فکر کردن به چطور و چگونه برآورده شدن آرزوها باعث قدرت گرفتن نگرش دور از دسترس بودن آنها می شود. این نگرش به سادگی مانع تحقق آرزوهایتان می شود.
اگر چطور و چگونه برآورده شدن آرزوهای خود را به خداوند واگذار کنید و با آرامش و اطمینان خاطر در مسیر رسیدن به خواسته های خود قدم بردارید از سریع الحساب بودن خداوند شگفت زده می شوید.

چطور و چگونه
فاصله بین رسیدن به خواسته ها و نرسیدن به آن بسیار ناچیز است. تنها یک فکر می تواند مانع از تحقق آرزوهایتان شود.
تنها کافی است به چطور و چگونه رسیدن به خواسته هایتان فکر کنید. همین یک فکر برای قانع شدن شما که هرگز به خواسته خود نخواهید رسید کافی است.
حتما این تجربه را دارید که خواسته ای در وجود شما شکل گرفته است اما در همان لحظات اولیه با فکر کردن به چطور و چگونه رسیدن به آن خواسته قانع شده اید که این یک خواسته دست نیافتنی و حتی شاید اشتباهی است که در وجود شما شکل گرفته است و به راحتی بر روی خواسته خود خط کشیده اید.
امروز که به گذشته فکر می کنم به وضوح به خاطر می آورم که برای هر خواسته ای که در وجودم شکل می گرفت اولین فکری که در ذهن من مرور می شد این بود که چطور و چگونه می خواهی به این خواسته برسی؟!
و من برای هیچ کدام از خواسته هایم راه و روشی سراغ نداشتم که چگونه قرار است به واقعیت تبدیل شوند.
به هر خواسته ای فکر می کردم عقیده و نظر من این بود که هرگز این خواسته برآورده نخواهد شد.
وقتی به پرداخت بدهی هایم فکر می کردم آن را امری محال ممکن می دانستم چون چند سال برای این کار تلاش کرده بودم اما هر سال بدهکاری های من بیشتر می شد.
وقتی به رشد کسب و کارم فکر می کردم آن را امری محال ممکن می دیدم چون چند سال از شروع کسب و کارم می گذشت و تلاش زیادی برای پیشرفت شغلی انجام داده بودم اما نتیجه چندانی حاصل نشده بود.
وقتی به بهبود رابطه با همسرم فکر می کردم آن را محال ممکن می دیدم چون سالها از ازدواج ما می گذشت و هر سال شرایط و رابطه ما بدتر از قبل می شد.
به هر خواسته ای فکر می کردم به این دلیل که سالهای زیادی از زندگی ام درگیر آن مساله و مشکل بودم نمی توانستم تصور کنم که این خواسته من برآورده خواهد شد.
همیشه بعد از فکر کردن به هر خواسته ای بلافاصله افکار درباره چطور و چگونه رخ دادن آن خواسته در ذهنم مرور می شد و ذوق و شوق مرا از بین می برد.

شرایط درخواست و دعا کردن را دارید
به لطف خدای مهربان زمانی که در مسیر تغییر زندگی قرار گرفتم و با قانون جذب آشنا شدم علاقمند به درک قوانین جهان هستی و مخصوصا تاثیر خداوند بر زندگی انسان شدم.
وقتی قرآن را درباره نقش خداوند در برآورده شدن خواسته ها و آرزوها مطالعه می کردم به این موضوع شگفت انگیز برخوردم که خداوند در قرآن می فرماید:
و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزدیکم، و دعای دعاکننده را اجابت میکنم، پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.
سوره بقره آیه ۱۸۶
خداوند در این آیه فرموده است که دعای دعا کننده را اجابت می کنم.
درک و برداشت من این بود که دعای درخواست کننده همان خواسته ها یا آرزوهای بنده ها می باشد. بنابراین برای اولین بار در زندگی ام با این نگرش مواجه شدم که خداوند درخواست های من را اجابت می کند.
تا قبل از آن نگرش من این بود که انسان درستکاری نیستم و نتوانسته ام رضایت خداوند را جلب کنم و به همین دلیل از خدا دور شده ام پس خداوند صدای من گناهکار را نمی شنود یا به من اهمیت نمی دهد.
اما در این آیه هیچ شرط و شروطی برای اینکه دعای چه انسان هایی را اجابت می کنم نیامده است.
جالب است که شرط برآورده شدن دعا بعد از اینکه خداوند فرموده است دعای درخواست کننده را اجابت می کنم به شرط اینکه فرمان مرا گردن نهد و به من ایمان آورد.
این خیلی تفاوت دارد با آنچه من درمورد خداوند فکر می کردم که چون بنده درستکاری نیستم خداوند دعا و درخواست های من را اهمیت نمی دهد.
برای قبل از درخواست کردن هیچ شرط و شروطی توسط خداوند تعیین نشده است.
خداوند نگفته است فقط بنده هایی که چه کارها یا اعمالی را برای حداقل چه مدت انجام داده اند می توانند از من درخواست یا دعا کنند.
این درک به من کمک کرد تا از شر احساس عذاب وجدان که بنده صالح و درستکاری نیستم و خداوند مرا دوست ندارد رها شوم و برای اولین بار در زندگی جرات کردم که به درخواست کردن از خداوند فکر کنم.
تا قبل از آن همیشه گفتگوی من با خداوند در قالب التماس و خواهش برای بخشیدن گناهان و سهل انگاری هایم بود، اما بعد از شکل گیری این نگرش در وجودم اشتیاق اینکه از خداوند درخواست و کمک بخواهم شکل گرفت و تصمیم گرفتم برای یک بار هم که شده خداوند را امتحان کنم.
خداوند شرط برآورده شدن آرزوها و اجابت درخواست ها را ایمان داشتن به خود معرفی کرده است.
به فرمان من گردن نهد همان دعوت خداوند از انسانها برای ایمان آوردن است بنابراین اگر به شکل واقعی و قلبی به خداوند ایمان داشته باشید نه تنها واحد شرایط درخواست و دعا کردن هستید بلکه خداوند اجابت دعای شما را تضمین کرده است.
دریافت این آگاهی ها و مرور این نگرش ها در وجودم ذوق و شوق زیادی برای زندگی کردن، دعا کردن، آرزو کردن و حتی پرستیدن خداوند ایجاد کرد و تصمیم گرفتم به لطف خدای مهربان زندگی جدیدی را شروع کنم.

سریع الحساب بودن خداوند
یکی از بزرگترین موانع رسیدن به خواسته ها فکر کردن به چطور و چگونه رخ دادن آن است. فکر کردن به این موضوع به این دلیل که ما هیچ راهکاری برای رسیدن به خواسته های خود نداریم رسیدن به آن را یا غیرممکن می کند یا راهی بسیار سخت و طولانی در پیش روی ما قرار می دهد که فکر کردن به آن باعث ایجاد یاس و ناامیدی در ما می شود و خواسته های خود را فراموش می کنیم.
برای رفع این مانع بزرگ باید چاره ای می اندیشیدم و بهترین چاره به نظرم جستجو در قرآن بود تا از نگرش خداوند درباره اجابت درخواست ها اطلاع پیدا کنم.
با جستجو در قرآن به عبارت (سریع الحساب) برخورد کردم که راه حل مقابله با مانع زمان بر بودن برآورده شدن آرزوها در ذهنم بود.
عبارت (سریع الحساب) هشت مرتبه در قرآن آمده است که نشان از اهمیت این موضوع دارد. در واقع خداوند (سریع الحساب) بودن را یکی از ویژگی های خودش عنوان کرده است.
- آنانند که از دستاوردشان بهرهای خواهند داشت و خدا سریع الحساب است. (بقره ۲۰۲)
- تا خدا به هر کس هر چه به دست آورده است جزا دهد، که خدا سریع الحساب است. (ابراهیم ۵۱)
- امروز هر کسی به آنچه انجام داده است کیفر مییابد. امروز ستمی نیست؛ آری، خدا سریع الحساب است. (غافر ۱۷)
من به این درک رسیدم که اگر به خداوند ایمان داشته باشم باید به ویژگی ها و صفات او هم ایمان و اطمینان داشته باشم بنابراین تصمیم گرفتم هربار که در ذهنم رسیدن به آرزوها و خواسته هایم طولانی و سریع الحساب بودن خداوند فکر کنم و ایمان داشته باشم که سرعت خداوند در برآورده کردن خواسته هایم بسیار بیشتر از سرعت عملکرد من می باشد.
به این شکل ذوق و شوق رسیدن به آرزوها را در وجودم حفظ می کردم و با اینکه هیچ نشانه ای از برآورده شدن خواسته هایم نمی دیدم ولی در ذهنم با فکر کردن به اینکه خداوند سریع الحساب است مانع از خراب شدن احساس و ناامیدی خودم می شدم و ذوق و شوق تحقق آرزوها را در وجودم زنده نگه می داشتم.

من ایمان داشتم برای تحقق آرزوهایم به محض اینکه به خداوند توکل کنم، او هم برنامه اش برای تغییر زندگی من و تحقق آرزوهایم را سرعت می بخشد. چون خداوند سریع الحساب است.
من ایمان داشتم زودتر از آنچه همیشه در ذهن من مرور می شود به آرزوهایم می رسم چون خداوند سریع الحساب است.
من ایمان داشتم از طریقی که در آن روزها به عقل من نمی رسد می توانم بدهکاری هایم را پرداخت کنم.
من ایمان داشتم به شکلی که در آن روزها به عقل من نمی رسید کسب و کار من رشد و گسترش پیدا خواهد کرد.
من ایمان داشتم به طریقی که در آن روزها به عقل من محال ممکن بود روابط من با همسرم دگرگون خواهد شد.
فکر کردن به این نگرش ها و تکرار کردن آنها در زمان هایی که تحت تاثیر هجوم افکار منفی قرار می گرفتم ذوق و شوق اینکه زودتر از آنچه می توانستم تصور کنم آرزوهایم به واقعیت تبدیل خواهد شد را زنده نگه می داشتم.
من باور کردم که خداوند سریع الحساب است و همانطور که خودش وعده داده فقط کافی است من از ایمانم به خداوند مراقبت کنم. در این صورت خداوند سریع تر از قبل کارها را انجام خواهد داد.
خداوند موفقیت را زودتر از آنچه فکرش را می کنم وارد زندگی من خواهد کرد.
خداوند نعمت هایی وارد زندگی من خواهد کرد که سال ها مرا جلو خواهد انداخت.
یکی از موانع ذهنی افراد برای دنبال کردن خواسته ها و آرزوهایشان این است که آنها به سن خود توجه می کنند و تصور می کنند که دیگر از سن آنها گذشته است. آنها فرصت کافی برای تحقق آرزوهای خود ندارند.
من هم در سن ۳۴ سالگی برای اولین بار در زندگی خواسته داشتن کسب و کار اینترنتی در وجودم شکل گرفت.
در آن روزها این نگرش در ذهن من بسیار قوی بود که تغییر شغل یا ایجاد کسب و کار باید در سن پایین انجام شود چون به سالها تلاش و صبر نیاز دارد تا به موفقیت برسد و من تصور می کردم که دیگر از سن من گذشته است که بخواهم قدم در مسیری بگذارم که هیچ اطلاعات یا تجربه ای درباره آن ندارم.
در این شرایط است که باید از نگرش های صحیح درباره خداوند برای حفظ انگیزه و شور و شوق جهت ادامه دادن استفاده کرد.
من با ایمان داشتن به سریع الحساب بودن خداوند اشتیاق و انگیزه خود برای داشتن کسب و کار اینترنتی را در وجودم حفظ کردم و با اینکه هیچ راه و روشی برای چطور و چگونه ایجاد کردن و به موفقیت رساندن آن نداشتم اما اجازه ندادم مرور افکار ناامید کننده در ذهنم باعث ایجاد یاس و ناامیدی در من شود.

ممکن است در شرایطی باشید که تصور کنید سن شما از آن حدی که برای تحقق آروزهایتان در ذهن تان منطقی است گذشته است و به همین دلیل احساس کنید توانایی یا فرصت کافی برای تحقق آرزوهایتان را ندارید.
در این لحظات باید به خاطر بیاورید که کاری را که ممکن است شما نتوانید در چندین سال انجام دهید، خداوند در زمان بسیار کوتاهی حتی کسری از ثانیه می تواند انجام دهد.
به شکل عادی شاید بیست سال طول می کشید تا من می توانستم با توجه به میزان درآمد و روند رشد و پیشرفتم تمام بدهکاری هایم را پرداخت کنم اما زمانی که خودم را لایق درخواست کردن از خداوند دیدم و از او خواستم بدهکاری های چند سال زندگی و کسب و کار من را پرداخت کند و به سریع الحساب بودن خداوند ایمان داشتم، معجزه در کمتر از یک سال رخ داد و آرزوی من برآورده شد.
به شکل عالی شاید هرگز نمی توانستم طعم خوش لاغری را تجربه کنم چون بیش از بیست سال برای لاغر شدن از طریق مختلف تلاش کرده بودم اما هر سال چاق تر می شدم، اما زمانی که آرزوی لاغر شدن را به خداوند عرضه کردم و به سریع الحساب بودن خداوند در تحقق آرزوها ایمان آوردم معجزه در کمتر از دو سال رخ داد و آرزوی لاغری من برآورده شد.
به شکل عالی شاید ده سال یا حتی بیشتر باید زمان صرف می کردم تا مراحل یادگیری و ارائه آموزش به دیگران را می آموختم چون هیچ تجربه و دانشی در حوزه آموزش نداشتم.
اما وقتی آرزوی آموزش لاغری با ذهن را به خداوند عرضه کردم و به سریع الحساب بودن خداوند ایمان آوردم معجزه در کمتر از چند ماه بعد از اینکه نشانه های لاغری را در خودم مشاهده کردن رخ داد و افراد برای یادگیری لاغری با ذهن از سراسر کشور به سمت من می آمدند و درخواست شرکت در دوره آموزشی لاغری با ذهن را داشتند.
شاید شما هم اکنون در موقعیتی باشید که با توجه به امکانات و شرایطی که دارید هیچ امیدی نداشته باشید که بیست سال یا سی سال دیگر هم آرزوهای شما محقق نمی شود. اما به خاطر داشته باشید که خوشبختانه کار خداوند سرعت بخشیدن به تحقق آرزوها و اجابت درخواست هاست چون او سریع الحساب است.
خداوند می تواند با ایجاد یک وقفه به موقع به مانند یک زنگ تفریح در مسیر زندگی شما باعث جلو انداختن ده ها سال شما در زندگی شود.
همانطور که یک شبه بیش از صد نفر را در گروهی که من برای توضیح دادن چگونه لاغر شدن با ذهن برای دو نفر از نزدیکانم ایجاد کرده بودم وارد کرد و یک شبه من ره ده یا بیست ساله را طی کردم و مدرس لاغری با ذهن شدم.

فقط نیاز است که دلگرم باشید.
به خدای یکتایی که می پرستید دلگرم باشید. این خدا می داند چگونه باید قوانین و جریاناتی که به نظر شما و دیگران منطقی است که سالها به طول بینجامد را از طریق سرعت بخشیدن در مدت بسیار کوتاهی در زندگی شما به جریان بیاندازد.
او می تواند شما را سریع تر از آنچه تصورش را می کنید به موفقیت و هدفتان برساند به شکلی که از نظر دیگران گویی معجزه رخ داده است.
حتما این تجربه را در زندگی خود داشته اید که تصور می کردید رسیده به فلان خواسته از نظر شما غیرممکن بوده است اما بعد از مدت کوتاهی شرایط و اتفاقاتی در زندگی شما رخ داد که آرزویی که رسیدن به آن از نظر شما محال بود به واقعیت تبدیل شد.
شاید دوست داشته اید که صاحب خانه شوید در حالی که سالها در خانه دیگری زندگی می کردید و هیچ امید و نشانه ای از صاحب خانه شدن در زندگی خود مشاهده نمی کردید اما به یک باره مانند طوفانی که از راه می رسد شرایط و اتفاقات در زندگی شما شکل گرفت و چند روز بعد شما صاحب خانه شدید.
شاید در شرایطی قرار داشته اید و تصور می کردید خارج شدن از این شرایط سالها زمان نیاز دارد یا مستلزم تحمل رنج و سختی فراوان است اما فقط چند روز بعد به شکل معجزه واری آن مساله بدون دخالت یا اقدامی از سوی شما حل شده است و شما از آن شرایط سخت خارج شده اید.
آن زمان که من خواسته خرید خانه ای بزرگ، مجلل و با تمام وسایل رفاهی را به خداوند عرضه کردم نه تنها از نظر شرایط مالی خود را مستحق داشتن همچین خانه ای نمی دیدم بلکه تا بحال نشنیده بودم که فردی در شهر ما خانه ای با تمام وسايل رفاهی خریده یا فروخته باشد.
اما تحقق این خواسته توسط خداوندی که سریع الحساب است فقط به چند ماه زمان نیاز داشت.
درآمد من از کسب و کار اینترنتی در طی فقط چند ماه چندین برابر شد.
خانه پدریم که سالها فروش نمی رفت فروش رفت و مبلغی بعنوان ارث پدری به من رسید.
آرزوی فردی که سالها رؤيای مهاجرت کردن داشت کمتر از یک سال بعد از ساخته شدن و تجهیز خانه اش به واقعیت تبدیل شد و او قصد رفتن کرد.
همسر من چند دقیقه بعد از اینکه فروشنده آگهی فروش خانه اش را در اینترنت آگهی کند آن را می بیند و از من خواست که برای دیدن این خانه مراجعه کنیم.
به محض وارد شدن به آن خانه احساس کردم که سالهاست فروشنده را می شناسم و اتفاقا او هم عنوان کرد که همین احساس را داشته است. جالب اینکه بیشتر از اینکه درباره خرید و فروش خانه صحبت کنیم درباره موضوعات مختلف از جمله رسیدن به آرزوها صحبت کردیم و آن زمان بود که فروشنده اعلام کرد قصد فروش تمام وسایل خانه را به دلیل مهاجرت دارد.

در نهایت با رد و بدل شدن چند جمله کوتاه بدون مراجعه به مشاور املاک صاحب خانه ای شدم که در آن لحظه در رؤیای من نمی گنجید و نمی توانستم باور کنم که چطور و چگونه خواسته من برآورده شد.
به خدای یکتایی که می پرستید دلگرم باشید. این خدا می داند چگونه باید قوانین و جریاناتی که به نظر شما و دیگران منطقی است که سالها به طول بینجامد را از طریق سرعت بخشیدن در مدت بسیار کوتاهی در زندگی شما به جریان بیاندازد.
او می تواند شما را سریع تر از آنچه تصورش را می کنید به موفقیت و هدفتان برساند به شکلی که از نظر دیگران گویی معجزه رخ داده است.
باید ایمان خود به سریع الحساب بودن خداوند را از طریق به یاد آوردن خاطرات زندگی خود تقویت کنید.
زمان هایی را به یاد بیاورید که خواسته هایی که تحقق آنها از نظر شما محال ممکن بوده است در مدت زمان کوتاهی به واقعیت تبدیل شده اند.
شاید حتی در زندگی اطرافیان خود شاهد تحقق خواسته ها یا شرایطی بوده اید که از نظر شما و دیگران معجزه الهی بوده است.
تفاوتی ندارد نشانه های سریع الحساب بودن خداوند را در زندگی خود یا دیگران جستجو کنید. همین که به یاد بیاورید شاهد سریع الحساب بودن خداوند بوده اید باعث تقویت ایمان شما نسبت به سریع الحساب بودن خداوند در تحقق آرزوهایتان می شود.
خدای امروز با خدای آن روزها هیچ تفاوتی ندارد، داشته ها و توانایی های خداوند هرگز تغییر نمی کند. بنابراین آنچه باید تغییر کند فقط نگرش و انتظار ما از خداوند است.
برای این مرحله باید این نگرش ها را در درونتان ایجاد کنید:
باور کنید که لایق و واجد شرایط درخواست کردن و دعا کردن از خداوند بدانید.
باور کنید که خداوند برای تحقق آرزوهایتان سوابق چندین ساله اعمال شما را بررسی نمی کند.
باور کنید که برای تحقق آرزوهایتان فقط باید بعد از عرضه درخواست هایتان ایمان خود به خداوند را تقویت و حفظ کنید.
باور کنید که خداوند سریع الحساب است و فراتر از محاسبات و چطور و چگونه هایی که در ذهن ما شکل می گیرد عمل می کند.
و در نهایت برای همیشه به دانایی، توانایی و سریع الحساب بودن خداوند دلگرم باشید.

تمرین:
۱- نگرش شما درباره افکاری که در ذهن درباره چطور و چگونه تحقق خواسته ها شکل می گیرد چیست؟
۲- در گذشته چه خواسته هایی در وجود شما شکل گرفته است که بخاطر فکر کردن به چطور و چگونه تحقق آن به راحتی خواسته یا علاقه خود را رها کرده اید؟
۳- نگرش شما درباره شرایط درخواست کردن از خداوند چیست؟ چقدر خود را واجد شرایط درخواست کردن از خداوند می دانید؟
۴- درباره لایق بودن و واجد شرایط بودن خود جهت درخواست از خداوند شرح دهید. برای خود منطقی کنید همیشه می توانید از خداوند درخواست کنید و ۱۰۰٪ درخواست های شما پاسخ داده می شود.
۵- نگرش شما درباره سریع الحساب بودن خداوند چیست؟ آیا فقط خداوند برای پیامبران سریع الحساب است یا این ویژگی خداوند شامل همه بندگان می شود؟!
۶- درباره سریع الحساب بودن خداوند از زندگی تان مثال پیدا کنید؟! چه موضوعاتی بوده اند که سریع تر از تصور شما به سرانجام رسیده اند؟! هرچقدر بیشتر مثال کنید به تقویت ایمان خود کمک کرده اید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.67 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدایی که جان آفرید🌸
سخن گفتن اندر زبان آفرید ✨
با سلام و درود خدمت استاد عزیزم عطارروشن و تمام همراهان خوبم در مسیر زیبای «تناسب فکری» 💖🙏
در طول زندگی، انسان همیشه با خواستههای گوناگون روبهرو میشود 🌱. بعضی خواستهها کوچکاند و بعضی آنقدر بزرگ به نظر میرسند که آدم فکر میکند رسیدن به آنها شاید فقط در حد یک رویاست 🌟. من هم مثل خیلی از آدمها، سالها با این سؤال زندگی کردم که آیا واقعاً میشود خواستهها را از خدا خواست و به آنها رسید؟ آیا اگر چیزی را از ته دل بخواهم، خدا آن را میشنود؟ و از همه مهمتر، آیا واقعاً خدا میتواند آن را به همان شکلی که برای من خیر است، در زندگیام محقق کند؟ 🙏
قبلاً نگاه من به خواستهها بسیار محدودتر بود. فکر میکردم اگر قرار است چیزی به دست بیاید، حتماً باید خودم همه چیز را برنامهریزی کنم، همه مسیر را بشناسم، از قبل بدانم از کجا باید برسم، چه موانعی هست، چطور باید از آنها عبور کنم و دقیقاً چه کاری انجام بدهم 🧭. در واقع، من تصور میکردم مسئولیت صددرصد رسیدن به خواستهها بر عهده خودم است. این نگاه باعث میشد ذهنم همیشه درگیر باشد و به جای اینکه از خواستهام لذت ببرم، مدام نگران چگونگی رسیدن به آن باشم 😔.
اما تجربه به من ثابت کرد که این نگاه چقدر محدود و خستهکننده است. ذهن من فقط میتواند بخشی از مسیر را ببیند، آن هم نه همهی آن را. من با دانستهها و تجربههای محدود خودم، نمیتوانستم آیندهای را که خدا برایم رقم میزند، درک کنم. هرچه بیشتر به زندگی نگاه کردم، بیشتر فهمیدم که برنامهی الهی بسیار وسیعتر، دقیقتر و مهربانتر از برنامهی ذهن من است ✨. خیلی وقتها چیزی که من فکر میکردم به صلاحم است، بعداً میدیدم اصلاً آنطور که تصور میکردم نبود. و خیلی وقتها هم چیزی را که از نظر ذهنیام دور یا غیرممکن میدانستم، ناگهان در بهترین زمان و به بهترین شکل وارد زندگیام میشد 🌸.
یکی از تغییرهای مهمی که در من اتفاق افتاد، این بود که فهمیدم نباید بیش از حد درگیر «چگونه» شوم. یعنی نباید تمام انرژیام را صرف این کنم که دقیقاً بفهمم از چه راهی، با چه شرایطی، و در چه زمانی خواستهام محقق میشود 🤔. چون وقتی ذهن بیش از حد درگیر چگونگی میشود، خودِ خواسته از مرکز توجه بیرون میرود و جای آن را اضطراب، نگرانی و تحلیلهای بیپایان میگیرد. من بارها این را تجربه کردهام. زمانی که فقط به آرزو فکر میکردم و میخواستم راهش را به خدا بسپارم، آرامتر بودم. اما وقتی سعی میکردم همه چیز را خودم کنترل کنم، احساس فشار و خستگی میکردم 🌧️.
حالا بهتر میفهمم که خواستن از خداوند، به معنی بیعملی یا رها کردن مسئولیت نیست. بلکه یعنی من خواستهام را با تمام قلبم مطرح میکنم، برایش نیت و اشتیاق دارم، اما به جای اینکه خودم را در پیچوخم مسیر گم کنم، به حکمت خدا اعتماد میکنم 🤍. من امروز باور دارم که انسان باید هم آرزو کند، هم قدم بردارد، اما نه با ترس و وسواس؛ بلکه با اطمینان، آرامش و توکل. اگر خواستهای در دل من هست، باید بدانم که آن خواسته بیدلیل در دلم نیفتاده است. گاهی خداوند آرزو را در دل انسان قرار میدهد تا او را به سمت رشد، امید و حرکت سوق دهد 🌱.
این نگاه برای من بسیار امیدبخش بوده است. چون قبلاً خیلی وقتها آرزوهایم را مینوشتم، اما بعد از مدتی فراموششان میکردم. گاهی حتی یادم نمیآمد دقیقاً چه خواستههایی داشتم. بعضی وقتها هم در عمل برای رسیدن به آنها کاری نمیکردم. اما کمکم فهمیدم که آرزو کردن فقط آغاز راه است. خواسته باید در ذهن و دل زنده بماند، اما نه به شکل وسواس و فشار. بلکه باید آن را با آرامش نگه داشت، با ایمان از خدا طلب کرد، و در زمان مناسب برایش اقدام کرد 🕊️.
از طرف دیگر، من به این نتیجه رسیدهام که همهی انسانها شایستهی درخواست کردن از خدا هستند. لازم نیست انسان بینقص باشد، گذشتهی کاملاً پاکی داشته باشد، یا به مرحلهای خاص از کمال رسیده باشد تا بتواند از خدا بخواهد. خداوند، خدای همه بندگان است. او به همه نگاه میکند، صدای همه را میشنود و برای هیچکس درِ رحمتش را نمیبندد 💫. این موضوع برای من بسیار آرامشبخش است. چون گاهی انسان احساس میکند آنقدر خطا کرده، آنقدر در مسیرش ضعف داشته، که دیگر حق ندارد چیزی بخواهد. اما حقیقت این است که خدا از ما نخواسته بیاشتباه باشیم؛ از ما خواسته به او رو بیاوریم، از او بخواهیم و به رحمتش امید داشته باشیم 🌷.
وقتی به رابطهام با خدا فکر میکنم، میبینم بخش مهمی از آرامش من از همین جا میآید که بدانم لازم نیست همهچیز را خودم حل کنم. لازم نیست تمام بار زندگی را فقط روی دوش خودم بگذارم. میتوانم خواستههایم را به خدا بگویم، میتوانم از او بخواهم، میتوانم با دل شکسته یا دل امیدوار درِ خانهاش را بزنم 🚪✨. و نکتهی زیبای ماجرا این است که خداوند نهتنها میشنود، بلکه گاهی خیلی سریعتر از آنچه فکر میکنیم پاسخ میدهد ⚡.
من در زندگی خودم بارها دیدهام که خداوند **سریعالحساب** است. بعضی وقتها چیزی که مدتها دور از ذهنم بود، در فاصلهای بسیار کوتاه اتفاق افتاد. گاهی خواستهای را در دلم داشتم و تصور میکردم شاید ماهها یا سالها طول بکشد تا محقق شود، اما ناگهان در زمانی کوتاه، حتی در عرض چند روز یا یک هفته، نشانههای اجابت را دیدم ⏳. همین تجربهها باعث شد باور کنم که قدرت خداوند فراتر از زمانبندی ذهن من است. او محدود به محاسبات من نیست. او میتواند راهی باز کند که اصلاً در ذهنم نمیگنجید 🌟.
تجربههای شخصی من در این زمینه خیلی مهماند. مثلاً در موضوعهایی مثل تقسیم ارثیه، فروش زمین و خانه، یا ازدواج برادر، چیزهایی را دیدهام که به من ثابت کردهاند خواستهها میتوانند خیلی سریعتر از انتظار انسان محقق شوند 🏡. گاهی شرایط آنقدر پیچیده و دور از حل شدن به نظر میرسید که اگر فقط با منطق انسانی نگاه میکردم، میگفتم این مسئله به این زودیها حل نمیشود. اما وقتی خداوند اراده کرد، راهها هموار شد، اتفاقها پشت سر هم افتاد و چیزی که دور و سنگین به نظر میرسید، به شکل قابلتوجهی آسان شد 🌈. این تجربهها ایمان مرا به این حقیقت بیشتر کرد که خداوند قادر است در کوتاهترین زمان، بهترین نتیجه را رقم بزند 🙌.
یکی از نکاتی که برای من بسیار مهم شده، این است که نباید فقط از خدا خواست و بعد با اضطراب منتظر ماند. درخواست کردن از خداوند باید همراه با اعتماد باشد. یعنی من خواستهام را مطرح میکنم، اما بعد به جای اینکه دائماً نگران باشم که آیا میشود یا نمیشود، سعی میکنم در آرامش بمانم 🌿. چون اضطراب، ذهن را به سمت کمبود و نداشتن میبرد. اما اعتماد، ذهن را به سمت گشایش و امکان میبرد. من هرچه بیشتر تمرین کردهام، بیشتر فهمیدهام که آرامش در دعا و درخواست، خودش نشانهی اعتماد به خداست 🤲.
از نگاه من، خداوند فقط خواستههای بزرگ را اجابت نمیکند، بلکه حتی کوچکترین نیازهای دل انسان را هم میبیند. هیچ چیزی برای او کوچک نیست، چون او بینهایت است 🌌. چیزی که برای ما بزرگ یا کوچک است، در نگاه خداوند محدود به اندازهی خواسته نیست، بلکه به حکمت و مصلحت آن بستگی دارد. گاهی چیزی که ما کوچک میدانیم، اثر بزرگی در زندگیمان دارد. و گاهی چیزی که بسیار بزرگ میدانیم، اگر به دستمان نرسد، ممکن است به خیرمان نباشد. اینجاست که توکل معنا پیدا میکند. یعنی من خواستهام را میگویم، اما نتیجه را به داناترین وجود میسپارم 🕊️.
قبلاً فکر میکردم اگر برای چیزی زیاد تلاش نکنم، یعنی آن را جدی نگرفتهام. اما حالا فهمیدهام که بعضی خواستهها با فشار زیاد به دست نمیآیند. بلکه نیازمند رهاسازی، ایمان و هماهنگی درونی هستند 🌺. گاهی انسان باید به جای اینکه همه انرژیاش را صرف زور زدن برای رسیدن کند، اجازه دهد مسیر در زمان درست باز شود. این به معنای بیتفاوتی نیست؛ به معنای باز کردن فضا برای کار خداوند در زندگی است ✨. وقتی ما بیش از حد با ترس و کنترلگری میخواهیم همه چیز را جلو ببریم، در حقیقت به آرامش خودمان آسیب میزنیم.
من امروز به این نتیجه رسیدهام که آرزوها دو دسته نیستند: واقعی و خیالی. بلکه بسیاری از آرزوهایی که امروز دور از دسترس به نظر میرسند، فقط چون هنوز زمان یا مسیر آشکارشان نرسیده، محال به نظر میآیند 🌙. در حالی که خداوند میتواند آنها را به واقعیت تبدیل کند. بسیاری از چیزهایی که قبلاً برایم خیلی دور بودند، بعداً وارد زندگیام شدند و همین باعث شد بفهمم که فاصلهی بین خواستن و رسیدن، همیشه آنقدرها که ذهن ما تصور میکند زیاد نیست 🌟.
در این میان، یکی از زیباترین درسهایی که گرفتهام این است که خداوند به بندگانش اجازهی خواستن داده است. همین که انسان میتواند دعا کند، خودش نشانهی بزرگیِ رابطهی او با خداست 🤍. دعا کردن یعنی من میپذیرم که به نیرویی بالاتر از خودم نیاز دارم. یعنی میدانم همه چیز را نمیدانم و همه چیز را نمیتوانم. این پذیرش، ضعف نیست؛ بلکه آغاز قدرت واقعی است. چون وقتی انسان از غرور «من خودم همه چیز را حل میکنم» فاصله میگیرد، تازه میتواند به رحمت و قدرت الهی تکیه کند 🌷.
از طرف دیگر، من یاد گرفتهام که گاهی خداوند خواستهای را به همان شکلی که تصور کردهایم نمیدهد، اما چیزی بهتر در عوض میآورد. این هم بخشی از حکمت اوست. شاید ما فقط ظاهر یک خواسته را ببینیم، اما خداوند باطن آن را هم میداند. به همین دلیل، گاهی تأخیر در اجابت، در واقع یک هدایت است. گاهی هم اجابت سریع، لطفی است که باید شکرش را بهجا آورد 🙏. در هر دو حالت، خداوند در حال کار کردن برای خیر بندهاش است.
من حالا با قلبی آرامتر از قبل، خواستههایم را با خدا در میان میگذارم. دیگر مثل گذشته خودم را درگیر مقایسه، ترس، یا تحلیلهای بیپایان نمیکنم. سعی میکنم خواستهام را واضح بگویم، نیت کنم، از او طلب کنم و بعد با اطمینان ادامه دهم 🌸. اگر چیزی به نفع من باشد، خداوند راهش را باز خواهد کرد. و اگر چیزی به نفع من نباشد، یقین دارم که او خواستهای بهتر در زمان مناسب برایم خواهد گشود ✨.
این نگاه، رابطهی من با زندگی را هم تغییر داده است. دیگر زندگی را میدان جنگی برای رسیدن به خواستهها نمیبینم، بلکه آن را مسیری میبینم که در آن باید یاد بگیرم، رشد کنم، دعا کنم، اعتماد کنم و گاهی صبر داشته باشم 🌿. خواستهها هنوز برایم مهماند، اما دیگر من را اسیر خودشان نمیکنند. من میخواهم آرزو داشته باشم، اما اسیر اضطراب نشوم. میخواهم درخواست کنم، اما ناامید و عجول نباشم. میخواهم تلاش کنم، اما در کنار آن، جای خالی خدا را در همهی مسیر حس کنم 🤲.
در نهایت، باور قلبی من این است که خداوند هم شنواست، هم توانا، هم مهربان و هم سریعالحساب 💫. او میتواند چیزی را که سالها طول میکشید، در چند روز ممکن کند. او میتواند درِ بستهای را باز کند که انسان فکر میکرد هرگز باز نمیشود. او میتواند از دلِ سختی، راهی آسان و از دلِ ناپیدا، راهی روشن بسازد 🌟. من با همین باور زندگی میکنم و هر روز بیشتر یاد میگیرم که خواستههایم را با ایمان، آرامش و اعتماد به او بسپارم.
پس اگر بخواهم تمام حرفم را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:
**من آرزو میکنم، از خدا میخواهم، به حکمتش اعتماد میکنم، از او انتظار خیر دارم، و مطمئنم که او در بهترین زمان و بهترین شکل، پاسخ دل بندگانش را میدهد.** 🤍✨