🎈 تصور کن جلوی آینهای ایستادی که هر روز با نگاهِ قضاوتگر بهت یادآوری میکنه: “بازم لاغر نشدی!”
اما واقعیت اینه که تا وقتی با بدن فعلیت صلح نکنی، قدمی به سمت لاغری واقعی برنمیداری.
خیلیها نمیدونن اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن چقدر حیاتی و ضروریه. 🧠💡
وقتی از چاقیت متنفر باشی، تمام توجه و انرژیت میره روی چیزی که نمیخوای… و این یعنی قدرت بیشتر دادن به همون وضعیت! 😖🎯
پذیرش یعنی دیدن خودت با مهربونی، نه تسلیم شدن. از همین نقطهی آشتی با خودت، جادهی لاغری ذهنی شروع میشه. 🌱✨
🌀 تغییر کردن، بخشی از زندگیه!
تغییر کردن یکی از اصول ثابت و بیچونوچرای زندگی ما انسانهاست. 🌍
هیچچیز در این دنیا ساکن و ثابت نمیمونه؛ از جریان باد گرفته تا رشد برگهای یه درخت یا بزرگ شدن یه نوزاد… همه در حال تغییــرن، فقط فرقش توی سرعتشه. ⏳

اگه ویدیوهای تایملپس رو دیده باشی، دقیقاً متوجه میشی که چطور آسمون رنگ عوض میکنه، ابرها میرن و میان، و خورشید طلوع و غروب میکنه.
ولی اگه همون صحنهها رو در واقعیت ببینی، خیلی از اون تغییرات رو اصلاً متوجه نمیشی! چرا؟ چون آرومن… ولی واقعی.
👤 بدن ما هم دقیقاً همینطوره. هر لحظه در حال تغییره… فقط چون سرعتش پایینه، ما فکر میکنیم هیچی عوض نمیشه!
اما بعضی تغییرها سریعتر اتفاق میافتن.
مثلاً وقتی یه نفر ناگهان عصبانی میشه 😠، یا از یه خاطره قشنگ لبخند میزنه 😊. اینا نشونههایی از تغییر در احساسات و واکنشهاست که خیلی واضح دیده میشن.
🍩 چاق شدن هم یه جور تغییره؛ از حالت متناسب به حالت چاق.
و دقیقاً برعکسش هم صادقه: لاغر شدن یعنی تغییر از وضعیت چاق به وضعیت متناسب.
اما یه نکته خیلی مهم توی این وسط وجود داره که خیلیا ازش غافلن:
برای اینکه این تغییر یعنی لاغر شدن اتفاق بیفته، اول باید خودمون و وضعیت فعلیمون رو بپذیریم.
✨ اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن توی همین نقطه طلایی مشخص میشه.
تا زمانی که با خودمون در جنگیم، از خودمون متنفر هستیم و مدام به جسممون سرکوفت میزنیم، ذهن ما نمیتونه حرکت به سمت تغییر و لاغری رو شروع کنه.
تغییر یعنی پذیرفتن، نه انکار! یعنی بگیم:
«باشه، من الان اضافه وزن دارم… اما دوست دارم متناسب بشم. با آرامش. با عشق به خودم. با ذهنم.» ❤️
زمانی که به این نگرش دست پیدا کنید اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن را به خوبی درک کرده اید.

✨ وقتی ذهن ما با تغییر کنار نمیاد
🤔 شاید برای خیلی از ما عجیب باشه، ولی واقعیت اینه که ذهن انسان بهطور ذاتی عاشق تکراره! هرچی بیشتر یه مسیر رو بره، همون رو امنتر و راحتتر میدونه.
حالا چرا این موضوع برای ما که به دنبال کاهش وزن هستیم مهمه؟ چون اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن دقیقاً از همینجا شروع میشه!
🔄 خیلی وقتها دلمون میخواد لاغر بشیم، تغییر کنیم، لباسای مورد علاقهمون رو بپوشیم، توی آینه از خودمون لبخند بگیریم…
اما وقتی وقت تغییر واقعاً میرسه، یه صدای کوچیک توی ذهنمون میگه: «باشه بعداً! الان نه! یهکم دیگه همینجوری بمون!»
👀 مثلاً تصور کن هر روز از یه مسیر مشخص میری سر کار. یه روز اون مسیر بسته میشه و باید مسیر جدیدی رو امتحان کنی… اولش سردرگمی و ناراحتی، ولی کمکم مسیر جدید رو پیدا میکنی. تغییر ذهن هم دقیقاً همینه.
🪞ما به خیلی چیزها توی زندگی چسبیدیم؛ به مدل لباس، به چیدمان خونه، به سبک غذا خوردن و حتی به «چاق بودنمون».
چون ذهن ما یاد گرفته اونا رو بشناسه و باهاشون احساس امنیت کنه. ولی اگر هدفمون لاغر شدنه، باید این فرمول ذهنی رو بازنویسی کنیم و با اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن آشنا بشیم.
🚧 تغییر نکردن، مانع رسیدن به آرزوها
خیلی وقتها خیال میکنیم فقط کمی خوششانسی یا فرصت نیاز داریم تا به آرزوهامون برسیم… 🎯
اما واقعیت اینه که بیشتر از هر مانعی، این مقاومت درونی ما در برابر تغییر کردنه که نمیذاره به اون چیزی که میخوایم برسیم!
🌈 حالا این چه ربطی به اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن داره؟
دقیقاً همینجاست که ماجرا جالب میشه. چون لاغر شدن هم یکی از اون آرزوهاییه که خیلیها دارن، ولی حاضر نیستن مسیر ذهنی و رفتاری خودشون رو تغییر بدن.
📍 تصور کن دوست داری یه شغل بهتر داشته باشی. حقوق خوب، محیط دلنشین، حتی همکارای حرفهایتر.
اما چون مسیرش دوره یا باید دو بار سوار مترو شی، قیدشو میزنی!
این دقیقاً مثل وقتیه که فردی آرزوی تناسب اندام داره، ولی حاضر نیست سبک فکر و احساسش نسبت به چاقی رو تغییر بده.
🧠 تا وقتی ذهنت رو برای پذیرش چاقی و درک مسیر تغییر آماده نکنی، در همون نقطه میمونی.

🤝 رابطه پذیرش چاقی با لاغر نشدن
خیلی از افرادی که اضافهوزن دارن، واقعاً از ته دل میخوان لاغر بشن 💭
ولی چون نمیدونن اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن چقد زیاده، مدام دارن با خودشون، با جسمشون و با گذشتهشون میجنگن…
و این جنگ، بزرگترین مانع برای لاغر شدنه!
🔍 وقتی از چاقیت متنفر باشی، درواقع داری روی اون تمرکز میکنی. مغزت هم با اون تمرکز، چاقی رو پررنگتر میکنه.
اما اگه یهبار برای همیشه این واقعیت رو بپذیری که این وضعیت نتیجهی رفتارها و افکار گذشتهته، یه جور صلح درونی شکل میگیره که بهت اجازه میده تغییر رو شروع کنی.
💡 پذیرش یعنی بگی: “باشه، من الان چاقم. ولی میخوام یاد بگیرم چطور لاغر شم، بدون اینکه از خودم متنفر باشم.”
این یعنی همون اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن رو درک کردی. فقط در این صورت میتونی از لابهلای آسیبها و سرخوردگیها، امید و انگیزه بیرون بکشی ✨
و اتفاقات قشنگ همینجا شروع میشن… آرام، پیوسته و با حس خوب ☀️
🧠 هر فکری که باعث چاقیت شد، قابل تغییره. همونطور که ناخواسته چاق شدی، میتونی آگاهانه لاغر شی.
فقط کافیه بفهمی که تو این مسیر، مبارزه لازم نیست… بلکه پذیرش، قدم اوله؛
چون اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن یعنی قبول کنی که سرنوشتت دست خودته، نه دست گذشته.
🧭 از امروز به جای غر زدن به آینه یا ناراحت بودن از لباسهات، بگو: “این نتیجهی فکرهای دیروزه. اما من از امروز، آیندهم رو دوباره میسازم.”

🔓 آینده را از گذشته جدا کنید
یکی از قدمهای مهم در مسیر لاغری اینه که خودت رو از زنجیرهای گذشته رها کنی ⛓️
اگه دائم به چاقیِ گذشتهات فکر کنی و مدام با خودت بگی «من همیشه این شکلی بودم»، در واقع داری درِ آیندهی جدید رو به روی خودت میبندی ❌
✨ وقتی خودت رو “حاکم زندگیات” بدونی، یه قدرت تازه توی وجودت روشن میشه.
اون موقعه که باور میکنی میتونی از نو بسازی، بدون اینکه اسیر گذشته باشی. چون آیندهای که با ذهن آگاه ساخته میشه، هیچ ربطی به گذشتهای که از روی ناآگاهی شکل گرفته، نداره.
💡 دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همینه. تا با آموزشهاش بهت کمک کنه نگاهت به چاقی و لاغری عوض شه.
تا اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن رو یاد بگیری، و از جنگ با خودت دست برداری. اون موقع ذهنت هممسیر با تو میشه و جسمت هم با شادی و آرامش شروع به متناسب شدن میکنه 🌈 این روندی است که به شرکت کننده های دوره ورود به سرزمین لاغرها به وضوح تجربه کردند.
📘 با گوش دادن به فایلها، نوشتن تمرینها، خوندن نوشتههای دوستانی که درست مثل تو دارن این مسیر رو طی میکنن، کمکم یه تغییر عمیق توی ذهنت ایجاد میشه.
و وقتی ذهنت تغییر کنه، آیندهات دیگه شبیه گذشتهات نخواهد بود… بلکه شبیه رویایی میشه که همیشه توی دلت داشتی 💫 این معجزه اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن است.
✍️ تمرین آموزشی: اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن 🌱
برای اینکه واقعاً درک کنیم اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن چقدر زیاده، نیاز داریم ذهنمون رو دوباره بسازیم.
تمرینات این بخش به شما کمک میکنن قدمبهقدم، باورهای اشتباه قدیمی رو شناسایی و باور جدیدی بر پایه پذیرش خودتون بسازید 💡
لطفاً ابتدا مقاله رو با دقت بخون، بعد ویدیوی آموزشی رو با تمرکز ببین، و در نهایت پاسخهات رو بهصورت شرح انشایی در بخش نظرات بنویس.
این تمرینها راهیان برای تقویت ایمان درونیات به اینکه واقعاً میتونی از مسیر پذیرش، به تناسبی پایدار برسی 🧘♀️✨
🧠 سوالات تمرینی اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن 📓
- نگرش شما درباره تغییر کردن چیست؟ چقدر مشتاق تغییر کردن هستید؟ شرح دهید
- در گذشته، چه زمانی با اشتیاق به تغییر کردن، نتایج خوبی بهدست آوردید؟ مثال بزنید.
- تجربهای از خود یا اطرافیان را شرح دهید که مقاومت در برابر تغییر، باعث از دست دادن فرصتهای خوب شد.
- در گذشته، تصور شما درباره لاغر شدن چگونه بود؟ سخت و طاقتفرسا یا آسان و لذتبخش؟
- تمرکز بر چاقی فعلی، چه تاثیری روی انگیزه و اشتیاق شما برای لاغر شدن دارد؟
- نگرش خود درباره اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن را شرح دهید.
- آموزشهای سایت چه تغییری در نگرش شما نسبت به پذیرش چاقی ایجاد کردهاند؟
💬 مشارکت شما الهامبخش دیگران است
با نوشتن پاسخهات در بخش نظرات، نهتنها مسیر رشد و لاغری خودت رو ثبت میکنی، بلکه به افراد دیگه هم کمک میکنی تا متوجه بشن اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن چقدر میتونه راهگشا باشه.
با نوشتن تمرین مخصوص خودت در بخش نظرات، قدم اول رو برای ساختن آیندهای متفاوت بردار.
ما مشتاقانه منتظر نوشتههای ارزشمندت هستیم ✍️💛
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.77 از 57 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان همراه
الان چند روزه که میبینم تلویزیون خونه داره مرتب برنامه مداحی پخش میکنه ودیدم که ایام شهادت هستش .
و خودم چون حس خوبی ندارم بابت تماشای این فیلم ها. و ومادرم خیلی استقبال میکنه و گریه میکنه و با روضه ها پیش میره.
وقتی میگم بزن یه کانال دیگه میگه که همین ها بایستی تو قیامت شما رو نجات بدن . و نرین جهنم .
من وقتی رفتش آشپزخونه . سریع دویدم ریموت رو گرفتم که بزارم یه کانال دیگه . دیدم تمامی کانالها یا فیلم بیمارستان و سرم و خون هستش یا تصادف و گریه و غم و نداری …
هیچی دیگه گذاشتم یه شبکه که پزشک دربار داشت وفیلم ژاپنی بود .
وقتی اومد داخل اتاق متوجه شد و سریع گذاشت روی شبکه مداحی . فهمید کارمنه . چون اوایل بهشون میگفتم که غم گوش بدین براتون غم میاد و… بهم میگه از بس سرت تو گوشیه خل شدی😪
الانا دیگه واکنش نشون نمیدم چون دیدم دارم خودمو اذیت میکنم .
یهو الان یادم اومد که بازم مادرم چقدر بهترشده . چون یادم میاد وقتی ایام شهادت بود اجازه نداشتیم یک خونه رو جارو بکشیم میگفت شهادته شما خونه تکونی دارین . گناه هستش.
یا یک مهمونی یا لباس قشنگ یا آهنگ یا حتی حمام رفتن رو هم گناه میدونست که با این کارها میرین جهنم وکسی نیست شفاعت شما روبکنه .
من خودم از اون دسته آدمهایی بودم که در کودکی غم وناراحتی رو درایام شهادت معنویت میدونستم چون بهم تزریق شده بود اگه گریه کنی تو این روزها گناهانت بخشیده میشه .
و مثالهایی از این قبیل که همه ما شنیدیم .
من عاشق تعزیه بودم طوریکه یه بار آنقدر فضای احساسی سنگین بود نزدیک بود بیهوش شم .
ولی در آیه های قرآن میخونم که مومنان نه غم دارند و نه ترس. و بارها درقرآن به آن اشاره شده .
حالا من تونستم تو این فضای خانوادگی بیام بیرون وتغییر کنم و روزها برام فرقی نمیکنه . فقط وفقط مراقب احساسم هستم واگه میخام برای کسی کاری بکنم از سرعشق به خودم باشه نه ترس .
بارها بهمون گفتن ترس نباشه ایمان نباشه .
ولی الان میگم تا عشق نباشه ایمان نباشه.
چون من وقتی فهمیدم حق انتخاب دارم و سرنوشتم از پیش تعیین شده نیست و زندگی هندونه سربسته نیست عاشق خدا شدم وایمانم زیاد شد .و احساس نزدیکی به خدا میکنم و کمتر در زندگی ترس رو تجربه میکنم .
حالا برای لاغرشدن هم بایستی عشق داشته باشیم عشق به لاغری داشته باشیم کم کم ایمانمون زیاد میشه که میتوانیم . بعدش حاضریم که تغییربدیم افکار چاقی رو به لاغری سخته اما شدنیه .
چون من تونستم ازتصوری که به خدایم داشتم یک خدایی که یه چوب بالاسرمون گذاشته ویه کم خطا بریم میزنه توسرمون بیرون بیام و عاشقش بشم .
ما با همین افکاری که در محیطمان بهمون تزریق شد چاق شدیم و با تغییر همین افکار که دست خودمونه میتونیم متناسب بشیم .
یه ایمان میخاد که میتونیم با کنکاش در گذشتمون که بارها تونستیم تغییرکنیم وچقدر تجربه لذت بخشی داشت برامون .کمک بگیریم .
بعدش با این ایمان پیش بریم و تغییر بدیم افکار وباورهای چاقی رو وآموزشهام رو دنبال کنیم و به سرزمین متناسبها کوچ کنیم .
که این لذت حق ماست چون ما حاضرشدیم تغییرکنیم و پای درد ودل ها و موضوعات منفی نشینیم و احساسمون رو خوب نگه داریم وبا آموزشها پیش بریم .
بنام خدا
تغییر کردن خیلی شیرین است برای من که واقعا شیرین هستش .از تغییر نباید ترسید من نترسیدم و از همان اول تعهد دادم که میخوام تغییر کنم از چاقی به لاغری پذیرفتم که در این مسیر باشم و چاقی هم همراه من هست و دارم به سمت لاغری میرم دارم نقشه ذهنی خودمو عوض میکنم به ذهنم اموزش لاغری میدم که میشه تغییر کرد و لاغر شد برای این کار نیازی به رنج و عذاب نیست فقط نیاز به تکرار و استمرار و گوش دادن به فایلها هست .من از وقتی تو سایت هستم تغییرات زیادی کردم اونم طوری که متوجه نشدم کی ایطوری شد که من با مقدار خیلی کم غذا سیر میشم ،احساسم خیلی خوب شده ،ا رامش دارم .روزانه با آدمهایی برخورد دارم که میان مرتب خودشون را وزن میکنند و در مورد رژیم های مختلف صحبت میکنند و من تو دلم می خندم که خود من یه روز دنبال این رژیمها و وزن کزدن ها بودم اما الان چقدر تغییر کردم و خبری از اون گذشته من نیست و من اون آدم قبلی نیستم و از،این بابت بی نهایت خوشحالم .ازشما هم ممنونم استاد
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیز
تغییر کردن
زندگی همه اش تغییر هست ولی با سرعت کند اگه یک کم فکر کنیم از صبح که از خواب بیدار میشیم زندگی مون پر است از تغییرات فیزیکی و شیمیایی
اگه کتری آبش به جوش نیاد ما می تونیم چایی درست کنیم
اگه نتونیم تخم مرغ خام رو تغییر بدیم و بپزیم می تونیم بخوریم
ما اصلا توجهی به این همه تغییرات نمی کنیم چون عادی هست شب و روز فصل ها می گذرند و این همه تغییر رو می بینیم ولی دقت نمی کنیم
کافیه عکس های سال قبل یا چند سال قبل مون رو نگاه کنیم خودمون می بینیم چه همه تغییر کردیم از نظر ظاهری
و الان من بزرگترین تغییر م رو شروع کردم …..حرکت به سمت تناسب اندام
میدونم یک دفعه اتفاق نمی افته ولی نشانه هاش شروع شده چون حرکت جسم من کند تر از حرکت ذهن من هست
من با علاقه و پشتکار دارم ادامه می دهم و
چه بخواهم چه نخواهم لاغر میشم
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان خوبم
نقشه ذهنی اعمال و رفتار ما را کنترل میکند
وقتی نقشه چاقی در ذهن داریم همزمانی هایی پیش می آید که به سمت چاقی بیشتر هدایت شویم
حالا ما با یاد گرفتن فرمولهای لاغری نقشه ذهنی مان را تغییر میدهیم و همزمانی هایی در جهت لاغری برای ما پیش می آید
تصمیمات متفاوتی میگیریم و بدون هیچ اجباری رفتارمان درست میشود و طبق نقشه ذهنی لاغری پیش میرویم
در مورد نوار زمان من وقتیکه برای اولین بار نوار زمان به سمت چاقی را انجام دادم بقدری حالم بد شد که حد نداشت و نوار زمان به سمت لاغری برایم یک رویای شیرین بود
شش ماه پیش که دوره ورود به سرزمین لاغرها را برای چندمین بار انجام دادم تجربه متفاوتی از انجام این تمرینها داشتم
نوار زمان به سوی چاق شدن تاثیری چندانی در من نگذاشت مثل این بود که ذهنم آگاهی داشت که این واقعی نیست و بر عکس نوار زمان به سوی لاغری برایم کاملا واقعی بود و احساس رویا پردازی به من دست نداده بود
اول فکر کردم چرا من اینبار دچار احساس بد در انجام تمرین نوار زمان بسوی چاقی نشدم شاید با دقت قبلی انجام ندادم
وقتی تمریناتم را در سایت نوشتم استاد جواب دادند “اگر به شکل مرتبه قبل تحت تاثیر قرار نگرفتی به این دلیله که از اون حجم افکار منفی و تصاویر ذهنی چاق به میزان قابل ملاحظه ای کم شده
در واقع فرمولهای ذهنی، تصاویر ذهنی و ترموستات ذهنی شما تغییر کرده و این نشانه خوبیه”
بسیار خوشحال شدم از اینکه تمرینم را در سایت انجام دادم تا تونستم این جواب خوشحال کننده را بگیرم
اگر مثل قبل فقط در دفترم می نوشتم به این آگاهی دست پیدا نمی کردم که ذوق و شوقم برای ادامه دادن چندین برابر شود
ممنونم استاد عزیزم که همیشه پشتیبان ما هستید و ما را در این مسیر زیبا راهنمایی میکنید
من به شما و به بودن در این دوره شگفت انگیز افتخار میکنم
سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند و دوستان خوب و پر تلاش و موفقم
تعییر جسم یعنی حرکت جسم از یه حالت نامناسب به حالت مناسب هست و یا تغییر بیماری حرکت جسم از حالت بیماری به سلامتی هست و چیز پیچیده و سختی نیست اگر ما در این روند اختلال ایجاد نکنیم .
گذشته ی شما حاصل افکار و باورهای شما هست و هیچ سرنوشتی در کار نیست و شما به راحتی میتونید شرایط فعلی خودتون رو تغییر بدید اگر تصمیم به تغییر کردن داشته باشید .
تغییر انتظار من از زندگی باعث شده شرایط الان من کلی تغییر کنه وگرنه شرایط بقیه ی افراد اطرافم که تغییر نکرده پس من تغییر کردم که زندگیم تغییر کرده .
من باید باور کنم که میشه چاقی از من جدا بشه و یکی از سخت ترین مراحل لاغری با ذهن همین ایجاد باور هست و اگر تونستی باور کنی به راحتی بر تمام چاقی علبه میکنی و اون رو از جسمت بیرون میکنی و تو لاغر میشی .
من در گذشته اینقدر شوق و علاقه به لاعری رو داشتم که بارها سختی رزیم و ورزش سنگین رو تونستم تحمل کنم تا به لاغری ایده الم برسم و چاقی از من جدا بشه .اما چون اونها راه ها اشتباه بودن من رو برای همیشه لاغر نمیکردن و من همیشه در حال رفت و امد بین چاقی و لاغری بودم و همین من رو خسته و ناامید کرده بود که انگار من به خاطر فلان دلایلی که دارم نمیتونم متناسب بشم و متناسب بمونم تا با این راه آشنا شدم .و من با همون اشتیاق و علاقه به لاغری در این راه قدم گداشتم و باورهای صحیح هم ایحاد کردم و خدا رو شکر تونستم تا حالا نتایج عالی بگیرم و از خودم راضی هستم .
من هر وقت در سایت بخوام مورد لاعری خودم حرف بزنم خیلی با اطمینان و با ایمان بسیار بیشتر از قبل خودم حرف میزنم چون دو سال دارم روی خودم مرتب کار میکنم و باور کردم که میتونم به تناسب دلخواهم برسم و هیچ مانعی بر سر راهم نیست .و من دارم دقیقا از همون مسیر چاقی ولی در باند مخالفش حرکت میکنم و ارام و اهسته حرکت میکنم و به زودی به ایستگاه لاغری میرسم .
من هر روز در سایت میام و فایل گوش میدم و مینویسم و تا الان خیلی تغییرات خوبی داشتم اتفاقا من همین دو هفته پیش خیلی اتفاقی با خوردن پفک نمکی مینو مواحه شدم و خیلی به نطرم مزه اش عالی اومد چون من قبلا عاشق انواع مارکها ی پفک خصوصا چی توز بودم به جز این مارک مینو و حالا مدتی هست برعکس از این مارک خیلی خوشم میاد و از بقبه مارکها خوشمنمیاد و دیگه نمیخرم و از دو هفته پیش تا حالا نزدیک چهار بار پفک نمکی مینو خریدم و خوردم و این طور پفک خوردن در کل دو سال که در سایتم واقعا کم سابقه بوده و یا اصلا همچین کاری نداشتم چون مثل قبل میلم به پفکها و چیبس نمیکشه و حتی بارها شده جلوی من بودن و من نخوردم و اون موقع احساس قدرت عالی کردم که واقعا تغییر کردم برای همین از این رفتار جدیدم دخترم و همسرم خیلی تعجب کردن و همش،میگن تو چرا دوباره اینطوری شدی بابا نکن چاق میشی کارت اشتباه برگشتی به دوران قدیم و …. اما خبر ندارن و بهشون میگم نگران نباشین برای جسم من وقتی گرسنه هستم نوع مواد غدایی فرق نداره میخوام سالاد بخورم یا پفک بخورم این چیزا اهمیت نداره مهم به اندازه خوردن هست و در ضمن در این چند بار که پفک خریدم واقعا گرسنه بودم و دلم هیچ چیز دیگه نخواست حتی انواع شیرینی جلوی من بوده لب نزدم و انواع خوردنی بوده برای شام من نخوردم و انتخابم خوردن یک پفک بوده نه اینکه از روی ترس نخورم اصلا فقط با خودم میگفتم اگر شام بخورم و سیر بشم ممکنه که نه صد در صد دیگه جا برای خوردن اون ندارم و نمیخورم برای همین در زمانهایی که واقعا جا داشتم اون رو انتخاب کردم و خوردم و اصلا پرخوری نکردم و اتفاقا همین امشب شام خورده بودم و سیر بودم و دوباره چشمم به همون پفکهای مینو در سوپر مارکت افتاد ولی انتخابش نکردم چون سیر بودم یعنی میخوام بگم هرگز زیاده روی نکردم تازه همون یه پاکت رو هم نتونستم تنهایی بخورم با دخترم و همسرم سه نفری خوردیم و واقعا بعد از خوردن هم حسم خوب بوده و اصلا پرخوری و فشار شکمی نداشتم و بارها به ذهن ترسوی خودم که میگفت وای پفک خوردی حالا چاق میشی گفتم نه رفتار تو اشتباه نبوده کاملا صحیح بوده و هرگز تو با این کار چاق نمیشی تازه اگر من دلم میخواست اما از ترس جاقی نمیخوردم اون موقع چاق میشدم و یا اون لقمه های اضافه که بعد از ناهار یا شام و یا صبحانه میخورم و فشار شکمی دارم اونها من رو چاق میکنه پس خیالت راحت دباشه پفک خوردن من ربطی به چاقی من نداره افکار و رفتار نادرستم من رو چاق میکنه و گرنه مواد عدایی که با هم فرقی ندارن و اونها قدرتی ندارن .
من نقشه ی ذهنیم واقعا تغییر کرده متوجه میشم و اما هنوزم باید ادامه بدم تا بازم بهتر رفتار کنم و بعد از سیری چند لقمه اضافه تر بر نیازم نخورم من اینقدر این اگاهی ها رو تکرار میکنم تا واقعا درست تر رفتار کنم یعنی در موقع گرسنگی به سمت مواد غذایی برم و فقط برای رفع نیازم از اونها استفاده کنم و زیاده روی نکنم .
من دیگه اون حرص و ولع گدشته رو ندارم مثلا من قبلا که در رزیم بودم چون خوردن هر گونه شیرینی جات برای من ممنوع بود و من فقط،میتونستم ۳ عدد خرما بخورم یادمه همیشه تلافی شیرینی خوردن که واقعا هوس خوردن اون رو داشتم روی خرما که مجاز بودم در میاوردم و تا میتونستم خرما جایگزین وعده های میوه ام میکردم و یا بیشتر از حد مجاز خودم میخوردم چون واقعا دلم میخواست و اگر فصل زمستون میشد و ارده هم اضافه میشد من واقعا زیادتر میخوردم و حتی یادم یه وقتهایی به جای شام داخل برگه ی رژیمم من کلی خرما و ارده با نون میخوردم چون واقعت حرص،و ولع شیرینی خوردن داشتم و در اون رژیم من همچین چیزی نبود و نباید میخوردم و وقتی میرفتم پیش کارشنایس و میگفتم این کار رو کردم تعجب میکرد و میگفت نه نمیشه کارت رو خراب نکن هم ارده چرب و پرکااری و روعن حساب میشه هم خرما به این حجم نباید بخوری و من حریص تر میشدم و علاوه بر وعده ی صبحانه که با شیر و گردو میخوردم میان وعده هم میخوردم و بیشتر شبها هم شام خرما و ارده میخوردم و اما امسال که سال دوم هست من در سایتم و الان هوا ی دزفول تقریبا سرد شده به همسرم گفتم خرما و ارده تهییه کنه خدا شاهده اصلا میل و رعبتی به خوردن اونها ندارم چرا ؟؟. چون آزادم چون هر شیرینی بخوام میتونم بخورم اما من دیگه علاقه به شیرینی ندارم و فقط من هر روز صبح با شیر یه تکه شیریتی از مدل دلخواهم رو میخورم و الان نزدیکه یه هفته هست همسرم خرما و ارده خریده من فقط روز اول سه دونه خوردم و دیگه نخوردم تا اینکه امروز چند عدد با ارده و کنجد و گردو خوردم و تازه خیلی هم میام نشده بود و اینقدر برام سنگین بودن که نتونستم دیگه شام بخورم و هر چقدر مادرم اصرار کرد بیا شام بخور نخوردم و اما چون دیگه برام سرخ کرده بود من یک تکه ماهی کوچیک خوردم و با این کار واقعا فشار شکمی داشتم و گفتم ای کاش نمیخوردم و میدونم همین کار نادرست میتونه من رو چاق کنه ولی پفک خوردن چند شب پشت سر هم من که به اندازه خوردم و اصلا فشار شکمی نداشتم من رو چاق نمیکنه در حالی که همسرم با هر دیدن من در حال پفک خوردن بهم می گفت دوباره چاق مبشی ها نکن ولی نمیدونه به مواد عذایی نباید برچسب زد و نباید اونها رو تفکیک کرد و نباید به اونها قدرت داد و …..ولی عیب نداره برای امشبم که فشار شکمی داشتم بازم بهتر عمل میکنم و اما یادم هست شب اول که همسرم خرما و ارده خریده بود من سه دونه ارده و کنجد و گردو با هم قاطی برای شام خوردم و دیگه صلا نتونستم هیچ چیز بخورم و تا فردا هم انگار اشتها برای ناهار نداشتم اینقدر برام سنگین هستن و من دفعه پیش درست رفتار کردم و به زور عذا وارد جسمم نکردم واقعا میخوام بگم حرص،و ولع من بر ای خوردن هر شیرینی و بیسکوییت و حتی خوردن خرما و ارده و کنجد و گردو که قبلا عاشقشون بودم واقعا تغییر کرده و دیگه مثل قبل نمیتونم بخورم و اتفاقا چند ساعت قبل موقع خوردن خرما داشتم به همسرم همین تغییرات رو میگفتم که یادم قبلا چطور رفتار میکردم و الان چطور م و اتفاقا بهش گفتم همش به خاطر محدود کردن دوران رژیم بود که از من اون رفتارها سر میزد و الان این رفتارهای قشنگم به خاطر آزادی در این مسیر هست .
پس این چاقی من که الان با من هست قرار نیست برای همیشه با من باشه و من یه جایی اون رو رها میکنم و اون قابل رها شدن هست و قابل تغییر کردن هست من به خودم میگم چاقی مثل لباسی هست که قبلا خریدم و به تنم کردم و دیدم انگار مدلش و رنگش به من نمیاد پس رهاش میکنم و یا لباسم رو تغییر میدم و لباس دلخواهم رو میپوشم که تناسب اندام هست و قرار نیست من تا اخر عمر با اون لباس چاقی زندگی کنم من قدرت تغییر دادن لباسم رو دارم .
اصلا من وقتی یاد گذشته ی خودم میفتم که چطور پرخوری میکردم وحشت میکنم و میگم چطور من اینقدرر زیاد میخوردم من اگر همین الان بهم بگن مثل قبل بخور نمیتونم بخورم حالم بد میشه فشار شکمی بسیار شدید بسیار شدید خواهم داشت من الان فک کنم اندازه یه بچه کوچیک غذا میکشم تازه چند لقمه اخرش رو هم اگر بخورم فشار شکمی خواهم داشت و اذیت میشم که فکر کنم این مقدار غدای الان من یک سوم گذشته ی خودم هست حالا اگر بخوام مثل اون موقع ها بخورم فکر کنم از شدت درد شکم گریه کنم و به خودم بپیچم و یا استفراع کنم و من بارها میگم این گذشته ی من بوده ولی حالا دیگه اون رفتارها با من نیست و جدا از من هست پس این رفتار م رو که هنوز بعضی جاها شاید یکم اضافه تر بخورم رو هم به زودی با استمرار بهتر خواهم کرد یا حتی ترس از خوردن در بعضی مواقع خاص رو به مراتب بهتر خواهم کرد اگر با تعهد و اشتیاق همچنان ادامه بدم و تمام این رفتارها ی نادرست من زمین میمونه و دیگه همراه من نخواهند بود چون من آدم دیگه ای میشم و اون رفتارها از من جدا میشن
ولی با تکرار اموزشها ذهن من و شخصیت من که تغییر کنه رفتار و عادتهای من هم تغییر میکنه و در نهایت جسم من هم تغییر خواهد کرد و وقتی من خودم یاد گدشته ی خودم میفتم واقعا از الان خودم لدت میبرم که نمیتونستم سه چهار تا خرما ارده با گردو بیشتر بخورم تازه بدون نون اونم برای شام من نه میان وعده و یا اینکه من تونستم انتخاب کنم از بین کلی مواد خوراکی که من پفک بخورم هر چقدر در اطرافم مواد خوراکی باشه من پس بزنم که برم پفک بخرم تازه چند نفری با هم بخوریم این نشان از قدرت انتخاب من و امیر بودن من بر مواد خوراکی داره که واقعا کم تغییراتی نیستن و من حتی برای یک لحظه نمیتونم مثل گذشته ی خودم عذا بخورم اهان یادم رفت حتی امروز من ناهارم رو دوست داشتم بدون نون بخورم در حالی که نون بود ولی انتخاب کردم خالی بخورم واقعا مسلط تر شدم بر انتخاب مواد عدایی در حالی که قبلا غذای امروزم رو بدون نون محال بود بخورم پس میشه تغییر کرد با دادن ورودی جدید به ذهنم نقشه ی ذهنی من تغییر میکنه و من چه بخوام چه نخوام لاغر خواهم شد اگر در این مسیر استمرار داشته باشم و تعهد داشته باشم خود من هر روز عصر بعد از کلاس انلاین پسرم میام تو سایت و تمرینات رو انجام میدم اما امروز علاوه بر کلاسش جلسه هم داشتیم و واقعا طول کشید و بعدم برای انجام کاری بیرون رفتم و خلاصه عصر نشد انجام بدم ولی حالا که ساعت دوازده شب هست با اشتیاق دارم فایل گوش میدم و مینوسم چون هدفم برام مهم هست چون انگیزه دارم چون اشتیاق دارم چون تعهد دارم و من اگر همینطور ادامه بدم به زودی رفتارها و باورهای بهتری خواهم داشت و جسم بهتری هم خواهم داشت پس من باید اول تغییر کنم و قدم بردارم برای خودم تا جسم من هم تغییر بکته و من اگر چاقی رو نمیخوام و یا این چند کیلو اصافه رو نمیخوام باید خودم عوض بشم تا جسم من عوض بشه پس من تعییر میکنم تا چه بخوام چه نخوام من لاعر بشم و من فکر کنم یک حلب و نصفی روغن با خودم هست شایدم بیشتر یا کمتر نمیدونم ولی به زودی اون رو زمین میزارم و دیگه با من همراه نیستن پس من با وجود بودن چند کیلو چاقی در جسمم ولی به راهم ادامه میدم تا موفق بشم من اینقدر کار میکنم تا حلبهای روغن از من جدا بشه و این خیلی لدت بخش هست برای خودم چون عاشق تغییر کردن هستم
نشان های دریافت شده
سلام باید گذشته رو رها کرد
رهایی خیلی شیرینه اینک از گذشته رها بشی و در لحظه حال باشی قشنگترین حس دنیاست ۰
گذشته رو رها کن فریبا
اگه سیندرلا برمیگشت کفششو برداره هیچ وقت یک پرنسس نمیشد برنگرد ب دیروز ب گذشته
در لحظه حال باش
یک فریبای جدید بساز فریبایی ک قویه و حرف دیگران گوش نمیده اهمیت نمیده
برای لاغریش تلاش میکنه
برای حس خوبش تلاش میکنه
من میخوام ب الماس درونم دست پیدا کنم
خدایا در این روز عزیز از تو میخوام سال دیگه این موقع موفقتر بشم کمکم کن خدا
خدایا تو برای من کافی هستی من تو رو میخوام میخوام ته این راه ب تو برسم
ب لاغری برسم
ب حس خوب
میخوام زندگی کنم
نشان های دریافت شده
سلام
تغییر کردن ب نطر خود من همون جهاد هستش اینک قبول کنی ک باید تغییر کنی و بخوای و وارد عمل بشی و بعدش در مسیر بمونی و عمل کنی
من خودم با تموم وجودم تغییر کردن دعوت میکنم ب وجود خودم
من میخوام ک دیگه از جنگ با خودم دس بردارم میخوام با خودم دوس باشم و این چاقی یک مهمان ناخوانده ای هستش ک قراره بره چرا ب خاطر این مهمان ناخوانده با خودم قهر باشم با خودم جنگ کنم
من داشتم جارو میکشیدم کیسه جارو خالی کردم شستم وخشک شد بعد انداختمش
و ب خودم گفتم فریبا جانم ببین ذهن توهم مثل این جارو هستش باید خالی شه از افکار از باورهایی ک تا الان ساختی باید آشغالهای مغزتو خالی کنی در عین حال ورودی ها ی بد رو کم کنی تا مخزن پر نشه از بدی هاتا بتونی ب اون رسالت خودت ب ارزوی خودت ب فابریک بودن خودت برسی
باید قبول کنیم ک خودمون باعث چاقی باعث بیماری فقر و هزاران جیزدیگه شدیم خودمون
من جارو خای کردم شستمش و خشک کردم بعد استفاده کردم اقا زمان برد زمان
حالا باید افکار خودمو تغییر بدم با چی
با بودن در مسیر با ورودی های تمیز
که چی بشه اونقدر ک مثل یک اسب ک رام میشه و سواری میده ذهن
منم سواری بده رام بشه
ذهنم مثل یه مخزن بدونیم ک توش با افکار و باور های چاقی پر شده هر چقدر ک ورودی من لاغری باشه اون چاقی از اونور دفع میشه و در اخر میبینی اون مخزن پراز افکار لاغریه و میبینی ک ذهن رام شده و جسمم نشون میده تغییرو
بیایمم فرصت بدیم برای تغییر کردن عجله نکنیم
فرصت بدیم ب خودمون حداقل یکسال چرا عجله داریم بابا دیگران حرف خواهن زد خوب باشی میگن دیوانس بد باشی میگن خبیسه
الانم چاق باشی میگن چاقی لاغر باشی میگن مردنیه
ول کنیم دیگران رو
دیگران همیشه حرف دارن برای ایراد گرفتن
ب خاطر خودمون
مادر خودمون بشیم و ناز خودمون بکشیم تربیت کنیم خودمون و فرصت رشد بدیم
برای دیدن رنگین کمان باید صبر کنی
ومن خوشحالم ک اخر این صبر شیرین لاغریه
ممنون استاد عزیز برای فایل زیبا و پراز انرژی
نشان های دریافت شده
سلام🙂
فایل شما رو که گوش میدادم یاد این جمله کتاب چهار اثر افتادم
هیچ کسی نمیتواند تو رو از چیزی محروم کند جز خودت،و؟هیچ کسی نمیتواند تو رو به چیزی برساند جز خودت…
و این جمله دقیقا معنی این کلمه عدالت خدا است
پس چطور اینهمه ادم در کل دنیا هستن که از شرایطشون راضی نیستن چه جسمی چه روحی چه مالی چه سلامتی چه روابط ….
چون هنوز به این اگاهی نرسیدن که همه چی دست خودشونه …همه شرایطی که در حال حاضر دارن نتیجه نقشه ذهنیشونه
حالا نقشه ذهنی چیه و چطور ساخته شده؟؟؟؟
حاصل دادن آگاهی به ذهن به طور پیوسته و مداوم
وقتی داشتین درباره علاقه آدمها به اخبار و دنبال کردن موضوعات مربوط به اقتصاد ضعیف و جنگ و نوسانات بازار…. صحبت میکردین با خودم میگفتم همه ما همواره داریم آگاهی کسب میکنیم و با همین آگاهیها ذهنمون رو تربیت میکنیم و به قول شما نقشه ذهنی ترسیم میکنیم….
ولی اکثرا هوشیار نیستیم که داریم با چه مطالبی ذهنمون رو پر میکنیم چون اصلا نمیدونیم همین مطالبی که هر روز داریم بهشون توجه میکنیم قراره آینده زندگی ما رو بسازن..اینم به این دلیله که بین دادن هر اطلاعاتی به ذهن و اتفاق افتادن شرایط مشابه اون اطلاعات و تجربه ما..یه فاصله زمانی وجود داره ..و همین فاصله زمانی باعث میشه ما اون اتفاق رو از بد شانش و اقبال یا قسمت و تقدیر و سرنوشتمون بدونیم و نتونیم اونا رو به هم ربط بدیم…
در چاقی هم همین اتفاق افتاده و ما از سالها قبل دلایل چاقی و خلاصه حرفهای مربوط به چاقی و چاق شدن رو شنیدیم و دیدیم حالا از اطرافیان از رسانه ها از پزشکان ….و متخصصین تغذیه و در اون زمان ما اصلا چاق نبودیم ولی با این آگاهیها داشتیم نقشه ذهنی چاقی رو ترسیم میکردیم خیلی خیلی آروم و تدریجی و ناخودآگاهانه….
بعد از مدتی که این نقشه ترسیم شد و واضح و پر رنگ شد ما آروم آروم شروع کردیم به انجام رفتارها یی که ما رو چاق میکردن
از یه زمانی که نگران چاقتر شدن شدیم تصمیم گرفتیم با رژیم گرفتن یا ورزش کردن یا کم خوردن یا حذف شیرینیها و کربوهیدراتها جلوی چاقتر شدن رو بگیریم
چون باز هم بر اساس اطلاعات قبلی غذاها رو عامل چاق شدن میدونستیم خوردن رو علت چاقی میدونستیم یا سوخت و ساز پایین رو علت میدونستیم پس میخواستیم در جهت مخالف اون اطلاعات عمل کنیم تا لاغر بشیم در حالیکه در تمام اون روشها نقشه ذهنی که تغییری نکرده بوده و انفاقا چون اون نقشه به قوت خودش باقی بوده و احتمالا با توجه ما به چاقی پررنگتر هم شده بوده یا از تلاشمون نتیجه لازم و کافی رو نمیگرفتیم یا نتیجه ما موقت بوده و دوباره به همون وزن برمیگشتیم شایدم بیشتر
بعد از تمام این سختیها و تلاشهای بی نتیجه با لاغری با ذهن آشنا شدیم و کم کم درک کردیم که اصلا سرچشمه کجاست ؟ و علت این چاقی و چاقتر شدن چیه….
و حالا میدونیم که با دادن آگاهی صحیح و تکرار هر روزه اون میتونیم نقشه ذهنی لاغری رو ترسیم کنیم
اینکه این مسیر هیچ سختی و رنجی از نظر جسمی نداره و هیچ محدودیت و رژیمی نداره و نیاز به هیچ نوع ورزشی نیست فقط فایل گوش دادن و تمرین نوشتن هست باعث شده آسونترین راه برای لاغری باشه
ولی یه سختی خیلی بزرگ داره اونم اینه که در شروع و حین حرکت در این مسیر و ترسیم نقشه ذهنی لاغری این جسم چاق ما همراه ما است و سرعت تغییرش به قدری کند هست که اون نیاز ما به سریع لاغر شدن رو به هیچ وجه ارضا نمیکنه یعنی در عین چاقی و چاق بودن و نافرمی و مشکلات چاقی و حرف و حدیثها باید فایلهات رو گوش کنی و باور کنی که با همین آگاهی دادنها ست که لاغر میشی…و چون هیچ کدوم از کارهای فیزیکی روشهای قبلی رو نمیکنی باور کردنش هم سخته که با همین کارهای ساده روزانه میشه لاغر شد و لاغر موند…
در صورتیکه برای چاق شدن هم تو تلاش خاصی نکردی رژیم خوردن نگرفتی ورزش نکردی برای اینکه گشنه ات بشه و بیشتر بخوری …ولی چاق و چاقتر شدی
پس اینکه شما میگین لاغری همون چاقی هست که باید تغییر کنه…همینه…
تنها تفاوتش اینه که شما در روند ترسیم نقشه ذهنی اطلاعات رو نا آگاهانه وارد ذهنت کردی ولی در این روش آگاهانه باید خودت زمان بذاری و قسمتی از تایم روزانه ات رو اختصاص بری به آموزشهای این سایت و اینه اش کمی سخته
چون عادتهای روزانه ات رو باید تغییر بدی تا برای لاغری با ذهن زمان خالی بشه و این ترک عادتهای قبلی سخته چون باور اصلی و ریشه ای ما اینه
که ما نمیخوایم تغییر کنیم ولی میخوایم همه چی گل و بلبل بشه …
خوب آدم عاقل….اگه قرار بود با ادامه روند های قبلی و عادتهای روزانه قبلی شما موفق و لاغر و ثروتمند بشی که تا حالا شده بودی؟؟؟؟؟!!!!!
پس روال قبلی جواب نمیده و باید عادتهای قبلی تغییر کنه و تنها خودت هستی که باید اقدام کنی.
و خودت رو و عادتهات و آموزشها و آگاهیهات رو تغییر بدی..و این سخته وبرای همینه که بهش میگن ارتش یک نفره….
تو به تنهایی باید ذهنیت و عادتها و شخصیت قبلیت رو تغییر بدی هیچ کسی نیست هیچ یار و همراهی نیست و اتفاقا اگه بگی به بقیه مسخره ات میکنن و قدرت و توانت رو ضعیف میکنن
ولی بعدها که ادامه دادی و نتیجه گرفتی میان ازت میپرسن چه کردی…🙂
پس ادامه بده که خوب داری پیش میری💪
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت خدای مهربانم استاد عزیز و دوستان پر انگیزه در گروه تناسب فکری.جسم ما در هر لحظه تغییر می کنه ولی چون خیلی کند هست ما نمی بینیم ما تغییرات گوناگونی در زندگی روزمره می بینیم مثل تغییر از یک حالت آرامش به عصبانیتتغییر از سلامتی به بیماری تغییر از تناسب اندام به چاقیتغییر از چاقی به تناسب اندام.و باید گفت که تغییر با مقاومت مغز مواجه می شود چون مغز دوس ت داره به کارهای تکرار روزمره بپردازد و هیچ علاقه ای به تغییر ندارد.برای رسیدن به هر آرزویی باید تغییر را در زندگی ایجاد کرد یا فرمول وجود داره :اینکه ما به تغییر علاقه ای نداریم پس نتیجه اش می شود عدم پیشرفت .حالا چی کار کنیم برای تغییر:۱ باید احساس خوبی داشت.۲ باید اشتیاق و انگیزه داشت.۳ باید شرایط جدید را تجربه کرد.۴ باید نگاه خودمان را اصلاح کنیم.باید گذشته را رها کنیم تا آینده ای متفاوت داشته باشیم .گذشته حاص رفتارها و افکار ماست که از قبل تعیین کردیم. تغییر حاصل انتظار من از زندگی هست. من شرایطم دارد کم کم تغییر می کند چون من خواستم که این تغییر ایجاد شود .چاقی همیشه مثل واگن های قطار هر جا بریمهمراه ماست و این خیلی رنج آور هست حالا با بودن این رنج اگر اشتیاق و انگیزه برای تغییر و تناسب اندام در ما شکل بگیرد فوق العاده می شود و شرکت در دوره ما در اشتیاق و انگیزه کافی و مدامقرار می دهد . اینجوری دیگهرنج چاقی کمتر و کاملا فراموش می شود.شرکت در دوره ما را از عملکرد ذهن آگاه می کند و ما را بیشتر امیدوارتر و پر انگیزه تر می کند.در رابطه با نقشه ذهنی باید بگم که حرص و ولع برای خوردن در چاقی یک نقشه از پیش تعیین شده است ولی در تناسب اندام این نقشه با شرکت در دوره عوض می شود و دیگه از حرص و ولع خبری نیست. ممنونم استاد ممنونم احساس می کنم خیلی به خداوند نزدیک شدم از خدای مهربانم می خواهم همیشه شما را سربلند کند.تا به اوج برسید.
نشان های دریافت شده
سلام
من خودم از اون دسته افرادی هستم که میل به تغییر در من خیلی زیاد هست و از تغییر لذت میبرم چونکه احساس میکنم از یکنواختی میام بیرون و شرایط جدید و دنیای جدید رو تجربه میکنم و حس قوی بودن بهم دست میده .
الان تو خونمون بیشتر ازهمه خودم از گوشی سر در میارم و بیشتر مشکلاتی که بهش برمیخورم رو خودم حل میکنم .
یا قبلن حاضر بودم با هرکسی دوست باشم الان میگم کسی که نتونه باعث رشد من بشه لزومی نداره باهاش ارتباط پیدا کنم .
یا قبلن خیلی گوشه گیر بودم اعتمادبه نفسم پایین بود خدا رو شکر خیلی تغییر کردم و به خودم عشق می ورزم.
قبلن یه کسی یه حرفی میزد که دوست نداشتم سریع واکنش نشون میدادم الانا خیلی کمتر شده.
شده من با دوستم چندین مسافرت بدون خانواده برم .
قبلنا همش هر موضوعی رو وارد ذهنم میکردم اما الانا نه .
قبلنا عاشق فیلم وسریال ایرانی بودم اماهمشو وقتی فهمیدم ذهنمو برنامه ریزی میکنه گذاشتمش کنار.
قبلنا به مسله چشم زخم و… اعتقاد داشتم و همش مواظب آدم های اطرافم بودم وازشون میترسیدم ولی الان به لطف آموزشهای استاد عزیزم دیگه نمی ترسم و وایمانم بیشتر شد.
قبلنا آدم های اطرافم رو در زندگیم به خاطر بعضی موقعیتها در ذهنم بزرگ میکردم ولی الانا نه . و هزاران موضوع دیگه.
پس الان هم تغییر جسمم از چاقی به لاغری رو تو ذهنم استقبال میکنم و آموزشها رو با عشق دنبال میکنم تا به یکی دیگه از تغییرات زندگیم یعنی متناسب شدن برسم .🤗