0

برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری (گام ۱۱۶)

برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری
اندازه متن

🌍 تصور کن ذهنت مثل یک زمین بکره که هر روز با دونه‌های کوچیک اطلاعات کاشته می‌شه.

این دونه‌ها از چیزایی میان که می‌شنوی، می‌بینی یا حتی بی‌دلیل باورشون می‌کنی…

اگه این اطلاعات تکرار بشن، کم‌کم توی ذهن ریشه می‌زنن و تبدیل می‌شن به تصویر ذهنی. 🧠✨

🔑 حالا این تصویر ذهنی همونه که بعداً زندگی‌تو شکل می‌ده؛ از وزن و ظاهر گرفته تا رابطه‌ت با غذا!

پس برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری یعنی از همین امروز مراقب باشی چه تصویری از خودت توی ذهنت می‌کاری 🌱 چون قراره همون تصویر، واقعیتت رو بسازه!

✨ قدم اول: ذهن تو مثل خاک حاصلخیزه

تا حالا بهش فکر کردی که چطور ذهن ما، هر روز داره خوراک فکری دریافت می‌کنه؟

برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری

از همون لحظه‌ای که بیدار می‌شی تا وقتی چشمت رو می‌ذاری، صدها تصویر، صدا، جمله و تجربه وارد ذهنت می‌شن.

همه این‌ها مثل «بذر آگاهی» هستن 🌾 که اگه مدام تکرار بشن، توی زمین ذهن کاشته می‌شن و کم‌کم تبدیل می‌شن به باورهایی که زندگیت رو شکل می‌دن.

برای مثال، فرض کن از کودکی شنیدی:

این‌ها توی ذهن تو می‌مونن و حتی اگه یادت نباشه از کِی شنیدی‌شون، اثرشون مثل یک نقشه مخفی داره مسیر زندگی تو رو مشخص می‌کنه.

یعنی ناخودآگاهت طبق اون باورها عمل می‌کنه؛ چون فکر می‌کنه این‌ها واقعیته.

ذهن ما دقیقاً مثل یه زمین کشاورزیه! 🪴 اگه هر روز روش بذر ترس، شک، و محدودیت بپاشی، چیزی جز ناامیدی و درجا زدن برداشت نمی‌کنی.

اما… اگر شروع کنی به برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری، داستان عوض می‌شه ✨

تو می‌تونی انتخاب کنی که بذرهای تازه‌ای بکاری:

  • “من می‌تونم متناسب باشم چون ذهنم توانمند و قابل انعطافه”
  • “من از غذا خوردن لذت می‌برم و بازم لاغر می‌مونم”
  • “من شایسته‌ام که بدن دلخواهم رو داشته باشم” 💖
برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری

🎯 قدم دوم: تصویر ذهنی، خالق سبک زندگی توئه

تا حالا شده فکر کنی چرا بعضی آدما انگار به راحتی و بدون سختی لاغر می‌مونن، اما بعضی‌ها با کلی تلاش و رژیم و ورزش، باز هم بعد از مدتی به وزن قبلی برمی‌گردن؟ 🤔

یکی از مهم‌ترین دلایلش دقیقاً مربوط به تصویر ذهنیه که از خودمون داریم. 🧠✨

همه ما یه «تصویر غالب» در ذهن‌مون داریم؛ تصویری که توش نه فقط شکل بدنمون، بلکه حس ما نسبت به خودمون، نوع رفتارمون با غذا و حتی میزان باورمون به توانایی لاغر شدن وجود داره.

مثلاً اگه تو ذهن‌مون خودمون رو همیشه یه آدم چاق، پرخور یا کسی که بارها تو رژیم شکست خورده ببینیم، ناخودآگاه رفتارهای ما طوری شکل می‌گیرن که این تصویر رو تأیید کنن.

اما خبر خوب اینه که با برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری می‌تونیم این تصویر رو تغییر بدیم و از نو بسازیم. 🌱💪

یعنی با تکرار تصویرهای تازه و مثبت از خودمون؛ تصویری که توش بدنی متناسب، سالم و شاداب داریم، بدون فشار و اجبار، بلکه با آرامش و لذت. 🎯💖

برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری

🔄 قدم سوم: اطلاعات ذخیره‌شده رو بازنویسی کن!

ذهن ما مثل یه آرشیو بزرگ و نامحدوده 📚؛ هر چی شنیدیم، دیدیم یا تجربه کردیم، یه جایی توی ذهنمون ذخیره شده.

از حرف‌های پدر و مادر توی کودکی گرفته تا شکست‌های پی‌در‌پی توی رژیم گرفتن یا ورزش کردن، همه این‌ها تبدیل شدن به فایل‌های ذهنی 📂 که حتی ممکنه خودمون هم خبر نداشته باشیم دارن رفتارهامون رو کنترل می‌کنن.

مثلاً اگه تو ناخودآگاهت ثبت شده که «من استعداد چاقی دارم» یا «برای لاغر شدن باید سختی بکشی و عذاب تحمل کنی» 🥲،

هر وقت تصمیم بگیری مسیر جدیدی رو شروع کنی، این فایل‌های قدیمی فعال می‌شن و جلوتو می‌گیرن، مثل یه دیوار نامرئی بین تو و هدفت. 🚧

اما خبر خوب و امیدبخش اینه که ذهن ما فوق‌العاده انعطاف‌پذیره و می‌شه این فایل‌ها رو بازنویسی کرد.

تو می‌تونی با برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری، بهش اطلاعات جدید و باورهای تازه‌ای بدی که تصویر ذهنی‌ات رو قوی‌تر و مثبت‌تر کنه. 💡✨

📖 تحقیق معتبر درباره قدرت تصویرسازی ذهنی 🎓

مطالعه‌ای علمی درباره برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری از دانشگاه پلی‌موث (۲۰۲۱) نشان داد افرادی که از تکنیک لاغری با قدرت ذهن استفاده کردند، در ۶ ماه حدود ۵ برابر بیشتر وزن کم کردند نسبت به کسانی که فقط مشاوره صحبت درمانی دریافت کرده بودند.

میزان کاهش وزن گروه استفاده کننده از برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری حدود ۴.۱۱  کیلوگرم در ۶ ماه و ۶.۴۴ کیلوگرم در ۱۲ ماه بود.

در حالی که گروهی که فقط مشاوره تغذیه ای برای لاغری دریافت کرده بودند تنها ۰.۷۴ کیلوگرم در ۶ ماه و ۰.۶۷ کیلوگرم در ۱۲ ماه کاهش وزن داشتند.

یعنی یادگیری برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری و تمرکز بر تصویر ذهنی و همچنین تجسم انگیزشی، حتی بدون دیدگاه رژیم خاص، تأثیر چشمگیری در کاهش وزن و ثبات آن دارد.

برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری

🧘‍♀️ قدم چهارم: تصویر متناسب بساز و بهش توجه کن

ساختن تصویر ذهنی متناسب اصلاً یه کار فانتزی یا خیال‌بافی نیست؛ این یه مهارته واقعیه که باید مثل هر مهارت دیگه‌ای یادش بگیری و تمرینش کنی 🎯✨

باید یاد بگیری خودتو توی بدنی ببینی که عاشقشی!

خودتو تصور کن که جلوی آینه ایستادی با لباسی که همیشه آرزوش رو داشتی 👗، احساس سبکی و رهایی می‌کنی، بدون اینکه نگران کالری یا عدد روی ترازو باشی ⚖️.

اما فقط تصویرسازی ذهنی به‌تنهایی کافی نیست.

اون تصویر نیاز داره که هر روز تغذیه بشه؛ نه با غذا، بلکه با توجه 🍀

  • بهش فکر کنی 🤔
  • درباره‌ش حرف بزنی 🗣️
  • براش بنویسی 📝
  • و از همه مهم‌تر، اون حس رو درونت زنده نگه‌داری ❤️

این یعنی چی؟ یعنی تو با برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری، نه‌تنها یه تصویر ذهنی جدید می‌سازی، بلکه یاد می‌گیری چطور تقویتش کنی تا به واقعیت زندگی‌ت تبدیل بشه.

💡 قدم پنجم: مغز، نقاش وفادار توئه!

ذهن ما دقیقاً مثل یه نقاش وفاداره 🧠🎨 همیشه منتظره که بهش بگی چی باید بکشه.

سال‌ها بهش گفتی: «من چاقم»

«من هیچ‌وقت موفق نمی‌شم»

«لاغری سخته»

و اون هم با دقت و تعهد همونا رو برات طراحی کرده! 🖌️😔

اما خبر خوب اینه که الان وقتشه سفارش جدید بدی!

یه تصویر تازه بسازی:

جایی که تو آزادانه غذا می‌خوری 🍽️

احساس سبکی و انرژی داری ⚡

لباس‌های دلخواهتو با لبخند می‌پوشی 👗

و توی آینه، خودتو با عشق نگاه می‌کنی 💖

با برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری، این تصویر جدید رو می‌سازی و مثل یه بذر، با توجه و احساس خوب بهش آب می‌دی 🌱💧

هر بار که با لذت و باور بهش فکر می‌کنی، مغز شروع می‌کنه به ساختن همون واقعیت!

کم‌کم می‌بینی که:

  • انتخاب‌هات عوض شدن 🍏
  • انگیزه‌ت بیشتر شده 💪
  • بدنت داره تغییر می‌کنه 🧘
  • و اعتماد به نفس‌ت داره رشد می‌کنه 🌟

واقعاً برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری فقط درباره وزن کم کردن نیست…

درباره ساختن یه نسخه جدید از خودته.

نسخه‌ای که دیگه درگیر مبارزه با ذهنش نیست، بلکه باهاش هماهنگه، همراهه، رفیقه 🤝🧠💚

برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری

⚠️ نکته طلایی: اشتباه کردن بخشی از مسیر ذهنیه

همه ما اشتباه می‌کنیم…

گاهی یه‌کم بیشتر از حد غذا می‌خوریم 🍕،

گاهی تمرین رو فراموش می‌کنیم 😓،

گاهی ناامید می‌شیم و فکر می‌کنیم این مسیر نتیجه نمی‌ده 💭💔

اما فرق بزرگ بین اشتباه و شکست توی یه چیزه:

شکست یعنی تسلیم شدی. ولی اشتباه یعنی هنوز ادامه می‌دی. 🌱✨

توی روش‌های قبلی، مثلاً رژیم یا ورزش سنگین، معمولاً با یه لغزش همه‌چی رو رها می‌کردی.

یه شیرینی یا یه وعده‌ی اضافه مساوی بود با: “بی‌خیال! من نمی‌تونم.” ❌

اما حالا تو داری از برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری استفاده می‌کنی.

یعنی یاد می‌گیری که اشتباه، بخشی از مسیر یادگیریه؛ نه مانعی برای ادامه دادن، بلکه فرصتی برای شناخت عمیق‌تر خودت. 🤝🧠

تو با هر اشتباه، یه قدم نزدیک‌تر می‌شی:

  • نزدیک‌تر به شناخت الگوهای رفتاری‌ت 🔍
  • نزدیک‌تر به درک احساسات پشت پرخوری 🧁💭
  • نزدیک‌تر به خود واقعی‌ت، با همه‌ی تلاش‌ها و لغزش‌ها 🌸

برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری بهت یاد می‌ده که بلند شدن بعد از زمین خوردن، مهم‌تر از کامل رفتن مسیر بدون لغزشه.

برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری

🚀 جمع‌بندی: آینده‌تو از ذهن شروع کن!

اگه تا امروز همه تمرکزت فقط روی رژیم و ورزش بوده 🏋️‍♀️🥗، حالا وقتشه یه قدم عقب‌تر بیای و نگاه عمیق‌تری بندازی…

به جایی که همه‌چی از اونجا شروع می‌شه: ذهنت 🧠✨

از همین امروز، می‌تونی با یاد گرفتن برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری، قدم توی مسیر تازه‌ای بذاری؛

مسیر ذهنی، مسیریه که شاید آهسته‌تر باشه، ولی عمیق‌تره… و موندگارتر 🌱

تو توی این مسیر یاد می‌گیری:

  • با خودت مهربون باشی 🤗
  • به جای سرزنش، درک کنی 💛
  • تصویر ذهنی جدید و قدرتمندی بسازی 🎯
  • و به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دوست شی 🤝💖

برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری فقط درباره کم کردن وزن نیست؛

یعنی ساختن یک سبک زندگی جدید که توش بدن و ذهن، با هم در آرامش و هماهنگی زندگی می‌کنن 🌈

و خبر خوب اینه که برای شروع این مسیر هیچ‌وقت دیر نیست… ❤️

اگر احساس می‌کنی وقتشه به جای فشار، با عشق لاغر بشی،

و اگر می‌خوای راهی رو شروع کنی که نه تنها وزن کم می‌کنی، بلکه به آرامش ذهنی و خودشناسی هم می‌رسی،

دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.

این دوره نه تنها برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری را در ناخودآگاهت انجام میده بلکه با ایجاد فرمول های ذهنی جدید درباره خودت و شرایط زندگی ات، مثل یه چراغ مسیر تاریکت رو روشن کنه 🕯️

در این دوره بهت ابزار داده میشه، تمرین داده میشه، آگاهی داده میشه…

و از طریق برنامه‌ریزی ذهنی برای لاغری تو رو قدم‌به‌قدم به تناسب اندام ایده‌آلت می‌رسونه ✨🌟

تو لایق زندگی متناسبی هستی که از درون شروع می‌شه…

پس بیا، همین حالا این مسیر رو شروع کن. 🚀💫

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.38 از 55 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30744
28 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۱/۰۳ ۱۲:۵۳
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 55983 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 411 کلمه

      بنام خدا 

      با سلام خدمت استاد و دوستان همراه 

      من این فایل را قبلا گوش دادم بارها هم گوش کردم و با هر بار گوش کردن قوی‌تر شدم چرا چون من گاهی اوقات از جمله این چند روز اخیر نمی‌دانم به خاطر این مراسمات عید بود نمی‌دانم به خاطر شاغلی که با کارم و خریدها و دید بازدیدها اینها ادغام شده و گرنه من تو هر شرایطی بودم ادامه دادم به جرات میگم که لغزش نداشتم افکار منفی را داشتم اما ادامه دادم من تو بخش تغییر زندگی هم مدتی هست که مرتب هستم و بیشتر اوقات حواسم کامل هست که بیشتر همسو باشم با اراده خداوند و این،طور هم بوده و خودم خیلی راضی هستم ولی اما این چند روزه گفتم شاید به خاطر ایام هست با اینکه تو ۱۳ گام هم هستم چرا شدم عین کلاغی سر در گم فایلها را گوش می‌کنم اما نمی نویسم انگار نمیدونم باید چکار کنم اون نظمی که همیشه برای کارهام داشتم دیگه ندارم همیشه گوش دستم هست اما بلا تکلیف منفی بافم هست اما من بهش پرو بال نمیدم با اینکه از خودم راضی نیستم اما ادامه دادم و در بخش تغییر زندگی هم میگم خیلی خوب کار کردم اما تقریبا ماهی یکی دوبار با همسرم دوباره مثل قبل میشم و چند ساعت در اون حالت می مانم در صورتی که همسرم خیلی عادی هستش و اینا اما من انگار دوست دارم مسئله را کش بدم و اذیتش کنم با اینکه خیلی با خودم زمزمه میکنم که مواظب باش اون داره تو را به طبقات پایین می کشه و منفی باف هم همش میگه بازم خراب کردی تو نمیتونی هر چی تلاش کردی خرابش کردی اما اینم هست دوباره به خودم نیرو میدم که اشکال نداره خود استاد روشن هم هنوز اشتباهاتی داره این کار ذهنی زمان میبره باید ادامه بدی باید اشتباه کنی که دفعه بعد اون اشتباه را انجام ندی نباید لغزش کنی ادامه بده هم در تناسب اندام و هم در تغییر زندگی ادامه بده قطعا موفق خواهی شد اما اگر رها کنی وضع از این هم بدتر میشه همین الان هم که دارم مینویسم در این شرایط هستم با همسرم بحث کردم و بهم ریختم که رفتم تو نکات طلایی و این فایل را گوش کردم و بازم قوی‌تر شدم برای برداشتن موانع و می‌دانم که این فقط هدایت خداوند است چون بارها پیش اومده که یکم حالم دگرگون شده و با یه فایل برخورد کردم که انگار برای اون لحظه من ظبت شده بود .

      ممنونم استاد روشن عزیز .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۱/۱۷ ۱۵:۴۳
      مدت عضویت: 1809 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 209 کلمه

      سلام
      در مسیر لاغری با ذهن درک کردم ک تنها در صورتی میتوانم برای همیشه متناسب باشم ک تصاویر ذهنی چاق ذهنم رااصلاح کنم
      تصاویری ک مورد توجه ما قرار میگیرن توسط مغز ما ب واقعیت زندگی من تبدیل میشوند.
      قبلا ک رژیم میگرفتم با هربار تولد با هربار عید ماه رمضان مهمونی رستوران سفر من رژیم ول میکردم و میومدم بعدش عزا میگرفتم ک فلان شد
      همیشه میگفتم تا من میگم رژیمم همش مهمونی میشه
      و همش خودمو سرزنش میکردم
      مثل امروز ک چقدر همزمانی زیبایی اتفاق افتاد و من آمدم سراغ این فایل درست زمانی حالم بد بودبهش احتیاج داشتم
      ولی من باید بدونم ک من چندساله ورودی چاقی داشتم هی تکرارش کردم
      الان فقط چن ماهه تو این مسیرم پس باید ب خودم فرصت بدم خودمو قوی کنم ن اینک خودمو ناامید کنم
      فریبا لاغری چیزی نیس
      هرچیزی ب قیما ارامشت باشه بخدا ارزش نداره انقدر خودتو اذیت نکن
      ول کن ب مسیرت ادامه بده اما رها کن ادامه بده ول کن
      این نیز بگذرد
      از کجا معلوم فردایی باشه زندگیتو کن ب مسیرت ادامه بده
      تا لذت بیشتری ببری ن اینک در عذاب باشی
      سعی کن تو اوج طوفان ارامشتو حفظ کنی
      خدا خودش گفته هر کی ب من ایمان بیاره ترسی و اندوه و غمی براش نیس
      پس نگران نباش
      تو خدا رو داری
      لبخند بزن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۵ ۱۹:۳۶
      مدت عضویت: 2077 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 946 کلمه

      باسلام خدمت دوست عزیز وهم مسیرم.نوشته ی شمارو خوندم  وخواستم همون جور که من هم چندروزه این اتفاق برام افتاده بود براتون تعریف کنم خب ما نباید منتظر  معجزه  باشیم بااینکه درطی مسیر خوب داشتم  پیش میرفتم اما منم دیدم بعدازچندروزکه  حوصله ی فایل گوش دادن ندارم ویا احساس  اندوه وترس  درمن  شکل گرفته بود بنابه دلایلی  من هم لاغرداشتم میشدم تغییرات رو متوجه می شدم اماباهرلقمه ای که می‌خوردم خودمو سرزنش میکردم نکنه چاق بشم و..‌. دوباره نشستم فایل گوش دادم فایل دوم مبانی لاغری رو مرورکردم  قصه لاغری تو ذهنم مبهم شده بود کلی فکرمیکردم مینوشتم بعد به خودم گفتم مگه نه مقصرخودمم توچال شدنم بعد نشستم دوباره اینکه چطور چاق شدم رو مرورکردم  بعد متوجه شدم که ترس از خوردن دارم درهراندازه ای بعد یکهو با نوشتن عادتهام درگذشته پی بردم که مقصرخودمم بودم ومن فقط تکرار شون کردم بعدفکرکردم چرا انگیزه  ندارم به اتفاق هایی که درطی یک هفته باعث شده بود حالم بدبشه روتو ذهنم مرورکردم اتفاق های بیرون ازخودم  و متوجه شدم که دارم خودم مسیر رواشتباه  میرم اومدم توی دفترم برای خودم یه نقاشی کشیدم یه جاده رونقاشی کردم نوشتم لاغری درمسیر زندگی نمی‌دونم چرا به این فکر افتادم تو جاده یه مانع کشیدم یه ذره بلندبودازاین مانعایی که تو راه ماشینا هست وقتی ازش ردمیشی  یه تکونی میخوره بعداز اون یه تونل کشیدم برای خودم و موانع ریز مثل سنگ ریزه .بعدفکرکردم بهش که مسیرزندگی من اگه مسیرلاغری باشه اینطور میشه گفت که مسیر  معینه نتیجه ی همه ی آدمها از سفر یک سانه  همه از سفر نتیجه میگیرن مقصد رو دریافت  لاغری مسیرثابتی هست که همه ی ما نتیجه مون لاغریه مسیرلاغری باذهن مسیری هست که کاملا مشخص و واضحه درطی مسیر چون مسیرها ی دیگه هم هست نتیجه رویا بدست میا ریم  یا ازدست می‌دیم دقیقا مثل سفر سفر نتیجش مقصده اما اگه به مقصد نمیرسن  یک عده دلیل بر این  نیست که وجود نداره مسیرهایی هستن که وعده ی رسیدن به موقع میدن  و عجله کردن برای رسیدن به مقصد باعث میشه از مسیر عقب بیفتیم دوست عزیزوهم مسیرم من این حرفارو اول به خودم گفتم بعدش نشستم فکرکردم که لاغری با ذهن مسیر مشخص نتیجه مشخصه همه چیز مشخص من اگه می‌خوام لاغربشم می‌خوام که لاغربمونم خودم ازاین با اضافه راحت میشم لاغربشم خودم سالم میشم ولاغربشم میتونم زندگی کنم اون شکلی که همیشه ارزوشو داشتم  من تازه بعداز دوسال دارم  درک میکنم چون تازه دارم تمرین میکنم.یه زمانی تو بچگی شروع کردم به درس خوندن دیکته تمرین کردن تو کلاس اول ابتدایی همیشه املا که میشد من نقاشی می‌کشیدم عکس یه دختریا گل هرچیزی به جز املا نمینوشتم و معلم اونو ازمن نمی پذیرفت من تو خونه با مادرم تمرین میکردم آماتوری املا نوشتن سرکلاس برعکس نمی‌دونم هم چرااینکارو میکردم بعداز یه مدتی وقتی حروف روبه صورت نقاشی تصور میکردم شروع کردم به تمرین کردن و تمرین کردن و ادامه دادن بهش تابالاخره منم اولین بار نوزده شدم توی املا وخیلی خوشحال شدم وبر ای همیشه تکرارکردم  وهمونطور ادامه دادم به نوشتن وتابه الان خب توی مدرسه ما درس خوندیم شنیدیم دیدیم  وعمل کردیم وبعد شروع به نوشتن کردیم حالا هم وارد مدرسه ی لاغری شدیم میشنویم می بینیم وعمل میکنیم و باتکرارکردن درمسیرقرارمیگیریم  وماسواد لاغری رویادمیگیریم الان نوشتن جز یی ازوجودهمه ی ماشده چراکه تمرین میکنیم  وتکرارخب ومدام درطول روزداریم انجامش میدیم لاغری هم باتکرارکردن خودمون جزیی ازوجودمامیشه پس نترس ودرگیرحاشیه هانشو من بعدازکشیدن اون تونل وچراغ های روشن جاده ی لاغری و رسیدن به مقصد وفکرتجربه کردن لذتش به این   فکرکردم که خب من کجای زندگیمم الان و درحال حاضر به یک آن شروع کردم به کشیدن یک جاده و مسیرهایی موازی با خطوط ناموزون اونها رو به هم وصل کردم مثل یک کلاف سردرگم دیدی وقتی یه کاموا گره تو گره میشه و نمیشه بازش کنی چقدر رو اعصابته دقیقا منم همین حسو داشتم به خودم گفتم این همه مدت من داشتم غرق میشدم تومسیر حواشی مثل یک مسیری که به دره منتهی میشه همه ی ما دوست داریم لاغر بشیم امامسیرمونو براساس حواشی انتخاب میکنیم می‌خوایم لاغربشم که زودبه نتیجه برسیم به خاطر آدمها و….و…ولی هیچ‌کس جز خودمون بهمون کمک نمیکنه لاغری انقدر باید تکراربشه تادر وجودمون مثل پلک زدن ونفس کشیدن باشه ما برای پلک زدن نگران نمی‌شیم چون طبیعیه نمی‌ترسیم که از دستش بدیم لاغری هم وقتی به این حد طبیعی بشه دیگه نگران نمی‌شیم مثل سوادداشتن سواد خوندن ونوشتن  خب پس تازمانی که زنده هستیم میتونیم لاغربشیم من درطی زندگی انتخاب هایی کردم که خودم میدونستم نتیجه ای برام نداره امادنباله روش بودم .واین به خودم بستگی داره که انتخاب کنم چاق زندگی کنم یالاغر زندگی  کنم اینکه کدوم رویه روانتخاب کنی به خودت بستگی داره دوست گلم بازم تکرار کن  منم داشتم دلسرد میشدم  اما به این فکرکردم که قرار نیست تااخر اینجوری بمونم و حاشیه هاو اطلاعات بیرونی همینا باعث میشه که ماازمسیر دوربمونیم فکرکردن  به اطرافیان مشکلات خانواده فلانی و…..توی ذهن که جمع بشن حتی فیلم و سریال باعث میشن ذهنت پر بشه و وقتی میخوای ازذهنت برای لاغری استفاده کنی چون پرشدی از اطلاعات دیگه باعث میشه از مسیرت وتمرکز کردن براون دست بکشی چون اون افکار بهت فشار میارن لاغری یک جوانه ی درحال رشد کردنه که اگر بهش بی توجه باشیم خودمون باعث میشیم که از دستش بدیم  میدونی ما باحاشیه ها بزرگ شدیم خیلی از باورهای غلط که الان رایج  هستن و همون باورهامون شدن که باعث مشکل شدن لاغری ویا موانع لاغری محسوب میشن که بهمون درزندگی به عنوان اصل یاددادن پس فقط تکرار کنیم و ادامه بدیم که باورها مونو ریشه یابی کنیم پس خوبه که تکرارکنیم و ادامه بدیم  .ویک فایل هست به اسم اگر چاقتر شدید خوشحال باشید توی نکات طلایی که استاد توضیح میدن .ویک فایل دیگه که هرچقدر چاقی هیچ چیز نیست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار kouroshzamany95@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۱ ۱۹:۱۱
      مدت عضویت: 1763 روز
      امتیاز کاربر: 2050 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز 

      من و خواهرم هردو این مسیر رو شروع کردیم حتی من چندروز زودتر شروع کردم اما من چاقتر شدم و اون خیلی لاغر شده وقتی اون و میبینم گاهی مشتاق میشم ولی گاهی افکار بد میاد توی ذهنم که پس من چی 

      چرا من اینطور نشدم و کجای کار من اشتباهه و رفتارامون و میسنجم 

      اون دیگه غذا نمیخوره میگه با یکی دولقمه سیر میشه ولی من نه 

      همش برام این سوال پیش میاد که چرا 

      ایا رفتار اون درسته یا رفتار من ؟

      واینا حال من و بد میکنه در حدی که باعث میشه چندروز فایل گوش ندم و یا گوش میدم ولی وقتی گوش میدم احساس سردرگمی میکنم و سردرد میگیرم حتی 

      ولی هیچوقت به این فکر نمیکنم که این مسیر اشتباهه 

      و انقدر مطمینم که باید ازین مسیر نتیجه بگیرم که دیگه حرفای دیگران که روش لاغری معرفی میکنند ذره ای ارزش برام نداره 

      و پیش خودم میگم بالاخره میتونم انقدر ادامه میدم تا یاد بگیرم و از دیروز شروع کردم علاوه برفایلهای روز که باید ببینم از فایلهای گذشته هم مرور میکنم  

      به امید موفقیت 

      راه درست همینه و اشکال زمین خوردن من هست پس بازم بلند میشم و ادامه میدم لنگان لنگان یا شکسته شکسته اما ادامه میدم و ادامه میدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۶ ۱۸:۵۷
      مدت عضویت: 1956 روز
      امتیاز کاربر: 4430 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,084 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 💖💖💖

      مهم نیست اگر اشتباه میکنید .🌹🌹

      همه ما زیاد شنیدیم که تا چیزی رو با چشمت ندیدی باور نکن ، یا مثلاً شنیدن کی بود مانند دیدن من این جمله رو زیاد شنیدم ولی اصلا بهش فکر نکرده بودم و یا خیلی ساده از کنارش رد شدم این جمله یعنی تا چیزی رو با چشم خودت ندیدی و یا خودت تجربه نکردی قبول و باورش نکن در حالی که بیشتر ما هر چیزی رو که میشنویم خیلی راحت و بدون فکر قبول و باور میکنیم و این موضوع در مورد چاقی و لاغری هم خیلی صدق میکنه ما در طول زندگی مدام در حال دریافت اطلاعات و آگاهی از دنیای اطراف مون هستیم و این آگاهی ها از طریق شنیدن 👂، دیدن 👁️و خواندن وارد ذهن مون میشه و به عنوان اطلاعات در مغز مون ذخیره میشه و ما این اطلاعات رو بارها و بارها در ذهن مون مرور و بهشون فکر می‌کنیم و مرور اونا در ذهن مون باعث ایجاد تصویر ذهنی میشه و به عقیده و باور و نگرش ما تبدیل میشه و ما بر اساس عقیده و باور و نگرشی که داریم زندگی مونو خلق و تجربه میکنیم . مثلاً ما افراد چاق زیاد شنیدیم که چاقی مون ارثی و ژنتیکیه ولی هیچ وقت به خودمون زحمتی ندادیم که یک تحقیق کنیم ببینیم واقعا چاقی ارثی و ژنتیکی یا نه؟ و خیلی راحت و با جان و دل ارثی بودن چاقی مونو پذیرفتیم و اکثر افراد چاق اولین دلیل چاقی و اضافه وزن شون ارثی بودن چاقی شونه و یا همه ما افراد چاق قبول و باور داریم که لاغری امری سخت و طاقت فرسا ست ولی چاق شدن خیلی راحت و آسونه .و تقریباً همه افراد چاق این موضوع رو قبول دارند که ما اگر خودمونم بکشیم و کلی ورزش کنیم و رژیم های سخت بگیریم حتی اگر مقداری از سایز و وزن مون کم بشه اون لاغری بدست اومده ثابت و ماندگار نیست ولی برگشت چاقی و اضافه وزن مون همیشگی و دایمیه و این آگاهی هایی که در مورد چاقی و لاغری دریافت کردیم و پذیرفتیم و اونا رو باور و قبول کردیم باعث شده که مدام این اطلاعات رو در ذهن مون مرور و به اونا فکر کنیم و از خودمون کلی تصاویر چاق بسازیم و مغز مون که فرمانده بدن ماست مدام دستورات چاقی صادر کنه تا جسم مونو به اون تصاویری که در ذهن مون داریم تبدیل کنه پس مراقب ورودی های ذهن مون باشیم و هر چیزی رو باور نکنیم چون نقش باورها نه تنها در جنبه لاغری بلکه در تمام جنبه های مختلف زندگی مون خیلی مهم و تاثیر گذارند . و حالا که به مسیر 🛤️درست هدایت شدیم به خاطر اطلاعات قبلی که در مورد لاغر شدن در ذهن مون داریم برامون سخته که بپذیریم لاغر شدن آسون و راحته و نیازی به تلاش هایی که در روش های قبلی انجام می‌دادیم نیست و هرز گاهی اون اطلاعات قبلی بالا میاد و باعث لیز خوردن مون میشه و اگر اشتباهی می‌کنیم باعث میشه که خودمونو سرزش کنیم و خدای نکرده از مسیر🛤️ درست خارج بشیم پس باید مراقب باشیم چون مسیری که داریم طی میکنیم مسیر درستیه و در مسیر درست بساط شیطان👿 همیشه پهنه و هدف شیطان😈 اینه که ما رو از میسر درست منحرف کنه پس اگه یه جاهایی اشتباه کردیم خودمونو سرزنش کنیم و احساس مونو بد نکنیم و زود جا نزنیم و از مسیر درست خارج نشیم چون شیطان👿 هم همینو میخواد . ما انسان هستیم و انسان هم جایزالخطا ست پس اشتباه مونو بپذیریم خودمونو ببخشیم و به سرزنش کردن خودمون و بد کردن حال مون دامن نزنیم و به تکرار کردن اشتباه مون ادامه ندیم اشتباه مونو اصلاح کنیم ودر مسیر صحیح بمونیم و مسیر مونو ادامه بدیم تا به هدف مون برسیم . 

       اشتباه در هر جنبه از زندگی وجود داره (خیاطی ، رانندگی ، آشپزی ، نقاشی ، تحصیل ،  آرایشگری ، نجاری ، مهندسی ،پزشکی ، موسیقی ، لاغری …….) خب لاغری هم یک جنبه از زندگی ماست چطور اگه در جنبه های دیگر زندگی اشتباهی کنیم اشتباه مونو اصلاح میکنیم و سعی میکنیم که دیگه اون اشتباه و تکرار نکنیم و دوباره به اون مسیر مون ادامه میدیم در مورد لاغری هم باید یاد بگیریم همون طوری عمل کنیم تا موفق بشیم و به هدف مون برسیم .

      مثلاً من خودم آشپزیم خیلی خوبه و شیرینی و کیک هم خیلی خوب میپزم ولی خب بعضی مواقع پیش اومده که مثلاً شیرینی هام خوب در نیومده با اینکه تو خونه همسر و بچه هام خوردند کلی هم تعریف کردند ولی از نظر خودم خوب نبوده درسته که اولش خوشحال نشدم و از کارم راضی نبودم ولی کل آشپزی مو که زیر سوال نبردم و نگفتم که چون این دفعه از پخت شیرینی هام راضی نبودم من دیگه اصلا آشپزی نمیکنم نه بررسی کردم متوجه اشتباه کارم شدم اونو اصلاحش کردم و دفعه بعد بهتر عمل کردم .👏👏👏

      لاغری هم یک هنره مثل هنرهای دیگه همون طوری که در یادگیری هنرهای دیگه اشتباه و خطا هست ، لاغری هم جدای از هنرهای دیگه نیست .

      درسته که افراد متناسب همیشه درست رفتار میکنند وما با دیدن رفتارهای درست اونا اگه یه اشتباهی از مون سر زد فکر کنیم که اونا استثنایی هستند و سیستم بدن اونا با ما فرق میکنه و تا امید بشیم ولی باید بدونیم که خالق همه ما یکی هست و پیش فرض ذهن همه انسانها تناسب داشتنه ولی چون اونا مبتلا به فرمول های چاقی نیستند پس طبیعیه که هیچ خطایی در ذهن شون نیست ولی ما افراد چاق ذهن مون مملو از افکار و فرمول های چاقیه طبیعیه که زیاد اشتباه و خطا داشته باشیم ولی خدا رو شکر ما هم به مسیر درست هدایت شدیم و در حال یادگیری لاغری و دریافت آگاهی و اطلاعات درست لاغری هستیم و به اندازه ای که در استفاده از آموزش ها استمرار داشته باشیم و درک و درست عمل کنیم فرمول های چاقی از ذهن مون پاک میشه و باعث میشه که کمتر اشتباه کنیم و بیشتر و بهتر نتیجه بگیریم .

      پس مراقب ورودی های ذهن مون باشیم چون روی ذهن مون خیلی تاثیر داره و اگر بتونیم به اخبار اطراف مون کمتر توجه کنیم نه تنها در جنبه لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگی مون بهتر نتیجه میگیریم چون ذهن مون قدرتمند و تواناست و همین ذهنی که تونسته با قدرتی که داره ما رو چاق کنه دوباره میتونه با همون قدرت ما رو لاغر کنه .🌹

      لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست .🌷🌷🌷

      با تشکر از زحمات استاد گرامی🙏🙏🌷🌷

      با آرزوی بهترین ها برای خودم و همه دوستان 🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۶ ۰۷:۱۵
      مدت عضویت: 2453 روز
      امتیاز کاربر: 22660 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,344 کلمه

      سلام استاد گرامی 

      یادم که قبلا که رژیم میگرفتم بعد چد روز رعایت سفت و سخت یک روز رعایت نمیکردم و کلا رژیم به هم میزدم و تمام وعده های بعدی هم میخوردم و حالم بد بود و بعد یک ماه دوباره رژیم میگرفتم و این روند ادامه داشت 

      استاد در دوره من اصلا خطا نمیکنم جون اصلا به خوردن توجه نمیکنم هر وقت گرسنه شم هر چی بخوام میخورم  و از خوردن لذت میبرم و دچار انباشتگی و خفگی نمیشم دیشب اخر شب یک کاسه کوچک سیب زمینی سرخ شده و نصف موز خوردم چرا نصفه؟ چون وقتی نصفش خوردم یهو دستور به نخوردن داده شد سیر شده بودم و میدونستم که صبح لاغر تر میشم چون بدنم برای سوختن مواد غذایی باید انرژی بسوزونه  و انرژی از سوختن چربی به دست میاد

      خطای من این که چند روز فایل گوش نمیدم به علت مسافرت و یک سری درگیریها و جدیدا به خاطر این خطا هم احساسم بد نمیشه بلکه خوشحال تر میشم چون با خودم میگم با اینکه چند روز فایل گوش ندادم ولی چه خوب و تو مسیر بودم 

      استاد قبلا هر خبر بدی الارمی برای خوردن بود نمیدونم چرا؟

      ولی الان انشاالله برای همه شادی و سلامتی اگر یک خبری که بر وفق مرادم نباشه بشنوم باعث میشه اصلا نتونم بخورم فکر میکنم دلیلش اینکه چون من لز خوردن لذت میبرم و خیی بیشتر از قبل وقتی ناراحتم به دنبال لذت نیستم و ذهنم به نخوردن دستور میده و دهنم از نمیشه و قبلا هر موضوع ناراحت کننده ای من تشویق به خوردن و خوردن و خوردن میکرد شاید دلیلش این بود که چون قبل دوره خوردن همیشه برای من عذاب بود وقتی که ناراحت بودم ذهنم من به بیشتر شدن احساسم میبرد و میخوردم شاید سوال شه چرا خوردن عذاب بود خوب من در برابر هر ماده غذایی که قرار میگرفتم سریع تو ذهنم میومد الان میخوری و چاق میشی و اگر هم نخوری محروم و گرسنه ای و اگر هم کم بخوری در حسرتی  و در نهایت چنان میخوردم که از درد دل و حالت تهوع و انباشتگی و سنگینی معده و افکار چاق کننده در عذاب بودم و اگر هم کم میخوردم پر از حس محرومیت و محدودیت و گرسنگی و اینکه چرا من بودم پس خوردن برابر با ناراحتی بود و شاید به همین دلیل به محض شنیدن خبری بد من توی یخچال بودم 

      عموم وقتی ناراحت میشه خیلی تند کار میکنه انگار فیلم رو حالت تند قبل ها که از الگو برداری چیزی نمیدونستم یک بار وقتی ناراحت بودم گفتم به جای خوردن برو و کلی کار کن جالب در نصف روز من کلی کار عقب افتاده ام انجام شد و بعد خبر خوب در مورد اون خبر بد حالمم خوب کرد و اونیکه خوشحال بود با انجام کارهای عقب افتادش خوشحال تر بود و با خودم فکر کردم اگر میخوردم هیچ وقت همه چیز به خیر وخوشی تموم نمیشد و اون موقع از عملکرد ذهن اگاه نبودم 

      بله اگر میخوردم احساسم بد میشد و چون ذهن ما رو به سمت بیشتر شدن میبره پس خبر بعدی خبری بود که حالم بد تر شه ولی کار کردن احساسم خوب کرد

      وقتی احساس میکنم متناسبم و لباسهام یکی بعد از دیگری سایز میشه برام یک نجوای درونی میگه تو و این همه خوشبختی محاله و قتی کاملا لاغر شی یک اتفاق بد میوفته

      و این فکر مخرب و شیطانی و عامل بازدارنده لاغری ریشه در این داره که از بچگی به ما گفتن خدا همه چی رو به یک نفر تموم نمیکنه گل خار داره 

      بله خدا تموم میکنه بخل بنده اش نمیزاره خار گل برای گل خار نیست جزو امتیازتش برای اونی که میخداد بکنه اش خار 

      و وقتی خوب فکر کردم دیدم درست هر بار که لاغر شدم چه قدر همه چیز تو زندگیم تغییر کرد و چه قدر عالی شد و بارهای چاقیم چه قدر همه چیز بد بود مگه میشه خدا به بنده ای که به خورش داره رحم میکنه رحم نکنه و به بنده ای که مثل حیوان میخوره و از انباشتگی ناله میکنه نظر کنه خدای خوبی که روزی چاق ها رو میده و باز هم بهشون لطف داره به یقین لاغرها رو که خودشون دارن تغییر میدن توبه کردن و انقلاب دارن میکنند و الگو و امیدی برای بقیه هستن روی تخت پادشاهی میشونه 

      یک هفته سفر بودم و وقتی اومدم لاغر تر شدم سفر برای من برابر با چاقی بود الان برابر با لاغری اگر این معجزه نیست چی؟

      دیشب یک تونیک سایز مدیوم پوشیدم و چند ثانیه نشده بود که غرق در لذت تناسب بودم و نجوایی گفت چه فایده الان ۳۷ سالت تا حالا یادت نبود تازه پسرت هم عینکی شده

      اصلا یهو از حرفش خندم گرفت حالا رفتی گشتی گشتی پسر من پیدا کردی بزنی تو سرم اعوذبلله من شیطان رجیم.

      این دیگه واقعا خود شیطان بود از منفی باف گذشته بود منفی باف بیچاره نهایت بگه هنوز چاقی انقدر باهوش نیست و اتقدر به اوضاع اطراف من اشراف نداره

      جالب وقتی شکم برامدم قبل ها تو اینه میدیدم نهایت میگفت چاق احمق عرضه هیچ کاری نداری یاد اون داستان افتادم و که شیطان طناب های زیادی داشت و طناب های ضخیم برای انسانهای نیکوکار بودو اون فرد گفت طناب  من چی گفت تو که داری دنبالم میای

      واقعا من وقتی چاق بودم دنبال شیطان بودم و اون خیلی بهم کاری نداشت هر از گاهی میگفت نمیتونی لاغر شی من دیگه یقین داشتم لاغر نمیتونم شم کاملا تصادفی فایل های رایگان گوش کردم و استاد مثل یک فرشته گفت باز آ بازآ هر انچه هستی باز آ

      روند طبیعی بدن لاغری من یک عمرجلوش گرفتم و خواستم از راه های غیر طبیعی لاغر شم دقیقه لقمه رو از پشت دهان بخوری وقتی میرفتم سفر فایل بی نظیری گوش کردم که استاد گفتند روند طبیعی شما لاغری فایل دوم طلایی دوره صد گام بود باید اون بارها گوش کرد

      من چه خطایی دارم من اصلا به خوردن فکر نمیکنم اگر هم گاعی بیشتر از انتظارم بخورم از خودم راضیم چون میدونم بدنم برام جبرانش میکنه

      همین چند روز پیش یکی و نصفی بشقاب خوارک لوبیا با نون بربری خوردم نمیدونم چه قدر نان خوردم یک نون یک کف دست واقعا نمیدونم دیگه توجهی به خوردن ندارم چرا میزان لوبیا رو یادم چون دوباره کشیدم و دوباره کشیدن تو چالش من این نخوردم به عنوان یک انتخاب قدیمی که دیگه دوسش ندارم میخوام بزارم کنار تکرارش ناراحتم نمیکنه ولی یادم میمونه 

      نکته من اصلا دچار فشار شکمی نشدم این خط قرمزم یعنی متنفرم که مثل قبل دچار فشار شکمی شم خیلی برام زشت و زنندست 

      بعد از ظهر عموم دو جعبه شیرینی اوارد خامه ای و دانمارکی بی نظیر بود به قدری جعبه اش فانتزی بود دانمارکیاش خیلس بازیک و با لایه دارچینی بود و همسرم که متناسب چند تا خورد من فقط یک گاز زدم از دانمارکی و از خامه ای یدونه به اندازه دو بند انگشت با چای خوردم و هیچ تمایلی هم به خوردن دوباره نداشتم یعنی اگر به زور هم به من شیریتی تعارف میکردن نمیتونستم بخورم و کلا تا شب هیچی نخوردم و شام هم خیلی کم خوردم و اون دوجعبه تمام شد وروزی من فقط همون مقدار شد از شیرینیها منظورم این بود اکر نهار مثلا من البته از کلمه بیشتر برای تفهیم مطلب استفاده میکنم چون خودم بهش اعتقادی ندارم من میگم هر چی بخورم نیاز بدنم اگر نهار بیشتر خوردم بدنم برام تو وعده های بعدی وسر شیرینی حبران کرد

      حالا چرا من همون مقدار کم هم خوردم به خاطر فرمولهای اشتباه که هنوز اثارش کامل پاک نشده

      همین یک بار

      دیگه گیرت نمیاد

      اگر نخوری عموت ناراحت میشه

      همه دارن میخورن الان تموم میشه

      این نتیجه لاغری ذهنی اگر من رژیم بودم یک بشقاب لوبیا با یک کف دست نان میخوردم و با احساس گرسنگی  و ولع بلند میشدم و برای سرکوب گرسنگی موقع جمع کردن سفره کلی دیگه میخوردم به محض دیدن شیرینی دریچه ای برای رهایی میدیدم و پنج تا میخوردم و چون نتونسته بودم رژیم رها کنم و خطا کرده بودم شام هم در حد اتفجار میخوردم و این روند تا روزها ادامه داشت و حال بدم باعث میشد اتفاق های بد دیگه هم بهش اضافه شه تا همه میگفتن چه قدر چاق تر شدی و یک نفر میگفت فلان رژیم خیلی عالی و دوباره یک رژیم جدید و روند یو یو بار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فروغ ریاحی
        ۱۴۰۰/۰۷/۰۶ ۱۶:۱۶
        مدت عضویت: 2420 روز
        امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 401 کلمه

        سلام دوست عزیزم 

        چقدر از  خوندن این دیدگاه شما درس گرفتم دقیقا مو به موی کلمه های شما رو متوجه میشم چون منم یه عمر رژیم داشتم و طبق برگه غدا خوردم( و کلی حرص، وولع برای خوردن داشتم )ولی به قول شما موقع جمع کردن سفره و یا بیرون خانه هر چیزی رو میدیدم تلافی اون همه محدودیت و نخوردن رو سرش در میوردم و بعدم عداب وجدان و ناراحتی در من به وجود میومد  که هیچ فایده ای نداشت هیچ حال روحی من رو هم بدتر میکرد  اما حالا هر چیزی بخوام  به اندازه نیازم در هر زمانی میخورم و نکته اش اینه که به بدنم اعتماد میکنم یه روز ممکنه چهار قاشق برنج بخورم یه روز ده قاشق  برنج بخورم و واقعا  به قول شما این اعداد  که چند قاشق برنج خوردم دیگه  اصلا برام  مهم نیست فقط جهت تفهیم مطلبم  میگم و گرنه منم کاملا بی توحه به این اندازه ها هستم فقط و فقط به نیاز بدنم توجه دارم و بدنم خودش  عالی همه کارها رو انجام میده اگر در یک وعده نیاز باشه بیشتر از همیشه بخورم ولی  تا شب دیگه بدنم  دستور خوردن نمیده اما  اگر کافی نباشه دوباره با احساس گرسنگی مواجه می شم و من هم  خیلی راحت  دوباره میخورم و فقط لدت میبرم و به بدنم اعتماد دارم و با همین اطمینان دارم جلو میرم و میدونم خودش بهترین  پزشک و کارشناش  و … هست و دقیقا اندازه رو به من میگه  .

         حقیقت از  دوستان عزیزی که در دوره ی ورود به سرزمین لاعرها هستن همیشه  تعجب میکنم که چقدر نوشته های اونها در حد حرفهای استاد هست چرا از خودشون و تغییراتشون مثال نمیزنن و واقعا اینقدر جای این کار رو در نوشته های اونها خالی میبینم که بعضی مواقع میگم شاید جز قانوهای دوره هست که نباید در بخش رایگان سایت از این  تغییراتشون و نحوه ی برخوردشون با مواد عدایی و …بنویسن (البته که  بارها به خودم گفتم امکان نداره  سایتی با این خوبی با چنین استادی باشه و همچین قانونی هم باشه ولی بس که در نوشته های بچه ها ی دوره های اصلی  نمیدیدم این حرف منفی در ذهنم میچرخید ولی همین جا عذر خواهی میکنم از استاد عزیز  ) خلاصه خوشحال  شدم  که شما اینقدر قشنگ از رفتارهای عذایی جدیدتون  که در مسیر تغییر کردن و تناسب اندام هستید برای ما نوشتید .

        من که واقعا کلی لذت بردم .همیشه موفق و متناسب باشید دوست خوبم .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          ۱۴۰۰/۰۷/۰۷ ۰۶:۰۱
          مدت عضویت: 2453 روز
          امتیاز کاربر: 22660 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 13 کلمه

          ممنون فروغ عزیز نوشته های شما هم عالی و برای من الهام بخش 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۴ ۱۷:۵۰
      مدت عضویت: 1723 روز
      امتیاز کاربر: 393 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      به  نام خدای مهربان .سلام خدمت استاد عطار روشن و سایر دوستان . از شنیدن این فایل بسیار لذت بردم . دست شما درددنکنه.. به لطف خدا از لحظه اول یعنی صدای شما و سلام و احوالپرسی شما هم‌انرژی مثبت را به من انتقال می دهد و هم انگیزه ادامه زندگی. یک روز که فایل گوش ندهم تمام آن حالات بد تا حدود زیادی بر می گردند فکر میکنم زیاد باید رو خودم کار کنم متوجه چیزی که شدم این فایال ها جز زندگی من شده و با آن ها حالم حتی شده برا ساعاتی خوب است. امید دارم تو این مسیر خداوند یاری ام کنم و با کمک این وسیله ی ارزشمندی که برای من فرستاده یعنی مسیر لاغری با ذهن بتوانم به اهدافم برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 878 کلمه

      به نام الله 

      سلام به دوستان مسیر تناسب 

      منم عقیده دارم اشتباه جزیی از فرایند یادگیری هست و اجتناب ناپذیر

      یه نگاهی به سفر زندگی بندازیم میبینم ما اشتباهات بسیار زیادی انجام دادیم و جالبه پس از موفقیت در اون کار با افتخار این اشتباهات رو میپذیریم 

      اشتباهات ممکنه طیف وسیعی رو در بر بگیره از شکست  های مالی و عاطفی تا آسیب های روحی و جسمی در اثر تصمیات اشتباه ولی شاید جالب ترین تجربیات و داستان‌ها از نظر خیلی ها شنیدن اشتباهات و سپس در نسیر قرار گرفتن افراد هست و چه بسا باعث دادن انگیزه و امید به دیگران میشه ‌.درسته اشتباه کردیم ولی دوباره شروع میکنیم   حتی این شجاعت و جسارت رو بسیار در خودمون ستایش میکنیم 

      یادمه وقتی پشت کنکور بودم بارها علیرغم اون برنامه سفت و سخت تنبلی میکردم ولی هیچوقت از نتیجه کارم نگران نبودم احساس میکردم اندوخته علمی ام اونقدر هست که این چند روز اسیبی بهش نزنه 

      حالا چی میشه در این مسیر  لاغری خطاها نابخشودنی هستند ؟؟

      دقیقا این اتفاق دیشب برای خودم رخ داد جایی مهمان بودم و بعد از شام دوساعتی طول کشید تا برگردیم و من احساس گرسنگی میکردم اولا از اینکه بعد از خوردن شام گرسنه ام شد عصبانی بودم انگار بدنم حق نداشت چنیین آلارمی بده بعد همسرم و بچه ها پیشنهاد کردن بریم یه کافی شاپ من همون اول گفتم من نمیخورم انگار داشتم مرتکب گناه میشدم بعد وقتی بستتی ها رو آوردن به اصرار همسرم چند تا قاشق از بستنی اش خوردم اونم با عذاب وجدان 

      داشتم فکر میکردم چرا به جاش نرفتی خونه میوه بخوری چرا نمیتونی جلوی خودتو بگیری و ….

      البته که اشتباه بزرگی نبود و من واقعا گرسنه ام بود از یک طرف احساس گردم به پیغام بدنم پاسخ مثبت دادم از طرفی بستنی رو یک ماده چاق کننده میدیدم در صورتی که تو اون ساعت هر کسی اونجا بود قطعا شام خورده بود پس چرا با عذاب وجدان نبود اصلا احساس کردم من هر وقت میام اینجا نگران و وحشت زده ام و محیط اینجا عصبی ام میکنه.

      واقعا حرفهای استاد به دلم نشست که چطور یه ادم متناسب به خاطر حتی دو یا ده رفتار اشتباه خودش رو سرزنش نمیکنه و ایمان داره بدنش کار خودش رو خوب بلده

       دیشب سر شام چند نوع غذای مختلف بود و دیدم خواهرشوهرم از قسمت ته دیگ ماکارونی ‌که چرب و روغنی بود خورد و عقیده اش این بود که من با خوردن اینا چاق نمیشم 

      اتفاق خواهرشوهرم از اون دسته ادمهایی که من همیشه شاهدم بین ۳ تا ۴ کیلو کم یا زیاد میکنه گاهی اوقات میبینم چاق شده ولی هفته بعدش میبینم لاغر شده و متناسب بدون رژیم ولی من از وقتی یادمه برای ۵ کیلو کاهش وزن باید خودکشی میکردم. کاملا و صد درصد موافقم همون دو لقمه اضافی یا اشتباهی که میکنم این بلا رو سرم میاره 

      خوشحالم که فرمولهای ذهنی ام بکی یکی رو میشه و یاد میگیرم  کجا دارم اشتباه میکنم 

      یه مسئله دیگه ای که به نظرم اومده که چرا اشتباهات انقدر نابخشودنی هستند اینه که ما در مهارت آموزی های دیگه باور داشتیم که خطا و اشتباه جزیی از روند کار هست و خیلی کم خودمون رو سرزنش میکردیم در عوض از اشتباه درس میگرفتیم و کلی به خودمون افتخا  میکردیم که انقدر باانگیزه هستیم که دوباره بلند میشیم 

      در مسیر لاغری حداقل دوستانی که اینجا هستند این مسیر رو به عنوان آخرین راه نجات در نظر گرفتن اونا هم از بیرون و هم از درون تحت فشار هستند و چون این مسئله بسیار شخصیه و هر کسی یه نتیجه متفاوت گرفته با یک روش متفاوت و مسئله سخت و دشوار میشه 

      مثلا برای یادگیری رانندگی فقط یک مسیر هست و یاد نگرفتن شما ربطی به ژنتیک سابقه خانوادگی عصبی بودن و غیره نداره ولی لاغری رو انچنان برای ما پیچیده و سخت کردن و  فلسفه ها براش بافتن که هر وقت که نتیجه نمیگرفتیم با دلایل رنگ و وارنگ از اطراف مواجه میشدیم 

      سردرگم از اینکه که کدوم روش درسته کی راست میگه چیکار کنم انگیزه ام رو تقویت کنم چه روشی سریعتر جواب میده کدوم رزیم بهتره و هزار چیز دیگه 

      شاید بتونم با زبان اموزی مقایسه اش کنم به جرات میتونم بگم رنگارنگی متدها و روشهای اموزشی یکی از دلایل پسرفت دانش آموزان باشه چون مدام از این شاخه به اون شاخه می‌پرند و آخرش نادم و سرگردان زمان رو هدر میدن

      ولی خیلی از مهارت ها فقط یک مسیر مشخص و واضح داره و کسی عجله ای نداره و جایگزین هاش کم یا عیر ممکن هست

      در این مسیر اول باید به خودمون و کارکرد بدن هوشمند خودمون اطمینان داشته باشیم باید یاد بگیریم اشتباه جزیی از مسیره و از اون بهتر این که توجه به این مسئله و میزان کوچیک بودنش نشون میده ما چه رفتارهای بزرگتری رو اصلاح کردیم 

      میخوام یه تصمیمی بگیرم از این به بعد پس از هر  اشتباهی برگردم ببینم این اشتباه رو قبلا در جه مقیاس بزرگتری انجام میدادم مثلا دیشب من ۴ تا قاشق بستنی خوردم در صورتی که قبلا یه دونه کامل میخوردم پس  این نشون دهنده پیشرفت من در دوره هست شاید بعد از چند ماه یاد بگیرم به همین چند تا قاشق اضافی هم نه بگم 

      یا وقتی لباسی رو به تنم اندازه میکنم میبینم که کمی تنگه  و البته که این کارم اشتباهه یادم بیاد این اصلا قبلا به تنم نمیرفت پس جنبه مثبت این خطاها سنجیدن میزان موفقیت ما هم میتونه باشه 

      به امید موفقیت همه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Armita Sediqi
        ۱۴۰۰/۰۷/۰۳ ۲۳:۵۷
        مدت عضویت: 1729 روز
        امتیاز کاربر: 1513 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 166 کلمه

        سلام ندا خانوم عزیز.لذت بردم از تک تک کلماتی که گفتین

        چقدر هدایتی بود که من بیام و کامنت شما رو بخونم.چطور شد که من رفتم توی تلگرام و استاد کامنت شمارو گذاشته بود و من خوندم

        فوق العاده نوشتید

        نکات طلایی زیادی داشت

        اینکه من فهمیدم واقعا رفتار اشتباه غذاییم رو نمیتونم بزارم روی این حساب که من لاغری با ذهن کار میکنم پس نیازی نیست کم بخورم یا باید صبر کنم تا ذهنم دستور سیری بده 

        چند روزی که میگذره و ذهنم به فایل ها عادت میکنه حس میکنم همه چیز یادم میره.اما دقیقا توی همین نقطه‌ست که فرق بین برنده و بازنده معلوم میشه ..

        امروز خیلی درگیری داشتم و میخواستم توی سایت نیام و ذهنم گفت نه امشب خسته ای فردا برو و سر بزن اما…….

        یا الان یا هیچ وقت !

        و این کامنت قشنگ و فوق العاده شما هم شد مکمل انگیزه من تا بازم ادامه بدم و ادامه بدم و ادامه بدم..

        ممنونم که با این کلمات نافذ و زیبا حالِ دلم رو خوب کردین 

        حال دلتون همیشه شااااد!!❤

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 71 کلمه

          سلام عزیزم

          اول از استاد خستگی ناپذیر تشکر میکنم که این آگاهی ناب رو در  قالب یه فایل به اشتراک گذاشتن

          از شما هم ممنونم به خاطر اظهار لطف و محبتتون و بسیار خوشحالم که نوشته ام رو دوست داشتید 

          قطعا نشر آگاهی و کامنتهای گوناگون میتونه راهگشا بشه و گره های ذهنی زیادی رو باز کنه

          من هم بارها با خوندن کامنتها اشتیاقم و انگیزه ام جند برابر شد 

          برات آرزوی موفقیت روزافزون دارم عزیزم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۳ ۱۷:۳۹
      مدت عضویت: 2420 روز
      امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,183 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی  و دوستان خوبم 

      برای من هم بسیار این اتفاق افتاده که یه جاهایی درست رفتار نکردم و بعد گفتم وای  چی شد چطور شد که این رفتار رو کردم ؟؟و با خودم حرف زدم و علت رو پیدا کردم و به جای سرزنش کردن خودم جویای علت کار بودم که چی شد اینطور رفتار کردم ؟؟ .خیلی وقتها هم شده ناراحت شدم اما رمز موفقیت من در این مسیر که باعث شده هیچ وقت اون رو رها نکنم   چند مورد بوده  بوده که  باعث شدن سریع حالم رو خوب کنم :

      • اول اینکه  به خودم  گفتم مهم نیست حالا این همه مدت که در مسیر بودم  رفتارهای درست داشتم  و اما چند بار هم  رفتار غلط داشتم عیب نداره  چون جسم من به سمت تعداد رفتارهای درست بیشتر من حرکت میکنه .
      • دوم اینکه گفتم بابا هر چقدر بیشتر خورده باشم نصف دوران رژیمم نخوردم پس همین فکر  باعث شده خیلی وقتها  سریع خوش حال باشم  و در ناراحتی نمونم 
      • سوم اینکه  گفتم  خیلی سریع من این احساس فشار شکمی رو  در تولد یا مهمانی حس کردم در حالی که داشتم خوب رفتار میکردم و حالم   خوب بودم و  احساس فشار شکمی نداشتم اما به مخص خوردن یکم ژله و یا شیرینیو یا چیپس و پفک من  سریع فشار شکمی رو  حس کردم و گفتم همین یه تیکه خوردنی  آخر  مثلا اون شیرینی رو که خوردم کار رو خراب کرد و گرنه من تا همین چند دقیقه پیش خوب و سبک بودم و با همین نگاه میگفتم خوب پس فقط یه شیرینی بیشتر از نیازم خوردم و چیز زیادی نیست و به قول استادم همه ی خوردن خودم رو زیر سوال نمیبرم .
      • چهارم اینکه  خیلی وقتها به خودم میگم چقدر سریع سیر میشم و فاصله ی بین نقطه ی سیری و گرسنگی من خیلی کم شده و به محض خوردن چند لقمه  سریع  سیر میشم طوری که بعضیا میگن اندازه بچه ها میخوری  ولی با همون مقدار هم بعضی   فشار شکمی رو حس میکنم فقط باید خیلی مواظب باشم که زیاد نخورم و بارها میگم چقدر مقدار خوردن من تغییر کرده و ذهنم در مسیر تغییر هست که دستور خوردنم اینقدر تغییر کرده پس به زودی جسمم تغییر میکنه و حواسم رو بر روی اون یکم  اضافه نمیرم روی اون حجم کم که عدا خوردم نگاه میکنم و خوشحالم که خبری از اون حجم  خوردنهای زیاد  نیست و دیگه غصه ی اون دو لقمه اصافه     رو نمیخورم و ناراحت نمیشم .

      ودقیقا همین اصل  بالا رو رعایت کردم که زیاد در احساس بد و عذاب وجدان نمونم چون  میدونم با این کار به بدنم آسیب بیشتر ی میزنم و سریع اون فکر رو رهاش کردم و  به خودم گفتم تو فکر نباش جسم من از پسش برمیاد  اگر ذهنم با این افکار منفی جلوی از بین بردن اونها رو نگیره و بارها گفتم این مواد غدایی اصلا قدرتی برای چاقی  ندارن این ذهنم هست که با قدرت افکار  منفی خودش چاقی رو به وجود میاره .

      خیلی نمونه دارم که  با اینکه در مسیر بودم ولی درست رفتار نکردم اول اینکه خیلی وقتها با نگاه کردن به رفتار متناسبهای حاضر در اون جمع  سعی میکنم در مسیر  درست بمونم و عالی رفتار کنم و هدفم بهم یاد اوری بشه که میخوای اندامی این چنین مثل متناسبهای جمع داشته باشی یا اندامی  مثل  چاقهای جمع داشته باشی و همین نگاه باعث میشه  اگر سیر باشم پس لذت هر خوردنی هر چقدر هم زیاد باشه از اون بگدرم چون اون لذت زود گدر هست و به لذت دایمی تناسب اندام برسم و ریزه خواری نکنم و یا پرخوری نکنم چون میبینم که چاقها همیشه بهانه  برای خوردنشون دارن و در حال خوردن   هستن اما متناسبها اصلا غذا نمیخورن مگر واقعا گرسنه باشن اونم در حد رفع نیاز میخورن  .

      حقیقت این چند هفته ی  اخر همچین رفتار پر خوری نداشتم  که بعدش عذاب وجدان بگیرم و اینم بگم بچه ها هر چقدر بیشتر در سایت بمونید و روی خودتون کار کنید فاصله ی رفتارهای نادرست شما خیلی بیشتر میشه و اون رفتارهای نادرست به مرور کم و کمتر میشن من خودم قبلا خیلی رفتار نادرست داشتم اما الان واقعا هر از گاهی ممکنه بلشه و یا در حد یکی دو لقمه اضافه تر بر نیاز باشه که به قول استاد تفکیک میکنم و میگم  دو لقمه بیشتر از نیازم خوردم و بقیه ی اون غدا  رو نیاز داشتم و برای بدنم ضروری بوده و همه چیز رو با هم قاطی نمیکنم و تفکیک میکنم و تازه برای اون دو لقمه ی  اضافه هم کلی از دلیلهای بالا رو میارم که گفتم و سعی میکنم حالم رو بد نکنم  تا  در  لحظات بعد   درست ترر رفتار کنم .

      حاالا با توجه به آموزشهای استاد و  مدتها بودن من در سایت از رفتارهای درستم در این چند شب گدشته حرف میزنم من ۵شنبه شب در باع بودم و سفره شام برای بچه ها گداشتم به همراه مادر شوهر و خواهر شوهرم اما خودم اصلا گرسنه بودم و شام نخوردم این برای من یک رفتار عالی قدرتمندانه بود چون تا همین چند هفنه پیش  همچین کاری محال ممکن بود حتی اگر سیر بودم مینشستم اما خیلی  کم میخوردم حالا جرات کردم و گفتم وقتی گرسنه نیستم حتی اون کم رو هم نمیخورم  و هیچ اتفاقی هم  نمیفته و تازه  وقتی این تصمیم رو گرفتم فرمولهای چاقی من اومد بالا که حالا که شام نخوردی پس  از اون کیک کشمشی ها با چایی بخور و من باهاش لج نکردم  یه تیکه بردم با چایی بخورم خداشاهده دو سه گاز زدم دیگه  انگار اونم نخواستم دادم به همسرم و خوردنم رو  ادامه ندادم  وای در دور همی در باع باشی و سفره شام باشه و من نخورم خیلی کار قدرتمندانه ای  کردم و خودم رو تحسین میکنم و همین دیشب بازم در جمع کلی افراد  چاق و لاغر در باغ بودم بازم از  پریشب که تونسته بودم در موقع سیری بر روی سفره نشینم خیلی لدت بردم و برخلاف هفته های قبل که مینشستم و کم میخوردم اما  بازم چون سیر بودن ننشستم و نخوردم و بازم  بسیار لذت بردم که توانایی تسلط خودم بر رفتارهام هی داره به مرور بهتر میشه و من بهتر عمل میکنم و خیلی خوشحالم که تونستم این تجربه های جدید رو هم داشته باشم که در فضا سبز باشم و در تفریح و دورهمی باشم و سفره هم انداخته باشن برای شام و من نشینم و شام نخورم چون سیرم  واقعا احساس قدرت و توانایی بیشتری میکنم در مقابل مواد غدایی و احساس میکنم امیر اونها هستم و دقیقا یک فرد متناسب در جمع مثل من رفتار میکرد که میگفت سیرم و نمیتونم بخورم و شام نمیخورد و واقعا من از درون احساس تناسب میکنم .

      اما در گذشته های  نه چندان  دور در تولد  و در مهمانی های خانوادگی خودمون و یا در تفریحهای بیرون از خونه  من پرخوری داشتم و بعدش هم ناراحت میشدم  اتفاقا این فکر منفی هم برام میومد که انگار وقتی عدا رو میبینم اموزشها از یادم میره اما اون افکار مثبت ذهنم که در بالا گفتم قویتر و بلند تر بود و باعث میشد هیچ وقت از مسیر لاغری با ذهن دور نشم و اون رو رها نکنم و جا نزنم و یا لیز نخورم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عسل سپهر
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۲ ۲۱:۲۳
      مدت عضویت: 2458 روز
      امتیاز کاربر: 6764 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 366 کلمه

      سلاملکم. دقیقا این فایل تجربه شخصی بنده هم هست. من در دوره تکرار سرزمین لاغرها هستم و به زودی حتما دوره پیشرفته رو شروع میکنم. این تابستون از پر استرس ترین تابستان هایی بود که من در کل زندگیم تجربه کردم. درگیری شخصی ،کاری، عاطفی و مسایل اسباب کشی و مالی باهم قاطی شد و من نمی‌دونستم با این حجم استرس چیکار کنم. رفتارهای من در اولین باری که دوره سرزمین لاغر ها رو شروع کرده بودم در ارتباط با غذا خیلی بهتر شده بود و واقعا رفتارهای سالمی در ارتباط با غذا پیدا کرده بودم. ولی با شنیدن کلی اخبار بد در ارتباط با زندگی شخصیم و کاریم چند بار رفتارهای خیلی بدی داشتم و یه بارم روی ترازو داشتم. باوجود اینکه حتی ترازو هم به ظاهر بد نبود اصلا ولی من آنقدر خودمو نمیبخشیدم که هی رفتارهام بدتر میشد. قبلا وقتی این اتفاق می‌افتاد سریع شل میشدم در اجرا و گوش کردن دوره. ولی یک جایی گفتم فدای سرم که رفتارم بده و تحت بدترین شرایط حتی روزایی که بد غذا خوردم ادامه دادم. و یادمه یه شب که خیلی حالم بد بود از خدا هدایت خواستم و بعدش نمی‌دونم چجوری به سرم زد چالش من اینو نخوردم رو شروع کردم (هدایت شدم) و واقعا نجات پیدا کردم.اگر در شرایط ناخوشایندی هستید، لازم میدونم چند تا نکته رو بگم بهتون.

      ۱. اولا فدای سرتون که رفتار بد داشتید. من حتی در بدترین شرایطم از یکی از دوستای لاغرم کمتر می‌خوردم.! آدمای لاغرم کم نمی‌خورن. به رفتار بدتون آنقدر قدرت ندید. چون خودش به خودی خود قدرتی نداره.

      ۲. خودتونو به خدا بسپرید و هدایت بخواید. خدا از ما محافظت می‌کنه. هممون وصلیم و خدا کمک و راهنمایی می‌فرسته .

      ۳. چالش من اینو نخوردم مکمل سرزمین لاغرهاست و اگر رفتاری دارین که باهاش مشکل دارین به نرم ترین شکل ممکن کمک میکنه. و دوباره به مسیر برمیگردین.

      ۴. به این فکر کنید که اول تا آخر داره زمان میگذره. اگر رها کنید فقط بدتر میشه همه چی. و مثلا شش ماه میگذره و بدتر از نقطه ی اول هستید. ولی اگر ادامه بدین حتی یه قدم ! دارید بهتر میشید. خلاصه هر رفتار بدی. فدای سرتون!

      در نهایت برای همه ی دوستان و استاد عزیزم آرزوی بهترینها رو میکنم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا