اپلیکیشن تناسب فکریسایت را روی صفحه گوشی‌ات نصب کن تا با یک لمس باز شود
0

رمز و راز انگیزه برای لاغری: چگونه شروع کنیم و ادامه دهیم؟ (گام ۱۷)

اشتیاق داشتن
اندازه متن

خیلی از آدمایی که اضافه‌وزن دارن فکر می‌کنن چون انگیزه برای لاغری ندارن، نمی‌تونن لاغر بشن 😔

در حالی‌که اگه یه نگاهی به گذشته بندازن، می‌بینن زمان‌هایی بوده که با کلی انگیزه و اشتیاق 💪🔥 تصمیم گرفتن لاغر بشن…

اما بازم نتونستن نتیجه بگیرن! 🤷‍♀️

انگیزه برای لاغری داشتن یعنی چی؟ 🤔💭

همه‌مون دوست داریم لاغر بشیم، خوش‌اندام باشیم و راحت لباس‌هایی که دوست داریم رو بپوشیم 😍👗

ولی واقعیت اینه که خیلی وقتا انگیزه برای لاغری نداریم یا خیلی زود از بین میره 😓

در حالی‌که اشتیاق داشتن برای لاغر شدن یکی از مهم‌ترین پایه‌های موفقیته 💪✨

اما یه نکته‌ی مهم اینه که همین انگیزه، اگه درست نشناسیش، می‌تونه تبدیل بشه به یه مانع بزرگ تو مسیر لاغری 😮‍💨❌

تو مسیر لاغری با ذهن فقط هدف‌مون لاغر شدن نیست، بلکه قراره یاد بگیریم چطور با ذهن‌مون زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم 🌈🧠

و وقتی می‌فهمیم از این مسیر قراره چی به دست بیاریم، خودبه‌خود انگیزه برای لاغری توی وجودمون جون می‌گیره 🔥🌟

واقعیت اینه که لاغر شدن فقط یکی از صدها هدفیه که می‌تونیم توی زندگی‌مون تعیین کنیم 🎯

اما وقتی اضافه‌وزن داریم و نتونستیم به هدف لاغری برسیم، کم‌کم باور می‌کنیم که نمی‌تونیم به هیچ هدف دیگه‌ای هم برسیم 😔

یادم میاد اون سال‌ها که چاق بودم، خیلی چیزا برام بی‌اهمیت شده بود…

موفقیت‌های هنری، تحصیلی، حتی رویاهام… چون ته دلم فکر می‌کردم:

“من که عرضه لاغر شدن ندارم، پس به هیچ چیزی نمی‌رسم!” 😞💔

و این‌جوری بود که نداشتن انگیزه برای لاغری کم‌کم باعث شد هیچ انگیزه‌ای برای زندگی هم نداشته باشم.

اون روزا فقط داشتم زنده می‌موندم، نه اینکه واقعاً زندگی کنم. هر روز فقط درگیر حل کردن مشکلات و گذروندن روزها بودم 😵‍💫

ولی الان که مسیرم عوض شده و تونستم از اون دوران بیام بیرون، با تمام وجود می‌فهمم که:

زنده موندن با زندگی کردن زمین تا آسمون فرق داره ✨💖

انگیزه برای لاغریهدف از لاغر شدن

انگیزه برای لاغری و هدف از لاغر شدن 🎯💪

تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی وقتا انگار هیچ انگیزه‌ای برای لاغری نداریم؟ 😔

واقعیت اینه که وقتی فقط می‌خوایم زنده بمونیم و روزها رو به نحوی فقط بگذرونیم، دیگه هدف داشتن توی زندگی برامون معنی نداره.

همینجاست که خیلی از افراد چاق، وقتی انگیزه برای لاغری رو از دست می‌دن، با خودشون فکر می‌کنن:

«من دیگه نمی‌تونم لاغر شم…»

و نه فقط از لاغری، بلکه از خود زندگی هم دل می‌کَنن 😢💔

چرا؟ چون مهم‌ترین هدف زندگی، لذت بردن از لحظه‌هاست 💖

ولی وقتی کسی از بدنش، از آینه، از سبک زندگی‌اش راضی نیست، کم‌کم انگیزه‌اش برای همه‌چی کم‌رنگ می‌شه.

در این حالت فقط سعی می‌کنه یه‌جوری کارهاشو انجام بده، روزها رو بگذرونه و فقط زنده بمونه ⏳

اما کسی که می‌خواد زندگی کنه، از هر مشکلی که سر راهشه برای رسیدن به اهدافش استفاده می‌کنه 💡✨

یه دنیا فرق داره بین اینکه هر روز فقط دنبال حل کردن مشکلات همون روز باشی، یا اینکه از حل اون مشکلات، یه پله بری بالاتر، به سمت هدفی که خودت انتخاب کردی! 🪜🌈

توی مسیر لاغری با ذهن، هدف فقط لاغر شدن نیست… بلکه می‌خوایم انگیزه برای لاغری رو بهانه‌ای کنیم برای برگشتن به زندگی، برای ساختن روزهایی که لایقش هستیم 🌟😊

درسته، با چاقی هم می‌شه زنده موند، نفس کشید و روزها رو گذروند… اما کسی که هدفش لاغر شدنه، انتخاب کرده که تغییر کنه ✨

حتی اگر هنوز چاقه، حتی اگر هنوز مشکلات زیادی داره، ولی داره هر روز یه قدم کوچیک برمی‌داره 👣🔥

اون شخص، چاقی رو به عنوان سرنوشت قبول نکرده! می‌خواد از این مانع رد بشه و برسه به خواسته‌هایی که سال‌ها ته دلش دنبالشون بوده… 🎈💭

برای همینم هست که باید یاد بگیریم ذهن‌مون چطوری کار می‌کنه تا هم مسیر لاغر شدن کوتاه‌تر بشه، هم ساده‌تر، هم لذت‌بخش‌تر 🤗🧠

لاغری آسان

هدف لاغری رو سخت و دست‌نیافتنی تعیین نکن! 🎯🚫

شاید تو هم مثل من بارها شنیده باشی که باید “هدف بزرگ تعیین کنی تا پیشرفت کنی!” 📚💥

یا توی کتاب‌های موفقیت خوندی که می‌گن:

«اگه هدفت دست‌نیافتنی نیست، پس به اندازه کافی بزرگ نیست!» 😵‍💫

درسته، هدف بزرگ ممکنه به ظاهر انگیزه‌ت رو زیاد کنه، ولی همیشه اینطوری پیش نمی‌ره…

منم یه زمانی با اشتیاق زیاد رفتم سراغ کتاب‌های موفقیت، قانون جذب و قدرت ذهن 📖✨

با خودم گفتم: “خب، پس باید هدف‌های خیلی بزرگ بچینم تا نشون بدم من قوی‌ام، بااراده‌ام، و آماده تغییرم!” 💪🔥

مثلاً می‌گفتم:

«من باید ۳۰ کیلو وزن کم کنم!»

«من باید توی ۳ ماه یه آدم جدید بشم!»

به این شکل می‌خواستم انگیزه برای لاغری رو در خودم افزایش بدم.

ولی راستشو بخوای… این هدف‌های عجیب و غول‌پیکر نه‌تنها کمکم نکرد، بلکه باعث شد از همون اول ناامید بشم 😞🚫

چرا؟ چون ذهن ما وقتی با یه هدف خیلی دور و بزرگ روبه‌رو می‌شه، سریع شروع می‌کنه به ترسیدن، شک کردن، عقب کشیدن 😖🧠

و نتیجه‌ش چی می‌شه؟

حرکت نمی‌کنی! شروع نمی‌کنی! یا نصفه رها می‌کنی! 😔

اما از وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم و تونستم به تناسب اندامی برسم که حتی توی رویا‌هام هم نبود ✨👗

فهمیدم که واسه داشتن انگیزه برای لاغری راهش این نیست که خودتو غرق هدف‌های سنگین کنی…

✅ راهش اینه که هدف لاغری رو ساده، واقعی و قابل‌انجام تعیین کنی.

یه قدم کوچیک، ولی واقعی! 👣🌱

«من می‌خوام این هفته فقط یاد بگیرم چطور آگاهانه‌تر غذا بخورم.» یا «می‌خوام این ماه فقط یک کیلو سبک‌تر بشم.»

همین هدف کوچیک می‌تونه کلی احساس خوب و انگیزه برات بیاره 🤩💚 و کم‌کم ذهنتم یاد می‌گیره بهت اعتماد کنه و باهات همکاری کنه ✨🧠

پس یادت باشه:

هدف لاغری باید جوری باشه که بشه برداشتش، نه فقط نگاهش کرد! 😉🎯

🎯 هدف‌های کوچیک برای لاغری انتخاب کن!

راستش رو بخوای، منم بارها تو مسیر تغییر کردن، دچار افت انگیزه شدم 😞 یه‌جایی وسط راه، اون اشتیاق اول مسیر کم‌رنگ شد و هی با خودم فکر می‌کردم:

“نکنه من نمی‌تونم ادامه بدم؟ نکنه این مسیر برای من نیست؟”

اما وقتی عمیق‌تر به قضیه نگاه کردم، متوجه شدم مشکل از خودم نبود…❗ مشکل از اون هدف‌های بزرگ و ترسناکی بود که برای خودم تعیین کرده بودم.

واقعیت اینه که وقتی یه هدف زیادی بزرگ و سنگین باشه، ذهن ناخودآگاه ما باهاش مشکل پیدا می‌کنه.

یعنی به جای اینکه کمکمون کنه حرکت کنیم، شروع می‌کنه به ترسوندنمون، بهونه آوردن، و در نهایت منصرف کردنمون 😬🧠

مثلاً شاید تو هم شده تصمیم بگیری لاغر شی، اما وقتی خاطرات بقیه رو می‌شنوی که چقدر رژیم سخت گرفتن، چقدر ورزش سنگین کردن یا چقدر زجر کشیدن…

همه اون شور و اشتیاقت تو چند دقیقه دود می‌شه و می‌ره هوا 😶‍🌫️💭

اینا اثر مستقیم اطلاعاتیه که ذهن ناخودآگاهت گرفته.

هرچی بیشتر به سختی‌ها فکر کنیم، ذهنمون بیشتر مارو از ادامه راه منصرف می‌کنه 🙅‍♀️

✅ راه حل چیه؟

خیلی ساده‌ست: هدف‌های کوچیک و شدنی برای خودت بچین! 💡👣

  • این هفته فقط یاد می‌گیرم کی سیرم و کی واقعاً گرسنه‌م. 🍽️
  • امروز فقط آگاه غذا می‌خورم، بدون قضاوت. 😌
  • این ماه فقط ۱ کیلو وزن کم می‌کنم، نه ۱۰ کیلو! ⚖️

اینجوری انگیزه برای لاغری در تو زنده می‌مونه ❤️ و هر موفقیت کوچیک، یه قدم بزرگ برای روحیه و عزت‌نفس توئه.

با هدف‌های کوچیک، ذهن تو هم باهات رفیق می‌شه نه دشمن 😊✨

مطالعه‌ای در مرکز پزشکی استرلینگ نشان داد که کاهش حدود ۰.۵ تا ۱ کیلوگرم در هفته، نه تنها قابل دستیابی‌تر است، بلکه احتمال بازگشت وزن را نیز کاهش می‌دهد.
این پیشرفت‌های کوچک منجر به بهبود سلامت کلی و کاهش خطر بیماری‌های مزمن می‌شود. 

این رویکرد باعث می‌شود که افراد با هر پیشرفت کوچکی، احساس رضایت و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشند.

پس یادت باشه: کوچیک شروع کن، ولی با عشق ادامه بده! 💕

چون همون قدم‌های کوچیک، آخرش می‌رسن به یه تغییر بزرگ و موندگار 🌈

✍️ تمرین آموزشی 📖

در مسیر لاغری با ذهن، مهم‌ترین سوخت شما برای ادامه دادن، انگیزه برای لاغری است. با همین تمرین قراره شعله‌ی این انگیزه رو توی وجودتون روشن‌تر کنید 🔥

مراحل تمرین:

  1. محتوای نوشتاری مربوط به انگیزه برای لاغری رو با دقت بخونید 📚
  2. ویدیوی آموزشی مربوطه رو ببینید 🎥
  3. به سوال‌های زیر به‌صورت انشایی و با صداقت پاسخ بدید 🖊️

📌 سوالات تمرینی:

  • 💭 به نظر شما برای لاغر شدن باید هدف‌های بزرگ تعیین کرد یا هدف‌های کوچیک؟ چرا؟
  • 📆 در گذشته برای لاغر شدن چطور هدف‌گذاری می‌کردید؟ نتیجه‌اش چی بود؟
  • ⚖️ آیا تا حالا برای چاق شدن هدف‌گذاری کردید؟ اگه آره، چطور چاق‌تر شدید؟
  • ❓ به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک می‌کنه یا مانعش می‌شه؟
  • 🎯 توی مسیر لاغری با ذهن چطور باید هدف تعیین کرد که هم عملی باشه هم انگیزه برای لاغری رو تقویت کنه؟

🧠 بعد از دیدن ویدیو، یه تمرین ذهنی برای خودت طراحی کن و توی بخش نظرات بنویس که چه کاری قراره انجام بدی تا انگیزه‌ات بیشتر بشه.
مثلاً: “من از فردا هر شب قبل خواب، ۲ دقیقه تصور می‌کنم بدن متناسبم رو و حس لذت لاغر شدن رو تو ذهنم می‌سازم” ✨

با انجام این تمرین، هم ذهن شما آموزش می‌بینه، هم کم‌کم از درون تغییر می‌کنید. مهم نیست چقدر راه مونده، مهم اینه که شما با انگیزه برای لاغری قدم گذاشتید تو مسیر درست 💪🌈

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.43 از 95 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23711
120 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار افسر
      ۱۴۰۲/۰۹/۲۹ ۲۱:۴۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      ه نظر شما برای لاغر شدن باید اهداف بزرگ تعیین کرد یا هدف ها کوچک؟ چرا؟

      هدف های کوچک چون اگر هدف بزرگ داشته باشیم دیر به ان هدف میرسیم چون بدن ماهم یگبار این اضافه نشدیم چند سال طول کشیده و این لاغر شدن به مدت زمان زیادی نیاز دارد تا ما به هدف به این بزرگی دست یابیم 

      • در گذشته برای لاغر شدن چگونه هدف گذاری می کردید و نتیجه آن چه بوده است؟من در گذشته تصمیم میگرفتم که من باید 10 کیلو کم کنم ولی خیلی تلاش میکردم ولی وقتی چند کیلو کم میکردم باز به خودم میگفتم تو نمی تونی بیشتر کم کنی همین قدر هم که کم کردی بیچاره شدی ودوباره بعد از خستگی رژیم را ولش میکردم وباز از دفعه قبل چاق تر میشدم
      • آیا تاکنون برای چاق شدن هدف تعیین کرده اید؟ شرح دهید چگونه چاق تر شدید

      من برای چاق شدن خودم هدف تعین نکرده بودم ولی مغز خوب و بد را تشخیص نمیده ما هدف چاق نشدن رادر ذهنمون بوده ولی این هدف خیلی چیزهارا یاد اوری کرد متلا همیشه در همه کاری هدف زیاد بزرگ نباشه که اگر انجام نشد زیاد ناراحت نشویم 

      به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغر شدن باعث لاغری می شود یا مانع آن

      بله  به شرطی هدف من زیاد نباشه یعنی امید به زیاد وزن کم کردن نباشم در چند هفته 

      • در مسیر لاغری با ذهن چگونه برای لاغر شدن باید هدف گذاری کنید و انگیزه برای لاغری را در خود ایجاد کنید؟
      • اول باید هدف لاغری را بگیریم  چون هدف داشتن مهمترین کار دنیاست اگر هدف داشته باشی به هر طریقی برای خودت ایجاد میکنی تا به ان هدف برسی و دوم با گوش دادن به فایل ذهن ما را در برابر انجام نشدن کمک میکند
      • در مورد مطب فایل
      • من وقتی فایل امروز را گوش دادم واقعا این اتفاق هایی که گفتید زیاد برای من پیش میامد و من هم خیلی نا امید میشدم ولی با گوش دادن به این فایل  واقعا این تصمیم گرفتم که کارهای خودم و لاغر شدن خودم را از وزن کم شروع کنم که زیاد نا امید نباشم 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sha
      ۱۴۰۲/۰۹/۱۰ ۱۹:۵۱
      مدت عضویت: 1927 روز
      امتیاز کاربر: 1310 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 660 کلمه

      سلام به شما، اول از هر چیز می‌خواستم برای به اشتراک گذاشتن این فایل ازتون تشکرِ ویژه کنم. مدتهاست مطالبی که گذاشتید رو میخونم و بار‌ها فک کردم خوب دیگه مطلب رو فهمیدم ولی  باز یه مطلب جدید میذارید و یه زاویه دید جدید باز می‌شه.

      راجع به مطلبی که گفتید، من دقیقا همین مساله رو چند روز پیش تجربه  کردم..مدتیه احساس میکنم از وزنم کم شده، و خودم احساس می‌کنم دارم جمع میشم،با اشراف به این موضوع یه پالتوی قدیی رو برداشتم پوشیدم  ولی هنوز تنگم بود، و این موضوع که به اون اندازه ایی که تو ذهنم توقع داشتم کم نکرده بودم ناا امیدم کرد. لذت کم کردنِ این چند وقت رو برام زهر کرد و احساس کردم حالا کار خاصی‌ هم نکردم و شاید اصلا توهم دارم که لاغر شدم و همه چیز برام زیر سوال رفت. 

      تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم که کوچیک یا بزرگ بودن هدف می تونه تاثیر خیلی زیادی روی نتیجه ی اون هدف داشته باشه و‌ الان که بهش فکر می‌کنم،من برای برنامه‌های روزانه ام، چیزهای کوچیک و بی‌ اهمیت رو هم مینویسم، و انجام دادن و خط زدن تک تکشون بهم حس مفید بودن میده،از خرید هفته گرفته تا رفتن به پست یا هر چیز کوچیکی خط زدنش بهم این حس رو میده که اونروز خاص کارهای خیلی زیادی انجام دادم در نتیجه اون حس مثبت واقعا به سمت بهتر کار کردن یا کار بیشترانجام دادندر روزهای آتی سوقم میده،در حالی‌ که وقتی تو اهداف روزانه‌ام هدف بزرگ و کلی‌ تعیین می‌کنم معمولان هفته‌ها به تعویق میندازمش و یه حسی همیشه پس ذهنم بهم یادآوری میکنه که وای باید اون کار رو انجام بدم و در واقع من به شدت می ترسم برم سمت اون کار..تنبلی هم نباشه ترس نمیذاره سمتش برم، پس به نظرم منطقیه که ذهن ناخود آگاه همین کار رو راجع به لاغری بکنه. یعنی اگر برای ذهنم ۲۰ کیلو رو متصور شم الان برام نزدیک به غیر ممکنه و ۱ کیلو کاملا ممکنه. 

       ضمن این که اون احساسی‌ که بر انگیخته می‌شه وقتی‌ آدم احساس می‌کنه وزنی کم نکرده یا به جلو نرفته خیلی‌ حال  رو خراب می‌کنه و امکان هدفمند موندن و انگیزه داشتن  رو سخت تر می‌کنه و امکان رها کردن و منصرف شدن رو بالا میبره. من در گذشته همیشه هدف بزرگ میذاشتم و همیشه هم وسط پروسه خسته شدم و همیشه رها کردم و اینجا در این نقطه دارم می فهمم کجا رو اشتباه می کردم!

      فکر می‌کنم ناخوداگاه در طول این سالها حتما برای چاقتر شدن هدف تعیین کردم که  روز به روز چاقتر شدم، انتظار دائمی برای چاق تر شدن، فکر به اینکه قطعا بد از هر تعطیلات، یا سفر، یا موضوعی خاص حتما باید کمی‌ چاقتر شم، به مرور ذهنم رو برای رسیدن به موضوع نهایی که چاقتر شدن بوده آماده کرد!

      پس منطقیه که  هدف تعیین کردن برای لاغری باعث لاغری می‌شه، ولی تا اینجای قضیه تمرکز ذهنی من روی چاقی بوده نه لاغری..روی این بوده که چاقتر نشم نه اینکه لاغر بشم..و فکر میکنم این خودش یه پله ی کلیدی تو این پروسه ست.ولی‌ همونجور که گفتید هدف باید آهسته و پیوسته اتفاق بیفته.. هدفی‌ که ذهن رو نترسونه و ما رو برای رسیدن به هدف نهایی که لاغر شدنه با انگیزه نگاه داره.

      خواندن مطالبی که میذارید به صورت روزمره به من خیلی‌ کمک میکنه، روزهایی که وقت نمیکنم به مطلب گوش کنم ناخوداگاه ذهنم بیشتر روی چاقی متمرکزتره تا لاغری. می‌خوام یه هدف کوچیک بذارم و اون کم کردن ۱ کیلو تو یه ماه آینده باشه، فشار رو از رو خودم بر دارم و با حس خوب به راهم ادامه بدم، البته باید بگم من مدتهاست خودم رو وزن نمیکنم چون نمی‌خوام استرس به بدنم بدم که کم کردی یا کم نکردی ولی‌ از روی لباس و واکنش اطرافیان و چشمی تا حدودی میفهمم سبکتر شدم.

      خیلی خیلی ممنونم از مطالب خوبتون…تنها چیزی که بهم امید می ده تو این مسیر به نتیجه می رسم دیدن نتیجه ایه که شما گرفتید و به اشتراک گذاشتید و بابتش خیلی شکرگزارم. متشکرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      ۱۴۰۲/۰۸/۲۶ ۱۴:۴۵
      مدت عضویت: 1250 روز
      امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 824 کلمه

      به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزمو دوستان گلم  

      چندین بار این فایل رو گوش کردم هر بار که گوش میکردم حس میکردم بازم نیاز تا گوش کنم استاد چقدر روان و ساده مطالب رو توضیح میدینمن تو خیال خودم وزن ایده آل ام ۵۹ کیلو بود بارها تصمیم گرفتم وزنم رو از ۷۰ به این عدد برسونم و تا ۶۴ نهایت می‌اومد و استپ میکردم چون دیگه فک میکردم این ۵ کیلو آخر غول مرحله آخر و شکست دادنش سخته فک میکردم باید رژیم هامو سخت تر کنم فعالیت هامو بیشتر کنم اما امروز یاد گرفتم اگه یه جایی کاهش وزن من استپ میکنه بخاطر تلاش فیزیکی نیست من به یه مانع برخوردم که باید پیدا و حلش کنم و اون موقع لاغری خود به خود اتفاق میافته مثلا یکی از موانع من بعد اینکه به این وزن میرسه اینه که من اگه بیشتر لاعر شم پوستم شل میشه و زشت میشم و این ترس مدت هاس شده مانع من برای لاغری  

      از وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم فهمیدم من یه سری موانع دارم که باید اونا رو بردارم مثل اینکه کم تحرکی من باعث چاقی ام شده یا ژنتیکی یا ریزه خواری من باعث چاقی شده و….. روی اینا کار کردم و سعی کردم ذهنیت جدیدی بسازم و طرز فکرم رو عوض کنم که نتیجه شد ۷ کیلو کاهش وزن اما از یه جایی به بعد دچار استپ شدم میگفتم خوب من که موانع رو برداشتم چرا پس نتیجه تغییر نمیکنه

      و یه نکته مهم که همین خواسته من شده بود مانع برای من کم کردن اون ۵ کیلو باقی مونده از کوه کندن سخت تر بود و من مدام میگفتم ۵ کیلو آخر رو اگر بتونم کم کنم 

      آنقدر که به این ۵ کیلو فکر میکردم  و خودمو ناتوان میدیدم همش با شکست مواجه میشدم من باید این هدف رو کوچیک بکنمهمیت الان از خودم آین سوال روپرسیدم  که اگر من بخام نیم کیلو کم کنم آیا میتونم خیلی سریع ذهنم گفت نیم کیلو که کاری نداره  و یه حس قدرت بهم میده این جمله  

      وقتی به اینوموضوع فک کردم یادمه وقتی اولین فایل رو میخواستم گوش کنم ۴۲ دقیقه بود منی که قبلا زیاد اهل آهنگ نبودم خیلی این کار برام سخت بود اومدم به خودم گفتم من فقط میخام ۱۰ دقیقه اش رو گوش کنم و وقتی به خودم اومدم دیدم کل ۴۰ دقه فایل رو گوش کردم چون اولش برای خودم ساده گرفتم  

      من از همین فایل ایده گرفتم که از این تکنیک تو نتایج مالی که مدت هاست دارم تلاش میکنم ولی نتیجه ای کسب نمیکنم استفاده کنم برای فعالیت تو ایستا همش به خودم میگفتم اوه باید هر روز استوری بزاری محتوا تولید کنی و … ولی من باید بیام بگم فقط میخام یه محتوا و فایل آماده کنم و این برام خیلی قابل باور پذیر تره  

      وقتی به پروسه ای که این یک سال و خورده و فایل هائیکه گوش کردم فک میکنم میبینم اگه همون اول بهم میگفتن تا آخر عمرت باید فایل گوش کنی و مراقب ذهنت باشی عمرا ادامه می‌دادم اما هر روز به خودم گفتم فقط امروز میخام این فایلها رو گوش کنم و الان که میبینم شاید بیشتر از هزار تا فایل رو بارها گوش کردم و این کار برام لذت بخش ترین کار دنیاست 

      وقتی متوجه شدم نباید درگیر وزن باشم گفتم اوکی پس باید تمرکزم رو سایزم باشه  اومدم با اینکه سایز ۴۲ هستم سایز ۳۸ رو هدف قرار دادم و هر روز بهش فک میکردم 

      درسته که درگیری از عدد رو ترازو برداشته شده بود ولی با گوش کردن این فایل متوجه شدم افتادم تو چاله ی دیگه ای و این که فرقی نکرد  

      گفتم پس باید همین هدف کاهش سایز رو هم کوچیک کنم مثلا بگم من فقط میخوام ۳ سانت کاهش سایز داشته باشم و همین عدد های کوچیک کنار هم جمع میشن و من در نهایت نتیجه دلخواهم رو میگیرم 

      استاد من اومده بودم برای ۶ ماه دوم سال برای خودم هدف تعیین کرده بودم که ۲۰ تومن پس انداز داشته باشم و فک میکردم هدف درستی انتخاب کردم هر وقت به این مبلغ فکر میکردم برام باور پذیر نبود منی که هیچ درآمدی ندارم یهو رفتم سراغ این مبلغ مشخصه که همین هدف شده مانع من و مدام میگفتم آه چرا پس نمیشه ولی اگه اینو برا خودم کوچیک‌کنم راحتر میرسم مثلا بگم من فقط میخام یه تومن پس انداز کنم  

      آیا تاکنون برای چاق شدن هدف تعیین کرده اید؟ شرح دهید چگونه چاق تر شدید؟وقتی به این سوال فکر کردم دیدم من هیچ وقت برای چاقی تر شدن هدف مشخص نکردم فقط همیشه میترسیدم از چاق تر شدن و انتطارش رو داشتم مدام با هر خوردن تصور می‌کردم چاقی رو و آنقدر راحت چاق شدم که خودم فکرشو نمیکردم پس برای لاغری هم باید از همین مسیر برم باید انتظار لاغری رو بسازم باید توجه کنم به چاقی باید فکر کنم به لاعری و احساسم خوب بشه اونوقت من خود به خود لاعر میشم  

      درکی که تا اینجا از این فایل کردم میدونم کاما نیست یا حتی شاید خیلی هاشو هنوز درست درک نکرده باشم ولی ادامه میدم و میدونم با هر بار تکرار بهتر میشم  

      ممنونم ازتون استاد بهترین ها قسمت دل مهربونتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 28 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۱۴ ۱۲:۰۷
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 711 کلمه

      به نام خداوند نورانی ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات انگیزه برای لاغری 

      • به نظر شما برای لاغر شدن باید اهداف بزرگ تعیین کرد یا هدف ها کوچک؟ چرا؟
      • برای هر کاری باید اهداف بزرگ را خرد کرد و آنها را کوچک کنیم تا ادامه مسیر برایمان سخت و دور از دسترس نباشد
      • تصور کنید پایین یک قله ی کوه بلند قرار گرفته ایم و باید از این کوه بالا برویم و به قله برسیم .از پایین که به قله نگاه می‌کنیم مسیر بسیار سخت و طاقت فرسا به نظر می‌رسد و ممکن است در همان نگاه اول مایوس شویم و اصلا حتی اقدام برای شروع حرکت هم نکنیم .
      • اما اگر مسیر را برای خودمان ساده و مرحله به مرحله ببینیم و بگوییم من شروع میکنم بقیه اش را به خدا واگذار میکنم .
      • قطعا زمانی که به نیمه های راه میرسیم میبینیم چیزی تا رسیدن به قله نمانده و اصلا متوجه نشده ایم کی و چگونه مسیر را طی کرده ایم
      • لاغری هم دقیقا همین است اگر از اول راه تمام تمرکز ما روی مثلا کم کردن ۳۰ کیلو اضافه وزن باشد تصور ما این است که یا خدا حالا چقدر باید تلاش کنم و زجر بکشم تا گرم به گرم از شر این سی کیلو خلاص شوم .
      • اما اگر آن ۳۰ کیلو را ۳۰ گرم کنیم پذیرشش راحت تر است در اصل ما چاقی را با این روش تحقیر میکنیم ،به چاقی می‌گوییم تو عددی نیستی، اهمیتی نداری و همین ۳۰ گرم ۳۰ گرمها آرام آرام ما را در مسیر لاغری جلو می‌برد و یک آن میبینیم، به به؛ لاغر شده ایم بدون اینکه متوجه روند لاغر شدن خودمان شده باشیم.
      • در گذشته برای لاغر شدن چگونه هدف گذاری می کردید و نتیجه آن چه بوده است؟
      • در گذشته هدف گذاری من اینطور بود که از روش‌های زود بازده استفاده میکردم که در کمترین زمان بیشترین کاهش وزن را بوجود می آوردند
      • مثلا کاهش وزن هفت کیلو در یک ماه
      • در چهل روز ده کیلو لاغر شوید
      • و هدفهایم این مدلی بودند که میگفتم خوب من با این روش در سه ماه کاملا لاغری دلخواهم را به دست می آورم .اما هیچ وقت کاهش وزن مورد نظر من اتفاق نمی افتاد و حتی هیچ وقت وعده های آن روش‌ها عملی نمیشد و من گمان میکردم ایراد از من است .
      • آیا تاکنون برای چاق شدن هدف تعیین کرده اید؟ شرح دهید چگونه چاق تر شدید؟
      • نه من هرگز برای چاق شدن هدفی نداشته ام و همیشه از چاقی و چاقتر شدن متنفر و بیزار بودم .
      • ولی هیچ وقت نفهمیدم کی و چطور چاقتر شدم و روند چاقی من متوقف نمیشد و این موضوع خیلی من را آزار میداد.و انگار هر روز یک قاشق بیشتر از دیروز خوردم و هر روز یک مقدار قاطی خوری ام نسبت به دیروزش بیشتر شد و هر روز یک گرم به گرمهای وزنم اضافه شد و هر روز یک تن به چاقی ذهنم اضافه شد.
      • به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغر شدن باعث لاغری می شود یا مانع آن؟
      • به نظر من تعیین هدف برای لاغری باعث لاغری نمیشود بلکه حتی مانع بزرگی هم ایجاد می‌کند .
      • مثلا اگر من بگویم دلم می‌خواهد ۶۰ کیلو شوم اگر بنا به هر دلیلی به این عدد نرسم دچار نا امیدی میشوم و رژیم و ورزش و سبک جدید زندگی ام را رها میکنم و اگر هم به این عدد برسم که چون به مقصودم رسیده ام دیگر دلیلی برای ادامه رژیم و ورزش و سبک جدید زندگی وجود ندارد و من  در هر دو حالت مجدد به همان فرمول‌های قدیم ذهنم برمیگردم و طبق سبک قبلی ام زندگی میکنم و دوباره چاق میشوم.
      • در مسیر لاغری با ذهن چگونه برای لاغر شدن باید هدف گذاری کنید و انگیزه برای لاغری را در خود ایجاد کنید؟
      • من خودم به شخصه در مسیر لاغری با ذهن اصلا هدف عددی و سایزی معین نکرده ام و همه چیز را به طبیعت و ذات جسمم سپرده ام و می‌دانم بدنم،  من را در وزنی حفظ می‌کند که لازم است باشد و به زمانبندی خداوند هم کاملا ایمان دارم و به قدرت جسمی که خداوند روزی ام کرده یقین دارم و همه چیز را به خداوند بزرگم و طبیعت جسمم می‌سپارم و تمام توجه و تمرکز خودم را روی تغییر ذهنم گذاشته ام .
      • خدای جانم سپاسگزارم که یاری ام میکنی تا تغییر کنم
      • خدای جانم من را به حال خودم وا مگذار
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۶ ۲۲:۴۲
      مدت عضویت: 2568 روز
      امتیاز کاربر: 10400 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 828 کلمه

      به نام خدای مهربان که هر لحظه هادی و حامی من هست .

      من موانع ذهنی ام رو اگر بردارم بدنم خود به خود لاغر می شود .پس نیاز به تلاش بیشتر نیست نیاز هست که در هر مرحله موانع ذهنی رو بردارم مثلا بزرگترین مانع ذهنی افراد این هست که چاقی  ارثی هست یا  چاقی به خاطر اشتهای زیاد هست .و …. ولی من چند سال هست  که در این مسیرم این مانع ها رو برداشتم و خیلی راحت مثل اب خوردن لاغر شدم و اتفاقا امروز با یکی از دوستهای قدیمی ام بعد از مدتها در کافه قرار گذاشتم و از اون لحظه ی اول که همدیگه رو دیدیم  دوستم می گفت تو رو خدا بگو چی کار کردی که اینقدر لاغری ؟؟  عمل کردی ؟؟ و من فقط در دلم می خندیدم و می گفتم کاری نکردم و البته به خودش هم گفتم من از فلان راه دارم لاغر میشم و تمام این موفقیتهام به خاطر نداشتن مانع ذهنی آشکار و شناسایی شده هست .

      موانع ذهنی به دو دسته تقسیم میشن یه دسته اینکه  افراد مانع ذهنی   خودشون رو می،شناسن مثلا خیلی ها میگن چون فعالیت ندارم چون قرص میخورم چون از این مواد غذایی مصرف میکنم و یا چون چاقی من ارثی هست من چاق هستم یعنی خودشون اگاهن چه باورهای نادرستی دارن  پس به محض ورود به این راه اونها رو خیلی راحت  می شناسن و برطرف میکنن  مثل خودم و وزن زیادی  هم کم میکنن و اما یه سری  مانع های دیگه هستن که اونها رو نمی شناسیم یعنی اونها خواسته های ما هستند اما مانع ما هستند  مثلا اگر  خواسته ی من این بود که باید بیست کیلو کم کنم و یا فقط میخوام شکمم رو اب کنم یا میخوام لاغر بشم اما صورتم لاغر نشه  همینها مانع لاعری ما میتونن بشن اگر نتونیم این خواسته ها رو با اصول ذهن هماهنگ کنیم پس ممکنه خیلی خواسته ها باشن که ما سالها هست به اونها نمیرسیم چون با  ذهن ما هماهنگ نیستن مثلا ممکنه من  بگم میخوام پنج کیلو کم کنم اما در ذهن ما این کار بزرگی هست و این خواسته مانع میشه  پس، ذهن هیچ وقت اون رو انجام نمیده  مثلا .من مرتب خودم رو با افراد لاغر اطرافم مقایسه میکردم  و میگفتم میخوام اینقدر لاعر بشم تا لذت ببرم  در صورتی که باید توجهم رو بزارم روی تمام لاعری هایی که تا حالا کسب کردم و از نتایج جدیدم لدت ببرم چیزی که در گدشته ارزوش رو داشتم  اما حالا خیلی راحت به دستش اوردم .

      پس باید هدف لاغری  رو کوچیک کنید  مثلا بگید من میخوام نیم کیلو کم کنم  تا به اون .برسین 

      پس هدف  لاغری رو  انتخاب کن و مشخصش کن و بعد در  ذهنت اون رو بشکن و بگو من میخوام ماهی نیم کیلو کم کنم تا کم گم به خواسته ام برسم پس همیشه بگو کم کم به خواسته ام میرسم  و هیچ  فرد موفقی  از روز اول به اون کل موفقیت نرسیده اونها هم پله به پله موفق شدن .استاد میتونه الگوی خوبی برای  این حرف باشه که باید خواسته رو خرد و ریز  کنبم چون بارها  استاد میگه من زمانی که وارد این راه شدم فکرش رو هم نمیتونستم بکنم که بدهی هام یه روزی صفر میشه پس کم کم  قدم برداشتم و هر ماه کمی از  اونها  رو پرداخت کردم تا بعد از مدتی دیدیم کلا بدیهی های من از بین رفت پس اگر استاد تونسته من هم میتونم .

      من خودم پله به پله ددراین راه قدم برداشتم و هرگز یک شبه لاغر نشدم اینقدر کم کم وزن کم کردم که خودم متوجه نشدم .

      من بارها شده به چیزی که برام مهم نبوده رسیدم و یه چیزی که برام مهم بوده نرسیدم .و دلیلش هم همین بزرگ بودن خواسته برای ذهنم بوده 

      من خودم تمام مانع های ذهنی ام رو که میدونستم  درراین راه شناسایی کردم و از بین بردم اما خواسته هام که میگم  سایز ۳۸ رو میخوام مانع دهنی من هستن و من باید توجهم رو از روی انها بردارم و توجهم رو بیارم روی تمام سایز هایی که تا حالا با این راه کم کردم .من نباید کاری که برای ذهنم سخت هست رو انجام بدم من اول باید کوچیک و اسونش کنم و بعد ببین چه راحت به اون میرسی .

      بارها شده من یک کاری رو  کردم که اگر از اول میدونستم چه مراحلی داره هرگز انجام نمی دادم

      مثل پخت یه غذای سخت و یا مثل انجام یک کار اداری و یا مثل ثبت نام بچه ها در مدرسه یا مثل ….

       .

      مثلا من  میتوم  راحت و اسون با این استمرارم و با این تلاش ذهنی به سایز و وزن دلخواهم برسم و اصلا کار سختی نیست و من هر ماه با کم کردن یکم از وزنم میتونم راحت تا چند ماه دیگه به وزن قشنگی که دوست دارم برسم .من باید بارها به خودم بگم همینطور که تا حالا اینقدر راحت لاعر شدم از این به بعد راحت تر بقبه ی اضافه  وزنم رو هم از دست میدم و تبدیل به یک فرد بسیار لاغر و عالی میشم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار s99malekan
        ۱۴۰۲/۰۸/۱۸ ۲۱:۳۴
        مدت عضویت: 2261 روز
        امتیاز کاربر: 8365 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 72 کلمه

        سلام به دوست عزیزم 

        خیلی قشنگ نوشتی گلم.چون میدونم خیلی وقتی هست چند ایستگاه لاغری رو پشت سر گذاشتی وقشنگ در مسیر بازگشتی نوشته هات بهم امید میده.‌نوید تناسب اندام زیبا و رسیدن به ارزوی همیشگی قلبم…آخ که چه حس شگفت انگیزیه رسیدن به آرزوها…بازم با انگیزه برامون بنویس…از احساست بگو.‌خوشم اومد نوشتی نمیدونم چیکار کردم و چطوری ولیچندین سایز کم کردم. عالی بود. این شگفتیه لاغری با ذهنه.بهت تبریک میگفتم دوست من 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فروغ ریاحی
          ۱۴۰۲/۰۸/۱۹ ۱۰:۳۷
          مدت عضویت: 2568 روز
          امتیاز کاربر: 10400 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 57 کلمه

          سلام دو ست هم مسیر من 

          صبح جمعه ی خوبی داشته باشی 

          هزاران بار از خدا سپاسگزارم که  نوشته ی من باعث امید و انگیزه در دل یکی از همراهانم شده .

          از خدا میخوام من و شما و تمام بچه ها ی سایت خیلی راحت به سایز و وزن مورد علاقمون برسیم و الگوی بقبه برای تناسب اندام بشیم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا پوراشرف
      سارا پوراشرف
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۳ ۱۶:۵۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,070 کلمه

      ردپای من درگام 17 مسیرلاغری من

      سلام به استاد عزیز و همراهان لاغری با  ذهن

      راستش من اول که فایل رو شنیدم انتظار این اگاهی های ناب رو نداشتم به نظرم نکات اساسی ای که در این فایل گفتین خیلی جاها تو زندگی قابل مشاهده است 

      مثلا من همیشه فکر میکردم  برای تبدیل شدن به یه فرد خارق العاده باید کارهای بی نظیری انجام داد و باید پلن دقیقی داشت و بهش پایبند بود و طوری شده بود که مدام برای خودم مخصوصا زمان سال تحویل هدف گذاری کنم  و همونطور که خودتون میدونید به بیشترشم نمیرسیدم اما به جای اینکه به روشم شک کنم این روش رو در جزییات زندگیمم اضافه کردم طوری که شب قبل خواب کلی برنامه روزانه میچیدم و صبح هیچ علاقه ای به بیدار شدن نداشتم  و یه جورایی وسواس هم شده بودم که این روی همه جنبه های زندگی و ذهنی من اثر گذاشته بود  فایل امروزتون ثانیه به ثانیه پر از نکات مهم و کلید ی بود  و این خیلی منو شگفت زده کرد

      راستش الان که دارم براتون از اگاهی هایی که از طریق این فایل دریافت کردم مینویسم   بازم ذهنم هی به سمت تعیین هدف بزرگ گذاشتن میره انگار میگه همین چند کیلو که اضافه وزن داری رو یهو کم کن بره و باز هی دنبال اهداف کوچیک نباش  من و خیلیای دیگه سالها ارزوی لاغری داشتیم و وقتی دارم به گذشته ام فکر میکنم و میبینم راهی هست که راحت و دلپذیر متناسب بشم بیشتر این اشتیاق و عجله من رو وادار میکنه

      ولی با همه این تفاسیر نمیشه با قوانین جنگید مثل اینه که بخوای با جاذبه زمین بجنگی و مبارزه کنی  الانم نمیشه فقط انرژیم رو الکی هدر بدم چون ذهن من خیلی در مورد خواسته های بزرگ مقاومت میکنه و اگه خواسته من مانع رسیدن من بشه واقعا دیگه اون لحظه گیج میشم 

      خواسته من  که دقیقا همون چیزیه که میخوام و دارم براش تلاش میکنم باید انگیزه من بشه ن سدی جلوی راهم پس اینجا زور راهگشا نیست و جواب نمیده  به جاش یه راه دیگه هست که شما توی این فایل گفتین و اون بخش کردن هدفمونه 

      مثلا یه نفر 5 کیلو اضافه وزن داره و تو همین وزن گیر کرده چون براش یه خواسته بزرگ شده یا یکی 30 کیلوعه و هرکار میکنه کم نمیشه    اما دقیقا تو این موقعیت به اون فردی که 30 کیلو اضافه وزن داره بگی 5 کیلو میتونی کم کنی؟ اون راحت میگه معلومه که میتونم کم کنم من بارها مثلا فلان کارارو انجام دادم و پنج کیلو کم کردم 

      بزرگ و کوچیکی اون هدف تو ذهن ماست و ممکنه برای یکی دیگه راحت باشه ولی تو این لحظه ما باید به خودمون نگاه کنیم و نباید با مقایسه با دیگران خودمون رو سرزنش کنیم به جاش میتونیم همون هدفی که داریم رو خورد کنیم یه شخصی که 5 کیلو اضافه وزن داره به جای اینکه بخواد همه رو یه جا کم کنه برای خودش یه هدف کوچکتر مثلا 1 کیلو یا نیم کیلو تعیین کنه اینطوری خیلی بهتر رو روال لاغری میوفته تا اینکه بخواد از همون اول کل وزنش رو ملاک بزاره  عجله ایم برای لاغری نیست چون لاغری یه بازه که نداره یه سبک زندگی همیشگیه و وقتی توی مراحل اول اروم اروم تغییرات احساسی و رفتاری و جسمی رو ببینیم و ادامه بدیم بدون دردسر کاملا طبیعی لاغر و متناسب میشیم  لاغری با ذهن این شکلیه دیگه 

      من تاحالا چندبار اقدام به لاغری کردم اما از یه طرف باورهایی که داشتم و از طرف دیگه اشتهای کاذبی که داشتم باعث شد بیشتر از یکی دو کیلو کاهش وزن نداشته باشم که البته با دوره های لاغری با ذهن خیلی خیلی بیشتر از قبل کم کردم 

      در کل اونجوری که از خودم یادم میاد چون باور کرده بودم چاقی ارثیه تلاشهامم جواب چندانی نمیداد و منم بعد یه مدت کلا رها کردم یه جوری شده بود  و اهداف بزرگ من که اغلب هم جواب نمیداد توی جنبه های دیگه زندگیم بود ولی همه اشون ثابت میکنن که وقتی تو ذهنت یه چیزیو بزرگ میکنی یا یه هدف بزرگ رو تو ذهنت ملاک قرار میدی جواب نمیده

      یادمه بچه که بودم بهم میگفتن خیلی  لاغری در صورتیکه  همین دیشب از مامانم میپرسم میگه نه اتفاقا خیلی لاغر نبودی متناسب بودی!!!

      و منم که اون زمان بچه بودم و از این چیزا سر در نمیاوردم دلم میخواست تپل بشم که لاقل از بقیه این چیزا رو نشنوم به مرور تو پر شدم  اما از یه جایی به بعد حدودا 13_14 سالگی این روند بیشتر شد سرعتش بیشتر نشد ها ولی با همون سرعتی که داشت چاقتر شدم این یکی دوسال اخیر دیگه داشت جهشی میشد و من مدام لباس بزرگتر میگرفتم تا اینکه با سایت شما اشنا شدم شاید تو عالم بچگی حس خوبی بهم میداد یکم توپر شدن ولی فکرشو نمیکردم یه هدف ساده کمرنگ بخواد سبک زندگیمو تغییر بده

      الان که با خودم فکر میکنم و دلم میخواد سبک زندگیم رو با اشتیاق به تناسب اندام تغییر بدم به نظرم نباید عجله کرد واسه پاک کردن اون اضافه وزنه گاهی اوقات ادم به خاطر این تحت فشار قرار دادن خودش از مسیری که خیلی دوستش داشته ام دلزده میشه ما که بالخره لاغر میشیم بالاخره اون لباسای خوشگل رو میپوشیم و اون جاهایی که میخوایم میریم و اون کارایی که میخوایم میکنیم چرا وقتی این اضافه های بدن بدون درد و خونریزی قرار ازبین برن ما خودمونو حساس کنیم  من خودم به شخصه اونقدر ذوق و شوق و عجله داشتم که حتی ی مدت نسبتا زیادی رو متوقف شدم و دقیقا خواسته ام مانع رسیدنم شد اما الان درس بزرگی گرفتم و اون اینکه سخت نگیرم  بزارم بدنم سیستم تناسب رو یاد بگیره اروم اروم باهاش همسو بشه و من بدون هیچ زوری به خواسته ام برسم 

      یه چیز جالب که دیشب فهمیدم این بود که یکی ازشلوارام که به سختی پام میشد الان راحت پام میشه قبلا دو دقیقه نمیتونستم بپوشم ولی دیشب حتی باهاش خوابیدم وقتی با یکی دیگه از شلوارامم سایزش مقایسه کردم اون 36 بود و این 32     واقعا از این موضوع خیلی خیلی خوشحال شدم و میخوام همینطور راحت به مسیرم ادامه بدم خدایا شکرت خدایاشکرت

      به نظر من بهترین کاری که میتونیم بکنیم تغییر نگرش و بهتر کردن سبک رفتارمون با مواد غذاییه         

       که خب میشه با استفاده کردن از فایلهای اموزشی و تجزیه و تحلیلشون و عملکردن به نکات گفته شده لاغر شد :))

      ممنونم ازتون استاد که با این انرژییییی مثبت و عالیتون برامون فایل ضبط میکنین و با نکات مهمش برای تغییر زندگی راهنمای ما میشین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        سلام و درود
        چقدر این نوشته عالی و خوش احساس بود
        از خوندنش لذت بردم
        به شما دوست عزیز تبریک میگم و منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سارا پوراشرف
          سارا پوراشرف
          ۱۴۰۲/۰۷/۲۴ ۱۴:۲۰
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 35 کلمه

          ممنونم ازتون و خداروشکر میکنم که توی این مسیر قرار گرفتم و با لطف خدای بزرگ و تلاشی که شما برای این سایت انجام دادین میتونم رویام رو حقیقی کنم و احساسم قلبا عالی بشه⚘⚘

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار s99malekan
            ۱۴۰۲/۰۸/۱۸ ۲۱:۵۸
            مدت عضویت: 2261 روز
            امتیاز کاربر: 8365 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 107 کلمه

            سلام به دوست گلم…

            من هم از متن زیبات و اشاره به اینکه بازم متناسب تر شدی خوشحال شدم و‌حس خوبی گرفتم و هم از اینکه دیدم سنت رو‌نوشته 20 ساله.افرین.‌خیلی درکت بالاست. یه جایی استاد دریه فایلی گفته بودن ورودی های جدید سایت هم درکشون بالاست هم دارن شگفتی ساز میشن.‌واقعا درسته. خدا رو شکر که در این سن داری واقعیتی از جهان و کاینات و خدا رومیفهمی که من در 35 سالگی فهمیدم.مطمینا فرصت بیشتری داری که بهتر و قشنگتر و با آگاهی زندگی کنی.مسیر زندگیتو با این آگاهی ها عوض کن. زیباتر کن.‌زندگی رو واقعا زندگی کن.‌با آرامش وحس خوب وتناسب اندام

            موفق باشی دختر زیبا

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۲/۰۶/۱۹ ۱۶:۱۱
      مدت عضویت: 1381 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 37 کلمه

      برای رسیدن ب خواسته ها مهمترین اصل اینه ک خواسته یا هدف رو خرد کنیم مثلا اگر ده کیلو وزن کم کنم باید یک کیلو ی کیلو بگم ک وزن کم کنم.ب کل هدف نباید فکر کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۵/۳۱ ۲۱:۰۷
      مدت عضویت: 1947 روز
      امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,106 کلمه

      به نام خدای مهربان 🪴

      سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی سایت تناسب فکری 🦋

      گام هفدهم:  چگونه انگیزه برای لاغری داشته باشم؟

      خیلی از افراد چاق عقیده دارن به خاطر نداشتن انگیزه برای لاغری نمیتونن لاغر بشن،در حالی که اون زمان‌هایی هم که انگیزه عالی برای لاغر شدن داشتن، بازم نتونستن لاغر بشن، اشتیاق داشتن برای لاغری، یکی از ارکان مهم موفقیت در تحقق رویای لاغریه،

       ولی ما به اندازه کافی انگیزه برای لاغری نداریم،داشتن انگیزه برای لاغری از مهمترین اصول کاهش وزن و تجربه تناسب اندام دلخواهه،اما باید بدونم که  همین به راحتی میتونه مانع موفقیت من در رسیدن به هدفم بشه.

      در لاغری با ذهن، هدف فقط لاغر شدن نیست،بلکه یادگیری اصول عملکرد ذهن برای خلق شرایط دلخواه در زندگیه،آگاهی‌هایی که در مسیر لاغری با ذهن به دست میارم باعث ایجاد انگیزه برای لاغری در من میشه،

      لاغر شدن فقط یک هدف از ده‌ها هدفیه که می‌تونم در زندگی تعیین کنم و به اون برسم،خیلی از افرادی که اضافه وزن دارن به بیشتر اهدافشون نمی‌رسن،چرا که اون‌ها موفق به عبور از مانع چاقی و رسیدن به هدف لاغری خودشون نمیشن،

      نداشتن انگیزه برای لاغری باعث میشه که انگیزه برای رسیدن به خواسته‌های دیگه  رو هم نداشته باشن.

      زنده موندن با زندگی کردن بسیار متفاوته،

      فردی که می‌خواد فقط زنده بمونه تمایلی به داشتن هدف توی زندگی نداره،برای همینه که افراد چاق وقتی انگیزه برای لاغریشون رو از دست میدن، به این یقین می‌رسن که نمی‌تونن لاغر بشن و تمام انگیزه و اشتیاقشون رو برای زندگی کردن از دست میدن،

      اونا دیگه انگیزه‌ای برای لاغری ندارن،

      چون مهم‌ترین هدف انسان زندگی کردن و لذت بردن از لحظات زندگیه،ولی اونی که اضافه وزن داره، به این دلیل که از شرایط خودش و زندگیش لذت نمیبره، انگیزه اش رو برای همه جنبه‌های زندگی از دست میده،ترجیح میده به هر شکلی که شده مسائل روزمره‌اش رو حل کنه و روزها رو به پایان برسونه و بر سال‌های عمرش اضافه کنه.

      ولی اونی که میخواد زندگی کنه،از حل کردن مسائل روزمره اش برای رسیدن به هدف‌هایی که خودش تعیین کرده استفاده میکنه،خیلی فرق داره  که من هر روز برای حل مسائل همون روز زندگی کنم و منتظر مسائل فردا باشم،یا اینکه هر روز به شکلی زندگی کنم که اگه مسئله‌ای حل میکنم برای حرکت به سمت هدفیه که برای تجربه کردنش انتخابش کردم.

      اگه  هدف لاغری رو انتخاب کردم،و تصمیم گرفتم که هر روز در عین حالی که چاقم و درگیر مسائل چاقیم،اما یه قدم برای تغییرم بردارم،و چاقی رو به عنوان سرنوشتم قبول نکردم و می‌خوام با عبور از این مانع به ظاهر بزرگ توی ذهنم به خواسته‌های زیادی که سال‌هاست دوست داشتم تجربه کنم دست پیدا کنم،پس لازمه که برای رسیدن به هدف لاغریم و دیگر اهدافم در زندگی،از اصول عملکرد ذهن به خوبی آگاهی داشته باشم،تا مسیری که برای خلق رویاهام طی می‌کنم ضمن کوتاه‌تر شدن،ساده‌تر و لذت بخش‌تر باشن.

      شاید بارها شنیده باشم که برای رشد و پیشرفت باید هدف‌های بزرگ تعیین کنم،ولی باید بدونم که داشتن هدف بزرگ به راحتی میتونه مانع حرکت کردن، برای تغییر کردن باشه.

      برای حرکت کردن و مخصوصاً استمرار داشتن برای تغییر،نباید اهداف بزرگ و دور از دسترس تعیین کنم،چون هر کاری که انجامش برای ذهنم سخت و دشوار باشه،با مقاومت شدید ذهن ناخودآگاه برای انجام دادنش مواجه میشم،اگه به زندگیم توجه کنم،موارد بسیاری  رو میتونم پیدا کنم که  تصمیم به انجام کاری داشتم،اما وقتی درباره مسائلی که در مسیر رسیدن به خواستم، از زبان دیگران شنیدم، و یا تجربه‌های سخت دیگران در این مسیر رو شنیدم،باعث شده که شوق و اشتیاقم برای حرکت کردن به سمت خواسته‌هام رو از دست بدم و رویاهام رو فراموش کنم،

      دلیل این رویداد هم  دادن اطلاعات درباره مسائل و مشکلاتیه که در مسیر رسیدن به اون هدف به ذهنم داده بودم.

      اگه هرگونه اطلاع و آگاهی درباره سختی‌ها، مشکلات و مسائل رسیدن به هر هدفی رو در ذهنم مرور کنم،باعث میشه که ذهن ناخودآگاهم به راحتی اول شوق و اشتیاقم رو نسبت به خلق اون هدف کم کنه،بعد هم منو از اجرای اون تصمیم منصرف کنه.

      این طریق عملکرد ذهن درباره لاغر شدن هم صدق میکنه،برای همینه که افراد زیادی که اضافه وزن دارن، بارها تصمیم به لاغر شدن گرفتن، اما بعد از مدتی از تصمیمشون منصرف شدن،و چاق بودن رو بر انگیزه برای لاغری داشتن ترجیح دادن.

      پس سعی کنم هیچ وقت برای لاغر شدن از همون روزای اول،هدف بزرگ تعیین نکنم، تا بتونم با ایجاد انگیزه برای لاغری در خودم،به آرومی، ولی به صورت پیوسته در مسیر لاغری با ذهن ادامه بدم و سعی کنم این شیوه رو در تموم جنبه‌های زندگیم هم به کار ببرم،و این اصل مهم رو رعایت کنم و هیچ وقت هدف‌های بزرگ و دور از دسترس انتخاب نکنم،

      اهمیت ایجاد صحیح انگیزه برای لاغری در رسیدن به تناسب اندام ایده‌آل و دائمی به قدری مهمه که در صورت عدم اطلاع از اون، به راحتی میتونه باعث شکست یا دلسردی من برای خلق شرایط رویایی بشه،

      اگه بتونم موانع ذهنیم درباره لاغر شدن رو برطرف کنم، خود به خود بدنم به سمت لاغر شدن حرکت میکنه،

      اگه نمیتونم لاغر بشم، یا لاغر نمیشم،به خاطر موانع ذهنیه که خودم ایجادش کردم.

      حتی اگه روند لاغر شدنم هم شروع بشه و یه جایی فکر کنم باز دوباره متوقف شده،باید بدونم که یک مانع دیگه است که روند لاغر شدنم رو متوقف کرده،و باید اون مانع رو برطرف کنم،به هیچ وجه نباید فکر کنم که باید تلاشم رو بیشتر کنم تا به خواستم که لاغریه برسم،اصلاً اینجور نیست،باید موانع رو برطرف کنم.

      همینجور که توی این مسیر پیش میرم به موانع بعدی برخورد میکنم،یک مانع رو شناسایی میکنم، برطرفش می‌کنم،بعد به مانع بعدی برخورد می‌کنم.

      یکی از پرکاربردترین و پرخطرترین مانعی که توی ذهن افراد چاق هست اینه که فکر میکنن چاقی اونا ژنتیکیه،برای همینه که این افراد نمی‌تونن لاغر بشن.

      این افراد اگه با دوره لاغری با ذهن آشنا بشن وقتی که مطالب های این دوره رو گوش میکنن، متوجه میشن که چاقی اون‌ها ژنتیکی نیست،اونوقت این حرف رو می‌پذیرن و با انجام تمریناتشون در الگوی فکری اون‌ها تغییر ایجاد میشه و این باور رو تغییر میدن و این مانع رو برطرف میکنن،و این به این معنی نیست که دیگه موانعی وجود نداره،بازم موانع دیگه هست،من باید همیشه این مسیر رو ادامه بدم تا یکی یکی موانع رو پیدا کنم و برطرفشون کنم.

      موانعی که توی ذهن هستن به دو دسته تقسیم میشن،یه سری موانع واقعاً مانع هستن،یعنی خودمون هم می‌دونیم که این موضوع مانع لاغریمون میشه،مثلاً اونی که عقیده داره لاغریش ارثیه یا ژنتیکیه،خودش میدونه که به خاطر اینکه چاقیش ارثیه،برای همین نمیتونه لاغر بشه،یعنی مانع رو میشناسه،

      یا اونایی که عقیده‌شون اینه که چاقیشون به خاطر کم تحرکیه، 

      یا به خاطر سوخت و ساز پایین بدنشونه،خودشون دیگه میدونن که این مانع لاغریشون شده،درسته که اونا مانع نیستن،ولی چون اون فرد در ذهنش این فکر و عقیده رو درباره خودش داره،خودش هم میدونه این مانع لاغریشه،و افرادی که با دوره لاغری با ذهن آشنا میشن، بعد از یه مدت کوتاهی به راحتی میتونن این موانع ذهنی رو شناسایی کننوبرطرفش کنن.

      یه دسته دیگه‌ای از موانع ذهنی هستن که به راحتی قابل شناسایی نیستن،چون اونا خواسته‌های ما هستن،یعنی خواسته من مانع منه و منم نمی‌دونم،یعنی شما اصلاً نمی‌دونی که این مانع هست،تازه فکر میکنی که این باعث انگیزه و اشتیاق شماست،در حالی که همون خواسته،مانع شما برای رسیدن به لاغری میشه.

      مثلاً خیلی از افراد هستن که میخوان لاغر بشن،یه عدد وزنی توی ذهنشون دارن که من  می‌خوام به اون عدد برسم،خواسته‌ها متفاوته، یکی میگه من دوست دارم ۴۰ کیلو کم کنم،یکی میگه من اصلاً چاق نیستم، فقط یکم پهلو دارم،یکی میگه من چاق نیستم، فقط یه ذره  شکم دارم، می‌خوام یه ذره شکمم رو آب کنم،یکی میگه من میخوام لاغر بشم، ولی نمی‌خوام صورتم تغییر کنه،یکی میگه من می‌خوام لاغر بشم ولی نمی‌خوام  بازوهام تغییر کنه،

      خلاصه هر کسی خواسته‌اش رو یه شکل و خاصی داده،همه این‌ها خواسته‌اشون لاغریه،و توی ذهنش اینه که می‌خواد لاغر بشه، و مثلاً میخواد ۲۰ کیلو کم کنه،خیلی هم خواسته قشنگیه،و از طرفی هم باعث شور و اشتیاق میشه،میگه من میخوام این مقدار رو کم کنم،و خوشحاله که اگه من این مقدار رو کم کنم چی میشه؟؟در خودش انگیزه ایجاد میکنه،اما همین خواسته ۲۰ کیلو کم کردن، مانع لاغری میشه.

      اگه بلد نباشی خواسته‌ات رو درست تنظیم کنی در ذهنت،چون ذهن ناخودآگاه تنظیماتش رو تو نمیتونی تغییر بدی،اون یه اصولی داره،اگه خواسته‌هات رو، اگه اون چیزی که در سطح افکارت داره مرور میشه رو بر اساس تنظیمات ذهن ناخودآگاه بتونی تنظیم کنی، خیلی راحت شما به خواسته‌ات می‌رسی،اما اگه خواسته‌هات رو نتونی بر اساس اصول ذهن ناخودآگاه تنظیم کنی،در عین حالی که خواسته شما هستن، هیچ وقتی بهش نمی‌رسی.

      اینو خیلی‌ها تجربه کردن که خیلی خواسته‌ها داشتن، خیلی هم براش تلاش کردن، اما بهش نرسیدن،دلیلش همین ناهماهنگی خواسته ما و عدم هماهنگی با تکنولوژی و سیستم ذهن ناخودآگاهه،

      ذهن ناخودآگاه تنظیماتش چه جوریه؟؟ذهن ما نسبت به یک کار بزرگ خیلی مقاومت داره و اصلاً انجامش نمیده،

      وقتی که ما میگیم مثلاً میخوام ۲۰ کیلو کم کنم،فرقی نمیکنه حالا چند کیلو باشه،حتی برای اونی هم که ۵ کیلو اضافه وزن داره،وقتی میگه میخوام ۵ کیلو کم کنم،این برای ذهنش کار بزرگیه،

      مثلاً اونی که ۳۰ کیلو اضافه وزن داره،اگه بهش بگی ۵ کیلو میتونی کم کنی؟؟ میگه آره ۵ کیلو که چیزی نیست،صد بار تا حالا ۵ کیلو کم کردم، ولی برگشته،ولی توی ذهن اونی که فقط ۵ کیلو اضافه داره، بهش بگی ۵ کیلو رو می‌تونی کم کنی؟؟میگه نه بابا کجا می‌تونم، این همه سال دارم تلاش می‌کنم یک کیلوش رو هم نتونستم کم کنم،

      چرا ؟؟چون خواسته خودش مانع میشه،چون میاد تعریفش رو کلی میکنه میگه من می‌خوام ۵ کیلو کم کنم،یعنی تمام اون چیزی رو که اضافه داره رو میاد در قالب خواسته‌اش مطرحمیکنه.

      باید بدونیم که اضافه وزن ما به صورت یکجا به ما اضافه نشده که حالا ما بخواهیم خواسته‌مون رو اینجوری تنظیم کنیم که مثلاً من می‌خوام ۳۰ کیلو کم کنم،این کار اشتباهه که ما بیایم برای ذهنمون یه کار بزرگ رو بخواهیم تعریف کنیم که باید این کار بزرگ رو انجام بدیم،

      به هیچ وجه ذهن ما زیر بارش نمیره و انجامش هم نمیده،اصلاً ویژگی و خاصیت ذهن اینجوریه که کار بزرگ رو نمیتونه انجام بده،چون اصلاً حوصله و انرژی زیادی نمیخواد مصرف کنه،برای همینه که باید هدفمون رو کوچیک کنیم.

      مثلاً بگیم من می‌خوام یک کیلو کم کنم، می‌خوام دو کیلو کم کنم،با این کار احساسمون هم نسبت به خودمون تغییر می‌کنه.

      ما به اون هدف آخری که تعیین میکنیم میرسیم،اما نباید از اول اون هدف بزرگ رو در ذهنمون جای بدیم،به شدت ذهنمون مقاومت می‌کنه برای انجام دادنش.

      پس همیشه سعی کنم خواستم رو خوردش کنم توی ذهنم،و توی ذهنم تعریف کنم که یک قدمش رو میخوام بردارم.

      ذهن ناخودآگاه ما به برداشتن یک لقمه بزرگ اصلاً علاقه‌ای نداره و انجامش نخواهد داد،چون هر وقت که ما به کل هدفمون فکر کنیم، نمی‌تونیم انجامش بدیم.

      ذهن ناخودآگاه ما اینجوریه که کوچیک و بزرگ اصلاً براش فرقی نداره،برای همه داره یه جور عمل می‌کنه و در بچه‌ها هم سیستم ذهن ناخودآگاه همینه،که اگه یه کار بزرگی رو بهش بدی که انجام بده،کلاً میکشه عقب و میگه من نمی‌تونم.

      پس سعی کنم برای خودم هدف بزرگی رو تعیین نکنم،اصلاً پلن دوری نداشته باشم که حتماً باید به اونجا برسم،در خیلی از کتاب‌های موفقیت هست که کارهای روزانه‌ات رو بنویس،هر روز بنویس می‌خوای چیکار کنی، اهداف هفتگی، سالانه، ماهانه،اما خیلی‌ها با نوشتن حتی این‌ها هم نتونسته بودن اونا رو اجرا کنن،ولی ما به خیلی از چیزهایی رسیدیم که اهدافمون نبودن،براش پلن هم نداشتیم،نقشه هم نداشتیم،ولی بهشون رسیدیم،فقط اون‌ها رو می‌خواستیم،می‌گفتیم اگه این بشه خیلی  خوب میشه،حالا فعلاً مهم نیست،ولی دیدیم که به اون رسیدیم،ولی یه چیزی رو که گفتیم خیلی مهمه باید حتماً بهش برسم رو نرسیدیم،

      پس موانع ذهنی دو دسته هستن،یه سری موانع قابل شناسایی‌ان،مثل ژنتیک، کم تحرکی،  پرخوری عصبی، اینا رو خودمون می‌دونیم که موانع ذهنی‌ان،خیلی‌ها میگن من آدم عصبی مزاجم، هر وقت عصبی میشم پرخوری می‌کنم، برای همینه که نمی‌تونم لاغر بشم،و خودشم میدونه که این یه مانعِ،

      ولی خیلی از مواقع هم هست که خواسته‌های ما مانع میشن،مثلاً کسی خواسته‌اش اینه که ۲۰ کیلو کم کنه اما همش توجهش به این ۲۰ کیلوهه،که من کی اینو کم می‌کنم،خیلیا هستن که چندین سایز کم کردن، اصلاً براشون مهم نیست، بیشتر دارن به اون بخش دوم اهمیت میدن، همش میگن حالا مونده تا به ایده آلم برسم،همش توجهش به اون بخشیه که هنوز کم نشده و این خاصیت ذهن ناخودآگاهه،و اگه حواسمون به این نباشه و خواسته‌مون رو با ویژگی‌های ذهنمون هماهنگ نکنیم، ما به خواسته‌مون نمی‌رسیم.

      خیلی از این مثال‌ها رو می‌تونیم توی زندگیمون پیدا کنیم که یه چیزی رو اگه از اول برامون تعریف کنن که بریم تا فلان جا ،میگیم من حوصله‌اش رو ندارم،سه روز بریم مسافرت،نه بابا من سه روز چه جوری کارم رو تعطیل کنم،ولی خیلی وقت‌ها یه چیزی پیش میاد ما یه هفته سر کار نمیریم، هیچی هم نمیشه،خیلی از این مثال‌ها می‌تونیم توی زندگیمون پیدا کنیم.

      پس سعی کنم که با انگیزه باشم،اشتیاق داشته باشم،هدف‌های کوچک تعیین کنم،رسیدن به هدف‌ها برام لذت بخش باشه، استمرار داشته باشم،خیلی از مشکلات ذهنی و خیلی از موانع در استمرار داشتن  شناسایی میشه و برطرف میشه، نه در عجله کردن.

      سپاس فراوان از استاد عزیزم💖💖🪴🪴🦋🦋

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زیبای خوش اندام
        ۱۴۰۲/۰۶/۰۱ ۱۲:۳۵
        مدت عضویت: 1911 روز
        امتیاز کاربر: 2134 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 316 کلمه

        سلام دوست عزیز

        این قسمت از دیدگاه شما:؛

        باید بدونیم که اضافه وزن ما به صورت یکجا به ما اضافه نشده که حالا ما بخواهیم خواسته‌مون رو اینجوری تنظیم کنیم که مثلاً من می‌خوام ۳۰ کیلو کم کنم،این کار اشتباهه که ما بیایم برای ذهنمون یه کار بزرگ رو بخواهیم تعریف کنیم که باید این کار بزرگ رو انجام بدیم،

        به هیچ وجه ذهن ما زیر بارش نمیره و انجامش هم نمیده،اصلاً ویژگی و خاصیت ذهن اینجوریه که کار بزرگ رو نمیتونه انجام بده،چون اصلاً حوصله و انرژی زیادی نمیخواد مصرف کنه،برای همینه که باید هدفمون رو کوچیک کنیم.

        مثلاً بگیم من می‌خوام یک کیلو کم کنم، می‌خوام دو کیلو کم کنم،با این کار احساسمون هم نسبت به خودمون تغییر می‌کنه.

        ما به اون هدف آخری که تعیین میکنیم میرسیم،اما نباید از اول اون هدف بزرگ رو در ذهنمون جای بدیم،به شدت ذهنمون مقاومت می‌کنه برای انجام دادنش.

        پس همیشه سعی کنم خواستم رو خوردش کنم توی ذهنم،و توی ذهنم تعریف کنم که یک قدمش رو میخوام بردارم.

        عااالی بود چقدرر قشنگ مفهوم رو بیان کردید😍😍

        و همچینین  این قسمت ک خلاصه کامنتتون هم انگار بود؛؛

        پس موانع ذهنی دو دسته هستن،

        یه سری موانع قابل شناسایی‌ان،مثل ژنتیک، کم تحرکی،  پرخوری عصبی، اینا رو خودمون می‌دونیم که موانع ذهنی‌ان،خیلی‌ها میگن من آدم عصبی مزاجم، هر وقت عصبی میشم پرخوری می‌کنم، برای همینه که نمی‌تونم لاغر بشم،و خودشم میدونه که این یه مانعِ،

        ولی خیلی از مواقع هم هست که خواسته‌های ما مانع میشن،مثلاً کسی خواسته‌اش اینه که ۲۰ کیلو کم کنه اما همش توجهش به این ۲۰ کیلوهه،که من کی اینو کم می‌کنم،خیلیا هستن که چندین سایز کم کردن، اصلاً براشون مهم نیست، بیشتر دارن به اون بخش دوم اهمیت میدن، همش میگن حالا مونده تا به ایده آلم برسم،همش توجهش به اون بخشیه که هنوز کم نشده و این خاصیت ذهن ناخودآگاهه،و اگه حواسمون به این نباشه و خواسته‌مون رو با ویژگی‌های ذهنمون هماهنگ نکنیم، ما به خواسته‌مون نمی‌رسیم.

        بی نهایت سپاس ممنونم برای این دیدگاه آگاهی دهنده شما😍😍🥰🥰💐💐 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
          ۱۴۰۲/۰۶/۰۲ ۱۱:۱۹
          مدت عضویت: 1947 روز
          امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 52 کلمه

          سلام دوست عزیزم🌹🌹

          ممنونم بابت خوندن دیدگاه و نظری که دادین،

          خیلی خوشحالم که دیدگاهم براتون مفید بود.

          من خودم بیشتر با نوشتن و خلاصه کردن فایلهای استاد مفهوم رو میفهمم و درک میکنم،

           بعد به صورت فایل صوتی درش میارم که مرتب گوش بدم.

          اینجا هم کامنتش میکنم که اگه کسی خواست بخونه.

          بازم از شما ممنونم🙏🙏🙏🌼🌼

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۸ ۱۷:۲۴
      مدت عضویت: 2142 روز
      امتیاز کاربر: 5540 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 576 کلمه

      به نام خدا

      راستش سوال اخر رو دوس داشتم از زبون خودتون بشنوم. هدفگذاری برای من خیلی مبهمه و سوال های مختلفی براش دارم. مثلا ایا باید تاریخ مشخص کرد یا نه؟ 

      یه جا تو فایل شنیدم نباید تاریخ مشخص کنیم. باز از یک طرف وقتی یک تاریخ مشخص رو انتخاب نمی کنم و بر اساس اون هدف رو ریز نمی کنم، احساس می کنم سرعت رشدم از دستم در میره. یعنی دقیقا نمی دونم دارم فشار میارم به خودم یا نه خیلی اهسته پیش میرم. حتی چطور در روز برامه ریزی کنم…

      چیزی که فعلا به ذهنم می رسه اینکه 2 ساعت یا بیشتر در روز زمان بذارم برای تناسب. اینکه کی لاغر میشم رو هم میسپارم به خدا. اگه می خوام سرعتش بیشتر بشه هم بیشتر زمان بذارم. البته 2 الی 3 ساعت در روز طبق تجربیاتم فوق العاده سریع متناسب می کنه. اولاش سخت بود برام 3ساعت اما کم کم چون مقاومتم به مطالب کمتر شد و نوشتن و خوندن هم که اونقدر جذابه یادت می ره چند ساعت گذشته، خلاصه برام خوبه.

      در کل اینم بگم عجله کردن و ایده ال گرا بودنم هست که باعث میشه تکامل رو نادیده بگیرم و سعی کنم فشرده تر عمل کنم. یعنی در کنارش اینم در من هست. یکی از پاشنه اشیلامه. 

      جواب سوالا:

      • چیزی که منطقم می گه اینه تمرین کردن رو از کم مثلا روزی نیم ساعت شروع کنم و بیشترش کنم تا مثلا همون عدد 2 تا 3 ساعت در روز. 

      اینم بگم نمیدونم هدفگذاری برای لاغری منظور چی هست. فقط میزان تمرین کردن به ذهنم میرسه.

      • در گذشته که چون روش های لاغری همه شون سخت بود، حالا میخواد نیم ساعت در روز باشه یا بیشتر در هر صورت نتیجه رها کردن بود. حتی یادمه یبار نتیجه ی خوب دیدم اما چون واقعا سخت بود ذهنم پس زد.
      • برای چاق تر شدن که نه! هدف تعیین نکردم. رهای رها بودن یعنی ذهنم ازاد بود و هر موقع میخواستم می رفت به سمت چاقی مثلا با نگاه کردن اندامم یا…

      دنبال این نبودم وزن اضافه کنم یا بصورت منطقی و اگاهانه اصراری برای اضافه کردن وزن نداشتم. تنها چیزی که بسیار متعهد بودم براش استمرار و زمان گذاشتن برای فکر کردن به چاقیبود! یعنی تا جایی که یادم میاد هر روز به چاقی فکر می کردم از طرق مختلف. مثلا حتی فیلم نگاه می کردم یه خانم که اندامش خوب بود حسادت و حس بد پیدا می کردم…اره این حس یادمه خیلی استمرار داشت.

      خب چاقی هم هی بیشتر می شد خودبخود. 

      میدونین استاد انگار من یه برنامه ی روزانه رو بدون ناراحتی و حتی بدون اشتیاق انجام میدادم(فکر کردن به چاقی) و اصلا به نتیجه فکر نمی کردم. بنابراین چاقی با یک مسیر خیلی اسون رقم می خورد.

      • هدف تعیین کردن برای لاغری…

      اگه این هدف مثلا تعیین کردن این باشه که تا فلان تاریخ اینقدر شده باشم…به نظرم خوب نیست. برای من بیشتر تمرکزمو می بره روی انتظار کشیدن. یعنی یه ذوق بدون عمل. یعنی یادم میره تمرینات اگر انجام بشن اون هدف سر موقع تیک می خوره.

      تنها کاری که می کنم اینه بیشتر به خودم بقبولونم یا عادت بدم خودمو(بدون فکر کردن به لاغری) که هر روز این تمرینات رو باید انجام بدی تا اخر عمر. اصلا سبک زندگیته. برای اینکه یه سری نعمتا همچنان جریان داشته باشه باید این کاراو بکنی هر روز. این مقاومت ذهنمو کمتر می کنه.

      • هدفگذاری…والله من همین 2 الی 3 ساعتو خیلی دوس دارم. هم نتیجه سریع اتفاق میوفته هم زمانشو در روز دارم. کمتر از اون تا میام غرق مطلب بشم سریع تایم تموم میشه دوس ندارم.
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 44 کلمه

        سلام و درود
        حال خوب مهمترین موضوع زندگی است
        زمان مهم نیست
        تلاش فیزیکی مهم نیست
        تمرکز هم مهم نیست اگه حال خوب نداشته باشیم
        پس هر وقت اینجایی به هدف حال خوب داشتن و ارزش قائل شدن برای خودت باشه
        لاغری و هرچی نیازه به دست میاری
        موفق باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار tala.kh25@yahoo.com
          ۱۴۰۲/۰۶/۰۱ ۱۲:۳۳
          مدت عضویت: 2142 روز
          امتیاز کاربر: 5540 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 75 کلمه

          به نام خدا

          سلام روزتون بخیر

          فوق العاده تاثیر گذار بود. ممنونمممم

          عجیب بود اصلا انگار منو کشید از خیابونای شلوغ بیرون و برد بالای یه برج بلند و ازونجا همه چیو میبینم. این حسی بود که از توصیه تون گرفتم.

          حتی فکر اینکه ازین به بعد واسه دل خودت واسه حس خوب کاری رو انجام بدی هم همین الان حالمو خوب کرد.

          چشم حتما…چرا بیام ازمون و خطا کنم اخرش به حرف شما برسم! خب الان اجراش می کنم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۷ ۱۵:۵۲
      مدت عضویت: 2358 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      سلام براستاد عزیز و دوستان همراه

      منم وقتی که دوره رو شروع کردم فکر کردن به اینکه متناسب بشم برام سخت بود و نیتم این بود حداقل این وضعیت نابسامان جسمانیم یه خرده هم بهتربشه خدا رو شکر میکنم 

      چونکه مرتب درحال افزایش وزن بودم  و این خواسته هم برام آرزوی بزرگی بود .

      و بعد مدتی که احساس کردم رفتارغذاییم یه مقدار تغییرکرده کلی خوشحال شدم و بعد چند ماه یه خرده لباسهام از حالت چسبون درآمده امید بیشتری گرفتم برای ادامه دادن مسیر .

      من خودم به خاطر برداشت نامناسبی که از قانون جذب داشتم و روی این قانون حساب باز میکردم بارها دچار مشکلات ورنج های زیادی شدم .

      یه همکاری داشتم که تعریف میکرد که میخاستم مرغداری بزنم و روی این حرفه کارکنم و یک سوله وشرکت بزرگی تاسبس کنم و روی این کار سرمایه گذاری کنم ایشون برای مشورت پیش باجناقش رفت  و باجناق درخصوص تصمیمش بهش گفت بهتره اول یک مکان کوچکی رو اجاره بکنی و مدتی مشغول باشی و چالشهای این کار رو ببینی اگه خوشت اومد حالا سرمایه گذاری کن روی این کار. 

      ایشون گفتند به حرف باحناقش گوش دادند و یک مکانی رواجاره کردند و تعدادی جوجه و مرغ آوردند و مواد غذایی وکارگر و…

      بعد مدتی میگفت تصمیم گرفتم که جمعش کنم و منصرف شدم ازش دلیلش رو پرسیدم گفتش مرغ موجود زنده ای هست وخیلی چالشهای زیادی داره که اکه حواست نباشه کلی ضرر میکنی .

      مثلا یکی اش اینه مرغی مریض باشه و تو حواست نباشه چون مرغها به پشت هم نوک میزنن این مرغ مریض این بیماری رو به باقی مرغها منتقل میکنه و باقی مرغها هم بیمار میشوند .

      یا یه شب برق بره و تومتوجه نباشی و تهویه خاموش باشع و..‌

      و این کار با روحیه ایشون سازگار نبود واونجا کلی از باجناقش تشکر کرد که این راهکار رو بهش معرفی کرد .

       و وارد حرفه موردعلاقش در شهرداری شد والان میگه بااینکه دوشیفت کلرمیکنه ولی چون گل وگیاه رو دوست داره خیلی راضیه 

      یانمونه های اینچنینی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم