خیلی از آدمای چاق، سالهاست توی یه چرخهی تکراری گیر افتادن: رژیم، ورزش، شکست، دوباره شروع… 😓
ولی واقعیت اینه که چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمیدونن، اشتباهی بزرگ میکنن!
اونا با خودشون فکر میکنن: «باید اراده کنم! باید تصمیم بگیرم! باید جلوی خودمو بگیرم!» 🤯
اما اینا همش کار فکره نه ذهن… و درست مثل اینه که بخوای با یه قایق پارویی، وسط طوفان حرکت کنی 🚣♀️🌪️
تا وقتی قدرت ذهن رو وارد بازی نکردی، بدنت همراهیت نمیکنه. چون ریشهی اضافهوزن، توی ذهنته نه فقط توی فکرهات! 🧠💫
تفاوت فکر و ذهن در لاغری 🤯🧠
اگه تا حالا بارها رژیم گرفتی 🍽️، ورزش کردی 🏃♀️، یا حتی قرص لاغری خوردی 😣 ولی باز هم به نتیجه نرسیدی… شاید چون فقط داشتی با فکرت لاغر میشدی، نه با ذهنت!
و این یه فرق خیلی بزرگه که قراره همینجا با هم کشفش کنیم ✨

خب، اصلاً فرق فکر و ذهن چیه؟ 🤔
فکر یعنی چیزی که در لحظه توی مغزت میاد و میره… مثل یه ابر که از آسمون ذهنت عبور میکنه ☁️
ولی ذهن یعنی جایی که این فکرها اگه تکرار بشن، تهنشین میشن و تبدیل به باور، نگرش، و حتی هویتت میشن 💾
فکرها دو دستهان:
۱. افکار اولیه
۲. افکار ثانویه
🧠 افکار اولیه چیان؟
تصور کن داری تو خیابون قدم میزنی 🚶♀️یهو یه صحنهای میبینی… مثلاً یه تبلیغ خوراکی خوشمزه 😋
تو همون لحظه یه فکر تو ذهنت جرقه میزنه: «واااای، چقدر دلم بستنی میخواد!» 🍦
این فکرِ لحظهای، یه فکر اولیهست. سریع، گذرا و حاصل محرکهای بیرونی.
🔁 افکار ثانویه چطور شکل میگیرن؟
چند ساعت بعد، برگشتی خونه… نشستی رو مبل و یهو دوباره یاد اون بستنی افتادی 😅
شروع میکنی با خودت حرف زدن: «حالا یه بار چی میشه؟ مگه آدم چقدر عمر میکنه؟ اصلاً من که همیشه چاقم!»
و باز هم اون فکر اولیه رو مرور میکنی و تکرارش میکنی… به این میگن فکر ثانویه. یعنی بازبینی و نشخوار همون فکر اولیه.
حالا این چه ربطی به لاغری داره؟ 🤨
اینجاست که میرسیم به تفاوت فکر و ذهن در لاغری👇
🔹 فکر فقط در لحظه میگه: “الان دلم میخواد بخورم!”
🔹 ولی ذهن وقتی اون فکر رو بارها بشنوه، باور میکنه که تو نمیتونی جلوی خوراکیها مقاومت کنی 😮💨
و وقتی ذهن یه چیزو باور کنه، دیگه اون باور بخشی از هویتت میشه!
یعنی تو دیگه خودتو “آدم چاقی که نمیتونه کنترل کنه” تصور میکنی، نه “کسی که در مسیر لاغریه” 🙅♀️✨
برای اینکه لاغریات ماندگار باشه باید تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی، باید از سطح فکر بیای پایینتر و وارد ذهن بشی، باید حواست باشه چه فکرایی رو بارها مرور میکنی، چون مرورهای مکرر، ذهن رو برنامهریزی میکنن 📡

لاغری با فکر؟ یا با ذهن؟ 🤯🧠
تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همون چیزیه که سالها نمیدونستم و همین باعث میشد دوباره و دوباره شکست بخورم… 😞
سالها بود که اضافه وزن داشتم و از این بابت کلی ناراحت بودم 😔 همیشه دنبال یه راه نجات بودم؛ هر کی یه رژیم جدید معرفی میکرد، هر کانال تلویزیونی یه روش خاص تبلیغ میکرد، من اولین نفر بودم که ذوقزده میشدم! 😍🍽️
این تصمیما همهشون تو سطح فکر من بودن.
یعنی فقط یه تصمیم لحظهای، بدون اینکه توی ذهنم جای محکمی باز کرده باشن. مثل یه نسیم که میاد و میره… 🌬️
با انگیزهی زیاد غذامو وزن میکردم، ساعت میذاشتم برای خوردن، حتی از بقیه میخواستم حمایتم کنن 🥗⌛
میگفتم: «من دیگه آدم قبلی نیستم، الان دیگه جدیام!» 🙌
ولی… بعد از چند روز، اون هیجان اولیه کم میشد.
برنامه رژیم برام سخت میشد، دلم غذای معمولی خودمون رو میخواست، یه چیزی ته دلم میگفت:
«آخه تا کی باید اینطوری غذا بخورم؟! اصلاً این زندگیه؟!» 😩🍕🍟
افکارم شروع میکردن به نجوا کردن:
- «همه دارن میخورن، فقط من باید محدود باشم؟»
- «یه کم که بخورم چی میشه؟»
- «مگه یه تیکه شیرینی چقدر کالری داره؟» 😅
و همون فکرهای ثانویه که پشت هم مرور میشدن، کمکم منو از مسیر بیرون میکشیدن 😞 تا اینکه رژیم رو ول میکردم و برگشتم سر خونهی اول ⭕️
اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری روشن میشه! ✨
من فقط داشتم با فکر تصمیم میگرفتم لاغر بشم، ولی ذهنم هنوز باور نداشت که من میتونم! و تا وقتی ذهن باهات همراه نباشه، فکرها فقط مثل باد میان و میرن… 🍃

💭🧠 تفاوت فکر و ذهن در لاغری
خیلی وقتا وقتی درباره لاغری با ذهن صحبت میشه، سریع میریم سراغ فکر کردن! اما واقعیت اینه که فکر و ذهن دو تا چیز کاملاً متفاوتن، مخصوصاً وقتی پای لاغر شدن وسط باشه! 😌
فکر همون چیزیه که توی مغز ما تولید میشه. یه جور صدا توی سر که هی میاد و میره، مثل:
- «الان مسواک نزدم، باید بزنم!»
- «چرا دیروز بیشتر خوردم؟»
- «اگه رژیم فلانی رو شروع کنم چی میشه؟»
فکرها مثل جرقهان؛ زود میان و زود هم خاموش میشن 🔦 بیشتر وقتا هم شخصی نیستن. یعنی ممکنه درباره هر چیزی باشن: یه نفر، یه موقعیت، یه خاطره یا حتی فقط یه جملهای که شنیدی.
ذهن مفهومی پیچیده در روانشناسی و فلسفه است که به مجموعهای از فرآیندهای روانی مانند تفکر، احساس، ادراک، حافظه و تصمیمگیری اشاره دارد.
ذهن یه چیز عمیقتره… یه فضای کاملاً شخصی، جایی تو وجودت که پر شده از:
- باورها
- انتظارات
- خاطرات ثبتشده
- حسات نسبت به خودت
ذهن تو یه فضای مخفی و درونیه که هیچکس غیر از خودت نمیتونه واردش بشه.
📌 اون چیزی که توی زندگی تجربه میکنی، مثل چاقی یا لاغری، نتیجهی مستقیم انتظاریه که ذهنت از “خودت” داره.
💡 تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همینجاست!
فرض کن الان به زمانی فکر کن که لاغر بودی یا حداقل یه دورهای که از وضعیت جسمیات راضیتر بودی.
اون لحظهها، فکر میکنی که ای کاش به اون وضعیت برگردی… ولی ذهن تو چی میگه؟
😕 ذهن میگه: «نه! تو همینی. تو همیشه چاق بودی!»
و اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری خیلی واضح میشه!
چرا بیشتر تلاشهامون نتیجه نمیده؟ 🌀
چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمی دونیم و اغلب فقط با فکر جلو میریم. میخوایم با چند تا جملهی انگیزشی، فایل صوتی یا رژیم غذایی ذهنمون رو قانع کنیم.
در حالیکه ذهن هنوز همون باور قبلی رو داره:
📣 «تو همیشه چاق میمونی!» و تا زمانی که ذهن تغییر نکنه، جسم هم تغییر نمیکنه.
حالا چطور میشه ذهن رو تغییر داد؟ 🌱
برای تغییر ذهن، باید ابتدا تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی و سپس محتوای درونش رو عوض کنیم. و بهترین راه برای این کار؟
🔁 بودن در یک فضای جدیده!
مثل چی؟
- حضور در سایت تناسب فکری ✨
- خوندن نوشتههای افراد دیگه
- دیدن نتایج شگفتانگیز کسانی که با ذهنشون لاغر شدن 📸
- انجام تمرینات روزانه
- و مهمتر از همه: احساس خوب داشتن 😍
مثال واقعی از فرآیند تغییر ذهن 👇
فرض کن یه نفر سالهاست با اضافه وزن دست و پنجه نرم کرده. کلی رژیم و ورزش و برنامه رو امتحان کرده ولی بینتیجه.
تا اینکه یه روز از طریق یک دوست یا جستوجو توی اینترنت با سایت تناسب فکری آشنا میشه.
ناگهان حس میکنه یه جرقهی امید توی دلش روشن شده ✨
شروع میکنه به خوندن محتوا، دیدن فایلها، نوشتن تمرینها و هر روز بیشتر از قبل احساس خوبی پیدا میکنه.
اما هنوز ذهنش میگه: “تو چاقی!” 😟
با اینکه اشتیاق داره، هنوز ذهنش تغییر نکرده.
اما همین موندن تو فضای لاغری و ادامه دادن تمرینها باعث میشه ذره ذره انتظارش از خودش تغییر کنه.
تا اینکه یه روز، ذهنش میگه: 🎉 «تو داری لاغر میشی!»
و درست از همین لحظه، بدنش هم شروع میکنه به همراهی… 💃🍃
جمعبندی دوستداشتنی 🎁
📌 فکر، سطحیه. میاد و میره.
📌 ذهن، عمقی و ماندگاره. زندگیمون رو میسازه.
📌 تفاوت فکر و ذهن در لاغری یعنی تلاش بینتیجه با فکر، و تغییر واقعی با ذهن.
📌 با انجام تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها، ذهن کمکم متناسب میشه… و بعد جسم هم دنبالش میاد!
✍️ تمرین آموزشی – تفاوت فکر و ذهن در لاغری 📘
حالا که درباره تفاوت فکر و ذهن در لاغری مطالب مهمی خوندی، وقتشه این آگاهی رو توی ذهن و جانت ثبت کنی. چون فقط با مرور و نوشتن هست که اطلاعات سطحی به باور ذهنی تبدیل میشن و مسیر تغییر جسم آغاز میشه 🌱✨
تمرین این جلسه خیلی مهمه چون بهت کمک میکنه بفهمی تا امروز بیشتر با فکر برای لاغر شدن تلاش کردی یا با ذهن! 🤔
✅ تمرین امروز:
- 🧠 به زبان ساده، تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو بنویس. مثالی هم از زندگی روزمرهات بیار.
- 📌 در روشهایی که قبلاً برای لاغری استفاده کردی، چقدر واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟
- ⚖️ در این سالهایی که اضافهوزن داشتی، بیشتر منتظر چاقی بودی یا لاغری؟
- 🌟 در چه زمانهایی یا چه کارهایی باعث شد انتظار لاغر شدن در تو شکل بگیره؟
- 🔁 به نظرت، تغییر ذهن برای لاغر شدن چطور اتفاق میافته؟ چقدر براش زمان و تمرین لازمه؟
- 📝 از محتوای ویدیوی آموزشی امروز، برای خودت یه تمرین طراحی کن و در بخش دیدگاه بنویس.
💬 ازت دعوت میکنم همین حالا تمرینت رو در بخش دیدگاه بنویسی.
با نوشتن، ذهن تو وارد فضای لاغری میشه و این بزرگترین قدم برای درک تفاوت فکر و ذهن در لاغری و ساختن یه ذهن متناسبه 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.38 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
برداشتی که من از این فایل به دست آوردم وآنچه درعمل خودم متوجه شدم اینه که مثلا من جمله ای رو از شخصی میشنوم مثلا کم تحرکی باعث چاقی میشه و من اگه این موضوع رو بارها بشنوم و باورش کنم باعث میشع که ذهنم به مغزم دستور بده که این دستور رو با کنترل برسیستم بدن عملی کن تا این شخص باورش درست از آب دربیاد و بدنم بعد مدتی چاق میشه .
ولی اگر بشنوم بچه فلانی اومده تو کنکور رتبه تک رقمی آورده ومن فکرکنم آخه چطور تونسته. این فکر درسطح مغز انجام میشه . چون بهم ارتباط نداره .
ولی خوب اگه با شنیدن این جمله بارها بارها تغییر احساسی در من شکل بگیره دیگه یه جورایی به منم مربوط شده و در سطح ذهنم هم رسوخ میکنه و در سبک زندگیم تاثیر میزاره.
حالا یادگیری این موضوع چه کمکی به من در روند متناسب شدن میکنه ؟
من باید یاد بگیرم متوجه ورودی های ذهنم باشم و اینکه چه چیزی رو دارم در طول روز مرور میکنم . و اگه موضوع خوبیه مرورش کنم واگر بده اون فکر رو متوقف کنم .
مثلا زایمان یا سزارین باعث چاقی شکم میشه ومن این رو زمانیکه مجرد باشم بشنوم . الان در سطح فکره و اگه بارها مرورش کنم و بترسم که اگه زایمان بکنم چاق میشم در سطح ذهن میره چون درمن تغییر احساسی به وجود آورده .
وزمانی که زایمان کنم ذهنم به مغزم دستور میده این رو اجرا کن . و مغزم با دستور به سلولهای مربوطه تمام تلاشش رو میکنه تا باورمن رو اثبات کنه .
یا لاغر شدن کار سختی هست و من بارها بارها این رو میشنوم یا نه خودم با روش فیزیکی مثل رژیم و ورزش به این نتیجه میرسم که لاغر شدن سخت هست .و درمن تغییر احساسی نامیدی به وجود میاره و این عبارت میره تو ذهنم .
و بازم ذهنم به مغزم دستور میده این باور رو اثبات کن . ومغزم به سلولهای مرتبط تمام تلاشش رو میکنه تا باورمن رو اثبات کنه . ومنم لاغرشدن برام سخت میشه .
ومنم در روند لاغری متوجه میشم چرا من به سختی در طی چندین ماه یک کوچولو وزن کم کردم اما بعضی دوستان به راحتی وزن کم میکنن.
غافل از اینکه این فرمول داره انجام میشه .
چون لاغری با ذهن اصلا کارفیزیکی نداره وراحته بدون عرق کردن وفشار جسمی است ولی من در ذهنم باورم اینه لاغرشدن کارسختیه ولی لاغری با ذهن خیلی روش بی دردسری هست پس چون در ذهنم چون فرمول خراب هست هرقدر هم این روش مثل آب خوردن راحت باشه ولی ذهن دستوری به مغز میده که روال لاغری این فرد رو به کندی انجام بده تا باورش اثبات بشه که لاغری کارسختیه .
حالا که اینها رو یادگرفتم مسولیتم سنگین تر شد که مسول چاق شدنم تمام وکمال برعهده منه . چون مراقب ورودی ذهنم نبودم .
اگه روال لاغرشدنم به کندی پیش بره یا با سرعت زیاد بازم مسولش خودم هستم .
پس تمام تلاشم رو بکنم تا مراقب ورودی ذهنم باشم و اگه ورودی نادرست وارد ذهنم شد بهش پروبال ندم تا در سطح فکر متوقف بشه و به مسیر ذهنم راه پیدا نکنه که کار رو برام سخت میکنه .
خدایا شکرت بابت اینهمه آگاهی.
تشکر از استاد عزیز با آموزشهای بی بدلیلش.
دوستان اگه استنباطم جایی ایراد داشت بهم بگین مسیر درست رو یاد بگیرم؟
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز 🙂
امیدوارم حالتون عالی باشه ,
خیلی خوب توضیح داده بودید،
استفاده کردم،
موفق باشید .
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گلم و همه دوستانی که اینجان.من امروز تو بیمارستان بودم به عنوان همراه.تو محوطه بیمارستان بودم . هر کسی رو که می دیدم خوش لباس و خوش هیکل.به خودم می گفتم تو هم این این روزا با اندام باربی لباسهای قشنگ تر از این میپوشی لباس کفش شلوار هی به خودم می گفتم البته تو ذهنم می گفتم به زودی زود منم کلی لباس خوشگل میموشم با اندام زیبام.واین قبل از گوش دادن به این فایل استاد الان که گوش کردم متوجه شدم هر روز تو دلم می گفتم منم دارم روز به روز لاغر میشم و به وزن م که۵۰کیلو میرسم.استاد اگه درست لطفا تایید واسه درست نیست راهنمایی کنید ممنون که تو مسیر مشام.مسیری که خدا هدایتن کرده.با اینکه ۲ماه ولی ولی حالم رفتارم و باورم خیلی عالی شده .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز نیازی به تایید استاد در خودتون نداشته باشید . استاد نه کسی رو تایید و نه تکذیب می کنند .
تاییدیه رو از خودتون بگیرید . اگه حالتون خوبه یعنی مسیرتون درسته محتویات صحیح داره در ذهنتون کار می کنه
اگه حالتون بده یعنی در مسیر ذهنی نادلخواه هستید بهتون چراغ میده محتویات ذهنتون رو تغییر بدید .
شما همین الان عالیترینید .
خدا شمارو تایید کرده .
همین که اینجا هدایت شدید یعنی داره بهتون شناخت بیشتر و بیشتر میده برای ادامه .
پس خیالتون راحت ادامه بدید و لذت ببرید و حال کنید . هر وقتم حالتون بد شد اصلا نگران نباشید خدایی دارید که خودش ذهنتون رو تغییر میده .
موفق باشید دوست عزیز .
شما حتی از اون دختران متناسب زیبا متناسبتر و زیباترید چون خدا به شما توانایی درک تناسب رو داره میده .
اون پرسنل زیبا و خوش اندام درکی از اندام متناسبشون ندارن ولی شما دارید به درک بالایی میرسید . پس هیچ وقت خودتون رو با کسی مقایسه نکنید . شما همواره بهترین هستید . همانگونه که آنها همواره بهترین هستند و همانطور که همه ی ما همواره بهترینیم . نیازی به رقابت نیست . همه ی ما همین حالا کاملترینیم . همه ی خوبیها و زیباییها و حال خوب همین حالا جاریست و چه زیبا که ما اون رو بفهمیم و درک کنیم .
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام فاطمه سادات عزیز ممنون از اینکه دیدگاهمو خوندی و بابت راهنماییت ممنونم.خداروشکر که در مسیر سبز زندگی هستم.
نشان های دریافت شده
پاینده باشی دوست مهربونم . به به عجب جمله ای گفتید .ان شاء الله هممون در مسیر سبز زندگی همواره مانا و جاوید باشیم .
به نام پروردگار هدایتگر
سلام من طاهره هستم و دیروز با هدایتی که از خداوند خواستم به این سایت هدایت شدم به طور جدی!!! من قبلا این سایت رو هرزگاهی چک میکردم اما نه به صورت جدی و راستش حالم زیاد باهاش خوب نبود، و فکر میکردم خودم همه ی این مطالب رو میدونم و تنها باید عمل کنم، ولی این فایل بمب بمب بهم نشون داد که هیچی نمیدونم🤣😅 و انتظار من از خودم چاقیه، انگار من قراره چاق بشم و راه نجاتم برای متناسب شدن و چاق نشدن تنها یاری گرفتن از اگاهی هاست ولی ته ذهنم همیشه میدونستم که اگه حواسم رو جمع نکنم یا خیلی به تغذیه ام توجه نکنم مسلما به راحتی چاق میشم، اگه اون روز طبق برنامه ی غذایی ام که با توجه به اطلاعاتم درست هست رفتار میکردم حالم خوب بود و اگر نه ناراحت و غمگین بودم و انتظار افزایش وزن را داشتم و دارم متاسفانه، اصلا همین دو شب پیش به خاطره خوب رعایت نکردن خوابم نبرد و تمام شب احساس بد داشتم، همه ی اینها نشان میده که من باور ندارم میتونم به راحتی لاغر بشوم و فقط یک سری اطلاعات جمع کردم و میخواهم با رژیم گرفتن و تغییر عادتها لاغر بشوم و با هر موقعیت جدید دوباره مثل قبل برخورد میکنم هرچند که الان احساسم به خودم خیلی بهتر شده و لاغرتر شدم ولی راه سختی رو برای رسیدن به اینجا پیمودم، من میدانم که اگر باورهای من تغییر کند و ذهن من بپذیرد که لاغر شدن اسانترین کار دنیاست ان وقت خیلی سریع لاغر میشوم، در واقع من الان با تغییر عملکرد و به سختی و نه با تغییر باور و به راحتی وزن کم کردم برای همین تا احساس میکنم خارج از برنامه خوردم حالم بد میشه و احساسم بد، حالا سوال بعدی این است چکار کنم تا باورهایم عوض شود و در پی اون عملکردم تغییر کند تا براحتی متناسب شوم؟ لطفا راهنناییم کنید؟
سلام دوست عزیز
پیشنهاد اول: تهیه دوره ورود به سرزمین لاغرها از بخش محصولات و استفاده با شور و اشتیاق از مطالب آموزشی
پیشنهاد دوم: استفاده از فایل های آموزشی در مسیر لاغری من
نشان های دریافت شده
تفاوت فکر وذهن در چیست ؟؟؟
فکر ویا افکار تماما در مغز انسان تشکیل میشود ومربوط به ۶۰ هزار رشته عصبی میباشد یعنی انسان در روز میتواند به ۶۰ هزار مورد فکر کند واین افکار ناشی از خاطراتی است که در مغز ذخیره شده خاطراتی مانند دیده ها وشنیده ها میباشد و وقتی فکر به انسان رو میآورد ناشی از به یاد آوردن این خاطرات میباشد فکر فقط به خود شخص مربوط نمیشود بلکه به اشخاص ویا اشیا ویا روابط با دیگران است این افکار نقطه شروع وپایان دارند وجهشی عمل میکنند یعنی شما دارید به یک موضوع ویا یک شخص فکر میکنید ولی در آن واحد آن فکر را رها میکنید وبه سمت موضوع ویا شخص دیگر فکر میکنید این افکار تماما در سطح مغز تشکیل میشود واکثرا ثبات ندارند
ذهن چیست ؟؟؟
ذهن عضوی از بدن نیست که بشود آن را دید ویا از آن عکسی تهیه کرد ذهن محدوییت ندارد ذهن میتواند جهانی باشد که بطور خدادادی در درون ما نهاده شده باشد ویا فرایندی باشد که میتواند از خواسته های درونی ما شکل گرفته باشد ذهن در واقع یک قدرت خدادادی است که برای پیش برد اهداف شخصی شخص در درون فرد نهاده شده است این قدرت مانند یک غلام حلقه به گوش فرمان بردار است منطق ندارد وقدرت تشخیص خوب وبد را هم ندارد طالب شادی وراحتی است وکارش گسترش آن است ذهن در هیچ کجای بدن وجود ندارد نه در مغز است نه در قلب بلکه در تمام بدن جاری است
ذهن چگونه میتواند عمل کند ؟؟؟
ذهن با احساس انسان کار میکند هر چیزی که مخصوص به خود شخص باشد واز آن موضوع شخصی احساسی چه بد وچه خوب چون برای ذهن فرق نمبکند دست بدهد ذهن همان احساس را به صورت باور ودر نهایت انتظار در انسان جاری میسازد وحالا این دیگر بستگی به خود شخص دارد که باورش وانتظارش از خودش به چه شکل داده شده آیا مقبت داده شده یعنی در راستای هدفش بوده ویا نه به شکل منفی داده شده واز هدفش دورش کرده
گفتیم که ذهن قدرت تشخیص ندارد و و بد و خوب را نمیداند فقط احساس را میشناسد وآن را گسترش میدهد ود زندگی میشود نتایج آن را به وضوح دید ولی فکر این قدرت را ندارد یعنی نمیتوان نتایج آن را دید چون فقط در مغز تشکیل میشود وقدرتی برای نمایش آن فکر به بیرون از جسم نیست مگر در باره اش فقط صحبت کرد زمانی میشود نتیجه آن فکر را دید که از سطح فکر به ذهن رسوخ کند و آن هم در ذهن پالایش میشود وبعد پردازش میشود آن گاه آن فکر اگر در باره سخص دیگر باشد نمیتواند به ذهن راه پیدا کند وفقط در باره خود شخص عمل میکند
مثالی در این رابطه بزنید
مثلا من در باره خواهرم مشکل رفتاری و اخلاقی داشته باشم واز رفتار ایشون ناراحت بشم آنگاه در سطح فکر به رفتارش با خودم فکر میکنم ولی کاری برای رفتار بدش نمیتوانم انجام دهم همش در فکر من است ومن با او میجنگم ودعوا مبکنم واین افکار در اثر تکرار وارد ذهن من میشود اینجا ذهن من آن را پالایش وپردازش میکند واجازه نمیدهد من بتوانم تصمیمی در باره خواهرم بگیرم تنها میتوانم در باره رفتار خودم تصمیم بگیرم حالا یا میرم با ایشون دعوا میکنم یا قطع رابطه میکنم ویا آشتی میکنم ابن دیگر مربوط به باورها وانتظاراتی است که از خودم دارم و کدام گزینه را بپذیرم وبعد ذهن من این باور را در من تقویت وگسترش میدهد
در رابطه با لاغری ذهن وانتظار لاغری وچاقی توضیح دهید ؟؟؟
در رابطه با لاغری ذهن
اول فکر لاغری در سطح مغز ایجاد میشود وفرد به لاغر شدن فکر میکند وحتی از خدا درخواست راهنمایی میکند چون بارها رژیم قرص و دمنوش واتواع راهها را امتحان کرده است ولی چون همه آن راهها در سطح فکر بود قدرتی برای لاغر شدن همیشگی نداشته است ومقطعی با انواع روشهای بیرون از خود سعی کرده لاغر شود برای همین شکستهای زیادی در پی خود داشته است وبا هدایت از سمت خداوند را روش لاغری با ذهن آشنا شده و کم کم با گوش دادن به فایل ها و و انجام تمرینات سعی کرده با ذهن خود و قدرت خود آشنا بشه ولی چون باز تمام این تلاش ها در سطح فکر فرد بوده وانتظارش از خودش هنوز چاقی است که در معرض دیدش هست لاغر نشده اگر این تمرینات را تکرار کند واستمرار داشته باشد این فکر به ذهن اش رسوخ پیدا کند وباور وانتظارش از خودش لاغر شدن باشد صد در صد با قدرت ذهن اش به سمت لاغری پیشرفت میکند چون ذهن قدرت گسترش را دارد وآن را بسط میدهد ولی تمام این پروسه منوط به باور ذهنی است وانتظار لاغر شدن از خود وایمان به مسیر درست ومنتظر برای نتیجه سریع گرفتن نباید باشد چون سرعت ترمیم بدن هر شخص با دیگری متفاوت است در نتیجه وقتی تمام این نکات رعایت شود این فرد صد در صد به لاغری با قدرت ذهن میرسد فقط کافی است باور کند وانتظارش از خودش لاغری باشد
من هم از وقتی که این مسیر را باور کردم وایمان آوردم که ابن راه درست لاغری است سعی در انجام هرچه بهتر تمرینات کردم واستمرار خوبی هم دارم چون باور کردم با قدرت ذهن میتوان لاغر شد ولاغر ماند والان بعد یک سال نتایج فیزیکی آن را در جسمم هم مشاهده میکنم
با تشکر از استاد عزیزم
احسنت عالی بود
نشان های دریافت شده
ممنونم عزیزم 🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
عزیزم واقعا واضح و پرمعنا بود مرسی گلم
درواقع وقتی یک پدیده ای اتفاق میافته وتکرار میشود یعنی درزمانها ومکانها وشرایط متفاوت اون پدیده تکرار میگردد ومایک تحلیل یکسانی راجع ب اون موضوع پیدا میکنیم کم کم باور میکنیم که همیشه بهمان ترتیب اتفاق خواهنداقتاد وحالت دیگری وجودندارد این باور ویقین اعتقادما میگردد واعتقاد وقتی بوجودآمد دیگر نمیگذارد جوردیگری ب ان نگاه کنیم ویا تحلیل کنیم وانتظاردیگری نسبت ب ان نخواخیم داشت
خدمت استاد گرامی جناب عطارروشن سلام عرض میکنم مطلب ارزنده ای رو مطرح کردید ومن یک برداشتی دارم که با شما چک میکنم اینطور که من متوجه شدم منظور شما از فکر همون اندیشیدن وتجزیه تحلیل است که انسان دربرخورد با هرپدیده ای دارد وروی هرمسئله ای تفکر میکند وبرای خودش ان مسیله را تجزیه وتحلیل میکند ولی ذهن که شما میفرمایید همان باور وعقیده ای است که انسان نسبت ب ان مسایل برای خودش پیدا میکندیعنی از تکرار مواجهه انسان با یک پدیده یا مسئله یک اعتقادی برای ما پیدا میشود که ب ان ایمان پیدا میکنیم وبرای ما یقین میشود اون باورقلبی ویقین وایمان درذهن اتفاق میافتد وباعث میشه ما گفتارورفتارمون رو براساس اون باور تنظیم کنیم وهرچقدر یقینی ترباشد رفتاردقزقتر وناخودآگاه تر صورت میگیرد مثلا وقتی ما دائم چاقتراز قبل میشویم دیگر باورمیکنیم که مسیرمون درجهت چاقیست یقین پیدا میکنیم وبراون اساس رفتار میکنیم ونتیجه همان چاق شدن مدام وتکرار وتکرار…ممنون میشم نظرتون رو بفرمایید ایا من درست متوحه شدم ؟
سلام دوست عزیز
با نوشته شما موافقم
نشان های دریافت شده
سلام استاد…. من برای دومین بار فایل رو نگاه کردم.. و چون گفته بودم که قبلا بیشتر فایل هارو نگاه کردم اما بدون خوندن و نوشتن دیدگاه بود، تصمیم جدی گرفتم دوباره شروع کنم گام به گام پیش برم و هر فایل رو بادقت و تمرکز بیشتری نگاه کنم و ازشون استفاده کنم. الان قبل ازاینکه دیدگاه بزارم، داشتم دیدگاه دوستان رو میخوندم و مرور میکردم که متوجه دیدگاه خودم شدم. یادم اومد اولین دیدگاهی بود که در سایت گزاشتم. حتی جواب شمارو استاد، الان دیدم و ممنونم از لطفتون و پاسخگوییتون… اما دلم خواست دوباره طبق تغییراتی که از اون موقع تاالان داشتم دوباره دیدگاه بزارم و حال خوبمو باهمراهان شگفتی سازم، به اشتراک بزارم… من از خودم انتظارم فراتر از قبل شده. انتظاری که هیچ وقت بدست نیاورده بودم. و نداشتم. منم چون از بچگی ینی از نوزادی تپل و چاق بودم هیچ تصوری از لاغری و تناسب اندامم ندارم. حتی زمانی که بعداززایمانم شروع کردم بارژیم به وزن کم کردن، بااینکه از ۱۱۵کیلو خودمو رسوندم به ۷۳کیلو،اما باز هم متناسب نبودم و جسم من بااین همه تغییر، هنوز چاق بود و قسمتهای اصلی ازبدنم که تمام هدفم برای اب کردن اون قسمتها بود، اب نشد. کمتر شده بود ولی کامل ازبین نرفته بود… جالبه که همه هم میگفتن تو لاغرم بشی بازم اون قسمتهات چاق میمونه و لاغر نمیشه. چون ارثیه و به خاله رفتی وکلی حرف دیگه… منم که باورم شده بود، دقیقا همین اتفاق افتاد… اما الان از سه ماه قبل که من شروع کردم به تغییر، چون تفکر و نگرش ذهنم و انتظارم ازخودم داره روز به روز بیشتر میشه، و حتم دارم که من جسمم همزمان همه جاش باهم تغییر میکنه، دقیقا به نتیجه ی دلخواهم دارم نزدیک میشم و دقبقا همون قسمت های چاق که منو عذاب میداد و نظر همه این بودکه اب نمیشه، داره خیلی قشنگ تغییر میکنه و اتفاقا نظر همه جلب شده روی همون قسمتها و میگن چقدر کوچیک شده و تغییر کرده. و هدف من اب کردن کامل چربی های اضافی بدنم هست..تا به تناسب اندامم برسم. خداروشکر که هرروز دارم پیشرفت میکنم.چه انتظارم از جسمم و چه انتظارم از زندگیم بیشتر و بیشتر شده . همه چی داره به سوی رشد و سعادت و بهترین شدن پیش میره.. و ممنونم از شما استاد بخاطر این همه مطالب مفیدوارزشمندتون که هرروز خداوند از زبان و کلام شما روزی ما هدایت شدگان میکنه… عمرتون بابرکت.. یاعلی
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرانقدر ، من مدت چند ماه که عضو این سایت هستم با دیدن این فایل در خودم یک تغییر احساس کردم ولی نمیدونم این تغییر در فکرم یا در ذهنم ،احساس کردم یک نیرویی در وجودم منو بطرف لاغری میکشونه یک حسی که تمایل داره لاغر بشه آخه من تا قبل از ازدواجم متناسب بودم من هر روز خودم رو تو فضای سایت قرار میدم به بودن تو این فضا نیاز شدیدی احساس میکنم با دیدن و گوش دادن به هر فایل یک انقلابی درونم ایجاد میشه فکرم همه شده لاغری ،تنها به تناسب اندامم فکر میکنم هر بار که وقت خالی پیدا میکنم اشتیاق دارم یک مطلب جدید رو یاد بگیرم و پهنای ذهنم رو گسترش بدم و به درک عمیق تری برسم میخوام لاغری با ذهن رو با پوست و استخوانم و با تمام وجودم با تمامی سلولهای بدنم درک کنم نمیدونم آیا در کم درسته یا خیر ،استاد عزیزم لطفا راهنمایی کنید ممنونم
سلام دوست عزیز
برداشت من اینه که در این پروسه احساس خوبی دارید
پس حتما در مسیر درست هستید
نشان های دریافت شده
ممنونم استاد گرامی ،این احساس خوب رو بخاطر زحمات شما دارم همیشه براتون دعا میکنم و شما رو استاد مهربانی ها خطاب میکنم زنده باشید
نشان های دریافت شده
منم همین حس عالی رو دارم دقیقا مث شما همش هیجان زده ام که وقت زیاد باش و منم یه فایل جدید ببینم💖💖
من قبلا شنیده بودم کم خوردن باعث ضعیف شدن بدن وریزش مو میشه،، برای همین فکر مدام درمسیر چاقی قرارگرفتم
این جملات رو تا حالا نشنیده بودم،، چقدر خوب بود،، چه واقعیت جالبی، دقیقا برام بارها پیش اومده وقتی اگاهانه تصمیم میگرفتم وغذا خوردنم رو کنترل میکردم، یه فضولی پیدا میشد که این احساس خوب رو به بد عوض کرد مثلا میگفت وای چقدر چاق شدی خب نخور، وناگهان دیدم دیگه نمیتونم ادامه بدم ورفتارهای غلطم دوباره تکرار میشد، علی رغم اینکه میدونستم اشتباه میکنم!