0

رمز و راز انگیزه برای لاغری: چگونه شروع کنیم و ادامه دهیم؟ (گام ۱۷)

اشتیاق داشتن
اندازه متن

خیلی از آدمایی که اضافه‌وزن دارن فکر می‌کنن چون انگیزه برای لاغری ندارن، نمی‌تونن لاغر بشن 😔

در حالی‌که اگه یه نگاهی به گذشته بندازن، می‌بینن زمان‌هایی بوده که با کلی انگیزه و اشتیاق 💪🔥 تصمیم گرفتن لاغر بشن…

اما بازم نتونستن نتیجه بگیرن! 🤷‍♀️

انگیزه برای لاغری داشتن یعنی چی؟ 🤔💭

همه‌مون دوست داریم لاغر بشیم، خوش‌اندام باشیم و راحت لباس‌هایی که دوست داریم رو بپوشیم 😍👗

ولی واقعیت اینه که خیلی وقتا انگیزه برای لاغری نداریم یا خیلی زود از بین میره 😓

در حالی‌که اشتیاق داشتن برای لاغر شدن یکی از مهم‌ترین پایه‌های موفقیته 💪✨

اما یه نکته‌ی مهم اینه که همین انگیزه، اگه درست نشناسیش، می‌تونه تبدیل بشه به یه مانع بزرگ تو مسیر لاغری 😮‍💨❌

تو مسیر لاغری با ذهن فقط هدف‌مون لاغر شدن نیست، بلکه قراره یاد بگیریم چطور با ذهن‌مون زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم 🌈🧠

و وقتی می‌فهمیم از این مسیر قراره چی به دست بیاریم، خودبه‌خود انگیزه برای لاغری توی وجودمون جون می‌گیره 🔥🌟

واقعیت اینه که لاغر شدن فقط یکی از صدها هدفیه که می‌تونیم توی زندگی‌مون تعیین کنیم 🎯

اما وقتی اضافه‌وزن داریم و نتونستیم به هدف لاغری برسیم، کم‌کم باور می‌کنیم که نمی‌تونیم به هیچ هدف دیگه‌ای هم برسیم 😔

یادم میاد اون سال‌ها که چاق بودم، خیلی چیزا برام بی‌اهمیت شده بود…

موفقیت‌های هنری، تحصیلی، حتی رویاهام… چون ته دلم فکر می‌کردم:

“من که عرضه لاغر شدن ندارم، پس به هیچ چیزی نمی‌رسم!” 😞💔

و این‌جوری بود که نداشتن انگیزه برای لاغری کم‌کم باعث شد هیچ انگیزه‌ای برای زندگی هم نداشته باشم.

اون روزا فقط داشتم زنده می‌موندم، نه اینکه واقعاً زندگی کنم. هر روز فقط درگیر حل کردن مشکلات و گذروندن روزها بودم 😵‍💫

ولی الان که مسیرم عوض شده و تونستم از اون دوران بیام بیرون، با تمام وجود می‌فهمم که:

زنده موندن با زندگی کردن زمین تا آسمون فرق داره ✨💖

انگیزه برای لاغریهدف از لاغر شدن

انگیزه برای لاغری و هدف از لاغر شدن 🎯💪

تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی وقتا انگار هیچ انگیزه‌ای برای لاغری نداریم؟ 😔

واقعیت اینه که وقتی فقط می‌خوایم زنده بمونیم و روزها رو به نحوی فقط بگذرونیم، دیگه هدف داشتن توی زندگی برامون معنی نداره.

همینجاست که خیلی از افراد چاق، وقتی انگیزه برای لاغری رو از دست می‌دن، با خودشون فکر می‌کنن:

«من دیگه نمی‌تونم لاغر شم…»

و نه فقط از لاغری، بلکه از خود زندگی هم دل می‌کَنن 😢💔

چرا؟ چون مهم‌ترین هدف زندگی، لذت بردن از لحظه‌هاست 💖

ولی وقتی کسی از بدنش، از آینه، از سبک زندگی‌اش راضی نیست، کم‌کم انگیزه‌اش برای همه‌چی کم‌رنگ می‌شه.

در این حالت فقط سعی می‌کنه یه‌جوری کارهاشو انجام بده، روزها رو بگذرونه و فقط زنده بمونه ⏳

اما کسی که می‌خواد زندگی کنه، از هر مشکلی که سر راهشه برای رسیدن به اهدافش استفاده می‌کنه 💡✨

یه دنیا فرق داره بین اینکه هر روز فقط دنبال حل کردن مشکلات همون روز باشی، یا اینکه از حل اون مشکلات، یه پله بری بالاتر، به سمت هدفی که خودت انتخاب کردی! 🪜🌈

توی مسیر لاغری با ذهن، هدف فقط لاغر شدن نیست… بلکه می‌خوایم انگیزه برای لاغری رو بهانه‌ای کنیم برای برگشتن به زندگی، برای ساختن روزهایی که لایقش هستیم 🌟😊

درسته، با چاقی هم می‌شه زنده موند، نفس کشید و روزها رو گذروند… اما کسی که هدفش لاغر شدنه، انتخاب کرده که تغییر کنه

حتی اگر هنوز چاقه، حتی اگر هنوز مشکلات زیادی داره، ولی داره هر روز یه قدم کوچیک برمی‌داره 👣🔥

اون شخص، چاقی رو به عنوان سرنوشت قبول نکرده! می‌خواد از این مانع رد بشه و برسه به خواسته‌هایی که سال‌ها ته دلش دنبالشون بوده… 🎈💭

برای همینم هست که باید یاد بگیریم ذهن‌مون چطوری کار می‌کنه تا هم مسیر لاغر شدن کوتاه‌تر بشه، هم ساده‌تر، هم لذت‌بخش‌تر 🤗🧠

لاغری آسان

هدف لاغری رو سخت و دست‌نیافتنی تعیین نکن! 🎯🚫

شاید تو هم مثل من بارها شنیده باشی که باید “هدف بزرگ تعیین کنی تا پیشرفت کنی!” 📚💥

یا توی کتاب‌های موفقیت خوندی که می‌گن:

«اگه هدفت دست‌نیافتنی نیست، پس به اندازه کافی بزرگ نیست!» 😵‍💫

درسته، هدف بزرگ ممکنه به ظاهر انگیزه‌ت رو زیاد کنه، ولی همیشه اینطوری پیش نمی‌ره…

منم یه زمانی با اشتیاق زیاد رفتم سراغ کتاب‌های موفقیت، قانون جذب و قدرت ذهن 📖✨

با خودم گفتم: “خب، پس باید هدف‌های خیلی بزرگ بچینم تا نشون بدم من قوی‌ام، بااراده‌ام، و آماده تغییرم!” 💪🔥

مثلاً می‌گفتم:

«من باید ۳۰ کیلو وزن کم کنم!»

«من باید توی ۳ ماه یه آدم جدید بشم!»

به این شکل می خواستم انگیزه برای لاغری رو در خودم افزایش بدم.

ولی راستشو بخوای… این هدف‌های عجیب و غول‌پیکر نه‌تنها کمکم نکرد، بلکه باعث شد از همون اول ناامید بشم 😞🚫

چرا؟ چون ذهن ما وقتی با یه هدف خیلی دور و بزرگ روبه‌رو می‌شه، سریع شروع می‌کنه به ترسیدن، شک کردن، عقب کشیدن 😖🧠

و نتیجه‌ش چی می‌شه؟

حرکت نمی‌کنی! شروع نمی‌کنی! یا نصفه رها می‌کنی! 😔

اما از وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم و تونستم به تناسب اندامی برسم که حتی توی رویا‌هام هم نبود ✨👗

فهمیدم که واسه داشتن انگیزه برای لاغری راهش این نیست که خودتو غرق هدف‌های سنگین کنی…

✅ راهش اینه که هدف لاغری رو ساده، واقعی و قابل‌انجام تعیین کنی.

یه قدم کوچیک، ولی واقعی! 👣🌱

«من می‌خوام این هفته فقط یاد بگیرم چطور آگاهانه‌تر غذا بخورم.» یا «می‌خوام این ماه فقط یک کیلو سبک‌تر بشم.»

همین هدف کوچیک می‌تونه کلی احساس خوب و انگیزه برات بیاره 🤩💚 و کم‌کم ذهنتم یاد می‌گیره بهت اعتماد کنه و باهات همکاری کنه ✨🧠

پس یادت باشه:

هدف لاغری باید جوری باشه که بشه برداشتش، نه فقط نگاهش کرد! 😉🎯

🎯 هدف‌های کوچیک برای لاغری انتخاب کن!

راستش رو بخوای، منم بارها تو مسیر تغییر کردن، دچار افت انگیزه شدم 😞 یه‌جایی وسط راه، اون اشتیاق اول مسیر کم‌رنگ شد و هی با خودم فکر می‌کردم:

“نکنه من نمی‌تونم ادامه بدم؟ نکنه این مسیر برای من نیست؟”

اما وقتی عمیق‌تر به قضیه نگاه کردم، متوجه شدم مشکل از خودم نبود…❗ مشکل از اون هدف‌های بزرگ و ترسناکی بود که برای خودم تعیین کرده بودم.

واقعیت اینه که وقتی یه هدف زیادی بزرگ و سنگین باشه، ذهن ناخودآگاه ما باهاش مشکل پیدا می‌کنه.

یعنی به جای اینکه کمکمون کنه حرکت کنیم، شروع می‌کنه به ترسوندنمون، بهونه آوردن، و در نهایت منصرف کردنمون 😬🧠

مثلاً شاید تو هم شده تصمیم بگیری لاغر شی، اما وقتی خاطرات بقیه رو می‌شنوی که چقدر رژیم سخت گرفتن، چقدر ورزش سنگین کردن یا چقدر زجر کشیدن…

همه اون شور و اشتیاقت تو چند دقیقه دود می‌شه و می‌ره هوا 😶‍🌫️💭

اینا اثر مستقیم اطلاعاتیه که ذهن ناخودآگاهت گرفته.

هرچی بیشتر به سختی‌ها فکر کنیم، ذهنمون بیشتر مارو از ادامه راه منصرف می‌کنه 🙅‍♀️

✅ راه حل چیه؟

خیلی ساده‌ست: هدف‌های کوچیک و شدنی برای خودت بچین! 💡👣

  • این هفته فقط یاد می‌گیرم کی سیرم و کی واقعاً گرسنه‌م. 🍽️
  • امروز فقط آگاه غذا می‌خورم، بدون قضاوت. 😌
  • این ماه فقط ۱ کیلو وزن کم می‌کنم، نه ۱۰ کیلو! ⚖️

اینجوری انگیزه برای لاغری در تو زنده می‌مونه ❤️ و هر موفقیت کوچیک، یه قدم بزرگ برای روحیه و عزت‌نفس توئه.

با هدف‌های کوچیک، ذهن تو هم باهات رفیق می‌شه نه دشمن 😊✨

مطالعه‌ای در مرکز پزشکی استرلینگ نشان داد که کاهش حدود ۰.۵ تا ۱ کیلوگرم در هفته، نه تنها قابل دستیابی‌تر است، بلکه احتمال بازگشت وزن را نیز کاهش می‌دهد.
این پیشرفت‌های کوچک منجر به بهبود سلامت کلی و کاهش خطر بیماری‌های مزمن می‌شود. 

این رویکرد باعث می‌شود که افراد با هر پیشرفت کوچکی، احساس رضایت و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشند.

پس یادت باشه: کوچیک شروع کن، ولی با عشق ادامه بده! 💕

چون همون قدم‌های کوچیک، آخرش می‌رسن به یه تغییر بزرگ و موندگار 🌈

✍️ تمرین آموزشی 📖

در مسیر لاغری با ذهن، مهم‌ترین سوخت شما برای ادامه دادن، انگیزه برای لاغری است. با همین تمرین قراره شعله‌ی این انگیزه رو توی وجودتون روشن‌تر کنید 🔥

مراحل تمرین:

  1. محتوای نوشتاری مربوط به انگیزه برای لاغری رو با دقت بخونید 📚
  2. ویدیوی آموزشی مربوطه رو ببینید 🎥
  3. به سوال‌های زیر به‌صورت انشایی و با صداقت پاسخ بدید 🖊️

📌 سوالات تمرینی:

  • 💭 به نظر شما برای لاغر شدن باید هدف‌های بزرگ تعیین کرد یا هدف‌های کوچیک؟ چرا؟
  • 📆 در گذشته برای لاغر شدن چطور هدف‌گذاری می‌کردید؟ نتیجه‌اش چی بود؟
  • ⚖️ آیا تا حالا برای چاق شدن هدف‌گذاری کردید؟ اگه آره، چطور چاق‌تر شدید؟
  • ❓ به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک می‌کنه یا مانعش می‌شه؟
  • 🎯 توی مسیر لاغری با ذهن چطور باید هدف تعیین کرد که هم عملی باشه هم انگیزه برای لاغری رو تقویت کنه؟

🧠 بعد از دیدن ویدیو، یه تمرین ذهنی برای خودت طراحی کن و توی بخش نظرات بنویس که چه کاری قراره انجام بدی تا انگیزه‌ات بیشتر بشه.
مثلاً: “من از فردا هر شب قبل خواب، ۲ دقیقه تصور می‌کنم بدن متناسبم رو و حس لذت لاغر شدن رو تو ذهنم می‌سازم” ✨

با انجام این تمرین، هم ذهن شما آموزش می‌بینه، هم کم‌کم از درون تغییر می‌کنید. مهم نیست چقدر راه مونده، مهم اینه که شما با انگیزه برای لاغری قدم گذاشتید تو مسیر درست 💪🌈

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.43 از 94 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=23711
120 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار م ا
      ۱۴۰۵/۰۵/۰۸ ۱۰:۵۴
      مدت عضویت: 752 روز
      امتیاز کاربر: 22175 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,056 کلمه

      بنام خدای مهربان

      سلام استاد ودوستان هم مسیر 

      گام 17

      من هم مثل همه دوست دارم لاغربشم خوش، اندام بشم وراحت لباسهایی که دوست را بتونم بپوشم وکارهایم را براحتی وبدون اذیت انجام بدم ولی واقعیت اینه که خیلی وقتاانگیزه برای لاعری ندارم یا خیلی زود ازبین میره اشتیاق داشتن برای لاغرشدن یکی از مهمترین پایه های موفقیته اما نکته مهم اینه که اگه انگیزه را درست نشناسم می تونه تبدیل بشه به یه مانع بزرگتر برای لاغری

      درمسیر لاغری با ذهن فقط هدف ما لاغرشدن نیست بلکه قراره یاد بگیریم چطور باذهن زندگی دلخواهمون روخلق کنیم واقعیت اینه که لاغرسدن فقط یکی از صدها هدفیه که می تونیمتوی زندگی مون تعیین کنبم اما وقتی اضافه وزن داریم ونتونستیم به هدف لاعری برسیم کم کم باور می کنیم که نمی تونیم به هیچ هدف دیگه ای برسیم من هم مثل شما قبلا برام همه چیزبی اهمیت بودچون ته دلم فکر میکردم من که عرضه لاغرشدن ندارم پس بههیچ چبز نمیرسم وقبلافقط داشتم زنده می موندم نه اینکه واقعا زندگی کنم هر روز فقط پرگیرحل کردن مشکلات وگذروندن روزهام بودم ولی الان که دراین مسیر زیبا هیتم تونستم از اون دوران بیخود بیام بیرون وبا تمام وجودم می فهم که زنده موندن بازندگی کردن زمین تا ایمان فرق داره من هم بعضی وقتها هبچ انگیزه ای برای لاعری ندارم واقعیت اینه که وقتی فقط می خوام زنده بمونم وروزهاروبه نحوی فقط، بگذرونم دیگه هدف توی زندگی برام معنی نداره وقتی انگیزه برای لاعرشدن رو از دست میدم باخودم فکر میکنم من دیگه نمیتونم لاغربشم نه فقط از لاغری بلکه از خودزندگی هم دل می کنم

      چون  مهمترین هدف از زندگی لذت بردن از لحظه هاست وقتی من از بدنم ازاینه از سبم زندگی ام راضی نیستم  کم کم انگیزه ام برای همه چیزکم رنگ مبشه ودراین حالت فقط سعی میکنم یه جوری کارهامو انجام بدم روزهارروبگذرونم وفقط زنده بمونم اما کسی که می خواد زندگی کنه از هر مشکلی که سر راهشه برای رسیدن به اهدافش استفاده میکنه توی مسیر لاغری باذهن هدف فقط لاغرسدن نیست بلکه میخواهیم انگیزه برای لاغری رو بهانه ای کنیم برای برگشتن به زندگی برای ساختن روزهایی که لایقش هستم درسته که با چاقی هم مبشه زنده موند نفس کشبد وروزهارا گذرونداما من که هدفم لاغر شدنه انتخاب کردم تغییر کنن درسته من هنوز چاقم هنوز مشکلات زیادی دارم ولی دارم هر روزیه قدمکوچک بر میدارم ومن چاقی را به عنوان سر نوشت قبول نکردم من میخواهم از این مانع رد بشم وبرسم به خواسته هایم که سالها هست که دنبالش بودم برای همین هیت که باید یاد بگیرم روی ذهنم چطور کار کنم تا هم مسیر لاغرشدن کوتاه بسه هم ساده تر وهم لذت بخشتر بسه من هم بارها شنیدم که باید هدف بزرگتعیینکنم تا پبشرفت کنم یا اگه هدفت دست یافتنی نیست پس پس به اندازه کافیبزرگ نیست درسته هدف ممکنه به ظاهر انگیزه رو زباد کنه ولی همیشه اینطوری پیش، نمیره من هم همبشه هدفهای بزرگ انتخاب می کردم و میگفتم من فوی هستم باراده هستم واماده تغییر هستم میگفتم من باید هر هفته 6کیلو کم کنم من باید زود لاغر بشم واینجوری می خواستم انگیزه برای لاغری را در خودم افزایش بدم ولی هیچ وقت من به این هدف هایم نرسیدم وباعث میشد من ناامید بشم چون ذهن ما وقتی با یه هدف خیلی دوروبزرگ روبه رومیشه سریع شروع میکنه به ترسیدن وشک کردن وعقب کشیدن ونتیجه اش این میشه که حرکت نکنیم شروع نکنیم یا نصفه رها کنیم من از وقتی دراین مسیر هستم خیلی از باورهایم تغییر کرده وذهنم تغییر کرده ودیگه باورهای چاقی درذهنم نیست ودیگه نبایدهدفهای بزرگ برای خودم انتخاب کنم باید هدف لاعری رو ساده واقعی وقتبل انجام تعیین کنم یه قدم کوچک ولی واقعی باشه من نی خواهم این هفته یاد بگیرم اگاهانه تر غذا بخورم من میخواهم هر ماه فقط یهکیلو سبکتر بشن واین هدفهای کوچک میتونه کلی احساس خوب وانگیزه برام بیاره وکم کم ذهنم یاد میگیره بهم اعتماد کنه وباهام همکاری کنه تا به تناسب اندام دلخواهم برسم واقعیت اینه که وقتی یه هدف زیاد بزرگ وسنگین باشه ذهن نا خوداگاه ما با هاش مشکل پیدا میکنه یعنی به جای اینکه کمک کنه تا حرکت  ککنیم شروع میکنه به ترسوندن وبهانه اوردن ودر نهایت منصرف میکنه هر چه بیشتر به یختی ها فکرکنیم ذهنمون بیشتر ما رواز ادامه راه منصرف میگنه اما راه حل خیلی ساده هست هدفهای کوچک وشدنی برای خودم بچینم این هفته فقط یاد میگیرم کی سیرم کی واقعا گرسنه ام امروزاگاه غذا میخورم بدون قضاوت ابن ماه فقط میخواهم یک کیلو کم کنم نه 10کیلو اینجوری انگیزه برای لاغری در من زنده می مونه وهر موفقیت کوچک یه قدم بزرگ برای روحیه وعزت نفس من هست با هدفهای کوچک ذهن من با من رقیق میشه نه دشمن من 

      من از قدمهای کوچک شروع میکنم وبا عشق ادامه میدم تا به هدفم برسم چون هدفهای کوچک اخرش یه تغییر برزگ وموندگار تبدیل مبشه 

      1به نظر من باید هدفهای کوچک انتخاب کنیم چون هر هدف کوچک مارا به هدفمون میرسونه برای ذهن هذفهای بزرگ سخت ودشوارهست ووسط، راه هدف را ول میکنهداما اگر کوچک باسه بهتر برای ذهن قتبل قبول هست ومیتوانیم با قدمهای کوچک به هدف مون برسیم وماندگار هم میشه 

      2من درگذشته هدفهای بزرگ برای خودم انتخاب میکردم ومی خواستم من زودتر لاعربشم وبرای خودم هدف تعیین میکردم باید 30یا40کیلو باید لاعربشم وهمیشه هدفهای لزرگ برای خودم انتخاب میکردم اما من هیچ وقت به هدفم نمی رسبدم وراهم را نمیه رها میکردم ونتیجه میسد باز گشت سر خونه ی اولذوهیچ وقت به تدفم نمی رسبدم 

      3من هیچ وقت برای چاق شدن هدف گذاری نمیکردم ولی همیشه از چاقتر شدن ترس داشتم 

      4قبلا من برای لاغرشدن هدفهای بزرگ تعیین میکردم که مانع لاغرشدن من میشد برای ذهن هم سخت بود که تدفهای بزرگ را دنبال کنه وقتی هدفم بزرگ بود من همیشه تحت فشار بود وهمیشه برام سخت بودایترس داشتم ودیگه نمی توتستم ادامه بدم وهدفم را ول میکردم

      5درلاغری باذهن باید اول هدفهای کوچک برداریم من می خواهم درهفته نیم کیلو یل یه کیلو کم کنم وذهن من هم با من هماهنگ میشه من به هدفم میرسم 

      6من می خواهم هر شب قبل از خواب تصویر سازی کنم که من متناسب شدم وحس لذت وشادی لاغرسدن را در ذهنم می سازم وهرشب باندامی که دوست دارم بهش برسم ولبلاسهایی که دوست دارن را بپوشم خودم را تصور میکنن تا به اون اندام زیبا برسم وبا لذت وشادی زندگی کنم وهیچ ترسی نداشته باشم وتا ابد متناسب زندگی کنم

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما همگی درپناه الله مهربان  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صنم 27 ساله
      ۱۴۰۵/۰۴/۱۲ ۰۲:۰۶
      مدت عضویت: 121 روز
      امتیاز کاربر: 7440 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 535 کلمه

      سلام استاد مهربان و دوستان عزیزم

      • به نظر شما برای لاغر شدن باید هدف‌های بزرگ تعیین کرد یا هدف‌های کوچیک؟ چرا؟
      • طبق گفته های استاد منم قبول دارم مغز سختشه که یهو رسیدن به هدف بزرگ رو قبول کنه مثلا درمورد زبان المانی که دارم میخونم با خودم گفتم من تهش باید a1رو تموم کنم تا دوماه یه روزایی از بیحوصلگی که وای زیاده حال ندارم نمیخوندم بعد دیدم من میتونم روزی یک ساعت با انرژی نهایتا دوساعت بخونم چون سر کار میرم و کارای خونم هست ولی اون یه ساعتو که جدیدا با تیم ناهار سر کارم ترکیب کردم چون من روزا بهتر از شبا یاد میگیرم الان هر روز اگر روزی یه ساعت زبان نخونم اصلا راحت نیستم بهمن خوشمیگذره هر روز چیز جدید یاد میگیرم میدونم تا دو سال الی یه سالو نیم دیگم باید تموم کنم ولی اول گفتم نه باید زیر یه سال تموم کنم شاید فلان شد شاید کارمون زود تر شد الان ولی اردم ولی هر روز میخونم برای مغزمم گنده نمیکنم که وای خیلیه نمیتونی درمورد لاغریم باید همین کارو کنم به مغزم بگم ادکی تو لاغر میشی ولی فعلا یه کیلو کافیه تو فقط یه کیلو نیازه کم کنی
      • در گذشته برای لاغر شدن چطور هدف‌گذاری می‌کردید؟ نتیجه‌اش چی بود؟

      میگفتم زود باید بشم از ۷۰ به ۵۸ خیلی زود بعد یکی دو هفته یا یه ماه میگفتم پس کو من باید حداقل ۵ الی ۷ کیلو با این روشی که گفتن کم میکردم چرا فقط دو کیلو کم شدم درصورتی که دوکیلو ام موفقیت بودا ولی برای من فقط ۱۲ کیلو مطرح بود به جای این که فک کنم اقا تو ۱۲ کیلورو تو ۵ سال اضاف کردی و الان میخوای توی ۲ ماه کم کنی نمیشه ک 

      • آیا تا حالا برای چاق شدن هدف‌گذاری کردید؟ اگه آره، چطور چاق‌تر شدید؟ خیر 
      • به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک می‌کنه یا مانعش می‌شه؟حس میکنم وقتی هدف میزاریم نمیرسیم مغزمون بیشتر ناامید میشه و میگه ول کنو دونیا دوروزه و فلان ولی به جاش بگیم اقا تو زمان زیاد داری و تیک تیک کنیم الان بگیم فقط یه کیلو لاغر شو براش خوشایند تره 
      • توی مسیر لاغری با ذهن چطور باید هدف تعیین کرد که هم عملی باشه هم انگیزه برای لاغری رو تقویت کنه؟

      الان من با این که از نظر ترازویی سبک نشدن ولی به جاش از نظر ذهنی ۱۰۰ کیلو سبک شدم دیگ فکرا ازارم نمیده دیگ خوردن نخوردنی گیر کردن به این که فلان چیزو نخوردم تو دلم میومنه دیگ این چیزا اذیتم نمیکنه امروز داشتم فک میکردم همیکن که تا اینجو از خودم بدم نمیاد حسم به بدن و خودم خوبه از این که از این که رفتم مغازه خواستم گِن بخرم پهلوهامو جمع کنه ولی نخریدم گفتم من باید لاغر شم نه با این چیزا شکممو پنهون کنمو خودمو گول بزنم و چیز جالبی ک دقت کردم شام میخوردیم خواهرو مادرم هی میگفتن وای امشب نباید شام میخوردیم وای خیلی خوردیم وای اشتباه کردم خوردم دیدیم اقا الان فهمیدم فکر چاق کننده من از کجا منشا گرفته باهاشون حرف زدم گفتم میدونستین همین استرس و عذاب خوردن چاقتون میکنه الان نشستین عذا جلوتونه چرا با ارامش نمیخورین من تازه الان فخمیدم هدف من از لاغری با لذت زندگی کردنه نه فقط لباسم تو تنم خوب بشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۲/۳۱ ۲۱:۴۷
      مدت عضویت: 2364 روز
      امتیاز کاربر: 9353 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,231 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد  🤍  

      سلام و عرض احترام خدمت استاد عطاروشن و دوستان عزیز سایت تناسب فکری 🌸🙏✨

      راستش من مدت‌هاست دارم به یه موضوع خیلی مهم فکر می‌کنم… اینکه اصلاً ما وقتی هدف می‌ذاریم برای لاغری، ذهنمون چه جور هدفی می‌فهمه؟ همون چیزی که ما می‌گیم… یا چیز دیگه‌ای که ناخودآگاه ازش برداشت می‌کنه؟ 😶‍🌫️

      من خودم خیلی وقت‌ها، هدف‌هام رو طوری انتخاب می‌کردم که بیشتر شبیه یه “رویا” بود تا یه “برنامه”. 😔  

      نه اینکه نخوام… نه اینکه تلاش نکنم… ولی انگار از اول، فشار زیادی به خودم وارد می‌کردم. فشار که بیاد روش، دیگه حتی اگر یه مقدار هم جلو برم، تهش خسته می‌شم، یا وسط راه انگیزه‌ام می‌پره، یا اینکه به جای اینکه “پیشرفت” ببینم، بیشتر “نرسیدن” رو می‌بینم… و خب این خیلی آدم رو می‌ریزه به همون ناامیدی آزاردهنده 💔😣

      برای همین تصمیم گرفتم اینجا صادقانه بگم تجربه خودم چی بوده، و آخرش هم بگم من خودم چه نتیجه‌ای گرفتم.

       1) تعیین هدف برای لاغری: بزرگ یا کوچک؟ (تجربه‌ی من)من همیشه هدف‌هام بزرگ بود. 😅  یعنی مثلاً از همون اول می‌رفتم سراغ وزن ایده‌آل، یا یه عدد خیلی مشخص و “تمیز” توی ذهنم می‌چرخید.  و حتی بعضی وقت‌ها می‌گفتم: «خب، باید یه زمانی برسیم دیگه…» ⏳

      ولی یه چیزی که همیشه برام اتفاق می‌افتاد این بود:  وقتی هدف بزرگ می‌شه، ذهنم از همون لحظه‌ی اول می‌ره سمت “سخت بودنش”. انگار مغز همون اول لباس استرس رو می‌پوشه 😵‍💫

      مثلاً من به خودم می‌گفتم:  «این وزن رو می‌خوام… این بدن رو… این فرم رو…»  قشنگه… انرژی می‌ده… ولی همزمان یه ترس ریز هم میاد توی دل آدم:  «نکنه نشه؟ نکنه وقتش نرسه؟ نکنه من نتونم؟» 😶

      و وقتی هدف بزرگ با این حس‌ها قاطی بشه، نتیجه معمولاً اینه:- استرس بالا می‌ره 😣  – آدم زود خسته می‌شه 😔  – تمرکز روی مسیر کم می‌شه 😵  – و بعدش هم یا ول می‌کنه یا مسیر می‌شه کند و بی‌حال 😞

      اما از وقتی من هدف‌هام رو کوچیک‌تر کردم… یعنی به جای اینکه از همون اول بگم “وزن ایده‌آل”، بگم فقط “۳ تا ۴ کیلو کمتر از همین وزن”، خیلی چیزها تغییر کرد 🤍✨

      چرا؟  چون وقتی هدف کوچیک باشه، ذهن می‌فهمه “این شدنیه”.  و وقتی ذهن بگه شدنیه… آدم ناخودآگاه آروم‌تر می‌شه و حرکت می‌کنه 😌💪

      برای من این فرق خیلی واقعی بوده.  انگار یه بار از “فشارِ رسیدن به مقصد دور” اومدم بیرون، رفتم تو “لذت بردن از قدم‌های نزدیک”. 🌿🚶‍♀️

       2) هدف‌گذاری در گذشته: همیشه بلند… ولی به هیچ‌کدوم نمی‌رسیدمیه حقیقتی هست که نمی‌خوام قایمش کنم 😅  من گذشته که نگاه می‌کنم، می‌بینم هدف‌هام بلند و ایده‌آل بوده.  حتی زمان هم براش می‌گذاشتم… یعنی می‌گفتم مثلاً تا فلان مدت باید اتفاق بیفته.

      ولی واقعیت اینه که به بیشترش نمی‌رسیدم. 😔  و وقتی آدم مدام به هدف‌های زمانی و سنگین نرسه، یه اتفاق خطرناک می‌افته:

      ذهن شروع می‌کنه به ساختن این داستان که:  «تو نمی‌تونی…»  «تو همیشه عقب می‌مونی…»  «نمی‌شه دیگه…» 😞💔

      و خب این داستان، خودش بدترین ضربه‌ست.  چون آدم دیگه حتی اگر امروز هم بخواد تلاش کنه، ته دلش یه جایی می‌گه: “آخه فایده داره؟” 🤷‍♀️😕

      من حس می‌کردم مشکل فقط توی کم‌کاری نیست… بیشتر مشکل این بود که هدف‌هام طوری طراحی شده بود که از نظر ذهنی خیلی سنگین و فشارآور بود.  یعنی من به خودم دارم امتحان می‌دم، نه اینکه دارم زندگی می‌کنم و قدم برمی‌دارم.

       3) هدف‌گذاری برای چاق شدن؟ من هدف ندارم، ولی ترسش هست…جالبش اینه که من تا حالا واقعاً هدفی برای چاق شدن نذاشتم 😅  ولی چرا حرف از چاق شدن می‌زنم؟ چون یه “فکر” همیشه ته ذهنم بوده.

      همیشه این دغدغه‌ی کوچیک رو داشتم که:  «اگه وزنم بره بالا چی؟» 😟  «اگه برگردم عقب چی؟»  «اگه بدتر بشه چی؟» 😣

      و شاید تو ظاهر آدم نخواد اینو قبول کنه، ولی تو ذهن همینه… یه جور استرسِ نامرئی.  حتی وقتی هدفم لاغریه، یه جور ترس از افزایش وزن هم همراهشه.

      این همون چیزیه که من بهش می‌گم “استرس پنهان”.  استرسی که شاید جلوی چشم نباشه، ولی توی رفتار آدم اثر می‌ذاره.  یا آدم رو می‌کشه سمت کنترلِ وسواسی، یا می‌بره سمت بی‌انگیزگی، یا حتی باعث می‌شه بعضی وقتا بی‌خیال بشه چون فکر می‌کنه “کنترل از دستم در میره” 😶‍🌫️

       4) تاثیر هدف‌گذاری: کمک می‌کند یا مانع؟برای من جوابش این بوده: **اگه هدف درست نباشه، مانع می‌شه**.  

      من وقتی هدف می‌ذارم ولی خیلی بزرگ و تحت فشار باشه، حس می‌کنم استرس میاد سراغم.  استرس هم برای من فقط “حس” نیست. من واقعاً حس می‌کنم بدن و ذهنم تو یه حالت بدتر قرار می‌گیره.  همون استرس که می‌تونه کورتیزول رو بالا ببره… (من دقیق وارد مباحث پزشکی نمی‌شم، فقط از زاویه تجربه‌ی شخصی می‌گم)  ولی در کل، استرس معمولاً آدم رو از مسیر سالم دور می‌کنه.

      و از اون طرف، وقتی به هدف نرسیم چی می‌شه؟ناامیدی. 😔💔  ناامیدی یعنی اینکه ذهن می‌ره سمت “من شکست خوردم”.  بعد هم آدم یا ول می‌کنه یا دیرتر ادامه می‌ده یا حتی کلاً مسیر خراب می‌شه.

      پس من به این نتیجه رسیدم:- هدف‌گذاری اگه با فشار همراه باشه = مانع ❌  – هدف‌گذاری اگه واقع‌بینانه و قابل کنترل باشه = کمک ✅

       5) هدف‌گذاری با ذهن: من دنبال انگیزه واقعی‌امحقیقتش من همیشه یه جور هدف‌گذاری می‌کنم که با ذهنم سازگار باشه.  من دوست دارم هدف رو “کوچیک” کنم، چون اگر هدف بزرگ باشه، ذهنم می‌پره تو حالت استرس 😵‍💫

      مثلاً اگر وزن فعلی‌م فلانه، من میام می‌گم:  «باشه… من هدفم اینه فقط ۳ تا ۴ کیلو پایین‌تر بیام» 😍✨  نه اینکه همون اول بگم وزن ایده‌آل.  چون وقتی می‌گم ۳ تا ۴ کیلو، مغزم می‌گه “این شدنیه”.  و وقتی شدنیه، هم انرژی میاد، هم آدم دنبال می‌کنه.

      من واقعاً از همون حس “نزدیک بودن نتیجه” انرژی می‌گیرم.  انگار هدف کوچیک مثل چراغ سبز جلوی راهمه.  می‌فهمم دارم می‌رم، نه اینکه فقط دارم آرزو می‌کنم 🌿🤍

       6) تمرین بعد از دیدن ویدیو: ۵ دقیقه که ول نمی‌شهمن وقتی ویدیوهای انگیزشی یا آموزشی می‌بینم، یه لحظه واقعاً انگیزه می‌گیرم 😄🔥  ولی مشکل همیشگی اینه که انگیزه اگه “اقدام” نشه، خیلی زود می‌پره.

      پس من تصمیم گرفتم یه تمرین داشته باشم که هر شب انجامش بدم.  نه چیزی پیچیده، نه خیلی سنگین… فقط یه کار کوچیک ولی منظم.

      برنامه‌ی من اینه:

      🌙 هر شب **۵ دقیقه حرکت**  فقط ۵ دقیقه.  چون اگه بیشتر باشه ممکنه بعضی شب‌ها نتونم، بعدش ذهن می‌گه ولش کن 😅  ولی ۵ دقیقه خیلی قابل انجامه و همینش باعث می‌شه ادامه پیدا کنه ✅

      🧠 بعدش همون چند لحظه **تصویرسازی**  من تصور می‌کنم خودم دارم لاغر و متناسب می‌شم.  نه با خیال‌بافیِ دور… با حسِ نزدیک.  یعنی انگار همین مسیر داره درست پیش میره.  این تصویرسازی برای ذهنم حکم “یادآوری مسیر” رو داره 😌✨

      این تمرین رو واقعاً می‌خوام هر شب ۵ دقیقه انجام بدم.  ۵ دقیقه شاید به نظر بیاد کم باشه، ولی برای من اصلش اینه:  قطع نشه. پیوستگی داشته باشه.  وقتی پیوستگی ایجاد بشه، انگیزه دیگه مثل باد از بین نمی‌ره 🌬️➡️🌿

       جمع‌بندی حرف من (واقعاً از ته تجربه‌م)من فهمیدم لاغری فقط “اراده” نیست… بیشتر “طراحی ذهن”ه.  اینکه هدف رو چطور می‌چینی، چطور تو ذهنت می‌شینه، و آیا با فشار و استرس قاطی می‌شه یا نه.

      برای من نتیجه اینه:

      ✅ هدف کوچیک‌تر = قابل باورتر = استرس کمتر = ادامه‌دارتر  ❌ هدف بزرگ‌ترِ غیرواقعی = استرس بیشتر = احتمال ناامیدی = ول کردن یا کند شدن

      و من فعلاً می‌خوام با همین روش جلو برم:  🎯 هدف کوچیک  🌙 حرکت کوتاه هر شب  🧠 تصویرسازی کوتاه برای ماندن در مسیر  ✨ و تبدیل کردن انگیزه به یک عادت واقعی

      اگه استاد و دوستان اجازه بدن، من یه سوال هم از خودم (و شاید شما) دارم:  شما وقتی هدف می‌ذارین، بیشتر دنبال “عدد بزرگ و رویایی” هستین یا دنبال “قدم‌های نزدیک و قابل انجام”؟ 😄🤍  من الان حس می‌کنم قدم‌های نزدیک خیلی نجاتم می‌ده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۵/۰۱/۲۷ ۱۵:۲۱
      مدت عضویت: 1994 روز
      امتیاز کاربر: 14600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,082 کلمه

      سلام به خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم 

      سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری 

      دوره آموزشی صدگام لاغری با ذهن 

      رمز و راز انگیزه برای لاغری:چگونه شروع کنیم و ادامه دهیم (گام ۱۷)

      بیشتر کسانی که اضافه وزن دارند همیشه تصورشان این است که چون من انگیزه ای برای لاغری ندارم نمی توانم لاغر شوم اما هممون وقتی به گذشته خودمان نگاه می کنیم کلی برای لاغر شدنمان انگیزه و اشتیاق داشتیم و همیشه تصمیم سفت و سخت می گرفتیم که لاغر شویم ولی هیچوقت نتوانسته بوديم به اون نتیجه دلخواهمان برسیم 

      حالا می خواهیم ببینیم که این انگیزه برای لاغر شدن چی هستش؟

      تمام کسانی که چاق هستند دوست دارند لاغر باشند اندام ایده آل داشته باشند و لباسهایی که دوست دارند را بپوشند 

      اما چون هیچوقت نتیجه خوبی بدست نیاوردند انگیزه لاغر شدن را از دست داده اند و یا خیلی زود از بین می رفت ولی این اشتیاق برای لاغر شدن خیلی مهم هستش و پایه های موفقیت هستش و عدم‌ شناخت این انگیزه می تواند مانع بزرگ توی مسیر لاغری باشد 

      ما که وارد این مسیر زیبای لاغری با ذهن شده ایم نباید تنها هدفمان لاغرشدن باشد

       قرار هستش که ما یاد بگیریم که چطور می توانیم با ذهنمان زندگی دلخواهمان را خلق کنیم ما در این مسیر زیبا هستیم که بتوانیم براحتی به اندام ایده آل خودمان برسیم و زمانی که ما به اون اندام ایده آل خودمان نرسیم به این باور خواهیم رسید که نمی توانیم به دیگر هدفهایمان برسیم 

      حالا با آگاهی و اطلاعاتی که در این مسیر زیبا بدست می آوریم باعث خواهد شد که برای لاغر شدنمان انگیزه داشته باشیم 

      هدفی که ما در لاغر شدن داریم یکی از ده‌ها هدفی هستش که می خواهیم در زندگیمان داشته باشیم و به آن برسیم 

      من در طول عمرم و از کودکی چاق بودم ودر سنین مختلف دوست داشتم کاری انجام دهم وچیزی یاد بگیرم 

      اما بخاطر چاقیم نتوانستم  چون برایم مهم نبود و بخاطر چاقیم هیچوقت نتوانستم اون کارهایی را که دوست داشتم انجام دهم 

      من هیچوقت نتوانستم به اون اندامی که دوست داشتم برسم یا به وزن قبلی ام برمی‌گشتم و یا انگیزه ام را از دست می دادم و همیشه فکر میکردم که من نمی توانم در کارهایم موفق شوم 

      من قبلا وقتی می خواستم به این فکر کنم که باید ۳۰ کیلو از وزنم را کم کنم ذهنم هنگ می کرد و نجوا شروع می شد که نه بابا تو چطور می تونی اینقدر وزن کم کنی و بخاطر همین هیچوقت نتوانستم به وزن دلخواهم برسم 

      اما حالا که وارد این مسیر زیبای لاغری با ذهن شده ام یاد گرفته ام که هدف لاغریم را کوچک کنم و بگویم که من در این ماه فقط می خواهم یک یا یک ونیم کیلو وزن کم کنم تا بهش برسم من باید آهسته و پیوسته پیش بروم تا به خواسته هایی که دارم برسم 

      چون آنهایی که در کارهایشان موفق شدند پله پله پیش رفتند و موفق شدند ما باید این را بدانیم که یک شبه چاق نشده ایم که بخواهیم یک شبه لاغر شویم 

      من حالا آرام آرام وزنم کم شده و اصلا متوجه نشدم من خیلی مواقع به اون چیزهایی که برایم مهم نبودند راحت رسیده ام و به اون چیزهایی که برایم مهم بودند نتوانستم برسم حالا می فهمم که اون خواسته وآرزویم بزرگ بودند و ذهنم قبول نمی کرد و امروز که در این مسیر زیبا هستم دارم موانع ذهنم را شناسایی می کنم و از بین می برم 

      و حالا با استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن می توانم آرام آرام به وزن دلخواهم برسم و این هیچوقت برایم سخت نخواهد بود 

      من بارها با روش‌های اشتباه کلی وزن و سایزم را کاهش داده بودم و حالا با این روش درست می توانم براحتی وزنم را کاهش دهم و حالا سایزم خیلی کم شده و بعد از این هم با استمرار داشتن و ادامه دادن بقیه وزنم هم پایین می آید و من می توانم به وزن دلخواهم برسم و در این مسیر عجله کردن هیچ معنی و مفهومی ندارد و با صبر و حوصله می توانیم به اندام دلخواهمان برسیم 

      و من همیشه شکر گزار خداوند متعال هستم که از وقتی که وارد این مسیرزیبا شدم می توانم از قدرت ذهنم آگاه شوم و تصمیم بگیرم که زندگیم را تغییر دهم 

      _در گذشته برای لاغر شدن چگونه هدف گذاری می کردید و نتیجه آن چه بود؟

      من هیچوقت در گذشته نمی دانستم که هدف داشتن یعنی چی؟

      چون وقتی که می گفتم هدف من لاغر شدن هستش می گفتند که اون هدف نيستش فقط یک تصمیم هستش که تو می خواهی خودت را لاغر کنی و این لاغر شدن نمی تواند هدف باشد و من همیشه گیج و منگ می شدم و هدف لاغری را رها می کردم و هیچوقت نتوانستم به اون خواسته ام که لاغر شدن بود برسم 

      _آیا تا کنون برای چاق شدن هدف تعیین کرده بودید؟

      من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمده‌بودم چطور می توانستم برای چاقیم هدف داشته باشم من هیچوقت برای چاقیم هدف تعیین نکرده بودم و من از همان کودکی از اندامی که داشتم ناراضی بودم و از خودم تنفر داشتم من همیشه چاقی خودم را دیده بودم و به اون اندامی که دوست داشتم نرسیده بودم 

      _به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغر شدن باعث لاغری می شود یا مانع آن؟

      هدف تعیین کردن برای لاغر شدنمان باعث لاغریمان نخواهد شد فقط مانع لاغریمان خواهد شد چون تعیین کردن زمان، اندازه و مقدار همیشه می تواند مانع رسیدنمان به خواسته وآرزویمان بشود و ما را ناامید ومایوس خواهد کرد 

      _در مسیر لاغری با ذهن چگونه برای لاغر شدن باید هدف گذاری کنید و انگیزه برای لاغری را در خود ایجاد کنید؟

      حالا که در این مسیر زیبا قرار گرفته‌ام دارم یاد می گیرم که بخاطر لاغر شدنم عدد وزنی و سایزم را تعیین نکنم چون جسممان خودش اینقدر هوشمند است که بتواند ما به وزن وسایز دلخواهمان برساند و ما باید به زمان بندی خداوند متعال ایمان داشته باشیم و خداوند می داند که من چه خواسته وآرزویی دارم و من خودم را و زندگیم رابه خداوند متعال سپرده ام و حالا که دارم ذهنم را آموزش می دهم تغییر جسم خوبی را تجربه خواهم کرد

       و حالا من با گوش دادن به فایلهای آموزشی و خواندن مطالب آموزنده و انجام دادن تمریناتم و استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن به وزن وسایز دلخواهم خواهم رسید من هر روز یک گام در این مسیر زیبا قدم برمی‌دارم و می دانم که به اون خواسته وآرزویی که دارم می رسم نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیم پیشرفت خواهم داشت خدایا شکرت به امید یگانه پروردگار عالمیان یاحق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا سهرابی
      ۱۴۰۵/۰۱/۱۶ ۱۲:۲۵
      مدت عضویت: 192 روز
      امتیاز کاربر: 1910 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 820 کلمه

      به نام خداوندجان آفرین 

              حکیم سخن درزبان آفرین

      گام 17/۱۰۰

      رمز و راز انگیزه برای لاغری: چگونه شروع کنیم و ادامه دهیم؟

      🌱 به نظر شما برای لاغر شدن باید هدف‌های بزرگ تعیین کرد یا هدف‌های کوچیک؟ چرا؟

      من همیشه باور داشتم که انسان بدون امید و آرزو فقط زندست و زندگی نمی‌کنه 

      منم همیشه معتقد هستم که زنده بودن با زندگی کردن خیلی تفاوت داره 

      من هیچوقت نمی‌خواستم فقط زنده باشم بلکه دنبال زندگی کردن بودم 

      زندگی کردن بدون هدف امکان پذیر نیست و همیشه در زندگی اهدافی برای رسیدن داشتم و دارم 

      از مهم ترین هدفهای همیشگی من لاغر شدن بوده و هست همیشه فکر میکردم که من باید لاغر بشم و است کم ۱۵ کیلو کم کنم و در ذهن خودم نقشه میچیدم مع چکار کنم کی شروع کنم که تا کی لاغر بشم 

      هدفم رو برای لاغر شدن بزرگ انتخاب میکردم 

      فکر کردن به اینکه باید۱۵ کیلو کم کنم تا لاغر بشم باعث میشد بعد چند روز تلاش برای لاغر شدن حالا یا ورزش بود یا رژیم دیگه خسته میشدم و ادامه نمیدادم چون اون وضعیتی که درونش قرار داشتم با اون چیزی که میخواستم باشم خیلی فاصله داشت 

      و من چند وقتیه که متوجه شدم در مورد اینکه چرا انجام کار های بزرگ برامون سخته فکر کردم 

      یادمه دوران دبیرستان درس خوندن خیلی سخت بود برام ولی اهدافی داشتم میخواستم دانشگاه برم اونم رشته ای که من ظرفیت داشت واسه همین باید رتبم بالا میشد ولی من همیشه دانش آموز تنبلی بودم و فراری از درس خوندن 😅

      برای همین دنبال روشی بودم که ذهنم رو گول بزنم که بیشتر درس بخونم ی ویدویی توی اینستا دیدم که می‌گفت برای بالا بردن ساعات مطالعه باید ی ساعت رو دو یا چهار قسمت کنین مثلاً تیم ساعت درس بخونین پنج دقیقه استراحت کنین

      اونجا بود مع فهمیدم وقتی هدف کوچیک میشه راخت تر میشه 

      چند وقت بعد داخل همین سایت بازهم یاد گرفتم اگر هدفم رو کوچیک کنم راحت بهش میرسم 

      بنابراین دیگع هیچوقت هدف بزرگ انتخاب نکردم 

      ذهن از انجام کار سخت و بزرگ امتناع می‌کنه و سعی میکنه به هر شکلی که شده مارو از انجامش منصرف کنه

      بار ها پیش اومده برام که در هر زمینه ای وقتی هدف بزرگی انتخاب کردم هیچوقت تا تهش نرفتم هیچوقت 

      🌱در گذشته برای لاغر شدن چطور هدف‌گذاری می‌کردید؟ نتیجه‌اش چی بود؟

      اون زمان که سعی داشتم با رژیم یا ورزش لاغر بشم و با موضوع لاغری با ذهن آشنایی نداشتم همیشه هدف ها بزرگ انتخاب میکردم و هیچوقت هم بهشون نمی‌رسیدم چون ذهنم به هر نحوی سعی میکرد منو از تلاش منصرف کنه 

      مثلاً یکدفعه می‌گفتم من از فردا شروع میکنم به ورزش سنگین و کنترل خوردنم تا عید باید خوشگل بشم لاغر بشم 

      چند روز اول با انگیزه با انتظار لاغر شدن از خودم تمرین می‌کردم بعد گذشت چند روز ذهنم موفق میشد منو منصرف کنه چرا ؟ چون اون چیزی که بودم با چیزی که میخواستم بشم زمین تا آسمون فاصله داشت و فکر کردن بهش منو خسته و ناامید می‌کرد 

      برای همین هیچوقت از روش های لاغری که قبلاً استفاده میکردم نتایج دلخواه و ماندگاری نگرفتم 

      🌱آیا تا حالا برای چاق شدن هدف‌گذاری کردید؟ اگه آره، چطور چاق‌تر شدید؟

      خیر هیچوقت برای چاق شدن هدف گذاری نکردم مگه دیوونم 😁

      ولی خوب که فکر میکنم میبینم من برای چاق شدن هیچوقت برنامه نداشتم و یا هدفی تایین نکردم 

      من ذره ذره چاق شدم 

      بنابراین انتظاری ندارم این وزنی مع طی ۱۰ سال به من اضافه شده یک شبه غیب بشه

      اگر اون زمان که متناسب بودم و هیچ فکری در مورد چاقی نداشتم به من گفته می‌شد باید تا فلان تاریخ ۱۰ کیلو اضافه کنی قطعا می‌گفتم نمی‌تونم و ذهنم مسخرم می‌کرد و اگه اقدام میکردم به تلاش برای چاقی اونم ده کیلو پونزده کیلو ذهنم من رو به هر طریقی منصرف می‌کرد چون هدف خیلی بزرگی بود ولی بدون اینکه تلاشی کنم اون ۱۵ کیلو به من اضافه شد بدون تلاش و سختی حالا چطوری ؟

      ذره ذره من ناخودآگاه تصور می‌کردم که چاق تر شدم مثلا خوراکی یا غذایی مع چاق کننده میدونستم می‌خوردم بعدش انتظار داشتم چاق تر بشم و میشدم و آنقدر این تصور کردن هارو ادامه دادم که در نهایت ۱۵ کیلو اضافه وزن پیدا کردم اونم ذره ذره نه یکجا 

      پس بنابراین برای لاغر شدن هم باید به همین شکل پیش برم 

      🌱 به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک می‌کنه یا مانعش می‌شه؟

      بستگی داره

      اگر من بخوام از همین اول راه بگم که من باید مثلاً تا رسیدن به گام صد ۵ کیلو کم کنم ذهنم میگه بیخیال بابا پنج کیلو خیلیه حوصله داری 

      من نمیتونم های فکرشم نکن خیلی کار سختیه 

      ولی من صد گرم صد گرم یک کیلو یک کیلو وزن اضافه کردم بدون دردسر و از اونجایی که باید برای لاغر شدن همون راهی که اومدم برگردم 

      پس باید گام های کوچک بردارم برای رسیدن به هدفم 

      بنابراین هدف فعلی من اینه که نیم کیلو از پنج کیلو اضافه وزنم رو کم کنم و چقدر این کار راحتی برای ذهن منع👍

       “من از امشب هر شب قبل خواب، ۲ دقیقه تصور می‌کنم بدنم متناسب شده و حس لذت لاغر شدن رو تو ذهنم می‌سازم”

      خدایا شکرت 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طلی خسروجردی
      ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ ۱۰:۴۷
      مدت عضویت: 231 روز
      امتیاز کاربر: 4860 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 509 کلمه
      • به نظر شما برای لاغر شدن باید هدف‌های بزرگ تعیین کرد یا هدف‌های کوچیک؟ چرا؟

      نه تنها برای لاغری بلکه برای هر هدف و تغییر دیگه ای باید قدم هام کوچیک باشه و به هر قدمی که بهش رسیدم به خودم تبریک بگم. 

      دلیلش نوع عملکرد ذهن هست؛ برای پذیرفتن هدف هایی که با موقعیت فعلیم فاصله ی زیادی داره آماده نیست. به همین خاطر با انتخاب یک هدف بزرگ اولش هیجان زده میشیم، برای رسیدن بهش کارهای عملی لازم رو انجام میدیم اما بسرعت و ذره ذره اشتیاقمون رو از دست میدیم.

      راه حل چیه؟

      هدف بزرگ(لاغری کامل با بدن ماهیچه ای) تعیین کنم، از خودم بپرسم چه ایده هایی به دهنم میرسه که انجام دادنش خیلی ساده ست و منو یه قدم کوچیک به هدف بزرگه نزدیک میکنه؟ 

      بعدش هدف. بزرگه رو گاهی اوقات تو ذهنم بیارم اما تمام تمرکز رو روی هدف کوچیک بذارم. انگارر فقط پیش پام رو ببینم. 

      هدف های کوچیک چیا هستن؟

      ببینم چه ایراداتی دارم؟ وضعیت الانم چیه؟ چکار کنم فردا بهتر از الان باشم؟بشینم دونه دونه انجام بدم. 

      مثلا خودم موقع شروع تمرین لاغری میگفتم خب امروز ۲ ساعت زمان بذارم. همین فکر باعث میشد بگم وای دو ساعت چه زیاد! هی پشت گوش مینداختم. اگرم نمینداختم ۲ ساعت خستم میکرد. چند روزه با خودم میگم خب من امروز یه ربع مطالعه میکنم. وقتی شروع میکنم میبینم ۲۰ دقیقه شده و هنوز دوس دارم ادامه ی مقاله سایتو بخونم. پس به خودم میگم باشه یه ربع دیگه. باز یه ربع بعد دلم میخواد تمدیدش کنم. یهو میبینم به راحتی ۱ ساعت گذشت و چقدر لذت بردم.

      • در گذشته برای لاغر شدن چطور هدف‌گذاری می‌کردید؟ نتیجه‌اش چی بود؟

      همیشه همون ابتدا فکر میکردم یه مسیر زجر اور و سخت رو شروع خواهم کرد و باید فقطططط دوام بیارم. ذهن هم سختی رو نمیپذره.

      دومین کار این بود تمرکزم فقط روی نتیجه نهایی بود: هیکل متناسب. این باعث میشد همش به خودم بگم پس کی؟ پس کی؟ اگه تغییری هم حاصل میشد نمیدیدم. با خودم میگفتم نتیجه یعنی رسیدن به نقطه ی آخر نه این تغییرات کوچیک…

      • آیا تا حالا برای چاق شدن هدف‌گذاری کردید؟ اگه آره، چطور چاق‌تر شدید؟

      هدفگذاری نکردم. به نتیجه الان تا دلت بخواد توجه کردم یعنی بدن پف کرده. البته این خودش یجور هدف گذاری میشه یعنی با هر بار چاق شدن میگفتم دیدی چاق تر شدم؟ 

      • به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک می‌کنه یا مانعش می‌شه؟

      اگه هدف کوچیک و خرد شده باشه خیلی کمک میکنه. با هر بار تغییر کردن اعتماد به نفسم میره بالا اینو تجربه اش کردم. هر بار که نتیجه میبینم درونی بهم ثابت میشه بازم لاغرتر خواهم شد.

      • توی مسیر لاغری با ذهن چطور باید هدف تعیین کرد که هم عملی باشه هم انگیزه برای لاغری رو تقویت کنه؟

      چه سوال چالش برانگیزی🫠😁

      قبلش بگم تا همین سوالا رو جواب دادم، ۲۳ دقیقه گذشته…

      چیزی که به ذهنم میرسه میگم شایدم بعدا به نتیجه بهتری رسیدم. شلوار و لباسام یکم آزاد شده. به خودم میگم دمت گرم دیدی فکر میکردی نمیشه ولی شد؟ پس هدف بعدی اینه همین اندازه گشادتر بشه. ذهنم به این هدف گارد نداره چون میبینم به راحتی بدستش اوردم. خب دوباره همینقدر کم میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا دمیرچلی
      ۱۴۰۴/۱۱/۰۱ ۲۱:۲۲
      مدت عضویت: 289 روز
      امتیاز کاربر: 16830 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      سلام وعرض ادب به بهترین استاد دنیا

      سلام به همسیران لاغری با ذهن

      به نظر شما برای لاغر شدن باید هدفهای بزرگ تعیین کرد یا هدف های کوچک ؟چرا؟

      در فایل آموزشی استاد بخوبی توضیح دان که ذهن در برابر خواسته های بزرگ ما مقاومت نشون میده اگه از اول به خودمون بگیم من می خوام ۱۰کیلو یا ۲۰ کیلو کم کنم فورا ذهن قد علم می کند و میگه نه 

      پس باید هدفهای کوچک تعیین کنیم مثلا بگیم من میخوام فقط یک کیلو کم کنم اصلا ذهن مقاومت انجام نمیده  و به راحتی یک کیلو رو کم میکنه 

      در گذشته برای لاغرشدن چطور هدف گذاری می‌کردید؟ نتیجه ش چی بود؟دقیقا هدف بزرگ تعیین میکردم و معمولا به هدف نمی‌رسیدم. در این فایل از استاد آموختم هدفها رو کوچک کنم تا راحت بتونم به هدفم برسم 

      تصمیم دارم این موضوع رو در کل زندگیم پیاده کنم 

      اءمتوجه شدی د که گفتم در کل زندگی نه یواش یواش در موضوعات زندگی این رو وارد کنم

      آیا تا حالا برای چاق شدن هدف گذاری کردید؟ اگه آره چطور چاق شدید؟

      برای چاق شدنم هرگز هدف گذاری نکردم  

      به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک میکنه یا مانعش میشه؟

      به نظرم خیلی خوبه که هدف گذاری کنیم و مانعش نمیشه به شرط اینکه هدفمون رو کوچک کنیم

      توی مسیر لاغری باذهن چطور هدف تعیین کرد که هم عملی باشه هم انگیزه لاغری رو تقویت کنه ؟

      همین توصیه ای که استاد به ما داشتن هر روز فقط یه گام رو بخونیم و تمریناتش رو انجام بدیم 

      اگه فکر کنیم استاد اینهمه فایل آموزشی دارن اگه بخواهیم همشون رو در یه مدت کوتاهی ببینیم اون موقع باعث دلزدگی ما میشه 

      پس  هدف رو کوچک میکنیم که هم عملی باشد وبا انگیزه باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۴/۱۰/۱۷ ۱۴:۰۵
      مدت عضویت: 612 روز
      امتیاز کاربر: 14045 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 231 کلمه

      بنام پرودگار جهانیان 

      سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی 

      کوچیک کردن هدف =انگیزه لاغری 

      دقیقا درسته استاد پسر منم موقع درس نوشتن بهش میگم فقط دو خط بنویس بعد استراحت کن و ب راحتی خودش تکالیفش رو انجام میده 

      من یک النگو میخواستم وقتی ب قیمت کل اون النگو فکر میکردم برام زیاد و دست نیافتنی بود 

      اما ر روزی تصمیم گرفتم کم کم سکه پارسیان بخرم تا بتونم اون النگو رو بدست بیارم کمتر از ۴۰ روز تونستم بخرمش ب راحتی هر چی پول دستم میومد میرفتم یک سکه میگرفتم و بعد اون طلای مورد علاقه ام رو میخریدم 

      به نظر شما برای لاغر شدن باید هدف‌های بزرگ تعیین کرد یا هدف‌های کوچیک؟ چرا؟

      هدف کوچک چون نزدیکتره و دست یافتنی تره و ذهن در برابرش بهونه نمیتونه بتراشه

      در گذشته برای لاغر شدن چطور هدف‌گذاری می‌کردید؟ نتیجه‌اش چی بود؟

      بله من میگفتم میخوام ۲۰ کیلو کم کنم و هرگز موفق نشدم. 

      اما الان با کوچیک کردن هدف میگم من میخام   فقط یک کیلو کم کنم و خیلی برام راحت تره تا اینکه بگم من میخوام ۲۰ کیلو کم کنم 

      و این که رسیدن ب هدف برام آسون و قابل دسترسه باعث میشه انگیزه و شوق بیشتر برای لاغر شدن داشته باشم 

      باید ادامه بدم باید به موفقیت های کوچیکم توجه کنم و لذت ببرم تا همیشه شوق رسیدن ب لاغری داشته باشم مثلا میگم من میخوام امروز درست رفتار کنم و یک عادت نادرست رو تکرار نکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۸/۲۹ ۰۱:۱۲
      مدت عضویت: 778 روز
      امتیاز کاربر: 29965 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 447 کلمه

      سلام طبق روش ذهنی مایادگرفتیم برالاغرشدن بایدموانع روشناسایی کردوبرطرفش کرد چاقی ارثیه این رواستادتونستن اثبات کنن که ربطی به ارث نداره ازسطح فکرشروع میشه یاکم تحرکی اینم جزنگرش ذهن چاقه  همه ماچاق های دیروزروش های مختلفی روتجربه کردیم ولی موثرنبودوچقدرسختی کشیدیم لاغرشدن روخیلی براذهن سخت کرده بودیم ومیگفتیم برامانیست براکسایی هست که اراده دارن وچقدرحسرت لباسهای دلخواه روخوردیم اگرمیخواستیم بریم مهمانی قبلش چقدراسترس داشتیم ونگران بودیم نکنه چاقتربشم بخاطرخوردن زیاد وقتی میرفتیم اولش میگفتیم نه ممنون رزیمم ولی بعدیه تایمی نجواتوذهن میگفت بخوریک شبه ازفرداش بیشترورزش کن کم تربخورتاکالری بسوزونی ،یاچقدربرچسب روعذاهازدیم اینونخوریم چاق کنندست اینوبخوریم لاغرکنندست ،،شب شام نخورم زودلاغرمیشم شیرینی حدف وخیلی ازخوراکی ها وقتی ازخداخواستیم راهی جلوی مابزاره تاراحترلاغربشیم  اونم هدایت به این سایت بود،ما دراین روش یادگرفتیم لاغری روباذهن اسان کنیم اگر۲۰کیلواصافه وزن داریم بگیم من میتونم ماهی دوکیلوکم کنم این براذهن ناخوداگاه راحته خاصیت ذهن انسان انجام کاربزرگ براش سخته ،من طبق این فایل حتی انجام کارخونه روبراخودم کوچیک میکنم میبینم همه روانجام دادم، من بخاطر کسالت وزنم چندکیلواضاف شد من گفتم ماهی یک کیلوکم میکنم وبراخودم اسانش کردم امروزهمسرم گفت نمیخوام ناهاربخورم گفتم چراگفتم تصمیم گرفتم رژیم بگیرم شکمم اب بشه گفتم این کاررونکن هیچ وعده روحذف نکن بتورولی طبق نیاز ،گفت توازمن بیشترمیخوری ولی شکمت اونقدرنیست گفتم من ذهنم متناسبه من تومسیرم ومثل شمافکرنمیکنم گفت خودتم رژیم بگیرگفتم اصلا من رژیم روقبول ندارم من فقط روش ذهنی روقبول دارم گفتم رژیم بدردنمیخوره گفتم بمروربدنتوبی حس وحال میکنه من شامم روخوردم دلم خواست سیب زمینی سرخ کرده بودبادخترم خوردیم ولی ایشون سالادخورد گفتم مگه سالادشکم سیرمیکنه خداروشکرمیکنم تواین سایتم واسترس ندارم اگراشتباهی هم بکنم نگران نیستم چون بااموزش هاوتمرینات اون اشتباه رفع میکنم من این فایل گام ۱۷روخیلی دوست دارم خیلی توزندگی بمن کمکم کرده امشب دخترم بازی کردخونه روریخت بهم من طبق این فایل عصبی نشدم گفتم هرچقدرتونست جمع میکنم هرچی موندفردا جمع میکنم دیدم توتایم کم همه روجمع کردم مرتب کردم اصلا خسته نشدم اگرقبلا بودشایدخسته وعصبی میشدم ولی درروش ذهنی خوب یادگرفتم این کارها راحته قسمت پاسخ به سوالات درگذشته ما بلدنبودیم که یک دهنی هست ومیشه باتمرین وتکراراشتباهاتشوشناسایی واصلاحش کنه برامتناسب شدن نبایدجسم روتحت فشارگذاشت باید ذهن متناسب بشه اگر ده کیلو اضافه وزن داریم هدف روکوچیک کنیم بگیم ماهی یک کیلومیتونیم کم کنیم نهوفقط وزن خیلی ازکارها رو حتی بدیهی هارومیشه بامقدارکم پرداخت کرد،مابراچاق شدن هم هدف گذاری کردیم وقتی رژیم گرفتیم انتظاربسمت چاقی بودنه لاغری ولی روش ذهنی روافکاروباورتمرکزداره کاری به سختی کشیدن وعرق ریختن نداره ،ما ازاستادطبق این فایل یادگرفتیم برالاغرشدن هدف روکوچیک کنیم راحترمیشه به هدف نهایی رسید من زمانی میام سایت میگم دوتافایل میخوام گوش کنم گاهی میبینم درکنارش دوازفایل های قسمت دیگرروهم گوش میکنم مینویسم وبرام لذتبخشه یکساله یک زندگی درکنارسایت تناسب فکری دارم درپایان تشکرمیکنم ازاستادبخاطرتک تک فایل های عالیشون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۸/۰۳ ۱۳:۰۴
      مدت عضویت: 681 روز
      امتیاز کاربر: 5300 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,593 کلمه

      تمرینات گام ۱۷

      تمرین آموزشی – انگیزه برای لاغری

      در مسیر لاغری با ذهن، برای من انگیزه یعنی نوری که از درون می‌تابد، نه صدایی که از بیرون بلند شود. من یاد گرفتم که انگیزه، چیزی نیست که بخواهم دنبالش بگردم؛ چیزی است که وقتی دوباره به خودم وصل می‌شوم، خودش پیدا می‌شود. وقتی از درون حس کنم ارزش مراقبت از خودم را دارم، وقتی به بدنم احترام بگذارم، آن‌وقت حتی بدون برنامه‌ریزی، انگیزه‌ام برمی‌گردد.

      پاسخ تمرینی – انگیزه برای لاغری

      1. ببرای لاغر شدن باید هدف‌های بزرگ تعیین کرد یا هدف‌های کوچک؟ چرا؟

      به نظرم هدف‌های کوچک بهترین گزینه‌اند، چون ذهن و بدن ما با فشار و اجبار همکاری نمی‌کنند. وقتی هدف بزرگ می‌گذارم، مثلاً «می‌خواهم ده کیلو کم کنم»، ذهنم فوراً تصویر سختی و محرومیت را می‌سازد. حس می‌کنم مسیر طولانی و طاقت‌فرساست و همین باعث می‌شود انگیزه‌ام کم شود. اما وقتی هدف کوچک تعیین می‌کنم، مثل «می‌خواهم امروز با بدنم مهربان باشم» یا «امروز فقط حس سبکی را تجربه کنم»، ذهنم راحت و آرام می‌شود. دیگر خبری از اضطراب و ترس نیست، بلکه شور و اشتیاق برای ادامه راه ایجاد می‌شود.

      هدف‌های کوچک باعث می‌شوند هر قدم ملموس باشد. وقتی هر روز می‌توانم یک حس خوب و واقعی در بدنم بسازم، انگار هر روز به خودم یادآوری می‌کنم که مسیر ممکن است. هدف کوچک یعنی اجازه دادن به رشد طبیعی، بدون فشار و بدون مقایسه. این هدف‌ها می‌توانند حس موفقیت و توانمندی روزانه ایجاد کنند.

      برای من هدف کوچک مثل یک نفس عمیق است که ذهن را آرام می‌کند و اجازه می‌دهد انرژی مثبت جریان پیدا کند. وقتی در مسیر لاغری ذهنی هر روز چند لحظه به آرامش و حس خوب وصل می‌شوم، انگیزه خودبه‌خود درونی و پایدار می‌شود. حتی بدون اینکه به عدد یا وزن فکر کنم، مسیر لاغری طبیعی و آرام دنبال می‌شود.

      هدف کوچک یعنی مهربانی با خود، پذیرش مسیر، و تمرکز روی احساس. در واقع، هدف‌های کوچک مثل سنگ‌های کوچک در رودخانه‌اند که مسیر آب را شکل می‌دهند. هر قدم کوچک، انگیزه را قوی‌تر می‌کند و مسیر بزرگ را ممکن می‌سازد.

      2. در گذشته برای لاغر شدن چطور هدف‌گذاری می‌کردم و نتیجه‌اش چه بود؟

      در گذشته، همیشه هدف‌هایم خیلی بیرونی و عددمحور بود. دنبال عدد ترازو بودم، دنبال سایز لباس، دنبال این بودم که دیگران از دیدن من راضی باشند. ذهنم تحت فشار بود و حس می‌کردم هر لحظه باید به نتیجه برسم. همین فشار باعث می‌شد هر بار که نتیجه نمی‌دیدم، ناامید و سرخورده شوم. چند روز رژیم می‌گرفتم و بعد از مدتی انرژی‌ام تحلیل می‌رفت و دوباره به همان عادت‌ها بازمی‌گشتم.

      یادم هست که حتی وقتی موفق می‌شدم چند روزی وزن کم کنم، شادی واقعی حس نمی‌کردم. چون همه چیز بر اساس «باید» بود، نه عشق و مراقبت. ذهنم مقاومت می‌کرد، بدنم هم به جای همکاری، با فشارم جنگ می‌کرد. همیشه در یک چرخه‌ی تکراری گیر می‌افتادم: شروع با هیجان، ادامه با فشار، پایان با ناامیدی.

      اما بعد فهمیدم مشکل از نوع هدف‌گذاری‌ام بود، نه از توانایی بدنم یا اراده‌ام. هدفی که بر پایه ترس، عجله یا مقایسه باشد، انگیزه را می‌کشد. ذهن نمی‌تواند تحت فشار عشق بسازد. اما وقتی یاد گرفتم هدف‌هایم کوچک و احساسی باشند، حتی کوچک‌ترین تغییرها هم باعث شادی و انگیزه می‌شوند.

      حالا نگاه من به هدف کاملاً تغییر کرده است. دیگر فقط دنبال عدد یا کاهش وزن نیستم، بلکه دنبال تجربه‌ی حس خوب و آرامش با بدنم هستم. هر بار که این حس را تجربه می‌کنم، ذهن و بدنم با من همسو می‌شوند و تغییر واقعی آغاز می‌شود. نتیجه این است که مسیر لاغری با ذهن، آرام و قابل استمرار می‌شود، نه پرتنش و شکننده.

      3. آیا تا حالا برای چاق شدن هدف‌گذاری کرده‌ام؟ اگر بله، چطور چاق‌تر شدم؟

      بله، و این تجربه برای من خیلی آموزنده بود. زمانی که وزنم کم شده بود، ناخودآگاه تمرکز ذهنم روی چاق شدن بود. مدام به خودم می‌گفتم: «باید برگردم به حالت قبلی»، «باید پرتر بشوم». حتی بدون اینکه تصمیم آگاهانه بگیرم، ذهنم این جملات را به عنوان دستور العمل دریافت کرد. بدنم دقیقاً مطابق همان تمرکز، تغییر کرد و دوباره چاق شدم.

      در واقع، آن زمان فهمیدم ذهن بسیار فرمان‌پذیر است و هر چه رویش تمرکز کنیم، خلق می‌کند. وقتی تمام انرژی ذهنم روی نگرانی و چاق شدن متمرکز بود، بدنم همان را بازتاب داد. این تجربه باعث شد درک کنم که لاغری یا چاقی، نتیجه تمرکز و باورهای ذهنی ماست، نه صرفاً غذا یا ورزش.

      به همین دلیل، وقتی می‌خواهم لاغر شوم، دیگر از زاویه اجبار یا سرزنش نگاه نمی‌کنم. هدفم حالا از جنس عشق و آرامش است: تصویر ذهنی از بدن سبک، راحت و هماهنگ با خودم. وقتی این تصویر را هر روز می‌سازم، ذهنم شروع به همکاری می‌کند و انگیزه طبیعی و درونی شکل می‌گیرد.

      این تجربه به من نشان داد که هدف‌گذاری ناآگاهانه حتی می‌تواند مسیر را به سمت خلاف چیزی که می‌خواهم هدایت کند. حالا یاد گرفته‌ام که تمرکز روی حس خوب، آرامش و احترام به بدن، بهترین راه برای خلق لاغری پایدار است.

      4. آیا هدف تعیین کردن برای لاغری کمک می‌کند یا مانع می‌شود؟

      هدف تعیین کردن می‌تواند هم کمک کند و هم مانع شود، بستگی به انرژی‌ای دارد که پشت آن است. اگر هدف بر اساس ترس، مقایسه یا عجله باشد، ذهن در برابر آن مقاومت می‌کند و انگیزه را می‌کشد. اما اگر هدف بر پایه عشق، آگاهی و حس خوب باشد، انگیزه را زنده می‌کند و مسیر را روشن می‌سازد.

      من یاد گرفته‌ام که هدف‌هایی که از ترس ساخته می‌شوند، همیشه باعث فشار و خستگی ذهن می‌شوند. ذهن، موجودی هوشمند است و وقتی فشار را حس می‌کند، مقاومت می‌کند. اما هدف‌های احساسی و کوچک، مثل چراغی هستند که مسیر را روشن می‌کنند. حتی قدم‌های کوچک هم می‌توانند انگیزه ایجاد کنند، چون ذهن و بدن حس موفقیت و هماهنگی دریافت می‌کنند.

      برای مثال، اگر بگویم «می‌خواهم وزنم کم شود چون از بدنم راضی نیستم»، ذهن مقاومت می‌کند و انگیزه نابود می‌شود. اما اگر بگویم «می‌خواهم با بدنم هماهنگ باشم و حس سبکی را تجربه کنم»، ذهن با من همکاری می‌کند و انگیزه خودبه‌خود رشد می‌کند.

      هدف درست یعنی هماهنگی بین ذهن، احساس و عمل. وقتی همه این‌ها با هم هستند، مسیر لاغری آرام، پایدار و لذت‌بخش می‌شود. هدفی که از درون می‌آید، نه از بیرون، همان چیزی است که مسیر را هموار می‌کند.

      5. در مسیر لاغری با ذهن چطور باید هدف تعیین کرد که هم عملی باشد و هم انگیزه را تقویت کند؟

      به نظرم بهترین هدف، هدفی احساسی و واقعی است، نه صرفاً عددی یا بیرونی. بدن و ذهن ما با احساس هماهنگ می‌شوند، نه با عدد. وقتی می‌گویم «می‌خواهم سه کیلو کم کنم»، ذهن فشار و نگرانی را می‌بیند و مقاومت می‌کند. اما وقتی می‌گویم «می‌خواهم حس سبکی، آرامش و راحتی را در بدنم تجربه کنم»، ذهن حس خوب را می‌بیند و با من همکاری می‌کند.

      هدف احساسی باعث می‌شود که مسیر لاغری طبیعی شود، بدون اجبار و بدون فشار. وقتی هر روز بتوانم چند دقیقه احساس خوب بسازم، انگیزه خودبه‌خود تقویت می‌شود. هدف‌های احساسی مثل سنگ‌های کوچک در رودخانه هستند که جریان انرژی را شکل می‌دهند. هر قدم کوچک، انگیزه را قوی‌تر می‌کند و مسیر بزرگ را ممکن می‌سازد.

      من حالا هدفم را بر پایه مراقبت، مهربانی و توجه به بدنم می‌چینم. می‌گویم: «می‌خواهم با بدنم مهربان باشم، غذایم را آگاهانه بخورم، و هر روز حس بهتری نسبت به خودم بسازم.» این هدف کوچک و ملموس، روزانه انگیزه‌ام را زنده می‌کند و مرا آرام، مطمئن و هماهنگ با مسیر نگه می‌دارد.

      تمرین ذهنی شخصی من

      من تصمیم گرفتم هر شب قبل از خواب، چند دقیقه چشم‌هایم را ببندم و بدن متناسبم را تصور کنم؛ نه به عنوان آرزو، بلکه با ایمان کامل. تصور می‌کنم که سبک راه می‌روم، لباس‌ها روی تنم راحت و زیبا هستند و حس سبکی و آرامش دارم.

      در همان لحظات، با خودم حرف می‌زنم: «بدنم، متشکرم که با من همراهی می‌کنی. من در مسیرم و هر روز هماهنگ‌تر می‌شوم با تصویر زیبایی که از خودم دارم.»

      گاهی هم در طول روز، وقتی جلوی آینه می‌ایستم، به‌جای نقد و سرزنش، با مهربانی لبخند می‌زنم و می‌گویم: «تو هنوز در مسیر رشد و یادگیری هستی، همین کافی است.»

      این تمرین ذهنی باعث می‌شود انگیزه خودبه‌خود درونی و پایدار شود و من دیگر منتظر جرقه بیرونی نمی‌مانم. انگیزه از عشق نسبت به خودم می‌آید، نه از ترس یا عجله برای نتیجه.

      مسیر لاغری با ذهن هیچ‌وقت فقط درباره کم کردن وزن نیست، بلکه درباره حس خوب، آرامش و هماهنگی با خودم است. وقتی انگیزه‌م از درون زاده می‌شود، هر قدم کوچک معنی پیدا می‌کند. حتی اگر امروز فقط چند دقیقه چشم‌هامو ببندم و خودم رو در بدن سبک و متناسبم تصور کنم، همین لحظه یعنی شروع مسیر درست.

      یاد گرفتم که به هر پیشرفتی، حتی کوچک، لبخند بزنم و قدردان باشم. هر بار که حس سبکی، آرامش و راحتی در بدنم رو تجربه می‌کنم، ذهن و بدنم با هم هماهنگ می‌شوند و انگیزه خودبه‌خود روشن می‌شود. انگیزه واقعی از همین هماهنگی به وجود می‌آید، نه از فشار، نه از عجله و نه از مقایسه. وقتی هدف‌هایم احساسی و واقعی باشند، نه عددی، مسیر برایم ساده و قابل دسترس می‌شود و دلگرمی‌ام برای ادامه راه بیشتر می‌شود.

      حتی وقتی روزی احساس کنم انگیزه‌م کم شده یا مسیر طولانی به نظر می‌آید، یادم می‌آید کافی است دوباره به درونم رجوع کنم. همان چند دقیقه تمرین ذهنی که برای خودم طراحی کردم، همان تصویرسازی و حس خوب، دوباره شعله انگیزه را روشن می‌کند. مهم نیست سرعت حرکتم چقدر است، مهم این است که هر روز با عشق و آگاهی قدم برمی‌دارم و به خودم فرصت می‌دهم هماهنگ‌تر شوم.

      پس به خودم قول می‌دهم هر روز حتی یک لحظه کوتاه برای خودم وقت بگذارم، با خودم مهربان باشم و حس خوب بدن و ذهنم را تجربه کنم. با همین تعهد کوچک، مسیر لاغری ذهنی آرام آرام تبدیل به سبک زندگی من می‌شود. انگیزه واقعی همیشه در درونم است و هر لحظه که به آن وصل می‌شوم، یک قدم بزرگ به سوی بدن و زندگی‌ای که دوست دارم برداشته‌ام.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10