📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام
هر اتفاقی که در اطراف ما رخ میده و هر رفتار ما نشات گرفته از ذهن ماست.ذهن ما بر اساس فرکانس های غالب ما (باورها) شرایطی رو برای ما ایجاد می کنه که اتفاقاتی همسو با باور های ما رخ بدهند و در واقع جسم ما که شامل مغز هم میشه تحت فرمان ذهن ماست و ما بارها در کتاب های درسیمون خوندیم که هر حرکتی که انجام میدیم اول دستورش در مغز ما صادر میشه.حالا فکر کن این مغز ما هم زیر نظر ذهن ما هست.پس اگر تا الان می گفتی من ابم می خورم چاق می شم. من اصلا دست خودم نیست که غذا زیاد نخورم اصلا نمیشه بدون که اشتباه می کردی. چون همون مغزم تحت فرمان ذهنته و تو توانایی کنترل ذهنت و تغییر فرکانست بوسیله تغییر باورهاتو داریپس نشدی در کار نیست.عدم داشتن تناسب اندام ارثی نیست و یاد گرفتنیه برخلاف چیزی که خیلیا ازش بعنوان یه بهانه استفاده می کنن و نمی دونن که با این بهونه نه تنها خودشون رو تسکین نمیدن بلکه از تناسب اندام و طراوت و شادابی خودشونو دور می کنن.یک خبر خوب اینه که درسته تا اینجا در مسیر نادرستی اموزش دیدی ولی انسان این ویژگی و توانایی رو داره که می تونه چندین بار اموزش ببینه و تغییر کنه و کلی مهارت یاد بگیره.فائزه همونطور که تا الان هیچ کاری نکردی برای اینکه لاغر بمونی (نه کالری شمردی نه اینکه حواست باشه چه غذا های رو بخوری یا نخوری بدون اینکه ورزش خاصی انجام بدی)برای اینکه متانسب و یکم چاق تر بشی هم نباید کار سختی انجام بدی اره باید کار انجام بدی باید تلاش بکنی ولی تلاشی که با لذت همراه باشه.شاید الگوی خوبی برای دوستان باشه که من چندین سال (۷:۸)سال تقریبا یک توده بدنی ثابت داشتم در واقع وزنم تعییر می کرد ولی قدمم رشد می کرد به همون نسبت.(لاغر بودم)
خداحافظ دوست من.
نشان های دریافت شده
سلام
من تو دوران کودکیم انقد متناسب بودم، یادمه اصلا هیچ غذایی مورد علاقم نبود فقط میخوردم که گرسنه نباشم کلی غذا بود که اصلا دوسش نداشتم و نمیخوردم، اصلا یادم نمیاد درگیر خوردن بوده باشم، از چیپس و پفک اصلا خوشم نمیومد تنها خوراکی مورد علاقم لواشک بود، خلاصه اینکه با غذا همون برخوردی رو داشتم که با آب داشتم، و چقدر راحت و سبک بود مغزم، ولی خانواده ی تقریبا پرخوری داشتم، همشون همه ی غذاهارو دوست داشتن و من کم کم یاد گرفتم باید همه غذاهارو دوست داشته باشم، یاد گرفتم اونایی که بیشتر دوست دارم رو باید بیشتر بخورم تا لذت بیشتری ببریم، کم کم تو ذهن من خوردن مساوی لذت بردن قرار گرفت و منی که از خوردن لذت نمیبردم کم کم عادتهام تغییر کرد، جسم زیبا و متناسب من در مسیر چاقی قرار گرفت و هرگز نفهمیدم دارم چه بلایی سر خودم میارم، کاش یکی آیندمو بهم نشون میداد و من همونجا جلوی تربیت غلط ذهنمو میگرفتم، الان همه غذاها مورد علاقمه از شور و شیرین، همه خورشت ها و گوشت ها، از خودم تعجب میکنم چطور من الان همه غذاهارو دوست دارم، چقد من واقعا استمرار داشتم تو آموزش چاقی به ذهنم، شاگرد اولم شدم خدایی، دیگه هرچی لازمه برای چاقی رو من ماهرم توش، دیگه این روند و ادامه داده بودم تا اخرای راهنمایی دیدم دارم جزء اضافه وزنی ها حساب میام و اول دبیرستان دیگه چاقیم مشخص بود راحت ۱۰ کیلو باید لاغر میشدم، شروع رژیمم شد همون سال و من از ۱۶ سالگی در چرخه ی معیوب لاغری و بعدش چاقی و باز لاغری و بعدش چاقی وارد شدم و مثل باتلاق هر سال بیشتر منو داخل خودش فرو برد، اون ۸،۱۰ کیلو اضافه وزن در اثر مداومت من برای چاقتر شدن در طول ۱۵ سال رسید به ۳۵ کیلو اضافه وزن، منه متناسب بعد از ۳۰ سال به یک چاق ۹۰ کیلویی تبدیل شده بود، این ۱۰ کیلو بعد از هر بار اتفاق یکم روش میرفت، مثل بعد ازدواج بعد بارداری بعد زایمان و این مدل داستانها تا رسید به ۳۵ کیلو اضافه وزن، چقد آروم و بی سر و صدا ذهنم داشت درساشو پس میداد، درسایی که خودم بهش یاد داده بودم، الان یک سال و نیمه در این مسیر ذهنی هستم ولی عادتهام هنوز اصلاح نشدن، کمتر شدن ولی مورد رضایت من نیست، البته کاهلی از خودم بود، به هر حال من خودم و کلاس اولی میدونم و با خودم فکر میکنم من هیچی نمیدونم و از اول میخوام گوش کنم ببینم چی میشنوم، تا بتونم درک کنم و ان شاءالله عمل کنم و استمرار داشته باشم و این قسمت از ذهنمو که سالهاست در دستان پرخوری اسیر مانده آزاد کنم و طعم آزادی ذهن رو بچشم
سلام دوست گلم
به به ببین چی از توی حرفات در اوردم
میخوای با خودت فکر کردی که هیچی نمیدونی و میخوای از اول گوش کنی؟
فکر کنب هیچی نمیدونی
چه جمله طلایی بود چون تا همین الان ذهنم میگفت تو اینارو میدونی
ولی میخوام از همین حالا جوری تمرین کنم انگار هیچی نمیدونم..
مرسی دوستم کلی اگاهی دادی
سلام به شما استاد عزیز
من واقعا قبلا راه زیادی تمرین کردم برای لاغر شدن
از رژیم غذایی ورزش سخت قرص چربی سوزی هر سری وزن کمتر کم میکردم به من می گفتن بافت چربی مقاومی دارم دهمین جور باورم شده بود که من زود لاغر نمیشم
واقعا الان سیرم فقط دوست دارم بخورم وقتی میخورم عذاب وجدان میگیرم وای برم رو ترازو هر چی یه هفته تلاش کردم به باد دادم تو مجالس دعوتی همش حرص میخوردم که چرا اونا با لذت میخورن من هر چی میخورم چاقتر میشدم
الان با صحبت های شما متوجه میشم که جسم تلاش میکرده اما ذهنم برعکس اون
واقعا چه باورهای مشترکی چاقی ارثیه ما همه چاقیم
انا الان تو این تو قدم متوجه همه باور های مخرب ذهنم شدم
و واقعا اشتیاق و ذوق برای ادامه دارم و دو روزه با لذت غذا میخورم واقعا اشتها کمتر شده
و الان همین جا متعهد میشم که تا قدم آخر همراه استاد باشم
چون یه الگو عالی میشم برا دخترم که به سرنوشت من دچار نشه
سپاس از لطف شما
همش منتظرم جلسه بعدی ببینم تمرین چی داره
چکار کنم اما قول دادم هر روز یه قدم
با آرزوی موفقیت همه دوستان
🌸بنام خدای مهربان🌸
سلام به همه دوستان سرزمین لاغر ها و استاد عزیز.
وقتی بچه بودم مادر و پدرم مجبور بودن که با قاشق و مقداری غذا پشت سرم باشند تا به هر بهانه ای یک قاشق غذا بخورم ، در بچگی علاقه ای به خوردن نداشتم.
یادم هست که تا سن ۹ سالگی اندام زبانزدی داشتم .
تا اینکه تو ۹ سالگی دستم شکست و به حرف دکتر که سریعتر جوش بخوره و عمل نشه حسابی شروع به خوردن کردم . الان ۱۴ سالمه و حدود ۸ تا ۱۰ کیلو اضافه وزن دارم
منم مثل همه دوستان انواع رژیم ها ، گیاهان دارویی ، ورزش های هوازی و سخت را امتحان کردم و نتیجه کوتاه مدت گرفتم . من فکر میکردم که چاقی من بخاطر زیاد خوردن از اون زمان به بعده و الان فهمیدم که باید به ذهنم یاد بدم که بتونم متناسب بشم.
حدود پنج روز پیش ناامید از اینکه الان سن رویایی من بود و باید هرچی که دوست دارم و بخورم و بپوشم ولی نمیتونم .
تا اینکه توی یه کانال با متدa.j آشنا شدم مطالبی خوندم که راجب ذهن و قدرت جذب بود . توی گوگل سرچ کردم و چندتا از فیلم های استاد بالا اومد ، فیلم جلسه اول را نگاه کردم و وارد سایت شدم .
دوره های رایگان و شروع کردم و حسابی امیدوارم و لاغر شدن را جزو تفریحات خودم قرار دادم . دوباره میخوام اسرایی بشم که اندامش زبانزد بود
خواستم از همه دوستانی که دیدگاهاشون و مینویسن و میخونیم و استاد عزیز تشکر کنم
نشان های دریافت شده
سلام
اسرا جان خوش آمدی
از همین الان خودت را اسرایی که اندامش زبانزد است.
تصور کن.
عزیزم بهت تبریک میگویم که با این سن کم بهترین انتخاب را داشتی ویکراست به هدف زدی
و به امید خدا خیلی زود نتیجه میگیری.
در ضمن اینکه وقتی به سن بالاتر رسیدی پشیمان از اونهمه کارهای بیهوده برای لاغری واسترس چاق شدن نیستی.ویک عمر در کمال آرامش وآسودگی با اندام دلخواه بدون کوچکترین نگرانی بخوشی ولذت میخوری..راحت وسبکبال زندگی میکنی..
همواره آرزومندم که نسل جدید خوش شانس باشند واز سن پایین با قدرت بیش از حد ذهن خود آشنا بشوند.تا در زندگی در کمال راحتی خیال به هدفها و آرمانهای خود… دست پیدا کنند.
وشما به شکرانه خدا یکی از اون خوش شانسها بودی.
برات موفقیت و تجربه رسیدن به آرزوهاتو آرزو میکنم.عزیزم
سلام اسرا عزیزم
ببین کی اینجاست! یک عضو کوچک تر این خانواده
از ته دلم بهت تبریک میگم و مطمئنم میتونی موفق بشی
منم ۱۶ سال دارم و چقدر من خوشحال میشم وقتی به این نعمت که در بهترین سن و ابتدای جوانی لاغری با ذهن رو یاد میگیریم توجه میکنم.
ما واقعا خوشبختیم و این رو نادیده میگیریم
من وقتی هم سن تو بودم با قوانین جهان هستی اشنا شدم.
از زمانت به خوبی استفاده کن
مطمئن باش نتایج فوق العاده میگیری
اگر کسی دو سال پیش بهم میگفت نتیجه های امروزت رو میگیری قطعا فکر میکردم مواد مخدر مصرف کرده و چرت میگه
اما الان در زندگی من نتایج رخ داده(از طریق قوانین جذب)
پس استمرار به خرج بده تا به اسرای حقیقی برگردی
عااآااشقتم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
باسلام خدمت استاد وهمه ی همراهان
من از حدود چهارده سالگی رژیم گرفتن رو شروع کردم با اینکه اونموقع اضافه وزن نداشتم وفقط با یک یا دو کیلو وزن کم کردن کلی اندامم زیبا به نظر میومد ولی تنفر و توجه زیاد من به چاق نشدن باعث میشد مدام در جنگ با خودم باشم و کم بخورم و گاهی اصلا نخورم و لاغر میشدم و مدت زیادی لاغر نگه میداشتم و همه تحسینم میکردن که چقدر اندامم زیباست ولی همیشه در ذهن من و در درون من جنگ و ناراحتی بود حتی زمانی که لاغر بودم میدونستم به محض اینکه یکم عادی غذا بخورم سریع چاق و بد فرم میشم و همیشه میترسیدم ازینکه یه وقت کسی بم بگه تپل شدی یا چاقتر شدی و اگر این و این و میشنیدم دنیا رو سرم خراب میشد
یعنی تو تمام روشهای لاغری حتی. اگر موفق هم بشیم وحتی اگر به مدت طولانی وزنمون رو پایین نگه داریم اما آرامش ولذت و خودباوری نداریم
و مثل من بعد از گذشت چندین سال که الان سی و دوساله هستم براثر توجه به چاقی و خودتخریبی الان بیست و پنج کیلو اضافه دارم با اینکه همش در حال رژیم هستم
انقدر مطمین شده بودم که لاغر نمیشم که دیگه هر چقدر رژیم میگرفتم حتی گرمی کم نمیکردم واین داغونم میکرداما به لطف خدای مهربانم با این مسیر آشنا شدم و به خودم قول میدم تمام تلاشم را بکنم که یاد بگیرم و به بدن خودم اعتماد کنم
بازهم هزاران بار هزاران بار از استاد عزیز تشکر میکنم که اینطور خالصانه به امثال من کمک میکنند
سلام به همگی
قدم دوم
من خیلی از روش های مختلفی وزن کم کردم همه چی جز عمل جراحی و اونهم بهم پیشنهاد شد حتی ولی با این سایت آشنا شده بودم و قبول نکردم خدا خیلی دوستم داره و من رو هدایت کرد و مخصوصا با این دوره که قدم به قدم هست و هر دفعه وزن کم کردم و موفق بودم ولی بیشتر از قبل برگشتم که خیلی مخرب هست و زجر آور که احساس ناتوانی میکنی به اشتباه و به پای خودت میزاری این شکست رو . رهایی از چاقی بزرگترین و مهمترین آرزوی من ازکودکی تا به همین امروز بوده ولی مثل همین متن تلاشم برای لاغری پیوسته نبوده و معمولا هر وقت از چاقی خیلی اذیت میشدم یا از حرف های مردم و نصیحت ها خسته میشدم شروع به لاغری و تصمیم میگرفتم و تا یکم کم میشد و دور میشدم از اون نقطه فراموش میکردم سختی رو . ولی این راه راحت ترین هست و با آرامش میخواهم به ذهنم لاغری رو یاد بدم و زندگی جدیدی رو باهم تجربه کنیم و من در این مسیر میدونم هرچی تغییرات من بیشتر بشه شور و اشتیاق من بیشتر میشه
ا
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
من هم در این دوره اینو یاد گرفتم و همیشه توی ذهنم هست که توی اون برنامه های رژیمی که من قبل از دوره داشتم فقط به جسمم فشار میاوردم ولی ذهنم همون ذهن چاق بود همش ترس همش توجهم به چاقی بود نکنه اینو بخورم چاق تر بشم
نکنه ورزش نکنم چاق تر بشم. همه این فرمولها بود . حالا اتفاقا امروز منزل مامانم بودم می گفتن یکی از دوستاشون براش یه سری چیز فرستاده که اگه آدم اینا رو بخوره لاغر می شه مثلا آب لیمو ترش و گردو و توت فرنگی ……
نمی دونم منهم شاید قبلا همیشه به دنبال چیزهایی بودم که بخورم و لاغر شم مثل چایی سبز یه مدت حتما باید دوبار در روز چایی سبز می خوردم .
راه صحیحش همینه اصلا ما برای چاق شدن زمان تعیین نکردیم پس برای لاغر شدن هم نباید زمان و مقدار تعیین کنیم
من هم اون موقع همیشه دوست داشتم سریع بیام پایین یه ماهه انقدر بیام ….
حالا این روش ممکنه که خیلی سریع نباشه ولی درسته و آدم اگه خوب انجام بده و دنبال کنه به مرور افکار و رفتارش تغییر می کنه . این روش به طور ناخوداگاهه.دست خودت نیست ولی می بینی به مرور میاد کمتر می شه به بی خودی خوردن.
همه چی می خوریم الان همه هنوز می پرسن از من نوشابه می خوری ،پیتزا می خوری……
من هم یه مدت رژیمی می گرفتم که ظرف هم داشت همه کوچولو کوچولو که انقدر میوه انقدر غذا ،،،، خوبم اومدم پایین ولی همیشه گرسنه بودم همش حسرت می خوردم که زودتر این تموم بشه .
مثلا من امروز پیاده روی کردم بعد از یک هفته برای حال خوب .قدیما باید هر روز من پیاده روی می کردم اگه می خواستم وزنم کم بشه.
از همه راهایی که قبل انجام دادم راحتتره.اصلا خود به خوده . وزن و سایز متعادل می شه با ذهنتون.
لاغر شدن و یاد بگیریم و زندگی کنیم لاغر شدن و .
به نام خدای زیبایی ها
سلام خدمت استاد و دوستای گلم
اکنون کاری را شروع کرده ام که می توانستم ده سال پیش آغاز کنم، اما از اینکه برای آن بیست سال دیگر صبر نکردم، دلشادم.-پائلو کوئیولو
نکته جالب توجه اینه که همه ما مدتی رژیم گرفتیم و تونستیم مقداری از وزن و سایزمون رو کم کنیم اما چون مسیر بی راهه بوده به نتیجه ثابت نرسیدیم..در روش لاغری با ذهن “ذهنم را برای لاغر شدن و لاغر ماندن تربیت میکنم”
به نظر من هر کاری رو با عجله انجام بدیم به نتیجه نمیرسیممثلا به عنوان دانش اموز یا دانشجو اگر طی سال کتاب های درسی رو مرور و تکرار کنیم قطعا امتحانات ما پر از موفقیت میشه اما اگر درس هارو تلنبار کنیم و خوندن رو بزاریم برای شب امتحان،قطعا به نتیجه موفقیت امیز نمیرسیم.و در مثال های دیگه مثل رانندگی، اشپزی، کارهای خونه،نویسندگی و … این قانون پا برجاست .
چرا با عجله نمیشه کاری رو درست انجام دادگچون در این صورت ما قانون تکامل رو رعایت نمیکنیم و از جهان سیلی های محکمی میخوریم.
چرا زمان هایی که برای لاغری تلاش میکردم احساس خلا و تنگنا داشتم؟((چون اقدام فیزیکی من با اقدام ذهنیام همسو نبود))
وقتی رژیم کتوژنیک داشتم همیشه به روزی فکر میکردم که رژیمم که تموم شد یک روز برم کلی خوراکی شیرینی و کیک و بستنی بگیرم بزارم توی کمدم و اروم اروم بخورم و این افکار نشان دهنده این بود که من اقدام فیزیکی کرده بودم اما با اقدام ذهنیام که همچنان دنبال چاقی بیشتر بود همسو نبود
حالا فهمیدم چرا موقع رژیمم افسردگی شدید گرفتم و همش دلم میخاست با دوستام باشم! چون هرچقدر که میگذشت جنگ بین من و ذهنم بیشتر میشد و همیشه درگیر بودم..
باید به ذهن ناخوداگاهم حق بدم که بعد از گذشت دو ماه هنوز پرخوری ها و قحطی زدگی های خودش رو داره.چون یک مدت مداوم بهش سختی دادم و خواستم جسمم رو تغییر بدم پس دلیل این پرخوری هام هنوز همون مسیر اشتباهه..
# تمام فعالیت های بدن ما تحت تاثیر مغز ماستمغز ما تحت فرمان ذهن ماست #
من برای برداشتن یک لیوان نیاز به فرمان از طرف مغزم دارم و تا فرمان رو نفرسته من نمیتونم لیوان رو بردارمدرباره موضوع خوردن هم همینطوره، برای هر قاشقی که میخوام بخورم نیاز به دستور مغزم دارم از اونجایی که مغز من دستورات خودش رو از ذهن میگیره و ذهن من پر از فرمول چاقیه و برای چاقی برنامه ریزی شده پس کنترلی روی رفتارم ندارم و غذای اضافی به بدنم تزریق میکنم؛بعد از این رفتارم پشیمون میشم
و همین *پشیمون شدن* باعث تشدید چاقی من میشد چرا؟! سادهاست چون پشیمانی،ترس،تحقیر کردن خود جز احساسات بدِ و طبق قانون : احساس خوب =اتفاقات خوب__ احساس بد=اتفاقات بد
امروز یاد گرفتم که هر بار از رفتار غذاییم ناراحت بشم باعث پسرفتم میشه و خودم رو ضعیف تر میکنم و دفعات بیشتری اینکارو انجام میدم .
همونطور که از بچگی معلمانما : خانواده جامعه اطرافیان و رسانه و..به ما زبان فارسی یاد دادن به صورت ناخوداگاه ما فارسی رو عالی یاد گرفتیم و اگر از همونبچگی به ما زبان لاغری رو یاد میدادن به صورت ناخوداگاه متناسبانه رفتار میکردیم
اما عیبی نداره!! ما اینجاییم تا تغییر کنیم :*)خوشحالیم از ابنه هیچوقت برای شروع دیر نیست.
اگر همین الان اقدام کنم که ارایشگری یاد بگیرم طی مدت زمانی میتونم حرفه ای بشم پس توی این سن طلایی هنر لاغری رو یاد بگیرم میتونم شگفتی ساز بشم
من تونستم رژیم بگیرم ورزش کنم و لاغر بشم اما چرا نتونستم اون وزن و سایز رو نگه دارم؟من اگر بخوام نویسنده ماهری بشم نمیتونم بدون یادگیری و سر خود داستانی بنویسم و پیش بهترین نویسنده جهان ببرم و توقع تایید و تحسین داشته باشم.! مطمئنا اون نویسنده به من و داستانم میخنده و منو رد میکنه برم اما اگر خوب تمرین کنم ، داستان رو بالا پایین کنم و نویسندگی رو کامل یاد بگیرم به احتمال زیاد اون نویسنده متن من رو تایید میکنه و میپذیره…
در مورد موضوع چاقی و لاغری هم همینه !!اگر من خودم رو حسابی لاغر کنم،به ذهن و جسمم فشار بیارم و… وقتی جسمم رو پیش ذهنم ببرم قطعا به من و داستان غم انگیزم میخنده و میگه برو تو لاغر نمیشی! نمیتونی! تو کلا باید قبول کنی که چاقی…
اما من میخوام قبول کنم که چاقم! انقدر یادگیری رو جدی میگیرم تا موفق بشم
تمااااااآاااااااام
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با سلام خدمت دوستان متناسب و استاد عزیز و گرامی
گام دوم :چگونه میشود با قدرت ذهن لاغر شد ؟
همیشه به دنبال جواب این سوال بودم که چرا لاغر شدن اینقدر سخت ودشواره؟
ولی چاق شدن مثل اب خوردنه ؟
چرا برای چاق شدن نمیخاد زحمت بکشی ؟
چرا هر بار که میخام برای لاغری اقدام کنم یه مانع سر راهم قرار میگیره
لاغر شدن خیلی برام سخت و سخت بود و محدودیت در غذا خوردن رو نمیتونستم تحمل کنم
هربار که اقدام میکردم برای لاغری تا یه حدودی میتونستم خودم و در محدودیت قرار بدم چون واقعا محدودیت برام سخت بود و ذهن هم که محدودیت رو دوست نداره
من عاشق لاغری هستم و همیشه هم ناراحتم که چرا نمیتونم وزن زیادی کم کنم و به اون ایده الی که دوست دارم برسم
چون ذهن من اونقدر فرمول های اشتباه در ذهنش ذخیره کرده که مغزم دستور محدودیت رو نمیتونه قبول کنه و این محدودیت غذایی رو نمی پذیره
اینقدر از اطرافیان و افرادهای چاق شنیدم که لاغر شدن سخته که این خودش یه مانع بزرگ در جلوی روی من بوده واین مانع نمیزاشته به اون کاهش وزن دست پیدا کنم و مدت زمان این روش ها هم خیلی کم بود چون برام سخت میگذشت نمی تونستم بیشتر از دو ماه طاقت بیارم و دوباره به اون روش قبلیم که پرخوری بود برمیگشتم خیلی راحت بود چاق شدن مثل اب خوردنه
ما چاقی رو از ابتدای زندگیمون یاد گرفتیم مثل زبان مادری که از بدو تولد یاد گرفتیم
چاقی هم خیلی راحت از اطرافیان پدر و مادر و خواهر و برادر ودوست و اشنا و یاد گرفتیم
ما باید لاغری رو اگاهانه اموزش ببینیم همانند سایر کارها مثل رانندگی کردن اشپری کردن زبان انگلیسی یاد گرفتن گیتار زدن صحبت کردن و …….همانطور که برای رانندگی کردن بارها و بارها تمرین و تکرار داشتیم تا اینکه راننده شدیم باید برای لاغر شدن هم به صورت مکرر و استمرار داشتن تمرین و تکرار داشته باشیم تا لاغری رو یاد بگیربم و لاغری رو زندکی کنیم
از اونجایی هم که ذهن محدودیت رو دوست نداره و باید در کمال ارامش ودوستی به ذهنمون لاغری رو اموزش بدیم و بارها به ذهنمون یاد اوری کنیم که لاغر شدن اسانترین کار دنیاس
واقعا هم همین طوره
کاش از همون بدو تولد این باور صحیح رو در ذهن پرورش داده بودند
الان که در این دوره ها هستم به ایمان و باور ۱۰۰در صد رسیدم که روش لاغری از طریق ذهن اولین و اخرین روشه که در جهان وجود داره چون به راحتی و در شادی و اخساس خوب انجام میگیره
در تمام روش های دیگه همش در جنگ ونزاع با خودت هستی
هر روز عصبی و ناراحت از خودت متنفری احساس خوبی نداری حالت بده کرسنه ای محدودیت در غذاها داری
اما در این روش از طریق ذهن لاغری خیلی ارام و راحت وعالی صورت میکیره
روزانه با چند تا فایل گوش دادن و تمرین انجام دادن فرمول های ذهنیمون تغییر میکنه و ذهن به مغز دستوز صحیح رو اعلام میکنه
ومغز فرمانبردار ذهنمون هس
البته با تکرار و تمرین و استمرار داشتن و عمل کردن به اون جیری که در این مسیر گفته میشه میتونیم فرمول های ذهنیمون رو تغییر بدیم
الان من در ارامش غذا میخورم ترس از خوردن ندارم حرص و وله ام نسبت به مواد خوراکی کم شده
غذای مورد علاقه ندارم
به اندازه ی نیاز بدنم غذا میخورم
اینا همش از نشانه های اینه که من در مسیر تناسب اندام هستم و اسان بودن این روش رو بیشتر و بیشتر برام تداعی میکنه که فقط لاغری از طریق ذهن هستش که میتونه مارو در این شرایط عالی و خوب قرار بده
در کدام روش میتونی به اسانی و در ارامش و شادی واحساس خوب زندکی راحت و اسوده ای داشته باشی
هر روز که ادامه میدم و هر روز که یک قدم دیگه برای متناسب شدن برمیدارم به اون خواسته هام نزدیک و نزدیک تر میشوم
من ایمان دارم این روش اسون و راحته که ادم ها رو به تناسب میرسونه و از همه مهم تر در تناسب باقی میزاره
در روش های دیگه هم ادم لاغر میشه ولی نمیشه لاغری رو حفظ کرد و بعد از مدتی به وزن قبلی برمیگردن
اما در روش لاغری با ذهن میشه لاغر شددددددددددددو لاغر مونددددددددددددد
از زمانی که ذهنم رو برای لاغر شدن برنامه ریزی کردم وشاهد نشانه های بسیاری در خودم شدم احساس خوبی از خودم دارم و عاشق خودم شدم
ایمان و باوررم در این روش به قدرت ذهن روز به روز بیشتر و بیشتر میشه
و به خودم افتخار میکنم که ادم قوی و توانمندی هستم که تونستم بعد از این همه شکست در روش های دیگه باز راه خودم و ادامه بدم البته این بار راه درست و صحیح
به اون خواسته ام که متناسب شدن حال خوب احساس خوب از خودم از زندکی از خانواده ام و لذت بردن از زندکی و ……رسیدم
لاغر شدن فقط از طریق ذهنننننننننننننن صورت میگیرد
سپاس فراوان از خداوند متعال و استاد بزرگوار و گرامی 🌹🌹🌹🌹🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
نشان های دریافت شده
چرا دوست داریم سریع لاغر بشیم؟
چون از چاقی خودمون بدمون میاد ازش خسته شدیم میخواهیم خیلی سریع و زود از شرش راحت بشیم پس احساس خوبی نسبت به خودمون نداریم پس خودمون رو قبول نداریم و دوست نداریم و از دیدن خودمون لذت نمیبریم با احساس بد هیچ اتفاق خوبی نمیافته پس من هیکل همین الانم رو دوست دارم ازش راضی هستم من خوش هیکلم فقط دوست دارم جذاب تر بشم حالا مهم نیست چند وقت این اتفاق طول میکشه سه ماه دیگه یک سال دیگه هیچ عجله ای ندارم تو مسیر هستم هر روز یک گام به سمت لاغری بر می دارم یه چیز جدید یاد میگیرم ذهنم و شخصیتم را عوض می کنم بدنم هم کمکم هر وقت دلش خواست و دوست داشت خودش رو تغییر میده و جذاب تر میکنه
پس هیچ عجله ای نیست
پیش به سوی موفقیت