خیلی از آدمایی که اضافهوزن دارن فکر میکنن چون انگیزه برای لاغری ندارن، نمیتونن لاغر بشن 😔
در حالیکه اگه یه نگاهی به گذشته بندازن، میبینن زمانهایی بوده که با کلی انگیزه و اشتیاق 💪🔥 تصمیم گرفتن لاغر بشن…
اما بازم نتونستن نتیجه بگیرن! 🤷♀️
انگیزه برای لاغری داشتن یعنی چی؟ 🤔💭
همهمون دوست داریم لاغر بشیم، خوشاندام باشیم و راحت لباسهایی که دوست داریم رو بپوشیم 😍👗

ولی واقعیت اینه که خیلی وقتا انگیزه برای لاغری نداریم یا خیلی زود از بین میره 😓
در حالیکه اشتیاق داشتن برای لاغر شدن یکی از مهمترین پایههای موفقیته 💪✨
اما یه نکتهی مهم اینه که همین انگیزه، اگه درست نشناسیش، میتونه تبدیل بشه به یه مانع بزرگ تو مسیر لاغری 😮💨❌
تو مسیر لاغری با ذهن فقط هدفمون لاغر شدن نیست، بلکه قراره یاد بگیریم چطور با ذهنمون زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم 🌈🧠
و وقتی میفهمیم از این مسیر قراره چی به دست بیاریم، خودبهخود انگیزه برای لاغری توی وجودمون جون میگیره 🔥🌟
واقعیت اینه که لاغر شدن فقط یکی از صدها هدفیه که میتونیم توی زندگیمون تعیین کنیم 🎯
اما وقتی اضافهوزن داریم و نتونستیم به هدف لاغری برسیم، کمکم باور میکنیم که نمیتونیم به هیچ هدف دیگهای هم برسیم 😔
یادم میاد اون سالها که چاق بودم، خیلی چیزا برام بیاهمیت شده بود…
موفقیتهای هنری، تحصیلی، حتی رویاهام… چون ته دلم فکر میکردم:
“من که عرضه لاغر شدن ندارم، پس به هیچ چیزی نمیرسم!” 😞💔
و اینجوری بود که نداشتن انگیزه برای لاغری کمکم باعث شد هیچ انگیزهای برای زندگی هم نداشته باشم.
اون روزا فقط داشتم زنده میموندم، نه اینکه واقعاً زندگی کنم. هر روز فقط درگیر حل کردن مشکلات و گذروندن روزها بودم 😵💫
ولی الان که مسیرم عوض شده و تونستم از اون دوران بیام بیرون، با تمام وجود میفهمم که:
زنده موندن با زندگی کردن زمین تا آسمون فرق داره ✨💖

انگیزه برای لاغری و هدف از لاغر شدن 🎯💪
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی وقتا انگار هیچ انگیزهای برای لاغری نداریم؟ 😔
واقعیت اینه که وقتی فقط میخوایم زنده بمونیم و روزها رو به نحوی فقط بگذرونیم، دیگه هدف داشتن توی زندگی برامون معنی نداره.
همینجاست که خیلی از افراد چاق، وقتی انگیزه برای لاغری رو از دست میدن، با خودشون فکر میکنن:
«من دیگه نمیتونم لاغر شم…»
و نه فقط از لاغری، بلکه از خود زندگی هم دل میکَنن 😢💔
چرا؟ چون مهمترین هدف زندگی، لذت بردن از لحظههاست 💖
ولی وقتی کسی از بدنش، از آینه، از سبک زندگیاش راضی نیست، کمکم انگیزهاش برای همهچی کمرنگ میشه.
در این حالت فقط سعی میکنه یهجوری کارهاشو انجام بده، روزها رو بگذرونه و فقط زنده بمونه ⏳
اما کسی که میخواد زندگی کنه، از هر مشکلی که سر راهشه برای رسیدن به اهدافش استفاده میکنه 💡✨
یه دنیا فرق داره بین اینکه هر روز فقط دنبال حل کردن مشکلات همون روز باشی، یا اینکه از حل اون مشکلات، یه پله بری بالاتر، به سمت هدفی که خودت انتخاب کردی! 🪜🌈
توی مسیر لاغری با ذهن، هدف فقط لاغر شدن نیست… بلکه میخوایم انگیزه برای لاغری رو بهانهای کنیم برای برگشتن به زندگی، برای ساختن روزهایی که لایقش هستیم 🌟😊
درسته، با چاقی هم میشه زنده موند، نفس کشید و روزها رو گذروند… اما کسی که هدفش لاغر شدنه، انتخاب کرده که تغییر کنه ✨
حتی اگر هنوز چاقه، حتی اگر هنوز مشکلات زیادی داره، ولی داره هر روز یه قدم کوچیک برمیداره 👣🔥
اون شخص، چاقی رو به عنوان سرنوشت قبول نکرده! میخواد از این مانع رد بشه و برسه به خواستههایی که سالها ته دلش دنبالشون بوده… 🎈💭
برای همینم هست که باید یاد بگیریم ذهنمون چطوری کار میکنه تا هم مسیر لاغر شدن کوتاهتر بشه، هم سادهتر، هم لذتبخشتر 🤗🧠

هدف لاغری رو سخت و دستنیافتنی تعیین نکن! 🎯🚫
شاید تو هم مثل من بارها شنیده باشی که باید “هدف بزرگ تعیین کنی تا پیشرفت کنی!” 📚💥
یا توی کتابهای موفقیت خوندی که میگن:
«اگه هدفت دستنیافتنی نیست، پس به اندازه کافی بزرگ نیست!» 😵💫
درسته، هدف بزرگ ممکنه به ظاهر انگیزهت رو زیاد کنه، ولی همیشه اینطوری پیش نمیره…
منم یه زمانی با اشتیاق زیاد رفتم سراغ کتابهای موفقیت، قانون جذب و قدرت ذهن 📖✨
با خودم گفتم: “خب، پس باید هدفهای خیلی بزرگ بچینم تا نشون بدم من قویام، باارادهام، و آماده تغییرم!” 💪🔥
مثلاً میگفتم:
«من باید ۳۰ کیلو وزن کم کنم!»
«من باید توی ۳ ماه یه آدم جدید بشم!»
به این شکل می خواستم انگیزه برای لاغری رو در خودم افزایش بدم.
ولی راستشو بخوای… این هدفهای عجیب و غولپیکر نهتنها کمکم نکرد، بلکه باعث شد از همون اول ناامید بشم 😞🚫
چرا؟ چون ذهن ما وقتی با یه هدف خیلی دور و بزرگ روبهرو میشه، سریع شروع میکنه به ترسیدن، شک کردن، عقب کشیدن 😖🧠
و نتیجهش چی میشه؟
حرکت نمیکنی! شروع نمیکنی! یا نصفه رها میکنی! 😔
اما از وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم و تونستم به تناسب اندامی برسم که حتی توی رویاهام هم نبود ✨👗
فهمیدم که واسه داشتن انگیزه برای لاغری راهش این نیست که خودتو غرق هدفهای سنگین کنی…
✅ راهش اینه که هدف لاغری رو ساده، واقعی و قابلانجام تعیین کنی.
یه قدم کوچیک، ولی واقعی! 👣🌱
«من میخوام این هفته فقط یاد بگیرم چطور آگاهانهتر غذا بخورم.» یا «میخوام این ماه فقط یک کیلو سبکتر بشم.»
همین هدف کوچیک میتونه کلی احساس خوب و انگیزه برات بیاره 🤩💚 و کمکم ذهنتم یاد میگیره بهت اعتماد کنه و باهات همکاری کنه ✨🧠
پس یادت باشه:
هدف لاغری باید جوری باشه که بشه برداشتش، نه فقط نگاهش کرد! 😉🎯
🎯 هدفهای کوچیک برای لاغری انتخاب کن!
راستش رو بخوای، منم بارها تو مسیر تغییر کردن، دچار افت انگیزه شدم 😞 یهجایی وسط راه، اون اشتیاق اول مسیر کمرنگ شد و هی با خودم فکر میکردم:
“نکنه من نمیتونم ادامه بدم؟ نکنه این مسیر برای من نیست؟”
اما وقتی عمیقتر به قضیه نگاه کردم، متوجه شدم مشکل از خودم نبود…❗ مشکل از اون هدفهای بزرگ و ترسناکی بود که برای خودم تعیین کرده بودم.
واقعیت اینه که وقتی یه هدف زیادی بزرگ و سنگین باشه، ذهن ناخودآگاه ما باهاش مشکل پیدا میکنه.
یعنی به جای اینکه کمکمون کنه حرکت کنیم، شروع میکنه به ترسوندنمون، بهونه آوردن، و در نهایت منصرف کردنمون 😬🧠
مثلاً شاید تو هم شده تصمیم بگیری لاغر شی، اما وقتی خاطرات بقیه رو میشنوی که چقدر رژیم سخت گرفتن، چقدر ورزش سنگین کردن یا چقدر زجر کشیدن…
همه اون شور و اشتیاقت تو چند دقیقه دود میشه و میره هوا 😶🌫️💭
اینا اثر مستقیم اطلاعاتیه که ذهن ناخودآگاهت گرفته.
هرچی بیشتر به سختیها فکر کنیم، ذهنمون بیشتر مارو از ادامه راه منصرف میکنه 🙅♀️
✅ راه حل چیه؟
خیلی سادهست: هدفهای کوچیک و شدنی برای خودت بچین! 💡👣
- این هفته فقط یاد میگیرم کی سیرم و کی واقعاً گرسنهم. 🍽️
- امروز فقط آگاه غذا میخورم، بدون قضاوت. 😌
- این ماه فقط ۱ کیلو وزن کم میکنم، نه ۱۰ کیلو! ⚖️
اینجوری انگیزه برای لاغری در تو زنده میمونه ❤️ و هر موفقیت کوچیک، یه قدم بزرگ برای روحیه و عزتنفس توئه.
با هدفهای کوچیک، ذهن تو هم باهات رفیق میشه نه دشمن 😊✨
مطالعهای در مرکز پزشکی استرلینگ نشان داد که کاهش حدود ۰.۵ تا ۱ کیلوگرم در هفته، نه تنها قابل دستیابیتر است، بلکه احتمال بازگشت وزن را نیز کاهش میدهد.
این پیشرفتهای کوچک منجر به بهبود سلامت کلی و کاهش خطر بیماریهای مزمن میشود.
این رویکرد باعث میشود که افراد با هر پیشرفت کوچکی، احساس رضایت و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشند.
پس یادت باشه: کوچیک شروع کن، ولی با عشق ادامه بده! 💕
چون همون قدمهای کوچیک، آخرش میرسن به یه تغییر بزرگ و موندگار 🌈
✍️ تمرین آموزشی 📖
در مسیر لاغری با ذهن، مهمترین سوخت شما برای ادامه دادن، انگیزه برای لاغری است. با همین تمرین قراره شعلهی این انگیزه رو توی وجودتون روشنتر کنید 🔥
مراحل تمرین:
- محتوای نوشتاری مربوط به انگیزه برای لاغری رو با دقت بخونید 📚
- ویدیوی آموزشی مربوطه رو ببینید 🎥
- به سوالهای زیر بهصورت انشایی و با صداقت پاسخ بدید 🖊️
📌 سوالات تمرینی:
- 💭 به نظر شما برای لاغر شدن باید هدفهای بزرگ تعیین کرد یا هدفهای کوچیک؟ چرا؟
- 📆 در گذشته برای لاغر شدن چطور هدفگذاری میکردید؟ نتیجهاش چی بود؟
- ⚖️ آیا تا حالا برای چاق شدن هدفگذاری کردید؟ اگه آره، چطور چاقتر شدید؟
- ❓ به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک میکنه یا مانعش میشه؟
- 🎯 توی مسیر لاغری با ذهن چطور باید هدف تعیین کرد که هم عملی باشه هم انگیزه برای لاغری رو تقویت کنه؟
🧠 بعد از دیدن ویدیو، یه تمرین ذهنی برای خودت طراحی کن و توی بخش نظرات بنویس که چه کاری قراره انجام بدی تا انگیزهات بیشتر بشه.
مثلاً: “من از فردا هر شب قبل خواب، ۲ دقیقه تصور میکنم بدن متناسبم رو و حس لذت لاغر شدن رو تو ذهنم میسازم” ✨
با انجام این تمرین، هم ذهن شما آموزش میبینه، هم کمکم از درون تغییر میکنید. مهم نیست چقدر راه مونده، مهم اینه که شما با انگیزه برای لاغری قدم گذاشتید تو مسیر درست 💪🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.44 از 91 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خداوند جان و خرد 🤍
سلام و عرض احترام خدمت استاد عطاروشن و دوستان عزیز سایت تناسب فکری 🌸🙏✨
راستش من مدتهاست دارم به یه موضوع خیلی مهم فکر میکنم… اینکه اصلاً ما وقتی هدف میذاریم برای لاغری، ذهنمون چه جور هدفی میفهمه؟ همون چیزی که ما میگیم… یا چیز دیگهای که ناخودآگاه ازش برداشت میکنه؟ 😶🌫️
من خودم خیلی وقتها، هدفهام رو طوری انتخاب میکردم که بیشتر شبیه یه “رویا” بود تا یه “برنامه”. 😔
نه اینکه نخوام… نه اینکه تلاش نکنم… ولی انگار از اول، فشار زیادی به خودم وارد میکردم. فشار که بیاد روش، دیگه حتی اگر یه مقدار هم جلو برم، تهش خسته میشم، یا وسط راه انگیزهام میپره، یا اینکه به جای اینکه “پیشرفت” ببینم، بیشتر “نرسیدن” رو میبینم… و خب این خیلی آدم رو میریزه به همون ناامیدی آزاردهنده 💔😣
برای همین تصمیم گرفتم اینجا صادقانه بگم تجربه خودم چی بوده، و آخرش هم بگم من خودم چه نتیجهای گرفتم.
1) تعیین هدف برای لاغری: بزرگ یا کوچک؟ (تجربهی من)من همیشه هدفهام بزرگ بود. 😅 یعنی مثلاً از همون اول میرفتم سراغ وزن ایدهآل، یا یه عدد خیلی مشخص و “تمیز” توی ذهنم میچرخید. و حتی بعضی وقتها میگفتم: «خب، باید یه زمانی برسیم دیگه…» ⏳
ولی یه چیزی که همیشه برام اتفاق میافتاد این بود: وقتی هدف بزرگ میشه، ذهنم از همون لحظهی اول میره سمت “سخت بودنش”. انگار مغز همون اول لباس استرس رو میپوشه 😵💫
مثلاً من به خودم میگفتم: «این وزن رو میخوام… این بدن رو… این فرم رو…» قشنگه… انرژی میده… ولی همزمان یه ترس ریز هم میاد توی دل آدم: «نکنه نشه؟ نکنه وقتش نرسه؟ نکنه من نتونم؟» 😶
و وقتی هدف بزرگ با این حسها قاطی بشه، نتیجه معمولاً اینه:- استرس بالا میره 😣 – آدم زود خسته میشه 😔 – تمرکز روی مسیر کم میشه 😵 – و بعدش هم یا ول میکنه یا مسیر میشه کند و بیحال 😞
اما از وقتی من هدفهام رو کوچیکتر کردم… یعنی به جای اینکه از همون اول بگم “وزن ایدهآل”، بگم فقط “۳ تا ۴ کیلو کمتر از همین وزن”، خیلی چیزها تغییر کرد 🤍✨
چرا؟ چون وقتی هدف کوچیک باشه، ذهن میفهمه “این شدنیه”. و وقتی ذهن بگه شدنیه… آدم ناخودآگاه آرومتر میشه و حرکت میکنه 😌💪
برای من این فرق خیلی واقعی بوده. انگار یه بار از “فشارِ رسیدن به مقصد دور” اومدم بیرون، رفتم تو “لذت بردن از قدمهای نزدیک”. 🌿🚶♀️
2) هدفگذاری در گذشته: همیشه بلند… ولی به هیچکدوم نمیرسیدمیه حقیقتی هست که نمیخوام قایمش کنم 😅 من گذشته که نگاه میکنم، میبینم هدفهام بلند و ایدهآل بوده. حتی زمان هم براش میگذاشتم… یعنی میگفتم مثلاً تا فلان مدت باید اتفاق بیفته.
ولی واقعیت اینه که به بیشترش نمیرسیدم. 😔 و وقتی آدم مدام به هدفهای زمانی و سنگین نرسه، یه اتفاق خطرناک میافته:
ذهن شروع میکنه به ساختن این داستان که: «تو نمیتونی…» «تو همیشه عقب میمونی…» «نمیشه دیگه…» 😞💔
و خب این داستان، خودش بدترین ضربهست. چون آدم دیگه حتی اگر امروز هم بخواد تلاش کنه، ته دلش یه جایی میگه: “آخه فایده داره؟” 🤷♀️😕
من حس میکردم مشکل فقط توی کمکاری نیست… بیشتر مشکل این بود که هدفهام طوری طراحی شده بود که از نظر ذهنی خیلی سنگین و فشارآور بود. یعنی من به خودم دارم امتحان میدم، نه اینکه دارم زندگی میکنم و قدم برمیدارم.
3) هدفگذاری برای چاق شدن؟ من هدف ندارم، ولی ترسش هست…جالبش اینه که من تا حالا واقعاً هدفی برای چاق شدن نذاشتم 😅 ولی چرا حرف از چاق شدن میزنم؟ چون یه “فکر” همیشه ته ذهنم بوده.
همیشه این دغدغهی کوچیک رو داشتم که: «اگه وزنم بره بالا چی؟» 😟 «اگه برگردم عقب چی؟» «اگه بدتر بشه چی؟» 😣
و شاید تو ظاهر آدم نخواد اینو قبول کنه، ولی تو ذهن همینه… یه جور استرسِ نامرئی. حتی وقتی هدفم لاغریه، یه جور ترس از افزایش وزن هم همراهشه.
این همون چیزیه که من بهش میگم “استرس پنهان”. استرسی که شاید جلوی چشم نباشه، ولی توی رفتار آدم اثر میذاره. یا آدم رو میکشه سمت کنترلِ وسواسی، یا میبره سمت بیانگیزگی، یا حتی باعث میشه بعضی وقتا بیخیال بشه چون فکر میکنه “کنترل از دستم در میره” 😶🌫️
4) تاثیر هدفگذاری: کمک میکند یا مانع؟برای من جوابش این بوده: **اگه هدف درست نباشه، مانع میشه**.
من وقتی هدف میذارم ولی خیلی بزرگ و تحت فشار باشه، حس میکنم استرس میاد سراغم. استرس هم برای من فقط “حس” نیست. من واقعاً حس میکنم بدن و ذهنم تو یه حالت بدتر قرار میگیره. همون استرس که میتونه کورتیزول رو بالا ببره… (من دقیق وارد مباحث پزشکی نمیشم، فقط از زاویه تجربهی شخصی میگم) ولی در کل، استرس معمولاً آدم رو از مسیر سالم دور میکنه.
و از اون طرف، وقتی به هدف نرسیم چی میشه؟ناامیدی. 😔💔 ناامیدی یعنی اینکه ذهن میره سمت “من شکست خوردم”. بعد هم آدم یا ول میکنه یا دیرتر ادامه میده یا حتی کلاً مسیر خراب میشه.
پس من به این نتیجه رسیدم:- هدفگذاری اگه با فشار همراه باشه = مانع ❌ – هدفگذاری اگه واقعبینانه و قابل کنترل باشه = کمک ✅
5) هدفگذاری با ذهن: من دنبال انگیزه واقعیامحقیقتش من همیشه یه جور هدفگذاری میکنم که با ذهنم سازگار باشه. من دوست دارم هدف رو “کوچیک” کنم، چون اگر هدف بزرگ باشه، ذهنم میپره تو حالت استرس 😵💫
مثلاً اگر وزن فعلیم فلانه، من میام میگم: «باشه… من هدفم اینه فقط ۳ تا ۴ کیلو پایینتر بیام» 😍✨ نه اینکه همون اول بگم وزن ایدهآل. چون وقتی میگم ۳ تا ۴ کیلو، مغزم میگه “این شدنیه”. و وقتی شدنیه، هم انرژی میاد، هم آدم دنبال میکنه.
من واقعاً از همون حس “نزدیک بودن نتیجه” انرژی میگیرم. انگار هدف کوچیک مثل چراغ سبز جلوی راهمه. میفهمم دارم میرم، نه اینکه فقط دارم آرزو میکنم 🌿🤍
6) تمرین بعد از دیدن ویدیو: ۵ دقیقه که ول نمیشهمن وقتی ویدیوهای انگیزشی یا آموزشی میبینم، یه لحظه واقعاً انگیزه میگیرم 😄🔥 ولی مشکل همیشگی اینه که انگیزه اگه “اقدام” نشه، خیلی زود میپره.
پس من تصمیم گرفتم یه تمرین داشته باشم که هر شب انجامش بدم. نه چیزی پیچیده، نه خیلی سنگین… فقط یه کار کوچیک ولی منظم.
برنامهی من اینه:
🌙 هر شب **۵ دقیقه حرکت** فقط ۵ دقیقه. چون اگه بیشتر باشه ممکنه بعضی شبها نتونم، بعدش ذهن میگه ولش کن 😅 ولی ۵ دقیقه خیلی قابل انجامه و همینش باعث میشه ادامه پیدا کنه ✅
🧠 بعدش همون چند لحظه **تصویرسازی** من تصور میکنم خودم دارم لاغر و متناسب میشم. نه با خیالبافیِ دور… با حسِ نزدیک. یعنی انگار همین مسیر داره درست پیش میره. این تصویرسازی برای ذهنم حکم “یادآوری مسیر” رو داره 😌✨
این تمرین رو واقعاً میخوام هر شب ۵ دقیقه انجام بدم. ۵ دقیقه شاید به نظر بیاد کم باشه، ولی برای من اصلش اینه: قطع نشه. پیوستگی داشته باشه. وقتی پیوستگی ایجاد بشه، انگیزه دیگه مثل باد از بین نمیره 🌬️➡️🌿
جمعبندی حرف من (واقعاً از ته تجربهم)من فهمیدم لاغری فقط “اراده” نیست… بیشتر “طراحی ذهن”ه. اینکه هدف رو چطور میچینی، چطور تو ذهنت میشینه، و آیا با فشار و استرس قاطی میشه یا نه.
برای من نتیجه اینه:
✅ هدف کوچیکتر = قابل باورتر = استرس کمتر = ادامهدارتر ❌ هدف بزرگترِ غیرواقعی = استرس بیشتر = احتمال ناامیدی = ول کردن یا کند شدن
و من فعلاً میخوام با همین روش جلو برم: 🎯 هدف کوچیک 🌙 حرکت کوتاه هر شب 🧠 تصویرسازی کوتاه برای ماندن در مسیر ✨ و تبدیل کردن انگیزه به یک عادت واقعی
اگه استاد و دوستان اجازه بدن، من یه سوال هم از خودم (و شاید شما) دارم: شما وقتی هدف میذارین، بیشتر دنبال “عدد بزرگ و رویایی” هستین یا دنبال “قدمهای نزدیک و قابل انجام”؟ 😄🤍 من الان حس میکنم قدمهای نزدیک خیلی نجاتم میده.