0

رهایی از چاقی با ذهن، قصه‌ای که از تو شروع میشه (گام ۲)

رهایی از چاقی با ذهن
اندازه متن

📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمی‌تونم لاغر شم؟ من که همه رژیم‌ها رو امتحان کردم!»

حالا یه لحظه چشم‌هات رو ببند و تصور کن…

🌸 یه صبح دل‌چسب بهاریه…

تو جلوی آینه‌ای، لبخند می‌زنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سال‌ها بود بهت نمی‌اومد… اما الان! به راحتی تنته.

نه بخاطر رژیم کتو یا ورزش‌های سنگین…

بلکه چون یه چیز عمیق‌تری تو ذهن تو تغییر کرده.

اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع می‌شه، نه معده!

وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا می‌رسه اینه:

🍽️ «باید رژیم بگیرم»

🏃‍♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»

⏰ «شاید روزه‌داری متناوب جواب بده!»

ولی کمتر کسی با خودش خلوت می‌کنه و از خودش می‌پرسه:

🧠 «چرا من اصلاً این‌قدر می‌خورم؟»

😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم می‌رم سراغ یخچال؟»

🔥 «چرا انگیزه‌م زود تموم می‌شه؟»

اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا می‌کنه. چون ریشه‌ی خیلی از پرخوری‌ها و اضافه‌وزن‌ها، توی مغزه نه توی معده!

ما سال‌ها طبق یه برنامه‌ی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:

🔹 «اگه غذا نخوری، قهر می‌کنم!»

🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم می‌کنه!»

🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»

اینا فقط جمله نبودن.

اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن.

📌 باورهایی که باعث می‌شن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…

📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…

📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…

و اینطوریه که ذهن، نقشه‌ی بدن رو می‌کشه.

چون:

🧠 باورها، رفتارها رو می‌سازن

🏃‍♂️ رفتارها، عادت‌ها رو شکل می‌دن

⚖️ و عادت‌ها، بدن ما رو می‌سازن

پس اگه می‌خوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.

یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:

رهایی از چاقی با ذهن

📚 علم چی می‌گه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!

فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سال‌هاست ماشین‌های افکارت از روش رد می‌شن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آماده‌ست؛ سریع و بی‌دردسر. حالا اگه سال‌ها با افکاری مثل:

🔁 «من همیشه چاقم»

🔁 «اراده ندارم»

🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»

زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراه‌ها رو ساخته! و این اتوبان‌ها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بی‌تحرکی) رو تقویت می‌کنن.

ولی خبر خوب؟

تو می‌تونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی

و این یعنی:

🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکان‌پذیره!

🔬 نوروساینس چی می‌گه؟

مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون می‌دن که:

🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطاف‌پذیری عصبی» داره.

یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم می‌تونه خودش رو بازبرنامه‌ریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادت‌های جدید ذهنی بسازه.

💡 نتیجه؟

اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کم‌کم اون بزرگراه‌های چاقی از بین می‌رن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون می‌شن.

و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد می‌گیریم:

نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…

فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️‍🧠

رهایی از چاقی

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن

یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمی‌کنم 😌

خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم می‌زنی…

نه خبری از نفس‌نفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت می‌کنه.

💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه می‌ری. حتی سبک فکر می‌کنی…

اینا خیال نیست، اینا تمرین‌های ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.

ولی خیلی از ما چی کار می‌کنیم؟

می‌ریم جلوی آینه و می‌گیم:

«اه، بازم شکمم زده بیرون!»

«این لباس لعنتی دیگه اندازه‌م نیست!»

و همین جمله‌های به‌ظاهر ساده، می‌شن 🔁 زخم‌زبون‌های درونی‌ای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل می‌کنن.

اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفت‌انگیز داره:

فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمی‌شه!

🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور می‌کنی، مغزت فکر می‌کنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمون‌های مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح می‌کنه (مثل دوپامین و سروتونین).

و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفه‌ای هم ازش استفاده می‌کنن:

🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور می‌کنن.

🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی می‌کنن.

و خیلی‌ها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب می‌بینن.

🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.

تو نمی‌تونی با ذهنی که خودش رو چاق می‌بینه، بدنی متناسب بسازی.

اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ می‌کنه. 🌍✨

📌 هر بار که تصویرسازی می‌کنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص می‌شی.

می‌خوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

رهایی از چاقی با ذهن

🎯 گام‌های عملی برای رهایی از چاقی با ذهن

حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئله‌ی شکمی نیست و ریشه‌ی عمیق‌تری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستین‌هامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.

بیایم قدم‌به‌قدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سال‌ها یه خونه‌ی قدیمی رو تمیز می‌کنی و کم‌کم نور از پنجره می‌تابه تو…

🧹 گام اول: پاک‌سازی ذهن از باورهای چاق‌کننده

تصور کن مغزت مثل یه باغچه‌ست. سال‌هاست توش علف‌های هرز رشد کردن. علف‌هایی به اسم:

  • ❌ «من استعداد چاقی دارم»
  • ❌ «من نمی‌تونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
  • ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»

اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامه‌نویسی‌های قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بی‌اعتمادی به خودت می‌کشونن.

اما می‌تونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:

  • 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
  • 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست می‌شم»
  • 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسون‌تر از اونه که فکر می‌کردم»

همین جمله‌ها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول می‌شی.

🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته

مغز ما یه‌جورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دست‌به‌کار می‌شه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل می‌کنه.

فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشم‌هاتو ببند، و جمله‌های تأکیدی رو زمزمه کن:

  • 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
  • 📢 «من ذهنم رو تربیت می‌کنم، نه بدنم رو تنبیه»
  • 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»

باور کن بعد از یه مدت، این جمله‌ها تبدیل می‌شن به بخشی از شخصیتت.

🎧 گام سوم: تمرین‌های ذهن‌آگاهی و مدیتیشن

یه صحنه رو تصور کن:

☕ صبحه. صدای پرنده‌ها میاد. به جای چک‌کردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، می‌شینی روی صندلی یا لبه‌ی تخت.

چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.

تمرین‌های مدیتیشن کمک می‌کنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.

اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.

رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقف‌های کوچیک که نتایج بزرگ می‌سازن.

📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن

قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا ته‌دیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…

🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:

  • «الان دقیقا چی حس می‌کنم؟»
  • «آیا گرسنه‌ام یا فقط کلافه‌ام؟»
  • «آیا بدنم غذا می‌خواد یا دلم نوازش می‌خواد؟»

با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو به‌جای فرار، با خودت رو‌به‌رو می‌شی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.

🧠 این گام‌ها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد می‌گیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادت‌های قبلی بکشونه.

🌈 تو در حال خلق نسخه‌ی جدیدی از خودتی… نسخه‌ای که لاغری رو از ذهن شروع می‌کنه، نه از بشقاب!

🔄 از رژیم‌های یویویی تا ذهنی که می‌فهمه

رژیم‌ها معمولا فقط یه مشکل رو حل می‌کنن: عدد ترازو.

ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی می‌مونه.

برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق می‌شی.

اما وقتی با ذهن کار می‌کنی:

🔁 الگوی پرخوری درمان می‌شه

🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید می‌شه

🔁 تصویر بدنی‌ت دوست‌داشتنی‌تر می‌شه

🍃 جمع‌بندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی

تو برای متناسب بودن آفریده شدی.

بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل می‌ره.

🧘‍♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:

نه رژیم

نه فشار

نه سرزنش

بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سال‌ها بی‌صدا تو رو کنترل کردن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.

در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
  • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
  • در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟
  • به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
  • آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.92 از 272 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11235
384 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۱ ۱۵:۵۲
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 900 کلمه

      به نام خدای مهربان سلام خدمت همگی

      گام دوم: مشکل در نحوه خوردن و فعالیت بدنی من نیست.بلکه  فرمول های ذهنی چاق مانع لاغر ماندنم میشود‌.

      سوالات متدوالی که هر فرد نامتناسب از خودش میپرسه :چرا من نمیتونم لاغر بشم و لاغر بمونم؟!چرا انقدر راحت چاق میشم اما به سختی لاغر میشم؟

      در روش لاغری با ذهن من یاد میگیرم که ذهنم رو برای لاغر شدن و لاغر موندن تربیت کنم.

      خوشحالی این روش اینه که اکرچه نیاز به صبر و استمرار فراوان داره اما در نهایت لاغریم ماندگارِ و مگه من از دنیا چی میخوام؟ همین رو.‌.

      یکی از دلایل شکست در روش های اشتباه لاغری این است که 《اقدام فیزیکی من با اقدام ذهنی‌ام همسو نیست》هرچقدر هم که تلاش کنم تا جسمم رو لاغر کنم چون فرمول های ذهنی من چاق هست،به من فرمان هایی میده که در مسیر چاق تر شدن باشه.

      ◇تمام فعالیت های بدنی‌ام تحت فرمان مغز من است.◇تمام فعالیت های بدنی‌ام تحت فرمان مغز من است.

      هر بار که دستم برای برداشتن لقمه ای دراز میشه،این فرمان از طریق مغز من صادر میشه.از اونجایی که [ مغز من تحت تاثیر ذهن من است] و ذهن من پر از فرمول های چاقی است،اگر گاهی لقمه های اضافی میخورم یا وقتی سیر هستم  شیرینی یا میوه و… میخورم تقصیر من و اراده من نیست بلکه این فرمان از طرف مغز صادر میشه و دست من به طور غیرارادی سمت مواد غذایی میره.و جالبه بعد از اینکه اون چیز رو میخورم حسابی ناراحت میشم و عذاب وجدان میگیرم،در کل احساسات بد رو درون خودم راه میدم و توقع دارم کائنات ندیده بگیره و جسم من رو لاغر نگه داره!چون من دارم برخلاف قانون (احساس خوب=اتفاقات خوب) عمل میکنم نتیجه‌ای جز ناخواسته نمیگیرم.

      هر بار که از رفتار غذایی خودم ناراحت بشم،باعث میشم که دفعه بعدی بدتر انجامش بدم و تکرار و تکرار و تکرار…اما اگر ناراحت نشم و به خودم فرصت بدم تا فرمول های ذهنی‌ام عوض بشه و خود به خود اون کار رو تکرار نکنم اون وقته که جهان به من پاسخ مثبت میده.

      منی که اضافه وزن داشتم تحت آموزش چاقی بودم.چطور؟من از کودکی یاد گرفتم چگونه چاق بشم،چون مامان و بابا و امیر داداشم نامتناسب بودن و من اون زمان متناسب بودم.من چاقی رو مثل راه رفتن، صحبت کردن به زبان مادریم ،لباس تن کردن،دوچرخه سواری و..یاد گرفتم!!من این کار ها رو تحت تاثیر جامعه و خانواده یاد گرفتم و به مرور در این مورد بهتر شدم و پیشرفت کردم.چرا الان اگر بخوام زبان جدید موردعلاقم رو یاد بگیرم برام دشوار هست ؟  چون قراره این کار رو آگاهانه انجام بدم!! پس قطعا سخت ترهدرست مثل تغییر کردن!! که سخته اما نتیجه مطلوب داره!در نظر میگیرم که چاقی زبان مادری من بود که تحت تاثیر جامعه و خانواده ،ناخوداگاه به مرور یاد گرفتم و هر روز توی این مورد پیشرفت کردم .و لاغری زبان موردعلاقه جدیدم است که در بزرگ سالی به صورت آگاهانه اقدام به یادگیری میکنم.((پس قطعااا برای ما دشوار تر و طی زمان طولانی  تر رقم میخوره))اگر نزارم تکامل طی بشه بارها دیدم که چه سیلی هایی از جهان خوردم و دوباره پرت شدم به نقطه شروعم..

      چاقی ارثی نیست¤یاد گرفتی است¤

      مثل گیتار،پیانو،وکالت،روانشناسی،تِنیس و..که تمام این امثال به من یاد اوری کرد که همه این فعالیت ها رو باید با علاقه و استمرار به صورت خوداگاه یاد بگیرم و از کار کردن روی این موضوع لذت ببرم و بدونم اگه من نتیجه نگیرم پس کی نتیجه میگیره؟

      نمونه بارزش خودم و استاد عطار روشن هستیم.که به مرور از دوران طفولیت چاقی رو یاد گرفتیم.

      سوال پیش میاد_آرمیتا تو در لاغری ناتوانی؟خیر چون در این ۱۶ سال عمرت فقط دو بار رژیم گرفتی و هر دو بار اراده فوق العاده‌ای داشتی و عالی و خوشتیپ شدی^^ حالا با این مسیر که فوق العاده میشی.

      در این گام یاد گرفتم که سعی و کار کردن روی خودم باید اندازه آرزوم باشه! ارزوم چقدر بزرگه؟؟! به همون اندازه باید به درستی تمریناتم رو انجام بدم فقط سه مااااه تا بهم ثابت بشه این راه درسته..

      {لاغر شدن باید خیلی آسان باشد_اگر آسان نیست راه رو اشتباه میرم_چون برای چاقی رنج نکشیدم که برای لاغری رنج خاصی بکشم}

      و جمله بسیار امیدوار کننده‌ای در فایل بود…#ذهن میتواند بارها آموزش ببیند#چقدر این جمله به من آرامش داد..پس میتونم دوباره طی این ۹۸ روز باقی مانده ذهم رو برای لاغری اموزش بدم..پاسخ سوالم رو هم پیدا کردم که چرا الان که رژیمم رو ول کردم داشتم اضافه میکردم؟ گرچه من ۲ ماه به جسمم سختی دادم و یکهو ۸ کیلو لاغرش کردم(الهی بگردم براش) اما چون ذهن من پررر از فرمول های ذهنی چاق بود خیلی طبیعی بود که کار هایی بکنم در راستای چاق شدن! اما از همین حالا دیگه متوقف شد^^

      سوالات منطقی:آیا برای چاقی زمان تعیین کردم؟ خیرآیا منطقی‌ست که برای لاغری زمان تعیین کنم؟ خیر آیا با زمان تعیین کردن در رژیم‌ اخیرم نتیجه ماندگار گرفتم؟ خیر پس کار درست چیست؟ اینکه با صبر و اشتیاق و البته توکل فقط ادامه بدم و منتظر نتیجه نباشم.

      به اندازه‌ای که تمریناتم رو درست انجام بدم به مهون اندازه ذهنم لاغر میشه و سپس وزن و سایزم همسان با ذهنم میشه..و این یعنی در هر شرایط جسمی که الان هستم پس ذهنم با اون همسانه.. وگرنه دنیا نامرد نیست خدا هم بد منو نمیخواد.در آخر..لاغر شدن یعنی تولد دوباره‌ام:) تولدی که متناسب ها جشن نمیگیرن و جز موفقیت های اونها نیست..پس خوشحالم که من دو بار در سال متولد میشم”~”من هم میتونم مثل دوستان شگفتی سازم و اقای عطارروشن متناسبِ شاد بشم،از این کار به عنوان موفقیت‌ام‌ یاد کنم..

      سپاس از استاد گلم این جلسه خیلی خیلی آگااهی های ارزشمندی داشت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۹ ۲۳:۲۶
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 691 کلمه

      به نام خدای زیبایی ها

      سلام خدمت استاد و دوستای گلم

      اکنون کاری را شروع کرده ام که می توانستم ده سال پیش آغاز کنم، اما از اینکه برای آن بیست سال دیگر صبر نکردم، دلشادم.-پائلو کوئیولو

      نکته جالب توجه اینه که همه ما مدتی رژیم گرفتیم و تونستیم مقداری از وزن و سایزمون رو کم کنیم اما چون مسیر بی راهه بوده به نتیجه ثابت نرسیدیم..در روش لاغری با ذهن “ذهنم را برای لاغر شدن و لاغر ماندن تربیت میکنم”

      به نظر من هر کاری رو با عجله انجام بدیم به نتیجه نمیرسیممثلا به عنوان دانش اموز یا دانشجو اگر طی سال کتاب های درسی رو مرور و تکرار کنیم قطعا امتحانات ما پر از موفقیت میشه اما اگر درس هارو تلنبار کنیم و  خوندن رو بزاریم برای شب امتحان،قطعا به نتیجه موفقیت امیز نمیرسیم.و در مثال های دیگه مثل رانندگی، اشپزی، کارهای خونه،نویسندگی و … این قانون پا برجاست .

      چرا با عجله نمیشه کاری رو درست انجام دادگچون در این صورت ما قانون تکامل رو رعایت نمیکنیم و از جهان سیلی های محکمی میخوریم.

      چرا زمان هایی که برای لاغری تلاش میکردم احساس خلا و تنگنا داشتم؟((چون اقدام فیزیکی من با اقدام ذهنی‌ام همسو نبود))

      وقتی رژیم کتوژنیک داشتم همیشه به روزی فکر میکردم که رژیمم که تموم شد یک روز برم کلی خوراکی شیرینی و کیک و بستنی بگیرم بزارم توی کمدم و اروم اروم بخورم و این افکار نشان دهنده این بود که من اقدام فیزیکی کرده بودم اما با اقدام ذهنی‌ام که همچنان دنبال چاقی بیشتر بود همسو نبود

      حالا فهمیدم چرا موقع رژیمم افسردگی شدید گرفتم و همش دلم میخاست با دوستام باشم! چون هرچقدر که میگذشت جنگ بین من و ذهنم بیشتر میشد و همیشه درگیر بودم..

      باید به ذهن ناخوداگاهم حق بدم که بعد از گذشت دو ماه هنوز پرخوری ها  و قحطی زدگی های خودش رو داره.چون یک مدت مداوم بهش سختی دادم و خواستم جسمم رو تغییر بدم پس دلیل این پرخوری هام هنوز همون مسیر اشتباهه..

         #  تمام فعالیت های بدن ما تحت تاثیر مغز ماستمغز ما تحت فرمان ذهن ماست  #

      من برای برداشتن یک لیوان نیاز به فرمان از طرف مغزم دارم و تا فرمان رو نفرسته من نمیتونم لیوان رو بردارمدرباره موضوع خوردن هم همینطوره، برای هر قاشقی که میخوام بخورم نیاز به دستور مغزم دارم از اونجایی که مغز من دستورات خودش رو از ذهن میگیره و ذهن من پر از فرمول چاقیه و برای چاقی برنامه ریزی شده پس کنترلی روی رفتارم ندارم و غذای اضافی به بدنم تزریق میکنم؛بعد از این رفتارم پشیمون میشم

      و همین *پشیمون شدن*  باعث تشدید چاقی من میشد چرا؟! ساده‌است چون پشیمانی،ترس،تحقیر کردن خود جز احساسات بدِ و طبق قانون :  احساس خوب =اتفاقات خوب__ احساس بد=اتفاقات بد

      امروز یاد گرفتم که هر بار از رفتار غذاییم ناراحت بشم باعث پسرفتم میشه و خودم رو ضعیف تر میکنم و دفعات بیشتری اینکارو انجام میدم .

      همونطور که از بچگی معلمان‌ما : خانواده جامعه اطرافیان و رسانه و..به ما زبان فارسی یاد دادن به صورت ناخوداگاه ما فارسی رو عالی یاد گرفتیم و اگر از همون‌بچگی به ما زبان لاغری رو یاد میدادن به صورت ناخوداگاه متناسبانه رفتار میکردیم

      اما عیبی نداره!! ما اینجاییم تا تغییر کنیم :*)خوشحالیم از ابنه هیچوقت برای شروع دیر نیست.

      اگر همین الان اقدام کنم که ارایشگری یاد بگیرم طی مدت زمانی میتونم حرفه ای بشم پس توی این سن طلایی هنر لاغری رو یاد بگیرم میتونم شگفتی ساز بشم

      من تونستم رژیم بگیرم ورزش کنم و لاغر بشم اما چرا نتونستم اون وزن و سایز رو نگه دارم؟من اگر بخوام نویسنده ماهری بشم نمیتونم بدون یادگیری و سر خود داستانی بنویسم و پیش بهترین نویسنده جهان ببرم و توقع تایید و تحسین داشته باشم.! مطمئنا اون نویسنده به من و داستانم میخنده و منو رد میکنه برم اما اگر خوب تمرین کنم ، داستان رو بالا پایین کنم و نویسندگی رو کامل یاد بگیرم به احتمال زیاد اون نویسنده متن من رو تایید میکنه و میپذیره‌‌…

      در مورد موضوع چاقی و لاغری هم همینه !!اگر من خودم رو حسابی لاغر کنم،به ذهن و جسمم فشار بیارم و… وقتی جسمم رو پیش ذهنم ببرم قطعا به من و داستان غم انگیزم میخنده و میگه برو تو لاغر نمیشی! نمیتونی! تو کلا باید قبول کنی که چاقی…

      اما من میخوام قبول کنم که چاقم! انقدر یادگیری رو جدی میگیرم تا موفق بشم

      تمااااااآاااااااام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ ۱۴:۱۰
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      سلام خانوم فریده عزیز.بله شما در جریان بودی که چه ترس ها و اضطراب هایی رو پشت سر گذاشتم،شاید هنوز کمابیش همراه من هستن اما به مرور همه چیز درست میشه و ترس ها کمرنگ و کمرنگ تر میشه.
      به وضوح تکامل خودم رو حس میکنم که روز اول چقدر با عجز به همه جا چنگ مینداختم که چاق نشم ولی حالا خودم رو میپذیرم و با عشق فقط با لذت این مسیر رو ادامه میدم.نتیجه هرچه که میخواد بشه بشه!
      من ایندفعه به انتخاب خودم اینجا نیستم که نگران برگشت یا چاق شدن باشم.خدا همواره مواظب من بود و من رو انتخاب کرد.
      از این جهت میگم مواظب من بود،چون از همون ابتدا در سن کم من رو وارد اگاهی های فوق العاده کرد که یک وقت نلغزم و بعد از رژیمم من رو با سایت اشنا کرد تا مبادا چاق بشم و افسردگی بگیرم.
      ایمان دارم به خدایی که همه بخاطر انتخاب شدن توسط اون داریم در این مسیر حرکت میکنیم.
      و در اخر ممنونم که دیدگاه من رو خوندید،خیلی خوشحال شدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ ۱۴:۰۵
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      ممنونم استاد.خوشحال شدم که دیدگاه من مورد پسند شما بود.
      خودم هم خیلی امیدوارم که شگفتی ساز میشم.چون یک ایمان و باور درون من فریاد میزنه که ادامه بدم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۱ ۱۸:۱۳
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      سلام دوست عزیزم.به به به این متن

      به به به این همه شباهت که به هم دیگه داشتیم..

      منم دقیقا انجام میدم تا احساس ارامش کنم،چون هیچ مدال طلایی توی وزن موردعلاقمون منتظر ما نیست که بیاد بره توی گردنمون! فقط عشق و آرامشه..

      بارها به خودم میگم که من وزن ۵۳(مثل شما) رو نمیخوام.بلکه من عشق و ارامش و شادی و تناسب رو باهم دیگه میخوام..

      اگه بهم بگن تورو متناسب میکنیم ولی شاوی و ارامش رو ازت میگیریم صد سااال نمیخوامش..

      دوستم خیلی متنت قشنگ بود.خوشحالم که هم قدم هستیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۱ ۱۸:۰۰
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 41 کلمه

      سلام دوست عزیزم.نمیدونی با خوندن اولین جمله که گفتی همه چیزی که میخوردی رو بالا میاوردی چقدر تعجب کردم.واقعا ما داشتیم با خودمون چیکار میکردیم..؟ 

      خیلی خوشحالم که الان تغییر کردی و امیدوارم تناسب فکر و جسم برای همه ما ماندگار بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 31
گردونه هدایا گردونه هدایا