خیلی از آدمای چاق، سالهاست توی یه چرخهی تکراری گیر افتادن: رژیم، ورزش، شکست، دوباره شروع… 😓
ولی واقعیت اینه که چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمیدونن، اشتباهی بزرگ میکنن!
اونا با خودشون فکر میکنن: «باید اراده کنم! باید تصمیم بگیرم! باید جلوی خودمو بگیرم!» 🤯
اما اینا همش کار فکره نه ذهن… و درست مثل اینه که بخوای با یه قایق پارویی، وسط طوفان حرکت کنی 🚣♀️🌪️
تا وقتی قدرت ذهن رو وارد بازی نکردی، بدنت همراهیت نمیکنه. چون ریشهی اضافهوزن، توی ذهنته نه فقط توی فکرهات! 🧠💫
تفاوت فکر و ذهن در لاغری 🤯🧠
اگه تا حالا بارها رژیم گرفتی 🍽️، ورزش کردی 🏃♀️، یا حتی قرص لاغری خوردی 😣 ولی باز هم به نتیجه نرسیدی… شاید چون فقط داشتی با فکرت لاغر میشدی، نه با ذهنت!
و این یه فرق خیلی بزرگه که قراره همینجا با هم کشفش کنیم ✨

خب، اصلاً فرق فکر و ذهن چیه؟ 🤔
فکر یعنی چیزی که در لحظه توی مغزت میاد و میره… مثل یه ابر که از آسمون ذهنت عبور میکنه ☁️
ولی ذهن یعنی جایی که این فکرها اگه تکرار بشن، تهنشین میشن و تبدیل به باور، نگرش، و حتی هویتت میشن 💾
فکرها دو دستهان:
۱. افکار اولیه
۲. افکار ثانویه
🧠 افکار اولیه چیان؟
تصور کن داری تو خیابون قدم میزنی 🚶♀️یهو یه صحنهای میبینی… مثلاً یه تبلیغ خوراکی خوشمزه 😋
تو همون لحظه یه فکر تو ذهنت جرقه میزنه: «واااای، چقدر دلم بستنی میخواد!» 🍦
این فکرِ لحظهای، یه فکر اولیهست. سریع، گذرا و حاصل محرکهای بیرونی.
🔁 افکار ثانویه چطور شکل میگیرن؟
چند ساعت بعد، برگشتی خونه… نشستی رو مبل و یهو دوباره یاد اون بستنی افتادی 😅
شروع میکنی با خودت حرف زدن: «حالا یه بار چی میشه؟ مگه آدم چقدر عمر میکنه؟ اصلاً من که همیشه چاقم!»
و باز هم اون فکر اولیه رو مرور میکنی و تکرارش میکنی… به این میگن فکر ثانویه. یعنی بازبینی و نشخوار همون فکر اولیه.
حالا این چه ربطی به لاغری داره؟ 🤨
اینجاست که میرسیم به تفاوت فکر و ذهن در لاغری👇
🔹 فکر فقط در لحظه میگه: “الان دلم میخواد بخورم!”
🔹 ولی ذهن وقتی اون فکر رو بارها بشنوه، باور میکنه که تو نمیتونی جلوی خوراکیها مقاومت کنی 😮💨
و وقتی ذهن یه چیزو باور کنه، دیگه اون باور بخشی از هویتت میشه!
یعنی تو دیگه خودتو “آدم چاقی که نمیتونه کنترل کنه” تصور میکنی، نه “کسی که در مسیر لاغریه” 🙅♀️✨
برای اینکه لاغریات ماندگار باشه باید تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی، باید از سطح فکر بیای پایینتر و وارد ذهن بشی، باید حواست باشه چه فکرایی رو بارها مرور میکنی، چون مرورهای مکرر، ذهن رو برنامهریزی میکنن 📡

لاغری با فکر؟ یا با ذهن؟ 🤯🧠
تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همون چیزیه که سالها نمیدونستم و همین باعث میشد دوباره و دوباره شکست بخورم… 😞
سالها بود که اضافه وزن داشتم و از این بابت کلی ناراحت بودم 😔 همیشه دنبال یه راه نجات بودم؛ هر کی یه رژیم جدید معرفی میکرد، هر کانال تلویزیونی یه روش خاص تبلیغ میکرد، من اولین نفر بودم که ذوقزده میشدم! 😍🍽️
این تصمیما همهشون تو سطح فکر من بودن.
یعنی فقط یه تصمیم لحظهای، بدون اینکه توی ذهنم جای محکمی باز کرده باشن. مثل یه نسیم که میاد و میره… 🌬️
با انگیزهی زیاد غذامو وزن میکردم، ساعت میذاشتم برای خوردن، حتی از بقیه میخواستم حمایتم کنن 🥗⌛
میگفتم: «من دیگه آدم قبلی نیستم، الان دیگه جدیام!» 🙌
ولی… بعد از چند روز، اون هیجان اولیه کم میشد.
برنامه رژیم برام سخت میشد، دلم غذای معمولی خودمون رو میخواست، یه چیزی ته دلم میگفت:
«آخه تا کی باید اینطوری غذا بخورم؟! اصلاً این زندگیه؟!» 😩🍕🍟
افکارم شروع میکردن به نجوا کردن:
- «همه دارن میخورن، فقط من باید محدود باشم؟»
- «یه کم که بخورم چی میشه؟»
- «مگه یه تیکه شیرینی چقدر کالری داره؟» 😅
و همون فکرهای ثانویه که پشت هم مرور میشدن، کمکم منو از مسیر بیرون میکشیدن 😞 تا اینکه رژیم رو ول میکردم و برگشتم سر خونهی اول ⭕️
اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری روشن میشه! ✨
من فقط داشتم با فکر تصمیم میگرفتم لاغر بشم، ولی ذهنم هنوز باور نداشت که من میتونم! و تا وقتی ذهن باهات همراه نباشه، فکرها فقط مثل باد میان و میرن… 🍃

💭🧠 تفاوت فکر و ذهن در لاغری
خیلی وقتا وقتی درباره لاغری با ذهن صحبت میشه، سریع میریم سراغ فکر کردن! اما واقعیت اینه که فکر و ذهن دو تا چیز کاملاً متفاوتن، مخصوصاً وقتی پای لاغر شدن وسط باشه! 😌
فکر همون چیزیه که توی مغز ما تولید میشه. یه جور صدا توی سر که هی میاد و میره، مثل:
- «الان مسواک نزدم، باید بزنم!»
- «چرا دیروز بیشتر خوردم؟»
- «اگه رژیم فلانی رو شروع کنم چی میشه؟»
فکرها مثل جرقهان؛ زود میان و زود هم خاموش میشن 🔦 بیشتر وقتا هم شخصی نیستن. یعنی ممکنه درباره هر چیزی باشن: یه نفر، یه موقعیت، یه خاطره یا حتی فقط یه جملهای که شنیدی.
ذهن مفهومی پیچیده در روانشناسی و فلسفه است که به مجموعهای از فرآیندهای روانی مانند تفکر، احساس، ادراک، حافظه و تصمیمگیری اشاره دارد.
ذهن یه چیز عمیقتره… یه فضای کاملاً شخصی، جایی تو وجودت که پر شده از:
- باورها
- انتظارات
- خاطرات ثبتشده
- حسات نسبت به خودت
ذهن تو یه فضای مخفی و درونیه که هیچکس غیر از خودت نمیتونه واردش بشه.
📌 اون چیزی که توی زندگی تجربه میکنی، مثل چاقی یا لاغری، نتیجهی مستقیم انتظاریه که ذهنت از “خودت” داره.
💡 تفاوت فکر و ذهن در لاغری دقیقاً همینجاست!
فرض کن الان به زمانی فکر کن که لاغر بودی یا حداقل یه دورهای که از وضعیت جسمیات راضیتر بودی.
اون لحظهها، فکر میکنی که ای کاش به اون وضعیت برگردی… ولی ذهن تو چی میگه؟
😕 ذهن میگه: «نه! تو همینی. تو همیشه چاق بودی!»
و اینجاست که تفاوت فکر و ذهن در لاغری خیلی واضح میشه!
چرا بیشتر تلاشهامون نتیجه نمیده؟ 🌀
چون تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو نمی دونیم و اغلب فقط با فکر جلو میریم. میخوایم با چند تا جملهی انگیزشی، فایل صوتی یا رژیم غذایی ذهنمون رو قانع کنیم.
در حالیکه ذهن هنوز همون باور قبلی رو داره:
📣 «تو همیشه چاق میمونی!» و تا زمانی که ذهن تغییر نکنه، جسم هم تغییر نمیکنه.
حالا چطور میشه ذهن رو تغییر داد؟ 🌱
برای تغییر ذهن، باید ابتدا تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو درک کنی و سپس محتوای درونش رو عوض کنیم. و بهترین راه برای این کار؟
🔁 بودن در یک فضای جدیده!
مثل چی؟
- حضور در سایت تناسب فکری ✨
- خوندن نوشتههای افراد دیگه
- دیدن نتایج شگفتانگیز کسانی که با ذهنشون لاغر شدن 📸
- انجام تمرینات روزانه
- و مهمتر از همه: احساس خوب داشتن 😍
مثال واقعی از فرآیند تغییر ذهن 👇
فرض کن یه نفر سالهاست با اضافه وزن دست و پنجه نرم کرده. کلی رژیم و ورزش و برنامه رو امتحان کرده ولی بینتیجه.
تا اینکه یه روز از طریق یک دوست یا جستوجو توی اینترنت با سایت تناسب فکری آشنا میشه.
ناگهان حس میکنه یه جرقهی امید توی دلش روشن شده ✨
شروع میکنه به خوندن محتوا، دیدن فایلها، نوشتن تمرینها و هر روز بیشتر از قبل احساس خوبی پیدا میکنه.
اما هنوز ذهنش میگه: “تو چاقی!” 😟
با اینکه اشتیاق داره، هنوز ذهنش تغییر نکرده.
اما همین موندن تو فضای لاغری و ادامه دادن تمرینها باعث میشه ذره ذره انتظارش از خودش تغییر کنه.
تا اینکه یه روز، ذهنش میگه: 🎉 «تو داری لاغر میشی!»
و درست از همین لحظه، بدنش هم شروع میکنه به همراهی… 💃🍃
جمعبندی دوستداشتنی 🎁
📌 فکر، سطحیه. میاد و میره.
📌 ذهن، عمقی و ماندگاره. زندگیمون رو میسازه.
📌 تفاوت فکر و ذهن در لاغری یعنی تلاش بینتیجه با فکر، و تغییر واقعی با ذهن.
📌 با انجام تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها، ذهن کمکم متناسب میشه… و بعد جسم هم دنبالش میاد!
✍️ تمرین آموزشی – تفاوت فکر و ذهن در لاغری 📘
حالا که درباره تفاوت فکر و ذهن در لاغری مطالب مهمی خوندی، وقتشه این آگاهی رو توی ذهن و جانت ثبت کنی. چون فقط با مرور و نوشتن هست که اطلاعات سطحی به باور ذهنی تبدیل میشن و مسیر تغییر جسم آغاز میشه 🌱✨
تمرین این جلسه خیلی مهمه چون بهت کمک میکنه بفهمی تا امروز بیشتر با فکر برای لاغر شدن تلاش کردی یا با ذهن! 🤔
✅ تمرین امروز:
- 🧠 به زبان ساده، تفاوت فکر و ذهن در لاغری رو بنویس. مثالی هم از زندگی روزمرهات بیار.
- 📌 در روشهایی که قبلاً برای لاغری استفاده کردی، چقدر واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟
- ⚖️ در این سالهایی که اضافهوزن داشتی، بیشتر منتظر چاقی بودی یا لاغری؟
- 🌟 در چه زمانهایی یا چه کارهایی باعث شد انتظار لاغر شدن در تو شکل بگیره؟
- 🔁 به نظرت، تغییر ذهن برای لاغر شدن چطور اتفاق میافته؟ چقدر براش زمان و تمرین لازمه؟
- 📝 از محتوای ویدیوی آموزشی امروز، برای خودت یه تمرین طراحی کن و در بخش دیدگاه بنویس.
💬 ازت دعوت میکنم همین حالا تمرینت رو در بخش دیدگاه بنویسی.
با نوشتن، ذهن تو وارد فضای لاغری میشه و این بزرگترین قدم برای درک تفاوت فکر و ذهن در لاغری و ساختن یه ذهن متناسبه 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.38 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
چه موضوع جالبی رو استاد در این مطلب به مااموزش دادن در این فایل ما عملکرد ذهن رو بیشتر شناختیم وبه مرور انتظارم از خودم تغییر میکنه ….
خیلی از فرمولها در ذهنم تغییر کرده وسست شده …
تفاوت ذهن وفکر رو متوجه شدم …ذهن فکر میکنم که همون ناخودآگاه هم باشه ..چیزایی که از کودکی در من ذخیره شده واون نگرشهایی که در زمان کودکی وبعد از ا ون در اجتماع من خودم برداشت کردم ..یا از محیط وجامعه گرفتم
..به نظر من اینطوریه حالا شاید هم درست نباشه
ولی ما با فکر وخوداگاه نمیتونیم لاغر بشیم ..چون اونا سطح رو تغییر میده به عمق نمیره …باورها رو عوض نمیکنه …نگرش رو عوض نمیکنه …یه روزه ویه شبه نمیشه ……وقتی در ناخودآگاه ذخیره میشه منجر به رفتار میشه …ناخودآگاه اون باور میره وکار خودش رو انجام میده وکسی نمیتونه جلوی این قضیه رو بگیره
ودر فیزیک دیده میشه ….
مثل دانستن هست که به باور تبدیل نشده ..دانستن مهم نیست ..مهم نگرش وباور های اصولی هست که کار انجام میده …
من تو این مسیر میمانم وانتظار از خودم لاغری شده
الان تازه دارم متوجه گفتگوهای درونیم میشه ..مثلا میگه وای دیشب تخمه خوردی وشیرینی ..تو دیگه لاغر نمیشی که …
ولز من این گفتگو رو میشناسم وتغیرش میدم ..میگم بابا همکار من تخمه میخوره شیرینی هم میخوره …چرا بهش فکر نمیکنه که چاقی میکنه …
چرا من باید این نگاه رو داشته باشم ..آره من هنوز انتظارم از خودم چاقی هست وباید بیشتر کار کنم …یاد بگیرم ..وراحت تر بپذیرم …وبالاخره میشه
خدا رو شکر
خدا رو شکر
با نام خدای مهربانم
سلام استاد عزیز
این فایل بحثی هست که مدام خودم و فکرم دنبالش بودم عالیه
اول این که استاد فرمودن که باید ببینیم کدوم از فرمولهای ذهنمون عوض و صحیح شده .
۱ من به این اگاه شدم که هيچ چاقی ارثی نیست
۲ آدم به هيچ کس نمیره که چاق یا لاغر بشه
۳ادما با خوردن غذا با دهنشون چاق نمیشن
۴ادما با ورزش سنگین لاغر میشن اما چون فرمول ذهنشون هنوز،چاقه پس دوباره برمیگرده به وزن قبلی و شاید هم بیشتر
۵ لاغری آسانترین کار دنیاست .
۶ لاغری با ذهن استمرار و تمرین و گوش و چشم به دست میاد.
چه جالب گفتن استاد ذهن مغز نیست .
ذهن فقط مال خودمون
ذهن فقط درمورد خودمون نظر میده
مغز احساسات مارو ثبت میکنه .
یه نمونه از ذهن .
وقتی پرخوری میکنیم این ذهن که میاد میگه آهان باز،خوردی خوردی داری چاق میشی برنج خوردی باز چند قاشق خوردی خب حالا که بیشتر از پنج تا خوردی چاق شدی این ذهن ذهن که فقط مال خودمون و فقط درمورد خودمون میگه چون مال خودمونه و درون خودمون .
روزی که شنیدم ذهن چقدر میتونه کارها رو باور کنه و به این باور رسیدم که لاغری هم برای ذهن من کاری نداره
من انتظار لاغر شدن دارم چون دیگه هیچ ترسی،از،غذا ندارم و حرف هیچ کس دیگه مهم نیست من دیگه حتی سراغ هیچ ورزشی نرفتم هیچ رژیمی نرفتم چون باور دارم که فقط همین راه راه درستیه و و فقط با ذهن میتونم لاغر بشم و امروز وارد سر زمین لاغر ها شدم و خیلی خوشحالم و میخوام از،شنبه شروع کنم .
خدارو شاکرم بابته این راهی که منو هدایت کرد و تشکر از،استاد عزیز. 🌹🌹
با سلام
تفاوت فکر و ذهن:
وقتی رفتیم کلاس اول دبستان هیچ سوادی در فارسی و ریاضی نداشتیم و معلم مدام به ما تمرین میداد ،مشق میداد،و ما با استفاده از فکرمون و گاهی به سختی اون مطالب رو یاد می گرفتیم و تمرین میکردیم.
تا دو سه سال تحت تمرین زیادی بودیم هم برای فارسی هم ریاضی و برای اینا بیشتر از فکرمون استفاده میکردیم مخصوصا برای مطالب جدید، و آنقدر این مطالب برای ما تمرین و تکرار شد که در مغزمون نهادینه شد و بجایی رسید که دیگه همون مطالبی رو که به سختی و تحول فشار یاد می گرفتیم،با یه نگاه انداختن درک کردیم
تا چسممون به نوشته میوفته ،درک خود کلمه و معنی اون برامون سختی ندارم و فهمش یه چیز عادی و طبیعی شده.
خواندن و نوشتن آنقدر زیااااد برای ما تکرار شده،که یادمون میره برای یادگیریش تلاش کردیم ،فکر میکنیم از همون ابتدا توی ما وجود داشته،
و همه اینها بخاطر ذهن هست ،خوندن و نوشتن ملکه ذهن ما شده ،کاری که اصلا بابت انجام احتیاج به فکر کردم نداریم .
چون یه زمانی از سطح فکر ما خارج شده و رسیده به اعماق رهنمون و جزیی از ما شده!
لاغری با ذهن هم همین حالت رو داره ،با تکرار و تمرین در مورد لاغری اون رو ملکه ذهن می کنیم و از سطح فکر میبریمش به اعماق ذهنمون،
ما الان دیگه نمیتونیم نخونیم و حساب کتاب نکنیم چون تمام اطلاعات مربوط بهش همه توی ذهنمون هست!
وقتی لاغری هم با تکرار و تمرین ملکه ذهنمون بشه،دیگه نمیتونیم لاغر نباشیم!
لاغری با روش های دیگه در سطح فکر بوده!
وقتی رژیم میگرفتم فکر میکردم که لاغر میشم امید داشتم که لاغر بشم،اما در لاغری با ذهن به لاغری فکر نمیکنم مسایل مربوط به لاغری رو در فکرم کندوکاو میکنم و با مداومت میفرستمشون به ذهنم
من زمانی که بدنم شروع کرد به اضافه وزن ،انتظار این رو داشتم یه جایی این اضافه وزن متوقف بشه،و نگران این بودم که نکنه هیچ وقت تموم نشه و یک سره وزن اضافه کنم .و چون شنیده بودم از شیر گرفتن بچه باعث چاقی میشه اضافه وزنم رو یه چیز طبیعی میدونستم و هم بابت دوران لاغری افسوس میخوردم هم دیگه امیدی به برگشت وزنم نداشتم.
تغییر ذهن برای لاغر شدن هم مثه یادگیری خواندن و نوشتن هست و فقط با تکرار و تمرین و اینکه خودمون رو در معرض مسایل مربوط به لاغری قرار بدیم،
یه تغییر کوچولویی که من تواین چند روز انجام تمرینات کردم و برای خودم جالبه رو براتون مینویسم:
قبلا به اندام و بدن زنان دیگه توجهی نمیکردم یعنی برام مهم نبود اگه یه فرد چاق میدیدم که سنش بالا بود برام یه چیز طبیعی بود،اما تو این چند وقت که ذهنم مرتب درگیر لاغری هست ،افراد لاغر برام مهم شدن نه این که بگردم توی جمع تا یه لاغر ببینم ،وقتی یه خانوم لاغر میاد میاد جلوی چشمم زیبایی اندام و ظرافتش ناخودآگاه باعث میشه توی ذهنم تحسینش کنم.حتی خانومای فامیل که زیاد می بینمشون و قبلا توجهی به اندام لاغرشون نداشتم رو, حالا ناخودآگاه لاغریشون برام خودنمایی می کنه!
و دلیلش هم فقط اینه که به لاغری زیاد فکر میکنم و امیدوارم با تکرار بیشتر از مرحله فکر عبور کنه و به ذهنم برسه!
بنظر من آنقدر باید در مورد لاغری فکر کنیم که حتی دیگه ملکه ذهنمون هم نباشه،و برام به امر طبیعی و عادی بشه درست مثه کلمه هایی که فقط با دیدنشون قابل درک هستن برای ما بدون این که به معنی اونها فکر کنیم.
بنام خدای زیبایی
بازم خدا رو شاکرم که مرا در این مسیر قرار داد
من از این فایل آموختم که ذهن ما با فکر ما متفاوت هست یعنی ما شاید در طول روز خیلی فکر ها میکنیم گه اصلا ربطی نداره در ذهنمان باشد مثلا اگر خاطراتی از گذشته داریم در ذهنمان نیست اون در مغز ماست من کاملا فهمیدم که ما قبلا که چاق بودیم در ذهنمان چاقی رو داشتیم و اگر قصد لاغر شدن داشتیم فقط فکر میکردیم که لاغر میشویم که این باعث میشد که لاغر نشویم ولی آموختم که ما وقتی از خودمان انتظار لاغر شدن داریم و به این باور رسیدیم که لاغر میشویم در ذهنمان ثبت میشود که همین ثبت در ذهن باعث لاغری ما میشود وقتی ذهن چیزی رو بپذیره اون کاملا رخ میدهد حالا هر چی میخواهد باشد چه لاغری چه چیزهای دیگه پس ما از خودم انتظار لاغر شدن دارم چون کلا همه رفتارهام نگرش هام به مواد غذایی تغییر کرده پس در ذهن من ثبت شده لاغر میشوم و همین باعث لاغری من میشود .باز هم از شما استاد عزیز ممنون که در یک گام دیگر ما را همراهی کردین😍
به نام الله یکتا ،
و درود و رحمت و برکت و سلامتی هر لحظه جاری به زندگی شما که دست نور کمک و هدایت خداوندید و ممنونم از خدا و شما واقعا استاد گرامی و ارجمند،
استاد در جواب سئوال و پیرو آموزش فوقالعادتون:
• تفاوت فکر و ذهن چیست؟ با مثال از زندگی روزمره خود شرح دهید.
فکر مربوط به ورودی اطراف ما در لحظه به ما میباشد و از مرور گذشته و اتفاقات الان میتواند رخ دهد،
فکر میتواند فقط مربوط به ما نباشد و با مرور در زمانهای مختلف به رفتار ما تبدیل شود و یا حتی به باور و در ذهن ما برود ،
فکر اولیه و ثانویه داریم و فکر کاملا جسمی توضیح در مورد فکر اولیه در رابطه به دیدن و گرفتن موضوعی اتفاقی مطلبی در لحظه حال و ثانویه مرور اون اتفاقات و مطالبهاست،
و اما ذهن :کاملا شخصی و نادیدنی هست اصل و بدل را تشخیص نمیده و کاملا خالصانه و صادقانه چکیده درون ماست ، ذهن انتظار و تصویر و نگرشو باور ماست شرایط واقعی بیرونی ما رو رقم میزند و انتظاری که ما داریم از خودمون یا نتایج از اتفاقی و فرمانروای فکر و مغز و رفتار و انتظارات ما از خودمون و باورهای ماست،
ذهن در کل فرمانرواست و وباور واقعی و خالصانه درونی ماست،سرش نمیره کلاه.
مثال من :فکر من در مورد رژیم و لاغری این بود که سخت ورزش کنم سخت رژیم بگیرم لاغری آسان نیست حتما روش عجیبی باید باش اما ته ذهنمم همیشه دوست داشتم آسان باش برام یکروزی اما آخرش فکر میکردم و رفتار میکردم اما بازگشت هزار برابر روبه بدی و نتیجه هیچی،چون انتظارم و اراده ضعیف بود توقع نداشتم،
اما حالت در مورد درسم همیشه انتظارم از خودم فردی باهوش و همیشه در این کار خودمو قدرتمند و ادامه دهنده میبینم.نتبجه عالی همیشه داشتم و گرفتم.
سلام استاد
خداراشاکرم که درتاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۲ توانستم این فایل را گوش بدهم
افکار درذهن ما دودسته هستند .
۱- افکار اولیه : درمعرض هراطلاعات و آگاهی که قرار بگیریم بلافاصله یک فکر جدید درما شکل میگیرد
۲- افکار ثانویه : افکار اولیه ما درزمان وقوع دوباره توسط مغز ما بازبینی و مرور میشود
تفاوت فکر و جسم درچیست .
فکر : درجسم و توسط مغز انسان ایجاد و مدیریت میشود
ذهن : درجسم ما نیست و نگرش و انتظاری است که ما خودمان نسبت به خودمان داریم یعنی به اندازه ای که چیزی را باور داشته باشیم درذهن ماست
ما درمورد چاقی وقتی که فایل ها را گوش میدهیم و تمرینات را انجام میدهیم تمام اینها درسطح فکر و مغز ما است چون این آگاهی در مغز ما نفوذ میکند و کم کم نگرش و انتظار ما از لاغر شدن درذهن ما شکل میگیرد و وقتی این باوررا پذیرفتیم که ما هم میتوانیم لاغر شویم این نگرش درذهن ما ایجاد میشود و بعد از طریق جسم لاغرشدن درما به نمایش درمیآید .
ما هرنوع نگرشی را فقط درمورد خودمان داشته باشیم درسطح ذهن است و اصلا ما نمیتوانیم با ذهن نگرش و انتظاری را برای دیگران درذهن داشته باشیم هرچیزی که مربوط به دیگران باشد درمغز ما مروز و تکرار میشود چیزهای مربوط به گذشته درمغز ما است و درمغز ما تصویر سازی میشود خوشحالی – ناراحتی و یا هراحساسی دیگر که مربوط به خودت باشد درذهن شما ذخیره میشود مثلا نگرشی که ما افراد درمورد شانس داشتن داریم این در ذهن ما شکل میگیرد پس اگر لاغر شدن درمغز شما شکل بگیرد و نگرش شما درذهنت چاقی باشد هیچ وقت لاغر نخواهی شد و اگر نگرش من درذهنم این باشد که من هم میتوانم لاغر بشوم و دراین مسیر استمرار داشته باشم من کم کم لاغر خواهم شد چون با اطمینان این باور را درذهن پذیرفتم چون نگرش این افراد درمورد خودشان تغییر کرده است که میتوانند لاغر شوند و وقتی شما نگرش خودتان را تغییر دادید که من میتوانم لاغر شوم این تغییرات حداقل پروسه زمانی بین ۲ تا ۳ ماه طول میکشد تا لاغری درجسم شما نمایش داده شود چون وقتی نگرش شما ازچاقی به لاغری تغییر کند گفتگوهای ذهنی شما درمورد چاقی کاملا تغییر پیدا میکندو نگرش و رفتار شما کم کم نسبت به خوردن مواد غذایی تغییر میکند پس بعد از دیدن تغییرات در خودمان باید این انتظار و نگرش که من هم لاغر خواهم شد را درذهن خودمان تقویت کنیم و هرچه این باور قوی تر باشد سرعت لاغری دربدن ما افزایش پیدا میکند اگر بعد از چند ماه دیدیم که تغییری درلاغری ما بوجود نیامده باید بدانیم که درذهن ما هنوز انتظار چاقی وجود دارد و این انتظار نمیگذارد که ما لاغر شویم پس باید سعی و تلاش کنیم که انتظار چاقی درذهنمان را به انتظار لاغری درذهن تغییر دهیم تا کم کم لاغری دربدن ما خودش را نمایش دهد وقتی که حال درون ما شاد و خوب باشد نگرش ما به سمت لاغری است ولی وقتی حال درون ما هنوز گرفته باشد و مرتب درذهن که آیا من هم لاغر میشوم را تکرار کنیم و هنوز از چاقی خود عصبانی باشیم ما هرگز لاغر نمیشویم پس بدون هیچگونه ناراحتی این باور و نگرش که من فقط از طریق این سایت لاغر میشوم ولا غیر را درذهن خود هرروز تقویت کنیم و دراین مسیر استمرار داشته باشیم تا روز به روز لاغرتر شویم و حس و حال خودمان خوب و بهتر شود .
افرادی که عقیده دارند من روز به روز چاق و یا لاغر تر میشوم این نگرش درسطح ذهن انهاست و این کلمه ریشه درذهن افراد دارد چون ذهن یک چیز نامحدود است و خوشبختانه و یا بدبختانه اصل و بدل را ازهم تشخیص نمیدهد ووقتی من با خودم تکرار میکنم من هرروز چاق تر میشوم گفتن این کلمات درذهن باعث چاق تر شدن فرد میشود و سرعت چاقی دربدن من سرعت میگیرد و لاغر ی دربدن من سرعت کمتری پیدا میکند پس ما باید این نگرش که من با گوش دادن به این فایلها و با بودن دراین مسیر روز به روز لاغرتر خواهم شد را درذهن تقویت کنیم و سرعت لاغری را دربدنمان زیادتر کنیم و با خوشحالی و حس خوب دراین مسیر باشیم که همین حس خوب داشتن بسیار باعث ایجاد انگیزه درما میشود
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام به همگی تفاوت لاغری با ذهن و لاغری با فکر چیه ؟تفاوت هست بین دانستن و فهمیدن
من قبلا میدونستم پیشه با دهن لاغر کرد در حد یه فکر بود تبدیل به یه نگرش نشده بود البته شاید هنوزم نشده باشه ولی با تکرار من و ادامه دادن تو این مسیر حتما تبدیل به نگرشم میشه
به مرور که انتظار شما از خودتان تغییر می کند گفتگوی درونی شما نیز تغییر می کند.
این تغییر به این شکل است که در ابتدا لابه لای حرف های ناامید کننده بخش منفی، صدایی ضعیف به شما امید می دهد، انگیزه می دهد و شما را تشویق می کند که ادامه دهید.هرچه بیشتر ادامه دهید این صدا بلندتر و واضح تر می شود و به مرور صدای بخش منفی کم و کم تر می شود.این تنها طریق بررسی میزان تغییر انتظار شما از خودتان برای لاغری شدن یا چاق شدن است
همیشه فکر میکردم باید کارهای خاصی برای تغییر باور انجام بدمولی همین توجه از اصل مسیر دور میکرد من بائو ورودی خوب بدم و تکرار داشته باشم تو دادن این ورودیها و آرام آرام انتطار من و گفتگو های درونی من تغییر میکنه و وفتی اینا تغییرکرده نتایج هم تغییرمیکنه
قبلا میدیدم وقتی میخام این کارو کنم بازم گفتگو ها شروع میشد که مگه میشه آخه فقط با ذهن لاعرشد باید یه کاری کنی یا مثلا مدام به خودم میگفتم وای فلان غذا رو خوردی بدبخت شدی چاق میشی ولی الان دارم میبینم خیلی آرام این گفتگو ها تغیییر داره میکنه و سرزنش کردن های خودم کمتر شده نسبت به بعصی غذاها عکس العمل منفی ام خدا روشکر کمتر شده
به نام خداوند قدرتمندم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات با ذهن میشود لاغر شد اما با فکر نه
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر
تفاوت فکر و ذهن رو طبق توضیحاتتون خودآگاه و ناخودآگاه درک می کنم…فکر چیزیه که در طول روز به صورت یک پروسه ی مستمر در پس ذهنم در جریانه وبا توجه به دیده ها و شنیده هام باز تولید میشه.
ذهن اما اون حسیه که در من نهادینه شده و دسترسی بهش کمی سخت تر از فکره چون عمیقتره و در جایی شکل گرفته که رسیدن بهش احتیاج به خودآگاهی و تمرکز و حس درست داره. مثلا اگر در طول روز به موضوع بی پولی فکر کنم فکرهای زیادی از پس فکرم می گذره که مرتبط با پول داشتن ؛پول درآوردن یا سختی های این مسیره…ذهن ولی حس و پیش فرضیه که نسبت به احساس بی پولی بعضا بهم غلبه میکنه..نگرانی ای که از نداشتنش میاد.
در مثال چاقی و لاغری الان که فکر می کنم می بینم خیلی اوقات جلوی آینه دارم به خودم میگم چاق یا لاغر شده م…دقیقا هر روز…هر روز! و الان که ویدیوتون رو دیدم می فهمم اصلا خنده داره هر روز بخوام فکر کنم امروز چاق شدم دیروز لاغرتر بودم…ذهنم داره کم کم آماده میشه برای حسی که توضیح دادید چون انتظارم هر روز بهتر شدنه ولی هنوز نرسیدم بهش..صرفا درکش میکنم..فکر می کنم احساس غمی که از پوشیدن لباس و تنکیش بهم دست میده از ذهنه و بخوام مثال بزنم اکر به غذایی فکر کنم که چاق کننده س در اونصورت اون فکره!ولی فکر ذهن رو درگیر میکنه..به لحاظ احساسی.
من در واقع روشهای خیلی خیلی زیادی رو برای لاغری امتحان کردم… همیشه مسلما با هیجان اولیه ..بعد از مدتی نتیجه گرفته م..کمی بعدتر ازون استایل غذا خوردن خسته شده م و بعد باز انتظارم چاقتر شدن بوده. هرچقد بیشتر ادامه دادم رژیمی رو بیشتر انتظار لاغر شدن داشته م ولی به همون اندازه هر وقت نشده ادامه بدم به همون اندازه ویا چندبرابر بیشتر انتظار چاقی داشتم..شاید به همین دلیل بارها به همون رژیم برگشته م چون فکر کرده م تنها راه نجاتم همونه…در واقعیت ولی بارها کند شده روند لاغریم (احتمالا چون انتظارم از لاغری کمتر شده) و نهایتا کنار گذاشته م اون روش رو ورفتم سراغ روش جدید!
در سالهایی که گذشته انتظار چاقیم مسلما بیشتر بوده…چون هر سال چاقتر از سال قبلش شده م…چون فقط به چاقی و وحشتم ار چاقی فکر کرده م. این وحشت عجیب!
همونطور که خودتون بارها گفتید هر بار چاق شده م تصمیم به رژیم غذایی و ورزش گرفته م…هر بار موفق شده م ورزش سنگین تر و غذای کمتر بخورم لاغر شدم ولی مسلما هر بار خسته شده م و رها کرده ام و در بهترین حالت به وزن قبلی برگشته ام یا چاقتر شده م. این اولین باره که از ماده ی غذایی نمی ترسم.. اولین باره به این فکر میکنم فقط وقتی گشنه هستم غذا بخورم.. اولین باره فکر میکنم به مقداری که محتاجم بخورم و اون احساس ولع بسیار کمتر شده!
تغییر ذهن فکر می کنم بخشی از همین پروسه س… اینکه طرز فکر کردن آدم عوض میشه ..به دنبالش الگو و رفتار آدم عوض میشه.. و به دنبال اون تغییر یه حسی شروع میکنه به خودنمایی که فکر میکنم ذهنه..یه احساس خوب ازینکه کاری که دارم می کنم داره نتیجه میده..مسیر ساده ای نیست چون تغییرات بنیادین لازمه ولی فکر میکنم چون تغییرات فقط در سطح فیزیکی نیست ذهن می پذیره که این یک بار برای همیشه س. احساس خیلی خوبیه..یه جور حس ضمانته.
تمرینی که می تونم بهش فکر کنم؛ در طول روز تا جایی که میشه ببینم چه چیزهایی ذهنی و چه چیزهایی فکرین..اونها رو کاغذ بنویسم و نسبت بهشون آگاهی بیارم. در نهایت تغییر در احساسه که تغییر اصلی رو ایجاد میکنه.پس دقت در حس درونی می تونه تمرین امروزم باشه.
نکات مهم این جلسه؛
جایی که حس درونی برانگیخته میشه ذهنه…ذهن به فکر کردن احتیاج نداره..نگرش به خود در ذهن اتفاق میفته
نگرش درباره ی خودمون در ذهنه
تغییر انتظار تغییر احساس به چاقی
اهمیت اصلی در احساس نسبت به خودمونه
به نام خدای مهربان که هر لحظه هادی و حامی من هست .
من رویای متناسب شدن دارم و خدا رو شکر بازم فرصت این رو دارم که در مسیر لاغری با ذهن حرکتکنم (.خدایا شکرت برای تمام این آگاهی ها )
من زمانی که وارد این سایت شدم برای لاغری وارد شدم اما من با مسایل ذهن و قدرت ذهن و این جور چیزها آشنا شدم که من رو بسیار در تمام جنبه های زندگی هوشیار کرد و در زمینه ی لاغری هم کلی اگاهی پیدا کردم که چطور باید به لاغری برسم .
من باید تفاوت بین فکر و ذهن و مغز رو بدونم در حالی که خیلی ها فکر و عقل و مغز و ذهن رو یکی میدونن اما ما باید بدونیم که ذهن همان مغز نیست و این دو از هم جدا هستند
هر جا که من دنبال فکر کردن هستم اون مغز هست اما هر جا دارم به تعریفی در مورد خودم و بقبه ی چیزهای اطرافم فکر میکنیم اون ذهن هست .
ذهن یک چیز درونی هست و ما فقط در مورد خودمون از ذهن استفاده میکنیم پس ذهن فقط مال من هست و درمورد من اطلاعات جمع میکند من هر نگرشی که در مورد خودم دارم این کار ذهن هست برای مثال اگر می شنوی فلانی به موفقیت های زیادی رسیده و تو بگی خوش به حالش من که از این شانس ها ندارم این کار ذهن هست .
اگر دراین راه من نگرشم درمورد خودم لاغری بشه این راه عالی و خیلی خوب نتیجه میده .
اوایل حرکت در این مسیر که فقط،فایل می بینی و گوش میدی هنوز تعییرات در سطح فکر هست اما کم کم که استمرار داشتی میفهمی که تو هیچ مانعی برای لاغر شدن نداری و در جسمت نتیجه رو می بینی اما اگاه باش اونجا هست که در ذهن تغییر کردی و تازه باید منتظر نتیجه های عالی تر هم باشی .پس اوایل راه شاید نتایج جسمی نداشته باشید اما عجله نکنید ادامه بدید تا کم کم فرمولهای ذهنی شما تغییر کند و انتظار شما هم تغییر می کند .
من خودم زمانی که با این راه اشنا شدم خیلی اطمینان داشتم که نتیجه میگیریم و به این راه ایمان داشتم و چقدر راحت هم نتیجه گرفتم اون ایمانی که برای نتیجه به وجود میاد اون کار ذهن هست . انتظار شما از خودت چی هست ؟؟
من مدتها هست در این میسر هستم و دارم روی خودم کار میکنم و انتظارم از خودم تغییر کرده و مطمعنم هر جا برم میتونم خوش پوش ظاهر بشم میتونم با اعتماد. به نفس ظاهر بشم و نگرانی من از ظاهر شدن در جمع و حرف مردم و … خیلی کم شده .
من یادم میاد در گذشته فکر میکردم ماه به ماه دارم چاقتر میشم و دقیقا همین اتفاق هم برای من می افتاد چرا ؟؟ چون پزشکان بارها به من گفته بودن تو با این دارو ها چاق تر میشی و منی که تا قبلش داشتم وزن کم میکردم یه دفعه انتظارم از خودم تعییر کرد چون که دیگه من قرص میخورم پس باید چاقتر بشم و چقدر ذهن من قدرت داره و دقیقا از وقتی این حرف رو چند پزشک. با هم به من گفتن انگار نه انگار که من تا دیروز داشتم لاعر تر میشدم رروند جسمی من به طور عجیبی تغییر کرد در حالی که من همون فرد قبلی بودم با همون سعی وو تلاش در لاغری یعنی هنچنان اخر رژیم و ورزش بودم حتی ورزشم رو هم سخت تر کردم و رژیمم رو هم محدود تر کردم اما فایده نداشت ذهن من داشت با قدرت خودش من رو چاق میکرد و هر وقت من میرفتم روی ترازو و متوجه می شدم مقداری وزن اضافه کردم و دقیقا با همین تفکر که دارم ماه به ماه چاقتر میشم چند ماهی درگیر بودم و بسیار ناراحت و خسته بودم که با این راه اشنا شدم و متوجه شدم چرا من چاق تر میشدم . من در اون شرایط میگفتم خدایا یعنی تا چند کیلو میخوام هر ماه چاقتر بشم یادم میاد از وزن ۵۹ کیلو که با رژیم شدید به دستش اورده بودم تا وزن ۷۴ کیلو خیلی راحت چاق شدم و همش میگفتم خدایا. یعنی تا کی این روند ادامه داره ؟؟ اما زمانی که وارد این دوره ها شدم خیلی راجت حرف پزشکان رو کنار گذاشتم و رد کردم و دیگه کاری به خوردن قرص هام نداشتم و خیلی عالی لاغر شدم و هنوزم لاغر هستم و مطمعنم نگرش من و ذهن من تغییر کرده که این اتفاق در وجود من افتاده .
من در گدشته چقدر ترس از چاقی بیشتر و اظطراب چاقی داشتم چقدر ترس از کنار گذاشتن رژیم و ورزش داشتم چون میگفتم با وجود این دو اینقدر چاق هستم پس اگر اینها رو کنار بزارم دیگه چقدر چاق می شم ؟؟ اما با این دوره ها تمام این افکار من تغییر کرد و من انتطارم از خودم لاعری شد و و من لاغر هم شدم انتظار درونی من لاعر تر شدن هست .
من لیاقت تناسب اندام زیبا رو دارم
حق من لاغری جسمی است
من خیلی راحت هر ماه لاغر تر و زیباتر میشم .
من به لاغری ایده الم بسیار نزدیک هستم .
من لاغر نشم کی لاغر بشه .
من انتظارم از جسمم این هست که روز به روز زیبا اندام تر بشم .
جسم من همواره برای لاغری تلاش میکند
من عدای سالم به اندازه ی کافی وارد جسمم میکنم تا همیشه سالم و شاداب و پر انرژی و لاغر باشم
من لیاقت پوشیدن بهترین لباسها رو دارم
من لیاقت یک جسم زیبا و تراشیده رو دارم