بسیاری از انسانها برای تحقق آرزوهایشان به خداوند پناه می برند. دعا می کنند، نذر می کنند و انواع کارها را انجام می دهند تا بلکه رضایت خداوند را جلب کرده و آرزوی آنها را محقق کند.
اگر ایمان داشته باشید خداوند آرزوها را برآورده می کند اما اطمینان نداشته باشید، هرگز آرزوهای شما برآورده نخواهد شد.

تفاوت ایمان و اطمینان
بسیاری از انسانها عقیده دارند که به خداوند ایمان دارند و جز او کسی را نمی پرستند. سالها تلاش کرده اند تا از طریق مختلف ارادت و ایمان خود را به خداوند و فرستادگان او ابراز کنند. اما با این حال زمان زیادی است که منتظر تحقق آرزوهای خود هستند ولی حتی نشانه ای از تحقق آرزوهای خود نمی بینند.
من در خانواده ای مذهبی متولد شده بودم و از همان کودکی تحت تعالیم مذهبی قرار داشتم و خودم را انسان خداپرستی می دانستم اما همیشه از کمبودها و مسائل زندگی شکایت داشتم تا جایی که به خدا هم شک کردم که اگر واقعا وجود دارد پس چرا هیچ کاری برای من انجام نمی دهد.
از اینکه به خداوند شک کرده بودم به شدت هراسان شدم و توبه کردم و بجای شک کردن به خدا به خودم شک کردم که حتما من بنده ناسپاس و خطاکاری هستم که مورد لطف و رحمت الهی قرار نمی گیرم.
بعد از قرار گرفتن در مسیر تغییر کردن و اصلاح نگرش ها درباره خداوند به این درک رسیدم که من از نظر ایمان به خداوند در همه سال هایی که خودم را مورد قضاوت و سرزنش قرار می دادم مشکل نداشته ام بلکه از نظر اطمینان به خودم برای تحقق آرزوهایم به شدت مشکل داشته ام.
- خیلی دوست داشتم که از نظر شرایط مالی اوضاع بهتری داشته باشم ولی خودم را لایق آن نمی دانستم.
- خیلی دوست داشتم که از نظر جسمانی در تناسب اندام باشم ولی خودم را لایق آن نمی دانستم.
- خیلی دوست داشتم که از نظر روابط شرایط بهتری را تجربه کنم ولی خودم را لایق آن نمی دانستم.
چرا خودم را لایق زندگی بهتر نمی دانستم؟ چون عقیده داشتم شرایط و پارامترهای لازم برای زندگی خوب را ندارم.
از نظر من داشتن خانواده ای ثروتمند، داشتن مدرک تحصیلی، داشتن شهرت و … لازمه خوشبختی در زندگی بود و چون هیچ کدام را نداشتم خودم را لایق تجربه زندگی بهتر نمی دانستم.
همیشه وقتی به زندگی بهتر فکر می کردم این سوال در ذهنم شکل می گرفت که: سر چه حسابی؟! چه گلی به سر خودت و این دنیا زدی که پاداش بگیری؟! چه کار نیک و عمل صالحی انجام دادی که خدا بهت رو کنه؟!
زمانی که با موضوع استفاده از کمک خداوند برای تغییر زندگی را درک کردم در عین حال که هیجان زده بودم ولی دچار شک و تردید بودم که به همین سادگی می شه زندگی من تغییر کنه؟! یعنی نیازی نیست من کاری انجام بدم یا به شکل خاصی عبادت کنم و از کمک خداوند بهره مند خواهم شد؟!
باور کردنش سخت بود اما هیجان تغییر زندگی با کمک خداوند باعث شد که شجاعت قدم برداشتن در این مسیر را پیدا کرده و حرکت کنم.
در همان ابتدا بود که متوجه شدم در همه این سالها من از نظر ایمان به خداوند مشکلی نداشته ام بلکه مشکل اصلی من اطمینان نداشتن به بهتر شدن زندگی یا تحقق آرزوهاست.
خداوند در قرآن هر جا از ایمان سخن گفته است بعد از آن به عمل صالح اشاره کرده است.
عبارت (آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ – ایمان و عمل صالح) ۱۵۸ بار در قرآن تکرار شده است که نشانه اهمیت موضوع ترکیب ایمان و عمل صالح برای سعادتمند شدن است.
یعنی ایمان به تنهایی موجب سعادت در دنیا و آخرت نمی شود بلکه به همراه ایمان باید عمل صالح انجام شود.
در آن زمان هم خیلی از افراد به ظاهر و در کلام به خداوند ایمان می آوردند اما در قلب خود هیچ عقیده ای به خداوند نداشتند و همچنان خدایان خود را ستایش می کردند.
آيا مردم پنداشتند همين كه گفتند ايمان آورديم به حال خود رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند
سوره عنکبوت آیه ۲
و از مردم كسانى هستند كه مىگويند: به خدا ايمان آوردهايم، و چون در راه خدا اذيت شوند، آزار مردم را مانند عذاب خدا قرار مىدهند، و اگر از جانب پروردگار تو يارى رسد حتما خواهند گفت: ما با شما بوديم. مگر خدا به آنچه در دلهاى جهانيان است داناتر نيست
سوره عنکبوت آیه ۱۰
همانطور از نشانه های ایمان داشتن به خداوند انجام عمل صالح است از نشانه های برآورده شدن خواسته ها علاوه بر ایمان داشتن به خداوند اطمینان به تحقق آرزوهاست.
وقتی شما به تحقق آرزوها هایتان اطمینان داشته باشید قطعا عمل شما با زمانی که اطمینان دارید تفاوت خواهد داشت.
از آنجا که عمل شما بر مبنای ایمان به خداوند برای تحقق آرزوهایتان تغییر کرده است بنابراین اطمینان داشتن به تحقق خواسته ها همان عمل صالحی است که ۱۵۸ بار بعد از عبارت ایمان در قرآن آمده است.
ما برای تحقق آرزوهایمان نیاز به ایمان و اطمینان به تحقق آرزوها داریم.
ایمان به خداوند را از سالها قبل در قلب و وجود خود احساس کرده ایم و اطمینان داریم که به خداوند ایمان داریم بنابراین فقط نیاز است روی اطمینان داشتن به تحقق آرزوها تمرکز کنیم.

اطمینان از تحقق آرزوها
از همان ابتدا که درخواست های خود را به خداوند عرضه کردم تمرکز من بر تقویت اطمینان از تحقق آرزوهایم بود. دیگر هیچ تمرکزی بر تقویت ایمان نداشتم چون می دانستم من به خداوند ایمان دارم و به همین دلیل به این مسیر هدایت شدم پس ایمان من مشکلی ندارد.
از طریق مختلف در ذهنم به لحظه برآورده شدن آرزوهام فکر می کردم و شادی اون لحظه رو احساس می کردم.
قبلا درباره بدهکار بودن به یکی از دوستانم توضیح دادم و اینکه اولین خواسته من پرداخت بدهی ها بود.
این دوست من تقریبا هر روز با من تماس می گرفت و درباره اینکه به پولش نیاز دارد و باید من هر طور شده بدهکاری او را پرداخت کنم توضیح می داد و من هم همیشه سعی می کردم از طریق شرح دادن مسائل و مشکلاتم او را قانع کنم که من دوست دارم بدهکاری او را پرداخت کنم اما شرایطش را ندارم.
همچنین هر وقت متوجه می شد که من پولی را خرج خرید وسیله، رستوران یا … کرده ام عصبانی می شد و می گفت که تو باید اول به فکر پرداخت بدهکاری ات باشی نه خرید وسیله و رستوران و ….
این روند ادامه داشت تا اینکه من بعنوان اولین خواسته از خداوند درخواست کردم که بدهکاری من را پرداخت کند.
از آن روز به بعد هر زمان درباره پرداخت بدهکاری اش صحبت می کرد با اطمینان به او می گفتم که انشاالله به زودی پرداخت می کنم و هر وقت سوال می کرد چطور می خوای پرداخت کنی می گفتم خدا کمک می کنه پرداخت می کنم.
دوستن این حرف من را مسخره می دانست و می گفت چند سال است وعده پرداخت کردن دادی و خبری نشد این بار می گی خدا کمک می کنه!!!
من به تحقق آرزوی خودم اطمینان داشتم و حرف های دوستم هیچ خللی در من ایجاد نمی کرد.
اکنون که به گذشته فکر می کنم به وضوح در خاطرم هست که بارها خودم را تصور می کردم که بعد از پرداخت بدهکاری دوستم ماشین ۲۰۶ سفید صفر کیلومتر خریدم و رفتم در خونه دوستم و اون با دیدن ماشین جدید شوکه شده درحالی که دیگه هیچ اعتراضی نمی تونه به من داشته باشه که چرا بدهکاری ات رو پرداخت نکری و رفتی وسیله خریدی.
بارها این صحنه رو به شکل عادی نه اینکه بخوام در جای ساکت بشینم و با چشمان بسته در ذهنم تصویرسازی کنم بلکه به همین سادگی که شرح دادم بارها در ذهنم این صحنه رو مرور می کردم.
این کار را زمانی انجام میدادم که هنوز هیچ پرداختی صورت نگرفته بود و دوستم هفته ای چند بار با من تماس می گرفت.
نه تنها به دوستم بلکه همسرم و اطرافیانم که در جریان این بدهکاری من بودند هر زمان صحبت از پرداخت بدهکاری می شد با اطمینان می گفتم که به زودی پرداخت می کنم و همه این حرف مرا مسخره می دانستند.
اما اطمینان من نه به خداوند بلکه این بار به تحقق آرزویم نتیجه داد و شگفتی رقم خورد و در کمتر از یک سال تمام بدهکاری دوستم بعلاوه سودی که از قبل مقرر شده بود را پرداخت کردم و دو سه ماه بعد همان رویایی که بارها در ذهنم مرور می کردم را اینبار در دنیای مادی به شکل واقعی تجربه کردم.
با ۲۰۶ سفید به خانه دوستم مراجعه کردم و ماشین را چند متر پایین تر پارک کردم. بعد از سلام و احوال پرسی مرسوم ازش پرسیدم که می خوای بریم یه دور بزنیم و برگردیم؟! دوستم یه نگاه به اینو رو اونور انداخت و گفت با چی بریم؟ ماشین که نیاوردی؟!
دوستم انتظار همون ماشین ۴۰۵ همیشگی رو داشت درحالی که اطمینان من به تحقق آرزوم باعث شده بود که علاوه بر اون ماشین ۴۰۵ یک ماشین ۲۰۶ سفید بخرم و الان چند متر جلوتر پارک بود.
با غرور بهش گفتم ماشین رو واقعا نمی بینی؟! و دوستم با نگاه دوباره به اطراف اینبار از شدن تعجب توان صحبت کردن نداشت و فقط با دستش به ۲۰۶ اشاره کرد و بعد به من اشاره کرد که اینو میگی؟ و من با تکون دادن سر جواب دادم که بله.
بدون حرف زدن سوار شدن و چند لحظه پس از حرکت کردن اولین سوالش از من این بود که از کجا پول آوردی اینو خریدی؟!
و من گفتم از همون جایی که باهاش بدهکاری تو رو پرداخت کردم.

اهمیت اطمینان داشتن
اطمینان داشتم به تحقق آرزوها مکمل قوی و تکمیل کننده ایمان داشتن به خداوند برای برآورده کردن خواسته هایتان است.
بسیاری از آگاهی هایی که در قسمت های قبلی ارائه شده بود جهت بازسازی احساس لیاقت، ارزشمندی، بخشیده شدن، تحقق آرزوها و …. همه به این دلیل بود که منجر به اطمینان پیدا کردن به تحقق آرزوهایتان شود.
شاید به نظر این آگاهی ها برای تقویت ایمان به خداوند ارائه شده است اما اینگونه نیست. ایمان ما نیاز به تقویت ندارد. اینکه اینجا هستیم و توسط خداوند به این بهره مندی از زندگی با کمک خداوند دعوت شده ایم یعنی از نظر ایمان شایسته هدایت و حمایت الهی بوده ایم.
بنابراین آگاهی های سریال زندگی با کمک خداوند برای ایجاد و تقویت اطمینان از تحقق آرزوها می باشد.
ایمان داشتن به خداوند به همراه اطمینان داشتن از تحقق آرزوها نیروی مضاعف را به جهان هستی برای ایجاد همزمانی های مناسب در مسیر زندگی ما جهت تحقق آرزوهایمان وارد می کند.
ما بعنوان جانشین خدا بر روی زمین باید به شکل یک فرمانروا که مدیریت زندگی خود را به عهده گرفته است عمل کنیم.
اوست خدایی که شما را در زمین جانشین قرار داد.
سوره فاطر آیه ۳۹
جانشین خداوند نباید نسبت به شرایطی که در زندگی دارد گله و شکایت کند. این در شأن یک فرمانروا نیست.
جانشین خداوند نباید نسبت به داشته های دیگران احساس حسرت و کمبود داشته باشد.
جانشین خداوند نباید نسبت به رفتار انسانها واکنشی عمل کند. این در شأن یک فرمانروا نیست که نسبت به هر حرکتی واکنش عجولانه یا خودخواهانه داشته باشد.
بسیاری از نگرش ها و عملکردهای ما در زندگی همسو با رفتار و نگرش یک فرمانروا و جانشین خداوند نیست.
بنابراین برای تقویت اطمینان خود به تحقق آرزوهایتان باید هر رفتار و افکاری که در شأن یک فرمانروا نیست را رها کنید.
به این شکل به مرور شخصیت یک فرمانروا که قدرت و قابلیت خلق کردن زندگی اش را دارد را در خود ایجاد خواهید شد.

فرمانروای زندگی خود بودن
خداوند انسان را جانشین و خلیفه خود روی زمین معرفی کرده است بنابراین هر انسان مانند خداوند از قدرت خلق کنندگی برخوردار است.
خداوند خود را فرمانروای زمین و آسمان معرفی کرده است:
بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى
سوره آل عمران آیه ۲۶
پس سپاس از آن خداست: پروردگار آسمانها و پروردگار زمين، پروردگار جهانيان.
سوره جاثیه آیه ۳۶
بنابراین جانشین خداوند روی زمین نیز از توانایی و قدرت خلق زندگی خویش برخوردار است.
شما فرمانروای زندگی خویش هستید یعنی چه؟!
یعنی قدرت از آن توست.
شما تا چه زمانی فرمانروای زندگی خویش هستید؟!
حکم فرمانروایی زندگی شما مادام العمر توسط خداوند به شما اهدا شده است و هرگز باطل نمی شود.
اگر شهردار بودید حکم شما دو سال اعتبار داشت. اگر رئیس جمهور بودید حکم شما چهار سال اعتبار داشت.
اما حکم فرمانروایی شما به اندازه تک تک روزهای عمرتان می باشد. این حکم به این منظور به شما داده شده است که سربلند زندگی کنید، همواره در پی صعود به مراحل جدید زندگی تان باشید، مشتاق تجربه آرزوهایتان باشید.
اگر در شرایطی قرار گرفتید که احساس کردید پادشاه یا فرمانروای زندگی خود نیستید کافی است انگشت تان را روی نبظتان بگذارید و بدانید تا زمانی که نبظتان می زند زمان فرمانروایی شما به اتمام نرسیده است.
- ممکن است در شرایطی قرار بگیرید که احساس شکست به شما غلبه کرده باشد.
- ممکن است به خاطر تلاش هایی که به ظاهر نتیجه نداده اند حرف هایی به شما زده شود که احساس شما را خدشه دار کند.
- شاید مدتی است برای موفقیت و پیروزی تلاش کرده اید اما همچنان هیچ نشانه تحقق آرزوهایتان را مشاهده نکنید.
این عبارت را در ذهن و بر قلب خود حک کنید تا در هر شرایطی توان ادامه دادن داشته باشید:
آنقدر وانمود کنید که پیروز هستید تا بالاخره پیروز شوید.

زمانی که در کنار ایمان به خداوند باور کنید که فرمانروای زندگی خویش هستید و اطمینان داشته باشید آرزوهای شما محقق خواهد شد در هر شرایطی باید مثل یک پادشاه رفتار کنید.
مثل پادشاهان بهترین لباس خود را بپوشید.
مثل پادشاهان با قدرت و ابهت راه بروید.
مثل پادشاهان با آرامش و اطمینان لبخند بزنید.
به خاطر دارم زمانی که تصمیم گرفتم با استفاده از کمک خداوند زندگی خود را تغییر دهم، تغییر را از آنچه در توانم بود شروع کردم.
هر روز صبح با اشتیاق برای رفتن به مغازه از خواب بیدار می شدم انگار که پررونق ترین کسب و کار شهر را دارم درحالی که هنوز هیچ نشانه ایی از تغییر را مشاهده نکرده بودم.
هر روز بهترین لباس خودم را برای حضور در محل کار می پوشیدم درحالی که تا قبل از آن سالها با لباس های کهنه در مغازه حاظر می شدم.
در برخورد با مشتری ها هرگز گله و شکایت نمی کردم و مانند فردی که هیچ مساله و مشکلی در زندگی ندارد صحبت می کردم و در جواب گله و شکایت های آنها فقط لبخند می زدم.
من تصمیم گرفته بودم بر اساس شرایط فعلی و آنچه می بینم عمل نکنم بلکه بر اساس آنچه می دانم و اطمینان دارم محقق خواهد شد عمل کنم.
هرگز بر اساس آنچه می بینید عمل نکنید بلکه همیشه بر اساس آنچه می دانید عمل کنید.
شما توسط خداوند، فرمانروای جهانیان خلق شده و حکم مدیریت زندگی تان را دریافت کرده اید. بنابراین باید آنگونه که لایقتان است زندگی کنید.

من در گذشته در سطح بسیار پایین تر از آنچه لایقش بودم زندگی می کردم.
- برای همه درباره مشکلات و شرایط زندگی ام درد و دل می کردم.
- برای همه درباره روابط نامناسبی که با همسرم داشتم درد و دل می کردم.
- برای همه درباره چاقی و تلاش های بی هوده ای که برای لاغر شدن انجام داده بودم درد و دل می کردم.
- برای همه از سختی زندگی و ناامید بودن از بهبود شرایط درد و دل می کردم.
همه می دانستند که من انسان ضعیف و زندگی سرشار از مسائل و مشکلات دارم. آنها برای من دعا می کردند تا خداوند شرایط مرا بهتر کند.
- همیشه خودم را برای آنچه در گذشته انجام داده بودم و باعث ضرر و زیان من شده بود سرزنش می کردم.
- همواره خودم را برای آنچه اگر در گذشته انجام داده بودم الان چقدر شرایط بهتری داشتم اما انجام نداده بودم سرزنش می کردم.
- همیشه دیگران را مقصر زندگی ام می دانستم و با هر فردی که قصد نصیحت یا راهنمایی من را داشت برخورد می کردم.
- همیشه به خدا گله و شکایت می کردم که چرا مرا در این همه سختی و مشکلات قرار داده است.
این ها طریقه نگرش و عملکرد یک پادشاه نیست.
از زمانی که درک کردم برای تحقق آرزوهایم باید در کنار ایمان به خداوند اطمینان داشته باشم که آنچه می خواهم را دریافت خواهم کرد و این باور در وجودم شکل گرفت که من از طرف خداوند به فرمانروای زندگی ام منسوب شده ام تمام سعی خود را به کار گرفتم تا آنچه در افکار و رفتار من همسو با افکار و رفتار پادشاهانه نیست را اصلاح کنم.
دیگر خودم را انسان بدشانس یا گرفتار در تقدیر و سرنوشت نمی دانستم و تصمیم قاطع گرفته بودم یا می میرم یا خودم و شرایط زندگی ام را تغییر می دهم.
من تصمیم گرفتم بدون اطلاع دیگران از حکم فرمانروایی خود در زندگی استفاده کنم و هرآنچه دوست دارم در زندگی تجربه کنم را از خداوند درخواست کنم و اطمینان داشته باشم که هرآنچه از طریق من به خداوند عرضه شود توسط او پاسخ داده می شود.

تمرین:
۱- نگرش شما درباره ایمان داشتن به خداوند چیست؟ قبل از دوره زندگی با کمک خداوند عقیده شما درباره ایمانتان به خداوند چه بوده است و بعد از استفاده از این دوره چه تغییری در نگرش تان نسبت به ایمان به خداوند ایجاد شده است؟
۲- نگرش شما درباره تاثیر اطمینان داشتن در تحقق آرزوها چیست؟ اگر مثبت است برای خودتان منطقی کنید که اگر ایمان دارید خداوند مسئول تحقق آرزوهاست باید نسبت به تحقق آرزوهایتان اطمینان داشته باشید.
۳- نشانه های اطمینان داشتن به تحقق آرزوها چیست؟
۴- در افکار و رفتار گذشته خود نشانه های اطمینان نداشتن به تحقق آرزوهایتان را ذکر کنید.
۵- چه تغییری در افکار و رفتار خود باید ایجاد کنید تا اطمینان از تحقق آرزوها را در وجود خود نهادینه کنید.
۶- نگرش شما درباره فرمانروای زندگی خود بودن چیست؟ درباره نگرش خود شرح دهید.
۷- چه تغییراتی در رفتار خود باید ایجاد کنید تا قدم های اول برای ایجاد شخصیت فرمانروای زندگی بودن را در خود ایجاد کنید.
دوره آموزشی (بیداری در آرامش) قدم بعدی برای تجربه آگاهانه زندگی با کمک خداوند در زندگی می باشد.

منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.32 از 69 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
پنجشنبه بیست و هشتم نوامبر بیست بیست و چهار:
سپاسگزار خداوندی هستم که من را همواره حمایت و هدایت میکند و هر خیری که بمن میرسد از جانب اوست و هر شری که بمن میرسد از جانب خودم و افکار خودم هست
سلام و درود به دوستان و همراهان مسیر رشد و پیشرفت
دوره زندگی با کمک خداوند قدم ۲۶
اطمینان دارم که آرزوهایم محقق میشود
اطمینان به خودم برای تحقق آرزوها بعنی داشتن احساس لیاقت
اطمینان داشتن به تحقق آرزوها =
یعنی من مطمین باشم که به خواسته ام میرسم
هم اینکه مسیر را درست میروم و هم اینکه لیاقت رسیدن به اونها را دارم
مثلا من مطمین شدم که لاغر میشوم و بنابراین جور دیگری تلاش میکردم با ذوق شوق حرکت مبکردم و فایل گوش میدادم و مطلب میخواندم و تحقیق میکردم
یعنی اعمال من تغییر میکرد جوری که مطمین بودم از این مسیر به خواسته ام میرسم
چجوری میشود فهمید که من اطمینان دارم که به آرزویم میرسم؟
من چه زمانی به تحقق آرزوهایم اطمینان و ایمان دارم؟
ببین اصلا میتوانی خودت را در اون صحنه تصور کنی؟
من اوایل نمیتوانستم مهرداد متناسب را تصور کنم و میگفتم امکان ندارد
و بعد کم کم وقتی مثلا طی تمرین نوار زمان خودم را میدیدم که کنار دریا دارم راه میروم متناسب هستم و باد به موهایم میخورد و نسیم ملایم دریا پوست بدنم را نوازش مبکند و موجهای اب گرم دریا نرم و آرام به پاهایم میخورد و لذت میبرم وقتیکه در افق خیره میشوم
و وقتی که این را میتوانستم تصور کنم یعنی باور داشتم که به چنین صحنه ای میرسم و صد البته که چند باری این موقعیت را هم از نزدیک بعدا لمس کردم در حالیکه لاغر بودم
وقتی که توانستم خودم را توی اون موقعیت تصور کنم و احساس شادی و امید داشتم این بعنی اینکه میتوانم اون تصویر را به واقعیت تبدیل کنم
برای خرید ماشین فورد هم دقیقا همین قضیه رخ داد من رفتم مسافرت و همین ماشین را کرایه کردم و کلی لذت بردم و بعد گفتم که من لیاقت چنین ماشین نرم و راحتی را دارم و بعد براحتی وارد زندگیم شد
حالا قبلا من اصلا نمیتولنستم چنین چیزی را تصور کنم میگفتم من کجا و کنار دریا کجا و آب اینجا سرد هست و هزینه مسافرت بالاست ولی رفتم کالیفرنیا و رفتم هاوایی آب دریای گرم را تجربه کردم
و با برای ماشین قبلا میگفتم که هزینه اش زیاد هست چجوری از پس بیمه و بنزین دو تا ماشین بر بیاییم ولی وقتی برایم باور پذیر شد که میشود اون ارزو براحتی وارد زندگیم شد
وقتیکه باور کنم که من فرمانروا و جانشین خداوند در زمین هستم باید همونجوری رفتار کنم
برای فرمانروا هیچ چیز غیر ممکن نیست
فرمانروا اونچه که بخواهد را بهش میرسد
فرمانروا قابلیت خلق زندگی اش را دارد
زمانیکه در کنار ایمان به خداوند باور کنید که فرمانروای زندگی خویش هستید و اطمینان داشته باشید که آرزوهای شما محقق خواهد شد در هر شرایطی بابد مثل یک پادشاه رفتار کنید
مثل پادشاه بهترین لباست را بپوش
مثل پادشاه با قدرت و ابهت راه برو
مثل پادشاه با آرامش و اطمینان لبخند بزن
۱- نگرش شما درباره ایمان داشتن به خداوند چیست؟ قبل از دوره زندگی با کمک خداوند عقیده شما درباره ایمانتان به خداوند چه بوده است و بعد از استفاده از این دوره چه تغییری در نگرش تان نسبت به ایمان به خداوند ایجاد شده است؟
من قبلا میگفتم که اگر خداوند برای من بدشانسی نیاورد و صلااحم را بخواهد خودم با تلاشم به خواسته ام میرسم و رسیدن به خواسته هایم را فقط منوط به تلاش خودم میکردم و میگفتم اگر خدا بدشانسی نیاورد من به خواسته ام میرسم
و اگر هم به خواسته ام نرسیدم بخاطر این بوده که خداوند نخواسته است
الان بعد از دوره لاغری و مخصوصا این دوره ، خداوند را حامی خودم میدانم که بهم کمک میکند تا به خواسته ام برسم
و هرجا که گیر کنم و یا ندانم چیکار کنم ازش میپرسم و توی هر اتفاقی مثل همین موضوعی که الان دچارش هستم میگویم خدا با من هست
قبلا خداوند را موجودی میدانستم که صلاح من را تشخیص میدهد و اگر چیزی به صلاحم نباشد را وارد زندگیم نمیکند ولی الان میگویم خودم زندگیم را خلق مبکنم و خداوند راه ها را برایم باز میکند
این یعنی توحید، یعنی قدرت را فقط به خداوند دادن یعنی شرک نداشتن
توی این دوره به خیلی از خواسته هایی که اصلا تصورش را هم نمیکردم براحتی رسیدم و در مراحل سخت کاری، فقط با توکل به خداوند و ایمان به اون مراحل را پشت سر گذاشتم
۲- نگرش شما درباره تاثیر اطمینان داشتن در تحقق آرزوها چیست؟ اگر مثبت است برای خودتان منطقی کنید که اگر ایمان دارید خداوند مسئول تحقق آرزوهاست باید نسبت به تحقق آرزوهایتان اطمینان داشته باشید.
یکی از مهمترین رکن اطمینان داشتن به تحقق آرزوها، همان احساس لیاقت هست که من لایق رسیدن به اون خواسته هستم و بهش میرسم
اگر ایمان داشته باشیم که خداوند مسوول تحقق ارزوهاست و چون میدانیم که تنها فرمانروای عالم هست پس قدرت را به عوامل خارجی مثل دلار و … نمیدهیم.
خودش هم گفته که من را بخوانید تا اجابت کنم شما را و شرایط درخواست هم در طب دوره بیان شد، پس فقط بابد بخواهیم و بقیه اش را خداوند برایمان هموار میکند بدون اینکه به چگونگی رسیدن به خواستهمون فکر کنیم
مورد بعدی هم اطمینان از رسیدن به حواسته مون هست، اگر ما اطمینان داشته باشیم که لاغر میشویم و یا فلان ماشین را میخرم، اونوقت رفتار و عملکرد ما کاملا متفاوت خواهد بود
من دو الی سه سال دوره لاغری را خریده بودم ولی چون اطمینان داشتم که لاغر نمیشوم اصلا انرا استفاده نکرده بودم، تا اینکه رفتم کلاس ایس اسکیتینگ و یاد گرفتم که با وزن بالا روی یخ سر بخورم! بعد به خودم گفتم که اگر من توانسته ام که با این ورن بالا براحتی یاد بگیرم روی یخ سر بخورم، پس دیگر لاغر شدن کاری ندارد و حالا بگذار یکدفعه هم اون را امتحان کنیم چون در نهایت چیزی از دست نمیدهم!
و بعد کم کم در طی دوره با فایلها مخصوصا فایلهای راز لاغری ایمان بیشتری به مسیر پیدا کردم و ادامه دادم و شگفتی ساز شدم.
۳- نشانه های اطمینان داشتن به تحقق آرزوها چیست؟
از نشانه های اطمینان داشتن به تحقق آرزوها این هست که من براحتی میتوانم بدون ترس و نگرانی اون لحظه رسیدن به خواسته را تصور کنم و اون ذوق و شوق و شادی را احساس کنم
یعنی رسیدن به خواسته برایم طبیعی باشد
مثل لاغر شدن
و اینکه به چگونگی رسیدن به خواسته هایم هم کاری نداشته باشم
۴- در افکار و رفتار گذشته خود نشانه های اطمینان نداشتن به تحقق آرزوهایتان را ذکر کنید.
من برای لاغر شدن قبلا اصلا اطمینان نداشتم که میتوانم به این خواسته ام برسم
و یادم هست که حدود یکصد و چهل آرزویم را نوشتم و آخرین آنها تناسب اندام بود. لاغر شدن برایم غیر قابل باورترین خواسته ام بود
خرید خانه هم برایم غیر قابل باور بود چون قبلا ترس از هزینه هایش داشتم و بنابراین برای خرید خانه اصلا تلاشی نمیکردم و بعد شرایطی رخ داد که بسمت خرید خانه هل داده شدم و براحتی خانه را خریدم
۵- چه تغییری در افکار و رفتار خود باید ایجاد کنید تا اطمینان از تحقق آرزوها را در وجود خود نهادینه کنید.
اینکه من لیاقت رسیدن به اون خواسته را دارم و اون را در دسترس بیینم و داشتنش را بدیهی ببینم
مثلا میخواهم ماشین بخرم بروم انرا تست کنم و از نزدیک انرا لمس کنم تا برایم باور پذیر بشود که میتوانم بهش برسم
برای رسیدن به آرزوهای بزرگتر هم باید ابتدا از موارد کوچکتر شروع کنم
۶- نگرش شما درباره فرمانروای زندگی خود بودن چیست؟ درباره نگرش خود شرح دهید.
احساس خیلی لذت بخشی هست که ایمان داشته باشم خودم خالق زندگی خودم هستم و فرمانروای زندگی خودم هستم و زندگی من دست عوامل بیرونی مثل دلار و ترامپ و … نیست
اونوقت بدون توجه به مسایل پیرامون فقط به هدف و خواسته ام فکر میکنم و برایش اقدام میکنم و صد در صد بهش میرسم
و اگر باور نداشته باشم خودم خالق زندگی خودم هستم و فرمانروای زندگیم نیستم دقیقا میشوم مثل برگی در باد که به هر طرف حرکت میکنم یک روز دلار بیاید پایین خوشحالم و اگر رییسم بهملبخند بزند خوشحالم و اگر دلار برود بالا ناراحت میشوم و یا اگر ریییسم بهم لبخند نزند اونوقت فکر میکنم که عجب اشتباهی مرتکب شده ام که رییسم از من خوشحال نیست
یعنی احساس شادی و یا حالم بسته به عوامل بیرون من هست
در این حالت هر روز و هر لحظه حالم بد و یا خوب هست و از اونجایی که کنترل رفتار دیگران و عوامل بیرون از ما، دست ما نیست، هر اتفاقی که در بیرون من رخ بدهد حال من تغییر میکند و دچار استرس و نگرانی میشوم
۷- چه تغییراتی در رفتار خود باید ایجاد کنید تا قدم های اول برای ایجاد شخصیت فرمانروای زندگی بودن را در خود ایجاد کنید.
مثل یک پادشاه رفتار میکنم و همیشه در بهترین حالت خودم بسر میبرم
و وقتیکه خودم را فرمانروای زندگی خودم بدانم قدرت را عوامل بیرونی نمیدهم و ایمان دارم کهاونچه را که بخواهم میتوانم در زندگیم ایجاد کنم
در ابتدا باید روی احساس لیاقت خودم کار کنم که ایمان داشته باشم لایق بدست آوردن خواسته هایم هستم و بعد برایشان اقدام کنم
منتظر خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید