فکر کردن به چطور و چگونه برآورده شدن آرزوها باعث قدرت گرفتن نگرش دور از دسترس بودن آنها میشود. این نگرش به سادگی مانع تحقق آرزوهایتان میشود.
اگر چطور و چگونه برآورده شدن آرزوهای خود را به خداوند واگذار کنید و با آرامش و اطمینان خاطر در مسیر رسیدن به خواستههای خود قدم بردارید از سریع الحساب بودن خداوند شگفت زده میشوید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.69 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

چندین روز نسبت به روزهای گذشته خیلی ناراحتم البته ناراحتی من سطحش خیلی پایین تر از حد نرمال بقیه هستش اینو میدونم . چون واقعا روی خودم هر روز کار کردم از تقریبا دوسال پیش تا الان.به هر حال وجود پاک و خالص من که نشأت گرفته از وجود خداست اصلا یکسره ناراحتی هم قبول نمیکنه هرچند که حق داشته باشم بخاطر مشکلاتم ناراحت باشم .
امروز با خوندن این قدم متوجه شدم که دلیل این ناراحتی چیه .
من یقین دارم که مشکلاتم حل میشه . یقین دارم که خداوند معجزات رو وارد زندگیم میکنه. یقین دارم که خداوند بهم هر روز هدیه میدهد. یقین دارم خدا بمن نزدیک و هیچ چیزی بین ما فاصله نمیاندازد . یقین دارم که خدا عاشقمه . و خیلی دیگه از باور های صحیح رو در ذهنم نهادینه کردم .
اما یه نکته ای که در ذهن من کمرنگ شده بود با اینکه میدونستم همین سریع الحساب بودن خدا بود .
با اینکه این همه باور خوب ساخته بودم ولی وقتی به آرزوهام و خواسته هام فکر میکنم ، این پیشفرض دارم که خوب ۱۰ سال دیگه بهش میرسم عجله ای نیست باید صبر کنم ، هنوز وقتش نرسیده ، فعلا آماده نیستم ، بعد ذهنم میرفت سمت اینکه خوب حالا چیکار کنم که آماده بشم؟ چیکار کنم که یکم نزدیک تر بشم؟ وقتی چیز خاصی به ذهنم نمیرسید. مثل یه فرمول خاص که منو زودتر به خواسته هام برسونه . تنها چیز این بود که تا جایی که میتونم سرم رو با فیلم های زندگی در بهشت گرم کنم یا فیلم های خنده دار ببینم . تا حال و هوام عوض بشه به اون موضوع فکر نکنم که حالم بدتر بشه .
مشکل من اینجاست که از دید خودم به حل مسائل نگاه میکنم . و این باعث نا امیدی در من میشه . استاد تو قدم های اول گفت از دید خداوند به خودتون و زندگیتون نگاه کنید . دید خداوند بی انتهاست خیلی وسیع . اصلا زمان برای خداوند مفهوم نداره . خداوند وقتی اراده کند . همه چیز محیا میشود. خدا سریع الحساب .
الان میخوام وقتی یاد مشکلاتم می افتم . به این فکر کنم که اولا اصلا قرار نیست من چیزی رو درست کنم . صفر تا صدش پای خداست . من فقط اطاعت میکنم . دوما خداوند خیلی خیلی خیلی زودتر و راحتر مشکلم رو حل میکنه جوری که من اصلا به ذهنمم نرسه .
مثل امروز که تولدم بود و جوری غافلگیر شدم که اصلا فکرشم نمیکردم .
پس خیالم راحته و دلم قرص . قرار نیست من در راه رسیدن به آرزوهام پیر بشم . خداوند خیلی زودتر از چیزی که من فکنم پاسخ میده . به قول استاد من فقط باید از ایمانم محافظت کنم .
سلام خدای مهربونم
خداوندا من از تو ارزوهام رو میخوام نمیدونم چطوری فقط میخوام و بقیش و چطوری و مدیریتش با تو
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
بزرگترین مانعی که ما رو به ارزوهامون نمیرسونه اینه که وقتی در خواستی از خدا داریم دیگه نمیسپاریم به خودش ومیایم با مغز و اگاهی های زمینی خودمون تحلیلش میکنیم و نتیجه هم میگیریم که نمیشه ورها میکنیم
من همیشه خواسته هایی داشتم ولی وقتی مینشستم و با خودم خلوت میکردم میگفتم بیا کلاهتو قاضی کن خب تو چه جور بنده ای هستی که توقع داری خداوند تو رو به خواسته هات برسونه
هر چی گفته مثل نماز خوندن وروزه گرفتن و موهات دیده نشه و خلاصه همه چیزهایی که هممون با اون درگیر بودیم خب من که بنده خوبی نیستم پس چرا خدا باید جواب منو بده و اصلا این انتظار رو نداشتم که خدا حاجت منوبده و بیخیال میشدم و میگفتم خب هر اتفاقی برام میوفته ویا حسرت هر چیزی رو دارم حقمه
خدا نگفته من به چه ادمهایی جواب میدم فقط گفته دعای درخواست کننده ها و شرطش فقط ایمان داشتن به اونه
پس منم شامل اینا میشم من درخواست دارم وبه خدا هم ایمان دارم پس باید شامل حال من باشه ولی قبلا ایا ایمان داشتم نه
من زبونی ایمان داشتم و میگفتم خدا بخشنده اس ولی انتظار بخشش خودم رو نداشتم
میگفتم خدا رزاقه ولی قبول نداشتم که روزی منم بی حساب عطا میکنه
میگفتم به خدا توکل دارم ولی در همه مشکلات و قرض هام همیشه اخرین نفر خدا بود که ازش میخواستم و میگفتم فلانی پول داری بهم بدی و وقتی از ادما ناامید میشدم به خدا رو میزدم
چون رابطم با خدا بد بود و از عبادتهام هیچی نمیفهمیدم و خدا هم از عبادتهای من متوجه درخواستهام نمیشد
سرعت خدا در اجابت درخواستهام خیلی بیشتر ازمنه چقد این جمله ایمانم رو افزایش میده خب سرعت خدا که بیشتره و برنامه ریزیش هم بهتره پس چرا نسپارم به خدا و فقط بخوام و به چطور و چگونه بودنش کار نداشته باشم و برنامه ریزیش با خدا
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
فقط کافیه از ایمانم محافظت کنم و خداوند سریع تر ازمن کارهام رو انجام خواهد داد
یکی دیگه از موانع سن و ساله این که همه میگن کاشکی جوان بودم میتونستم انجام بدم ولی سن و سال نمیتونه مانع رسیدن به هدف باشه من 45سالگی به این سایت هدایت شدم و الان 3ساله که دراین سایت هستم و بیشتر از 45سال زندگی مفیدی داشتم و میدونم اگر یک روز به اخر عمرم باشه ومن همون یک روز رو در مسیردرست باشم بازم برد کردم وموفق شدم
هیچ وقت فکر نمیکردم دوباره لاغری رو تجربه کنم ولی در این مدت تجربه کردم
هیچ وقت فکر نمیکردم طعم چیزهایی ریز و درشتی که در زندگی میخواستم رو تجربه کنم ولی من در این مدت دارم این طعمهای زیبا رو میچشم
فقط باید دلگرم باشم و ادامه بدم میدونم به همه خواسته ها و ارزوهام هم میرسم و همه اینها با تغییر نگرش من و تغییر انتظار من نسبت به خداوند درزندگیم رخ داده و هر چی انتظارم رو نسبت به خدا درست ترکنم ایمان دارم به همه خواسته هایم میرسم
من قبلا باورم این بود که چجوری میشه من بااین همه قسط و قرض فلان چیزو بخرم نمیشه
من با این همه مشکل چجوری این مشکلات رو حل کنم و فکرم به جایی نمیرسید و هر روز بدتر از دیروز و حال بد تر و کلا لاغر شدن وبی مشکل زندگی کردن و با ارامش زندگی کردن رو درتصورم نمیدیدم
وقتی ازدواج کردم شوهرم همش در حال معامله ماشین و موتور بود با وجود این که وضعیت اقتصادی خوبی نداشتیم ولی بهش میگفتم خب از کجا چک رو پاس میکنی میگفت خدا بزرگه ولی من همش بهش غر میزدم چرا اینقد معامله میکنی یک ماشین بخر و برای همیشه داشته باش به مرور این رفتارمن در اون اثر گذاشت و دیگه معامله نکرد و کسی که همش 206داشت با یک پی کی 6سال سر کرد و الان که من نگرشم تغییر کرده اون روز بهش گفتم تو فقط بخواه و بقیشو بسپار به خدا گفت من که همین طور بودم تو افکارت اشتباه بود و منم به افکار اشتباه تو رسیدم و اونجا بود که ارزو کردم کاشکی به جای تسلط افکار من بر اون افکار اون بر من مسلط میشد
چندین ساله اب میوه گیری میخواستم و سماور برقی و چیز های دیگه ولی همش میگفتم حقوقم به اندازه کرایه خونه و قسطهاس نمیتونم ولی از وقتی یاد گرفتم که فقط بخوام بدون چون و چرا و چجوریشو بسپارم به خدا با وجود بالارفتن کرایه خونم تونستم تو همین چند ماه اونا و چیز های دیگه که میخواستم رو بخرم
تو عید برام مشکلی پیش اومد که اگر من قبل بودم خودم رو میباختم ولی به خدا توکل کردم و ارامش گرفتم و ازخدا حل شدن مشکل رو خواستم و خداوند به زیبایی انسانها رو سر راهم گذاشت تا مشکلم به راحتی حل بشه
ولی سالیان عمرم رو به این گذروندم که من لایق دریافت ارزوهام ودرخواست هام نیستم
نمازم رو که میخوندم ازش چیزی نمیفهمیدم و بیشتر وقتها شک می کردم که رکعت چندمم اخه نمازی که با رکعت شمار بخونم به چه درد میخوره که نمیدونم چی میگفم و خدا هم نمیفهمید که من چی میخوام چون حالم بد بود خداوند که حس منو دریافت میکنه نه زبون منو و در همه اینسالها حالم خوب نبود حال درونم بهم ریخته بود و خودم رو لایق حتی چیز های ریز در زندگی نمیدیدم
روزه هامو میگرفتم برای ترس ازخدا که منو نبره جهنم و تازه بیشتر روزهای سال روزه بودم چون میخواستم لاغر بمونم
دروغ که مصلحتی باشه اشکال نداره
خلاصه من به دلیل کارهایی که میگفتن با انجام دادن اونا میشی بنده خوب و با انجام ندادنش میشی بد رو همش باهاشون درگیر بودم و در نهایت خودم نتیجه میگرفتم من بنده بدی هستم پس لیاقت بهترینها رو ندارم و این باور انتظارات منو نسبت به خدا تغییر داده بود و عادی میدونستم من به دلیل بی لیاقتی باید اتفاقات بد رو در زندگی تجربه کنم
من دراین دوره ها یاد گرفتم که من باید خودم رو ببخشم تا خدا منو ببخشه و کوله بار اشتباهاتم رو به دره پرت کردم و سبک بال به سمت خدا در حرکتم من بنده خوب خدایم و اون عاشق منه و من عاشق اونم من انتظاره بهترین ها رو از جانب خدا دارم چون خداوند بهترین در جهانه و درخور اون نیست که انتقام جو باشه و سر راه من اتفاقات بد بزاره و من ایمان دارم با ادامه این مسیر اتفاقات خوب رو سر راهم تجربه میکنم همینطور که تا الان تجربه کردم
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
من این طور فکر میکنم که این سریع الحساب بودن رو نباید فقط در اتفاقات بزرک جستجو کنم میتونم اتفاقات و چیز هایی که در طول روز میخوام و بهش میرسم هم این سریع الحساب بودن روبچشم و وقتی در طول روز این رو تجربه کنم به اتفاقات بزرگتر راحت تر میرسم
مثلا چند روز پیش من فقط یک گل میخواستم و با همسرم رفتیم گل خونه و چون من درخت بنجامین و گل بابا ادم دوست دارم و چند وقت تو ذهنم بود خداوند به ذهن شوهرم انداخت و اونار رو هم دست گذاشت و خرید و من خیلی راحت به این خواستم رسیدم
من چند وقت بود که اب میوه گیری و سماور برقی میخواستمو ویک روز ماه قبل به همسرم گفتم موافقت کردو خیلی راحت وقتی اومدم خونه این دو تا رو خریده بودم با یک چک و خداوند هم یاری کرد که این چک پاس بشه
تلویزیون کوچگ داشتم میخواستم بزرگ بخرم
لب تاب نداشتم میخواستم بخرم
همه اینها رو به راحتی خریدم از وقتی در این دوره هستم و فقط میگم خدا من اینا رو میخوام برنامه ریزیش با تو و کاری ندارم چجوری
این که به خدا میسپارم ارامش رو برام به همراه اورده چون میدونم به سپردم به کسی که درووعدش وفاداره و به زیبایی برنامه ریزی میکنه و سریع الحسابه
دیشب صحبتی شد و من سریع اونوبه خدا سپردم و موقع خواب از خودش خواستم اون مسعله حل بشه و نمیدونم چجوری و ارامشی گرفتم و خوابم برد ولی قبلا وقتی مشکلی داشتم شب و روز به اون فکر میکردم و حالم بد بود و اخرشم هم جز پریشانی خواب و خوراک به جایی نمیرسیدم ولی الان میسپارم به خودش و به زیبایی برنامه ریزی میکنه و میدونم سریع الحسابه و این مسعله منو هم به زیبایی برنامه ریزی میکنه و حل میکنه ایمان دارم به این مسعله
خداوندا من به سریع الحسابی تو ایمان دارم
خداوندا مرا در این مسیر یاری کن تا بمونم و ادامه بدم و دریافت کنم و درک کنم
خدایا درک خودت رو به من عطا کن تا به تو برسم
چون وقتی به تو برسم به همه چیز میرسم
در پناه خدا باشید
نشان های دریافت شده
♥ به نام الله بزرگ♥
سلام من به تمام عاشقان خدا
سلام به استاد عزیز و گرامی
خدایا باز یه گام فوق العاده برای رسیدن به تو برداشتم. الهی شکرت
ما انسان ها بعضی ها یا بهتره بگم بیشترمون یه عادت اشتباه داریم اینکه به چطور وچگونه رسیدن به خواسته وآرزومون فکر میکنیم بعد اگه راه طولانی باشه سریع به انجام ندادنش قانع میشیم
برای همینه که این قدر تاکید میشه که اقا ،خانم ،…
خواهشاً به چطور و چگونه رسیدن به خواستتون و راهی که پیش رو دارید فکر نکنید ،که مانع بزرگی هست .به خدا اعتماد داری؟!اگه بهش ایمان داری پس میدونی که بر همه چیز توانا هست و راه چندین ساله رو میتونه در یک دقیقه یا کمتر طی کنه
پس اگه توکلت به همون خداست باید از همون بخوای واگه از همون میخوای ایمان داشته باش که بهش میرسی چون خدا بار ها در قران فرموده که هیچمقدار تخلف نمیکند از وعده اش
مگه وعده نداده که مرا بخوانید تا دعای شمارا اجابت کنم؟! پس دیگه برای چی به راه دور و دراز که چطور قراره یا مگه میشه ؟!فکر کرد .
راه طولانیکه تو فکر میکنی برای خدا طیکردنش حتی میتونه کمتر از صدم ثانیه ای باشه پس به همون خدا که بارها در قران وعده داده که سریع الحساب هست اعتماد و ایمان قوی داشته باش
هر موقع منفی باف خواست اذیتت کنه بگو من کارمو سپر دم به یک کار دانی که حرف نداره و میتونه منو از مرحله یک به هزار ببره اره الله ماخیلی بزرگه. الهی بینهایت سپاس گذارم
تمرین ۱: معمولا وقتی ما میخوایم یه کاری انجام بدیم اول نگاه میکنیم به مسیر و کلی فکر میکنیم که حالا وای چه راه درازی در پیشدارم ،سخته،غیر ممکنه و… از این جور حرف ها وبا این حرف ها خودمونو به انجام ندادنش قانع میکنیم میتونم یه مثال ساده بزنم:مثلا موقعی که میخوای از پای موبایل یا تلویزیون بلند بشی و بری بشینی پای درس هات بعد میگی خب باید چی بخونم؟!اوووووو خیلی زیاده ولش کن نمیشه ،حالا یک ذره دیگه استراحت میکنم چون خیلی زیادن ،من هرچی بخونم نمیشه پس ولش کن و……
یا خیلی جاها از آرزومون به همون خاطر کناره کشیکردیم مثلا دلم میخواد دکتر بشم بعد وقتی به مسیری که باید برم،به یه عالمه درسیکه باید بخونم ،به یه عالمه بی خوابی و… فکر میکنم ،خیلی راحت منصرف میشم
این افکار جز ناامیدی و انصراف از آرزومون چیزی به دنبال ندارن پس نباید بهشون توجه کنی وتنها راه فکر نکردن به چطور انجام دادن راه ،توکل به الله هست. خدایا توکل به خودت
تمرین۲:من خیلی جاها به خاطر فکر کردن به همین موضوع از ادامه دادن راه منصرف شدم چه خواسته کوچک چه بزرگ.
مثلا منی که از بچگی عاشق دو میدانی بودم وقتی مربی گفت که اونجا مسیرش این طوره ،زیاده،باید بتونی کلی بدوی و…. من دیدم خیلی سخته با این حال میخواستم برم اما گفتم اگه ببازم چی ،اگه نتونم … مسافت زیادی هست و… خلاصه این قدر فکر کردم که گذاشتم کنار خواسته چندین سالم رو
تمرین سوم:خب راستش من قبلا فکر میکردم که اگه میخوای دعات برآورده بشه باید آدم خوبی باشی اگه گناه کار باشی دعات بر اورده نمیشه
اما الان فهمیدم که فقط این کافی نیس اگه به خدا ایمان نداشته باشی هیچ وقت به آرزوت نمیرسی
ایمان نداشتن بدترین گناهه
اگه ایمان داشته باشه حتی اگه گناه کار باشی خدا حاجتت رو میده چون بهش ایمان داری و میدونی که گناهت هم بخشیده میشه بایه تیر دونشون بزن با ایمان به خدا هم بخشیده شو هم به آرزوت برس
پس ایمانم قوی باشه حلّه
من الان خودم را لایق میدونم چون به خدا امیددارم
و خوب خوب میدونم که خدا به عهدش وفاداره
خدایا بهت ایمان دارم
تمرین ۴: خب دختر چطوری برات منطقی کنم جز این که بگم خدا هیچ وقت زیر قولش که به بنده هاش داده نمیزنه گفته به من ایمان داشته باش ،کارهاتو بسپار به خودم منم قول میدم درستش میکنم ،میدم……
وقتی خدا این حرف رو زده زیر قولش نمیزنه
فقط این خودمون هستیم که گاهی اوقات بد قولی میکنیم
دختر حتی اگه یک بار گناه کردی فکر نکن دیگه تموم شده ، دیگه خدا نمیخوادت،نه ایمان بهش داشته باشه به بخشندگیش
خودش فرموده که بسیار امرزنده و مهربانه پس بهش ایمان داشته باش ،گناه کارم باشی دنبال بهونه میگرده که ببخشه تورو .اگه ایمان داشته باشه که بحمدالله داری دیگه در هر شرایطی باشی چون ایمان داری حتما حتما حتما بهش میرسی
حتی اگه گناه کار باشی چون خدا بخشنده هست هم میبخشه هم به آرزوت میرسونت
الهی بهت ایمان دارم
تمرین ۵: خداوند سریع الحساب هست
چرا این لقب رو داره؟!چون زود تر از انچه فکر میکنی خواستت رو میده ،چون میتونه راه ۲۰ساله رو در چند ساعت یا کمتر طی کنه ،چون فراتر از باور ما قدرت ،سرعت و…… داره
خیلی از ماها فکر میکنیم این القاب و بخشش خداوند فقط شامل انسان های خاصش هست
در صورتی که اگر ببینیم و به زندگی پیامبران و دیگر ائمه نگاه کنیم خوب متوجه میشیم که اونها چقدددددررررر ایمان داشتند به خدا ،که در شرایط سخت زندگی هم باز به دلیل ایمان قوی صبر کردند و خدا هم که شاهد ایمان انها بود از لطف و رحمت خود به آنها میبخشید و دعا این افراد را سریع اجابت میکرد چون آنها هم به خدا ایمان داشتند و میدانستند جز خدا کسی نمیتواند خواسته آنها را اجابت کند
و حالا اگر به خودمون نگاه کنیم میبینیم که ایمانمون واقعا کم بود از خدا می خواستیم اما اصلا باور نداشتیم که بشه ……… تقلا الکی میکردیم
به بخشش خدا ،به سریع الحساب بودنش ،به غفار بودنش درست ایمان نداشتیم ……
خلاصه کلام اینکه تنها فرق بنده ها باهم توی ایمانشون هست که تایین میکنه خدا چقدر بهشون بده خداوند برای همه بندگان با ایمانش سریع الحساب هست چه فقیر باشه ،چه ثروتمند ،چه از ائمه باشه ،چه مردم عادی ،فقط باید ایمان داشت
یاسریع الحساب مرا جزٔ بندگان با ایمانت قرار بده
تمرین ۶:خداوند سریع الحساب هست
میتونم مثال از زندگیم بزنم که ثابت کنه لقب الله رو:
۱-موبایل ،فکر نمیکردم به این زودی بگیرن برام یعنی فعلا رهاش كرده بودم اما الان تازه گوشی دار شدم این یعنی سریع الحساب بودن الله خودم♥
۲-چادر جدّه ،فکر نمیکردم تا بخوام، بهش برسم البته قبلش هم قاجاری میخواستم که بازم بهش رسیدم این یعنی سریع الحساب بودن الله توانا♥
۳-قرائت قران که فکر میکردم باید خیلی تمرین کنم که بتونم قرائت کنم اما زود تر از انچه فکر میکردم این قدر ماهر شدم که در مسابقات رتبه آوردم این یعنی سریع الحساب بودن الله خودم
۳-من از خدا میخواستم که بتونم تمام فایل هارو ببینم راستش تازه فهمیدم چون عضو نبودم نمیشد به هر حال من از خدا خواستم که بتونم فایل هارو ببینم و خیلی زود تر از انچه در تصورم بود بهش رسیدم و الان میتونم ببینم برام محال بود اما الان ممکن شد چون از ته دل از خدا خواستم وبه اون توکل کردم .من با تمام وجودم فهمیدم که خدا سریع الحساب و خیییلییی مهربون و وفاداره همون طور که گفته بودن استاد که به خدا بسپار وکاری نکن به خدا سپردم و تقلا نکردم وحالا محال ،ممکن شد خیلی حالم خوبه نمیتونم توصیف کنم ممنون استاد😍😍😍😍😍 وبازم هزاران هزار خواسته هایی که زود تر از انچه فکر میکردم اجابت شد که همه اثبات کننده این لقب الله مهربانه االهی شکرت که دارمت
تمرین عملی این بخش به نظر من اینه که دیگه به چطور وچگونه های هر مسیر از زندگی فکر نکنیم ،به خدا ایمان قوی داشته باشیم ،ومنفی باف ذهن رو با وعده های خدا ساکت کنیم و هیچ وقت یادمون نره اللهُ سریع الحساب
من ديگه با تمام وجودم بهش توکل میکنم چون شاهد نتیجش بودم بهش ایمااان دارم😍😍😍
یاربّ! بیکران سپاس گذارم که هدایتم کردی ،ایمانم را هر لحظه قویتر کن.یا الهی مراقبم باش گمراه نشم
الهی شکر♥
استاد ممنون اجرتون با خدا
الهی که زندگیتون همواره با ایمان به خدا جریان داشته باشه
یاحق مدد
نشان های دریافت شده
سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز
خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که من رو در این مسیر قرار داد و شور و اشتیاق ادامه دادن را در وجود من قرار داد.
روزی که این دوره جدید رو دیدم اینقدر خوشحالم شدم و انکار یه حسی در ذهنم و قلبم میگفت دریا این دوره همینی یود که میخواستی ، میتونی به خداوند نزدیک شوی و آرامش پیدا کنی چون من نظر و گفته های استاد رو خیلی خیلی قبول دارم و میخواستم برای شناخت خداوند هم از استاد کمک بگیرم چون میدونستم صد در صد حقیقت رو میگن
و واقعا با یه حس اطمینانی وارد شدم که فکر میکنم یک هفته بعد از شروع من به اولین آرزوم رسیدم و معجزه رخ داد که همه تعجب میکردن که من اینقدر سریع به خواستم رسیدم اونم تو موقعیتی که همه میگفتن دم عید هست کسی استخدام نمیکنه که ، کار کجا بود و از این حرف ها ولی من همه چی رو سپردم به خداوند و فقط در مسیر قدم برداشتم و خداوند من رو به خواسته ام رسوند
الان بعد از خواندن متن امروز قشنگ معنی سریع الحساب بودن خداوند رو درک کردن و بهش ایمان قلبی دارم
تمرین ها:
ا.همه میگن فکر کردن خوبه ولی بنظر من فکر کردن خوب و به موقع و به جا خوبه و درمورد چیزهایی که دست ما نیست یا بهمون استرس میده نباید فکر کنیم به هیچ وجه چون ذهن انسان محدوده و نمیتونه چگونگی خیلی از کارهای خداوند رو درک کنه پس بجای ناامید شدن یا حل کردن معمای چگونگی به خداوند ایمان قلبی داشته باشیم و از زندگی لذت ببریم
۲.چند تا از خواسته هایی که از بچگی داشتم و خیلی هم بهشون علاقه داشتم رو فقط سر اینکه خب چجوری باید بهش برسم و چه نقشه راهی نیازه تا بهش برسم از دست دادم و یا با گوش کردن به حرف های کسانی که شکست خورده بودن در اون مسیر
۳.خداوند از روح خودش در ما دمیده و ما رو با کلی نعمت و توانایی خلق کرده و به فکر کوچیک ترین چیز ها بوده پس چرا باید به خواسته های ما فکر نکنن و یا ما رو رها کنه؟ بنظرم این ها همه تفکرات اشتباه هست که از کودکی از ذهن ما وارد شده که خداوند فقط افراد با ایمان و مسلمان رو دوست دارد و غیره درصورتی که خداوند هیچ فرقی نمیزارد و تمام بندگان و مخلوقات خود را دوست دارد فقط کافیست بهش ایمان داشته باشی و ازش درخواست کنی
من خودم رو صد در صد واجد شرایط میدونم
۴.خداوند در تمام دین ها فرموده که مرا بخوانید و از من درخواست کنید و هیچ وقت از هیچ محدودیتی حرف نزده و پس این محدودیت درخواست ها یا قانع بودن ، افکار اشتباهی ست که به ذهن ما وارد شده و خداوند با ارزش ترین نعمت ها مثل آب، هوا و غیره در اختیار ما گذاشته و پول و موفقیت و کار و غیره فکر نمیکنم با ارزش تر از خلقت آب باشه و من خودم را لایق میدونم چون همیشه در زندگیم به خداوند ایمان قلبی داشتم و خداوند از روح خودش در من دمیده پس من لیاقت رسیدن به آرزو هامو توسط خداوند دارم
۵. به نظر من ویژگی سریع الحساب بودن خداوند برای تمام بندگان خداوند هست و این موضوع به خودم ثابت شده چون آرزوی من رو در ۱۵ روز برآورده کرد جوری که همه شکه شده بودن
۶.من هن در زندگی خودم هم در زندگی اطرافیانم تین موضوع رو به وفور دیدم مثلا خودم دنبال کار خوب با موقیت خوب بودم که در کمتر از ۱۵ روز در شرایطی که همه میگفتن کار نیست، استخدام شدم
سلام به استاد بزرگوار ودوستان همراه
خدا را صد هزار بار سپاسگزارم بخاطر هدایتم بسوی سایت واستفاده از آموزش های فوق العاده بله برای من که امسال ۵۹ ساله شدم شنیدن وخواندن در باره ی سریع الحساب بودن خداوند خیلی شیرین وامیدوار کننده است .
یعنی هنوز میتوان آرزو داشت هنوز میتوان به سریع الحساب بودن خدا ایمان داشت ومنتظر برآورده شدن آرزو ها در باقیمانده ی عمر بود .
مطلب شما به من آموخت که برای او کاری ندارد که مرا در زمان کوتاهی به خواسته هایم برساند چطورش مهم نیست او کار خودش رابلد است .
حسی به من میگوید این که در این سن وسال با سایت همراه شدم از لاغری با ذهن شروع کردم ودر بقیه مسائل زندگی روزانه ساعت ها مطالب شما را مبشنوم یا میخوانم انگار خدا در رساندن من به آرزوهایم در باقی مانده ی زندگی از من مشتاق تر است
همیشه دعا گوی استاد آگاه هستم
نشان های دریافت شده
جمعه بیست و چهارم مارچ بیست بیست و چهار:
سپاسگزار خداوندی هستم که تعداد درخواستهای من را محدود نکرده است
سلام و درود به تمام دوستان و عاشقان مسیر تغییر
سال نو و تحول نو مبارک
زندگی با کمک خداوند قدم ده – به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
من قبلا هر وقت به یک خواسته ای فکر میکردم فقط و فقط بدنبال چگونه رسیدن و چطور رسیدن به اون خواسته بودم و با عقل خودم راههای مختلف را بررسی می کردم و اگر خواسته بزرگتر از حد توانم بود مایوس و ناامید میشدم و انرا رها میکزدم و یا اینکه با حسرت به آن نگاه میکردم.
مثلا وقتی ماشین مورد علاقه ام را میدیدم و میدیدم که اگر بخواهم انرا بخرم باید چند ده سال پول پس انداز کنم بشرطی که هیچ خرج دیگری نداشته باشم اونوقت اون را با حسرت نگاه میکردم چون از نظر منطقی به هیچ وجه راه حلی به ذهنم نمیرسید
و جالب اینجاست برای خواسته هایی که ایمان و اطمینان داشتم که به آنها میرسم اصلا دنبال چگونگی رسیدن بهشون نبودم و براحتی به اون خواسته ها رسیدممثل قبولی در کنکور و یا مهاجرت
فاصله بین نرسیدن و رسیدن به خواسته ها یک چیز هست و اون هم فکر کردن به چطور و چگونه رسیدن به خواسته ها
من هنوز بحث تعداد درخواستها و بزرگ و کوچک بودنشان برایم منطقی نشده پس دوباره این موارد زیر را میتویسم
اینجا خداوند نگفته که فرد درخواست کننده چه زمانی و در چه مکانی درخواست میتواند بکند خداوند نگفته که فرد درخواست کننده چه ویژگی هایی باید داشته باشد؛ مسلمان باشد یا کافر باشد؛ گناهکار باشد و یا پرهیزگار باشد؛ چاق باشد یا لاغر؛ فارسی بگوید و یا عربی بگوید و یا انگلیسی بگوید؛ در کدام زمان از روز و یا شب درخواست کند؛ در چه حالتی باشد ایستاده یا نشسته باشد و یا سوار هواپیما و یا کشتی باشد؛
خداوند حتی نگفته که چند بار میتوانی درخواست کنی یک بار یا دو بار و یا سیصد بار! حتی فاصله زمانی بین درخواستها را هم مشخص نکرده است مثلا سالی یکبار و یا روزی یکبار میتوانی درخواست کنی و حجم و بزرگی و کوچکی درخواستها را هم مشخص نکرده است مثلا نگفته است که مثلا در حد یک بستنی میتوانی درخواست کنی و یا در حد یک کشتی بزرگ!
من اینجوری برای ذهنم منطقی کردم که خداوند گفته هر چیزی که بخواهی را بهت میدهم
انگار رفتی رستوران سلف سرویس و پول دادی ولی فقط یکبار میروی از شیرینی که دوست داری یکعدد بر میداری و بعد مینشینی و بقیه را نگاه میکنیخوب پول دادی هر چقدر که بخواهی میتوانی بخوری و هر چند بار هم که بخواهی میتوانی توی بشقابت بریزی و اگر خودت خجالت بکشی و اینکارو انجام ندهی مقصر صاحب رستوران نیست
حالا شرط خداوند برای برآورده کردن خواسته چیست؟ تنها شرط خداوند برای بعد از درخواست هست و اون هم اینه که بهش ایمان آوریم
ایمان آوردن به خداوند یعنی چی؟ از انجایی که ما خداوند را نمیبینیم و فقط خداوند را از طریق نشانه ها و ویژگی ها و اثراتش میبینیم ، ایمان آوردن به خداوند یعنی ایمان آوردن به ویژگی هایش
مثلا تا اینجا یاد گرفته ایم که به وفاداری خداوند ایمان داشته باشیم به زمانبندی خداوند ایمان داشته باشیم به تحقق آرزوهایمان ایمان داشته باشیم و …
از اونجایی که ذهن انسان عجول هست، وقتی به یک خواسته ای نمیرسیم سریع شروع به حرف زدن میکند و تلاش میکند که ما را از ادامه راه مایوس کند و باعث بی انگیزگی در ما برای ادامه مسیر میشودیکی از راههای غلبه بر این احساس عجله داشتن، باور به سریع الحساب بودن خداوند هست
یعنی باور به اینکه سرعت خداوند در برآورده کردن خواسته هایم خیلی بیشتر از سرعت عملکرد من هست! من این موضوع را در لاغر شدن، خرید خانه و ماشین و مهاجرت و پیدا کردن کار و … دیده ام
من از جاییکه به عقل من نمیرسید خانه خریدم و از جاییکه باور نمیکردم کار فوق العاده ای برایم جور شد
یکی از موانع ذهنی من هم سن و سال هست، به این خاطر که میگویم اگر من الان بخواهم کار خودم را شروع کنم سنم بالا رفته است و قدرت ریسک پذیری ام کمتر شده است چون خرج و مخارج خانه بالاتر رفته است
اون موقع که جوانتر بودم هزینه هایم کمتر بود و راحتتر میتوانستم ریسک کنم باید مدتی دوران خاک خوری را بگذرانم تا بیزینسم شناخته بشود و مشتری داشته باشم ؛ پس در این مدت چه کسی هزینه های زندگی من را تامین میکند و از کجا قسط و خرج و مخارج زندگیم را پرداخت کنم و من نباید حتی برای پرداخت هزینه های زندگی روی همسرم حساب کنم! فقط باید روی خداوند حساب کنم
من فقط باید الگو و نشانه در زندگی خودم و اطرافیانم پیدا کنم که از جاییکه گمان نمیکزدم خداوند کارها را برایم ساده کرده است
چون خدای امروز من با خدای سالهای قبل تفاوتی ندارد و توانایی خداوند و داشته های خداوند و دانش و آگاهی خداوند به مشکلات من ، به نسبت ده بیست سال قبل هیچ تفاوتی نکرده است و فقط نگرش من تغییر کرده است
چند روزی بود که درب گاراژ موقع بسته شدن صدای بدی میداد و من هم پشت گوش مینداختم و در گیر کارهای خانه و شرکت بودم
تا اینکه یک روز گفتم من باید این را درست کنم و خداوند من را هدایت میکند، به دو تا تعمیرکار تماس گرفتم و راهنمایی ام کردند ولی درست نشد و گفتند سرشون شلوغ هست و دو روز دیگر میایند که درب را بازدید کنند من شب که آمدم خانه برف شدیدی هم میبارید ولی گفتم من میتوانم این مساله را حل کنم و باید منشا صدا را پیدا کنم ولی از طرفی هم میترسیدم کاری انجام بدهم
چون دو ماه قبل که دما بسیار بسیار سرد بود، درب گاراژ ما بسته نمیشد و از لولا در آمده بود و اومدم درب را ببندم که کمی کج شد و از همسایه ام خواستم که بیاید کمک و درب موقع بسته شدن، اینبار کاملا کج شد و کامل از لولا در آمد و هوا بشدت هم سرد بود که هیچکاری نمیشد کرد و تعمیرکار فردا آمد و یکسری قطعات را تعویض کرد
با توجه به ترسی که داشتم به خودم گفتم که من از عهده اش بر میایم چجوری اش را نمیدانم و بعد دقت کردم و متوجه شدم که دو تا از پنلهای درب روی همدیگر چفت نمیشوند و ابتدا اون قسمت را فشار دادم و دیدم که صدا قطع شد و خوشحال شدم که دلیل صدا را پیدا کرده ام! و خداراشکر کردم که منشا صدا از فنر درب نیست!
بعد همینجوری که داشتم به لولا ها نگاه میکردم متوجه شدم دو تا پیچ شل شده اند سریع پیچ گوشتی آوردم و آنها را سفت کردم و دیدم صدا کمتر شد و بعد از چند بار باز و بسته کردن درب باز صدا با شدت کمتری برگشت
دوباره با دقت تمام پیچ ها را نگاه کردم و دیدم یک پیچی که با بقیه کاملا متفاوت هست واقعا شل هست و مهره پشت آن هم افتاده است و رفتم توی ابزارم گشتم ولی نه پیچی مشابه بقیه پیچهای درب پیدا کردم و نه مهره ای متناسب با اون پیچ متفاوت پیدا کردم و میخواستم بروم یک پیچ و یا مهره خریداری کنم
ولی میگفتم من میتونم این مساله را حل کنم و آهسته شروع به دراوردن پیچ کردم و دستم را هم پشت پیچ گذاشته بودم تا واشر پشت آن نیفتد ناگهان واشر از دستم افتاد و لای درز درب رفت ولی من نه اصلا ناراحت شدم و نه عصبانی شدم و گفتم حتما خدا مساله ام را حل میکند و من را هدایت میکند
دستم را به سختی لای درز درب بردم و اینبار مهره ای که شل شده بود را پیدا کردم و بعد هم واشر را بسختی بیرون آوردم و بعد از سفت کردن پیچ درب گاراژ موقع باز و بسته شدن صدایی نمیداد
جالب اینجاست که وقتی فیلم از بسته شدن در گرفته بودم، هیچ کدام از دو تا تعمیر کار درب، به این موضوع اشاره نکردند که ممکن هست صدای در بخاطر شل شدن پیچ ها باشد و هر دو گفتند که صدا اگر از فنر درب باشد هزینه سنگینی را باید متحمل بشوی
همین مساله برایم درس مهمی داشت که یاداوری نکات این جلسه بود :
خیلی اوقات یکسری اتفاقاتی برایمان رخ میدهد که دلیلش را نمیدانیم ولی اونها پلن خداوند هست و وقتی اون مساله را حل میکنیم ظرف وجودی مان بزرگتر میشود و احساس توانایی بیشتری میکنیم
تنها کاری که باید بکنیم این هست که به پلن خداوند ایمان داشته باشیم و حتما حرکت کنیم.
مثلا اگر من نمیرفتم و بیشتر بررسی نمیکردم و یا خودم ابزار نمیاوردم که چند تا پیچ اول را سفت کنم هیچوقت به راه حل مساله هدایت نمیشدم
قدم اولی که خداوند بهمون میگوید مثل این هست که در تاریکی شب توی جاده تاریک بخواهیم رانندگی کنیم، چراغهای ماشین فقط صد متر اول را روشن میکند و بقیه مسیر کاملا نامعلوم هست ولی هر چقدر که جلوتر بروی مقدار بیشتری از مسیر روشن میشود و کم کم با حرکت کردن هم بسمت خواسته ام میروم و هم ادامه مسیر برایم روشن میشود
ولی اگر از جای خودم تکان نخورم و بترسم و حرکت نکنم فقط همون صد متر اول برایم روشن هست و بقیه مسیر تاریک هست و راه رسیدن به مقصد برایم واضح نیست و فقط از خودم میپرسم که اخه چجوری ممکنه که من به مقصد برسم
مثلا من از کار بیکار شدم ولی چند ماه بعد با حقوق بالاتر و پوزیشن بهتری استخدام شدم که میتوانستم وام بگیرم و خانه بخرم و اگر در کار قبلی می ماندم هم وام بسیار کمتری میگرفتم و هم از عهده پرداخت قسط وام بر نمی آمدم
آیا خداوند نسبت به سه ماه قبل تغییر کرده بود، خیر فقط نگرش من تغییر کرده بود!برای اینکه ابن تغییر نگرش درونی بشود باید احساس لیاقت کنیم که واجد درخواست کردن هستیم همونجوری که من برای لاغر شدن و خریدن خانه و یا تعمیر درب گاراژ درخواست کردم
باید باور کنیم که برای درخواست کردن هیچ پیش شرطی نیاز نیست که داشته باشیم و فقط و فقط بعد از درخواست باید اینان مون را حفظ کنیم و باور کنین که خداوند همیشه سریع الحساب هست و فراتر از محاسبات ما و چطور و چگونه هایی که در ذهن ما شکل میگیرد عمل میکند . و همیشه به دانایی و توانایی و سریع الحساب بودن خداوند دلگرم و امیدوار باشیم
دلگرم بودن به خداوند یعنی شرک نداشتن و اونوقت کارها از جایی که گمان نمیبریم فراتر از انتظارمان انجام میشود
مثلا من برای لاغری روی رژیم و ورزش حساب نکردم بلکه فقط روی خودم و توانایی های خودم و خدای درونم حساب کردم و با آرامش بیشتری زندگی کردم و براحتی لاغر شدم
سوال یک: نگرش شما درباره افکاری که در ذهن درباره چطور و چگونه تحقق خواسته ها شکل می گیرد چیست؟
من همیشه به چطور و چگونگی رسیدن به خواسته ها فکر میکردم و به قول استاد رویای خودم را خط میزدم و انرا رها میکردمحتی برای خرید خانه هم چندین سال همسرم بهن میگفت که خانه بخریم ولی من میگفتم با کدام پول و چون میدونستم که نمیتوانم خانه بخرم برای همین اصلا صحبت در این زمینه را ادامه هم نمیدادم
یاد فایل رویایت را خط نزن افتادم و چندین بار انرا گوش دادم و لذت بردم و برای من تکمیل کننده این جلسه بود
https://tanasobefekri.net/%D8%B1%D8%A4%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D8%B7-%D9%86%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF/
سوال دوم: در گذشته چه خواسته هایی در وجود شما شکل گرفته است که بخاطر فکر کردن به چطور و چگونه تحقق آن به راحتی خواسته یا علاقه خود را رها کرده اید؟
خانه و ماشین و درامد بالا و بچه دار شدن
سوال سوم: نگرش شما درباره شرایط درخواست کردن از خداوند چیست؟ چقدر خود را واجد شرایط درخواست کردن از خداوند می دانید؟
هنوز خیلی باید روی خودم کار کنم و درسته که نسبت به قبل خودم را لایق درخواست از خداوند میدانم ولی اون را ارتباط میدهم که انسان سالم و صادقی هستم و دارم روی خودم و ذهنم کار میکنم و توجهم به نازیبایی ها نیست پس میتوانم درخواست کنم و من لایق اتفاقات خوب هستم
سوال چهارم: درباره لایق بودن و واجد شرایط بودن خود جهت درخواست از خداوند شرح دهید. برای خود منطقی کنید همیشه می توانید از خداوند درخواست کنید و ۱۰۰٪ درخواست های شما پاسخ داده می شود.
در متن به این سوال پاسخ دادم که خداوند نگفته چند بار میتوانم درخواست کنم و با چه فاصله زمانی باید درخواست کنم و یا حجم خواسته هایم تا چه اندازه بزرگ باشد و حتی خداوند نگفته که فقط بندگان صالح من میتوانند درخواست کنند و تنها شرطی که خداوند گذاشته پس از درخواست کردن هست که اون هم ایمان آوردن به خداوند و عمل به فرمان او هست
سوال پنجم: نگرش شما درباره سریع الحساب بودن خداوند چیست؟ آیا فقط خداوند برای پیامبران سریع الحساب است یا این ویژگی خداوند شامل همه بندگان می شود؟!
خداوند از جاییکه فکرش را هم نمیکردم من را به خواسته هایم رسانده است و حتی فراتر از انتظارم و بیشتر از خواسته ام بهم پاسخ داده است و خداوند حتی نگفته که فقط بندگان صالح خداوند و یا معصوم میتوانند از من درخواست کنند و هیچ پیش شرطی برای درخواست کردن نگذاشته است
جالب اینجاست که وقتیکه با افراد موفقی صحبت میکنم که اصلا خدا را قبول ندارند من همیشه متعجب میشوم که اخه چجوری ممکنه که این فرد هیچ اعتقادی به خداوند نداره ولی درامد ماهیانه اش چند برابر درامد سالیانه من هست!
و من نمیتوانستم پاسخی برای این سوال پیدا کنم
الان با مطرح شدن این سوال متوجه شدم که قانون جهان تغییر ناپذیر هست ! همینکه روی دیگری حساب نکنی که اون تو را به خواسته ات برساند و یا حقوقت را زیاد کند و یا مثلا بهت محبت کند و یا محبت تو را درک کند تا رابطه تان بهبود پیدا کند
این ها یعنی اینکه شرک نداری و فقط روی خودت حساب میکنی و بعد جهان فراتر از انتظارت بهت پاسخ میدهد
سوال ششم: درباره سریع الحساب بودن خداوند از زندگی تان مثال پیدا کنید؟! چه موضوعاتی بوده اند که سریع تر از تصور شما به سرانجام رسیده اند؟! هرچقدر بیشتر مثال کنید به تقویت ایمان خود کمک کرده اید.
بله خداوند در رابطه با لاغری و خرید خانه و ماشین و مهاجرت بسیار سریع الحساب بودندزمان برای قوانین این جهان تعریف نشده است و ما انسانها زمان را تعریف کرده ایم
منتظر شنیدن خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
فکر کردن به چطور و چگونه برآورده شدن ارزوها باعث قدرت گرفتن نگرش دور از دسترس بودن آنها میشود و این نگرش به سادگی مانع تحقق آرزوهایمان میشود
من اگه قبلا خواسته ای داشتم ،اول فکر میکردم چطور بهش بریم و بعد طبق کلی اطلاعات مغزی که از اطرافیانم داشتم میگفتم ،راهی وجود نداره ،نمیشه و همونجا پاکش میکردم
اگر چطور و چگونه برآورده شدن ارزوهامون رو به خداوند واگذار کنیم و با آرامش و اطمینان خاطر در مسیر رسیدن به خواسته هامون قدم برداریم از سریع الحساب بودن خداوند شگفت زده میشیم
خداوند در قرآن میفرماید:
هرگاه بندگانم از تو درباره من بپرسند ،بگو من نزدیکم و درخواست درخواست کننده رو اجابت میکنم ،پس آنان باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند
پس خودش گفته که نزدیکه بدون هیچ شرایط خاصی ،خداوند همینجاست درون من و اگر من بهش اعتماد کنم درخواست من رو اجابت میکنه یعنی منو به مسیر دریافت هدایت میکنه
ما میخوایم این مانع چطور و چگونه رو برداریم:
ما اگر به خدا ایمان داریم باید به ویژگی هاش هم باور داشته باشیم ،پس بلید یادمون باشه که هر بار تو ذهنمون مرور شد که نمیشه امکان نداره چطور ممکنه ،خداوند سریع الحساب هشت و سرعت خداوند در برآورده کردن خواسته هامون بسیار بیشتر از سرعت عملکرد ما هست من ایمان دارم که خداوند سریع الحسابه و خیلی زودتر از اون چیزی که فکر میکنم منو به خواسته هام میرسونه
من باور میکنم که خداوند سریع الحساب است و فقط کافیه من از ایمانم نسبت به خداوند مراقبت کنم و خداوند بسیار سریع تغییرات منو محاسبه میکنه و نسبت به افکار و باورهای جدید من بهترینها رو من میده
خداوند موفقیت رو خیلی زودتر از آنچه من فکر میکنم وارد زندگی من میکنه
خداوند نعمتهایی وارد زندگی من میکنه که سالها منو جلو میندازه
اگه فکر میکنیم که دیگه از سن مت گذشته باید بدونیم که کاری رو که ممکنه ما در چندین سال هم نتونیم انجام بدیم ،خداوند در زمان بسیار کوتاهی حتی کسری از ثانیه میتونه انجام بده
من لایق داشتن آرامش هستم
من لایق داشتن خونه ای زیبا هستم
من لایق رانندگی کردن با ماشین مورد نظرم هستم
من لایق داشتن درآمد ده برابری و بیشتر هستم
من لایق داشتن سلامتی و تناسب اندام هستم
من وقتی متوجه شدم که خداوند در وجود منه بیشتر احساس لیاقت کردم و سعی کردم انتخابهایی داشته باشم که وجودم به آرامش برسه ،خیلی کارها برای آرامش و احساس خوبم انجام دادم ،دوری از اخبار منفی ،حرف ها و افکاری و کارایی که حالم رو بد میکرد رو سعی کردم کم و کمتر کنم و حس کردم که چقدر خودم مهم هستم و اولویت زندگیم هستم
و خداوند سریع و راحت منو به مسیری هدایت میکنه که من خواسته هام رو تجربه کنم ،من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
خداوند میتونه با ایجاد یک زنگ تفریح در مسیر زندگی من باعث جلو انداختن دها سال من در زندگی بشه
خداوند میدونه چطور قوانین و جریانات رو سرعت ببخشه و در مدت بسیار کوتاهی در زندگی من به جریان بندازه
خداوند میتونه منو سريع تر از آنچه من تصور می کنم به موفقیت در هدفم برسونه به شکلی که از نظر دیگران گویی معجزه رخ داده
من همیشه فکر میکردم که محاله که من راحت و در سلامتی کامل با لذت بدون رژیم و ورزش لاغر بشم و دوباره چاق نشم ولی اتفاق افتاد،
من به سری الحساب بودن خداوند ایمان دارم
من همیشه فکر میکردم که محاله بتونم کاری انجام بدم و پول دربیارم ولی شد و خداوند سریعتر از افکار من عمل میکنه ،من هنوز دوره یادگیری کیف بافی رو تموم نکرده بودم که مشتری های اول به من سفارش دادن ،من هنوز از کار خودم مطمئن نبودم ولی اونا مطمئن بودن و همینطور مشتری های من بیشتر شدن ،یه روز یه خانومی به من پیام داد که نشناختمش گفت من عاشق کیفی که بافته بودین شدم با خودم فکر کردم حتما تو اینستا کیف رو دیده و خوشش اومده (این فکر من بود)ولی خداوند خیلی راه بلده ،ایشون گفت من تو ارایشگاه کیف رو رو دوش خواهرزاده تون دیدم و عاشقش شدم، من عاشق کیف هستم ،میشه برام ببافین
خیلی برام جالب بود که خواهر من و دخترش یه ارایشگاه پیدا کنن که کارش خوبه ولی تا حالا نرفتن ،بعد تو اون لحظه که اونا رفتن و دختر خواهرم همون کیف رو برده اون خانوم هم اونجا باشه ،کسی که عاشق کیفه و خیلی از کیفی که من بافتم خوشش بیاد و از خواهرم بپرسه و ایشون پیج منو بهش بده و ایشون به من پیام بده که اون کیف رو میخواد و قبل از اینکه من آماده اش کنم بیشتر مبلغ کیف رو بدون چون و چرا بریزه و کلی هم تشکر کنه
و منی که فقط چند ماه از یادگیریم گذشته بتونم کلی مشتری پیدا کنم و درآمد داشته باشم چیزی که قبلا برام محال بود
این چی میتونه باشه غیر از سریع الحساب بودن خداوند
خدایا تو بینظیری، بینهایتی ،عشقی ،آگاه به همه چیز و همه کسی
خدای مهربونم بی نهایت سپاسگزارم
من دوست داشتم بتونم تو یه خونه زندگی کنم که سه خوابه و آفتابگیر و دلباز باشه و خیلللی زودتر از اون چیزی که فکر میکردم پولش از راههایی که هیچ وقت فکرش رو هم نمیکردم جور شد و من اون خونه رو راحت رهن کروم
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
خداوند که توی این چند ماه تغییر نکرده ،خداوند همیشه ثابته ولی اون چیزی که تغییر کرده باورهای منه نسبت به خداوند ،ورودی های منه ،افکار منه،عملکرد منه
من لایق درخواست کردن از خداوند هستم چون درخواست از خداوند مقدسه، عبادته،
من از خداوندم پس لایق خوبیها ،آرامش ها،شادیها و زندگی بهتر هستم
خداوند منو خلق کرده که در این دنیا با ایجاد خواسته در خودم و خلق اونها دنبا رو گسترش بدم
پس من لایق درخواست کردن از خداوند هستم
خداوند برای برآورده کردن خواسته تناسب اندام در من هیچ وقت سوابق چندین ساله قبل منو بررسی نکرد !
پس خداوند برای تحقق خواسته هامون سوابق ما رو بررسی نمیکنه
من باور میکنم که برای تحقق خواسته هام فقط باید از خداوند درخواست کنم و بعدش ایمانم رو نسبت به خداوند تقویت کنم و افکارم رو کنترل کنم و با احساس خوب در مسیر اینه بدم و قدم بردارم و مطمئن باشم که خداوند درخواست منو اجابت میکنه چون خودش گفته و خداوند به عهد خودش وفاداره ،خداوند معجزه میکنه،خداوند سریع الحسابه
من وقتی به خواسته هام فکر میکنم ،تو مغرگزم مرور میشه که چطوری ممکنه با این شرایط اقتصادی،گرونی و بی پولی و یا هر مورد بیرونی دیگه و قبلا حتما پشیمون میشدم و دیگه بهش فکر نمیکردم ولی الان که در مسیر سبز تغییر هستم دیگه میدونم که خداوند بسیار قویتر از این موارد و اینا همه مسائل بیرونی هستند که من تو مغزم ذخیره کروم و حالا باید فرمولهای ذهنی خودم رو اصلاح کنم و خداوند همیشه حاضر منو میبره به سمت خواسته هام و من قدم به قدم جلو میرم و خواسته م رو تجربه میکنم
من قبلا به خرید خونه بزرگتر فکر میکردم ولی وقتی فکر میکردم چطوری؟ دیگه از درخواستم پشیمون میشدم چون مطمئن بودم نمیتونیم
خریدن طلا و یا رانندگی با ماشین خودم، داشتن پول بیشتر اینا چیزایی بودن که وقتی به چطوریش فکر میکردم افکار منفی تو ذهنم میگفت نمیشه
همین که من درخواست زیادی نداشتم و یاهر درخواستی که داشتم سریع پاکش میکردم یعنی خودم رو لایق داشتن خواسته هام نمیدونستم و فکر میکردم باید به همونی که دارم قانع باشم و خدارو شکر کنم تا خداوند همینرو هم ازم نگیره
ولی الان میدونم که طبق آیه های قرآن خداوند به من نزدیکه ،در وجود منه و نیازی نیست هیچ کاری انجام بدم فقط کافیه که بدونم خدا به من بسیار نزدیکه ،نزدیک تر از اون چیزی که فکر میکنم و فقط کافیه از این خدای همیشه موجود و بسیار نزدیک درخواست کنم ،انتظار داشته باشم و خداوند درخواست منو اجابت میکنه و من باید مطمئن باشم ایمان داشته باشم و حالم خوب باشه و مشتاق زندگی دلخواهم باشم و این مسیر قدم بردارم و خداوند درخواست منو اجابت میکنه چون خداوند دوست داره با اجابت درخواست من دنیا رو گسترش بده و من باید خودمو باهاش همسو کنم
سریع الحساب بودن از ویژگیهای خداونده ،خودش در قرآن فرموده که خداوند سریع الحسابه و ویژگی های خداوند هیچ وقت تغییر نمیکنه و برای همه یکیه
تنها تفاوتی که در بین انسان ها وجود داره میزان ایمانشان به خداونده ،انتظارشون از خداونده و این درونیه هر انسانیه
و اگر به خداوند و تمام ویژگی هاش ایمان داشته باشیم برای ما هم کار میکنه همونطوری که برای پیامبران و انسان های موفق کار کرده
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
چون زمانی که فقط دوست داشتم یه گوشی اندروید داشته باشم سریع تر از اون چیزی که فکر میکردم گوشی آیفون سون که اون موقع آخرین مدل گوشی آیفون بود رو از برادر همسرم هدیه گرفتم
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
چون زمانی که دوست داشتم درآمد بیشتری داشته باشم خیلی زودتر از اون چیزی که فکر میکردم پول بیشتری وارد زندگی من شد
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
چونکه زمانی که دوست داشتم کتونی سفید داشته باشم خیلی سریعتر از اون چیزی که فکر میکردم دو سه تا کتونی مارک سفید هدیه گرفتم
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
چون وقتی دلم میخواست تو یه خونه بهتر زندگی کنم خیلی زودتر از اون چیزی که فکر میکردم یه خونه بهتر رهن کردم
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
چونکه زمانی که من دوست داشتم قسط و بدهی نداشته باشم خیلی زودتر از اون چیزی که فکر میکردم اونا پرداخت شدن
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
چونکه وقتی دلم میخواست راحت لاغر بشم به مسیری هدایتم کرد کخ بتونم خواسته ام رو خلق و تجربه کنم
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم چونکه وقتی دوست داشتم دندونم اذیتم نکنه خیلی سریع تر از اون چیزی که فکر میکردم خوب شدم
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
به نام انرژی برتر جهان هستی
به خدای یکتایی که میپرستم دلگرم هستم.
زمانی که بخواهیم کاری را شروع کنیم و استارت آن را بزنیم اول عمل خودمان را در نظر میگیریم مثلا قبلا من شناختی از ذهن و قدرت ذهن نداشتم و بیشتر فکر میکردم که جسمی باید کارها پیش برود و کارها پیش میرفت ولی خیلی سخت و زمانبر، و در انجام کارها همیشه چطور و چگونه بود مثلا من دوران دانشگاهی درس خون بودم و دوست داشتم رشته داروسازی رو قبول بشم ولی در ذهنم اومد که چطور ممکن قبول بشی نه کلاس کنکور خوبی رفتی نه هزینه زیاد کردی، نه پول زیادی خرج کردی که جزوه های خوب بگیری و کلا انگار این چطور رسیدن به خواسته اصلا مانع رسیدن به علاقه من شد و من خودم رو لایق که نمیدیم هیچ تا قبل از کنکور بهانه ها رو آماده کرده بودم که داروسازی قبول نمیشم و مجبورم برم رشته دیگه که دقیقا اینقدر درس خوندم ولی انتظارم از همان رتبه که در ذهنم بود بالاتر نرفت تلاش بود ولی ترموستات ذهنی من روی یک رتبه تنظیم شده بود و من براحتی یک رتبه پایین تر ولی دانشگا دولتی قبول شدم راضی هم بودم فکر میکردم همون هم برای من خیلی.
در واقع درسته که برای رسیدن به خواسته به چطور و چگونه رسیدن به آن نباید فکر کنیم ولی یک سری باورها و نگرش ها هم باید تغییر کنه که رسیدن به خواسته برای ما باور پذیر بشه.
من بردارم ۷ سال ازدواج کرد و صاحب بچه نشد و در طول ۷ سال تمام روش های باروری رو امتحان کرد و زن دادشم با من صحبت میکرد که نگاه کن همه بچه دارند چرا وارد زندگی من نمیشه گام اول رو خوب برداشته بود که بچه هست برای من نیست یعنی در ذهنش خواسته اون بود در زندگی اون نبود و برای رسیدن به خواسته به چطور و چگونه فکر میکرد که الان باید برم دکتر الان روز چندمم الان باید چی بخورم چی نخورم آخر سر هم بچه ای ایجاد نمیشد و در آخر گفت انگار خدا هوای من رو نداره و دیگه ناامید شده بود که گفت دیگه خسته شده ام و نمیدونم چکار کنم همه الان بچه دارند ولی من ندارم به خدا میسپارم انشاالله درست میشه و کار میخواست به جدایی بکشه که همون ماه باردار شد خیلی راحت وبعد بچه دوم و الان بچه سوم رو هم باردار و خودش میگه بعد از بچه اول بیخیال شده ام و خیلی راحت الان سومی رو هم باردارم در این فاصله خدا که عوض نشد نعمت های خداوند همیشه هست این ما هستیم که به اندازه باورها و نگرش ها و انتظاراتمان از این نعمت ها استفاده میکنیم.
من قبلا که میخواستم از خداوندم درخواست کنم قبلش نماز میخوندم و روزه میگرفتم و نذر میکردم و بعد آخر نماز اول صلوات میگفتم و بعد خواسته و صلوات بعد و چقدر مودبانه از خداوند درخواست میکردم چون در وجودم از خداوند ترس داشتم که مبادا پر رویی نباشه و بعد از خواسته آرامشی هم نبود و منتظر بودم که این خواسته کی وارد زندگی من میشه آخرش هم که نمیشد میگفتم قسمت من نبوده یا صلاح من نیست و براحتی روی خواسته ام خط میکشیدم.
من در دورانی که برای دانشگاه داشتم درس میخوندم دو تا رشته یکی دانشگا آزاد قبول شدم و یکی دانشگاه دولتی و اومدم بررسی کردم دیدم چطور به خواسته رشته مهندسی پزشکی برسم من رشته ام تجربی بود و باید میرفتم با بچه های رشته ریاضی فیزیک امتحان میدادم همه به من گفتن قبول نمیشی ریسک نکن بیخیال بشو ولی من اینکار رو انجام دادم در دلم امید به قبولی داشتم و حرکت کردم و با بچه های رشته ریاضی فیزیک امتحان دادم و رشته مهندسی پزشکی دانشگا آزاد قبو شدم و همزمان دانشگاه دولتی هم رشته دیگه قبول شدم.
بعد شروع شد که چطور میخوای بری یه شهر دیگه،دختری خودت تنها نمیتونی بری،میدونی خرجش چقدر زیاد، حواست به برادرهات هم باشه اون هم دانشجو هستن و من براحتی تسلیم شدم و روی خواسته ام خط کشیدم و رفتم دانشگاه دولتی یک رشته دیگه درس خوندم که هم در شهر خودم باشم و هم کمکی به بقیه باشد، که اون همه درس خوندن هم به درد من نخورد و الان شغل من کاملا متفاوت با رشته دانشگاهی من است.
من قبلا برای لاغر شدن خیلی زحمت میکشیدم نتیجه میداد ولی کوتاه مدت و بعد از مدتی محو میشد و اضافه وزن شروع میشد ولی بعد از ورود به سرزمی لاغرها من سریع الحساب بودن خداوند رو در زندگیم دیدم و در مدتی که دوره بودم اصلا عجیب به چطور لاغر شدن فکر نمیکردم و اصلا منتظر اینکه کی لاغر هم میشم نبودم و دیدم بعد از مدتی دارم سبک تر و خوشتیپ تر میشم و احساس خوبی هم دارم و تغییر افکار در زمینه لاغری جواب داد، خداوند همیشه با نعمت های فراوان منتظر ماست ما فقط با تغییر افکار و باورها بدون اینکه منتظر باشیم کی خواسته وارد زندگیمان میشود با ایمان به خدا در راستای خواسته مان حرکت کنیم و چطور و چگونه اش رو به خداوندی بسپاریم که ملیارد ها ملیارد بار کارها رو به درستی انجام داده است الان برای من نیز شاهکار انجام میدهد.
من قبلا فکر میکردم که برای انجام خواسته باید بروم امامزاده ها و اون ها طلب خواسته کنم که قبلا بارها بارها این کار رو انجام داده بودم چون فکر میکردم پیامبران و امامان آبرو و اعتبار بیشتری نزد خدا نسبت به من گناهکار دارند و چقدر با گریه و زاری در امامزاده ها خواسته هایم رو طلب میکردم و بعد از،تغییر افکارم و شناخت خداوندم متوجه شده ام که همه ما نزد خداوند یکی هستیم و من جرات درخواست کردن از خداوند را بدون واسطه و از ته قلبم از خداوند شروع کردم اولش هم خیلی میترسیدم که نکنه من دارم مسیرم رو اشتباه میرم ولی جرات پیدا کردم و با خودم گفتم دوست دارم تجربه متفاوت داشته باشم و هر چی شد اشکال نداره و شروع کردم که خدا شاهد تغییراتی که در طول این سه سال برای من داشت واقعا دور از ذهن من بود ولی به بهترین شکل من سریع الحساب بودن خداوند رو در زندگیم دیدم.
و وقتی خواسته هایت وارد زندگیت میشود تازه شروع زندگی جدید که جرات کنی ادامه بدی و نعمت هایت رو بزرگتر کنی چون یکی از ویژگی های خداوند گسترش است و گسترش و فراونی در همه چیز پس گسترش و فراوانی در زندگی من نیز هست چون من خداوند رو با تمام ویژگی هایش قبول دارم و استمرار دارم در مسیر بهتر زندگی کردن و خداوند هر روز با معجزات و نعمت هایش من رو شگفت زده میکند از آدم های خوبی که در مسیر زندگیم قرار میده، از آسان شدن کارها، از تعریف کردن های دیگران درباره خودت، حتی رنگ دنیا هم انگار برای من شفاف تر شده و ذوق و شوق زندگی کردن با ایمان و آرامش به خدا در وجودم شکل گرفته است.
در نهایت برای همیشه به دانایی، توانایی و سریع الحساب بودن خداوند عزیز دلم، بینهایت دلگرم هستم.
من در صف دریافت کنندگان نعمت های الهی هستم.
نشان های دریافت شده
درود یه استاد گرامی و دوستان همراهم
چه اطلاعات تازه و جدیدی این فایل به من داد
فکر کردن به چطور و چگونه بزرگترین مانع برای رسیدن به خواسته هایمان است دقیقا این نگرش درست است
تجربه ای که من از ضربه خوردن بخاطر فکر کردن به چطور و چگونه رسیدن به خواسته ام خوردم را عنوان میکنم
من و همسرم در سیدنی استرالیا بیزنس لاستیک فروشی و تعمیرات مکانیکی داریم
این بیزنس را ۳۰ سال پیش شروع کردیم قبلا گفته بودم که مغازه ای که دنبالش بودیم را کس دیگری اجاره کرد و ما مجبور به اجاره مغاره کوچکتری شدیم
این کار خواست خدا بود و به نفع ما چون آن مغازه که دوست داشتیم اجاره کنیم کرایه اش زیاد بود و ما با شروع یک بیزنس تازه به احتمال زیاد از عهده مخارجش بر نمی آمدیم و ورشکست می شدیم
اما با شروع در یک مغازه کوچکتر بعد از دو سال که صاحبش قصد فروش کرده بود آنرا خریدیم و بیزنس مان هم رشد کرده بود و آنموقع توانستیم به این مغازه بزرگتر که مستاجرش از عهده مخارجش بر نمی آمد و قصد بیرون رفتن داشت وارد شویم
ما بعد از دو سه سال که توانایی گرفتن وام داشتیم تصمیم به خرید یک مغازه برای بیزنس مان کردیم
مغازه ایده آل همانی بود در آن مستاجر بودیم
ما به صاحب مغازه اعلام کردیم که حاضریم آنرا حتی بیشتر از قیمتش خریداری کنیم اما او حاضر به فروش نبود
در اینجا بود که همسرم می گفت جای دیگری مغازه بخریم و به آنجا نقل مکان کنیم
من با پیشنهاد او موافق نبودم و میگفتم مشتری ها ما را در این مکان می شناسند و اگر جای دیگر برویم آنها را از دست میدهیم و باز تازه دوباره باید مشتری جمع کنیم
اینجا بود که نگرش اشتباه من که ما چطور و چگونه میتوانیم تمام مشتری هایمان را در مکان جدید داشته باشیم از خرید مغازه در مکان دیگر صرف نظر کردیم
اگر انموقع این نگرش را داشتم که خواسته من صاحب مغازه بودن است و امکان خرید هم دارم نگه داشتن مشتری ها را بعهده خدا میگذارم و به چطور و چگونه حفظ کردن آنها فکر نمیکردم الان صاحب مغازه خودمان بودیم و بدهکاری هایش هم نزدیک به تمام شدن بود
من همیشه محافظه کار بودم و اهل ریسک کردن نبودم
اگر این اطلاعاتی را که الان از این دوره های بی نظیر دریافت میکنم آنموقع داشتم به آسانی بر روی خواسته صاحب مغازه شدنم خط نمی کشیدم
دارم به این فکر میکنم که نگرش الان دیگه دیر شده را نداشته باشم و برای به حقیقت پیوستن این خواسته اقدام کنم و به خداوند مهربانم در سریع الحساب بودنش ایمان داشته باشم
وقتی همسرم به خانه آمد با او در این مورد مشورت میکنم و بعدا نتیجه را به اطلاع میرسانم
سلام و درود
خیلی عالیه که نگرش ما برای عمل کردن به ایده های الهی تغییر کرده و انقدر سریع تصمیم می گیریم که اقدام کنیم.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
با یاد و نام خدا
با سلام و درود
من به سریع الحساب بودن خداوند ایمان دارم
از همون بچگی هر وقت یه فکر وآرزویی در ذهنم شکل می گرفت می نشستم و کلی در مورد اینکه چطوری قراره این آرزو برآورده بشه فکر می کردم و چون ذهنم محدود بود سریع می گفتم این جزو محالاته و ممکن نیست بهش برسم.
بزرگتر که شدم یه وقتایی می گفتم خوب قسمتم نیست و خدا نخواسته که به فلان آرزوم برسم و همیشه یه جورایی ذهنمو راضی می کردم.
وقتی می دیدم بقیه مثلا ماشین خوب یا خونه با شرایط عالی دارند سالی چند بار مسافرت میرن و هرچی دلشون میخواد میخرن می گفتم اینا حتما بنده های خوب خدا هستن که خدا بهشون لطف داره و یه جورایی خودمو به خاطر گناه و رعایت نکردن حجاب و کوتاهی در نماز وروزه هام مجاب می کردم که حقم همینه و خدا برام نمیخواد و خودمو از درگاه خدا دور می دیدم و خجالت می کشیدم ازش چیزی بخوام.
بارها به خاطر چطور وچگونه برآورده شدن آرزوها دونه دونه آرزوهامو خط می زدم چون تو ذهنم رسیدن بهشون منطقی نبود و شرایط رسیدن به اون آرزوها دور و دست نیافتنی بود.
بعد از این که کمی آگاهی هامو بالاتر بردم و درمورد تغییر نگرش و باورها اطلاعاتی به دست اوردم خودمو لایق رسیدن به خواسته هام می دیدم و کم کم دیدم شرایط طوری پیش می رفت که می تونستم باور کنم رسیدن به خواسته هام ممکنه.
از درخواست های کوچک شروع کردم و ذهنم باور کرد که منم می تونم از خدای خودم بخوام و باهاش حرف بزنم و ازش بیشتر و بیشتر بخوام.
من لایق رسیدن به خواسته هام هستم و ایمان دارم که به زودی به خواسته هام میرسم.
خداوند به خواسته های من پاسخ میده چون خودش بارها گفته که من نزدیکم و دعای دعاکننده را اجابت می کنم و شرطی نگذاشته که بنده من چنین و چنان باشه فقط باید بخوام ازش و بهش باور و ایمان داشته باشم که صدای منو می شنوه.
یه زمانی فکر می کردم سریع الحساب بودن خداوند مخصوص پیامبران و بنده های خاصشه ولی بعدها می دیدم خیلیا به خواسته هاشون میرسن که بنده خاصی هم نیستن ولی اونا باورهای قوی تری داشتن.
منم تو زندگیم هرجایی که با ایمان از خدا خواسته ای داشتم سریع پاسخ گرفتم برای فرزند دومم دلم می خواست پسر باشه و حتی تو دوران بارداری اسمشو انتخاب کردم و هر روز با همون اسم باهاش حرف می زدم و خدا رو شکر یه پسر صحیح و سالم خدا بهم هدیه داد.
درمورد تحصیلات هم دلم می خواست شرایط ادامه تحصیل برام مهیا بشه که اونم انجام شد و تو رشته ای که دلم میخواست مدرکمو گرفتم.
برای لاغر شدنم از لحظه ای که وارد سایت استاد شدم انواع رژیم و کارای دیگه رو کنار گذاشتم و به وزن دلخوام رسیدم بدون هیچ نوع سختی. درحالی که سالها با ورزش و رژیم به این خواسته نرسیده بودم.
خرید خونه،خرید ماشین ،گرفتن گواهی نامه و خیلی خواسته های دیگه که از خدا خواستمو و بهم بخشیده شد و آرزوهام براورده شدن.
با تموم این خواسته ها که سریع از طرف خدا پاسخ داده شد مطمئنم برای آرزوهای دیگم به زودی از طرف خدا هدیه های زیادی دریافت می کنم.