تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، نه خبری از گرسنگیهای الکیه، نه فکر مدام به چی بخورم، نه احساس گناه بعد از خوردن. فقط یه حس سبکبالی، یه آرامش دلچسب و یه بدن متناسب که باهات همراهه. ✨
📍 این جلسه ادامه گام ۲۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
این دقیقاً همون چیزیه که با لاغری با ذهن بهش میرسی.
💡 یه روش ساده، کمهزینه، لذتبخش و ماندگار که برای همه قابل اجراست.
نه رژیم میخواد، نه سختی، نه ساعتها عرق ریختن توی باشگاه. فقط تغییر نگرش، تغییر باورها و شناختن خودت. 🧠💚
در حالی که خیلیا هنوز دارن میلیاردها تومن خرج رژیمهای سخت، قرصهای گرون و دستگاههای عجیبغریب میکنن، خیلیها راز لاغر شدن واقعی رو پیدا کردن و با ذهنشون دارن برای همیشه لاغر میشن…
در این جلسه میآموزیم:
رمز و راز موفقیت در زندگی
چند روز قبل برای ملاقات با دوستم به خارج از شهر رفتم. در حال قدم زدن در زمین کشاورزی بودیم که مشخص بود مدت هاست در آن کشت و کاری انجام نشده است.
با صحنه ای مواجه شدم که برای من بسیار آگاهی دهنده بود و از دیدن آن لذت بردم.
در میان سنگ و خاک لانه پرنده ای را مشاهده کردم که به شکل ماهرانه ای ساخته شده بود و یک عدد تخم پرنده در مرکز آن قرار داشت.
وقتی یک پرنده برای اضافه کردن فقط یک جوجه، اینهمه تلاش میکنه، من، تو، ما… چقدر برای خلق زندگیای که دوستش داریم تلاش کردهایم؟ 🐣✨
آیا ما هم با همون اشتیاق، با همون استمرار ذاتی، برای رؤیاها و رسالتمون وقت گذاشتهایم؟
یا گاهی با اولین مانع، همه چیز رو رها کردهایم؟ 😔
🔑 همونجا، وسط اون زمین بایر و بیصدا، انگار خدا بهم یه پیام داد:
“رمز موفقیت، استمرار عاشقانه است؛ نه تلاش انفجاریِ مقطعی!”
مثل پرندهای که سال به سال، بیهیاهو، بیتوقع، سنگ به سنگ، چوب به چوب، لانه میسازه و امیدوارانه منتظر تولد معجزهاش میمونه…
👣 شاید ما هم باید قدم به قدم، با عشق و ایمان، مسیرمون رو بسازیم.
🌱 موفقیت در زندگی، ترکیبیه از:
- باور قلبی به هدف
- عشق به حرکت
- و ادامه دادن، حتی وقتی هیچکس نمیبینه یا تشویقت نمیکنه…
و این، راز واقعی موفقیته!

✨ مسیر لاغری با ذهن؛ جادهای که با استمرار ساخته میشه…
گاهی با خودم برمیگردم به سال ۹۳… وقتی تازه قدم گذاشته بودم توی دنیای شگفتانگیز تغییر با قدرت ذهن.
با همه پستیبلندیهاش، با همه شک و تردیدهاش، یه چیزو با تمام وجودم حس میکنم: از خودم راضیم. 💛
نه چون همیشه عالی بودم، نه چون هیچوقت اشتباه نکردم… بلکه چون ادامه دادم.
🎯 توی آموزشهام بارها گفتم، اما بازم میگم:
تنها راز لاغر شدن واقعی من، فقط یه چیزه: استمرار داشتن.
نه رژیم خاصی، نه ورزش عجیب، نه محرومیت… فقط تکرارِ فکرهای درست، انتخابهای آگاهانه، و ادامه دادن مسیر.
🧠 شاید کسی الان زندگی منو ببینه و بگه:
«اگه منم شرایط تو رو داشتم، حتماً میتونستم ادامه بدم.»
اما واقعیت اینه که من هم از یه جایی شروع کردم که هیچ شباهتی به الان نداشت…
نه اوضاع مالی خوبی داشتم، نه آرامش ذهنی، نه حمایت خاصی.
فقط یه تصمیم داشتم: تغییر کنم.
🛤 سالها ادامه دادم، بارها زمین خوردم، دوباره بلند شدم. و با همین استمرار، کمکم فهمیدم:
- چطوری اشتباهاتم رو شناسایی کنم
- چطوری از اشتباهاتم درس بگیرم
- چطوری ذهنم رو تربیت کنم تا به جای چاق شدن، لاغر شدن رو انتخاب کنه
🌱 امروز اگر توی هر شرایطی هستی، بدون که حاصل استمرار خودت در اون مسیر بودی.
- اگه در کسبوکارت موفقی، نتیجه استمرارته
- اگه اضافه وزن داری، حاصل سالها تکرار باورها و رفتارهای چاقکنندهست
- اگه توی رابطهات به مشکل خوردی، باز هم ریشهش توی تکرار افکار قبلیه
ما همیشه در حال ساختن نتیجهایم… چه بخوایم، چه نخوایم. پس چرا آگاهانه نسازیم؟ 🎁
کمکم هم لاغر میشی، هم زندگیات متحول میشه. ✨
🔑 راز لاغر شدن همیشگی؛ چیزی فراتر از رژیم و ورزش!
اگه واقعاً دلت میخواد برای همیشه لاغر بشی، فقط کافیه یه چیزو عمیقاً درک کنی:
✅ راز لاغر شدن، فقط و فقط ادامه دادن در مسیر درستِ ذهنیه.

راستش من هم مثل خیلیها، سالهای زیادی از عمرم درگیر چاقی بودم.
از بچگی همیشه یه «کمی بیشتر» اضافه داشتم،
و این اضافهها، کمکم تا سن ۳۵ سالگی، بیشتر و بیشتر شدن… 😞
تو اون سالها همه کاری برای لاغری کردم:
🥦 رژیمهای سخت و طاقتفرسا
🏃♂️ باشگاه رفتن و پیادهرویهای طولانی
🍵 دمنوش و داروهای گیاهی
🏠 وسایل ورزشی داخل خونه…
اما تهش چی شد؟
👎 فقط ناامیدی، خستگی و یه حسِ بدِ شکست.
حتی الانم که یادش میافتم، دلم میگیره…
اون موقع با تمام وجودم میخواستم لاغر شم،
اما نمیدونستم دارم تو مسیر اشتباه حرکت میکنم!
✨ سال ۱۳۹۳ یه جرقه تو ذهنم روشن شد:
«مگه میشه با قدرت ذهن هم لاغر شد؟ 🤔»
بدون اینکه تجربهای داشته باشم، آروم و پنهانی شروع کردم مسیر لاغری با ذهن رو دنبال کردن… و حالا که سالها از اون روز گذشته،
با تمام وجودم میدونم:
راز لاغر شدن واقعی، هشت بخش ساده اما مهم داره:
💡 اگه میخوای این استمرار رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ این ۸ بخش؛ در ادامه هم توی گام ۲۴ سراغ «عادتهای افراد چاق» میریم.
مسیر درست رو انتخاب کن. یعنی لاغری با ذهن رو… یه بار برای همیشه، با اطمینان!
بعد از انتخاب مسیر درست، ❌ دیگه به خودت شک نکن. هر بار که شک کنی، انگار از اول برگشتی سر خط!
فقط ادامه بده… همونقدر که برای راه رفتن، رانندگی، یا خوندن و نوشتن تمرین کردی، اینجا هم نیاز به استمرار داری.
اشتباه میکنی؟ طبیعیه! لغزش داری؟ اشکالی نداره. مهم اینه که برگردی و دوباره بری جلو… 💪
در مسیر لاغری با ذهن، ممکنه بعضی روزها ناامیدی سراغمون بیاد… 😔 این طبیعیه! ما انسانیم و ذهنمون بالا پایین داره.
برای همین لازمه هر از گاهی دوباره خودمون رو شارژ کنیم، ذوقمون رو تازه کنیم و یادمون بیاریم چرا شروع کردیم… 🌱💖
اگه میخوای شگفتی خلق کنی، باید تمام انرژی، تمرکز و توان ذهنیتو بذاری پای این مسیر. یادت نره:
❌ شک و تردید، یکی از بدترین دزدهای انرژی ماست!
هدر دادن انرژی با شک کردن، مثل اینه که آجر به آجر، خونهای که با ذهنت ساختی رو خودت خراب کنی! 🏚️
پس لطفاً مراقب «ورودیهای ذهنی»ت باش…
هر روز، با عشق و اشتیاق، یه جلسه از محتوای «سرزمین لاغرها» رو بخون، گوش کن یا ببین. 🎧👀📖
ورودیهای سالم مثل خوراکیه برای ذهنت که کمکم اون ذهن چاق رو آرومآروم تبدیل میکنه به ذهنی که عاشق سبک بودن و تناسبه… 💃✨
یادگیری بدون عمل مثل جمع کردن وسیلههای آشپزیه بدون اینکه غذا بپزی! 🍲
هر روز یه کوچولو از آموختههاتو زندگی کن 👌 هموناست که باعث میشن تغییرات واقعی شکل بگیره، و جسمت هم کمکم خودش رو با ذهن جدیدت هماهنگ کنه.
📌 من ادامه دادم… نه چون هیچوقت خسته نشدم، بلکه چون یاد گرفتم چطور دوباره بلند شم و ادامه بدم.
و حالا، به وضوح میتونم بگم:
تنها راز لاغر شدن واقعی، ادامه دادنه — البته در مسیر درست! 🛤️❤️
👥 من تنها نیستم…
هزاران نفر دیگه هم در این مسیر بودن و هستن، و همه به یه نتیجه رسیدن:
هیچ روشی مثل لاغری با ذهن، عمیق، موندگار و شیرین نیست. 🍃
اگه الان داری این متن رو میخونی، یعنی تو هم مثل من بارها روشهای دیگه رو امتحان کردی و نتیجه نگرفتی…
و الان هدایت شدی به سرزمین لاغرها! 🏞️
جایی که یاد میگیری چطوری با تغییر ذهن، جسمت رو هم متحول کنی. 🌟



🌟 راز لاغر شدن واقعی از زبان شگفتیسازان لاغری با ذهن
هزاران نفر به لطف خدا هدایت شدند به سرزمینی متفاوت… جایی که اسمش سرزمین لاغرهاست 🏞️
جایی که برای اولین بار، لاغر شدن نه با زور رژیم و دویدن روی تردمیل، بلکه با یادگیری زبان لاغری ذهن شروع شد. 🧠💡
اونا اومدن، یاد گرفتن، اشتباه کردن، دوباره بلند شدن… و مهمتر از همه: ادامه دادن!
💭 حالا نوبت توئه…
تو هم میتونی مثل هزاران شگفتیساز دیگه، از این مسیر عبور کنی. فقط کافیه یه قدم برداری:
🔑 این دوره بهت نشون میده چطور در مسیر کاهش وزن و رسیدن به اندام ایدهآل، استمرار واقعی داشته باشی.
نه رژیم، نه محرومیت، نه سختی!
فقط با تغییر باورها و آموزش ذهن، کمکم سبک میشی و زندگیت هم دگرگون میشه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
راز لاغر شدن فقط در یک چیز خلاصه میشه: ایجاد فرمولهای ذهنی جدید و هماهنگ با لاغر شدن.
برای اینکه ذهنت رو برای لاغر شدن دوباره برنامهریزی کنی، باید هر روز محتوای جدید واردش کنی 🧠✨
پیشنهاد من برای این تمرین:
- اول متن راز لاغر شدن رو با دقت بخون
- بعد ویدیوی آموزشی این بخش رو تماشا کن 🎥
- سپس، پاسخ پرسشهای زیر رو به صورت شرح انشایی در بخش نظرات همین جلسه بنویس ✍️
- با توجه به تلاشهای قبلیت برای لاغر شدن، به نظرت چقدر استمرار داشتی؟
- با وجود اشتیاق زیاد، چرا روشهای قبلی نتیجه ندادن؟
- تقریباً همهمون بعد از کمی کاهش وزن دوباره چاق شدیم. به نظرت چرا این اتفاق بارها تکرار شد؟
- اگه اون همه انرژی و استمرار قبلیت رو در مسیر لاغری با ذهن صرف میکردی، الآن چه نتیجهای داشتی؟
- از دید تو، ادامه دادن چقدر در رسیدن به لاغری مهمه؟
- تجربهت از استمرار در روشهای قبلی لاغری رو با ما به اشتراک بذار
- برداشتت از محتوای نوشتاری و ویدیویی راز لاغر شدن رو بنویس
- یه تمرین برای خودت از ویدیوی آموزشی بساز و اون رو در بخش نظرات بنویس
منتظریم که نظراتت رو بخونیم 💬💙
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.47 از 75 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیر
گام23
من هم مثل شما ودوستان از چاقی خسته شدم وفقط، میخواهم لاغر متناسب بشم ولاغری من موندگار بشه ومن باید ادامه بدم وهر روز یه قدم کوچک برای لاغری بردارم تا به نتیجه برسم من در مسیر درست ذهنی ادامه میدم اول باید مسیر درست را انتخاب کنم یعنی لاعری با ذهن را انتخاب کنم ویه بار برای همیشه وبا اطمینان ادامه بدم وبه تناسب برسم دوم بعداز انتخاب مسیر درست دیگه به خودم شک نکنم سوم فقط باید ادامه بدم همون قدر که برای راه رفتن رانندگی خوندن نوشتن تمرین کردم اینجاهم نیاز به استمرار دارم اگه اشتباه میکنم طبیعی هست لغزش دارم اشکال نداره مهم اینهکه بر گردم ودوباره ادامه بدم چهاردر مسیررلاغری باذهن ممکنه روزها ناامیدی بیاد سراغم این طبیعی هست ومن انسانم وذهنم بالا وپایین داره برای همین لازمه هز از گاهی دوباره خودم را شارژ کنم ذوقم را تازه کنم ویادم بیارم چرا شروع کردم پنج اگه می خواهم شگفتی خلق کنم بایددتمام انرژی، تمرکز وتوان خودم را بذارن پای این مسیر ویادم نره شک وتردید یکی از بدترین دزد انرژی هست شش هدر دادن انرژی، باشک کردن مثل اینه که اجر به اجر خونه ای که با ذهنم ساختم رو خودم خراب کنم پس، باید مراقب ورو دهای ذهنم باشم هفت باید هرروز با عشق واشتیاق یه حلسه از محتوای لاغری با ذهن رو بخونم وگوش بدم ورودهای سالم مثل خوراکیه برای ذهنم که کم کم اون ذهنچاق رو ارام ارام تبدیل میکنه به ذهنی که عاشق سبک بودن وتناسب هست هشت هر روز یه قدم از اموخته هایم را زندگی کنم همینها باعث میشن تغییرات واقعی در من شکل بگیرن وجسمم هم کم کم خودش رو باذهن جدیدم هماهنگ کنه من باید ادامه بدم هروقت خسته شدم بایدیاد بگیرم دوباره بلند بشم وادمه بدم وتنها راز لاغری واقعی ادامه دادن هست ودرذمسیر درست ادامه بدم هیچ روشی مثل لاعری باذهن عمیق وماندگار وشیرین نیست من هم بارها روشهای دیگه رو امتحان کردم ونتیجه نکرفتم وخداراشکر میکنم به این مسیر زیبا هدایت شدم واینجا یاد میگیرم با تغییر ذهنم جسم را هم متحول کنم این روش نه رژیم داره نه محدویت داره ونه سختی داره فقط با تغییر باورها وعادتها واموزش ذهن کم کم سبک میشم وزندگیم هم دگرگون میشود
1من هر وقت رژیم میگرفتم همیشه استمرارداشتم وادامه میدادم اما بعداز مدتی خسته میشدم ونمی تونستم ادامه بدم من از کودکی چاق لودم واز وقتی یادم میاد همیشه رژیم بودن ورزش میکردم وخیلی برام سخت بود استمرار داشتم اما رژیم گرفتن برام خیلی سخت بود ونمی تونستم ادامه بدن چون همیشه در رژیمها محدویت وسختی بود گرسنکی بود وهمیشه در حسرت غذاها بودیم
2چون من همیشه به جسم خودم فشار می اوردم اما خبر نداشتم که همه چی از ذهن شروع میشه باید اول ذهن خودم را اموزش بدم وباورهای چاقی را ریشه کن کنم تا جا برای لاعری باز بشه وباورهای لاغری را درذهنم به وجود بیاورم تا من هم لاغر ومتناسب بشم وازاد وسبک بال بشم
3چون راه ما اشتباه بود اول باید باورها وعادتهای چاقی را در ذهن خود کم رنگ کنم وباورهای لاغری را حایگزین کنم تا ذهن من از چاقی پاکسازی بشه وجسم هم دنبالش لاغر ومتناسب بشه
4حتما من لاغر ومتناسب بودم ودیگه دنبال روش، لاغری نبودم وذیگه اون باورها وعادتهای اشتباه چاقی را نداشتم دیگه باورهای چاقی وجود نداشت وفقط، باورهای لاغری درذهنم بود ومن با شور اشتیاق راهم را ادمه میدادم وناامید نمیشدم ودیگه کمر درد زانو درد وبیماری نداشتم وسالم شاد زندگی میکردم وارامش داشتم وزندگی بهتری داشتم
5بنظرم ادامه دادن خیلی مهم هست اگه خسته شدم باید ادامه بدم وراه را برای خودم هموار وراحتتر کنم من باید هر روز یه قدم بر دارم وهر روز یه فایل گوش بدم وتمرین هایم را بنویسم واستمرار داشته باشم تا به اندام دلخواهم برسم ومتناسب بشم وموندگار باشه
6من در روشهای قبلی رژیم را خوب رعایت میکردم وهمیشه میگفتم که اینو نخورم چاق میشم وهمیشه درگیر چاقی بودم وزن کم کردن بودم من همیشه درتلاش بودم تا لاغربشم وسایزم کم بشه تا شاد ومتناسب بشم من بارها شکست خوردم اما باز هم روشهای دیگه را امتحان کردم وادامه دادم ومن میتونم این مسیر را ادامه بدم تا متناسب بشم چون این راه تنها راه لاعری درست هست وموندگار هست من از وقتی اینجا هستم بعضی وقتها ول ککردم اما باز برگشتم من از وقتی اینجا هستم دیگه نمی تونم روشهای دیگه را امتحان کنم وفقط این راه را ادمه میدم وروشهای دیگه نمیتونه مرا به لاغری وتناسب برسونه
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما همگی درپناه الله مهربان
🌸 به نام خداوند جان و خرد 🌸
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستان خوب و همراه سایت تناسب فکری. 🌺🤍
استاد عزیز، امروز که این فایل رو گوش میدادم، حس کردم انگار داشتم زندگی خودم رو مرور میکردم. هر جملهای که میگفتید، من رو به سالهایی برد که تمام فکر و ذکرم فقط لاغر شدن بود؛ سالهایی که تصور میکردم اگر فقط بیشتر تلاش کنم، اگر فقط اراده بیشتری داشته باشم، اگر فقط کمتر غذا بخورم، حتماً لاغر میشوم. اما هرچه بیشتر تلاش میکردم، بیشتر از نتیجه دور میشدم.من نزدیک به بیستوچهار سال از عمرم را درگیر رژیم گرفتن، کالری شمردن، حذف غذاها، عذاب وجدان، وزن کردن، گریه کردن و دوباره از نو شروع کردن بودم. واقعاً اگر کسی فقط میزان تلاشی را که من برای لاغر شدن کرده بودم میدید، باید تا حالا چند بار لاغر و متناسب شده بودم. اما حقیقت این بود که هرچه بیشتر فشار میآوردم، بدنم بیشتر مقاومت میکرد.آن روزها هر وقت نتیجه نمیگرفتم، به جای اینکه روش را زیر سؤال ببرم، خودم را مقصر میدانستم. با خودم میگفتم حتماً اراده ندارم، حتماً تنبلم، حتماً آدم ضعیفی هستم. هیچوقت به ذهنم نمیرسید شاید اشکال از راهی باشد که دارم میروم، نه از خودم.سالهای زیادی را با این باور زندگی کردم که موفق شدن یعنی سختی کشیدن. فکر میکردم اگر رژیمم سختتر باشد، اگر بیشتر گرسنگی بکشم، اگر بیشتر ورزش کنم، یعنی دارم درست پیش میروم. هرچه بیشتر به خودم فشار میآوردم، احساس میکردم آدم باارادهتری هستم؛ اما حقیقت این بود که بدنم هر روز خستهتر، ناامیدتر و مضطربتر میشد.از نظر علمی هم امروز بهتر میتوانم دلیلش را بفهمم. بدن من دشمن من نبود. بدن فقط میخواست زنده بماند. وقتی ماهها و سالها غذا را از او دریغ میکردم، طبیعی بود که تصور کند وارد قحطی شده است. پس تمام تلاشش را میکرد که انرژی را ذخیره کند، سوختوساز را پایین بیاورد و هر لقمهای را که به دست میآورد، برای روز مبادا نگه دارد.من با بدنم میجنگیدم، اما بدنم فقط داشت از من محافظت میکرد.چقدر دیر این موضوع را فهمیدم…هر بار که رژیم میگرفتم، شاید چند کیلو وزن کم میکردم و از خوشحالی روی ابرها بودم. احساس میکردم بالاخره موفق شدم. اما این شادی دوام زیادی نداشت. کمکم گرسنگی شدید، خستگی، بیحوصلگی و وسوسه خوردن برمیگشت. ذهنم مدام تصویر غذاها را جلوی چشمم میآورد. حتی سادهترین غذاها برایم جذابتر از قبل میشدند.آن موقع فکر میکردم شکست خوردهام.امروز میفهمم شکست نخورده بودم؛ فقط بدنم داشت برای زنده ماندن تلاش میکرد.من هرچه بیشتر غذا را محدود میکردم، مغزم بیشتر به فکر غذا میافتاد. هرچه بیشتر خودم را گرسنه نگه میداشتم، میل به خوردن قویتر میشد. بعد از مدتی دیگر اصلاً نمیفهمیدم چقدر خوردهام. فقط میخواستم آن گرسنگی عمیق را خاموش کنم.بعد دوباره احساس گناه…دوباره ترازو…دوباره رژیم…و دوباره همان چرخه تکراری.امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم من واقعاً کم نگذاشتم. هر روشی که فکرش را بکنید امتحان کردم. رژیمهای کمکالری، حذف شام، حذف صبحانه، ورزشهای سنگین، ساعتها پیادهروی، کالریشماری، رژیمهای عجیب و غریب و حتی خامگیاهخواری.رژیم خامگیاهخواری یکی از سختترین تجربههای زندگی من بود. اوایل خیلی وزن کم کردم و خوشحال بودم. احساس میکردم بالاخره راهش را پیدا کردهام. اما کمکم گرسنگی آنقدر شدید شد که دیگر توان ادامه دادن نداشتم. بدنم خسته شده بود، ذهنم خسته شده بود و فقط منتظر فرصتی بود که دوباره غذا بخورد.آن روزها فکر میکردم چون نتوانستم ادامه بدهم، بیارادهام.ولی امروز با مهربانی بیشتری به خودم نگاه میکنم.نه…من بیاراده نبودم.هیچ انسانی نمیتواند سالها با گرسنگی زندگی کند.طبیعت از ما قویتر است.بدن آفریده خداست و بلد است چگونه از خودش محافظت کند.هر بار که میخواستم بدنم را مجبور به لاغر شدن کنم، او فقط تلاش میکرد مرا زنده نگه دارد.و حق هم داشت.استاد عزیز، اگر بخواهم بزرگترین چیزی را که از آموزشهای شما یاد گرفتهام بگویم، این است که برای اولین بار فهمیدم لاغر شدن قرار نیست یک جنگ باشد.سالها فکر میکردم باید بدنم را شکست بدهم.امروز فهمیدم باید با بدنم دوست شوم.سالها فکر میکردم باید به بدنم دستور بدهم.امروز فهمیدم باید به حرفش گوش بدهم.سالها فکر میکردم باید با زور لاغر شوم.امروز فهمیدم آرامش، خیلی قویتر از زور است.گاهی با خودم فکر میکنم اگر همان همه انرژی، زمان، پول، اشک، امید و استمرار را که در این بیستوچهار سال صرف رژیم گرفتن کردم، صرف آموزش ذهنم کرده بودم، امروز زندگیام چقدر متفاوت بود.شاید امروز نهتنها لاغر بودم، بلکه دیگر از غذا نمیترسیدم.دیگر ترازو برایم حکم دادگاه نداشت.دیگر هر لقمه غذا را با عذاب وجدان نمیخوردم.دیگر احساس شکست نمیکردم.شاید امروز سالها بود که در آرامش زندگی میکردم.اما از طرف دیگر، خدا را شکر میکنم که بالاخره مسیر درست را پیدا کردم. شاید دیر، اما بالاخره پیدا کردم.امروز دیگر میدانم راز موفقیت، کامل بودن نیست؛ ادامه دادن است.این جمله امروز واقعاً در قلبم نشست.راز موفقیت این نیست که هیچوقت اشتباه نکنیم.راز موفقیت این نیست که همیشه عالی باشیم.راز موفقیت این نیست که هیچوقت وسوسه نشویم.راز موفقیت فقط ادامه دادن است.اگر یک روز حالم خوب نبود، دوباره ادامه بدهم.اگر یک وعده بیشتر خوردم، دوباره ادامه بدهم.اگر ناامید شدم، دوباره ادامه بدهم.اگر کند پیش رفتم، باز هم ادامه بدهم.چون زندگی متعلق به کسانی است که ادامه میدهند، نه کسانی که بینقص هستند.من ایمان دارم هر قدم کوچکی که امروز در مسیر آرامش برمیدارم، ارزشش از صدها رژیم سخت بیشتر است. چون این بار دارم ذهنم را تغییر میدهم، نه فقط عدد روی ترازو را.و هرچه بیشتر در این مسیر میمانم، بیشتر میفهمم که خدا هیچ عجلهای ندارد؛ این ما بودیم که همیشه عجله داشتیم.خدا آرامآرام ما را رشد میدهد.آرامآرام باورها را تغییر میدهد.آرامآرام حال دل را خوب میکند.و بعد از آن، بدن هم کمکم با ذهن همراه میشود.در پایان، تمرینی که از این جلسه برای خودم انتخاب کردم این است که هر وقت ذهنم گفت «نتیجه نگرفتی»، به خودم یادآوری کنم که وظیفه من فقط ادامه دادن است، نه قضاوت کردن نتیجه. هر روز فقط یک قدم کوچک برمیدارم؛ فایل را گوش میدهم، به بدنم احترام میگذارم، با آرامش غذا میخورم، به خدا توکل میکنم و اجازه میدهم زمان، کار خودش را انجام بدهد. من میخواهم این بار به جای عجله، به مسیر اعتماد کنم.چون امروز با تمام وجودم باور دارم که راز واقعی لاغر شدن، ادامه دادن است؛ ادامه دادنی همراه با آرامش، آگاهی، مهربانی با خود و توکل به خدا. 🌿🤲💚
🌸 «خدایا، این بار کمکم کن به جای جنگیدن با خودم، کنار خودم بایستم. کمکم کن ادامه بدهم، حتی اگر قدمهایم کوچک باشد؛ چون میدانم با تو، هیچ قدمی بینتیجه نمیماند.» 🤍✨
سلام استاد خوبم دوستان گل
با توجه به تلاشهای قبلیت برای لاغر شدن، به نظرت چقدر استمرار داشتی؟
با چیزی که از خودم دیدم حدوداً دو ماه و تحقیراتی که داشتم و این سایت جوری که من روحالم رو خوب میکنه و هر روز بهش سر میزنم اصلاً فقط روی لاغری تاثیر نذاشته بلکه روی ذهنیتم توی همه چیز تاثیر گذاشت به جای اینکه مثل روشهای قبلی لاغری از خودم بدم بیاد که چرا انقدر چاقم اومدیم انقدر به خودم فشار بیارم لاغر شم زمین و زمان فحش بدم و تحمل کنم سختی های رژیم و ورزش کردن رو بیشتر اشتیاق دارم به ادامه دادن به هر روز فایل گوش دادن اومدن دیدن نتیجه ها گوش دادن نتیجه ها وویس های استاد صدای استاد تصویر استاد نوشته های استاد و نوشته های گوش دادن انگار دارم زندگی میکنمسایت مثل خانواده من شده مثل نمی دونم چه جوری بگم انگار جزئی از روزمرگی منه و من باید بیام و یک سری عادت های جدید و یک سری چیزهای مخرب قبلی رو من از دست دادم که بهش فکر می کنم تعجب می کنم که من چه جوری فلان عادت رو داشتم و الان دیگه ندارم و لپ کلام اینکه همه ی این اشتیاق ها و عجین شدن با سایت و انقدر بی نهایت فایل های غیر رایگان وجود داره که تموم نمیشه که حالا آدم بگه بعدش چی یعنی که تموم هم بشه دورت انقدر چیزمیز هست که آدم می تونه اون ها رو ادامه بده یعنی من حس می کنم دوست دارم تا آخر عمرم هر روز به سایت سر بزنم یعنی هر روز تو این مسیر باشمحالا یا با خالههای استاد یا با نوشتههای خودم یا هرچی توضح دادنش برای بقیه
بقیه رو توی این مسیر قرار بدم هرچی دوست دارم هر روز توی این مسیر باشم این شما فقط یه مسیر روی لاغرهی من تصحیل نذاشت روی کل زندگی من تصحیل گذاشت بذار تا اینجا من خیلی راه دارم مطمئنم به اون هدف هم میرسم خیلی حالم خوبه
با وجود اشتیاق زیاد، چرا روشهای قبلی نتیجه ندادن؟
چون روش های قبلی همشون فشار زیادی روی ذهنت روی جسمت میاوردن و انگار تو رو مثل اون سیاه پوست هایی که اون دوره برده داری از بقیه جداشون میکردن حتی مثلا خونه هاشون و دستشویی هاشون و محل کارشون و اصلا کلا کل سبک زندگیشون رو از بقیه جدا میکردن آدم های چندچاق هم انگار عین سیاه پوست های زمان برده داری هستن که وقتی که تو مسیر لاغری قرار میگیرن از همه چیز جدا میشن توی مهمونی باید کمتر بخورن استرس بیشتر داشته باشن که بقیه الان دارن در موردشون چی قضاوت میکنن استرس اینکه چه شکلی اند الان مثلا چرا مثل بقیه نمیتونن باشن چرا مثل بقیه نمیتونن بخورناین استرس هارو داری سفره ات با بقیه یعنی غذات با بقیه توی سفره فرق میکنه جدا شدی از بقیه دیگه مثل بقیه نمیتونی اون چیزایی که بقیه میخورن رو بخوری و کلا جدا میشه یعنی بقیه شاید اون آدمای متناسب توی خونواده نیاز نباشه انقدر رژیم بگیرن نیاز نباشه انقدر ورزش کنن مثل تو مجبوری هر روز ورزش رو انجام بدی کلی عذاب بکشی گشنگی بکشب فلان فرد توی خانواده کاملا متناسبه و داره زندگیشون میکنه و فشاری که تو میاری روی خودت رو نمیاره و حرصت هم میگیره که چرا این اینجوریه و این دلایل باعث میشه که اشتیاق اولیه که برسی به اون تناسب از بین بره و تو فشار و اعصاب خوردی قرار بگیری که بگی آقا ولش کن اصلا میخوام همون زندگیت کنم اوکی هستم با همین قضیه روراضی ان و بعد از اینکه رژیم رو رها می کنی حالا اون اعصاب خوردی که تو نتونستی انجامش بدی به کنار ولی ذهنت همش داره به تو میگی نه اشکال نداره دیگه همینه تو باید قبول کنی مثل آدم های چاق دیگه باید به زندگیت ادامه بدی فلان بشی بسان بشی دنیا دو روز و از این حرفا حالا بعد که یه مدت می گذره دوباره فشار چاقی دوباره هی تو آینه خودت رو نمی تونی قبول کنی
تقریباً همهمون بعد از کمی کاهش وزن دوباره چاق شدیم. به نظرت چرا این اتفاق بارها تکرار شد؟
دلیل علمی این قضیه رو خیلی نمیدونم ولی چیزی خودم فهمیدم آدم انسان هرچی بهش فشار بیاد و تو محدودیت قرار بگیره بدتر میکنه یعنی بدتر میکنه وقتی که مرغ توی اون فشار که تو نمیتونی تو اینجوری که هستی خوب نیستی تو اینجوری که هستی کافی نیستی تو باید لاغر بشی تو باید کمتر بخوریفشار بیاری و هی بکوبونی تو سرش که تو باعث شدی که من چاق بشم و هی اون مقدار وزنی که اضافه کردی و بیست کیلو سه کیلو چهل کیلو رو بگی بهش عین یه بچه لج باز لج میکنه و وقتی که از اون فشار درمیای حالا نمیدونم بدن حس میکنه از قطعی رفته قطعی در رفته به قول معروف یا چی فرار میکنهو چون توی یه محدودیت هم آدم قرار گرفته و رها میشه دیگه بیشتر از اون حد نیازها و تا بیشتر از قبل یعنی من شده رژیم گرفتم مثلاً سه کیلو لاغر شدم بعد که رژیم رو رها کردم سه کیلو برگشت هیچی دو کیلو دیگه هم اضافه شد یعنی من حس میکنم ده کیلو از چاخی من تا حالا به خاطر این کم و زیاد کردن هایرژیم هستش که اضافه شده
اگه اون همه انرژی و استمرار قبلیت رو در مسیر لاغری با ذهن صرف میکردی، الآن چه نتیجهای داشتی؟
تجربهت از استمرار در روشهای قبلی لاغری رو با ما به اشتراک بذار
صادقانه بخوام بگم استمراری که توی مسیر لاغری با ذهن من گذاشتم خیلی بیشتر از استمرار توی اون مسیرها بود من کلاً مسیرهای لاغری دیگه رو شاید بگم توی سه دو الی سه هفته شاید انجام دادم من خیلی شیکمو ام و با این شیکمو گریم هم دوره 58 کیلوم لاغر بودم یعنی همین شیکمو گریمولی نه به شدت الان که خیلی هلی میخورم به اندازه میخوردم ولی شکمو بودم هر چی که دوست داشتم میگرفتم میخوردم خودمو منع نمیکردم تو دوره چاقیم دوازده کیلو وقتی اضافه کردم تو اوج چاقیم خوردن تبدیل شده بود به تفریحات من وقتی رژیم میگرفتم مهمونی میرفتم یا چیزهای دیگه خیلی بهم بودفشار میاورد و من الان اصلا وقتی خوبی دیگه ای که سایت داره اینه که روز شمار گذاشته و هر روزی که میگذره از اون روز اولی که وارد سایت شدم روز شمار مینویسه و خیلی خوبه تو میفهمی که چقدر توی مسیری من اون روز نگاه کردم دیدم شصت و خورده ا ی روز من وارد سایت شدم یعنی من شصت و خورده ای توی مسیرم خدارو شکر یه روزم نه لبنشاید موقعیتی پیش اومده که یه روز نتونستم فال گوش بدم ولی اون یه روز پرخوری نکردم یا ریست بشم به قول معروف ولی خب حالا فرصت نکردم فایل گوش بدم حالا مسافرتی بوده یا تعطیلی چیزی بوده ولی حواسم به خوردنم بوده اون ذهنیت لاغریه در من شکل گرفته بوده و الان میبینم من دو ماه خیلی راحت توی مسیرم بدون هیچ فشاری بدون هیچ عذابیتو مسیرهای قبلی خیلی میشد یک ماه
از دید تو، ادامه دادن چقدر در رسیدن به لاغری مهمه؟
من این سوال رو با مثال چیزهای دیگه که توی ذهنی که بهش رسیدم برای خودم میزنم مثل فارغ تحصیلی تو مقاطع دانشگاهیم سختی های راه یه روزهایی بود که واقعا دلم میخواست انصراف بدم انقدر فشار روم بود ولی ادامه دادم به تهش فکر کردم و خداروشکر الان کاملا نتیجه اون روزها اون سختی ها رو دارم میبینم خیلی خیلی چیزهای دیگه کهبه خاطر استمرارم دارم نتیجهش رو میبینم و از وقتی که وارد این دنیای لاغری ذهنی شدم خدا رو شکر بیشتر دارم نتیجه ام رو میبینم تو هر زمینه یعنی بیشتر شکر گذار خودم بیشتر از خودم خوشحالم و به خودم افتخار میکنم من این کلمهی به خودم افتخار میکنم رو چند روز دارم به کار میبرم و قبلا مثلاً یکی میشینم میگفت به خودم افتخار میکنم واسم مسخره بود چون میگفتم دیگهاگه نخواهی تلاش بکنی اگه نخواهی تو زندگی به چیزی برسی که با سنگ چه فرقی داری باید تلاشت رو بکنی یعنی چی به خودم افتخار میکنم باید انجامش بدی وظیفهت وظیفهی انسانیته وظیفهی زنده بودن یک انسان اگه انجام ندی خب مریض میشی افسرده میشی اینجوری ولی چند وقتی که من به خودم میگم آقا من چه سختیهایی کشیدم به چه چیزهایی رسیدم آفرین صنم دمت گرم صنم خودم افتخار میکنم میگم آقا تو این سختی که تو داری میکشی خیلیها نتونه از پسش بر بیان ولی تو داری انجام میدی و این قضیه هم در مورد این لاغری با ذهن صدق میکنه
برداشتت از محتوای نوشتاری و ویدیویی راز لاغر شدن رو بنویس
یه تمرین برای خودت از ویدیوی آموزشی بساز و اون رو در بخش نظرات بنویس
من برداشتم رو در مورد این فایل بلکه در مورد فایل های قبلی هم میخوام بگم دو سه تا فایل آخر من با دو سه تا این فایل آخر به یه آرامش عجیبی رسیدم یکی در مورد همین استمرار داشتنه یکی در مورد اینکه باید قبول کنیم که زمان میبره لاغر شدن چون یک شب شاغ نشدیم یک شب هم نمیتونیم لاغر شیم و اینکه روش های دیگه لاغری هیچکدومشون به درد نمیخوره شاید من اوایل مسیر یکم میگفتم که مثلاً تبلیغ چیزی میدیدم میگفتم با خودم که فلان روش خیلی بهتره ها نکنه من مسیرم اشتباهه فلان روش که مثلاً میگه سریع تره اون یعنی چی فلانی میگه با فلان قرص لا قرار شدم چجوری لا قرار شده ولی الان کاملاً مطمئنم تو مسیرم و این که استاد میگن که هم باید استمراد داشته باشی هم باید زمان بدی به خودتکم کم بعد یاد بگیری یه آرامش عجیبیه آقا تو زمان داری همیشه قبلا هول بودم باید زود برسم باید زود برسم الان میگم آقا تو زمان داری در کنار زندگی در کنار آشپزی در مورد کنار خونه داری در کنار درس خوندنت در کنار همسرت تو طول روز این در کنار همه اینها تو داری لاغر هم میشی تو در این مسیر قرار گرفتم پنج سال چاقی شایدخیلی بشه مثلاً یک سال یا دو سال مثلاً طول بکشه تا به اون چیزی که بخوای برسی
سلام و درود
وقت عالی بخیر
از خوندن تجربیاتی که در سایت تناسب فکری داشتی لذت بردم و خدا رو شکر کردم که عمل کردن به ایده های الهی در این سایت منجر به جریانی از احساس خوب در زندگی خودم و دیگران شده.
متشکرم بابت نوشتن تجربتون
همین که گفتی روشهای قبلی مثل “بردهداری” بود و تو رو از بقیه جدا میکرد، دقیقاً نشون میده چقدر اون مسیرها با ذات و روح انسان در تضاده. وقتی با خودت جنگیدی و به خودت فشار آوردی، طبیعیه که ذهنت مقاومت کنه و بعد از رهایی، حتی بیشتر از قبل وزن برگرده. این لجبازی ذهن، همون واکنشیه که بدن به محدودیت و تحقیر نشون میده.
اما حالا که با این سایت عجین شدی و “خانواده” خودت میدونیش، دیگه خبری از اون فشارها نیست. همین که حس میکنی جزئی از روزمرگیته و با اشتیاق فایلها رو گوش میدی، نشونهی اینه که مسیرت رو درست پیدا کردی. این استمرار ۶۰ روزه بدون فشار، در مقابل ۲-۳ هفتههای قبلی، خودش بهترین گواه بر قدرت این روشه.
اینکه میگی لاغری زمان میبره و مثل یک شب چاق نشدیم، یک شب هم لاغر نمیشیم، نشونهی اوج آگاهی و پختگیه. همین آرامش و پذیرش زمان، خودش سرعتدهندهی مسیرت میشه.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
سلام استاد خوبم
چه قدر لذت بخشه که شما دیدگاه منو میخونید و انقدر قشنگ و با حوصله جواب میدین اول بگم ببخشید کلی ایراد تایپی داشت چون من تو حالتی بودم که نمیتونستم تایم کنم و مجبور شدم ویس بگیرم وبا هوش مصنوعی تبدیل به متن کنه و فرصتم نکردم نگاه کنم ایرادارو درست کنم نمیخواستمم روزم بدون انجام تمرینم بگذره الان خوندم دیدم چه قدر ایراد داره از شما و دوستان عذر میخوام
و واقعا من متحول شدم شاید وزنی خیلی نه ولی ذهنی دارم کم کم به ارامش میرسم و جدا از اون معنای واقعی زندگی رو دارم میفهمم چه قدر از خودم لذت میبرم چه قدر توانایی دارم لاغر شدن چیزی نیست با این استرسو مشکلات مملکت من از هر تایم دیگ تو زندگیم بهتر دارم زندگی میکنم از زمانی که مشکلات کم تر بود ارامشم خیلی جالبه بیشتر شده اروم تر شدم و استاد استاد استاد عزییییزممممممم صدای شما تصویر شما مثل قرص ارامش بخش برای منه وقتی میرم خونه همزمان با کارای خونه با کوله باری از خسته فشار های مختلف زندگی ویدیو شما تو گام جدیدم میزارم همزمان ظرف میشورم انقددرررررر ارامش میگیرم وقتی شما میگید ایرادی نداره الان چاق شدی نیاز نیست فشار بیاری قرار نیست یه شبه ذهن تغییر کنه از تجربیات خودتون میگین من دیگ به بدنم فشار نمیارم خودمو تنبیه نمیکنم چرا اینجوری ای و تو همه ی کارام سعی میکنم اعصاب خودمو خورد نکن نمیگم کامل حله هنوز ام الکی شاید عصبی بشم یا یه لحظه تو اینه بگم این چه هیکلیه ولی نمیزارم اون فکر بهم چیره بشه و سریع میگم من تو مسیر لاغری ام زمان میبره ممنونم استاد همین که فشار روانی و تنفر از اندامم مقایسه کردن با بقیه از رو من برداشته شده خودش قدم بزرگه
خدا به شما و خانوادتون یک عمر طولانی با شادی و زندگی اسوده بده چون به زندگی ماها تپلی ها ارامش و لبخند دادین ❤️🙏🏻🌼
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی صدگام لاغری با ذهن
راز لاغر شدن واقعی: چرا ادامه دادن باعث لاغری ذهنی می شود؟(قسمت ۲۳)
اگر به این فکر کنیم که یک روز از خواب بیدار شویم و ببینیم که نه خبری از گرسنگی، نه این و بخور اون نخور، نه بعد از خوردن عذاب وجدان داشتن و….با احساس آرامش داشتن وسبک بال بودن و لذّت بردن از غذایی که می خوریم و بدنی که متناسب شده و همراهمان هستش
این همان چیزی است که ما با لاغری با ذهن بهش میرسیم و این روش لاغری با ذهن اینقدر راحت و کم هزینه و لذّت بخش هستش که برای همه قابل اجرا هستش
ما در این روش زیبای لاغری با ذهن نه احتیاج به رژیم گرفتن، ورزش کردن، سختی وعذاب کشیدن، عرق ریختن و….داریم ما تنها نیاز به تغییر دادن نگرش، باورهایمان و شناخت داشتن خودمان داریم.
من حالا در این مسیر زیبا قرار گرفتهام و با عشق و علاقه و گام به گام و با ایمان راسخ برای خودم یک مسیر زیبایی می سازم چون موفق شدن در زندگیمان اول، باور قلبی داشتن به هدف
دوم، عشق داشتن به حرکت کردن، سوم، ادامه دادن، استمرار کردن بدون تشویق و دیدن کسی
و این یعنی رمز و راز واقعی موفق شدنمان فقط باید در این مسیر زیبا استمرارو تکرار داشته باشیم و ادامه دهیم تا به اون چیزی که دوست داریم برسیم
چون مسیر لاغری با ذهن یک مسیر زیبایی هستش که اگر با آگاهی و عشق در آن قدم بگذاریم هم آرام آرام لاغر خواهیم شد و هم زندگیمان دگرگون خواهد شد
و اگر بخواهیم برای همیشگی لاغر شویم و لاغر بمانیم تنها باید یک چیز را از عمق وجودمان درک کنیم که اون هم تنها استمرار کردن، تکرار کردن و ادامه دادن در مسیر درست ذهنیمان است
من خودم از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمدهام و با چاقی بزرگ شده بودم و از زمانی که یادم میآید همیشه در حال رژیم گرفتن و ورزش کردن بودم من زیاد اهل باشگاه رفتن نبودم اما همیشه پیاده روی می کردم و بخاطر همین پدر زانوهایم را درآوردم
و چون همیشه روشهای اشتباهی را می رفتم بخاطر همین همیشه خسته، ناامید، شکست خورده و احساس بدی داشتم من از همان کودکی عاشق لاغری بودم و دوست داشتم که خودم را لاغر کنم اما هیچوقت به این فکر نکرده بودم که تمام روش هایی که دارم انجام می دهم اشتباه هستند و فقط داشتم جسمم را تحت فشار قرار می دادم اما ذهنم همیشه در کار خودش بود
حالا من چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام و مسیر درستی را انتخاب کرده ام که یک بار برای همیشه لاغر و متناسب شوم و حالا دیگر هیچ شک و تردیدی ندارم و به مسیرم ادامه می دهم و خواهم داد چون من به این درک رسیده ام که باید ادامه دهم و استمرار داشته باشم ما برای اینکه چیزی یاد بگیریم تمرین انجام دادیم پس حالا باید در این مسیر هم تمریناتمان را انجام دهیم و استمرار داشته باشیم و تکرار کنیم و ادامه دهیم از اول گفته اند که انسان جایزالخطاست، اشتباه می کند، لغزش دارد اما باید دوباره بلند شویم و به مسیرمان ادامه دهیم و با شوق و اشتیاق و حس خوب در این مسیر باقی بمانیم و ادامه دهیم
ما باید همیشه ورودیهای سالم داشته باشیم که بتوانیم آرام آرام ذهن چاقمان را به ذهن لاغر و متناسب تبدیل کنیم ذهنی که عاشق سبک بال بودن و متناسب شدن هستش
ما باید بدانیم که راز لاغر شدن واقعی مان ادامه دادن هستش آن هم در مسیر درست و صحیح،
حالا جواب سؤالهای مطرح شده
۱_ با توجه به تلاش های قبلی برای لاغر شدن فکر می کنید چقدر استمرار برای لاغر شدن داشته اید؟
چون من از کودکی چاق بودم از زمانی که یادم می آید در حال رژیم گرفتن و ورزش کردن بودم در رژیم گرفتن استمرار داشتم اما نمی توانستم ادامه بدهم
من اوایل رژیمهای من در آوردی داشتم خودم به خودم برنامه ریزی می کردم و هر کسی هر چیزی که می گفت انجام می دادم من با گفته دیگران شامم رو حذف می کردم یا صبحانه رو حذف می کردم، يا کم خوری می کردم و یا یک روز اصلا چیزی نمی خوردم و یا اینکه می گفتند برنج، نان، ماکارونی و…….نخور من بدون داشتن آگاهی انجام می دادم و در اواخر هم با مراجعه کردن به دکتر تغذیه، کالری شماری، و در آخر هم خام گیاه خواری می کردم اما هیچکدام را نتوانستم ادامه دهم و در همشون شکست می خوردم
۲_ چرا از روشهای قبلی با همه استمرار و اشتیاقی که داشتید نتیجه نگرفتید؟
چون تمام روشهایی که قبلا انجام می دادم همشون اشتباه بودند و مرا به بیراهه می کشاندند زمانی که مسیر اشتباه باشد با هر سرعتی که بخواهیم حرکت کنیم هیچوقت به مقصد نخواهیم رسید من قبلا همیشه جسمم را تحت فشار قرار می دادم و به اون نتیجه ای که دوست داشتم نمی رسیدم چون من مسیر اشتباهی را می رفتم و هیچکدام برایم ماندگاری نداشت
۳_ همه ما در استفاده از روشهای قبلی برای لاغر شدن مقداری کاهش وزن وسایز را تجربه کرده ایم اما سریعتر از زمانی که کاهش آن زمان بود دوباره به حالت قبلیمان برگشتیم به نظر شما چرا بارها این اتفاق رخ داده است؟
چون در روشهای قبلی فقط جسممان را تغییر می دادیم ولی ذهنمان هیچ تغییری نمی کرد و همان باورهای قبلی را داشتیم چون موقع غذا خوردن ترس داشتیم عذاب وجدان داشتیم بخاطر اینکه همیشه غذا را عامل چاقی می دانستیم و زمانی که رژیم را رها می کردیم از خودمان انتظار چاقی داشتیم و هممون خیلی زود به وزن قبلیمان برمیگشتیم چون هیچ کسی به ما آموزش نداده بود و ما هیچ چیزی نمی دانستیم فقط همه حتی دکترها هم می گفتند که کم بخور وزیادفعالیت کن
۴_ اگر اشتیاق و استمرار خود برای لاغر شدن در سالهای قبل را در مسیر لاغری با ذهن صرف کرده بودید چه نتیجه ای را برای خود پیش بینی می کنید؟
می دانم که بهترین نتیجه را می گرفتم من قبلا خیلی حسرت می خوردم که چرا چند سال قبل با این مسیر آشنا نشده ام تا زودتر به تناسب اندام ایده آل خودم برسم اما حالا که چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام خدا را شکر می کنم که توانستم در این سنم به این مسیر زیبا هدایت شوم تا بتوانم هم در لاغری و هم در تمام جنبه های زندگیم پیشرفت داشته باشم خدایا شکرت
۵_ به نظر شما ادامه دادن چقدر در کسب نتیجه لاغر شدن اهمیت دارد؟
زمانی که با ایمان و توکل به خداوند مهربان ادامه بدهیم و استمرار داشته باشیم می توانیم در هر کاری به موفقیت برسیم
۶_ تجربه خود از استمرار و ادامه دادن در روشهای قبلی که برای لاغری استفاده کرده اید را شرح دهید
من همیشه با اراده کارهایم را شروع می کردم بخصوص در روشهای لاغری چون من از کودکی عاشق لاغر شدن بودم و هنوز هم هستم من هر زمانی که تصمیم می گرفتم که با یک روشی خودم را لاغر کنم با اراده خوبی پیش می رفتم و واقعا خوب خودم را لاغر می کردم اما توان ادامه دادنشان را نداشتم و هیچکدام برایم ماندگاری نداشتند و همیشه شکست می خوردم و ناامید ومایوس می شدم
استاد گرامی از شما خیلی ممنون هستم با تمام آگاهیهای نابی که در اختیارمان قرار می دهی
خدایا شکرت که مرا به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایتم کردی تا بتوانم متفاوت از گذشته و دیگران زندگی کنم و در این مسیر زیبا نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیم پیشرفت داشته باشم خدایا شکرت یا حق
به نام پروردگاری که در ساعات تاریک زندگیمان، به ما نوری از امید و انرژی میدهد؛ خدایی که در هر چالشی که با آن روبهرو میشویم، نوری از امید و اراده در دل ما روشن میکند.
گام۲۳/۱۰۰
🌱 با توجه به تلاشهای قبلیت برای لاغر شدن، به نظرت چقدر استمرار داشتی؟
اون زمانی که بخاطر حرفای دیگران در مورد وضعیت جسمیم فشار ذهنیم و عصبانیتم بالا میزد با خودم میگفتم که ایندفعه هر جوری که شده باید لاغر بشم که دهن بعضیها رو ببندم
و از طرفی چون در ذهنم ثبت شده بود که برای لاغر شدن باید ورزش کرد و رژیم گرفت بنابراین وقتی اینکارا رو انجام میدادم انتظار لاغر شدن داشتم چون داشتم کاری برای لاغر شدن انجام میدادم
چند روزی با انگیزه تمرینات رو برای لاغر شدن انجام میدادم و سعی میکردم در کنار ورزش و دویدن خوردن خودمو کنترل کنم خیلی چیز هارو نخورم یا اگر میخوردم کم میخوردم ولی متاسفانه در ذهن تمام افراد چاق این هست که فکر میکنن که یک شبه چاق شدن و حتی بار ها به زبون آوردن که آره من یکشبه چاق شدم نمیدونم چی شد
ولی این طرز فکر کاملا غلطه
هیچکدوم ما یکشبه چاق نشدیم اصلا همچین چیزی امکان نداره اصلا بدن انسان توان ندارع یکدفعه وزن زیادی از دست بده
و اکثر ما انتظار داشتیم ی شبه وزن کم کنیم
من خودم اینجور بودم انتظار داشتم در سریع ترین و کوتاه ترین زمان ممکن بیشترین کاهش وزن رو داشته باشم
برای همین روزای اول بصورت مستمر برای لاغر شدن تلاش میکردم اما بعد مدت کوتاهی میدیدم هیچ نتیجه ای حاصل نشده یا اینکه خیلی طول میکشه تا به هدفم برسم خسته میشدم و رها میکردم
من در این روش ها هیچ استمراری نداشتم برای همه ما به همین شکل هست
🌱با وجود اشتیاق زیاد، چرا روشهای قبلی نتیجه ندادن؟
من فکر میکردم یا شبه چاق شدم در کوتاه ازین زمان ممکن من به اضافه وزن رسیدم
ولی این تصور باطلی بود
من هم مثل همه افراد چاق انتظار داشتم سریع بتونم لاغر بشم بخاطر همین روزای اول با اشتیاق تمرین میکردم و خوردنم رو کنترل میکردم ولی بعد مدتی کوتاه مه میدیدم انتظار من به واقعیت تبدیل نشده دلسرد میشدم و رها میکردم و استمراری نداشتم
در روش های قبلی سعی داشتم فشاری جسمی
رو بالا ببرم تا بتونم لاغر بشم من تصور میکردم که بخاطر کم تحرکی و خوردن چاق شدم بنابراین سعی داشتم با فشار آوردن به جسمم لاغر بشم دریغ اینکه بدونم من بخاطر تغییر ذهنیتم چاق شدم
چیزی که خیلی وقته خوب متوجه شدم اینه که ذهن از انجام کار بزرگ و سخت کاملا فراریه و هر ترفندی میزنه که مارو از انجامش منصرف کنه
من یکدفعه تصمیم می گرفتم که تمام اضافه وزنم رو کم کنم و وقتی به جایی که بودم و چیزی که میخواستم باشم فکر میکردم میدیدم خیلی فاصله هست و من امکان ندارع بتونم اینهمه وزن کم کنم و باعث میشد نامید بشم و اشتیاقم رو از دست بدم
و از طرفی من سعی داشتم با فشار جسم لاغر بشم مثلا نخوردم یا کمتر بخورم ولی ذهن دستور میداد بخور ازین بیشتر بخور ، بخور ی شبه ، بخور گیرت نمیاد دیگه ،بخور…
و ازون جا که ذهن قوی تره و خود قدرته اون همیشه پیروز بود
🌱تقریباً همهمون بعد از کمی کاهش وزن دوباره چاق شدیم. به نظرت چرا این اتفاق بارها تکرار شد؟
به این دلیل که چاقی بیشتر از اینکه به جسم فشار بیاره به ذهن فشار میاره ووقتی از رژیم یا ورزشی به منظور لاغر شدن استفاده میکردیم اون لحظه حال ما کمی بهتر میشد و ذهن ما به این حال خوب ما پاسخ مثبت میداد و کمی از وزن جسمی ما و فشار ذهنی کم میشد و وقتی فشار کمتر ذهنی و جسمی کم میشد کمی خیالمون راحت میشد و رها میکردیم رژیم و ورزشو و دیگه چون رژیم یا ورزشی نبود که مارو محدود کنه با خیال راحت هرچی میخواستیم میخوردیم و چاق و یا حتی چاق تر میشدیم
و من متوجه شدم که کسایی محدودیت و خصوصا محدود کردن ذهن اون رو به وحشت و هراس میندازه و حریص تر میشه رژیم هم محدودیته
وقتی سعی میکردیم با رژیم گرفتن لاغر بشیم ذهن وحشت میکرد و سعی میکرد مارو منصرف کنه و دیدم که مثلا دختر خالم دعوت بود خونه یکی از اقوام گفت امروز رژیم میزارم کنار و اون زمان من در این مسیر بودم گفتم بد نیست رفتار هاشو دقت کنم
من یدونه کیک رو بزور خوردم ولی اون بعد خوردن کیک سوم بازم برداشت و گفت نمیدونم چمه سیر نمیشم
چرا اینجور رفتار کرد؟چون ذهنش فهمید که برای مدتی کوتاه از حالت محدودیت و رژیم خارج شده حریص شد که بیشتر بخوره چون ممکن بود دوباره بره تو حالت رژیم و دیگه نخوره
اگر دقت کنید به بچه ای بگید نباید زیاد شکلات بخوری یا حق نداری دست به فلان چیز دست بزنی صد در صد اون کارو انجام میده
ما خودمون داریم بچه کوچیک مثلاً نگران بودیم دست نزنه به گلدون وقتی نگاش میکرد نگران میشدیم نره سمتش و میرفت نزدیکش میگفتیم دست نزنی مستقیم حمله میکرد بهش 😑چرا؟چون ذهنش میگه چرا محدودیت داره چرا نباید دست بزنم ؟
بنابراین وقتی از حالت فشار و رژیم خارج میشدیم ذهن احساس آزادی میکرد و بیشتر میخوردیم
🌱اگه اون همه انرژی و استمرار قبلیت رو در مسیر لاغری با ذهن صرف میکردی، الآن چه نتیجهای داشتی؟
صد در صد همه ما که الان در این مسیر هستیم آرزو کردیم که ای کاش زودتر با این سایت آشنا شدیم ولی خب خدا مارو در زمان درست هدایت کرد
این هدایت فقط برای افرادیه که آمادگی هدایت شدن داشته باشند
من بار ها وقت صرف کردم روشی برای لاغر شدن پیدا کنم نتایج رو چک کنم ساعت ها وقت صرف میکردم ورزش میکردم بدن درد تحمل میکردم از خوردن چیز هایی که دوست داشتم میگذشتم و نمیخوردم
من بار ها زمین خوردم شکست خوردم ناامید شدم ولی باز هم بلند میشدم و ادامه میدادم
کلی وقت و انرژی هدر دادم و هیچ نتیجه مثبتی برای من نداشت
ولی من هیچ وقتی برای پیدا کردن روش لاغری با ذهن صرف نکردم من همیشه برای پیدا کردن رژیم یا ورزش برای لاغر شدن کلی وقت صرف میکردم
اگر زودتر به این مسیر هدایت میشدم و بجای هدر دادن انرژیم برای ورزش کردن و دویدن در این مسیر حرکت میکردم خیلی وقت پیش بهترین نتایج رو بدست میاوردم و خیلی وقت پیش از تمام اضافه وزنم خلاص میشدم
من کلی وقت صرف دوین کردم و لاغر نشدم اگر یک دهم اون وقتم رو روی مسیر لاغری با ذهن میذاشتم بدون خسته کردن خودم لاغر میشدم
من در روش های قبلی خیلی استمراری نداشتم ولی الان استمرار من قطع نشدنیه چون ایمانم به خودم ،ذهنم و این مسیر تمام نشدنیه
🌱از دید تو، ادامه دادن چقدر در رسیدن به لاغری مهمه؟
قطعا بدون استمرار به هیچ مقصدی نمیشه رسید
مثلاً من اگر بخوام از شهر خودم به مشهد سفر کنم اگه بخوام یروز ی ساعت حرکت کنم یروز دو ساعت بعد یروز هیچی نرم بعد خسته بشم دیگه بگم ولش من خسته شدم نمیرم خب هیچوقت نمیرسم
من همیشه دلم میخواست زبانم فول بشه عاشقش هم هستم
اما مدتی بود یروز میخوندم یروز حوصلم نمیشد نمیخودندم و هیچی یاد نمیگرفتم ولی مدتی میشه استمرار دارم برای خواندنش خیلی پیشرفت کردم
بدون استمرار به هیچ هدفی نمیشه رسید
لاغری هم همینطوره
اگر مدتی روی ذهنم برای لاغری کار کنم بعد مدتی رها کنم بیفایدس عموی فراموش میشه و افکار چاقی به قوت خودشون ادامه میدن
تجربه دارم در این موضوع که استمرار نداشتم مدتی رها کردم و پشیمون شدم
استمرار در هر کار و مسیری حرف اولو میزنه از نظر من
خدایا شکرت 🪻
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد عزیز
تو روشهای قبلی و رژیم های قبلی برای لاغری من اول کار خیلی با انرژی و روحیه شروع میکردم و همیشه هم موقعی دست به کار میشدم که چاقی فشار می اورد ینی موقع عید و خرید لباس و زود میخواستم نتیجه بگیرم در صورتی که چاقی رو توی سی و پنج سال بدست اورده بودم و یه هفته ای میخواستم لاغر شم و چونکه نمیشدم دیگه سرد میشدم و ادامه نمیدادم و دوباره وزنم برمیگشت .
من تو روشهای قبلی اشتیاق زیاد داشتم ولی چونکه راهم اشتباه بود نتیجه نمیداد و اگر تو این سایت نبودم صد سال نمیفهمیدم که من با ذهن چاق شدم و میخواستم با جسم لاغر کنم و شدنی هم نبود و نتجه ای نمیگرفتم.
دیگه خودم که نمیخوام گول بزنم خداییش ما هر وقت هر رژیمی رو شروع میکردیم باوری به نتیجه گرفتن ازش رو نداشتیم من که خودم هر روشی رو شروع میکردم اولش باورم این بود که اگه نشدم چی لاغر نشدم دوباره برمیگردم و چاق میشم و دقیقا هم این اتفاق می افتاد.
من اگر تو این ۳۵ سال چاقی تمرکزم رو میزاشتم تو این سایت خیلی خیلی خیلی زود نتیجه میگرفتم الان گرفتم که میگم من از ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ شروع کردم تو سایت فعالیت جدی داشتن و الان تا امروز نتیجه ای که گرفتم سایز دور شکمم از ااا سانت به ۱۰۴ سانت رسیده خداشاهده سر سوزنی گشنگی نکشیدم ، سختی ندیدم، ای اینو بخورم اونو نخورم نداشتم هر چی دلم خواسته خوردم به اندزه ای که دلمم میخواست خوردم واقعا نتیجه گرفتم تو این مدت چندین بار سرد شدم ذهنم اذیت میکرد ولی فقط به خودم میگفتم باید ادامه بدم هر چی بشه باید ادامه بدم این اخرین راه برای لاغر شدنمه دیگه اینسری باید خودمو ذهنمو ازاد کنم از این درگیری چاقی و خداروشکر تا الان نتایج عالی گرفتم.
بنظرم همه چی تو استمرار و بودت تو تناسب فکری هستش حتی اگر چندین بار ذهن چاقی اومد سراغم فقط یجوری ذهنم رو تغییر دادم و ادمه دادم مسیر رو و فقط گفتم باید تو مسیر باشم چه حالن خوبه چه ذهنم درگیره فقط باید مسیر رو ادامه بدم.
چه حالم خوب باشه، چه حالم بد باشه، چه بخوام چه نخوام ، چه ذهنم درگیر چاقی باشه چه نباشه، چه ذوق کنم خودمو میبینم چه ناراحت باشم نتیجه نگرفتم فقط و فقط باید تو این مسیرادامه بدم و صد در صد اطمینان دارم و فریاد میزنم که تنها و تنها و تنها ترین روش برای متناسب شدن فقط تناسب فکری هستش
سلام وعرض ارادت به بهترین استاد
با توجه به تلاشها قبلیت برای لاغری چقدر استمرار داشتی؟
سعی میکردم که استمرار داشته باشم اما از یه جایی به بعد دیگه خسته میشدم
یادمه در آخرین رژیم با دکتری در اینستا آشنا شدم که بهمون آموزش درست خوردن رو میداد.( منظور اینکه آب میوه صنعتی نخوریم و لب به شیرینی نزنیم فست فود نخوریم …)رژیم هم داشتم ولی نه به سختی کالری شماری.
کار رو این دکتر عزیز خیلی راحت تر کرده بود ،اما تا چه زمانی آدم میتونه چشم ش رو به تمامی این خوراکی ها ببنده
از یه جایی به بعد خسته میشدم و رها میکردم
با وجود اشتیاق زیاد چرا روشهای قبلی جواب نمی داد؟
تا یه زمانی میتونستیم ادامه بدیم بعدش دیگه خسته میشدیم چون فقط اجبار بود ذهن هم اجبار رو نمیپذیرد
همگی مون بعداز یه مقدار کاهش وزن دوباره چاق میشدیم به نظرت چرا ؟
چون فرمول کلی لاغری کمتر بخور و تحرک ت رو زیاد کن
همانطور که استاد به ما آموزش دادند وقتی به ما میگفتند کم بخور در ذهن ما جنگ راه می افتاد و ذهن ما مقاومت نشون میداد و بدن دچار قحطی میشد وقتی ذهن با کم خوردن مواجه میشد دستور ذخیره چربی صادر میکرد
در واقع ما لاغر نمیشدیم ضعیف میشدیم بعدش هم معلومه رژیم با شکست مواجه میشد دوباره پرخوری شروع میشد و این چرخه بارها وبارها انجام شد و چه خسارتهایی به جسم و روح مون وارد شد
اگه اون همه انرژی و استمرار رو در لاغری با ذهن داشتی الان چه نتیجه ای داشتی؟
مسلما که الان بسیار متناسب بودم ای کاش زودتر با این مسیر آشنا میشدم گرچه الان هم از خدای بزرگ سپاسگزارم که منو به این راه هدایت کرد
از دید تو استمرار در این راه چقدر موثره؟
هرچقدر در این راه استمرار داشته باشیم فرمول های ذهن ما از چاقی به لاغری تغییر مسیر بده ما بیشتر به نتیجه میرسیم
این مسیر نه تنها برای لاغری موثره در آرامش ما هم موثره من قبل از آشنایی با این مسیر خیلی زود عصبانی میشدم امروز که مسئله ای برام پیش آمد من تونستم کنترل خودم رو از دست ندم و این برام خیلی ارزشمنداست
من دلم میخواد تا جایی که برام میسر باشه در این راه بمونم
بخوبی میدانم با استمرار در این راه هم متناسب میشم وهم از زندگی لذت میببرم
نشان های دریافت شده
سلام ،طبق گفته استاداگر لیزخوردیم یاهرفکری دوباره به مسیر تناسب فکری ادامه بدیم من ازچاقی خسته شده بودم از نگاه خودم توایینه ناراحت میشدم ازنحوه خوردن رفتارم باغذابی اعتنادبنفسی ،حرف اطرافیان ،بمن میگفتن تواراده نداری شروع کردم به رژیم ورزش تاحدودی لاغرشدم ولی بمروردیدم سخته نمیتونم واقعا ازبدن بی حس وحال خسته شده بودم رژیم نمیتونه هیچ فردچاقی روبه هدفش برسونه همش مقطعی هست ورزش هم اونقدرلاغرنمیکنه من خودم براسلامتی دوست دارم ورزش کنم نه لاغری من خودم بخوربودم برام سخت بود غذاموکم کنم انگارخوردنه برام لذتبخش بود چقدرعلاقه شدید به شیرینی داشتم چقدربرنج میخوردمچاقی جوری بود لباس دلخواه رونمیتونستم تنم کنم وهمیشه افرادچاق واردیک جمع میشن همش فکرمیکنن درموردش حرف میزنن یاازجمع ها فراری هستن دهن ناخوداگاه نمیتونست بارژیم سازگاری داشته باشه همیشه ماچاق ها توهرحالتی رفتیم سراغ غذا انگارخواستیم خودمون ارام کنیم تااینکه ازچاقی خسته شدیم وازخداخواستیم روشی پیدابشه مابدون سختی به تناسب اندام برسیم واونم روش ذهنی هست این روش اومده روافکاروباورکارکرده توسط فایل ها هرفایل هزاران نکات داره بایدهرروزتومسیربود ویک حس وحال خوب داشت ازافکارمنفی دوری کرد جواب سوال اول ،من تودوران رژیم چون دکترگفت برابچه دارشدن بایدلاغرکنی ومن مجبوربودم وقتی بخوای برایک کاری عجله داشته باشی مغزمقاومت میکردونمیشدرژیم درست ودرمان گرفت ولی من اجراکردم بعدرهاکردن چاقترمیشدم ۲،من اشتیاقی برارژیم نداشتم فقط ازسراجباربود کم خوری ومحدودیت خیلی برام سخت بود۳،چاقی روازاطرافیان شنیدیم که ارثیه وبخاطرکم خوری همه اولش رژیم رعایت میکردیم بعدمدتی رها دوباره چاقترمیشدیم چون ذهن ناخوداگاه باماهم مسیرنبودوبخاطرهمین شکست میخوردیم ۴،اگرروش ذهنی قبلا بود مااینقدرسراغ رژیم نمیرفتیم همش روجسم کارشدروافکارکسی نیومدکارکنه بگه ذهن بایداموزش ببینه ومتناسب بشه ۵،بایدهرروزتومسیربودوادامه دادلیزنخورد هرچه بیشترتومسیرباشیم ذهن بیشتریادمیگیره مثل یک فردمتناسب رفتارکنه۶،داغون شده بودم توان راه رفتن نداشتم،۷،تربیت ذهن برامتناسب شدن ،نترسیدن ازغذا ،حس وحال خوب ،۸،اجراتکنیک هاست خیلی مهمه حذف ترازواززندگی فکرنکردن به رژیم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
من هم مثل هزاران فرد چاق از وقتی متوجه چاقیم شدم ، وقتی نگاهها و حرفهای دیگران منو اذیت کرد ، وقتی توی آینه دوست نداشتم خودم رو ببینم ، وقتی از خودم فرار میکردم شروع به تلاش برای لاغری کردم و تا همین الان هم این تلاش ادامه داره .
در روشهای قبل چون در مسیر اشتباه بودم ، همیشه از این شاخه به اون شاخه میپریدم ، تلاش میکردم ، شاید بتونم به لاغری که آرزوش رو دارم برسم ولی تنها یک مسیر برای رسیدن به هدف وجود داره و اون هم مسیر درسته و هیچ مسیری حتی با تلاش و پشتکار زیاد نمیتونه ما رو به هدف برسونه مگر اینکه اون مسیر درست باشه و مسیر من هم درست نبود.
بارها شده بود که تونستم تا نزدیکی تناسب برسم ولی چون ریشه و منشا چاقی من درمان نمیشد من نمیتونستم اون تناسب رو نگه دارم ، همیشه تلاش من برای لاغری جسمم بود ولی من هیچ تلاشی برای تغییر ذهن و محتویات اون که باعث و بانی چاقی من بودند انجام نداده بودم و این میشد که باز هم چاقی من برمیگشت ، چون تلاش من در جایی که باید صورت نمیگرفت.
اگه من اون استمرار و تلاش رو در مسیر درست که لاغری با ذهنه انجام داده بودم الان سالها بود که من انسان متناسبی بودم چون در مسیر درست هرچند هم که آروم قدم برداری حتما به مقصد میرسی ولی مسیر نادرست انتهایی نداره و به نتیجه هم ختم نمیشه ، هر چند با سرعت ، قدم های بلند برداری.
مهمترین شرط برای رسیدن به هدف استمرار داشتنه ، چون شکست و ناامیدی همیشه در هر کاری هستند و مهم اینه که ما نا امید نشیم از شکستهامون درس بگیربم ، ما باید اشتباهاتمون رو پیدا کنیم و سعی در اصلاح اونها کنیم و ادامه بدیم ، هر روز یک قدم هر چند کوچک داشته باشیم .
باید در مسیر بود و ادامه داد ، این مهمترین رمز موفقیته که نباید پا پس کشید.
من سالها با روشهای مختلف برای لاغر شدن تلاش کردم ، همیشه به دنبال روشهای مختلف و آسون بودم روشی که بتونه منو در کمترین زمان به لاغری برسونه از قرص و دمنوش گرفته تا پیاده روی ، ورزش و باشگاه و رژیم های مختلف ، من روشهای زیادی رو رفتم ولی پا پس نکشیدم و ادامه دادم و اطمینان داشتم که روش درست رو پیدا میکنم ، هیچ گاه نا امید نمیشدم و اگه یه روز حالم بد میشد ادامه میدادم و حالم رو خوب میکردم تا اینکه در شبی نا امید از روشهایی که رفته بودم ، خداوند منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کرد و من مسیر درست رو پیدا کردم و ایمان دارم اینبار تناسب از دست رفته خودم رو به دست میارم ، چون مسیر من درسته و انتهای اون هدف قرار داره.
بنام خداوند جان و خردسلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیرمن از بچگی برای چاق شدن آموزش دیدم با حرف زدن درباره ی چاقی که چاقی من ارثی و ژنتیکی هست یا شما به خانواده مادریتون رفتین یا غذاهای چرب شیرینجات زیاد می خورین آموزش دیدن فقط کلاس رفتن نیست یک مهارت که با دیدن شنیدن در جمع خانوادگی ، اطرافیان و جامعه پیدا میکنیم و الان که با لاغری با ذهن هدایت شدم باید ذهنم رو آموزش بدهم همان جور که چاقی را یاد گرفتم لاغری را هم یاد بگیرم حالا چطوری باید یادبگیرم؟ با فایل گوش کردن نوشتن تمرین کردن عمل کردن به صبحت های استاد باور و نگرش درست رو جایگزین باورهای اشتباه کردن البته من الان در حال یاد گرفتن هستم و نباید عجله کنم باید صبر و استمرار داشته باشم
پاسخ به سوالات مطرح شده:۱. با توجه به تلاشهای قبلیت برای لاغر شدن به نظرت چقدر استمرار داشتی؟کمتر از یک ماه بر گشت به وزن قبل و حتی بیشتر از اون ۲. با وجود اشتیاق زیاد، چرا روشهای قبلی نتیجه ندادن؟چون همه ی فشار روی جسم بود در صورت که باید روی ذهن و مغز باشه اون را آموزش و تربیت کرد۳. تقریباً همهمون بعد از کمی کاهش وزن دوباره چاق شدیم به نظرت چرا این اتفاق بارها تکرار شد؟چون داشتیم راه رو اشتباه میرفتیم باید باورهای چاقی رو در ذهن و مغز اصلاح می کردیم بعد جسممون خود به خود لاغر میشد۴. اگه اون همه انرژی و استمرار قبلیت رو در مسیر لاغری با ذهن صرف میکردی، الآن چه نتیجهای داشتی؟الان متناسب بودم و باورهای درست در ذهنم جایگزین شده بود دیگه نه پا درد داشتم و نه بیمارهای دیگه سالم و سلامت در آرامش و بهتر زندگی می کردم البته میدونم که بزودی به این خواسته ام میرسم۵. از دید تو، ادامه دادن چقدر در رسیدن به لاغری مهمه؟خیلی زیاد چون تنها موفقیت در اثر استمرار و ادامه دادن بوجود میاد پس اگه ادامه ندم به اون نتیجه ای که دوست دارم نمی رسم ۶. تجربهت از استمرار در روشهای قبلی لاغری رو با ما به اشتراک بذار؟من در سالی ۸۵ پیش دکتر تغذیه رفتم و رژیم خیلی سخته برام نوشت و من اون رو حدود یک سال ادامه دادم و از ۱۲۷کیلو به ۷۵کیلو رسیدم و بیمار شدم و با کوچکترین سرما خوردگی حالم خیلی بد میشد اون رژیم رو رها کردم و باز به ۱۷۰کیلو برگشتم بعد از اون چند بار دیگه هم رژیم گرفتم که باز رها کردم تا الان که و وارد مسیر لاغری با ذهن شدم با تشکر از استاد بزرگوار و دوستان هم مسیربه امید روزهای بهتر برای همه یا حق