0

رهایی از چاقی با ذهن، قصه‌ای که از تو شروع میشه (گام ۲)

رهایی از چاقی با ذهن
اندازه متن

📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمی‌تونم لاغر شم؟ من که همه رژیم‌ها رو امتحان کردم!»

📍 این جلسه ادامه گام ۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

حالا یه لحظه چشم‌هات رو ببند و تصور کن…

🌸 یه صبح دل‌چسب بهاریه…

تو جلوی آینه‌ای، لبخند می‌زنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سال‌ها بود بهت نمی‌اومد… اما الان! به راحتی تنته.

نه بخاطر رژیم کتو یا ورزش‌های سنگین…

بلکه چون یه چیز عمیق‌تری تو ذهن تو تغییر کرده.

اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع می‌شه، نه معده!

وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا می‌رسه اینه:

🍽️ «باید رژیم بگیرم»

🏃‍♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»

⏰ «شاید روزه‌داری متناوب جواب بده!»

ولی کمتر کسی با خودش خلوت می‌کنه و از خودش می‌پرسه:

🧠 «چرا من اصلاً این‌قدر می‌خورم؟»

😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم می‌رم سراغ یخچال؟»

🔥 «چرا انگیزه‌م زود تموم می‌شه؟»

اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا می‌کنه. چون ریشه‌ی خیلی از پرخوری‌ها و اضافه‌وزن‌ها، توی مغزه نه توی معده!

ما سال‌ها طبق یه برنامه‌ی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:

🔹 «اگه غذا نخوری، قهر می‌کنم!»

🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم می‌کنه!»

🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»

اینا فقط جمله نبودن.

اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن.

📌 باورهایی که باعث می‌شن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…

📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…

📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…

و اینطوریه که ذهن، نقشه‌ی بدن رو می‌کشه.

چون:

🧠 باورها، رفتارها رو می‌سازن

🏃‍♂️ رفتارها، عادت‌ها رو شکل می‌دن

⚖️ و عادت‌ها، بدن ما رو می‌سازن

پس اگه می‌خوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.

یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:

✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨

📚 علم چی می‌گه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!

فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سال‌هاست ماشین‌های افکارت از روش رد می‌شن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آماده‌ست؛ سریع و بی‌دردسر. حالا اگه سال‌ها با افکاری مثل:

🔁 «من همیشه چاقم»

🔁 «اراده ندارم»

🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»

زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراه‌ها رو ساخته! و این اتوبان‌ها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بی‌تحرکی) رو تقویت می‌کنن.

ولی خبر خوب؟

تو می‌تونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨

و این یعنی:

🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکان‌پذیره!

🔬 نوروساینس چی می‌گه؟

مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون می‌دن که:

🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطاف‌پذیری عصبی» داره.

یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم می‌تونه خودش رو بازبرنامه‌ریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادت‌های جدید ذهنی بسازه.

💡 نتیجه؟

اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کم‌کم اون بزرگراه‌های چاقی از بین می‌رن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون می‌شن.

و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد می‌گیریم:

نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…

فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️‍🧠

رهایی از چاقی

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن

یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمی‌کنم 😌

خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم می‌زنی…

نه خبری از نفس‌نفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت می‌کنه.

💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه می‌ری. حتی سبک فکر می‌کنی…

اینا خیال نیست، اینا تمرین‌های ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.

ولی خیلی از ما چی کار می‌کنیم؟

می‌ریم جلوی آینه و می‌گیم:

«اه، بازم شکمم زده بیرون!»

«این لباس لعنتی دیگه اندازه‌م نیست!»

و همین جمله‌های به‌ظاهر ساده، می‌شن 🔁 زخم‌زبون‌های درونی‌ای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل می‌کنن.

اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفت‌انگیز داره:

فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمی‌شه!

🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور می‌کنی، مغزت فکر می‌کنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمون‌های مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح می‌کنه (مثل دوپامین و سروتونین).

و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفه‌ای هم ازش استفاده می‌کنن:

🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور می‌کنن.

🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی می‌کنن.

و خیلی‌ها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب می‌بینن.

🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.

تو نمی‌تونی با ذهنی که خودش رو چاق می‌بینه، بدنی متناسب بسازی.

اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ می‌کنه. 🌍✨

📌 هر بار که تصویرسازی می‌کنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص می‌شی.

می‌خوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

رهایی از چاقی با ذهن

💡 اگه می‌خوای این گام‌های عملی رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو قدم‌به‌قدم بازت می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ گام‌های عملی؛ در ادامه هم توی گام ۳ سراغ «برای لاغری انتخاب شده‌اید» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 388 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.93 از 278 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11235

388 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

388 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۸ ۲۰:۵۰
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 790 کلمه

      جلسه ۳۵ تکرار 

      چگونه میشود با ذهن لاغر شد؟

      سلام وقت بخیر 

      چرا براحتی چاق میشم و بسختی و رنج  لاغر میشم؟ این سئوالیه که تو ذهن بیشتر افراد چاق بوده و هست ، اون وقتا با خودم فکر میکردم چرا ۳ روز میرم مسافرت ۳ کیلو چاق میشم ولی اینهمه رژیم میگیرم براحتی لاغر نمیشم ؟ 

      هر کسی جوابی بمن میداد و در انتها از تجمیع تمام جواب ها  چند تا باور مخرب در خودم شکل دادم و با اون باورها سالها در مسیر لاغر شدن سختی و رنج کشیدم 

      الان میفهمم دلیل اونهمه رنج ،بخاطر نداشتن اطلاعات کافی از بدن و ساختار ذهنم بود ، فکر میکردم وجود من همینجوری الکی بوجود اومده ، خدا دلش خواسته منو این‌ شکلی بیافرینه ، منم از شانس بدم چاق شدم 

      نکته مهمی که از نوشته های مقاله استاد متوجه شدم اینکه استاد نوشتن (بیشتر از اینکه به فکر نتیجه از روش لاغری با ذهن باشم ،مشغول نوشتن ،تجسم کردن و فکر کردن به لاغری بودم) دقیقا برعکس کاری که ما هنرجوها انجام میدیم 

      یعنی انقدر که ما دنبال نتیجه هستیم دنبال تمرکز بر تمرینات نیستیم ،انگار رو اضطرار هستیم ،مدام چشممون دنبال تغییرات جسممونه ، تازه توجه به تغییرات جسم هم نداریم تمرکز بر نگرفتن نتایجه جسمی داریم 

      یعنی مدام به خودمون میگیم پس چرا لاغر نشدم نکنه جواب نگیرم ،نکنه رو من جواب نمیده و بهتره از این به بعد  بیشتر به تمرینات و زندگی‌ کردنشون فکر کنیم و فشارو از جسم برداریم 

      اینکه ما مدام از جسممون ایراد میگیریم یعنی دوسش نداریم و ازش بدمون میاد ،خب قبلا هم در رژیم ها همین بلا رو سر جسممون می آوردیم بصورت رژیم های سخت ،ورزش ها،دم نوش ها ،عمل ها ووو و یه حس تنفر ، الان هم داریم مدام سرزنشش میکنیم و منتظر تغییر دادنش  هستیم بدون اینکه حتی لحظه ای فکر کنیم ،که تو این مدت ما فقط از جسممون خواسته داشتیم ،اول درونیات مغزمونو تصحیح کنیم بعد دنبال نتیجه باشیم ،اول بذرو بکاریم بعد دنبال درخت باشیم 

      ما چاق شدن رو یاد گرفتیم ،چجوری یاد گرفتیم؟ با شنیده ها و دیده هاییکه در خانواده و جامعه باهاشون برخورد کردیم، با نصیحت هاییکه به ما شد ،با ترس هاییکه برای ما تعریف شد ،با پیشنهاد هاییکه به ما دادن، با تعریف هاییکه از چاقی شد که مدام بما گوشزد کردن که این غذا مضره و چاق کننده است ،شام خوردن چاق کننده است ، برنج ،نون ،شیرینی جات ،فست فودها ،نوشابه ها ،روغن ووو چاق کننده هستند

      اگر شیرینی ها چاق کننده هستن چرا الان که من خوراکی های شیرین براحتی مصرف میکنم چاق نمیشم تازه لاغرتر هم میشم ، چرا قبلا جرات نمیکردم پنکیک بخورم حتی بهش فکر هم میکردم عذاب وجدان میگرفتم و احساس میکردم چاق شدم ولی این روزها خبری از چاقی من نیست ،اتفاقا یک هفته ای میشه هر روز عصر یا شب ،درست میکنم ،چرا الان نمیترسم ؟ چرا الان انقدر نمیخورم که حس خفگی داشته باشم ،چونکه ولعی ندارم ،محدودیتی ندارم میدونم هر وقت دلم بخواد میتونم مصرف کنم حق انتخاب دارم

      تمام درد ما در سالهاییکه رژیم بودیم و اون اندازه ای که تلاش میکردیم و نخوری ها میکشیدیم و ورزش ها میکردیم این بود که ما دائم در اضطراب چاق شدن بودیم ،در ترس خوردن و چاقتر شدن بودیم ،در عذاب  وجدان خوردن بودیم ،در ناراحتی نخوردن بودیم ،در احساس گرسنگی بودیم ،در حس بی لیاقتی بودیم ، حس دوست نداشتنی بودن داشتیم 

      حس تنفر از خود داشتیم ،حس زشت بودن داشتیم ،اعتماد بنفس و عزت نفسی در ما وجود نداشت ،اون حجم از استرس و حال ناخوب ، آیا نتیجش میشد لاغری و رضایت ؟

      معلومه که نه نمیشد ،حالا چرا اونهارو تجربه میکردیم ؟چونکه اون شکلی برنامه ریزی شده بودیم ،مغز اون فرمان هارو میداد، حالا چرا حالمون از هر جهت خوبه و تمام اون ناخوبی هاییکه بالا نوشتم تبدیل به زیبایی شده ،چونکه در حال تغییر دستورات مغز جانمان هستیم 

      الان اگر همه چیز بهتر از قبله چونکه اون استرس ناراحت کننده در وجود ما نیست ،حس امیدواری بیشتر شده در ما در نتیجه ما بسمت زیباتری هدایت میشیم 

      پس برای لاغر شدن بجای فشار به بدن ،محتویات مغزو تغییر بدیم ،اگر از کامپیوترمون برنامه فتوشاپ میخواییم اول برنامه قبلیو پاک کنیم ،فشار به دستگاهمون نیاریم بعد برنامه فتوشاپو بریزیم تو دستگاه و استفاده کنیم 

      الان هم در حال پاک کردن چاقی و دانلود کردن برنامه لاغری هستیم ،خدارو شکر انقدر نتایجم زیاده و دارم از مسیرم لذت میبرم ،از اینهمه تغییر کیف میکنم ،داره در وجود من شخصیت یک فرد متناسب دانلود میشه که رفتارها و عادت هام بسیار زیباتر شده 

      چقدر حس شیرینیه ،حس رضایت از خود، همون خودی که یه زمانی دوسش نداشتم و الان عاشقش شدم ،قبلا تنفر میدادم تنفر دریافت میکردم ،الان حس شگفت انگیز بودن دارم یکی از شگفتی سازان شدم ،جهان بازتاب درون ماست 

      خدایا شکرت برای اینهمه عظمت و بزرگیت که هر آنچه میخواهم برایم فراهم است 

        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۹ ۲۳:۴۷
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 624 کلمه

      گام سوم ،مسیر لاغری من

      سلام دوستان عزیز و استاد بینظیر

      استاد چقدر خوشحالم که چند سال پیش که در مسیرهای ذهنی قرار گرفتید به الهامات ورویای لاغری خود توجه کردید و با رفتن در دل ناشناخته ها ،دوره های لاغری با ذهنو خلق کردید که هم خودتون نیاز داشتید و هم بینهایت آدم های دیگه که همه مون به نوعی گرفتار چاقی و عوارضش بودیم و خدارو سپاسگذارم‌ که نیازهای بنده هاشو با قرار دادن رویایی در ذهن آدم ها به واقعیت تبدیل میکنه ،از نوزادی که طهم تلخ چاقیو چشیدم همیشه یه سئوال در ذهنم میچرخید که چرا من با آدم های دیگه فرق دارم؟ آخه چرا من؟ جواب های زیادی اطرافیانم بهم گفتن اینکه تو ژنتیکت چاقه ارثی چاقی،استخون بندیت توپره،خلقت خداوند بوده،چونکه تا ۴سالگی شیر مادرتو خوردی ووووو و من موندم و یه عالمه دلیل که به مراتب که بزرگتر میشدم‌ دلایل ها هم بیشتر میشد ،خودمو در یک گرداب بزرگ پر از مشکلات چاقی میدیدم که راه فراری نیست ،من ۴۴سال در چاقی بسر بردم ،تمام نجواها و گفتگوهای درونی من پر بود از نمیشودها،زشت تر شدن ها،بی ریخت تر شدن ها،متنفر شدن ها،ترس ها،رژیم ها،ورزش ها ،،از صبح که بیدار میشدم یک نوار ضبط شده دوران کودکیم همزمان با من روشن میشد،که به من میگفت من کی هستم، چی بگم،چی بخورم،چی نخورم کجا برم،آیا برم، مثل یک مشاور اعظم ،که البته حرف های خوبی به من نمیزد و من محو حرف های اون بودم، یعنی صدای دیگه ای نبود جز خودش ،منم دنیارو فقط اونجا دیده بودم ، خلاصه در اون لوپ گرفتار میچرخیدم ولی همچنان دنبال کور سوی امیدی بودم، چندین سال فقط در رژیم های مختلف بودم،دایم الرژیم بودن برای من عادی شده بود و اگر روزی غذای نرمالی میخوردم باید تاوانشو با دویدن ها و روزها رژیم سختر جبران میکردم،،از آینه متنفر بودم و احساس میکردم ماه به ماه چاقتر میشم و میشدم ،،اگر بخوام از روزهای سخت گذشته بگم ساعتها میتونم بنویسم ولی چونکه بیشتر ما آدم های چاق سرگذشت مشابه داریم زیاد ادامه نمیدم ،،

      تا اینکه خسته شده بودم ،یادمه آخرین باری که رفتم پالتو بخرم و متوجه شدم حتی سایز ۴۶ هم واسم تنگه ،قلبم لرزید میدونستم دارم به مرز ۹۵ کیلو میرسم ،گریه م‌گرفت ،پالتو رو نخریدم ،بدنبال راه و روشی بودم و چونکه از قبل در مسیرهای ذهنی بودم ،با خودم گفتم اگر میشه با تغییر ذهن به همه چیز رسید پس میشه به لاغر شدن هم رسید و دقیقا ۱۵ روز بعدش به این سایت هدایت شدم،واقعا خوشحال شدم میدونستم خود خود خدا دست منو گرفت و گذاشت تو دستان این دوره ها ،از پارسال تا حالا تازه طعم شیرین زندگی با آرامشو دارم میچشم ،واقعا ۴۴سال قبلو زندگی نکردم ،الان همش تو احساس آرامش هستم ولی قبلا احساس آزادی و آرامش در خوردن برای من رویای دست نیافتنی بود،من بسیار زیاد رستوران میرم ،قبلا خیلی ترس از رستوران رفتن داشتم ولی الان راحتر شدم ،به اندازه نیازم مصرف میکنم و تمام،،،

      خوشحالم که در حال ساخت باورهای جدید هستم ،میدونم راهم درسته خداییکه منو هدایت کرد اینجا حمایتمم میکنه که به زودی به نتایج بهتری برسم،خدارو شکر عکس منکه در آلبوم شگفتی سازان هست و میدونم بازم عکس های جدیدتری خواهم فرستاد از تناسب بیشترم ،موفقیت در این مسیر حتمی ست ،امروز در حین پیاده روی داشتم با خودم صحبت میکردم،گفتم ببین فریده ،سالها در درون تو غوغایی بود همش حس بد و منفور ،اگر این ذهن بلد بود بهت حرف های خوب بزنه که زده بود پس به امید این ذهن نباش خودت به خودت دیالوگ های زیبا بگو ،خودتو تشویق کن ،عزت نفس وحس لیاقتتو بالاتر ببر اونوقت جهان هستی لاجرم تورو به مسیرهای تناسب بیشتر میبره،جهان جاییکه اصلا گول نمیخوره تماما با احساسات من در ارتباطه

      بارم خدارو شکر میکنم که جزء هدایت شده ها بودم که من خواستم و خداوند پاسخ داد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۸ ۲۲:۳۸
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 183 کلمه

      عرض سلام و وقت بخیر
      روز ۳۵تکرار
      اولین فایلی که اوایل آذر ماه ۹۸ گوش دادم همین فایل بود
      با یه عالمه امید وارد سایت شده بودم،باور داشتم میتونم از این طریق لاغر بشم ،چونکه مطالب کنترل ذهنو داشتم از ۲سال پیشش کار میکردم وعلاقه داشتم،مطمئن بودم که شدنیه،فایلارو گوش میدادم ومرتب امیدوارتر میشدم،اون روزا خودم تو یه رژیم سخت ۱ ماهه بودم واستاد گفته بودن اگر تو رژیم هستید از دوره استفاده نکنید،،آخرای رژیم بودم ودیگه ادامه ندادم ومیخواستم دوره هارو بخرم که اینترنت قطع شد ،بعد از وصل شدن نت ،تمام دوره هارو خریدم،داشتم بال در میوردم،چه کادوی تولدی قشنگتر ودلچسب تر از خرید می‌کنم ها،با حس وحال عالی شروع کردم،لذت بردم،شاد بودم،احساس آرامشی عمیق داشتم،که دیگه همه ترس ها تموم شد ،اروم آروم مطالب بر دل وجانم مینشستن و یاد گرفتم ،که دیگه از خوردن نترسم،که غذا خوردن منو چاق نمیکنه،خوردن بی اندازه منو چاق میکنه،افکار وباورهای من ،منو چاق میکنه،باید ریشه رو درست میکردم ،هر روز ذهن وافکارمو با فایلها ونوشتن وخوندن نظرات دوستان تغذیه میکنم ودر مسیر لاغری هستم و برای متناسب شدن که این حق طبیعیه منه تلاش میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم