0

من به معجزات الهی باور دارم (قدم ۱)

زندگی با کمک خداوند
اندازه متن

معجزات الهی رخدادها و اتفاقاتی هستند که به یک باره در مسیر زندگی ما قرار می‌گیرند و شرایط زندگی مان را دگرگون می‌کنند.

معجزات الهی ممکن است در طی چند ساعت، روز، هفته، ماه یا سال وارد زندگی ما شوند اما از آن جهت که فراتر از انتظار ما هستند اطمینان داریم که فقط خداوند می‌تواند آن شرایط را برای ما رقم زده باشد.

از طرفی مطمئن هستیم شرایطی که با آن مواجه شده ایم در شرایط عادی زندگی مان نیاز به زمان بسیار بیشتری برای تحقق دارد درحالی که با کمک خداوند در مدت زمان کمتر نتایج فراتر از انتظار را تجربه می‌کنیم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 157 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.34 از 170 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42261

157 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

157 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار یاسمن
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۷ ۱۵:۲۸
      مدت عضویت: 1710 روز
      امتیاز کاربر: 6928 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 189 کلمه

      به نام خالق هستی بخش

      با سلام

      من به معجزات الهی ایمان دارم.من به معجزات الهی ایمان دارم..

      خیلی قشنگ و انگیزشی بود گام اول ،معجزات الهی چیزی فراتر از درک و منطق و امکانات موجود ما است.یعنی یک قدرت مطلق و دست و دلباز که عاشق ماست و می‌تونه آرزوهای قشنگ ما را براورده کند.من هم معجزات ریز و درشت زیادی در زندگیم داشته ام که شاید انها را به پای شانس و موهبت گذاشته ام.از نوع استخدام شدنم گرفته تا تصادف و چپ کردن ماشینم که حتی یک خراش هم برنداشتم.یا آمدن دختر شیرینم به زندگیمون بعد از دست دادن پسرم و آوردن امید و شادی به خونه مون و….شاید اگه بخوام بنویسم خیلی زیاد شوند این موهبت های الهی .ولی جدیدترین معجزه ی خدا به زندگیم  بدون اغراق هدایت شدنم به سایت تناسب ذهنی بود که از هر لحاظ زندگیم را دگرگون ساخت.من به معجزه ی خدا ایمان دارم و مطمئن هستم به زودی به تک تک آرزوهای قشنگم که برای خودم و آسایش دیگران است میرسم.خدایا هزاران بار شکرت بابت این آرامش و احساس خوب که به واسطه ی استاد عزیزم به من داده ای.ممنونم استاد خیلی بزرگوارید🙏🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatima
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۵ ۱۰:۲۶
      مدت عضویت: 1230 روز
      امتیاز کاربر: 5330 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,596 کلمه

      به نام عشق 

      سلام به هممون، سلام به استاد عطار روشن عزیزم

      من قبلا نظر ثبت کرده یودم در این قسمت ولی اینبار آگاهی متفاوتی از این قسمت دریافت کردم. 

      من اخیرا، حدود یکی دو سال که سعی میکنم روی روابظ کار کنم که روابط خوبی رو تجربه کنم، خصوصا در مورد روابط عاطفی. من متوجه شده بودم که چقدر دوست دادم تو رابطه باشم، وقتی تو رابطه ام حس و حالم خیلی خوبه، البته رابطه درست. وقتی خودم رو از چشم های اون فرد میبینم چقدر زیباست… و بودن در جو رابطه همیشه برای من خوشایند بود.ولی من دوست دارم حتی موقعی که تو رابطه هم نیستم همونقدر حس و حالم خوب باشه و مدام منتظر نباشم تا در یک رابطه عاطفی باشم. و وقتی کامنت دوستمون فریبا رو خوندم خیلی به دلم نشست…. میخوام همه کس خودم باشم، پدر خودم باشم، مادر خودم باشم، همسر خودم باشم، رفیق خودم باشم… و این جمله این مطلب، خودتو از چشمای خدا ببین… برام. معنای دیگری داشت اینبار. اصلا چرا بخوام خودمو از چشم یه آدم دیگه ببینم تا همه چی قشنگ تر به نظر برسه؟ وقتی خدا همیشه داره منو یه جوری نگاه میکنه انگار من تنها کسی ام کا خلق کرده و همیشه داره با عشق از اثر هنری اش، از وجودش و از زیباییش لذت میبره؟

      ♡میخوام خودم رو از چشمای تو ببینم،تویی که هر روز من رو با عشق تماشا میکنی. 

      یه وقتایی میخوام برا خودم یه چیزایی بچینم ولی بعدش میگم اصلا دست خودت، تو سورپرایزم کن. چون فکر میکردم هرچقدرم من زیبا بچینم میدونستم میتونه زیباتر از اینم باشه و من اون زیباتره رو میخواستم که خدا میتونست ببینه. و شما اینجا گفتیدش… هرچیم من بچینم خدا هزاران برابر زیباترش رو برام میچینه و میبینه. 

      و زیباترین عبارت ممکن:” من به معجزه های الهی باور دارم.” این جمله رو اینبار جور دیگری درک کردم. وقتی یه نفر بتون میگه من فلان کارو براتون انجام میدم، شما کاملا مطمئنی که انجامش میده و اونو بسته شده میدونی! تمام! خدا خودش گفته همه چیزو بسپار به من من برات حل و فصلش میکنم، میدونی وقتی میگم خدایا اینو سپردم به خودت یعنی دیگه ولش کنم، دیگه مدام توی فکرم اینور اونورش نکنم، دیگه هی منتظر جواب نباشم.مطمئن باشم همه جی درسته دیگ. این یعنی خدایا من به معجزه هات ایمان دارم.

      من به معجزه هات ایمان دارم یعنی من قبول دارم خووم تو این کاره عجز دارم، کار من نیست ولی میدونم که تو میتونی انجامش بدی و باور میکنم وقتی میگی برای من انجامش میدی.و دیگه خیالم راحت باید باشه. 

      امروز برای من انجامش دادی. میخواستم بیام از کتابخونه یکی از دانشگاه های شهر استفاده کنم، دانشجوی این دانشگاه نیستم و کارت دانشجویی ندارم. هی میگفتم نگه کارت نشون بده و فلان و اینو بگم و… تا اینکه دیشب این مطلب رو که خوندم، گفتم داری میگی من به معجزه هات ایمان دارم، اونوقت یه کتابخونه رفتن اونم جایی ک خودش هدایتت کرد دلهره داری؟ ول کن بابا. و سعی کردم دیگ بش فکر نکنم. وقتی اومدم وارد کتابخونه بشم، اصلا نگهبان نبودش! میدونید؟! نه اینکه باشه و چیزی نگه، نه! کلا نبودش! اینجوری قلع و قمع میکنه برات همه جیو! واقعا نگاهش فراتر از نگاه ماست! من میگم خدایا نگهبانه کاش نگه کارتتون رو نشون بدید، خدا میگه جانم؟چی؟ نگهبان؟ بیا عزیزم کلا نگهبانو برات برمیدارم، دیگه چی میخوای؟ خلاصه دیدم عمیق بشی تو این جمله من به معجزات خدا ایمان دارم خیلیه.بگی و عمیق درکش کنی خیلی برات جواب میده چون قلبت رو محکم میکنه. من به معجزه های خدا ایمان دارم یعنی همون من ایمان دارم میتونی همه اون چیزایی ک از نظر من خیلی سخته رو شما سه سوته برام اوکی کنی،یعنی یقین دارم به اینکه وقتی میگم این پای تو، تو حلش کن برام، دیگ بی تاب نمیشم چون اصلا شک ندارم ک انجامش میدی.

      یه معجزه قشنگ میخوام براتون بگم، حدود دو سال پیش من تو یک رابطه ی نامناسب بودم، خیلی احساس وابستگی داشتم و هرچی میدویدم کمتر گیرم میومد! خلاصه رسیده بودم به جایی ک واقعا شبانه روزی به اون شخص فکر میکردم،تصور میکردم دیگ نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم. این رابطه پر از وابستگی از سمت من به شدت زندگی من رو تحت الشعاع قرار داده بود.من این شرایط رو دوست نداشتم. رسیدم به جایی ک گفتم خدایا دیگه بسمه! خسته شدم. تو منو جمعم کن! من از پس خودم بر نمیام شما منو جمع کن! بکش بیرون من رو از فکر کردن شبانه روزی بهش! خسته شدم دیگ و با وجود اینکه گفتنش برام سخته اما لطفا شما یه کاری کن دیگ بش فکر نکنم، دیگه نمیخوام فکر کنم.خلاصه گذشت و گذشت تا اینکه یه روز دوستم هدا بهم گفت فاطمه،میلاد میخواد از شهرستان بیاد دیدن سارا(یکی از دوستای هدا) و با ماشین دوستش میاد، و  دوستشم همراهشه. میلاد از سارا خواهش کرده که به همراه دوستی چیزی بیاد ک وقتی میرن دور بزنن دو نفری، دوستش تو کافه تنها نباشه زشته و فلان و…  و خلاصه یه جمع دوستانه باشه. سارا از هدا خواهش کرد که همراهشون باشه. حالا اینجارو باشید، هدا یکی از ترس هاش بیرون بودن با یک پسر بود(بخاطر شرایط خانوادگی). و میخواست بر این ترسش غلبه کنه. که خداوند این موقعیت رو در مسیرش قرار داد. وقتی هدا بهم گفت میخواد بره اولش بهش تشر زدم! گفتم دوستومیلاد تو کافه تنها میمونه که میمونه! به درک! چه لوس و…. وقتی هدا گفت بخاطر غلبه بر ترسم میرم بش گفتم اوکیه پس. برو. من نمیدونستم جه روزی رو قرار گذاشته بودن که برن. یه روز ظهر بعد از کار، رفتم خونه هدا، سر نهار بودیم که گفت امروز قراره با بچه ها بریم. گفتم ععع جدی؟ یعنی من باید زودتد برم خونه امروز جون تو میخوای بری بیرون و… بش گفتم میخوای همراهت بیام تنها نباشی با اون آقا؟گفت نه میخوام انجامش بدم و برم تو دل ترسم. بش گفتم خوبه. تهارو که تموم کردیم گفت: میشه لطفا همراهم بیای عصر؟ بش گفتم باشه. خب! حالا دقت کنید من از همون لحظه شروع کردم مسخره بازیو! اگر یارو زشت بود من نمیتونم پیش یکی زشت بشینم و اگر چاق بود و…. 😂هدا گفت تو رو خدا تصویر سازی نکن ول کن هرچی شد شد! عصر تو یه هوای فوق العاده زدیم بیرون، من تو ماشین هی میگفتم تو رو خدا بیا خودمون بریم بگردیم ولشون کن بگو نمیام و سارا بره بدرک و…. خیلی تلاش کردم منصرفش کنم کا نره و خودمون بریم دور دور😌گفت حالا بریم دیر شد و نیومدن خودمون ک همون اطراف مقصدمون بود. خلاصه تا خود در کافه من نمیخواستم برم و هدا هی اصرار میکرد و بالاخره رفتیم داخل. عاقا دوتا پسرا پیش هم نشستن و سارا هدا پیش هم، این رفیق منم منو انداخت سر میز کنار اون آقا! کارد میزدی خونم در نمیومد. من نمیخواستم برم جون اگر جمعی همفکرم نباشه حوصله حرفای چرت و مرت ندارم و شرکت نمیکنم تو اون جمع. خلاصـــــه اینا شروع کردن صحبت کردن و همـــــــشم عربی اصیل و فصیحی که من اون موقع توش خوب نبودم. یه ذره هم با اون آقا کل کل کردیم و بعدش من در سکوت برای اینکه به حرفای تقرسیبا منفیشون توجه نکنم توجه ام رو به زیبایی های محیط بردم. و از قضا توجه ام به دوست میلادم جلب شد. دیدم چقدر تمیز و خوشتیپه و تمان اون جیزایی ک من برای یک مرد از لحاظ تمیزی دوست داشتم رو دار. دیدم چقدر نجیب و چشم پاک و پره. خوش هیکل و قد بلندم ک بود. عاره خلاصه.😂✌🏻میلاد و سارا رفتن و منو هدا و اون آقا موندیم کلی گپ زدیم و خوش گذشت و تحسینش هم کردم و بش گفتم ویژگی های مثبتی که دیده بودم رو و خلاصه اش کنم حدود یه هفته بعد اون دیدار یک ارتباط بین من و اون آقا شروع شد. ارتباطی که خیلی از تضاد هایی که من در رابطه قبلی باشون برخورد کرده بودم دیگه نبودن و اینکه اون صدا…. اون صدایی که موقعایی ک میرسم به یه خواسته و حواسم نیست از درون نوازشم میکنه….:( دیدی تونستی کسی رو دوست داشته باشی….) واو! ببین با تمام مقاومت های من برای نرفتن به اون جمع آخرش چی شد! من حتی سارا رو نمیشناختم😂ولی خدا کارش رو خوب بلد بود و جالب تر اینکه بعدها به من گفت همون لحظه که وارد شدی چشمم رو گرفتی… به همین سادگی خداوند من رو در زمان ومکان مناسب قرار داد و  اون رابطه یکی از بهترین تجربه های من بود هم از لحاظ طرف رابطه، کیفیت رابطه و هم نوع رخ دادنش. همه چیز چیده شده بود برای من. 

      در مورد تمرین سوم: 

      من واقعا دوست دارم از کار فعلیم خارج شده و وارد کسب و کار شخصی خودم بشم. دوست دارم خیلی ساده پیش بیاد، یکی در مسیرم قرار بگیره سایتم برام آماده کنه، خیلی سریع سایتم در بسن اون قشر خاصی ک بش احتیاج دارن معرفی بشه و کلییییی واریزی بیاد برام فقط. بعدم برم خیلی راحت بازخرید کنم و تمام. 

      درباره ازدواجم، دوست دارم اون شخص رو ببینم یه جا بعد تو همون نگاه اول هر دو بفهمیم عاقا این همونیه که میخوام و آشنا شیم و و اینا و بعد زانو بزنه ازم خواستگاری کنه خیلی خوشگل و بریم سر خونه زندگیمون سرجمع من بعد خواستگاری در عرض یک هفته میرم خونه ام. 

      درباره یه مورد مهم، دوست دارم آگاهب مربوط بهش رو بهتر و بهتر درک کنم و کلا رفع بشه و خداروشکر در مسیرشم. 

      دوست دارم دوتا ماشین خارجی داشته باشم، یکی از اون درازا و یکی شاسی بلند گنـــــده.و یه خونه برای خودم. مثلا یا یه بیزینس من آشنا میشم و همکاری و… اونم میخواد بره حارح و دیگ چیز میزاشو اینجا نمیخواد و ماشین و خونه رو میده ب من. 😌

      مرسی استاد مهربون قشنگم بابت این دوره عالی ات. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۲/۱۲/۲۵ ۰۶:۰۶
      مدت عضویت: 2399 روز
      امتیاز کاربر: 22226 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 267 کلمه

      با سلام

      من خیلی خوشحالم که به این آموزشها رسیدم چقدر زیبا در مورد خداوند گفتید . ممنونم استاد خود شما معحزه زندگی من هستید پن واقعا از خدا جونم ممنونم .

      دخترم یکی از معجزات خداوند بود که موقعی اونو به من داد که واقعا زمانش بود زمانبندی خدا حرف نداره.

      من وقتی سر کار رفتم که در بهترین شرایط بود کی فکرشو می کرد که من بشم دبیر واقعا خدایا شکرت.

      من عملم توسط یک پزشک ماهر یکی از معجزات خدا بود و پرداخت هزینه عملم توسط یکی از دوستانم یک معحزه بود من انجام پرتو درمانیم در زنجان یک معجزه خداوند بود.

      من رسیدن به ۴۰ میلیون در زندگیم یک معجزه خداوند بود.

      من هدایتم به حافظه نوین یک معجزه بود .

      من خانه ام در سرایداری یک معجزه بود.

      مسیر فرضی

      اولش بگم اگه من در دکتری قبول نشدم این به این معنا نیست که خدا نمی تونه.

      اینکه من ۳ قلو می خوام و ندارم این به این معنی نیست که خدا نمی تونه 

      حالا معجزات فرضی در زندگیم را می گویم.

      اینکه من الان در کلاس دکتری هستم یکی از معجزات خداوند هست.

      اینکه من الان خونه از خودم دارم معجزه خداست.

      اینکه من ۳ قلوی چشم آبی دارم معجزه خداست.

      اینکه ستایش دانشگاه ملی همون سال اول قبول شد معجزه خداست.

      اینکه من خونم در کوی اساتید هست معجزه خداست.

      اینکه هر سال به یک شهر سفر می کنم با کلی پول معجزه خداست.

      اینکه یک شغل دارم که درامدم در روز ۲۰ میلیون تومنه معجزه خداوند است.

      اینوه من حافظ قرآن شدم و در مسابقات همیشه اولم معجزه خداوند است.

      اینکه من الان متناسب هستم و بهترین لباسها را می پوشم و جوانتر شدم معجزه خداوند است. خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 17 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۹ ۰۸:۳۶
      مدت عضویت: 1467 روز
      امتیاز کاربر: 82310 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 627 کلمه

      سلام 

      چقدر  زیباست نگاه تداوند 

      من خودم رو میگم ک عادت کردم‌ن تنها از پنجره چشمان خودم بلکه از پنجره چشمان دیگری ب خودم نگاه کنم قضاوت کنم سرزنش کنم 

      چ زیباست بیام از نگاه خداوند ب خودم نگا کنم 

      ک از زندانی چن ذهن بیام بیرون 

      متاسفانه عادت کردیم ب حرفهای ذهن

      وقتی میگه دنیا ب پایان رسیده تو تمومی باورش میکنیم 

      وقتی میگه تو نمیتونی اگه میشد تا حالا شده بود 

      وهزاران هزار ندای دیگر 

      همیشه نار احت ماجرا بودم ک چرا من بدم چرا انقدر مادرشوهر شوهر و بقیشون انقدر میگن من بدم بخدا گاهی میشد میشستم میگفتم نکنه راست میگن نکنه ایراد از منه

      اما این معجزه ب نام نیروی الهی ک باعث شدمن الان اینجا احساس کنم ن اونها میخواستن ی بدل از خودشون بسازن 

      انسانها با یکی دیگه چرا مشکل دارن برا اینک عین خودش نیس 

      ب شدت پذیرش در جای جای زندگیمون حس میکنم 

      هر جا ناراحت شدیم بپرسیم ایا من میخوام این شخص مثل من باشه یا خود خودش میپذیرم 

      معجزه خدا اینو برام رقم زدم 

      درک کردم من تایید شدم من بزرگ هستم من زیبا هستم

      من ب تایید دیگری نیازی ندارم 

      من از منجلاب خودمو کشیدم بالا 

      و اون موقع خیلی چیزها رو دیدم ک قبلا نمیدیم خیلی چیزهارو حس کردم ک قبلا حس نمیکردم 

      من خدا رو تو زندگیم دیدم 

      والان ثانیه ب ثانیه زندگیم میتونم ک ببینمش حله موضوع برام مادامی ک نبینمش اونقدر پایین میرم ک بالاخره ببینمش 

      وبفهمم همه چیز اونه 

      قدرت خدارو بینم ن بنده اشو 

      حتی چیزهایی ک بهم داده من عادی میبینمش 

      فک میکنم باید باشه اما ایا ک واقعا اینطوره 

      چقدر خودمو کم باور دارم 

      چقدر همه رو بزرگ کردم خودمو کوچک 

      ازدواج میکنیم میگم تمومه شاید باورتون نشه ک هدف کلی ما از زندگی هممون ی جوری شکل گرفته ک ازدواجه

       ازدواج میکنیم میبینیم چی شد خبری نیس پس هدف من این بود لذت نمیبریم چن فک میکردیم بهشت ما اونجاس و میرسیم میبینم همونه فقط شکلشه ک عوض شده 

      من معجزه خداوند رو زمانی ک ب این سایت هدایت شدم دیدیم و از اون روز هرموقع مشکلی داشتم ازش خواستم دقیقا من ب فایلی ب چیزی هدایت کرده ک درس بگیرم یاد بگیرم خود خدا برای من معجزه هس مثل چوب جادویی میمونه ک خودمون برش نمیداریم تا جادو کنیم باهاش 

      خدا معجزه زندگی هممون هس اما چقدر باورش دارم چقدر درکش کردم 

      وقتی ب شرایط الان نگا میکنم میبینم

       امکان نداره رابطه من درست بشه 

      امکان ندازه همسر من تغییری کنه 

      امکان نداره با شرایطی ک دارم بتونم خونه بخریم امکان نداره ک من لاغر شم اما 

      من خدا رو دارم اره وقتی ب دست بندش نگاه میکنم اره امکانش نیس 

      اما من ب دست خدا نگاه میکنم و باور دارم ک میشه خدا داره خدا میتونه اما بندش ن 

      من از کی میخوام از بنده ای ک خدا خلق کرده یا خود خدا 

      از بچه یا مامانه 

      من از کی میخوام 

      خدای من اونقدر بزرگه ک ی خونه براش چیزی نیس 

      خدای من اونقدر بزرگه و عالمه ک کمکم میکنه هدایتم میکنه تا وزنمو اضافات رو کم کنم هم اضافات ذهن درون هم بدنم رو 

      در دنیای ک من هم بودم امکانش نبود اما من شدم من تغییز کردم پس میشه من از نگاه خدا مینگرم ک میشه 

      من همسرم پارسال خیلی معجزه وار از ی تصادفی ک هیچی سالم نمونده بود سالموسلامت موند 

      من دخترم معجزه زندگیم بود جایی ک حس کردم تموم شده مردم کاش بمیرم خدا وند عروسکی ب من هدیه کرد ک ب زندگیم معنا بخشید

      من تغییرم و دیدن و شنیدن حرفهایی ک باعث تعییرم شد معجزه بود برام 

      من هر موقع صداش زدم دیدمش معجزه دیدم 

      خدا مثل دریا میمونه اما ما یاد نگرفتیم ب دریا و بینهایتیش نگا کنیم 

      اینطوری تو ارامشیم لذت زندگی شادی فراوانی تجربه میکنیم یاد گرفتیم بند قطره هایی باشیم ک فقط قطره هستند مثل من مثل تو 

      اما ما فقط قطره ایم ب بی نهایتی خداوند وصله وقتی این وصل ببینی تو هم میشی بینهایت اما نبینیش میشی ی قطره تک و تنها 

      خدا هنیشه هوامونو داره این ماییم ک خودمونو تنها گذاشتیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 989183774095
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۶ ۱۴:۳۴
      مدت عضویت: 967 روز
      امتیاز کاربر: 10400 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      بنام خداوند مهربان ،

      سلام به استاد وهمه عزیزانی که در این سایت ،تشریف دارند وای دیدگاه را مطالعه می‌کنند ،خداراشکر میکنم که من را مخلوقی ارزشمند قرار داد،

      مدتی بخاطر مسایلی که در زندگی برایم ،پیش آمده ،نا امید ولی هدف شده بودم، 

      ولی دیشب سایت تناسب فکری شدم ،وتلفنی با استاد عزیز آقای عطار روشن صحبت کردم ،وراهنمایی فرمودند ،که مدتی از دوره زندگی به کمک خدا استفاده کنم ،وایشان متواضعانه ومهربانانه به سوالاتم پاسخ فرمودن که بی نهایت سپاسگزارم ،

      که همان دیشب سرگذشت خانم لاله از آمریکا را مطالعه کردم و درس توکل و اعتماد به خدا را خواندم ،وچگونه خداوند،کارهای لاله خانم را ردیف کرد،ومعجزه وار به خواسته هایش رسید ،از دست رییس مضطرب وعصبانی راحت شد،ورییس خانم خوبی را تجربه کرد،عمل جراحی موفقیت آمیز را داشتند،ودیدن خانواده وسفر به ایران،خدایا شکرت که این هم وطن کارها خواسته هایش محقق ،پس برای من هم میشود ،

      که برای فرزندم خونه رهن کنم در تهران،واوراحت به سرکارش برود در خوابگاه عمومی نباشد، خودم هم به مظلوم بودن پایان دهم وحقم را از کسانی که بهم ظلم کردن بگیرم ،به امید خدا ،وزندگی خوب وباارامشی پایمان به معجزات خدارا تجربه کنم ،

      ونظرم رانسبت به خداوند تغییر بدهم واو را بخشنده تر و مهربان تر و هدایت گر بدانم ،او می‌تواند باثروت بی پایانش مراهم ثروتمند کند،وارامش مالی عطا کند،شجاعتر، سپاسگزارترم کند،خدایا شکرت ،خدایا شکرت ،خدایا شکرت مجدداً از استاد گرامی تشکر میکنم،امید وارم ،مسیرها دریافت الهامات خداوند عزیز به روی من هم باز شودامین یارب العالمین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آیلین وارتانیان
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۱۶:۳۲
      مدت عضویت: 2181 روز
      امتیاز کاربر: 5410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,460 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد گرامی و همگی دوستان عزیز من به معجزه الهی باور دارم و هر روز وقتی سر کار میرم بیشتر بر من واضح میشه که انسان و خلقت انسان و داشتن این همه نعمت و رحمت که خداوند به انسان عطا کرده چقد با ارزش و اعجاز انگیز می باشند . ساده ترین ولی مهم‌ترین نعمت نفس کشیدن که اصلا شاید هم به چشم ما نیاد ولی خدای نکرده اگر هر مشکلی پیش بیاید باید چند نوع دستگاه به انسان وصل بشه که همین عمل ساده و حیاتی را برای زنده بودن انسان انجام بده ولی هنوز پیشرفته ترین دستگاهها قادر به نفس کشیدن به صورتی که خداوند مهربان به ما هدیه داده برای انسان نیستند . اکسیژن و یا هوا که خداوند در اختیار ما به صورت رایگان قرار داده ولی اگه تباشه چقد سختی پیش نیاید و برای تهیه مقداری هوای اکسیژن دار باید در بیمارستان بستری شد . علاوه بر همه نعمتهای جسم انسان روح زندگی و همه احساس‌هایی که خداوند در ما نهاده نعمتهای الهی هستند مه من هر روز شاکر آنها هستم که هدایا و معجزهای هر روز خدای متعال را در درونم و وجودم می بینم و با آنها هر روز از زنده بودنم لذت میبرم . الهی شکرت . من معجزهای زیادی توی زندگیام داشتم . سفر به امریکا ، پرستار شدندم ، همسر عراقی و عربی زبان که همیشه دوست داشتم همسری عرب داشته باشم و پسرم و دخترم . زندگی پر از عشق و امید و ذوق و شوق . مادر عزیزم و خواهرم که زندگی من را نورانی کردند و سلامتی و بودن در مسیر تناسب ذهنی و آشنایی با استاد عزیز عطا روشن و دوره‌های آموزشی این مسیر از معجزات الهی در زندگی من هستند . که هر روز خداوند را برای داشتنشون سپاسگزارم .من در طی مهاجرت به امریکا از کشورهای بسیاری گذشتم و چندین سال به طور اجبار در هر کدامشون زندگی کردم و واقعا خدا رو شکر می کنم که ایرانی هستم و کشور زیبای من و وطنم ایرانه . ایرانی بودن میگی یک معجزهاست چون ما ایرانی‌ها انسان‌های متفاوتی هستیم راستش رو میگم پر از عشق به مادر و فرزند و به خانواده . وفداری و صمیمیت و احترام هستیم . خداوند رو با ایمان دوست داریم و می پرستیم و رحم و مروت در خون و هویت ما ریشه داره . همه اینها نعمتهای هستند که با هیچ میلیارد دلاری نمیشه خرید و با جرات میگم که ابو خاک سرزمین عشق ما ایران همه این صفات رو به صورت ناخودآگاه در ما نهاده و من تا کنون بعد از ۲۴ سال زندگی در امریکا و ۵ سال در کشورهای مختلف اروپایی هیچ کدام از این صفات را به طوری که در ایرانی ها دیدم در هیچ قوم و ملییتی ندیدم . الهی شکرت که من یک ایرانی به دنیا آمدم .من هر وقت از ته دلم از خداوند خواسته‌ای داشتم و به آسمان نگاه کردم و توی دلم دعا مردم واقعا هر چیزی رو که با ایمانی که الان دارمش در حالیکه که ندارم ولی به لطف خدا ایمان دارم که اگر رویایی را در دل من نهاده حتما همه فرشتهها و لوازم لازم به رسیدن به اون رویا را هم در مسیر من قرار می‌دهد و مسیر رسین به ام رویا را هموار می کند . الهی شکرت .برای خداوند ۱۰۰۰ تومان با یک میلیارد تومان هیچ فرقی نداره او خدای قادر به هرکاری برای من به سهولت و در آرامش کامل هست و من با حساس شادی و آرامش درونی صدای خداوند را به وضوح در درونم می شنوم و به سمت رسیدن به آرزوهایم و راههای رسیدن به آنها توسط خداوند که با فرشته درونم به من متصل است هدایت میشوم . من وقتی در ایران در دبیرستان بودم همیشه میگفتم خدایا من به امریکا میرم و پرستار میشم و زبان اسپانیایی را از خود اسپانیایی زبان‌ها بهتر صحبت می کنم و هزاران اتفاق افتاد و معجزات الهی زیادی رخ داد و امروز چندین سال است که من در امریکا پرستار هستم و خود اسپانیایی زبان‌ها به من میگویند تو زبان ما را از خودمان بهتر صحبت مسکنی خوش به حالت 😃من روزی با دیدن دوستم که همسر عربی زبان داست به آسمان نگاهی انداختم و گفتم خدایا میشه من هم اگه روزی ازدواج کردم همسرم عربی زبان باشه و آبان ۲۴ سال است که همسرم عراقی هستند و با عشق زندگی را شروع کردیم البته پستی و بلندی‌های زیادی در زندگی داشتیم ولی چون چاشنی اصلی زندگیمان عشق بود در این سفر پا به پای هم ایستادیم و از در کنار هم بودن از زندگی با عشق و صفا با فرزندانمان لذت می بریم . من همیشه آرزو داشتم یک پسر شیرین داشته باشم و خدواوند به من فرند اولم را پسر داد که الان ۲۱ سال دارن و آدم‌ها از هر ملیتی به من میگن پسر تو خیلی شیرین و خوش اخلاق و با تربیت و مثل عسل می مونه خوش به حالت که جنین پسری داری و خدا رو شکر که بسیار درس خوان و با هوش هست و من اصلا هیچ وقتی برای کمک در درس و مشق با او نگذاشتم چون همیشه سر کار بودم و چند روز پیش به من گفت از اون برای کار در ناسا دعوت شده . من آرزوی داشتن یک دختر را داشتم و هنگامی که شوهرم به عراق سفر کرده بود خواب دیدم یک دختر کوچولوی شیرین در اتاق نشیمن رو باز کرد و گفت مامان پاشو بریم پارک از خواب بیدار شدم و به همسرم زنگ زدم و گفتم ما صاحب یک دختر خوشگل و مامانی می شویم ولی او خندید . الان دخترمان یک دختر خانوم ۱۷ ساله شده بسیار ناز و دختر خیلی خوببی . الهی شکرت به خاطر همه نعمتهای زندگیام . من آرزوی داشتن یک دوست پرستار ایرانی داشتم و می گفتم میگه میشه تو شیکاگو اتفاق بیفته ولی شد و خداوند مرا به بیمارستانی هدایت کرد و خیلی معجزه ای با بهترین دوستم که مثل دو تا خواهر دوقلو هستیم و اهل رشت می باشند آشنا شدم ما هر جایی که با هم میرویم همه به ما می گویند چقد جالب دو نا خواهر دوقلو هر دوتا پرستار هستید . افرین . من و دوستم که بیشتر مثل خواهریم نه دوست 😄خیلی به هم از نظر ظاهری و رفتاری و فکری حتی کلامی شباهت داریم و حرف یکدیگر را تکمیل می کنیم و خیلی اوقات او افکار من را در همان لحظه صحبت می کند و هر دوی ما پرستاریم و این در شهری از امریکا اتفاق افتاد که اصلا ایرانی در اینجا نیست ولی اگه خدا بخواهد می‌شود و به بهترین نحو شد . الهی شکرت 🙏😃من منتظر معجزات بیشتر و بیشتر الهی هستم مثل پیشرفت در کارم و سر پرستار شدندم در قسمت ICU. تسلط به زبان فیلیپینی خیلی دوستش دارم و قصد دارم یاد بگیرم و یک اپ پیدا کردم که به صورت رایگان آموزش می‌دهد دیروز سرکار سر پرستار که خانوم فیلیپینی می باشد با من فیلیپینی صحبت کرد و من همه را متوجه شدم ولی دلم می خواهد و آرزوم هست که زبان فیلیپینی را از خودشان بهتر و روان‌تر صحبت کنم . در دلم یک ماشین خوب و جدید می خوام . دلم خیلی می خواد و ارزم هست مه این تایثبستلن با دخترم که اولین بار ش است به ایران سفر کنیم . از نظر مالی خیلی مشکله ولی من اطمیناندلرم به رحمت و معجزه الهی و می دونم همان خدایی که دخترم را به من هدیه داد دیگه سفر کردن به ایران برای او کاری بسیار سالهاست و خدای من مسیر را هموار خواهد کرد و مسایل مالی و پول لازم را به سهولت برای سفر فراهم خواهد کرد . من همیشه برای پسرم آرزوی بهترن شدن در دانشگاه را دارم و دلم می خواهد که هزاران نفر را استخدام کند و خودش همیشه میگه مامان ایم من در گینس ثبت میشه . خداوند هدیه هوش خارق العاده به پسرم داده . او قادر به‌ حل پیچیده ترین مسایل جبر و ریاضی می باشد وقتی استادش در حین روشن کردن ماشین حساب بود پسرم بدون استفاده از ماشین حساب و هیچ قلم و کاغذی جواب مسایل ریاضی و فیزیک و جبر را در کلاس میده و همه را متعجب می کند این معجزه و رحمت الهی است برای مادری که حتی یک ثانیه در تمام دوران مدرسه با پسرم وقت نگذاشتم و همیشه سر کار بودم حتی وقتیبعد از شیفت کاری بسیار طولانی به منزل می رسیدم از شدت خستگی به خواب میرفتم و هیچ کاری به درس و مشق بچه‌ها نداشتم . دخترم هم خدا را شکر به زودی وارد دانشگاه می‌شود و آرزوی دیدن او در لباس پزشکی را دارم . خدایا شکرت که پسرم و دخترم سالم و صالح هستند در کشوری مثل امریکا که از داشتن فرزندانی به این خوبی فقط معجزه خدای مهربان است و بس🙏😄الهی امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        ۱۴۰۲/۱۲/۲۰ ۲۱:۰۵
        مدت عضویت: 2593 روز
        امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 35 کلمه

        ایلین جان بسیار زیبا نوشتید خدا رو شکر

        چه قدر عالی که زبان رو انقدر عاای یاد میگیرید من در گیر اموزش زبانم و خبلی علاقه دارم میتونم بپرسم رمز موفقیتتون در یادگیری زبان چی بود؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار آیلین وارتانیان
          ۱۴۰۲/۱۲/۲۱ ۰۳:۳۰
          مدت عضویت: 2181 روز
          امتیاز کاربر: 5410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 405 کلمه

          با سلام به شما دوست عزیز به نظر من مهم‌ترین نکته در یادگیری زبان که به من کمک زیادی در آموختین می کند تکرار و تکرار و تکرار شنیداری مثلا گوش دادن به آهنگ و دیدن کارتون و فیلم به آن زیان مورد نظر می باشد و اگر زیاد وقت ندارید برای دیدن تصویری گوش دادن و حفظ آهنگ به آن زبان و خواندم و تکرار آن آهنگ به یادگیری بسیار کمک م بکند یک جورابی مثل اینکه زبان و مغز با هم همسو می شوند و زبان ما در مسیر آن زبان خارجی شروع به چرخیذن می کند .همچنین دیدن کارتون بچه‌ها به آن زبان خیلی زیاد موثر می باشد من وقتیکه زبان اسپانیایی را نی آموختم همیشه مارتون دورا اکسپلورا روشن بود چونکه کارتون بچه‌ها شمرده و آهسته صحبت می کند و با تکرار آن در ضمیر ناخودآگاه جایگزین می شود . همچنین من یک وایت برد کوچک دارم و هر کلمهای را که جدید یاد می گیریم با استفاده از ماژیکهای سبز قرمز آبی و مشکی دهها بار آن کلمه را می نویسنده و سپس هر باری که می نویسی با صدای بلند تکرار می کنم . و سپس وقتی خوب جا افتاد به سراغ کلمه بعدی و سعی می کنم روزی یک یا دو جمله کلیدی یا اصطلاح را به آن زبان به همین طریق حفظ کنم . زبان مثل موسیقی می ماند و با تکرار و گوش کردن و خواندم آن آهنگ ملکه ذهن ما می شود و وقتی به ضمیر ناخودآگاه وارد بشه مثل اینکه اون زبان را سال‌های سال صحبت کردیم . من از هر فرصتی در ماشین سرکار در خانه سعی می کنم وقت بزازم و آهنگی با فیلم کوتاهی یا در تلفن ویدیوی آموزشی مربوط به آن زبان را ببینم حتی اگر قصد یادگیری نباشد ولی به صورت نا خودآگاه به ذهن ما وردود می کنه و البته آخرین و مهم‌ترین مورد موفقیت من در یادگیری زبان‌ها عشق و عشق و عشق است چون من عاشق یادگیری و صحبت کردن به زیان‌های مختلف هستم احساسم را خیلی خوب می کند و واقعا عاشق یادگیری زبان‌ها هستم وقتی یک زبان جدیدی را یاد می گیریم وقت و زمانی که برای یادگیری زبان سپری می کنم حتی اگر ساعت‌های باشد به نظر من دقایقی بیش نیست. و در دنیای زبان غرق می شوم و از آموختن خیلی لذت می برم چون من واقعا عاشق زبان های مختلف هستم . آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز و گرامی 🙏🙏🙏😃

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهين خليلى
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۶ ۱۷:۴۲
      مدت عضویت: 1366 روز
      امتیاز کاربر: 14003 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      سلام به دوستان خوبم

      بعد چندين بار مطالعه كردند

      خيلي حس قدرتمند بودن وتوانا بودن به من داد

      من باور دارم كه نگاه خداوند خيلي فراتر وبينا تر از خودم هست

      خيلي حس قشنگي بهم داده

      ديگه احساس تنهايي در درون ندارم وانقدر خوشحالم يه نگاه قوي وقدرتمند پشت سرم جلوي سر ودر تمام اطراف هست داره بهم توجه ميكنه وهر فكر مثبتي بكنم وايده اي داشته باشم وهر هدفي داشته باشم 

      خدا چندين برابر شو به من ميده واين قشنك ترين حس دنياست

      از اين به بعد بيشتر توجه ميكنم زمزمه خداوند گوش ميدم

      بهم ميگه تو هنوز عظمت بي حد وحصر منو نديدي

      تو هرگز خير وبركتي ميتونم وارد زندگيت بكنم نميتوني تصور كني

      ومن عاشقانه محبت خداوند ميپزيرم وهرروز اعلام ميكنم خدا جونم من هستم منتظر معجزات زندگيم هستم وهروز باورم وايمان به تو بيشتر بيشتر ميكنم

      ممنون استاد براي اين بيداري ناب دوست داشتني

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار علیرضا فتاحی
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۵ ۰۱:۴۸
      مدت عضویت: 2078 روز
      امتیاز کاربر: 3996 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 394 کلمه

      سلام براستاد عطار روشن عزیزم

      واقعا جمات بینظیر و الهابخش شما تکونم داد! چقدر بد از مطالعه انمتن زیبا و فوق العاده احساس آرامش ، دوستی و نزدیکی با خدا در درونم بیدار شد. این جمله روکه بیان کردید به نظرم فوق العادس اینکه باید از دید خدا بخودم نگاه کنم دید انسانی من بسیار بسیار محدوده و وسعتش ناچیزه اما دید خداوند بینهایته بنابراین باید در کنم که هر خواسته ای میتونه در بالاترین سطحش برام رخ بده. در مورد معجزات که میتونم به پیدا شدن گوشیم که هیچکس باور نمیکرد پیدا بشه یا نجات معجزه آسا از یه حادثه تصادف ماشین تو سالای اخیر اسم ببرم.البته من بصورت روزانه بارها و بارها شاهد حضور خدا و رخ دادن معجزاتش توی زندگیم هستم و سعی میکنم همین اتفاقات ساده و بنظر بعضیا پیش پا افتاده رو ببینم ، درک کنم و بخاطرشون سپاسزار باشم مثلا : بارها برام اتفاق افتاده داشتم از عرض خیابونی پیاده عبور میکردم همزمان ماشینی رسیده جلوی پام ترمز زده و اجازه عبوربهم داده بنظر من این معجزس و یا تخفیف فوق العاده ای که روی کالای مورد نیازم از فروشنده میگیرم یا غای لذیذی که تو ذهنم بهش فکر میکردم و مادر همونو طبخ کرده یا همزمانی بموقع سوار تاکسی شدن و …. بنظرم همه ما با معجزات الهی در ارتباطیم اما چند درصدمون میفهمیمشون و بابتشون سپاسگزاریم؟! در مورد مسیر دریافت خواسته هام : اینوتو ذهنم میبینم که ماشین مد نظرمو دارن آماده میکنن قطعاتش داره روی هم سوارمیشه و آماده میشه برای مونتاژ و رنگ و نهایتا بعد از کنترل نهایی میره به پارکینگ خودروساز اونجا مسئولش یه لیست داره و بترتیب اسامی افرادی رو که باید بیان ماشینشونو  تحویل بگیرن میخونه اسم منم تو لیسته و منتظرم تا نوبتم برسه و صدام کنن خدایا شکرت! 

      آرزوی دیگم داشتن خونس میبینم که دستان خداوند در کارند تا منو به خونه ای که دوست دارم برسونن پولش بطرز معجزه واری جور میشه بدون اینکه من تلاش عجیب و غریبی انجام بدم با اینکه الان هیچ تصوری از اینکه از کجا میخواد جور بشه ندارم اما به معجزه خداوند ایمان دارم و سعی میکنم باور کنم که خرید خونه مثل خرید مایحتاج دیگه تو زندگیمه و فرقی مابین خرید یه کیلو میوه با خونه یا ماشین خریدن نیست ممون باور دایم میشه براحتی میوه تهیه کرد باید باور کنیم بهمون راحتی میشه خون یا ماشین یا … هم تهیه بشه. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حمیده پارسا صفت
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۲ ۱۹:۲۰
      مدت عضویت: 2322 روز
      امتیاز کاربر: 5070 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      با سلام خدمت دوستانم چند روزی از نوشتن اولین نوشته ام در قسمت مقدمه میگذرد آخه خبری خوب دارم وقتی فایل مقدمه رو نوشتم مادر سر دوراهی برای خرید دوخونه بودیم و بسیار نگران ولی امروز ودراین لحظه خبر خوب اینکه معجزه برایم اتفاق افتاد اما خانه ای که حق الهی ما بود رو براحتی وبه اسونی خریدیم وار شخصی عالی خدایی من سرتاسر زندگی ام استاد معجزه است استاد من در حین خواندن مطالب فقط اشک ریختم و زندگی ام رو نگاه کردم که سراسر معجزه ولژف خداوند گار هست بوده و خواهد بود ازداجم شغل همسرم ودوفرزند سالم وصالحم زندگی با شوهرم که سراسر عشق است فراهم اصلا نفس کشیدم زنده بودنم وار همه مهمتر انسان بودنم سالم بودنم و دارای خانواده بودنم سالم بودن مادرم وپدران و هزاران چیز دیگر میتوانم بااعماق وجودم بگویم شکرت الله من وسپاس بابت آنچه را که الاندارم روزی خواسته من بوده 

      من الان در صف معجزه خداوند برای عمری طولانی وباعزت همراه با سعادت و سلامت کامل وپول فراوان همراه با آرامش و شادی و عاقبت به خیری هستم واین را برای تمام مردم جهان وپدرم ومادرم شوهرم دو فرزندم میخواهم 

      من الان در صف معجزه خداوند برای رسیدن به رسالت الهی وشغلی خودم شوهرم وپسرم ودخترم هستم ومن میدانم که من روزی کارخانه تولیدی خودم را در شهرمان تاسیس میکنم من میدانم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ ۱۱:۰۸
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 450 کلمه

      به نام خداوند هستی بخش 

      به نام خداوند یاری دهنده 

      سلام و درود به همراهان عزیز و استاد بزرگوار 

      من به معجزات الهی ایمان دارم 🥰🥰🥰

      زمانی که پسر بزرگم ۲سال داشت من به باشگاه میرفتم و اون روزی که من به باشگاه میرفتم کسی نبود ازش مراقبت کنه و من پسرم رو همراه خودم به باشگاه بردم 

      زمانی که من سوار بر دوچرخه بودم و داشتم رکاب میزدم 

      پسرم کنارم وایساده بود و من متوجه نشدم 

      پسر دستش رو آورده بود تو دوچرخه

      و انگشت شصتش آویزون بود و من دیدم که پسرم خیلی گریه میکنه نمیدیدم که انگشتش آویزونه چون خیلی خون هم نمی اومد وقتی دستش رو تو دستم گرفتم دیدم وای انگشتش آویزونه سریع جیغ و داد زدم 

      و خودمون رو رسوندیم بیمارستان و وقتی رسیدیم بیمارستان گفتن احتمال زیاد قطع میشه 

      و من خیلی ناراحت و عصبانی بودم 

      و گفتم نه قبول نمیکنم باید ببریمش جای دیکه 

      سریع حرکت کردیم به یه شهر نزدیک شهرستانمون همونجا هم گفتن دکتر نیس و احتمالا قطع شدنش زیاده ببرینش یه جای دیگه 

      و چند تا از بیمارستان ها سر زدیم و همه همینو میگفتن و قبول نکردم که قطع کنن 

      چون یه چیزی تو دلم بود امید میداد بهم که نگران نباش درست میشه 

      در حالی که خیلی گریه میکردم ولی امیدوار بودم .رفتیم شیراز تو بیمارستان چمران دکتر جراح اومدم و دست بچه ام رو که دیدن گفتن ما بخیه میزنیم به شانس خودتون اگه سیاه نشد انگشتش که خوبه ولی اگه سیاه شد باید قطع بشه

      خدا رو شکر اون شب تا صبح همه ی اطرافیانم  برای ما دعا می کردن و همه نگران بودند که سلامتی دستش برگرده 

      و خدا رو شکر فرزندم سلامتی دستش رو برگردوند و این خودش یه معجزه بود 

      دستی که هر جا می‌بردیم میگفتن باید قطع بشه 

      اینا خودش معجزه هس 

      من به معجزه الهی ایمان دارم 

      و خدا رو شکر خداوند خودش در همه حال و اوضاع مراقب بنده هاشه 

      و از بنده هاش محافظت میکنه 

      همانطور که یک بچه از وجود گرم مادر آروم میشه 

      ما هم در وجود گرم خداوند هستیم و خیالمون راحته 

      و به خداوند ایمان داریم و خودش همه ی کارها رو به نحو احسن انجام میده 

      اگه به خداوند ایمان داشته باشیم و خداوند رو در همه کارهامون ناظر بر اعمال کارها بدونیم خودش همه کارها رو انجام میده 

      هر بار که  اطرافیان بهم میگن تو خیلی بیخالی حیلی به بچه ها نمیرسی حواست به بچه ها نیس 

      تو دلم میگم که من بچه ها رو به خدا سپردم خداوند خودش در همه حال از اونا نگهداری میکنه 

      من وسواس نیستم و نقش خداوند در زندگیم خیلی پر رنگه 

      و در همه حال واوضاع زندگیم رو به خداوند سپردم 

      دوربین خونه ام رو خدا قرار دادم که خودش از خونه و زندگیم و عزیزان و همسرم محافظت کنه 

      خداوندی که خودش بنده ها  رو به وجود آورده خودش هم نگهدار و محافظ بنده هاشه 🙏🙏🙏🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید