📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام دوستان
خیلی جالب بود مطالب آموزشی که استاد گفتند
من یاد گرفتم فرمانده بدن مغز وبر اساس آنچه که دستور گرفته اجرا میکنه ما همیشه فرمان چاقی دادیم پس توقعی غیر این نباید داشته باشیم سعی میکنم فرمان لاغری بدم وتمرکزم بر روی لاغری باشه آرامش داشته باشم وترس را از خودم دور کنم
حتما برنامه مغزم تغییر خواهد کرد ولاغر میشم
ممنون
نشان های دریافت شده
با سلام الویت من در زندگی احساس خوب داشتن هست و ماندن در این مسیر واحساس خوب.
رویای لاغر شدن در من سابقه چندین ساله دارد روشهای زیادی را امتحان کردم و هر بار با شکست مواجه شدم تا اینکه با روش لاغری با ذهن اشنا شدم اولش شک و تردید داشتم ولی بعد از ۶۷روز ویس گوش دادن وقتی دیدم حالم چقدر بهتر شده شروع کردم به مطالعه صد گام.
ما خیلی راحت چاق شدیم و هیچ کس بهمون اموزش نداد چی بخوریم چاق بشیم بعد از بارداری مخصوصا و با سی کیلو اضافه وزن موندم تا الان هر بار چند کیلو کم میکردم همه تعریف میکردن ولی من ته دلم استرس داشتم که دوباره چاق میشم و همیشه این انتظار لعنتی با من بود و من بعد از چند ماه دوباره برمیگشتم سر خونه اول دلم میخواد یه روزی بیاد که ذهن من اصلا چاقی رو بیاد نیاره اصلا ندونه چاقی چی هست.
ذهن ما تصویر ی هست و وقتی ما به چاقی فکر کنیم ذهنمون دستور میگیره و برامون اجرا میکنه و دوباره ما چاق میشیم.
خیلی وقتا من سیر بودم حتی پوست شکمم درد میومد ولی بازم میخوردم سیرمونی نداشتم. دخترم خیلی بد غذا بود وقتی براش غذا درست میکردم و نمیخورد عصبی میشدم و خودم میخوردم بدون اینکه متوجه بشم چی دارم میخورم فقط میخوردم. یا از شیفت میومدم و با گرسنگی شدید فقط میخوردم تا حد بالا اوردن بعضی وقتا از شوهرم بیشتر غذا میخوردم دیگه خجالت میکشیدم جلوی شوهرم غذا بخورم مخفیانه توی اشپزخونه غذا میخوردم خخخخخ وای چقدر شکمو بودم البته تقصیر خودش بود اوایل ازدواج من خیلی کم غذا بود م به زور قاشق غذا میذاشت توی دهنم.
پدر شوهرم میگفت خیلی کم غذا میخوری چرا چیزی نمیخوری و من بیشتر میخوردم که فکر نکنن من از غذاشون بدم میاد.
همیشه نگران چاقی بودم چونکه قبلش لاغر شده بودم ولی باز چاق شده بودم و من منتظر بودم روی ترازو که میرفتم بعد از دیدن وزن خودم حالم تا چند روز بد میشد. و به خودم توی دلم چیزی میگفتم بی اراده هستی شکمو هستی خجالت بکش همه دارن بهت یه جوری نگاه میکنن و…. .
ما هیچوقت الگوهای ذهنی مون رو تغییر نداده بودیم برای لاغر شدن فقط جسم خودمون رو تحت فشار قرار داده بودیم ولی هیچ فایده ای نداره فقط باید لاغری را مثل یک مهارت یاد بگیریم مثل یاد گرفتن چاقی .
یاد گرفتن چاقی خیلی موذیانه و ارام ارام وارد مغز و ذهن ما شده با یکسری کارها که حتی خودمون هم فکرشو نمیکردیم مغز ما چاق شد بدون ان که خودمون بخواهیم پس ریشه چاقی در ذهن ما هست مثل تمام بیماریها که باید ریشه یابی کنیم و ارام ارام رها بشیم از اضافه وزن و این امر یکدفعه رخ نمیده بلکه باید صبور باشیم تا کم کم باورهای ما تغییر کند.
دیگه دنبال چیزهایی که چاق کننده هستند نیستم چونکه دارم موذیانه ذهنم را چاق میکنم در موردش حرف نمیزنم روی ترازو نمیرم.
نجواهای ذهنی ما را ترغیب میکنند به چاقی ما رو به سمت چاقی میبرن و دایم دارن حرف میزنن و مانع لاغری ما میشوند. باید این ذهن را تربیت کرد تا تصاویر ذهنی ما تغییر کنه. و انتظار ما هم تغییر کنه.
واقعا دیگه از خودم انتظار چاقی ندارم میدونم که لاغر میشم و لاغر میمونم ما انسان های بااراده ای هستیم پس با اراده بیشتر از قبل ادامه میدیم این مسیر را تا رسیدن به رویای خودمون که همون لاغری هست.
تلاش برای تغییر جسم کاری بی فایده هست با ذهن را تغییر بدیم. من میخوام این نجوای ذهنی را تغییر بدم و مشت محکمی به دهنش بزنم تا دیگه جرات نکنه منو بترسونه .
نشان های دریافت شده
سلام طبق گفته استاددراین فایل انتخاب شدم به انتخاب خدا من گذشته چاقی داشتم وخسته شده بودم ازچاقی چون پادردخیلی ادیتم میکرد وعصبی میشدم وروزبه روزداغون ترمیشدم ونمیتونستم جلوی پرخوریم بگیرم رژیم ورزش موقت بودچراچون وزن برمیگشت وهمیشه دنبال راهی بودم بدون رنج بی دردسرباشه همیشه بمامیگفتن چاقی ازارث وراثت وبیماری هست ومغزماهمیشه پرشده بودازاین فرمول چاقیازغذاهاترس داشتیم نسبت به غذاهاهمیشه نگرش چاق شدن داشتیم ماهمیشه تصویرچاقی تومغزداشتیم وهمین یکی ازعامل چاقی بوده لاغرشدن رودورازانتظارمیدونستیم همنطورماباذهن چاق شدیم باهمان ذهن میتونیم لاعربشیم مغزماطبق شنیدن برنامه ریزی میکنه یه سری دستورات ازمغزصادرمیشه مثل برداشتن شیرینی مغزماکاری به رژیم نداره درواقع طبق اون فرمول هایی که بهش دادیم عمل میکنه چاقی باعث کاهش اعتمادبنفس مامیشد توذهن ترس داشتیم اززیادشدن وزن همین خودش یکی ازعوامل بالارفتن وزن میشد یامیگیم فلان غدارونخوریم تالاغربشیم درواقع چاقی روداریم ازش استقبال میکنیم نبایدبه نجوای ذهنی توجه کرد فقط باگوش دادن به فایل وحل تمرین بهترین روش هست طبق گفته های این فایل چاق ها ادمهای بی اراده نیستن اگربی اراده بودن بارهاشکست میخورن ولی بازمسیرروادامه میدن
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان هم مسیر
شرمین هستم گام چهارم از صد گام
بله دقیقاً درسته من تا قبل اگاهی فشار روانی بسیار زیادی روم بو و فکر می کردم دیگه لاغر نخواهم شد اما الان او فشار روانی از روی من کاملا برداشته شده و احساس سبکی می کنم و یک چیز خیلی مهمی هم که بهش رسیدم من هنوز افکار منفی یا اینکه این چاق کننده ست او نیست یا اینکه تو لاغر نمیشه دارم ولی با این تفاوت که الان آگاه هستم و سریع می فهمم که اینا تله ذهنی هستن و بس پس جدی شوند نمی گیرم مثل قبل و بهشون انرژی نمیدم و اونام به سرعت محو میشن
استاد عزیز تمام حرفاتون با جون و دل می فهمم چون زندگیش کردم سپاس از شما
باسلام خدمت استاد عزیز وهمه دوستان. بله منم وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم اون سالها که خیلی کوچیک بودم ۸ ساله یادمه که عمه هام همیشه میگفتن آره افسانه به مامانش رفته به خاله هاش رفته چون خانواده مامان من همه خالهام و مامانم اصافه وزن دارن، مامانمو بلاخره بعد از حدود ۵۵ سال بعد از عمل دیسکو بعد از داغون شدن زانوهاش بردیم وعمل به قول من لاغری براشون انجام دادیم و معدشو کوچیک کردن و نکته جالبش اینکه من توی گروه مامانم عصو هستم چون ایشون سواد ندارن اونجا مطالبی دکتر شون و مشاورشون میزارن که من باید به مادرم منتقل کنم،من میبینم که اینا صحبت که میکنند همش ترس از چاق شدن دارن متلا اوایل عمل تا ۹ ماه تا یک سال خوب پیش میره وزنشون خوب کم میشه بعد کم کم به قول خودشون استوپ میکنن یا بعصیا شون دوسه کیلو چاق میشن وای نمیدونید چه استرسی دارن چقدر اعصابشون بهم ریختس یا متلا همشون میگن ما خیلی دلمون شیرینی میخواد ولی میترسیم که بخوریم چون چاق میشیم یا پیتزانمخوریم چون سس داره واینا چاق میشیم ولی همش حسرتشو داریم ومن واقعا اونجا بود که به حرف استاد رسیدم که بابا باید ذهنیتمونو عوض کنیم اینا حتی با این عمل پر ریسک وخطر ناک بازم ترس بازگشت به چاقی رو دارن بازم حسرت خوردن نخوردنو دارن بس که میترسن بازم وزنشون برگشت میکنه چون فکرشون درگیر چاقیه اینا فقط معده رو عمل کردن مغز و ذهن که همونه بازم مثل زمان رژیم حسرت همه چیزو دارن ولی ایندفعه دیگه راه برگشتی نیس دیگه لدت از خوردن ندارن چون به محض فقط دو قاشق اصافه تر هرچی خوردنو بالا میارن و اینارو گفتم که من با بودن توی اون گروه مادرم و گوش کردن به این فایل عالی استاد با دل جون درک کردم حرفهای استادو، من باید لاغری با ذهن یاد بگیرم همونجور که چاقی با ذهنو از بچگی یاد گرفتم و بهم یاد دادن اونجا نا آگاه بودم ولی الان به لطف استاد آگاهانه این کارو میکنم وقدم قدم جلو میرم نمیجنگم با بدنم با اندامم سعی میکنم دوستش داشته باشم همونجور که عمری نفرت داشتم ازش الان عشق بدم بهش و ازش عذر خواهی میکنم با تمام وجودم، من بلد نبودم من آگاه نبودم از روی نادونی این بلارو به سر خودم آوردم حالا آگاهانه ودر این مسیر پر از نور هر روز تلاش میکنم حال خودم و بعد جسممو خوب کنم، که البته میدونم که جسمم همین که ببینه حالم از درون باخودم خوبه اون خودش خود به خود ترمیم میشه دوباره و عالی تر از اون چیزی میشه که من فکرشو هم نمیکردم وقتی برای استاد عطار روشن و هزاران نفر دیگه شده برای منم میشه 🙏🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام امروز روز سومه منه ،حالم خیلی نسبت ب خودم بهتره دیگه اون نفرت و نارضایتی دو روز قبل رو از خودم ندارم ،چون آگاه تر شدم و میدونم اون چیزی که همراه منه تا روز مرگم این جسم من هست باید دوسش داشته باشم مراقبش باشم و با احترام باهاش رفتار کنم ،همیشه بخاطر اضافه وزن ب بدنم حس تنفر دادم اضافه وزنی که خودم باعثش بودم و کسی جز خودم مقصر نیست 😔😔میدونم حضور من تو این سایت بی دلیل نیست الان سه روزه که با اشتیاق من ۵بیدار میشم چون ۷سرکار میرم دوس دارم اولین چیزی که براش تایم و انرژی بزارم فایل های اموزشی باشه و فایل رو دو بار با دقت گوش میدم و میام مینویسم بعدش دیدگاه های بقیه دوستان رو میخونم .منم مثل همه افراد چاق دیگه انتظار چاق شدن در ذهنم شکل گرفته اینکه من از کودکی چاق بودم ،اینکه تا ورزش نکنم لاغر نمیشم اینکه خیلی از مواد غذایی برام چاق کننده بود اینکه از یه ساعتی ب بعد غذا بخورم چاق میشم ولی من برای تک تک اینا مثالهای دارم که نقض میکنه این دلیلها رو برای من،خواهرم از من ۴سال کوچیکتره و تو عمرش ۵دیقه هم ورزش نکرده و وزنش همیشه۵۳کیلو همیشه شبا ساعت ۱۲اینا غذا میخوره سیب زمینی سرخ میکنه غذاهای کنسروی و….صبا ۱۲از خواب بیدار میشه و زیاد میخوابه اما خب چرا اون هیچ وقت چاق نشده ؟!همه اینا بخاطر اینه من ذهن چاقی دارم و از امروز میخوام تک تک این چیزا رو بشناسم و مثالی بیارم و ب ذهنم لاغر شدن رو یاد بدم ،چقدر این چاقی با ذهن کاری کرده با من که تو جمع ها احساس خوبی نداشته باشم بودن با ادمای چاق برام راحت تره شاید چون میگم من خیلی بهتر از اونم خداروشکر که اونقدر چاق نیستم،من میدونم ذهن من خیلی قدرتمنده و این مسیر و انتخاب کردم چون مث یه نور توی زندگیمه و حس خوبی دارم وقتی تو این راه هستم و مطمئنما که اینبار همه چی فرق داره و قراره من اندام دلخواهمو بهش برسم
و این کابوس اضافه وزن برای همیشه تموم بشه ،مثل یه بار سنگین چه روانی چه جسمی با خودم دارم حملش میکنم…..
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
من همیشه فکر میکردم علت اضافه وزنم الگو برداری از والدینم بوده ولی الان به جرات میتونم بگم الگو برداری نیست که هستند پدر و مادر چاق ولی فرزندان بسیار لاغر
اون ترس از چاقی، ترس از مواد غذایی،تلیقن که تو چاق میشی،مواظب باش که همه ذهنی هست ما رو به اینجا رسونده
ممنون ۲۲۰
نشان های دریافت شده
سلام درگذشته بااستفاده ارژیم ودمنوش ورفتن به باشگاه بوده ولی همه اینامقطعی بوده لاغری دایم نبوده چاقی ولی دایم بودماباقدرت ذهن چاق شدیم ازبس رویاپردازی کردیم فکرکردیم داریم لاغرمیشیم برعکس ازچاقی استقبال کردیم بقول استادمغزماتصویری هست چون توذهن به چاقی فکرکردیم جسم ماشروع کرده به چاقی هرچیزدرمغز تکراربشه شروع میکنه به فرمان پرخوری میکردیم مثلا تاشیرینی رودیدیم وسوسه شدیم درصورتی تصیمیم گرفتیم نخوریم ولی مغزمقاومت میکنا حتما خورده بشه هربارگفتیم دیگه رژیم میگیریم اولش باشوق بعدش میزاشتیم کنار پس همونحورباذهن چاق میتونیم لاغربشیم اونم باگوش دادن به فایل وانجام تمرین وجایگزین کردن فرمول لاغری به صلح رسیدن بامغز چشم ازجسم برداشتن وباارامش وبدون لغزش به مسیردرست ادامه بدیم ودرطی مسیرنه به چاقی فکرکنیم نه به زبان بیاریم فقط گوش بدیم به فایل وانجام تمرین روزبه روزموفق میشیم لاغری باذهن نجوای مغزروخاموش میکنه به سمت صدای امیدبخش سوق میده وما نبایدبه چاقی پروبال بدیم چون عامل چاقی هست ومابااراده هستیم نه شکست نه چیزی نمیتونه ماروازپیشرفت جلوگیری کنه مامیتوانیم ومن بایدباارامش غذابخورم ونقطه گرسنگی وسیری روتشخیص بدم لاغری اسانترین کاردنیاست خدایاممنونم منوبه این سمت هدایت کردی
با سلام وعرض ادب و احترام
چگونه با قدرت ذهن چاق شدیم؟ ذهن ما از انچه که مافکرشو میکنیم توانا تر ه .با دیدن این فایل متوجه شدم که این ذهن ماست که بر ما حکمرانی میکنه بدون اینکه ما بخواهیم و یا بفهمیم و بر چاقی ما هم تاثیر گذاشته حرفهایی که فبلا شنیدیم کاملا ذهن روی جسم ما پیاده کرده من همش میگفتم کم تحرکم .چاقی ارثی دارم .سوخت و ساز بدنم پایینه .استعداد چاقی دارم. .من ابم بخورم چاق میشم .و همین حرفها باعث شد ذهن من باور کنه جسمم به چاقی علاقه داره و کم کم وزنم بالا رفت واین در حالی بود که اطراف من ادمهایی بودن که مثل من بودن ولی هیچ اضافه وزنی نداشتن ومن همیشه از خودم میپرسیدم چرا اونا اضافه وزن ندارن با اینکه ببیشتر از من میخورن . ولی جوابی برای سوالم نداشتم چون شناختی از ذهن و قدرتش نداشتم اما حالا فهمیدم همش ذهن منه که همون جور که فکر میکنه همون به واقعیت تبدیل میشه ومن میتونم با قدرت ذهن از مسیری که طی کردم دور بزنم و برگردم .وبه سمت لاغری برم با تغییر دادن. افکارم از همون مسیری که چاق شدم از همون مسیر هم میتونم لاغر شم .واینها همش زبان چاقی بوده که ما یاد گرفتیم و چاق شدیم و حالا باید ربان لاغری را بیاموزیم و به ذهن یاد بدیم خداوند همه رامتناسب افریده وبطور طبیعی انسانی چاق نیست مگر مثل ما در مسیر اشتباهی رفته باشه .و چاقی رو آموزش دیده باشه. امیدوارم با استمرار در این راه موفق بشبم بر ذهن مان غلبه کنیم و زبان لاغری را به خوبی بیاموزیم
با تشکر ویژه از زحمات استاد گرامی
نشان های دریافت شده
با سلام فوق العاده است این آگاهی چقدر بهش احتیاج داشتم
خیلی خیلی ممنونم از شما استاد عزیزم
زبانم قاصره من هر روز صبح به عشق این که بیام داخل سایت و یه فایل جدید بشنوم و کلی هیجان زده بشم بیدار میشم در هیچ روشی من اینقدر حالم خوب نبود اینقدر ذوق و شوق نداشتم
این حس زیبا رو برای همه ارزو میکنم و مدیون شما هستم
در کودکی که من بازی میکردم کلاس پنجم بودم خواهرم گفت این ها(منظورش من و یکی دیگه از همبازی هام بود) هم چاق میشن مثل ما فک کردی اینا بهتر هستن نخیر من باور کردم چون به دانشش اعتماد داشتم هم بزرگتر بود هم دانا تر و قویتر از من
من توی مدرسه همش دنبال نشانه های چاقی بودم همش مطمئن بودم و باور داشتم به دبیرستان نرسیدم که از ۴۵ رسیدم به ۸۱ کیلو مانتو فرم اندازه من نبود و من تنها کسی بودم که مانتو فرم نداشت اونجا فهمیدم که با دیگران متفاوتم از خودم خجالت کشیدم دنبال دوست و همراهی شبیه خودم بودم اما نبود همه لاغر تر از من بودن .
در این موقعیت من همش از وزن کردن خودم ترسیدم چون همش میترسیدم چاق تر بشم اضافه وزنم بیشتر بشه استرس و اضطراب داشتم با رژیم و ورزش باز رسیدم طی چند ماه به ۶۵ کیلو خوشحال شدم اما باز دو باره چاق شدم چون برنامه در ذهنم بود فقط جسما لاغر شده بودم نه ذهنی .هنوزم فک میکردم چاقم و هنوز باید وزن کم کنم . هی چاقی و لاغری های مکرر با امتحان روش های مختلف و اما نتیجه یک چیز بود .
بعد از اولین رژیم فهمیدم که نان و برنج چاق کننده است زیاد خوردن چاق کننده است برای هر بار زیاده روی احساس گناه و استرس و اضطراب داشتم که میدونم چاق میشم وای چه زجری کشیدم و الان بعد از ۱۵ سال تلاش برای لاغری و نرسیدن بهش با این مسیر زیبا اشنا شدم که صدای درونی سرزنشگر منو بهم معرفی کرد و بهم یاد میده چطور با اون صدا نجنگم فقط در آغوشش بگیرم بپذیرمش و سعی کنم درست توجیحش کنم با اطلاعات درست چطور اون صدا رو تبدیل به صدای لاغری کنم چطوری یادش بدم منولاغر کنه . چطور به این صدای قدرتمند درونی ام یاد بدم در خدمت خواسته های من باشه عاشقتونم استاد فوق العاده هستید هر چی تشکر کنم کم بوده این روشی بود که سالها دنبالش بودم انگار گمشده ام رو پیدا کردم با تمام توانم هر کاری لازم باشه انجام میدم سپاس از مهربانیتون برای این فایلهای رایگان …