🌍 تصور کن ذهنت مثل یک زمین بکره که هر روز با دونههای کوچیک اطلاعات کاشته میشه.
این دونهها از چیزایی میان که میشنوی، میبینی یا حتی بیدلیل باورشون میکنی…
اگه این اطلاعات تکرار بشن، کمکم توی ذهن ریشه میزنن و تبدیل میشن به تصویر ذهنی. 🧠✨
🔑 حالا این تصویر ذهنی همونه که بعداً زندگیتو شکل میده؛ از وزن و ظاهر گرفته تا رابطهت با غذا!
پس برنامهریزی ذهنی برای لاغری یعنی از همین امروز مراقب باشی چه تصویری از خودت توی ذهنت میکاری 🌱 چون قراره همون تصویر، واقعیتت رو بسازه!
✨ قدم اول: ذهن تو مثل خاک حاصلخیزه
تا حالا بهش فکر کردی که چطور ذهن ما، هر روز داره خوراک فکری دریافت میکنه؟

از همون لحظهای که بیدار میشی تا وقتی چشمت رو میذاری، صدها تصویر، صدا، جمله و تجربه وارد ذهنت میشن.
همه اینها مثل «بذر آگاهی» هستن 🌾 که اگه مدام تکرار بشن، توی زمین ذهن کاشته میشن و کمکم تبدیل میشن به باورهایی که زندگیت رو شکل میدن.
برای مثال، فرض کن از کودکی شنیدی:
- “لاغر شدن خیلی سخته!”
- “چاقی توی خانوادهمونه!”
- “با این اشتها مگه میشه لاغر شد؟” 😞
اینها توی ذهن تو میمونن و حتی اگه یادت نباشه از کِی شنیدیشون، اثرشون مثل یک نقشه مخفی داره مسیر زندگی تو رو مشخص میکنه.
یعنی ناخودآگاهت طبق اون باورها عمل میکنه؛ چون فکر میکنه اینها واقعیته.
ذهن ما دقیقاً مثل یه زمین کشاورزیه! 🪴 اگه هر روز روش بذر ترس، شک، و محدودیت بپاشی، چیزی جز ناامیدی و درجا زدن برداشت نمیکنی.
اما… اگر شروع کنی به برنامهریزی ذهنی برای لاغری، داستان عوض میشه ✨
تو میتونی انتخاب کنی که بذرهای تازهای بکاری:
- “من میتونم متناسب باشم چون ذهنم توانمند و قابل انعطافه”
- “من از غذا خوردن لذت میبرم و بازم لاغر میمونم”
- “من شایستهام که بدن دلخواهم رو داشته باشم” 💖

🎯 قدم دوم: تصویر ذهنی، خالق سبک زندگی توئه
تا حالا شده فکر کنی چرا بعضی آدما انگار به راحتی و بدون سختی لاغر میمونن، اما بعضیها با کلی تلاش و رژیم و ورزش، باز هم بعد از مدتی به وزن قبلی برمیگردن؟ 🤔
یکی از مهمترین دلایلش دقیقاً مربوط به تصویر ذهنیه که از خودمون داریم. 🧠✨
همه ما یه «تصویر غالب» در ذهنمون داریم؛ تصویری که توش نه فقط شکل بدنمون، بلکه حس ما نسبت به خودمون، نوع رفتارمون با غذا و حتی میزان باورمون به توانایی لاغر شدن وجود داره.
مثلاً اگه تو ذهنمون خودمون رو همیشه یه آدم چاق، پرخور یا کسی که بارها تو رژیم شکست خورده ببینیم، ناخودآگاه رفتارهای ما طوری شکل میگیرن که این تصویر رو تأیید کنن.
اما خبر خوب اینه که با برنامهریزی ذهنی برای لاغری میتونیم این تصویر رو تغییر بدیم و از نو بسازیم. 🌱💪
یعنی با تکرار تصویرهای تازه و مثبت از خودمون؛ تصویری که توش بدنی متناسب، سالم و شاداب داریم، بدون فشار و اجبار، بلکه با آرامش و لذت. 🎯💖

🔄 قدم سوم: اطلاعات ذخیرهشده رو بازنویسی کن!
ذهن ما مثل یه آرشیو بزرگ و نامحدوده 📚؛ هر چی شنیدیم، دیدیم یا تجربه کردیم، یه جایی توی ذهنمون ذخیره شده.
از حرفهای پدر و مادر توی کودکی گرفته تا شکستهای پیدرپی توی رژیم گرفتن یا ورزش کردن، همه اینها تبدیل شدن به فایلهای ذهنی 📂 که حتی ممکنه خودمون هم خبر نداشته باشیم دارن رفتارهامون رو کنترل میکنن.
مثلاً اگه تو ناخودآگاهت ثبت شده که «من استعداد چاقی دارم» یا «برای لاغر شدن باید سختی بکشی و عذاب تحمل کنی» 🥲،
هر وقت تصمیم بگیری مسیر جدیدی رو شروع کنی، این فایلهای قدیمی فعال میشن و جلوتو میگیرن، مثل یه دیوار نامرئی بین تو و هدفت. 🚧
اما خبر خوب و امیدبخش اینه که ذهن ما فوقالعاده انعطافپذیره و میشه این فایلها رو بازنویسی کرد.
تو میتونی با برنامهریزی ذهنی برای لاغری، بهش اطلاعات جدید و باورهای تازهای بدی که تصویر ذهنیات رو قویتر و مثبتتر کنه. 💡✨
📖 تحقیق معتبر درباره قدرت تصویرسازی ذهنی 🎓
مطالعهای علمی درباره برنامهریزی ذهنی برای لاغری از دانشگاه پلیموث (۲۰۲۱) نشان داد افرادی که از تکنیک لاغری با قدرت ذهن استفاده کردند، در ۶ ماه حدود ۵ برابر بیشتر وزن کم کردند نسبت به کسانی که فقط مشاوره صحبت درمانی دریافت کرده بودند.
میزان کاهش وزن گروه استفاده کننده از برنامهریزی ذهنی برای لاغری حدود ۴.۱۱ کیلوگرم در ۶ ماه و ۶.۴۴ کیلوگرم در ۱۲ ماه بود.
در حالی که گروهی که فقط مشاوره تغذیه ای برای لاغری دریافت کرده بودند تنها ۰.۷۴ کیلوگرم در ۶ ماه و ۰.۶۷ کیلوگرم در ۱۲ ماه کاهش وزن داشتند.
یعنی یادگیری برنامهریزی ذهنی برای لاغری و تمرکز بر تصویر ذهنی و همچنین تجسم انگیزشی، حتی بدون دیدگاه رژیم خاص، تأثیر چشمگیری در کاهش وزن و ثبات آن دارد.

🧘♀️ قدم چهارم: تصویر متناسب بساز و بهش توجه کن
ساختن تصویر ذهنی متناسب اصلاً یه کار فانتزی یا خیالبافی نیست؛ این یه مهارته واقعیه که باید مثل هر مهارت دیگهای یادش بگیری و تمرینش کنی 🎯✨
باید یاد بگیری خودتو توی بدنی ببینی که عاشقشی!
خودتو تصور کن که جلوی آینه ایستادی با لباسی که همیشه آرزوش رو داشتی 👗، احساس سبکی و رهایی میکنی، بدون اینکه نگران کالری یا عدد روی ترازو باشی ⚖️.
اما فقط تصویرسازی ذهنی بهتنهایی کافی نیست.
اون تصویر نیاز داره که هر روز تغذیه بشه؛ نه با غذا، بلکه با توجه 🍀
- بهش فکر کنی 🤔
- دربارهش حرف بزنی 🗣️
- براش بنویسی 📝
- و از همه مهمتر، اون حس رو درونت زنده نگهداری ❤️
این یعنی چی؟ یعنی تو با برنامهریزی ذهنی برای لاغری، نهتنها یه تصویر ذهنی جدید میسازی، بلکه یاد میگیری چطور تقویتش کنی تا به واقعیت زندگیت تبدیل بشه.

💡 قدم پنجم: مغز، نقاش وفادار توئه!
ذهن ما دقیقاً مثل یه نقاش وفاداره 🧠🎨 همیشه منتظره که بهش بگی چی باید بکشه.
سالها بهش گفتی: «من چاقم»
«من هیچوقت موفق نمیشم»
«لاغری سخته»
و اون هم با دقت و تعهد همونا رو برات طراحی کرده! 🖌️😔
اما خبر خوب اینه که الان وقتشه سفارش جدید بدی! ✨
یه تصویر تازه بسازی:
جایی که تو آزادانه غذا میخوری 🍽️
احساس سبکی و انرژی داری ⚡
لباسهای دلخواهتو با لبخند میپوشی 👗
و توی آینه، خودتو با عشق نگاه میکنی 💖
با برنامهریزی ذهنی برای لاغری، این تصویر جدید رو میسازی و مثل یه بذر، با توجه و احساس خوب بهش آب میدی 🌱💧
هر بار که با لذت و باور بهش فکر میکنی، مغز شروع میکنه به ساختن همون واقعیت!
کمکم میبینی که:
- انتخابهات عوض شدن 🍏
- انگیزهت بیشتر شده 💪
- بدنت داره تغییر میکنه 🧘
- و اعتماد به نفست داره رشد میکنه 🌟
واقعاً برنامهریزی ذهنی برای لاغری فقط درباره وزن کم کردن نیست…
درباره ساختن یه نسخه جدید از خودته.
نسخهای که دیگه درگیر مبارزه با ذهنش نیست، بلکه باهاش هماهنگه، همراهه، رفیقه 🤝🧠💚

⚠️ نکته طلایی: اشتباه کردن بخشی از مسیر ذهنیه
همه ما اشتباه میکنیم…
گاهی یهکم بیشتر از حد غذا میخوریم 🍕،
گاهی تمرین رو فراموش میکنیم 😓،
گاهی ناامید میشیم و فکر میکنیم این مسیر نتیجه نمیده 💭💔
اما فرق بزرگ بین اشتباه و شکست توی یه چیزه:
شکست یعنی تسلیم شدی. ولی اشتباه یعنی هنوز ادامه میدی. 🌱✨
توی روشهای قبلی، مثلاً رژیم یا ورزش سنگین، معمولاً با یه لغزش همهچی رو رها میکردی.
یه شیرینی یا یه وعدهی اضافه مساوی بود با: “بیخیال! من نمیتونم.” ❌
اما حالا تو داری از برنامهریزی ذهنی برای لاغری استفاده میکنی.
یعنی یاد میگیری که اشتباه، بخشی از مسیر یادگیریه؛ نه مانعی برای ادامه دادن، بلکه فرصتی برای شناخت عمیقتر خودت. 🤝🧠
تو با هر اشتباه، یه قدم نزدیکتر میشی:
- نزدیکتر به شناخت الگوهای رفتاریت 🔍
- نزدیکتر به درک احساسات پشت پرخوری 🧁💭
- نزدیکتر به خود واقعیت، با همهی تلاشها و لغزشها 🌸
برنامهریزی ذهنی برای لاغری بهت یاد میده که بلند شدن بعد از زمین خوردن، مهمتر از کامل رفتن مسیر بدون لغزشه.

🚀 جمعبندی: آیندهتو از ذهن شروع کن!
اگه تا امروز همه تمرکزت فقط روی رژیم و ورزش بوده 🏋️♀️🥗، حالا وقتشه یه قدم عقبتر بیای و نگاه عمیقتری بندازی…
به جایی که همهچی از اونجا شروع میشه: ذهنت 🧠✨
از همین امروز، میتونی با یاد گرفتن برنامهریزی ذهنی برای لاغری، قدم توی مسیر تازهای بذاری؛
مسیر ذهنی، مسیریه که شاید آهستهتر باشه، ولی عمیقتره… و موندگارتر 🌱
تو توی این مسیر یاد میگیری:
- با خودت مهربون باشی 🤗
- به جای سرزنش، درک کنی 💛
- تصویر ذهنی جدید و قدرتمندی بسازی 🎯
- و به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دوست شی 🤝💖
برنامهریزی ذهنی برای لاغری فقط درباره کم کردن وزن نیست؛
یعنی ساختن یک سبک زندگی جدید که توش بدن و ذهن، با هم در آرامش و هماهنگی زندگی میکنن 🌈
و خبر خوب اینه که برای شروع این مسیر هیچوقت دیر نیست… ❤️
اگر احساس میکنی وقتشه به جای فشار، با عشق لاغر بشی،
و اگر میخوای راهی رو شروع کنی که نه تنها وزن کم میکنی، بلکه به آرامش ذهنی و خودشناسی هم میرسی،
دورهی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
این دوره نه تنها برنامهریزی ذهنی برای لاغری را در ناخودآگاهت انجام میده بلکه با ایجاد فرمول های ذهنی جدید درباره خودت و شرایط زندگی ات، مثل یه چراغ مسیر تاریکت رو روشن کنه 🕯️
در این دوره بهت ابزار داده میشه، تمرین داده میشه، آگاهی داده میشه…
و از طریق برنامهریزی ذهنی برای لاغری تو رو قدمبهقدم به تناسب اندام ایدهآلت میرسونه ✨🌟
تو لایق زندگی متناسبی هستی که از درون شروع میشه…
پس بیا، همین حالا این مسیر رو شروع کن. 🚀💫
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.38 از 55 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام من جزاون افرادی بودم والانم یکم هست این ایرادچیزی میخوردم هی مرورمیکردم اززنان ورودبه سایت ودنبال وردن اموزش ها یادگرفتم خداروشکرکمترشده ایناهمش اون نجوای چاقی هست هی میخوادادمارووسوسه میکنه که مسیررورها کنن ولی من محکم سرجام هستم روی شیطان دهن روکم کردم توهرکاروحرفه اشتباه میکنیم ولی بازبرمیگردیم به جای اول ویادگرفتیم نبایدنه ناراحت شدنه سرزنش بایدرها کردمهم درس گرفتن ازاین اشتباها دیگه نکرارش نکنیم درموردلاغری هم همنیطور هست یک فردمتناسب فرمول چاقی نداره اشتباه نمیکنه همچی درست رفتارمیکنه اگرم خطاکردبرمیگرده درست رفتارمیکنه ولی فردچاق دهنش پره ازرفتارهای اشتباه پیگیراخباروبرنامه های فضای مجازی نباشیم یامسایل دیگران ذهن ماقدرتمنده وماباهمین ذهن به لاغری میرسیم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت استاد روشن و دوستان همراهم
منم از وقتی وارد سایت شدم و لاغری با ذهن را شروع کردم اشتباهاتی داشتم اما هرگز به این فکر نکردم که چون اشتباه کردم رها کنم بعضی مواقع هنگام غذا خوردن متوجه یه حرکتی از خودم میشدم که دارم اشتباه میرم مثلا حس میکردم ولع دارم یت اینکه یکم پرخوری کردم سریع به خودم میگفتم اشکال نداره دفعه بعد پرخوری نمیکنم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد چون من مسیرم را باور دارم همیشه میگفتم استاد روشن هم اشتباه میکنه ولی ادامه میده منم ادامه میدم و همیشه ادامه دادم وادامه میدم چون راز موفقیت ادامه دادن هست .
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد بزرگوار
ار رفتار های اشتباهی که در گذشته در مورد چاقی داشتم بسیار زیاد هست
مثلا همین که اگه یه روز پرخوری میکردم دیگه همه چی رها میکردم
وفکر میکردم به قول معروف دنیا به آخر رسیده و دیگه جای جبران نیست
همین فکر اشتباه باعث چاقتر شدنم میشد ولی الان انقد ر به قدرت ذهن آگاه شدم که دیگه این ترس رو ندارن
یه مثال بزنم براتون از قدرت بی اندازه ذهن انسان
یادمه در زمان کرونا همه اهالی خانه کرونا گرفتن ومن هم دچار این بیماری شدم همه سریع به پزشک مراجعه کردن و کلی دارو درمان من چون از بچگی خیلی طرفدار قرص و دارو نبودم
گفتم به هیچ عنوان نمیرم پیش دکتر و دارو هم نمیخورمبدنم خودش بیماری رو معالجه میکنه چون باورم این بود
ولی بقیه همه دارو میخوزدن درمان میکردن وخیلی هم ناراحت بودن از رفتار من که چرا هیچ دارویی نمیخوری ونگران بودن
ولی در کمال تعجب من بعد از چهار یا پنج روز کامل خوب شدم وصعیف تر از بقیه دچار این بیماری شده بودم
وحالم کاملا خوب شد تا جایی که از بقیه افراد خانواده هم نگهداری میکردم
یادمه همسر و فرزندانم نزدیک دو هفته حتی بیشتر طول کشید تا کاملا بهبودی پیدا کنند در حالی که واقعا متعجب بودن که من حتی پیش دکتر هم نرفته بودم و دوره بیماری خودم فقط با استراحت و خوردن دم نوش گذرونده بودم واین برای من کلید ذهن رو روشن کرد که هرچی به ذهن باور بدی همون رو بهت میده
برای همین لاغری با ذهن رو باور کردم
و وارد این سرزمین شدم چون مطمعنم
راه درست همینه و هیچ راهی جز این راه به موفقیت ختم نمیشه
امروز با دیدن این فایل بازهم مصمم شدم و ایمان آوردم
از شما سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
اگر بخوام از اشتباه بگم در هر شرایطی از زندگی نه فقط لاغری من خیلی اشتباه دارم بعضی کوچک بعصی بزرگ و همش میگم اشکال نداره دوباره شروع کن اشکال نداره گذشت و هر وقت میخوام سرزنش کنم خودمو یاد فایلی می افتم که نباید خودمونو سر زنش کنیم و زود آرام میشم من گاهی پرخوری میکنم البته به نظر خودم پر خوری میاد چون من الان مدتیه زود سیر میشم اما گاهی با اینکه سیرم دوباره لقمه میگیرم بعضی موقع ها سریع میگم تو که سیری چرا میخودی و زود لقمه را از دستم میزارم زمین گاهی هم نه میگم اشکال نداره و میخورم اشتباهم اینجاست اما دوباره ادامه میدم میگم دفعه بعد رعایت میکنم
اشتباه دیگه اینکه با افراد چاقی که روبرو میشم توجهم میره سمت قسمت های چاق شون که بازم هم سعی میکنم سریع توجهمو بر دارم و یا اینکه گاهی توجهم میره سمت شکم خودم زود با خودم میگم اشکال نداره خوبه قشنگه این مهمان نا خوانده است به زودی میره
و اما این چند وقته هر جا میرم نوجهم میره سمت رفتار آدم ها ،مخصوصا متناسب ها که چطوری رفتار میکنن رفتارهای چاق ها را که میبینم همش میگم خدایا منم ایطوری بودم چند روز گذشته مهمان بودم جایی گوشه اتاق یه ترازو را دیدم که افراد آن خانه خودشون را وزن میکردند همسر منم رفت وزن کرد هر چی تلاش کردن که من برم وزن کنم نرفتم اونا همش از چاقی میگفتن نمیدونستم چطوری بحث را عوض کنم اما من دوباره حواسم رفت سمت عروس خانواده که چقدر لاغر بود با اینکه ۷ ماه بود زایمان کرده بود و گفتم بارداری هرگز باعث چاقی نمیشه وگرنه اینم باید چاق بود الان خدا را بینهایت شاکرم که مصمم شدم خیلی وگرنه منم باید وزن میکردم یکی دیگه اینکه قبل عید مربی باشگاه میخواست برنامه منو عوض کنه گفت برو رو وزنه گفتم من اجازه وزن کردن ندارم گفت نمیشه باید بدونم چند کیلو هستی خلاصه من گفتم باشه میرم رو وزنه اما لطفا بهم نگو منم نگاه نمیکنم وزن کردم مربی گفت وزن شما را گوشه برنامت مینویسم تو از رو برگه می بینی از اون روز برگه دست منه و از روش تمرین میکنم اما هیچ وقت چشمم به وزنم نیافتاده و من نمیدانم چند کیلو هستم بینهایت از تغییر خودم خوش حالم .
ممنون استاد روشن عزیز
با سلام
نسبت به قبل خیلی کمتر ریزه خواری می کنم.
یا وقتی حوصله مدیر میره و بیکارم تو خونه به جای این که برای خودم یه کاری بکنم میرم سر یخچال .
همه اینا نسبت به قبل خیلی کمتر شده اما بازم هست .
اما من خود متناسب چند سال پیشم رو بیادمم میارم که با این که متناسب بودم و ذهن لاغری داشتم اما گاهی پیش نیومد که این کارا رو می کردم.
پس مطمین میشم که اینا مانع لاغری من نمیشن .
وقتی یه اشتباه می کنیم باید خودمون رو ببخشیم و به خودمون فرصت جبران بدیم.
این که با یک اشتباه کلا کنار بکشیم تنبیه سخت و تا جوانمردانه ای هست در حق خودمون .
من قبلا بابت همه چی نسبت به خودم سخت میگرفتم و با کوچکترین اشتباه خودم رو سرزنش می کردم و اذیت میشدم ،اما حالا یاد گرفتم که انسان جایز الخطاست و ممکنه برای هر کسی پیش بیاد که اشتباه بکنه،پس خیلی ساده تر گرفتم و راحت رد میشم از قضیه.
سلام به استاد مهربانم
من شغلم تولید ی هست خیلی وقت پیش ها (شاید ۷ سال پیش شاید بیشتر ) ما ساق دست میزدیم البته روی اونها نقاشی می کردم همون موقع من هر روز می نشستم و مشغول نقاشی بودم و مدام با خودم فکر می کردم شوهرم چطوره که اینقد لاغره همش توجه می کردم به حرکاتش و خلاصه مدام به رفتارش و به لاغری توجه می کردم اون موقع من از قانون جذب اطلاعی نداشتم خلاصه بعد از شاید ۶ ماه توجه به شوهرم اشتهای من خیلی کم شد بقدری کم شده بود که حتی شوهرم می گفت چرا اینقد کم می خوری من میخندیدم در جواب می گفتم می خوام مثل شما لاغر بشم این پرسه اینقد ادامه پیدا کرد که من ۱۰ کیلو لاغر شدم و خانوادم ازم می پرسیدن چطور اینقد لاغر شدی منم در جواب می گفتم اشتها ندارم خیلی خوشحال بودم که اشتها ندارم
ولی باز دوباره به شوهرم دقت می کردم به خوراکش باخودم فکر می کردم چقد می خوره چقد پر خوراک چطور با این همه خوردن لاغر مونده آخه اون موقع خودم خیلی خیلی خیلی کم خوراک شده بودم و بنظرم می رسید اون خیلی می خوره
و باز به اشتباه و بدون اینکه متوجه باشم همش به خوردنش توجه می کردم باز متاسفانه خیلی زود دوباره اشتهام برگشت و باز اضافه وزنم برگشت الان که به اون موقع فکر می کنم متوجه می شم چه جالب واقعا توجه چیکار می کنه توجه زندگی را دگرگون میکنه
از شما استاد مهربان واز خدای مهربانم که این سایت و خودش سر راه من قرار داد متشکرم متشکرم متشکرم
من هرچی بیشتر بعد ب افراد لاغر توجه میکنم بیشتر متوجه میشم ک اصلا هیچ ارنباطی بین خوردن و چاقی نیست هرجور بخوان میخورند و لاغرند حود من وقتی لاغر بودم تا حدی میخواستم و حسم خوب بود میحوردم و هیچ فکری نمیکردم
بعصی اوقات زیاد میخوردم و بعدش هیچ فکر منفی ای نداشتم هیچی پس هیچ ربطی بین خوردن و چاقی نیست
واسه همین سعی میکنم بعد خوردن هیچی فک نکنم اگرم زیادم خوردم هیچ فکر منفی نداسته باشم و خودمو سرزنش نکنم
نشان های دریافت شده
با نام ویاد پروردگار ،
عرض ادب واحترام حضور استاد عزیزو دوستان گرامی
طبق معمول همیشه فایل ارزشمند ومفید بود ودقیقا به همین فکر می کردم ،یه وقتهایی پیش میاد که ما در مدارهای بدو اشتباهی می افتیم ،اعم از یه کار اشتباه درخوردن یا یک عکس العمل اشتباه به یک مو ضوعی ،بطور مثال من دیشب خیلی حالم بد شده بود ازشنیدن خبر قتل مهسا دختر سقزی که در تمام رسانه های خارجی وداخل پخش شد توسط نیروهای گشت ارشاد
وخوب این خبری تازه نبود از کشتار مکرر جوانان ما ،وباور کنید که طپش قلب گرفته بودم وحالت سکته به من دست داده بود وقلبم به شدت درد می کرد خوب بالاخره من هم یک مادرم وباخودم فکر می کردم که اگر برای فرزند من این اتفاقمی افتاد که بی گناه فقط بخاطر تارمویش کشته شود چه می شد ،واین فکری بود که نه تنها من مادر بلکه دیشب هزاران هزارمادر دیگر به ان فکر کرده بودند!
واین بود که خواستم بگم طبیعیه که ما درزندگی واکنشهای غیر معمولی نسبت به بعضی موضوعات ازخودمان بروز بدهیم ،ولی مهم این است که در آن چرخه ناراحتی باقی نمانیم .
ومن با دعا کردن وفرستادن انرژی های خوب سعی کردم تنها کار مفیدی که ازدستم برمی آید هم بر خودم مسلط بشوم وهم کار مفیدتری برای مردم سرزمینم انجام بدهم .
که خوب اگر دیشب درآن حالت بد می ماندم ،کاربه جاهای بدتری می کشید .
که اتفاقا با گوش دادن به فایل امروز بیشتر به خودم متذکر شدم که هنر زندگی دراین است که بتوانی زندگی وحالات روحی خودت را درهر زمینه ای حفظ کنیم.،وبرروی خودمان کنترل داشته باشیم والبته طبیعی است که هرانسانی ا
شتباه می کند ولی ماندن درآن اشتباه بسی بزرگتراست
واما در مورد من هم در رابطه با غذاها پیش امده که گاهی خودم را سرزنش کرده ام که چرا زیاده روی کردی بین سنگین شدی،دلت دردگرفته.،ولی یادگرفته ام که باتکرار اینکه به خودم بگم ،اشکالی نداره ،ازاین به بعد بیشتر حواسم است ،به ناراحتی ادامه نداده ام ،
چون ماندن در یک حس بد ،اون وضعیت مارا بدتر می کند،البته با توجه به اموزشها وگوش دادن به فایلها همچنان درحال یادگیری هستم گاهی درنوشت دیدگاهم درسایت تنبلی می کنم راستش لب تاپم مدتی است خراب شده ومجبورم در گوشی موبایلم بنویسم ،برای همین کمی سخت شده برام ولی عادت کرده ام که با گوش دادن به هرفایلی برای خودم اول توضیح بدم وسپس نکته برداری کنم .
که همین کار خیلی در تاثیر گذاری موضوعات لاغر ی برروی ذهنم اثر داشته.
من خیلی در این مدتی که در دوره آموزشی هستم به علت علاقه زیادم وشوروشوقی که به این مسیردارم ،می توانم اعتراف کنم که ازیک آگاهی خوبی درمورد خودم وقدرت درونم برخوردار شدم که توانسته کمک زیادی درروند زندگیم ،روابطم ،شغلم وخو ردوخوراکم بکند.
وهمچنان متناسب وسرحال وموفق بمانم
خدایا شکرت برای این آگاهیها وممنون وسپاسگزار از استاد عزیز ورهنمودهاشون!
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان هم مسیر
امیدوارم حالتون خوب باشه ،
و همینطور که استاد فرمودند بخاطر اشتباهات کمی که در روز یا هفته انجام میدید خودتون رو اذیت و سرزنش نکنید و با این کار حال خودتون رو بد نکنید.
من که واقعا در این زمینه تغییر کردم و اون عذاب وجدان و نارحتی که بعد چند لقمه بیشتر خوردن میگرفتم الان ندارم،
و فوری میگم اگه اونقدر بهش فکر کنم دارم اون فکر رو تکرار میکنم و باعث میشم اشتباهم بزرگ بشه تو ذهنم و باعث چاقی میشه.
جملاتی که به نظرم کلیدی بودند توی این فایل :
هر روز یه آگاهی صحیح به ذهنمون وارد کنیم .
یه آگاهی صحیح آگاهی هستش که در من احساس خوبی ایجاد کنه.
در مورد لاغری هم حق اشتباه برای خودمون قائل باشیم.
ذهنی که پر از فرمولهای چاقی هستش طبیعی که خطا کنه.
بسیار مهمه که دنبال اخبار و حوادث و…نباشیم.
افراد موفق توجه بسیار کمی روی مسائل و مشکلات پیرامون خودشان دارند,حاشیه نمیروند.
از سرزنش کردن خود دست برداریم.
راضی باشیم از رفتار خودمون.
تصاویر ایجاد شده در ذهن باقی میمانند اما آن تصاویری که مورد توجه ما قرار میگیرند توسط مغز به واقعیت زندگی ما تبدیل می شوند.
ممنونم خدایا
ممنونم استاد عزیز
نشان های دریافت شده
سلام
در طی کردن مسیر لاغری با ذهن و زوم کردن روی رفتارم به موادغذایی یه سری تجربیات به دست آوردم :
اول اینکه من متوجه شدم
من بعضی از غذاها رو زیاد میخورم وبه اصطلاح پرخوری میکنم
ومن بعضی ازغذاها رو کمتر میخورم شاید درحد سیری .
آخه چرا؟؟
کم کم متوجه شدم که بعضی از غذاها را در ذهنم بهش خیلی بها دادم یا بها دادن به بعضی از غذاها رو یادگرفتم از خانواده و اجتماع .
چون متوجه شدم همکارام هم این حساسیت به بعضی غذاها را دارن .
اما چطور؟
متوجه شدم که خوردن کباب و گوشت در خانه ما به علت دوست داشتن پدرم خیلی در ذهنم لذت بخش شد .
کباب وگوشت باعث قوی شدن میشه
گوشت باعث میشه صورتمون رنگ و روش زیبا بشه .
گوشت باعث میشه که وقتی مریض شدیم زودتر خوب شویم
و مجلس عروسی سر سفره گوشت میزارن.
کشتی گیران مازندرانی که درجهان اولن به خاطر تغذیه عالی هستش که گوشت و برنج در صدر تغذیه عالی هست .
قیمتش بالاست پس باارزش هست و…
و متوجه شدم وقتی همکارام تو خونه بعضی غذا مثل قیمه یا ماهی و.. رو درست میکنن چیزی رو بازگو نمیکنن واما وقتی جایی برای صرف کباب میرن مرتب با آب وتاب حلاجی میکنن و اونجا متوجه شدم که ریشه در فرهنگ ما شمالیها داره و نمیگم کشور چون من از شهرهای دیگه بی اطلاعم .
وآنقدر مصرف گوشت در ذهنم لذت بخش شده که متوجه میشدم شبهایی که آبگوشت داریم من چندتا کاسه بزرگ میخوردم یا شامی و …
نمیگم گوشت باعث چاقی میشه منظورم اینه که چون در ذهنم بهش بها میدادم به طور ناخودآگاه وقتی این غذاها رو داشتیم مغزم دستور به پرخوری میداد تا لذتش رو تجربه کنه .
وهم پرخوری میکردم طوری که بعدش سریع خوابم میگرفت .
البته برای هرکسی باتوجه به شهر ومنطقه ای و محیطی که زندگی میکنهنوع غذا فرق داره .
چون من به شخصه از شیرینی جات و … خوشم نمیومد و وقتی چاق هم بودم درحد کمی میخوردم چون در خونه از این مواد غذایی تا اونجایی که یادم میاد خاطره ای نداشتم فقط دراین حد که خوردن شیرینی جات اشتهاتون رو کور میکنه و جلوی غذا خوردنتون رو میگیره .
یا باعث میشه دندون آدم گزگز کنه .
به خاطر این خاطره های شیرین که از هرنوع مواد غذایی در ذهنمون خودمان ایجاد کردیم میل به پرخوری درما بیشتر شده . و اینکه با سرزنش و عذاب وجدان و کم خوردن کار به جایی پیش نمیره .
من وقتی این قضیه رو متوجه شدم و خیلی زیاد باخودم یا اطرافیانم میگم که غذاها هیچ فرقی باهم ندارن . مرتب میگم و هرغذایی یه خاصیتی داره .
بعد مدتی کم کم متوجه شدم میلم به خوردن فراورده های گوشتی خیلی کم شده و ذهنم هم خیلی خوب کمکم میکنه و میلم نمیکشه به خوردنش .
بعد رفع این مانع ذهنی کم کم روند لاغریم سرعت گرفت انگار از دنده ۱ رفت روی سه .
وبارها به خودم میگم غذاها هیج فرقی باهم ندارن .
میدونم به تعداد سالهایی که توذهنم مرور شده این فرمول چموش بد جور توذهنم جا خشک کرده .
اما باصدای بلند به خودم میگم غذاها هیچ فرقی باهم ندارن .
تا برای ذهنم اثبات بشه و دستورات جدیدی به مغز بده .
به ذهنم میگم نگاه بابا اینهمه گوشت دوست داره و ما رو هم تشویق میکنه به خوردنش .
پس چرا علیرغم چاقیش چرا دوتا جوراب کلفت میپوشه اما مادرم لاغره یه دونه معمولی .
چرا پدرم از درد زانو میلنگه اما مادرم نه .
چرا پدرم همش سردشه اما مادرم نه .و…
پس کو سلامتی که به خوردن گوشت نسبت میداد واقعا کو
چرا گوشت که چربی داره جلوی سرما وسردی پدرم رو نمیگیره
چرا دوقدم راه رو باید آژانس بگیره .
پس اینهایی که من این سالها شنیدم صحت نداره و من ناآگاهانه تو این سالها به خاطر این لذتی که درذهنم ایجاد کردم دچار عذاب شدم .
چون ذهن ما هرمسیری که براش لذت بخش باشه رو دنبال میکنه و رنج و سختی رو نمیپذیره
من اشتباهی که گاها میکنم تو این مسیر . اینطوریه که مثلا میرم یه لیوان آب بخورم چشم به ازگیل میافته برمیدارم میخورم یا کاهو یا … . بعدش باخودم میگم من اومدم واسه چه کاری . پس این رفتارها در شان من نیست .
همین دیشب و امروز صبح اینطوری شدم اما رفتارم رو کنترل کردم .
شاید بگید کاهو و ازگیل و… که چاق نمیکنه زیاد سخت میگیری ولی من دیگه موضوع چاقی الانا برام اولویت دوم هست اولویت اولم درست رفتار کردن هست و دارم روش کار میکنم .
سپاس از خدای متعال بابت هدایتم به این مسیر آرامبخش و سپاس از استاد بزرگوار بابت آموزشها وپشتیبانی بی نظیرش که هیج موضوع چاقی از دیدش مخفی نیست و درآموزش سنگ تمام میزاره .