📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 🌹🌹
گام دوم ،برای من گامی سخت و فشرده بود که دقیقا نمیدونم چند روز است توش گیر کردم ولی شکر خدا می خوام درموردش بنویسم
الان می فهمم نوشتن چقدر مهم است و استاد برای چی این قدر تاکید در نوشتن دارن ،من چون دوست دارم حتما بنویسم الان چند روزه این فایل رو شاید ده بار گوش کردم ولی نمی تونستم بنویسم چون نمی تونستم بنویسم یعنی یک جای کار اشتباه بود و من این فایل رو درک نمی کردم امشب دوباره گوش کردم و توی دفترم شروع کردم به نوشتن ،بعد نوشته ها رو مرور کردم و برای خودم مثال آوردم الان حس خوبی دارم ،این چند روز حس بدی داشتم این فایل اصلا برام جا نمی افتاد خیلی نگران شده بودم گفتم ذهنم شروع کرده باهام لجبازی کردن 😔😔
ولی حالا می خوام براتون از روز سوم کلاسم بنویسم
مثل همیشه با شور و شوق وارد کلاس شدم
جزوه مطابق معمول روی میز بود و استاد با نگاه مهربون همیشگی قبراق و خندان توی کلاس بود
با سلام وارد می شدیم و با اشتیاق برای برداشتن گام دوم با عجله جزوه رو شروع به خواندن می کردیم
چگونه می شود با ذهن لاغر شد ؟
شروع فوق العاده ای بود سوال من از وقتی با تناسب فکری آشنا شدم ،شاید هنوزم نفهمیده باشم وای خدای من واقعا انگار خنگ شدم
نوشته ما باید هنر لاغری رو بیاموزیم همیشه عاشق اینم که باید لاغری رو یادش بگیرم آن حالمو خوب می کنه چون می دونم یاد گرفتن و تمرین کردن ،یک کار همیشگی و ماندگار است
استادم از لاغری خودشون نوشتن و از ورودشون به این راه از راه های رفته برای لاغری
یک نوشته ی فوق العاده توجه منو جلب کرد اینکه لاغری با ذهن برای استاد سرگرمی و بازی بود خیلی عالیه دوست دارم این راه رو مثل بازی یاد بگیرم
بازی حال آدمو خوب می کنه ،سرگرمی واقعا لذت بخشه وای وقتی غرق یک بازی که دوستش داری میشی اصلا متوجه گذر زمان نمیشی این بهترین دیدگاه از نظر من برای این راهه
استادم خیلی زحمت کشیدن برای پیدا کردم راه و به لطف خدا موفق شدن و ما الان شاهد موفقیت ایشون و همراهانشان هستیم تازه ما خیلی خوش بحالمون می شه چون استاد راه رو تشریحی رفتن ما قراره تستی بریم 😄😄
بعد از خوندن جزوه سرمون رو بلند کردیم و استاد منتظر ما بودن تا با صحبت های قشنگشون ما رو راهنمایی کنند
استاد خودشون شروع کردن به تعریف چاقی شون و راههای رفته برای لاغری از رژیم و قرص و ورزش و…
تداعی خاطرات برای من ، سه بار رژیم غذایی داشتم اولین بار وقتی دبیرستان می رفتم اصلا تو فکر چاقی نبودم دختر دایی مامانم این معضل رو توی ذهن من و خواهرم کرد که لاغر بشین ما هم یادمه کار خواستی نکردیم چون بلد نبودیم صبحانه یک کف دست نان و پنیر و ناهار برنج یک کفگیر و هیچی دیگه خودش کم کم لاغر شد چون نه ترازو داشتیم که هی وزن کنیم همین طوری ادامه دادیم تا لاغر شدیم عالی شدم به وزن ۵۲ رسیدم ولی برگشت یکبار پسر اولم دنیا اومد خیلی چاق شدم پیش دکتر تغذیه رفتم از ۸۵ به ۶۳ رسیدم ولی برگشت اونموقع سال ۸۳ فکر می کردم چون رژیم تًثبیت رو از دکتر نگرفتم چاق شدم اون بار هم رسیدم و آخرین بار سال ۹۶ بود که لاغرشدم و فاجعه شد بازم بعد دو سال تلاش برگشت
مشکل منم مثل همه برگشت بود نه لاغر شدن
استادم گفت متوجه شده جای دیگه مشکل داره یعنی ذهنی ،البته منم به اینجا رسیدم ولی من فکر می کردم مغزم یک چیزی یا شاید یک ویتامین کم داره 🤭🤭
دنبالش کردم منو به اینجا رسوند خداروشکر
استاد می گن یاد گرفتن چطوری با ذهن لاغر بشن و قراره به ما هم یاد بدن توی پوست خودم نمی گنجم خیلی اشتیاق برای آموزش دارم
ایشون می گن این روش صبر و حوصله و استمرار زیاد می خواد باشه هستم ،قبول تمام تلاشم رو می کنم می خوام برای همیشه متناسب باشم
استاد از فشاری که جسممون آوردیم تا متناسب بشیم گفتند فکر کردم مثل یک درخت می مونم که ذهنم ریشه است و مغزم تنه درخت و جسمم میوه و برگ که البته زیبایی درخت به برگ و میوه است
من روی درختم میوه های خراب داشتم و دوستشون نداشتم هر بار که خواستم میوه بچینم و بخورم کرم خورده و خراب بود منم میوه ها رو می کندم می ریختم دور و با سمپاش روی درختم رو سم پاشی می کردم یعنی جسمم رو تحت فشار گذاشتم حالا می فهمم هر بار درختم بازم میوه اش خراب بود منم با زحمت زیادی که برای میوه ها می کشیدم هربار همین اتفاق می افتاد حالا فهمیدم مشکل از ریشه بود آخه از ریشه سم و کود شیمیایی وارد درختم میشده و به ریشه می رسیده و میوه رو خراب می کرده حالا راه چاره پیدا شد باید اون سم ها رو از ریشه پاک کنم و کود سالم و آب تمیز به ریشه برسونم ،من دوست نداشتم و نمیدونم چه طوری ولی پیش اومده حالا خداروشکر راه حل مناسب رو پیدا کردم فقط باید استمرار داشته باشم و صبر کنم تا ریشه ی درختم از تمام سموم پاک بشه آب و کود سالم برسونه به تنه و اونم برسونه به برگ و میوه بعد چه لذتی ببرم از خوردن اون میوه های خوش مزه
الان یاد گرفتم برای اینکه ریشه رو پاک سازی باید چه مراحلی رو طی کنم
۱_ باید به ذهنم یاد بدم که چاقی چه ضررهایی برام داره؟ می دونید بدن هوشمندی که خداوند به من عنایت کرده فقط در پی تکامل و تندرستی است تا حالا شده یک جای بدنتان زخمی بشه ،بدون اینکه کاری انجام بدید خودش کم کم شروع می کنه به بهتر شدن آخه ذهنم فرمان بهبودی داده ،ذهنم دوست داره و یاد گرفته برای تناسب و تندرستی من تلاش کنه وای که اگه مواد سمی واردش نمی شدن چی میشد
حالا اگه به ذهنم یادآوری کنم که عزیزم اگه فرمولت رو عوض نکنی باعث بیماری روحی و جسمی من میشی و چه اتفاق های بدی برام می افته حتما تمام تلاشش رو می کنه که به من کمک کنه
۲_ باید به ذهنم یاد بدم لاغری چقدر برام فایده داره
مطمئنم ذهنم عاشق لاغری میشه چون لاغری حال روحی من و جسمی منو خوب می کنه
۳_ حالا که میدونه چی برای من خوبه منم باید بهش یاد بدم چطوری فرمول هاشو تغییر بده که این قسمت سوم دست استاد رو می بوسه و من از ایشون یاد خواهم گرفت ان شاالله
یادآوری استاد به دوران گذشته و آموزش دیدن ما برای لاغری ،من ناخواسته یاد گرفتم چاق بشم که البته یادم نمیاد چطوری مثل آموزش زبان مادری
یادمه وقتی ازدواج کردم آشپزی بلد بودم در صورتی که هیچ وقت آموزش آشپزی ندیده بودم این مورد بهم فهموند چطوری یاد گرفتم بدون اینکه آموزش خاصی ببینم
ما آموزش هایی رو که دیدیم داریم اجرا می کنیم
غیر از آموزش هایی که از والدین برای چاقی یاد گرفتم چون مادرم اضافه وزن دارن چند نکته هم یادم اومد که باعث چاقی من بوده
اول اینکه اسراف نکردن مواد غذایی برای چاقی من خیلی نقش داشت و داره همه رو می خوردم که دور نریزم 😔😔
دوم اینکه من دوست ندارم تنهایی غذا بخورم و اگه کسی هم میومد به من می گفت بیا با هم بخوریم من با اینکه سیر بودم باهاش می خوردم تنها نباشه اینم هنوز درست نشده مثلا الان موقع ناهار سیر هستم و می تونم بعدا بخورم ولی چون دوست دارم با خانواده غذا بخورم میشینم و می خورم 😔😔 البته به اندازه
نکته مهم اینه که ذهن ما فرمانده است و بقیه اعضا بخصوص مغز ازش دستور می گیره پس من باید به فرمانده تجهیزات خوبی برسونم تا بتونه این قلعه رو به یک دژ مستحکم تبدیل کنه
قراره آهسته و آرام پیش بریم تا کم کم اون فرمول ها رو پاک کنیم و فرمول جدید جایگزین کنیم
حالا میدونم باید ذهنم رو دوباره آموزش بدم
امسال تابستان پسرم رو کلاس زبان نوشتم و الان دو جلسه است کلاس میره ،حالا با تمام وجودم حس می کنم چطوری باید به ذهنم آموزش بدم
پسرم هر روز باید کلمات جدید رو با سی دی گوش بده بعد کلمات رو تکرار کنه ،دیکته بنویسه هر روز صبح و شب درست مثل من هر روز فایل گوش بدم تمرین کنم و بنویسم الان می تونم خوب درک کنم که چندین سال طول می کشه پسرم بتونه زبان رو خوب یاد بگیره و حرف بزنه ،آموزش های من هم طول می کشه تا یاد بگیرم باید کلمه کلمه توی ذهنم بسپارم ولی حتما چند سال دیگه تناسب رو خوب یاد گرفتم
نکته پایانی کلاس و مهمترین نکته قدم های صدگام ما استمرار است و این خیلی مهمه
ما با استمرار و تکرار و تمرین فرمول های جدید رو به ذهن ناخودآگاه می سپاریم و ذهن با یاد گیری فرمول های جدید از اونا استفاده می کنه و ما دیگه هیچ وقت از دست رفتن تناسبمون رو نمی بینیم
کلاس امروز رو هم با یاد گرفتن خیلی چیزهای جدید به پایان رسوندم امیدوارم تک تک مطالبم رو با تمام وجود تمرین کنم و استمرار داشته باشم
با سپاس فراوان از استاد گرامیم و آرزوی سلامتی و سعادت برای ایشون
در امان خداوند باشید 🙏🙏🌹🌹
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام ،ادب و احترام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم .
چطوری با ذهنم می تونم لاغر بشم ؟
همونطوری که با ذهنم چاق شدم .
چطوری با ذهنم چاق شدم ؟
قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری ،ذهن رو نمی شناختم .
یادمه چاق بودم و همیشه در آرزوی تناسب اندام .
اون چیزی که درباره ی چاقی شنیده بودم رو باور کرده بودم و تمام اون چیزهایی رو که درباره ی رژیم های غذایی شنیده بودم .
یعنی چاقی، پس غذا کمتر بخور و بیشتر ورزش کن .
نتیجه ی سال ها ممارست از این روش چی بود فقط سرخوردگی .
من در باره ی چاقی شنیدم پرخوری عصبی ،استرس ،نگرانی .
هیچ وقت و هیچ کجا ندیدم و نشنیدم که بابا ، مگه نشنیدی پرخوری عصبی داری پس با شنیدن درستش کن .
جالبه که همه ی باورها ،چه ارث باشه ،چه ازدواج ،چه بارداری ،چه استرس ،همه و همه یک راهکار داره و اونم کمتر بخور بیشتر بدو .
وقتی به یاری خداوند با این سایت آشنا شدم فهمیدم چاقی رو شنیدم
چاقی یعنی اطلاعات غلطی که یادشون گرفتم .
به من گفتن پرخوری عصبی داری ،ما خانوادگی وقتی استرس داریم زیاد می خوریم ،هیچ وقت نگفتم پس چرا سارا زیاد نمی خوره .
برای همه ی افکار چاقی همینه ،مگه من یاد نگرفتم غذا رو دور بریزم گناه داره چرا هیچ وقت نگفتم چرا بقیه دور می ریزن و دچار عذاب الهی نمی شن .
هر چیزی رو شنیدم باور کردم ،من با گوش، شنیدم و با چشم دیدم و باور کردم .
حالا هم همینه ،باید باگوش و چشم با دیدن و تمرین کردن یاد بگیرم لاغری رو همونطوری که چاقی رو یاد گرفتم .
ابتدا که من چاق نبودم هر چیزی رو که شنیدم و باور کردم در ذهن خودم تصویرش رو طراحی کردم و انتظارشو در خودم بوجود آوردم پس مغز فرمان رو صادر کرد .
مغز من از روی تصاویر کار می کنه و رفتار منو انجام میده .
هزاران بار مگه تصمیم نگرفتم کمتر بخورم و پرخوری نکنم پس چرا نشد ؟
چون دستور از جای دیگه صادر میشد ،براساس تصاویر چاق .
و من هر چی تلاش کردم و رژیم گرفتم و تصمیم گرفتم فقط قدرت چاقی رو افزایش دادم ،چون نگاهم فقط به چاق نشدن بود .
برای ذهن دوست داشتن و نداشتن فرقی نداره فقط روی توجه ما ،انجامش میده .
مهم ترین عاملی که منو به این سایت رسوند ،کلافگی و خستگی و درماندگی از نجوای ذهنم بود .
از بس هر روز به خوردن و نخوردن فکر کردم .
چی بخور ،چی نخور .
ساعت چنده بخور .
گرسنه میمونی بخور .
داشتم دیوونه میشدم ،خسته شدم .
نمی شناختمش اون زمزمه می کرد و من فقط می شنیدم و انجام میدادم، با اینکه همیشه به حرفش گوش دادم ولی اون هیچ وقت ساکت و آرام نشد .
مرتب حرفهاشو عوض می کرد و حال منو بد می کرد .
از دستش بخدا گله کردم و خدا منو به اینجا دعوت کرد.
وقتی اومدم اینجا شناختمش .
الان یاد گرفتم با آموزش درست و اطلاعات درست می تونم نجوای منفی رو به نجوای مثبت تبدیل کنم .
اطلاعات غلط رو با تمرین و آموزش صحیح جایگزین می کنم و اون نجوا ،با من همصدا خواهد شد .
همونطوری که یاد گرفتم چاق بشم ،همونطوری هم یاد میگیرم لاغر بشم .
این راه درسته .
استاد عزیز از شما بسیار سپاسگزارم 🙏🌺
در پناه حق باشید .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام استاد عزیزم و دوستان همراهم.
معرفی لاغری با ذهن ،انگار خیلی هاشو یادم رفته بود .
بارها جلوی آینه ایستادم و از خودم بدم اومده ،از چربی های اضافی ،از لباس هایی که بد فرم وایستاده ،از اتاقی که پر از لباس ریخته شده است و من هیچی نمی تونم پیدا کنم بپوشم .
از نجواهای که مدام بهم سرکوفت میزده و هر چی پوشیدم گفته این بدرد نمی خوره ،این چاق نشون میده ،مردم چی میگن و خلاصه غم و درد و ناراحتی .
خب بعدشم که معلومه باز رژیم و باز یک چرخه ی تکراری و تموم نشدنی .
وقتی از بدنت بدت بیاد هر روز مدام ،یک تصویر چاق و بی ریخت همراهته ،وقتی رو مبل می شینی اولین چیز نگاه به شکمته ،پا تو دراز می کنی ،نگاهت به رون های پاته ، دستتو دراز می کنی بازوهاتو میبینی .
این تصویر چاقی به قدری پر رنگه که تو حتی دیگه صورتتم زیبا نمی بینی و خودتو زشت می بینی .
این همون تصویری که برای ۲۲ سال با خودم حمل کردم ولی تلاش کردم جسمم رو به جاش زجر بدم تا لاغر بشه .
شاید باورش سخت باشه ،حتی زمانی که متناسب بودم حتی مانکن ، بدون گرمی چربی ،بازم از خودم متنفر بودم ،بازم تصویرم چاقی بود .
یادم نمیاد لذتی از تناسب برده باشم .
کاری که ذهن می کنه ،هیچ کسی نمی تونه با تو انجام بده .
ولی الان چطوریه که با همون چاقی می تونم تناسب رو ببینم ،درسته میرم جلوی آینه بازم همون خود قبلی هست ولی دیگه تنفری نیست ،خشمی نیست ،بد و بیراهی نیست ،فقط امید هست .
لاغری با ذهن یعنی پاسخ به تمام دردهات .
دوست دارم بگم لاغری با ذهن با من چکار
کرد و من کی بودم و چی شدم .
اول منو بغل کرد و نوازشم کردم .
گفت :تو خوبی ،با ارده ای ،قوی هستی .
مسیری که رفتی اشتباه بوده ،بیا رفیق عزیزم من راه درست رو نشونت بدم .
بایست جلوی آینه و خودتو بغل کن و خودتو دوست داشته باشه .
تو خودت این جسم رو خلق کردی با اطلاعات غلط حالا با هم، با اطلاعات درست قراره درستش کنیم .
به من گفت : بیا بشقاب غذاتو رها کن ،اشکال کار توی بشقاب نیست بلکه توی ذهنته .
همون ذهنی که مدام ،حرف می زنه و کلافه ات کرده .
بیا حرفاشو گوش بدیم و تشخیص بدیم .
بیا با لذت یک مسیر جدید بسازیم ،مسیری که افکار جدید و باورهای مثبت و تصویرهای زیبا توش باشه .
دیگه زور و جنگ با غذا رو بذار کنار.
بیا اول توی ذهنت لاغر شو .
مغز تو تشخیص نمیده واقعیت داره یا نه .
تو تصور کن لاغری دنیا خودشو با تصویر تو هماهنگ می کنه .
نتونستن ها و باورهای خسته کننده ی ،ارث و دارو و رژیم و ورزش رو فراموش کن .
بدون بدنت هر روز مشتاق تعادل و سبکی.
بدون رهایی از باورهای ذهنت خیلی آسونه .
بدون مغزت تنبل و منظمه ،از این خلقت زیبای خداوند به نفع خودت بهره ببر .
همراه با تصویر زیبای خودت ،جملات زیبا رو نیز زمزمه کن .
حالت خوب میشه ،امید و شادی و آرامش به همراه آگاهی می تونه تو رو به موفقیت برسونه .
بهتر انجامش بده ،خودتو بیشتر بشناس ،از خودت سوال کن .
چرا از خوردن برای بهتر کردن حالت استفاده می کنی .
چرا می خوری که خستگیت در بیاد .
بگرد و راه درستش رو انتخاب کن و انجام بده .
لاغری با ذهن به من یاد داد من چطوری چاق شدم ،منتظر چاقی بودم و تصویر سازی کردم و اون تصویر رو مغزم برای جسمم رقم زد .
با فرمان های خودش ،فرمان مغزی و فرمان درونی .
همش برمی گرده به انتظار .
انتظار چاقی 😔😔
گفت : حالا مشکلی نیست از همون روش استفاده کن برای لاغری با تصویر سازی انتظار لاغری رو بوجود بیار و مغزت خودش در مسیر لاغری تو رو قرار میده ، به همین سادگی .
اون نکته ای که امروز منو تکون داد .👇👇
دوست دارم یک اعترافی بکنم .
یک چیزی رو که خیلی آرزو داشتم و فراموش کرده بودم ،امروز برام یاد آوری شد .
یادمه بارها از خداوند خواسته بودم که خدایا مغزم خسته است از این همه فکر ،از بخور و نخور ،از چی بخور و کی بخور ،بارها التماس کرده بودم رهایم کن .
حتی زمانی که متناسب بودم ،همین نجواها نذاشت ،متناسب بمونم .
و این آرزو خیلی وقته برام رقم خورده ولی یادم رفته بود .
از یک جایی تمرکزم رفت سمت جسمم و فراموش کردم محبت خداوند رو به خودم .
شرمنده ام 😔😔
خداروشکر امروز یادم آورد ،مهمتر از جسمم ،ذهنم بوده که الان آرام تر شده .
خاموش نیست ولی صداش گذرا و از دور است .
هر بار با تمام وجودم شروع به آموزش کردم ،دیگه اصلا نشنیدم و هر وقت مسیرم و نتیجه اش برام مهم و پررنگ شد دوباره صداشو شنیدم .
امروز یادم اومد ،اون صداها از چربی هام ،منو بیشتر آزار داده .
الان هم بزرگترین نکته اینه که تا اون صداها رو بشنوم ،فرقی نداره با جسمم چکار کنم .
با آموزش دیدن اون صداها کمرنگ میشن و انتظار لاغری و متناسب شدن شروع میشه .
استاد عطارروشن شما بی نظیرید .
محبت شما به خودم و دوستانم رو بی نهایت قدردان هستم .🙏🌺
در پناه خدا باشید .