خیلی از آدمای چاق، سالهاست توی یه چرخهی تکراری گیر افتادن: رژیم، ورزش، شکست، دوباره شروع… 😓
ولی واقعیت اینه که چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمیدونن، اشتباهی بزرگ میکنن!
اونا با خودشون فکر میکنن: «باید اراده کنم! باید تصمیم بگیرم! باید جلوی خودمو بگیرم!» 🤯
اما اینا همش کار فکره نه ذهن… و درست مثل اینه که بخوای با یه قایق پارویی، وسط طوفان حرکت کنی 🚣♀️🌪️
تا وقتی قدرت ذهن رو وارد بازی نکردی، بدنت همراهیت نمیکنه. چون ریشهی اضافهوزن، توی ذهنته نه فقط توی فکرهات! 🧠💫
تفاوت فکر و ذهن در لاغری 🤯🧠
اگه تا حالا بارها رژیم گرفتی 🍽️، ورزش کردی 🏃♀️، یا حتی قرص لاغری خوردی 😣 ولی باز هم به نتیجه نرسیدی… شاید چون فقط داشتی با فکرت لاغر میشدی، نه با ذهنت!
و این یه فرق خیلی بزرگه که قراره همینجا با هم کشفش کنیم ✨

خب، اصلاً فرق فکر و ذهن چیه؟ 🤔
فکر یعنی چیزی که در لحظه توی مغزت میاد و میره… مثل یه ابر که از آسمون ذهنت عبور میکنه ☁️
ولی ذهن یعنی جایی که این فکرها اگه تکرار بشن، تهنشین میشن و تبدیل به باور، نگرش، و حتی هویتت میشن 💾
فکرها دو دستهان:
۱. افکار اولیه
۲. افکار ثانویه
🧠 افکار اولیه چیان؟
تصور کن داری تو خیابون قدم میزنی 🚶♀️یهو یه صحنهای میبینی… مثلاً یه تبلیغ خوراکی خوشمزه 😋
تو همون لحظه یه فکر تو ذهنت جرقه میزنه: «واااای، چقدر دلم بستنی میخواد!» 🍦
این فکرِ لحظهای، یه فکر اولیهست. سریع، گذرا و حاصل محرکهای بیرونی.
🔁 افکار ثانویه چطور شکل میگیرن؟
چند ساعت بعد، برگشتی خونه… نشستی رو مبل و یهو دوباره یاد اون بستنی افتادی 😅
شروع میکنی با خودت حرف زدن: «حالا یه بار چی میشه؟ مگه آدم چقدر عمر میکنه؟ اصلاً من که همیشه چاقم!»
و باز هم اون فکر اولیه رو مرور میکنی و تکرارش میکنی… به این میگن فکر ثانویه. یعنی بازبینی و نشخوار همون فکر اولیه.
حالا این چه ربطی به لاغری داره؟ 🤨
اینجاست که میرسیم به تفاوت فکر و ذهن در لاغری👇
🔹 فکر فقط در لحظه میگه: “الان دلم میخواد بخورم!”
🔹 ولی ذهن وقتی اون فکر رو بارها بشنوه، باور میکنه که تو نمیتونی جلوی خوراکیها مقاومت کنی 😮💨
و وقتی ذهن یه چیزو باور کنه، دیگه اون باور بخشی از هویتت میشه!
یعنی تو دیگه خودتو “آدم چاقی که نمیتونه کنترل کنه” تصور میکنی، نه “کسی که در مسیر لاغریه” 🙅♀️✨
برای اینکه لاغریات ماندگار باشه باید تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی، باید از سطح فکر بیای پایینتر و وارد ذهن بشی، باید حواست باشه چه فکرایی رو بارها مرور میکنی، چون مرورهای مکرر، ذهن رو برنامهریزی میکنن 📡

لاغری با فکر؟ یا با ذهن؟ 🤯🧠
تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همون چیزیه که سالها نمیدونستم و همین باعث میشد دوباره و دوباره شکست بخورم… 😞
سالها بود که اضافه وزن داشتم و از این بابت کلی ناراحت بودم 😔 همیشه دنبال یه راه نجات بودم؛ هر کی یه رژیم جدید معرفی میکرد، هر کانال تلویزیونی یه روش خاص تبلیغ میکرد، من اولین نفر بودم که ذوقزده میشدم! 😍🍽️
این تصمیما همهشون تو سطح فکر من بودن.
یعنی فقط یه تصمیم لحظهای، بدون اینکه توی ذهنم جای محکمی باز کرده باشن. مثل یه نسیم که میاد و میره… 🌬️
با انگیزهی زیاد غذامو وزن میکردم، ساعت میذاشتم برای خوردن، حتی از بقیه میخواستم حمایتم کنن 🥗⌛
میگفتم: «من دیگه آدم قبلی نیستم، الان دیگه جدیام!» 🙌
ولی… بعد از چند روز، اون هیجان اولیه کم میشد.
برنامه رژیم برام سخت میشد، دلم غذای معمولی خودمون رو میخواست، یه چیزی ته دلم میگفت:
«آخه تا کی باید اینطوری غذا بخورم؟! اصلاً این زندگیه؟!» 😩🍕🍟
افکارم شروع میکردن به نجوا کردن:
- «همه دارن میخورن، فقط من باید محدود باشم؟»
- «یه کم که بخورم چی میشه؟»
- «مگه یه تیکه شیرینی چقدر کالری داره؟» 😅
و همون فکرهای ثانویه که پشت هم مرور میشدن، کمکم منو از مسیر بیرون میکشیدن 😞 تا اینکه رژیم رو ول میکردم و برگشتم سر خونهی اول ⭕️
اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری روشن میشه! ✨
من فقط داشتم با فکر تصمیم میگرفتم لاغر بشم، ولی ذهنم هنوز باور نداشت که من میتونم! و تا وقتی ذهن باهات همراه نباشه، فکرها فقط مثل باد میان و میرن… 🍃

💭🧠 تفاوت فکر و ذهن در لاغری
خیلی وقتا وقتی درباره لاغری با ذهن صحبت میشه، سریع میریم سراغ فکر کردن! اما واقعیت اینه که فکر و ذهن دو تا چیز کاملاً متفاوتن، مخصوصاً وقتی پای لاغر شدن وسط باشه! 😌
فکر همون چیزیه که توی مغز ما تولید میشه. یه جور صدا توی سر که هی میاد و میره، مثل:
- «الان مسواک نزدم، باید بزنم!»
- «چرا دیروز بیشتر خوردم؟»
- «اگه رژیم فلانی رو شروع کنم چی میشه؟»
فکرها مثل جرقهان؛ زود میان و زود هم خاموش میشن 🔦 بیشتر وقتا هم شخصی نیستن. یعنی ممکنه درباره هر چیزی باشن: یه نفر، یه موقعیت، یه خاطره یا حتی فقط یه جملهای که شنیدی.
ذهن مفهومی پیچیده در روانشناسی و فلسفه است که به مجموعهای از فرآیندهای روانی مانند تفکر، احساس، ادراک، حافظه و تصمیمگیری اشاره دارد.
ذهن یه چیز عمیقتره… یه فضای کاملاً شخصی، جایی تو وجودت که پر شده از:
- باورها
- انتظارات
- خاطرات ثبتشده
- حسات نسبت به خودت
ذهن تو یه فضای مخفی و درونیه که هیچکس غیر از خودت نمیتونه واردش بشه.
📌 اون چیزی که توی زندگی تجربه میکنی، مثل چاقی یا لاغری، نتیجهی مستقیم انتظاریه که ذهنت از “خودت” داره.
💡 تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همینجاست!
فرض کن الان به زمانی فکر کن که لاغر بودی یا حداقل یه دورهای که از وضعیت جسمیات راضیتر بودی.
اون لحظهها، فکر میکنی که ای کاش به اون وضعیت برگردی… ولی ذهن تو چی میگه؟
😕 ذهن میگه: «نه! تو همینی. تو همیشه چاق بودی!»
و اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری خیلی واضح میشه!
چرا بیشتر تلاشهامون نتیجه نمیده؟ 🌀
چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمی دونیم و اغلب فقط با فکر جلو میریم. میخوایم با چند تا جملهی انگیزشی، فایل صوتی یا رژیم غذایی ذهنمون رو قانع کنیم.
در حالیکه ذهن هنوز همون باور قبلی رو داره:
📣 «تو همیشه چاق میمونی!» و تا زمانی که ذهن تغییر نکنه، جسم هم تغییر نمیکنه.
حالا چطور میشه ذهن رو تغییر داد؟ 🌱
برای تغییر ذهن، باید ابتدا تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی و سپس محتوای درونش رو عوض کنیم. و بهترین راه برای این کار؟
🔁 بودن در یک فضای جدیده!
مثل چی؟
- حضور در سایت تناسب فکری ✨
- خوندن نوشتههای افراد دیگه
- دیدن نتایج شگفتانگیز کسانی که با ذهنشون لاغر شدن 📸
- انجام تمرینات روزانه
- و مهمتر از همه: احساس خوب داشتن 😍
مثال واقعی از فرآیند تغییر ذهن 👇
فرض کن یه نفر سالهاست با اضافه وزن دست و پنجه نرم کرده. کلی رژیم و ورزش و برنامه رو امتحان کرده ولی بینتیجه.
تا اینکه یه روز از طریق یک دوست یا جستوجو توی اینترنت با سایت تناسب فکری آشنا میشه.
ناگهان حس میکنه یه جرقهی امید توی دلش روشن شده ✨
شروع میکنه به خوندن محتوا، دیدن فایلها، نوشتن تمرینها و هر روز بیشتر از قبل احساس خوبی پیدا میکنه.
اما هنوز ذهنش میگه: “تو چاقی!” 😟
با اینکه اشتیاق داره، هنوز ذهنش تغییر نکرده.
اما همین موندن تو فضای لاغری و ادامه دادن تمرینها باعث میشه ذره ذره انتظارش از خودش تغییر کنه.
تا اینکه یه روز، ذهنش میگه: 🎉 «تو داری لاغر میشی!»
و درست از همین لحظه، بدنش هم شروع میکنه به همراهی… 💃🍃
جمعبندی دوستداشتنی 🎁
📌 فکر، سطحیه. میاد و میره.
📌 ذهن، عمقی و ماندگاره. زندگیمون رو میسازه.
📌 تفاوت فکر و ذهن در لاغری یعنی تلاش بینتیجه با فکر، و تغییر واقعی با ذهن.
📌 با انجام تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها، ذهن کمکم متناسب میشه… و بعد جسم هم دنبالش میاد!
✍️ تمرین آموزشی – تفاوت فکر و ذهن در لاغری 📘
حالا که درباره تفاوت فکر و ذهن در لاغری مطالب مهمی خوندی، وقتشه این آگاهی رو توی ذهن و جانت ثبت کنی. چون فقط با مرور و نوشتن هست که اطلاعات سطحی به باور ذهنی تبدیل میشن و مسیر تغییر جسم آغاز میشه 🌱✨
تمرین این جلسه خیلی مهمه چون بهت کمک میکنه بفهمی تا امروز بیشتر با فکر برای لاغر شدن تلاش کردی یا با ذهن! 🤔
✅ تمرین امروز:
- 🧠 به زبان ساده، تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو بنویس. مثالی هم از زندگی روزمرهات بیار.
- 📌 در روشهایی که قبلاً برای لاغری استفاده کردی، چقدر واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟
- ⚖️ در این سالهایی که اضافهوزن داشتی، بیشتر منتظر چاقی بودی یا لاغری؟
- 🌟 در چه زمانهایی یا چه کارهایی باعث شد انتظار لاغر شدن در تو شکل بگیره؟
- 🔁 به نظرت، تغییر ذهن برای لاغر شدن چطور اتفاق میافته؟ چقدر براش زمان و تمرین لازمه؟
- 📝 از محتوای ویدیوی آموزشی امروز، برای خودت یه تمرین طراحی کن و در بخش دیدگاه بنویس.
💬 ازت دعوت میکنم همین حالا تمرینت رو در بخش دیدگاه بنویسی.
با نوشتن، ذهن تو وارد فضای لاغری میشه و این بزرگترین قدم برای درک تفاوت فکر و ذهن در لاغری و ساختن یه ذهن متناسبه 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.38 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام براستاد عزیزم ودوستان متناسبم
استاد وقتی تو لایو تاکید کردید این فایل را ببینیم من کنجکاو شدم گفتم حتما مطلب مهمی است فایل را دوبار گوش دادم مانند همیشه پرارزش وعالی بود
استاد من همیشه ذهن را از فکر جدا میدونم واحساس میکنم که ذهن خیلی فراتر از جسم ویا حتی روح ماست البته این نظر منه جایی نخوندم یا نشنیدم این احساس خودمه حس میکنم ذهن مانند یک نوار نورانی ویا گاهی یک چاه تاریک است که من در میان آن هستم وخیلی بزرگتر از روح وجسم من است من هر وقت یک حسی که خوب باشه در درون ام احساس میکنم دقیقا این نوار برای من نورانی میشه واگر حس ام بد باشه انگار ته یک چاه تاریکم نمیدونم توانستم منظورم را برسانم یانه
روزی که با تناسب فکری دوره شما آشنا شدم بیشتر به این احساس خودم پی بردم وتفاوت فکر و ذهن را بیشتر درک کردم وقتی هدفی را دنبال مبکنیم اولش به صورت یک فکر در سر ما پدیدار میشه حالا اگر آگاهانه این هدف را دنبال کنیم آن هم با پشتکار و جدیت ومستمر ادامه دهیم صد در صد به هدف امون میرسیم ولی ممکنه یک جرقه یهو در ذهن ما بطور ناخود آگاه در رابطه با هدفی که ازپیش حتی بهش فکر هم نکرده بودیم بزنه وآن هدف با فکر کردن درباره اش و پیش رفتن به بهتر شدنش وهمسو با ذهن کردنش انجام شود خیلی میتواند موفقیت زیادی به دنبالش داشته باشد برای خود من بارها در زندگی پیش آمده مثلا ی زمانی من پیش یک خانم فلیپینی در خانه اش تو ایران کلاس ورزش مبرفتم قبل آن اصلا هیچ وقت به فکر تشکیل کلاس ورزش نبودم وقتی پیش این خانم رفتم وکلاس را شروع کردم یهو ی جرقه ایی در ذهن من زده شد که چرا یک خارجی تو مملکت من بیاد ویک کلاس ورزش توی خونه اش بزنه وماهی ده هزارتومن درآمد داشته (سال ۶۰ ده هزارتومن خیلی ارزش داشت ) باشه ولی من که یک ایرانی هستم تو مملکت خودم این درآمد را نداشته باشم استاد همین فکر باعث شد که من ورزش را به جدیت دنبال کنم سه ماه پس از آن در خانه خودم کلاس زدم و سال ۶۴ با جدیت تمام برای اولین بار مجوز تاسیس اولین باشگاه بانوان در غرب تهران را گرفتم و حدود ۲۵ سال باشگاه دار ومربی ومدرس بودم البته اینها نتایج همان جرقه احساس در ذهن من بود که این جسارت شهامت را به من داد وتوانستم گسترشش بدهم حالا در رابطه با لاغری هم به همین شکل است من دوست نداشتم باور کنم غیر ورزش و رژیم میشود لاغر شد وچاقی من نیز از همان فکر بود که من باور داشتم ورزش ورژیم غذایی تنها راه لاغری است وقتی با شما آشنا شدم فهمیدم که فکر وباورهای اشتباه زیادی در این مورد دارم وبخاطر اطلاعات غلط که از جوانی وارد ذهن من شده باعث چاقی من بعد از کنار گذاشتن ورزش شده حالا با تمرین کردن وهم سو کردن افکار جدید واطلاعات جدید از مغز ام به این نوار نورانی که ذهن منو تشکیل داده راه جدیدی را در ذهن ام گسترش میدم خدا را شکر که تا الان خیلی موفق بودم ومطمعنم با اطلاعات مستمر وجدید موفق تر هم میشوم ممنونم استاد از زحمات شما
نشان های دریافت شده
تفاوت فکر وذهن در چیست ؟؟؟
فکر ویا افکار تماما در مغز انسان تشکیل میشود ومربوط به ۶۰ هزار رشته عصبی میباشد یعنی انسان در روز میتواند به ۶۰ هزار مورد فکر کند واین افکار ناشی از خاطراتی است که در مغز ذخیره شده خاطراتی مانند دیده ها وشنیده ها میباشد و وقتی فکر به انسان رو میآورد ناشی از به یاد آوردن این خاطرات میباشد فکر فقط به خود شخص مربوط نمیشود بلکه به اشخاص ویا اشیا ویا روابط با دیگران است این افکار نقطه شروع وپایان دارند وجهشی عمل میکنند یعنی شما دارید به یک موضوع ویا یک شخص فکر میکنید ولی در آن واحد آن فکر را رها میکنید وبه سمت موضوع ویا شخص دیگر فکر میکنید این افکار تماما در سطح مغز تشکیل میشود واکثرا ثبات ندارند
ذهن چیست ؟؟؟
ذهن عضوی از بدن نیست که بشود آن را دید ویا از آن عکسی تهیه کرد ذهن محدوییت ندارد ذهن میتواند جهانی باشد که بطور خدادادی در درون ما نهاده شده باشد ویا فرایندی باشد که میتواند از خواسته های درونی ما شکل گرفته باشد ذهن در واقع یک قدرت خدادادی است که برای پیش برد اهداف شخصی شخص در درون فرد نهاده شده است این قدرت مانند یک غلام حلقه به گوش فرمان بردار است منطق ندارد وقدرت تشخیص خوب وبد را هم ندارد طالب شادی وراحتی است وکارش گسترش آن است ذهن در هیچ کجای بدن وجود ندارد نه در مغز است نه در قلب بلکه در تمام بدن جاری است
ذهن چگونه میتواند عمل کند ؟؟؟
ذهن با احساس انسان کار میکند هر چیزی که مخصوص به خود شخص باشد واز آن موضوع شخصی احساسی چه بد وچه خوب چون برای ذهن فرق نمبکند دست بدهد ذهن همان احساس را به صورت باور ودر نهایت انتظار در انسان جاری میسازد وحالا این دیگر بستگی به خود شخص دارد که باورش وانتظارش از خودش به چه شکل داده شده آیا مقبت داده شده یعنی در راستای هدفش بوده ویا نه به شکل منفی داده شده واز هدفش دورش کرده
گفتیم که ذهن قدرت تشخیص ندارد و و بد و خوب را نمیداند فقط احساس را میشناسد وآن را گسترش میدهد ود زندگی میشود نتایج آن را به وضوح دید ولی فکر این قدرت را ندارد یعنی نمیتوان نتایج آن را دید چون فقط در مغز تشکیل میشود وقدرتی برای نمایش آن فکر به بیرون از جسم نیست مگر در باره اش فقط صحبت کرد زمانی میشود نتیجه آن فکر را دید که از سطح فکر به ذهن رسوخ کند و آن هم در ذهن پالایش میشود وبعد پردازش میشود آن گاه آن فکر اگر در باره سخص دیگر باشد نمیتواند به ذهن راه پیدا کند وفقط در باره خود شخص عمل میکند
مثالی در این رابطه بزنید
مثلا من در باره خواهرم مشکل رفتاری و اخلاقی داشته باشم واز رفتار ایشون ناراحت بشم آنگاه در سطح فکر به رفتارش با خودم فکر میکنم ولی کاری برای رفتار بدش نمیتوانم انجام دهم همش در فکر من است ومن با او میجنگم ودعوا مبکنم واین افکار در اثر تکرار وارد ذهن من میشود اینجا ذهن من آن را پالایش وپردازش میکند واجازه نمیدهد من بتوانم تصمیمی در باره خواهرم بگیرم تنها میتوانم در باره رفتار خودم تصمیم بگیرم حالا یا میرم با ایشون دعوا میکنم یا قطع رابطه میکنم ویا آشتی میکنم ابن دیگر مربوط به باورها وانتظاراتی است که از خودم دارم و کدام گزینه را بپذیرم وبعد ذهن من این باور را در من تقویت وگسترش میدهد
در رابطه با لاغری ذهن وانتظار لاغری وچاقی توضیح دهید ؟؟؟
در رابطه با لاغری ذهن
اول فکر لاغری در سطح مغز ایجاد میشود وفرد به لاغر شدن فکر میکند وحتی از خدا درخواست راهنمایی میکند چون بارها رژیم قرص و دمنوش واتواع راهها را امتحان کرده است ولی چون همه آن راهها در سطح فکر بود قدرتی برای لاغر شدن همیشگی نداشته است ومقطعی با انواع روشهای بیرون از خود سعی کرده لاغر شود برای همین شکستهای زیادی در پی خود داشته است وبا هدایت از سمت خداوند را روش لاغری با ذهن آشنا شده و کم کم با گوش دادن به فایل ها و و انجام تمرینات سعی کرده با ذهن خود و قدرت خود آشنا بشه ولی چون باز تمام این تلاش ها در سطح فکر فرد بوده وانتظارش از خودش هنوز چاقی است که در معرض دیدش هست لاغر نشده اگر این تمرینات را تکرار کند واستمرار داشته باشد این فکر به ذهن اش رسوخ پیدا کند وباور وانتظارش از خودش لاغر شدن باشد صد در صد با قدرت ذهن اش به سمت لاغری پیشرفت میکند چون ذهن قدرت گسترش را دارد وآن را بسط میدهد ولی تمام این پروسه منوط به باور ذهنی است وانتظار لاغر شدن از خود وایمان به مسیر درست ومنتظر برای نتیجه سریع گرفتن نباید باشد چون سرعت ترمیم بدن هر شخص با دیگری متفاوت است در نتیجه وقتی تمام این نکات رعایت شود این فرد صد در صد به لاغری با قدرت ذهن میرسد فقط کافی است باور کند وانتظارش از خودش لاغری باشد
من هم از وقتی که این مسیر را باور کردم وایمان آوردم که ابن راه درست لاغری است سعی در انجام هرچه بهتر تمرینات کردم واستمرار خوبی هم دارم چون باور کردم با قدرت ذهن میتوان لاغر شد ولاغر ماند والان بعد یک سال نتایج فیزیکی آن را در جسمم هم مشاهده میکنم
با تشکر از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیزم و همراهان عزیز
گام ۱۶از ۱۰۰گام
تفاوت فکر و ذهن چیست
فکر اطلاعاتی است که ما از محیط اطراف دریافت میکنیم و به آن واکنش نشان میدهیم اما ذهن فقط مختص به اطلاعاتی است که در باره خود من است و هیچ وقت نمیشود در ذهن به دیگری پرداخت
مثلا من در فکرم دوست دارم لاغر شوم برای همین تحقیق در باره روشهای مختلف میکنم تا بهترین و سریع ترینرروش را انتخاب کنم این موارد فکرهایی است که در مغز من شکل گرفته و بر اثر تکرار این اطلاعات و جمع آوری آنها از محیط اطراف افکار من از مرحله اولیه وارد مرحله ثانویه میشود بعد از آن وارد ذهن من میگردد و در اینجاست که ذهن این افکار را باور کرده است حالا ذهن بر اثر این باورها دستورات و فرمولها را میسازد و مغز را تحت تاثیر قرار میدهد که این باورها را اجرا کند حالا من هی رژیم میگیرم ورزش میکنم اما همچنان انتظارم از خودم چاقی است زمانی من میتوانم باور کنم که لاغر میشوم این است که انتظارم از خودم لاغر شدن باشد یعنی من در ذهن خودم که فقط مختص به خود من است این باور را ایجاد کنم که مسیر من درست است و من فقط از طریق لاغری با ذهن به تناسب اندام میرسیم
باید درک کنیم که فکر و ذهن با هم متفاوت هستند هیچ وقت فکر به تنهایی نمیتواند باعث تغییر شود بلکه با تکرار زیاد فکر و راهیابی آن به ذهن میتواند باعث تغییر گردد
وقتی اصل عمل ذهن را بشناسیم میتوانیم به تغییرات خودمون پی ببریم چطوری به این مسأله میرسیم با بدست آوردن آگاهی درست و تکرار این آگاهی ها از فایل ها
فکر در باره همه چی است که از راه کانالها مثل بینایی. شنیداری و بویایی است که میتواند احساس را برانگیخته کند و در مغز ثبت شود و تبدیل به خاطره گردد اما ذهن فقط نگرشی است که در باره خودمان است و انتظاری است که خودمان از خود داریم
زمانی باور و نگرش در ذهن فعال میشود که این باور بر اثر تکرار فکر وارد ذهن میشود و انتظار بر اثر آن باور شکل میگیرد و همان اتفاق در زندگی ظاهر میشود
در واقع فکر مثل حرف میماند ولی ذهن مثل ایمان است و ایمان میتواند انتظار را بوجود بیاورد و تمام گفتگو های ذهنی را میتواند کمرنگ کند چون انتظار از ایمان بوجود میآید
وقتی برای لاغر شدن به مسیر تناسب فکری پا میگذاریم با گوش دادن به فایلها تغییراتی در فکر ما ایجاد میشود اما همچنان انتظار ما چاقی است اما به مرور زمان با تکرار زیاد اطلاعات جدید انتظار ما هم تغییر میکند تا زمانی که باور کنیم ایمان بیاوریم و این ذهن است که باور را قبول میکند و انتظار را تغییر میدهد و لاغر میشویم
پس تفاوت فکر و ذهن و درک آن میتواند به لاغری و تناسب اندام و با در هر جنبه دیگر از زندگی به ما کمک کند تا به اهداف خود برسیم
ما در ذهن خود آنقدر فرمول چاقی زیاد داریم که انتظارمون از خودمان چاقی است. زمانی این تغییر برای لاغر شدن انجام میشود که فکر ما تغییر کند اطلاعات درست بدست بیاوریم و تکرار این اطلاعات و ورودش به ذهن میتواند باور ایجاد کند و نگرش ما انتظار ما تغییر کند و لاغر شدن باشد مرز بین فکر و ذهن فکر کاری و تغییری بوجود نمی آورد ولی ذهن قادر است انتظار و تغییر را رقم بزند و نتایج را تغییر دهد
با تشکر از آکاهی استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
ممنونم عزیزم 🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
عالی توضیح دادید دوست عزیزم ممنون