📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
ممنونم از توضیحات عالیتون
من باور دارم که این مسیر تنها راه نجات افراد چاق هستش و مطمئنم نتیجه خواهیم گرفت و به وزن ایده آل میرسیم فقط باید استمرار داشته باشیم .
همون طوری که استاد چاق بودن و با ادامه دادن به لاغری رسیدن ما هم با همین مسیری که استاد رفته لاغر خواهیم شد ، من هم میتونم چون شما تونستید .
در اینکه با اراده هستم شکی نیست چون بارها رژیم گرفتم و ورزش سخت کردم تا جایی که کاهش وزن زیادی داشتم اما چون مسیر درست نبود بعد مدتی دوباره چاق میشدم ،
پس باید یاد بگیرم که جسم من تحت فرمانروایی مغز من است ،
پس اگر میخواهم لاغر شوم باید تصاویری که به مرور زمان در مغزم ذخیره شده کم رنگ بشن با وارد کردن افکار ، باور ، و تصاویر درست، اگه تصاویر و انتظار مون از خودمون تغییر کنه و لاغری بشه ، لاغر میشیم .
دقیقا اینجوریه که میگید همین حالا اون احساس خوب رو دارم و در ذهنم میتونم خود لاغرم رو ببینم،
و درک میکنم کدوم نجوا رو میگید .
جمله ی کلیدی :
مغز ما همواره جسم ما رو به وضعیتی میرسونه که تصاویرش از قبل در مغزمون تثبیت شده .
مغز بر اساس شنیدن و دیدن برنامه ریزی میشه نه براساس جسم .
با سپاس فراوان از استاد گرامی
سلام خدمت استاد بزرگوار🙏🙏
خدارحمت کنه مادرتونو روحش شاد و یادش گرامی🖤🖤
من خودم خودمو چاق کردم با تغییر عادت هام با تغییر افکارم قشنگ یادمه چون ۱۸ سالم بود خودم بیشتر خوردم خودمو چاق تصور کردم به لذت چاق بودن فکر کردم خودم این کارو با بدنم کردم چاقی رو یاد گرفتم لاغری هم میتونم یاد بگیرم وقتی من مثل قبلا استاد چاق بودم پس میتونم مثل الان استاد متناسب بشم و تا ابد متناسب بمونم
خیلی از چاق بودنم ناراحت بودم همش عذاب وجدان داشتم اما یه صدای درونی میگفت ولش کن بخور مگه چقد زنده ایی تو دیگه چاقی نمیشه کاریش کرد و من بیشتر میخورم با ولع بیشتر یه ساعت هایی از شب بلند میشدم غذا میخوردم با لذت اما بعدش میگفتم وااای الان چاق تر میشی و دوباره عذاب وجدان اما الان میخام تغییرش بدم دیگه نمیخام اون صدای درونو بشنوم که میگفت بخور بخور بخور الان هر موقع گرسنم بشه میخورم و فرمان سیری رو دریافت میکنم دست از غذا خوردن میکشم
دیگه برام مهم نیست که غذا خوشمزش بیشتر بخور حیف میخای بریزیش دور بخور_یا بگم وای دیگه گیرم نمیاد بخور چرا هست همیشه هر مواد غذایی بخای هست همیشه هر میوه ایی بخای هست یا ته دیگه خوشمزه همشو بخور نرم میشه دیگه به درد نمیخوره تا الان خرچ خرچ میکنه بخور الان تاجایی میخورم که سیر بشم بیشتر وارد بدنم نمیکنم و اصلا هم اذیت نیستم من بدنمو دوست دارم و برام ارزشمنده پس هر چیزی رو واردش نمیکنم چیزای که دوست ندارم رو دیگه نمیخورم
وهمونطوری ۱۰ سال طول کشید تا من چاق بشم پس متناسب شدن من طول میبره و من با صبر و حوصله و استمرار در این راه به اندام ایده آل خودم که ۵۹ کیلو و سایز ۳۶ است میرسم تو این ۴۰روزی که من در این مسیر هستم بدون هیچ ورزش و عرق ریختنی وزن کم کردم مطمنم که به وزن ایده ال خودم میرسم و در همون وزن هم تا آخر میمانم
همیشه از من چاق درونم ممنونم ک من ب خیلی چیزا وصل کرد من دیدم ک من خودم نمیدیدم احترامی ب خودم نمیزاشتم خیلیا از جمله همسرم منو مسخره میکنه ولی من میدونم راهم درسته من باور دارم ب خودم ب مسیرم مهم نیس هرکی خارج از من بیاد برام تصمیم بگیره منفهنیدم ک ک بابا ادمم من فهمیدم ک من زندگی نمیکنم
قبلا من از همه عدا ترس داشتم از خودم بدم میومد اما اینو حذفش کردم هیچ غذایی ترسناک نیس همه اینها نعمت الهی هستم من در زمان گرسنگی ب اندازه نیازم از لذت میبرم
بدون عجله پیش میرم مهم نیس ک چقدر طول بکشه مهم اینه من در مسبر درستم من راهم دزسته مهم نیس بقیه چی میگن مهن اینه من دارم یک ب یک ب باورهای محدود خودم دست پیدا میکنم میفهمم باید نباشه
یک عمر در ترس چاقی بودم الان ازاد و رها هستم من رهایی انتخاب میکنم من ارزشمندم من فدرتمندم من تغییر را انتخاب کردم
و ایمان دارم ب نتیجه و از مسیرم لذت مسبرم ممنون استاد مهربان
سلام و درود
اول اینکه باید بگم من تصمیم گرفتم این مسیر صد گام رو با عشق بازم تکرار کنم و لذت ببرم چون من با همین آموزشهای سایت تونستم که یه جسم جدیدی برای خودم رقم بزنم و از اون لذت ببرم و من برای همین قضیه بارها ازخداوند سپاسگزارم چون میدونم به قول استاد من به این راه هدایت بشم و اصلا تصادفی نیست که من در این مسیر هستم و از خدا میخوام هرکس به این راه نیاز داره خودش هدایتش کنه چون من به هر کس بگم نه تنها باور نمیکنن بلکه مسخره هم میکنن برای همین من به دنبال راهنمایی هیچ کس نیستم و انرژی خودم رو برای رشد و پیشرفت خودم استفاده میکنم .
من بازم باید برگردم به گذشته ی خودم و به یاد بیارم که من چطور چاق شدم ؟؟
بله من با ذهنم چاق شدم یعنی قبل از اینکه جسم من چاق بشه اول ذهن من چاق شد چطور ؟؟با شنیدن یه سری حرفها مثلا اینکه
چاقی باعث زیبایی میشه
چاقی باعث میشه پوستم قشنگتر بشه
بدنم قویتر بشه
لباس به تنم زیباتر میشه
تو دل برو تر میشم
دست و پای من زیباتر میشن
با چاقی فرزند قویتری به دنیا میارم
و ……
و خلاصه من کلی فرمول در ذهنم داشتم که چاقی خوبه و اما بارها هم از زبان مادرم و خواهرم و اطرافیانم و …شنیده بودم که آدم ها بعد ازازدواج چاق میشن و نمونه هم میدیدم و کاملا قبول داشتم حتی یادم میاد هر وقت مادربزرگم نگاه به نوه هاش میکرد هر وقت یکیشون خیلی لاغر بود به مادرش میگفت تو فکر نباش ازدواج کنه چاق میشه خوب میشه یعنی ازدواج برای من مصادف با چاقی بود و خواهر خودم و همسر ایشون که بسیار لاغر بودن رو دقیقا سه سال قبل از ازدواجم دیدم که چطور چاق شدن و کلی از اطرافیانم مثل دختر عمه و عمو هم همینطور میدیدم که بعد از ازدواج چاق میشن و به خودم میگفتم بله طبیعی هست و حتی زمانی که خودم عقد کردم همین حرفها رو از زبان خواهران همسرم هم که تپل بودن میشنیدم و اونها هم میگفتن ما در مجردی بسیار لاغر بودیم الان با ازدواج و بارداری چاق شدیم و دیگه من بسیار عالی پذیرفته بودم که این قضیه امری کاملا طبیعی هست و چون من خیلی لاغر بودم وقتی وزن اضافه کردم همه با هم تعریف و تمجید میکردن خب منم بدم نمیومد و جدی کاری برای چاقی نمیکردم و فقط از اون چاقی اولیه که در حد ده کیلویی میشد لذت میبردم و میگفتم حالا زیباتر شدم تا اینکه دیگه بعد ازازدواجم بیست و خوردی اضافه وزن داشتم و دیگه مشکل در خرید و لباس داشتم و دوست داشتم لاغر بشم و انصافا با رژیم و ورزش هم لاغرمی شدم اما ماندگار نبود .
پس من در گذشته انتظار چاق شدن در ذهنم داشتم و تصاویر ذهنی چاقی داشتم که چاق شدم چون ذهن ما تصویری هست و من قشنگ یادم میاد بعد ازمراسم عقد من لاغر که خوراکم زیاد هم نبود تبدیل شدم به یه فردی که واقعا پر خوری میکردم انصافا زیاد میخوردم هر چیزی رو میخوردم یعنی فرمانهایی مغزی من تغییر کرده بودن من هر شب به فست فودی میرفتم شام بیرون میرفتم و کلی هله هوله از سوپری میخریدم و میخوردم ……و من با این رفتارها و انتخابهای نادرستم چاقی و در جسمم میدیم .
و من اما بعد از یه مدت بعد از ازدواجم که اضافه وزن قابل توجهی داشتم به صورت جدی خودم کم خوری میکردم و من لاغر تر میشدم اما بعد یه مدت خسته میشدم و رها میکردم چون ذهن من پر از فرمول چاقی بود .
من یادم میاد این اواخر که وزنم ثابت نمی ماند از چاقی خودم پیش هم حرف میزدم و از جسمم نگران بودم و میترسیدم که غذا بخورم و همیشه به لاغرها حسرت میخوردم و این اواخر ازجسم خودم بدم میومد و از چاقی تنفر شدید داشتم و استرس داشتم و نگرانی داشتم و میترسیدم نکنه ماه بعد من چاقتر بشم و اما چاق تر میشدم و من بسیار ناراحت و ناامید بودم و دیگه گفتم من از د ستم کاری برنمیآید خدایا خودت کمکم کن و من با این راه آشنا شدم .
من در گذشته همیشه از طریق اعمال فشار بر جسمم میخواستم لاغر بشم و این کار هیچ وقت فایده نداشت چون من چاقی رو یاد گرفته بودم و کلی فرمول ذهنی چاقی در ذهنم داشتم که فلان مواد غذایی چاق کننده هست و …..پس ذهن من در نهایت جسم من رو به تصویر ذهنیش میرسوند و هر چقدر من تلاش میکردم برای لاغری بی فایده بود چون ذهن من پر از فرمول های چاقی بوده .
پس من دیگه الان متوجه میشم چرا تلاشهای من در گذشته نتیجه نمیداد و من هر روز چاقتر میشدم چون من به چاقی قدرت داده بودم و همین مانع شده بود که من به سمت لاغری حرکت کنم اما الان دقیقا من در سمت مخالف چاقی هستم یعنی در مسیر برگشت و در مسیر لاغری هستم و ذهن من فرمولهای ذهنی لاغریش پر رنگ تر شده و و جسم من گواه این حرفم هست چون کلی لاغر تر شدم و حالم بهتر شده و …
من دیگه انتظارم از خودم تغییر کرده و من در هر شرایطی انتظار لاغری از خودم دارم حتی زمانی که خطایی داشته باشم و به علتی زیادتر از نیازم غذا میخورم میگم بدن من میتونه مواد غذایی اضافه رو بسوزنه و ذخیره نکنه و اصلا میگم جسم من چاقی رو بلد نیست اون اتوماتیک به سمت لاغری و تناسب در حرکت هست و اصلا نگرانی از چاقی ندارم و با آرامش راهم رو ادامه میدم و اصلا دارم دقیقا برعکس گذشته ام رفتار میکنم و نتایج متفاوتی هم میگیریم .
و من در گذشته فکر میکردم لاغری من تا زمانی به دست میاد که من در رژیم و ورزش سخت باشم اما الان دیگه بارها به خودم میگم طبیعی که من جسم لاغری داشته باشم و خیلی راحت و آسان به لاغری برسم و هیچ وقت گرسنه هم نباشم و همیشه هم با لذت غذا بخورم و لاغر باشم و..…
اما من آگاهم جسم من تحت کنترل ذهن من هست و هیچ چیز دیگه در چاقی و لاغری من دخالت ندارد .
ذهن چاق
عذاب وجدان از خوردن داره
ترس از خوردن داره
از چاقی بیشتر من رو میترسونه
اما ذهن لاغر همچین صدا هایی نداره و برعکس حالش خوبه و آرام و احساس قدرت و توانایی میکنه که من میتونم برای همیشه لاغر بشم و …و تمام اون حرفها ی بالا از سمت ذهن چاق هست پس من نباید به اونها بها بدم و برعکس بیام داخل سایت و این آگاهی ها رو تکرار کنم تا با سرعت بیشتری به سمت لاغری حرکت کنم من دارم در این سایت هر روز ساعتی رو صرف میکنم تا زبان لاغری رو یاد بگیرم و من اطمینان دارم من میتونم به وزن و جسم دوران مجردی خودم برگردم چون من در مسیر برگشت و تناسب هستم و ذهن من هر روز داره فرمولهای ذهنیش پررنگ تر میشه
چاقی با ذهن :ترس و بیماری و استرس و افسردگی و عذاب وجدان و سنگینی و چاقی و بیماری و محدودیت
بی اعتماد به نفسی و روابط با همه و خودم و افکار شیطانی داشتن و ….هست
لاغری با ذهن :ارامش،حال خوب ، آزادی و رفتار درست غذایی ،به اندازه خوردن ،اعتماد به نفس، روابط عالی با خودم و با همه و خود باوری و تجربه ی خالق بودن و تسلط بر مواد غذایی داشتن و احساس قدرت و توانایی کردن در مقابل مواد غذایی و تعامل صالح انجام دادن و سبکی و جسم جدید و جمع و جور و سلامتی و شادابی و ایمان بیشتر و ….
.
نشان های دریافت شده
سلام و درود
ویدئو بسیار تاثیرگذار بود من هر وقت ویدئو شما را می بینم دهانم خود به خود بسته می شود و میلی به خوردن ندارم البته با حس خوب .سپاس فراوان.
به نام خدای مهربان و هدایت گر من به این مسیر خدایا شکرت
سلام استاد گرامی و پرتلاشم
من از کودکی یک نوزاد ضعیف بودم به طوری که مادرم میگفت به زور گردن میگرفتم و به همین دلیل میخواست تا منو قوی کنه تا سن بلوغ بازم خیلی متناسب بودم و همیشه میشندم که مادر بزرگم میگفت که به بلوغ که برسه چاق میشه غصه نخورو همین طور هم شد وقتی به بلوغ رسیدم و متوجه خودم شدم دیدم پوستم ترک داره میخوره و قبل از هرکاری برای خودم چاق شدم و چون از چاقی بدم میومد دنبال راه حلی بودم ولی چون امکانات اینترنتی الان اون موقع نبود نمیدونستم چه کنم تا مادرم بیماری قلبی گرفت ومن رژیمی که دکتر براش داد رو برای خودم استفاده کردم ولی اجرایی کردن اون رژیم برای مادرم و من خیلی سخت بود بعد من خودم تصمیم گرفتم تا غذامو کم کنم بازم برام سخت بود به خاطر این که بتونم کم بخورم شروع به روزه گرفتن کردم و بیشتر اوقات روزه بودم برام خیلی سخت بود چون وقتی مامانم غذاهای مورد علاقه مو میپخت و من روزه میگرفتم وشکستن روزه رو گناه میدونستم که خیلی کاربدیه پس بیشترعصبی میشدم و مادربزرگم همیشه میگفت که دختر تو از الان اینقد عصبی هستی وای به حال این که میخوای شوهر داری کنی و بچه داری کنی ولی من همچنان با چاقی درجنگ بودم وباخودم میجنگیدم اینها گذشت تا ازدواج کردم و چون خواهرم رو دیدم که بعد از ازدواج چاقتر شد فکر میکردم که این طبیعیه که همه بعد از ازدواج چاق میشن و منم شروع به چاق شدن کردم بعد از اون بارداری بود و بازم الگو داشتم و انتظار چاق شدن از خودم داشتم و این ادامه داشت و بعد از بارداری دوم هم چاقتر شدم و چون انتظار چاق شدن از خودم داشتم و تصاویر چاقتر شدن در من ایجاد میشد چون ذهن ما تصویری است و قتی تصاویر برام تکرار میشد پس همش رو به چاقی بیشتر میرفتم همش تصمیم میگرفتم که نخورم وقتی خودمو جلوی اینه میدیدم ولی نمیشد چون نمیتونستم بافرمان مغزی مقابله کنم در رژیم ها اول خوب اعمال میکردم ولی به مرور زمان اشتیاقم کم میشد ورهاش میکردم و مایوس تر از قبل فقط رو به کم خوردن میاوردم با عذاب و سختی بود مغز ما کاری نداره که من میخوام رژیم بگیرم فقط به اطلاعات خودش کار دارده و اطلاعات رو خودمون بهش دادیم و بالخره بدن به اضافه وزن میرسه حتی عقیده داشتم که ابم بخورم چاق میشم و از خوردن میترسیدم و بیشتر دوست داشتم چاقتر از خودم رو ببینم و خدا رو شکر کنم که مثل اون نیستم تا نهایت به ۸۵کیلو رسیدم
همش دنبال راه حل بودم که خدایا چرا منو با این شرایط خلق کردی و چرا من به اجبار در این دنیا به این شرایط خلق شدم همش انتظار داشتم که چاقتر میشم و مانتو و لباسهای گشاد میگرفتم که اگه چاق بشم دیده نشه زیاد
همش بدنمو تحت فشار میزاشتم با کم خوردن ودمنوش ها و بقیه روشها غافل از این که باید ذهنم لاغر بشه تا در نهایت بدنم رو لاغر کنه
همش دنبال چاق نشدن بودم و نمیدونستم که بازم دارم روی چاقی تمرکز دارم حتی اگر از اون متنفر باشم
مغز ما جسم مارو همیشه به وضعیتی میرسونه که تصاویرش از قبل در ذهن مابوده و تثبیت شده و هرچقد من تلاش کنم تصاویر ذهنی تغییر نمیکنه چون یک عامل درونی با عوامل بیرونی تغیر نمیکنه و در هنگام تحت فشار گذاشتن جسم احساس بد داریم و ذهن بر اساس احساس ما اطلاعات دریافت میکنه و مار و به سمت چاقی بیشتر میبره
اون نجوای ذهنی که ما رو سرکوب میکنه و مارو به سمت چاقی بیشتر هدایت میشیم باعث شد فقط از خدا کمک بخوام که به طور شگفت انگیزی با این سایت اشنا شدم و لطف بیکران خود را شامل حال من کرد و در این مسیرم
از وقتی این نجوای ذهنی یا خانم وسوسه رو شناختم و صداشو برام ضغیف تر شد و فرشته درونیمو کشف کردم و صدای ضعیف اون رو قوی تر میشنوم و با سیستم شگفت انگیز ذهن اشنا شدم و در این مسیردریافتم که خیلی توانمندم و میتونم نه تنها به تناسب بلکه به تمام ارزوهام برسم زندگیم سراسر ارامش و توکل به خدا شده و خیلی روحیم خوب و شاد شده و فهمیدم باید برای هرکاری اول ذهنو تغییر بدم و حالا فهمیدم مغز من بدن منو کنترل میکنه و حالا فهمیدم که با صبر و شکیباییی و بدون عجله در این مسیر به هدفم میرسم و به خیلی چیزها رسیدم
من باخیال راحت و اسوده وبدون ترس غذا میخورم و از تمام نعمتهای خداوند استفاده میکنم و هر روز متناسب تر میشم
من لایق بهترین زندگی را دارم و به لطف خدای مهربانم و تلاش خودم به هدفم میرسم
من شبیه گذشته استادم و پس باور دارم مثل الان استاد میتونم باشم
پس من میتونم و توانایی دارم که با تکرار فایلها و تمرینات و تحقیق در این مورد و زندگی کردن و در مسیر بودن به نهایت ارزوم میرسم و این ارزو را دارم که تمام کسانی که مشکل چاقی رودارن به این مسیر هدایت بشن و شجاعت اومدن در این مسیر و ماندن در مسیر رو داشته باشن
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوست خوبم
خواندن دیدگاه شما انگار خاطرات تجربه اضافه وزنم را بهم یادآوری کرد اینکه چقدر ما با سختی تلاش می کردیم که از شر این اضافه وزن رها بشیم و ناآگاهانه داشتیم مسیر چاقی را در ذهنمون واضحتر می کردیم و هربار قدرت بیشتری به چاقی می دادیم و خودمون را ناتوان در ایجاد تغییرات جسمی می دونستیم …
و امروز به این نتیجه رسیدیم که روشهای قبلی غیر صحیح بودند و تنها راه آسون و ماندگار روش لاغری با ذهن هست چون مرکز فرماندهی جسم مغز ما هست که با الگوهای ذهنیمون کار می کنه …
آخرین جملتون فوق العاده بود و این مسیر هدایت برای افرادی هست که شجاعت اومدن در مسیر را دارند .
و من اول به خودم و بعد به شما تبریک می گم که شجاعت خودمون را در این مسیر تا به امروز،به لطف خدای مهربان، با استمرارمون نشون دادیم.
با آرزوی شگفتی ساز شدن تک تکمون(:
نشان های دریافت شده
سلام
وقتی که ما پا به این دنیا گذاشتیم از نوزادی تا به الان تحت آموزش خانواده . دوستان . رسانه تعلیم زندگی کردن دیدیم .
یادگرفتیم چاقی رو مثل سایر چیزهای دیگه .
همانطور که ادب واحترام به بزرگترها روبهمون یاد دادن آگاهانه . چاقی رو یاد دادن ناآگاهانه .
وما خوب یادگرفتیم مثل ادب وتربیت مان .
یادگیری از ذهن شروع میشد منم مثل همه دوستان یادگرفتم ومیزان یادگیریم ازچاقی همون وضعیت جسمی هستش که دارم .
یه جایی یه موقعی بهمون میگفتن دختر قشنگم بیشتربخور قوی باشی . باهوش باشی . خوشگل باشی و…. ومرتب تشویق . اون موقع حامی داشتم که دلگرمم میگرد به چاقی
یه جایی به بعد یه موقعی به بعد بهم گفتن بسه دیگه یه نگاهی به خودت بنداز شبیه …. شدی . تپال شدی . خپل شدی ومرتب سرزنش
حالا تنهام و بایستی بشم لاغر . خیلی راهها رو امتحان کردم آخرش به خودم رسیدم که نمیشه و بایستی تا آخر عمرم این وضعیت رو بپذیرم واین طبیعی زندگی منه.
اما قلبم قبول نمیکرد چرا خداوند که میگه من عادلم . ظلمم به کسی نمیرسه . پس چرا من بایستی چاق بشم و بمونم وتحمل کنم .
باز ته نامیدی دنبال راهی بودم وتسلیم نمیشدم . انگار یکی بود بهم میگفت راهی هست . اما صداش خیلی ضعیف بود و کم کم صداقوی ترشد .
هدایت شدم به سایت . به خودم قول دادم تا آخرش باشم و نتیجه بگیرم . وتازه چراغهای ذهنم یکی یکی روشن شد . فهمیدم بابا اینهمه که فکرمیکردم سخت نبود چندتا باوراشتباه بود که مثل چندتاسنگ راه رودخانه متناسب شدن من رو بسته بود .
یکی یکی سنگها رو پیدا کردم رودخانه متناسب شدن جاری شد . وهنوزهم ادامه داره.
تازه فهمیدم دنیا چه خبره . خدا رو بیشتر شناختم و عدل خدا بی نهایت هست وهرآنچه در زندگیم جاریه . همه دست پخت خودمه . تصمیم دارم دست پختام رو عوض کنم و به خودم عشق را هدیه بدم .
عشق به خودم با متناسب شدن و بهره بردن از لذتهای آن و
هزاران مسیر خوشبختی که درانتظار من هست .
پیروز و سلامت باشید .
نشان های دریافت شده
بنام خدا
آموزش لاغری با ذهن
من از این فایل یاد گرفتم که چطور از طریق ذهن لاغر شویم .
استاد ،من و سایر دوستان لاغری را از کودکی یاد گرفتیم از طریق والدین ،اطرافیان و هر،وقت ما میخواستیم از روشی برای لاغری استفاده کنیم با اینکه چند کیلو من خودم تا ۱۰ کیلو را کم میکردم اما زود بر می گشت چون من داشتم به جسم خودم فشار وارد میکردم در صورتی که ذهن چنین برنامه ای نداشت اون راه خودش را می رفت و ما رفته رفته چاقتر میشدیم چون ما رژیم می گرفتیم و نمی خوردیم اما ذهن دستور خوردن میداد و ما عصبی می شدیم که نمی تونستیم بخوریم این اوضاع تا چند روز بیشتر طول نمی کشید و رها می کردیم .
الان ما در این روش می خواهیم به ذهن یاد بدهیم که چاقی چیه و بعد لاغری چیه و مزیتهای لاغری چیه و کم کم با فایل گوش دادن و نوشتن به ذهن آموزش لاغری می دهیم و با اینکه روش لاغری کندتر از روشهای دیگه هست اما ماندگار هست و ما برا همیشه لاغر می شویم مسیر لاغری با ذهن در تمام زندگی ما تاثیر خوبی داره در سلامتی ما در روابط ،در احساس ما اعتماد به نفس ما و مسیر زندگی ما را تغییر میده من از وقتی تو مسیر هستم خیلی خیلی راضی هستم و احساس سعادت میکنم .
سلام روز دوم از صد گام تا لاغری
من بیشتر دوست دارم اسم دوره بشه صد گام تا سلامتی و تناسب اندام دلخواه
من بسیار راحت و لذتبخش و بدون هیچ تلاشی اضافه وزن پیدا کردم پس باید به همین صورت و بسیار لذت بخش متناسب شوم و به سایز 38_40 برسم😍😍
در هر روشی تا لآن محدودیت و رژیم بوده و من چون به شدت ذهنم درگیر بوده بعد از یه مدت دیوانه وار خوردم مثل کسی که از بند رها شده باشه و در تمام مدت محرومیت ذهنم مشغول بوده و عصبی بودم
حالا می فهمم چرا چون ذهن من دستورش فرق داشته و من ایمان دارم که میتونم ذهنم رو تحت کنترل خودم دربیارم و بسیار لذتبخش برسم به سلامتی کامل و اندام زیبایم 😍😍
من فقط دنبال روشهای راحت و لذتبخش هستم من اضطراب و هر چیزی که انرژی مرا بگیرد نمی خواهم👏👏👏👏
من هر روز یک قدم برمیدارم متعهد میمونم تا ذهنم یاد بگیره من به ارادهام باور دارم و میدونم که نتیجه ی مورد دلخواهم دو میگیرم اصلا همینکه من الآن اینجا هستم و در حال نوشتن هستم این یعنی نتیجه به خودم بسیار تبریک میگم😍😍😍😍😍👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹🌹
من برای دو فایل فقط فقط برای دو فایل تمرین انجام دادم ۳ کیلو وزنم کم شد و ادامه پیدا کرد و هدایت شدم و ۷ کیلو کاهش وزن داشتم سایزم کم شد و دور شکمم ۶ سانت کم شد و من ذهنم را آرام می کنم و ایمان دارم که این مسیر جواب می دهد، خدایا شکرت که تو برم نامه ریز زندگی من هستی و دست مرا میگیری و قدم قدم به همه ی آرزوها و رویاهایم می سانی خدایا شکررررررر🌹🌹🌹🌹🌹
سلام دوست عزیز خوشحالم ک تغییر را برای ادامه زندگی انتخاب کردی
دوتا فایل رو میشه بگید کدومها بودن
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی
لاغری آسانترین کار دنیاست،فقط باید اون رویاد بگیرم، سالها دنبال لاغری بودم ولی در تمام اون روش ها جسممو تحت فشار میزاشتم وتمام کارهام فیزیکی بود باید میرفتم پیاده روی وی مسیر طولانیو راه میرفتم باید میدویدم تا مثلا کالری بیشتری بسوزونم ,یا باید فلان قرص رو میخوردم فلان کرم رومیمالیدم تا چربی هامو اب کنه،باید میرفتم باشگاه وساعت ها با وزنه کار میکردم ،تمام روش هایی ک برای لاغر شدن انجام میدادم فقط روی جسم بود در حالی ک من ذهنی داشتم پر از باورهای چاقی ک تمام مدت همراهم بود،این همه ورزش کردم اگه ی شیرینی بخورم همش بر باد میره ،این همه پیاده روی کردم ولی آبم بخورم باز چاق میشم ،ساعت ها باشگاهم اگه من باز تحرکم کم بشه چاق میشم و هزارتا از این باورهارو من تمام مدت با خودم داشتم و سالها اونارواموخته بودم،مادری ک از همه ی غذاها میترسه روغن گرفته تا گوشت و نمک و……….همه وهمه روهر روز تکرار میکرد ک ما هر کاری کنیم چاقیم ،ابم بخوریم چاق میشم ،نون مساوی چاقی،سرخ کردنی مساوری چاقی برنج ماکارونی سیب زمینی و ….. ب نوعی تمام غذاها خواب تحرک کم و دیگه اونقپ زیاد شده بود باورهای چاقیم ک فک میکرذم ماها نفسم بکشیم باز چاق میشیم ، من بارها و بارها با روش های مختلف لاغر شدم ولی خیلی زودتر از اون چیزی ک فکرشو بکنم برمیگشتم چون من ذهنم لاغری رویاد نگرفته،اصلا نمیدونست ذهن چیه وچ کاراییوداره ، ولی الان طی این مدت ک با سایت تناسب فکریم فهمیدم ک هرچیو بخوام باید اول ب ذهنم اموزششوبدم تلاش وزجر جسمی وفیزیکی بدون موافقت ذهن فقط زجر دادن خودمه،وقتی ب ذهن اموزش دادم و موافقتشو جلب کردم اونوق حتی نمیفهمم کی ب اون خواسته رسیدم،من مدت هاست ک در این سایت هر فایل اموزشی روک میبینم گوش دادم ونتیجشوبدون اینکه خودم متوجه بشم دریافت کردم منی ک مدام چاقتر میشدم متوقف شدم و بعد از مدتی از اطرافیان شنیدم ک دارم تغییر میکنم ،الان ایمان دارم ک باید موافقت ذهنموجلب کنم بهش لاغری رو یاد بدم اروم اروم وعجله ای نیس من سواد روطی سالها یاد گرفتم یا همین کار کردن گوشی ب مروروبا حوصله یاد گرفتم و خیلی از کارهایی مث رانندگی و… روب مرور وبا تکرار وتکرار یاد گرفتبم من هر روز گامی برای اموزش لاغری ب ذهنم برمیداریم وایمان دارم ک ذهنم وقتی ک یاد گرفتم بدون اینکه حتی متوجه بشم منو ب ایده الم میرسونه،تمام فعالیت های من با مغز منه و مغز من تحت تاثیر ذهنمه ومن ذهنموقبلا برنامه ریزی کرده بودم برا چاق تر شدن وتمام نگرش هام وباورهام برای چاقی بود ولی الان میخوام با نگرش ها وباورهای لاغری ذهنمو برای لاغری و تناسب برنامه ریزی کنم و اینجوری مغزمم هم فرمان هایی رو دریافت میکنه ک جسممو ب سمت لاغری میبره ،من واقعا خیلی وقتا خوردن هام بی اختیار بود بعد میفهمیدم ک در اون لحظه هیچ کنترلی نداشتم و مدام ی چیزی ب من میگف بخور بعدا نیس بخور خوشمزه اس بخور مفته بخور مهمونییه ومن بدون کنترل میخوردمو بعدش کلی ناراحتی وعذاب وجدان ،ولی الان تصمیم گرفتم خیلی آسون لاغر بشم بدون اینکه سختی بکشم وزن وسایزمو با ذهن لاغرم متناسب کنم و تصمیم قاطع گرفتم ک هر روز قدمی برای این خواسته ام داشته باشم وهرروز در مسیر لاغری ذهنی قدمی بردارم و ذهنمو برنامه ریزی مجدد بکنم
خدایا سپاس تورا ک بهم فرصت زندگی دوباره با تناسب و زیبایی رودادی وقراره یه تولد دیگری روتجربه کنم ولذت ببرم