0

عادت‌های افراد چاق | ثوابشو بخر! (گام ۲۴)

اندازه متن

تا حالا دقت کردی بعضی‌ها یه‌جور خاص حرف می‌زنن؟
مثلاً هر وقت می‌خوان شروع کنن به کاری، می‌گن: «از شنبه!» 😅 یا وقتی ناراحتن، خودشون رو با یه چیز شیرین آروم می‌کنن… 🍰
اینا فقط یه سری جمله نیستن، اینا در واقع بخشی از عادت‌های افراد چاق هستن.

📍 این جلسه ادامه گام ۲۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

چاقی یه زبان خاص داره، یه زبان رفتاری! 🧠🗣️

مثل اینه که یه‌جور سبک زندگی یاد گرفتی که توش خوردن، فکر کردن و حتی حرف زدن، طبق قواعد اون زبان انجام می‌شه.

زبان چاقی یعنی چی؟ 🤔🍟

اگه مدت‌هاست اضافه‌وزن داری، یعنی داری با این زبان زندگی می‌کنی. یعنی عادت‌های افراد چاق کم‌کم شدن بخشی از شخصیتت، از حرف‌هات تا رفتارهات.

عادت‌های چاق کننده

همون‌طور که هر زبونی توی دنیا، حروف الفبا، گرامر و قواعد خاص خودش رو داره… یه زبان عجیب دیگه هم وجود داره که کمتر کسی می‌شناستش: زبان چاقی! 😲

ولی نترس، این زبان با دیکشنری و کتاب آموزش مکالمه کار نمی‌کنه، چون یه زبان رفتاریه — یعنی با عادت‌های افراد چاق شکل می‌گیره، نه با کلمات. 📖🚫

تو زبان‌های معمولی با آدما حرف می‌زنی، ولی تو زبان چاقی… با خوراکی‌ها در ارتباطی! 🍫🍕

نه شوخی نیست، واقعاً اگه دقت کنی، شاید خودت هم تجربه‌ش کردی که یه بستنی تو فریزر صدات می‌زنه:

«هی… فقط یه قاشق بیا بخور!» 🙈 «یه دونه دیگه بردار، گیرت نمی‌یاد!»

🔁 و این ماجرا تکرار می‌شه… بارها و بارها…

در حالی که یه آدم متناسب حتی نمی‌فهمه چی می‌گی اگه بپرسی: «تو هم صدای خوراکی‌ها رو می‌شنوی؟» 😅

اینا همون عادت‌های افراد چاق هستن؛ رفتارها و فکرهایی که به مرور زمان به یه زبان درونی تبدیل شدن.

زبونی که توش با هر حس و حال ناخوشایند، یه خوراکی می‌شه بهترین دوستمون.

خیلی از عادت‌های افراد چاق هم درست از همین زبان پنهان ذهنی شکل می‌گیرن، زبانی که اگه تغییرش ندی، نتیجه‌ای هم عوض نمی‌شه!

عادت‌های افراد چاق

عادت‌های افراد چاق؛ ما بیشتر از اونچه فکر می‌کنیم شبیه همیم! 🧠🍩

از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، یه کشف بزرگ کردم! 🤯

اونم این بود که خیلی از فکرها و واکنش‌هایی که من نسبت به غذا و چاقی داشتم، دقیــقاً توی ذهن بقیه‌ی افراد چاق هم وجود داره!

انگار ما یه گروه جهانی هستیم که یه زبان خاص بلدن:

زبان چاقی! 😅

و این زبان، پر از عادت‌های تکراری و مشابهه که تو ذهن همه‌مون جا خوش کرده… مثلاً:

  • «هرچی تلاش می‌کنم، باز وزنم برمی‌گرده…» 😔
  • «فقط کافیه یه ذره بخورم، فوراً چاق می‌شم!» 🍕
  • «من اصلاً نمی‌تونم جلو خودمو بگیرم…» 😩

و وقتی با آدمای دیگه‌ای که اضافه وزن دارن صحبت می‌کردم، می‌دیدم همشون دارن همین حرفا رو می‌زنن! 😮

ما همه‌مون داریم با یه زبان مشترک ذهنی فکر می‌کنیم و رفتار می‌کنیم.
زبانی که پره از فرمول‌های اشتباه، باورهای محدودکننده و رفتارهای ناخودآگاه. همونا که باعث ایجاد و تکرار عادت‌های افراد چاق می‌شن.

📌 و خبر خوب؟

همون‌طور که این زبان رو «یاد گرفتیم»… می‌تونیم زبان لاغری رو یاد بگیریم 😍

من تونستم با آموزش‌های ذهنی مخصوصا دوره ورود به سرزمین لاغرها، زبان چاقی رو کم اثر کنم و تا حدودی زبان لاغری رو یاد گرفتم.

نتیجه؟

بیش از ۵۰ کیلو کاهش وزن بعد از سی و چند سال چاقی! 💪✨

و باور قلبی من اینه که هرکسی که اضافه وزن داره، می‌تونه با همین روش ذهنی، به تناسب اندام رویایی‌ش برسه…

فقط کافیه شروع کنه به تغییر دادن عادت‌های افراد چاق و جایگزین کردنش با عادت‌های یک ذهن متناسب! 🌱💫

چرا چاق شدم؟! 🤷‍♂️🍩

خیلی وقتا از خودم می‌پرسیدم:

«واقعاً چرا چاق شدم؟! مگه من چه کاری کردم؟!» 😟

جواب این سؤال تو یه جمله خلاصه می‌شه:

چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از فکرهای چاق‌کننده‌ست. 🧠⚠️

اینا همون فکرهایی هستن که کم‌کم، آروم‌آروم، تبدیل شدن به عادت‌های افراد چاق.

مثلاً فکرهایی مثل:

  • «اگه غذا بمونه حیفه…» 🍛
  • «حالا یه لقمه بیشتر، چیزی نمی‌شه…» 🍞
  • «بعد از یه روز سخت، یه خوراکی حقمه!» 🍫

وقتی این افکار بارها و بارها توی ذهنمون تکرار می‌شن، تبدیل می‌شن به رفتار… و اون رفتارها کم‌کم تبدیل می‌شن به عادت‌های ثابت روزانه.

❌ فقط یه فکر اشتباه یا یه عادت بد باعث چاقی نمی‌شه.

✅ بلکه یه زنجیره طولانی از فکرها و رفتارهای تکراریه که توی سال‌ها، بی‌صدا، وزن ما رو بالا می‌بره.

مثلاً من، با کلی فکر چاق‌کننده و رفتارهای اشتباه که بیش از ۳۰ سال توی زندگی‌م جاری بود، یهو به خودم اومدم دیدم شدم ۱۳۷ کیلوگرم! 😳⚖️

اما از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، کم‌کم با تمرینات ذهنی و اصلاح کردن عادت‌های افراد چاق و آگاهی از این زبان درونی، وزنم به زیر ۹۰ رسید! 🙌

یعنی حدود ۵۰ کیلو کاهش وزن بدون حتی یک ساعت گرسنگی، بدون رژیم، بدون ورزش سنگین، و مهم‌تر از همه، بدون ترس از غذا خوردن! ❤️🍲

🌀 حالا تصور کن:

وزنی که توی ۳۰ سال چاقی به من اضافه شده بود، توی کمتر از ۳ سال با اصلاح ذهنم از بین رفت!

و این نشون می‌ده که بر خلاف چیزی که خیلی‌ها فکر می‌کنن، چاق شدن خیلی کندتر از لاغر شدنه!

ولی چون چاقی آروم میاد، ما حواسمون بهش نیست.

و چون لاغری رو هی با گرسنگی و سختی اشتباه گرفتیم، فکر می‌کنیم باید سریع و پر دردسر باشه! 😫

✅ اما واقعیت اینه:

اگه شروع کنیم به تغییر عادت‌های افراد چاق، مسیر لاغری هم ساده‌تره، هم سریع‌تره، هم موندگارتر! ✨🌿

نگرش اشتباه درباره لاغر شدن 😣💭 (یکی از مهم‌ترین عادت‌های افراد چاق)

از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم که خیلی از عادت‌های افراد چاق فقط مربوط به خوردن و تحرک نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین عادتها، نگرش اشتباه درباره خودِ لاغر شدنه!

🧠 خیلی از افراد چاق با خودشون می‌گن:

«لاغر شدن خیلی سخته! من هرکاری کردم، نشد!» یا «اگه بخوام لاغر بشم، باید کلی رنج و سختی بکشم!» 😩

جالبه بدونی این طرز فکر، خودش یه عادت ذهنی تکراری و یکی از عادت‌های افراد چاقه که روز به روز قوی‌تر می‌شه.

پس وقتی در ذهنت باور کرده‌ای که لاغر شدن سخته، این سختی نه‌تنها کم نمی‌شه، بلکه با گذشت زمان بیشتر و بیشتر هم می‌شه!

⏳ برای همینه که هر چی سن بالاتر می‌ره یا سال‌های چاقی بیشتر می‌شه، آدم احساس می‌کنه لاغر شدن سخت‌تر شده…

در حالی که بدن همون بدنه! این ذهنه که داستان رو پیچیده‌تر می‌کنه. 🌀

ذهن مثل دستگاه تکرار صدا می‌مونه! 🎙️🧠

💡 اگه می‌خوای این عادت‌های ذهنی رو با راهنمای کامل و قدم‌به‌قدم عوض کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ اینکه ذهن چطور مثل دستگاه تکرار صدا کار می‌کنه؛ در ادامه هم توی گام ۲۵ سراغ «مراقب لغزش‌های پنهان باش» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 106 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.15 از 71 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30154

106 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

106 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۵/۱۱ ۰۱:۱۸
      مدت عضویت: 2407 روز
      امتیاز کاربر: 9863 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,072 کلمه

      ❤️ بسم الله الرحمن الرحیم❤️ 

      سال‌ها طول کشید تا بفهمم چاقی فقط مربوط به غذا خوردن نیست، بلکه پشت خیلی از رفتارهای ما احساسات، باورها، عادت‌ها و تجربه‌هایی وجود دارد که شاید خودمان هم از آن‌ها خبر نداشته باشیم. من به عنوان کسی که سال‌های زیادی با چاقی زندگی کردم، امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم که خیلی از رفتارهایی که داشتم فقط یک انتخاب ساده برای خوردن نبود، بلکه نتیجه‌ی احساسات، فشارهای ذهنی و باورهایی بود که از کودکی در من شکل گرفته بود.

      یکی از عادت‌هایی که سال‌ها با من همراه بود این بود که عصرها وقتی حوصله‌ام سر می‌رفت، یا زمانی که اضطراب و ناراحتی داشتم، به سوپرمارکت محل می‌رفتم و مقدار زیادی خوراکی و هله‌هوله می‌خریدم. آن زمان فکر می‌کردم مشکل من فقط علاقه به خوراکی است، اما بعدها فهمیدم خیلی وقت‌ها من دنبال غذا نبودم، بلکه دنبال آرامش، سرگرمی یا راهی برای فرار از احساساتم بودم. غذا برای من تبدیل شده بود به یک دوست همیشگی که در لحظات سخت کنارم بود.

      یکی دیگر از رفتارهایی که داشتم این بود که همیشه فکر می‌کردم باید بشقاب غذایم را کامل تمام کنم. اگر غذایی باقی می‌ماند، احساس عذاب وجدان می‌کردم و با خودم می‌گفتم که اشتباه کردم که نتوانستم همه‌ی آن را بخورم. انگار تمام کردن غذا برای من نشانه‌ی خوب بودن بود و باقی ماندن غذا نشانه‌ی اینکه کار اشتباهی انجام داده‌ام. حتی ریختن غذای باقی‌مانده برایم حس بدی داشت و فکر می‌کردم چرا باید غذا را دور بریزم، در حالی که شاید بدنم دیگر نیازی به آن نداشته است.

      از طرف دیگر، یکی از عادت‌های اشتباه من این بود که صبح‌ها تا ظهر چیزی نمی‌خوردم. ساعت‌ها بدنم را در حالت گرسنگی نگه می‌داشتم و بعدازظهر احساس می‌کردم انگار از قحطی برگشته‌ام و باید هر چیزی که می‌بینم بخورم. آن زمان نمی‌دانستم که محروم کردن بدن از غذا می‌تواند باعث شود بعداً کنترل خوردن برای انسان سخت‌تر شود.

      من همیشه درباره‌ی رفتارهای خودم با دیگران صحبت می‌کردم. در واقع درونم دنبال این بودم که کسی به من بگوید این رفتارها طبیعی است و من آدم بدی نیستم. اما بیشتر مواقع چیزی که می‌شنیدم نصیحت‌هایی مثل «جلوی خودت را بگیر»، «کمتر بخور» یا «اراده داشته باش» بود. شاید دیگران قصد کمک داشتند، اما نتیجه‌اش برای من بیشتر احساس خجالت و شرمندگی بود. احساس می‌کردم دیگران فقط ظاهر رفتار من را می‌بینند و نمی‌دانند پشت این خوردن‌ها چه احساساتی وجود دارد.

      یکی از جمله‌هایی که در فرهنگ غذایی خیلی از خانواده‌ها وجود دارد، جمله‌ی «ثوابش رو بخر» است. من اولین بار این عبارت را در آموزش‌های استاد عطاروشن شنیدم، اما مفهوم آن برایم خیلی آشنا بود. از کودکی بارها شنیده بودم که نباید غذا را باقی گذاشت. یادم هست مادرم همیشه می‌گفت اگر غذایت را کامل نخوری، قدت کوتاه می‌ماند و همه می‌فهمند که غذا نمی‌خوری. همین باعث شده بود همیشه نگرانی داشته باشم که مبادا دیگران متوجه شوند من غذا نخورده‌ام یا غذایم را کامل نکرده‌ام. انگار خوردن غذا فقط یک نیاز جسمی نبود، بلکه تبدیل شده بود به راهی برای راضی نگه داشتن دیگران.

      در خانواده‌ی من هم بعضی رفتارها ناخواسته باعث ایجاد عادت‌های چاق‌کننده شده بود. مادرم همیشه دوست داشت ما غذا را کامل بخوریم، چون باور داشت بچه‌ای که غذایش را تمام کند سالم‌تر و قوی‌تر می‌شود. این باور از روی محبت بود، اما نتیجه‌اش این شد که من یاد نگرفتم به احساس سیری بدنم توجه کنم و بیشتر یاد گرفتم که باید بشقابم را خالی کنم.

      از طرف دیگر، رژیم‌هایی که در خانواده تجربه می‌کردیم هم تأثیر زیادی داشت. گاهی یک ماده غذایی ناگهان ممنوع می‌شد، چون یکی از اعضای خانواده رژیم گرفته بود و برای اینکه او وسوسه نشود، همه باید آن خوراکی را کنار می‌گذاشتیم. اما همین ممنوعیت‌ها باعث می‌شد بعد از مدتی میل به آن غذاها بیشتر شود و وقتی رژیم تمام می‌شد، همه با شدت بیشتری شروع به خوردن می‌کردیم. من سال‌ها بین گرسنگی، محدودیت و بعد پرخوری در رفت و آمد بودم و همین چرخه باعث شد رابطه‌ام با غذا آرامش نداشته باشد.

      وقتی با روش لاغری با ذهن آشنا شدم، چیزی که برایم متفاوت بود این بود که این روش بر پایه‌ی جنگیدن با بدن نبود. در این روش قرار نبود خودم را گرسنه نگه دارم، قرار نبود غذاهای مورد علاقه‌ام را برای همیشه ممنوع کنم، قرار نبود با ورزش‌های سخت خودم را مجبور کنم. برای اولین بار احساس کردم قرار است با بدنم دوست شوم، نه اینکه همیشه با آن در جنگ باشم.

      به نظر من لاغری با ذهن یکی از آرام‌ترین روش‌هایی است که انسان می‌تواند تجربه کند، چون در آن آزادی وجود دارد. وقتی انسان به بدن خودش گوش می‌دهد، وقتی اجازه می‌دهد نیازهای واقعی‌اش را بیان کند، وقتی غذا دیگر دشمن یا جایزه نیست، زندگی راحت‌تر می‌شود. چطور می‌شود روشی سخت باشد که در آن آرامش، آزادی و احترام به خود وجود دارد؟ من به همین دلیل باور دارم که لاغر شدن می‌تواند آسان‌ترین کار دنیا باشد، وقتی ذهن ما مسیر درست را یاد بگیرد.

      لاغری با ذهن به من کمک کرد باورهای قدیمی خودم را بشناسم و بفهمم بسیاری از رفتارهایی که داشتم از نیاز واقعی بدنم نمی‌آمد، بلکه از ترس‌ها و عادت‌های قدیمی سرچشمه می‌گرفت. یاد گرفتم به بدنم اعتماد کنم. وقتی بدنم حرکت می‌خواست، به او فرصت تحرک دادم. وقتی گرسنه بود، به جای جنگیدن با آن، به نیازش پاسخ دادم. وقتی تشنه بود، آب خوردم. دیگر بدنم را از چیزی محروم نکردم و کم‌کم بدنم هم یاد گرفت که می‌تواند به من اعتماد کند.

      یاد گرفتم غذا فقط برای برطرف کردن گرسنگی جسمی است، نه برای فرار از ناراحتی‌ها و احساسات سخت. وقتی ناراحت می‌شدم، به جای اینکه مستقیم سراغ غذا بروم، گاهی یک کاغذ برمی‌داشتم و تمام احساسات و فکرهایم را روی آن می‌نوشتم. یاد گرفتم به خودم محبت کنم، خودم را در آغوش بگیرم و به جای اینکه با خودم سختگیر باشم، با خودم مهربان‌تر رفتار کنم.

      امروز هنوز در مسیر یادگیری هستم، اما تفاوت بزرگی که ایجاد شده این است که دیگر بدنم را دشمن خودم نمی‌بینم. فهمیده‌ام بدن من سال‌ها تلاش کرده از من مراقبت کند و فقط نیاز داشته که صدایش را بشنوم. لاغری برای من دیگر فقط کم کردن عدد روی ترازو نیست، بلکه یاد گرفتن یک رابطه‌ی سالم، آرام و دوستانه با خودم است.

      من باور دارم وقتی انسان خودش را دوست داشته باشد، به بدنش احترام بگذارد و ذهنش را آرام کند، تغییرات بزرگ به مرور اتفاق می‌افتند. مهم‌ترین چیزی که یاد گرفتم این بود که من نیاز ندارم با خودم بجنگم تا بهتر شوم؛ کافی است خودم را بشناسم، به خودم اعتماد کنم و قدم به قدم مسیر آرامش و سلامتی را ادامه بدهم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم