📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام به خداوند مهربان خدازیباست وزیباییهارادوستدارد.
سلام به استادشادوپرازعشق که شادی عشق روبه ماهدیه میده.
سلام به همراهمان پرازشوروهیجان و بامطالبهای زیایشان.
گام دوم چگونه باذهن لاغرشویم.
این لاغری چیست که مارااینگونه درگیرخودش کرده .
منکه ازکودکی چاق بودم حتی دردل مادرم که بودم چاق بودم چون بارهاشنیده بودم که مادرم میگفت تووبرادرت توبارداریم خیلی اذیتم کردین چون خیلی بزرگ بودیم آخه ماسه بردارومن بودم.
پس زبان چاقی از همون موقع که نطفه بسته شده در من جاخوش کرده بودواحتیاجی نبودیادش بدم چون از اول ودرکنار من بود.
توهشت ماهگی ازم عکس گرفتن وقتی میبینم فکر کنم یه ده .پانزده کیلوی میشدم😊😊😊
حالا بریم برای یادگیری ویاد دادن زبان به ذهن عزیز که زبان لاغری روهم یاد بگیره درکنارزبان چاقی .
زمان مااصلانمیدونستن که رژیم چیه حتی اسمش روهم نشنیده بودیم .
اصلابلدنبودیم که چطور بایدلاغربشیم. 😳😳
اون زمان نه دکترتغذیه بود نه کسی راه کاربلدبود.
فقط میگفتن کم بخورشام نخورشیرینی نخورفقط بلدبودن بگن نخور.
اما ذهن مایادگرفته بود که همیشه بخوره اونهم بالذت.
همه میگفتن نخوراماذهن میگفت بخوربه حرف اونهاروگوش نده توبخور.وخیلی وقتها شده بودکه یواشکی دورازچشم دیگران همیشه مشغول خوردن بودم.
یادم هست ده دوازده سال داشتم یواشکی دورازچشم مادرم نون برمیداشتم روغن کرمانشاهی روش میمالیدم میخوردم. آخه اون زمان همه چیز فراوان بود مثل حالا نبود که هیچی نتونی بخری .وبعضی موقعها فکر میکردم که اون نون روغنهابوده که حالاتبدیل به چربیه شکم شدن.
وبعد ازدواج همیشه وقتی استرس ناراحتی واضطراب داشتم بدتر چاق میشدم.چون یه اشتهای کاذبی پیدامیکردم که حد نداشت فکر کنید که بخواهیم غذا بخوریم نصف بشقاب رو خورده بودم و اینقدرضعف
داشتم که اختیار نداشتم قاشق روبه دهانم ببرم می گفتم کاش کسی بوداین غذارومیدادمیخوردم. واینهاباعث شده بودکه من بیشترچاق بشم وو قتی بخودم اومدم که که صدوده(۱۱۰ )کیلوگرم شده بودم.واین رو هم بگم که تا اون موقع برای لاغرشدنم خیلی تلاش کرده بودم ولی همشون بی نتیجه بودند.
وبه پیشنهاد یکی از دوستام پیش یک دکترتغذیه رفتم و شروع کردم به رژیم گرفتن، وخیلی عالی نتیجه دادولی خیلی به جسمم فشارآوردم یادم هست ضمن اینکه رژیم میگرفتم درهفته سه روزهم آب درمانی میکردم سه روزبجزآب هیچ چیزدیگه ای نمیخوردم و درعرض چندماه به (۷۳ )کیلوگرم
رسیدم واینقدرخوشحال بودم اینقدر سبک شده بودم میخواستم پرواز کنم احساس میکردم موقع راه رفتن روابرهاهستم واین برایم خیلی خوشایندبود.
اماغافل ازاین بودم که فقط به جسمم فشاراورده بودم فرمولهای اشتباه ذهنی سرجایشان باقی مونده بودن من فقط جسمم روکوچیک کرده بودم وباشروع دورباره استرس واضطراب وناراحتی درمدت کوتاهی به صد کیلوگرم برگشتم چون راهم ومسیری که طی میکردم ازبیخ وبن اشتباه بودچون ذهنم هنوز زبان لاغری رویادنگرفته بود وبراش ناشنابودواین پرسه ادامه داشت تاسال۹۹ و دیگه افتاده بودم تودریای متلاتم وپرخروش چاقی و هرچه دست پا میزدم بیشتردرحال غرق شدن بودم واینقدردادزدم تایکی به کمکم بیاد امابیفایده بودواون موقع بودکه خودم رورهاکردمو به دستان قدرتمندخداسپردم و خودم رو باآسایش وآرامش دردریای چاقی رها کردم ودراون موقع بود احساس کردم دستی به طرفم دراز شدودستم رو گرفت ومن رو بطرف ساحل برد واون وقت متوجه شدم که اون دست پورمهر استادبودکه ازطرف خدابه سویم آمده بود.
ومن چهارماه است درکناراستاد هستم وبآگاهیهای که بافایلهاومطالب وباانجام تمرینات تازه دارم زبان لاغری روبذهنم یادمیدهم وهنوزاول راهم درست است که هنوزدرجسمم اتفاقی نیافتاده اما درذهنم.افکارام ورفتارهایم اتفاقهای افتاده ومن متوجه عوض شدن فرمولهای ذهنی شدم وباایجادوجایگزین کردن فرمولهای صحیح بافرمولهای اشتباه درمسیردرست لاغری قراردارم .
بقول استاد اگه ماراه رو اشتباه بریم هرچقدرباسرعت زیادهم بریم هیچ وقت به مقصدنمیرسیم اما اگه ماراه درست رو انتخاب کنیم وباقدمهای کوتاه آهسته و پیوسته با آرامش وآسایش درونی باخوشحالی وشادی به راه مان ادامه بدهیم به مقصدمیرسیم .
وخدای که منوبه این راه هدایت کرده تا من باتکرار.تمرین.استمرارودربودن دراین راه میتونم به تناسب اندام زیبا به خواسته های که دارم برسم چون اینجا فقط برای لاغرشدن نیست ومادربودندراین راه میتونیم درتمام جنبه های زندگی و باطعمهای خداآشنا شده وبه آنچه که میخواهیم برسیم.
ومن قرارگذاشتم تو تمام آخردیدگاهام تعهدبنویسم.
من سوسن تعهدمیدهم که ازامروز۱۴۰۰/۳/۲۶باارامش وآسایش بدون هیچ زحمتی بدون هیچ آزارواذیتی خودم روبه شصت کیلوگرم برسانم وازهیچ تلاش و کوششی سربازنمیزنم ومن این روبه جسم وروحم قول میدهم با تمام وجودم.
واستادوتمام همرانم رابه خدای بزرگ میسپار درپناه خداوند مهربان
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
مسیر لاغری من
گام دوم:رهایی از چاقی
ما برای اینکه از چاقی رهایی پیدا کنیم باید هنر لاغر شدن را آموزش ببینیم همان گونه که قبلا هنر چاقی را آموزش دیده بودیم
تمام کسانی که چاق هستند سعی وتلاش برای لاغرشدن انجام می دهند و از روشهای مختلفی در حال لاغر کردن خودشان هستند اما تنها روشی که می تواند ما را به لاغری برساند و ماندگار باشد استفاده کردن از همون روشی است که ما با آن چاق شدیم و اون روش قدرت ذهنمان است
داستان چاقی من
از همون بدو تولدم چاقی هم با من و همراه من پا به این دنیا گذاشته بود یعنی مادرم می گفت که اینقدر بازوهام بند بند بود که باید با انگشت کنار می زنند تا النگوهایم را می دیدند به این اندازه چاق و تپل بودم وقتی که تعریف می کردند اصلآ برایم خوش ایند نبود و بارها و بارها خیلی تلاش کرده بودم تا از چاقی رها شوم و پا فشاری های زیادی کرده بودم و تا ۵۶سال از عمرم را با چاقی سپری کرده بودم
من خیلی با چاقی ام در جنگ و ستیز بودم همیشه با اون در حال جنگ بودم اما هیچگاه زورم به اون نرسیده بود و هیچ نتیجه ای هم نمی گرفتم یعنی همیشه اون فاتح بود و من مغلوب اون می شدم و همیشه تسلیمش بودم درسته در مواقعی که رژیم می گرفتم. ورزش میکردم. و…خیلی از وزن وسایزم را کم می کردم و خیلی اون روشها را تجربه کرده بودم ولی با زحمت و دشواری خودم رو لاغر می کردم و به راحتی مثل آب خوردن از دستش می دادم و دوباره بر می گشتم به اون چاقی که اصلآ دوستش نداشتم و نمی خواستمش و اون مثل زالو به من چسبیده بود و اصلآ حاضر نبود که جسمم رو ترک کند
ما یک سوال در ذهنمان داشتیم البته اونهایی که چاق هستند این سوال در ذهنشان است که چرا راحت و آسون چاق میشیم و خیلی سخت و دشوار لاغر می شویم
چون ما نه اطلاعات و نه آگاهی کافی از بدنمان و ذهنمان نداشتیم چون من هم مانند هزاران چاقی که به ذهنشان خطور می کند فکر می کردم که خدا من رو و با این شکل و فرم آفریده است و من باید چاق باشم چون اون رو شانس و اقبال بدم میدانستم
ما همیشه به دنبال نتیجه بودیم و همیشه دنبال تغییرات جسممان بودیم
ما همیشه باید توجهمان به تمرینات و زندگی کردن روز مره مان باشیم و فشار را از روی جسممان برداریم چون ما داریم فرمولهای مغزیمان را تصحیح و درست می کنیم و بعد از اون به دنبال نتیجه باشیم ما باید بذر لاغری رادرذهنمان بکاریم تا درخت تنومند لاغری بوجود بیاید
چون همیشه ما از جسممان بدمان می آمد و همیشه اون رو تحت فشار قرار دادیم و با رژیم گرفتن و نخوردن هایمان. ورزش کردن . دمنوشها چه بلایی بر سر جسممان آوریم . ما همیشه احساس تنفر از جسممان داشتیم و همیشه شرزنشش می کردیم و فقط دوست داشتیم که تغييرش دهیم
ولی ما چاق شدن را ياد گرفته بودیم اون هم با شنیدن حرفهایی که می زدند دیدی که از خانواده و جامعه مان که داشتیم چون همیشه شنیده بودیم و در رسانهها خونده بودیم که شام نخور. اگه شام بخوری اون هم بعد از ساعت ۸ چاق میشی. برنج. سیب زمینی. ماکارونی نخور چون نشاسته دارند و چاق کننده هستند. فست فودباعث چاقی میشه. مواد شیرینی. نوشابه. چربیها و خیلی چیزهای دیگر رو شنیده بودیم که چاق کننده هستند
ولی حالا که به این سایت هدايت شدیم تازه داریم متوجه میشویم که هیچ موادغذایی چه شیرینی . چه چربیها هیچکدام قدرت چاق کنندگی ندارند تازه میخوریم چاق که نمیشویم هیچ لاغرهم میشویم
ما قبلا حتی اون چیزهای که نمیخوردیم روهم وقتی فکرش روهم میکردیم حس میکردیم چاق شدیم
چون همه دستورات از مغزمان صادر میشه و به اونها عمل میکنیم ومغزمان از ذهنمان ویادگیریهایش یعنی اون فرمولهایی که ثبت کرده دستورات را صادر میکند
ما وقتی یک برنامه رژیمی را آغاز میکردیم هر چه از زمان مدتش میگذشت برایمان سخت و دشوار میشد ما همیشه با ذهنمان در جنگ بودیم چون تصمیم ما با هدايت ذهنمان در یک راستا قرار نمیگرفت
چون ذهنمان همیشه ما را به پرخوری کردن هدايت میکرد ولی ما تصمیم میگرفتیم که نخوریم ودر محدودیت باشیم وبا اینکه سیر بودیم وهیچ احتیاجی برای غذاخوردن نداشتیم ولی تحریک می شدیم به خوردن مثلی معرف است که میگه چشمم دیدودلم خواست
ما اگه بخواهیم تصمیمی رو بگیریم این ذهن همیشه همزمانیهایی روایجاد میکندتا ما رو ازاون تصمیم منصرف بکند چون ذهن اصلآ به تصمیمات ماکاری نداردچون کاری که برایش دشوار باشد انجام نمیدهد فقط باید خیلی در آرامش وبا احساس خوب دراین مسیرزیبای لاغری با ذهن قرار بگیریم وگام به گام لاغری رابه ذهنمان آموزش دهیم
چون خیلی از ماهاچاقی رااززمان کودکی بطورناخوداگاه آموزش دیده ایم ازخانواده از جامعه ورسانه ها واز تبلیغات واز چيزهايی که دیده ایم وشنیده ایم مانند زبان مادریمان راحت واسون درچاق شدنمان استاد شده ایم ودر همه این سالها با این اموزشهازندگیمان را سپری کردیم
وحالا یک خبر خوبی که میتواند باشد این است که ذهنمان قابلیت یادگیری دارد اگر مابتوانیم برای آموزش دادن ذهنمان تسلت داشته باشیم
ما خیلی جیزهایی رو یاد گرفتیم مثل.خیاطی . رانندگی.اشپزی وکلی چیزهای دیگه ای که با شنیدن. دیدن و تمرین وتکرار کردن همیشان رایاد گرفتیم پس می توانیم لاغری را هم یاد بگیریم
ما در این سایت هستیم که آموزش ببینیم یاد بگیریم تکرار وتمرین انجام دهیم و استمرار داشته باشیم و ادامه دهیم مانند چاقی که در آن استاد بودیم در آموزشها و یادگیری لاغری هم استاد شویم
ما هیچوقت از مسیر وراههای اشتباه به هیچ مقصدی نرسیدیم هرچهقدر سرعت وتلاشمان زیاد باشد هم بجای نخواهیم رسید
ولی در مسیر درست و صحیح مانند لاکپشت هم راه برویم از راهمان و مسیرمان لذت خواهیم برد و با اطمینان و آرامش به مقصد نهایی مان خواهیم رسید چون مطمئن هستیم که راه و مسیرمان درست است
ما همیشه بخاطر چاقیمان از همه چیزهای زندگیمان، خودمان را محروم کردیم هر کاری که داشتیم گذاشتیم برای بعد لاغریمان.
مابا متناسب شدنمان انگار تازه متولد شدیم یعنی اینکه اون تجربه ای که ما بدست می آوریم هیچ متناسبی نمی توانند حسش کنند و تجربه اش کنند چون اونها از اولش متناسب بودند و اون لذتی که مااز لاغرشدنمان می بریم اون ها نمی برند و ما باید این تناسب انداممان را به فرزندانمان انتقال دهیم واون ها را از خطرات چاقی نجات دهیم
من برای همیشه وتا آخر عمرم وتا زمانی که نفس می کشم در این مسیر زیبا و شگفتانگیز باقی می مانم و با آموزش و یادگیری زندگی وتناسب ایدهآلی برای خودم به وجود خواهم آورد
ما در این مسیر هر روز یک گام به سمت لاغری برمیداریم و با گوش دادن به فایلهاوخواندن مطالب آموزشی استاد عزیزمان و خواندن دیدگاه دوستان وبا تکرار و استمرار وتمرین و با ادامه دادن تحولات خوبی در اندام و همه جنبه های زندگیمان ایجاد کنیم
ما باید بدانیم که هر کجا برایمان سخت بگذرد داریم اشتباه می کنیم چون لاغرشدن بسیار آسان و راحت هستش من در این مسیر بدون اینکه سختی ودشواری بکشم دارم هر روز لاغر تر و متناسب تر می شوم و ذهنم با جسمم متعادل می شود
ما باید به ذهنمان یاد بدهیم که چطور رفتار کند و این سبب شادمانی و اعتماد به نفسمان می شود و آرامش بیشتری و….ایجاد می کند
من ذوق و اشتیاق فراوانی برای لاغرشدنم دارم و عاشقانه در این مسیر قدم گذاشتم تا لاغر شوم و خیلی استمرار دارم تا نتیجه عالی کسب کنم مانند زمانی که برای چاقیم استمرار داشتم و ذهنم چاق شدن را ياد گرفته بود و ناخوداگاه انجامش می داد
و این ناخوداگاهمان است که می تواند بدون فکر کردن اون کار را انجام دهد و ما می توانیم به راحتی و آسانی اون کار را انجام دهیم مثل آشپزی. رانندگی و….
پس ما باید لاغری را ياد بگيريم و به ناخوداگاهمان بسپاریم و فرمولهایش را به ذهنمان بدهیم تا اون هم اجرایش بکند
لاغری در ذهنمان کلی مزیت دارد مانند. احساس خوب. لذت زیاد. سلامتی و تندرستی. وآزادی در کارها. اعتماد به نفس. خودباوری. خوشتیپ بودن. آرامش و…..
اما چاقی در ذهنمان کلی مشکلات عصبانیت. رنج و سختی. حس بد. استرس واضطراب. نگرانی. دردبدن. زانو درد. آرتروز. وپوشیدن لباسهایی که دوست نداریم
و حالا ما چاقی را در قسمت رنج بردن در ذهنمان قرارش می دهیم و لاغری را در قسمت لذت بردن ذهنمان قرار می دهیم
و من ذهنم را همسو با جسمم قرار می دهم چون دراین مسیر دارم به آرزوی لاغریم می رسم و هر روز متناسب تر می شوم
همه ما که در این مسیر قرار گرفتیم البته اونهایی که باقی ماندند هدايت شده از طرف خداوند مهربان هستند خداوند این توانایی رو در تک تکمان دیده که هدایتمان کرده و ما باید اطمینان کنیم واعتماد داشته باشیم تا نتیجه عالی بگیریم و با تعهد وپشتکار و نداشتن عجله به رویاوارزویمان که لاغرشدن است برسیم
واین آرزو را من از خداوند متعال برای تک تک اعضای سايت دارم
خدایاشکرت
نشان های دریافت شده
سلام به خداوند مهربان به خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی رایگان، صد گام لاغری با ذهن
رهایی از چاقی با ذهن، قصه ای که از تو شروع می شود (گام ۲)
چگونه می توانیم با ذهن لاغر شویم ؟
فقط کافی هستش که لاغری را یاد بگیریم و آموزش ببینیم
من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمدهام و به گفته مادرم خیلی اذیتش کردم بخاطر درشت بودنم ومن اصلا هیچ وقت لاغری خودم را ندیده بودم چون اصلا لاغر شدن را بلد نبودم من فقط چاقی یاد گرفته بودم من در تمام طول عمرم خیلی تلاش کرده بودم که خودم را لاغر کنم و خیلی روشهای مختلفی را امتحان کرده بودم و من از همان کودکی که باید کودکی می کردم بازی می کردم، شادی می کردم درگیر نخوردن و حذف کردن و تفکیک کردن غذاها بودم با اینکه هیچ چیزی نمی دانستم فکرم همیشه این بود که چطوری می توانم لاغر شوم
من همیشه تلاش می کردم که اضافه وزنم را کاهش دهم و با اون همه تلاشهایی که انجام می دادم همیشه جسمم را تحت فشار قرار می دادم و همیشه نتیجه مقطعی می گرفتم و همیشه با خودم فکر می کردم که چرا هیچ کاری انجام نمی دهم اما خیلی راحت چاق می شوم اما وقتی می خواهم لاغر شوم باید این همه تلاش کنم
من همیشه باورهای اشتباهی داشتم باور کرده بودم که چاق شدن خیلی راحت هستش ولی لاغر شدن سخت و دشوار هستش باور کرده بودم که چاقی من ارثی هستش و چون خانواده پدریم چاق هستن من هم چاق هستم
و باور کرده بودم که من استعداد چاقی دارم و هر کاری بکنم لاغر نخواهم شد
باور کرده بودم که آدم پرخوری هستم، تنبل و بی تحریک هستم و لاغر شدن برایم امکان پذیر نيستش و من همیشه چاق خواهم ماند و چاق از دنیا خواهم رفت و این باورها عذابم می دادند
حالا میخواهم باورهای مخرب مانع لاغری جایشان را به باورهای سازنده بدهند
از:چاقی من ارثی است-به:بدن من کاملا قابل برنامه ریزی هستش و من قدرت و توانایی به وجود آوردن هر تغییری را دارم
از-مواد شیمیایی مرا چاق می کنند-به:بدن من کاملا هوشمند است و من می دانم بدنم چطوری مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع می کند من کنترل کامل بر سلامتی را دارم
از-من استعداد چاقی دارم-به:من استعداد طبیعی و خارقالعاده و شگفت انگیزی برای داشتن یک اندام رویایی، زیبا و متناسب را دارم
از- فعالیت کمی دارم-به:متابولیسم و سوخت و ساز بدنم بصورت طبیعی عالی هستش و در هر شرایطی کار می کند متناسب بودن من اصلا ربطی به ساعتها ورزش کردن سخت را ندارد
و این رمز تغییر دادن باورهایمان به تکرار ،تکرار وتکرار کردن دارد چون ذهن ناخودآگاهمان با تکرار کردن برنامه ریزی می شود و من بصورت اتوماتیک وار به طرف تناسب اندام ایده آلم پیش می روم و سرعت ترمیم بدن من کمتر از دیگران نيستش
و حالا می خواهم فرمولهای مخرب را در ذهنم از بین ببرم و بذر لاغری را که کاشتم تقویتش کنم
ومن وقتی فکر می کنم که جسمم اینقدر توانایی لاغر شدن را داشت و من از کودکی از سن ۸-۹ سالگیم تا سن ۵۶ سالگیم همیشه در چاقی و لاغری رفت آمد داشتم این به من ثابت می کند که من واقعا اراده پولادین داشتم و هیچ وقت از رو نمی رفتم و همیشه ادامه می دادم که وزنم را کاهش دهم
چون من همیشه باور داشتم که چاقی من ارثی هستش پس نمی توانم کاری بکنم فقط می خواستم که وزنم را کم کنم و از روشهای مختلفی برای لاغریم استفاده می کردم و غذاهایم را تفکیک می کردم یا نمی خوردم یا شامم رو حذف می کردم اولش بلد نبودم که چکار باید بکنم و مجبور بودم کارهای اشتباهی انجام دهم هیچی از رژیم و اینها سر در نمی آوردم فقط سعی می کردم که خودم را لاغر کنم
و هیچ وقت اون تلاشهای که انجام می دادم که لاغر شوم برایم ماندگاری نداشتند
و همیشه برمیگشتم نقطه سر خط.
ومن همیشه خودم را ناتوان می دیدم و ناامید می شدم و خودم را ضعیف احساس می کردم و حالا می بینم که خیلی از ماها که چاق بوديم به یک صورت عمل می کردیم یعنی در واقع زبان چاقی در همه دنیا به یک شکل است
و حالا که چند سال است در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام اولش خیلی عجله داشتم و با سایز کردن لباسهایم می خواستم ببینم که لاغر شده ام یا نه !
اما با گوش کردن به فایلهای آموزشی و خواندن مطالب آموزنده فهمیدم که نباید عجله ای داشته باشم
و حالا دارم آرام آرام تغییرات جسمم را می بینیم ما باید توجهمان را از جسممان برداریم و اون موقع هستش که نتیجه خوبی نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیمان خواهیم دید بخاطر اینکه مسیر لاغری با ذهن زمان بر هستش ولی همیشگی و دائمی خواهد بود
و تغییرات را هم در جسممان و هم در زندگیمان تجربه خواهیم کرد
ما وقتی که تصمیم می گرفتیم لاغر شویم این تصمیمی بود که خودمان می گرفتیم اما ذهنمان اینگونه تصمیمی نمی گرفت چون فرمانده کل بدنمان مغزمان است و تمام دستورات از سمت اون گرفته می شود و ذهنمان هر چیزی که آموزش ببینه ،حالا ما خودمان خواسته یا ناخواسته برنامه ریزش کنیم در ذهنمان ثبتش می کنیم و برنامه ها و تصاویری که به ذهنمان می دهیم و ذهنمان دستورات را صادر می کند
حالا من در این مسیر زیبا قرار گرفتهام و دارم یاد می گیرم چرا چاق شده ام و علتش را پیدا کنم و لاغر شدن را یاد بگیرم و حالا می خواهم با لذّت و خیلی راحت تمام اون چیزهایی که فایلهای آموزشی گفته می شود را دریافت کنم و تمریناتش را انجام دهم و به آنها عمل کنم و بدون محدودیت، رژیم، ورزش و هیچ فشاری لاغر شوم
من همیشه گول تبلیغات لاغری را می خوردم و دوست داشتم سریعتر لاغر شوم اما من برای چاقیم زمانی تعیین نکرده بودم و بدون اینکه بفهمم چاق می شدم و من مثل یو یو شده بودم و در چاقی و لاغری رفته و آمد داشتم و همیشه هم شکست می خوردم
حالا در این مسیر یاد گرفتم که لاغری آسان ترین کار دنیا است
اگر ما در این مسیر سختی بکشیم یعنی اینکه مطالب را به خوبی درک نکرده ایم و مسیر را اشتباهی طی می کنیم همان طور که نفهمیدیم چطوری چاق شدیم همان طور هم باید لاغر شویم مثل آب خوردن
اگر ما فایلهای آموزشی را گوش کنیم و مطالب آموزنده را مطالعه کنیم و به تمرینهای که انجام می دهیم به آنها عمل کنیم ذهنمان هم با ما هماهنگ و همسو خواهدشد
واگر استمرار داشته باشیم و تکرار کنیم وادامه دهیم
نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیمان خودش را با ما سازگار خواهد کرد و ما برای همیشگی و دائمی لاغر خواهیم شد و خواهیم ماند
به امید یگانه پروردگار عالمیان هممون به آرزو وخواسته هایمان خواهیم رسید
و حالا من به دستان خداوند خیره میشوم و خداوند معجزاتش را برایم نشان میدهد