ایمان داشتن به خداوند در انجام واجبات و مستحبات و رعایت بایدها و نبایدهایی است که توسط اشخاص برای هدایت انسان به سمت خداوند تعریف شده اند. تلاش برای ایمان داشتن به خداوند می تواند هیچ تاثیری در احساس آرامش و تجربه خوشبختی در دنیا و آخرت نداشته باشد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.48 از 62 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربان و عزیزم همیشه همراه،
سلام به استاد وهمه اعضای سایت،وسلام ویژه به خانم لاله عزیز از آمریکا،
جواب تمرین ،1
از مشکلات خودمان برای کسی صحبت نکنیم
با خدا بودن همه چیز را جابجا میکند.مثال خدا میتواند کوه را جابجا کند تا بنده متوکلش ،به خواسته اش برسد،
دریافت الهامات ومهمتر از آن عمل به الهامات خدای مهربان، موجب هدایت ما بسوی خوشبختی می شود،
2خانم لاله با حفظ احساس خوب اتفاقات خوب را برای خودش رقم زد که خیلی خیلی تبریک میگم،به ایشان ،واز خدا درخواست داشتن احساس خوب را برای همه مان آرزو دارم
ایشان متوکل بودن به خدا، وخدا همه چیز را ردیف کرد برایشان،
وخانم لاله نگاه مثبت داشت به مسایل ،وخدا همه چیز را مثبت ومعجزه وار درست کرد،،
این 12قسمت از سریال زندگی با کمک خداوند ،نشانه حالم را بهتر کن بنده بود ،
خدا جان دوستت دارم .عاشقانه بنده آن هستم ،حس زیبای حضورت به زندگیم نور می بخشد ،خدا شکر برای وجود سایت مان ،که آدم میتواند در این مکان خدایی حرف دلش بزند وسپاسگزارت هستم ،
همه مان شاد وشاکر باشیم در پناه حق پاینده باشیم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
خداوند با من است.
داستان زندگی لاله برای ما درسهای زیادی دارد که مهمترین آن ایمان واقعی به خداوند وتوکل واقعی به خداوند است نه ایمان زبانی ونه ایمان کلامی
همه ما در روز به صورت زبانی توکل به خداوند میکنیم ولی همواره نگران هستیم وترس داریم.ایمان لاله اصل بود چون ترس واندوه نداشت. ایمان لاله همراه با شادی وحال خوب بود .لاله در تمام داستان امیدوار بود او از سلامتیش نا امید نبود با اینکه اسم بیماریش لرزه به اندام خیلی از ما ها می اندازد او از پیدا کردن شغل جدید ناامید نبود با اینکه دهها بار از مصاحبه رد شده بود.
او همه ی تلاش خود را برای هدفهایش میکرد ولی باقی کار را به خداوند سپرده بود او به خداوند امید داشت او خداوند را تکیه گاه خود کرده بود.
او در تک تک صحنه های حساس داستان زندگیش خداوند را حس میکرد وبا خداوند بود .
او به قول مهرداد عزیز قانون را در عمل زندگی کرد.
داستان لاله داستان شجاعت است.
داستان لاله نماد آرامش واقعی هست.داستان لاله نماد احساس خوب همزمانی های خوب بود .
داستان لاله داستان پایداری وادامه دادن با ایمان بود.
داستان لاله داستان مهربانی وعشق به پدر ومادر بود .
داستان لاله نماد رعایت قانون کلام وافکار بود .
لاله درجای جای داستان بی نقص عمل کرد .
او در ماجرای تصادف و تنها گذاشتن پسرش ایمان وتوکل واقعیش رانشان داد.
او در خبر دار شدن ازبیماریش آرامش خودش را حفظ کرد و ایمان خود را نشان داد.
او در پیدا کردن شغل دلخواهش ایمانش را نشان داد .
او در برخورد با پدر ومادرش و حرف نزدن در باره بیماریش هم ایمان خود را نشان داد او خود را یک قربانی نشان نداد تا همه به خاطر بیماری او دلسوزی کنند و ترحم بقیه را جلب نکرد چون قانون را بلد بود.
او به الهام قلبی همسرش گوش داد و پذیرفت که برای عمل به ایران عزیز سفر کند به نظر من دوری پنج ساله ی لاله از وطن اورا بیش از بیش مشتاق تر کرد که به ایران بیاید و در حفظ روحیه ی او خیلی تاثیر داشت من خودم با اینکه با خانواده مشکل دارم ولی وقتي بعد از ماهها به دیدار آنها میروم بینهایت در روحیه ی من تاثیر مثبت میگذارد وذهنم وقلبم باز میشود وشاید یک ماه بعد از سفر همچنان حالم خوب میشود واین تاثیر آب وهوا عوض کردن ودیدار عزیزان ومسافرت هست .
الانم این حرفها را نوشتم دلم برای آنها تنگ شد .هر جا هستند به خدای مهربان میسپارمشان.
لاله عزیز هم شوق دیدار خانواده را داشته ولی شرایط مهیا نبوده به احتمال زیاد ولی بیماری مایه خیر و برکت برای او میشود تا به دیدار وطن و خانواده ی عزیز وهم کارهای درمانش بیاید.
وباز هم مثل کامنت قبلیم دوست دارم از امکانات پزشکی کشور عزیزم ایران از خداوند تشکر کنم از هزینه های درمان پایین و پزشکهای حاذق کشورمان به نیکی یاد کنم .واقعا ما باید قدر کشور عزیزمان را بدانیم هیچ جای جهان گل وبلبل نیس همه کشورها کمی ها کاستی ها دارند پس بیاییم از وطنمان به خوبی وبا عشق یاد کنیم و قدر ایران عزیزمان را بدانیم.
یک نکته منفی شاید در داستان لاله به چشم میخوره که خواستم نگم ولی ترجیح دادم بنویسم اینکه لاله عزیزم طی سه ونیم سال چهار شغل عوض کرده این باید برایش یک تلنگر باشد که چرا هر شغلی پیدا میکند همکارانش با خودشان در صلح نیستند وبا خودشان مشکل دارند و این باعث میشه که لاله تجربه خوبی از کار کردن با آنها نداشته باشه و حالش از بودن در آن کار بد بشه .
لاله عزیز باید بیشتر روی این موضوع کار کند تا بتواند محیط کار آرام وهمکارانی جذب کند که مایه ی ارامش او باشند.
نوشتن سناریوی شغل دلخواه و تجسم شبانه ی آن هم خیلی عالی بود و لاله عزیز خیلی خوب این کار را انجام داد و هم اینکه کار فیزیکی هم برای پیدا کردن شغل میکرد درخواست میداد به شرکتها وفقط تجسم نمیکرد اون کار متافیزیک وفیزیک را با هم انجام داد وبالاخره موفق شد.
نوشته ی لاله عزیز خیلی تصویری بود ومن جای جای صحنه های داستان را مثل فیلم داستانی دیدم در ذهنم واقعا لاله قدرت تصویر سازی فوق العاده دارد .
من از صحنه فرستادن گل توسط لوئیز و یاداشت او خیلی لذت بردم وهمچنین از صحنه هایی که لوئی به گوشی لاله پیام میداده که لاله کی برمیگردی خوشم آمد.
برای لاله ی عزیز آروزی شفای الهی را دارم.
وخداوند با من است .
باسلام خدمت شما استاد عزیز
باز هم برای دومین بار که این نوشتههای زیبا رو میخونم بیشتر ایمان میارم که همانطور که لاله گفت خدا با ماست خدا با منه و من رو دوست داره و همیشه همراه لحظههای زندگی من،
من در این لحظه بیشتر ایمان آوردم که خدا در شرایط بحرانی که ما احساس میکنیم دیگه کار از کار گذشته از طریق انسانها دکترها یا افراد مختلف،واسطه برای ما قرار میده تا ما را به اون چیزی که باید برسونه،
داشتن حس خوب سلامتی آرامش زندگی بدون دغدغه یکی از خواستههای همه انسانهاست که دوست دارند در سلامتی و آرامش روزهای خوبی را سپری کنند و در کنار عزیزانشون زندگی کنند،
من میتونستم چندین سال پیش دیگه حضور نداشته باشم در دنیا زمانی که با عجله و به صورت دویدن از خیابون رد شدم اون لحظه حس کردم اون موقع دست خدا بود که منو به سمت جلو هل داد و نذاشت ماشین به من بزنه وقتی ماشین از پشت سرم رد شد داد زد و حرف زشتی رو به من گفت اما من اون را نادیده گرفتم و همون لحظه از خدا تشکر کردم و گفتم خدا را شکر که تونستم سریع حرکت کنم و برای خودم شوکه کننده بود که من تا حالا اینقدر سریع ندویده بودم چه جوری شد که از جدول بالا رفتم و از جلوی ماشین فرار کردم،
هیچکس این داستان من رو نمیدونه و هیچکس باور نمیکنه من اون زمان چادر سرم میکردم میتونست چادرم به ماشین گیر کنه و من رو با خودش بکشه اما واقعاً به طور معجزه آسایی رد شدم،
اینکه الان اینجا هستم یعنی خدا با منه اینکه امروز زنده هستم نفس میکشم و زندگی میکنم یعنی خدا با منه اینکه حالم خوبه یعنی خدا با منه،
بعد از مدتهایی که خیلی غذاهای فست فودی میخوردم همیشه احساس میکردم که یه مشکلی وجود داره یک جایی از گوارش من به هم ریخته و همیشه حس درد کردم گاهی اینقدر درد من شدید میشد که مثل مار به خودم میپیچیدم،
همه دکترا رفتیم همه چیزو پرسیدیم حتی سه بار آندوسکوپی انجام دادیم دو سه بار سونوگرافی انجام ندیم،
ولی تا اون لحظه که خدا نخواست هیچکس نتونست بفهمه که من چه مشکلی دارم و همه فکر میکردن که معدهام دچار زخم یا مشکلی شده،
بعد قرار شده بود که بریم یک جایی و سر راه یکی از تعریفهای همکارا رو شنیده بودیم که درباره یه دکتر عمومی میگفتند که خیلی حرفهای کار انجام میده،ما سر راه رفتیم و به اون دکتر سر زدیم و اونجا بود که تشخیص داد که من چه مشکلی داشتم و بعد تلاش کردیم که راه درمانش رو پیدا کنیم،
من سنگ مجاری صفرا داشتم و از خوردن کلسترول زیاد بود از خوردن غذاهای فست فودی و چرب بود ،
بعد از اینکه راه درمان را پیدا کردیم درمان شدم و رژیم غذایی مناسبی به من دکتر داد تا به روند عادی زندگی برگشتم،من دیگه تا این لحظه یادم نیست که دل درد شده باشم چون بعد از اینکه باور کردم خدا با منه و تا اون نخواد هیچ کاری انجام نمیشه همیدم که میخواسته که از طریق اون دکتر حالم رو خوب کنه،
بعد دیدم که انسانها و دکترا واسطهای هستند که به صورت همزمانیها خدا سر راه ما قرار میده تا به ما بفهمونه که حواسش بهمون هست و قرار نیست که ما رو تنها رها کنه پس نباید نگران باشیم،
من بعد از اون قرار شد که خونمون را عوض کنیم اساس کشی کردیم و یه خونه بهتر و بزرگتری که همیشه دوست داشتیم تو زندگی کنیم رو به دست آوردیم اومدیم به شهر خودمون که همیشه دوست داشتیم،
بعد فهمیدم که چقدر خوب است اینکه سلامتیم رو دوباره به دست آوردم انسانی آروم و خونسرد شدم و دیگه هیچ چیزی در جهان مادی برام مهم نیست و آرامشم بیشتر برام اهمیت داره،
اونجا بود که فهمیدم خدا با منه و هر لحظهای که اون اراده کنه من رو هدایت میکنه به سمت خواستههایی که دارم فقط باید صبر کنیم و ایمان داشته باشیم و بتونیم که خدا هرگز فراموش نمیکنه،
من هم ایمان دارم که خدا همیشه با منه و از خوندن نوشتههای لاله بیشتر ایمان میارم و بیشتر حساس خوبی پیدا میکنم که زندگی با کمک خداوند قشنگترین لحظهها رو پیش روی من قرار میده فقط کافیست که ایمان داشته باشی،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
و خدایی که دراین نزدیکیست.
خدا با من است این یک جمله ی تاکیدی نیست،این یک آگاهیه ناب و به تمام معناست.اینکه هر لحظه از زندگی روزمره خدا رو با خودمون همراه بدونیم و برای تمام سوالات توی ذهنمون از خود خدا کمک بخوایم ی ایمان قوی هست ولی امان از من انسان فراموش کار که گاهی فراموش میکنم که قدرت فقط در دستان خداست.گاهی فراموش میکنم که فقط اونو صدا بزنم،خدایا چقدر تو بزرگ و راهنمای خوبی هستی!!!کاش بتونم توی هر موقعیتی صدات بزنم.فقط به نظرم با بودن توی این سایت و تمرین نوشتاری میتونم خودمو به تو وصل کنم.هروقت صدات کردم جوابمو دادی حتی برای کوچکترین سوالهام هم جواب بهم دادی،ازت ممنونم که کنارمی ازت ممنونم که نعمتهای زیادی رو بهم دادی ازت ممنونم برای سلامتی و زندگی خوبی که بهم دادی.ازت ممنونم که وقتی دنبال شغل متناسبی میگشتم منو انداختی توی ظرف عسل.ازت ممنونم برای راهی که ازت خواستم که هدایتم کنی که چطور خواسته مو بیان کنم و توی مدار قرار بگیرم و تو هم با ی تمرین عالی هر روز منو آشنا کردی و منم دارم با عشق انجامش میدم.ممنونم ازت خداجونم
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
وخدایی که با من است.
سلام به استاد عزیز و لاله عزیز و همه دوستان. بسیار لذت بردم از این نوشته.هماهنگی هایی که اتفاق افتاده همزمانی ها و توکل و ایمان. امیدوارم همیشه پیروز و شاد باشید.اتفاقا خدا با من است که به این سایت هدایت شدم.
تمرین۱,اینکه در مواقع حساس روحیه خود را نبازیم تسلیم شرایط نشویم.ایمان داشته باشیم و توکل کنیم درمسیر درست قدم برداریم احساس خود را خوب نگه دارم در برخورد با تضادها به خواسته توجه کنیم نه ناخواسته.
ایمان،توکل،توحید،عمل
2,اینکه توکل میکرد،شاد بود،احساس خود را خوب نگه داشت. قوی بود.لاله عزیز برای هر موضوعی فقط خوبی آن را میدید. لاله عزیز به احساس خود اعتماد کرد. اینکه بیماری خود را از دیگران مخفی نگه داشت تا دیگران انرژی منفی ندهند خیلی خوب بود.
یادم باشد که خدا با من است. اگر خدا بخواهد میتواند کوه ها را جابه جا کند تا من به هدفم برسم.
خداوند با من است که بدون هیچ سختی فوری فوتی مشتری برای اره فلکی ما جور کرد. خدا با من است که مرا به دنیای موسیقی آورد .خدا با من است که به من بهترینها را کمک میکند همیشه.
من ایمان دارم که خدا با من است.
نشان های دریافت شده
سلام ودرورد بر استاد
من اول برای این خانوم آرزوی سلامتی و تندرستی همیشگی دارم
خدا بامن است این دقیقا همون جمله ای هست که رمز موفقیتش بوده
مثبت اندیشی ایشون نسبت به اتفاق های ناگوار زندگی رمز دوم موفقیتش بوده
بخدا قسم در زندکی همه ما همین اتفاق ها افتاده بارها با بیماری خودمون یا عزیزانمون روبرو شدیم بارها با گرفتاریهای شغلی با ناملایمات زندگی وچالش های زندگی دست و پنجه نرم کردیم ولی دلیل شکست خوردن یا به پیروزی رسیدن در همه این موارد فقط یه چیز میتونه دخیل باشه اونم ایمان داشتن قوی به خداوند ایمان به اراده خداوند ایمان به بودنش همه جا ایمان به پشتیبانی کردنش از ما واین که نگرش ما چطور میتونه اون وقایع رو برامون راحت کنه یعنی نگرش به اتفاقات همون نگرشی هست که در ذهن خودمون براش میسازیم
قدرت بی نهایت خداوند میتونه این حس رو به ما بده که حتی در سخت ترین راه زندگی میتونیم با او باشیم ونکرانی نداشته باشیم که همسو بودن با اراده خداوند در جهت نیازهای ما
میتونه تمام موانع سر راه رو برداره
واتفاقات روجوری به هم وصل کنه که در نهایت به نفع ما باشه فقط کافی هست که به معجزات و رحمت خداوند ایمان داشته باشیم
همه ما منتظر غول جادوی قصه ها هستیم در حالی که در ذهن همه ما یه چراغ جادو هست که میتونه هروقت لازمش داشتیم با قدرت همسو شدن با خداوند هر آنچه که آرزو کنیم وباور کنیم برایمان بر آورده کنه
خدا بامن است قدرت خدا بی نهایت است ثروت خدا بی نهایت هست تا جایی که ما باور کنیم خدایا شکرت
به نام خدای بخشنده مهربان سلامم🖐🏻
سلامی مخصوص به لاله عزیزم و جناب عطارروشن ✴️
۱- به نظر شما در داستان لاله عزیز چه مواردی جالب توجه و الهام بخش بود؟!
همه اتفاقهایی که توی زندگیش رخ داده من عمیقأ بهش فکر کردم و مطمئن شدم که اگه من میبودم کم می آوردم و قطعا یقه خدا رو میگرفتم و میگفتم تو بدبختم کردی !!!پس تو کجایی که من الان اینجام!!
داستان لاله برای من داستانی از صبر و مقاومت و توکل به خداست.اینکه مطمئن بود وقتی به خدا سپرده پس قطعا هررر چی بشه به نفع اونه و در نهایت از نتیجه راضی و خوشحال خواهد بود.حتی برام خیلی جالب بود که اون پسر،پدر و مادر و اطرافیانشم به خدا سپرده بود و نگران شون نشد حتی وقتی تنها فرزندش تصادف کرد حتی وقتی با شرایط بد پدرش رو به رو شد خیلیی جالبه واقعا!!!
این حجم از کنترل ذهن!!!
حالا من بارها میگم خانواده ام رو به خدا میسپارم ولی تا ی اتفاقی میفته من کلیی نگران میشم و توی ذهنم کلی سر و صدا به پا میشه و استرسی میشم و فکر میکنم حالا چه اتفاقی میخواد بیفته! چرا اینجوری شد؟خدایا چیکار کنیم و این داستانا.
البته اینم بگم که من الان نسبت به اوایل خیلی خیلی بهتر شدم ولی هنوز نواقصی هست و میدونم چیا هستن!
و خدای مهربان و حامی لاله هم واقعا جواب شو داد
هم شغل عالی تر بدست آورد ، هم سلامتی شو کامل از خدا گرفت،هم آرامش خودش و خانواده اش رو حفظ کرد هم پیامای قشنگی از سمت ریئسش قدیمیاش و خواهرش دریافت کرد که همه اینا فوق العادن
و این نشون میده واقعا نگاهی که خانم لاله نسبت به خدا داشتن جواب داده و خدا به اون شکل در زندگیشون در اومده
۲- چه ویژگی هایی در لاله عزیز مشاهده کردید که باعث خلق همزمانی های مناسب برای پیش برد مسائل زندگی شده است؟
به لاله عزیز هم تبریک میگم به خاطر تمام ویژگی های خوبی که توی این سه سال و نیم کسب کردن و تونستن در شرایط سخت بیماری هم ایمانشون و حفظ کنن
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و لاله عزیز.
چقدر داستان زیبایی بود قطعا خداوند با من هست خداوند مرا در بهترین زمان و بهترین مکان قرار میدهد.چقدر داستان شما را دوست داشتم قطعا وقتی به خدا اعتماد کنی و توکل کنی تو را در بهترین زمانها و بهترین مکانها با بهترین شرایط با بهتری انسان ها و موجودات قرار میدهد. احسنت به ایمان شما و همسرت
لاله جان وقتی مسافت کردی و پا روی وابستگی هات گذاشتی بهت تبریک یگم وقتی از پسرت جدا شدی و یاد دادی بهش که وابسته نباشه عالی بودی راز بیماری تو نگه داشتی دهنتو در همه موارد کنترل کردی و گفتی خدا با من هست آفرین به شما آفرین به کارهای زیبات موفق و شاد باشی درس هی بزرگی بهم دادی.
به نام خدای خالق زیبایی
با سپاس از استاد عزیزم
با خواندن مطالب لاله جون اول از همه این همه اعتقاد ایشون به خدا و این همه صبر و بردباری با این همه مشکل رو تحسین میکنم واقعا به کسی با این همه مشکل و این همه صبر و تحمل فقط نقاط مثبت رو در نظر گرفته بود افرین میگم
من در لاله جون همین صبر بردباری و همین احساس خدا با من است رو خیلی مشاهده کردم و اخلاقش که در این دوره خوب شده بود خیلی جالب بود این دوره چقدر میتونه تغییر در انسان ایجاد کنه که این فر با این همه مشکلات با اونا کنار اومد و حتی همسرش و پسرش هم از این همه آگاهی تغییر کردن عالی بود انشاله همیشه تنش سلامت باشه
سلام استادعزیزم صبح بخیر
دیشب این مطلب رو خوندم هم آگاهی بخش بود هم ناراحت کننده دیشب در کل حال خوبی نداشتم ولی امروز خیلی خوب هستم خداروشکر و خواستم تمرینم رو انجام بدم
– به نظر شما در داستان لاله عزیز چه مواردی جالب توجه و الهام بخش بود؟!
استاد عزیزم بنظر من این جالب بود که با هر اتفاق به ظاهر بد و درد ناک تو زندگی لاله جان ایشون نا امید نمیشد نگران و عصبانی نمیشد و قطعا ذهنش و احساساتش رو کنترل میکرد.
واقعا تلاش کرد تا اوضاع از چیزی که هست بدتر نشه همین که وقتی متوجه بیماری شد به کمتر کسی گفت .
همین کار باعث شد توجه کمتری نسبت به بیماری داشته باشه و در آرامش بتونه خودشو خوب کنه .
این نوع نگرش خیلی جالب بود که در هر اتفاق به ظاهر بد ، بدنبال نکات مثبت بود و بخاطر آن شکرگذار بود .
این خیلی جالب بود که با شما مشورت کرده بود حتی به صورت تلفنی.
این خیلی جالب بود که تونست احساسات مادرانه اش رو کنترل کنه تا در همین حین پسرش رشد کنه .
خیلی جالب بود که تونست از یک آدم بی عصاب دوری کنه و آلوده نشود .
۲- چه ویژگی هایی در لاله عزیز مشاهده کردید که باعث خلق همزمانی های مناسب برای پیش برد مسائل زندگی شده است؟
ویژگی صبر . که با توکل و اعتماد به خداوند تونست در خودش تقویت کنه
ویژگی دیدن نکات مثبت حتی در بدترین شرایط
ویژگی امید به آینده بهتر که خیلی خیلی مهم
ویژگی درگیر منفی ها نشدن و گذشتن
ویژگی شکرگذاری که باعث حال خوب و اتفاقات خوب میشه
ویژگی رشد دادن شخصیت با کنترل ذهن
ویژگی متواضع بودن در برابر رویداد ها که خودش راعقل کل نمیدانست و از خدا کمک میخواست و با شما و همسرش مشورت میکرد چون به او ثابت شده بود شما همراه او هستید و میتواند اعتماد کند .
چون واقعا به هر مشاور و هر شوهری نمیشه اعتماد کرد اینم از تجربه خودم . اینکه هر انسانی اسم همسر یا مشاور رویش بود دلیل بر اعتماد نمیشود.
« دوست دارم اینجا از تک تک شما عزیزان که وقت گذاشتید و نوشته طولانی من را خواندید و لطف کردید پاسخی برام در این صفحه، نوشتید تشکر و قدردانی کنم. این همه محبت شما هم وطنمانم به زبان شیرین فارسی فقط اشک شوق را بر گونه های من جاری میکند. با سپاس فراوان و ویژه از استاد عزیز عطار روشن. »
سلام زهرا جان
ممنونم که وقت گذاشتید وپاسخی برام نوشتید. این فقط قسمتی از زندگی من بود که بعد از سه سال و نیم آگاهی پیدا کردن از مطالب سایت، برای شما هم مسیرانم نوشتم والا خیلی مسایل مختلف دیگری داشته ام که نتواستم با خوبی با آنها کنار بیایم و یا راه حل خوبی براشون پیدا کنم. همسرم بیشتر مواقع باعث شکست مالی در زندگی ما میشد و من بیشتر مواقع باعث شکست های روحی میشدم. تازه امسال متوجه شدم و به او گفتم :« اصل مشورت و تصادم افکار یعنی ما با هم فکر کنیم و راه حل پیدا کنیم؛ چون خدا همیشه زن و مرد را برای هم آفریده است. » این را گفتم چون همسرم همچنان گاهی دوست دارد که فقط خودش تصمیم بگیرد و دوست دارد که خودش مدیریت کند، چون فکر میکند این طور آن باارزش تر به نظر میرسد.
همسرم سالها فکر میکرد که من کمک فکری بهش میکنم چون او بلد نیست یا من میخواهم خودم را برتر از او بدانم؛ چون او تحصیلات سیکل دارد و من الان مهندس حسابرس هستم. ولی من هیچوقت تحصیلات او برام مهم نبوده است؛ چون همیشه بهش گفتم که :« طرز فکر و برخورد تو با مسایل از یک تحصیلکرده هم بالاتر است و واقعا قسم میخورم که این طرز فکر و نگرش شاید در خیلی از دکترها، وکیلها و افراد با سمت شغلی مهمتر دیده نمیشود. » من هیچوقت به خاطر اینکه همسرم درآمدش کمتر از من بوده است، او را کوچک و یا حقیرتر از خودم ندیدم. هیچوقت از داشتن او در کنارم، خجالت زده نبودم؛ ولی او چون طرز فکرش این بوده؛ همیشه سعی میکرد که یک حرکتی بزند تا من بهش افتخار کنم در صورتیکه آن حرکتهای بدون مشورت همواره در بیشتر مواقع باعث مشکلات مالی پیاپی برای ما میشد.
اضافه کنم که همسرم همچنان آنقدر روی خانواده خودش متعصب است که من نمیتوانم جمله ای راجع به خانواده اس بگویم چون ممکن است عکس العمل تندی نشان بدهد و با انکه هفته ای ۴ تا ۵ بار بامامانش و خواهر ش تماس دارد؛ فکر میکند اصلا به آنها وابسته نیست. در صورتیکه وقتی مامان من حرف میزد، با انکه من دختر هستم و دور از وطن؛ من فقط هر سه هفته یا ماهی یکبار باهاش تماس داشتم.
زهرا جان، احساس کردم که لازم است اینها را برات اینجا بگویم. میدونم شاید همه ماها؛ تجربه های تلخ زیادی داشتیم ولی واقعا میخواهم دلگرمت کنم که هر کدام از ماها بهترین رفتار را داشته ایم، وقتی که مسایل برامون پیش میامده است. الان گذشته ها گذشته و ما چه بالا باشیم و چه در حال حاضر پایین باشیم، این نیز بگذرد. مهم این است که الان با آگاهی رفتارمون در برخورد با مسایل متفاوت شود. تنها پشتیبانی که من داشتم و اولین حمایت کننده ای که بهم قدرت داد تا من بتوانم قهرمان این داستان باشم؛ یاری خداوند بود چون حضورش واقعا برام دلگرمی است.
من این جمله را زندگی کردم که :« در هر اتفاق منفی، نکته مثبتی وجود دارد. » اضافه میکنم که تا جنگ نباشد من قدر صلح را نمیدانم، تا خونه من کثیف نباشد؛ من قدر تمیزی را نمیدانم و تا چاق و بیمار نباشم، من قدر سلامتی و لاغری را نمیدانم و غیره. امیدوارم سالم و شاد باشی. بهترینها را برات آرزو میکنم.
در پناه حق، سالم، شاد ومتناسب باشید.