📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


تمرین گام دوم در مسیر لاغری راستش برای منم پیش اومده که سوالهایی رو از خودم بپرسم چرا چاق شدم چرا یهو چاق شدم چکار کنم لاغر بشم هر راهی درپیش گرفتم موفق نشدم درسته مشکل ما ذهنیه ما خیلی جسم بیچارمونو تحت فشار قرار دادیم تا لاغر بشه خداییم شد اما نموند چون ذهنمون با جسممون با هم همسو نبدوند حالا چکار کنیم تا همسو بشن باید ذهنمونو تربیت کنیم اموزشش بدیم تا لاغر شد لاغر بمونه خوب وقتی با هم همسو نباشند جسم ی ساز میزنه وذهنم ی ساز در نهایت ذهنوبرنده میشه چون قدرت دست اونه ما در لاغری با ذهن به ذهنمون یادمیدیم که چاقی چیه وچه مشکلاتی داره وبعدش بهش یاد میدیم لاغری چیه وچه فایدهایی داره ودرمسیر درستقرارش میدیم با گوش دادن به فایل وتمرین کردن واستمرار تا به نتیجه دلخواه برسیم ووقتی ذهنمونو خوب تربیت میکنیم طبعا اعتماد به نفسمون زیاد میشه شاد میشیم ارامش میگیریم بیاید با اشتیاق در این مسیر حرکت کنیم وولاغری زندگی کنیم بیاید فرمولهای ذهنیمون جایگزین فرمولهای چاقی کنیم تا برای همیشه از شر چاقی رها بشیم به امید ان روز که عکسهامونو تو شگفتی سازان ببینیم ممنون استاد که وقتتونو برای ما گذاشتین تا ما هم به نتیجه دلخواه ووزن ایده المون برسیم ممنون
نشان های دریافت شده
سلام
این جمله که شما میفرمایید “چاقی یاد گرفتنی هست “رو داشتم با خودم تحلیل میکردم یه سری خاطرات از بچگی برام مرور شد که حاوی فرمولهای چاق کننده بود
من وقتی به دنیا اومدم لاغر وسبزه بودم و مادرم که بارها اینو برام تعریف کردن گفتن که به این دلیل که پدرت در زمان بارداری من جبهه بودن و من همیشه تنها و غصه دار بودم بچه ام رشد نکرده و این فرمول در ذهن من و مادر کاشته شده (لاغری=غصه دار بودن) خاله ام وقتی به دنیا اومدن به مامانم گفتن که این سوسک سیاه چیه (فرمول لاغری=زشت بودن)۶ ماهه که شدم و مادرم تمام تلاش خودش رو کرده برای اینکه با تپل شدنم مادری خودشو ثابت کنه وقتی شیراز رفتیم خونه همون خاله گفتن این اصلا اون نیست حالا عروسک شده(فرمول چاقی=زیبایی)در اوایل کودکی یه بار که بغل مامانم بودم به آشنا توی کوچه مادرم رو دیده گفته ببینم بچه ات رو بعد گفته اه چه زشته مامان به این قشنگی بچه به این زشتی برو بندازش دور….(چاق بودن=خواستنی بودن)تا ۱سال ونیم که برادرم به دنیا بیاد من تپل و محبوب بودم بعدش لاغر شدم که مادرم میگه حسود بودی که لاغر شدی(فرمول لاغری=حسود بودن) من تا دوم راهنمایی لاغر بودم و همیشه مریض و در حال گلو درد .دکتر رفتن وپنیسیلین زدن که بارها و بارها شنیدم که چون لاغره ضعیفه و زود مریض میشه(فرمول لاغری =ضعف بدنی و بیماری)داداشا هردو خوب بودن و من لاغر یه بار عمه مادرم به مامانم میگن چون دختره بهش نمیرسی و لاغره ( فرمول لاغری =کم توجهی) بالاخره در تابستان دوم راهنمایی به سوم من اضافه وزن پیدا کردم به خاطر همین فرمولها به طوریکه واقعا دیگه لاغر نبودم این شرایط تا پیش دانشگاهی ادامه داشت و من احتمالا در اون سن ۱۸ سالگی حدود ۶۴… اینا بودم وو همسرم به خواستگاریم اومدن و ایشون و خانواده همسرم از داشتن عروس خوشگل و تپل لذت میبردن و بارها از شوهرم و مادرشون شنیدم که از ادمهای لاغر بدشون میاد (بازم فرمول چاقی=خواستنی تر بودن)سال قبل کنکور ۳ ماه آخرش من ناچارا به خاطر تمرکز بیشتر برای درس خوندن به خاطر بنایی خونه راه میرفتم و درس میخوندم و حدود تقریبا ۶ و۷ کیلو کم کردم و به وزن ۵۷ رسیدم (فرمون تحرک زیاد=لاغری) و جالبه مامان من که از لاغری من ناراحت بودن به دکتر که گفتن بچه ام لاغر شده دکتر گفتن همین الانم ۱۲ کیلو اضافه است (فرمول اعتبار حرف پزشکان)همسرم یه بار به من گفتن اون موقع که اومدم خواستکاریت تپل تر بودی بهتر بودی (فرمول هرچه تپلتر خواستنی تر)…تا سال ۶ پزشکی من در همین اوضاع بودم تا ماجرای بارداری پیش اومد و خوردنهای بی رویه گرسنه شدنهای ۵ صبح انواع کیک و شیرینی و بستنی … شد ۲۰ کیلو اضافه وزن درحالیکه بچه ای در حدود ۲۶۰۰ _۷۰۰دنیا اوردم (فرمول بارداری =پر خوری، بارداری=به اندازه ۲ نفر خوردن ،برای داشتن بچه با وزن خوب =بیشتر بخوریم ،هر چی بخوریم=اشکالی نداره …..)بعد از اون هم در دوران شیردهی بازهم کاهش وزن کمی داشتم و همزمان قرص ضد بارداری هم میخوردم که به خاطر فرمولهای (قرص ال دی =چاقی و مادری که شیر میده صبح که از خواب بیدار میشه در ودیوار خونه میلرزن از ترس…😅😅) نهایتا به وزن ۷۵ رسیدم و کم کم به خاطر شب بیداریها و دوری از فرزند و سختیهای سال آخر پزشکی به ۶۸ رسیدم و حدود ۷۰ اینا بودم که جراحی کیسه صفرا انجام دادم و همون سال آزمایش تیرویید هم کم کاری رو نشون داد (فرمول جراحی کیسه صفرا=چاقی و کم کاری تیرویید=چاقی )هم کار خودش رو کرد و من در حدود یکسال نزدیک به ۱۰ کیلو افزایش وزن پیدا کردم که با سالها ورزش و رژیم و… نتونستم کمش کنم
کاملا درسته چاقی ما نتیجه همین فرمولهای اشتباه هست که در ناخودآگاه ما ذخیره شده و فقط و فقط با جایگزینی با فرمولهای صحیح از روش یادگیری و تکرار میشه ابتدا ذهن رو متناسب کرد و بعد جسم هم ارام ارام متناسب میشه مثل استاد عطار روشن و هزاران شگفتی ساز دیگه❤❤
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز چه قدر عالی مدل باورسازی و تغییرات رو توضیح دادین من از نوشته ی شما لذت بردم .و به این نکته رسیدم که ما باید انقدر روی خودمون کار کنیم که حرف دیگران اهمیتی برای ما نداشته باشه حتی کسانی که خیلی دوستشون داریم و هم چنین پزشک و… ما راه خودمون رو بریم و به اینکه من میتونم زندگی خودم رو بسازم و حرف دیگران تاثیری در زندگی من ندارد عمل کنیم.
سلام دوستان مسیر تناسب
دقیقا همونطور که استاد تاکید میکنن که روشهای لاغری بی فایده و برگشت پذیره و ما همه تجربه های شکست پیاپی در ترین مسیر رو داشتیم تا به این نقطه رسیدیم من شخصا تمام روشهام و تجربه هام از روی نفرت از چاقی و ترس از لاغر نشدن بود و به جایی ختم میشد که بیشتر نا امید میشدم من عجول بودم و رویای رسیدن به تناسب اندام من آمیخته بود با هزار بهانه و تجربه نرسیدن های گذشته
حالا که قدم در اینمسیر گذاشتم دیگه از اون ترسها خبری نیست و جاش رو به امیدواری داده حالا به اینده چشم داره مهمتر اینه که میدونم و مطمئن هستم این روش دائمی یه و من برای یک عمر قراره از این تناسب لذت ببرم
نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر عزیزان
این تنها راه که در مسیر زندگی با لذت می تونین لاغر شین نه سختی نه محدودیت فقط باید فایل گوش بدین و تمرین انجام بدین !
من هم همه رژیمها و ورزش ها امتحان کرده بودم به جز قرص و عمل !
جنگ کردن فایده نداره جسم و فقط تحت فشار بزاریم باید ذهنمون و تغییر بدیم تا حالا چاقی و یاد گرفته بود البته مال من تقریبا دو سالی هست که داره لاغری و یاد می گیره و ادامه می ده بدون اینکه هر روز فشار بیارم به خودم و حتما ورزش کنم یا گرسنگی بکشم هر وقت دلم بخواد ورزش می کنم اما هر روز نه
فقط این روش مثل اون رژیمها سریع نیست حوصله می خواد ولی عوضش وقتی یاد بگیرین ماندگاره
من همیشه توی این رژیمها کم میاوردیم عصبی می شدم چون اون موقع هم دخترم کوچیک بود به اعصابم خیلی فشار میامد خدا رو شکر الان خیلی آرام شدم همه چی و می پذیرم جنگ و جدال نمی کنم نه کمتر شده ولی خدا رو شکر
اون موقع من می رفتم میامدم باید یه چیزی می خورم ای ضعف کردم وای چه بویی میاد وای این وای اون حالا بزار غذا بخوریم بعدش فلان جا بریم حالا بزار این حالا بزار اون
خدا رو شکر که از این محدودیتها نجات پیدا کردم و جوون تر شدم خدا رو شکر چاقی خیلی سن آدم و بالا می بره چون من شوهرم متناسب هستش
یواش یواش داشتم پیرتر به نظر می رسیدم از همسرم به موقع شروع کردم😂😂
نشان های دریافت شده
من قبل از دوره اصلا به جسم خودم اعتماد نداشتم ودر واقع میتونم بگم اصلا خودم را دوست نداشتم الان که فکر میکنم میبینم چقدر در حق خودم ظلم کردم چقدر ورزش های سنگین را به این جسم بیچاره تحمیل کردم انواع رژیم ها را اول روی خودم امتحان میکردم بعد اگر میدیدم کارایی داره به شاگردانم هم پیشنهاد میدادم خلاصه الان میفهم که خودم را دوست نداشتم وقتی تو این دوره شگفت انگیز شرکت کردم تازه خودم را کشف کردم فهمیدم ی کسی به اسم سهیلا هم هست که باید برای خودش وجمسش وروح اش و ذهن اش ارزش قایل شه چقدر از خود گذشتگی برای دیگران داشتم هیچ وقت به خودم اهمیت نمیدادم وهمیشه دیگران برای من ارجحیت داشتند الان میفهم چقدر اشتباه کردم شاید اگر استاد با میثاق نامه پر ارزشش که مثل یک کتیبه از طلا باید نوشته بشه نبود باز من همان سهیلا قبلی بودم با همان خصوصیات و هیچ تقعیری هم در کار نبود
شرکت در این دوره بهترین تصمیمی بود که در کل زندگی ام گرفتم نه تنها آموزش لاغری را یاد میگرم بلکه در تمام جهات زندگی میتوانم رشد کنم چاقی در افکار من بود احساس لایق نبودن فراموش کردن توانمندی های خودم از خود گذشتگی هایی که جز ضربه به روح وجسم من نزد اینکه دیگر چون کار نمیکنم یعنی دیگران هم ارزشی برای من قایل نیستند تمام این مسایل در ذهن من رشد کردند وهر روز اون سهیلای شاد وقوی را به سمت دره افسردگی وچاقی کشاند خدا را شاکرم که اینقدر منو دوست داشت که با این دوره آشنا شدم وسهیلا گمشده را دوباره پیدا کردم واین مهم را مدیون استاد عزیزم هستم
من هم خیلی تلاش کرده بودم تا لاغر بشم با انواع رژیم و ورزش و بارها امتحان کرده بودم و هر بار هم عالی نتیجه میرفتم ولی ماندگار نبود و این به خاطر جسم من نبود ولی نمیدونستم ایراد کار کجا هست چون بارهاا نتایج خوبی میگرفتم اما نمیتو نستم اون رو حفط کنم و همیشه برام سوال بود چرا اینقدر راحت و بدون زحمت چاق شدم ولی با سختی و ناراحتی و زجر لاغر میشم تا اینکه با این دورهای لاغری با قدرت ذهن اشنا شدم و من میخوام با این دورها ذهنم رو برای لاغر شدن و لاغر ماندن تربیت کنم اما روشی هست که صبر بیشتری میخواد ولی ماندگار هست و با این روش هیچ وقت من به سایز و وزن قبلی برنمیگردم مگر اینکه خودم نخوام دیگه در این مسیر باشم پس من بارها با رژیم جسمم رو تحت فشار گداشتم و درواقع من تصمیم میگرفتم جسمم رو لاعر کنم اما ذهنم همسو نبود با تصمیم من پس من با ذهنم مبارزه میکردم و این باعث میشد هر چقدر از رژیم من میگذشت کار سختتر میشدچون ذهنم در هماهنگی با من نبود . تمام فعالیتهای جسم من از مغز ما دستور میگیرد مثل اب خوردن یا راه رفتن و … و تمام این کارهای مغز ما از ذهن ما نشات میگیره
پس فعالیت خوردن هم دستوری هست مل تمام دستورهای مغزی که از ذهن دستور میگیره و چون ذهن ما فرمولهای چاقی داره فقط دستور های غذایی چاقی میده و ما هر بار از این دستورهای غدایی که میده مثلا فلان چیز رو بخور ناراحت بشیم و سرزنش کنیم خودمون رو بیشتر چاق میشیم ما باید به این ذهن لاغری رو یاد بدیم و بگیم چه مزیتهایی داره و چه لدتهایی داره تا موافقت ذهن رو در این تصمیم جلب کنیم و یواش یواش ذهن لاغری رو آموزش ببینه .
و این اموزشهای چاقی رو ما از کودکی از پدر و ماد و اطرافیان و جامعه یاد گرفتیم مثل یادگیری زبان مادری که خیلی راحت و به سادگی یاد گرفتیم .
پس چاقی اموزش دیدنی هست و ما اون رو یادگرفتیم بدون اینکه تصمیم داشته باشیم و ما سالها هست داریم اون فرمولهای چاقی رو زندگی میکنیم و نتیجه هم وزنی هست که داریم اما مهم نیست حالا ما میتونیم اموزش لاغری رو به ذهن بدیم چون ذهن بارها میتونه اموزش میبنه همانطور که ما رفتیم هنرهای دیگه مثل خطاطی یا نقاشی یا موسیقی و .. رو یاد گرفتیم .پس ذهن رو باید تغییر بدیم و به راه و سمت جدید ببریم تا نتیجه ی جدید رو ببینیم .
من هم لاغری رو دارم به ذهنم آموزش میدم و میدونم هیچ راه صحیح دیگه ای برای لاعر شدن نیست .چرا راه های بسیاری هست اما صحیح نیستن و من به دنبال راه صحیح هستم که هم لاعر بشم و لاعر بمونم که فقط از طریق گوش دادن به فایلها و خواندن و نوشتن و انجام تمرینات امکانپذیر هست .
پس پایگاه رهبری جسم ما ذهن ما هست که رفتار ما رو کنترل میکنه. پس ذهن من با رژیم تغییر نکرده و فقط در جنگ با تصمیم من که رژیم بوده قرار گرفته و در نهایت هم من رو شکست داده و دوباره من چاق شدم
اما من اصلا خودم رو فرد ناتوانی در زمینه ی لاعری نمیدونم چون راهم غلط بوده و از این بوده که به مقصد نرسیدم
تمام دفعاتی که من در لاغری شکست خوردم به خاطر مسیر علطم بوده وگرنه من بی نهایت تلاش و کوشش میکردم و در این مسیرغلط اگه نتیجه نگرفتم دلیل بر سعی و تلاش نکردن من نبوده دلیل بر ناتوانی من نبوده راه و مسیرم علط بوده ولی همین مسیر علط باعث شده که در ذهن من لاعری سخت و دور از دسترس باشه چون چندین بار تلاش کردم ولی نتیجه ماندگار نبوده در ذهن من کاری رنج اور و سخت هست
من هر روز باید یک قدم برای لاعری خودم بردارم اما نه یک قدم فیزیکی و یا محرومیت غذایی و رژیم باید فایل گوش بدم و تمرین و تکرار کنم تا یاد بگیریم من الان جز برنامهای زندگی من هست مثل اب خوردن عدا خوردن باید فایلم رو هم گوش بدم و با لدت و خوشحالی و بدون سختی و نتیجه رو هم در حدی که بتونم خوب عمل کنم میبینم و درواقع وزن و سایز من مطابق هست با خوب اموزش دادن به ذهنم و هماهنگی ذهنم با خواسته ام که اول تغییر از احساس ما شروع میشه که ما احساس ارامش و لدت و شادی درونی پیدا میکنیم و بعد تغییر رفتار پیدا میکنیم و در نهایت تغییر جسم رو میبینیم
و در این مسیر خیلی از جنبهای دیگه زندگیمون هم تغییر میکنه و تحت تاثیر قرار میگیره چون به اعتماد به نفس و ارامش و شادی میرسیم و به اون احساس خوب میرسیم به سلامتی و تناسب هم میرسیم و بقیه چیزا
چاقی اعتماد به نفس ما و توانایی ما و حال خوب ما و سلامتی و ارامش ما و …. رو از بین میبره
من میخوام لاغر شدن رو یاد بگیریم و زندگی کنیم همانطور که استاد یاد گرفته و در حالت تناسب هست من هم یاد میگیریم و لدت میبرم از زندگی جدیدم و جسم جدیدم
من قدم در مسیر لاغری برمیدارم هر چند ارام ولی پیوسته و مداوم قدم برمیدارم با استمرار قدم برمیدارم و مطمعنم همین استمرار من رو موفق میکنه و به هدفم نزدیک میکنه
من وقتی استمرار در کاری داشته باشم فرمولهاش به ناخود اگاه من سپرده میشه بدون اینکه من تصمیم بگیریم مثل آشپزی مثل رانندگی و … پس بدون تلاش با استمرار به سمت لاغری هدایت میشم پس من بدون تلاش و سعی و عرق ریختن به لاغری میرسم چون در این مسیر متعهد هستم و انگیزه و اشتیاق و استمرار دارم و همینا رمز موفقیت من هست
نشان های دریافت شده
به نام خدای هدایتگر
معرفی لاغری با ذهن
من اینجا می خواهم خلاصه ای از آنچه تا کنون در باره لاغری با ذهن از استاد خوبم یاد گرفتم بنویسم : ما در دوران کودکی توسط خانواده ،رسانه ،فرهنگ، جامعه، ومعلمین،و…تحت آموزش های متعددی قرار گرفتیم. ما زبان مادری را به راحتی وبدون سختی تنها با تکرار توسط والدین واطرافیان فرا گرفتیم حتی بعضی بچه ها سه زبان هستند وهرسه زبان را به راحتی می فهمند وحرف میزنند .نمونه این مثال فرزندان خواهرم هستند. همسر خواهر من یک مرد کرد هست وما خودمان ترک آذری هستیم. دختران خواهرم ترکی وفارسی را از خواهرم وکردی را از خانواده ی پدر یاد گرفتند .بااینکه دختران خواهرم سه چهار ساله هستند خیلی خوب هر سه زبان را میفهمند وحرف می زنند. پس نتیجه می گیریم که در کودکی خانواده واطرافیان خیلی در آموزش ذهن ناخودآگاه بچه ها تاثیر می گذارند. این موضوع در مسئله چاقی فرزندان هم صدق می کند. کودکان چاقی را از پدرومادرهایشان یاد میگیرندوروز به روز چاق وچاق تر می شوند ودر بزرگسالی از عوارض چاقی دچار رنجهای بزرگ می شوند واعتماد به نفس وخودباوری آنها نابود می شود .ما هم متاسفانه توسط والدین خود چاقی را یاد گرفتیم ودچار چاقی شدیم. ولی ما می توانیم همانطور که چاقی را یاد گرفتیم لاغری راهم یاد بگیریم. همانطور که ذهن ناخودآگاه چاقی را آموخته است. با دادن آموزشهای صحیح به ذهن میتوان به ذهن هم لاغری را یاد داد. در لاغری با ذهن از مضرات چاقی برای ذهن سخن گفته می شود ؛از مشکلاتی که چاقی در آینده گریبان ما رو میگیره ورنجهایی که چاقی به ما تحمیل میکند سخن میگوییم وبعد درباره منافع وفواید تناسب اندام ولاغری به او توضیح داده می شود .از لذتها وشادی هایی که لاغری به همراه دارد برایش حرف میزنیم. ذهن انسان طالب آرامش ولذت هست وهرچیزی برای ذهن لذت بخش باشد به سوی آن متمایل می شود .ما در ذهن لاغری را لذت بخش میکنیم تا در مسیر لاغری حرکت کند ونقشه ی لاغری را ترسیم کند.این پروسه آرام آرام رخ میدهد. ما سالهای سال چاق بودیم وبرای ذهن چاقی وغذا خوردن زیاد لذت بخش هست .ذهن افراد چاق پراز فرمولهای چاقی هست ما با یاد دادن لاغری به ذهن یکی یکی این فرمولهای اشتباه را شناسایی می کنیم وانها را با فرمول های صحیح جایگزین می کنیم تا ذهن مارا به سوی تناسب اندام ببرد. تا زمانی که این فرمولها تغییر نکند وتصاویر لاغری در ذهن جایگزین نشود همچنان ما با چاقی دست و پنجه نرم می کنیم. ما سالهای سال خواستیم با رژیم غذایی،دمنوشها، قرصها ورزش عمل جراحی با تحت فشار قرار دادن جسم لاغر بشیم در حالی که ذهن ما همچنان چاق بود ولاغری را بلد نبود وبه همین خاطر مدتی بعد از رژیم ما دوباره چاق می شدیم چون تلاش جسمی وبیرونی ما همسو با ذهن نبود. وذهن هیچ وقت رنج وسختی را نمی پذیرد ذهن طالب راحتی هست. ما با لاغری با ذهن آرام آرام لاغری را به ذهن یاد می دهیم تا جسم ما متناسب با ذهن بشه. هر چه قدر لاغری را ذهن به خوبی یاد بگیرد وزن وسایز ما با ذهنمان متناسب می شود. یعنی هر چه قدر باورهای صحیح به ذهن بدهیم به اندازه ی تغییر باورها در رفتار واعمال ما تغییر ایجاد می شود وجسم ما تغییر می کند .پس نتیجه می گیریم تا ذهن تغییر نکند جسم هم تغییر نمی کند. برای رسیدن به تناسب اندام با ذهن باید صبور بود وانتظار تغییرات ناگهانی وسریع از خود نداشت چون در کار ذهن به ترمیم ریشه می پردازیم واین ترمیم ریشه کار یکی دو روز نیست سالها این ریشه با افکار اشتباه تغذیه شده. باید با باورهای صحیح دوباره ریشه را بازسازی کرد. تا با فرمولهای صحیح جان تازه بگیره ولاغری رو به ما هدیه بدهد.
فایل “لاغر شدن با قدرت ذهن چگونه است ؟”:
ذهن ما بسیار قدرتمند است و بااستفاده از قدرت بالای ذهن یا ضمیر ناخوداگاه، ميتوان به لاغری رسید. برای رسیدن به هدف لاغری ، کافیست اندام مورد دلخواهمان را در ذهن خود مجسم کنیم و ان را به ضمیر ناخود اگاه خود منتقل کنيم. ما بایست بدن خود را در كنترل ذهنمان قرار دهيم. ماباید تصوير لاغری را در ذهن خود بسازیم و اندام خود را انگونه که میخواهیم در ذهنمان تصویر سازی کنیم. ما الان هر روز داریم به عکسهایی که به در کمد اتاق و در یخچال زده ایم نگاه میکنیم و ما داریم یک تصویر ذهنی مشابه با ان را در ذهن میسازیم. ما داریم در این دوره استرس را از خود دور میکنیم و به ارامش میرسیم. بهترین راه برای لاغری و تناسب اندام این است که از ذهن شروع کنیم نه از جسم. رژیم های لاغری به جسم فشار میاورد و در اخر هم بی نتیجه میماند. ما کافیست که ذهن خود را دوباره برنامه ریزی کنیم. ما بایست ذهن خود را براي لاغر شدن برنامه ریزی کنیم. برنامه ریزی مجدد ذهن طوری پیش میرود که ما را به سمت لاغری پیش میبرد. ما در این دوره داریم نگرش خود را نسبت به خوراک خود تغییر میدهیم. ما داریم ذهنمان را براي درست خوردن برنامه ریزی میکنیم. ما داريم براي تجربه سبک جدیدی از زندگی ،ذهنمان رابرانامه ریزی میکنیم. من که تا حالا خیلی موفقيت به دست اورده ام ، شماها دوستان عزیزم چطور ؟ لطفاً نظر خودتان را به اشتراک بگذارید تا براي رسیدن به هدف مشترکمان به هم کمک بیشتری کرده باشیم. 🙏🙏🙏
سلام و درود
لاغری از طریق ذهن درست ترین روش لاغری هست که باید بتونیم باهاش آشنا بشیم و روش هاش رو یاد بگیرم
تا قبل از این مسیر همه روش هایی که برای لاغر شدن رو میرفتم نتیجه نهایی نداشت و با اعصاب خوردی بیشتر ناراحتی زیاد روش های دیگه رو با ناامیدی از اینکه بازم تلاشم بدون نتیجه میشه امتحان میکردم به امید یه گرم کاهش وزن من هم مثل بقیه دوستان سایز کم میکردم اما ماندگار نبود چون مسیر درست رو نمیشناختم و به همین دلیل لاغرمیشدم و باز برمیگشتم به وزن قبلم به لطف الهی تونستم با مسیر درست لاغری آشنا بشم و مسیر درست رو حرکت کنم . با اینکه حرکتم در مسیر کند هست اما خداروشکر میکنم که درست دارم حرکت میکنم و میدونم روزی به انتهای این مسیر و هدفم میرسم .
نشان های دریافت شده
لاغری از طریق قدرت ذهن چگونه است؟
استاد هم ردش های مختلفی روز برای لاغری استفاده کرده عین من
رژیم های مختلف
ورزش های مختلف
قرص
پودر
چسب
و هرکدام فقط دوست چند سایز کم میشدم ودر طی مدت کمی برمی گشتم
تو با هر سرعتی در مسیر اشتباه حرکت کنی به مقصد نمیرسی ولی وقتی حتی آرام در مسیر صحیح حرکت کنی به مقصد نمیرسی در تمام روش های قبلی لاغری تو فقط داشتی به جسم خودت فشار میاوردی و حرکت تو وحرکت ذهن تو هم راستا نبودن چون ذهن تو چاقی رو یاد گرفته بوده و داشت فقط رفتار تو را درمسیر چاقی چاقتر شدن پیش میبرد
مغز ما تحت تاثیر ذهن ماست وقتی ذهن پر باشد از فرمول های چاقی
پس مغز رو وادار میکنه به انجام رفتارهای چاق کننده. چاقی ارثی نیست یاد گرفتنی و آموزش دیدنی است تو از بچگی تحت آموزش چاقی از خانواده جامعه دوستان و رسانه ها قرار گرفتی
و نتیجه شد این
پس الان باید همان مسیر را برگردی باید لاغری رو به ذهنت یاد بدی وقتی ذهن تو لاغری رو یاد گرفت بدون هیچ سختی جسم تو به سمت لاغری میرود
همانجور که برای چاقی شدن تو سختی نکشیدی داروی خاصی نخوردی رژیم چاقی نگرفتی ورزش نکردی پس باید همانجور لاغر شوی
در مسیر آموزش ذهنی باید آرامش داشته باشی هروز برایش وقت بگذاری فک کن داری لیسانس میگیری مگه ۴سال برای لیسانس وقت نگذاشتی؟ ؟؟
پس من دارم لیسانس لاغری میگیرم زمان اهمیتی ندارد با اشتیاق علاقه و صبر در مسیر آموزش ها پیش میرم فایل های روزانه رو گوش میدهم تمرینات رو انجام میدهم و تمام تلاش خودم رو میکنم که آموزش ها رو به عمل در زندگیم تبدیل کنم وبا لاغری زندگی کنم عین همان چاق شدن مگه نه اینکه ۳۲ سال چاقی رو هر لحظه زندگی کردی پس از الان باید لاغری رو هر لحظه زندگی کنی
در این مسیر فقط لاغر نمیشی تمام جنبه های زندگیت عوض میشه عین همون چاقی که تمام زندگی تورا تحت تاثیر خودش قرار داده بود
پس فقط روشی صحیح است که تمام زندگی تو را عوض کند
خدایا شکرت