برای تحقق آرزوهایتان باید از همه تواناییهای خود در یک جهت استفاده کنید.
اگر در ذهن خود بر تحقق آرزوهایتان پافشاری میکنید اما با قدرت کلامتان درباره شرایط و احساسات مخالف خواسته هایتان صحبت کنید تحقق آرزوهایتان را با مشکل مواجه خواهید کرد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
قدرت کلام تاثیرگذارترین اثر را در زندگی ما دارد. با حرف زدن ما میتوانیم احساس خود را خوب نگه داریم یا حس خود را بد کنیم. مثلاً چرا در قرآن اینقدر به غیبت نکردن اشاره شده
چون وقتی شما با استفاده از قدرت کلام حرفهای منفی میزنی احساس شما بد میشود غیبت شامل:۱،حرص خوردن۲, ناراحتی ۳احساس بی ارزشی۴,حسادت ۵ ,بدوبیراه به دیگران ۶سرزنش کردن خودت یا دیگران میشود که همگی احساس بد را به تو انتقال میدهد. بعد از غیبت مدتها فکرت درگیر آن گفتگو ها هست تازه نگران اینم هستی که حرفهایی که زدی طرف به شخص اصلی خبر نده و بازهم نگرانی و حس بد اگر خبر بده جنجال و دعوای بیشتر خب این یکی از چیزهایی است که شما میتوانی از قدرت کلام استفاده کنی.
قدرت کلام در تحسین و تایید دیگران چه با شخص دیگری چه باخودت باعث احساس بهتر و شادتر میشود باعث رشد و پیشرفت میشود مثلا من زمانی که با خودم یا همسرم درمورد زمانی صحبت میکنم که به اهدافم رسیدم یا زمانی که تجسم میکنم خیلی احساس خوب شادی سبک بالی و لبخند و آرامش دارم.
همین نوشته های زندگی با کمک خدا که آخر شبها میخوانم باعث میشود با امید بیشتر و ایمان بیشتری به خواب برم.
من میخوام همین الان اتفاقات خوب امروزم را در اینجا بنویسم بعد بخوابم: امروز صبح با همسرم صبحانه خوردیم بربری تازه که خداوند روزی کرده بود پنیر و کره خدایا شکرت
امروز کلی آگاهی های جدید در این سایت دریافت کردم و حسم خوب و عالی بود کلی روی لاغری با ذهن کار کردم خدا را شکر که اینترنت گوشی هوشمند دارم برای استفاده از این سایت مناسب ناهار سیب زمینی با قارچ و پنیر شام خورشت بادمجون درست کردم خودمم میل نداشتم و نخوردم ولی همسرم کلی خورد و حسابی برای زحمتی که کشیده بودم تشکر کرد.
من امروز طالبی داشتیم و خوردم خیلی بدنم داغ کرده بود از گرمای هوا ماست در یخچال بود و خوردم و گرما را برید. من الان در کنار همسرم هستم. با دوست چندین سال پیشم تلفنی صحبت کردیم. با پدر و مادر و خواهرم تلفنی صحبت کردیم موسیقی تمرین کردم. پدرم به خانه ما اومد. ظرفها را شستم خدایا شکرت بابت ظرفشویی و آب و لوله کشی و ریکا. لباس ها را ریختم در ماشین لباسشویی خدایا شکرت هم بخاطر ماشین لباسشویی هم بخاطر ماشین ظرفشویی و همچنین روی باورهای ثروت سازم کار کردم خدایا شکرت قرآن خواندم و درک کردم خدایا شکرت. و در پاسخ سوال من در تقویت اراده لاغری شما گفتید که فقط برای امروز شور و شوق داشته باش و داستانم برای امروز زندگی کن که فهمیدم چه کار بسیار مهمی را باید هر روز انجام بدم خدایا شکرت بابت این همه نعمت الان با حس کاملا خوب و عالی به خواب میرم. خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
با درود بر شما زهرا جان.زهرا جان چقدر خوب و ساده شکرگزاری کردی.اتفاقا منم الان ماشین لباسشویی رو روشن کردم که لباسها رو بشوره،با خودندن جمله ی شما لبخندی روی لبم نشست که منم باید شکرگزار نعمتهای زندگیم باشم که با بودنشون زندگیم چقدر راحت و بی دغدغه شده تا من الان لم بدم و کامنت بخونم.الهی شکرت برای بودن تمام خوبیها و راحتی های زندگیم
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم،بله شکر گزاری و آوردن خوشبختی به زندگی از همین چیزهای کوچک و به ظاهر ساده شروع میشه،بابت چیزهایی که داری شکرگزار باش تا نعمت های بیشتری وارد زندگیت شود. سوره ابراهیم آیه هفت: اگر شکر گزار باشید، شما را می افزایم.
ذهن ما با شکرگزاری آماده دریافت نعمت های بیشتر میشود. شاد و پیروز باشید.
سلام خدای مهربونم
خداوندا مرا به خواسته هایم برسان امین
سلام استاد عزیز ودوستان خوبم
ما قدرت های زیادی برای رسیدن به خواسته هامون داریم
یکی از این قدرت ها که من درطول زندگی اونو بی اهمیت میدونستم قدرت کلامه که همیشه میشنیدم که حرف باد هواست ویا اگر نمریسیم میتونیم حداقل درمورد صحبت کنیم و با بهش فکر کنیم غافل از این که این کلام چقدر قدرتمنده
صحبت کردن 2نوعه
صحبت کردن با دیگران
صحبت کردن با خودمون
من صحبت کردن با خودم بیشتراز صحبت کردن با دیگران است خیلی با خودم فکر میکنم
گفتگوی ذهنی و کلامی بر روی هم دیگه اثر میزاره
چه اون چیزی که به دیگران میگیم و یا از دیگران میشنویم بر گفتگوی ذهنیمون اثر میزاره و در نهایت این گفتگو بر احساس ما موثره
صبح داشتم چند دقیقه ای با خودم فکر میکردم رسیدم به جایی که حالم بد شد و اشکهام سرازیر شد این فکر که میتونه اشک منو در بیاره ببین میتونه با زندگی من چکار کنه خوشبختانه به دلیل اگاهی های جدید سریع جلوی اونو گرفتم و خوشبختانه دنیا سریع به افکار منفی جواب نمیده
در دنیا اقوام زیادی با زبانهای مختلف زندگی میکنن و همه به نوعی با خدا در ارتباطن ولی خدا که سواد نداره که این همه زبان رو جواب بده خدابه احساس ما انسانها کارداره و وقتی من شادم و با احساس خوب چیزی رو از خدا بخوام خدا برای من بر اساس احساسم همزمانی هایی مادی درزندگی ایجاد میکنه
پس راه تغییر زندگی تغییر گفتگوی کلامی و ذهنی است
حالا چطور این گفتگو ها رو میتونم تغییر بدم
اگر خواسته باشم فقط روی گفتگوی کلامی کار کنم و به جای جملات منفی از مثبت استفاده کنم سخته وموقع جابجایی این کلمات قاطی میکنم و درنهایت میبینم سخته رها میکنم و این کار مثل ادا در اوردن هست و از ریشه این مشکل حل نمیشه پس برای این که از ریشه این مشکل رو حل کنیم اینه که گفتگوهای ذهنی رو تغییر بدیم تا به راحتی گفتگوهای کلامی خودش تغییر کنه
و این کار با تمرین و تکرار صورت میگیره و با تغییر نگرش ایجاد میشه
تغییر نگرش چطور ایجاد میشه با شناسایی فرمولهای اشتباه و به یاد اوردن اصل خودمون و فرمولهای صحیح میتونیم تغییر نگرش بدیم مثل تمرینات همین دوره که میتونه درتغییرنگرش ما موثر باشه و هر چه بیشتر اگاهی های صحیح رو وارد کنیم فرمولهای اشتباه کمرنگ ترمیشن مثل باورها و فرمولهای چاقی که با بودن دراین دوره تونستیم اونها رو شناسایی و فرمولهای درست رو به یاد بیارم و خیلی راحت لاغر بشیم
پس وقتی گفتکوهای ذهنی رو اصلاح کنیم خیلی راحت تر میتونیم فرکانسهای مثبت به جهان و خداوند بفرستیم و درنهایت دریافتی های مثبتی خواهیم داشت و هر چقدر نگرش صحیح تری نسبت به خداوند درما ایجاد شود به شکل خود به خودی بر نگرش ما درباره زندگی تاثیر دارده و باعث شکل گیری ارامش درونی میشه
و همه این تغییرات به خاطر تغییر احساس ماست نه تغییر عملکرد
وقتی اگاهی های درست در مورد خداوند دریافت میکنیم نگرش ما تغییر میکنه و تغییر نگرش برابر با تغییر شخصیتی اس و در نهایت به تغییر زندگی دست پیدا میکنیم
من به معجزات الهی ایمان دارم و مطمعنم معجزه خداوند را بارها در زندگی تجربه میکنم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم و اطمینان دارم خداوند به وعده خود به من عمل میکند
من به برنامه الهی ایمان دارم و میدانم همه چیز در جهت اماره سازه من برای تجربه خواسته هایم است
من به زمان بندی خاند ایمان دارم و میدان که خداوند در بهترین شرایط خواسته هایم را وارد زندگی میکند
خداوند به احساس غالب من پاسخ میده
گفتگوی ذهنی و بعد کلامی و اطلاعات شنیداری و دیداری که وارد مغز میشود همه اینها احساس منو تعیین میکنه
دقیقا صبح گفتگوی ذهنی و بعد با صبحت با دیگری و شنیدن چیزهاییی که میگفت داشت احساس منو خراب میکرد و من تونستم سریع جلوی اون رو بگیرم و همه اینها از گفتگوی ذهنی من شروع شد
پس باید اول گفتگوی ذهنی خودم رو اصلاح کنم قبلا که گفتگو های ذهنی من منفی بود و همش پر از الودگی بود در برخوردم با دیگران هم موثر بود و عصبی بودم همش توذهنم درگیر بودم که چکارکنم که فلان مسعله حل شه و یا فلانی رفتارش بهتر شه ولی بهتر نمیشد که بد تر میشد مثلا خیر سرم داشتم فکر میکردم تا به جایی برسم ولی همین فکر بیش از حد منفی من فرکانس منفی میداد و اتفاقات بدتری برام رقم خورد ولی از وقتی دراین سایت به لطف و هدایت خداوند راهنمایی شدم و با تمرینات این سایت تونستم گفتگوهای ذهنی و پریشانی و بهم ریختگی ذهنی خودم رو سامان بدم خیلی در زندگی ارام تر و شاد ترم و درمواجه با اتفاقات ارام ترم و خداوند به این ارامش و احساس خوب پاسخ میده و مشکلاتم خیلی راحت حل میشه
هیچ نیروی غیر از خودم مانع بارش نعمت های الهی نبود و هیچ نیرویی غیر از خودم نمیتونه این مانع رو برداره
من باید پارامترهای مورد نیاز برای دریافت نعمت ها را به حد کافی در وجودم برسانم و هیچ شرط دیگه مثل جنسیت و شکل و مکان و اقتصاد و غیره نداره
وقتی این پارامترها کامل بشه به سیستم جا دویی کن فیکون تاثیر میدازه و باید منتظرباران نعمت های الهی باشیم
من میخوام خونه دار بشم همراه مغازه و ماشین شاسی بلند و طلا و همه اینها رو بدون قسط و قرض و دقدقه میخوام از خدا و به راحتی برام راهی رو باز کنه نه با سختی و فروش کلی چیزو قسط وقرض
من چند قدمی با خونه مورد نظرم فاصله دارم و چند قدمی با ماشین مورد نظرم و برای خدا برداشتن این فاصله کاری نداره
ارامش و شادی در تحقق رویاهام مثل بخار ابی است که بارش رو به همراه داره و باید میزان این ارامش و شادی به حد نصاب برسه تا باران نعمت های الهی شروع بشه
پس باید عجله نکنم و مایوس نشم چون خداوند هیچ دشمنی با من نداره و هیچ اشتباهی در جهان هستی نیست فقط کافیه من شادی و ارامشم رو به حد بالا برسونم و برای دریافت اگاهی های جدید مشتاق باشم و باید تراکم پارمترهای الهی رو در وجودم افزایش بدم تا سیستم جهان هستی به فرمان خدا زندگی منو کن فیکون کنه
مثالهایی از زندگیم که در مورد اون صحبت کردیم به واقیت تبدیل شد
شوهرم چند وقت بود مدام از بودن درخونه ای که نزدیک مغازش بود صحبت میکردو میگفت دوست داره از خونه تا مغازه پیاده بره واین گفتگوی ذهنی و کلامی اون چند ماه پیش به واقعیت تبدیل شد والان خونمون روبروی مغازش هست
من خیلی با خودم فکرمیکردم که دوست داشتم کنار خونم پارکی باشه که بتونم دراون پیاده روی کنم وفایل پیاده روی رو استفاده کنم و الان خونه ای که هستم درکنار پارکی هست که هرروز میتونم برم پیاده روی
من بیشتر از کلام ذهنی استفاده میکنم و وقتی ناراحت میشم که اصلا نمیتونم حرف بزنم همش افکار تو مغزم میچرخه و به زبونم نمیاد
و این گفتگو های ذهنی قبلا حالمو بد میکرد و به نحوی که اشک از چشمام میومد و حالم بد بود وقلبم به تپش میافتاد ولی از وقتی دراین دوره هستم و یاد گرفتم که هر چی میشنوم رو سعی کنم وارد گوشم وذهنم نشه و مواظب ورودی هام باشم چون میتونه احساس منو بد کنه و خدا هم با احساس من کارداره و بر اساس اون احساس بهم دریافتی میده
پس باید تند حرفی که به زبانم میاد رو نگم و با فکر حرف بزنم و حتی فکرهایی که تو سرم میچرخه و کنترل کنم و اونا رو با فکر به رویاهام عوض کنم مثلا به جای افکار بد میام رویاهام رو مرور میکنم رسیدن به سایز یک و خودم رو تجسم میکنم و سعی میکنم خودم حالم رو خوب کنم با فکر کردن به چیزهایی که جز رویاهام است
وقتی میخوام حرفی بزنم درنظر میگیرم که اگر این حرف به من زده بشه چه حسی دارم و از گفتن اون منصرف میشم و همه اینها به دلیل اصلاح ریشه صورت گرفته و اصلاح ریشه من با بودن دراین فایلها و سایت و دریافت اگاهی های درست و ایجاد نگرش درست نسبت به خدا و پیرامونم و اتفاقات صورت گرفته
خدایا شکرت که زندگی مرا با هدایتم به این مسیر دگرگون کردی و میدانم به زودی بارش نعمت های بی پایانت را تجربه میکنم
خدایا بینهایت سپاس
در پناه خدا باشید
به نام خدای خوبم
با سپاس از استاد عزیزم
استاد من به قدرت کلام خیلی اطمینان دارم و خیلی چیزها در موردش شنیدم و دیدم
ولی ما فراموشکاریم زود نا انید میشیم یا از کلام خوبی استفاده نمیکنیم وقتی نتیجه میبینیم میگیم دیدی بهت گفتم دیدی همون شد که من فکر کردم در صورتی با ایمان برخدا بابد فکر بهتری میکردیم و خداوند به خوبی آن را ایجاد میکرد
دردوران کرونا همین قدرت کلام بود که خیلی هارو بدبخت کرد من میدیدم میگفتن به خدا اگر این مدلش بیاد من میمیرم یا حالا میبینی بدبخت میشم و همون شد که اون گفت
یا در مورد بورس دیدم که میگفتن اگر شانس منه سقوط میکنه و همین شد
من سعی میکنم خوب فکر کنم و درونم احساس خوبی داشته باشم نسبت به چیزهایی که میخوام یا نمی خوام
من یه مدت سردرد بدی داشتم در حدی که کل ۲۴ ساعت سرم ردرد میکرد دیگه به قرص جواب نمیداد بعضی همکارا میگفتن چیز بدی نباشه بعًی میگفتن مهم نیست ولی درون خودم میگفتم هیچی نیست رفتم دکتر برام داروهای آرامش بخش قوی نوشت ولی من به خودم گفتم چرا دارو بخوری روی خودت کار کن آرامش داشته باشی و الهی شکر همزمان شد با فایل گوش دادن ها و خیلی تاثیر داشت و من از هیچ قرصی استفاده نکردم و خودبخود سردردم خوب شد چون به خودم میگفتم هیچی نیست برطرف میشه
من متعهد میشوم که به آرامش درونی برسم و سعی کنم احساس خوبی داشته باشم و آن رو با تغییرات خدا همسو کنم و امید داشته باشم که کلام خوب ایجاد میشود
من اینقدر درون خودم رو پر از احساس خوب میکنم که به حد بارش رحمت الهی برسه و مثل باران رحمتش رو شمال حالم بکنه انشاله شامل حال همه بندگانش هم بشه
انشاله همه به آرزوهاشون برسن ما هم ساحل جمع
خدایا کمکم کن به آرامش برسم
با سلام به نام خداوند معجزه گر
قدرت کلام ماهمان افکار ونگرش های ماست که به صورت گفت وگوی ذهنی یا زبانی ایجاد میشود
قدرت کلام ما تاثیر مستقیم بر روی احساس و فرکانس و رفتار ما دارد
پس خیلی باید حواسمان به خوراک ذهن مان باشد
بدیعیست که ان چه را به ان فکر کنیم و نگرش ما بشود و تکرار شود برای ما اتفاق می افتد
بارها شده است کلام مادرم باعث بهوجود آمدن دقیقا همان اتفاق شده است
من ابتدا گفت و گوهایی در ذهنم ایجاد میشود که در نتیجه ان ها صحبت توام با رفتاری را انجام میدم
بارهاشده که کلام من باعث اتفاقاتی شده
مثلا گفته ام پسرم از پس این کار بر نمی اید
یا در امتحان موفق نمیشود
یا من نباشم درس نمی خواند
و دقیقا همین هم شده
باید متعهد بشم
که کلام من خالق شرایط من است پس
در هر لحظه به گفت وگوی درونم توجه میکنم و ان را همسو با جریان الهی قرار می دم به خود یاد آوری میکنم
خداوند بی نهایت است
خداوند به عهد خود وفادار است
خداوند مرا در جریان الهی ام یاری میکند
خداوند بهترین برنامه ای الهی را برای من دارد
خداوند با من است
خداوند بهترین محافظ من است
احساس من از تجربه ی باران های الهی :
چقدر زیباست این حس رسیدن به خواسته ها حس خالق بودن چه آرامشی دارد چه راحتی دارد
چه اعتماد به نفسی دارد چه احساس نابی
این که ظرفت بزرگ شده تا نعمت ها تو تجربه کنی چقدر عالی یه که میشه از این همه نعمتی که پروردگار برای ما آفریده استفاده کرد
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت دوستان و استاد عزیز
قدرت گفتن کلام خوب و مثبت واقعا معجزه میکنه اینکه غیبت نکنی منفی فکر نکنی حسرت نخوری سپاسگزار باشی دیگران را دوست داشته باشی بت خودت کلمه های امیدبخش زمزمه کنی چقدر حالت خوب میشه من خودم چند وقته که دارم سعی میکنم به این صورت باشم و در مواردی هم موفق بودم اما دیروز خوب نبودم با همسرم دعوا کردم هر چند خیلی سریع از اون حالت خارج شدم اما تا شب هم مسائلی پیش اومد که حالم بد شد ما یه باغچه داریم همسرم میگه بفروشیم باهاش بتونیم بدهی زندگی را بدیم ولی من مخالفم و پیش خودم میگم نمیخوام با فروش این باغچه زندگیم خوب بشه من از خدا انتظار دارم که فراوانی نعمت و ثروت را تو زندگیم زیاد کنه مگه نه خدای فراوانی نعمت و ثروت هست پس میتونه زندگی منو درست کنه بدون فروش چیزی نظرم اینه اما دیشب یه دفعه بهش گفتم برو هر کاری میخوای بکن اما باز هم نظرم تغییر کرد که منتظر خدا میمانم حتما حواسش بهم هست و تنهام نمیزاره و بازم امیدوار متن ها را خواندم داستان زندگی استاد را خواندم و امیدوارتر شدم که ادامه بده به تغییرات الهی ایمان داشته باش به وفاداری خداوند ایمان داشته باش به اینکه خداوند به وقتش میادو همه چیزو درست میکنه ایمان داشته باش
خدایا ایمان دارم خدایا ایمان دارم خدایا ایمان دارم .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وارد بخش زیبای کلام درونی شدیم و چقدر دلنشین است و من زمانی که دیدگاه خیلی از دوستان رو در سایت میخونم انگار اون نوشته با احساسات اون شخص آمیخته میشود و بعضی دیدگاه واقعا به دل مینشیند و این احساس شاید طرف مقابل با ما صحبت نمیکند و یک نوشته باشد ولی همین نوشته چون با احساس درگیر هست یک حال خوب را به مخاطب ارسال میکند پس نوشتن با حال خوب و شور و اشتیاق را جدی بگیریم چون احساس از طریق نوشتن صد در صد به مخاطب ارسال میشود حالا چه برسد به کلام و صحبت کردن که در صحبت کردن و گفت و گوهای چه ذهنی چه کلامی اون احساس هم توسط خودمان و هم توسط مخاطب دریافت میشود و یا با کلام خود در سراشیبی هستیم یا داریم به سطح های بالاتر میروم و این را میتوان با احساس مان از کلام و گفت و گوی درونمان تجربه کنیم.
من کوچکتر که بودم همیشه پدرم تاکید داشت که باید صحبت کنی و من ۷ سال بیشتر نداشتم و من را یهویی بدون اینکه به من بگه وارد یک جمعیت ۲۰ یا ۳۰ نفری میکرد و میگفت باید به تک تک این ها سلام کنی من یادمه که خجالت میکشیدم و پدرم گفت باید این کار رو انجام بدهی و من هم این کار رو انجام میدادم و بعد کنار پدرم مینشستم و شب که به خونه برمیگشتیم خبری از دریافت پاداش به خاطر این کار خوبم نبود برعکس پدرم بهم میگفت باید پرروتر باشی و علاوه بر سلام کردن بعد از نشستن صحبت کنی من روزهای بعدی کارم همین بود با پدرم میرفتم وارد جمعیت زیادتر میشدم سلام میکردم و صحبت میکردم و بزرگ و بزرگ تر که شده ام دیگه مجلس گردانی میکردم من نمیدونم کار پدرم درست بود یا نه ولی برای من خوب شد که الان برای جمعیت بالا هم براحتی میتوانم صحبت کنم در دوران دبستان مجری دهه فجر بوده ام و پایه ثابت تمام شعرها و امتحانات شفاهی بوده ام و در دوران راهنمایی هم جز گروه های بوده ام که همیشه برای دیگران صحبت میکرد و در دوران دبیرستان شورای مدرسه شده ام و در تمام دوران دانشگاهی پایه ثابت کنفرانس ها بوده ام و به مرور از این قدرت کلامم استفاده کرده ام به مرور حتی برای گویندگی هم انتخاب شده ام که پدر مخالفت کرد که برای صدا و سیما کار کنم یعنی وقتی از کلامت مرتب استفاده کنی انگار ماهیچه اون قسمت فعال تر میشود و تو را در مسیر پیشرفت میبرد من همیشه پدرم بهم میگفت که هیتلر رو نگاه کن با قدرت کلامش آلمانی ها رو به سمت جنگ برد و یا نلسون ماندلا و گاندی با قدرت کلامشان انقلاب کردند و همیشه در ذهن من این بود که قدرت کلام خیلی میتونه برای پیشرفت من موثر باشه و من این قدرت کلام داشتن را از بچگی آموزش دیدم و اگر در جمعی هم سوتی میدادم و بقیه میخندیدن پدرم ابرو بالا میذاشت که ادامه بده و برات مهم نباشه که با تکرار و تمرین بهتر شده ام.
من همیشه در ذهنم و گفت و گوهای ذهنی ام خودم را در حالت بهتر تجسم میکردم و نه حالت رویا بافی بلکه اگه خواسته داشتم میومدم در ذهنم راه هایی که باید به اون برسم برای خودم برنامه ریزی میکردم شاید خیلی از راه هایی که رفته ام خطا بود ولی تصحیح اشتباه باعث عملکرد بهتر میشود حتی اگر به خطا باشد باز هم یک تجربه کسب کردیم برای عملکرد بهتر.
من قبلا که میخواستم گواهی نامه رانندگی ام رو بگیرم یک نجوایی اومد که گواهی نامه برا چیته و اطرافیان شروع کردن به مسخره کردن و نجواهای ذهنی هم شروع شد که تو نمیتونی گواهی نامه بگیری و این در کلام من هم شروع شد که چه فایده این همه تمرین میکنم من که آخرش میفتم دقیقا من سه بار با همین دیدگاه جلو رفتم و شکست خوردم ولی برای بار چهارم گفت و گوهای ذهنی رو که مدام بهم گفت نمیتونی بهش گفت اشکال نداره من نمیتونم ولی تلاش خودم رو میکنم و تمرین میکنم و هر بار اطرافیان مسخره میکردند من میگفتم اشکال نداره این هم یک سوژه برای خندیدن پیدا کردند بزار شاد باشن و گفتم که من تا الان خیلی موفق بوده ام پس قبول شدن در آزمون عملی برای من چیزی نیست و انگار یک قدرتی در وجودم پیدا کردم و اشتیاق و انگیزه در،من باعث شد که یک هفته شبانه روز من تمرین کنم و رفتم امتحان دادم و قبول شده ام و چقدر خوشحال شده ام که نتیجه داد در واقع گفت و گوهای ذهنی یا همان نجواهای ذهنی را وقتی کنترل کنیم و تبدیل به گفت و گوهای مثبت کنیم یک آرامش همراه قدرت در وجودمان حس میکنیم و نوع صحبت کردن ما عوض،میشود و رفتار و تمایلات ما هم عوض میشود و نگرش و انتظار ما در اون موضوع عوض،میشود و سپس نتایج کم کم وارد میشوند.
من وقتی ازدواج کردم شوهر خیلی آدم خوبی بود ولی من یک سال اول خوب بوده ام بعد که دیگران راجع به شوهرم حرف هایی میزدند من در ذهنم شروع شد به توجه و تمرکز به رفتارهای منفی شوهرم و در ذهن مدام شوهرم رو محکوم میکردم و این نجواهای ذهنی که شوهرت مناسبت نیست و اون آدم ایده آل تو نیست و بعد همین نیش و کنایه ها در کلام من هم شروع شد و مدام با شوهرم جر و بحث میکردم چون تمرکز من روی نکات و رفتار منفی شوهرم بود در هم زمانی های رفتار بد شوهرم قرار میگرفتم و بهم اثبات میشد که بله شوهرم آدم خوبی نیست و به لطف خداوند بعد از اینکه وارد سایت تناسب فکری شده ام و آگاهی ها و نگرش من عوض شد من کم کم یاد گرفته ام که اول به خاطر حضور شوهرم در،کنارم سپاسگذار باشم و شروع کردم روی نکات مثبت شوهرم تمرکز کردن حتی اگر دیگران هم در مورد شوهرم نکته منفی،میگفتن توجهی نمیکردم و در گفت و گوهای ذهنی، نجواهای منفی را تبدیل به گفت و گوهای ذهنی مثبت کردم و شروع کردم از شوهرم در ذهنم تعریف کردن بدون اینکه به خودش بگم و دیدم کم کم دعواها و جر و بحث کردن ها دارند کم میشوند و من ادامه دادم و بعد در کلام من هم شروع شد و از شوهرم به خاطر هر کاری تشکر میکردم حتی در جمع های خانوادگی هم از شوهرم تعریف میکردم و من در همزمانی های خوب رفتار شوهرم قرار گرفته ام و به من ثابت شد که چقدر شوهرم آدم خوبی و این تعریف کردن های من از شوهرم باعث پیشرفت اون در زمینه شغلی اون هم شده و شوهرم یک آرامش پیدا کرده و انگار تغییر کردن من در اون هم تاثیر گذاشته و باعث پیشرفت اون شده است و خانواده من هم مدام از خوبی های شوهرم تعریف می کنند و من متوجه شده ام که مقصر و بانی ۱۰۰ درصد اتفاق ها و همزمانی های زندگی ام شخص خودم هستم وقتی من تغییر کنم جهان اطراف من نیز تغییر میکند.
من قبل از ورود به سایت تناسب فکری مشکل اضافه وزن داشتم و این باشگاه و رژیم همان آب پاشیدن به درخت هیچ تاثیری روی من نداشت فقط چند مدت مثل همان آب پاشیدن به درخت کمی بهتر میشدم ولی نه طولانی مدت، و بعد از ورود به سایت تناسب فکری اولش هم نجواهای ذهنی بود که این همه تلاش کردی نتونستی لاغر بشی تو ورزشکار بودی و وقتی گذاشتی کنار سریع چاق شدی حالا میخوای با چند تا فایل لاغربشی و نجواهای ذهنی بود ولی من سکوت کردم و دوست داشتم تجربه کنم و وارد دوره ورود به سرزمین لاغرها شده ام و چقدر لذت بخش بود یواش یواش احساسم بهتر شد نجواهای ذهنی کمتر شد و اون صدا که گفت نمیتونی لاغر بشی خاموش شد و بعد از گذشت چند ماه صدها و گفت و گوهای با خودم شروع شد که من توانایی لاغر شدن را دارم و این در کلام من هم شروع شد که من میتوانم لاغر شوم و تمیلات من عوض شد دیدم میلی مثل اول به قهوه و پیتزا ندارم و کم کم تمایل پیدا کرده ام به غذاهای خانگی و رفتار من عوض شد و کم کم عاشق خودم شده ام و از حضورم در این دنیای مادی همیشه شکرگذار بوده ام و من تونستم لاغر و متناسب شوم خیلی راحت و نمیدونم چطور لاغر شده ام نه زمان و نه مقدار تعیین کرده ام بلکه خود به خودی و با احساس خوب برای من خلق شد.
شروع کنننده ی اتفاق های ما در زندگی نجواهای ذهنی ما یا همان کلام ذهنی ماست که این نجواهای ذهنی از ورودهای اشتباه ما می آیند به خاطر همین که برای اینکه واقعا اگر قصد تغییر کردن را داریم اول باید ورودی هایمان را تغییر دهیم من شوهرم مدام در اینستا کلیپ های دزدی نگاه میکرد یه مدت بعد در کلامش هم شروع شد که باید مراقب ماشینم باشم و هر جایی اون رو نزنم و همه جا راجع این موضوع صحبت میکرد و یکبار خواست بره شرکت و برای نیم ساعت ماشین رو پارک کرد و وقتی برگشت همهی وسایل داخل ماشین رو برده بودند و در هم زمانی فکر خودش قرار گرفت و تجربه کرد.
پس اول باید ورودی هایمان را تغییر دهیم که گام اول که ورودی ما کسب آگاهی در این دورها هست و داره به خوبی تغییر میکند و سپس تغییر گفت و گوهای ذهنی و بعد تغییر کلام ما و بعد تغییر احساس و تمایلات ما و تغییر نگرش و انتظار و سپس رسیدن به خواسته.
من همیشه وقتی خواسته رو دارم و دوست دارم اون رو تجربه کنم ووقتی نجواهای ذهنی شروع میشود که به خواسته ات نمیرسه من با خودم میگویم که من در صف دریافت کنندگان نعمت های الهی هستم و خداوند همه جور حواسش به من هست و من رو به خواسته ام میرساند من سمت خودم رو درست میکنم و خداوند هم سمت خودش را به طرز عالی درست میکند و خواسته من رو که جزئی از جز است را براحتی وارد زندگیم می کند.
استاد عزیز چقدر تمرین آخر لذت بخش بود که حتی دیگه از خودمان هم انتظار عالیتر برای دریافت نعمت های بیشتر از خداوند داریم یعنی بعد از ورود به دوره و کم کم روی خودمان کار کردن الان انتظارمان از خودمان و خداوند بالاتر رفته و خودمان را لایق و ارزشمند میدانیم برای دریافت نعمت های بیشتر یعنی بودن اینکه تلاش جسمی زیاد کرده باشیم فقط با تغییر ورودی هایمان و بودن درسایت تناسب فکری الان که خواستم تجسم کنم اصلا صدا و نجواهای ذهنی دیگه سراغ من نیومد که تو نمیتونی بلکه فعل خواستن در من قویتر شده و چقدر خوشحال هستم که انتظارم از خودم و خدای خودم تغییر کرده و به سمت بهتر شدن داره میره خدایا شکرت به خاطر حضورم در سایت تناسب فکری که اینقدر تغییر کرده ام که الان راحت خودم را در بهترین خونه با بچه های خوب و حقوق بالای خودم و شوهرم تجسم کرده ام با امکانات بالا و داشتن ماشین شخصی مدل بالا برای خودم و شوهرم و چقدر لذت بردن که در این تجسم ذهنم هم همراه من بود و مدام بهم میگفت که میتونی به خواسته هایت برسی این ها برای خداوند هیچی نیست و براحتی وارد زندگیت میکند، خدایا شکرت که عالی در مسیر تغییر کردن هستیم.
خدایا شکرت که من شاهد بارش زیبای خواسته هایم در زندگیم هستم و خواهم بود. الهی شکرت
نشان های دریافت شده
به نام الله مهربانم
سلامی به زیبایی صدای باران به همه خدایی های سایت👋🏻
و سلام و خدا قوت و آرزوی تندرستی خدمت استاد گرامی🌹🌷
باز هم گامی به سوی حق برداشتم .الهی شکرت 🤲🏻
نکات وبرداشتم از این گام : البته که بازم میگم که برداشت ما از این گام ها بیش از چند خطه باید زندگیش کرد مگه نه؟!
خب ما انسان ها برای درخواست نیاز هامون ،یا بیان احساساتمون ویا خیلی کارهای دیگر ،صحبت میکنیم
صحبت کردن کاری هست که برای ارتباط بر قرار کردن با یکدیگر انجام میدهیم
حالا ما دونوع صحبت کردن داریم
۱-صحبت فکری: این صحبت کردن شخصیه ،برای خود اون فرده ،خودش و خدا،…
۲-صحبت کلامی: خب همون ارتباط برقرار کردن با هم دیگه ،این صحبت یعنی همون حرف زدن معمول
که حالا میزان گفت و گوی ذهنی به مراتب بیشتر از میزان کلامی هست ،شاید تعجب کنید که چطوری؟!
اما شما بیشتر در ذهن خودتون گفت و گو دارید .اگه الان فکر کنید خیلی خوب متوجه منظورم میشید
مقایسه کردن خودمون با یکی دیگه و… چه و چه وچه …
حالا وقتی خودتو مقایسه میکنی دیگه واکنشت نسبت به اون طرف تغییر میکنه
توی حرف زدن با اون فرد احساس کوچیکی میکنی
و… این خیلی واضح نشون میده که این دو نمونه صحبت برهم تاثیر میگذارند یعنی( گفت و گوی ذهنی و کلامی) .
(آنچه که در فکر و ذهنم با خودم مرور کنم بر واکنش های من در گفت و گوی کلامی تاثیر میگذارد)
(حالا هردوی آنها در احساس ما و در نهایت بر فرکانس وجود ما در جهان هستی تاثیر میگذارد )
حالا چطور میشه از این قدرت ،زندگیمونو بسازیم
انسان خالق زندگی خودش است به این معنی که هر انسانی با هر قدرت کلام و در هر مکانی در حال ایجاد احساس در وجودش می باشد و این احساس توسط خداوند و از طریق همزمانی های جهان مادی در زندگی او تجلی می شود
برای خوشبخت شدن کلامم رو تغییر می دهم تا خدا ،جهان و … تحت تاثیرش قرار بگیرند
جمله های منفی رو مثبت کن :
در مثالی دیگر تاکید شده است که فقط از عبارت های مثبت هنگام شرح دادن زندگی خود استفاده کنید.
من عاشق این حدیث از مولام امام علی (ع)هستم که اینقدر زیبا راهنماییمون می کنه
مواظب افکارت باش که گفتارت میشود، مواظب گفتارت باش که رفتارت میشود، مواظب رفتارت باش که عادتت میشود، مواظب عادتت باش که شخصیتت میشود، مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود.
امام علی (ع)
باید از درون خودمو تغییر بدم ،الهی به امید خودت👊🏻
راه حل مناسب این است که به صورت ناخودآگاه باید قدرت کلام خودم را اصلاح کنم که در زمان صحبت کردن به شکل خودبخودی از کلمات مناسبی استفاده کنم.
برای این کار نیاز است که از طریق دریافت آگاهی مناسب ابتدا نگرش های صحیح درباره خداوند، جهان هستی و وجود خودمان در دنیای مادی کسب کنیم.
هرچقدر که نگرش صحیح بیشتری درباره خداوند در وجود ما ایجاد شود به شکل خودبخودی بر نگرش ما درباره زندگی تاثیر می گذارد و باعث شکل گیری آرامش درونی پایدار می شود.
انسانی که نگرش صحیح درباره خداوند داشته باشد و از طرفی به آرامش درون رسیده باشد به شکل خودبخودی قدرت کلام و رفتار او به سمت مثبت و خوش احساس بودن تغییر میکند.
او بدون تلاش و سعی در انتخاب کلمات می تواند به راحتی قدرت کلام خوش احساس را در گفتار خود جاری کند.
در مورد اصلاح قدرت کلام هم باید به این شکل عمل کرد و به جای تمرکز بر تغییر جملاتی که به کار می بریم بر اصلاح افکار و نگرش های درونی خود درباره خداوند و مسائل زندگی تمرکز کنیم به این شکل به صورت خودبخودی افکار و رفتار ما در جهت همسو شدن با قدرت خداوند اصلاح خواهد شد.
افکار منفی رو به افکار امید بخش تبدیل کن
لازم به ذکر است امر خداوند یا همان عبارت جادویی کُنْ فَیَکونُ بهمعنای «باش! پس موجود میشود»، بر خلقت اشیاء به محض اراده خداوند اشاره دارد که اصلا به صورت سلیقه ای از طرف خداوند انجام نمی شود.
پس تو ادامه بده بقیش با خدا این جمله کلی معنی اشکار و بزرگ داره
خدا دنیا رو به خاطر خواسته تو زیر رو میکنه اگه باهاش باشی😍😍😍
ارام ارام پیش برو ،دیدگاه بخون
یات نره دختر :هیچ نیرویی جز خودم قادر به جلوگیری از بارش نعمت در زندگیم نیست
به خدا اعتماد کن از قدرت کلام خودت به نفع خودت استفاده کن اما نه با تمرکز بر تغییر جملاتی که به دیگران یا حتی به خداوند می گی.
نیروی نهفته و تاثیرگذار بر تجلی خواسته هایت در قدرت کلامی است که در ذهنت جریان دارد
چه مثال قشنگی استاد:
آرامش و شادی درونی در تحقق آرزوها مانند بخار آب در بارش باران هستند. باید مقدار آرامش و شادی درونی شما به حد نصاب بارش نعمت های الهی برسد تا بارش خواسته هایتان را در زندگی تجربه کنید.
بنابر این عجله نکن و مایوس نشو
هیچ اشتباهی در کار شما وجود ندارد، هیچ اشتباهی در کار جهان هستی وجود ندارد، خداوند هیچ خشم یا کینه ای از شما به دل ندارد، اگر برای دریافت آگاهی های الهی اشتیاق دارید و آرامش، شادی درونی، ذوق و شوق زندگی کردن، رهایی، نزدیکی به خداوند و هرگونه بهبود شرایط را در زندگی خود مشاهده می کنید مطمئن باشید به شکل عالی در مسیر تغییر کردن قرار دارید.
ادامه دهید تا تراکم پارامترهای الهی در وجودتان افزایش پیدا کند. وقتی به حد نصاب خود برسد سیستم جهان هستی به دستور خداوند فرمان جادویی کُنْ فَیَکونُ بهمعنای باش! پس موجود میشود را در زندگی تا اجرا می کند.
و آن وقت است که باید بنشینید و شاهد بارش زیبای خواسته هایتان در زندگی باشید.
والسّلام
تازه این ها فقط نکات نوشتاری بود این گام کلی برام معنی داشت
من عمل میکنم به هر چیزی که دریافت کردم
البته استاد به نظرم این درست نیست که بگیم خدا فقط با احساس متوجه میشه و از کلام نمیفهمه
چون فهم ما دربرابر خدا خیلی کمه پس اگه ما از زبان میفهمیم خدا فراتر میفهمد
خودش در قران فرموده که بیاندیشید در تمام نعمت هایی که دادم ،رنگ های گوناگون ،اختلاف زبان ها و…
به نظر من باید این طور گفت که همون طور که یک حرف فقط زبونی باشه و از ته دل نباشه تاثیر بسیار کمتری داره تا حرفی که از ته قلب و احساس باشه هست
ماهم باید اول از درون خودمونو درست کنیم از درون به بیرون بیایم که حرفمون بيشتر مورد توجه قرار بگیره
اگه زبونی بگی ایمان دارم ،خدا که از دلت خبر داره ویدونه از ته دل نیست
یا زبونی بگی اعتماد دارم ویا یه عالمه مثال ديگه …
پس خواهر من ،برادر من !
از ته قلب باید درست بشی نه فقط زبونی یه حرف درست بزنی ولی دلت یه چیزی دیگه بگه…
کلی مثال دارم که برات بزنم اما اگه واقعا بدونی منظورم چیه خودت با یه نگاه به اطرافت خوب درک میکنی که هر میوه ای از دانه ای حاصل شده که اول ریشه زده بعد درخت شده و بعد میوه …
امیدوارم که کمکتون کرده باشم ،حد اقل به اندازه یک مثال برای باور خودتون😊
ببخشید اگه خستتون کردم ،🤗
واقعا ممنونم بگم چه کل این گام از نکته بود
،الهی بیکران شکرت که بهم کمک کردی که نکته برداری کنم🤲🏻
میدونم خسته شدید ولی باید با عرض پوزش بگم که:
حالا میرسیم سراغ تمرینات: 😅
۱-نگرش شما درباره قدرت کلام چیست؟ از گذشته اطلاعاتی درباره قدرت کلام خود داشتید؟نمیدونم از کجا بگم اخه اصلا نمیشه گفت بس که گسترش داره و …
خب راستش من هم خیلی در باره قدرت کلام شنیدم ،اینکه کلمات انرژی دارند ،برای همین این گام برام لذت بخش بود . بارها تلاش کردم که از کلمات مثبت استفاده کنم اما خیلی وقت ها نتونستم . خب فکر میکردم که این کلمات رو بگم اون اتفاقه دیگه می افتد ،اون معجزه رخ میده ،اما راستش همون موقع هم درست باور نکرده بودم
و با این حال که امید چندانی به این کار نداشتم این کار رو انجام میدادم و تلاش میکردم
البته خوب خوب میدونستم که کلمات انرژی دارن اما انگار این یه باور بود که باید رخ میداد که :کلمات انرژی دارن ولی چون اون چیزی که من میگم از ته دلم نیست اتفاقی نمیافتد
به هر حال به نظر من قدرت کلام فوق العاده بالاست چون بار ها بهم ثابت شده
برای اثبات دوباره یک پیشنهاد دارم
دوتا لیوان اب که هر دو از یک نوع اب ،و از یک جا باشند رو جلوی خودتون بگذارید
به یکی از لیوان ها کلمات مثبت بگید ،و حرف هایی که حال خوب میکنه:تو خیلی ارزشمندی ،زیبایی،من دوسِت دارم و…
به اون یکی لیوان حرف های منفی بزنید و بهش بگید من بدم میاد ازت ،چقدر زشتی و…
تا چند روز این کار رو تکرار کنید بعد قطره ای از هر کدام را زیر میکروسکپ نگاه کنید
من نتیجش رو میگم :
اون لیوان که بهش حس خوب دادی دارای مولکول های زیبا
و اون لیوان که بهش حرف های منفی زدی دارای مولکول های زشتی هست ححتی میتونی فیلمشو در گوگل ببینی !
این اثبات میکنه که کلمات دارای انرژی هستند
اما از نظر من اگه احساس درونی ،یعنی صحبت کلامی با صحبت فکری یکی بشن خیلی راحت ما رو به خواستمون میرسونن یعنی احساس ما با کلاممون یکی باشه
این طوری خیلی راه اسان و لذت بخش و حقیقی میشود
۲- مثال های از زندگی خود یا دیگران ذکر کنید که همان اتفاقی که مدت ها درباره آن صحبت کرده اند را به شکل واقعی در زندگی خود تجربه کردند.
مثلا همین چادرم یا موبایلم که اگه کلامی نمیگفتم یاکم میگفتم ،ولی ذهنی خیلی میگفتم و با خودم تصور میکردم و من الان هر دوی انهارا خیلی راحت و لذت بخش به دست اوردم
اینه قدرت کلام و ذهن 😍
۳- نحوه استفاده خود از انواع کلام را شرح دهید؟ چه مواقعی از چه نوع کلامی استفاده می کنید.
خب من همان طور که گفتم در کلام سعی میکردم که درست حرف بزنم اما خیلی وقت ها نمیشد چون در ذهنم پر از هیاهو بود
الانم همین طوره ولی تصمیم دارم که اصلاحش کنم انشاالله . تا از به حدی زیاد میخورم صحبت ذهنیم اغاز میشه ،سرزنش ،تحقیر ،بی اراده ،و..
یا وقتی یک فرد متناسب رو میبینم شروع میکنم به حسرت ،مقایسه ،و مدام فکر میکنم و…کلی مثال ديگه
در ذهنم مدام در حال مقایسه و سرزنش خودم که چرا اونو ندارم و….. بودم ومن از صحبت فکریم خیلی جاها درست استفاده نکردم
اما بعضی جاها شده که درست استفاده کردم و شاهد کلی نتیجه عالی بودم مثل درسم😍
۴- مثال هایی ذکر کنید که ارتباط بین اتفاقات زندگی و نوع کلامی که به کار می گیرید را اثبات می کند.
مثلا من درس خوندن رو ساده میبینم و همش میگم اگه بخونی خیلی راحته
وچون این هم حرف ذهن و هم کلامه واقعا خیلی وقت ها شده کم خوندم اما عالی شدم
مثل یکبار که اصلا نخونده بودم اما توی چند دقیقه سر کلاس خوندمش و برام جالب بود که داوطلب هم شدم😊
اما یکی از دوستانم براش سوال بود میگفت تو که هیچی نمیخونی چرا این قدر خوب میشی اما من که همش میخونم. این طوریم
والان فهمیدم که چون اون صحبتش حالا فکری و کلامی این بود که سخته، وقت کم میاد، نمیشه،و…
اما وقتی این حرف هارو نزده و گفته اسونه نمره های خوبی گرفته
به هر حال ما هر طور که صحبت کنیم در فکر و کلام
اگه احساسمون هم همسو باشه اون کار خیلی راحت شدنیه😉
۵- اصلاحاتی که در کلام خود باید ایجاد کنید را ذکر کنید تا نسبت به انجام آن متعهد شوید.
من متعهد میشم که تمام حرف های منفی که الان میگم را با تمام سعی و تلاشم اصلاح کنم
۱-نگم :وای اخر ترمه فشار درسا زیاده ،بگم :آخر ترمه منم میتونم عالی عمل کنم و امتحان تمام این چیزی که یاد گیرفتم در همه درس هامو بدم
اهان وقتشه نشون بدم وارم عالیه
۲-نگم :لیاقت نداشتم ،بگم:حتما میشه حالا یکم دیر تر ولی صبر میکنم
۳-نگم : من بد شدم ،عصبی هستم(بگم :من میتونم خوب باشم ، من مهربون میشم)
و وو….. یه عالمه مثال ديگه ممثل همین مثال های همی گام که بعضی هاشون رو دارم و اصلاح خواهم مرد
۶-چند لحظه چشمان خود را ببندید و خود را در حال دریافت باران نعمت های الهی تصور کنید. در همان احساس سپاسگزار خداوند باشید. احساس خود از تجربه باران نعمت های الهی را شرح دهید.
دنیایی پر از نعمت ،برکت ،تمام خواسته هایی که اجابت شدند
زیبایی ،رعنایی ،خانم ……
امروز فرصت این رو بگم داد که حلالیت بگیرم از خیلی ها.
منو عازم مشهد کرد
این ها همش بارش نعمت الهی است
لاغر ها در فاصه چند فدمی من هستن
خدا منو به لاغری خیلی نزدیک کرده فاصله فقط چند قدمه،
فاصلم یک جسمه ،که منو به اون میرسونه مطمئنم
چشمانم مشکلشان حل میشود ،خداوند چشمانم را شفا بیشتر هم میدهد
و …..
واااای الهی شکرت که فاصلم با خواسته هام خیییییییلییییییییی کمه خدایااااااا شکرررررت😍🥰😘
من کلی در زیر بارش نعمت هایش رفتم و اگر بخوام همه رو بگم سیل میاد،😍
فقط بگم چه الان احساسم فو العاااااااده عاااااالیه خدایا شکرت که همهی این هارو مدیووووون تو هستم❤💓💕💗💞💝💖
الهی که زندگیتون همواره زیر بارش نعمت های بی پایان الهی باشد ،🤲🏻😍
استاد واقعا ممنونم الهی که هر کجا هستید سالم باشید 🌹🌹🌹
الهی باااازم شکرت 💞 تنهام نگذار که بدون تو هیچم💗
یاحق مدد👋🏻
نشان های دریافت شده
چهارشنبه هفدهم اپریل بیست بیست و چهار:
سپاسگزار خداوندی هستم که همواره من را حمایت و هدایت میکند
سلام و درود به دوستان و همراهان مسیر رشد و پیشرفت
زندگی با کمک خداوند – قدم ۱۵ من به قدرت کلام خود ایمان دارم
برای تحقق آرزوها بایستی از تمام توانایی های خود در یک جهت استفاده کنیم که یکی از آنها قدرت کلام هست
صحبت کردن با دیگران و ارتباط شنیداری با بقیه و یاصحبت کردن با خودمان و یا گفتگوهای ذهنی مان
گفتگوهای ذهنی مان چون بر مبنای شنیده هست و دیده تا و یا بطور کلی اطلاعات ورودی داده شده به مغزمان هست همواره در جهت حفظ حالت موجود و بقای ما هست و با ایجاد ترس از تغییر نمیخواهد که وضعیت مان را تغییر بدهیم
راه تغییر آن هم کنترل ورودی های ذهنی و دادن اطلاعات جدید همجهت با خواسته های مان هست
من قبلا ادم پر حرفی نبودم و بیشتر با خودم فکر میکردم و گفتگو میکردم و الان بهتر شده ام و البته از بودن توی جمعها نمیترسم و میروم و با افراد غریبه ارتباط برقرار میکنم
قبلا (ده سال قبل) خیلی گفتگو های ذهنی داشتم و حرفهای نگفته و داستان سازی زیادی داشتم و با خودم حرف میزدم و فکر میکردم که وقتی فلانی این را گفت کاشکی اینجوری جوابش را میدیدم و بعد اون هم این را میگفت و بعد هم من این را میگویم و …و یکدفعه به خودم می آمدم و میدیدم که ساعتهای زیادی مثلا جلوی تلویزیون روی مبل لم داده ام ولی نه متوجه شدم چجوری زمان گذشته و نه متوجه شدم که چه فیلمی پخش شده است!
حالا الان بهتر متوجه میشوم که اون گفتگوهای ذهنی از جایگاه بی ارزشی بوده است از این جایگاه که من عزت نفس نداشتم و اینجوری با صحبت با خودم، داستان سازی میکردم
نتیجه تمام اون افکار هم احساس قربانی شدن بود و بلافاصله هم خداوندی که سریع الحساب هست به طریقی جواب من را میدهد و اتفاقات و شرایطی برایم رقم میزد که اون احساس را بیشتر تجربه کنم تمام اون گفتگوهای ذهنی نتیجه ترس و یا غم و حسرت را در پی داشت
مثلا رییسم بهم حرفی میزد و یا شرکتی قسمتی از پولم را نمیداد و همیشه هم راننده ای بود که جلوی من بپیچد و اعصابم را بهم بریزد
توی کامنتهای قبلی ام نوشتم که وقتی با خودم به صلح رسیدم و احساس ارزشمندی ام افزایش پیدا کرد برخورد رییسم چقدر با من بهتر شد
ولی همیشه اون داستان سازی بود تا اینکه یکدفعه خیلی هدایتی به ارتباط بین داستان سازی و اتفاقات زندگیم رسیدم و تلاش کردم کمتر اینکارو بکنم ولی تا زمان دوره لاغری موفقیت چندانی در این زمینه نداشتم
در طی دوره لاغری با ذهن و با اموزشهایی که یاد گرفتم و منفی باف درونم را شناسایی کردم و این گفتگوهای ذهنی بسیار کمتر شد
در طی یکسال اخیر و با توجه به تغییرات ناهمسو با خواسته هایم، ( بیکار شدن و دنبال خانه گشتن) تلاش زیادی داشتم که به این گفتگوها جهت بدهم با یادآوری دوره لاغری با ذهن و دوره های دیگر بخصوص چهار قسمت اول دوره اصلاح پر خوری و اشتها :
متوجه شدم که اصلا توانایی مبارزه با اونها را ندارم و اینکه متوجه شدم ذهن مون در یک لحظه فقط میتواند به یک موضوع فکر کند و اگر که افکار در جهتی که میخواهم نیست آگاهانه آنها را تغییر بدهم
تمرینی که من برای خودم در نظر گرفتم مرور خاطرات خوب بود، ( فکر کنم این را استاد در یکی از فایلای رایگان گفتند) و حتی اینکارو با همسرم انجام میدیدم و با هم از خاطرات جالب و یا مشترک و نیز خنده داری که با هم داشتیم تعریف میکردیم و میخندیدیم و اونوقت فشار نجواها کمتر میشد
مثلا یادم هست که در تمرین نوار زمان نوشته بودم که من میروم لب ساحل و باد به لابلای موهایم می وزد و نسیم ملایم دریا پوست بدنم را نوازش میکند و موج های آرام دریا به پاهایم برخورد میکنم و انگشتانم شن های ساحل را لمس میکند و کیف میکنمبارها و بارها این را خوانده بودم و احساس کرده بودم و بعد هم به این خواسته ام رسیدم و این را طی مسافرتهایی تجربه کردم
وقتی نجواهای ذهنی که بهم میگفت تو نمیتونی ، تو بی عرضه ای، تو نتوانسته ای خانه بخری، تو کار نداری و … بهم فشار می آورد من تلاش میکردم که اون صحنه تا را به خاطر بیاورم و خیلی بهم کمک میکرد و البته فقط تلاش میکردم که فکر جدیدی وارد ذهنم کنم برای دقایقی موفق بودم ولی بعد بلافاصله نجواها بر میگشت
چون شنیده بودم که نجواهای ذهنی را با منطق باید خاموش کرد، بعد از کاهش وزن من قسمتی از کمربندم را بریده بودم تا اندازه ام بشود و انرا کنار مانیتورم قرار داده بودم و هر موقع فشار نجواها زیاد میشد که تو نمیتونی، من بهش قسمت بریده شده کمربندم را نشان میدادم و میگفتم ببین این که دیگه دروغ نیست من خودم اینقدر کاهش وزن داشتم و این تکه بریده شده واقعی هست! اگر یکبار شده باز هم میشود! ببین من به غیرقابل باور ترین خواسته ام که لاغری بود رسیده ام پس به بقیه هم میرسم.
من تنهایی رانندگی میکنم و به سر کار میروم و توی راه فایلهای رایگان را گوش میدهم این اواخر وقتیکه فشار نجواها بخاطر شرایط کاری ام زیاد شده بودند تصمیم گرفتم موقع رانندگی با خودم حرف بزنم و چون توی این دوره زندگی با کمک خداوند بودم از همون جملات استفاده میکردم و بلافاصله مثال های از زندگی خودم و بقیه را با صدای بلند برای خودم بیان میکردم نمیدانم چقدر با صدای بلند بیان کردن مفید بود ولی تمرین کردم که اگر تپی ذهنم با خودم حرف بزنم بلافاصله فکرم بسمت ناخواسته هست منحرف میشود ولی اگر بلند بلند با خودم حرف بزنم فکرم براحتی بسمت ناخواسته برنمیگردد و مدت زمان بیشتری به چیزی غیر از نجواهای ذهنی فکر میکنم که این عالی است.
برای جملات مثبت هم من خیلی نمیتوانستم بصورت مداوم آنها را تکرار کنم و همیشه یادم میرفت ولی این چند وقته از همین جملاتی که توی دوره یاد گرفته ام با یادآوری مثال برای خودم بیان میکنم
دقیقا الان یادم آمد، مثل میثاق نامه که بارها میخواندم ولی احساسی بهم دست نمیداد تا اینکه دوست و همراه و هم مسیر عزیزمان سرکار خانم الهام خضرلو پاسخی به یکی از کامنتهای من در دوره لاغری نوشتند که توانسته بودند ذهنشان را بخوبی کنترل کنند و من بعد از خواندن پاسخ ایشان ، میثاق نامه را خواندم و یکی از جملات آن دقیقا همین مضمون کنترل ذهن بود
اونجا خیلی هدایتی تصمیم گرفتم بعد از خواندن هر جمله ای از میثاق نامه یک الگو و یا مثال از زندگی خودم و یا اطرافیانم در روزهای قبل را با خودم مرور کنم و به جرات میتوانم بگویم که اینکار تاثیر بسیار عالی داشت
اتفاقا همین الان کامنت نوشتن را متوقف کردم و رفتم پیام ایشان را دوباره پیدا کردم و خواندم که در روز دوشنبه هفته سوم دوره لاغری با ذهن برای من نوشته بودند و الان دوباره تصمیم گرفتم که این شیوه را بکار ببرم
راجع به قدرت کلام من خیلی تمایل داشتم که توسط دیگران تایید بشوم و اصلا یک گروه شخصی توی تلگرام تشکیل داده بودم که پیام های صوتی که افراد برایم ارسال کرده بودند و از من تعریف کرده بودند را اونجا ذخیره کرده ام و هر وقت از نظر احساسی کم میارم اون فایلها را گوش میدهم .این راهکار چندین بار خیلی کمکم کرده است
راجع به مثالهایی از زندگی خودم که راجع به موضوعی صحبت کرده ام و اون اتفاق افتاده است میتوانم همون مواردی که در تمرین زمان نوشته ام را بگویم مثل دوچرخه سواری رفتن کنار ساحل و …
راجع به ارتباط بین اتفاقات زندگی و نوع کلامی که بکار میگیرم هم برای موارد ناخواسته نوشتم که داستان سازی میکردم و برای موارد خواسته هایم هم میتوانم به اطمینان قلبی ام اشاره کنم برای قبولی در کنکور و یا مهاجرت و یا پیدا کردن کاراونهایی که واقعا ایمان داشتم که رخ میدهد را با اطمینان به همسرم بیان میکردم
من همیشه بعد از خواندن متن هر جلسه تمامی کامنتها را میخوانم و بعضی از نکات آنها را یادداشت میکنم و مخصوصا بعد از توصیه استاد این خواندن کامنتها باعث شده که دستاوردهای دوستانم را تحسین و تایید کنم و یکجورایی بصورت منطقی نجواهای ذهنی ام را خاموش کنمچون تنها راه ساکت کردن نجواها با دلیل و منطق هستاین کامنت خواندن هر زمانی میتواند باشد مخصوصا وقتی که جایی منتظر هستم
مثال باران فوق العاده عالی بود وقتی تمام پارامترهای لازم برای بارش باران آماده بشود هیچ انسانی و هیچ نیرویی نمیتواند جلوی باران و این اراده خداوند را بگیرددر مورد بارش نعمتهای الهی به زندگی مان هم همینگونه هست وقتی پارامترهای مورد نیاز برای دریافت نعمتها را به حد کافی در وجودتان برسانید دیگر مهم نیست که چه شغلی داری در کجای این کره خاکی ساکن هستی و چه جنسیت و یا دینی داری ، هیچ پارامتری نمیتواند مانع دریافت نعمتی بشود که ورود آن به زندگیم از طرف خداوند امر شده است
این موضوع قانون بدون تغییر خداوند هست
برای خودم مثالهایی زدم از زندگی خودم که واقعا احساس لیاقت درونی داشتم برای رسیدن به خواسته ام و دسترسی به اون را کاملا قابل لمس میدیدم و اون خواسته براحتی وارد زندگیم شد مثل مهاجرت مثل قبولی در کنکور و یا خرید ماشین جدید و مثالهایی هم پیدا کردم از زندگی خودم و اطرافیانم که هرچقدر زور زدم و تقلا کردم از خواسته ام دور شدممثلا برای پیدا کردن کار در اینجا ، من خیلی مصاحبه کاری رفتم ولی موفق نبودم و بعدها فهمیدم که من باید ابتدا فرهنگ کاری اینجا را یاد میگرفتم و بعد براحتی کار پیدا کردم و الان پس از تجربیات زیادی که کسب کرده ام دارم به افراد مختلف یاد میدهم که چجوری کار پیدا کنند
تمرین بارش نعمت الهی عالی بود مانند تمرینی که برای رسیدن به رویای سطح سوم و تمرین عالی آن در دوره لاغری انجام دادیمکاملا اون لحظات را احساس کردم و لمس کردم
توی کامنت دوست عزیزی هم مطلب زیر را خواندم که خیلی به درک بهترم کمک کرد ولی متاسفانه اسم ایشان را فراموش کرده ام«… سیستم دنیا طبق ارتعاش ما کار میکند. ارتعاش ما مساوی است با شدت احساسمون .ارتعاش افکار ما نیست. ارتعاش ظاهر اعمالمون نیست. احساسیه که پشت افکار و اعمالمون وجود داره. واسه همین ظاهر عمل مهم نیست، نیت مهم است. نیت همون احساسه. پس وقتی به چیزی با احساسمون توجه میکنیم دنیا برامون میاردش….»
طبق این موارد بالا یاد جمله ای از یکی از اساتیدم افتادم که میگفتند« قصد و نیت صد در صد و راه صفر درصد » یعنی نیت و قصد مون مهم هست و مهم نیست که چجوری به اون خواسته میرسیم و راه روش رسیدن به اون خواسته وظیفه خداوند هست و ما فقط باید قصد و نیت و احساس مون را خوب و الهی نگه داریم
بیصبرانه منتظر قسمت های بعدی هستم
منتظر خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
برای تحقق خواسته هامون باید از همه توانایی که داریم همسو و همجهت با خواسته هامون استفاده کنیم
صحبت کردن یکی از راههای ارتباط با دیگران و تخلیه انرژی هست و به دو شکل انجام میشود
یکی از طریق کلام برای ارتباط با دیگران
و دیگری فکر کردن درباره موضوعات مختلف که شخصی انجام میشه
گفتگوی کلامی و ذهنی روی هم تاثیر میزاره
آن چیزی که بر زبان میاریم روی افکار ما تاثیر میزاره و اون چیزی که بهش فکر میکنیم روی کلاممون تاثیر گذار هست و در نهایت روی احساس ما تاثیر میزاره و فرکانس ما روی جهان مادی تاثیر گذار هست
و خداوند پاسخ احساس ما رو از طریق جهان هستی میده
انسان خالق زندگی خودشه یعتی در هر لحطه با احساسش داره باعث همزمانی هایی که تجربه میکنه میشه
من هم یادمه که وقتی با این موضوع آشنا شدم فکر کردم صحبت کردن من تاثیر داره روی نتایجم بنابراین سعی کردم صحبتم رو اصلاح کنم ولی یواش یواش که وارد سایت تناسب فکری شدم متوجه شدم این افکار و باورهای ما هستند که نتایج زندگیم رو رقم میزنن
و یاد گرفتم که باید احساسم رو مثبت کنم ولی احساسم با همون افکار و نگرش قبلی نمیتونست بهتر بشه و قدم به قدم یاد گرفتم که اول باید نگرشم رو به خداوند و جهان هستی و خودم تغییر بدم و این درک چند سال طول کشید
هر چقدر که نگرش صحیح بیشتری درباره خداوند در ما ایجاد بشه خودبخود نگرشمون راجع به زندگی تغییر میکنه و آرامش درونی بیشتری پیدا می کنیم خودبخود افکار و کلام ما به سمت مثبت میره
خداروشکر میکنم که در مسیر زیبای تغییر هدایتم کرد و من دارم در این مسیر کشیده میشم و ادامه میدم و افکار و نگرش های خودم رو درباره خداوند تغییر میدم و خودبخود با خداوند همسوتر میشم و احساس بهتری رو تجربه میکنم
واقعا چقدر برام ملموسه مثال درباره چاقی
یه زمانی تلاش میکردم با رژیم و ورزش و اجبار و محدودیت لاغر بشم و نتیجه ای هم نداشت ولی الان با ادامه دادن تناسب فکری ،تمایلاتم خودبخود تغییر کرده ،من سعی کردم افکار و باورهای اشتباهم رو شناسایی و اصلاح کنم و نتیجه این شد که خودبخود تمایلات و رفتارم تغییر کرد و چند روز پیش که سیزده بدر بود و انواع خوراکی ها ،من خوب رفتار کردم بدون هیچ اجباری و محدودیتی !
و شب با احساس رضایت از عملکردم خوابیدم ولی چند سال قبل همیشه در این شرایط با عذاب وجدان و احساس نارضایتی روبرو بودم چون رفتار پرخوری داشتم !
و حتی اون موقع که رژیم میگرفتم و به زور میخواستم رفتارم رو تغییر بدم در صورتی که ذهنم چاق بود ،همش منتطر بودم دیگران بگن لاغر شدی ولی الان در ارامش و صلح با خودم هستم و فقط دارم روی ذهنم کار میکنم و منتطر نیستم کسی بهم بگه لاعرتر شدی از خیلی ها شنیدم که لاغر تر شدی و تازه نظرم به جسمم جلب شد وقتی توی آینه قدی خونه مادرم خودم رو دیدم متوجه شدم که بله من لاغرتر شدم اونم پاهام که همیشه چاقتر از قسمتهای دیگه بدنم بودن و حس خوب لاغری رو باز هم تجربه کردم
من در وجودم احساس می کنم که من هم لایق تناسب اندام و سلامتی هستم و این تاثیر آگاهی بر تغییر افکار و نگرش من و تغییر عادتهام و رفتارم و در نهایت متناسب تر شدن جسمم هست
ما باید حواسمون به گفتگوهای درونیمون که نشأت گرفته از باورهامون هست ،باشه
باید یاد بگیریم مدام ورودی مثبت به ذهنمون بدیم و ورودی های منفی رو کم وکمتر کنیم تا بتونیم راحتر گفتگوهای ذهنیمون رو کنترل کنیم
و من متوجه شدم از وقتی که دارم دوره های بینظیر استاد عزیز رو کار میکنم چقدر گفتگوهای ذهنی مثبت تری دارم
امروز وقتی از جلوی خونه نوسازی رد میشدم تو ذهنم مرور شد که چقدر خواسته ام به من نزدیکه فقط چند قدم باهاش فاصله دارم و مرور ذهنی داشتم که تو پولش رو نداری و باز هم در ذهنم مرور شد ،ارزش من از خواسته هام بیشتره ،خداوند منو ارزشمند خلق کرده و دنیا رو قبل از ورود من برای لذت و آسایش من خلق کرده و خواسته من جزئی از جزئ هم برای خداوند به این عظمت نیست
و وقتی یه ماشین رو نزدیکم دیدم که خواسته من بود باز هم در ذهنم گفتگویی مثبت شروع شد که ببین خداوند مشتاقتر از منه که من خواسته ام رو تجربه کنم
گفتگوی مثبت ذهنی مون که حس خوبی رو برامون به دنبال داره همسو با خدای بینهایته
من از درون دارم با خداوند همسو میشم و اونوقته که خداوند طبق قوانین ثابت جهان هستی منو به سمت خلق خواسته ام هدایت میکنه و من هم با اطمینان قلبی پیش میرم و تجربه اش میکنم
من سپاسگزارم نعمت های الهی ام هستم و ایمان دارم خداوند به تغییرات من پاسخ میده و نعمتهای بیشتری رو وارد زندگی من میکنه همونطورهمونطور که تا الان پاسخ هایی مبنی بر تغییراتم رو بهم داده ،تناسب اندام ،احساس بهتر،آرامش بیشتر،اشتیاق به تجربه کردن و شرایط مالی بهتر و داشتن درآمد از هنرم
بهترین مکان مکان برای تقویت ایمان و عقیده درست همیم جاست ،دیدگاه دوستان عزیزم که پر از تجربه های خودشونه، پر از حال خوبه،پر از نتایج خوبه و جایی هست که میتونیم باورهای اشتباهمون رو هم شناسایی کنیم و بهمون ثابت میشه که تغییر نگرش باعث تغییر در نتایج میشه و حضور خداوند رو میشه حس کرد
تمرین :
۱_ من هم وقتی شنیدم که کلامم تاثیر زیادی روی زندگیم داره سعی کردم از جملات مثبت استفاده کنم و خوب هم این کار سخت بود و هم اینکه فایده چندانی هم نداشت وقتی درون من پر از آشوب بود و یواش یواش وقتی تو دوره های عالی استاد شرکت کردم تمرکزم از روی کلامم اومد روی افکار و احساسم و سعی کردم حال خوب واقعی داشته باشم و این مستلزم داشتن نگرشی صحیح بود که شروع به کار کردن روی ذهنم کردم و قدم به قدم کمی در نگرشم تغییر ایجاد شد و گفتگوهای درونی من به سمت مثبت حرکت کرد و هر چه بیشتر در مسیر تناسب فکری ادامه میدم نگرشم و کلامم امیدوارانه تر و مثبت میشه
۲_مثالها:
خواهرم که عاشق نوزاد هست و همیشه راجع به نوزادا صحبت میکرد و دختراش بزرگ شدن بازم دوست داشت داشتن نوزاد رو تجربه کنه ولی سخت باردار میشد ولی باردار شد و حتی دوست داشت دوقلو داشته باشه که خودش میومد میگفت به ما و فیلمهایی مربوط به جنین دو قلو میدید و خلاصه این شد که صاحب یه دوقلوی دختر و پسر خوشگل شد
همکار همسرم (اتشنشان بودن )که همیشه میگفت من شهید میشم و اسم منو میزارن روی ایستگاه آتش نشانی و در یک همزمانی که رفته بودن ماموریت لحظاتی اکسیژن به ایشون نرسید و بهشتی شدن و اسمشون رو هم گذاشتن روی ایستگاه آتش نشانی
مادرم که مدتی از فروش خونه شون و جابجایی از تهران به کرج صحبت میکردن و این اتفاق افتاد و ایشون نقل مکان کردن در صورتی که پدرم به اینکار تمایلی نداشت
دخترم که مدتی از داشتن گوشی صحبت میکرد و گوشی بهش هدیه داده شد
۳-من خیلی پر حرف نیستم ولی مثل همه انسانها مدام گفتگوهای ذهنی دارم که از وقتی متوجه شدم حال خوبم چقدر مهمه به گفتگوهای ذهنیم دقت میکنم و اونجایی که حالم رو بد میکنه سعی میکنم یه طوری متوقفش کنم ادامه ندم و گفتگوهای مثبت رو جایگزینش کنم و متوجه شدم برای قویتر شدن در این موضوع باید در مسیر تناسب فکری ادامه بدم و استمرار داشته باشم و نگرشم رو تغییر بدم تا در کنترل افکارم موفق تر عمل کنم
۴_مدتها در مورد خونه سه خوابه فکر میکردم و حرف میزدم تا طی همزمانیهایی پولش و امکان جابجایی برام مهیا شد و تونستم خونه سه خوابه رو بسیار راحت رهن کنم
من همیشه راجع به انواع لباسها صحبت میکردم و فکر میکردم و همیشه هم لباس هدیه میگرفتم ،هم با موقعیتهایی همزمان میشدم که لباسهای متنوع میخریدم و همیشه تجربه لباسهای متنوع دارم
من خیلی راجع به کیف های قلاب بافی صحبت میکردم، فیلم میدیدم ،فکر میکردم و همزمان شدم با یادگیریشون و الان برای مشتری هام انواع کیف و جامدادی میبافم و لذت میبرم
و موارد مثبت و منفی زیادی برای خودم و دیگران یادم اومد که کلام و فکر باعث اتفاقات شده
۵_اصلاحات در کلام
گاهی راجع به خرید خونه افکار منفی دارم که باید اصلاحش کنم که البته توی این مدت که در دوره زندگی با کمک خداوند هستم تونستم به افکار مثبت تبدیلش کنم
در مورد انرژی کم و خستگیم و گاهی بیماری صحبت کردم و فکر کردم که باید سعی کنم اونا رو هم متوقف کنم و از جایگزین مثبتش استفاده کنم که خداوند منبع خیر و خوبی و سلامتی هست و تنها چیزی که میتونه به من بده سلامتی هست و انرژی زیاد هست و باید بیشتر به دنبال آدمهای سالم و پرانرژی باشم و اونا رو برای خودم مثال بزنم
در مورد کمبود درآمد صحبت و فکر میکنم گاهی که اونم داره کمتر میشه خداروشکر ،سعی میکنم از آگاهی های جدید استفاده کنم از صفات خداوند که فراوانی هست ،گسترش و پیشرفت جهان هستی هست و منی که مخلوق خداوند و جزئی از این جهان رو به پیشرفت هستم و خداوند به من توانایی خلق کردن هر اون چیزی رو که میخوام داده و باید با افکار و احساسم فرکانس مثبت له جهان هستی ارسال کنم و با گوش دادن به الهامات خداوند در مسیر پیشرفت و دریافت فراوانی های بی نهایت حرکت کنم
برای چند لحظه چشمام رو بستم و باران نعمتهای الهی رو دریافت کردم چقدر احساس خوبی پیدا کردم لذت بردم ؛خونه مورد علاقه ام با دیزاین جذاب که خیلی راحت انجام شده بود و رانندگی با ماشین دلخواهم و درآمدم که بیشتر شده بود و من در ارامش و حس خوب هر چیزی رو که دوست داشتم تجربه میکردم و همه و همه بسیار راحت خلق شده بود و با حس خوب رضایت از خداوند مهربانم که مشتاقانه منو هدایت و حمایت کرده تا خواسته هام رو خلق و تجربه کنم سپاسگزاری کردم
خدای فراوانی ها ،بینهایت سپاسگزارم
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
بایاد ونام خدا
با درود و سلام به دوستان نازنین
من به قدرت کلام خود ایمان دارم
تا قبل از آشنایی با مباحث قدرت ذهن همیشه فکر می کردم اون چیزی که مهمه کلام و صحبتی هست که بیان می کنیم برای همین هم تو صحبت کردن خیلی تلاش می کردم از جملات مثبت استفاده کنم.
گاهی حتی به اطرافیان هم تذکر می دادم که منفی حرف نزن،منفی نباش، مثبت فکر کن،اما همون مواقع بازم تو خلوت و تنهایی خودم گفتگوی ذهنیم روی چیزای منفی فقط مانور می داد.
اگه یه مسئله یا مشکلی داشتم می رفتم چهارتا جمله مثبت می نوشتم و فکر می کردم کارم درسته.درحالی که صبح تا شب تو ذهنم درگیر اون موضوع بودم.تازه وقتی شب می خواستم بخوابم چند بار دیگه مرورش می کردم و هر دفعه هم کلی براش سناریو ذهنی می نوشتم که اینجا باید اینو می گفتم یا این کارو می کردم و خلاصه همش درگیری ذهنی داشتم.
یادمه تو یکی از فایلهای رایگان استاد توصیه کردن شبا قبل از خواب تمام ذهنیات خودتونو بنویسید هرچیزی که ذهنتونو مشغول می کنه و خودتونو تخلیه کنید منم یه مدت انجام دادم و واقعا برام مفید بود موقع خواب دیگه درگیری ذهنی در مورد مسائل روزمره نداشتم.
الان که بیشتر با مباحث ذهنی آشنا شدم متوجه شدم که اون چیزی که مهمه حس و حال درونی هست و ربطی به کلام نداره.
احساسات نشانگر دقیقی است که آیا اکنون در مسیر درستی هستم یا خیر، وقتی احساس خوبی نسبت به زندگی ندارم یعنی مسیر را اشتباه می روم و اگر این احساسات منفی را ادامه بدم جهان نتیجه این فرکانس منفی را در قالب اتفاقات بد چون برخورد نامناسب اطرافیان، تصادف، شکست مالی، بیماری و هر شرایط ناهماهنگ دیگر به من نشان میدهد.
بنابراین ما باید خیلی نسبت به احساساتمان متعهد باشیم، باید یاد بگیریم در کوتاهترین زمان ممکن احساساتمان را به جهت مثبت هدایت کنیم.سپاسگزاری کنیم. به زیبایی ها توجه کنیم.جملات امیدبخش تکرار کنیم.تنفس عمیق داشته باشیم.هرگز گله و شکایت نکنیم، تا احساسات منفی بر ما غلبه نکند و فرکانس های غالب ما مثبت باشد و جهان شرایط خوب و عالی را به زندگیمان وارد کند، همه ما لایق یک زندگی آرام، شاد و فوقالعاده هستیم.
سیستم دنیا طبق ارتعاش ما کار میکند. ارتعاش ما مساوی شدت احساسمون .
ارتعاش افکار ما نیست. ارتعاش ظاهر اعمالمون نیست. احساسیه که پشت افکار و اعمالمون وجود داره. واسه همین ظاهر عمل مهم نیست، نیت مهم است. نیت همون احساسه. پس وقتی به چیزی با احساسمون توجه میکنیم دنیا برامون میاردش. اما ممکنه ساعت ها یا روزها تصاویری توی ذهنمون داشته باشیم بدون هیچ حس خاصی, و بگیم: ” من اینهمه مثبت فکر میکنم، چراهیچی نمیشه
علتش اینه که: پشتش احساس خوبی نیست. در بیشتر مواقع احساسی هم اگه باشه حس حسرته نه لذت،حس غم هست نه شادی، حس فقر هست نه ثروت،حس بیماری هست نه سلامتی.
پس دنیا هم همجنس همون احساسات رو به صورت شرایط، اتفاقات، فرصت ها و آدمها وارد زندگی ما می کنه. و چیزهایی رو در زندگی تجربه می کنیم که قبلا ارتعاش احساسیش رو ارسال کردیم.اگر بتونیم مدام احساس شاد و خوبی داشته باشیم شرایط و اتفاقات به صورتی رقم می خورد که تجربه شاد و لذت بخشی داشته باشیم
بی شک تو زندگی خیلی از ماها این گفتگوهای ذهنی هست که اتفاقات رو برامون رقم میزنه ولی در ظاهر امر میخوایم با کلام فقط مثبت باشیم.
وقتی زمستون میشه همسرم همیشه نگران بچه هاست که مدرسه میرن و خیلی توصیه می کنه مواظب خودتون باشین مریض نشین چون فلان بیماری اومده و اتفاقا همیشه اولی مریض میشن در حالی که قبلش مشکلی نداشتن انگار یه جورایی بهشون هشدار بیماری رو میده که منتظرشونه.
پسرم وقتی وسیله ای رو میخواد خیلی راحت در موردش حرف میزنه و یه جورایی انگار تو ذهنش داشتن اونو حس می کنه و به نظرم خیلی بهتر و راحت تر از ما به اون خواسته میرسه.(مثل داشتن پلی فور و گوشی همراه خودش)
گاهی که مشکلی بین خودم و همسرم پیش میاد من مدتها در مورد اون مسئله درگیری ذهنی دارم و خیلی در موردش فکر می کنم گاهی خیلی منفی و خلاصه حس و حالمو بد می کنم ولی وقتی با همسرم صحبت می کنم می بینم اون اصلا فراموشش کرده و راحت تر باهاش کنار اومده باید روی این مسئله بیشتر کار کنم تا بهتر بتونم کنترلش کنم.
اگه من تا الان به خواسته هام نرسیدم بزرگترین مانعش ذهنیات خودمه و این که پارامترهای لازم برای جذب اون خواسته رو نتونستم در وجود خودم ایجاد کنم تا کن فیکون برام انجام بشه و راحت دریافتشون کنم.
از وقتی توی این دوره شرکت کردم و با خوندن چند باره هر متن استاد که واقعا یه منبع بی نظیر از آگاهی و اطلاعات ناب هستش و خوندن نظرات دوستان هم مسیر خیلی بهتر متوجه اشتباهاتم در قوانین جذب میشم.
انتهای این مسیر پر از روشناییه و من منتظرم تا خبر خوشحال کننده خودمو همین جا به اشتراک بزارم.
من به قدرت کلام خود ایمان دارم.
خدایا سپاسگزارم برای بارش بی انتهای رحمتت برای تمام فرصت ها و نعمت هایی که در اختیارم قرار دادی .
تمرین بارش نعمت الهی رو میخوام هر شب برای خودم انجام بدم تا بیشتر و بهتر از این همه نعمت بهره مند بشم. خدایا شکرت🙏🌸
قدرت کلام در واقع همان نجواهای ذهنی و باورهامون است وقتی من باور ندارم و استرس دارم که مثلا پسرم در کنکور رتبه خوبی نمیاره اگر با کلامم بگم تو بهترینی بی فایدس
استاد ایا استزس من باعث میشه روی روتد درس خوندنش تاثیر بزاره و کدهش بده راندمانش رو
سلام و درود
اگه استرس رو از طریق کلام و عملکرد انتقال بدی و فرد مقابل آگاهی مقابله با استرس رو نداشته باشه و از عملکرد شما استرس در وجودش شکل بگیره قطعا تاثیر می ذاره.