📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
📍 این جلسه ادامه گام ۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.
در این جلسه میآموزیم:

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

💡 اگه میخوای این گامهای عملی رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو قدمبهقدم بازت میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ گامهای عملی؛ در ادامه هم توی گام ۳ سراغ «برای لاغری انتخاب شدهاید» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.93 از 278 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بنام خدا
چاقی و رهاشدن من از اون به تنهایی یک داستان داره وموانع مربوط به جداشدن یانشدن ازاون هم قدمت چندساله اما برای لاغرشدن باید به این چیزی که میخوام شروع کنم هم قدم شدن به عنوان یک راه نگاه کنم . مثل موفقیت نیست . موفقیت یک نقطه شروع داره و یک نقطه ی پایان مثل تیرو کمان نقطه شروع میشه . تردید کمان و پایان اون هم تو همون نقطه است اما این مسیر . مسیریه که پایانش معلوم نیست تاکجاس و همچنان باید ادامه بدم میدونم . باید ادامه بدم. .به خصوص تو مسیری که پایانش مشخص نیست اوضاع سخت تر ه اوننم با دیدن وتوجه کردن به اندام ومدام تخریب شدن از طرف اول خودم به خودم وبعد هم دیگران اون وسوسه هاواون غم واندوه درباره ی جسمی که با خودم حملش میکنم امیدداشتن و با همان امید ادامه دادن خودش به تنهایی نیاز به شجاعت داره . شجاعت این که از چیزایی که باعث میشن دوربشم از اون خواسته از اونها فاصله بگیرم تا بتونم خودمو نجات بدم کم شدن گفت وگو های ذهنی برای یک روز هم که شده خودش یه نعمته که من باید بتونم اون رو تجربه کنم و دور شدن از همه چیزی که باعث میشه ناامید بشم . تصویرهایی بسازم در ذهنم که حداقل کمتر حال منو خراب کنه .کمتر حس بد داشته باشم کم کم تغییر کنم . نه یهویی که هیچ تغییری که یهویی بوده ماندگار نبوده ذهن من هم کمکم به وزن اضافه و چاقی من عادت کرده همون طور که جسمم عادت کرد و خودشو با چاقی هماهنگ کرد که این هماهنگ شدن برای رسیدن به تناسب هم خودش به تنهایی صبر نیاز داره واین صبر داشتن هست که سخته و باید بپذیرم پذیرش واقعی اینکه بپذیرم این دیگه مدت نداره و این باید برای من خودش یک باور باشه . بحث فقط سرپذیرش لاغری تنها نیست بلکه پذیرش همه.وکل مسیرهست
نشان های دریافت شده
باسلام. لاغری با ذهن یه پروسه ی زمانی هست که نشون دهنده ی قدرت ذهن وقدرت خلق کرد ن هست چاقی ارثی نیست بلکه باور هایی که داریم باعث ماندگاری چاقی درجسم شده و نتیجه ی افکارو رفتارم هست برای لاغرشدن ولاغرموندن اول باید به سطح فکر و باورها رجوع کنم و بعد رفتار و مورد بررسی قرار بدم و درنتیجه براساس چیزی که جدید دارم یاد میگیرم عمل کنم چاقی و چاق شد بدون هیچ فشاری به بدن وارد شده وبافکر اینکه کاملا طبیعی هست به خاطر باورهایی که در ذهن دارم به خاطر همین چاق شدم درصورتیکه چاقی رویا گرفتم مثل حرف زدن از خونواده چاقی مادر درمن اثر گذاشته ومن هم فکرمیکردم که من چاقم چون ژنتیکم چاقی هست درصورتیکه مادرم قبل از ازدواج کاملا متناسب بود وحتی بقیه اعضای فامیل چه پدری وچه مادری پس این نشون میده که چاقی من به خاطر ژنتیک نیست در زمانهایی که رژیم میگرفتم به ظاهر درمسیرلاغری بودم اما ته ذهنم این بود که تموم بشه دوباره شروع میکنم به خوردن و زمانیکه میگفتم نمیخوام درصورتیکه توی دلم وذهنم افکارم غوغا به پا بود دوست داشتن بخورم اما نمیخوردم به خاطر این که رژیم بودم و میتر سیدم چاق بشم یه دلیل دیگه ای هم که داشتم این بود که من به خاطر خوردن چاقم و زمانیکه رژیم گرفتم و حجم زیادی از وزن خودمو کم کردم به این باور رسیدم که خوردن ادموچاق میکنه و به همین دلیل بود که حتی درلاغری باذهن هم خودم روی این باوراستواربودم که خوردن باعث چاقی میشه و همیشه به خودم می گفتم که مگه میشه بافکرلاغرشد درصورتیکه خوردن باعث چاقی میشه درصورتیکه افکارم و رفتاهایی که به عنوان الگو در ذهن من شکل گرفته زمانی خودشو نشون میداد که با غذا مواجه میشدم و انقددرمن نهادینه شده بود که نیاز به فکرکردن نبود و مستقیما برمیدا شتم واین فکرهاهم به صورت وسوسه های لذت بخش باعث میشد هربار بخورم ودرنتیجه ناراحت بشم و بعدافسوس بخورم و احساس گناه کنم که چرااین طوری رفتار کردم و این چرخه بارها تکرارشده اما حالا با دونستن واعتماد به توانایی خودم در توانایی خلق چاقی و توانایی خلق لاغری باذهن خودم دوباره به مسیرلاغری قدم برمیدارم و پله به پله قدم برمیدارم و به خیلی چیزها دسترسی پیدا میکنم با تشکر .🌹🌹
نشان های دریافت شده
بنام خدا 🌹
مسیر لاغری باذهن مسیری هست که استمرار لازم داره هنر ادامه دادن .صبور بودن ومنتظر بودن وقتی به چیزی اعتقاد و اعتماد داشته باشی منتظر نتیجه میمونی .و برات مهم نیست چقدر زمان میگذره اما میدونی که بهش میرسی من بااینکه سال98 اواخرش شروع کردم اما حالا دارم درک میکنم و به اعتماد کامل رسیدم درطی مدتی که من میخواستم لاغربشم از روش های مختلف دوتاچیز وجود داشت نخوردن وپر تحرک بودن برای رسیدن به نتیجه ، نتیجه ای که هم ماندگار نبود و فقط برای تجربه ی لذت لاغرشدن بود که اون لذت هم دوام چندانی نداشت چون روی اعصاب و روان من تاثیر میگذاشت یه فایلی استاد میگفت پیاده روی کردن باعث به هم ریخته ترشدن فرمول های ذهنی میشه و اینو من تجربه کردم . لاغری درسته که ازطریق ذهن شروع بشه من امروز توجه کردم که چاقی من مرحله به مرحله شکل گرفته و همین کاری که داریم در لاغری با ذهن انجام مید یم اینه که مرحله به مرحله داریم آموزش می بینیم درموردچاقی من اول ازچاقی ترسیدم به خاطر غذاخوردن وبعد از غذاخوردن وبعد تلاش برای نیفتادن تو دام چاقی و درنهایت چاق شدن ورژ یم گرفتن وفرارکردن
ازخو دم که با عثش شدم و احساس بد از قضاوت شدن توسط دیگران و نفرت از چاقی… چاقی ارثی نیست اموز شیه مثل خیلی چیزهاییکه از خو نوادم یاد گرفتم مثلاً نون وبرنج وخو رشت خوردن رومن از پدرم یادگرفتم لقمه ی بزرگ برداشتن و هم همینطور.وتک تک این رفتارهاوافکارروازاونها یاد گرفتم امامن نمیدونستم که مقصر خودمم ووقتی هم که فهمیدم مسولیتشو برعهده نگرفتم و خواستم بارژیم گرفتن ورزش کردن صورت مسئله روپاک کنم درسته لاغری نه تنها هنره بلکه زندگی کردن مثل یک فردمتناسب هم هنر ه یادگرفتن احساس سیری و متناسب بودن زندگی متناسب دقیقا این چیزیه که همه ی مامیخوایم لاغری با ذهن زمان نیاز نداره بلکه درطی زمانه هرچقدر بیشتر ادامه بدی نتیجه ی بهتری به دست میاری وهر چقدرعجله کنی بیشترزمانو ازدست میدی برای چاقی نه زحمتی کشیدم نه کاری کردم فقط بهش اضافه کردم حالا برای لاغری هم بدون زحمت و بدون اضافه کردن یا نکردن چیزی میتونم لاغربشم ولاغر بمونم برای همیشه چیزی که همیشه میخواستم. باتشکر از شما دوستان وازاستاد.🙏
نشان های دریافت شده
بنام خدا گام دوم 🌹لاغری تنهاوتنهاوتنهاوتنهاازطریق ذهن امکان پذیره تنهاراه آسون وراحت وتنهاروشی که درتمام جنبه های زندگی تاثیر میذاره یقیناروشی که بتونه تمام بخشهای زندگیوبگیره وتغییربده لاغری باذهن هستش من بااینکه درطی این روش کلی لیزخوردم اماارامشم روبدست آوردم وافکارم خیلی تغییر کرده وباعمل کردن به آموزشها دارم درمسیرقرارمیگیرم من تامرحله ی بیست و چهارم عمل کردم امابازدوباره برگشتم و گفتم نبایدبذام که این افکارکه من هنوزچاقم ورفتارم تغییر نکرده منوناامیدکنه ودرکمال ناباوری دیشب که همسرم ازمن باگوشی جدیدم که میخواست فقط کیفیت دوربینش روچک کنه ببینه متوجه شدم که در کمال ناباوری من لاغرترشدم اززمانی که چاق بودم وبااینکه هنوزغذاخوردنم اون طورکه میخواستم تغییر نکرده بودامافهمیدم که همه چیزواقعابه ذهن بستگی داره و به میزان اعتماد ی که به این روش داشته باشم وحالل تصمیم گرفتم که بیشتربه خودم واین روش اعتماد کنم وهرچیزی که به ذهنم میادروانجام بدم بنابراین دوباره اومدم این چندگام روکه ازقبل انجام داد ه بودم مرورکنم وبه گام های جدیدی که نرسیدم برسم و این بارهم هی مرورکنم ومرورکنم تابه تمام جهت های زندگیم تغییرایجادکنم لاغری باذهن .لاغری باذهن یک پروسه ای هست که کاملازمان برهس دراین دوره نه زمان مطرح هست و نه مقدارکاهش وزن ونه مقدارغذغ دراین دوره آزمون راهی که چاق شدم لاغرمیشم واین باربرای همیشه لاغرمیمونم . لاغری باذهن یعنی تغییرافکاروبراساس تغییرافکارتغییرباورها درتمام زمانیکه من از روشها ی مختلف لاغری استفاده میکردم فقط جسمموتحت فشارمیذاشتم که لاغربشم ولاغر میشدم امانمیتونستم لاغربمونم به خاطر این که لاغری من فقط فشارجسم بودوهیچ تغییر دربخش افکارم رخ نداده بودلاغری باعث تغییر شخصیت من نشده بود بلکه من فقط به جسمم فشارمیدادم تالاغربشم وذهنم وافکارم وعادتهام تغییر نکرده بودترس ازخوردن پشیمونی به خاطر پرخوری واضافه خوری وهمه ی اینها باعث میشدکه من بیشتردرمسیرچاقی باشم زمانیکه من رژیم میگرفتم ذهنم خواستش چاقی بودوخواستهی من لاغری به همین خاطرچون ناهماهنگی صورت میگرفت من به سمت چاقی حرکت میکردم درزمان رژیم من عادتهاموکمترازقبل تکرار می کردم عادتهای من به خاطر افکارم وباورهام شکل گرفته بودوزمانی که من عادتهاموکمترتکرارمیک دم بااینکه لاغرمیشدم اماباورهامتغییرنکرده بودومنوبه سمت چاقی بیشترهدایت میکردلاغری باذهن نه تنهاعادتهاروتغییرمیده بلکه ریشه ی اصلی عادتهاکه باورهاوافکارم هست روتغییرمیده وبه سمت لاغری هدایت میکنه واین کاربایک روزیادوروزنیست بلکه نیاز به پروسه ی زمانی داره مثل چاقی لاغری هم یک هنره مثل خیاطیوگلذوزی ومیشه برای همیشه لاغرموندهم.نطورکه تالان چاق بودم میتونم لاغربشم ولاغر بمونم برای همیشه من چاقی رومثل حرف زدن ازخونوادم یادگرفتن وحالاهم میتونم لاغرشدم رویادبگیرم ومدام تکرارش کنم تا رناخوداگاه من ذخیره بشه ومن لاغربشمد طی این مدت من بایدصبورباشم ومن یهویه زمانی ذهنم این میومدکه برای چی پیام بنویسم ومشق ولی گاهی اوقات توی دفترم مینشینم چیه جلسه اول رومرورمیکردم وحالادیشب این نتیجه ی عالی واینم فهمیدم که ذهن منفی بافم مبخوادمنو منحرف کنه واین م یادگرفتم که به فرشته ی درونم گوش بدم وباهم همسوبشیم برای رسیدن به خواسته هاومن فرشته فرشته ی درونم روبعدا زچندباردیدن وگوش دادن به فایلهای زندگی باطعم خداتونستم بشناسم و الان فهمیدم که لاغری فقط لاغری جسم نیست و لاغری ازطریق ذهپه درسته هنوزخیلیابه من درباره ی اینکه چاقم وچرالاغر نمیشم گله میکنن ولی من امروزبعدازدوباره گوش دادن این فایل به این نکته رسیدم کهلاغری بایدازطریق ذهن صورت بگیره دراین روش تغییرافکارهست ووتغیررفتاربرتساس تغییرافمارثورت میگیره دوم . لاغری برای تمام مدت بایدباشه نه برای یک زمان ویادوره ی خاص بلکه باید برای تمام عمرصورت بگیره که بااعتمادکردن به خودم واین روش میتونم لاغربشم ولاغر بمونمسوم لاغری یک امرکاملاطبیعی ومستمر بایدباشه همونطورکه چاقی برام بوده وچهارم .نبایدعجله کنم چون عجله هیچ پردی رودوانمیکنه پنجم .عمل کننده باشم سعی کنم همونطورکه گوش میدم اونهاروبه عمل درزندگی تبدیل کنم و تکرارکنم تادرناخوداگاهم نفوذکنه ومن لاغربشم ششم .لاغری باذهن .یعنی همسوکردن ذهن وجسم هس..ویادگیری اصول ذهن یعنی تولنایی یادگیری قوانین جهان .هفتم طبیعت همیشه دراستمراراست پس من هم بایدمثل طبیعت دراستمرارباشم ودرنسیرپیشرفت وتکامل واگرتوقفی درطبیعت ایجادبشه یعنی یک مانعی هست وس اگرمن نتونم لاغربشم ودرمسیرتکاملم یک توقفژ صورت بگیره پس مانعی عست که اون مانع بایدازبین بره لاغری باذهن یعنی اربین بردن موانع ذهنی وبه بیرون کاری نداره زمانی که درونیات تغییرکنه شرایط بیرون هم تغییرمیکنه وبه سادگی لاغری صورت میگیره لاغری باذهن یعنی تغییرازدرون ویادگرفتن زندگی جدی نمیدونم شایدمثال درستی نباشه شایدم باشه .انگارمثل یک بچه که بهش یادمیدی چطور ازپس خودش بربیاد خودتم باهاش دوباره زندگی کردن ویادمیگیری لاغری باذهن همم همینه همونطورکه دارم یا میگیرم که به ذهنم یادبدم که چطوررفتارکنه وچطورلاغر بشم خودمم باهاش که قرارمیگیرم یا میگیرم که لاغربشم ولاغر بمونم برای همیشه نوازندگی جدیدی تجربه کنم .واعتمادبه نفس وعزت نفس و احساس ارزشمندی ولذتهاروکسب کنم ازنووهمه چیزکم کم کم وبه مرورویواش یواش تغییرمیکنه بدون جهش چون هیچ چیزی جهشی نیست و همه چیز تکاملیه حتی جسم لاغری هم بایدتکاملی باشه وبه این شکل میشه برای همیشه لاغرموندوازلاغر ی لذت برد.🌹🌹🌹🌱🌱
نشان های دریافت شده
لاغری با ذهن یعنی رفع موانع ذهنی لاغری ولاغرشدن توسط ذهن ذهن بروی مغرتاثیرمیگذاردومغزبرجسم واگربخوام درست طبق این بخش بشمارمش پس ذهنی میشه ،چاقی ذهنیه ومغزهمان فرمانهای مغزی روبرای حیات انجام میده وجسم تجربه میکنه پس میشه اینطوری گفت که ذهن برجسم تاثیرداره پس زمانیکه ذهن اینطوری برجسم تاثیر داره چاقی هم صورت میگیره و برای اینکه لاغری به وجودبیادبرای همیشه بایدذهن تربیت بشه برالاغری همون طور که سالهاست تربیت شده برای چاقی و جنبه های مختلف زندگی چاقی همسوشدن ذهن وجسم درمسیرچاقیست چاقی هم سوشدن ذهن وجسم درمسیرچاقیست امازمانیکه رژیم گرفته میشود چون برخلاف عادت زندگی چندساله دارم رفتارمیکنیم به خاطر همین بازرژیمورهامیکنم یابرگشت وزن پیدامیکنموجسم به خاطر این که ذهن من که پرازاطلاعات چاقی بود والان من میخواستم جسمم روبه این وسیله ی تصمیم آگاهانه لاغرکنم وباحذف لذتهای غذایی خودمولاغرکنم بنابراین عدم هماهنگی به وجودمیادوچاقترمیشدم ویارژیمورهامیکردم بنابراین لاغری ازطریق تغییرافکاروباورهاوروش زندگیه که سالهاباونهابه عنوان زندگی زندگی کردمامکان پذیره لاغری باذهنبارفع موانع لاغری باعث لاغری پایدارمیشه🌸🌸پس چاقی ارثی نیست بلکه ذهنیه مثل بخش های مختلف زندگی روش های مثل رژیم و…فقط باعث ناراحتی وعدن هماهنگی بین خواسته ی واقعی وانتذهن برچیزی که سالهاباهاش زندگی کرده میشه پس باید برای لاغرذهن بخش فرستادن اطلاعات به مغزبایداطلاعات لاغری را داشته باشد تا بدن رادرمسیرلاغری وتناسب اندام قراربدم وچقدراحساس بدیاخوب نسبت به چاقی داشته باشم همون اندازه چاقترخواهم شدپس بایدمراقب احساساتم باشم چاقی یک روندتکاملی بوده
ونیازبه زمان داشته پس برای تبدیل شدن به لاغری بایدروندتکامل طی بشه جسم چاق به خاطر ذهن چاق است پس جسم لاغرهم بیازطریق ذهن لاغرتبدیل به جسم لاغربشه ورزش رژیم ودمنوش فقط درجهت جسم هستن ونه درجهت ذهن به خاطر همین بعدازتمام شدن رژیم باورزش دوباره وحتی بیشتربرگشت وزن ویالاغرنشدن را تجربه میکنیم ذهن بایدبپذیردوبایدتغییرابه عنوان بخشی از حیات قبول کند چون زمانی که مادرچاقی هستیم تنها بخش زنده بودن وحیات ماروچاق بودن وتغییرنکردن میداندماندن دریک مسیررابرای تغییرنکردن پس باید هم رابانشان دادن تغییراتودادن اطلاعات جدیدبه ذهن رابرا ی لاغری تربیت کنیمونشان دهیم که روش های دیگری برای زندگی کردن وجودداره ولاغری صورت میگیره لاغری فقط باذهن امکان پذیره همانطورکه باذهن سالها چاق شدم بایدلاغربشم🌸🌸🌸
نشان های دریافت شده
بنام خدا : گام دوم: لاغر ری باذهن یعنی تاثیرفکربرجسم یعنی تاثیر ذهن برجسم
ذهن اطلاعات وعادتهایی است که دربخش ناخودآگاه اثر میگذارد بخش ذهن _مغز_جسم : ذهن برروی مغزاثرمیگذاره ومغزبانجام فعالیت های مغزی جسم را درواقع اگرکه این طوربشه گفت مغزاجراکننده ی فرمول های ذهن است وتکرارمیکندوجسم عملا فقط یک تجربه کننده پس میشه این طورگفت که چاقی و چاق بودن ارثی نیست بلکه ذهنیه اطلاعات ذهن وثبت شده هاشمی درموردچاقی درذهن هست وفرمانهاش درمغزمدام تکرارمیشه برای بقای حیات خب وقتیکه اینطورهست جسم براساس مغزعمل میکنه و بنابراین فرمان های چاقی به جسم چاق تبدیل پس به همین راحتی هم میشه تحلیل کردذهن :باورمن نسبت به خودم طی چند سال عمرم وفرمان مغزی : همون عادتهاوجسم چاق همون نتیجه ی تکرارعادتهاس بنابراین جسم هیچ نقشی نداره نقش اصلی روذهن وعادتها با همان فرمانهای مغزی به عهده میگیرن
خب ازاین به بعداین طورمیشه که اگردرمسیرچاقی باشه اطلاعات وباورمیکنم ذهن همون اطلاعاتی که سالهاست زندگی میکنم واکثرانمیخوام هم ازشون کنار بیام ازاون چیزی که سالهاست که در موردش شنیدم باورکردم اگرکه درسمت چاقی باشه پس چاق واگردرمسیرلاغری باشه همه ی بخش هاازذهن تاجیک درمسیرلاغری خب درزمانی که برگشت وزن داشتم به خاطر این بود که من ذهنم درسمت چاقی بودولذت من فقط جسمم رومیخواستم لاغرکنم ودومرحله ی اصلی که همون ذهن ومغزهستتن که تاثیرمیگیرن ازهم رومن نادیده گرفته بودم واین نادیده گرفتن این دوبخش که یکی دوست داشت که من چاق بشم ودیگری فرمانهارومدام تکرار میکردیای رونداشتم من که من میدونستم که من به خاطر این که چاقم بایدرژیم بگیرماماته دلم میخواستم که ازاون غذایی که میخوام بخورم امانمیشدبنابراین ذهن ومغزبانجام بقای حیات من میخواستم که من درمسیرتغییرخودم قراربگیرم امامن میخواستم که ازطریق نخوردن لاغربشم واین همون جدال بین ذهن وجسم هست ودرست هم هست کهلاغرمیشدم اماهمینکه رهامیکردم چاق میشدم واین یعنی ناهماهنگی بین ذهن وجسم چون داشتم کارهایی برخلاف عادت زندگی چندساله انجام میدادم وازاون جاییکه همه ی چیزهایی که دوست داشتم تورژیم نبایدمیبودبیشترذهنم نمی پذیرفت درواقع نه چاقی ارثیه ونه چیز دیگه چاقی همسوشدن ذهن ومغزوجسم درمسیرچاقیه حالا درسته که من ازش راضی نیستم املاک میخوام لاغربشم بایدذهن ومغزوجسم رومه همون باوروعادت ونتیجه که همون جسم هست روهمسودرمسرلاغری کنم ولاغری بیسترتاثیرمیزاره چاقی هرچقدر که احساس ایجاد کنه چه خوب چه بدبیشتردرمیرش قرارمیدادن پس باید مراقب احساسات خودم باشم بنابراین چاقی روازخانواده یادگرفتم همانطورکه جنبه های دیگه ی زندگی اماحالاکه میخوام لاغربشم وتغییرکنم بایدبه خودم متکی بشم به همین راحتی لاغری باذهن صورت میگیره ممنون ازشمااستادوهمه ی دوستان🍃🌸🌸🌸