بسیاری از انسانها در جستجوی کشف رسالت و طرح الهی خود در دنیای مادی هستند. سالهاست منتظر آشکار شدن طرح الهی خود هستند درحالی که برای همچنان برای آنها واضح نشده است.
طرح الهی زندگی چیزی جدا از شرایط فعلی تان نیست. در هر شرایط و موقعیتی هستد در مسیر اراده الهی خود قرار دارید فقط کافی است به خداوند ایمان داشته باشید.

طرح الهی من
تا سن ۳۲ سالگی و قبل از آشنایی با قانون جذب و قدرت ذهن هیچ اطلاعای درباره موضوع طرح الهی زندگی نداشتم. البته اگر درباره آن می شنیدم نیز قطعا عقیده ای به آن نداشتم چون تصور من این بود که خداوند فقط برای پیامبران خود طرح الهی زندگی داشته است.
از آنجا که شنیده بودم پیامبران معجزاتی داشته اند و خداوند به طریق مختلف حمایت کننده آنها در مسیر زندگی شان بوده است تصور می کردم که خداوند فقط برای افرادی خاص که از قبل می دانسته قرار است روزی پیامبر او شوند طرح الهی و رسالت در نظر گرفته است و باقی انسانها به این دنیا آمده اند تا از طریق آزمون و امتحان ایمان آنها به خداوند مورد سنجش قرار گیرد.
چند ماه بعد از آشنایی با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن از طریق کتاب هایی که مطالعه می کردم با موضوع اراده الهی یا رسالت در زندگی مواجه شدم که هر انسانی در زندگی مسئولیت اجرای برنامه یا طرح الهی زندگی اش را به عهده دارد و این باعث تعجب و حیرت من شده بود.
با خودم فکر می کردم چطور ممکن است سی و چند سال زندگی کرده باشم بدون اینکه درباره این موضوع شنیده باشم.
چطور ممکن است گذشتگان من بدون اطلاع از طرح الهی زندگی خود در دنیای مادی زندگی کرده و از دنیا رفته باشند؟!
مهمتر از اینها چیزی که باعث سردرگمی من شده بود این بود که نقطه مثبت یا نورانی در سی و چند سال زندگی خودم سراغ نداشتم که باور کنم من هم در زندگی دارای طرح الهی هستم.
چگونه ممکن است زندگی سراسر رنج و ناراحتی داشته باشم و این شرایط جزئی از اراده الهی زندگی من باشد؟!
من سالها از شرایط زندگی خود ناراضی بودم. از وضعیت مالی به شدت گله و شکایت داشتم، از وضعیت چاقی ام بسیار ناراحت و ناامید بودم از وضعیت رابطه عاطفی با همسرم بسیار ناراضی بودم، در این شرایط نمی توانستم قبول کنم که من هم در زندگی صاحب طرح الهی یا رسالتی هستم.
این چه رسالتی است که سی و چند سال است هنوز برای من واضح نشده و من هیچ اطلاعی از آن ندارم.
بیش از یک سال به همین شکل سپری شد و با اینکه مطالب زیادی درباره طرح الهی و رسالت انسان در زندگی مطالعه می کردم اما همچنان نمی توانستم باور کنم که خداوند برای زندگی من نیز طرح الهی و رسالتی در نظر دارد.
از آنجا که من تصور می کردم اراده الهی یا رسالت چیزی شبیه پیامبر شدن است، نمی توانستم باور کنم که من یا هر انسانی دارای رسالتی در زندگی است چون عقیده داشتم که هزاران سال است دیگر انسانی به درجه پیامبری نرسیده است.

رسالت انسان در زندگی
به مرور که درک من از رسالت و طرح الهی زندگی بیشتر شد متوجه شدم که فقط پیامبر خدا شدن به معنای رسالت زندگی نیست بلکه هر عملی که منجر به خیر و برکت برای انسان ها شود و باعث بهبود شرایط زندگی و رشد و گسترش آن شود می تواند رسالت و طرح الهی انسان باشد.
برای مثال فردی که زندگی خود را وقف کشف و اختراع موضوعی می کند که زندگی بشر را دگرگون می کند شامل موضوع رسالت و اراده الهی می شود و آن فرد توانسته است در مدت حیات خود به آنچه خداوند برای او مقدر کرده پی برده و با تلاش و کوشش آن را محقق کند و به وظیفه خود در دنیا عمل کرده است.
درک این موضوع باعث شد که در نظر و نگرش من که فقط پیامبران را انسان هایی محبوب نزد خداوند می دانستم که توانسته بودند به رسالت خود عمل کنند و نزد خداوند سربلند باشند تغییر ایجاد کرد و متوجه شدم که علاوه بر پیامبران انسان های دیگری هم هستند که توانسته اند با پی بردن به رسالت و طرح الهی زندگی خود به زندگی بشریت را دگرگون و متحول کنند و آنان هم نزد پروردگار محبوب و شایسته هستند.
اما این نگرش هم به من کمک نمی کرد تا انگیزه و ذوق و شوق برای تغییر شرایط زندگی ام داشته باشم چون هیچ نشانه ای از اینکه من هم بتوانم تاثیری بر زندگی خودم بذارم در وجودم نمی دیدم چه برسد به اینکه بخواهم بر زندگی دیگران یا مردم جهان تاثیرگذار باشم.
تصور من این بود اگر ادیسون توانسته باعث تغییر در زندگی انسانها شود از کودکی به علم و دانش علاقمند بوده و مسیر زندگی او از همان ابتدا در جهت تحقق رسالتش بوده است اما مسیر زندگی خودم را باری به هر جهت و تحت تاثیر اتفاقات روزمره می دانستم و حسرت می خوردم که ای کاش والدینم از کودکی مرا در مسیر درستی قرار می دادند تا در بزرگسالی می توانستم به طرح الهی زندگی ام عمل کرده و نزد خداوند انسان شایسته ای باشم.
با اینکه از نظر احساسی شرایط به نفع من نبود و امید و انگیزه ای برای تغییر زندگی نداشتم اما به تحقیق و مطالعه درباره موضوعات مختلف موفقیت مخصوصا شناخت خدا و برقراری رابطه با او را ادامه می دادم. در آن زمان تصور می کردم که رابطه من با خداوند به خاطر گناهان و خطاهای زیادی که در طی سی و چند سال زندگی مرتکب شده ام خراب شده و خداوند با من قهر کرده است بنابراین خیلی دوست داشتم که هرطور شده راهی برای دوستی با خداوند پیدا کنم.
در ادامه به این نتیجه رسیدم که رسالت و اراده الهی نه تنها شامل پیامبران و انسان های شناخته شده در جهان نیست بلکه هر انسانی در هر شرایط و موقعیتی که زندگی می کند می تواند به طرح الهی و رسالت زندگی خود عمل کرده و آن را شکوفا کند و جز بندگان شایسته نزد خداوند باشد.

رسالت سایر موجودات در زندگی
من به این درک رسیدم که اراده الهی یا رسالت در زندگی به صورت برنامه ای خاص نیست که فقط برخی انسانها موفق به دریافت آن از سوی خداوند می شوند بلکه خداوند برای هر انسان و حتی فراتر از آن برای هر موجودی که آفریده است طرح الهی در نظر داشته و آن موجود در مسیر تحقق طرح الهی خود حرکت و زندگی می کند.
موش، سوسک، مار و بسیاری از موجودات که حتی انسان ها از دیدن آنها احساس خوبی ندارند به بهترین شکل ممکن در جهت تحقق طرح الهی خود تلاش می کنند تا جایی که مثلا شرایط بدنی موش به شکلی تکامل پیدا کرده که بتواند از راه های باریکتر نیز عبور کرده و به طرح الهی که خداوند برای حضور او در دنیا درنظر گرفته است عمل کند. در مورد سوسک، مار و سایر موجودات نیز به همین شکل می باشد.
حتی درباره گیاهان نیز این موضوع صدق می کند که هر گیاه برای تحقق طرح الهی خود تمام تلاشش را به کار می گیرد و حتی لحظه از مسیر اراده الهی خود خارج نمی شود.
هیچ درخت یا گل یا بوته ای نیست که حتی یک روز آنچه بر عهده دارد را انجام نداده و زندگی خود را به بطالت گذرانده باشد.
هیچ پرنده یا موجودی در طبیعت نیست که حتی یک روز از زندگی اش را بدون دنبال کردن هدف زندگی اش گذرانده باشد.
هیچ ماهی، لاک پشت، هشت پا و سایر موجوداتی که ساکن آب ها هستند نیست که حتی یک روز از زندگی اش را بدون دنبال کردن طرح الهی زندگی اش سپری کرده باشد.
هیچ سیاره یا ستاره یا هر جسمی در آسمان نیست که خارج از اراده الهی خود حرکت کرده و روزگار سپری کند.
هرچه بیشتر مطالعه و درک می کردم به این نتیجه رسیدم که تمام هستی و خلقت خداوند در راستای عمل به اراده الهی حرکت می کنند.
در قرآن کریم آمده است زمانی که فرعون از حضرت موسی درباره خدایش سوال کرد پاسخ داد:
[فرعون] گفت: «ای موسی، پروردگار شما دو تن کیست؟» گفت: «پروردگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که درخور اوست داده، سپس آن را هدایت فرموده است.»
(سوره طه آیه ۴۹ و ۵۰)
بنابراین به این نتیجه رسیدم که انسان نیز بعنوان یکی از مخلوقات خداوند نمی تواند از این قضیه مستثنی باشد و همه انسانها در مدت حیات در دنیای مادی در جهت تحقق اراده الهی و رسالت خود حرکت می کنند.
درک این موضوع از دو جنبه برای من مهم بود:
اول اینکه متوجه شدم خداوند از خلقت من هدفی داشته و حتما برای من طرح الهی در نظر گرفته است.
دوم اینکه متوجه شدم طرح الهی یا رسالت حتما نباید پیامبر شدن یا مخترع و … شدن باشد بلکه هر عملی که در جهت بهبود شرایط و گسترده شدن جهان مادی باشد جز رسالت و طرح الهی خلقت می باشد.
در اینجا بود که انگیزه و اشتیاق من برای تغییر زندگی بیشتر شد و گویی نور امیدی بر قلب من تابیدن گرفت که من هم می توانم با تحقق طرح الهی خود جز بندگان شایسته نزد خداوند باشم.

قدم در مسیر اراده الهی
من به این نتیجه و درک رسیدم که برای تحقق طرح الهی ام ابتدا باید با آنچه در زندگی بر من گذشته است به صلح رسیده و نسبت به آن گله و شکایت نداشته باشم و باور کنم که مسیر زندگی من در جهت تحقق طرح الهی زندگی ام بوده است.
همانگونه که هر موجودی در طی میلیون ها سال از طریق تکامل پیدا کردن خود را برای بهتر عمل کردن به اراده الهی از خلقت خود مهیا کرده است مسیری که من و هر انسانی در زندگی طی می کنند مانند مسیری است که موجودات در طی میلیون ها سال طی کرده اند با این تفاوت که هر انسان برای تحقق طرح الهی زندگی اش نیاز دارد که مسیر مختص به خودش را طی کند.
درک این موضوع آرامش عمیقی در وجودم ایجاد کرد و احساس کردم راه دوستی مجدد با خداوند را پیدا کرده ام.
به این درک رسیدم که من هم می توانم با بهبود نگرش و عملکردم در زندگی در جهت تحقق اراده الهی زندگی ام حرکت کنم.
به این نتیجه رسیدم که هرآنچه تا کنون در زندگی تجربه کرده ام در جهت نابودی من نبوده است بلکه در جهت آماده سازی من برای تحقق طرح الهی ام در زندگی بوده است.
از طرفی به این نتیجه رسیدم که اراده الهی چیزی جدا از مسیر زندگی نیست بلکه در همان مسیری که در حال حرکت و زندگی کردن هستید در واقع همسو با طرح الهی خود هستید فقط باید حرکت خود را همسو با نگرش و عملکرد خداوند اصلاح کنید.
به این معنی که کشاورز می تواند طرح الهی زندگی خود را در بهبود فرایند کشاورزی کردن محقق کند.
پزشک می تواند طرح الهی زندگی خود را در بهبود فرایند پزشکی محقق کند.
مکانیک می تواند طرح الهی زندگی خود را در بهبود فرایند مکانیکی کردن محقق کند.
نیاز نیست انسان برای تحقق طرح الهی یا پیدا کردن رسالت خود در زندگی از مسیر فعلی زندگی اش خارج شود فقط باید در همان مسیر و شرایطی که هست شروع به بهبود عملکرد خود کند.
عملکرد انسان شامل افکار و اقدامات روزمره او در زندگی می شود.
بنابراین تصمیم گرفتم در همان شرایطی که هستم عملکرد خودم در زندگی روزمره را بهبود دهم.
زمانی از زندگی روزمره را مشغول مطالعه و درک موضوعات مورد علاقه ام می کردم.
بخشی از زندگی را صرف بهبود عمل کردن به وظایفی که در زندگی بر عهده داشتم کردم.
زمانی را صرف بهبود واکنش ها و رفتارهای شخصی کردم که از بروز و تکرار آنها احساس خوبی نداشتم.
به این شکل برای بهبود عملکرد خودم در زندگی اقدام کردم.
طولی نکشید که روند زندگی من بهبود پیدا کرد که روند آن را در قسمت های قبلی شرح دادم.

نتایج شگفت انگیز
یکی از شگفتی های این طریق عملکرد برای تحقق اراده الهی زندگی این بود که بعد از کمتر از دو سال این ایده در ذهن من شکل گرفت که از قدرت ذهن برای تحقق رویای لاغری استفاده کنم.
در آن زمان هیچ نگرش یا عقیده ای نسبت به نتیجه کار نداشتم فقط این موضوع در نظرم جالب شد و تصمیم گرفتم به این ایده عمل کنم.
بدون اینکه با کسی در این باره صحبت کنم یا از فردی راهنمایی بگیرم مشغول مطالعه و تحقیق درباره قدرت ذهن در بهبود شرایط جسم کردم.
مطالعه تحقیقات و داستان های مستندی که درباره افرادی بود که توانسته بودند با قدرت ذهن خود بیماری ها و مشکلات جسمی شان را برطرف کنند.
هرچه بیشتر مطالعه می کردم بیشتر باور می کردم که اگر افرادی توانسته اند با قدرت ذهن انواع بیماری ها را شفا داده و مشکلات جسمی خود را برطرف کنند پس حتما می شود با قدرت ذهن مساله چاقی که چالش بزرگی در زندگی من بود را برطرف کنم.
به لطف خدا در این مسیر پیش رفتم و بعد از حدود ۱۵ ماه اولین نشانه های تاثیر قدرت ذهن بر تغییر جسم را در وجود خودم مشاهده کردم و این نقطه شروع ورود من به مسیر تحقق طرح الهی زندگی ام بود.
به مرور که ادامه دادم و نتایج جسمی من بیشتر و واضح تر شد سر و صدای اطرافیان بلند شد که چگونه توانسته ام لاغر شوم.
آنهایی که شاهد سالها تلاش من برای لاغری بودند و بارها به من تاکید کرده بودند که تو لاغر بشو نیستی چون چاقی تو ارثی است اکنون از مشاهده اندام جدید من متعجب و کنجکاو شده بودند که از رمز و راز لاغری من مطلع شوند.
شرح دادن موضوع لاغری با ذهن به مرور سبب شد که انسان هایی که مشتاق تحقق رویای لاغری خود بودند گرد من جمع شوند و مسیر آموزش لاغری با ذهن به انسانها در روند زندگی ام را پایه گذاری کنند.
به همین سادگی و بدون اینکه متوجه شوم به چه صورت در مسیر تحقق طرح الهی ام قدم گذاشته و آن را محقق کرده ام یک روز که از جمع شدن یک شبه بیش از صد نفر به دور من برای یادگیری لاغری با ذهن متعجب بودم این نگرش در ذهنم مرور شد که: مگر به دنبال تحقق طرح الهی ات نبودی؟ این طرح الهی توست. آنچه آموخته ای را به دیگران آموزش بده.
از آن روز تا اکنون به لطف خدای مهربان با اشتیاق و انگیزه در این مسیر حرکت کرده و هرآنچه درک و تجربه می کنم را با علاقمندن به موضوع لاغری با ذهن و تغییر زندگی در قالب محتوای رایگان و محصولات آموزشی در سایت تناسب فکری به اشتراک می گذارم.
هنوز هم برای من باورکردنی نیست که چگونه چاقی که سالها باعث رنج و ناراحتی و گله و شکایت من از زندگی شده بود به یک باره به طرح الهی زندگی من تبدیل شد و سالهاست باعث خوشبختی و سعادت من در دنیا و آخرت شده است.
هنوز هم برای من باورکردنی نیست که چگونه در طی مدتی کوتاه تغییرات عظیم در وجود من شکل گرفت تا طرح الهی و رسالت زندگی ام را به شکل بهتری دنبال کنم.
من فردی خجالتی بود که حتی از خواندن انشا جلوی همکلاسی هایش فرار می کرد. در صحبت کردن به حدی ضعیف بودم و اعتماد به نفس نداشتم که در بیشتر مهمانی ها در اتاقم مخفی می شدم تا کسی مرا نبیند و با من صحبت نکند.
چه شد که آن فرد خجالتی فراری از جمع به شکلی متحول شد که توانست به عنوان مدرس دوره های لاغری با ذهن برای افرادی که هرگز آنها ندیده بود و نمی شناخت صحبت کند و نقش استاد و آموزگار را ایفا کند.
چه شد که من با اینکه هیچ آگاهی و دانشی درباره سایت و فضای کسب و کار اینترنتی نداشتم در طی فقط چند سال این همه مهارت و دانش مورد نیاز برای بهبود عملکردم در اجرای طرح الهی زندگی ام را فرا گرفتم.

هدف از خلقت انسان
همه این تغییر و تحول در زندگی من فقط به این دلیل ایجاد شد که من باور کردم خداوند از خلق کردن من هدفی داشته است و همه شرایطی که در زندگی سپری کرده ام فارغ از اینکه موجب رضایت یا نارضایتی من بوده اند همه در جهت آماده سازی من برای تحقق اراده الهی زندگی ام بوده است.
من ایمان دارم که خداوند طرحی عالی برای زندگی تک تک انسانها در نظر گرفته است. همانگونه که برای بی نهایت موجودات و گونه های مختلف جانوری و گیاهی این طرح را در نظر گرفته است.
جالب توجه اینکه فقط طرح الهی انسان به شکل ویژه و مختص هر فرد از طرف خداوند تعیین شده است. چرا که طرح الهی هر موجودی در ادامه همان طرحی است که نسل قبل دنبال کرده است.
اما برای انسان به اینگونه نیست.
طرح الهی زندگی شما می تواند متفاوت از والدین تان باشد.
مسیر زندگی شما می تواند متفاوت از والدین تان باشد.
شرایط زندگی شما می تواند متفاوت از گذشتگان تان باشد.
این لطف و رحمت خداوند در حق انسان است که او را موجودی آزاد خلق کرده است تا خالق زندگی خویش در دنیای مادی باشد.
من باور دارم که خداوند گام های انسانها را در جهت تحقق طرح الهی زندگی اش هدایت و منظم می کند.
اگرچه این امر برای انسان قابل درک و مشاهده نیست اما زمانی که انسان به این درک برسد که می تواند خالق زندگی خود باشد و آنگونه که دوست دارد از زندگی خویش در دنیای مادی استفاده و بهره ببرد در شروع مسیر تحقق طرح الهی خود قرار گرفته است.
من باور دارم که شرایط و موقعیت من در زندگی در نظر خداوند عجیب و پیچیده نیست.
او از نهان و آشکار آگاه است و به هرآنچه را من می دانم و نمی دانم اشراف کامل دارد. بنابرین هر ماجرایی را در زندگی من ایجاد شود به نفع من خواهد بود. زمانبندی خداوند بی نقص است و همه چیز به بهبود شرایط زندگی من منتهی خواهد شد.
و بسا چیزی را خوش نمیدارید و آن برای شما خوب است، و بسا چیزی را دوست میدارید و آن برای شما بد است، و خدا میداند و شما نمیدانید.
(سوره بقره آیه ۲۱۶)
طبق آنچه در قرآن آمده است تمام آنچه مربوط به موجودات و مخصوصا انسان است نزد خداوند ثبت و ضبط شده است.
آنجا که فرعون از موسی درباره حال نسل های گذشته سوال می کند در جواب می فرماید:
گفت: «علم آن، در کتابی نزد پروردگار من است. پروردگارم نه خطا میکند و نه فراموش مینماید.»
(سوره طه آیه ۵۲)
تمام قسمت های زندگی ما از آغاز تا پایان نزد خداوند نوشته شده است و آن طرح الهی زندگی ما می باشد. اگر تصور می کنید شرایط فعلی تان مورد رضایت خاطر و آرامش قلبی شما نیست فقط به این دلیل است که برای تحقق طرح الهی زندگی خود با خداوند همسو نیستید.

همه چیز، هیچ چیز نیست
به محض اینکه تصمیم بگیرید همسو با خداوند شوید که اگر از ابتدای این مجموعه آگاهی ها همراه من هستید در حال همسو شدن با خداوند برای تحقق طرح الهی زندگی تان هستید.
خداوند از هر مساله، ناامیدی و چالش های زندگی ما آگاه است. با هر مساله ای در زندگی روبرو شویم شاید از نظر ما چالشی بزرگ و حل نشدنی باشد اما از نظر خداوند هیچ چیز نیست.
شاید در نظر انسان تحقق طرح الهی یا کشف رسالت زندگی کار سخت و پیچیده ای باشد اما از نظر خداوند این فرایند هیچ چیز نیست.
زمان و مکان بی معناست
خوشبختانه طرح الهی خداوند مشمول زمان نمی شود.
به این معنی که اگر مانند من سی و چند سال یا حتی بیشتر از تولد شما گذشته است اجازه ندهید این نگرش یا تصور در وجودتان شکل بگیرد که دیگر دیر شده است و زمان کافی برای تحقق طرح الهی زندگی ام در اختیار ندارم.
خداوند صاحب زمین و آسمان و هرآنچه میان آن دو است می باشد. زمان و مکان برای خداوند معنی و مفهوم ندارد.
هرآنچه ما تصور می کنیم برای تحقق آن نیاز به سالها تلاش و کوشش است برای خداوند در یک چشم بهم زدن قابل تحقق است.
سال های زیادی از زندگی من صرف تلاش و کوشش برای لاغری شد اما هیچ نتیجه ای حاصل نشد. زمانی که تصمیم گرفتم نگرش و عمل خود را در زندگی بهبود دهم ده برابر آنچه من در بیست سال نتوانسته بودم کسب کنم را فقط در دو سه سال توانستم تجربه کنم.
سالها تلاش می کردم شاید بتوانم ۵ کیلو کاهش وزن داشته باشم اما به هر طریقی اقدام می کردم دوباره چاق می شدم اما به لطف خدای مهربان از طریق هدایت به مسیر لاغری با ذهن توانستم ۵۰ کیلو در عرض چند سال کاهش وزن را تجربه کنم.
سالها تلاش می کرد که میزان درآمد و شرایط مالی خودم را بهبود دهم اما موفق نمی شدم و هر سال بدهکارتر می شدم اما بعد از اینکه تصمیم گرفتم به معجزات الهی باور کنم به لطف خدای مهربان شرایط مالی من در زندگی دگرگون شد.
موارد زیادی است که من برای بهبود آن سالها تلاش کرده و به هر روشی متوسل شده بودم اما نتیجه ای حاصل نشده بود اما به لطف خدای مهربان در همین چند سال اخیر که تصمیم گرفتم خالق زندگی خودم باشم و به طرح الهی زندگی ام نزد خداوند ایمان آوردن در تمام جنبه های تغییرات عظیم ایجاد شد.

ایمان به هدایت الهی
اگر در حال مطالعه این نوشته های الهی هستید خوشبختانه داستان زندگی شما می تواند به پیروزی و سعادت مندی ختم شود.
شما مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفته و هدایت شده اید. هدایتی که شما را به مرحله بعد زندگی تان وارد خواهد کرد.
مرحله ای که متفاوت از شرایط فعلی است. مرحله ای که قسمت های مختلف آن را با قدرت ذهن خود و ایمان به وفاداری خداوند خلق کرده اید.
اگر با شرایطی مأیوس کننده مواجه شده اید، یا موقعیتی را از دست داده اید در همان صحنه و موقعیت از زندگی متوقف نشوید. از آن گذر کنید. آن را رها کنید به مسیر تحقق طرح الهی خود ادامه دهید و مطمئن باشید خداوند هرآنچه تصور می کنید از دست داده اید را به شکل بهتری برای شما جبران خواهد کرد.
انسان ها عادت کرده اند بیش از اندازه روی چرا و چگونگی اتفاقات و صحنه های زندگی خود توقف کنند.
اینکه چرا انتخاب و ازدواجشان با شکست مواجه شده است.
چرا تلاش آن ها برای صاحب فرزند شدن به موفقیت و نتیجه مطلوب نرسیده است.
چرا موقعیت شغلی که برای آن زحمت بسیار متحمل شده اند به دست نیامده است.
شاید حکمت آنچه را با آن روبرو می شوید و تجربه می کنید نفهمید اما نباید در آن صحنه از زندگی متوقف شوید و امید و ذوق و شوق زندگی کردن و ادامه دادن را رها کنید.
اجازه ندهید که شکست ها و ناملایمات در وجود شما ریشه کرده و گسترش پیدا کند. مطمئن باشید با ادامه دادن وارد فصل جدیدی از زندگی خود خواهید شد که نه تنها دلیل آن توقف ها و نشدن ها برای شما واضح می شود بلکه سپاسگزار خداوند می شوید که آن شرایط را رقم زد تا به سمت موقعیت فعلی تان هدایت شوید.
زمانی که تصمیم گرفتم از کار دولتی که ۸ سال زندگی ام را صرف آن کرده بودم خارج شوم از همه آنهایی که عامل فشار و تلخی شرایط برای من شده بودند متنفر بودم اما به ندایی در درونم که مرا ترغیب به رها کردن می کرد اعتماد کردم و از آن کار خارج شدم.
۸ سال از آن ماجرا گذشت و در این مدت مسائل و شرایط مختلفی را تجربه کردم تا به لطف خدای مهربان در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم. اکنون که در این شرایط هستم از همه آن افرادی که به طریق مختلف باعث رنج و ناراحتی من شدند تا مسیر زندگی ام را تغییر دهم سپاسگزارم.
من با تمام وجود و از اعماق قلبم برای همه آن سختی ها و رنج هایی که بر من وارد شد سپاسگزارم که اگر آنها نبودند من هرگز تصمیم به رها کردن نمی گرفتم و خودم را از وارد شدن به فصل بعدی زندگی ام محروم می کردم.
در بسیاری از موارد ما برخی از شرایط و اتفاقات زندگی خود را همچون قطعه از یک پازل می دانیم که با هیچ کدام از قطعات دیگر همخوانی ندارد. با خود فکر می کنیم که چرا این اتقاق یا شرایط برای من رقم خورد؟ مگر من چه گناهی کرده بودم!
مساله این است که اشتباهی رخ نداده است و فقط باید اندکی صبر کنید و به مسیر زندگی خود ادامه دهید. همانطور که وقتی قطعات بیشتری از پازل را سرجای خود بگذارید تکلیف آن قطعه به ظاهر اضافه و ناهمخوان را پیدا خواهید کرد وقتی مسیر زندگی را ادامه دهید و وارد فصل دیگری از زندگی خود شوید دلیل همه مسائل زندگی خود را درک خواهید کرد.
اینکه چرا من از کودکی به کار کردن با کامپیوتر علاقمند بودم و با تمام مخالفت های خانواده ام به علاقه خود ادامه دادم تا در بزرگسالی مسیر کار کردن با کامپیوتر و فضای اینترنت برای من آسان شود.
اینکه چرا من از کودکی چاق بودم و با اینکه برای لاغر شدن تلاش می کردم اما لاغر نمی شدم برای این بود که در بزرگسالی و زمانی که باید بعنوان مدرس لاغری با ذهن ایفای نقش می کردم حال دل افراد چاق را به خوبی درک می کردم.

ایمان به معجزات الهی
بسیاری از مسائلی که در زندگی ما وجود دارد و از آن به ناملایمات یاد می کنیم زمانی که به قدرت خالق بودن خود ایمان پیدا کرده و نگرش و عملکرد خود را همسو با خداوند بهبود دهیم بعنوان ابزاری مفید و کمک کننده برای تحقق طرح الهی زندگی مان تبدیل خواهند شد.
ممکن است اتفاقاتی در زندگی شما رخ داده باشد که باعث تعجب و سردرگمی شما شده باشد و اصلا دلیل آن را متوجه نشوید.
حتی با خودتان فکر کنید که حتما از خداوند دور افتاده اید که با اینکه این همه تلاش کردید اما نتیجه مطلوب نگرفتید.
با اینکه این همه درس خواندید اما رتیه خوبی کسب نکردید.
با اینکه این همه تلاش کردید اما موقعیت شغلی که حق مسلم خود می دانستید را به ناحق به فرد دیگری داده اند.
آگاه باشید که در بسیاری از موارد منطق مغزی ما درباره شرایطی که تجربه کرده ایم درست است و منطقی است که ناامید و افسرده شویم و حتی نسبت به لطف و رحمت الهی دچار شک و تردید شویم.
اما اگر ایمان خود را حفظ کنیم و به خودمان یادآوری کنیم که من به طرح الهی زندگی ام ایمان دارم. طولی نمی کشد که مشاهده می کنید هر شکست، نومیدی و حتی هر فقدانی فقط قطعه ای از پازل طرح الهی زندگی شما بوده اند که اگر نبودند و اتفاق نمی افتادند شکل کلی پازل طرح الهی زندگی تان هرگز تکمیل نمی شد.
شاید هنوز نتوانید حقیقت را درک کنید اما باور کنید که خداوند قطعه های مناسبی از پازل زندگی شما را در اختیار دارد که می تواند از طریق وارد کردن آنها به زندگی شما طرح کلی پازل طرح الهی زندگی شما را کامل کند. شاید شکل پازل زندگی شما اکنون به هم ریخته به نظر برسد اما دلسرد نشوید و به طرح الهی زندگی خود ایمان داشته باشید.
به مسیر زندگی خود ادامه دهید و ذوق و شوق بهبود دادن نگرش و عملکردتان در زندگی را همیشه در وجود خود شعله ور نگه دارید.
به زودی به لطف خداوند به مرحله بعدی زندگی تان منتقل می شوید و آنوقت است که از دیدن طرح الهی زندگی خود شگفت زده خواهید شد و به خاطر داشته باشید که خداوند به وفای خود عمل می کند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

امتیاز 4.53 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام به همگی من تقریبا ۵ ساله با قانون جذب به طور کامل آشنا شدم ولی هیچ وقت نتونستم موفقیتهای بزرگی داشته باشم شاید جذب های کوچیک داشتم و فکر میکنم این عدم موفقیت به خاطر اینکه من به زور میخوام همهی آدم ها رو با قانون جذب آشنا کنم و این خودش در واقع یعنی جنگیدن و خوب این یعنی انرژی منفی و همین باعث میشه من نتونستم طرح الهیم رو پیدا کنم من از امروز واقعا متعهد میشوم تا وقتی کسی ازم در مورد قانون جذب یا مثبت اندیشی نپرسید چیزی نگم ممنون از همگی
باسلام خدمت شما استاد عزیز
منم سالهای زیادی برام سخت بود بود که باور کنم میشه تغییر کرد اوتم با قدرت ذهن مگر به همین سادگی اتفاق های رو در زندگی میتونیم با ذهن جذب کنیم،
درسته اولش سخته این که یک انسان باور های چندین ساله ی ذهنش رو عوض کنه و بپذیره زندگی همونی که فکر میکنیم،
ی بار یک دوستم بهم گفت چیکار میکنی که ناراحت نمیشی یا حرف مردم واست مهم نیست چطور به زندگی نگاه میکنی و در طول زندگی چه چیزایی فهمیدی؟
منم در جوابش گفتم فقط و فقط کاری زو که دوست دارم انجام میدم و لذت میبرم،احساس خوب دارم و با قدرت ذهنم به خواسته هام میدونم که میرسم ،
خوب برای اون دوستم یکم شنیدن اینا راحت نبود سخت میشه باور کرد و پذیرفت که مدت های زیادی در جهل و نااگاهی زندگی رو گذروندم فقط،
همیشه سخته معجزات رو باور کنیم و نمیدانیم معجزه درون ماست همراه ماست و قرار نیست تلاش کنیم تا با سختی و تقلا پیداش کنیم ، اگر به طرز رفتار و فکر مون در طول روز دقت کنیم میبینیم اینده همان چیزی بوده که بهش فکر کردیم،،
و خواستن توانستن است،من برای یک بار دیگر متولد شدم با احساس متفاوت با افکرای متفاوت با شادی و سلامتی و عشق و ایمان متفاوتی که تا به الان هیچ کدوم از این ها رو واقعی تجربه نکرده بودم ،
درسته ی جاهای از زندگی بر اساس شرایط ادم شاذه میگه میخنده،
ولی در خلوتم آرامش رو پیدا کردم و این معجزه ی منه، تغییر کردنم و بالا رفتنم در شرایطی که فکر میکردم همیشگی میمونه و من هم همیشه در احساس بد خواهم بود،
و با دیدگاه متفاوتی نسبت به زندگی خودم و شناخت قدرت ذهنم دریافتم همه ی زندگی اونیه که من بهش فکر میکنم و من خالق لحظه به لحظه ی زندگی خودم هستم،
من هم به طرح الهی خودم نزد خداوند ایمان دارم ،،
باتشکرازشما
بنام خداوند مهربان
خداوندا خیلی دوستت دارم .من محبوبم بنده گنهکار و بی کس تو که تو این دنیا جز خودت خدای خوبم هیچکسو ندارم .باید اینقدر قوی باشم که بتوانم آرزوهای خودم و مادرم رو برآورده کنم .خدایا کمکم کن نمیدونم چه درسته چه غلط خدایا خودت راه درست رو نشانم بده خدایا محتاج نامردانم نکن .خدای خوبم من ن پدر ن برادر ن خواهر هیچکسو ندارم ولی تو خدای خوبم تمام من هستی .خداوندا معجزه ات را نشانم بده .الهی آمین
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
من به طرح الهی ایمان دارم
چقدر قشنگ و واضح توضیح داده شد که هر انسانی رسالتی داره یعنی چی؟؟من خودم واقعا فکر میکردم که رسالتی ندارم چون من گناهکارم و انسانهای دیگه راه شون رو پیدا کردن و به من نرسیده این رسالت.ولی با خوندن این متن متوجه شدم که منم توی ابتدای مسیر گیر کرده بودم شاید بخاطر این بوده که من به ندای درونم گوش نمیدادم،خدا داشته بهم میگفته که از کجا برم و چطور برم ولی حالیم نبوده.وقتی دقت میکنم میبینم توی این مسیر بودم مثلا توی سن پایین مدرس زبان انگلیسی شدم و حدود ۱۲ یا ۱۳ سال تدریس کردم من رسالتی این بود که به شاگردام علم رو آموزش بدم و در کنارش بهشون حس خوب رو انتقال بدم.یا بعدش وقتی مهاجرت کردم و اومدم ی شهر دیگه رسالتی این بود که بتونم زندگی آدمای اطرافم رو تحت تاثیر بذارم.من ماموریتهای زیادی رو انجام دادم بدون اینکه بفهمم.پس من رسالتم رو مدام در حال انجام دادن بودم.من داشتم به رشد و گسترش جهان کمک میکردم.کاش با آگاهی انجامشون میدادم ولی اشکالی نداره چون الانم در حال انجام ماموریت و رسالتی هستم،رسالتی اینه که زندگیمو با حال خوب جلو ببرم و توی محل کار فعلی با کمک خداوند که بهم راه رو نشون میده سطح مالی زندگیمو ارتقا بدم و همینطور که دارم رشد میکنم بتونم به دیگران هم خدمت رسانی کنم.بله من دارم با آگاهی از حالا به بعد دنیا رو گسترش میدم.الهی شکر از این افکار جدید و راهنمایی هایی که از طرف خدا بهم داده میشه.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من به طرح الهی زندگیم ایمان دارم .
من به نقشه ی الهی در زندگیم ایمان دارم .
همه ی موجودات درجهان ماموریتی بر عهده دارند .همه گیاهان و جانواران بر طبق نقشه ی الهی خود در طول مسیر زندگی خود حرکت میکنند. شايد ما حکمت آفرینش یا خلق موجودات را ندانیم ولی آنها در جهان بیهوده وبی مصرف آفریده نشده اند منتها تفاوت بین ما وانها این هست که طرح الهی انسان مختص خود هر فرد است ولی گیاهان وجانوران طرح الهی یکسان را دنبال میکنند
مثلا کار یک درخت سیب این هست که رشد ونمو کند وتبدیل به درخت سیبی شود تا انسانها از میوه آن وسایه وچوب ان استفاده کنند. وحیوانات هم از برگها ومیوه های آن بهره مند شوند وبقیه گیاهان ودرختها هم تقریبا همین روند را دنبال میکنن حیوانات هم اینطور مثلا یک گوسفند برای این به دنیا آمده است که از گیاهان تغذیه کند و بزرگ شود وغذای انسان را تامین کند و نیز انسانها از پشم آن برای خود لباس و کیف یا کفش چرمی درست کند واز روده های ان نخهای بخیه ی محکم درست کند و یا بعضی حیوانات به صورت چرخه ای از گوشت هم تغذیه میکنند تا زنده بمانند .
هر چیزی در این دنیا هست در پی هدفی به این دنیا آمده هست و بر طبق نقشه ی الهی خود حرکت میکند .
اما در مورد انسانها همه انسانها هم در دنیا هدفی را دنبال میکنند ودر پی هدفی به این جهان پا گذاشته انسان اشرف مخلوقات هست مگر میشود اشرف مخلوقات ماموریتی در این دنیا نداشته باشد .
خداوند همه آسمان ها وزمین وآنچه در بین آنهاست را دراختیار انسان قرار داده است تا انسان بتواند ماموریت الهی خودش را دنبال کند.
وحالا که فهمیدیم ما هم ماموریتی داریم چطور باید آن را پیدا کنیم چرا تاکنون ماموریت زندگیمان بر ما آشکار نشده است؟
چرا خداوند ماموریت مارا به ما نمیگوید؟تا کی باید دنبال ماموریت خود بگردیم؟
اینها سوالات ذهن من بود وشاید هنوز هست به قول استاد چون عملکرد ونگرش ما تحت اراده ی خداوند نیس ما ماموریت الهی خود را گم کرده ایم وداریم در جا میزنیم ماموریت الهی هر کس مختص خودش هست ماموریت الهی ما گم نشده ما هستیم که گم شده ایم ما هستیم که راه را گم کردیم و به بیراهه رفتیم ما هستیم که با خدای درون خود هماهنگ نبودیم ما هستیم که درگیر زندگی روزمره شدیم ما هستیم که خودمان را گم کرده ایم.
کسی که هر روز درگیر فضای مجازی هست و دیگران را دنبال میکند و به تماشای زندگی روزمره آنها وقت میگذراند وخودش را فراموش کرده چطور ماموریت الهی زندگی خودش را پیدا میکند یا کسی که همش رویدادهای ورزشی مختلف را در طول روز دنبال میکند که نظرمون کار خوب هست وکار بدی نیس و یک نیم ساعت خودش هم ورزش نمیکند و حقوق بازیکنان را حساب کتاب میکند وبه خاطر برد یا باخت تیمش حالش ازین رو به آن رو میشود چطور ماموریت زندگیش بر او آشکار میشود؟
من هم تا زمانی که با قوانین جهان هستی آشنا نشده بودم باری به هر جهت زندگی میکردم و هدف خاصی در زندگی نداشتم ولی از وقتی با قانون آشنا شدم بیشتر خودم را شناختم بیشتر استعدادها وعلائقم را شناختم از وقتی ذهنم را از زواید وحاشیه ها خالی کردم روز به روز به خود واقعی ام نزدیک تر شدم وتوانستم به خودشناسی بیشتری برسم.
من توانستم خداوند را در حد فهم ودرک الانم بشناسم و سعی کنم بر طبق اراده خداوند فکر وعمل کنم تا قطعات پازل زندگیم به درستی در سر جایشان قرار بگیرند من ایمان دارم که هر قطعه از پازل زندگیم تا به الان اشتباه نبوده من هر مسیری را طی کردم مرا به اصل وجودم نزدیک تر کرد مرا به ماموریت زندگیم نزدیک تر کرد.
شاید از بعضی از قطعات زندگیم راضی نبودم ولی همه این قطعات در پازل زندگی من بايد وجود میداشت تا من را به سوی ماموریت الهیم رهنمون کند. اگر رنجی درین مسیر دیدم یابه مصیبت وبلایی مسیر زندگیم برخوردم همه جزو ماموریت الهی من در زندگیم بوده وخواهد بود.
همه در زندگی رنج وناراحتی کشیده اند غصه ها خورده اند ولی اینها هم جزو قطعات پازل زندگی ما انسانها هستند ما باید از رنجهایمان با سربلندی عبور کنیم ومسیر زندگیمان را ادامه دهیم تا به سر منزل مقصود یا همان ماموریت الهیمان برسیم.
به نظر من ماموریت تمام انسانها کم نیاوردن وادامه دادن زندگی هست ما به دنیا آمده ایم تا زندگی کنیم واز همه ی لحظات زندگیمان از تمام ادمهای زندگیمان درس بگیریم و مسیر زندگیمان را ادامه دهیم همه آنهایی که در سختیها جا میزنند وافسرده و نامید میشوند وشاید دست به خودکشی بزنن آنها انسانهای ضعیفی هستند.
ما باید با قدرت ادامه دهیم ما باید تا لحظه ی مرگ زندگی کنیم ما نباید از زندگی کردن خسته بشویم هیچ گیاه وحیوان از زندگب خسته نشده اند یا حتی خورشید وماه از تابیدن از طلوع از غروب خسته نشده اند. برف وباران از باریدن خسته نشده اند.
ما اشرف مخلوقات هستیم ما باید با قدرت وایمان و با هماهنگی با انرژی کائنات به زندگی مان ادامه دهیم وایمان داشته باشیم که ماموریت زندگیمان بر ما آشکار میشود کارما باید فقط ادامه دادن زندگیمان و لذت بردن از ثانیه به ثانیه زندگیمان باشد شاید الان که ما درین سایت هستیم ماموریت این روزها وسالهای زندگیمان تناسب اندام وسلامتی باشد نه یک چیز پیچیده یا شغل یا درآمد خاص .
در هر برهه از زندگی به نظرم ماموریت های مشابهی بر عهده ی انسان هست در کودکی مثلا شادی وبازی و کودکی کردن یا در نوجوانی وبلوغ یادگیری و آموزش علم باشد یا در جوانی ماموریت ما ایجاد وشغل و ازدواج وتشکیل خانواده و بچه دار شدن باید باشد وتا پیری به همین منوال .
ماموریت زندکی چیز پیچیده نیس.
هر کس هر علاقه ای که همسو با اراده خداوند هست را دنبال کند او در پی مأموریت الهی خود هست .
من در هر برهه ای از زندگیم کارهای مختلفی کردم من تا ۲۸ سالگی در رشته ی زبان وادبیات فارسی درس خواندم بعد در برهه ای ریاضی با چرتکه را یاد گرفتم وتدریس کردم در برهه ای به کلاس آرایشگری رفتم یا در برهه ای به تدریس زبان وادبیات فارسی پرداختم ویا در برهه ای به تولید وفروش محصولی پرداختم یا در برهه ای به پرورش مرغ خروس واردک علاقه مند شدم یا پارسال به کلاس کامپیوتر هدایت شدم و بیشتر که فکر میکنم در آن برهه ها واقعا ترغیب به آن کارها شدم. با عشق آنها را دنبال کردم شاید زمانشان شش ماه یا یک ساله بوده ولی درآن برهه ها کارم را عاشقانه دنبال کردم.
من از مسیری که آمده ام راضی هستم همه ی این برهه ها قطعات پازل زندگی من هسنتد آنها اشتباهی نیستند .
من دارم قطعات پازل زندگیم را تکمیل تر میکنم.
شاید منفی بافم بهم گوشزد کند که کار مفیدی تا به الان نکردم ولی من به حرف اون اهمیت نمیدهم و مسیر زندگیم را با عشق دنبال میکنم تا قطعات پازل زندگیم کامل تر شود تا من ماموریت زندگیم را به سرانجام برسانم و در آخر به دیدارمعبود بشتابم .
من خسته میشوم ولی ادامه میدهم من غمگین وناراحت میشوم ولی ادامه میدهم من گریه میکنم ولی اشکهایم را پاک میکنم وادامه میدهم من نامید میشوم ولی باز هم ادامه میدهم
ماموریت زندگی ما ادامه دادن زندگی تحت هر شرایط به ظاهر سخت هست .
من به طرح و ماموریت زندگیم ایمان دارم .
به قول معلم آنه شرلی زندگی صحنه ی نمایش هست هر کسی نقشی درین صحنه بر عهده داره پس چه خوبه ما هم نقشمون رو درین صحنه ی زندگی خوب ایفا کنیم .
به امید موفقیت و پیروزی همه دوستانم
وبی شک پیروزی نزدیک هست.
نشان های دریافت شده
من خسته میشوم ولی ادامه میدهم من غمگین وناراحت میشوم ولی ادامه میدهم من گریه میکنم ولی اشکهایم را پاک میکنم وادامه میدهم من نامید میشوم ولی باز هم ادامه میدهم
ماموریت زندگی ما ادامه دادن زندگی تحت هر شرایط به ظاهر سخت هست .
الهام عزیزم وقتت بخیر،چقدر دلنشین بود این جملات،چون دقیقا داشتم غصه میخوردم و گریه میکردم از شرایطم ولی با این جملات حالم خوب شد.من ادامه میدم من اشکامو پاک میکنم و ادامه میدم.ممنونم ازت که دستی از دستان خدا هستی تا احساس خوب رو منتقل کنی و از زبان خداوند با دیگران حرف بزنی.امیدوارم بهترینا برات رقم بخوره
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده ومهربان
حمد و سپاس فراوان خداوندی را که مرا نعمتهای فراوان بخشید.
سلام استاد بزرگوار سپاسگزارم از شما بابت این مطالب بسیار کاربردی و زیبا مطالبی که ابزار زندگی هستند و شما بی منت در اختیار ما قرار دادید واقعا مطالب عالی و جالبی بود حال مرا حسابی دگرگون کرد.
طرح و رسالت الهی من به نظرم موسیقی هست من دلم نمیخواهد موسیقی را از نسلی به نسل دیگر فقط منتقل کنم دلم میخواد آنرا بهبود بدهم انرا گسترش بدهم به نوارندگان امید و انگیزه بیشتری بدهم برای ادامه دادن مثل شما که معجزه زندگی هزاران نفر هستید منم معجزه زندگی خیلی ها در موسیقی باشم. من به طرح های الهی خداوند در زندگی ام ایمان دارم. خدا را بی نهایت مرتبه سپاسگزارم همین که منو به این سایت و این مطالب هدایت کرد. خودش طرح الهی بزرگی هست که با فهمیدن این مطالب و عمل به آنها زندگی من دگرگون خواهد شد خدایا شکرت خدایا ممنون.
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد ارزشمند
به نظرم رسالت هر انسان همون مسولیتی هست که بهمون داده میشه وفقط فقط باید خودمون به عهده بگیرم تا رستگار بشیم
من با خواندن این مطالب اشگ میریزم و این دست خودم نیست چون هر چه بیشتر به وجود خودم دست پیدا میکنم هر موجودی که تو این کره خاکی هست رسالتی داره به طبیعت نکاه میکنم میبینم دانه در خاک میکاریم
اول انسان رسالتش انجام میده که اپن دانه رو میکاره بعد نوبت خاک بعد آب بعد نور خورشید و نهایت بارور شدن اون دانه پس همه رسالت دارن تو این دنیا من که اشرف مخلوقات هستم حتما رسالت بزرکتری دارم
طرح الهی به نظر من همون طراحی و الگویی هست که خدا برایم طراحی کرده اندازه خودم وداده بهم تا برم و ازش هرجور که دوست دارم الگوبرداری کنم وبرای خودم لباس بدوزم این مثال در ذهنم اومد در مورد طراحی الهی که برایم انجام داده یعنی همسو با خداوند هستم من ایمان دارم که اینجا بودنم اتفاقی نیست و همون طراحی باعث شده تا من این مطالب رو بخونم و به آگاهی برسم ودر جهت اراده الهی قدم بردارم من این روزها در بهترین حالت زندکی خود قرار دارم و یقین دارم که خداوند میخواسته تو همین شرایط بهم هدیه بده تا بیشتر از زندکی لذت ببرم ومنو در مسیر آگاهی قرار داده به نظرم خوشبخت ترین انسان کسی هست که آگاهی بالایی داشته باشه در مورد خودش و خدای خودش همین کلید رسیدن به تمام خواسته هاش هست از شما استاد بزرگوار ممنونم برای درج این مطالب ارزشمند
به نام خدای مهربان
سلااممم به همگییی😍
گام هفتم :طرح الهی زندگی
من قبلا اصلا فکر نمیکردم که برای منم برنامه الهی وجود داشته باشه ،یعنی از معلمین دینی یا در کتب دینی دبیرستان میخوندیم که از خلقت هر موجودی هدفی هست و ما بیهوده و عبث آفریده نشدیم ولی باز واقعا قبول نمیکردم ،یا هم فکر میکردم شاید واقعا سرنوشت از قبل تعیین شده راسته پس…
چون اصلا برام مشخص نبود که هدف زندگیم واقعا چیه ؟! چرا هیچ تناسبی بین برنامه الهی و زندگیم نیس؟!چرا پدر و مادر و همه اونایی که میشناسم توی دنیا رسالت و هدف خاصی رو برآورده نکردن ؟! چرا به هدفاشون نمیرسین و همه بیشتر موافق سرنوشت از قبل تعیین شده هستن و میگن ما هم مجبوریم تسلیم باشیم در برابر خواست خداوند …
همه این سوالا و بینهایت سوالایی که الان توی ذهنم نیس بهم ثابت میکرد که ما یا هدفی در جهان نداریم و اومدیم اینجا زندگی کنیم و خداوند قراره ازمون امتحانای مختلف بگیره و بعد در جهان آخرت بفهممیم که در این دنیا چیکار کردیم !!!یا هم سرنوشتی از قبل تعیین شده داریم که باید فقط بپذیرمیش و هیچ جوره نمیشه تغییرش داد .
تا اینکه وارد این مباحث شدم ،به این نتیجه رسیدم که این فکرا اشتباهه و ما توی این دنیا با خالق این کائنات همواره در ارتباطیم ،فهمیدم ما مهم ترین مخلوق خداوند هستیم و خداوند قدرتی به نام اختیار در فکر و رفتار رو بهمون دارد تا بتونیم با استفاده از اونا زندگیمون رو بسازیم ،درسته که یکسری از موارد رو مثل کشور و محل زندگی رو ما انتخاب نمیکنیم یا نکردیم(الان من هنوز واقعا قبول نکردم که ما قبل از تولد خودمون شرایط رو انتخاب میکنیم راستش برام منطقی نشده هنوز) ولی بازم با استفاده از همین نیرو که اسمش خداست میتونیم شرایط زندگی مون رو تغییر و بهبود ببخشیم .و همین بهتر کردن شرایط برای خودم،اطرافیانم و در ابعاد بزرگتر کشور و جهان میشه هدف و رسالت آدما توی زندگی هاشون….
به این نتیجه رسیدم که همون طور که زنبور داره از شهد گل ها عسل رو تولید میکنه ،همون طور که از دل خاک برای انسان منابع و معادن در میاد ،همون طور که خورشید هر روز و هر لحظه داره گرمای زمین رو تامین میکنه تا محل بهتری برای زندگی انسان باشه ،پس در موارد خیلی زیادی این انسان و زندگی انسانها که برای خداوند مهمه ،پس ما هم اومدیم تا مفید باشیم برای خودمون و بشریت.که توی این مسیر هم یاد میگیریم برای خودمون اول مفید باشیم بعدش برای دیگران ،این خیلی برام قابل پذیرش و باورتر بود.
و زمان و مکان و سن و همه همه معیار های که ما انسان ها برای خودمون مهم کردیم و بهش بها میدیم برای خداوند مهم نیس چون اون با قدرت بینهایت داره همه چیز رو کنترل و رقم میزنه،اتفاقی که از قدرت فهم و درک من خارجه ولی اون داره این کار رو میکنه …و تنها چیزی که برای خداوند مهمه اعتقادهای واقعی و عملکرد های انسان در زندگیش هست و برای همینم انقدر توی قرآن به ایمان و عمل صالح تاکید شده
ایمان به هدایت الهی
قبل آشنایی با این موضوعات اصلا به موضوع هدایت نگرش خیلی اشتباهی داشتم
زمانی که تازه وارد این مسیر شده بودم فکر میکردم الهامات خداوند خیلی پیچیده هستند.روزا درگیر این بودم که اول بتونم الهامات رو دریافت کنم بعدش بتونم تشخیص شون بدم ولی به مرور که آگاهی من در این مسیر هم بیشتر شد و وعده خداوند رو در قرآن خوندم که »»ما هدایت رو بر خودمان فرض کردیم و هدایت شما بر ماست««
فهمیدم هدایت خداوند خیلی آسون تر از اون چیزیه که فکر میکردم ،فهمیدم من با توجه به نحوه فکر کردنم و خواسته هام از زندگی شرایط مختلف توی زندگیم به وجود میاد.
اگر باورهای الهی تر داشته باشم توی ذهنم یعنی هدایت های الهی رو برای خودم پررنگ کردم پس اونا به رفتار و سبک زندگی من تبدیل میشن.و به مرور پازل زندگی من مرحله به مرحله تکمیل و تکمیل تر میشه،شاید توی همون شرایط علت به وجود اومدن اون اتفاق رو نفهمم ولی وقتی زمان میگذره،و ما به مسیر و پازل زندگیامون نگاه میکنیم میفهمیم جریانات رو.
🔆ازتون ممنونم استاد برای این نوشته های گرانبها🔆
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
اینکه میگن خدا انسان ها را در زمان مناسب در مکان مناسب قرار میدهد واقعا درست هست چه جالب من از موضوعی به شدت ناراحت بودم گفتم بزار برم یکم مطلب بخونم ادامه زندگی با کمک خدا و این آموزش ها واقعا آرومم کرد من به طرح های الهی در زندگی خودم ایمان دارم رسالت منم با توکل به خدا جهانی کردن صنعت موسیقی ایران موسیقی سنتی هست خداوندا سپاسگزارم بابت هر کاری که میتوانم برای بهبود اوضاع و شرایط انجام بدهم بهم بها و پاداش میدهی خداوندا سپاسگزارم که از طریق رسالتم کمک میکنم به گسترش جهان خداوندا سپاسگزارم که منم برای خودم پیامبری هستم و رسالتی دارم خدایا شکرت بابت این مطالب زیبا خدایا بابت تمام تجربیات خوب و بد گذشته ام ازت سپاسگزارم که خوب بود شد خاطره بد بود شد تجربه و همشون باعث پیشرفت من شدند خداجونم بابت همه چیز شکرت
به نام خدای ناظم
با سلام خدمت استادعزیزم
استاد چقدر خوبن این حرفا چقدر به ما راه درست زندگی رو نشون میدن خدایا شکرت که یک پازل زندگی من که همین مسیر تناسب اندام هست رو سر جایش قرار دادی ممنونم خودم با کمک ایمان به تو بقیه رو هم درست میکنم هرچند خیلی کارها برای من انحام دادی خیلی جاها ندادی بعدش بهترشو دادی ممنون من از طرح تو خبر نداشتم چقدر به خاطر نشدنها گریه کردم چقدر بی ایمان شدم چقدر شک و تردید داشتم ولی درست شد
خدای خوبم طرح الهی زندگی من رو داری به من نشون میدی بهترین طرح رو به من نشون بده تا با آرامش در کنارت ادامه بدم
خدای خوبم کمکم کن در هر مسیر درستی پا میزارم
خدای خوبم ،خدای مهربانم ،خدای زیبایی ،خدای آرامش، خدای حال مشکلاتم، خدای قشنگم ،تورو دوست دارم ممنونم ازت که در این مسیر من رو قرار دادی و میخوای راههای قشنگتری به من نشون بدی ازت ممنونم