📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با سلام
گام دوم – رهایی از چاقی
این وویس سرشار از اگاهی و یاداوری این مطالب و درک مطالب به راحتی ما را در مسیر لاغری با ذهن جهت میدهد .
یک سوال مشترک و معروف همه داریم : “ چرا به سختی لاغر میشم ولی مثل اب خوردن چاق میشم ؟” این تجربه ی اکثر ما ذهن چاق هاست . ولی چرا؟؟
در فایل دوباره تاکید شد به اینکه اول احساسات و نگرش و رفتار من دگرگون میشه ، سپس تغییرات به ارامی و مستمر در مسیرم تغییر میکنه .
مساله ی مهم دیگر :” به انتخاب خداوند اطمینان کنید” . ما صدها روش را رفتیم و نتیجه ی موقت دیده ایم . ان قدر خسته شدیم ، چه ذهنی و چه فیزیکی که تسلیم شدیم و از خدا کمک خواستیم و به این مسیر کشیده شدیم .
چطور با ذهن لاغر میشیم ؟ چاقی و لاغری برروی یک خط مستقیم هستند . چون چاقی را زندگی کردیم ، اگر پروسه ش رو درک کنیم ، لاغری هم خود به خود درک میکنیم . چون نقطه ی مقابل چاقی ، لاغری است .
ما از طریق صحبتها ، رفتار پیرامون و دیده ها ، اطلاعاتی دریافت کردیم و پذیرفتیم . به دلایل مختلف خوردیم و تشویق شدیم : چقدر تپل و قشنگی ، بخور زودتر بزرگ بشی ، بخور ویتامینهای بدنت تامین بشه ، بخور تا فرشته ها برات جایزه بیارند . ما از کودکی تصویر چاقی از خودمون داشتیم .
افرادی هم که در بزرگسالی چاق شدند : مثلا بارداری چاقت میکنه ، ازدواج کنی چاق میشی ، داروهای هورمونی چاقت میکنه ، سنت بره بالا پهلو میاری و سوخت و سازت پاین میاد . ما این اطلاعات را از خیلی قبل گرفتیم و وقتی در اون شرایط قرار میگیریم ، ناخوداگاه انتظار چاقی و تصویر چاقی از خود داریم .
پس قبل از اینکه جسم ما چاقتر از الان باشه ، قبلش انتظار و تصویری چاقتر از الانمون داریم . این انتظار و تصاویر و دلایلی که تصاویر را میسازد ، تکرار شده است و الان مغز ان را به شکل واقعیت میپذیره .
وقتی این انتظار ثبت شد ، مغز فرمان صادر میکنه : چه درونی و چه بیرونی : مثل هرچی دم دستمونه برمیداریم ، کنترل نخوردن نداریم و ولع خوردن داریم و غیره که فرمان دستوری مغزه .
حالا روش رژیم و مغزما :
برنامه ای که توسط پزشک و متخصصین نوشته میشه ، در ذهن ما نیست و ذهن براساس اطلاعات ، شنیده ها و باورهایی که به دست اورده عمل میکنه . چند روز اول به شوق لاغری ادامه میدیم ،ولی رفته رفته این شرایط برای ما سختتر میشه ، حالا خودمون کمی برنامه را دستکاری میکنیم یا کمی زیرابی میریم و درنهایت ناامید و خسته رها میکنیم .
حالا کجا ها تفاوته : در ذهن فرمول شده چند کفگیر برنج بکشم ،ولی رژیمم ده قاشق گفته : این تفاوت ایجاد میکنه و ذهن پیروزه میدانه برای خلق بدن و شرایطی که پذیرفتیم و در ذهنمون فرمول هاش هست . هرچقدر ترس ما ازچاقی بیشتر باشه ، من خودم اینطوری ام که از ترس ، فکرم به خوردن زیاد میره ، چون از خوردن هم ترس دارم .
چاقی جدای از تاثیر بر جسم ، تاثیر در روابط و انتخاب های ماهم میگذارد : مثلا دوست نداریم بریم مسافرت ، یا با دوستان مخصوصا افراد لاغر ارتباط برقرار کنیم . و به محض نگرانی ما از چاقتر شدن ، متوجه شدیم چاقتر هم شدیم و در ذهن ما این روند ثبت شده و باور داریم .
من مثلا ۶۲ کیلوگرم اوج ناراحتی بود ، وقتی بهش میرسیدم ، نگران این بودم که مبادا ۶۳ کیلو نشم و این روند ادامه میداد و روزهای من با احساس بد سپری میشد . پس نگران شدن یعنی من روی کانال و فرمان چاقی هستم .
این از توانایی ذهن منه که براساس ورودی های قبلی و پذیرفته شده و سوابقم ، به راحتی اینده رو پیش بینی میکنه .
مورد دیگر ، عدم اطمینان به لاغر ماندن : چون ورودی ها و اطلاعات مغزم متفاوته ، واسه همین همیشه انتظار چاقی را داشتیم و در رفتار و انتخاب ها مون هم عدم اطمینانمون مشهود بود .
مغز ما ارتباطی به بیرون و فعالیت و تلاش فیزیکی ما جهت لاغر شدن نداره ، مثل زبان انگلیسی ، چاقی را هم یاد گرفته . ما یکسری اطلاعات دادیم و پذیرفتیم و خواستیم جلوی این فرایند راهم بگیریم . نه تنها جلوش نگرفته شد ، بلکه هر اطلاعاتی جهت اینکه چطور چاق نشوم ، دلایلی اوردم که چاقی را در زندگی پررنگ تر کند .
تحقیق در مورد چی نخورم ، همون بالا بردن پوشه ی چاقیه و ما به اشتباه پوشه ی چاقی را پر کردیم .
مغز ما به تلاش فیزیکی ما و خوردن و نخوردن ما کاری نداره ، دقیقا زمانی که رژیم رو رها کردیم یا کمی از اون شرایط بد جسمی فاصله گرفتیم ، ذهن اروم اروم اطلاعات ثبت شده رو فرمان میده و اجرا میکنیم و دوباره به وزن قبل یا بیشتر برمیگردم . علتش هم تصاویر ذهنی منه که از اطلاعات تثبیت شده ی مغزم است .
مسیر رژیم هم مسیری مخالف جهت داده های ذهن است و اوایل که حال خوبی داشتیم ، ذهن میپذیره و رفته رفته برای ما ادامه سختتر میشه و درنهایت به شکست میخوره .
مساله ی بعدی نجوای ذهنی چاقیه ، همیشه تشویق میکنه به خوردن و بعد از خوردن تصویر چاقی در ذهن نقش بسته . وقتی احساس من در مسیر لاغری بده ، ذهن به روش خودش برمیگرده . چون ذهن دنبال رضایت و حس خوبه و قطعا فرمول های چاقی ماهم لذتی داره که همیشه درحال تکراریم و ما به سمت تصویر چاقی مون حرکت کردیم . پس مسیر لاغری هم باید سرشار از حس خوب باشه تا تداوم داشته باشیم .
نجوای ذهنی منفی و چاق :
در کل مانع از حرکت من به سمت لاغری میشه یا اجازه ی لاغرشدن را نمیدهد.
تا وقتی این صدا تغییر نکنه ، تصاویر چاقی پیوسته ایجاد میشه و نهایت تصویر چاقی که مغز توسط اون فرمان میده پیروز میشه و این ربطی به ورزش ما ، رژیم ما و … نداره . همه ش یکسری اطلاعات و باورها و احساساتی است که داریم و با تمرینات ذهنی و گوش دادن به فایل ها ی اموزشی ، این صدا را ارام ارام تغییر میدهیم .
انتظار خودمون از خودمون هم حتی زمانی که سایزمون کم میشد ، مطمئن نبودیم و انتظار چاقی را میکشیدیم .
ما این نجوای ذهنی را ارارام با اموزش و یادگیری تغییر میدیم تا به صدای امیدبخش تبدیل بشه .
پس علت اصلی جواب نگرفتن من و باقی نماندن من در وزن دلخواه و گفت و گوی منفی درونی ، همه و همه از ذهن و مغز نشات میگیرند ، نه مواد غذایی ، یا خوردن یا نخوردن چیز خاصی یا بی ارادگی بودن من . فقط و فقط به اطلاعات تثبیت شده در ذهنم نقش دارد .
الان که اگاه شدیم ، میدونیم که با اراده هستیم ، بارها کم کردیم . فقط روش درست و اگاهی درستی از این فرایند و قدرت ذهنمون نداشتیم .
من لاغری را یاد میگیرم ، با دادن افکار صحیح و در این مسیر نیازمند ارامش ، استمرار ، تمرین و تکرار کردن هستم .
زبان چاق مشترکه . مهم نیست که کجای دنیا ، با چه مدرک و چه زبانی حرف میزنیم . همه ی ما از مواد غذایی میترسیم و دلایلی که در بین افراد چاق مشترکه .
ما الان عین گذشته ی استادیم و اینده ی ما هم میتونه عین استاد بشه ، فقط کافیه باور کنیم .
تمرین :
چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
خب من از بچگی بر اساس گفته ها و شنیده های افراد پذیرفتم که چاقم و تصویر چاقی در ذهنم نقش بست . همین تصویر باعث شد، ناخوداگاه اطلاعاتی را بگیرم و ازش استفاده کنم که مرا به چاقی بیشتر ببرد . درسته که من ناراضی بودم . اما چون تمام فکر من تمرکز بر چاقی بود ، در نتیجه پوشه ی چاقی من بیشتر شد . رفته رفته اطلاعاتی دریافت کردم در جهت تلاش برای چاق نشدن ، اما دلیلی شد برای تثبیت و تداوم بیشتر چاقی در من .
شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید؟
خب من در کودکی براساس اطلاعاتی که از پیرامون گرفتم و پذیرفتم ، یکسری رفتار و عادتهایی در من تقویت شد که در تداوم و پررنگ شدن چاقیم کمک میکرد و این امیال از درون من میاد . همین مغز که فرمان به وجود اوردن این شرایط را داده ، همین مغز هم با اختیار کاملی که به بدن داره ، به راحتی میتواند جسم را به حالت پیشفرض برگرداند . به شرطی که اطلاعاتی که برای چاقی ثبت کردیم ، تغییر بدیم . مثلا افکاری مثل من قدرتی در میزان خوردنم ندارم – من همیشه شکست میخورم – من عاشق خوردنم و خوردن مرا به چاقی برده – چون چیزهای شیرین میخورم ، لاغر نمیشوم و …. دلایلی که مثل سنگی مانع از ایجاد تصویر لاغری در ذهنم میشه . به نظرم من لاغری و چاقی دقیقا یک خط هستند که یک ور نخ لاغری ، و یک ور نخ چاقی هست . توجه و احساس ما که نشات از باور وتجربیات گذشته است ، نشان میدهد که در کدام سمت نخ در حال حرکتیم . همانطور که بدون زحمتی چاق شدیم ، لاغری هم همین است . منتها چاقی را در محیط یادگرفتیم ، پذیرفتیم و مغز هم گسترشش داد . حالا با اطلاعات صحیح ، تمرین و تکرار ذهن من اطلاعاتی ثبت میشه و انتظار من از چاقی برداشته و به سمت خانه ی خودش که لاغریه حرکت میکنه .
در روش لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار به چه صورت انجام می شود؟
خب منشا پیدایش هر نتیجه ای ، فکره ، فکر پذیرفته شده و تبدیل به باور شده . ما براساس باور پذیرفته شده ، این باورو گفته هاو شنیده ها تصویری از خودم درذهنم ایجاد میکنه و این تصویر اینقدر تکرار میشه که مغز فرمان میده و تمایلاتی در من شکل میگیره که رفتارهایی انجام میدم . این رفتار اینقدر تکرار میشه که تبدیل به عادت میشه و عادت هم بدون فکر و زحمتی انجام میدیم . پس اساس تغییر ما فکره و درک اگاهی و تکرار و تمرین و سپس براساس باور جدید ، فشار چاقی کم و انتظار لاغری بیشتر میشه ، براساس تصویر متفاوت ، ذهن دستور متفاوتی میده و من تمایلاتی را در خودم حس میکنم و ترغیب به انجام ان میشم و اینقدر این تکرار میشه تا تبدیل به عادت میشه .
به نظر شما زبان چاقی چیست و درک خود از زبان لاغری را بنویسید؟
زبان چاقی مجموعه ای از افکار و باورهای پذیرفته شده از منه که الگوی تصویری براساس این اطلاعات در مغزم ساخته میشه . وقتی تمرکز میکنیم روی مساله ای چه اون رو بخوام یا نخوام ، ان مساله گسترش پیدا میکنه و مغز من دستور میده و تمایلات چاقی شکل میگیره و من ترغیب به انجام میشه . همین احساسات و افکارم هم نشان دهنده ی این است که چه چیزی را گسترش میدهم . خواسته ام یا چیزی که نمیخوام . لاغری نقطه ی مقابل اونه . با یادگیری افکار جدید و برداشتن موانع که بیشترش همون باورهای چاقیه و براساس شنیده ها و گفته ها تثبیت شده ، مانع از حرکت من به سمت لاغری میشه و همینطور باعث تداوم چاقی میشه . من با الگو فکری صحیح و به وجود اوردن انتظار لاغری ، مغزم دستور جدیدی میده و من ارام ارام مثل فرایند چاقی ، تغییر میکنم .
چاقی اول در ذهن و افکارو احساسم ایجاد میشه و سپس در جسمم نمودار میشه . در چاقی هم همینطور بود . هرچقدر نگران چاقی باشم ، توجه به چاقی کردم و تصویر چاقتر شدن در ذهن من پررنگتر میشه .
آنچه در ویدیوی آموزش برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
من تمام اطلاعاتی که فهمیدم ، برداشت خودم را در متن نوشتم . اینکه لاغری فرایندی است که با یادگیری انجام میشه و تمرین و استمرار من و اطمینان من که باعث تقویت در استمرارم میشه ، مسیر لاغری من بدون زحمت فیزیکی به متناسب شدن حرکت میکنم . همانطور که نفهمیدم چطور چاق شدم . این مسیر هم دقیقا عین چاقی است و نمیفهمم که چطور لاغر شدم .
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
خب این فایل نگرش درستی از حرکت در مسیر لاغری با ذهن میدهد .
ما در این فایل به اهمیت تصاویر ذهنی مجدد تاکید شد . باورهایی داریم که سالیانه ساله در ما تثبیت شده .