برای تحقق آرزوهایتان باید از همه تواناییهای خود در یک جهت استفاده کنید.
اگر در ذهن خود بر تحقق آرزوهایتان پافشاری میکنید اما با قدرت کلامتان درباره شرایط و احساسات مخالف خواسته هایتان صحبت کنید تحقق آرزوهایتان را با مشکل مواجه خواهید کرد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
کنترل کلام و بخصوص کنترل ذهنم برای من شبیه به انواع رژیم ها و ورزش ها برای لاغری تشبیه شد
هر چه قدر تلاش کنم حواسم باشه کجا چه کلامی به زبان بیارم و یا اینکه بخوام به جنبه های منفی فکر نکنم بازم ذهن کار خودش را میکنه چون به روش دیگه ای آموزش دیده و تربیت شده
یادم میاد حدود ۲ سال پیش همراه مادرم توی ماشین بودم در اون موقع هم با اموزش های ذهنی آشنایی پیدا کرده بودم و میدانستم که باید مراقب ورودی هام باشم یک مسافت ۱ ساعته را باید رانندگی میکردیم که به مقصد برسیم
اصولا اینطور هست که وقتی چند نفر یکجا هستند برای اینکه ارتباط بر قرار کنند باید از یک موردی و یا موضوعی حرفی زده بشود
در این راستا هم مادرم شروع کرد به صحبت کردن و از هر دیاری صحبت میکرد که یکدفعه شروع کرد به روایت خاطره ای از حدود ۳۰ سال پیش از اتفاقی که بین چندین برادر در آشناها بر سر موضوعی و اختلافی که بینشون افتاده برام تعریف کردن
که همون لحظه بهشم گفتم ادامه نده این چیزی نیست که من بخواهم بشنوم و حتی اگاهی در موردش داشته باشم ولی در ذهن مادرم این بود که بذار برات تعریف کنم که تجربه اش را داشته باشی که همچین اتفاقی برای تو نیوفته و حواست جمع باشه
بهش گفتم با تعریف این داستان اولین کاری که میکنی باعث میشی ذهنیت من با برادرم خدشه دار بشه و نگاهم نسبت بهش با شک و تردید بشود.
ما از این طریق باعث گفتگوهای درونی خودمون میشیم
سر منشا گفتگوهای درونی از این نوع ورودی های بیشتر هست چون رواج بیشتری دارد
بخاطر اینکه ذهن امادگی اینطور مطالب را دارد و آماده برخورد با این جور مسائل
ولی وقتی از همین روش و آموزش ذهن در روند مثبت و تحسین اقدام کنیم و خودمون، خودمون را پرورش بدیم هزار درصد به سمتی هدایت میشیم که میتونیم در گفتگوهای درونی مون هم به اتفاقات خوب توجه کنیم و راهکارهایی برای پیشرفت و موفقیت برای خود ایجاد کرد
تا این لحظه تونستم ذهنم را یاد بدهم به اتفاقات به سمت زیبایی هاش و تحسین نگاه کند بجای دیدن منفی
سوال کند چه درسی برایم دارد اگاهی هام را با خودم تکرار کنم و بسبار برایم قشنگ تر دارد میشود
درست هست در محیط اطرافم بسیار هستند که توجه اونها بر حاشیه ها هست و برای من شرایط به سمتی قرار میگیره که توجه من بر خودم و اگاهی ها و زیبایی ها معطوف میشه
برای مثال امروز ۱۴۰۳.۰۱.۰۱ روز اول عید دعوت بودیم خوته پدر خانومم خوب بعد نهار بساط غیبت جور شد و من خودم را از محیط دور کردم و در اتاقی دیگر و هدفون توی گوش اموزش هام را دنبال کردم و توجهی به اون بحث و اون جمع نکردم که بعد از گذشت نیم ساعت همسرم خودش داوطلبانه ازم درخواست کرد که الان بحث همه داغه تو هم که با اینجور جمع ها ارتباطی نداری برو خونه استراحتی کن یا فایل هات را راحت گوش کن و موقع شام بیاو این از کارهای خداوند هست که وقتی در مسیر باشی از همه طرف برات شرایطی محیا میکنه که بیشتر و بیشتر خودت را قوی کنی پس هر چقدر من برای خودم ارزش قایل بشم جهان این ارزشمندی را چندین برابر به من برمیگردونه و من با کنترل ورودی هام و هدایت گفتگوهای درونی ام خودم با قدرتمند میکنم
وقتی با گفتگوی درونی در جهت انچه بهم احساس خوب میدهد در کلام هم شروع میکنم زیبا سخن گفتن و اینطور سخن گفتن باعث مهارت من در فن بیان میشود باعث میشود نگرش من به نعمت های خداوند بیشتر و بیشتر بشود و به رفتار و اعمال من میانجامد و هر چقدر من ادامه بدهم تبدیل به شخصیت من میشود
پس بجای اجبار خودم بر شرایطی که بخواهم منجر به حال بد و احساس بد من شود تمرکز بر شخصیت و ذهنیتم در جهت اموزش هام و مدیریت انچه باعث احساس خوب در من میشود
۱۴۰۳.۰۱.۰۱
بنام خداوند یکتا وقدرتمند
سلام خدمت استادعزیزوتمام دوستان گلم در این سایت فوق العاده
خداوند هدایتگر را سپاس بابت حضورم در این جمع صمیمی
من به قدرت کلام خود ایمان دارم
نگرشی که من درمورد کلام داشتم وفقط گفتگوی کلامی روزانه ام را کلام میدونستم ودر این مدت کوتاهی که با مباحث جذب کمی آشنا شده بودم تازه داشتم سعی میکردم تا مثبتش کنم وهربار هم یادم میرفت وبعدش کلی خودمو سرزنش میکردم که چرا از کلمات منفی استفاده کردم که به لطف خدا واستاد عزیزم برام روشن شد که کلام دونوع هست وگفتگوی ذهنی با خودمون هم نوعی کلام هست که به دلیل اینکه زیاد با خودمون فکر میکنیم وحرف میزنیم خیلی مهم هست وما باید این گفتگوی ذهنی را کنترل کنیم که اونوقت کلام ما خود به خود بدون اینکه زجری بکشیم کلاممون مثبت میشودخدایا بابت این آگاهی سپاس
ما باآگاهیهای صحیح در مورد خداوند وخود وجهان هستی آرامش همیشگی را در درون خود ایجاد میکنیم واین آرامش باعث تغییر رفتار وشخصیت ما میشود ودر نتیجه خداوند با ایجاد هم زمانیهای مادی باعث تغیر ودگرگونی در زندگی ما میشود ،با کنترل ورودیهامون میتونیم افکارمون ودر نتیجه نگرش ورفتارمون را تغییردهیم ،من به خاطر گفتگوهای ذهنی منفی که دارم متاسفانه بعضی وقتا بی دلیل از نظر دیگران ،زود عصبی واخمو میشوم در صورتی که در ذهن خودم هزاران دلیل دارم برای ناراحتیم واین من واطرافیانم را خیلی آزار میدهد وخدارو شکربا آموزه های استاد عزیزم کمی بهتر شدم ووقتی این جوری میشم مدت زمان کمتری توی این حس میمونم وسعی میکنم با کلام درست خودمو آرام کنم باید بیشتر روی خودم کار کنم از خداوند واستاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم که راه درست را به ما نشان میدهند ومن کاملا حس میکنم که نسبت به خود قبلیم چقد آرامتر وبهتر شدم واز لحاظ تناسب اندام هم هر کس منو میبینه میگن رژیم گرفتی واعتماد به نفسم هم زیاد شده وبیشتر به خودم اهمیت میدم وخودمو دوست دارم ،من در این مسیر میمانم تابه لطف خدا واستاد عزیزم شخصیت خودم را اصلاح کنم ،ممنونم استاد که در تمام جنبه ها نه تنها لاغری به فکر ماهستی ومارو پرورش میدهید 🙏🙏🙏
پیروز وسربلند باشید
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیرم
گام 15 از دوره زندگی با کمک خداوند
برای تحقق آرزوهایتان باید از همه توانایی های خود در یک جهت استفاده کنید
برای تحقق خواسته ها باید قدرت ذهن وقدرت کلام
همسو باشند
چطور می شود قدرت ذهن وقدرت کلام را همسو کرد؟
ما دو نوع صحبت داریم
صحبت کردن کلامی وصحبت کردن ذهنی
صحبت کردن یکی از مهم ترین وپر کاربردترین راه های برقراری ارتباط با دنیای پیرامون است
صحبت کردن کلامی از طرق کلام وبا استفاده از کلمات جملات با دیگران ارتباط برقرار می کنیم
اما صحبت کردن ذهنی از طریق فکر کردن درباره صورت می گیره این نوع صحبت کردن به صورت شخصی وما در گفتگوی ذهنی هم جای خودمان وهم طرف مقابل گفتگو حرف می زنیم
♦️میزان گفتگوی ذهنی انسان ها به مراتب بیشتر
از میزان گفتگوی کلامی آن هاست
به همین دلیل که میزان گفتگوی ذهنی بیشتر است برای اصلاح کلامی باید روی صحبت کردن ذهنی متمرکز شویم
♦️گفتگوی کلامی و ذهنی بر همدیگر تاثیر مستقیم می گذارند
زمانی که با کلام با دیگران ارتباط برقرار می کنیم یا
چیزی با کلام از آنها دریافت می کنیم بر گفتگوی ذهنی ماتاثیرمستقیم دارد واز طرف دیگر آنچه در
ذهنمان با خودمان مرور میکنیم بر واکنش های ما در گفتگوی کلامی تاثیر می گذارد
🌷آنچه در ذهن مرور می کنیم یا بر زبان می آوریم براحساس ما ودر نهایت بر فرکانس وجود ما در جهان مادی تاثیر می گذارد
♦️چون خداوند از طریق جهان هستی در زندگی ما تعقیرات الهی را وارد می کند سیستم جهان هستی را به شکلی قرار داده که بتواند پاسخگوی همه انسان ها باشد
در سراسر دنیا میلیاردها انسان زندگی می کنند که هرکدام گویش وزبان مخصوص خود را دارند وهمه این انسان ها وهمه از طریق قانون منظم وبدون تعقیر جهان هستی اداره می شوند اینجا برای ما واضح می شه که خداوند زبان خاصی نداره یا مسلط به زبان این همه انسان نیست نه به این معنی که خداوند قادر به تسلط به زبان ها نمی تواند باشد بلکه به این معنی است که راه ارتباط بین انسان وخداوند زیان نیست بلکه احساس است
احساس بین تمام انسان ها مشترک است ویک واکنش مشابه را بین همخ ایجاد می کند
معنی اینکه می گویند انسان خالق زندگی خودش است این است که هراسان با هر قدرت کلامی ودر هر مکانی در حال ایجاد احساس در وجودش می باشد واین احساس توسط خداوند از طریق همزمانی های جهان مادی در زندگی او تجلی می شود
خداوند سواد خواندن ونوشتن ندارد به همین دلیل آنچه از زبان ما خارج می شود را متوجه نمی شود
بلکه احساسی که در هنگام سخن گفتن در ما شکل می گیرد را دریافت می کند برای همین راه حل مناسب برای بهبود قدرت کلام این است که به صورت ناخودآگاه کلام خود را اصلاح کنیم تا در زمان صحبت کردن به شکل خودبه خودی از کلمات مناسبی استفاده کنیم
چگونه قدرت کلام خود را در جهت تحقق خواسته هاو ساختن سرنوشت اصلاح کنیم؟
ابتداباید از طریق دریافت آگاهی مناسب نگرش های صحیح درباره خداوند وجهان هستی در وجود خودمان در دنیای مادی کسب کنیم هرچقدر نگرش صحیح ما درباره خداوند بیشتر در وجودمان ایجاد شود ما خودبه خود نسبت به زندگی نگرش مثبتی پیدا می کنیم واز این طریق آرامش درونی پیدا می کنیم واز درون احساس آرامش وشادی پایداری داریم وقتی به آرامش درونی رسیدیم ونگرش ماهم نسبت به خداوند مثبت شد دیگر به صورت خودبه خودی قدرت کلام ما ورفتار ماهم به شکل مثبت تعقیر می کند بدون اینکه لازم باشد به صورت آگاهانه دنبال انتخاب واژه های مثبت برای گفتگو باشیم
اگر بخواهیم افکار و رفتار خود را در جهت همسو شدن با قدرت خداوند اصلاح کنیم باید به جای تمرکز بر تعقیرجملات در گفتگوها بر اصلاح افکار و نگرش های درونی خود درباره خداوند ومساعل زندگی تمرکز کنیم
🌺آگاهی که دریافت می شود ابتدا بر تعقیر افکار،
سپس نگرش ودر نهایت تعقیر رفتار اثر می گذارد و
نتیجه زندگی را رقم می زند
به دلیل اینکه صحبت کردن ذهنی بیشتراز صحبت کردن کلامی در انسان ها صورت می گیرد باید بر اصلاح گفتگوی ذهنی خود تمرکز کنیم به این صورت که در خلوت خود وقتی در حال فکر کردن به موضوعات مختلف هستیم وبا خود گفتگو می کنیم افکار منفی ونا امید کننده را به افکار مثبت وامید وار کننده تعقیر دهیم
🌷خداوند از طریق همزمانی هایی که در جهان مادی ایجاد می کند به احساس غالب ما در زندگی پاسخ می دهد
چه چیزهایی بر احساس ما تاثیری گذارد؟
ابتدا گفتگوی ذهنی وسپس گفتگوی کلامی وبعد
اطلاعاتی که از طریق دیداری شنیداری وارد مغز خود می کنیم
همان طور که زمانی که پارامترهای طبیعی هم سو با
بارش باران شود هیچ نیروی انسانی، هیچ دولت وقانونی قادر به جلوگیری از بارش باران نخواهد بود
در مورد بارش نعمت ها در زندگی هم جهان به همین صورت عمل می کند زمانی که پارامترهای دریافت ونعمت ها به حد کافی در سطح افکار و نگرش شما ایجاد شود بارش نعمت در زندگیتان آغاز میشود
♦️هیچ نیرویی غیر از شما قادر به جلوگیری از بارش نعمت در زندگی تان نیست
♦️هیچ پارامتر دنیایی نمی تواند مانع دریافت نعمتی شود که ورود آن به زندگی شما از طرف خداوند امر شده است
عبارت جادویی کن فیکون به معنای باش! پس موجود می شود به صورت سلیقه ای از طرف خداوند انجام نمی شود بلکه دقیقا بر اساس سیستمی است که از قبل نوشته شده برای همیشه ثابت است
🌺اگرتا کنون خواستههایتان را در زندگی تجربه نکردهاید فقط به این دلیل است که نمیدانستید یا نتوانستهاید پارامترهایی لازم برای دریافت آن نعمت را به حد نصاب امر خداوند برای کن فیکون برسانید
تمرین=
1_به نظر من قدرت کلام نقش بسیار مهمی در زندگی ما وارتباط ما با دیگران دارد ومن چون اکثر اوقات روز تنها هستم وکسی نیست باهاش صحبت کلامی داشته باشم بیشتر صحبت کردنم به صورت ذهنی هست وتجربه کردم هر زمان گفتگوی ذهنی من منفی بوده وهمش در کلنجار بودم به شدت در صحبت کردن کلامی تاثیر گذاشته قدرت کلام به راحتی می تونه نتیجه یه بحث کاملا دوستانه رو به جدال بکشه وبرعکس ضربالمثل کم گویی گزیده گوی چون در خیلی خوبه اگه بهش عمل کنیم صحبت کردن اگه گزیده شده انتخاب بشه کلامی که از دهان خارج می شه مثل در وگوهر با ارزش خواهد بود
2_من خودم همیشه نگران سلامتی دخترم هستم اونقدر بهش تذکر می دم فلان چیز رو نخوری فلان لباس رونپوشی فلان جا نری همیشه ایام سال مریضه هرچی بیشتر مراقبش هستم بیشتر مریض می شه مثلا می گم تو مدرسه بستنی نخوری اگه بخوری گلوت درد می گیره واونم می خوره ونتظره گلوش درد بگیره وهمیشه هم این اتفاق می افته
کلام اگه بارش منفی باشه واقعا اثرات منفی بر ما می گذاره وبرعکس سخت ترین کلمات اگه با لحن مثبت وکلام مثبت به زبان جاری بشه اثراتش مثبته مثلا وقتی از بچه ای تعریف می کتی وکارش رو تحسین می کنی دفعه بعدی کارشو بهت انجام می ده من وقتی دخترم برگه آزمون رومیاره نشونم می ده اشتباه داره اگه بهش بگم آفرین بیشترشون رو درست نوشتی یا سوال سخت هارو درست جواب دادی دفعه بعدی اشتباهاتش کمتره
3-همسر من آدم کم حرفیه وخیلی کم گفتگوی کلامی داریم خیلی پیش اومده سر موضوعی اختلاف پیدا کردیم چون گفتگوی کلامی نداشتیم من در خلوت خودم مدام راجب اون بحث صحبت ذهنی داشتم مدام جدال می کزدم خودم از طرف خودم حرف می زدم وجای اونم جواب می دادم یا از طرف اون صحبتی طرح می کزدم به صورت ذهنی وخودم جوابش رو می دادم واین کار رو تا وقتی اون برمی گشت خونه ادامه می دادم واین باعث می شد به محض اینکه همو می دیدم تا اون یه حرف ساده می زد من تمام گفتگوی ذهنی طول روز رو پیاده می کزدم گاهی اون تعجب می کزد می گفت من دین حرفو نزدم یا من همچین منطوری نداشتم ولی من با خودم راجبش حرف زده بودم وبه نتیجه هم رسیده بودم ام مدتیه این کار رو گذاشتم کتارچون واقعا نتیجه صحبت کردم ذهنی بر تمام گفتار ورفتار من تاثیر می زاشت وبرام عادت بدی هم شده بود جالبه لذت می بردم از این کار وبرای خودم دلسوزی می کزدم ب خودم حق می دادم شاهد می تراشبدم بحث های گذشته رو یادآوری می کزدم اما الان بعد بحثی که پیش بیاد سعی می کنم اصلا صحبت ذهنی نداشته باشیم این جور وقتا اگه گفتگوی کلامی باش خیلی از با گفتگوی ذهنی کم می کنه سوتفاهم برطرف می شه
من الان وقتی از همسرم عصبانی می شم وحرفی می زنه که برافروخته میشم واکنش نشون نمی دم وبا خودم می گم اینم برای خدا آدم ارزشمندی من نباید ارزش اونو با کلام بدی پایین بیارم خدا اینجوری بیشتر راضی.و اینکه خوبی هاشو برای خودم یادآوری می کنن وبعدش می گم اینم آدمه جایز الخطاست ومثل منه من خودمه این روش خیلی بهم کمک کرده وافعا
وقتی از کار دخترم عصبی می شم زود واکنش نشون نمی دم با خودم می گم خدایا ازت ممنونم که بهم فرزندی دادی. الان سالمه داره تو خونه من نفس می کشه ورشد می کنه ومنم سالمم می تونم کاراشو انجام بدم خودشم بزرگ بشه این رفتارش درست می شه الان طرز فکرش هنوز بچگانس باید بهش ارزش بدم نه با کلام بد بی ارزشش کنم این روش هم خیلی بهم کمک کرده
تمرین آخر خیلی هیجان انگیزه وقتی چشمامو بستم وبارش نعمت های خداوند رو دیدم احساس سپاسگزاری از این خالق بی نظیر بند بند وجودم رو در برگرفت وبه سبکی پری در هوا شدم
خدای خوبم از وقتی هدایتم کردی به مسیر تعقیر زندگی حضورت رو در کنارم احساس می کنم وهر لحظه بیشتر وبیشتر عاشقت می شم داشتن خود تو فقط خودت رو داشتن نهایت خوشبختی است
هزاران هزار بار ازت سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان ،خدای احساسها 🥰❤🙏🙏🙏
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراهم 🙋♀️😍❤
گام ۱۵ :من به قدرت کلام خود ایمان دارم
برای تحقق آرزوهایم باید از همه توانایی های خودم در یک جهت استفاده کنم منظورم از توانایی خاصی نیست همین قدرت کلام ذهنی و زبانی من هستش وقتی با احساس مثبت یا منفی من همراه باشه یا معجزه برام خلق می کنه یا مشکلات،حالا فهم ودرکم نسبت به کلام ام چقدر متفاوت تر از گذشته ام شده بله من در گذشته بیشتر از کلام ام برای نرسیدن به خواسته هام استفاده می کردم و نمی دونستم خودم جلوی خلق آرزوهایم رو گرفتم و از ابزار کلام در مسیر نادرست استفاده می کردم کلام ذهنی وزبانی من منفی بود
واز زمانی که با قانون جذب آشنا شدم فهمیدم
کلام تو اعصای معجزه آسای توست واز کلام تو ،تورا حکم می کنن
خیلی برام شنیدن این مطلب تاثیر گذاشت و سعی می کردم کمتر حرفهای منفی بزنم خوب پیش می رفتم ودیگران نا خودآگاه باعث میشدن منهم از کلام منفی استفاده کنم ولی بعدش متوجه میشدم وجلوی کلام ذهنی مو می گرفتم تا اینکه فهمیدم باید جلوی نجواهای ذهنی رو بگیرم و اونهم یک نوع کلام هست که به مراتب از کلام زبانی بیشتر اهمیت داره وقتی با خودم در مورد مسائل ناجالب روز مره صحبت می کنم یا به دیگران فکر کرده و صحبت می کنم چقدر حالم بد میشه ونا خودآگاه باعث واکنش نامناسب با اطرافیانم میشوم پس کلام زبانی وذهنی برهم تاثیر می گذارن
من بیشتر وقتها برای رسیدن به خواسته ای پا فشاری می کنم و دوست دارم به خواستم برسم ولی با قدرت کلام درباره شرایط واحساسات مخالف خواسته ام صحبت می کنم رسیدن به آرزو رو با مشکل مواجه می کنم مثلا درباره سلامتی کامل بدنم رو می خوام وبا کلام میگم سلامتی برام دور از دست رسه علم هنوز درمانی برام نداره یا پولش کجا بود ولی اکنون فهمیدم باید برای رسیدن به خواستم باید کلام ذهنی وزبانی مو همسوبرای رسیدن به خواستم کنم باید به خداوند ایمان داشته باشم
برای لاغری ام، ایمان و انتظارم تناسب اندام هستش و کلام ذهنی وزبانی من فقط مثبت انتظارم لاغری در بدنم هستش خدارو شکر در این موضوع کلام ام ذهنی وزبانی ام مثبت تر امیدوارانه تر هستش حالت باید در مورد هر خواستهای همین کار رو کنم
از قدرت کلام خود همسو با قدرت ذهنتان برای تحقق آرزوهایتان استفاده کنید
صحبت کردن یکی از راه های تخلیه انرژی انسان هاست
حالا این انرژی خوب باشه یابد باشه به خودمون بستگی داره که در ذهن مون چی میگذره اگه در آرامش و امید و توجه به خدا باشه پس انرژی که از ما تخلیه میشه مثبت و آرامش دهنده برای دیگران هم میشه واگر این انرژی منفی و ترس و حقارت باشه وقتی تخلیه میشه به شکل خشم و عصبانی بودن جلو می کنه وانرژی منفی رو به اطرافمون پراکنده می کنه
به نظرم صحبت کردن من بیشتر ذهنی هستش چون من بیشتر در خانه تنها هستم وبا خودم زیاد حرف می کنم و گاهی مثبت و گاهی منفی هستش وقتی مثل در ذهنم کلام های مثبت مرور میشه در کلام زبانی هم بیشتر کلمات مثبت و امید بخش بکار می برم ولی وقتی صحبت ذهنی من منفی وخودم سر زنش می کنم و همسرم رو ودیگران رو در کلام و احساسم بکل منفی شده وباعث ایجاد بحث هم میشه پس باید هم بیشتر مراقب کلام ذهنم وورودیهایم باشم وهم مراقب کلام زبانی ام
خداوند به انواع زبانهای که انسان ها خلق کردن تا ارتباط بر قرار کنن در جهان کار نداره خدا با احساس ما انسان ها کار داره اگر در هنگام صحبت با خودت ودیگران حس خوبی داشته باشی از طرف خدا حس خوب رو بیشتر تجربه می کنی واگر حس بدی در زندگی داشته باشی احساس بد رو جذب می کنی چون جهان آفرینش با سیستم احساس کار داره نه با زبان ،منم وقتی با احساس بالا از خداوند در خواست کردم نتیجه گرفتم و ایمان دارم خدا بامن ومن رو به خوبی ها هدایت می کنه امروز برای سلامتی می خواستم چیزی بخرم دوباره وارد مغازه شدم چقدر تحقیق و چقدر آقا فروشنده بزرگوارانه من رو راهنمایی می کرد ولی به دلیل نوسانات دلار ، چون قیمت با دلار بود وهر بار قیمت خیلی بالا میرفت ومن نمی تونستم مارک خوبی رو با هزینه ای که داشتم تهیه کنم نتونستم بخرم فروشنده گفت بعد از عید قیمت ثابت شده و روی قیمت واقعی اش ارائه میشه می تونی بعدا بخری ومن هم در اون لحظه آرامش رو دریافت کردم ودر دلم گفتم خدا با من هستش من با اراده خدا همسو میشوم شاید شفای کامل من در راه هستش و احتیاج به خریدن اون وسیله نخواهد شد بعد وقتی از مغازه آمدم بیرون آنقدر حالم خوب بود که انگار اون کالا رو خریده بودم اصلا ناراحت نبودم قلبم آرام و شاد شروع به خرید در بازار کردم ودر ذهنم همش مرور میشد احتمال زیاد هستش که من عمل موفقیت آمیز رو انجام خواهم داد و شفایم در راه است خداوندا شکرت
وقتی از سایت فاصله می گیرم ویا روی خودم کار نمی کنم به صورت واضح تر مشاهده می کنم چقدر ذهنم سراغ حرفهای بی ربط میره و چقدر منفی تر میشه ولی روزی که شروع به دریافت آ.گاهی ها هستم چقدر حالم بهتر شده و چقدر صحبت های که با خودم می کنم مثبت تر هستش واقعا استاد وقتی در توضیحات تکمیلی اشاره به کلام کردین که وقتی ما چیزی رو با کلام خودمون می خونیم چقدر در ما اثر فوق العاده تری داره تا شنیده چیزی ،وقتی یک آگاهی رو با زبان ذهنی خودم می خونم بیشتر در وجودم اثر می گذاره ازتون سپاس گذار هستم استادمهربانم سال پر از شادی و خوشبختی براتون آرزو دارم
حالا بیشتر در مورد کلام مثبت فهمیدم که نمیشه من همیشه مراقب باشم که چه کلام بکار ببرم که انرژی مثبت تری داره واین کار خیلی سخت هستش و رها می کردم واکنون فهمیدم وقتی نگرشم به کلام عوض شه و آگاهی های بهتر رو دریافت کنم و ادامه بدم نا خودآگاهم خودش از کلام مثبت استفاده می کنه باید بیشتر در این مسیر باشم تا نتیجه عالی رو کسب کنم
خدا با شکرت برای هدایت 😇🙏🙏🙏
استاد سپاس گذار تون هستم 🥰🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و مهربانم و دوستان گرامی
من قبل از آشنایی با مباحث قانون جذب و قدرت ذهن، حقیقتا چیزی در مورد قدرت کلام نمیدونستم و دقیقا مثل ۹۹ درصد جامعه از کلامم علیه خودم استفاده میکردم. و دقیقا اینجوری بودم که تا صبح چشممو باز میکردم گفتگوی ذهنی من بشدت منفی بود و اصلا نمیتونستم کنترلش کنم و اینقدر پیش میرفت که بشدت رو رفتارم و واکنشم به اطرافیانم تاثیر میذاشت و من در اکثریت قریب به اتفاق موارد واقعا اخمو بودم.خودمم نمیدونستم که همین حالت چهره من واکنشی نسبت به کلامم که در ذهنم تکرار میشد، بود.
با آشنا شدنم با مباحث قانون جذب در مورد قدرت کلام شنیدم اما دقیقا نمیدونستم خب حالا چطور باید اصلاح بشه. میگفتن در مورد خواسته هاتون صحبت کنید اما اییینقدر نگرش های منفی داشتم که وقتی در مورد خواسته هامم صحبت میکردم حالم بشدت بد میشد.و نمیدونستم چرا اینجوری هستم با خودم میگفتم منکه در کلام دارم در مورد خواسته هام صحبت میکنم پس چرا حالم هر بار بدتر میشه. این سوال بی جواب همیشگی من بود. اما از وقتی با سایت شما آشنا شدم ، بعد از مدتی حس کردم وقتی صبح ها از خواب بیدار میشم افکار منفی هجوم نمیارن و من مدام دیگه اونارو تکرار نمیکنم.شب ها با حال خوب و آرامش میخوابم و صبح ها بیشتر اوقات حالم خوبه تا جایی که زودتر بیدار میشم. متوجه شدم حالت اخم دیگه مثل قبل تو چهره ام نیست.
تا اینکه وقتی مدام فایل های قسمت های مختلف رو گوش میدادم بخصوص فایل های مربوط به رهایی از افکار منفی متوجه شدم که بله نگرش من نسبت به خودم و خداوند و اطرافیانم و جهان داره تغییر میکنه تا اینکه این جلسه رو خوندم دقیقا قدرت کلام رو متوجه شدم استاد.
استاد من فکر میکنم ما در کل طول شبانه روز به جز مواقعی که خواب هستیم در حال گفتگوی ذهنی هستیم مگر اینکه با استفاده از صوت مون بخوایم نطق کنیم تکلم کنیم و الا بقیه مواقع ما در حال استفاده از کلام هستیم اما در ذهن خودمون. درسته از صوت استفاده نمیکنیم اما صدای کلام خدمون رو مثل حالت آگاهی دریافت میکنیم مثل زمانی که خوابیم و داریم خواب میبینیم ما توی خواب بیشتر اوقات تکلم نمیکنین و اطلاعات رو بصورت آگاهی میفهمیم من فکر میکنم صدای گفتگوی ذهنی مثل همین حالته و ما در واقع در کل ساعت بیداری مون در حال استفاده از کلام هستیم.
ما یه بحثی رو در اصول فقه و حقوق داریم به نام طریقیت و موضوعیت. حالا با این تفاسیر من اینجوری برداشت کردم که استفاده از حروف و صوت برای تکلم موضوعیت نداره بلکه طریقیت داره یعنی حروف و صدای ما وسیله ای هست برای بیان اون محتوای اصلی افکارمون در واقع موضوع اصلی محتوای فکری ماست که بصورت کلام درمیاد .کلام اولین وسیله ایه که محتوای فکری مارو معرفی میکنه و برای ما قابلیت درک رو پیدا میکنه .حالا این کلام دو نوعه یا در درون ذهن ما اتفاق میوفته که ما با گوش جسم اونو نمیشنویم بلکه با روحمون دریافتش میکنیم درکش میکنیم و نوع دوم کلام با استفاده از بعد مادی و فیزیک ماست در واقع گفتگوی درونی با در بعد غیرماده و غیرفیزیکی ما جریان داره و نوع دوم با بعد مادی و فیزیک ما خودشو نشون میده.
حالا این کلام فکر مارو نشون میده و اثری که بر جا میذاره ما با کلام احساس تولید میکنیم کلام مولد احساس هست. هر دو نوع کلام مولد احساس هست و احساس هم راه ارتباطی ما با جهان و منبع انرژی هست. پس برای بهبود ارتباطمون با جهان به طوری که بتونیم در جهت خواسته هامون با جهان تعامل داشته باشیم باید از کلام همسو با خواسته هامون استفاده کنیم.
اما با توجه به اینکه کلام نمودِ افکار هست راهکار درست اینه که ما افکارمون رو تغییر بدیم .افکار چگونه تغییر میکنن؟ با کنترل ورودی! ما ورودی مناسب به ذهن میدیم و با ورودی مناسب، افکارمون هم تغییر میکنن با تکرار افکار نگرش در ما شکل میگیره و در نهایت کلام ما هم لاجرم در جهت افکار و نگرش های ما شکل میگیره چون ما به این نتیجه رسیدیم که کلام نمودِ افکار و نگرش های ماست.در واقع اگر بخوایم تصویر افکارمون رو متوجه بشیم شِمای افکارمون رو بشناسیم از کلاممون بخصوص گفتگوی ذهنی میتونیم متوجه بشیم چون همه افراد هیچوقت در ذهن خودشون نمیتونن به خودشون دروغ بگن اون گفتگوی ذهنی واقعی ترین تصویر و شکلِ افکار ماست.
_من در گذشته بشدت گله و شکایت میکردم بشدت با همه بحث میکردم و در ذهنم هم همیشه جنگ بود..استاد دقیقا وضعیت زندگی و روابطم با خانواده امم و دیگرانم همینطور بود و همیشه اتفاقای بد، معاشرت های بد، همزمانی های بد رو تجربه میکردم اما به تجربه برام ثابت شد که از وقتی وارد سایت شدم و بدون وقفه از فایل ها و نوشته ها استفاده کردم اول گفتگوی ذهنی من تغییر کرد و بعد تکلم من در بعد مادی هم تغییر کرد. استاد الان واقعا همزمانی های عالی و خوب برام رخ میده. و جریان زندگی من تغییر کرده و مطمئنم که حاصل تغییر نگرش من و به تبع کلام من هست و با آگاهی این جلسه ارزشمند متوجه شدم که میتونم بهتر از قبل درصدد اصلاح کلامم باشم و متوجه شدم که اصلی ترین و اولین قدم در اصلاح افکار و نگرش های منه که این مهم از طریق ورودی مناسب دادن به ذهنم اتفاق میوفته و خدارو هزاران بار شکر میکنم که سایت ارزشمند شما استاد عزیزم یک منبع غنی برلی بهبود افکارم هست.
خدارو هزاران بار شکر میکنم که منو در مسیر دریافت این آگاهی های ناب قرار داد.
استاد خداقوت بهتون میگم و ازتون بینهایت ممنونم بابت نوشته های عالی و قلم زیباتون که به قلب ما میشینه.
خیلییی دوستتون دارم🌹🙏🏻
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند:گام پانزدهم : من به قدرت کلامم ایمان دارم
تمرین آموزشی ✍️
هر چیزی که در مورد آن فکر کنیم ، به زبان بیاریم و پیش بینی کنیم در زندگی مون به واقعیت تبدیل میشه به همین دلیله که باید مراقب افکار و کلماتی که به زبون میاریم باشیم
کلماتی که از دهان مون خارج میشن دنیایی دارن و هر کدام شون دنیای مارو میسازن
من خودم بیشتر کلام ذهنی دارم البته بیشتر قبلا این طور بودم یعنی تو ذهنم غوغایی بود از صبح که از خواب بیدار میشدم تا شب که میخواستم بخوابم مدام با خودم در گیر و در حال صحبت کردن بودم مثلا اگه قبلش با کسی بحثم شده بود یا از حرف کسی خوشم نیومده بود دیگه همش در ذهنم با اون شخص در حال حرف زدن و حتی دعوا کردن بودم و یا خودمو سرزنش میکردم چرا فلان جا که اون شخص اون حرف ناراحت کننده رو به من زد چرا من سر جاش نشوندمش و با خودم میگفتم دفعه بعد که دیدمش تلافی شو در میارم و حرفامو آماده میکردم که بهش بزنم و با خودم جنگ درونی داشتم حتی ناخودآگاه گریه میکردم به خودم میومدم میدیدم دارم آروم آروم اشک میریزم خلاصه همش درگیر بودم و دفعه دیگه که اون شخص و میدم سریع واکنش نشون میدادم و از دیدن اون شخص حالم بد میشد
باید مراقب افکار و گفتار مون باشیم کلمات قدرت خلق کردن دارند پس باید مراقب کلماتی که به زبون میاریم باشیم چون تاثیر زیادی روی زندگی مون دارن مخصوصاً اگه زیاد تکرار بشن
باید عادت کنیم که درست فکر کنیم تا کم کم باورهای درستی داشته باشیم که بتونیم کلام درستی داشته باشیم اگه بخواییم که یک دفعه حرف های نادرست نگیم خیلی سخته شاید بتونیم چند روزی درست عمل کنیم اما بعدش ذهن اجازه نمیده چون از تغییر میترسه و کاری میکنه که دوباره برگردیم سر نقطه اول پس باید قدم به قدم جلو بریم بنابراین اول باید باورهای نادرست رو پاک سازی کنیم و بعد باوهای درست رو جایگزین میکنیم
مثلاً من خودم این باور و داشتم که چاقیه من ارثیه خب هر چه قدرم که از انواع روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده میکردم نتیجه نمی گرفتم چون همیشه با خودم فکر میکردم و گفت و گوی درونی داشتم که خب حالا که چی من هر کاریم بکنم لاغر بشو نیستم با ژنتیک که نمی تونم مبارزه کنم و این افکار من تبدیل به کلام من میشدن به هر کس که میرسیدم تا حرف از چاقی و لاغری میشد میگفتم ما که شانس نداریم من هرچه قدرم تلاش کنم لاغر نمیشم چون چاقی من ارثیه و دیگران هم تایید میکردند و این همراهی دیگران مهر تاییدی بود بر افکار و کلام و درنتیجه باور من
و در این مسیر زیبا با آگاهی هایی که کسب کردم این باور نادرست من در هم شکسته و از ذهنم پاک شد و در عوض این باور جایگزین شد که چاقی ربطی به ارث و ژنتیک نداره چاقی به خاطر تکرار یه سری عادت ها و افکار و رفتار نادرست غذاییه و بعدش افکار من تغییر کرد و سپس کلام من عوض شد و بعد جسم من تغییر پیدا کرد
و یا بزرگان دین همیشه گفتن که نفرین نکیدچون به خودتون بر میگرده چون ناخودآگاه ما اصلا متوجه منظور ما نمیشه ، به کلید واژه توجه میکنه و هر چی که بگیم در در خودش ثبت وذخیره میکنه و اون غیر از ما کسی رو نمیشناسه و فکر میکنه که فقط ما در این جهان هستیم به خاطر همین هر چیزی که بگیم رو فقط برای خودمون خلق میکنه مثلاً وقتی به کسی بگیم الهی بمیری ، مردن یا چیزی مثل اینو فقط برای خودمون میخواد
من خودم زیاد شنیده بودم که وقتی کسی رو نفرین کنید مثل این می مونه که خودت جام زهر و بنوشی ولی منتظر باشی که اون شخص بمیره و نابود بشه زیاد معنی این عبارت و درک نکرده بودم ولی با آگاهی های که در این قسمت کسب کردم کاملا مفهوم این عبارت و درک کردم از این به بعد سعی میکنم که بیشتر حواسم به افکار و کلامم باشه و داشتن آرامش ذهنی یه شبه به دست نمیاد این کار نیاز به تکرار و تمرین داره
وقتیکه که ما مدام از کلمات و جملات منفی یا نادرست استفاده کنیم ذهن و ضمیر ناخودآگاه مون ما رو یک شخص کوچیک میدونه که خودش و دوست نداره و مدام به خودش حرف های نادرست میرنه بنابراین در دراز مدت عزت نفس مون پایین میاد و یا اعتماد به نفس مونو از دست میدهیم پس مراقب افکار و کلام مون باشیم
در مورد تمرین آخر خیلی برام جالب بود چند لحظه چشمامو بستم و به بارش باران نعمت در زندگیم فکر کردم خیلی زیبا و رویایی بود
خودمو در حالیکه متناسب شده بودم و هیچ اضافه وزنی نداشتم و با اون وزن ایدهآلم حس کردم که دارم در خونه خودم که خیلی زیبا و دوست داشتنی بود و اون ماشینی که مد نظرم بود گوشه حیاط پارک بود همسرم کسب و کارش حسابی رونق گرفته بود و همه مون صحیح و سالم و شاد و خوشحال داشتیم با هم زندگی میکردیم و اون آرامشی که مد نظرمه با تمام وجودم احساس کردم و خداوند همه اون چیزایی که میخوام بهم هدیه داد
من به زمان بندی الهی ایمان دارم و مطمئنم که به عهد و پیمانش وفادارترینه و اون آرامشی که میخوام و لایقش هستم و حق الهیه منه خداوند به من هدیه میده و من سپاسگزار لطف و محبت خداوند هستم
استاد ممنون از زحمات تون
نشان های دریافت شده
سلام به همراهان وهمفکران هم مسیرم
درابتدا احساس بینظیر خود وشور وشعف خودم را با همه عزیزان به اشتراک بگذارم که اتفاق بسیار عالی و معجزه آسایی را که نزدیک به یکستل درانتظارش بودم دقیقا امروز همراه با گام ۱۵ بوقوع پیوست خودبخود وبه لطف خدا وبسیار اسان وبی دردسر اتفاقی که همه زندگی مالی ام رابزودی ارتقا باورنکردنی خواهد داد بلطف خدا واستاد عزیزی که خدا درسر راهم قرار داد ومن را هدایت کرد
راستش از ابتدای این دوره صددرصد مطمئن بودم که همراه با این دوره این اتفاق خواهد افتاد وانتظارم این بود بی برو برگرد منتظرش بودم خدایا شکرت بواقع جناب عطار روشن
بیتعارف قیمتی را نمیتوانستید برای این دوره درنظر بگیریید
کسی توان پرداختش را نداشت چون این اگاهی ها و این دریافت های روحانی واین احساس خوب از دریافت این دوره درواقع قیمتی ندارد چون بینهایت قیمتی است همچون الماس نایاب
وبدانید تنها خداوند میتواند مزدواجر شما را پرداخت کند خوشا به سعادتتان که دستمزدتان را از پروردگاه الهی دریافت میکنید وچه دستمزدی بالاتر از داشتن احساس خوب وآرامشی که قطعا نصیب شما خواهدکرد خداوند عزیز ونزدیک
من اصلا هیچ نگرشی درمورد این موضو عات نداشتم وقدرت کلام را درک نکرده بودم حتی قدرت کلام فیزیکی را چه رسد به قدرت کلام ذهنی حالا که فکر میکنم چه اتفاقهایی زیادی که در زندگی خودم واطافیانم بوفور دیدم که میگفتند واتفاق میافتاد ومتاسفانه اکثر قریب باتفاق اتفاقهای بد و ناجور
وحالا درک میکنم که تازه کلام ونجوای ذهنی بسیار مهم تر وتاثیر گذار تر از کلام وصحبت فیزیکی است
ومیخواهم دراینجا متعهد بشوم که سعی کنم بیشتر اوقات مراقب گفتگوها و کلام خود مخصوصا درذهنم وباخودم باشم که این قطعا راز رستگاری وداشتن احساس خوب وآرامش درونی است
خدایا چه حس خوبی دارم چه آرامشی چه شادی واقعی درونی نصیبم شده به تمام خواسته هایم رسیده ام مانند
تو شده ام کافی است بگویم کن سپس میشود فیکون چه قدرتی نصیبم کردی واین ها فقط بخاطر اینست که فهمیدم تو همیشه هستی وتونزدیکی چه حسی چه آزادی خوبی دراین سحرگاه ( ساعت ۳صبح است ) انگار که بتو چسبیده ام نمیتوانم وصفش کنم خدایا تورا پیدا کردم تو همیشه بودی
من نبودم خدایا چگونه انقدر امدی پایین وپیش منی یا من آمده ام بالا ونزد توام سلام خداجان سلام
همه درخواستهایم را دریافت کرده ام بابت همه اش سپاس اما آرامشی که بواسطه تو دارم بالاترین است سپاس سپاس
سلام و درود
از خواندن نوشته خوش احساس شما لذت بردم
مبارکتون باشه
آنچه تجربه می کنید نتیجه اشتیاق شما برای درک بهتر رابطه با خالق است.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
قدرت کلام
اولین جمله که درباره قدرت کلام شنیده بودم این بود که از کلام تو بر تو حکم میشود
بعصی وقتا یه حرفی میزدم بعد همسرم میگفت لفظ بد نیا و اگه اون اتفاق میافتاد که دیکه هیچی میگفتیم بخاطر همون حرف
یعنی تو اتفاقات زندگی به مروز درک کرده بودم که این کلام خیلی تاثیر داره ولی نمیدونستم چطور کنترلش کنم
اوایل آشنایی با قانون سعی میکردم عبارات تاکیدی رو بگم و ضبط کرده بودم صدای خودم رو و بارها گوش میدادم اما دقیقا طبق گفته استادکلمات رو میگفتم کلی تو دلم آشوب بودو فایده ای نداشت و این کار رو نمیشد ابدی انجام داد
یه جاهایی ایرپادم همراهم نبود یا مدام از گوشم میافتاد و از همه مهمتر حس خوب نداشتم حس میکردم یه جور محدودیت و میگفتم چقدر کار کردن رو باورها سخته
درصورتی که مسیر باید راحت تر از این حرفا باشه
ورودی های ذهن رو به خیال خودم کنترل کرده بودم اما میگفتم چرا پس آرامش ندارم و اونجا بود فهمیدم چقدر گفتگو های درونی من مهمتره
یعتی اصلا انگار اصلی ترین حرفا رو از درون به خودم میگفتم تو گفتگو های کلامی به طاهر از کلمات خوب استفاده میکردم
اما گفتگو های ذهنی من سرشار بود از افکار منفی چقدر خودمو سرزنش میکردم و اصلا حواسم به این گفتگو ها نبود
بعد از هدایت های خدا فهمیدم این گفتگو ها هم یکی از مهمترین ورودی های من البته به نسبت قبل کمتر شده بود ولی هنوزم زیاد بود و خدا شکر در این قسمت بهترین راهکار داده شد
وقتی این گفتگو ها میاد با آگاهی هایی که در این دوره دارم یاد میگیرم دارم آرام آرام یاد میگیرم چطور کنترل کنم این گفتگو ها را
وقتی به اتفاقات زندگیم نگاه میکنم میبینم جاهاییکه تونستم این گفتگو ها رو کنترل کنم نتایج خوب بود و هر جا نتونستم شرایط هم خراب شد این دو تا گفتگو رو هم تاثیر میزارن
وقتی تازه ازدواج کرده بودم بخاطر تفاوت های نگرشی با همسرم خیلی دچار مشکل میشدیم زندگی همش تنش بود الان که اون گفتگو ها رو یه یاد میارم میبینم هیچ نقطه مثبتی توش نبودخوب انتطار اتفاقات مثبت هم نمیشد داشت هرچا میرسیدم کلامی هم از اون شرایط میگفتم و کار رو خراب تر میکردم
از یه جایی به بعد بخاطر یه اتفاقی گه افتاد و یه جمله ای که خوندم ک در من تاثیر زیادی گداشت و اون جمله این بود که تو نمیتونی کسی رو تغییر بدی خودت رو تغییر بده
گفتم من خودمو تغییر میدم اون موقع هیچی از قوانین نمیدونستم ولی کاریکه کردم این بود دیگه اگر ناراحت میشدم از همسرم میگفتم قرار من خودمو تغییر بدم مدام این جمله رو میگفتم و خودم رو مشغول یه کاری میکردم و چند تا نکته مثبت از همسرم پیدا کرده بودم و هر وقت میخواستم ازش صحبت کنم ازاونجا یاد آوری میکردم
با خوندن این متن قشنگ اون موقع ها برام یاد آوری شد که هر وقت بحثی میشد و گفتگو ها میرفت به این سمت که تو ارزشی برای همسرت نداری همسرت خیلی یی مسئولیت
من سریع نکته مثبتش رو به خودم میگفتم و میگفت در عوض اینو دارهو به خودم میگفتم زینب تو کاری به اون نداشته باش دیدی که چند سال تلاش کردی چیزی جز دعوا نصیبت نشد کاری نداشته باش جوری شده بود که وقتی اینا رو میگفتم بیخیال همه چیز میشدم و من برای این رابطه کاری نکردم خودش آرام آرام درست شد
دو سال پیش برای مستقل شدن قدم برداشتم اولش خوب بود اما بعد یه مدت انگیزه من کم شد چرا؟کلام منفی که به خودم گفتم و هیچ وقت برای اینکه تبدیل کنمش به مثبت کاری نکردم یعنی به تازگی فهمیدم
چون تلاش میکردم کلی افکاری مثل اینکه تو نمیتونی استعداد نداری کار تو نیست قدرت زیادی دادم و بیشتر تکرار کردم و نتیجه شد ناامیدی من تو اون کاراین کلام ذهنی تو گفتار من تاثیرمیزاشت میگفتم زینب تو میتونی
ولی اگه ۲ بار میگفتم میتونی
۵۰ بار میگفتم نمیتونی خب آیامیتونم اینحا توقع نتیجه خوب داشته باشم؟
زبانی که میتونم با جهان وخدا ارتباط برقرار کنم فقط احساس
همیشه برام سوال بود یعنی خدا عرب ها رو دوست داره که قرآن رو عربی نازل کرده چرا من فارس زبانم ولی باید عرب دعا کنم بعد همیشه دوست داشتم فارسی بخونم فارسی حرف بزنم فارسی دعا کنم ولی یه حس عذاب وجدان داشتم چون میگفتن بدعت تو دین خیلی گناه داره
باید کلمات رو درست هم تلفظ کنی و اگه اشتباه بگیدگناه
ولی خودم میدیدم هر جایی از ته دلم فارسی دعا میکردم و احساس فقر به خدا احساس عجز و ناتوانی در مقابل خدا میکردم معجزه ها شروع میشد و همیشه فکرمیکردم به خاطر نذر هائیکه کردم ولی در واقع احساس من درگیر میشد و زبان این جهان احساس که کلمات میتونه روش تاثیر بزارهاگ تا الان به بعصی از خواسته هام نرسیدمبخاطر اینه که نتونستم پارامتر های لازم برای دریافت این نعمت رو به حد حساب برسونمفقط باید ادامه بدم تا این پارامترها به حد حساب خود برسهاونموقع است که باید فقط از بارش باران در زندگیم لذت ببرم
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیرم
گام 15 از دوره زندگی با کمک خداوند
برای تحقق آرزوهایتان باید از همه توانایی های خود در یک جهت استفاده کنید
برای تحقق خواسته ها باید قدرت ذهن وقدرت کلام
همسو باشند
چطور می شود قدرت ذهن وقدرت کلام را همسو کرد؟
ما دو نوع صحبت داریم
صحبت کردن کلامی وصحبت کردن ذهنی
صحبت کردن یکی از مهم ترین وپر کاربردترین راه های برقراری ارتباط با دنیای پیرامون است
صحبت کردن کلامی از طرق کلام وبا استفاده از کلمات و جملات با دیگران ارتباط برقرار می کنیم
اما صحبت کردن ذهنی از طریق فکر کردن درباره مساعل روز مره صورت می گیره این نوع صحبت کردن به صورت شخصی وما در گفتگوی ذهنی هم جای خودمان وهم طرف مقابل گفتگو حرف می زنیم
♦️میزان گفتگوی ذهنی انسان ها به مراتب بیشتر
از میزان گفتگوی کلامی آن هاست
به همین دلیل که میزان گفتگوی ذهنی بیشتر است برای اصلاح کلامی باید روی صحبت کردن ذهنی متمرکز شویم
♦️گفتگوی کلامی و ذهنی بر همدیگر تاثیر مستقیم می گذارند
زمانی که با کلام با دیگران ارتباط برقرار می کنیم یا
چیزی با کلام از آنها دریافت می کنیم بر گفتگوی ذهنی ماتاثیرمستقیم دارد واز طرف دیگر آنچه در
ذهنمان با خودمان مرور میکنیم بر واکنش های ما در گفتگوی کلامی تاثیر می گذارد
🌷آنچه در ذهن مرور می کنیم یا بر زبان می آوریم براحساس ما ودر نهایت بر فرکانس وجود ما در جهان مادی تاثیر می گذارد
♦️چون خداوند از طریق جهان هستی در زندگی ما تعقیرات الهی را وارد می کند سیستم جهان هستی را به شکلی قرار داده که بتواند پاسخگوی همه انسان ها باشد
در سراسر دنیا میلیاردها انسان زندگی می کنند که هرکدام گویش وزبان مخصوص خود را دارند وهمه این انسان ها وهمه از طریق قانون منظم وبدون تعقیر جهان هستی اداره می شوند اینجا برای ما واضح می شه که خداوند زبان خاصی نداره یا مسلط به زبان این همه انسان نیست نه به این معنی که خداوند قادر به تسلط به زبان ها نمی تواند باشد بلکه به این معنی است که راه ارتباط بین انسان وخداوند زبان نیست بلکه احساس است
احساس بین تمام انسان ها مشترک است ویک واکنش مشابه را بین همه ایجاد می کند
معنی اینکه می گویند انسان خالق زندگی خودش است این است که هراسان با هر قدرت کلامی ودر هر مکانی در حال ایجاد احساس در وجودش می باشد واین احساس توسط خداوند از طریق همزمانی های جهان مادی در زندگی او تجلی می شود
خداوند سواد خواندن ونوشتن ندارد به همین دلیل آنچه از زبان ما خارج می شود را متوجه نمی شود
بلکه احساسی که در هنگام سخن گفتن در ما شکل می گیرد را دریافت می کند برای همین راه حل مناسب برای بهبود قدرت کلام این است که به صورت ناخودآگاه کلام خود را اصلاح کنیم تا در زمان صحبت کردن به شکل خودبه خودی از کلمات مناسبی استفاده کنیم
چگونه قدرت کلام خود را در جهت تحقق خواسته هاو ساختن سرنوشت اصلاح کنیم؟
ابتداباید از طریق دریافت آگاهی مناسب نگرش های صحیح درباره خداوند وجهان هستی در وجود خودمان در دنیای مادی کسب کنیم هرچقدر نگرش صحیح ما درباره خداوند بیشتر در وجودمان ایجاد شود ما خودبه خود نسبت به زندگی نگرش مثبتی پیدا می کنیم واز این طریق آرامش درونی پیدا می کنیم واز درون احساس آرامش وشادی پایداری داریم وقتی به آرامش درونی رسیدیم ونگرش ماهم نسبت به خداوند مثبت شد دیگر به صورت خودبه خودی قدرت کلام ما ورفتار ماهم به شکل مثبت تعقیر می کند بدون اینکه لازم باشد به صورت آگاهانه دنبال انتخاب واژه های مثبت برای گفتگو باشیم
اگر بخواهیم افکار و رفتار خود را در جهت همسو شدن با قدرت خداوند اصلاح کنیم باید به جای تمرکز بر تعقیرجملات در گفتگوها بر اصلاح افکار و نگرش های درونی خود درباره خداوند ومساعل زندگی تمرکز کنیم
🌺آگاهی که دریافت می شود ابتدا بر تعقیر افکار،
سپس نگرش ودر نهایت تعقیر رفتار اثر می گذارد و
نتیجه زندگی را رقم می زند
به دلیل اینکه صحبت کردن ذهنی بیشتراز صحبت کردن کلامی در انسان ها صورت می گیرد باید بر اصلاح گفتگوی ذهنی خود تمرکز کنیم به این صورت که در خلوت خود وقتی در حال فکر کردن به موضوعات مختلف هستیم وبا خود گفتگو می کنیم افکار منفی ونا امید کننده را به افکار مثبت وامید وار کننده تعقیر دهیم
🌷خداوند از طریق همزمانی هایی که در جهان مادی ایجاد می کند به احساس غالب ما در زندگی پاسخ می دهد
چه چیزهایی بر احساس ما تاثیری گذارد؟
ابتدا گفتگوی ذهنی وسپس گفتگوی کلامی وبعد
اطلاعاتی که از طریق دیداری شنیداری وارد مغز خود می کنیم
همان طور که زمانی که پارامترهای طبیعی هم سو با
بارش باران شود هیچ نیروی انسانی، هیچ دولت وقانونی قادر به جلوگیری از بارش باران نخواهد بود
در مورد بارش نعمت ها در زندگی هم جهان به همین صورت عمل می کند زمانی که پارامترهای دریافت ونعمت ها به حد کافی در سطح افکار و نگرش شما ایجاد شود بارش نعمت در زندگیتان آغاز میشود
♦️هیچ نیرویی غیر از شما قادر به جلوگیری از بارش نعمت در زندگی تان نیست
♦️هیچ پارامتر دنیایی نمی تواند مانع دریافت نعمتی شود که ورود آن به زندگی شما از طرف خداوند امر شده است
عبارت جادویی کن فیکون به معنای باش! پس موجود می شود به صورت سلیقه ای از طرف خداوند انجام نمی شود بلکه دقیقا بر اساس سیستمی است که از قبل نوشته شده برای همیشه ثابت است
🌺اگرتا کنون خواستههایتان را در زندگی تجربه نکردهاید فقط به این دلیل است که نمیدانستید یا نتوانستهاید پارامترهایی لازم برای دریافت آن نعمت را به حد نصاب امر خداوند برای کن فیکون برسانید
تمرین=
1_به نظر من قدرت کلام نقش بسیار مهمی در زندگی ما وارتباط ما با دیگران دارد ومن چون اکثر اوقات روز تنها هستم وکسی نیست باهاش صحبت کلامی داشته باشم بیشتر صحبت کردنم به صورت ذهنی هست وتجربه کردم هر زمان گفتگوی ذهنی من منفی بوده وهمش در کلنجار بودم به شدت در صحبت کردن کلامی تاثیر گذاشته قدرت کلام به راحتی می تونه نتیجه یه بحث کاملا دوستانه رو به جدال بکشه وبرعکس ضربالمثل کم گویی گزیده گوی چون در خیلی خوبه اگه بهش عمل کنیم صحبت کردن اگه گزیده شده انتخاب بشه کلامی که از دهان خارج می شه مثل در وگوهر با ارزش خواهد بود
2_من خودم همیشه نگران سلامتی دخترم هستم اونقدر بهش تذکر می دم فلان چیز رو نخوری فلان لباس رونپوشی فلان جا نری همیشه ایام سال مریضه هرچی بیشتر مراقبش هستم بیشتر مریض می شه مثلا می گم تو مدرسه بستنی نخوری اگه بخوری گلوت درد می گیره واونم می خوره ومنتظره گلوش درد بگیره وهمیشه هم این اتفاق می افته
کلام اگه بارش منفی باشه واقعا اثرات منفی بر ما می گذاره وبرعکس سخت ترین کلمات اگه با لحن مثبت وکلام مثبت به زبان جاری بشه اثراتش مثبته مثلا وقتی از بچه ای تعریف می کتی وکارش رو تحسین می کنی دفعه بعدی کارشو بهت انجام می ده من وقتی دخترم برگه آزمون رومیاره نشونم می ده اشتباه داره اگه بهش بگم آفرین بیشترشون رو درست نوشتی یا سوال سخت هارو درست جواب دادی دفعه بعدی اشتباهاتش کمتره
3-همسر من آدم کم حرفیه وخیلی کم گفتگوی کلامی داریم خیلی پیش اومده سر موضوعی اختلاف پیدا کردیم چون گفتگوی کلامی نداشتیم من در خلوت خودم مدام راجب اون بحث صحبت ذهنی داشتم مدام جدال می کزدم خودم از طرف خودم حرف می زدم وجای اونم جواب می دادم یا از طرف اون صحبتی طرح می کزدم به صورت ذهنی وخودم جوابش رو می دادم واین کار رو تا وقتی اون برمی گشت خونه ادامه می دادم واین باعث می شد به محض اینکه همو می دیدم تا اون یه حرف ساده می زد من تمام گفتگوی ذهنی طول روز رو پیاده می کزدم گاهی اون تعجب می کزد می گفت من این حرفو نزدم یا من همچین منظوری نداشتم ولی من با خودم راجبش حرف زده بودم وبه نتیجه هم رسیده بودم ام مدتیه این کار رو گذاشتم کتارچون واقعا نتیجه صحبت کردم ذهنی بر تمام گفتار ورفتار من تاثیر می زاشت وبرام عادت بدی هم شده بود جالبه لذت می بردم از این کار وبرای خودم دلسوزی می کزدم به خودم حق می دادم شاهد می تراشبدم بحث های گذشته رو یادآوری می کزدم اما الان بعد بحثی که پیش بیاد سعی می کنم اصلا صحبت ذهنی نداشته باشیم این جور وقتا اگه گفتگوی کلامی باشه خیلی از با رگفتگوی ذهنی کم می کنه سوتفاهم برطرف می شه
من الان وقتی از همسرم عصبانی می شم وحرفی می زنه که برافروخته میشم واکنش نشون نمی دم وبا خودم می گم اینم برای خدا آدم ارزشمندی من نباید ارزش اونو با کلام بدی پایین بیارم خدا اینجوری بیشتر راضی.و اینکه خوبی هاشو برای خودم یادآوری می کنن وبعدش می گم اینم آدمه جایز الخطاست ومثل منه این روش خیلی بهم کمک کرده وافعا
وقتی از کار دخترم عصبی می شم زود واکنش نشون نمی دم با خودم می گم خدایا ازت ممنونم که بهم فرزندی دادی. الان سالمه داره تو خونه من نفس می کشه ورشد می کنه ومنم سالمم می تونم کاراشو انجام بدم خودشم بزرگ بشه این رفتارش درست می شه الان طرز فکرش هنوز بچگانس باید بهش ارزش بدم نه با کلام بد ناراحتش کنم این روش هم خیلی بهم کمک کرده
تمرین آخر خیلی هیجان انگیزه وقتی چشمامو بستم وبارش نعمت های خداوند رو دیدم احساس سپاسگزاری از این خالق بی نظیر بند بند وجودم رو در برگرفت وبه سبکی پری در هوا شدم
خدای خوبم از وقتی هدایتم کردی به مسیر تعقیر زندگی حضورت رو در کنارم احساس می کنم وهر لحظه بیشتر وبیشتر عاشقت می شم داشتن خود تو فقط خودت رو داشتن نهایت خوشبختی است
هزاران هزار بار ازت سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
به نام خالق خوبی ها
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
قدم ۱۵ :
✓ من به قدرت کلام خود ایمان دارم ✓
یادگرفتم که گفتگوهای ذهنی من روی کلام من تاثیر می گذارد و همچنین کلام من ،صحبت هایم با دیگران روی گفتگوهای ذهنی من تاثیر میگذارد و مهم اینه که این کلام و گفتگوها احساسی در من ایجاد میکنه و این احساس یعنی فرستادن فرکانسی به جهان هستی پس اهمیتی نداره من به چه زبانی صحبت می کنم مهم اینه که چه احساسی دارم .
✓من به معجزات الهی ایمان دارم و مطمئنم که معجزات الهی را بارها در زندگیم تجربه می کنم .
✓من به وفاداری خداوند ایمان دارم و اطمینان دارم خداوند به وعده ی خود به من عمل می کند .
✓من به برنامه ی الهی ام ایمان دارم و می دانم همه چیز در جهت آماده سازی من برای تجربه ی خواسته هایم است .✓من به زمانبندی خداوند ایمان دارم و می دانم خداوند در بهترین شرایط خواسته هایم را وارد زندگی ام می کند .
✓من سپاسگذار نعمت های الهی ام هستم و ایمان دارم خداوند به تغییرات من پاسخ می دهد و نعمت های بیشتری وارد زندگی ام می کند .
مثال باران خیلی جالب بود ،برای بارش باران باید چندین پارامتر با هم ایجاد شود تا بارش صورت گیرد و اگر پارامترهای طبیعی همجهت با بارش باران شوند هیچ نیرویی نمیتونه بارش رو متوقف کنه ،پس وقتی همه ی پارامتر های دریافت نعمت در سطح نگرش و ذهن ما ایجاد شود هیچ نیرویی نمیتونه جلو بارش نعمت ها به زندگی ما رو بگیره .
۱_احتمالا خیلی ها در این باره تجربه داشتن و من واقعا تجربه ی این رو داشتم که گفتن حرفی چقدر تاثیر داشته در افکار و مرور ذهنیم در طول روز و فوق العاده تونسته احساسم رو بهم بزنه .در کل کاملا درک کردم که چقدر راحت میتونیم باعث ایجاد احساس در خودمون بشیم با افکارمون و با صحبت کردن با دیگران .در زندگی برای هممون لحظاتی پیش میاد که فوق العاده تحت تاثیر قرار میگیریم اگر مواظب نباشیم من خودم در این دو هفته یه جورایی فشار حرف یه نفر که در مورد یکی از عزیزانم گفته بود روی من بود و اگر در این مسیر باارزش و بی نظیر نبودم چندین روز درگیرش میشدم و مرتب احساس بدم رو می فرستادم به کائنات و خیلی بد میشد ولی خوشبختانه در کنترل ذهنم مهارت کمی پیدا کردم و ذهنم رو منحرف میکردم به سمتی دیگر ولی با این موضوع که پیش اومد فهمیدم هنوز بسیار نیازمند کسب آگاهی هستم و باید توانمند تر بشم در زمینه ی کنترل ذهن و روی خودم کار کنم.
من در گذشته هیچ اطلاعاتی در مورد قدرت کلام نداشتم و از وقتی وارد سایت شدم فهمیدم که همه زندگیمون به طرز فکر و قدرت کلاممون بستگی داره .
۲_زن داداش من بسیار منفی نگر بود و یادمه زمانی که اصلا بچه دار نشده بود به داداشم میگفت ما باید پس انداز داشته باشیم چون شاید بچه مون سالم نباشه و خرجش زیاد باشه ، همین افکار و نگرشش کاری کرد که از روز اول که بچه به دنیا اومد مشکل داشت الان ۱۴ساله که هر روز هزینه های زیادی داشته و کلا فلج و نمی تونه حرف هم بزنه ، اما متاسفانه هیچ پیشرفتی نداشته برادرزاده م ،چون مامانش هنوز اون شخصیت منفی نگر ، ناامید ، حساس ،ناراضی و گلایه مند از همه رو داره .یه جورایی انتظار داشت که همچین بچه ای داشته باشه .
۳_من در کلامم اکثرا سعی میکنم مثبت اندیش باشم و تا حدود زیادی موفق بودم .این جملات اما علی( ع) بسیار برام جالب و باارزش بوده همیشه :مواظب افکارت باش که گفتارت می شود ،مواظب گفتارت باش که رفتارت می شود ،مواظب رفتارت باش که عادتت می شود ، مواظب عادتت باش که شخصیتت می شود ،مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود .
همین دیروز یه دفعه متوجه شدم که گاهی چقدر با تنش با دخترم حرف میزنم و با خودم گفتم اگر فلان رفتار رو داره ، دقیقا منم اینجوری هستم و متوجه نبودم پس باید بهتر باشم و برای این همه چیز بی ارزش جوری حرف نزنم که تنش زا باشه و کوتاه بیام .اون روز هم استاد فرمودند اکثرا اتفاقات ناخوشایند افکار منفی که ما وارد ذهنمون می کنیم باعث میشه رفتار نادرستی با بچه هامون داشته باشیم و این رو باید اصلاح کنیم و مواظب ورودی هامون باشیم .
۴_مثلا در زندگیم یه جمله ی مامانم بسیار تاثیر مثبتی داشت روی من ،البته اکثر جملاتش …زمانی که شکست خورده بودم از ازدواج اول ، همیشه مامانم میگفت خداوند یه همسر خوب به تو بدهکاره و من انتظار این پسر خوب رو داشتم و بهش فکر میکردم و در موردش صحبت می کردم که دوست دارم زندگیم چجوری باشه و در اکثر موارد اتفاق افتاد .
۵_باید به مریضی کمتر اهمیت بدم .باید رلکس تر باشم .باید زندگی رو راحت تر از اینی که هست ببینم .باید انتظار بهترین اتفاقات رو در زندگیم داشته باشم .باید مثبت اندیش تر باشم .باید هر کسی هر حرفی میزنه ، ناچیز ببینمش و اهمیتی ندم .باید آروم تر باشم با دخترم .
…
۶_بسیار احساس خوبی داشتم و لذت بردم از سلامتی کامل جسمم ، خیلی زیبا بودم در این وزن ایده آل ۶۵کیلو گرم ،سبک و راحت بودم ،لذت بردم از داشتن ماشین بسیار شیک و عالی ، خیلی خونمون بزرگتر بود و حیاط داشت چند نوع درخت داخل حیاط بودند و خیلی زیبا بود ، از اینکه ثروتمند بودیم خوشحال بودم ،هیچ چیزی کم نداشتیم و خدای بخشنده ام را شکر کردم .
خدایا شکرت …
«سپاسگذارم استاد گرامیم »