0

قدرت ذهن یا قدرت فکر؟ کدام شما را واقعاً لاغر می‌کند؟ (گام ۱۶)

قدرت ذهن
اندازه متن

خیلی از آدمای چاق، سال‌هاست توی یه چرخه‌ی تکراری گیر افتادن: رژیم، ورزش، شکست، دوباره شروع… 😓

ولی واقعیت اینه که چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمی‌دونن، اشتباهی بزرگ می‌کنن!

اونا با خودشون فکر می‌کنن: «باید اراده کنم! باید تصمیم بگیرم! باید جلوی خودمو بگیرم!» 🤯

اما اینا همش کار فکره نه ذهن… و درست مثل اینه که بخوای با یه قایق پارویی، وسط طوفان حرکت کنی 🚣‍♀️🌪️

تا وقتی قدرت ذهن رو وارد بازی نکردی، بدنت همراهیت نمی‌کنه. چون ریشه‌ی اضافه‌وزن، توی ذهنته نه فقط توی فکرهات! 🧠💫

تفاوت فکر و ذهن در لاغری 🤯🧠

اگه تا حالا بارها رژیم گرفتی 🍽️، ورزش کردی 🏃‍♀️، یا حتی قرص لاغری خوردی 😣 ولی باز هم به نتیجه نرسیدی… شاید چون فقط داشتی با فکرت لاغر می‌شدی، نه با ذهنت!

و این یه فرق خیلی بزرگه که قراره همین‌جا با هم کشفش کنیم ✨

تفاوت فکر و ذهن در لاغری

خب، اصلاً فرق فکر و ذهن چیه؟ 🤔

فکر یعنی چیزی که در لحظه توی مغزت میاد و می‌ره… مثل یه ابر که از آسمون ذهنت عبور می‌کنه ☁️

ولی ذهن یعنی جایی که این فکرها اگه تکرار بشن، ته‌نشین می‌شن و تبدیل به باور، نگرش، و حتی هویتت می‌شن 💾

فکرها دو دسته‌ان:

۱. افکار اولیه

۲. افکار ثانویه

🧠 افکار اولیه چی‌ان؟

تصور کن داری تو خیابون قدم می‌زنی 🚶‍♀️یهو یه صحنه‌ای می‌بینی… مثلاً یه تبلیغ خوراکی خوشمزه 😋

تو همون لحظه یه فکر تو ذهنت جرقه می‌زنه: «واااای، چقدر دلم بستنی می‌خواد!» 🍦

این فکرِ لحظه‌ای، یه فکر اولیه‌ست. سریع، گذرا و حاصل محرک‌های بیرونی.

🔁 افکار ثانویه چطور شکل می‌گیرن؟

چند ساعت بعد، برگشتی خونه… نشستی رو مبل و یهو دوباره یاد اون بستنی افتادی 😅

شروع می‌کنی با خودت حرف زدن: «حالا یه بار چی می‌شه؟ مگه آدم چقدر عمر می‌کنه؟ اصلاً من که همیشه چاقم!»

و باز هم اون فکر اولیه رو مرور می‌کنی و تکرارش می‌کنی… به این می‌گن فکر ثانویه. یعنی بازبینی و نشخوار همون فکر اولیه.

حالا این چه ربطی به لاغری داره؟ 🤨

اینجاست که می‌رسیم به تفاوت فکر و ذهن در لاغری👇

🔹 فکر فقط در لحظه می‌گه: “الان دلم می‌خواد بخورم!”

🔹 ولی ذهن وقتی اون فکر رو بارها بشنوه، باور می‌کنه که تو نمی‌تونی جلوی خوراکی‌ها مقاومت کنی 😮‍💨

و وقتی ذهن یه چیزو باور کنه، دیگه اون باور بخشی از هویتت می‌شه!

یعنی تو دیگه خودتو “آدم چاقی که نمی‌تونه کنترل کنه” تصور می‌کنی، نه “کسی که در مسیر لاغریه” 🙅‍♀️✨

برای اینکه لاغری‌ات ماندگار باشه باید تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی، باید از سطح فکر بیای پایین‌تر و وارد ذهن بشی، باید حواست باشه چه فکرایی رو بارها مرور می‌کنی، چون مرورهای مکرر، ذهن رو برنامه‌ریزی می‌کنن 📡

لاغری با فکر؟ یا با ذهن؟ 🤯🧠

تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همون چیزیه که سال‌ها نمی‌دونستم و همین باعث می‌شد دوباره و دوباره شکست بخورم… 😞

سال‌ها بود که اضافه وزن داشتم و از این بابت کلی ناراحت بودم 😔 همیشه دنبال یه راه نجات بودم؛ هر کی یه رژیم جدید معرفی می‌کرد، هر کانال تلویزیونی یه روش خاص تبلیغ می‌کرد، من اولین نفر بودم که ذوق‌زده می‌شدم! 😍🍽️

این تصمیما همه‌شون تو سطح فکر من بودن.

یعنی فقط یه تصمیم لحظه‌ای، بدون اینکه توی ذهنم جای محکمی باز کرده باشن. مثل یه نسیم که میاد و می‌ره… 🌬️

با انگیزه‌ی زیاد غذامو وزن می‌کردم، ساعت می‌ذاشتم برای خوردن، حتی از بقیه می‌خواستم حمایتم کنن 🥗⌛

می‌گفتم: «من دیگه آدم قبلی نیستم، الان دیگه جدی‌ام!» 🙌

ولی… بعد از چند روز، اون هیجان اولیه کم می‌شد.

برنامه رژیم برام سخت می‌شد، دلم غذای معمولی خودمون رو می‌خواست، یه چیزی ته دلم می‌گفت:

«آخه تا کی باید این‌طوری غذا بخورم؟! اصلاً این زندگیه؟!» 😩🍕🍟

افکارم شروع می‌کردن به نجوا کردن:

  • «همه دارن می‌خورن، فقط من باید محدود باشم؟»
  • «یه کم که بخورم چی می‌شه؟»
  • «مگه یه تیکه شیرینی چقدر کالری داره؟» 😅

و همون فکرهای ثانویه که پشت هم مرور می‌شدن، کم‌کم منو از مسیر بیرون می‌کشیدن 😞 تا اینکه رژیم رو ول می‌کردم و برگشتم سر خونه‌ی اول ⭕️

اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری روشن می‌شه! ✨

من فقط داشتم با فکر تصمیم می‌گرفتم لاغر بشم، ولی ذهنم هنوز باور نداشت که من می‌تونم! و تا وقتی ذهن باهات همراه نباشه، فکرها فقط مثل باد میان و می‌رن… 🍃

💭🧠 تفاوت فکر و ذهن در لاغری

خیلی وقتا وقتی درباره لاغری با ذهن صحبت می‌شه، سریع می‌ریم سراغ فکر کردن! اما واقعیت اینه که فکر و ذهن دو تا چیز کاملاً متفاوتن، مخصوصاً وقتی پای لاغر شدن وسط باشه! 😌

فکر همون چیزیه که توی مغز ما تولید می‌شه. یه جور صدا توی سر که هی میاد و می‌ره، مثل:

  • «الان مسواک نزدم، باید بزنم!»
  • «چرا دیروز بیشتر خوردم؟»
  • «اگه رژیم فلانی رو شروع کنم چی می‌شه؟»

فکرها مثل جرقه‌ان؛ زود میان و زود هم خاموش می‌شن 🔦 بیشتر وقتا هم شخصی نیستن. یعنی ممکنه درباره هر چیزی باشن: یه نفر، یه موقعیت، یه خاطره یا حتی فقط یه جمله‌ای که شنیدی.

ذهن مفهومی پیچیده در روان‌شناسی و فلسفه است که به مجموعه‌ای از فرآیندهای روانی مانند تفکر، احساس، ادراک، حافظه و تصمیم‌گیری اشاره دارد.

ذهن یه چیز عمیق‌تره… یه فضای کاملاً شخصی، جایی تو وجودت که پر شده از:

  • باورها
  • انتظارات
  • خاطرات ثبت‌شده
  • حس‌ات نسبت به خودت

ذهن تو یه فضای مخفی و درونی‌ه که هیچ‌کس غیر از خودت نمی‌تونه واردش بشه.

📌 اون چیزی که توی زندگی تجربه می‌کنی، مثل چاقی یا لاغری، نتیجه‌ی مستقیم انتظاریه که ذهنت از “خودت” داره.

💡 تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همین‌جاست!

فرض کن الان به زمانی فکر کن که لاغر بودی یا حداقل یه دوره‌ای که از وضعیت جسمی‌ات راضی‌تر بودی.

اون لحظه‌ها، فکر می‌کنی که ای کاش به اون وضعیت برگردی… ولی ذهن تو چی می‌گه؟

😕 ذهن می‌گه: «نه! تو همینی. تو همیشه چاق بودی!»

و اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری خیلی واضح می‌شه!

چرا بیشتر تلاش‌هامون نتیجه نمی‌ده؟ 🌀

چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمی دونیم و اغلب فقط با فکر جلو می‌ریم. می‌خوایم با چند تا جمله‌ی انگیزشی، فایل صوتی یا رژیم غذایی ذهن‌مون رو قانع کنیم.

در حالی‌که ذهن هنوز همون باور قبلی رو داره:

📣 «تو همیشه چاق می‌مونی!» و تا زمانی که ذهن تغییر نکنه، جسم هم تغییر نمی‌کنه.

حالا چطور می‌شه ذهن رو تغییر داد؟ 🌱

برای تغییر ذهن، باید ابتدا تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی و سپس محتوای درونش رو عوض کنیم. و بهترین راه برای این کار؟

🔁 بودن در یک فضای جدیده!

مثل چی؟

  • حضور در سایت تناسب فکری
  • خوندن نوشته‌های افراد دیگه
  • دیدن نتایج شگفت‌انگیز کسانی که با ذهنشون لاغر شدن 📸
  • انجام تمرینات روزانه
  • و مهم‌تر از همه: احساس خوب داشتن 😍

مثال واقعی از فرآیند تغییر ذهن 👇

فرض کن یه نفر سال‌هاست با اضافه وزن دست و پنجه نرم کرده. کلی رژیم و ورزش و برنامه رو امتحان کرده ولی بی‌نتیجه.

تا اینکه یه روز از طریق یک دوست یا جست‌وجو توی اینترنت با سایت تناسب فکری آشنا می‌شه.

ناگهان حس می‌کنه یه جرقه‌ی امید توی دلش روشن شده ✨

شروع می‌کنه به خوندن محتوا، دیدن فایل‌ها، نوشتن تمرین‌ها و هر روز بیشتر از قبل احساس خوبی پیدا می‌کنه.

اما هنوز ذهنش می‌گه: “تو چاقی!” 😟

با اینکه اشتیاق داره، هنوز ذهنش تغییر نکرده.

اما همین موندن تو فضای لاغری و ادامه دادن تمرین‌ها باعث می‌شه ذره ذره انتظارش از خودش تغییر کنه.

تا اینکه یه روز، ذهنش می‌گه: 🎉 «تو داری لاغر می‌شی!»

و درست از همین لحظه، بدنش هم شروع می‌کنه به همراهی… 💃🍃

جمع‌بندی دوست‌داشتنی 🎁

📌 فکر، سطحیه. میاد و می‌ره.

📌 ذهن، عمقی و ماندگاره. زندگی‌مون رو می‌سازه.

📌 تفاوت فکر و ذهن در لاغری یعنی تلاش بی‌نتیجه با فکر، و تغییر واقعی با ذهن.

📌 با انجام تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها، ذهن کم‌کم متناسب می‌شه… و بعد جسم هم دنبالش میاد!

✍️ تمرین آموزشی – تفاوت فکر و ذهن در لاغری 📘

حالا که درباره تفاوت فکر و ذهن در لاغری مطالب مهمی خوندی، وقتشه این آگاهی رو توی ذهن و جانت ثبت کنی. چون فقط با مرور و نوشتن هست که اطلاعات سطحی به باور ذهنی تبدیل می‌شن و مسیر تغییر جسم آغاز می‌شه 🌱✨

تمرین این جلسه خیلی مهمه چون بهت کمک می‌کنه بفهمی تا امروز بیشتر با فکر برای لاغر شدن تلاش کردی یا با ذهن! 🤔

✅ تمرین امروز:

  • 🧠 به زبان ساده، تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو بنویس. مثالی هم از زندگی روزمره‌ات بیار.
  • 📌 در روش‌هایی که قبلاً برای لاغری استفاده کردی، چقدر واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟
  • ⚖️ در این سال‌هایی که اضافه‌وزن داشتی، بیشتر منتظر چاقی بودی یا لاغری؟
  • 🌟 در چه زمان‌هایی یا چه کارهایی باعث شد انتظار لاغر شدن در تو شکل بگیره؟
  • 🔁 به نظرت، تغییر ذهن برای لاغر شدن چطور اتفاق می‌افته؟ چقدر براش زمان و تمرین لازمه؟
  • 📝 از محتوای ویدیوی آموزشی امروز، برای خودت یه تمرین طراحی کن و در بخش دیدگاه بنویس.

💬 ازت دعوت می‌کنم همین حالا تمرینت رو در بخش دیدگاه بنویسی.

با نوشتن، ذهن تو وارد فضای لاغری می‌شه و این بزرگ‌ترین قدم برای درک تفاوت فکر و ذهن در لاغری و ساختن یه ذهن متناسبه 💖

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.38 از 93 رای

فایل صوتی لاغری با ذهن است یا فکر

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=23892
143 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۲/۰۲/۱۴ ۰۰:۰۳
      مدت عضویت: 1206 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 867 کلمه

      به نام خداوند هدايتگرم

      سلام به استاد عزيزم

      اين فايل رو بايد هر روز گوش بدم انقدر كه دست ميزاره روي لايه هاي پنهان ذهن من

      با توجه به گفتگویی که با خود درباره چاقی یا لاغری دارید به وضوح می توانید میزان تغییر انتظار خودتان را بررسی کنید.

      با خط بالا و گفتگوهاي دروني موافقم

      از چند روز پيش كه توي يكي از تمرين ها گفتم كه به اين درك رسيدم كه بايد همين بدنم رو دوست داشته باشم و به ذهنم رسيد من كه خريد لباس ها رو هي موكول ميكنم به بعد از لاغري ، حالا برم براي خودم لباس بخرم به نشانه اينكه همين بدنم رو دوست دارم 

      اين كار رو كردم با اينكه در اتاق پرو متوجه شدم مهمان ناخوانده بيشتر جا بازكرده در بدنم 

      از اين اتفاق ناراحت نشدم بلكه جدي تر شدم 

      دوتا لباس براي خودم خريدم و جلوي آينه اتاق پرو به بدنم گفتم تو با من همكاري كن من قول ميدم بهترين ها رو برات بخرم و اگر الان بيشتر برات خريد نميكنم براي اينه كه ميدونم در ماههاي آينده انقدر عالي تر از ايني كه هستي ميشي كه من كلي برات خريد خواهم كرد 

      اين يك تغيير بود براي من

      دفعه هاي قبل من حالم بد ميشد و نفرت از چاقي رو در اتاق پرو حس ميكردم

      اما الان حس انتظار رو در خودم ديدم

      جدي تر شدم و به خودم گفتم بايد عميق تر خودم رو دوست داشته باشم 

      بايد تمرينات رو قوي تر انجام بدم

      توي چهار پنج روز گذشته توي سايت اومدم و تمريناتم رو خوندم

      ديدم كجاها چيزايي نوشتم كه بهش عمل نكردم و شروع كردم به عمل كردنش

      و نتيجه اين شد كه من قبلا فستينگ (روزه) زياد ميگرفتم 

      كه در طول دو سال گذشته اصلا نتونسته بودم مدت دار انجامش بدم

      يادمه اوايل كه با فستينگ آشنا شده بودم با دوست متناسبم درباره اش حرف زدم و براش توضيح دادم كه فستينگ چقدر براي بدن و سلامتي مفيد 

      و ديدم دوست متناسبم در جواب من گفت “ اوووو پس من هر روز بدون اينكه خودم بدونم فست هستم”

      بعد از اينكه تمرينات هفته هاي گذشته رو خوندم ديدم يه جايي نوشته بودم من دوست متناسبم رو ميارم توي ذهنم و تمام كارهايي كه اون انجام ميده رو الگو برداري ميكنم

      و الان كه دوست داشتم فستينگ رو انجام بدم و نميتونستم ، از اون حرف دوستم كمك گرفتم

      و گفتم ايندفعه فستينگ مترادف ميشه با رفتار يك فرد متناسب كه من ميشناسمش 

      شنيده بودم كه شما مثال زديد از اينكه با چشم تمرين انجام ميديد و ميبينيد يك فرد لاغر چند تا قند با چاييش ميخوره و يك فرد با مهمان ناخوانده چقدر قند ميخوره

      اين نوع نگاه فرق داره با اون زمان كه شما در رژيمي قند رو كم ميكرديد چون شيده بوديد قند باعث مهمان ناخوانده ميشه

      و اين فستينگ ايندفعه من با فستينگ هاي دفعه قبلم فرق داره 

      من با الگو برداري از دوست متناسبم كه شب شام كه ميخوره تا ۱ عصر فردا ديگه چيزي نميخوره 

      و من كه براش فست رو توضيح دادم گفت من كه هر روز تا ۱ عصر چيزي نميخورم 

      و ذهن من در همون اولين روز مقاومتش شكست و من كه دو سال بود دوست داشتم دوباره به فست برگردم به راحتي دوباره دارم فست ميگيرم و بسيار خوشحالم از اينكه تونستم ايندفعه با آموزش هاي جديد ، كار رو حرفه اي شروع كنم ..كه نتايجش هم بسيار شگفت انگيز تر از قبل خواهد بود به اميد خدا

      درباره فستينگ ايندفعه ام يك توضيحي بدم كه شما و خوانندگان متوجه باشن كه اين از روي اين نيست كه من رد كردم لاغري با ذهن رو 

      فستينگ براي من مثل ماهي لجن خوار هست درون آكواريوم

      فستينگ هم همونقدر بدن من رو تميز ميكنه

      امروز اولين وعده اي كه براي باز كردن فست براي خودم آماده كردم املتي بود كه توش سيب زميني داشت

      اگر با باورهاي دو سال قبلم بودم ميگفتم كه نه سيب زميني براي متناسب شدن مفيد نيست و نميخوردم 

      امروز تا اودم سيب زميني خورد كنم، صدايي از توي سرم گفت اينهمه ۱۶ ساعت هيچي نخوردي الان ميخواهي سيب زميني بخوري كه چي !!

      من همون موقع متوجه شدم اين نشات گرفته از باورهاي قبلي من هست و گفتم چه ربطي داره …هيچ ماده غذايي نيست كه من رو متناسب كنه و برعكس …اين نحوه رفتار من با مواد غذايي هست كه تعيين كننده تغييرات در من هست….

      استاد يه نكته از شما سوال ميكنم درباره عبارات تاكيدي

      مگه ما نميگيم ورودي هاي ذهني ما هستن كه شرايط زندگي ما رو رقم ميزنن

      اگر ما عبارت تاكيدي براي لاغري بگيم يه ورودي مناسب داريم وارد ذهنمون ميكنيم كه نتيجه اش ميشه لاغري

      سوال :

      اگر اين روند رو براي يك مدت طولاني ادامه بديم ، آيا ميتونيم بگيم ذهن ما اين روند رو ميپذيره و فرمول هاي ذهني جديد شكل ميگيره و انتظار متناسب بودن رو براي ما هميشگي ميكنه؟ به قول شما عبارات تاكيدي  ميشه نفوذ كنه در ذهن ما ؟

      من فكر ميكنم فردي كه مثلا شش ماه با عبارات تاكيدي خودش رو متناسب نگه داشته ، گفتگوهاي ذهنيش هم بر اساس متناسب شدن شكل ميگيره و فرمول هاي متناسب بودن ايجاد شدن در مغزش

      سوال بعدي اينكه چطور ذهن رو اونطوري كه ميخواهيم  شكل بديم ؟

      من ميدونم كه يكيش اينه در اين سايت باشم و مطالب رو دنبال كنم 

      شكرگذاري رو ميدونم 

      لذت بردن از اون چيزي رو كه دارم رو ميدونم

      طعم هاي شبيهش رو پيدا كنم در اطرافم و هي بگم اين طعمو دوست دارم رو ميدونم 

      ممنونم از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۲ ۰۹:۰۶
      مدت عضویت: 1206 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,055 کلمه

      به نام خداي هدايتگرم 

      سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن عزيز

      گام ۱۶: با ذهن می شود لاغر شد اما با فکر نه!

      افکار در بیشتر مواقع شخصی نیستند یعنی مربوط به شما نمی شوند و شما درباره موضوع یا فردی دیگر در حال فکر کردن هستید….چطوري ميتونم از اين كار جلوگيري كنم؟؟

      با خوندن بقيه متن متوجه شدم بايد خودم رو در معرض اطلاعاتي كه ميخوام و بيشتر به اهدافم مربوط ميشه قرار بدم

      وقتی انتظار شما از خودتان چاقی باشد، صدایی درون شما همواره شما را از چاق تر شدن می ترساند، از نتیجه نگرفتن، از شکست خوردن، از لاغر نشدن، از بی فایده بودن و به هزار شکل مختلف سعی در مایوس کردن شما دارد.به مرور که انتظار شما از خودتان تغییر می کند گفتگوی درونی شما نیز تغییر می کند.این تغییر به این شکل است که در ابتدا لابه لای حرف های ناامید کننده بخش منفی، صدایی ضعیف به شما امید می دهد، انگیزه می دهد و شما را تشویق می کند که ادامه دهید.هرچه بیشتر ادامه دهید این صدا بلندتر و واضح تر می شود و به مرور صدای بخش منفی کم و کم تر می شود.

      اين بخش متن براي من خيلي قابل اهميت بود به نظرم چيزيه كه بايد مثل يك مپ هر روز خودمون رو باهاش بسنجيم…قبلش بايد بلد باشيم به خودمون و احساساتمون گوش بديم…بايد بتونيم ترس هارو ساكت كنيم …بايد باورهاي قبلي برامون بي اعتبار شده باشن

      خود من الان كه تا اينجاي صد گام اومد ترسم از كالري ها ريخته…ترسم از مواد غذايي ريخته …ترسم از كرب و هيدرات ريخته..اينا يعني انتظار تناسب اندارم داره در من شكل ميگيره 

      هنوز انتظار چاقي در من هست كه هنوز كاهش وزن ندارم …ولي قدرت اون باورها خيلي خيلي كم شده ولي هنوز هستن

      صداي ضعيفي كه بهم ميگه اين مسير درسته تقريبا داره بلند تر ميشه مخصوصا از وقتي دوره ورود به تصوير ذهني رو دارم كار ميكنم و اين خبر خوبيه براي من …مخصوصا كه خواب هام رنگ باورهاي تناسب اندام هستن.

      براي خودم هدف تعيين نكردم كه تا كي اگر به تناسب اندامم برسم خوشحال ميشم ..چون دارم سعي ميكنم به اين باور برسم كه همين كه دارم ياد ميگيرم تناسب اندارم چه جوريه خودش خوشحاليه …همين كه ديگه صداي بدنم ميشه مربي من و من رو به تناسب اندام ميرسونه خودش خوشحاليه ..همين كه ديگه برده رژيم هاي ديگه نيستم خودش خوشحاليه…

      • تفاوت فکر و ذهن چیست؟ با مثال از زندگی روزمره خود شرح دهید.

      اينكه من سالهاست دارم فكر ميكنم برنج باعث چاقي ميشه يه فكر هست كه به مرحله ثانويه رسيده و از اونجا كه من انتظار داشتم از برنج ، الان نگرش از ذهنم رد شده و از اون هم رد شده الان در ذهن من جا داره …كه همونطور كه در متن گفته شد ، فكر ها از طريق افراد در سر من ايجاد ميشن و من انقدر اونو تكرار كردم كه رفته توي ضمير نا خود آگاهم…

      چطور بفهمم كه رفته توي ضمير نا خودآگاهم؟

      اينطوري كه اول بفهمم ضمير ناخود آگاه و ذهنم هست كه فرمانده زندگي و رفتار هاي من هستن…چيزي كه در گام ۱۴ گفتيد …رفتارهای ما توسط مغز برنامه ریزی می شود اما مغز تحت تاثیر ذهن است.

      بارها شده به خودم گفتم رفتم رستوران فقط جوجه كباب با سالاد سفارش ميدم و برنج سفارش نميدم ….ولي رفتم رستوران و برنج و جوجه سفارش دادم…. چون در ضمير نا خودآگاهم يه عالمه اطلاعات دارم درباره برنج و انتظار دارم از برنج و چاقي و ذهنم نميدونه كه من اونو دوست ندارم((ذهن اصلا دوست دارم دوست ندارم رو نميدونه ..همونطور كه استاد گفتن ، ذهن ما نامحدود هست هر چيزي رو ميتونه قبول كنه اصل و بدل رو تشخيص نميده…هر چيز غير ممكني را ذهن ميپذيره و به واقعيت زندگي ما تبديلش ميكنه))…چون از اون اطلاعات زياد دارم …ذهن ميگه حتما دوسش داره كه انقدر اطلاعات ازش جمع كرده پس بزار خوشحالش كنم و دستور بدم برنج سفارش بده…

      {{استاد اينجا اگر اشتباه كردن تصحيح كنيد لطفا}}

      • در روش هایی که قبلا برای لاغری استفاده کرده اید به چه مقدار انتظار لاغر شدن در شما ایجاد شده است؟

      در روش هاي قبلي انتظار لاغري در من ايجاد نشده…فقط انتظار چاقي رو هي بزرگتر كردم

      • به نظر شما در سال هایی که اضافه وزن دارید میزان انتظار از چاقی در شما بیشتر بوده یا انتظار لاغری؟

      با توجه به اطلاعاتم تا الان ، انتظارم از چاقي بيشتر بوده…چون هي غير مستقيم با حساس شدن به مواد غذايي تصوير سازي كردم چاق تر شدن رو

      • در چه زمان هایی یا به واسطه انجام چه کارهایی انتظار لاغر شدن در شما ایجاد شده است؟

      اول اينكه تمام كارهايي كه تا حالا ميكردم براي تناسب اندارم رو بايد استوپ كنم 

      اين بزرگترين قدم براي ايجاد انتظار لاغري هست

      چون هيچ فرد متناسبي نه مثل من فكر ميكنه نه مثل من عمل ميكنه …چيزي كه در گام قبلي گفتيد در لاغري با ذهن ما هم قراره روي فكر كار كنيم هم روي عمل.چيزي كه در زژيم ها فقط روي عمل كار ميكنن…فقط نتيجه رو دستكاري ميكنن…ولي بايد اين خانه از ريشه بازسازي بشه

      • تغییر ذهن برای لاغر شدن را شرح دهید به چه صورت انجام می شود.

      زماني كه ما اطلاعات مفيدي درباره لاغري با ذهن به مغزمون بديم و استمرار داشته باشم در اين اطلاعات و هر روز خودمون رو بيشتر در معرض اين اطلاعات قرار بديم ، آروم آروم انتظار ما از چاقي تبديل ميشه به لاغري

      بعد از اينكه يه مدتي مستمر بوديم در اين مسير ، گفتگوهاي دروني در ما تغيير ميكنه…يواش يواش لبخند لاغري مياد روي لبمون…يواش يواش به كسايي كه مثل قبل خودمون فكر ميكنن در دلمون ميخنديم…اونجايي كه غذا زياد اومد و نخورديم ، يواش يواش هم گفتگوهاي دروني مثبت بلند تر ميشن هم ما انگيزمون بيشتر ميشه و تمام اينها هي داره اطلاعات رو از حالت ثانويه فراتر ميبره و ديگه انتظار چاقي در ذهن من شكل ميگيره…و بعد از يه مدتي شاهد خواهم بود كه ، مثل دوست متناسبم شايد راحت ۱۶ ساعت هيچي نخورم و من كه با تعجب ازش سوال ميكردم مگه مييييييشه ..يعني گرسنه نشدي …ميگه نه انقدر مشغول بودم كه اصلا يادم نبود غذا بخورم…

      جايي جسم شروع ميكنه به تغيير كه انتظار من از خودم لاغري هست

      چطوري اون انتظارها شكل ميگيره؟

      در معرض اطلاعات لاغري با فكر قرار بگيرم

      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید

      تمريني كه براي خودم ايجاد كردم اينه كه در بخش متن لينك هايي كه گذاشته شده رو هم برم ببينم چون اون مكمل اين فايل هست

      .

      با تشكر استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۲/۰۲/۱۶ ۰۵:۱۷
      مدت عضویت: 1206 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 8 کلمه

      درود بر شما استاد عزيزم

      حتما شركت خواهم كرد

      ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 12
گردونه هدایا گردونه هدایا