🌧️ خیلیها آرزو دارن لاغر بشن، اما وقتی از خودشون میپرسن «چگونه اراده قوی داشته باشیم تا لاغر شویم؟»، ته دلشون به این نتیجه میرسن که اصلاً ارادهای ندارن! 😞
📍 این جلسه ادامه گام ۸۹ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
انگار ذهنشون پر شده از شکستهای قبلی، محدودیتها، و رژیمهای خستهکنندهای که هی اومدن و رفتن…
اما یه سؤال مهم اینجاست: اگه یاد بگیریم چطور ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم، واقعاً میفهمیم چگونه اراده قوی داشته باشیم تا لاغر شویم؟ پاسخش توی ادامه همین مقاله منتظرته… 😉✨
در این جلسه میآموزیم:
اراده برای لاغری
🌧️ خیلی از ما دلمون میخواد لاغر بشیم، سبک بشیم، راحت لباس بپوشیم، با خیال راحت جلوی آینه لبخند بزنیم… اما وقتی میپرسیم چگونه اراده قوی داشته باشیم تا لاغر شویم؟
ته دلمون یه صدای آشنا میگه: «تو که قبلاً هم امتحان کردی و نشد!» 😔
صداهایی که از دل شکستهای قبلی، رژیمهای طاقتفرسا، وزنکشیهای بینتیجه و دمنوشهای بیفایده میان…

💔 خیلیها بهظاهر چاقی رو پذیرفتن، اما ته دلشون همیشه یه آه هست… آهی برای لباسهایی که نمیتونن بپوشن، برای شادیای که نمیتونن احساس کنن، برای آینهای که باهاش قهر کردن.
اما یه نقطه شروع قدرتمند اینه که از خودمون بپرسیم:
🔍 واقعاً چگونه اراده قوی داشته باشیم تا لاغر شویم؟
✨ وقتی بفهمیم که چاق شدنمون از ذهن شروع شده، میتونیم با قدرت ذهنی دوباره از همون مسیر، اینبار به سمت لاغری حرکت کنیم. نه با فشار و زور، بلکه با درک و آگاهی.
اینجاست که برنامهریزی ذهن وارد ماجرا میشه و در ادامه مقاله، یاد میگیریم چطور این مسیر لذتبخش رو شروع کنیم و چگونه اراده قوی داشته باشیم تا لاغر شویم 🌈🧠
🤯 چرا لاغر شدن سخت است؟
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ و چند بار وسط راه ولش کردی؟ 😞
هر بار که برای کاهش وزن اقدام میکنی و به هر دلیلی وسط راه میمونی یا نتیجه نمیگیری، یه باور توی ذهنت قویتر میشه:
«لاغر شدن خیلی سخته…»
🌀 این باور، کمکم باعث میشه که اشتیاق اولیهات برای لاغری کمرنگتر بشه. هر بار که شکست میخوری، حس ناتوانی توی وجودت پررنگتر میشه.
💡 اما حقیقت یه چیز دیگهست!
افراد چاق ناتوان نیستند، بلکه فقط از عملکرد ذهن و بدن خودشون اطلاع ندارن.
وقتی ندونی ذهن چطور عمل میکنه، تلاشهات برای لاغر شدن نتیجه نمیده و حس میکنی “ارادهاش رو نداری” در حالی که موضوع اصلاً اراده نیست؛ موضوع، شناخت ذهنه!
🕰️ جالبه بدونی برای چاق شدن هیچوقت برنامهریزی خاصی نکردی، عجله نداشتی که تا فلان تاریخ ۱۰ کیلو چاق بشی!
چاقی آروم و بیسروصدا اتفاق افتاد، چون ذهن و جسمت با هم هماهنگ بودن.
اما برای لاغر شدن چی؟
🍽️ رژیم گرفتی، 🏃♀️ ورزش کردی، 🥹 خودتو روی ترازو بارها وزن کردی و همزمان عجله داشتی، استرس داشتی، میخواستی زود نتیجه بگیری…
و وقتی نتیجه نگرفتی، باور کردی که لاغری سخته!
📌 وقتی ذهنت پر از فشار و نگرانیه، نمیتونه در آرامش تو رو به سمت هدف هدایت کنه.

چرا چاق شدن آسان است و لاغر شدن سخت؟
بدن ما یک سیستم هوشمند و فوقالعاده داره که بیوقفه کار میکنه؛
از تپش قلب گرفته تا سوختوساز انرژی، همه چیز بدون نیاز به اراده و تلاش ما انجام میشه. 🧠💪
چاق شدن هم دقیقاً به همین شکل اتفاق میافته؛ بدون اینکه ما مجبور باشیم ارادهای داشته باشیم یا به زور کاری کنیم.
بدن ما به طور طبیعی و خودکار، انرژی اضافی رو ذخیره میکنه و ما رو چاقتر میکنه.
اما وقتی تصمیم میگیریم لاغر بشیم، همه چیز برعکس میشه؛
باید هر روز خودمون رو مجبور کنیم، گرسنگی رو تحمل کنیم، ورزش کنیم، و حتی از خوردن بعضی چیزها محروم بشیم. 🥗🏃♂️😓
همین موضوع باعث میشه هر کسی که میپرسه «چگونه اراده قوی داشته باشیم تا لاغر شویم؟» به مشکل بخوره.
زیرا اراده برای لاغری یعنی اینکه بخوای برخلاف میل طبیعی بدن، رفتار کنی؛
بجنگی با اشتها، با آرامش ذهنت، حتی با عادتهای قدیمیات… و این کار خیلی سخت و طاقتفرساست.
حس میکنی داری خودتو محروم میکنی، داری با غریزه و طبیعت خودت میجنگی. 😔💔
به همین خاطر، خیلیها هر چقدر هم ارادهشون رو جمع کنند، باز هم نمیتونن به رویای لاغریشون برسن.
نه چون اراده ندارن، بلکه چون راه اشتباه رو میرن و نمیدونن چطور ذهنشون رو همراه بدنشون کنند.
حالا اگر دنبال جواب واقعی برای این سؤالی که خیلیها میپرسن، بدون که اراده به معنای زور و فشار نیست، بلکه یعنی
چطور ذهن و بدنت رو با هم هماهنگ کنی تا بدون جنگ و مبارزه، مسیر لاغری برات هموار بشه. 🌟✨

لاغری بدون اراده؛ راز واقعی تغییر وزن! 🌟
لاغری با ذهن، تنها روشی است که برای رسیدن به وزن دلخواهت هیچ ارادهی زورکیای ازت نمیخواد. 🤯✨
در دوره آموزشی ورود به سرزمین لاغرها، دقیقاً همان مسیر و راهی را طی میکنی که ذهن و جسمت قبلاً برای چاق شدن به صورت کاملاً طبیعی و بدون تلاش خاصی استفاده کردهاند.
✍️ در ادامه هم توی گام ۹۱ سراغ «اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.27 از 73 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام
الان که دارم این کامنتمو مینویسم کفشم که چند ماهی بیشتر نیست خریدم بااینکه نو هست برام گشاد شده ومدام از پام درمیاد .
وقتی این حالت رو میبینم خیلی ذوق میکنم واینم دستاورد من برای ماندن تو این مسیره . البته این رو من نمیدونستم که سایز پام هم تغییر میکنه واز سایز ۳۹ میرسه به ۳۸ ..شلوار لی ام رو هم امروز انداختمش . چون دیگه بعد چندبارتنگ کردن از حالت افتاد وانداختمش .
چقدر این روزها قشنگ هست خیلی .
وقتی مادرم امروز بهم گفت داداشت صبح زود پاشده رفته آزمایش بده واسه کبد چرب . چون اون هم بیماری کبد چرب داره ولی وقتی میبینیمش متناسبه البته جسمش داد میزنه که باشگاهیه . وبا باشگاه وزن کم کرده . اما ذهنش پرفرمول چاقی هست . یه لحظه به خودم اومدم که منم که چند ماه پیش آزمایش دادم من مشکلی نداشتم ونرمال بود واینم دستاورد لاغری هستش که من پیش بینی نکرده بودمش وقتی میخاستم وارد دوره بشوم.
و اما داداشم که ذهن چاق اما جسم متناسب داره این مشکل رو داره .
لابد میپرسین ذهنش رو چطوری دیدم؟
بعد اینهمه بودن تو این سایت دیگه استادشدیم کافیه دو دقیقه یه فردی رو پای غذا خوردن ببینم و واکنشش رو بعد خوردن غذا ببینم میفهمم طرف ذهن چاق داره یا نه . حتی اگه طرف لاغر باشه و با باشگاه لاغر شده باشه .
حتمن میگین به ماهم بگو .
ولی من پیشنهادم اینه برید تو سایت تناسب فکری یاد بگیرید من این آموزشهام رو به رایگان دراختیار کسی قرار نمیدم🤣😄
البته من هنوز دانشجوی این رشته هستم و درسم تموم نشده دانشگاهی که موضوع تئوری با عملی همراه هست .
خواهرم که چند روزه با این دوره آشنا شده . ودیروز وقتی صفحه سایت رو باز کرد میگه استاد لاغریت چرا داره آشپزی آموزش میده. کیک شکلاتی . انواع غذاهای خوشمزه و…. اینکه که بیشتر تحریک میکنه .
گفتم استاد داره با زبان بی زبانی فریاد میزنه بابا این روش رژیم نداره . ترس از غذاخوردن نداره. وترس ها آنقدر فرو می ریزه که خودش که سالها بود چاق بود و در رنج ومشقت و الان متناسب شده هرکس جای اون بود الان که لاغر شد خودش رو باغذاهای معمولی نگه میداشت .اما بدون ترس وبا لذت غذا می خوره .
البته اون تازه میخاد شروع کنه . و این حرفها براش غریبست .
البته اون منو میبینه ونگام میکنه وانرژی میگیره . وچون ازم کوچکتره براش سخته که من متناسب باشم و کوچکتر از اون نشون بدم . ویه جورایی بهش برمیخوره که بالاخره خودش رو متقاعد کرد بیاد وارد دوره بشه ببینه چه خبره .
منم واقعیتش با برنامه های آموزشی آشپزی استاد ترسهام فرو ریخت و خیلی کم پیش میاد عذاب وجدان بعد غذا خوردن رو تجربه کنم یا اصلا بترسم وغذایی رو نخورم .
خواهر زاده نازنینی دارم که پدرم همش بهش میگه بخور قوی باشی بازی میکنی نیرو داشته باشی و بهش انگیزه میده که قوی بودن برابراست باغذا خوردن .
همش مورد تهاجم چندجانبه ورودیهای منفی دراطرافمون هستیم اگه حواسمون نباشه نمیتونیم زندگی دلخواهمون رو خلق بکنیم .
خدارو شکر بابت هدایت به این مسیر زیبا .
تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای بی بدلیلش .
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز ودوستان همراه
اینکه چه وقت یه موضوعی هدفمون وآرزومون میشه ؟
جواب : وقتی که اون رو نداریم ونمیتونیم احساس خوبی که بهمون میده رو تجربه کنیم .
مثلا : چه وقت متناسب شدن آرزومون میشه :
جواب :وقتی اون رو نداریم
واحساسمون در موقع نداشتن چیه ؟
احساس خوبی نیست .باعث میشه بیشتر به چیزی که داریم یعنی چاقی توجه کنیم و هرتوجهی یعنی که بیشتر خواستن از جهان .
حالا میخواهیم متناسب بشیم باید چی کارکنیم؟
بهش توجه نکنیم تادراثر بی توجهی ما کمرنگ بشه و بره.
حالا چطور با این وضعیت چاقیمان که همه جا همراه ماست توجه نکنیم ؟
حتی تو آینه میخاهیم سر ووضع خودمان رو درست کنیم میبینیمش. از تنگ شدن لباسها میبینمش . احساس سنگینی بعد غذا میبینیمش. از حرف و حدیث دیگران میبینیمش و ناخواسته حواسمون سمتش میره .وبهش توجه میکنیم
خوب حالا که توجه یه لخظه سمتش میره . بلافاصله توجه رو از روش برداریم و به چیز دیگه فکر کنیم .
چون از یک طرف داریم وقت میزاریم وفایل های لاغری با ذهن رو گوش میدیم تمریناتمون روانجام میدیم و…
نمره توجهمون مثلا میشه ۲۰
بعدش به وضعیتی که الان هستیم و با چالش هایی که درطول روز با این چاقی داریم برمیخوریم و اگه توجه مون بره سمت چاقی وازش بدمون بیاد نمره توجهمون میشه ۲۰_
وتمامی تلاش اون روزمون رو خنثی میکنه .
بعدش اون موقع میگیم که یا من بی ارادم اینهمه لاغر شدن و من نتونستم . یا میگین این دوره هم بیخوده و جواب نمیده .
ولی اگر هوشیار باشیم و در طول روز توجهمون رفت سریع هوشمندانه حواسمون رو ببریم سمت یه چیز دیگه .توجه به چاقی کم میشه و ما کم کم به هدفمون میرسیم .
من وقتی خودمو تو آینه میبینم خوب ناخواسته توجهم یک آن میره که هنوز چاقم . سریع حواسم رو میبرم به قسمتی از اعضای دیگم میگم خدایا شکرت که موهای سرم پرپشته .
خدایا شکرت بدنی سالمی دارم . خدایا شکرت قدم بلنده و..
از بس این کارها رو میکنم باورتون نمیشه عاشق خودم شدم منی که ازخودم بدم میومد الان عاشق خودم شدم .وبه هر بهونه ای برای خودم کادو میخرم😃
همین چند روز پیش که خواهرم هیچ کس رو قبول نداره در زیبایی وهمش ایراد میگیره . جلوی من پیش مامانم از زیبایی من میگه و هی میگه . ومن از هرکسی میشنیدم باورم میشد الا خواهرم .
پس برمن ثابت شد که این خودمون هستیم که به خودمون برچسب میزنیم .
وگرنه خاهرم هرموقع منومیدید اول ازهمه به شکمم نگاه میکرد وایراد میگرفت ولی همون آدم الان میشینه یه ساعت ازم تعریف میکنه .واصلا از چاقیم هم هیچی نگفت .
پس اگه میخایم لاغربشیم بایستی افکار چاقی رو که سراغمون میاد ودرجسم ماهم هست سریع عوضش کنیم واین کار رو مرتب انجام بدیم کم کم راه حل های مختلف میاد سراغمون که بهمون کمک میکنه چطور به چاقی کمتر توجه کنیم و متوقفش کنیم .
ما که تواین مسیرهستیم واستاد داره با جون ودل کمکمون میکنه پس خودمون هم یه کم همت کنیم و به نتیجه برسیم و لذتشو ببریم .
به خدا منم که اوایل سه چهار ماه اول دوره لاغری بهم خیلی از طرف اطرافیانم فشار وارد شد متلک میشنیدم من فقط تلاشم رو کردم احساسمو خوب نگه داشته باشم و اصلا واکنشی به حرفاشون نشون ندم . وسکوت کردم .
چون هرچی میگفتم اونها هم چیزی داشتن که بگن و این باعث توجه بیشترم میشد. فقط سکوت . سخته اما میشه .
کم کم همون آدمها بعد سه چهار ماه دیگه هیچی بهم نگفتن و الان از زیبایی و جوان ترشدن من میگن .
داداشم میگه راستشو بگو چی کارکردی ؟ ومن هرچی میگم من هیج کاری نکردم باورشون نمیشه که نمیشه .
البته پیش خودمون باشه همون کاری که جلو آینه میکردم همون کار رومیکردم و میکنم .یا
هرخواننده ای وصف عشق میکنه احساس میکنم خطابش به منه .همین کارها .
الان خیلی سایز کم کردم واین رو از لباسهام متوجه میشم و من لایق این کاهش وزن بودم چون خودم آگاهانه افکارم رو تغییر میدادم .وآموزشها رو دنبال میکنم
آموزش امروز مثل همیشه فوق العاده بود استاد .
مرسی که اینهمه وقت میزارین .
اینها همش چگونه زیستن هست .
چون میشه همین آموزشها رو درجنبه های دیگه زندگی هم پیاده کرد.
نشان های دریافت شده
سلام
چرا اراده برای لاغری سخت تر از چاقی هست
وقتی به گذشته خودم مینگرم میبینم من روند چاقیم طوری نبوده که کیلو به کیلو در تمام قسمت های بدنم شکل بگیره و اینو از نظر اطرافیانم میفهمیدم.
اوایلش که تا یه سنی متناسب بودم بعد یواش یواش از بازوهام شروع به پف کردن کرد چون خودم همش به داداشم که باشگاه میرفت مسخره اش میکردم که شما پسرها برای اینکه بازوتون پف کنه میرین باشگاه . و همش تو خونه یه جورایی با بازوهام اداشون رو درمیاوردم .
بعد کم کم به آدم هایی که شکمشون بزرگه توجه میکردم و خونمون مرتب از پسر همسایمون که از رنج های چاقی اش میگفت صحبت میشد و من هم دلم براش می سوخت و هم از چاقی بدم میومد ومتنفر بودم که آینده یه جوان رو خراب میکنه.
کم کم یه مدت متوجه شدم شکمم بزرگ شده . و گفتم حتمن به خاطر بی تحرکی هستش چونکه سایر قسمتهای دیگه بدنم نرمال بود. تو این مرحله هم هیچ کاری برای لاغری انجام ندادم.
بعدش در محیط افراد های خیلی چاق قرار گرفتم و طرز غذاخوردنشون رو نگاه میکردم و مرتب در مورد کارهای لاغری و… صحبت میکردند و اون رو به نژاد خودشون نسبت میدادند.و به من میگفتن تو لاغری . فکری برای لاغریت بکن
ومن هم پیش دکتر تغذیه رفتم ولی ایشون گفتند که خانم شما ۵ کیلو اضافه وزن دارید و برام برنامه نوشت که رعایت کنم .
یادم میاد یه چند روزی رعایت کردم و رها کردم و با خودم گفتم یه کم پیاده روی رو زیاد میکنم غذام رو کم نمیکنم .
چند سالی به همین روال بود و من هم پذیرفته بودم و کاری نکردم .
کم کم بعد ۸ سال یه بار وزن کردم دیدم وزنم ۶۵ هستش .
و یه همکارم داشتم اون بهم میگفت صورتت لاغره و قرص چاقی بخور بزار صورتت زیبا بشه و اون هم میخورد ومن هم چند باری مصرف کردم و دیدم صورتم غبغب شد و زود هراس کردم و رها کردم .
بعد شش ماه وزن کردم شدم ۷۰. بعد دوستم بهم گفتش تو چاق شدی . و من هم تصمیم گرفتم پیاده روی کنم روزی ۱ساعت پیاده روی توی گرمای تابستون بعدشم توی اتاق بدون پنکه و کولر میرقصیدم و وزنم شد تقریبا ۶۵ کیلو . و خوشحال شدم و دیگه خورد پاییز و رها کردم فکر کردم ثابت میمونه . 😌
بعد یه مدت دیدم لباسم مرتب تنگ میشه دوباره وزن کردم شدم ۷۲ کیلو . دوباره هر روز پیاده روی و ورزش و باشگاه و هفته ای یکبار وزن کردن . و واقعا استرس داشتم که چه وزنی رو تراز بهم نشون میده بعضی وقتا ۱۰۰ گرم کم میشدم و بعضی وقتها ۱۰۰ گرم اضافه .
دیگه ترسیدم و با اینکه معنای گرسنگی و سیری رو می فهمیدم هر موقع گرسنم میشد یه کمی غذا میخوردم و کاسه کوچیک انتخاب میکردم و همش گرسنه بودم .بعد یه مدت رها کردم و بی خیال شدم . خیلی اینترنت رو سرچ میکردم و کم کم به خوردن قهوه روی آوردم و بعد یه مدت اون هم رها کردم . 😔
بعد با دوره استاد آشنا شدم و بعد یکسال وقفه که خودمم دلیلش رو نمیدونم الان نزدیک به دوماهه مستمرا دنبال میکنم .
حالا می خاستم بگم من توی این همه سال آرام آرام چاق شدم چون برای چاق شدنم هیچ زحمتی نکشیدم ودرمن شکل گرفت و الان میخام سریع لاغربشم .
چون خیلی برای لاغری رنج کشیدم ورزش کردم و پیاده روی و… تو ذهنم نهادینه شد که بابا لاغر شدن سخته وتو نمی تونی. ولی اگه بپذیرم که لاغر شدن ذهنی هستش و هیچ سختی نداره مگه من برای چاق شدنم سختی کشیدم که برای لاغری سختی بکشم .
و چون موقعی که متناسب بودم و داشتم چاق میشدم چون رنج چاقی نبود که حس منو بد کنه و من آرام آرام بدون دردسر چاق شدم .
ولی الان چون چاقم و این رو در لباسهای و تو آینه و تو نظر دیگران میبینم و با همین شرایط میخام لاغربشم لاغری رو برام سخت میکنه .
پس خودم رو همینطور که هست میپذیرم و به خودم عشق می ورزم و فایل ها وآموزشهای استادم رو دنبال میکنم و گام به گام پیش میرم تا منم متناسب بشم .✍
نمیشه حس بد چاقی رو داشته باشم و بخام لاغر بشم .
مثل اینه من یه وزنه به پام ببندم بعد بخام بدوم . خوب معلومه حرکت منو کند میکنه .
البته اینو هم بگم اگه همین چاقی نبود من شاید به این زودی ها با قدرت ذهن آشنا نمی شدم. من نه تنها از قدرت ذهن برای لاغری بلکه در بیشتر کارام دارم ازش استفاده میکنم .😀
استاد عزیز از آموزشهای بی نظیرتون ممنونم .🙏