خیلی از آدمایی که اضافهوزن دارن فکر میکنن چون انگیزه برای لاغری ندارن، نمیتونن لاغر بشن 😔
در حالیکه اگه یه نگاهی به گذشته بندازن، میبینن زمانهایی بوده که با کلی انگیزه و اشتیاق 💪🔥 تصمیم گرفتن لاغر بشن…
اما بازم نتونستن نتیجه بگیرن! 🤷♀️
در این جلسه میآموزیم:
انگیزه برای لاغری داشتن یعنی چی؟ 🤔💭
همهمون دوست داریم لاغر بشیم، خوشاندام باشیم و راحت لباسهایی که دوست داریم رو بپوشیم 😍👗

ولی واقعیت اینه که خیلی وقتا انگیزه برای لاغری نداریم یا خیلی زود از بین میره 😓
در حالیکه اشتیاق داشتن برای لاغر شدن یکی از مهمترین پایههای موفقیته 💪✨
اما یه نکتهی مهم اینه که همین انگیزه، اگه درست نشناسیش، میتونه تبدیل بشه به یه مانع بزرگ تو مسیر لاغری 😮💨❌
تو مسیر لاغری با ذهن فقط هدفمون لاغر شدن نیست، بلکه قراره یاد بگیریم چطور با ذهنمون زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم 🌈🧠
و وقتی میفهمیم از این مسیر قراره چی به دست بیاریم، خودبهخود انگیزه برای لاغری توی وجودمون جون میگیره 🔥🌟
واقعیت اینه که لاغر شدن فقط یکی از صدها هدفیه که میتونیم توی زندگیمون تعیین کنیم 🎯
اما وقتی اضافهوزن داریم و نتونستیم به هدف لاغری برسیم، کمکم باور میکنیم که نمیتونیم به هیچ هدف دیگهای هم برسیم 😔
یادم میاد اون سالها که چاق بودم، خیلی چیزا برام بیاهمیت شده بود…
موفقیتهای هنری، تحصیلی، حتی رویاهام… چون ته دلم فکر میکردم:
“من که عرضه لاغر شدن ندارم، پس به هیچ چیزی نمیرسم!” 😞💔
و اینجوری بود که نداشتن انگیزه برای لاغری کمکم باعث شد هیچ انگیزهای برای زندگی هم نداشته باشم.
اون روزا فقط داشتم زنده میموندم، نه اینکه واقعاً زندگی کنم. هر روز فقط درگیر حل کردن مشکلات و گذروندن روزها بودم 😵💫
ولی الان که مسیرم عوض شده و تونستم از اون دوران بیام بیرون، با تمام وجود میفهمم که:
زنده موندن با زندگی کردن زمین تا آسمون فرق داره ✨💖

انگیزه برای لاغری و هدف از لاغر شدن 🎯💪
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی وقتا انگار هیچ انگیزهای برای لاغری نداریم؟ 😔
واقعیت اینه که وقتی فقط میخوایم زنده بمونیم و روزها رو به نحوی فقط بگذرونیم، دیگه هدف داشتن توی زندگی برامون معنی نداره.
همینجاست که خیلی از افراد چاق، وقتی انگیزه برای لاغری رو از دست میدن، با خودشون فکر میکنن:
«من دیگه نمیتونم لاغر شم…»
و نه فقط از لاغری، بلکه از خود زندگی هم دل میکَنن 😢💔
چرا؟ چون مهمترین هدف زندگی، لذت بردن از لحظههاست 💖
ولی وقتی کسی از بدنش، از آینه، از سبک زندگیاش راضی نیست، کمکم انگیزهاش برای همهچی کمرنگ میشه.
در این حالت فقط سعی میکنه یهجوری کارهاشو انجام بده، روزها رو بگذرونه و فقط زنده بمونه ⏳
اما کسی که میخواد زندگی کنه، از هر مشکلی که سر راهشه برای رسیدن به اهدافش استفاده میکنه 💡✨
یه دنیا فرق داره بین اینکه هر روز فقط دنبال حل کردن مشکلات همون روز باشی، یا اینکه از حل اون مشکلات، یه پله بری بالاتر، به سمت هدفی که خودت انتخاب کردی! 🪜🌈
توی مسیر لاغری با ذهن، هدف فقط لاغر شدن نیست… بلکه میخوایم انگیزه برای لاغری رو بهانهای کنیم برای برگشتن به زندگی، برای ساختن روزهایی که لایقش هستیم 🌟😊
درسته، با چاقی هم میشه زنده موند، نفس کشید و روزها رو گذروند… اما کسی که هدفش لاغر شدنه، انتخاب کرده که تغییر کنه ✨
حتی اگر هنوز چاقه، حتی اگر هنوز مشکلات زیادی داره، ولی داره هر روز یه قدم کوچیک برمیداره 👣🔥
اون شخص، چاقی رو به عنوان سرنوشت قبول نکرده! میخواد از این مانع رد بشه و برسه به خواستههایی که سالها ته دلش دنبالشون بوده… 🎈💭
برای همینم هست که باید یاد بگیریم ذهنمون چطوری کار میکنه تا هم مسیر لاغر شدن کوتاهتر بشه، هم سادهتر، هم لذتبخشتر 🤗🧠

هدف لاغری رو سخت و دستنیافتنی تعیین نکن! 🎯🚫
شاید تو هم مثل من بارها شنیده باشی که باید “هدف بزرگ تعیین کنی تا پیشرفت کنی!” 📚💥
یا توی کتابهای موفقیت خوندی که میگن:
«اگه هدفت دستنیافتنی نیست، پس به اندازه کافی بزرگ نیست!» 😵💫
درسته، هدف بزرگ ممکنه به ظاهر انگیزهت رو زیاد کنه، ولی همیشه اینطوری پیش نمیره…
منم یه زمانی با اشتیاق زیاد رفتم سراغ کتابهای موفقیت، قانون جذب و قدرت ذهن 📖✨
با خودم گفتم: “خب، پس باید هدفهای خیلی بزرگ بچینم تا نشون بدم من قویام، باارادهام، و آماده تغییرم!” 💪🔥
مثلاً میگفتم:
«من باید ۳۰ کیلو وزن کم کنم!»
«من باید توی ۳ ماه یه آدم جدید بشم!»
به این شکل می خواستم انگیزه برای لاغری رو در خودم افزایش بدم.
ولی راستشو بخوای… این هدفهای عجیب و غولپیکر نهتنها کمکم نکرد، بلکه باعث شد از همون اول ناامید بشم 😞🚫
چرا؟ چون ذهن ما وقتی با یه هدف خیلی دور و بزرگ روبهرو میشه، سریع شروع میکنه به ترسیدن، شک کردن، عقب کشیدن 😖🧠
و نتیجهش چی میشه؟
حرکت نمیکنی! شروع نمیکنی! یا نصفه رها میکنی! 😔
اما از وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم و تونستم به تناسب اندامی برسم که حتی توی رویاهام هم نبود ✨👗
فهمیدم که واسه داشتن انگیزه برای لاغری راهش این نیست که خودتو غرق هدفهای سنگین کنی…
✅ راهش اینه که هدف لاغری رو ساده، واقعی و قابلانجام تعیین کنی.
یه قدم کوچیک، ولی واقعی! 👣🌱
«من میخوام این هفته فقط یاد بگیرم چطور آگاهانهتر غذا بخورم.» یا «میخوام این ماه فقط یک کیلو سبکتر بشم.»
همین هدف کوچیک میتونه کلی احساس خوب و انگیزه برات بیاره 🤩💚 و کمکم ذهنتم یاد میگیره بهت اعتماد کنه و باهات همکاری کنه ✨🧠
پس یادت باشه:
هدف لاغری باید جوری باشه که بشه برداشتش، نه فقط نگاهش کرد! 😉🎯
🎯 هدفهای کوچیک برای لاغری انتخاب کن!
راستش رو بخوای، منم بارها تو مسیر تغییر کردن، دچار افت انگیزه شدم 😞 یهجایی وسط راه، اون اشتیاق اول مسیر کمرنگ شد و هی با خودم فکر میکردم:
“نکنه من نمیتونم ادامه بدم؟ نکنه این مسیر برای من نیست؟”
اما وقتی عمیقتر به قضیه نگاه کردم، متوجه شدم مشکل از خودم نبود…❗ مشکل از اون هدفهای بزرگ و ترسناکی بود که برای خودم تعیین کرده بودم.
واقعیت اینه که وقتی یه هدف زیادی بزرگ و سنگین باشه، ذهن ناخودآگاه ما باهاش مشکل پیدا میکنه.
یعنی به جای اینکه کمکمون کنه حرکت کنیم، شروع میکنه به ترسوندنمون، بهونه آوردن، و در نهایت منصرف کردنمون 😬🧠
مثلاً شاید تو هم شده تصمیم بگیری لاغر شی، اما وقتی خاطرات بقیه رو میشنوی که چقدر رژیم سخت گرفتن، چقدر ورزش سنگین کردن یا چقدر زجر کشیدن…
همه اون شور و اشتیاقت تو چند دقیقه دود میشه و میره هوا 😶🌫️💭
اینا اثر مستقیم اطلاعاتیه که ذهن ناخودآگاهت گرفته.
هرچی بیشتر به سختیها فکر کنیم، ذهنمون بیشتر مارو از ادامه راه منصرف میکنه 🙅♀️
✅ راه حل چیه؟
خیلی سادهست: هدفهای کوچیک و شدنی برای خودت بچین! 💡👣
- این هفته فقط یاد میگیرم کی سیرم و کی واقعاً گرسنهم. 🍽️
- امروز فقط آگاه غذا میخورم، بدون قضاوت. 😌
- این ماه فقط ۱ کیلو وزن کم میکنم، نه ۱۰ کیلو! ⚖️
اینجوری انگیزه برای لاغری در تو زنده میمونه ❤️ و هر موفقیت کوچیک، یه قدم بزرگ برای روحیه و عزتنفس توئه.
با هدفهای کوچیک، ذهن تو هم باهات رفیق میشه نه دشمن 😊✨
مطالعهای در مرکز پزشکی استرلینگ نشان داد که کاهش حدود ۰.۵ تا ۱ کیلوگرم در هفته، نه تنها قابل دستیابیتر است، بلکه احتمال بازگشت وزن را نیز کاهش میدهد.
این پیشرفتهای کوچک منجر به بهبود سلامت کلی و کاهش خطر بیماریهای مزمن میشود.
این رویکرد باعث میشود که افراد با هر پیشرفت کوچکی، احساس رضایت و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشند.
پس یادت باشه: کوچیک شروع کن، ولی با عشق ادامه بده! 💕
چون همون قدمهای کوچیک، آخرش میرسن به یه تغییر بزرگ و موندگار 🌈
✍️ تمرین آموزشی 📖
در مسیر لاغری با ذهن، مهمترین سوخت شما برای ادامه دادن، انگیزه برای لاغری است. با همین تمرین قراره شعلهی این انگیزه رو توی وجودتون روشنتر کنید 🔥
مراحل تمرین:
- محتوای نوشتاری مربوط به انگیزه برای لاغری رو با دقت بخونید 📚
- ویدیوی آموزشی مربوطه رو ببینید 🎥
- به سوالهای زیر بهصورت انشایی و با صداقت پاسخ بدید 🖊️
📌 سوالات تمرینی:
- 💭 به نظر شما برای لاغر شدن باید هدفهای بزرگ تعیین کرد یا هدفهای کوچیک؟ چرا؟
- 📆 در گذشته برای لاغر شدن چطور هدفگذاری میکردید؟ نتیجهاش چی بود؟
- ⚖️ آیا تا حالا برای چاق شدن هدفگذاری کردید؟ اگه آره، چطور چاقتر شدید؟
- ❓ به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک میکنه یا مانعش میشه؟
- 🎯 توی مسیر لاغری با ذهن چطور باید هدف تعیین کرد که هم عملی باشه هم انگیزه برای لاغری رو تقویت کنه؟
🧠 بعد از دیدن ویدیو، یه تمرین ذهنی برای خودت طراحی کن و توی بخش نظرات بنویس که چه کاری قراره انجام بدی تا انگیزهات بیشتر بشه.
مثلاً: “من از فردا هر شب قبل خواب، ۲ دقیقه تصور میکنم بدن متناسبم رو و حس لذت لاغر شدن رو تو ذهنم میسازم” ✨
با انجام این تمرین، هم ذهن شما آموزش میبینه، هم کمکم از درون تغییر میکنید. مهم نیست چقدر راه مونده، مهم اینه که شما با انگیزه برای لاغری قدم گذاشتید تو مسیر درست 💪🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.43 از 95 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربانم
من رویای متناسب شدن و تغییر کردن دارم و شاد و پر انگیزه به دنبال خلق رویای خودم هستم .
ما باید بدونیم اگر موانع ذهنی در مورد لاغری رو برطرف کنیم خود به خود ما لاغر میشیم
اینکه من لاغر تر نمیشم چون خودم مانع هایی ایجاد کردم و باید اول اونها رو برطرف کنم .تا به لاغری بیشتر برسم و نیاز به تلاش بیشتر نیست .
.من در این مسیر لاغری به کلی مانع برخورد میکنم اگر اونها رو رد کنم به لاغری میرسم و بزرگترین مانع ما در این مسیر این هست که چاقی من ارثی هست و چاقی همیشه همراه من هست ولی اگر اون رو برطرف کنم به راحتی لاغر می شم
من باید درر این راه استمرار داشته باشم تا تمام موانع رو حل کنم .
مانع ها دو دسته هستند :
دسته ی اول : مانع هایی هستند که فرد خودش بارها به زبون میاره که من به خاطر این شرایط چاق هستم و اونها رو کاملا میشناسه مثلا : چاقی من به خاطر کم تحرکی وارث و ازدواج و بارداری و دارو و مواد غدایی و …. هست
مانع های دیگه هستند که به راحتی قابل شناسایی نیستند اونها خواسته های من هستند که مانع من هستند .و من نمیدونم اونها مانع من هستند مثلا من اگر دوست دارم ده کیلو لاغر تر بشم ممکنه بارها بگم من دوست دارم ده کیلو لاغرتر بشم و سریع ذهن منفی باف و خیلی ها میگن ای بابا چطور نمیشه .و امکان نداره
پس من یک خواسته ی عالی دارم به اسم لاغری و میگم من میخوام ده کیلو کم کنم ولی همین خواسته مانع رسیدن من به هدف میشه .چون ذهن من نسبت به انجام یک کار بزرگ مقاومت داره حتی اگر بگی من میخوام ۵ کیلو کم کنم اون هم میتونه برای ذهن من بزرگ و نشدنی باشه و بارها میگه من این چند سال دارم تلاش میکنم ولی نتونستم حتی یک کیلو کم کنم پس خواسته مانع شده پس من نباید بیام بگم من میخوام ده کیلو یا پنج کیلو کم کنم اینطور هیچ وقت موفق نمیشم چون هیچ وقت ذهنم راضی به انجام کارهایی که براش بزرگ باشه نمیشه .
پس من باید هدفم رو کوچک کنم و به ذهنم بگم من میخوام یک کیلو کم کنم و ذهن میگه اره یک کیلو راحته این که چیزی نیست .پس هدف رو باید اینطور تنظیم کنیم و هدف بزرگ رو در ذهن جا بدیم چون ذهن به شدت مقاومت میکنه .
هیچ آدم موفقی از اول به موفقیتهای خیلی بزرگ فکر نکرده و همیشه گفته من در اینده یکم بهتر از الان خواهم بود و اینطور هم شده و اون بازم یکم بهتر شدن اوضاع رو میخواسته و تلاش کرده و بازم بهتر شده تا به موفقیتهای بزرگ رسیده پس باید پله به پله به هدف نزدیک شد .
برای مثال زمانی که من وارد سایت شدم با کلی اضافه وزن و شگفتی ساز شدم هدف اولم این بود که من فقط وزن اضافه نکنم و ثابت بمونم .
پس من باید خواسته های بزرگ رو در ذهنم خورد و کوچک کنم تا به اونها برسم .
پس به خودم میگم من میخوام یک کیاو کم کنم و احساس توانمندی میکنم و میگم این که چیزی نیست من میتونم یک کیلو کم کنم .و برای این قضیه میتونم قدم های کوچک بردارم .مثلا میتونم هله هوله نخورم هر جا میلم نبود نون رو از روی عادت با غذا نخورم و یا از روی عادت شام و ناهار و صبحانه نخورم ریزه خواری نکنم و با این قدم های عملی من یک کیاو اول رو میتونم کم کنم
ذهن ما به برداشتن یک لقمه ی بزرگ عادت نداره و اون کار رو نمیکنه .پس برای ذهن اون هدف رو کوچک کن تا به موفقیتها برسی و این خصلت ذهن برای همه هست و کوچک و بزرگ نداره
اگر به من روز اول که وارد سایت میشدم میگفتن باید تا شش سال هر روز روی خودت کار کنی تا شاید متناسب بشی جا میزدم و میگفتم نمیخوام همین که برم باشگاه و رژیم بکیرم بهتره ولی اینطور فکر نکردم گفتم هر روز میام داخل سایت حالا اگر خسته بودم و به هر دلیلی هم نخواستم میتونم شرکت نکنم و این آزادی و این فرم اومدن در سایت باعث شده این همه زمان من مستمر در سایت باشم
من زمانی که وارد سایت شدم هیچی نمیدونستم که چی میشه و چند کیلو کم میکنم و تا کی اینجا هستم و اگر میگفتم از همون ماه اول میخوام باربی بشم هرگز وارد سایت نمیشدم . و کاری نمیکردم .
قدم به قدم باید جلو برم .
و موانع رو برطرف کنم و حالا بعصیا خواسته هاشون مانع میشن و باید اون هدف رو کوچیک کنن .
من از وقتی وارد این سایت شدم کلی چیز عالی به دست آوردم ولی همیشه تو جهم روی اون چیزهایی هست که به دست نیاوردم و این خاصیت ذهن هست که به نداشته ها توجه میکنه و این کار رو میکنه تا من رو نا امید کنه و دبگه ادامه ندم .
من خیلی وقتها کارهایی رو کردم که اگر از اول بهم میگفتن انجام بده من به خاطر طولانی بودن پروسه میگفتم حوصله ندارم و انجام نمیدم ولی چون نمیدونستم و بهم نگفتن رفتم تو کارش و تا آخر انجامش دادم و نتیجه مطلوب هم گرفتم .
من مطمعنم الانم خواستم مانع رسیدن به هدفم شده پس دیگه من هرگز نمیگم باید ده کیلو کم کنم .
من باید اهدافم رو کوچیک کنم تا به خواستم برسم .
من باید برای رسبدن به هدف استمرار و اشتیاق داشته باشم و هر گز عجله نکنم
به نام خدای مهربان که هر لحظه هادی و حامی من هست .
من موانع ذهنی ام رو اگر بردارم بدنم خود به خود لاغر می شود .پس نیاز به تلاش بیشتر نیست نیاز هست که در هر مرحله موانع ذهنی رو بردارم مثلا بزرگترین مانع ذهنی افراد این هست که چاقی ارثی هست یا چاقی به خاطر اشتهای زیاد هست .و …. ولی من چند سال هست که در این مسیرم این مانع ها رو برداشتم و خیلی راحت مثل اب خوردن لاغر شدم و اتفاقا امروز با یکی از دوستهای قدیمی ام بعد از مدتها در کافه قرار گذاشتم و از اون لحظه ی اول که همدیگه رو دیدیم دوستم می گفت تو رو خدا بگو چی کار کردی که اینقدر لاغری ؟؟ عمل کردی ؟؟ و من فقط در دلم می خندیدم و می گفتم کاری نکردم و البته به خودش هم گفتم من از فلان راه دارم لاغر میشم و تمام این موفقیتهام به خاطر نداشتن مانع ذهنی آشکار و شناسایی شده هست .
موانع ذهنی به دو دسته تقسیم میشن یه دسته اینکه افراد مانع ذهنی خودشون رو می،شناسن مثلا خیلی ها میگن چون فعالیت ندارم چون قرص میخورم چون از این مواد غذایی مصرف میکنم و یا چون چاقی من ارثی هست من چاق هستم یعنی خودشون اگاهن چه باورهای نادرستی دارن پس به محض ورود به این راه اونها رو خیلی راحت می شناسن و برطرف میکنن مثل خودم و وزن زیادی هم کم میکنن و اما یه سری مانع های دیگه هستن که اونها رو نمی شناسیم یعنی اونها خواسته های ما هستند اما مانع ما هستند مثلا اگر خواسته ی من این بود که باید بیست کیلو کم کنم و یا فقط میخوام شکمم رو اب کنم یا میخوام لاغر بشم اما صورتم لاغر نشه همینها مانع لاعری ما میتونن بشن اگر نتونیم این خواسته ها رو با اصول ذهن هماهنگ کنیم پس ممکنه خیلی خواسته ها باشن که ما سالها هست به اونها نمیرسیم چون با ذهن ما هماهنگ نیستن مثلا ممکنه من بگم میخوام پنج کیلو کم کنم اما در ذهن ما این کار بزرگی هست و این خواسته مانع میشه پس، ذهن هیچ وقت اون رو انجام نمیده مثلا .من مرتب خودم رو با افراد لاغر اطرافم مقایسه میکردم و میگفتم میخوام اینقدر لاعر بشم تا لذت ببرم در صورتی که باید توجهم رو بزارم روی تمام لاعری هایی که تا حالا کسب کردم و از نتایج جدیدم لدت ببرم چیزی که در گدشته ارزوش رو داشتم اما حالا خیلی راحت به دستش اوردم .
پس باید هدف لاغری رو کوچیک کنید مثلا بگید من میخوام نیم کیلو کم کنم تا به اون .برسین
پس هدف لاغری رو انتخاب کن و مشخصش کن و بعد در ذهنت اون رو بشکن و بگو من میخوام ماهی نیم کیلو کم کنم تا کم گم به خواسته ام برسم پس همیشه بگو کم کم به خواسته ام میرسم و هیچ فرد موفقی از روز اول به اون کل موفقیت نرسیده اونها هم پله به پله موفق شدن .استاد میتونه الگوی خوبی برای این حرف باشه که باید خواسته رو خرد و ریز کنبم چون بارها استاد میگه من زمانی که وارد این راه شدم فکرش رو هم نمیتونستم بکنم که بدهی هام یه روزی صفر میشه پس کم کم قدم برداشتم و هر ماه کمی از اونها رو پرداخت کردم تا بعد از مدتی دیدیم کلا بدیهی های من از بین رفت پس اگر استاد تونسته من هم میتونم .
من خودم پله به پله ددراین راه قدم برداشتم و هرگز یک شبه لاغر نشدم اینقدر کم کم وزن کم کردم که خودم متوجه نشدم .
من بارها شده به چیزی که برام مهم نبوده رسیدم و یه چیزی که برام مهم بوده نرسیدم .و دلیلش هم همین بزرگ بودن خواسته برای ذهنم بوده
من خودم تمام مانع های ذهنی ام رو که میدونستم درراین راه شناسایی کردم و از بین بردم اما خواسته هام که میگم سایز ۳۸ رو میخوام مانع دهنی من هستن و من باید توجهم رو از روی انها بردارم و توجهم رو بیارم روی تمام سایز هایی که تا حالا با این راه کم کردم .من نباید کاری که برای ذهنم سخت هست رو انجام بدم من اول باید کوچیک و اسونش کنم و بعد ببین چه راحت به اون میرسی .
بارها شده من یک کاری رو کردم که اگر از اول میدونستم چه مراحلی داره هرگز انجام نمی دادم
مثل پخت یه غذای سخت و یا مثل انجام یک کار اداری و یا مثل ثبت نام بچه ها در مدرسه یا مثل ….
.
مثلا من میتوم راحت و اسون با این استمرارم و با این تلاش ذهنی به سایز و وزن دلخواهم برسم و اصلا کار سختی نیست و من هر ماه با کم کردن یکم از وزنم میتونم راحت تا چند ماه دیگه به وزن قشنگی که دوست دارم برسم .من باید بارها به خودم بگم همینطور که تا حالا اینقدر راحت لاعر شدم از این به بعد راحت تر بقبه ی اضافه وزنم رو هم از دست میدم و تبدیل به یک فرد بسیار لاغر و عالی میشم .
(مدال دیدگاه برتر برای طریق صحیح منطقی کردن فرمول های جدید)
موانع هدف دو دسته هستن موانع اولی قابل شناسای هستن و خودمون میدونیم چین و قبول داریم ولی موانع دوم خود خواسته ها هستن که با تکرار اون خواستها مانع رسیدن به اون میشیم
من بارها در فایلی از استاد شنیدم که هدفت رو تا میتونی کوچیک کن و ریز کن در تمام جنبهای زندگی چه لاغری چه ثروت و مادیات و به جاش تا میتونی باورهای خودت رو بزرگ کن در واقع همون مثال گوی و حلقه عالیه که استاد عطار روشن به ما گفتن فرض کن هدف ما مثل یه گوی و باورهای ما مثل حلقه میمونن که هدف بزرگتر از باورها باشه پس گوی از حلقه رد نمیشه پس برعکس اگه قطر گوی که همان هدف باشه رو کوچیک کنیم و به جاش قطر حلقه رو که باورهای ما هستن رو بزرگ کنیم به راحتی از داخل هم عبور میکنن و هدف ما به صورت تجربه وارد زندگی ما میشه پس بازم برمیگردیم به اینکه تا میتونیم روی باورهامون کار کنیم و استمرار داشته باشیم تا پر رنگ و بزرگ بشن در ذهن ما و هر وقت به هدفت فکر کردی بگو این که چیزی نیست مثلا در مورد لاغری من بارها به خودم میگم این همه ادم لاغر در اطراف من هستن که سلامت و لاغر هستن و هر چی بخوان میخورن و در تناسب کامل هستن پس من هم یکی مثل اونها و حتما به هدفم میرسم اگر عجله نکنم و یا در هر زمینه ی دیگه مثل مادیات این همه آدم ثروتمند و خوشبخت هست در اطرافم حالا من هم یکی مثل اونها برای خدای به این بزرگی و عظمت با این همه فراوانی و نعمت و … اینها که چیزی نیستن و خدا حتما به من میده و من هم با حس خوب منتظر دادنش هستم یعنی ایمان دارم که من رو به هدفم میرسونه
یا اینکه من بارها با رژیم تونستم وزنهای زیادی رو کم کنم که نشان از توانمندی جسمم هست و اما این اواخر که با دورهای استاد آشنا شدم در اصافه وزن شدید نبودم شاید اگه اشنا نمیشدم دوباره میرسیدم به جای اولم ولی خدا رو شکر به موقع خدا کمکم کرد و پدیرفتم که خدا هرگز دیر نمیکند مثلا شاید در حد ۱۳ کیلویی میخواستم کم کنم یا ۱۴ کیلو نه بیشتر و من به خودم گفتم که من بارها تونستم ۳۰ یا ۴۰ کیلو کم کنم حالا این که دیگه چیزی نیست حتما به راحتی کم میکنم و خدا رو شکر کم هم کردم ولی نمیدونم چقدر دیگه باید کم کنم خودم میگم همینطوری شاید ۵ کیلو شایدم کمتر باید کم کنم تا ایده ال بشم ولی نمیدونستم ریز تر از این هم میشه بهش نگاه کنم مثلا بگم من میخوام یه کیلو کنم اما من همیشه گفتم ۱۴کیلو میخوام کم کنم و در مقابل قبلا خودم که اصلا چیزی نیست و به راحتی کم میکنم ولی بازم کوچیکترش میکنم اصلا میگم من میخوام هفته ای ۳۰۰ گرم کم کنم چقدر اسون و راحت و اینجوری موافقت ذهنم رو هم بیشتر جلب میکنم که با من همکاری بکنه
پس جسم توانمندم، من از این به بعد با همکاری ذهنم و با قدرت ذهنم هفته ای ۳۰۰ گرم از چربی های اصافه ی تو رو بر میداریم و تو را به ایده آل خودت که بودی میرسونیم من فروغ به تو قول میدم در این راه از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکنم