لاغری با رژیم غذایی، رایجترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه میبرن.
فرقی نمیکنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همهمون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالشهامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄
توی این مقاله میخوایم خیلی صادقانه و علمی دربارهی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمیرسونه و گاهی حتی دورترمون میکنه.
لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب میده؟ 🤔🥦🏃♀️
اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری میشه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:
باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمیکنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلیها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅
راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرنهاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣
و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر میرسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافهوزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کمخوردن و تحرک بیشتر میتونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃♂️
اما پشت این تفکر یه باور خیلی قویتر خوابیده که خیلیها حتی بهش فکر نمیکنن:
ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️
و وقتی این باور ریشهدار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم سادهست: «بخور کمتر، لاغر شو!»
همینه که باعث شده خیلیها برای رسیدن به اندام ایدهآل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمیشم؟! 🤷♀️🥺
راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمیشیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشهش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️
اگه یه نگاهی به آدمهایی بندازیم که اضافهوزن دارن و کلی رژیم گرفتن، میبینیم خیلیهاشون با اطمینان میگن که رژیم جواب نمیده! اما با این حال، باز هم میرن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامهی غذایی تازه… چرا؟
چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗
🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:
❌ با لاغری با رژیم غذایی نمیتونی برای همیشه لاغر بمونی.
💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟
اون لحظهای که دیگه حتی فکری هم به رژیمهای غذایی نمیکنی… همون لحظهایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️
اما یه نکته مهمتر هم هست: باید به رفتارهای روزمرهات نگاه کنی.
آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیمباز حرفهای برخورد میکنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری میشمری؟ با عذاب وجدان شیرینی میخوری؟ تهدلت از غذا خوردن میترسی؟ 😬
اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»
و اینجاست که چرخهی تلخ شروع میشه…
✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…
اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشردهشدهای که رها میشه، وزنت با سرعت نور برمیگرده سر جاش! ⚡⚖️
🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه میخوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…
از امروز یه قول مهم به خودت بده:
دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫
رژیم نهتنها به درد لاغری دائمی نمیخوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کماعتمادبهنفسی هم میشه… و من اینو از تجربهی سالها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣
توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیمها، تجربههای تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف میزنم… با من همراه باش 🌱✨
🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!
خیلی از ما فکر میکنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، میتونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم میگه: لاغری با رژیم غذایی بهتنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️
تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون میدن:
📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمیگرده!
📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهشیافته دوباره اضافه میشه!
یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخهثابته:
خیلی تلاش میکنی، ولی آخرش همونجایی که بودی وایسادی! 😤🚴♀️

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠
راستش یه چیزی هست که همهی ما خوب حسش کردیم…
اون کلمهی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖
یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج میده… نه آزادی، نه شادی!
من خودم سالها توی دام این باور افتاده بودم که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️
❗و خب این باور غلط، کمکم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.
حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمیگیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار میکنه و هی تلاش میکنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩
🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامهای که بهش دادیم عمل میکنه.
برای همینه که وقتی تصمیم میگیری رژیم بگیری، ذهنت شروع میکنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:
«از فردا شروع کن… امروزو بیخیال شو!»
«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»
😵💫 این جنگهای ذهنی خستهمون میکنه!
نتیجهاش چیه؟ اینه که آخرش ذهن میبره و ما میبازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما میشکنه.
ارادهمون… اعتماد به نفسمون… باور به تواناییمون… 💔 و هر چی بیشتر شکست میخوریم، بیشتر به خودمون میگیم:
«من نمیتونم! من اراده ندارم!» 😔
✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.
وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمیداریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین میافته:
🌈 با لذت غذا میخوریم… 😌 حرص و ولع از بین میره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کمکم رفتار غذاییمون برمیگرده به تعادل طبیعی بدنمون.
دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانهست.

ترس از خوردن، بزرگترین دروغ ذهن ماست! 🚫🍩🍟
کی از مخربترین باورهایی که سالها ذهن ما رو به زنجیر کشیده، اینه:
«غذاها چاق میکنن، پس باید ازشون بترسی!» 😱
از وقتی یادمون میاد، از همه طرف بهمون گفته شده:
- نخور!
- این چاقت میکنه!
- اون مضره!
- فقط فلان چیزو بخور… این یکی رو نخور! 😖
👈 نتیجه؟
ذهن ما، ترس از خوردن رو مثل یه نرمافزار سمی نصب کرده! انگار هر بار که یه شیرینی یا غذای خوشمزه میبینیم، یه آژیر خطر 🚨 توی مغزمون به صدا درمیاد!
اگه موقع خوردن، یه صدای درونی میگه:
«وای این چاقم میکنه» یا «نخور نخور، ضرر داره»
باید همون لحظه به خودت یادآوری کنی:
✨ «من قویتر از ترسهام هستم! غذا دشمن من نیست… من تصمیمگیرندهام!»
نکته: غذا وقتی ما رو چاق میکنه که با ترس، ولع و استرس بخوریم.
موفقیتها و چالشهاتو در طول روز بنویس:
✅ به موقع خوردی؟ ثبتش کن.
✅ بهاندازه خوردی؟ آفرین بهت!
❌ پرخوری کردی یا هلههوله؟ اونم بنویس… بدون قضاوت، فقط آگاهانه! ✍️
این کار باعث میشه کمکم الگوهای غلطت رو بشناسی و ذهنتو اصلاح کنی.
یادت باشه 💡
ترس از خوردن، یه دروغ بزرگه که ذهن ما سالها بهش باور داشته…
ولی تو میتونی با آگاهی، قدمبهقدم این دروغو از ذهنت پاک کنی و بهجاش آزادی، لذت و تعادل غذایی رو جایگزین کنی 💫
اینجا دقیقا نقطهایه که لاغری با رژیم غذایی دیگه یه شکنجه نیست… میشه یه همراه، یه فرصت برای آشتی با بدن، یه راه عاشقانه برای زندگی نو 🌿
✨ از امروز شروع کن: بجای فرار از غذا، یاد بگیر چطور عاشقانه باهاش رفتار کنی… نه برای چاقی، نه فقط برای لاغری، بلکه برای آرامش و آگاهی خودت ❤️
و اگه میخوای نسخهی ساده، واقعی و انسانی خودت رو پیدا کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» آمادهست تا قدمبهقدم با تمرینات عملی و آگاهی ذهنی، تو رو از افکار چاقی رها کنه و مسیر لاغری با رژیم غذایی رو برایت لذتبخش و پایدار کنه! 🌸💛
🌟 بخش تمرینی: خودت را بشناس! 🌟
حالا که فهمیدی لاغری با رژیم غذایی به تنهایی راهحلی پایدار نیست، وقتشه به خودت و رابطهات با غذا بیشتر دقت کنی.
از خودت بپرس:
آیا من به خاطر ترس از چاق شدن، جلوی خودم رو میگیرم؟
آیا وقتی گرسنهام، واقعا به احساسات بدنم گوش میدم یا فقط طبق عادت غذا میخورم؟
تمرین: چند روزی به احساسات گرسنگی و سیریت توجه کن و بدون قضاوت فقط ثبت کن. ببین چه اتفاقی میافته و چطور میتونی با آرامش و آگاهی به بدنت احترام بذاری.
اگر سوالی داشتی یا تجربهای از لاغری با رژیم غذایی میخوای به اشتراک بذاری، حتما در بخش نظرات بنویس تا همدیگه رو بیشتر حمایت کنیم! 😊👇
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.19 از 225 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام درود
گام شیشم در مسیر لاغری من
اول از هر چیزی میخوام تشکر کنم از استاد عزیزم بابت این فایل عالی گران بها که اگه همه ما به همین یک اصل توجه کنیم همین تمرین انجام بدیم خیلی راحت ساده اسان متناسب خواهیم شد
من هر وقت به این فایل رسیدم انجام دادم دقیقا دو سه روز اول ۲کیلو کم کردم ولی یک اشتباه میکردم که الان متوجه شده ام و اشتباه من این بود رفتار مواد غذایم که عوض میشد احساس سبکی که میکردم فوری خودم وزن میکردم و باز به نحوه ای به چاقی خودم توجه میکردم و باز ترس از اینکه دارم بیشتر میخورم نکنه دارم بیشتر میخورم ای وای امروز زیاد خوردم من به استپ وزنی میرسوند
و این بنظر خودم بزرگترین اشتباه من بود و الان فهمیدم استپ وزنی من بخاطر چی هست
وفهمیدم ترس از خوردن چقدر ریشه دارد در ذهن من با اینکه اول دوره مینوشتم خوردن باعث چاقی نمیشود ولی خودم عمیقأ از خوردن زیاد خوردن ترس داشتم
الان فهمیدم که مواد غذایی نیست که من چاق میکنه خوردن چاقی نمیاره چون تمام افراد متناسب هم غذا میخوردن فضائی که نیستن دلیل اصلی چاقی خودم در ترس از خوردن میدونم در رفتار اشتباهم در خوردن میدونم
رفتار غلط مواد غذایی باعث چاقی میشود نه خود غذا
حالا رفتار اشتباهی من در خوردن چی بوده که باعث چاقی من میشده :
به خودم ارزش نمیذاشتم و هر چیزی که بهم تعارف میکردن دست رد نمیزدم حتی اگه در حالت خفگی بوده باشم
واین رفتارهای اشتباه مواد غذایی باعث چاقی من شده و الان خیلی راحت درک میکنم و واقعا فهمیدم که رفتار من باعث چاقی من شده ترسم باعث چاقی من شده تعریف اشتباه از گرسنگی سیری باعث چاقی من شده نهه خود مواد غذایی
و الان فهمیدم چرا افراد لاغر بیشتر از من میخوردن ولی متناسب هستند همیشه چون این افراد براساس نیاز بدنشان غذا میخوردن با احساس عالی واسه رفع گرسنگی همین
من هم تعهد میدهم دیگر اشتباهات قبلا رو تکرار نکنم و بعد چند روز خودم وزن نکنم توجه به چاقی خودم نکنم و این تمرین فوق العاده یک هفته مرتب انجام بدهم و ذهنم که عادت کرد خودش ادامه میده این رفتار صحیح جایگزین رفتار اشتباه قبلا من میشه و ترسم از مواد غذایی از بین میره چون دارم صحیح عمل میکنم و احساس خوبی دارم واسه همین مطمعنم نتیجه میگیرم و این بار از استپ وزنی خودم رد میشم
تا گرسنه نشم که به واکنش در بدنم تبدیل بشه مث غار غور شکم احساس ضعف لب به غذا نمیزنم و بعد که شروع کردم به خوردن با لذت میخورم و تا جایی که این واکنش احساس ضعف از بین بره ادامه میدم و این رفتار صحیح هست که تمام افراد متناسب انجام میدهند
نشان های دریافت شده
سلام
چقد من این فایل و دوست دارم، همه نکات لازم برای لاغری رو تو همین یه دونه فایل گفته، ترس از غذا، همون مشکلیه که هنوز در من هست، فکر میکنم باید 3 قاشق برنج بخورم و نون و خیلی خیلی کم بخورم تا لاغر بشم، یعنی همین روش پیغام گرسنگی و سیری رو هم باز ناخوداگاه سعی میکردم بیشتر گوشت بخورم کمتر برنج، ببینید دیگه چقد این ترس ریشه داره در ما، وقتی 15،16 سال در حال رژیم بودم و با رژیم و کم خوری لاغر میشدم نباید توقع داشته باشم با دوبار گوش دادن و انجام فایل این باور در من از بین بره این نیاز به تمرین هر روزه و مستمر داره انقد که جزیی از شخصیتم بشه
به این منظور
1_ نه یه هفته و یه ماه، فقط امروز بزارم کامل گرسنه بشم و بعد اندازه ای بخورم که اون حس رفع بشه و فردا رو فقط برای فردا و…
2_ هر بار بنویسم که درست انجامش دادم از عملکردم راضی بودم یا نه و یه تیک جلوی عملکردم بزنم و این باعث میشه موفقیتم رو ببینم و یادم بیاد که من میتونم و اون آدم قبلی نیستم که تصمیم میگرفت و عمل نمیکرد
3_ اون مقداری که اضافی بود رو بریزم تو لیست آشغال هام و خوشحال باشم وارد بدنم نکردم
4_توجهم به چی خوردم و چقد خوردم نباشه به پیغام گرسنگی و سیری باشه (این خیلی نیاز به تکرار داره)
5_حالم با خودم خوب باشه که این باعث عملکرد بهتر جسمم میشه
بریم برای یه روز عالی….
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد گرامی و هم مسیری های متعهد
شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍
کلمه وحشتناک و محدود کننده(رژیم)احساس اسارت و دردو رنج به همراه دارد.
در تمام سالهایی که از رژیمهای محدود کننده غذایی برای کاهش وزن استفاده می کردم این باور غلط در ذهنم به وجود آمد که تنها راه لاغر شدن رژیم گرفتن است !…و اگر قرار باشه با این باور در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنم از اضافه های وزنم کم نمیشه چون طبق فرمول ذهنی (دستورالعمل صادر شده جهت کاهش وزن هست و ذهن سعی می کنه منو هدایت کنه که باز رژیم غذایی بگیرم و دلیلش همینه که سناریو میچینه و به شکلهای مختلف منو با پیشنهادهای رژیمی مختلف روبرو میکنه !…🤔)جهت اطلاع دوستان!… هر بار که رژیم گرفتیم ما تصمیم داشتیم خودمون رو محدود کنیم ولی جنگی در ذهن داشتیم که بخورم حالا از فردا !چرا نخورم ؟کمتر بخورم؟! جایگزین کنم !و این جنگ و جدال باعث می شد بالاخره ذهن پیروز بشه و ما شکست بخوریم هربار بیشتر ناامید شدیم و به طوریکه در تصمیم گیری سست شدیم و به خود ثابت کردیم ما ضعیف هستیم و انسانی که دائما در تصمیمش شکست بخوره به خودش و شخصیت و توانمندی و قدرتش ضربه محکمی می زنه تا جایی که اراده برای شروعی و تغییری جدید نداره بنابراین رژیم خیلی بیشتر از آنچه فکر کنیم برای ما هشدار دهنده و مضر و خطرناکه و حصاریست که من قدرتمند را می بلعد !…
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
به لطف خداوند من به این باور رسیدم که تنها راه ماندگار لاغری استفاده از روش لاغری با ذهن است🌟
وقتی فشار رژیم از روی ذهن برداشته بشه به طور ناخودآگاه با لذت غذا می خوریم و حرص و ولع و ترس ما نسبت به خوردن کمتر میشه بنابراین تمایل به مصرف غذا در ما به اندازه نیاز بدنمون میشه و این عالیه😍و به خاطر احساس آزادی و شادی است که درما به خاطر بینش و نگرش درستمون ایجاد شده است .
چاقی ما به خاطر خوردن غذا نیست بلکه به خاطر عادت و رفتار غذایی اشتباهمون است .
باور ترس از خوردن باید متزلزل شود و ریشه هایش قطع کردد.
در طی سالها به اشتباه ذهن ما آموزش دیده است که غذاها چاق می کنند به ما گفتند نخور و یاچی بخور و چی نخور تمام محرومیت غذایی در رژیم ها برای سلامتی و کاهش وزن در ذهن ما ترس از مواد غذایی به وجود آورده است به طوریکه شیرینیجات و سرخ کردنی را جز غذاهایی می دانیم که قدرت چاق کنندگی دارند ولی تمام مواد غذایی نعمت خدا هستند و برای نیاز بدن ما و لذت بردن خلق شده اند و این ما هستیم که قدرت خودمون رو به غذاها داده ایم اگر اینطور بود بسیار افراد متناسبی دیده ایم که هر طور و هر مقدار بخواهند می خورند پس تفاوت در نگرش و فرمول ذهنی فرد چاق با متناسب هست.حالا که متوجه شدیم این باور ریشه عمیق در ما داره با آگاهی و مرحله ای ریشه هاشو قطع می کنیم
🌸اولین قدم اینه که با ترس غذا نخوریم این یک گام مهم و اساسیه(از غذا نترس قدرت تویی)
🌸دومین قدم اینه که موفقیت و شکستهامون رو در طول روز از بابت به موقع و به اندازه خوردن ثبت کنیم تا پرخوری هامون و آشغالخوریهامون را بتوانیم شناسایی کنیم .
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
شناسایی پیغام سیری ذهن به موقع
افراد چاق این پیغام را دریافت نمی کنند مگر بعداز فشار و درد در ناحیه شکم
پیغام بدن از دوطریق شکل می گیره
احساس درونی مثل ناراحتی و شادی و دلتنگی که اگر ادامه دار بشه در بدن واکنش می ده مثل گریه کردن و دیگری از طریق عصبها وقتی دستمون با چاقو میبره درد را تجربه می کنیم
احساس گرسنگی اگر ادامه دار بشه و غذا نخوریم تبدیل به واکنشهایی در بدن میشه مثل صدای غاروقور شکم یا مورمورشدن بدن یا لرزش بدن و ضعف و سستی
حالا اگر نقطه سیری درک و احساس نشه تبدیل میشه به تهوع و شکم درد و ناراحتی بعد از اون
🌟گرسنگی و سیری نباید از عوامل بیرونی پاسخ داده بشه بلکه با احساس درونی باید درک بشه..
برای درک احساس گرسنگی و نقطه سیری باید توجه به احساسمون داشته باشیم و تمرکز و توجه کنیم تا به صورت اتوماتیک ذهنمون یاد بگیره و دستور به مغز صادر کنه که به طور ناخودآگاه دست از غذا بکشیم
(((همین یکدونه تمرین تمام صدگامه))))👌👌👌
بنابراین حداقل یک هفته این تمرین را انجام می دهیم با اولین حس گرسنگی غذا نمی خوریم بلکه اجازه می دهیم این حس تبدیل به واکنش بدنی بشه و این حس بسیار بسیار بسیار لذت بخشه😇برای فردی که تا به حال این حس را تجربه نکرده و همیشه از روی عادت غذاخورده و برای درک نقطه سیری به اندازه ای غذامصرف می کنیم که واکنش بدنی قطع بشه و توجه به این احساس هم بسیار لذت بخشه و تکرار و تمرین می خواهد …به نظرم یک ماه با عشق این تمرین انجام بشه خیلی از مسیر رفتیم 😊
حالا ممکنه منفی باف بگه تو که رژیمی و کم خوردیو زیاد خوردی و شب شد و غذا ماندو زشته ها و ما را بندازه تو وسواس که نکنه زیاد شد و چی شد اصلا بهش توجه نکنیم چون تمام تغییرات رفتاری و عملکرد ما به طور ناخودآگاه صورت گرفته و این پیام خوش آشنایی است با خود. به به😇
باید برای این تغییر ناخودآگاه الگو غذایی و احساس خوب روحی وعملکرد ذهن سپاسگزار باشیم و به بدن هوشمندمون احترام بگذاریم صلح و آشتی بعد از مدتها چقدر بدنمون سخاوتمنده و زود می پذیره بنابراین از خوردن هر چقدر که حسمون میگه لذت میبریم .
فکر کردن به خوردن هم یا چقدر خوردن چاق کننده است و اصلا حجمش مهم نیست پس باید بر این ترس غلبه کنیم 💪🏻💪🏻
فکر کردن به مسیر آسون لاغری و احساس خوب و رهایی و آزادیمون باعث تغییر بینش ما میشه که در نهایت در جسم خودشو نشون میده خدایا شکرت .
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
من آرزو تاریخ ۸/۱۲قول می دهم که به مدت یک هفته این احساس گرسنگی و سیری گمشده را پیدا کنم و حس کنم و لمس کنم و تجربه کنم .
پارسال این تجربه را تا مدتها داشتم البته یه وقتی هم پرخوری می کردم اما یاد حرف استاد می افتادم میگفتم دوباره تصمیم میگیرم و حالمو خوب می کردم خیلی بهم نتیجه داد ولی این بار بهتر درک کردم صحبتهایی شنیدم که انگار بار اول بود .
یک نتیجه کلی گرفتم وقتی می خواهیم عوامل بیرونی رو تغییر دهیم انگار از چند طرف داره به ما حمله میشه و در قفس می افتیم و محدود می شیم ولی وقتی از درون و افکار تغییرات ایجاد می شه حس می کنم قدرت منم فقط من در مرکزیت و دستورات من اعمال میشه و من مسلطم بر شرایط چقدر فوق العاده🦋
و با خود زمزمه می کنم تنها قدرتی که تکان می دهد وهرگز تکان نمی خورد قدرت خداست و من جزئی از او هستم .👸🏻
من امروز توانستم لقمه اضافه دخترم را بندازم سطل زباله 😊
من امروز توانستم وقتی دختر۴ساله ام گفت سیر شده ام به گفته اش احترام بگذارم و اصرار نکنم😊
من امروز توانستم بر حسب ساعت غذا نخورم😊
من امروز توانستم یکبار از خو بپرسم واقعا گرسنه ای؟
من امروز توانستم به وقت چک کردن بدنم در آینه خودم را بغل کنم واز فکر رها شوم😊
من امروز توانستم قبل از درد شکم دست از غذا بکشم 😊
من امروز توانستم به وقت گرسنگی میوه مصرف کنم😊
من امروز توانستم بدون تفاوت قایل شدن بین خوراکی ها صبحانه کره عسل مصرف کنم .
وااای خدای من حالم خیلی خوبه مسیر مستقیم و هموار و پرنعمت اصلا تو فکر چاقی لاغری نیستم حالم خوبه شادم😇
ممنون استاد جان حتما با این اموزشها روزهای عالیتری را خواهم دید …
همه چیز آرومه من چقدر خوشحالم
خدایا عاشقتم ❤️دیوونتم خودت میدونی بزن قدش🙌❤️❤️❤️
الهی حال دل همتون دریایی باشه پر از صدفهای خوشگل پر از دلفینهای پرانرژی پر از آرامش و عشق
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🦋🦋🦋
نشان های دریافت شده
دوست عزیزم سلام وقت بخیر
دیدگاهتون عالی بود و بسیار کاربردی، سپاسگزارم از قلم شیواتون، دوست عزیزم شما دفتری تهیه کردی که در طول روز موفقیتها و شکستهاتون رو از بابت درست خوردن(هنگام گرسنگی خوردن و هنگام سیری دست کشیدن) رو ثبت میکنین؟؟
آیا ثبت شکستها خودشون مانع نیستن؟؟
من اینارو میپرسم چون تو چندتا دیدگاه خوندم که بعضی از دوستان اینکارو میکردن و راضی بودن، من هم مطمئنم که روش درستی خواهد بود چون نوشتن خیلی کمک میکنه. ممنونم ازتون🌹🌺
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گلم. استاد نازنینم.خدا رو شکر میکنم که شما رو آفرید تا بیاین و فرشته نجات ما باشین.شاهکار خلق کردی بزرگوار.این حرفاتونو باید اب طلا گرفت.استاد نازنینم قسم میخورم تا آخر عمرم اینجا با شما بمونم.باور کنید جمله جمله شما مرهمی میشه روی جراحت های قلبم….
آره آره آره.بخدا تموم رمز و راز موفقیت شما و بقیه همینه.این که فقط موقع گرسنگی بخوریم و موقع سیری دست از غذا بکشیم….
هنوزم یکم اختلال در کارم ایجاد میشه ولی اونقد تکرار میکنم و بهش فکر میکنم که ناخودآگاه من بشه.من یه بار قبلنا این فایلارو گوش کرده بودما ولی درکم پایین بود. مثل الان نمیفهمیدم.الان میفهمم از چی حرف میزنین.از نا چی میخواین.دلم میخواد دستتونو ببوسم برادر بزرگوارم
خدا برای همه ما و همه چاق های مهربون زنده و سالم نگهتون داره
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز ودوستان سایت
آیا با رژیم لاغری میتوان لاغر شد؟؟(گام ششم)🥳
این روزها به باوری رسیدم که خیلی مخفیه ولی بسیار تاثیرگذاره که خیلی از افراد با اینکه تلاشهای ذهنی انجام میدن و تمرین انجام میدن ولی باز به نتیجه نرسیدن😯
در تبلیغات اعلام کردم که لاغری بدون رژیم و خیلی روی این موضوع تأکید دارم و هر مشکلی که افراد چاق برای کاهش وزن دارن به خاطر این کلمه ویرانگره اصلاً تلفظ این کلمه هم احساس خوبی به آدم نمیده فرقی هم نداره که چاق باشی یا لاغر چون افراد متناسب هم وقتی مشکلی براشون پیش میاد مثلاً پزشک میگه این رژیم غذایی رو باید استفاده کنی تا بیماری شما روند بهبودی سریعتری به خودش بگیره احساس بدی در آنها به وجود میاد ولی برای افراد چاق تلفظ این کلمه هم خیلی دردناک و سخته🥴
چون بارها و بارها در جنگ این کلمه قرار گرفتیم و اتفاقاً اکثر مواقع هم شکست خوردیم همه ما بارها در زندگی تصمیم گرفتیم که رژیم بگیریم با سختی و رنج زیادی خودمون رو محروم کردیم و محدود کردیم غذاهای خاصی با اندازه معینی ولی در ذهنمون غوغا به پا بوده که برو بخور این مقدار کمه یکم بیشتر بردار ولکن رژیم رو امروز این غذا حیفه حالا یکم بیشتر بخور فردا جبران کن و هزار جور فکر و خیال میومد که ما رژیم را بشکنیم و خیلی هامون این کار را کردیم و تجربه تلخی از شکستن رژیم رو داریم و در واقع ما رژیم رو نشکستیم و اراده و تصمیم خودمون رو شکستیم 🤔
و وقتی فردی بارها تصمیم خودش رو زیر پا بذاره یواش یواش به فردی ضعیف و سست اراده تبدیل میشه دیگه همه تصمیم هایش براش اهمیتی نداره و اگه موقعیتش پیش بیاد هر تصمیمی را به راحتی لغو می کنه و تاثیری که رژیم روی ما گذاشته خیلی شدید تر از چیزیه که فکرش را می کنیم و من به همین دلیل از روز اول تاکید کردم که به لاغری بدون رژیم باید دست پیدا کنیم چون به محض اینکه کلمه رژیم بیاد وسط خود به خود احساس شکست درما ایجاد میشه احساس مواجه شدن با یک دیوار بلند یک مانع یک حریف قَدَر که میخواد بازهم ما رو شکست بده
خیلی از افراد تفاوت بین رفتار صحیح غذایی رو با رژیم توجه نمی کنند چیزی که در روزهای اول به وضوح خودش رو نشون میده رهایی از احساس رژیم هستش که خیلی هم لذتبخشه افراد پس از سالها فرصتی پیدا میکنند تا بر رژیم و تاثیرات روحی بد اون غلبه کنند خودشون رو رها میکنن ذهن رو رها میکنن و با خیال راحت و آسوده غذای خودشان را مصرف میکنن🥰
و این قدم اول برای رسیدن به لاغریه واقعا ما به این سبک از غذا خوردن با احساس آسودگی نیاز داریم چند روز میگذره و این دوستان احساس میکنند تمایلشان به غذا کمتر شده دیگه حرص و ولع ندارن دیگه چشمشون به ظرف دیگران نیست که اگه غذایی اضافه مون اونو بردارند و بخورند دیگه علاقهای ندارند حتی با چای چندتا شکلات بخورند دیگه تمایل ندارند بعد از غذا حتماً دسر روزانه خودشان را بخورند و این قدم دوم برای رسیدن به لاغری از طریق ذهنه👌♥️🎀
چون شما فشار رژیم را از روی ذهن خودت برداشتی و ذهن داره اداره امور را به دست میگیره و شما ناخداگاه گرایشت به خوردن کمتر شده این تجربیات در همه افراد یکسان نیست بستگی به مقاومت ذهنی شما داره ولی به هر حال هم همه یه جورایی یه همچین تجربه هایی دارن یه مدت میگذره و افراد در خوردنشون تغییر ایجاد میشه و مقدار کمتری نسبت به قبل غذا مصرف می کنند مخصوصاً از هفته سوم به بعد که شناسایی باورهای افراد لاغر را انجام دادیم و تمرین مبارزه با اشغال خوری را اجرا کردیم میزان مصرف غذای اضافه در افراد تا حدود زیادی کمتر میشه و این کمتر شدن از روی ذوق و شوق و ذوق و احساس خوب داشتنه نه به خاطر رژیم چون در تمام این مراحل احساس شادی در شما وجود داشت 🤩🤗🏵
به این موضوع دقت کنید زمانی که ما چاق بودیم هر کسی دلایلی برای چاقی خودش داشت ولی در نهایت چاقی همه ما به خاطر عادت ها و رفتارهای اشتباه غذایی بوده که ما را به این شکل در آورده و ما باید این عادتها را تغییر بدهیم
تا قبل از این دوره ما میخواستیم از طریق کنترل و ایجاد محدودیت برای خودمون مصرف غذایی مون رو کاهش بدیم و همیشه هم ناموفق بودیم ولی در این دوره اول ذهن شما به آرامش برای مصرف مواد غذایی دست پیدا کرد و بعد چون از خوردن لذت برد مقدار مصرف را کمتر کرد و شما تمایل داشتید مصرف خودتون رو کاهش بدید و این با رژیم گرفتن تفاوت داره🙃
حساس نباشید روی این مسئله که چون من الان باید کمتر بخورم یا شاید من دارم کمتر می خورم پس دارم رژیم میگیرم این رو بپذیرید که غذای مصرفی شما بیشتر از حد معمول بوده وگرنه به این مشکل دچار نمیشدید ولی روش کم کردن اون مهمه
هیچ کدوم از شما یادتون نمیاد چطور و از چه زمانی تصمیم به چاقی گرفتید و چه کارهایی را مرتکب شدید که الان چاق شدید پس لاغری هم باید به این شکل باشه و شما نباید تصمیم بگیری غذای خودت رو کم کنی باید ذهن این تصمیم رو بگیره و در این صورته که تغییرات در شما ماندگار خواهد شد به دلیل اینکه ذهن شما همزمان با شما در حال تلاش برای منصرف کردن شما از تصمیم و مسیری است که در پیش گرفتی بنابراین تلاش خودش را انجام میده که شما را منصرف کنه و اون دست میزاره روی نقطه ضعف شما. ضعفی که به دلیل ریشه داشتن در وجود شما برای ذهنتون هنوز قابل دسترسِ
این ضعف مدتها طول میکشه تا به صورت کامل از بین بره و ذهن ما چون اینو میدونه دست میزاره روی این نقطه ضعف ما و آن نقطه ضعف ما چیزی نیست جز ترس از خوردن همه ما سالهاست از خوردن وحشت داشتیم هر غذایی را میخواستیم بخوریم براش درجه میزان چاق کننده گی در نظر میگرفتیم و عادت کردیم که همیشه بگیم این ما رو چاق میکنه اون ما رو چاق میکنه و هر رژیمی به ما داده شده برای اعمال بر روی غذا بوده و ما باید در بین غذا از بین بد و بدتر اون بد را انتخاب می کردیم و می خوردیم و این طرز برخورد با غذا باعث ایجاد ترسی ریشهای و عمیق در وجود ما شده که به راحتی قابل برطرفکردن نیست😯
ولی این نوید را به شما میدهم که درسته که به راحتی نمی شه برطرفش کرد ولی خوبیش اینه که بالاخره میشه برطرف شد وما این توانایی رو داریم که از این مرحله هم عبور کنیم این مسئله از همون اول برای من واضح بود ولی به خاطر قدرتی که باور ترس از خوردن در ما داره نمیشه یهویی بهش حمله کرد چون مطمئنا ما شکست میخوریم بنابراین باید به صورت مرحلهای این باور را اصلاح کنیم
در دوره اول بارها گفتیم که خوردن مارو چاق نمی کنه بلکه اشتباه خوردن ما رو چاق میکنه و کلی دلیل آوردیم که غذا برای ما و افراد متناسب یک جور عمل میکنه ولی چرا در ما تأثیر چاق کنندگی داره و در آنها خیر🤔
و کلی نمونه پیدا کردیم که زیاد می خوردند ولی چاق نبودن و یواش یواش ستونهای محکم این باور را متزلزل کردیم و کمکم ریشههای این باور رو طی چند مرحله قطع کردیم و حمله بی سر و صدایی به این باور کردیم چیزی که مهمه اینه که هنوز این باور ترس از خوردن ریشه داره و میتونه تاثیر گذار باشه🪴
همه افرادی که مصرف مواد غذایی شان کم شده و چیزی از وزنشون کم نشده حتی چاق تر شدن اسیر این باورند افرادی که تا یه جایی کم کردن ولی به نظر خودشان بدنشون استپ کرده باز اسیر همین باورند
همه اسیر باقیماندههای ریشههای این باور هستند که خوردن باعث چاقی میشه چرا با اطمینان میگم چون بعضی از شما هنوز قادر به شناسایی صحیح پیغام سیری ذهن خودتون نیستید و درتشخیص میزان خوردن خودتون دچار استرس می شید نمیدونید به اندازه خوردید زیاد خوردید کم خوردید این تشخیص براتون سخته بعضی ها هنوز وسواس دارند که قاشقهای خودشون رو می شمارند و این از نشانههای این باوره ترس از خوردن هستش😯
دوستان خیلی اهمیت داره ما بر این ترسمون غلبه کنیم غلبه بر این ترس یعنی رهایی از چاق شدن غلبه بر این ترس یعنی اعتماد کردن به بدن خودمون احترام گذاشتن به ذهن خودمون و تشکر کردن از نعمتهای خداوند🙃
امروز می خوام یه قدم دیگه برای کمرنگ تر شدن این باور برداریم و خیلی میتونه مهم باشه و مطمئنم احساس خوبی در شما شکل میگیره چیزی که مسلمه اینه که آیا ما پیغام سیری رو دریافت می کنیم یا نه و آیا این دریافت به موقع است یا بعد از زیادهروی ما دریافت میشه این استرس در سوالات دوستان وجود داره که نمیدونم درست عمل می کنم یا نه و احساس میکنم دقت برای شناسایی پیغام سیری برای بعضی ها استرس ایجاد میکنه این موضوع می تونه نتیجه عکسی رو برای شما داشته باشه یعنی لاغر که نمی شید هیچی مجدداً ممکنه چاق بشید🥴
چون اگر شما ترس داشته باشی از خوردن اصلاً مقدارش مهم نیست هر مقداری که بخوری تاثیر منفی میذاره دوستان توضیحی برای نحوه صحیح دریافت پیغام سیری میدم امیدوارم در جهت کاهش استرس شما مفید باشه پیغام های بدن به دو شکل به ما منتقل میشن یکی از طریق احساس و دیگری از طریق اعصاب شما وقتی خوشحالی در بدنت انرژی خاصی را احساس می کنه وقتی ناراحتی در بدنت حساس خستگی و بیحالی می کنی وقتی دلت تنگ میشه یک احساس علاقه در شما برای دیدن فردی شکل می گیره و وقتی دلت هوای مادرت رو میکنه یک احساسی در شما شکل میگیره در تمام این موارد شما یک احساس رو درک می کنید که کاملاً درونیه و واکنشی روی بدن شما نداره ولی وقتی پات به میز جلوی مبل میخوره شما دردی رو در بدن تجربه میکنی و این از نوع تحریک عصبی صورت میگیره همه احساسات در مراحل اولیه فقط یک درک کاملاً درونی هستند ولی اگه ادامه پیدا کنن به شکل یک واکنش در بدن شما نمایان میشه مثلاً شما اگه خیلی احساس تنهایی داشته باشی جایی از بدن درد نمی گیره ولی اگه ادامه پیدا کنه شما ممکنه گریه کنی و این تبدیل احساس به واکنش در بدنه.شما اگه خیلی خوشحال باشی بازم ممکنه گریه کنی و این طبیعیه شما وقتی احساس گرسنگی می کنی و چیزی نخوری این احساس تبدیل میشه به ضعف و بعد سستی در بدن و شما وقتی احساس سیری رو درک نکنید تبدیل میشه به احساس تهوع و بعد فشار در شکم و ناراحتی هایی که بعدش به وجود میاد این ها مثال هایی از تبدیل احساس به واکنش در بدن ما🙃
پس توجه کنید احساس سیری یک درک درونیه که باید با تمرین و تکرار و توجه به اون اینقدر قوی بشه که به راحتی تشخیص داده بشه و به اون عمل بشه یعنی بدنت دیگه خود به خود استپ بکنه و نخوره از امروز روشی رو به شما معرفی می کنم که درک این احساس رو ساده تر میکنه و مهمترین تأثیر آن بر طرف کردن استرس در شماست تشخیص احساس گرسنگی و سیری نباید بر اساس عوامل بیرونی تنظیم بشه وگرنه مشکل ساز میشه برای اینکه احساس گرسنگی را تجربه کنید و اون رو شناسایی کنی از امروز سعی کنید برای چند روز فقط تا وقتی واقعاً گرسنت نشده چیزی نخورید یعنی اجازه بدید احساس گرسنگی در شما یه مقدار پیشرفت کنه و به حالت واکنش بدنی تبدیل بشه مثلاً در شکمت سر و صدا ایجاد بشه یا هر حالت مشابهی که واقعاً نشون میده بدنت نیاز به مصرف غذا داره درک این تجربه خیلی لذت بخشه چون افرادی که اضافه وزن دارند معمولا احساس گرسنگی را درک و تجربه نکردن چون طبق عادت غذا میخورند و چون زمان های خوردن آنها نزدیک به همه قبل از اینکه حس گرسنگی در آنها ایجاد بشه اون ها ی چیزی می خورند و عملاً هیچ وقت احساس گرسنگی را درک نمیکنن و آنهایی هم که میگن من احساس ضعف دارم و می خورم اینها بیشتر احساس ضعف ذهنیه واقعی نیست یک تصوره یک عادته پس سعی کنید حداقل برای یک هفته به خودتون اجازه بدید که احساس گرسنگی را تجربه کنید یعنی حس کنید این گرسنگی در شما ایجاد شده و واقعاً در بدنتان یک واکنشی به وجود میاد اون وقته که شما درک می کنید که گرسنه هستید و اونوقت اقدام به خوردن کنید و برای درک پیغام سیری هر وقت اون احساس اون واکنش گرسنگی برطرف شد دیگه خوردن را ادامه ندید مثلاً اگر بعد از احساس گرسنگی در شکم خودتون سر و صدایی رو شنیدید یا درک کردین به اندازه ای غذا مصرف کنید که اون سر و صدا برطرف بشه اون حالت برطرف بشه دیگه نخورید🪴
به این ترتیب شما نیاز نیست لقمه های خودت رو بشماری و یاد میگیری که بدون توجه به مقدار غذا خوردن این تجربه سیری رو درک کنید 🥳
درک احساس گرسنگی و برطرف کردن گرسنگی خیلی لذت بخش و از تجربه این حالت لذت میبرید و دوم اینکه وقتی خودت مطمئنی مقدار غذای مصرفی شما کمتر شده مطمئن باشید در مسیر متناسب شدن قرار گرفتید و دیگه برای مقداری که مصرف می کنید استرس نداشته باشید اصلاً مهم نیست که واقعاً به مقدار لازم خوردید یا نه مهم اینه که مطمئن باشید کمتر خوردید و این اتفاق خیلی خوبیه
دیگه لقمههای خودت رو نشمار وزن نکن بررسی نکن که آیا به اندازه خوردم بیشتر خوردم باید اضافه تر بخورم این استرس میتونه نتایج بدی رو به همراه داشته باشه سعی کنید از طریق احساس خودتون پیش برید و این موضوع رو کنترل کنید
احساس بهترین میزان میتونه برای شما باشه اگه امروز غذا خوردی و بعد از خوردن احساس خوبی نداشتی اصلاً به خودت سخت نگیر و ناراحت نباش بلکه تصمیم بگیر که دفعه بعد طوری رفتار می کنم که احساس خوبی داشته باشم فرصت هست فکر نکن دیگه الان این دفعه اگه زیاد خوردی دیگه واویلا همه وزن هایی که کم شده بر میگرده 😥
و برنامه تون این باشه که همیشه از خوردن احساس خوبی را تجربه کنید و مطمئن باشید احساس رو نمیشه گول زد یعنی اگر شما بعد از خوردن هر غذایی احساس خوب داشتید اصلاً نگران نباشید و به نجواهای ذهنیتون کار نداشته باشید به آنها اهمیت ندید اگه ذهنت گفت نه بابا تو زیاد خوردی تو پیغام سیری رو دریافت نکردی اصلا اهمیت ندید اون احساس اولیه خیلی مهمه 🤩
احساس شما باید بهترین راهنمای شما باشه بهترین هدایت گر شما باشه برای لاغر شدن. تنها طبق احساس خودتون بخورید اگر فکر میکنید در شناسایی احساس خودتون دچار مشکل هستید از تمرینی که گفتم استفاده کنید برای یک هفته اجازه بدید واقعاً احساس گرسنگی را تجربه کنید و بعد یه مقداری بخوری که اون احساس برطرف بشه مثلا وقتی احساس گرسنگی کردید و در بدن خودتون احساس ضعف کردید و بدن شما واکنش نشان داد نه اینکه فکر کنید خوب الان دیگه گرسنه هستم و باید بخورم صبر کنید تا در بدن خودتون واکنش ببینید مثل سر و صدای شکم یا مورمور شدن شکم👌
خلاصه خودتون متوجه میشید که چه چیزی رو میگم و اونوقت به اندازهای بخورید که اون حالت برطرف بشه به این شکل ذهن شما یاد میگیره سیری یعنی چی و دیگه شما را مجبور به خوردن بیش از حد نیاز نمیکنه در این حالت از لقمه هایی که می خورید نهایت لذت رو ببرید و بدون هرگونه استرسی بخورید چون دیگه واقعا دارید طبق احساس و نیاز بدن خودت می خوری و این هیچ جای نگرانی نیست 🎉
بازم تکرار می کنم دوستانی که پیام میدن تغییراتی در نحوه غذا خوردن آنها ایجاد شده که دیگه کنترلی نیست بلکه خود به خودی هست علاقه به پرخوری و زیاد خوردن و همه چیز خوردن ندارن شما خیلی خوب عمل کردین ولی این ترس از خوردن، همون مقداری که میخوری داره برات مشکل به وجود میاره وقتی شما سالها از خوردن ترس داشتی الان هرچی خوردنت رو کمتر کنی با اون مقداری که میخوری مشکل داره چون از خوردن میترسی و در این حالت شما توجه ات به عمل خوردنه نه مقدار خوردن
بنابراین سعی کنید ترس را از بین ببرید شما در مسیر خیلی خوبی قرار گرفتید و همه شما نشانه های روحی و جسمی دریافت کردید پس بیشتر به این روش اعتماد کنید به خودتون بیشتر اعتماد کنید و حالا که الگوی ناخودآگاه شما تغییر کرده و شما خود به خود رفتار غذاییت تغییر کرده برای این تغییر احترام قائل باشید و آن مقداری را که مصرف میکنید بدون ترس باشه 🤗
و مطمئن باشید که ذهن شما، شما را از پرخوری به این مرحله رسونده اگه نیاز باشه باز هم خوردن شما را تغییر میده
از این تمرین حداقل برای یک هفته استفاده کنید تا تجربه گرسنگی و رفع گرسنگی را درک کنید😋
خیلی از افراد چاق متاسفانه بیشتر از اینکه بخورن به خوردن فکر میکنند و این فکر باعث عدم کنترل شون برخوردن اونها میشه این هم جزء باورهای مخفی و بسیار تاثیرگذاره همین ارتباط داشتن و توجه کردن به لاغری شما را در مسیر نگه خواهد داشت و تکرار عادت توجه به لاغری سبب تغییر رفتار و عادت های شما میشه🌺🌺⚘⚘
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز.نیست که من از خوندن بیشتر لذت میبرم و بهترم یاد میگیرم از این کارت خیلی لذت بردم. مرسی گلم
نشان های دریافت شده
گام ششم
آیابارژیم لاغری می توان لاغرشد؟؟
کلمه ی رژیم برای من واقعا معنای وحشتناکی داره چون در طول این سال ها زیاد با این کلمه سرو کار داشتم هر وقت می خواستم یه چیزی بخورم زود یادم میومد که رژیم دارم و اونوقت از اون لحظه اون جشن و شادی یا مهمانی هیچ لذتی نمی بردم.
حتی وقتی می گفتم یه روز که چیزی نمیشه حالا بخور بعدا رژیمو ادامه بده ولی وقتی این کارو می کردم باز هم بعدش ناراحتی و عذاب وجدان داشتم و مرتب خودمو سرزنش می کردم که نتونستم خودمو کنترل کنم.
وقتی با دوره لاغری ذهنی آشنا شدم و اولین بار این حرف ها را می شنیدم خیلی برام تازگی داشت مگه میشه خورد و لاغر موند این همه سال من رژیم گرفتم و نخوردم پس این چاقی از کجا اومده؟؟
الان دیگه می دونم تمام چاقی من به خاطر باورهای نادرستم بود، من در مصرف مواد غذایی هیچ لذتی نمی بردم،حس و حالم خوب نبود تحت فشار فقط رعایت می کردم و ذهنم را دچار محدودیت می کردم و سعی داشتم کنترلش کنم اما در طی دوره با تمرینات مختلف یاد گرفتم که ذهنم را بدون تحت فشار قرار دادن در شرایطی قرار بدم که خیلی راحت در موقعیت های مختلف خودش بتونه به میزان مورد نیاز بدنم مصرف کنه.
خیلی مواقع مسیر را اشتباه می رفتم و فکر می کردم اینم همون رژیمه ولی خوب که به دوران رژیم فکر می کردم می دیدم من موقعی که رژیم داشتم همیشه در حال بررسی مواد غذایی و کالری شماری و میزان چاق کنندگی غذاها بودم ولی الان این رفتار ها رو ندارم.الان می دونم که خوردن آدمو چاق نمی کنه بلکه اون احساس و باوری که از خوردن غذا ها به من دست میده باعث چاق شدن من میشه.
با این که دو سال هست که توی مسیر هستم اما باز هم گاهی دچار اشتباه میشم لحظاتی یادم میره و با ترس بعضی خوراکی ها رو میخورم و تو ذهنم یه نیم نگاهی به کالری مواد دارم این یعنی اشتباه این مثل همون رژیم میمونه
خوشحالم که امروز این فایل رو گوش دادم و باز هم برام تکرار شد این که هیچ ترسی از خوردن نداشته باشم وقتی همه ی افراد خانواده من از یک سفره غذا می خوریم و چه بسا بچه های من در طول روز خیلی خوراکی های دیگه میخورن ولی من نمی خورم اونا متناسب هستن و هیچ ترسی از خوردنشون ندارن و لذت هم می برن پس خوردن غذاعامل چاقی نیست و همه چی به اون احساس و باور ذهنی ما بر می گرده.
از امروز سعی می کنم باز هم حواسم را جمع این مورد کنم و تا وقتی گرسنه نشدم به هیچ دلیل دیگه ای دست به خوردن بی مورد نزنم تا بتونم باز هم در مسیر تناسب اندام حرکت کنم.
نشان های دریافت شده
بنام خدا& 🌹 این فایل هربار که میشنیدمش همیشه بعدش استپ میکردم نمیدونم دلیل چی بود شاید به خاطر این بود که من هم دقیقاً مثل ادمهای دیگه میخواستم ازطریق رژیم گرفتن لاغربشم وازاونجایی که بلد نبودم پیغام سیری و گرسنگی رو درک وتجر به کنم به خاطر همین ناقابل ششم مسیرلاغری من رو رهامیکردم . واقعیت این بود که من هنوز هم بلد نبودم که پیغام سیری و گرسنگی بدنمو درک کنم و این روزها درسته که چندبار امتحانش کردم ولی اینکه نتیجه نگرفتم دلیلش خودم بودم چون سعی نکردم خودمو درست بشناسم ولی الان همین لحظه به خودم گفتم باید ادامه بدم یه حسی یه حالتی یه نیرویی منوبه این واداشت که بیام وبا اینکه تمرین عملی که استاد گذاشته بود درست انجام ندادم اما بیام و فایل ششم تمرینشو توی سایت بنویسم . این روزها وقتی غذامیخورم به خودم میگم این همه اضافه خوردن هیچ نفعی نداره درسته که دستام میره براخوردن بعضی موقع ها خودم هستم که به این حرفا اهمیت نمیدم امااز امروز تصمیم گرفتم که به این صداها اهمیت بدم اینکه توذهنم این حرف میاد که سیری زیاد. اوج سیری حالت زننده است وتصویر سیری زیادتو ذهنم میاد که باعث میشه دوست نداشته باشم تجریش کنم و اتفاق هایی داره تو ذهنم میفته ومن نخواستم فقط تا شنیدن فایل ششم پیش برم تصمیم گرفتم که ادامه بدم و ببینم چی پیش میاد نمیدونم کم کم دارم حالت هایی رو تجربه میکنم که هیچ وقت نبودم یه بارنشسته بودم سر سفره ی صبحانه وغذا اش میخوردم یهو به خودم اومدم که دارم لقمه هامو بزرگ بر میدارم وتند غذامیخورم همون لقمه های اول بودبعدیهو یه تصویری تو ذهنم اومد که انگار مادرم داره بهم یاد میده غذابخورم نمیدونم مادرم بودیاهر کی بود من تونستم تواون لحظه باتصویر ذهنیم ارتباط برقرار کنم و تو واقعیت توی ذهن اروم ،اروم غذابخورم وبعداون نصف یاحتی بیشتراز نصف چون من طبق اون لحظه واون لذت فقط دویا سه لقمه خوردم اما با لذت اونورهاکردم به فایل ششم که رسیدم دوباره داشتم لیز میخوردم که گفتم نه اینبار. نه . نبایدرهاکنم باید ببینم چی میشه این بارنباید بهانه ای وجود داشته باشه برای لاغرشدن اینبار دیگه باید ادامه بدم و ذهنم اتفاقا تا همین چند ساعت پیش پر بود از افکاری که فقط حالموبد میکرد اماوقتی داشتم عکسهای که توی تلگرام بودویا می میرم. یالاغر میشم رومید یدم گفتم حتما باید ادامه بدم ومگه من قراره فقط تا صدگاموانجام بدم مگه قرار نیست لاغر بمونم پس باید انجامش بدم و تکرارش کنم شرایط و لحظه هاچی هستن کجاهستم مهم نیست باید انجام بدم تا خودم زندگیموخلق کنم خواست خودمو به وجود بیارم وشخصیتمو تغییربدم من باید یادبگیرم که تمرین کنم واستمرار داشته باشم و نباید عجله کنم و بایدمتعهد باشم واینکه ادامه بدم تا بالاخره لاغربشم ومیشم اما چون
زمان میخوادوسالهادرگیر چاقی بودم گاهی درکش برام سخت میشه و گاهی منطقی پس باید برام منطقی بشه که بایدصبر کنم و تمرین کنم و تجربه کنم گاهی وقتی مید یدم که بچه ها لاغرشدن میگفتم من چرا هنوزنتیجه نگرفتم اماامروز به خودم اومدم ودرک کردم که من زمان لازم و کافی روباید فقط برای خودم اختصاص بدم بایدواقعا چیزی که میخوام رو زندگی کنم و هیچوقت تناسب اندام باعجله و محدودیت غذایی و ورزش کردن ماندگار نیست چون درونی نیست و درون من باید اول تربیت بشه از پایگاه اصلی وبعد تمام درونم و سرانجام به بیرون نشات پیدا میکنه .سیری یک عامل کاملا درونیه و نباید شناختش ازطریق عوامل بیرونی شکل بگیره و گرسنگی هم همینطور گرسنگی احسا سیه که وقتی نیاز به غذا پیدامیکنم بدنم به صورت فیزیکی اونو نشون میده مثل نیازهای روزمره ایکه دارم و بعد هم احساس سیری کاملادرونی باید باشه واگه به حالت فیزیکی برسه کاملا مشکل ساز میشه وغیر طبیعی تلقی میشه .اماباید این کار توسط ذهن پذیرفته بشه به خاطر این که سالها باکد های اشتباه برنامه ریزی شده واین چیزی نیست که یهویی بشه تغییر ش داد و میزان غذا هم باید به وسیلهی ذهن مقدارش کم بشه نه دستی و فیزیکی مثل محدودیت های غذایی.
معلمی داشتم که میگفت هرچقدر علم پیشرفت کنه ادمها مریض تر میشن و مریضی ها پیشرفته تر میشن الان درک میکنم چرا چاق وچاقتر شدم چون بابت هرلقمه ای که میخوردم ترس داشتم واین ترس هم به خاطر اطلاعات زیادی بود که دربارهی غذا داشتم و درباره ی خوردن هرچقدر علم پیشرفت کرد ترس من و ادمهای دیگه که مثل من هستن از خوردن بیشتروبیشترشد تاجایی که گاهی وقتا تصمیم میگرفتیم نخوریم.واین همون چیزی هست که استاد گفت ترس از خوردن و رژیم هم همین کارو میکرد وقتی بهش فکرمیکردم انگار که یه دیوار خیلی بلند یک مانع بزرگ روتصور میکنیم درمورد ارتباطمونم باخیلی ازآدما هم به همین شکل هست وحتی در رابطه با شناخت خودم من هم وقتی به این فکر میکنم که بایدخودمو بشناسم باز احساس میکنم که دارم بابک مانع روبرو میشم برای همین هم همیشه شناخت خودم رو رهاکردم ولی باتوجه به اینکه درمسیر ذهنی قرارگرفتم تصمیم گرفتم که برای خودم خاطرات خوب رقم بزنم طوریکه وقتی دفتری که دارم درباره ی لاغری و خاطرات چاقی و لاغری وتضادها ومشکلاتی که برام پیش میادرو زمانی باز کردم و شروع کردم به ورق زدن وتغییرکرده بودم به خودم افتخار کنم .از اینکه ادامه دادم و زندگی کردم برای خودم وخواستمو ساختم وبه وجوداوردمش وزندگی هم چنان ادامه دارد……
سلام خدمت دوستان و استاد عزیز.گام ششم در مسیر لاغری هستم.امروز قراره که توی این مسیر کلمه ی رژیم رو از ذهنم پاک کنم.کلمه ی رژیم گرفتن باعث میشه که مدام درجا بزنیم و نتونیم لاغر بشیم.باید از خوردن نترسم.نترسم که چون چاق میشم غذا نخورم.من امرز یاد گرفتم که موقعی غذا بخورم که احساس گرسنگی دارم.قبلن طوری غذا میخوردم که ذهنم باید آرووم میشد.مثلن با یه چایی سه چهار تا شکلات میخوردم.باید یاد بگیرم که غذا اگرم موند حیف نمیشه.حیف این بدنه منه که باید رنج بکشه.من باید واسه خودم و بدنم ارزش قائل بشم و هر آت و آشغالی رو نخورم.اینطوری به ذهنم آموزش میدم تا ولعش رو نسبت به غذا کم کنه.امیدوارم توو مسیر موفق شم.
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
من هم دیگه وقتی از این رژیمها ناامید شده بودم به این راه هدایت شدم یعنی وقتی کسی حرفی از رژیم می زد من اصلا نمی خواستم دیگه چون انگار یه حسی می گفت بهم که اینا فایده نداره همه بی خودیه هیج وقت لاغر نمی شه آدم با این رژیمها.
امروز رفتم پلوی مامانم تا از در رفتم تو گفت چقدر کوچولو شدی گفتم که شما که منو تازه دیدی از بس که همیشه چیز کلفت و گشاد می پوشی الان بیشتر معلوم شده البته شلوارم خیلی گشاد بود ولی بلوزم اندازه خلاصه ولی مثل اولا دیگه خیلی هیجان زده نمی شم ولی اومدم خونه سریع توی حیاط یه عکس تمام قد گرفتم .
منم خیلی موقع ها درگیر این مسله سیری و گرسنگی هستم و این یاداوری خوبی بود برام یه وقتا که خودم هستم قشنگ صبر می کنم تا گرسنم بشه و بعد غذا می خورم ولی یه وقتها هم دست خودم نیست ساعت غذا خوردن آدم جایی می ره بیشتر ولی همون مقداری هم که می خورم بدون ترس می خورم حالا شما گفتین این ترس هم می تونه جزو باورهای مخفی آدم باشه یه مثلا آدم وزنش یه مقدار اومده پایین بعد استپ می کنه ولی من خیلی روی این موضوع دارم کار می کنم ترس از غذا ها
مامانم داشتن می گفتن که امروز کمی میوه که خوردن خیلی احساس کردن شکمشون نفخ کرده ولی من خدا رو شکر از بعد از دوره خدا رو شکر خدا رو شکر دیگه این حالت برام پیش نیومده .
به قول شما ترس از خوردن یه باور مخفته اصلا هم به این ربطی نداره که چقدر می خوری غذا چه کم غذا بخوری چه زیاد اثر منفیشو می زاره .وای من چقدر از غذاهای بیرون وحشت داشتم اصلا همیشه آخر هفته که می شد خوشحال می شدم که خوب می ریم بیرون غذا می خوریم و من نباید غذا درست کنم و از یه طرف هم ناراحت می شدم که من با این غذاها چند پوندی اضافه می شم و باید یه هفته جون بکنم …..
خلاصه الان خیالم راحته از این چیزها یه همسایه دارن مامانم اینا این خانم همیشه منو مثال می زنن برای دختراشون که می خوان لاغر بشن منم آدرس سایت و بهشون داده بودم ولی امروز مامانم می گفتن دختره چند هزار دلار داده بود از این برنامه های آن لاین و لاغر کرده بود ولی الان دوباره چاق تر شده بعد هیم مامانش می گفته بهش پونه جون اینطور پونه جون….
خلاصه اینجوریاست آدم وقتی یاد بگیره هنر لاغری و دیگه ذهنش فراموش نمی کنه حتی اگر مثل من مدتی هم دور شده باشه باز اوکی هست و ادامه می ده هی ادامه می ده خدا رو صد هزار مرتبه شکر
گام ششم #رژیم_آری_یا_خیر؟
امروز درباره باور مخفی رژیم صحبت میکنیم.
من اصلا چرا هنوز به رژیم فکر میکنم؟ چون احساس میکنم فقط از همین طریق میشه لاغر شد و هر فرد چاقی رو که لاغر میبینم فقط دو نتیجه میگیرم ۱.بیماری ۲.رژیم و ورزش
برای کسی که درد کشیده و هر بار رژیم گرفته نتیجه نگرفته تکرار هر بار کلمه رژیم حالش رو بدتر میکنه کلمه رژیم به من احساس ترس و تحمل یک دوران سخت و طاقت فرسا میده
من از رژیم نمیترسیدم بلکه از روزهای بعد رژیم میترسیدم که چطور قراره وزنی که کم کردم رو نگه دارم؟!روزهای رژیم بسیار خوش بود چون میدونس که دارم لاغر میشم اما بعدش کار حضرت فیل بود.
من چون اولین و اخرین باری که رژیم گرفتم رژیم کتوژنیک بود هیچوقت ناامید نشدم و برعکس چون عاشق اندام لاغر بودم با امید و انگیزه ادامه دادم و در ذهنم هیچوقت نگفتم حالا امروز رو بخور فردا رژیم بگیر.در هر شرایطی رژیمم رو حفظ کردم اما همیشه این فکر در ذهنم بود که وقتی رژیمم تموم شد یک روز برم کلی تنقلات بخرم بزارم توی کمد لباس هام و اروم اروم بخورم تا عقده این دو ماه رو خالی کنم!و همیشه این فکر که اون زمان فکر میکردم فقط یکباره همراه من بود..همین فکر و خیال باعث شد بعد رژیم با اینکه در سایت بودم و قوانین رو میدونستم این کار رو نه یک بار،بلکه بارها انجام بدم و پرخوری من هر روز بیشتر بشه..چرا؟ چون بارها اون روز رو در ذهنم مجسم کرده بودم و همین پرخوری باعث شد به هوای اینکه لاغری با ذهنه هر اشغالی رو بخورم.
همه بعد رژیم دردِ شکم ناشی از پرخوری سراغشون اومده.نمیدونی چرا داری رفتار زشت رو انجام میدی و نمیدونی چرا پول هنگفت میدی تا فقط در حد ۱۰ رقیقه بخوری…دست خودت نیست..چون فرمولات هنوز چاقه..
به قول استاد ” من رژیم رو نشکستم،من اراده و تصمیم خودم رو شکستم” و احتمال اینکه من بعد رژیم حس میکنم اراده هیچ کاری رو ندارم همینه…
چرا از اول استاد گفت لاغری بدون رژیم؟! چون برای منی که فقط یک بار رژیم گرفتم انقدر حس تنفر نسبت به این موضوع وجود داره.چه برسه به دوستان که سالهای ساله رژیم گرفتن و نتیجه نداده و حتی چاق تر هم شدن!
میدونید…اگر از من بخوان چند جمله راجع به رژیم بنویسم فقط این در ذهنم میاد که ..
رژیم =لاغری(با سختی و رنج) و تصاویری از آشپزی نه گفتن و گفت و گوهای چاق کننده ذهن زیر آبی رفتن و خنده های مصنوعی در جمع،در حالی که ذهنت میگه تو چرا نمیتونی بخوری؟ اونو ببین هرچی میتونه میخوره چاقم نمیشه و…..ناشکری:”)
حالا دارم کمابیش درک میکنم که رفتار درست غذایی به منزله رژیم نیست..قطعا رفتار غذایی من مشکل داشته که به این وزن و سایز رسیدم ..و هرکس رژیم میگیره دلش میخواد رفتارش رو تغییر بده اما فقط برای مدت کوتاهی با فشار روحی زیاد میتونه اینکارو بکنه و بعد هم رها میکنه
هر فردی که اضافه وزن داره علل الخصوص من به غذا خوردن با خیال راحت و ارامش نیاز داریم..نیاز داریم که از بند ترس ها جدا بشیم و هر چیزی که خانواده میخوره به اندازه نیاز بخوریم و فقط لذت ببریم..
بدونیم که چیزی در بدن ما جذب نمیشه.هر غذایی که وارد بدنم میشه برای رفع نیاز بدنمه و اگر اضافی هم باشه دفع میشه!..به همین راااحتی! به شرطی که آگاهانه بخورم و اضافی تر از نیاز بدنم نخورم
چرا کم کم گرایش من به غذا خوردن کم میشه؟! چون فشار رژیم رو از روی ذهنم برمیدارم….بهش یاد اوری میکنم که این رفتار درست غذاییه نه رژیم…و کم کم ذهن اداره امور رو به دست میگیره..و فرمان هایی به مغز میده که باعث جلوگیری از خوردن اضافه توسط دستی که به سمت لقمه میره میشه…
وقتی وارد سایت شدم،هزاران دلیل برای اضافه های بدنم داشتم! اما حالا میدونم دو دلیل دارهرفتار غذایی اشتباه و فرمول های چاقیاین دو حل بشه ۵۰ درصد راه رو رفتم
باید ذهنم کاملا این رو بپذیره که رژیم نمیگیرهاخه در کدوم رژیم ارامش ذهنی،علاقه،لذت وجود داره؟رژیم همش عجله برای لاغری و خوردن فقط برای اینکه روزها تموم بشه و بعدش بیاده…
من به هرحال باید مقدار غذایی خودم رو کم کنم.حالا به چه شکل کم کنم مهمه!!
همیشه فکر میکنم چرا ذهنم انقدر من رو برای خوردن قلقلک میده! خب من که سیرم و نیاز ندارم چرا اینجوری میکنه؟ اما حالا فهمیدم که فقط قصد داره دست روی نقطه ضعفم : ترس از خوردن بزاره و از همین طریق من رو اذیت کنه
من از دو یا سه سال پیش اگاه شدم که فلان غذا چاق میکنه و…و عادت کردم بگم این قرص باعث چاقیه.این مواد غذایی چاق میکنه. و و و و…
یعنی همش برمیگرده به مسئولیت پذیری هااا…! اینکه تو قبول کنی مسئول چاقیت هستی..زمانی که قبول کنی هرچیزی رو نمیخوری..
خودِ من! همش میگم چون رژیم داشتم الان پرخوری میکنم در صورتی که من سایت رو داشتم که با فایل هاش مثل کوه پشتم بود .اما خوردنِ خودم رو تقصیر رژیمی انداختم که مال چهار ماه پیش بوده و پروندهاش بسته شده لازمه بگم ارمیتا! بسه! بهانه نیار! از بهانه هات یک هیچ جلو باش..بسه..
به این سایت و روش تمرکز میکنم و فکر میکنم از اول توی همین وزن و سایز بودم که تصمیم گرفتم لاغر بشم .اونوقته که روند هر روز چاق شدنم متوقف میشه .
این روزهای جدید لاغری توعه و تو به راحتی میتونی لاغر و خوش تیپ بشی (متعادل هم بشی که از همه مهم تره)
خوردن من رو چاق نمیکنه،اشتباه خوردن من رو چاق کردهچون غذایی که من میخورم با غذایی که بابابزرگ(همیشه متناسب) میخوره یکیه.اما چرا فکر میکنم اون غذا من رو چاق میکنه؟ ولی روی بدن بابابزرگ تاثیری نداره؟چون رفتار بابایی در مقابله با غذا اینه که حتی اگر یک لقمه از غذاش مونده باشه و سیر باشه دیگه دست از خوردن میکشه.براش فرقی نداره غذا چلوگوشت باشه یا میوه و سالاد! همیشه ته بشقابش کمی از غذاش میمونه و اضافی وارد بدنش نمیکنه چون میدونه که هرچقدم اضافی بخوره چاق نمیشه! پس دردِ شکم نمیکشه و لازم نمیبینه زیاد بخوره
اینکه من لاغر نشدم چاق ترم شدم دلیلش اینه هنوز باور مخرب چاقی=خوردن در ذهن من وجود داره چون من تحت تاثیر اگاهی های هستم که از محیط پیرامونم میگیرم..
غلبه بر هرررررر ترسی باعث رهایی از اون موضوع میشه مثلا من قبلا از سوسک و مارمولک و ملخ میترسیدم.اما امسال تصمیم گرفتم اگر اونارو دیدم برم توی دل ترس هام و باهاشون مقابله کنم جالبه!!!!! حتی یکککک مورد ندیدم…حتی یکیییییی..اصلا انگار نابود شده بودن!!
و حالا مطمئنم که غلبه بر ترس از خوردن باعث رهایی از چاقی میشه و وقتی بخوام برم توی دل ترس هام از منطقه امنم بیرون بیام راه ها برام باز میشه!
غلبه بر ترس از خوردن باعث احترام گذاشتن به سیستم بدن و تشکر کردن از نعمت های خداونده..
من اگر ترس از خوردن داشته باشم هرچقدر بخورم چاق میشم!! چون بدنم هوشمنده و احساس اولیه من براش مهمه!
و حالا تمرین جذاب این هفتهههه..
پیغام های بدن به دو شکل وارد بدنم میشن:۱.احساس۲.اعصاب
وقتی خوشحالم احساس انرژی و نشاط بالایی دارم(اگر ادامه پیدا کنه باعث میشه من برقصم یا از خوشحالی داد بزنم)
وقتی ناراحتم و دلتنگم احساس افسردگی و انرژی کمی دارم (اگر ادامه دار باشه موجب گریه من میشه)
وقتی سرم به میز میخوره احساس درد میکنم (اگر درد شدید بشه ممکنه اشک بریزم یا بگم اخ)
و در این موارد یک احساس که هنوز تبدیل به واکنش نشده ولی کم کم نشانه هاش میاد و بدنم واکنش میده
این مورد درباره خوردن هم صدق میکنه
زمانی که احساس گرسنگی میکنم ((پیام حسی) رو دریافت میکنم و حالا اگر چیزی نخورم تبدیل به ضعف و سستی بدنم میشه(پیام عصبی)
و امااااا موضوع مهم این جلسه!اگر من احساس سیری رو تجربه نکنم(پیام حسی) بعدا تبدیل میشه به درد شکم و احساس حالت تهوع و کش اومدن معده (پیام عصبی)
احساس سیری یک حس درونیه که باید پیدا بشه تمرین و تکرار بشه و در نهایت تبدیل به تجربه بشه..! وقتی من احساس سیری رو دریافت کنم خود به خود بدنم استپ میکنه و بیشتر از نیازش نمیخوره
تمرین: به مدت یک هفته تا زمانی که احساس گرسنگی من تبدیل به واکنش در بدنم نشده چیزی نمیخورم و زمانی که اون حالتِ سر و صدا شکم قطع شد دست از خوردن بکشم
باز هم میگم به شکل منطقی باید بپذیرم این رژیم نیست این یک تمرین برای تجربه حس سیری و گرسنگی به شکل درسته و همچین رفتار غذایی مناسب..و نکته امید دهنده اینه که وقتی کمتر از قبل بخوری میفهمی در مسیر لاغر شدنی..مهم نیست بدونی چند لقمه خوردی..&..مهم اینه بدونی کمتر خوردی..&برنامه ام هم اینه از لقمه به لقمه ام لذت ببرم.چون دیگه مطمئنم هر لقمه ای که میخورم بر اساس نیاز و احساس بدنمه..نه بیشتر نه کمتر..به همون اندازه که نفس کشیدن،تپش قلب و خوابیدن حق منه؛ خوردن هم حق مسلم منه..
استاد.سپاس.هزار بار سپاس.چه فایلی.چه نکاتی به به..