری نمیدونم چون راهم غلط بوده و از این بوده که به مقصد نرسیدم
تمام دفعاتی که من در لاغری شکست خوردم به خاطر مسیر علطم بوده وگرنه من بی نهایت تلاش و کوشش میکردم و در این مسیرغلط اگه نتیجه نگرفتم دلیل بر سعی و تلاش نکردن من نبوده دلیل بر ناتوانی من نبوده راه و مسیرم علط بوده ولی همین مسیر علط باعث شده که در ذهن من لاعری سخت و دور از دسترس باشه چون چندین بار تلاش کردم ولی نتیجه ماندگار نبوده در ذهن من کاری رنج اور و سخت هست
من هر روز باید یک قدم برای لاعری خودم بردارم اما نه یک قدم فیزیکی و یا محرومیت غذایی و رژیم باید فایل گوش بدم و تمرین و تکرار کنم تا یاد بگیریم من الان جز برنامهای زندگی من هست مثل اب خوردن عدا خوردن باید فایلم رو هم گوش بدم و با لدت و خوشحالی و بدون سختی و نتیجه رو هم در حدی که بتونم خوب عمل کنم میبینم و درواقع وزن و سایز من مطابق هست با خوب اموزش دادن به ذهنم و هماهنگی ذهنم با خواسته ام که اول تغییر از احساس ما شروع میشه که ما احساس ارامش و لدت و شادی درونی پیدا میکنیم و بعد تغییر رفتار پیدا میکنیم و در نهایت تغییر جسم رو میبینیم
و در این مسیر خیلی از جنبهای دیگه زندگیمون هم تغییر میکنه و تحت تاثیر قرار میگیره چون به اعتماد به نفس و ارامش و شادی میرسیم و به اون احساس خوب میرسیم به سلامتی و تناسب هم میرسیم و بقیه چیزا
چاقی اعتماد به نفس ما و توانایی ما و حال خوب ما و سلامتی و ارامش ما و …. رو از بین میبره
من میخوام لاغر شدن رو یاد بگیریم و زندگی کنیم همانطور که استاد یاد گرفته و در حالت تناسب هست من هم یاد میگیریم و لدت میبرم از زندگی جدیدم و جسم جدیدم
من قدم در مسیر لاغری برمیدارم هر چند ارام ولی پیوسته و مداوم قدم برمیدارم با استمرار قدم برمیدارم و مطمعنم همین استمرار من رو موفق میکنه و به هدفم نزدیک میکنه
من وقتی استمرار در کاری داشته باشم فرمولهاش به ناخود اگاه من سپرده میشه بدون اینکه من تصمیم بگیریم مثل آشپزی مثل رانندگی و … پس بدون تلاش با استمرار به سمت لاغری هدایت میشم پس من بدون تلاش و سعی و عرق ریختن به لاغری میرسم چون در این مسیر متعهد هستم و انگیزه و اشتیاق و استمرار دارم و همینا رمز موفقیت من هست
منم بارها با رژیم و ورزش خیلی عالی تونسته بودم نتیجه بگیریم ولی هیچ وقت نمیتونستم اون رو حفظ کنم من تا قبل از ازدواجم بسیار لاغر و متناسب بودم اما بعد از زدواجم بسیار چاق شدم و بیشترین دوران چاقی من در دو باردای که داشتم اتفاق افتاد و برای همین من همیشه مثل یویو در حال رفت و برگشت بین چاقی و لاغری بودم و هیچ وقت ثابت نبودم همیشه هم به خودم و اطرافیانم میگفتم چرا راحت چاق میشیم اما به سختی لاغر میشیم و یا اینکه لاغر بمونم چون بارها در حد ۲۰ کیلو یا کمی بیشتر یا کمتر من کم کرده بودم حتی بار آخر در حد۳۵ کیلو کم کرده بود اما چه فایده که ماندگار نبود و همین من رو ناراحت میکرد .
تا اینکه من با این روش آشنا شدم روش لاِغری با ذهن که متوجه شدم این روش یه روش اصولی هست که لاغری رو یاد ما میده و یه روش آموختنی هست که من باید لاغری رو یاد بگیریم مثل هر چیز دیگه از طریق ذهنم باید یاد میگرفتم و اصلا کاری به جسم و فشار وار کردن به اون نداشتم بر خلاف گذشته ام که من در تمام سالهای قبل که رژیم داشتم فقط از طریق فشار به جسم میخواستیم لاغر بشیم حالا به هر طریقی که بوده مثلا یا قرص یا عمل یا دمنوش و یا رژیم در حالی که ذهن من اصلا در مسیر لاغری نبود من به جسمم فشار میوردم و این عدم هماهنگی باعث میشد من از رژیم خسته بشم و یا عصبی بشم و یا دیگه نتونم ادامه بدم چون ذهن ما رهبر این جسم ما هست و اول باید موافقت اون رو در هر مسیری که میخو اهیم قدم بزاریم جلب کنیم و بعد اقدام کنیم چون تمام دستورهای جسم ما از ذهن ما میان و این خوردن هم یه دستور هست که ذهن ما صادرش میکنه و ذهن ما هم که فقط چاقی رو یاد گرفته پس دستورات غذایی و خوردن رو فقط در جهت چاقی صادر میکنه و ما هم اجرا میکنیم و اما بعدش ناراحت میشیم و عداب وجدان میگیریم چون خواسته ی ما لاغری هست ولی ذهن ما همسو با خواسته ی ما نیست پس اول باید ذهن رو آموزش بدیم برای لاغری و با خواسته همسو کنیم تا موفق بشیم و شکست نخوریم و به راحتی نتیجه رو در جسم خودمون ببینیم و لذت ببریم که برای این آموزش به ذهن باید استمرار وتعهد داشته باشیم همانطور که ما سالها برای چاقی تلاش کردیم اما حالا این آگاهی ها رو باید از طریق این سایت و فایلها و با نوشتن و خواندن کسب کنیم چون اطرافیان ما در این مسیر نیستن و هیچ اطلاعاتی هم ندارن پس ما باید لاغری رو با این راه و این سایت از فایلهای استاد یاد بگیریم تا فرمولهای لاغری در ذهن ما ثبت بشه و ما با اونها زندگی کنیم تا نتیجه اش رو به صورت یه جسم لاغر ببینیم و این ذهن ما میتونه بارها میتونه آموزش ببینه همانطور که ما بارها رفتیم کلاسهای مختلف مثل رانندگی و خیاطی و آشپزی و …. حتی چاقی و حالا هم میخو اهیم لاغری رو یاد بگیریم .
و اگر من دوست دارم برای همیشه لاغر بشم تنها راهش لاغری از طریق ذهن هست .
اما در این روش به هیچ عنوان نباید عجله کنیم و زمان تعیین کنیم همانطور که ما برای چاق شدنمون زمان و مقدار مشخص نکردیم و ما چاق شدیم حالا هم برای لاغری بدون انتخاب زمان مشخصی و مقدار مشخصی ما میتونیم لاغر بشیم و در هر روشی که زمان و مقدار تعیین میکنن روش غلطی هست و اصلا نباید دنبال کنیم .
اگر ما تا حالا بارها لاغر شدیم ولی لاعر نماندیم و یا نتونستیم لاغر بشیم نباید ناراحت و مایوس بشیم که ما ناتوان هستیم در لاغری یا اینکه بدن ما یه چیزیش با لاغرها فرق داره که لاغر نمیشیم یا یه چیزی کم گداشتیم که موفق نشدیم اما اصلا اینطور نیست ما خیلی هم آدم توانمندی بودیم که بارها برای لاغری اقدام میکردم و خیلی هم آدم شجاعی بودم که همیشه به دنبال لاغری بودم و همیشه راهی برای لاغری رو جستجو می کردم و دست نکشیدم از لاغری اما چون راهمون غلط بوده ما نتیجه نگرفتیم و هر بار که ما اقدام کردیم برای لاغری و نتیجه نگرفتیم باعث شده ما بیشتر سرخورده و ناامید بشیم هر چند که من همیشه نتیجه میگرفتم اما ماندگار نبود و من رو خسته و ناامید کرده بود که من بپذیرم لاعری داییمی نیست و من نمیتونم برای همیشه لاغر بشم ولی از وقتی که وارد این مسیر شدم و استاد و بقیه دوستان رو دیدیم و متوجه اصولی بودن این راه شدم باور کردم که لاغری با ذهن یه روش دایمی هست .
من باید باور کنم لاغری با ذهن خیلی راحت و ساده هست و هر جا در این مسیر سختی کشیدم بدونم دارم اشتباه میرم و راهم غلط هست لاعر شدن خیلی باید آسون باشه چون ما برای چاقی هیچ سختی نکشیدیم و سالها میگدشت و ما وزنمون بالاتر میرفت و سایزمون بیشتر میشد و حالا هم در این مسیر هر چقدر سال بگدره چون ذهن ما هماهنگ میشه با جسم ما پس سایز و وزن ما به مراتب کمتر میشه و علاوه بر اون نتیایج دیگه هم مثل شادی درونی و احساس توانمندی و خود باوری پیدا میکنیم و احساس آرامش و اعتماد به نفس پیدا میکنیم .
ما با لاعر شدن یه زندگی دوباره رو تجربه میکنیم یه حس لدت بخشی رو تجربه میکنیم که هیچ وقت چافها این حس رو تجربه نمیکنن .
اصافه وزن باعث محدویت و بی اعتماد به نفسی ی در ما و از بین بردن توانایی های ما میشه و اصافه وزن خیلی اثرات مخرب دیگه داره که ما باید هر چه سریعتر راه لاغری رو یاد بگیریم که نه تنها خودمون از این چاقی نحات پیدا میکنیم خانواده ی ما هم با راه اشنا میشن و اونها هم متناسب میشن من که تغییر کنم روی اطرافیان هم میتونم تاثیر بگدارم و اونها هم از چاقی دور بشن و به سمت تناسب حرکت کنن
همانطور که استاد تونست من هم میتونم و قدم به سمت لاغری برمیدارم و انگیزه و اشتیاق زیادی و استمرار زیادی باید داشته باشیم تا موفق بشیم همه ی ما برای چاقی استمرار داشتیم و چاق هم شدیم چون ذهن ما در مسیر چاقی بوده و ما ذهنمون رو باید اموزش بدیم و پر از فرمولهای لاغری کنیم که بدون اینکه ما بخواییم تلاش خاصی بکنیم و زحمت خاصی بکشیم به سمت لاغر شدن هدایت بشیم .
به نام خداوند مهربان
منم خیلی رژیم ها رو در گدشته امتحان میکردم و مقطعی کم میکردم اما دوباره برمیگشت و همین من رو اذیت میکرد و خوب میدونستم مشکل از من نیست چون با هر رژیمی که میگرفتم من عالی وزن کم میکردم ولی نمیتونستم اون و حفظ کنم و همیشه این برام سوال بودم چرا من نمیتونم برای همیشه لاغر بشم . و همیشه میگفتم چرا اینقدر راحت چاق میشم و اما برای لاعری باید سختی و رنج بکشم و با همین سوالها که در ذهنم بود من با این روش آشنا شدم و دقیقا متوجه شدم مشکل از ذهن من هست نه چیز دیگه و واقعا من هم جز اون دسته افرادی بودم که عالی وزن کم میکردم اما بر میگشت و همیشه میخو استم کاری کنم که برنگرده و اما من با این روش دارم ذهنم رو تر بیت میکنم که دیگه هیچ وقت چاق نشم مگر نخوام از چیزی که یاد گرفتم استفاده کنم .
من همیشه سعی کردم با محدودیت و رژیم و کم خوری خودم رو لاعر کنم اما ذهنم همیشه به دنبال پرخوری و خوردنهای زیاد و اون غدا و این غدا خوردن بود و من رو هدایت میکرد به خاطر همین کار من سخت میشد و در واقع چون جنگ بین چاقی ذهن و تصمیم لاغری من وجود داشت من همیشه شکست میخوردم و عصبی میشدم .
چون خوردن ما یک دستور مغز ی هست و از مغز میاد و مغز ما تحت تاثیر ذهن ما هست .
یعنی ما با اینکه میدونیم نباید بخوریم اما دست ما به سمت اون خوردنی میره و ما اون رو برمیداریم و بعدش ناراحت و عصبی میشیم .درواقع تصمیم داریم نخوریم .اما نمیشه
به ذهنمون باید یاد بدیم چاقی چیه و چه مشکلاتی داره و بعد بهش میگیم لاغری چی هست و چه مزایایی داره و ما تمام اینها رو گام به گام باید انجام بدیم تا به ذهنمون لاغر شدن رو یاد بدیم
.
تمام افرادی که اضافه وزن دارن از یه مقطعی به بعد چاق شدن یا از کودکی چاق شدن که از پدر و مادر شون اون رو یاد گرفتن مثل یاد گرفتن زبان مادری و هیچ سختی نکشیدن چون ناخود اگاه و از جامعه و یا والدین یاد گرفتیم ولی حالا اگر بخواهیم زبان دیگه رو یاد بگیریم سخته چون میخو اهیم اگاهانه اون رو یاد بگیریم .
خیلی افراد چون رفتارهای چاق کننده رو مرتب تکرار میکنن چاق هستن ولی فکر میکنن چاقی ا رثی هست بدون اینکه تلاشی کنن این افراد چاقی رو یاد گرفتن مثل خیلی از آموزشهای دیگه که ما میریم اون رو یاد بگیریم مثل رانندگی و خیاط،ی و آشپزی و .. باید لاغر شدن رو هم یاد بگیریم و باید اصول کار کردن روی اون رو یاد بگیریم .
ما هر بار در گذشته تصمیم گرفتیم لاغر بشیم اما ذهنمون فقط چاق شدن رو بلد بوده و ما رو چاق کرده برای همین هر دفعه ما تصمیم گرفتیم لاغر بشیم شکست خوردیم و دوباره چاق شدیم .
چاق شدن و لاغر شدن زمان و مقدار نداره که در چه زمانی چه مقدار لاغر بشی و هر کس این وعده ها رو به شما داد دروغ هست و ما دوباره برگشت وزن داشتیم چون برای چاقی ما اینطور چاق نشدیم و با بر نامه های لاغری فقط به جسم فشار میاریم و در نهایت جسم ما دوباره چاق میشه چون ذهن ما در مسیر چاق شدن بوده و فقط ما به زور به جسم میخواستیم لاغر بشیم .
پس من فردی ناتوان در لاغری نیستم فردی ناتوان هست که یک بار شکست بخوره دیگه اقدام نکنه و اگر فردی بارها اقدام کرده و موفق نشده ناتوان نیست بسیار توانمند هست و فقط راه اونها اشتباه هست و من از هر مسیری شرکت کنم شکست میخوردم .
من در تمام موارد کم نزاشتم و یاد م میاد چقدر زحمت میکشیدم و چقدر مراقبت میکردم از خودم که زیاد نخورم طبق جدول بخورم و مواد خاص تهیبه میکردم و ورزش میکردم اما نتیجه ی ماندگار نمیداد و برای یک مقطع کوتاهی خوب بود و این چاق و لاغر شدن های مجدد واقعا ویران کنتده هست که ما فکر میکنیم نمیتونیم لاعر بشیم و خودمون رو ناتوان میبینیم از قبل و اما از وقتی که وارد این مسیر شدم و این روش رو استفاده کردم نتایج عالی رو کسب کردم که باعث افزایش اعتناد به نفس در من شده .
من باید هر روز یک قدم به سمت لاعری برداریم با فایل گوش دادن و نوشتن و تمرین کردن مثل هر آموزش دیگه ای مثل زمانی که در مدرسه در س میخواندید ولی باید براش زمان بزاارید لاغر شدن بسیار آسان هست و هر جا دیدی بهت سخت میگذره بدون داری اشتباه میکنی .
من بدون اینکه سختی بکشم وزنم متعادل میشه با جسم اگر خوب رفتار کنم و عمل کنم وزنم متعادل میشه با ذهن و جسم .
من دارم به ذهنم یاد میدم چطور رفتار کنم و این باعث شادی واعتماد به نفس بیشتر میشه و آرامش،و … به وجود میاد که خیلی از جنبه های زندگی ما تغییر میکنه .
افراد متناسب این شانس رو ندارن مثل ما زندگی دوباره ی لاغری رو تجربه کنن .
افراد چاق اصلا روشون نمیشه تو انایی خودشون رو نشون بدن اضافه وزن محدودیت میاره و اعتماد به نفس رو از بین میبره پس باید همت کنید و اون رو تغییر بدید و اگر والدین لاغری رو یاد بگیرین فرزندان اونها هم خود به خود لاغری رو یاد میگیرین و تاثیرات این دوره فقط برای خودمون نیست برای اعضای خانواده هست پس لاعری رو یاد بگیرید و با اشتیاق زندگی دوباره رو خلق کنید من تونستم و یک و سال و نیم هست که لاعر تر شدمو به تناسبم نزدیک شدم و از زندگی و خوردن دارم لذت میبرم و زندگی جدید ی رو دارم تجربه میکنم .
من باید بخوام تا قدم در این مسیر بزارم .
من اشتیاق فراوانی برای لاعر شدن دارم و دوست دارم از این مسیر لاغر بشم و من بسیار استمرار دارم تا نتیجه بگیریم مثل اون موقع که برای چاقی استمرار داشتم و ذهنم یاد گرفت و ناخود اگاه انجام میدادم و هر کاری به ناخود اگاه سپرده بشه بدون فکر کردن انجام میشه و ما دیگه به راحتی اون رو انجام میدیم مثل جدول ضرب و یا آشپزی و یا رانندگی .چاقی هم یک فرمول هست که ما اونها رو یاد گرفتیم و در ناخودآگاه ما هستن و ما بدون فکر اونها رو انجام میدیم پس ما باید لاغری رو هم یاد بگیریم و به ناخود آگاه بسپاریم تا فرمولهای اون بدون فکر کردن به اجرا در بیان .
برداشت من از فایل ؛
من الان بعد از مدتها که در سایت تناسب فکری هستم و دوباره این فایل رو گوش دادم به خودم گفتم من خیلی وقت هست که در ذهنم لاغری کلی مزیت داره و مساوی هست با حال خوب و لذت و سلامتی و ازادی و اعتماد به نفس،و خود باوری و آرامش و خوشتیپی و ….. و چاقی در ذهنم مساوی هست با مشکلات و درد و رنج و محدودیت سختی و حال بد و نگرانی و استرس و عصبی بودن و بیماری و بد لباسی و مشکلات و واقعا به خوبی تونستم این کار رو انجام بدم و د ر واقع لاغری در قسمت لذت ذهن من هست و چاقی در قسمت رنج ذهن من هست و ذهن من بسیار دوست داره لاغری رو یاد بگیره و میدونه که چقدر مزیت داره و میدونه هر پرخوری چقدر ضرر داره و با من همکاری میکنه تا من به وزن دلخواهم برسم و من بسیار به خودم میبالم که درراین مسیرم چون دارم لاغری رو یاد میگیریم چون هر روز دارم متناسبتر میشم چون ذهنم هر روز مهارتش برای یاد اجرای آموزشها داره بیشتر میشه و ذهنم کلی اطلاعات در ست رو هر روز داره مرور میکنه و یاد میگیره و من هرروز انتطارم از خودم لاعری بیشتر هست .و من با استمرار و تعهد در این مسیر دارم قدم برمیدارم چون عاشق لاغریم و با لاغری عشق میکنم و اومدن در سایت و نوشتن کامنت و فایل گوش،دادن جز لذتهای من هست که اگر یکی دو روز انجام ندم واقعا حالم بد میشه و هر روز با عشق و علاقه دارم این مطالب رو دنبال میکنم و تمام تلاشم این هست که به اونها عمل کنم من این روش رو باور کردم و برای خودم منطقیش کردم که بسیار آسان هست و گفتم این روش بسیار جدید هست که خیلیها هنوز به اون نرسیدن و نخواهند رسید باید از طرف خداوند هدایت بشی به این راه و من که هدایت شدم باید بهش کامل اعتمادکنم تا نتیجه بگیریم و خداوند فقط ما رو به ساده ترین و بهترین راه ها هدایت میکنه پس بسیار ساده و اسون هست فقط باید تعهد و پشتکار داشته باشی و عجله نکنی چون اگر کاری برای ذهن سخت باشه هرگز برای رسیدن به اون تلاش نمیکنه و رهاش میکنه
سلام و درود
اول اینکه باید بگم من تصمیم گرفتم این مسیر صد گام رو با عشق بازم تکرار کنم و لذت ببرم چون من با همین آموزشهای سایت تونستم که یه جسم جدیدی برای خودم رقم بزنم و از اون لذت ببرم و من برای همین قضیه بارها ازخداوند سپاسگزارم چون میدونم به قول استاد من به این راه هدایت بشم و اصلا تصادفی نیست که من در این مسیر هستم و از خدا میخوام هرکس به این راه نیاز داره خودش هدایتش کنه چون من به هر کس بگم نه تنها باور نمیکنن بلکه مسخره هم میکنن برای همین من به دنبال راهنمایی هیچ کس نیستم و انرژی خودم رو برای رشد و پیشرفت خودم استفاده میکنم .
من بازم باید برگردم به گذشته ی خودم و به یاد بیارم که من چطور چاق شدم ؟؟
بله من با ذهنم چاق شدم یعنی قبل از اینکه جسم من چاق بشه اول ذهن من چاق شد چطور ؟؟با شنیدن یه سری حرفها مثلا اینکه
چاقی باعث زیبایی میشه
چاقی باعث میشه پوستم قشنگتر بشه
بدنم قویتر بشه
لباس به تنم زیباتر میشه
تو دل برو تر میشم
دست و پای من زیباتر میشن
با چاقی فرزند قویتری به دنیا میارم
و ……
و خلاصه من کلی فرمول در ذهنم داشتم که چاقی خوبه و اما بارها هم از زبان مادرم و خواهرم و اطرافیانم و …شنیده بودم که آدم ها بعد ازازدواج چاق میشن و نمونه هم میدیدم و کاملا قبول داشتم حتی یادم میاد هر وقت مادربزرگم نگاه به نوه هاش میکرد هر وقت یکیشون خیلی لاغر بود به مادرش میگفت تو فکر نباش ازدواج کنه چاق میشه خوب میشه یعنی ازدواج برای من مصادف با چاقی بود و خواهر خودم و همسر ایشون که بسیار لاغر بودن رو دقیقا سه سال قبل از ازدواجم دیدم که چطور چاق شدن و کلی از اطرافیانم مثل دختر عمه و عمو هم همینطور میدیدم که بعد از ازدواج چاق میشن و به خودم میگفتم بله طبیعی هست و حتی زمانی که خودم عقد کردم همین حرفها رو از زبان خواهران همسرم هم که تپل بودن میشنیدم و اونها هم میگفتن ما در مجردی بسیار لاغر بودیم الان با ازدواج و بارداری چاق شدیم و دیگه من بسیار عالی پذیرفته بودم که این قضیه امری کاملا طبیعی هست و چون من خیلی لاغر بودم وقتی وزن اضافه کردم همه با هم تعریف و تمجید میکردن خب منم بدم نمیومد و جدی کاری برای چاقی نمیکردم و فقط از اون چاقی اولیه که در حد ده کیلویی میشد لذت میبردم و میگفتم حالا زیباتر شدم تا اینکه دیگه بعد ازازدواجم بیست و خوردی اضافه وزن داشتم و دیگه مشکل در خرید و لباس داشتم و دوست داشتم لاغر بشم و انصافا با رژیم و ورزش هم لاغرمی شدم اما ماندگار نبود .
پس من در گذشته انتظار چاق شدن در ذهنم داشتم و تصاویر ذهنی چاقی داشتم که چاق شدم چون ذهن ما تصویری هست و من قشنگ یادم میاد بعد ازمراسم عقد من لاغر که خوراکم زیاد هم نبود تبدیل شدم به یه فردی که واقعا پر خوری میکردم انصافا زیاد میخوردم هر چیزی رو میخوردم یعنی فرمانهایی مغزی من تغییر کرده بودن من هر شب به فست فودی میرفتم شام بیرون میرفتم و کلی هله هوله از سوپری میخریدم و میخوردم ……و من با این رفتارها و انتخابهای نادرستم چاقی و در جسمم میدیم .
و من اما بعد از یه مدت بعد از ازدواجم که اضافه وزن قابل توجهی داشتم به صورت جدی خودم کم خوری میکردم و من لاغر تر میشدم اما بعد یه مدت خسته میشدم و رها میکردم چون ذهن من پر از فرمول چاقی بود .
من یادم میاد این اواخر که وزنم ثابت نمی ماند از چاقی خودم پیش هم حرف میزدم و از جسمم نگران بودم و میترسیدم که غذا بخورم و همیشه به لاغرها حسرت میخوردم و این اواخر ازجسم خودم بدم میومد و از چاقی تنفر شدید داشتم و استرس داشتم و نگرانی داشتم و میترسیدم نکنه ماه بعد من چاقتر بشم و اما چاق تر میشدم و من بسیار ناراحت و ناامید بودم و دیگه گفتم من از د ستم کاری برنمیآید خدایا خودت کمکم کن و من با این راه آشنا شدم .
من در گذشته همیشه از طریق اعمال فشار بر جسمم میخواستم لاغر بشم و این کار هیچ وقت فایده نداشت چون من چاقی رو یاد گرفته بودم و کلی فرمول ذهنی چاقی در ذهنم داشتم که فلان مواد غذایی چاق کننده هست و …..پس ذهن من در نهایت جسم من رو به تصویر ذهنیش میرسوند و هر چقدر من تلاش میکردم برای لاغری بی فایده بود چون ذهن من پر از فرمول های چاقی بوده .
پس من دیگه الان متوجه میشم چرا تلاشهای من در گذشته نتیجه نمیداد و من هر روز چاقتر میشدم چون من به چاقی قدرت داده بودم و همین مانع شده بود که من به سمت لاغری حرکت کنم اما الان دقیقا من در سمت مخالف چاقی هستم یعنی در مسیر برگشت و در مسیر لاغری هستم و ذهن من فرمولهای ذهنی لاغریش پر رنگ تر شده و و جسم من گواه این حرفم هست چون کلی لاغر تر شدم و حالم بهتر شده و …
من دیگه انتظارم از خودم تغییر کرده و من در هر شرایطی انتظار لاغری از خودم دارم حتی زمانی که خطایی داشته باشم و به علتی زیادتر از نیازم غذا میخورم میگم بدن من میتونه مواد غذایی اضافه رو بسوزنه و ذخیره نکنه و اصلا میگم جسم من چاقی رو بلد نیست اون اتوماتیک به سمت لاغری و تناسب در حرکت هست و اصلا نگرانی از چاقی ندارم و با آرامش راهم رو ادامه میدم و اصلا دارم دقیقا برعکس گذشته ام رفتار میکنم و نتایج متفاوتی هم میگیریم .
و من در گذشته فکر میکردم لاغری من تا زمانی به دست میاد که من در رژیم و ورزش سخت باشم اما الان دیگه بارها به خودم میگم طبیعی که من جسم لاغری داشته باشم و خیلی راحت و آسان به لاغری برسم و هیچ وقت گرسنه هم نباشم و همیشه هم با لذت غذا بخورم و لاغر باشم و..…
اما من آگاهم جسم من تحت کنترل ذهن من هست و هیچ چیز دیگه در چاقی و لاغری من دخالت ندارد .
ذهن چاق
عذاب وجدان از خوردن داره
ترس از خوردن داره
از چاقی بیشتر من رو میترسونه
اما ذهن لاغر همچین صدا هایی نداره و برعکس حالش خوبه و آرام و احساس قدرت و توانایی میکنه که من میتونم برای همیشه لاغر بشم و …و تمام اون حرفها ی بالا از سمت ذهن چاق هست پس من نباید به اونها بها بدم و برعکس بیام داخل سایت و این آگاهی ها رو تکرار کنم تا با سرعت بیشتری به سمت لاغری حرکت کنم من دارم در این سایت هر روز ساعتی رو صرف میکنم تا زبان لاغری رو یاد بگیرم و من اطمینان دارم من میتونم به وزن و جسم دوران مجردی خودم برگردم چون من در مسیر برگشت و تناسب هستم و ذهن من هر روز داره فرمولهای ذهنیش پررنگ تر میشه
چاقی با ذهن :ترس و بیماری و استرس و افسردگی و عذاب وجدان و سنگینی و چاقی و بیماری و محدودیت
بی اعتماد به نفسی و روابط با همه و خودم و افکار شیطانی داشتن و ….هست
لاغری با ذهن :ارامش،حال خوب ، آزادی و رفتار درست غذایی ،به اندازه خوردن ،اعتماد به نفس، روابط عالی با خودم و با همه و خود باوری و تجربه ی خالق بودن و تسلط بر مواد غذایی داشتن و احساس قدرت و توانایی کردن در مقابل مواد غذایی و تعامل صالح انجام دادن و سبکی و جسم جدید و جمع و جور و سلامتی و شادابی و ایمان بیشتر و ….
.
سلام و درود به تمام همراهانم در سایت تناسب فکری
من سعی دارم که همیشه در این مسیر همراه استاد قدم به قدم حرکت کنم و قطعا رویای خودم رو که لاغری هست به واقعیت تبدیل میکنم .
من هم در گذشته جز افرادی بودم که با زجر و سختی لاغر میشدم اما به راحتی چاق میشدم و چون هیچ وقت نتیجه ی اون همه تلاش برای لاغری در من ماندگار نبود من سریع چاق میشدم و از این بسیار ناراحت بودم و در نهایت به لطف خدا با این راه آشنا شدم و الان سالها هست که تونستم در شرایط عالی از نظر روحی و جسمی باشم که واقعا لذت میبرم .
من هم اعتقاد دارم به این سایت هددایت شدم و توسط خدا انتخاب شدم و میخوام به این انتخاب اعتماد کنم و به خودم بگم قطعا من توانایی لاعر شدن رو دارم و چون من بارها از خدا کمک خواستم خدا من رو به این راه هدایت کرد .
من چطور با ذهن ام چاق شدم م ؟؟؟ من قبل از اینکه جسمم چاق بشه اول حرفهایی شنیدم و نمونه دیدیمو بعد جسمم در زمان خودش چاق شد مثلادر زمان بچگی بارها به ما گفتن غدا بخورین که بدنتون قوی بشه یا بزرگ بشین و یا مریض نشین و یا باهوش بشین و… یعنی بارها به ما گفتن پرخوری کردن و بیشتر خوردن یه کار عالی هست و برای اون کار ما رو تشویق کردن من خودم در بچگی مادرم همچین رفتاری با بچه هاش نداشت و من هم چاق نبودم و در نوجوانی و جوانی هم چاق نبودم البته شنیدم در دوران نوزادی چاق بودم اما به هر حال من از وقتی خودم رو یادم هست و در عکسها دیدم لاعر هستم اما من بعد از ازدواجم چاق شدم و دقیقا یادم میاد قبل از اینکه جسم من چاق بشه من در ذهنم انتظار چاق شدن رو در این دوران از خودم داشتم .
من بارها شده سیر بودم نخواستم چیزی بخورم اما در مواجه با یک موقعیت جدید بازم خوردم در حالی که تا چند دقیقه پیش نمیخواستم بخورم اینها فرمان های مغزی هست که نمیشه با اونها جنگید بلکه باید با آموزشهای این سایت ما این فرمولهای چاقی رو کمرنگ کنیم .
من خودم کسی هستم که در گذشته بارها و بارها رژیم گرفتم و لاغر شدم اما یه جایی خسته میشدم و اون رو رها میکردم و دوباره چاق میشدم چرا ؟؟ چون محتوای ذهنی من هنوز چاق بود و میخواست من رو چاق کنه .من خیلی وقتها تصمیم میگرفتم که خیلی چیزها نخورم اما به محض دیدن اونها شروع به خوردن میکردم .
من یادم میاد در گذشته از رفتن داخل جمع دوستام خجالت مبکشیدم و از پوشیدن هر لباسی خجالت میکشیدم از بودن با افراد چاق بیشتر خوشحال میشدم چونکه در کنار اونها حس لاغری داشتم و حالم بهتر بود.
.من در گذشته هر چقدر رژیم می گرفتم و لاعر می شدم اما از دور انداختن لباسهام وحشت داشتم و میگفتم ممکنه دوباره وزنم برگرده چون تصویر ذهنی ما لاغر نشده بود و ما تحت فشار جسمی لاغر شده بودیم و ذهن ما هنوز چاق بود و چقدر راحت دوباره ما چاق میشیدیم
من هر چقدر پرس و جو کنم که چی کار کنم که چاق نشم و چی کار کنم که چاق بشم هر دو مورد در ذهن ما یکی هست و آدم چاق میشه چون در هر دو مورد تمرکز شما روی چاقی هست من هر بار که در گذشته رژیم میگرفتم و ورزش میکردم که لاغر بشم اون اوایل که ذوق و شوق داشتم خوب لاعر میشدم اما وقتی،به وزن دلخواهم میرسیدیم دیگه از رژیم و ورزش بدم میمود و به سختی اونها رو انجام میدادم و من هم خیلی راحت چاق میشدم .
لاغری با ذهن نقطه ی مقابل چاقی با ذهن هست از همین الان که فایل گوش دادم دیگه محتوای ذهنی من تغییر کرده و دیگه وقتی ذهنم بخواد حرف بزنه که تو لاغر نمیشی و یا چرا خوردی و….بگو این حرفهای منفی باف ذهن من هست که من اونها رو میشناسم و میدونم اینها مانع لاغری من هستن پس باید این صداها رو کم کم تغییر بدیم و تصویر ذهنی من تعییر کنه و انتظار من از خودم تغییر میکنه همین الان که فایل گوش دادم انتظار من از خودم چاقتر شدن نیست .با تکرار و تمرین همین اگاهی ها من دارم اگاهی های صحیح به خودم میدم .
همین جا میخوام بگم چاق ها با اراده ترین افراد روی زمین هستند خود من بارها وزنهای زیادی در زمانهای مختلفی کم کردم اما دوباره به خاطر راه نادرست رفتن تمام اون وزنها برگشتن من یک بار ۳۵ کیلو کم کردم یک بار دیگه در حد ۲۵ کیلو کم کردم و بارهای دیگه در حد ۱۸ کیلو و بیست کیلو و ووووو اما چون راه درست رو نمیدونستم دوباره برمیگشتن و من الان خیلی بهتر درک میکنم چرا چاق شدم .
همیشه در گذشته من از خوردن میترسیدم و عذاب وجدان داشتم و اما با این دوره ها دیگه از خوردن نه تنها نمیترسم بلکه لذت میبرم و با عشق هر لقمه رو داخل دهنم میزارم اما هر کسی این راه رو درک نمیکنه و به هر کس از این راه بگم به من میخنده اما خودم میدونم من با ذهنم چاق شدم پس با ذهنم هم لاعر دمیشدم .
من خودم بارها گول خوردم و از،راه رژیم و ورزش وزنهای زیادی کم کردم که چون مقطعی بودن اون موقع فکر میکردم اراده ندارم اما حالا به خودم میگم نه من بسیار فرد توانایی بودم که اون همه سایز و وزن کم کردم فقط راهم اشتباه بوده که نتیجه برام ماندگار نبود .
زبان چاقی در همه ی افراد به یک شکل رفتار میکنه و اونها رو میترسونه مهم نیست کجای این کره خاکی هستین همه ی ما گذشته ای شبیه هم داریم و حرفهای ما چاق ها مشترک هست پس باید این راه رو باور کنیم و لاعری رو آموزش ببینیم تا لاغر بشیم .
به نام خدای مهربانم
من رویای تغییر کردن در تمام جنبه های زندگی رو دارم خصوصا رویای تغییر اندام و برای همین من در مسیر لاغری با قدرت ذهن هستم و با ذوق و انگیزه دارم قدم به قدم حرکت میکنم تا رویای خودم رو به واقعیت تبدیل کنم .
من بعد از ازدواج چاق شدم یعنی تا قبل از اون لاغر بودم اما بعد از ازدواج و هر دو بارداری خیلی چاقی شدم و با سختی و رزیم بارها خودم رو لاعر میکردم اما حیف که نتیجه ماندگار نبود و من هی در حال چاق و لاغر شدن بودم و آرامش نداشتم تا اینکه وارد سایت شدم و روی خودم کار کردم و خیلی عالی از همون ابتدا سایز و وزن کم کردم تا اینکه شش ماهی هست به علت رها کردن و نخوردن داروهام دچار مشکلی شدم و همچنین دچار چاقی شدم و به دکتر رفتم و اون تشخیص داد باید شروع کنم به قرص خوردن در حالی که رفتار و افکار من هیچ تغییری نکردن و من مطمعنم با خوردن دوباره ی دارو من بازم لاغر خواهم شدم و بسیار متناسب خواهم شد و سایزم بسیار جمع و جور میشه و وزنم کم میشه و من ظریف میشم .
و الگوی من در این راه استاددهست که وزن بسیار زیبای رو از دست داده و الان خیلی لاغر هست .پس منم میتونم .و خود من با وجود خوردن همین داورها تونستم لاعر بشم پس بازم لاغر میشم
من هدایت شده ی خدا هستم و همیشه به خودم میگم من به انتخاب خد ا باید ایمان و اعتماد داشته باشم چون همه ی افراد چاق به این راه هدایت نمیشن و حتی اگر اتفاقی این حرفها رو بشنون برای این اموزشها ارزش قایل نیستن و ممکنه آموزشها رو که بشنون مسخره هم کنن ولی من توسط خداوند به این سایت هدایت شدم و من به این انتخاب اعتماد میکنم چون خداوند در من توانایی لاغر شدن رو دیده و خدا وند داره به درخواست من پاسخ میده
چون من اون اواخر ،ته رژیم و ورزش بودم و لی هر ماه چاق تر میشدم و دیگه خودم رو ناتوان می دیدم و می گفتم خدایا من دیگه چیزی نمیدونم تو کمکم کن که چیکار کنم و خدا وند من رو به این راه هدایت کرد .
چطور میشه با ذهن لاغر شد ؟؟؟
باید اول به چاق شدن با ذهن توجه کنم و اون رو یاد بگیرم
من یادم میاد در گذشته همیشه بیشتر می خوردم که سلامت باشم یا قوی باشم یا حتی سرما نخورم و با بیشتر میخوردم که بیشتر از زندگی لذت ببرم من باید بیشتر میخوردم که بارداری خوبی داشته باشم من باید بیشتر میخوردم که تفریحم بهتر باشه من باید بیشتر میخوردم که پولم هدر ندره که اسراف نشه که همسرم بخوره که میزبان ناراحت نشه و …خلاصه به طریق مختلف ما تشویق شدیم به خوردن و در نهایت هم چاق شدیم
من چون بعد از ازدواج چاق شدم دلیل خاصی برای چاقی خودم داشتم که چرا اینطور شدم و چون اطرافیانم میدیدم که بعد از ازدواج چاق شدن فکر میکردم که طبیعی هست و به خاطر این هست که اشتهام زیاد شده و به خاطر این هست که انگار ارثی ما هست و به خاطر این هست که انگار من شبیه مادرم و خاله هام هستم و باید شکم داشته باشم و چاق باشم .
خلاصه به هر شکلی اضافه وزن داشته باشید به این دلیل هست که من انتظار چاق شدن رو از خودم داشتم یعنی اول در ذهن من تصویر چاق شدن به وجود اومده بود و بعد من چاق شدم یعنی ذهن ما تصویری هست و هر چیزی به صورت تصویر در ذهن ما در بیاد بعدش به واقعیت تبدیل میشه و ذهن ما شر وع میکنه به فرمانهایی که اون تصویرها رو به وجود میاره .
من نمیتونم در مقابل فرمان های مغزی ایستادگی کنم .
من یادم میاد وقتی رژیم داشتم چون ذهنم با من هماهنگ نبود منتظر بودم یه فرصتی پیش بیاد تا اون رو کنار بزارم و فقط بخورم و بعد از مدت کوتاهی که من کمی متناسب میشدم دیگه رژیم رو رها میکردم و به راحتی من به حالت قبل بر میگشتم
من یادم میاد در مهمانی ها و تفریح ها شروع میکردم به پرخوری کردن و من به شدت حرص و ولع خوردن داشتم تا جایی که حالم بد میشد و لی دست خودم نبود .
من یادم میاد اون اواخر رژیمم که دکتر همه چیز رو برای من محدود کرده بود ترس از خوردن داشتم و به شدت ترس از چاقی بیشتر داشتم و هر یه لقمه ی غذا که میخوردم مساوی بود با چاقی و اضافه وزن در بدنم و من یادم میاد به همه میگفتم من کاری نمیکنم و چیزی نمیخورم انگار بدنم سوخت و سازش پایین هست که من چاق هستم و کلی افکار نادرست داشتم که به غذاها قدرت میدادم و خودم رو چاق میکردم و به خوردن بدبین شده بودم و دوست داشتم مریض بشم که اصلا نتونم غدا بخورم که شاید لاغر بشم ولی خدا رو شکر که دیگه از این افکار ندارم و افکارم از زمین تا اسمان فرق کردم .
من وقتی چاق بودم به دنبال افراد چاق برای دوستی هم بودم و از بودن با افراد لاغر لاغر خجالت میکشبدم و خودم رو قایم میکردم ولی الان با اینکه کمی اضافه وزن دارم ولی بهترین لباسها رو میپوشم و از اندامم خجالت نمیکشم و از بودن با افراد لاغر کیف می کنم و حتی استایل دلخواهم رو میزنم .
من یادم میاد این اواخر که چاق بودم وقتی فرد چاقتر رو میدیم خوشحال میشدم که من مثل اون جاق نیستم .ولی این کارم واقعا نادرست بوده
من در گذشته که در این مسیر نبودم واقعا نگران میشدم از چاقتر شدن و به خاطر همین معز فرمان میده که من چاقتر بشم و من یادم میاد ده یا پانزده کیلو چاقتر بودم از خط نرمالم ولی خیلی ناراحت بودم و گریه میکردم و لی به مرور اون رو می پذیرفتم و میگفتم عیب نداره اینطور بمونم خوبه فقط چاقتر نشم و نگران میشدم که نکنه من جاقتر بشم و من به مرور به شانزده کیلو چاقی هم میرسیدم و و چاقتر میشدم و بازم ناراحت و عصبانی میشدم و لی به مرور بازم اون رو میپذیرفتم و میگفتم عیب نداره ولی خدا نکنه که من چاقتر بشم .و بازم چاقتر میشدم .
من چقدر ترس داشتم که نکنه لباسهام سایز نشن و اینطور هم میشد و لباسهام هی برام تنگ میشد
معز بر اساس شنیدن و دیدن برنامه ریزی میشه و اون با تزریق آمپول برنامه ریزی نمیشه و من چاقی رو یاد گرفتم و انتظارش در من به وجود اومده و نگرانش شدم که نکنه چاقتر بشم و ترس من از مواد غذیی بیشتر شد و هی من چاقتر شدم چون تمام اینها توجه به چاقی هست .
من متوجه شدم چه بخورم یا نخوزم از ترس چاقی ولی در این حالت چون تمرکزم روی چاقی هست و دارم به مغزم چاقی رو یاد میدم و من چاقتر میشم
من یادم میاد وقتی کمی با رزیم لاغر میشدم من حرص و ولع شدید پیدا میکردم که هی بخورم چون معز من ،من رو به وضعیتی میرسونه که در ذهن من تثبیت شده
من بارها رژیم گرفتم و ورزش کردم برای لاغری در خالی که حالم بد بوده و اینطوری چاقی رو تقویت کردم چون ذهن من احساس من رومد نظر قرار میده نه تلاش فیزیکی من رو .و من چون حالم بد بوده به سمت چاقی بیشتر حرکت کردم.
یه نفر درذهن من هست که همیشه با من حرف میزنه و من رو ترغیب میکنه به کمتر خور دن خدا رو شکر که این از نقطه های مثبت این راه هست البته یه نفر دیگه هم هست که حرفهای منفی هم میزنه که ببین چقدر از بیقه چاق تری ببین چقدر در لباسها شکم داری و تو لباسهات برات گشاد نشدن انگار این راه فایده نداره و من رو میخواد ناامید کنه و بترسونه ولی خدا رو شکر با این اگاهی ها سعی میکنم گولش رو نخورم و خودم رو با کسی مقایسه کنم و میگم ببین به عجله کردن نیست قطعا من هر روز دارم متناسب تر میشم و دوباره مثل اندام قبلم میشم کافیه ادامه بدم .
خدا رو شکر نجواهای ذهنی منفی به مرور که در مسیر باشم فشارشون کمتر میشه ولی اون همیشه من رو تشویق می کنه به چاقی و من رو منع میکنه
از لاغری بیشتر .پس باید اون رو بشناسم و بر اون غلبه کنم اگر یاد نگیرم شکست میخورم و چاقتر میشم
چون اون همیشه هست و میگه بخور و وقتی خوردم میگه ببین الان چاق میشی یعنی همه جوره در کنار من هست تا من رو چاق کنه من به خلطر این راه این صدا رو میشناسم و یواش یواش با کار کردن روی خودم اون رو کمرنگ کردم و دیگه من انتظارم از خودم لاغری بیشتر هست .
وقتی صدای ذهنم تغییر کنه انتظار من هم تغییر میکنه من با گوش دادن به این فایل همین الان انتظار من از خودم چاق تر شدن نیست .
وقتی من درراین راه فایل گوش بدم و بنویسم دارم آگاهی صحیح به ذهنم میدم .و من لاغری رو یاد می گیرم پس لاغری به سمت من میاد
افراد چاق جز با اراده ترین افراد زمین هستند چون من بارها شکست خوردم ولی ادامه دادم من حتی به خاطر چاقی گریه کردم ولی بازم تلاش کردم من بیشتر از اون وزن که باید کم کنم در طول زندگیم کم کردم ولی دوباره اضافه وزن من برگشته ،چون من تلاش کردم جسمم رو تغییر بدم .
من همیشه این نگاه رو داشتم که کمتر بخورم و بیشتر ورزش کنم تا لاغر بشم و همراه با اینها افکاری داشتم که انگار سوخت سازم پایین هست و یاچون دارو میخورم چاق هستم .
ندای منفی هست که همیشه من رو از خوردن و مواجه شدن با اعداد میترسونه ولی کم کم این صدا تبدیل میشه به صداهای امید بخش .
من تمام اطرافیانم با روشهای عجیب و غریب و سخت دارن خودشون رو لاغر میکنن و اصلا به این راه اعتقاد ندارن برای همین در موردش با کسی حرف نمیزنم
پس اگر من الان جاق شدم به خاطر بی لیاقتی من نیست یا بی ار اده بودن من نیست من باید بگم من خیلی هم اراده دارم چون من بارها شکست خوردم اما بازم ادامه دادم .
من هر سنی داشته باشم هر جایگاه اجتماعی داشته باشم مهم نیست زبان چاقی در همه ی ما مشترک هست و همه ی ما رو به یک چیز سوق میده و به ما میگه خوردن ترس داره. خوردن باعث چاقی بیشتر میشه .
من واقعا شبیه گذشته ی استاد هستم و شما استاد دارین حرف دل من رو میزنید پس من میتونم شبیه الان استاد باشم و با این راه به تناسب برسم لاغری با ذهن خیلی آسان هست.
من همین الان که به خاطر ماه ها نخوردن قرص تیروییدم دچار افزایش سایز و وزن شدم بدون اینکه رفتارم تعییر کنه من اینطور شدم پس باور دارم حالا که مدتی هست دارم دوباره قرص میخورم باید به وزن قبلی خودم برگردم .تفاوت منی که در این راه هستم و اصولی لاعر شدم با شخصی که رزیم گرفتهو به زور الان لاغر هست از زمین تا اسمان هست و این هست فرق لاغری با ذهن با رژیم چون من دیشب مهمانی بودم و یه فردی بود که سالها هست رزیم داره ولی هر وقت میاد مهمانی میکه باید بخورم و به خودم استراحت بدم کاری که در گدشته منم میکردم و این فر د به طرز وحشتناکی شیرینی و بیسکوییت و میوه و …میخوره و اصلا در خوردن متوقف نمیشه و میگه حرص و ولع دارم هوس دارم اما من بدون ترس و نگرانی که شاید برم مهمانی و اونجا زیاده روی کنم در خوردن به راحتی در خانه خودم شام خوردم چون بعدداز شام دعوت بودیم … و اونجا هیچ چیزی رو نتونستم به زور بخورم و به راحتی از خوردن مواد عدایی صرفه نظر می کردم بدون اینکه بهم فشار بیاد یعنی من نمیخوردم چون سیرم چون هوس نمیکنم چون میل ندارم ولی در گذشته از ترس چاقی بیشتر در مهمانی ها نمیخوردم یا اینکه در گذشته مثل اون دوست عزیزم مهمانی رو فرصت خوردن و رهایی از رژیم میدونستم ولی الان برام فرقی نداره و به راحتی هر جا نخوام نمیخورم هر جا بخوام ، بدون ترس ،میخورم .پس لاغری بیشتررو دوباره حق من هست و من هیچ دلیلی برای اضافه وزن فعلیم ندارم مگر نخور دن داروم به مدت طولانی که حالا دارم دوباره میخورم پس باید دوباره وزنم طبیعی بشه و به حالت نرمال خودم با اون سایز زیبا برگردم
سلام به آقا عطای عزیز که از داخل کامنت قبلی شما من متوجه شدم که شما دوست هم مسیر و جدید ما هستی .که به شیوه ی خاص خودتون به این راه هدایت شدین .
چقدر شما رو درک میکنم منم دقیقا روزهای اول ورودم به به سایت دوست داشتم تک تک حرفهای استاد رو داخل دفتر بنویسم و تا خوب درکشون نکردم جلسه ی بعدی نرم میخواستم خوب یادشون بگیرم مثل درسهای دوران دبیرستان و این کار رو هم کردم چون برام خیلی ارزشمند و مهم بودن من می خواستم کاملا متوجه تمام حرفهای استاد بشوم و نکنه که شاید یک کلمه رو از دست بدم و اینقدر با جدیت و علاقه فایلهای رایگان رو دنبال کردم و سر رسیدها نوشتم و ساعتها وقت گذاشتم که با همین فایلها ی رایگان نمیدونم چطور شد که کلی لاغرتر شدم و امیدوارم شما هم به زودی به تناسب اندام دلخواهتون برسید.
چقدر این مکالمه ی سگ و گربه از زبان شما جالب بود و چقدر توضیح استاد از زبان شما جالب تر شد واقعا لذت بردم نگران سوالهای ذهنت نباش به تک تک جواب های اونها میرسی اصلا چیز سخت و گنگی نیست یکم تمرکز و توجه و وقت بزار و در این سایت باش فایلها رو هر روز گوش یده و کامنتهای دوستان رو بخون و بنویس در نهایت میبینی نه تنها به جواب تمام سوالاتت رسیدی بلکه کلی هم متناسب تر شدی .
آرزوی تناسب اندام زیبا برای تمام بچه های سایت تناسب فکری در کنار سلامتی دارم .