🌧️ خیلیها آرزو دارن لاغر بشن، اما وقتی از خودشون میپرسن «چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم؟»، ته دلشون به این نتیجه میرسن که اصلاً ارادهای ندارن! 😞
انگار ذهنشون پر شده از شکستهای قبلی، محدودیتها، و رژیمهای خستهکنندهای که هی اومدن و رفتن…
اما یه سؤال مهم اینجاست: اگه یاد بگیریم چطور ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم، واقعاً میفهمیم چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم؟ پاسخش توی ادامه همین مقاله منتظرته… 😉✨
اراده برای لاغری
🌧️ خیلی از ما دلمون میخواد لاغر بشیم، سبک بشیم، راحت لباس بپوشیم، با خیال راحت جلوی آینه لبخند بزنیم… اما وقتی میپرسیم چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم؟
ته دلمون یه صدای آشنا میگه: «تو که قبلاً هم امتحان کردی و نشد!» 😔
صداهایی که از دل شکستهای قبلی، رژیمهای طاقتفرسا، وزنکشیهای بینتیجه و دمنوشهای بیفایده میان…

💔 خیلیها بهظاهر چاقی رو پذیرفتن، اما ته دلشون همیشه یه آه هست… آهی برای لباسهایی که نمیتونن بپوشن، برای شادیای که نمیتونن احساس کنن، برای آینهای که باهاش قهر کردن.
اما یه نقطه شروع قدرتمند اینه که از خودمون بپرسیم:
🔍 واقعاً چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم؟
✨ وقتی بفهمیم که چاق شدنمون از ذهن شروع شده، میتونیم با قدرت ذهنی دوباره از همون مسیر، اینبار به سمت لاغری حرکت کنیم. نه با فشار و زور، بلکه با درک و آگاهی.
اینجاست که برنامهریزی ذهن وارد ماجرا میشه و در ادامه مقاله، یاد میگیریم چطور این مسیر لذتبخش رو شروع کنیم و چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم 🌈🧠
🤯 چرا لاغر شدن سخت است؟
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ و چند بار وسط راه ولش کردی؟ 😞
هر بار که برای کاهش وزن اقدام میکنی و به هر دلیلی وسط راه میمونی یا نتیجه نمیگیری، یه باور توی ذهنت قویتر میشه:
«لاغر شدن خیلی سخته…»
🌀 این باور، کمکم باعث میشه که اشتیاق اولیهات برای لاغری کمرنگتر بشه. هر بار که شکست میخوری، حس ناتوانی توی وجودت پررنگتر میشه.
💡 اما حقیقت یه چیز دیگهست!
افراد چاق ناتوان نیستند، بلکه فقط از عملکرد ذهن و بدن خودشون اطلاع ندارن.
وقتی ندونی ذهن چطور عمل میکنه، تلاشهات برای لاغر شدن نتیجه نمیده و حس میکنی “ارادهاش رو نداری” در حالی که موضوع اصلاً اراده نیست؛ موضوع، شناخت ذهنه!
🕰️ جالبه بدونی برای چاق شدن هیچوقت برنامهریزی خاصی نکردی، عجله نداشتی که تا فلان تاریخ ۱۰ کیلو چاق بشی!
چاقی آروم و بیسروصدا اتفاق افتاد، چون ذهن و جسمت با هم هماهنگ بودن.
اما برای لاغر شدن چی؟
🍽️ رژیم گرفتی، 🏃♀️ ورزش کردی، 🥹 خودتو روی ترازو بارها وزن کردی و همزمان عجله داشتی، استرس داشتی، میخواستی زود نتیجه بگیری…
و وقتی نتیجه نگرفتی، باور کردی که لاغری سخته!
📌 وقتی ذهنت پر از فشار و نگرانیه، نمیتونه در آرامش تو رو به سمت هدف هدایت کنه.

چرا چاق شدن آسان است و لاغر شدن سخت؟
بدن ما یک سیستم هوشمند و فوقالعاده داره که بیوقفه کار میکنه؛
از تپش قلب گرفته تا سوختوساز انرژی، همه چیز بدون نیاز به اراده و تلاش ما انجام میشه. 🧠💪
چاق شدن هم دقیقاً به همین شکل اتفاق میافته؛ بدون اینکه ما مجبور باشیم ارادهای داشته باشیم یا به زور کاری کنیم.
بدن ما به طور طبیعی و خودکار، انرژی اضافی رو ذخیره میکنه و ما رو چاقتر میکنه.
اما وقتی تصمیم میگیریم لاغر بشیم، همه چیز برعکس میشه؛
باید هر روز خودمون رو مجبور کنیم، گرسنگی رو تحمل کنیم، ورزش کنیم، و حتی از خوردن بعضی چیزها محروم بشیم. 🥗🏃♂️😓
همین موضوع باعث میشه هر کسی که میپرسه «چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم؟» به مشکل بخوره.
زیرا اراده برای لاغری یعنی اینکه بخوای برخلاف میل طبیعی بدن، رفتار کنی؛
بجنگی با اشتها، با آرامش ذهنت، حتی با عادتهای قدیمیات… و این کار خیلی سخت و طاقتفرساست.
حس میکنی داری خودتو محروم میکنی، داری با غریزه و طبیعت خودت میجنگی. 😔💔
به همین خاطر، خیلیها هر چقدر هم ارادهشون رو جمع کنند، باز هم نمیتونن به رویای لاغریشون برسن.
نه چون اراده ندارن، بلکه چون راه اشتباه رو میرن و نمیدونن چطور ذهنشون رو همراه بدنشون کنند.
حالا اگر دنبال جواب واقعی برای سوال «چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم؟» هستی، بدون که اراده به معنای زور و فشار نیست، بلکه یعنی
چطور ذهن و بدنت رو با هم هماهنگ کنی تا بدون جنگ و مبارزه، مسیر لاغری برات هموار بشه. 🌟✨

لاغری بدون اراده؛ راز واقعی تغییر وزن! 🌟
لاغری با ذهن تنها روشی است که برای رسیدن به وزن دلخواهت برای چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم هیچ برنامه ای نداره؟ 🤯✨
در دوره آموزشی ورود به سرزمین لاغرها، دقیقاً همان مسیر و راهی را طی میکنی که ذهن و جسمت قبلاً برای چاق شدن به صورت کاملاً طبیعی و بدون تلاش خاصی استفاده کردهاند.
لاغر شدن، درست مثل چاق شدن، نیاز به اراده ندارد، بلکه نیاز به برنامهریزی ذهن برای لاغری دارد. 🧠💡
وقتی ذهنات را به درستی برنامهریزی کنی، دستورات ذهنی برای چاقی متوقف و به جای آن دستورات لاغری صادر میشود.
این تغییر ذهنی به تدریج رفتارها و واکنشهای تو را شکل میدهد و باعث میشود به طور طبیعی و بدون زحمت، به وزن ایدهآلت برسی.
پس اگر دنبال راهی هستی که بدون جنگیدن با بدن و بدون تحمل سختیهای بیفایده، بدون اینکه دنبال چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم باشی، همین مسیر لاغری با ذهن و دوره ورود به سرزمین لاغرها بهترین انتخاب برای توست! 🌈✨

برنامهریزی ذهن برای لاغر شدن 🧠✨
تصور کن ذهن تو مثل یک کامپیوتر قدرتمنده که تا وقتی برنامهاش درست نوشته نشده باشه، همون چرخه قبلی—یعنی چاقی—رو تکرار میکنه. 🌀
وقتی ذهنت رو برای لاغری برنامهریزی کنی، مثل این میمونه که یک سیستم جدید نصب کنی؛ مغز دیگه دستورات چاقی رو نمیده و به جای اون فرمانهای لاغری و تناسب اندام صادر میکنه.
نتیجه چیه؟
رفتارها، عادتها و حتی واکنشهای بدنت کمکم تغییر میکنن، بدون اینکه خودت خیلی متوجه باشی!
وقتی این مسیر رو طی کنی، یه روز میبینی که بدون تلاش زیاد، بدون رژیمهای سخت و بدون رنج و عذاب، داره وضعیتت از چاقی به سمت لاغری حرکت میکنه.
💡 جالبتر اینه که این مسیر به قدری ساده و لذتبخشه که خیلیها به من میگن:
«چقدر لاغر شدن آسان و سریع بود!»، «از این همه رنج و سختی که قبلاً کشیده بودم، خسته شده بودم.»
چرا؟
چون تو یاد میگیری توجهات رو از چاقی برداری و به رویایی که همیشه داشتیش یعنی لاغری تمرکز کنی.
حالا هر روز با آرامش و خوشحالی در مسیر لاغر شدن قدم برمیداری و بدون فشار، بدنت کمکم متناسب میشه.
این تجربهی شیرین، هزاران نفر از کسانی هست که با دورهی ورود به سرزمین لاغرها این مسیر رو طی کردن.
تو هم میتونی به جمع این افراد بپیوندی و از این راه ساده، بدون نیاز به اراده زورکی و بدون اینکه دنبال چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم باشی، به آرزوی لاغریات برسی.
اگر دنبال انگیزه و اشتیاق بیشتری هستی، حتما ویدیوها و تصاویر دوستانی که از این مسیر موفق شدن رو ببین تا باور کنی:
همونطور که ساده و راحت چاق شدی، میتونی ساده و راحت لاغر هم بشی! 🎉💖
یادت باشه، چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم یک مانع ذهنیه که باید حذف بشه.
در فایل آموزشی «اراده برای لاغری سخت از اراده برای چاقی» میتونی بیشتر درباره این موضوع بدونی و یاد بگیری چطور ذهن و جسمت رو هماهنگ کنی تا بدون نیاز به زور و تلاش طاقتفرسا، به آرامی و پیوسته لاغر بشی.
لاغری یعنی برنامهریزی صحیح ذهن، تمرین مستمر و استمرار با شادی و آرامش.
✍️ اهمیت انجام تمرینات چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم
انجام تمرینات ذهنی کلید اصلی رهایی از باورهای غلط و نگرشهای اشتباه درباره کاهش وزن است. 🧠💪
این تمرینات به شما کمک میکنند تا ذهن خود را از زنجیرهای منفی رها کرده و اراده برای لاغری را به شکلی طبیعی و پایدار در خود ایجاد کنید.
هر تمرین، پلی است برای برنامهریزی ذهنی بهتر و ایجاد تغییرات مثبت که مسیر کاهش وزن را آسانتر و لذتبخشتر میکند. 🌟
❓ سوالات تمرینی چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم
- 🧐 نگرش شما درباره لاغری چیست؟ آیا لاغری واقعاً سختتر از چاقی است؟
- 🤔 نگرش عموم افراد و اطرافیان شما درباره لاغر شدن چگونه است؟ لطفاً شرح دهید.
- 💭 در گذشته به چه شکل چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم را در خود تقویت می کردید؟
- 🗣️ آیا تاکنون درباره نداشتن اراده برای لاغری با دیگران صحبت کردهاید؟ تجربه خود را بنویسید.
- ⚖️ نگرش شما درباره چاق شدن بدون داشتن اراده چیست؟
- 🔄 قبل از آشنایی با محتوای تناسب فکری، میزان ارادهتان برای لاغری چقدر بود؟
- 🌿 استفاده از آموزشهای تناسب فکری چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم داشته است؟
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات
حالا نوبت شماست! با توجه به آموزشهای این جلسه و تمرینهای مطرح شده، لطفاً در بخش نظرات پاسخهای خود را به صورت شرح انشایی بنویسید. ✍️✨
با به اشتراک گذاشتن تجربیات و دیدگاههای خود، نه تنها به خودتان کمک میکنید بلکه به دیگران هم انگیزه میدهید تا چگونه اراده برای لاغری پیدا کنیم را بهتر در وجود خود تقویت کنند. 🌈🤗
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.27 از 73 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
لاغرشدن آسانترین کار دنیاست
این. مانع ذهنی مثل بارداری میمونه اگه مادر ب طول نه ماه توجه کنه اصلا حوصلش سر میره اصلا نمیتونه تاب بیاره سختی ا رو تحمل کنه
ی مادر ب اون لحظه توجه داره با اون لحظه شاده و میدونه در نهایت بچش ب دنیا میاد و اونقدر اطمینان داده ک میره لباس میگیره میره سیسمونی تهیه میکنه اتاق میچینه
و هر لحظه و هر روز مشتاقتر از دیروز و وقتی از میپرسی چن ماهته میگه دو ماه یا سه ماه اونی ک هس دو میگه نسبت ب دوماه قبل
ماهم باید مدنظرمون تغیراتتمون نسبت ب نقطه شروع باشه ن نتیجه نهایی
چن دیدن نتایج مثل این ممیونه ک ب نه ماه اخر نگاه کنی و از دلتنگی کل وجودت ب درد بیاد
اما اگه نسبت ب دیروز ب یکماه قبلت نگا کنی بگی یکماهمه
بیشتر و بیشتر شوق میکنی و میدونی ک در مسیری
مثل این میمونه ک یک دانه بکاری بشینی بالا سرش بگی آه کی رشد میکنی کی جوانه میزنی ک میدونستی انتخاب دست توهستش میتونی ب لون دانه برسی آبش و رسیدگی بکنی و وایسی کنار و بعد چن وقت شاهد رشدش جوانش و میوه ش باشی با شوق با اشتیاق ن با عجله
من قبل این مسیر همش چاقی میدیم اینک چرا چاقم
فلان چیز نخور چاق میشی ورزش کن نشین نخواب نخور هر لحظه و ثانیه باهاش بودم مثل نفس کشیدن
و اون شد ک چاق شدم خسته شدم
ولی الان ب خودم یکبار تو عمرم فرصت دادم میدونم میوه میدم میدونم ک بچم ب دنیا میاد میدونم ایمان دارم
باید تو این مسیر عاشق باشی یک معتاد عاشق
عاشق مسیر لاعری با ذهن
معتاد مسیر لاغری باذهن
تا باشی تا ادامه بدی
نشان های دریافت شده
سلام🙂
هر چقدر این فایل رو گوش بدیم باز هم کمه…
این مانع از اون مانعهای منه در مسیر موفقیت هم برای لاغری هم برای موضوع ثروت
و با اینکه خودم بارها اینو شنیدم و میدونم که اصلا همینه مانع من باز هم توجه میکنم به شرایط الانم به چاقیم و حسم بد میشه بارها در تله این مانع افتادم ولی باز هم ازش درس نمیگیرم
واقعا هم کار سختیه که روی خودت کار کنی و توجه ات رو از شرایط الانت برداری…
کاملا قبول دارم که سرعت تغییر جسم با سرعت تغییر ذهن تفاوت داره و همین تفاوت فریبمون میده
ذهن ما خیلی راحت میتونه ۱۸۰ درجه تغییر جهت بده اونم در یک لحظه
واقعا بسیاری اوقات هست که حالمون خوبه ولی خبری میشنویم تصویری میبینیم یا یه اتفاق میافته کلا به هم میریزیم یعنی از حال کاملا خوب به حال کاملا بد اونم فقط در چند لحظه
ولی جسم که اینطوری نیست با اینکه هممون تجربه اش رو داریم که وقتی حالمون خوبه خودمون رو زیباتر و جمع وجورتر میبینیم ولی حالمون که بده خودمون رو چاقتر و زشت تر میبینیم..
و این تغییر حال و احساس چند بار در طی شبانه روز می افته؟؟؟؟
چند بار در طی یه هفته می افته؟؟؟؟
و چند بار در طی ماه می افته…..؟؟؟؟
خیییییلی خییییلی زیاد
و در واقع برآیند این احساسات هست که مهمه
اگه در کل احساساتمون در طول اون روز خوب باشه اتفاق خوب بیشتری رو هم میکشیم سمت خودمون وبرعکس….
اصلا تفاوت افرادی که دارن به اصطلاح روی خودشون کار میکنن فقط در همین مورده….
و اونی موفقه و از کار کردن روی خودش نتیجه میگیره که میتونه با وجود شرایط نامساعد بیرونی حال و احساسش رو خوب نگه داره و بی توجه باشه به شرایط الانش ….
و اون کسی که بی توجه تره حال و احساسش کمتر بد میشه و داره مسیر رو درست میره
ولی اونی که داره تلاش ذهنی میکنه و برای آموزشهای ذهنی و انجام تمرینات وقت میذاره و خدایی خوبم داره کار میکنه ولی همش در ذهنش هست که پس چرا جواب نمیده پس چرا اوضاع تغییر نمیکنه از تلاش ذهنیش هم نتیجه مورد انتظارش رو نمیگیره…..این دقیقا برای من بارها رخ داده هنوزم داره اتفاق می افته….
هی دوره جدید ثبت نام میکنی هی استادت رو تغییر میده هی وقت بیشتری میذاری ولی میبینی حرفا که همون حرفت است که خودتم بلدی چون قانونه و قانون که تغییری نمیکنه از زبان هر کسی و با هر شکلی گفته بشه باز اصول یکیه….
برای همین بسیاری از آدمها از قانون جذب و شکر گزاری و بقیه قانونها نتیجه نمیگیرن با اینکه خوب کار میکنن و همه رو هم میدونن
و نا امید میشن و رها میکنن و به این نتیجه میرسن که قانون جذب الکیه و جواب نمیده
و الان داریم میبینیم که چقدر این تفکر قدرت گرفته و طرفداران زیادی پیدا کرده….
چون شما اگه نتیجه بگیرین از یه علم از یه مسیر از یه روش از آموزه های یه استاد که دیگه اینقدر دنبال این نیستین که استاد رو عوض کنین یا روشهای دیگه رو امتحان کنین …همون راه رو ادامه میدین تا نتایج بزرگتری بگیرین
به قول یکی از اساتید همینم کلک ذهنه که بهت میگه فلانی رو هم فالو کن فلان روش رو هم انجام بده فلان کتاب رو هم بخون …
فکر میکنم بالاخره ایمان و باور ما به یه نفر ویه آموزش و یه روش قدرت نفوذ اون روش رو در ذهن ما بالا میبره وباور و ایمان ما به خودمون که با فلان روش نتیجه میگیریم هم عامل موثر بعدی هست در جواب گرفتن و نتیجه گرفتن از این روش و این آموزه ها…
طوری که اگه هم به روش و هم به خودمون برای نتیجه گرفتن از این روش ایمان داشته باشیم با وجود تمام نتیجه نگرفتنها و توجه به ناخواسته ها باز هم ادامه میدیم و این ادامه دادن همون راز و رمزه موفقیته….
پس اگه با وجود همه ناراحتی و چاقی و لاغر نشدن و حرف و حدیثها و تنگ بودن لباسها و…..باز هم رها نکردی و داری ادامه میدی …بهت آفرین میگم و بهت افتخار میکنم و مطمئنم که تمام این تلاشها بی نتیجه نخواهد بود چون مسیر درسته وبا هر سرعتی بری افتان و خیزان هم بری به مقصد میرسی👌
این هم کلک ذهنه که به هر شرایطی برسی باز هم توجه ات رو میبره به ناخواسته ها و نداشته هات و همیشه تو رو عقب تر از بقیه و عقب تر از ایده آلت به تو نشون میده
مثلا دو سال قبل من اصلا نمیدونستم و در رویام هم نمیگنجید که بشه با ذهن لاغر شد ولی الان مدتهاست دارم در این مسیر حرکت میکنم و گوچکترین تغییر جسمی هم که کردم کاملا سادا و آسون و بدون سختی و رنج بوده پس چرا ادامه ندم؟؟؟🙂
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان عزیزم و سلام به خدای مهربانم که باری دیگر مرا در این جمع زیبا قرار داد سپاسگذارم.ذهن ما انسانها از بدو تولد مثل یک لوحه سفید هست و هیچ برنامه ای در آن وجود ندارد و کم کم به واسطه عوامل بیرونی مثل والدین اطرافیان رسانه و …. برنامه ریزی می شود ذهن هر انسانی قابلیت برنامه ریزی و آموزش را دارد. در مورد تناسب اندام و چاقی باید گفت که ما از همان ابتدا متناسب بودیم و لی بعدها با فرمولهای چاقی که از عوامل بیرونی آموزش دیدیم و آنها آنقدر تکرار شدند تا جزئی از وجود ما قرار گرفتند و ما چاق شدیم .حالا برای بازگشتن به لاغری خیلی مسیر راحتی هست باید عواملی که سبب چاقی شده را شناسایی کنیم و کم کم آنها را برطرف کنیم و این امر با تکرار در فایلهای دوره ممکن هست ما باید آموزش ببینیم تا لاغر شویم باید سطح آگاهی ما از لاغری روز به روز بیشتر و بیشتر شود تا گام به گام به لاغری نزدیکتر شویم .ما برای رسیدن به تناسب اندام فقط باید موانع را بشناسیم و آنها را برطرف کنیم اصلا نیازی نیست برای لاغری برنامه بریزی چون اون خودش در درون ما هست اصلا نیازی نیست خودتو درگیر کنی همین که موانع را بشناسی و سعی در دفاعشان بکنی کافیه .موانع بیرونی زیادی وجود داره مثل ژنتیک ، مزاج، کم تحرکی و …. حالا بیاییم یکی از موانع را خیلی مهم هست را با هم بررسی کنیم .چرا چاقی راحته ولی لاغری سخته؟چرا اینجوری فکر می کنیم؟فقط یک فرمول داره و در تمام جنبه های زندگی ما می تونه محقق بشه.وقتی یک نفر متناسب هست و می خواهد چاق شود اصلا به اینکه چطور چاق می شود فکر نمی کنه به چیزی که نیست اصلا توجه نمی کنه چون چاقی را نمی بینه برای همین خیلی راحت بهش می رسه .ولی اگر همین فرد بیاد برای لاغری از هر روشی استفاده کند همش وضعیت الان خودش را جلوی چشمش می یاره چجوری؟با وزن کردن خودش با تنظیم مقدار خوردنش با شمارش قدم هاش با نگاه کردن به مقدار کالری مواد غذایی و کلی مسائل اینطوری اینجوری این فرد داره از هر لحظه که الان در اون قرار داره بدش می یاد و هیچ لذتی نمی بده و چون احساسش بد می شه دیگه ادامه نمی ده ناامید میشه برای همین سخت میشه و لاغری براش خیلی سخت میشه چون همش به چاقی نگاه می گنه چون جلوی چشمش و هر لحظه که می بینه حرکت به سمت متناسب بودن براش سخت و سخت تر میشه. حالا باید چی کار خیلی راحت باید ذهن و توجه را از چاقی برداری و این با شرکت در دوره لاغری با ذهن محقق میشه. من می خوام اعتراف بکنم که قبلا که در دوره نبودم همش به شکم بزرگم توجه داشتم همش توی نشان می گرفتم و وای چقدر نفرت داشتم ولی الان اصلا اون حس را ندارم یعنی اصلا انگار نمی بینمش حتی وقتی جلوی آینه می ایستم دیگه حالم بد نمی شه با لذت خودمو نگاه می کنم و قربون صدقه خودم می رم و می گم صفیه تو زیباترین مخلوق خدواند در کره خاکی هستی تو لیاقت بهترینها را داری و…….می گم خودم مسئول چاقی هستم خودم اینجوری کردم و خودم درستش می کنم یواش یواش فقط باید توی دوره بمونم. خیلی خوشحالم که در دوره هستم دوره لاغری با ذهن کلا حواس آدم را از چاقی می بده به جاهای دیگر الان می فهمم که همه این کارها به این دلیل بوده که از مسیر لذت ببریم و مسیر را رها نکنیم احساسمان هر روز بهتر و بهتر می شه من هر روز منتظرم که روز بعد قرار چی به آگاهیم اضافه بشه این دوره اینقدر جالب و زیباست که اگر چند وقت رها کنی دوباره شما را جذب می کنه برای من که اینطوری بود من چند بار ترک کردم ولی بعد که دوباره شروع کردم انگار قوی تر شده بودم انگار هر بار با روح و جسم من عجین تر می شد.خوب حالا دوباره بر می گردم به آموزش این فایل اینکه چاقی راحتره و لاغری سخت تره چون در چاقی از چیزی که هست لذت نمی بزی پس سخت می شه. چون به چیزی که هست و همش بهش نگاه می کنی پس شرایطی که داری تو رو ناامید می کنه مثل چاقی مثل بی پولی مثل انگیزه نداشتن برای آمادگی کنکور .حالا که می خوای بهتر بشی دلیل نمی شه از وضعیتی که الان درش هست س لذت نبری و یک چیز دیگه باید بهش توجه کرد اینکه حرکت جسم خیلی کند تر هست ولی حرکت ذهن سریع هست .مثلا ما در آن واحد با ذهنمان می توانیم چندین حالت را در ذهن بپرورانیم مثلا می گم از الان شروع می کنم به متناسب شدن ولی این دلیل نمی شه که جسم بلافاصله به این ذهنیت پاسخ بدهد و همون لحظه یا در زمان کوتاهی لاغر بشه .این اختلاف زمانی را باید درک کنیم.من یاد گرفتم اگر می خواهم لاغر بشم باید از چیزی که الان هستم بایستید نگاهم را بردارم باید نگاهمان را از وضعیت فعلی بردارم تا بتونم ادامه بدهم یاد گرفتم که حرکت جسم خیلی کند هست ولی ذهن می تونه جهش کنه و سراغش بالاخره آرام آرام مسیر را سپری می کنم.یاد گرفتم هر چقدر در برداشتن موانع موانع مهارت بیشتری کسب کنم لاغری برایم راحتی می شه و این زمانی هست یعنی زمانی می توانم تسلط داشته باشم که هر روز در مسیر باشم و از آموزشهای دوره استفاده کنم گوش کنم تمرین کنم بنویسم و بخونم.ممنونم استاد خدا شما را همیشه سربلند کنه.
نشان های دریافت شده
با سلام به استاد عزیز ودوستان گرامی ،
خوب خیلی خوشحالم که دوباره به جمع دوستان برگشتم ،وفرصت دوباره دست داد که شروع کنم به نوشتن ،البته مدت یک ماهی کنار دخترم در سفر بودم واونو در به دنیا آوردن فرشته کوچکش همراهی می کردم وبا داشتن فرزند دیگرش واقعا زمان کم می آوردم ولی با اینحال از گوش دادن به فایلها وخواندن نوشته دوستان غافل نبودم وخودم را جدا نمی دیدم فقط کمی کندتر شده بودم وهمچنان حال واحساسم خوب بود.خوب علت این رفتارم هم ،تعهدی بود که از بدو ،ورودم به این دوره به خودم داده بودم که به وظایف وتکالیفم برای رسیدن به هدفم کوتاهی نکنم ، وچقدر خوب است که ما همیشه به قول وقرارهایمون پایبند باشیم واین یکی از رموز موفقیت است.
امروز با گوش دادن به این فایل استاد عزیز ،باخودم فکر می کردم که من برای رسیدن به خواسته هام ،اراده نکردم بلکه نقطه امید واطمینان واشتیاقم ،قوت من بود دررسیدن به خواسته هام ،همه ما هرزمان که دارند وسختی خواسته ای را دنبال کردیم بیشتر از آن دور شدیم ولی هرزمان که درارامش وسکون گذروندیم بیشتر موفقیت نصیبمون شد.! وخوب که فکر کنید همینطور بوده، بطور مثال من خیلی همیشه سعی می کردم که از سن نوجوانی برم آمریکا ، وهرچه سعی می کردم نمیشد که نمیشد ! چون حرص می زدم بی تاب بودم، انگار می خواستم تمام زور خودمو بزنم که برم ولی راهها به روی من بسته تر می شد ! ویادوست داشتم خانه ام را بکوبم ومشارکت کنم وشبانه روز حرص می خوردم وفکر می کردم وباخودم شب تاصبح قدم می زدم وفکر می کردم ،وبا افراد درجه یک قرار می ذاشتم وباز یک مشکلی پیش می آمدو نمیشد! و خیلی از این مثالها در کل زندگی نه تنها من بلکه درزندگی خیلیها اتفاق افتاده وحاصل هم نداشته چون در همانحال وروزگار خوب که توجه کنیم ،ترس وناامیدی از نشدنها ونداشته هابیشتراز داشته هاوشدنیها بوده!
در رسیدن به لاغری هم ما با عذاب ورنج چون تلاش می کردیم نتیجه ای هم نمی گرفتیم واگر هم نتیجه می گرفتیم هیچ وقت ماندگار نبوده !
من آنقدر از زمانی که با کارذهن ناخودآگاه در این دوره آشنا شدم وحس وحالم خوب شده وروزبه روز آگاهتر وامیدوارم وشادتر شدم و در آرامش بیشتری سی می کنم ،اتفاقهایی که برام می افته باورنکردنیه ، از همه لحاظ چه مالی ،چه شغلی وچه در امر لاغری ،واین بگم که داشتن حال واحساس خوب راز موفقیته
توجه نکردن به شرایط بد وگذر کردن وصبوربودن ،انسان را به راحتی به مقصد دلخواه می رسونه، من برای اینکه چشمم به اندامم نخوره در هنگام خواندن میثاق نامه سعی می کردم بیشتر به چشمام توجه کنم وببینم که اشتیاقم در چشمانم برای لاغرشدن موج می زنه؟ ویا ازدیدن خودم دراینه لذت می برم یا نه، ؟!
تنها چیزی که بیشتر درطی روز توجه می کردم ومی کنم احساس خوبم هست که هیچ موضوع وشرایط ویا حرفی آنرا خدشه دار نکنه ،خیلی با خودم درصلح وآرامش سر می کنم ،وخیلی امیدوارم که این چندکیلوی باقیمانده را که دقیقا نمیدانم چقدر است ! از بین خواهد رفت ،چون حق طبیعیه منه که سالم ومتناسب وزیبا باشم ، بهرحال خواستم بگم به قول استاد برای لاغرشدن نیاز به هیچ اراده ای نیست حتی برای ثروتمند شدن ،موفق شدن ،ویا هرکاری اگر آروم وصبور باشی و ویارویایی هم درسر داشته باشی با تکرار این آموزشها وفایلها ونوشته های بسیار آموزنده اش مطمئن باش به هدفت می رسی ، کافیه که باور کنی وباورکنی که تولایق بهترینها هستی ،وخودتو دوست داشته باشی وبه خودت عشق بورزی ،
استادعزیز من این حال خوبم وآرامشم را مدیون شما هستم باگوش دادن به فایلهای ارزشمندتان ،هر چه بیشتر به اعماق ذهنم فرو می روم ،در می یابم که به حق من خودم درهر جایی از زندگیم ودرهر حالتی که هستم ،خودم وتنها خودم خالق آن زندگی هستم . پس تمام سعی وکوشش من دراینست که با احساس خوبم بدوراز هر ترس ونگرانی امیدوار باشم که هرآنچه که بخواهم می شود .
روزو روزگار برشما وهمگی دوستان خوش!
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
خدا رو شکر اعضای سرزمین لاغرها از نقاط مختلف دنیا احساس خوب و تجریبات عالیشون رو به اشتراک می گذارند
این قدرت ذهن رو ثابت میکنه که مکان و شرایط در احساس افراد تاثیری نداره این افراد هستند که باید مسئولیت احساس خوب خودشون رو به عهده بگیرند و شما چقدر عالی این مسئولیت رو قبول کردید.
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که راه رو نشونم میده
سلام به استاد عزیز و دوستان همراه
چه فایل عالی و خوبی بود…دیدن این فایل بعد از فایل “چرا لاغر نمی شوم؟” واقعا بی نظیر بود…تکمیلش کرد و توی ذهنم کلی چراغ روشن شد..کلام شما انگار حرف دل منه…همه چیزش قابل لمس و قابل فهمه و با پوست و گوشت و استخونت درکش می کنی …چه گره ها که باز نمیشه …خدایا شکرت…
استاد این جمله تون توی متن قبل از فایل “وقتی صحبت از اراده برای لاغری می شود به این معنی است که فرد باید تلاش کند بر خلاف میل و علاقه خود رفتار کند.” همه داستان لاغر نشدن منه بخدا…خب طبیعت و سرشت خدایی ما میخواد که از زندگی لذت ببره و حس و حالش خوب باشه.. میل و علاقه ش به سلامتی، زیبایی, عشق و احترام و همه خوبی هاست…یکی از لذت های دنیا هم خوردنه خب…لذتی که بهمون گفتن تا ازش لذت ببری لاغر نمیشی…و باید اراده کنی که نخوری، اراده کنی که پیاده روی کنی، ورزش کنی، عرق بریزی، اون کارهایی که دوست داری رو انجام ندی و اون کارهایی رو که دوست نداری انجام بدی…در این صورت کلی لیبل با اراده و با همت بهت می خوره و حس غرور بهت دست میده…اما تا کی میشه با سرشت و طبع جنگید؟ تا کی میشه مخالف آب شنا کرد؟ یه جا می بری و کم میاری…حتی اگه نصف مسیر رو شنا کرده باشی ، یه جایی خسته میشی و برمیگردی به مسیر راحت و روتین و در جهت آب شنا می کنی و میگی: به جهنم که به اون مقصد نمیرسم…مقصدم رو کلا عوض می کنم…به جاش جون نمی کنم تو مسیری که دوسش ندارم و هموار نیست
قبلا توی کامنتها نوشته بودم که نجاتم دادین از سالها سرزنش خودم که من بی اراده و ضعیفم که نمی تونم به هدف نهایی لاغریم برسم…اما حرف شما به جونم نشست که ما اگه ضعیف و بی اراده بودیم اونهمههههه رژیم های سخت نمی گرفتیم…مشکل از اراده ما نیست…مساله از نگاهمون به اراده ست…درست گفتین اراده یعنی تلاش برای رفتار برخلاف میل و علاقه که خب انصافا هم سخته دیگه که مثلا دلت پیتزا میخواد اما مجبور باشی سالاد بخوری…وای که چقدررر هم بخاطر این رفتارهای برخلاف میل انجام دادن، از اطرافیان امتیاز و تشویق گرفتم…هربار که غذای جمع رو نخوردم و زود پاشدم از سر سفره و یه پاتیل سالاد رو به جای غذایی که بقیه داشتن، می خوردم کلی توجه و تحسین می گرفتم که باریکلا! چه اراده ای داری تو!! یادمه مادر شوهرم به شوهرم گفت: یاد بگیر از هانیه چه اراده ای داره!! و همین تشویق شدن، این مساله رو توی ذهن من جا انداخت که میخوایی توجه و تحسین بگیری، پس پا بذار روی امیالت و قحطی بده به بدنت و مدال بااراده ترین فرد فامیل و دوست و آشنا و همکار رو بنداز گردنت! چه خوب که نوشتم و به این پی بردم…یکی از ترمزهای ذهنیم پس همینه! من باور کردم که باید با سختی و تحمل کردن خیلی چیزا لاغر بشم تا از طرف دیگران این جملات رو دریافت کنم….اون سالهایی که لاغر میشدم خیلی زیاد این جمله رو از اطرافیان و همکارا می شنیدم…و باورم شده بود که منی که بجای ناهار یک لیتر آب هویج می خورم واقعا کار خارق العاده ای می کنم و انسان توانمند و با انگیزه و با اراده ای هستم که برای رسیدن به هدفم چشمم رو بستم به غذاها …توی سفر هرچیزی نمی خورم و صبح پا میشم ورزش می کنم و ….چقدر من رو مثال می زدن…یادمه من یه جراحی داشتم و توی رژیم هم بودم و به مشاورم گفته بودم شرایطم رو و توی دوران نقاهتم که تونستم موارد رژیم رو رعایت کنم و تونستم به کاهش وزن مدنظر مشاورم برسم، همکارام می گفتن: واقعا افتخار می کنم بهت که توی این شرایط هم پایبند بودی و استاد خدا میدونه من چقدررر کیف می کردم…البته که می دونم این میل به دیده شدن و تایید و تحسین گرفتن از کمبود عزت نفسه
و خب حالا که دارم یاد می گیرم: هرچی دلت میخواد بخور و لذت ببر، مغزم ارور میده دیگه! چی شد؟ اینجوری میخوای لاغر بشی؟ اینجوری که هیشکی تحسینت نمی کنه، هیچکس نمی بینه کم بخوری و سالاد و خرما و غذای سالم بخوری…هیچکس نمی بینه که تو گشنگی بکشی و بگی: نه مرسی، رژیمم! تازه بهت میگن: واسه همین آشپزی هاته که چاق میشی دیگه …این فرمون پیش بری، نه لاغر میشی نه تحسین از کسی می گیری…وای چه کشفی کردم تو خودم و همه ش هم از همین یه جمله ای که توی متن نوشتین بود..استاد ممنونم..خدای مهربونم ممنونم
و اما درباره حرف های بی نظیرتون باید بگم این فایل و فایل قبلی درد بزرگ منه … منی که امید به لاغری دارم اما هربار که جلوی آینه رد میشم و چشمم به خودم میفته یا در حین کارهام شکمم رو می بینم آه می کشم و تو ذهنم میگم: آب میشه؟؟ کوچیک میشه؟ لاغر میشم؟ و ذهن محدود من که قدرت تصویرسازیش خیلی ضعیفه و چه خوشحال شدم که گفتین زور تصور کردن کمتر از اونیه که در واقعیت می بینی …من در طول روز فایل گوش میدم و می خونم و می بینم و می نویسم…چندین بار یه فایل رو می بینم و می خونم و گوش میدم و بعد کامنت میذارم اما هنوز نتونستم با اندامم به صلح برسم و توجهم رو از چاقیم و هیکلم بردارم و اون چیزی که میخوام رو تصور کنم….این به صلح رسیدن با خودم پاشنه آشیلمه که حتما درستش می کنم…مغز و ذهنم رو با فایلها بمباران می کنم تا فرصت مرثیه بافی و فکر کردن و دیدن چاقیم رو نداشته باشم..استاد دریافت هام زیاد بود از این فایل و بی نهایت ازتون ممنونم بابت کلام موثرتون…باید تلاش کنم که نگاه و توجهم به چاقیم نباشه..و بسیار خوشحال شدم که لازم هم نیست تصویرسازی کنم خودم رو تو هیکل موردنظرم..چون این کار برام سخته و کلا ذهن رویاپرداز و تصور خلاقی ندارم…من چون ایده و تصوری از چاقی نداشتم راحت بهش رسیدم و عجله ای برای رسیدن و دیدن نتیجه نداشتم…الانم باید بدون داشتن تصور از لاغری آروم اروم بهش برسم و میرسم…من به بدنم احترام می ذارم و اجازه میدم مسیر رشد و تغییرش رو به موقع طی کنه و تو این مدت من با ذهنم جلو میرم و به قدرت ذهنم ایمان دارم
خدایا شکر بی پایان بخاطر استاد عزیز …. خدایا شکر بابت آگاهی هایی که دریافت می کنم و ذهن و قلب پذیرام
نشان های دریافت شده
سلام
چرا اراده برای لاغری سخت تر از چاقی هست
وقتی به گذشته خودم مینگرم میبینم من روند چاقیم طوری نبوده که کیلو به کیلو در تمام قسمت های بدنم شکل بگیره و اینو از نظر اطرافیانم میفهمیدم.
اوایلش که تا یه سنی متناسب بودم بعد یواش یواش از بازوهام شروع به پف کردن کرد چون خودم همش به داداشم که باشگاه میرفت مسخره اش میکردم که شما پسرها برای اینکه بازوتون پف کنه میرین باشگاه . و همش تو خونه یه جورایی با بازوهام اداشون رو درمیاوردم .
بعد کم کم به آدم هایی که شکمشون بزرگه توجه میکردم و خونمون مرتب از پسر همسایمون که از رنج های چاقی اش میگفت صحبت میشد و من هم دلم براش می سوخت و هم از چاقی بدم میومد ومتنفر بودم که آینده یه جوان رو خراب میکنه.
کم کم یه مدت متوجه شدم شکمم بزرگ شده . و گفتم حتمن به خاطر بی تحرکی هستش چونکه سایر قسمتهای دیگه بدنم نرمال بود. تو این مرحله هم هیچ کاری برای لاغری انجام ندادم.
بعدش در محیط افراد های خیلی چاق قرار گرفتم و طرز غذاخوردنشون رو نگاه میکردم و مرتب در مورد کارهای لاغری و… صحبت میکردند و اون رو به نژاد خودشون نسبت میدادند.و به من میگفتن تو لاغری . فکری برای لاغریت بکن
ومن هم پیش دکتر تغذیه رفتم ولی ایشون گفتند که خانم شما ۵ کیلو اضافه وزن دارید و برام برنامه نوشت که رعایت کنم .
یادم میاد یه چند روزی رعایت کردم و رها کردم و با خودم گفتم یه کم پیاده روی رو زیاد میکنم غذام رو کم نمیکنم .
چند سالی به همین روال بود و من هم پذیرفته بودم و کاری نکردم .
کم کم بعد ۸ سال یه بار وزن کردم دیدم وزنم ۶۵ هستش .
و یه همکارم داشتم اون بهم میگفت صورتت لاغره و قرص چاقی بخور بزار صورتت زیبا بشه و اون هم میخورد ومن هم چند باری مصرف کردم و دیدم صورتم غبغب شد و زود هراس کردم و رها کردم .
بعد شش ماه وزن کردم شدم ۷۰. بعد دوستم بهم گفتش تو چاق شدی . و من هم تصمیم گرفتم پیاده روی کنم روزی ۱ساعت پیاده روی توی گرمای تابستون بعدشم توی اتاق بدون پنکه و کولر میرقصیدم و وزنم شد تقریبا ۶۵ کیلو . و خوشحال شدم و دیگه خورد پاییز و رها کردم فکر کردم ثابت میمونه . 😌
بعد یه مدت دیدم لباسم مرتب تنگ میشه دوباره وزن کردم شدم ۷۲ کیلو . دوباره هر روز پیاده روی و ورزش و باشگاه و هفته ای یکبار وزن کردن . و واقعا استرس داشتم که چه وزنی رو تراز بهم نشون میده بعضی وقتا ۱۰۰ گرم کم میشدم و بعضی وقتها ۱۰۰ گرم اضافه .
دیگه ترسیدم و با اینکه معنای گرسنگی و سیری رو می فهمیدم هر موقع گرسنم میشد یه کمی غذا میخوردم و کاسه کوچیک انتخاب میکردم و همش گرسنه بودم .بعد یه مدت رها کردم و بی خیال شدم . خیلی اینترنت رو سرچ میکردم و کم کم به خوردن قهوه روی آوردم و بعد یه مدت اون هم رها کردم . 😔
بعد با دوره استاد آشنا شدم و بعد یکسال وقفه که خودمم دلیلش رو نمیدونم الان نزدیک به دوماهه مستمرا دنبال میکنم .
حالا می خاستم بگم من توی این همه سال آرام آرام چاق شدم چون برای چاق شدنم هیچ زحمتی نکشیدم ودرمن شکل گرفت و الان میخام سریع لاغربشم .
چون خیلی برای لاغری رنج کشیدم ورزش کردم و پیاده روی و… تو ذهنم نهادینه شد که بابا لاغر شدن سخته وتو نمی تونی. ولی اگه بپذیرم که لاغر شدن ذهنی هستش و هیچ سختی نداره مگه من برای چاق شدنم سختی کشیدم که برای لاغری سختی بکشم .
و چون موقعی که متناسب بودم و داشتم چاق میشدم چون رنج چاقی نبود که حس منو بد کنه و من آرام آرام بدون دردسر چاق شدم .
ولی الان چون چاقم و این رو در لباسهای و تو آینه و تو نظر دیگران میبینم و با همین شرایط میخام لاغربشم لاغری رو برام سخت میکنه .
پس خودم رو همینطور که هست میپذیرم و به خودم عشق می ورزم و فایل ها وآموزشهای استادم رو دنبال میکنم و گام به گام پیش میرم تا منم متناسب بشم .✍
نمیشه حس بد چاقی رو داشته باشم و بخام لاغر بشم .
مثل اینه من یه وزنه به پام ببندم بعد بخام بدوم . خوب معلومه حرکت منو کند میکنه .
البته اینو هم بگم اگه همین چاقی نبود من شاید به این زودی ها با قدرت ذهن آشنا نمی شدم. من نه تنها از قدرت ذهن برای لاغری بلکه در بیشتر کارام دارم ازش استفاده میکنم .😀
استاد عزیز از آموزشهای بی نظیرتون ممنونم .🙏
نشان های دریافت شده
گام ۹۰ ،،، سلام عطارروشن و دوستان قدرتمندم در مسیر لاغری با ذهن ،،،، چرا اراده برای لاغری سختر از چاقی ست ؟کلمه اراده برای من یک واژه کاملا آشناست که در خودم به کرات تجربه ش کردم و داشتن این اراده ی قوی خودمو مدیون چاق بودنم میدونم ، اون روزها هر کسیو میخواستن مثال بزنن میگفتن طرف خیلی اراده داره که تونسته این رژیمو بگیره ،منم که بخاطر شرایط ضعف شخصیت ناتوان درونیم ،دوست داشتم همیشه خودی نشون بدم و بگم که من توانمندم ، با خودم فکر کردم و تصمیم گرفتم آدم پر اراده ای باشم در ورزش کردن ،در رژیم گرفتن و چونکه مدام از طرف دیگران مورد تشویق قرار میگرفتم که آفرین فریده تو چجوری میتونی همش تو رژیم باشی ؟ تو چطور میتونی همش تو ورزش های سخت باشی ؟ و من بهشون میگفتم اراده م قویه و بعد از اون ،شخصیت با اراده من به بیشتر قسمت های زندگیم رخته کرد ، مسئولیت پذیریم بیشتر شده بود ،توی هر کاری ممارست داشتم ،توی تمریناتم پشتکارم قویتر شد ،اوایلش فقط ادای یک فرد با اراده رو در میوردم و بعد به هویت من تبدیل شد ،سالها این راهو ادامه دادم ، و به یک انسان با پشتکار تبدیل شدم ،خواهرم هر وقت میخواد به دوستانش در مورد پشتکار بگه ،* میگه پشتکار یعنی خواهر من * خودم هم میدونم تو این کار موفق هستم ، ولی آخرین بارهاییکه در رژیم و ورزش های سخت بودم ،مثلا ۸ سال پیش که دیگه خسته شده بودم از وضعیت بد جسمی خودم ،ناامید بودم ، از خودم بدم اومده بود و یک آسیب حسابی به دیسک کمر و زانوهام زده بودم در اثر زیاد کوهنوردی رفتن و ورزش های زیاده متنوع که اصلا اجازه استراحت به بدنم نداده بودم ،از بس میترسیدم که مبادا چاقتر بشم و دکترم هر گونه تحرکو برام ممنوع کرد و اجازه داشتم فقط تا حمام و سرویس بهداشتی حرکت داشته باشم ، فکر کنید چه بلایی سر من اومد ،شخصی که از صبح زود سالن و باشگاه های متفاوتی میرفت تا غروب و برای خودش برنامه ریزی مشخصی داشت ،به یکباره خونه نشین بشه، تازه اون موقعی که من بستری شدم برای استراحت توی خونه اردیبهشت ماه بود و من ۱ خرداد امتحان و آزمون مربی گری بدمینتون داشتم ،۸ سال زحمت کشیده بودم برای ۱ خرداد که آزمون بدم ولی مجبور شدم ، خونه بمونم و استراحت کنم و بخاطر شرایط سنی م ،اون سال آخرین سالی بود که من میتونستم کارت مربی گریمو بگیرم و از همون موقع رویایی مربی بودن من تمام شد و همه چیز به دستور پزشگم تعطیل شد ، بخاطر سر شدن شصت انگشت پاهام و هشدار داد برای عمل جراحی دیسک کمر ، دیگه واقعا ترسیدم و همه چیزو رها کردم و ۹ ماه از خونه نتونستم بیرون بیام ، حال روحیم اصلا خوب نبود ،پارتنر های ورزشیم همگی بهم فشار میوردن که بیام مجدد ورزشگاه ،وقت مسابقات تهران بود ولی من نمیتونستم شرکت کنم😒 از همون زمان دیگه ورزش کردن من تعطیل شد( که البته الان ۲ ساله مجدد ورزشمو شروع کردم ) و به همراهش رژیم هم کنار گذاشتم و منکه باور به رژیم و ورزش داشتم ، اضافه وزنم شروع شد ،ترس ها در من غوغا میکرد ولی نمیتونستم راهی براش پیدا کنم ،پس تصمیم گرفتم بزنم بر طبل بی عاری ،انگار تمام اون اراده من برای شروع رژیم و ورزش جدید در من کشته شده بود ،مسائل جانبی بیشماری ،فشارهای زیادی بمن تحمیل میکردن و انگار ذهن من قفل شده بود روی ناراحتی ها، تو همون دوران وارد دوره های روان درمانی،ان ال پی و کتاب خریدن و کتاب خوندن شدم ، تضادها اذیت کننده شده بود و منو هول میدادن برای تغییر ،،، دلم اصلا نمیخواست وارد رژیم خاصی بشم ،دلم آزادی میخواست ،دلم نامحدودی میخواست ،دلم یه وجود آروم میخواست که میدونستم در رژیم و محدودیت یافت نمیشه ،پس به چاقتر شدنم ادامه دادم ، تا ۱سال و نیم پیش که دیگه دوستانم بهم میگفتن فریده چاق شدی😐 یجورایی لجبازی میکردم با خودم و تن نمیدادم به راه و کار زور ،ولی بلخره مغلوب چاقی شدم و به پیشنهاد دوستم وارد رژیم سختی شدم 😭 دوست کلاس رقصمم باهام همراه شد و با هم رژیمو شروع کردیم ،انقدر حال و احساسم بد بود که شب قبل از اینکه رژیمو شروع کنم رفتم شیرینی فروشی ، ۲ کیلو زولبیا، بامیه و شیرینی خامه ای خریدم ،گفتم بخور فریده که میدونم حالا حالا ها باید زجر بکشی ،۱۵ روز از رژیم گذشت ،دیدم وزنم داره میریزه ولی حالم خوب نبود ،هر روز باید غذای خاصی میپختم ،دتاکس های مختلف باید سر ساعت های متفاوت درست میکردم و میخوردم ،همه جا باید غذامو میبردم وووووو یه روز به خدای خودم گفتم خدایا من هیچ اراده ای برای ادامه این راه تکراری ندارم ،حتما راهی هست که تو میدونی که مسئله من چیه ،چرا هر کاری میکنم بازم چاق میشم،کمکم کن ، بدلیل اینکه من از قبل هم در دوره های ذهنی بودم و اون زمان هم، داشتم کتاب شکستن عادت های کهنه از دکتر جودیسپانزا رو میخوندم که بصورت علمی توضیح میده در مغز ما چه میگذره که ارتعاشات ما تغییر میکند ، انگار تو مغزم دینگ کرد که اگر همه اینها علمیه و درسته و من میتونم با تغییر نورون های مغزی م ،مسیرهای جدید نورونی بسازم و با تکرار، این نورون ها در مغز من چسببده میشن ، پس من میتونم مسیرهای جدید لاغری هم بسازم 😊 یدفعه از جام پریدم گفتم آره باید راهی باشه و بعد سرچ کردم و نوشتم آیا میشود با ذهن لاغر شد ؟ و در انتها هدایت شدم به این سایت ،، تمام این داستان هارو نوشتم که بگم ،اراده من تو اون ۸ سال واقعا عمل نمیکرد ،یعنی قدرت اراده من هم خسته بود از اونهمه شکست و تکرار شکست و اون اشتیاق خاموش من در این دوره ها مجدد بیدار شد ، وقتی میخواستم وارد دوره بشم سراسر اشتیاق بودم از حال خوبم مشخص بود راهم درسته ،همیشه میگن راهی که توش حالت خوبه و بوی عشق ،امید و آزادی میده بدونید اون راه درسته ، اون روز که میخواستم اون رژیم کذاییو بگیرم حالم اونقدر بد بود که کاملا مشخص بود اون راه اشتباهه،،،، ، ،، عجله کردن موردیه که باید از ذهنمون کمرنگش کنیم ،اینکه مدام خودمونو تو آینه چک میکنیم ، مدام لباس هامونو چک میکنیم ،گاهی دوست داریم افراد دیگه ای بهمون بگن که لاغر شدیم وووو رفتاریه که در ما وجود داره و باید باهاشون آگاهانه برخورد داشته باشیم و گول عجله رو نخوریم ،به خودمون زمان بدیم ،انقدر روی اضطرار نباشیم ،وقتی در حس اضطرار هستیم یعنی یه چیزی در ما خرابه و باید درست بشه ،یعنی من خودمو الان دوست ندارم بعدا که لاغر شدم دوست دارم ،یعنی از خودم راضی نیستم وقتی از خودم راضی نباشم یعنی تو جنبه های زندگیمم مشگل دارم و راضی نیستم ، وقتی روی اضطرارم دارم به جهان میگم که اتفاقای اضطرار شکل برام بفرست ، وقتی میگم چیزی در من خرابه دارم به جهان میگم برای من هر چی اوضاع خرابه بفرست ،وقتی حس دوست نداشتنی بودن به جهان میفرستم جهان هم موقعیت های دوست نداشتنی برای من میفرسته ،وقتی به جهان میگم الان از خودم راضی نیستم بعدا که لاغر شدم راضی میشم جهان هم شرایط نارضایتیو میفرسته و میگه هر وقت راضی بودی ،موقعیت های رضایت بخشو برات میفرستم ووووو و توجه کنیم که هر لحظه در حال ارسال چه پیامی به جهان هستیم ،آیا راضی هستیم یا ناراضی ،در هر دو صورت ،جهان ،آینه است و همان چیزهارو وارد زندگی ما میکند ، اگر لباس سیاه بپوشیم آینه رنگ سیاه را نشان میده ،پس مراقب احساسات خود باشیم، ، ،،،به چه نکته کلیدی استاد اشاره کردن ،👈اگر عقیده دارید که چاق شدن آسان است لاغر شدن سخت است به این دلیل است که روشی برای چاقی در پیش گرفته اید کاملا ذهنی و بر اساس عملکرد جسم شما بر اساس دستورات مغزی شما برای چاق شدن بوده است ،به همین دلیل خیلی ساده و بدون تحمل رنج سختی ،چاق شده اید 👉 تو این چندین ماه که در حال نوشتن و گوش دادن فایلها هستم ،هزاران بار این جملاتو خوندم و درک کردم ولی گاهی وقتی اگاهیو میشنوم یا جمله ایو میخونم ،یه درک تازه ای ازش میگیرم که با خودم میگم ،آهان ،اینه ،چرا تا حالا بهش این شکلی نگاه نکرده بودم و الان به اون حس رسیدم و میگم آره چاق شدن آسون بوده چونکه برنامه ریزی ذهنم بوده و لاغر شدن سخته ،چونکه راه های قدیم برای من رنج آور بوده و نکته مهمش اینه 👈👈 **** که اگر برنامه ذهن ما تغییر کنه بسمت لاغری، ما میتونیم راحت لاغر بشیم ،بدون دخالت عوامل بیرونی **** فقط کافیه ،مسیرهای نورونی اونها ساخته بشه ،موندگار بشه و به کار بیفته ،اونوقت انگار گوله برفی که میفته تو سرازیری کوه و بزرگ و بزرگتر میشه،، ،چقدر فهم همین آگاهی میتونه درونیات مارو متحول کنه 🤔👌برم امروز باز هم بهش تفکر کنم 😴، اگر ذهنم بپذیره و باور کنه همین مسیرو ، میفتم تو سرازیری 👍 واقعا مگه ما چقدر در طول شبانه روز بفکر نفس کشیدنمون هستیم ،چقدر نگران بودیم و گفتیم بریم یه گالن بزرگ نفس قایم کنیم برای روز مبادا ، چقدر برای قلبمون نگران بودیم و گفتیم آیا قلبمون امروز هم با ما همکاری میکنه ؟ آیا امروز کلیه های من و هزاران ارگان بدن من ،کار میکنن؟ ما به هیچ کدومشون حتی فکر هم نمیکنیم ، برای چاق شدن خودمون هم نگران نبودیم که مبادا چاق نشیم ،چونکه برنامه ریزی شده داشتیمش ،برامون کار میکرد ،، اون برنامه ریزی به ما فرمان میداد،به ما مشاوره میداد ،که امروز اینو بخور که چاقت نکنه ،اینو نخور که حتما چاقت میکنه ، الان میتونی بیشتر از حد نیازت بخوری ، وای تمام غذاها چاق کننده هستن حتی اگر کم بخوری ،تو که آب هم بخوری چاق میشی ، تو که ژنتیکت چاقه ،تو استخون بندیت درشته ،تو ۴ سال شیر مادرتو خوردی چاقی ،به تو دیگه امیدی نیست ، خجالت بکش ببین چقدر چاق تر شدی ، حالا همه نگاهت میکنن و مسخره ت میکنن ، اصلا هیچ کس دوست نداره ، بازم شام خوردی که انقدر بدهیکل تر شدی ، برنج و نون خوردی وای 😱 ووووووو و هر روز مثل این نجواها در گوش ما خونده و هر لحظه اسم چاقی ،حس چاقی و ترس های بیشتریو در وجود ما تزریق کرده ، با تغییر ذهنیت های متناسب کننده ، مدل مشاوره دادن های درون ما تغییر میکنه ،مثلا اینکه ، ولع خوردن هر چیزیو نداری ،خوردن دیگه برات موضوع خاصی نیست ، همه خوراکی ها برات یکسان میشن ،میدونی آزادی داری و میتونی انتخاب کنی ، مدام بهت فرمان خوردن نمیده ، گرسنه میشی براحتی غذای مورد علاقتو میخوری و تمام ،دیگه مدام به خوراکی ها فکر نمیکنی ، خوراکی هارو مقایسه نمیکنی، ترس نداری ، حالت خوبه،آرامش داری، گرسنگی نمیکشی که خیلی مهمه ،لذت میبری ،با خودت آشتی میکنی ،بدن زیبا و نازنینتو نوازش میکنی بجای سرزنش ،صلحه در درونت به بیرونت سرایت میکنه و دنیای جدیدیو تجربه میکنی ،،،توجه نکردن به مراحل چاقی باعث میشه سکان زندگی ما بسمت تناسب اندام حرکت کنه ،،،پیش فرض بدن ما سلامتیه ،تناسب اندامه ،حاله خوبه ،سلول های ما هر روز در حال ترمیم خودشون هستن و این تجربه رو در زندگیمون زیاد داشتیم که هر جای بدن آسیب دیده ،خودش ترمیم شده ،این نشان دهنده سیستم قوی بدن ماست ، بیس بدنمون لاغریه و ما با افکار و عقایدمون روی اون تمیزی هارو آلوده کردیم ،با تمیز کردن ذهن ،شکل متناسب وجود ما نمایان میشه ،،،، تله روزمرگی و بدیهی شدن اتفاقات زندگی ،یکی از اون تله هاییکه من زیاد در اون گیر کردم و نمیدونستم چطور باید باهاش برخورد کنم ، یروزی دلم میخواست به خونه و ماشین برسم ،شاید تو رویای خودم هم نمیدیدم ،اتفاقا صاحب خونه و ماشین هم شدم بعد از یه مدت کوتاه برام تازگی نداشتن و دلم یه شرایط بهترو خواسته و مدام از شرایطم گله داشتم و غر میزدم ،مرتب زندگی خودمو با دیگرانی که بهتر از من بودن مقایسه کردم ، خودمو سرزنش کردم و از خودم و شرایطم راضی نبودم، در کل که از جسم و وزنم و مدل بدنم ناراضی بودم و به بهبودش امیدوار نبودم،،همین الان هم که در شرایط بهتر سایزی هستم متوجه میشم گاهی ذهنم بهم هشدار میده و میگه ،چرا سایز ۴۰ نمیشی ؟ چرا یه تغییر خیلی بزرگ نمیکنی ؟ بجای اینکه از جا و جایگاه سایزی که رسیدم لذت ببرم گاهی منفی بافم منو متوجه سایزهای پایین تر میکنه و موفقیت الانمو نمیذاره ببینم ، همینطور تو شرایط زندگی هم همینطور ،گاهی به خودم میام متوجه میشم منو برده تو اعماق ناخوداگاهم و داره شماتتم میکنه که چرا تو هنوز نتونستی ماشین مدل بالاتری بخری ،یا همین ماشین و مسائل رفاهیمو بی اهمیت جلوه میده و میگه حالا انگار زندگیت چی هست 😶 و گاهی که میشینم برای خودم فاصله ای که از نقطه مبداء و شروعم گرفتمو میگم و میگم ،ذهنم ساکت میشه و حال من عالی میشه ،یعنی درمانش فقط یادآوری موفقیت هامونه وگرنه ذهن بلده چجوری خوابت کنه و کارشو براحتی انجام بده ،یجوری درگیر یه مسئله ت میکنه که وقتی به خودت میایی میبینی چند ماهه گیری ،، یه روزی اگر بمن میگفتن تو به سایز مورد دلخواهت خواهی رسید ،اونم براحتی و شادی ،بدون رژیم و ورزش ،اصلا باور نمیکردم ولی الان که دقیقا دارم زندگیش میکنم داره برام عادی میشه ،،باید نگاهمونو از روی وضعیت الانمون برداریم و مدام به جسممون توجه نکنیم ،ببینیم یکمی لاغر شده یا نه ،که بازم با نشدنش حالمون بدتر بشه ،انتظار بدتر شدن رو نداشته باشیم ، راه خودمونو با آرامش بریم ،بذاریم بدن هم کار خودشو بکنه ،دخالت نکنیم ،خدارو شکر سیستم بدن ما بسیار هوشمنده و میتونه به بهترین نحو کار خودشو انجام بده ،، درس امروز :: به جسم و بدن خود توجه بد نکنیم ،دست از سر جسم برداریم ،با وضعیت کنونی ،نتایج آینده مونو پیش بینی نکنیم ،دنبال نتایج نباشیم ،روی اضطرار نباشیم ،حس خوب به خودمون بدیم ،چشم از این بدن برداریم که سالها نابودش کردیم، بخدا وقتی که به سایز پایین تر هم میرسیم هیچ گلی بسر این بدن نمیزنیم ،باز هم دنبال چیز دیگه ای میگردیم که باهاش حالمون بد بشه ،این خاصیت ذهنه که هیچ وقت از ما راضی نیست ،پس راهمونو بریم ،اگر با دیدن خودمون در آینه حالمون بد میشه ،فقط صورت خودمونو نگاه کنیم ،به بدنمون نگاه نکنیم ،انقدر کودک درونمونو تحقیر نکنیم ، به خودمون احترام بذاریم ،به خودمون افتخار کنیم که مثل همه آدم ها فکر رفتار و عمل نمیکنیم ،اگر به خودمون افتخار کنیم جهان هم مارو به مسیرهای عالیتر میبره ، ما خیلی متفاوتیم ،پس بفهمیمم که متفاوتیم ،براحتی از تغییرات درونیمون نگذریم ، من ۱ ساله ساعت کوک کردم از ۱۰ صبح تا ۱۰ شب ،هر ۲ ساعت یکبار آلارمش میزنه و من هر دو ساعت یکبار خودمو میبوسم،نوازش میکنم ،به خودم میگم که بهش افتخار میکنم ،میگم که داره کار خاصی انجام میده ،داره کل خود قبلیشو خاموش میکنه و یه خوده جدید میسازه که کار هر کسی نیست ،آره کار هر کسی نیست که ساعتها بشینه پای فایل ،نوشتن و خوندن ،کار هر کسی نیست که مثل دیگران فکر نکنه ،کار هر کسی نیست که درک کنه که یه مغز جادویی داره که میتونه مثل کت جادویی براش پول بسازه ،براش بدن متناسب بسازه ،بدن سالم بسازه ،رابطه عالی بسازه ،درک و فهم اینها راحت نیست ولی ما فهمیدیم ،ما درک کردیم و به زودی نتایج ما از در و دیوار برامون میریزه ،اون زمانیکه ما وسیع شدیم ،اون زمانیکه ظرف وجود ما گنجایش اونهمه نوازشو و موفقیتو داشت و چه خوبه عجله نکنیم ،بذاریم اول هویت ما بزرگ بشه ،رشد کنه ،اونوقت ما دیگه کار زیادی نداریم ،شخصیت جدید، مارو میبره اونجاییکه باید ببره ،فقط صبره با آگاهی میخواد که خدارو شکر ما داریم و میدونیم گنج ها منتظر ما هستند 😊 این بود درس امروز من و الان ساعت ۱۱:۳۰ شبه ،من همچنان در تراس نشستم و دارم مینویسم و لذت میبرم از این بارش افکارم 😊
نشان های دریافت شده
با سلام.
دوست عزیزم مثل همیشه نوشته شما رو بادقت خوندم عالی بود وبسیار لذت بردم.در ضمن اینکه چقدر مطالب عالی وبی نظیر داشت که همه رو یادداشت کردم.بسیار ازتون ممنونم که همه احساس وحال واحوالتون رو با حوصله مینویسید و چقدر برای کسی مثل من بدر بخور وعالیه.
امیدوارم با این طرز فکر واین آگاهیهای ناب وهمینطور پشتکار فراوان به هدفهای والای خودتون برسید..بزودی…زود…به امید خدا🙏🙏🙏❤
نشان های دریافت شده
سلام دوست همقدم من 😊
خدارو شکر کامنت من برای شما مفید بوده ،خوندن کامنت های دوستان نقاطیو در ذهن ما روشن میکنه که شاید ما در طول مسیر حواسمون بهشون نباشه و با خوندن نظرات دوستان ،یکدفعه کد هایی در ما باز بشه و راهگشایی ادامه راهمون خواهد بود
برای شما هم آرزوی سلامتی و تناسب را آرزو دارم 🌹
سلام دوستان و استاد گرامی
گام ۹۰
تمام سعی ما در دوره لاغری با ذهن اینکه لاغر شدن در ذهن شما اسون کنیم
اگر موانع لاغری از ذهنمون برداریم روند شما به سمت متناسب شدن خیلی راحتر میشه اگر موانع لاغری برداریمواگر ذهنمون مملو از موانع لاغر شدن باشه هر چقدر م تلاش کنیم رژیم بگیریم ورزشهای سختوکنیم عمل کنیم دارو بخوری نمیتونیم لاغر بشیم چون در ذهن ما موانعی وجود داره که نمیذاره جسممونوبه سمت متناسب شدن حرکت کنهدوشما میخوای به زور عوامل بیرونی جسمتو لاعر کنی این نبرد برای ما شکست بهمراه داره لاغر شدن در صورتی خیلی اسونه که در صورتی خیلی راحته در صورتی خیلی طبیعی وماندگادگر که از طریق دهن شروع بشه چطور شروع میشه فقط کافیه موانغ ذهنی لاغری برداری خودش از قبل نقشه لاغری در دهن ما بوده مثل سلامتی میمونه اصلا بدن ما پیش فرضش طبیعیش اینکه ما سالم باشیم ما سلامت باشین لاغر باشیم به همین خاطر در طول عمرمون اینهمه بلا سرجسممون میاریموواون ترمیم میکنهدوجسممون تلاش میکنه کهبه سلامت برسه بارها به جسممون اسیب زدیم تلاش میکنه به سلامت برسهدبارها بیمار شدیم اما اون ترمیم میکنه وجسم ما شبانه روزی در تلاش برای اصلاح کردن چاقی ی خسارت ی وصعیتی که ما نا دانسته در وجودمون ایجاد کردیموفکر نکنید خودمون داریم ایجادش میکنیم خیلی هامونوفکر میکردیم و چاقیمون به دلایل ارثی بارداری ازدواج کم تحرکی سوخت وساز مون کمومزاجمون سرد یا گرم دیگه کاری از دستم برنمیاد اینا نیست اینا همش مانع ذهنی که در دهن شما وجود داره ومانع از لاعر شدن ما میشه میخوایم یکی از این موانعها رو که خیلی مهم با هم کار کنیم اینکه ذهن افردیکه اضافه وزن دارن چاقی اسون ولی لاغری سخته اینو بارها گفتیم من چقدر زحمت میکشم رنج میکشم نمیخورم ورزش سخت میکنم ۵ یا ۶ کیلو وزن کم میکنم اما یهویی در عرص یک هفته همش برمیگرده منم اینجوری شدم وقتی رژیم دکتر *** داشتم ۸ ماه رژیم گرفتم ۱۹ کیلو وزن کم کرده فقط با ی جمله که از این به بعد میتونی روزی ۲۰۰۰هزار کالری مصرف کنی در عرص یکی دوهفته همش برگشت به همین راحتی بارها این بلا سرمون امده چرا اینجوری میشه این فقط ی فرمول ودر تمام جهات زندگی نقش دارهدوقتی بتونی این فرمول بشناسی وبتونی اصلاحش کنی وقتی فرد در وند چاق شدن هست میخواد به چیزی برسهدکه الان وجود نذاره یعنی مهم نیست که فرد در چه زن سایزی مهم نیست راصی یا نه بخاطر جسم میخواد از وضعیتی که وجود نداره یعنی چاقی که نیست لاعره میخواد حرکت کنه به سمت چاقیرچونکه فرد چاق چاقی رو نمیبینه خیلی راحت این فرد به چاقی یرسه برای همینکه افرادیکهواضافه وزن دارن مثلا ۸۰ کیلو خیلم راحت که قرار بشه ۸۱ کیلو درستکه این فرد نگران که من چاقتر بشم خدایا ی کاری بکن ورستکه استرس داره ولی چون چاقتر شدن نمیبینه حرکت کرده به سمت چاقی خیلی اسونه وچون نمیبینه داره کجا میر ومسیر چاقتر شدن راحت طی میکنهدچون هر روز نمیخواد توجهش بهش نیست چونکه نمیبینهوتا اینکه چند قت بعد میگذره میفهمه که چاق شده اما حالا همین فرد میخواد لاعر بشه اصلا مهم نیست از چه روشی استفاده میکنه وقتی میخواد لاعر بشه بخاطر اینکه چاقی جلوی چشماش هر روز اره میبینه خودشو میره رو ترازو چونکه چاقی هر لحطه داره میبینه حرکت به سمت لاعر شدن براش سختهچون هر لحطه اری مبینیبیش وتجربه ش میکنی وبعدلاعر بشی وفشار چیزیکه الان هست بعنوان چاقی انقدر زیاد هست که تو رو خسته میکنهوحالا پروسه لاعری چند قت طول میکشه تا لاعر بشی بخاطر اینکه هی نگاه میکنی به وضعیت چاقی یا وصعیتی که الان هست طرف خسته نا امید میکنه وفرد رها میکنه دلیل اینکه افراد باشگاه میرن ورها میکنن همین هی خودشو میبینه هی میره وزن میکنه در نهایتفکر میکنی لاعر شدن سختهددر صورتیکه اری اشتباه میکنی خودش داره این مسیر به سختی طی میکنه هر روز به چاقی نگاه میکنی ومیخوای لاعر بشی ولی همون فرد میخواد لاعر بشه هر وز سایز میگیره وزن میکنه روزی ۵ یا ۶ بار فردیکه به این شکل عمل میکنهوداره توجه میکنه به چاقی که ر شما هست امکان نداره لاعر بشه خسته میشه ورها میکنه جسم سرعتش کند تر از ذهنهدشما تصمیم میگیری لاعر بشی خیلم محکمتصمیم میگیری دلیلش اینکه تو ین تصمیم تو دهنت گرفتی خیلم شیرین لدت بخشه ودیدید که یکدفعه حالت خوب میشه حالت خوب میشه دهنتو تغییردادی اما جسمت که به این سرعت تصمیم نمیگیره که تغییر کنه پروسه تغییر جسم با ذهن تفاوت داره اختلاف سرعت اینا نباید شما رو خسته کنه وگول بزنه وسرعت تصمیم گیری دهن خیلی بیشتر از تصمیم یرگیری جسم اگر هر روز هر روز هر روز فایلها رو گوش کنی تمرینات انجام بدی به نکته ها توجه کنی چه بخوای چه نخوای لاعر یشی وچاقی حاصل تکرار هر روز افکار نا متناسب ورفتار نا مناسبه که نتیجه ش میشه چاقی
نشان های دریافت شده
لاغر شدن خیلی آسونه وقتی موانع لاغری رو برداریم وقتی ذهن مملو از موانع لاغر شدن باشد تو از هیچ روشی نمیتونی لاغر بشی من بارها و بارها با رژیم و ورزش سخت ۱۵تا ۲۰کیلو کم کردم ولی برگشت در طی یک سال کم میکردم در طی ۳ماه برمیگشت چاقی یه خسارته که خودمون ندانسته در جسممون ایجاد کردیم و علت چاقی خودمون رو ارثی بودن پایین بودن سوخت ساز کم فعالیت بودن پرخوری عصبی پرخوری بیان میکردیم درحالی که این ها فقط فرمول های چاقی و موانع لاغری است چرا فرد چاق چاق شدن رو آسون ولاغر شدن رو سخت میدونه چون برای چاق شدن عجله نداشته ومدام به وضعیت چاقتر خود توجه نداشته آره نگرانی بود ولی باز چاقتر شدیم مثل خودم از کلاس سوم دبستان متوجه تفاوت خودم با دیگران میشدم ولی بعد از سه ۵سال دیدم شدم ۷۵ باز بعد از ۴سال شدم ۱۱۰
یجورایی تو پروسه ی چاق شدن زمان یادمان نبود ولی تا شروع میکردیم برا لاغری میخواستیم چند ماه لاغر شویم در حالی که متوجه تفاوت سرعت جسم با ذهن نبودیم سرعت ذهن با جسم فرق میکنه وقتی در پروسه ی چاقتر شدن هستی میخواهی به جایی برسی که الان وجود ندارد وچون وضعیت چاقتر خودتو نمی دیدی حرکت به سمتش خیلی راحتر بود بعد از چند وقت میدیدی باز لباسات تنگ تر شده.اما وقتی برای لاغری اقدام میکردم این جسم چاق هروز جلو چشمم بود میدیدمش حرف دیگران روزی سه بار یا چار بار وزن میکردم هفته ای یک بار سایز میگرفتم مدام خودمو تو آینه چک میکردم دور تا دور باشگاه اینه بود شاید در طی یکسالی رژیم بودم ۱۰۰۰بار وزن میکردم ومدام به چاقی و بدی هاش توجه میکردم ودر طی این همه سال لاغر نشدم که نشدم تا اینکه در این دوره شرکت کردم الان دوساله خودمو وزن نکردم و چند وقتی هست که بعد از تمام تغییرات عالی ذهنی روحی جسمم در مسیر قرار گرفته الان دیگه از دیدن خودم حالم بد نمیشه مرتب خودمو چک نمیکنم سایز نمیزنم وزن نمیکنم شک ندارم این مسیر صحیحه چون حال دلم عالیه من بعد از ۳۳سال زندگی دارم طعم واقعی لذت رو میچشم چی مهم تر از این؟
چی مهم تر از این که تمام اطرافیان من در استرس و ناراحتی هستند ولی من با لذت دارم از زندگیم وزنده بودنم لذت میبرم؟؟ من که این همه قرص اعصاب میخوردم این همه قرص چربی سوز قرص معده قرص سردرد الان شاید ماهی دوتا قرص بخورم خدایا ازت ممنونم خدایا هیچ راهی چنین مزایایی برای من نداشت خدایا شکرت.
در این مسیر عجله راهی نداره تو با تکرار افکار چاقی و تکرار رفتار چاقی شدی ۵۰کیلو اضافه وزن
الان هم با تکرار رفتار لاغری تکرار افکار لاغری و تکرار تمرینات لاغری لاغر میشی چه بخواهی چه نخواهی هروز هروز هروز در مسیر باش به فایل هات گوش بده دقت کن تمرینات انجام بده وبه عمل در زندگیت تبدیل کن به این ترتیب اول ذهن تو و بعد جسم تو در زیباترین شکل ممکن متناسب میشود
در مسیر قدرت ذهن فقط تکرار تکرار تکرار با حال خوب واحساس خوب جواب میدهد مثل تمام آموزش هایی که الان بلدی آشپزی رانندگی شنا نوشتن خواندن….پس یادگرفتن زبان لاغری نیز همین است تکرار و ادامه با حال خوب با لذت بردن از حالت کنونی و ادامه دادن
لاغر شدن خیلی آسان و راحت هست و اگر موانع لاغری رو برداری روند لاغری شما خیلی راحت میشه اگر ذهنتان مملو باشد از موانع لاغر شدن هر چقدر دارو و قرص و رژیم داشته باشی اما شما نمیتونید لاغر بشید و به سمت لاغر شدن حرکت کنید .(موانع لاغری من :
وقتی پیام سیری رو میگیرم ولی ذهن منطقی من میگه کم خوردی هنوز بخور اینقدر کم که نمیشه و مجبور به خوردن چند قاشق اضافه بیشتر از حد سیری خودم میشم ولی مدتی دارم بهش میگم من چند قاشق اضافه تر بر نیاز بدنم رو نمیخوام و اون فشار شکمی رو بعد از غذا نمیخوام و بهش میگم بدن به شدت کم مصرف هست و با همون مقدار غذا که من احساس سیری میکنم مثلا ۶ قاشق برنج یا ۷ قاشق برنج من تمام انرزی جسمم و سلامتی جسمم تامین میشه
ذهن منفی باف به من میگه برو داخل ایینه ببین لاعرتر شدی و اما من رو محبور به چک کردن مدام خودم در آیینه و لباسها کرده بود اما چند روزی بهش میگم این کار از بی اعتمادی به لاغری خودم به وجود میاد من که اطمینان دارم هر روز دارم لاعر تر میشم چون در مسیر درستم و کلی تغییرات غذایی و رفتاری دارم و تا حالا کلی تغییر سایز و وزن داشتم پس این کار رو نمیکنم و برای ذهنم تصویر ذهنی فول اچ دی از چاقی و نافرمی اندام هام درست نمیکنم .
و یا منفی باف میگه انگار روند لاغری من استپ شده ولی من بهش،میگم امکان نداره چون این روند لاغری مثل هر روند دیگه در بدن من جریان داره اگر من به جسمم فرصت بدم با افکار و رفتار درست اون من رو به زودی متناسب میکنه و این حرف خیلی علطه مثل این هست که بگی ضربان قلب من متوقف شده امکان نداره البته اگر فشار خاصیو یا ضربه ی خاصی به اون قلب وارد نشه اون کارش رو انجام میده و همچنان ادامه داره پس اگر با رفتار و افکار غلط به جسمم ضربه نزنم اون به راحتی لاعر میشه و لاعری حق من هست و طبیعی جسم من هست .)
لاغر شدن خیلی راحت و طبیعی و ماندگار هست اگر از طریق ذهن شروع بشه
پیش فرض ذهن ما این هست که ما سالم و سلامت باشیم و هر ویروسی وارد بدن ما میشه و ما خبر نداریم اون رو بدن ما رفع میکنه و جسم ما تمام تلاشش رو میکنه برای بهبود و ضعیت جسمی ما و اون خسارتی که به جسم ما وارد شده و چاقی هم یک خسارت هست که نادانسته به جسم وارد کردیم چرا نا دانسته چون گفتیم چاقی ما به خاطر قرص هست که میخوریم یا ارث ویا کم کاری تیرویید هست که داریم و یا گفتیم بدن من اینطور تنظیم شدا که چاق باشه اما اینها هیچ کدوم دلیل چاقی ما نیست اینها همه موانع لاغری من هستن و یکی از این موانع که خیلی مهم هست این هست که در ذهن افراد چاق شدن آسان و لاغر شدن سخت هست و من بارها گفتم من پدرم در میاد تا لاغر میشم و اما خیلی راحت و یه هویی ۳ یا ۴ کیلو اصافه میکنم و بارها من این بلا رو تجربه میکردم و همیشه میگفتم چرا ؟؟( طبیعی ما انسانها این هست که در بهترین حالت جسمی و روحی و روابط و سلامتی و اعتماد به نفس و ایمان و ارامش و حال خوب و … باشیم و خدا برای ما فقط خیر و خوبی میخواد و هدف ار خلقت ما انسانها این نبوده که غرق در مشکلات و سختی و بیماری و چاقی و … باشیم پس اگر مشکل داریم یه جای کار میلنگه چطور ؟در اون زمینه ما باورها ی اشتباه و افکار اشتباه و رفتارهای اشتباه داریم مثل چاقی و باید از ریشه این مشکل رو حل کرد )
.
خیلیا خیلی سریع وزن اضافه میکنن و در ذهن افراد چاق معمولا سوال هست که چرا چاق شدن سخت و لاعر شدن آسان هست .
وقتی فرد در روند چاق شدن هست میخواد به چیزی برسه که وحود نداره و اصلا مهم نیست در چه سایز و وزنی هست چون جسم میخواد از وضعیت لاغری حرکت کنه به سمت چاقی و چون چاقی رو نمیبینه خیلی راحت به اون میرسه و تمام افراد چاق که از چاقی خودشون ناراحت هستن و از چاقی بیشتر خودشون استرس دارن اما چون اون چاقی رو نمیبینه خیلی راحت هست حرکت به سمت چاقی و هر روز توجه نمیکنه و خودش رو نگاه نمیکنه تا میبینه بعد از چند روز چاقتر شده پس برای چاقتر شدن حرکت آسان هست چون نمیینی اون رو و داری به سمتش حرکت میکنی .
ولی همین فرد وقتی میخواد لاعر بشه چون چاقی جلو چشمش هست و هر لحظه اون رو داره میبینه با داخل اینه رفتن و وزن کردن و … در واقع داره چاقی رو با پوست و استخوان لمس میکنه و اینقدر فشار چاقی زیاد هست که تو رو خسته میکنه و ناامید میکنه و برای همین ول میکنه دلیل اینکه افراد باشگاه میرن برای لاغر شدن و اما رها میکنن چون هی داخل ایینه خودش رو نگاه میکنه و میبینه همان طور هست و خسته میشه و رها میکنه و فکر میکنه لاعر شدن سخت هست اما اشتباه میکنه چون خودش داره هر روز به چاقی تو جه میکنه و انگار تکون نمیخوره .ممکنه این فرد چاق چون هنوز لباس براس تنگ نشده و کمربند تنگ نشده راحتتر چاق میشه ولی فرد چاق سخت لاعر میشه چون هر روز به چاقی خودش توجه میکنه و خودش رو وزن میکنه امکان نداره لاغر بشه و خسته میشه و دلیل اینکه در ذهن افراد چاق شدن راحت هست و لاعر شدن سخته چون برای لاغری کارهای های سخت و رنج اور رو انجام دادیم چون مدام به چاقی توجه کردیم با وزن کردن و داخل ایینه رفتن و اما ما باید توجهمون رو از چاقی برداریم و روند متناسب شدن عالی انجام بشه .(سخت ترین مرحله ی لاعری همین قسمتش هست که ما از هر شرایطی که راضی نیستیم و دوستش نداریم مثل چاقی و یا بیماری و یا فقر و ….روی برگردانیم و به اون توجه نکنیم و به جاش تمام تمرکز و دقت و حواسمون رو به سمت شرایط دلخواه و خواسته مون ببریم و در اون زمینه اگاهی پیدا کنیم و تجسم کنیم و رفتارهایی مطابق با خواسته داشته باشیم و کلی افکار درست داشته باشیم در مورد خواسته مون حر ف بزنیم بنویسیم ویا فایل گوش بدیم در واقع باید به چیزی که دوست داریم توجه کنیم و نمیشه همزمان به دو سمت مخالف هم توجه کرد اگر میخواهیم به لاغری توجه کنیم باید به سمت مخالف اون که چاقی هست توجه نکنیم با وزن نکردن با ارام ودن وبا اطمینان داشتن که من میتونم با چک نکردن خودم در آیینه و لباسها با توجه نکردن به مقدار خوردن و کالری شماری نکردن و تفکیک نکردن غذاها و ….. من میتونیم فقط در یک جهت و به سمت لاعری حرکت کنیم و به هدف برسم)
جسم سرعتش کندتر از ذهن هست و اگر من از امروز تصمیم بگیریم لاغر بشم و انکیزه و اشتیاق پیدا کنم برای لاعری اما جسم که به اون سرعت تغییر نمیکنه و این اختلاف سرعت نباید شما رو گول بزنه مخصوصا برای افرادی که دارن روی خودشون کار میکنن باید اگاه باشن در هر جنبه ای که مشگل دارن مثل ثروت و روابط و کسب و کار و …همین طور هست باید عجله نکنم و باید به چیزی که نیست توجه کنم و به چیزی که هست و دوستش نداری توجه نکن تا موفق باشی و پیشرفت کنی .(من باید به این نکته خیلی توجه کنم سرعت تغییر ذهن خیلی زیاد هست و در یک لحظه من میتونم از فکری به فکر دیگه و از حال بد به حال خوب برم اما در جسمم هر اتفاقی بیفته و خسارتی به جسم زده بشه پروسه ی خودش رو داره تا ترمیم بشه و نباید عجله کنم چون زمان میبره این قضیه ی ترمیم کردن و در این دوره اولین تغییر در احساس ما هست اما شاید زمانها طی بشه تا من به اون اندام دلخواهم برسم و هیچ وقت نباید ناامید بشم )
تغییر روابط و جسم و … زمان میبره و ما نباید به شرایط فعلی هی نگاه کنم و خسته بشیم که چرا تعییر نمیکنه چرا بهتر نمیشه و این کار ما رو ناامید میکنه و این شرایط برای ما عداب اور میشه و ما رو خسته و ناامید میکنه ولی یادت باشه این شرایط جسمی تو الان خیلی عالی هست و حالا دوست داری بهتر بشی پس گول نخوری و شکست نخوری البته از چاقی شکست نمیخوری از خودت شکست میخوری من تصمیم دارم لاغر بشم اما روزی سه یا چهار بار برم داخل آینه و در لباسها به اندام چاقم توجه کنم باعث میشه از خودم شکست بخورم (من خودم قبلا در اون روزهای سخت رژیم ارزوم این بود در هر وزنی که هستم حد اقلش ثابت بمونم بارها به اطرافیانم میگفتم و گریه میکردم چرا هی دارم چاقتر میشم با این همه زجر و سختی که میکشم کاش حداقلش این بود که من ثابت میموندم اونم مثلا در اخرین وزن که با این راه اشنا شدم ۷۳ کیلو بودم و سایز ۴۴ فکر کنم ارزو میکردم دیگه در این وزن باشم و بیشتر نشم اما امکان نداشت و حالا که دارم در این مسیر هر روز یک قدم برمیدارم و تلاش میکنم نمیدونم دقیق در چه وزنی هستم و به نظر خودم در حد ۶۴ کیلو هستم شاید هم کمتر هستم و هر بار میرم خرید سایز لارج و ۴۰ و یا اگر کشی باشن مدیوم و سایز ۳۸ هم بهم میخوره ولی دوست دارم بازم متناسب تر باشم و اگر من زرنگ و اگاه باشم تمام تمرکز خودم رو میارم روی این همه تغییر عالی و این همه متناسب شدن تا به نتایج بزرگتر هم برسم )
اگر تصمیم داری لاغر بشی باید بتونی نگاهت رو از چیزی که الان هست و چاقی که هست از اون برداری و نمیشه هر روز به سختیهاو رنچ چاقی نگاه کرد و لاعر شد زور تجسم به واقعیت لاعری نمیرسه پس ممکنه تو اینه و یا لباس اندام چاقت رو ببینی و حالت بد بشه و از خودت متنفر بشی
ادم میخواد هی نگاهش به وضعیت فعلی باشه و سخته جسم تغییر اینکه در ذهن خیلی راحت میشه جابه جاشد از حال بد به حال خوب و لی سرعت جسم مثل ذهن نیست و به چاقی توجه نکنید آرام و پیوسته عمل کنید و چه بخواهید چه نخواهید لاغر میشه ( این یک مانع هست که مدام من به اندام های چاقم مثل رانها و شکمم توجه کنم و اونها رو لمس کنم و بعد تمرینها رو انجام بدم و اگاهی پیدا کنم و هر چقدر جلو برم اما نتیجه نمیگیریم چون دارم به چاقی تو جه میکنم و میخوام لاعر بشم امکان نداره من هر چقدر تجسم کنم و تمرینها رو انجام بدم ولی زور این کارها به زور لاعری نمیرسه و در نهایت من شکست میخورم و مغلوب چاقی میشم من باید بگم هر چقدر رانها و شکم من چاق هستن هیچ چیزی نیست و چاقی در بدن من زوری نداره و به زودی از جسم من بیرون میره و متناسب شدن همه ی جسم من رو میگیره حتی رانها و شکم من رو هم متناسب شدن میگیره و من یک متناسب فوق العاده میشم و باید رفتارهام رو با افکارم همسو کنم و برای همچین فکری من مدام داخل ایینه نرم و یا نافرمیهای خودم رو لمس نکنم تا به زودی شگفتی ساز بشم )
متناسب شدن به دلیل تکرار هر روز افکار متناسب و تکرار هر روز تمرینات هست .
چاقی حاصل تکرار افکار و رفتار نامناسب هست حالا هی دعا کن و التماس کن فایده نداره خدا جلوی این رو نمیگره باید خودت درستش کنی .
لاعری هم نتیجه ی افکار و رفتارهای لاغری هست با این دوره ها
هر چقدر موانع رو برداری آسانتر حرکت میکنید (لاعری من هر روز پر رنگتر میشه چون هر روز دارم به ذهنم میگم من هر عذایی میخورم هیچ قدرتی نداره تو فقط قدرت داری و من رو متناسب میکنی
به ذهنم میگم خوردن ترس نداره و زمان خوردن هم ترس نداره و فقط رفتار غذایی ما ترس داره که چطور رفتار میکنیم
من به ذهنم میگم من هر روز به اندازه نیازم میخورم تا فرصت کنی من رو متناسب کنی
من هر روز به ذهنم میگم تو ببین من دارم به سمت لاعری حرکت میکنم چون رفتارهام کلی تغییر کردن پس جسمم رو هم هماهنگ با رفتارهام کن
من به ذهنم میگم چقدر عالی که لاعر شدن اینقدرراسان هست و خود به خودی بدون سختی و زجر هست مثل نفس کشیدین هست و واقعا من تجربه کردم لاعری از طریق دهن رو که چقدر راحت بوده بدون یختی حالا یه کارهایی داره اما می ارزه به هر روش گذشته ی ما که انجام میدادیم
من به ذهنم میگم لاغر شدن روند طبیعی جسم من هست و من هر روز دارم با سرعت زیاد به سمت اون میرم و هیچ مانعی بر سر راهم نیست نه قرصها نه کم کاری تیرویید نه اشتهام هیچ مانعی ندارم فقط خودم مسول جاقی و لاعری خودم هستم
من به ذهنم میگم …)