0

لاغری با نخوردن غذا: تجربه واقعی برای کاهش وزن (قسمت اول)

گنج پنهان لاغری
اندازه متن

همه ما دنبال راهی ساده و واقعی برای کاهش وزن هستیم، اما اغلب رژیم‌های سخت و ورزش‌های سنگین باعث می‌شوند انگیزه‌مان کم شود 😅.

من اما یک مسیر متفاوت پیدا کردم: لاغری با نخوردن غذا وقتی که واقعاً سیرم بود.
تجربه من نشان داد که با تصمیم آگاهانه و کنترل ذهن، می‌توان بدون ترس و اضطراب وزن کم کرد و در عین حال از غذا لذت برد 🧠💛.

چرا نخوردن هنگام سیری مهم است؟ 🤔

وقتی سیر هستید و باز هم غذا می‌خورید، بدن شما پیام‌های اشتباه درباره گرسنگی و سیری دریافت می‌کند.
این پیام‌های نادرست باعث می‌شوند ذهن شما از کنترل واقعی غذا خارج شود و مسیر لاغری با نخوردن غذا سخت‌تر و پیچیده‌تر شود 🧠✨.

پرخوری حتی اگر به نظر کوچک باشد، می‌تواند سیستم گوارش را تحت فشار قرار دهد و ذهن شما را به سمت عاداتی هدایت کند که با اهداف کاهش وزن در تضاد هستند.

اما وقتی تصمیم گرفتم “نخوردم چون سیر بودم” را جدی بگیرم، متوجه شدم چقدر کنترل آگاهانه روی رفتار غذایی‌ام لذت‌بخش است 😄🌱.

احساس خوب، حس رضایت و آزادی که از این تجربه گرفتم، غیرقابل وصف بود.
دیگر بهانه‌ها و فشار اطرافیان، مثل تعارف غذا یا نگاه نگران خانواده، نمی‌توانست مرا مجبور به خوردن کند.
این همان نقطه‌ای بود که فهمیدم لاغری با نخوردن غذا فقط یک روش کاهش وزن نیست، بلکه یک تمرین ذهنی فوق‌العاده برای تقویت کنترل غذا با ذهن است 💛.

با این روش، یاد گرفتم که سیری واقعی را بشناسم و به خودم اجازه بدهم وقتی سیرم، بدون هیچ احساس گناه یا اضطرابی غذا نخورم 🥗😊.
این تجربه، ذهن مرا آماده کرد برای مسیر طولانی و پایدار لاغری با نخوردن غذا و نشان داد که اگر ذهن و جسم با هم هماهنگ باشند، کاهش وزن به شکل طبیعی و لذت‌بخش اتفاق می‌افتد.

همچنین، این روش به من کمک کرد که بیشتر به نشانه‌های بدن گوش کنم و بفهمم چه زمانی واقعاً گرسنه هستم و چه زمانی فقط به عادت یا فشار دیگران غذا می‌خورم 🍎💡.
این آگاهی، یکی از مهم‌ترین کلیدهای موفقیت در مسیر لاغری با نخوردن غذا است و باعث می‌شود نه تنها وزن کم کنید، بلکه ذهن شما آرام‌تر و قوی‌تر شود.

۱۰ روش عملی برای لاغری با نخوردن غذا 📝

گاهی ما بدون اینکه حتی گرسنه باشیم، غذا می‌خوریم 😅. این عادت‌ها باعث می‌شوند کنترل ذهن و مسیر لاغری با نخوردن غذا سخت شود.

در این بخش، تجربه من از نخوردم چون سیر بودم و دیگر انتخاب‌های آگاهانه غذایی را با شما به اشتراک می‌گذارم 🌱✨. هر انتخاب کوچک، یک قدم بزرگ برای کنترل رفتار غذایی و رسیدن به وزن دلخواه است.

این ۱۰ روش ساده و عملی به شما نشان می‌دهد چطور بدون فشار، بدون ترس و بدون اضطراب، بتوانید غذا بخورید یا نخوردن را انتخاب کنید 🍽️💛. همچنین در قسمت بعدی درباره 7 راهکار موثر برای تصمیم‌گیری درست در شرایط سخت صحبت می‌کنم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 42 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.34 از 143 رای

https://tanasobefekri.net/?p=37693

42 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

42 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Fatemeh.tw59
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۱ ۰۶:۳۳
      مدت عضویت: 2514 روز
      امتیاز کاربر: 16331 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 370 کلمه

      به نام خدای مهربانم

      سلام عرض میکنم خدمت استاد گرامی ودوستانم در این مسیر زیبا

      خیلی ایده ی خوبی هست خوندن دیدگاه‌های دوستان که انشالله ادامه داشته باشه

      گوش دادن به دیدگاه آقا عطا باعث شد که منم بیام ودیدگاه بنویسم،من خیلی اهل ناخنک زدن بودم،مثلا وقتی شوهرم تخمه میخواست وبراش میوردم اندازه یک مشت کوچیک می‌خورد وبقیه رو میزاشت ومیرفت منم حرصم میگرفت ومیگفتم چرا چیزی رو که میارم کامل نمیخوری؟وقتی روی میز میزاری ومیری من میام میخورم،وکلی باهاش سر همین اخلاقش کج رفتاری میکردم،اونم با خونسردی میگفت مگه مجبوری؟توبه این چکار داری ؟این مال منه حالا میخورمش،این دفعه که این حرف رو زد یه چیزی توی ذهنم گفت این ماله منه یعنی این که این مال تو نیست وتو حق نداری به چیزی که مال تو نیست دست بزنی حس کردم دارم دزدی میکنم،بدم اومد هر چیزی رو که برای دیگری آوردم رو من اضافش رو بخورم،حالا هر وقت برا شوهرم یا پسرم چیزی رو میارم همون اول به ذهنم میگم این مال اونه مال من نیست حواست باشه هر چقدر خورد به تو ربطی نداره تو حق نداری مال مردم خوری کنی وچقدر راحت شدم ذهنم اصلا کاری به اون خوراکی یا غذا نداره

      مطلب دیگه این که من چون مادرم ،مادر آقا عطا رو درک میکنم،ما با عشق آشپزی میکنیم ووقتی می‌بینیم بچههامون  بادل غذا میخورن خیلی احساس خوبی داریم در واقع ما الان که بچه‌هامون بزرگ شدن دیگه هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم تا محبت خودمون رو نشون وبه همین خاطر با غذا درست کردن میخوایم محبت خودمون رو نشون بدیم،شما فقط کافیه به مامانت بگی مامان اگه زیاد بخورم به معدم فشار میاد اون وقت مهر مادری قبول نمیکنه بچش مریض بشه وخیلی راحت دست از سرتون برمی‌داره وهیچ تنشی بینتون

       پیش نمیاد 

      من این تجربه رو با همسرم دارم که همش به همه اصرار میکنه که بخورن،چون این تصور رو داره که اگر نخوری مریض وضعیف میشی منم خیلی درگیری داشتم با شوهرم همش میگفت تو ژنتیکی چاقی ،تو پفکی هستی اگر کم بخوری ضعیف میشی،اوایل درگیری داشتم ولی الان نه دیگه کاری بهم نداره چون جلوش غذا نمیخورم وبه بهانه های مختلف خودم رو گمو گور میکنم تا اون غذاشو بخوره وبره،چون میدونم گیر میده میدونم یه روزی منم متناسب میشم وعکسم میره اون قسمت که من عاشقشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۱ ۰۴:۱۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 990 کلمه

      سلام استاد . 

      بازم منو حیرت زده کردید . 

      من الان دیدم فایلتون رو . 

      اول اینکه بگم کلی خجالتم دادید . یعنی احساس لیاقت را تا این حد در خودم پرورش نداده بودم که به عنوان اولین  قسمت مجموعه ی گنج پنهان نوشته ی منو انتخاب کنید .

      پس لازمه بیشتر روی احساس لیاقتم کار کنم .  

      ازتون خیلی ممنونم . باعث افتخارم شد . کلی نکته یاد گرفتم ساعت نزدیک ۴ هست و من خیلی اتفاقی اومدم سراغ گوشیم . وقتی این فایل رو دیدم  خیلی خوشحال شدم . 

      چقدر عالی نوشته ام رو بررسی کردید . اکثر جملاتم رو تایید کردید ازتون ممنونم . 

      فرمول (نخوردم چون میخوام لاغر بشم ) رو فرمودید درست نیست بله کاملا درست میگید  چون اون وقت نشون میده خوردن رو دلیل چاقی می دونم . 

      خوردن یا نخوردن دلیل چاقی یا لاغری نیست . 

      بلکه چاقی و لاغری در ذهن ما به خوردن و نخوردن مربوط شده و من در این فایل یاد گرفتم این پیوند رو قطع کنم . 

      در مورد رابطه با مادرم هم چشم سعی می کنم ملایمتر باشم . البته خداییش از اون شب دیگه اصرارم نکرده . خودشم تغییر کرده مثلا امشب که برای دختر خاله ام سیب زمینی سرخ کرده و تخم مرغ درست کردم و نخوردم  و همینطور سر شام دید من و بابام نصف غذامون رو گذاشتیم اونم غذاشو گذاشت بابام به شوخی بهش گفت چیه ما نمیخوریم تو هم نمیخوری گفت آره شماها نمیخورید منم روم نمیشه بخورم . گفتم نه مامان اگه گشنته بخور .  گفت نه منم سیر شدم .  دلم درد میگیره شب سنگین نخورم بهتره و چند  فرمول دیگه به فرمول های نخوردن من اضافه کرد . 

      نمیخورم چون شبه .

      نمیخورم چون سنگین میشم . 

      نمیخورم چون میخوام بخوابم نمیخوام سنگین بخوابم . 

      نمیخورم چون حالم بد میشه . 

      نمیخورم چون دلم درد میگیره . 

      نمیخورم چون روم نمیشه (به نظرم این در مسیر لاغری نیست . چون باعث میشه یواشکی بره بخوره) 

      از اون شب تا حالا دیگه بحثی نکردیم .  مامانم خودشم از چاقی داره رنج می کشه . پاهاش درد میگیره . انگار اونم انگیزه پیدا کرده روش برخورد با مواد غذایی رو تغییر بده . البته به خاطر این فرمولی که امروز شما گفتید و در ذهن منم بود . (خوردن و چاق شدن) . ولی در این فایل یاد گرفتم این پیوند رو جدا کنم . 

       در کل منم  گه گاه  یه وقت صحبتش پیش میاد تشویقش می کنم میگم مامان چاقی خوب نیست حالا خیلی شرح نمیدم ولی می گم مامان تو لایق متناسب بودنی .  ببین بابا لاغره چقدر سبکه .  خدا مادرتون رو رحمت کنه و در بهشت خدا شادیشون رو روزافزون کنه . امروز بابام گفت عطا تو چیکار می کنی . به منم بگو .  گفتم شما که خودت لاغری گفت آره ولی معده ام  به هم میریزه .   گفتم خب  بابا شما بعضی از عادتهات اشتباهه . البته اینکه وقتی گرسنه میشی میخوری و وقتی سیر میشی نمیخوری خوبه ولی بابا شما چند نوع غذارو روی  هم میخوری . چند تا غذا رو با هم میخوری این عادتت معده ات رو به هم میزنه . فقط همینو بهش گفتم . نمیدونم که درست بود یا نه ولی حداقل باعث میشه چند تا غذا رو روی هم نخوره .  چون گفت آره راست میگی . من همه چی رو باهم میخورم معده ام قاطی می کنه . گفت سعی میکنم دیگه چند نوع رو با هم نخورم . 

      اونا الان در کل خوشحالن . چون قبلا خیلی دوست داشتن من خونه باشم و وقتایی که سرکار نیستم پیش اونا باشم ولی من همیشه پیش دوستام بودم .  الان خوشحالن که من پیششون هستم . این چند وقت زمانایی که سرکار نبودم بیشتر وقتم رو خونه بودم برای همین از حرفام استقبال می کنند . مخصوصا بابام . اشتباهاش و میپذیره .  مامانم یکم مقاوم تره ولی من زیاد اصرار نمی کنمش به تغییر . چون به خودش مربوطه  .  از این به بعد هم  سعی می کنم بتونم ملایمتر با هردوشون رفتار کنم که ناراحتشون نکنم . نکته ی بعدی هم پروفایلم بود که همین امشب میرم تکمیلش می کنم . بازم ممنون که نوشته ی منو  انتخاب کردید . این حیرت دیگه برام عادی و طبیعی نبود . هم حیرت زده شدم هم خجالت کشیدم .  ولی این فرمولم درست می کنم  و احساس  لیاقت و اعتماد به نفسمو  بیشتر می کنم . 

      چقدرم خوب یادم دادید که فرمولها رو چطور دونه دونه از تک تک جمله ها پیدا کنم . دیروزم که آزمون چالش من اینو نخوردم رو شرکت کردم دوست داشتم همچین کاری رو انجام بدم از فایلتون . امروز دیدم شما چقدر قشنگ این کارو انجام دادید و  ازتون یاد گرفتم که  چجوری نوشته یا فایلها رو واکاوی کنم . تحلیلش کنم و فرمولهای چاقی و لاغری رو توش پیدا کنم . 

      خوشحالم که در نوشته ی من کلی فرمول صحیح بود و فقط ۲ تا فرمول چاقی بود که اونم فرمول جایگزینش رو بهم فرمودید . در همین فایل خیلی یاد گرفتم ازتون  که چطور بهتر عمل کنم . 

      ممنونم . 

      دوباره جهت یادآوری به خودم میگم :

      ۱- خوردن دلیل چاقی نیست . نخوردن دلیل لاغری نیست . پیوند این دو عامل رو از چاقی و لاغری جدا کنیم . 

      فرمول جایگزین : لاغرا هم خوردن دارن هم نخوردن  چاقها  هم خوردن دارن هم نخوردن . 

      منتها  خوردن و نخوردنها در این دو گروه با هم فرق داره که ما الان داریم یاد میگیریم مثل یک انسان متناسب بخوریم یا نخوریم و مثل یک انسان چاق با غذاها رفتار نکنیم . البته این فقط رفتار غذاییه . ما بیشتر داریم روی فرمولهای ذهنی کار می کنیم  تا باورهامون رو از مسیر چاقی به لاغری اصلاح کنیم  . 

      ۲- با کسانی که ما رو وادار به خوردن می کنند ملایمتر برخورد کنیم . 

      بازم ممنونم . 

      از همه ی دوستان هم که به بنده لطف داشتند و نظرشون رو در این بخش کامنت کردن نهایت سپاسگزاری رو دارم . متشکرم از همگی شما دوستان گرامی . من دارم درس پس میدم  خدمت همه ی شما بزرگواران . ممنون که با کامنتهاتون راهنماییم کردید که بهتر بتونم عمل کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 40 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۰ ۲۳:۳۸
      مدت عضویت: 2568 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 209 کلمه

      استاد واقعا افراد متناسب خیلی وقتها نمیخورن چون وقت نمیکنند ولی چاق ها اگر برای هیچ کاری وقت نداشته باشند

      برای خوردن در تمام وعده ها و میان وعده ها وقت دارن

      و همه چیز را دوست دارن

      ولی لاغرها سالاد با اون سسی که شما درست کردی ووست ندارن

      سوپ دوست ندارن

      حلوا ارده دوست ندارن

      با نون بیات دست ندارن و صبحانه نمیخورن

      کشک بادمجان فقط باید مامانشون درست کنند

      نمیتونن میوه بخورن تو مهمونیا

      خامه ی کیک نمیخورن(که همیشه برای من عجیب بود)

      با صبحانه چایی شیرین نمیخورن

      کله پاچه دوست ندارن

      از جگر و سیرابی خوششون نمیاد

      من یادمه وقتی میرفتم مدرسه تا دم در حیاط مامانم بهم غذا میداد

      وقتی شب خواب میموندیم و شام نمیخوردیم تو خواب غذا میزاشت دهنمون فکر کنید بچه خواب بیدار میکرد و دهنش غذا میزاشت

      کاش واقعا استاد حرفتون گوش میکردم و منم به هیچ کس نمیگفتم واقعا کار ادم سخت میشه 

      من قبلا هر رژیمی بودم نمیتوستم جلوی اصرار دیگران مقاومت کنم

      ولی الان دیگه کسی اصرار نمیکنه چون من واقعا نمیتونم بخورم و بقیه این خیلی خوب متوجه میشوند

      استاد من یک مشکلی دارم خوردن بقیه خیلی برام زیاده به مادرم میگم نون نخوره با غذاش

      یا وقتی کسی میاد خونمون خیلی عادیپزیرایی میشه

      جدیدا بهپسرم هم میگم مثلا الان ناهار خوردی چهطوری میتونی فلان ماده غذایی رو بخوری

      فکر میکنم کارم بده ولی دست خودم نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فرشته مهربانF.s
        ۱۴۰۱/۱۱/۱۱ ۱۷:۰۲
        مدت عضویت: 2240 روز
        امتیاز کاربر: 12525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 110 کلمه

        سلام دوست عزیزم منیره خانم گل

        دوست عزیزم لطفا درمورد خوردن ونخوردن ودرست وغلط بودن رفتار بقیه باهاشون صحبت نکنید 

        یکی از اشتباهات من دراین دوره که بشدت منو عقب نگه داشته خیلی وقتا همین تذکر از سر دلسوزی به بقیه بوده 

        وبقیه روتحریک به مقابله به مثل کردم البته اوایل 

        مثلا برمیگشتن بعد چندبار گفتن میگفتن اگه رفتارت درست بود این همه چاق نبودی 

        یا حالا دوگرم کم کن بعد برا ما کری بخون وخلاصه کلی دلیل وسند ومدرک میارن که رفتارشون علمیه وما اشتباه میکنیم پس اصلا بابقیه کاری نداشته باشین فقط رفتارمون اصلاح کنیم وافکارمون خودش درنتیجه کلی تاثیر میگذاره میخواد بقیه لاغر بشن میخواد نشن 

        میبخشید ولی تجربه خودمو نوشتم 

        موفق ومتناسب باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          ۱۴۰۱/۱۱/۱۱ ۲۲:۲۳
          مدت عضویت: 2568 روز
          امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 9 کلمه

          ممنون عزیزم واقعا درست میفرمایید باید بهش عمل کنم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار جمیله ظریفی
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۰ ۱۴:۵۵
      مدت عضویت: 2595 روز
      امتیاز کاربر: 2495 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 767 کلمه

      سلام استاد عطار روشن عزیز و دوستان گرامی

       روز دهم بهمن ۱۴۰۱ باز هم به لطف خداوند اول به تلگرام و دیدن پوستر فایل  (گنج پنهان قسمت اول ) و اومدن توی سایت  و فایل عالی   نوشته عطای عزیز و گفته های استاد هدایت  شدم و دیدنش  من رو بیشتر ترغیب کرد تا بیام دیدگاهم را بنویسم همونطور که قبلا هم گفتم من فایلهای رایگان و دوره لاغری با ذهن را خیلی گوش نکردم اما کمی با نوع صحبت های استاد و روش لاغری ایشان از سال ۹۳ و ۹۴ آشنا شدم خیلی تاثیرگذار بود  چقدر  زمان  زود گذشته و چقدر زود دیر شده

      در این ده روز بهمن ماه خیلی وقتها با خودم گفتم 

      جمیله تو این رو نخوردی اون رو نخوردی 

      جمیله تو اضافه نخوردی

       جمیله تو احساس سیری می کنی

      جمیله تو امروز به جای  عادت همیشگی که چایی با قند بخوری  برای خودت قهوه دم کردی و با شکلات تلخ خوردی و خیلی هم  لذت بردی

       جمیله انگار لباسهات  تو تنت آزادتر شدن 

      همین دیشب بلوز نخی که برای خواب پوشیدم طوری گشاد شده بود که گشادیش موقع این پهلو به اون پهلو شدن  باعث اذیتم میشد

      طوری   گشاد به نظر می رسید که حس میکردم رو مخم ه ولی  با خودم میگفتم فکر میکنم گشاد شده  شایدتنبلیم میشد عوضش کنم هرچه به خودم می گفتم تو فکر می کنی این لباس گشاده فایده نداشت  

      تا اینکه بالاخره  ساعت ۹ صبح بعد رفتن شوهر و پسرا سر کار و مدرسه و شروع کارهای  روزمره وقتی  که برای آشپزی به آشپزخونه رفتم واقعاً لباس مزاحم کارم بود واقعا احساس بدی بهم میداد هر لحظه با خودم میگفتم این لباس که اینقدر به تن من گشاد نبود چون هر موقع می پوشیدمش می گفتم آخی این لباس چقدر راحته از راحتیش خوشم میومد چقدر خنک و خوبه 

       اما امروز  ( بعد از ده روز گوش کردن به فایل های  دوره اصلاح پرخوری و یا خوندن کامنت های دوستان یا گوش کردن چند تا فایل هایی که دانلود کرده بودم  و تو سایت  بودن ) دیدم اصلاً از لباس نخی که تنم هست خوشم نمیاد

       با خودم گفتم مجبور نیستم هرلحظه بگم چقدر این لباس گشاد شده و به خودم خوشحالی الکی بدم رفتم و لباس رو عوض کردم تیشرتی پوشیدم که به نظر خودم تنگ تر بود در کمال تعجب دیدم کمی قسمت شکمش آزاد تر هست خوشحال شدم و با سپاسگزاری  به آشپزی ادامه دادم در حالیکه داشتم فایل گوش می کردم همین که نشستم  واردکانال تلگرام شدم 

      فایل گنج پنهان رو دیدم خدا را شکر می کنم که آقا عطای عزیز این نوشته رو ثبت کرده و استاد عزیز چه به موقع خوندن  کامنت ها  و  ایده  ی جدید رو  عملی کردن 

      چقدر خوب شد که  لااقل من یکی فهمیدم که من اینو نخوردم و ترکیب احساس و رفتار و تغییر عادت از گام های  مهم لاغری هستش فهمیدم که وقتی شوهرم میگه بیا با هم چایی بخوریم یا غذا بخوریم یا تو که خیلی  هم چاق نیستی نمیخواد خیلی لاغر بشی  ممکنه چه راحت گول بخورم و تو خوردن همراهیش کنم واین اشتباهه

       فهمیدم  با اصرار دیگران  به خوردن خیلی  هم موضع نگیرم که من می خوام لاغر بشم و اینکه چه ترفندهایی بکار ببرم و رها بشم

       یا فهمیدم که به تندی به کسی نگم چرا اصرار زیادی می کنین

       یا اینکه فکر نکنم مانعی سر راه لاغری  م قرار داره

       فهمیدم مبارزه نکنم 

       فهمیدم رفتار خودم رو مدیریت کنم 

      فهمیدم نخوام به کسی  اثبات کنم که من تو مسیر لاغری هستم 

       فهمیدم که این یک مسئله شخصیه 

      فهمیدم تا نتیجه نگرفتم در مورد هدفم و راهم به کسی توضیح  اضافه ندم 

       فهمیدم که خودم باید انتخاب کنم چی بخورم و چی نخورم چرا بخورم و چرا نخورم 

      و این عااااااالی و به مووووقع بود 

       من هم تو این ده روز خیلی چیزها به دلخواه خودم نخوردم و از این کار لذت بردم 

       من هم توی این ده روز خیلی نتیجه گرفتم باورم نمیشه با ۱۰ روز کار کردن روی این موضوع  اینقدر نتیجه گرفته باشم

       شاید منم مثل آقا عطا تو مسیر تکامل قرار گرفتم 

      شاید منم دارم جهشی حرکت می کنم

       نمیدونم فقط دلم میخواد یک روز  خیلی زود با تصویر شگفتی ساز خودم شادی و نتیجه م رو  بگم 

      خدااااایا  چقدر اول خدا و  خودم خوشحال میشیم

      چقدر شما استاد عزیز خوشحال میشین

      و چقدر  دوستان خوبم شاید بعدها انگیزه بگیرن و همه باهم دنیای شادتری بسازیم از اینکه خدا به ما قدرتی داده که هر کاری رو با آگاهی از اون میتونیم  انجام  بدیم 

      خلاصه خیلی خوشحالم  که این فایل رو  تهیه کردین و باعث انگیزه ی بیشتر به ادامه‌ دادن مسیرم شده  سپاسگزار همتونم

        استاد جان یه خواهش کوچولو هم داشتم  اگه میشه کنار تاریخ کامنت های ارسالی دوستان  ساعتهای شبانه روز هم ثبت بشه بنظرم  ایده ی خوبی باشه و بعضی وقتها بکار کسی بیاد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه نبوی
        ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ ۰۳:۰۱
        مدت عضویت: 2542 روز
        امتیاز کاربر: 1764 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 72 کلمه

        سلام خدمت استاد عزیز و دوستان و جمیله عزیز از متن شما خیلی خوشم آمد و نکته برداری کردم الان ساعت ۳شب هست ۱۷ /۱۱/. مثلان این یک  مسله شخصیه یابه کسی چیزی رو توضیح ندم من فهمیدم که خودم باید انتخاب کنم چی بخورم و نخورم من هم می خواهم تو این ۱۰ روز با یاد گرفتن از دوستان  به نتیجه عالی برسم  به امید خدا و یاریه استاد و دوستان 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه نیکوزاده
      فاطمه نیکوزاده
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۰ ۱۳:۰۷
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلام به همه عزیزان

      اون قسمت که گفتند من نخوردم چون سیرم، من و یاد یک مثال انداخت. 

      یک روز که دانشگاه بودم و میخواستم برم سر کلاس دیدم دوستم بیرون از کلاس واستاده. بهش گفتم استادتون بهتون آنتراک داده؟ گفت نه، استاد جلسه دفاع بوده و یادش رفته نهار بخوره. الان رفته نهار بخوره برگرده. 

      حالا ساعت چند بود؟ ۴ ظهر.

       اینم بگم که استادمون کاملا متناسبه. حتی یکی از دوستام میگفت انگار الان استاد میشکنه انقدر که ظریف و لاغره. ( البته این دیدگاه میتونه یک مانع برای لاغری باشه که افراد لاغر ضعیف هستند، که اصلا اینطور نیست ) 

      اون زمان من دوره تکرار بودم و همونجا با خودم فکر کردم که آره چون استاد متناسبه یادش رفته نهار بخوره. 

      شرط میبیندم اگه یک فرد چاق بود حتی اگرهم خیلی‌ سرش شلوغ میبود یا حتی حواسش گرم کارش بود بازم درحد یک ثانیه فکر اینکه “نهار نخوردم” تو ذهنش مرور میشد. 

      این نشون داد که چقدر ذهنش خالصه.

      ____

      در این مدت که رفتار غذاییم عوض شده مامانم چند باری بهم گفت کم خوردی، یا این روزا کم میخوری. 

      منم چیزی نمیگفتم چون کلا کم حرفم و به حرف بقیه خیلی واکنش نمیدم، اما نمیدونم چی شد که یه روز گفت برای اینه که کم میخوری، اما من گفتم نه من به اندازه نیاز بدنم میخورم. مامانم همونجا گفت اووه صحیح، و سرش و تکون داد و تایید کرد. 

      یه بارم گفت مامانا دوست دارن بچه‌هاشون زیاد غذا بخورن. اما هیچوقت هیچوقت من و مجبور به غذا خوردن نکرده. حتی وقتی بچه بودم و هیچی نمیخوردم بابام میگفته کاری بهش نداشته باش، هر وقت گشنش بشه میاد میخوره. 

      من با تصمیم خودم، خودم و چاق کردم، هیچوقت کسی من و مجبور به خوردن نکرده. 

      ___

      چند روز پیش که داشتیم میرفتیم خونه، مامانم گفت هوس کالباس کردم. گفتم ساندویچ صدف‌های سوپری‌ها خیلی خوب نیست و کالباساش کمه، از خود صدف بگیریم؟ گفت که بریم. 

      گفتم من شام چی بخورم؟ مامانم گفت آها، تو دیگه با کلاس شدی کالباس نمیخوری. 

      اینکه دلم کالباس نمیخواست برای این بود که یکم ذائقه‌ام یا میلم عوض شده، و اصلا دلم نمیکشید که کالباس بخورم. ترجیح میدادم غذای خونگی بخورم. 

      حتی با اینکه بوش خوب بود اما از دیدن اینکه اینهمه سس داره دلم ریش شد. قبلا با لذت همین و میخوردما. 

      تازه فرداش مامانم گفت: کالباس خوردم حالم بد شد، نفخ کردم.

      بابامم گفت: باز دیشب کالباس و سس خوردم الان سرم درد میکنه. 

      چند باری که در یخچال و باز کردم اون نصفه ساندویچ و دیدم اما برنداشتم. 

      بعدش مامانم گفت گربه‌ها کالباس میخورن؟ همونجا فهمیدم میخواد بقیه کالباسا و رد کنه بره. گفتم اگه سسی نباشه میخورن. گفتم گربه‌های دانشگاهمون میخورن ( چون قبلا بهش کالباس داده بودم ). 

      فکر کنم از آخر ریختش سطل‌آشغال. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زیبای خوش اندام
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۰ ۱۱:۲۳
      مدت عضویت: 1878 روز
      امتیاز کاربر: 2084 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      دوشنبه ۱۰بهمن ۱۴۰۱

      سلام ب جناب استاد عطارروشن و جناب عطای عزیز

      چ ترکیب قشنگی شد 😍

       استاد و شاگردی ک ازنعمات و عطای پروردگار لذت می‌برند

       جناب استاد من این دیدگاه رو خونده بودم و واقعا همون موقع برام خیلی  جالب بود این مدل گفتگو درمورد نخواستن و نخوردن ولی خب بدلیل توجه کافی ندادن ب ایده‌ ای برای من ختم نشد..

       ولی الان   نصفه فایل بهم الهام شد ک از این ببعد من هم چیزایی ک نخوردم و نخواستم و .. برای خودم‌مینویسم😍😊

      وقتی عطای عزیز میگفت اینو نخوردم اونو نخوردم و توضیحات زیبای شما ؛ چقدرررررر ب ذهن من میومد ک آره یادته منم اینو نخورده بودم اونو نخورده بودم 

       چون مونده بود ..

       چون دوست نداشتم.. 

      چون شب شده بود دگ ..

      چون موقع رفتن بود.. 

      چون تازه رسیده بودم.. 

      چون سرد بود..

      چون اضافه غذای دخترم بود..

      چون خورده بودم ازش دگ نخواستم 

      و… یک عالمه از اینها داشتم ولی اصلا  فکر نمیکردم این توجه ب لاغری و یک کار عملی من هست..  

      و الان متوجه شدم چ خوب اینها اقدامات عملی من. بود خودم خبر نداشتم. 

      خداروشکر ک تصمیم گرفتم هم کامنت بنویسم بعد از دیدن  هر فایل و هم در کانال لاغری  خودم در تلگرام این نخوردن هامو مینویسم و ب خودم این توجه زیبا و انگیزه بخش رو میدم 🥰🙏🏻

      و ممنون از شما ک انقدر  عالی با ایده های الهی در جهت رشد کاربران و سایت قدم برمی‌دارید و فایل‌های  ارزشمند رایگان برای ما تدارک می‌بینید و به زیباترین شکل در ایجاد انگیزه و دادن باورهای  عالی ب کاربران سعی دارید سپاس بی کران از شما و عالی ترین ها برای شما باد❤🧡💛💚💙💜🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۰ ۱۰:۳۸
      مدت عضویت: 2240 روز
      امتیاز کاربر: 12525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 489 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان 

      سلامی به سفیدی برف امروز صبح تهران وطراوت باران الانش که خداوند نعمتشو به مردم شهر من تمام کرد 

      صبحتون زیبا ودل انگیز

      استاد جان ،امروز واقعا معجزه شده 

      از دیشب که تصمیم گرفتم دیگه کاری که دوست ندارم ورضایت ندارم ازشو انجام ندم معجزه شده برام والانم که این فایل فوق العاده 

      یعنی فقط ۲۰ ۳۰ بار گفتم آفرین به این دوستمون 

      یعنی کیف کردم  به به چقدر عالی عمل کردن چقدر فوق العاده بودن 

      حض بردم 

      منم دقیقا خونه پدرومادرم که بودم همین وضع داشتم متنها سر غذا با پدرم 

      از اونجایی که مادرم کار بسیار سختی داشتن  وبیشتر وقتا نبودن خونه پدرم آشپزی میکردن 

      ومن بیشتر وقتا دستپختشون دوست نداشتم ولی مگه جرات داشتم نخورم حالا این دوستمون مورد غضب مهربانانه ولطیف مادری قرار میگرفتن 

      ولی من مورد خشم وغضب ترسناک پدری قرار میگرفتم 

      وتا چند روز قهر بودن واونقدر باید میرفتم عذرخواهی میکردم وبعدشم از غذاهایی که دوست نداشتم تعریف میکردم وکمکشون میکردم 

      اونقدر به پدرم میرسیدم تا دیگه از دستم ناراحت نباشن 

      یعنی چای میاوردم براشون 

      شونشون ماساژ میدادم 

      بوسشون میکردم 

      هرچی میگفتن چشم میگفتم 

      پدرم موقع آشپزی عادت داشتن کل آشپزخونه رو منفجر کنن 

      ومن کوهی از ظرف میشستم ومراقب غذاشون بودم تا مبادا ناراحت بشن 

      هنوزم وقتایی که میرم خونه پدرومادرم چند مدل آش وغذا پختن وکنار گذاشتن که دخترم میاد بخوره یا ببره 

      ومن قبلا میخوردم اما از وقتی دراین دوره شرکت کردم گولشون میزنم
      >میگم بابا جون قربونت بشم به به دستت درد نکنه چقدر هوس کرده بودم 

      مگه میشه بخورمش میبرمش حیفه باید دست پخت بابا جونمو کم کم خورد لذت برد 

      ومیارم خونه میره داخل سطل آشغال خخخ

      خدا منو ببخشه 

      ولی دیگه میدونم راه فراری از نخوردن نیست 

      من همه رو میارم 

      خونه وهمیشه همسرم میگن چرا میاری وقتی میریزی  دور 

      میگم ناراحت نمیخوام بشه  من دورم ازش اون ناراحت بشه من اینجا خونه خودم فکرم خراب میشه 

      اگه با این دوره آشنا شده بودم دوران مجردیم حتما کلک های دیگه ای میزدم بهشون 

      و ناراحتشون نمیکردم چون وقتی آدم ازدواج میکنه تازه متوجه میشه که چقدر پدرومادر آدم تحت فشار روحی وجسمی هستن برای بچه هاشون وبا اینکه بچه ندارم کوهی از مسئولیت کمرمون خم کرده حالا بچه هم بیاد دیگه هیچی 

      حالا خورده ای به این دوستمون آقا عطا گرامی نیست 

      چون واقعا اونقدر ازشون درس گرفتم از همین یه نوشتشون که تصمیم گرفتم فالوور ثابتشون بشم واستفاده کنم از نوشته های این برادر گرامیمون 

      وبه زودی شاهد موفقیت هاشونم هستیم به لطف خدای مهربان 

      اینم بگم استاد جان 

      که من وقتی داشتم این فایل گوش میکردم گشنم شد وتصمیم گرفتم برم صبحونه بخورم 

      و وقتی دیدم چقدر ایشون ترکیب های درست وعالی به کار بردن منم تصمیم گرفتم نخورم چون داشتم ویدیو شما رو میدیدم 

      وحواسمو بدم به درستون 

      ونخوردم وبعد تموم شدن این فایل صبحانمو خوردم 

      وبا خودم گفتم نمیخورم چون دارم ویدیو میبینم 

      نمیخورم چون چاییم خیلی داغ 

      نمیخورم چون دوست دارم تمرکز کنم روی درسم وآگاهی که دارم یاد میگیرم 

      واینو مدیون دوست عزیزمون وفایل بینظیرتون هستم استاد جان 

      واقعا سپاسگزارم وخداوند رو سپاس میگم که اینطور محبت ومهربانی وبخشندگیشو ارزانی من وهمه انسان ها میکنه 

      با آرزوی بهترین ها برای همگی دوستان عزیزم وشما استاد گرامی ومهربان وعزیزترینم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        ۱۴۰۱/۱۱/۱۱ ۰۵:۴۱
        مدت عضویت: 2568 روز
        امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        سلام فرشته جان چه طوری دوست عزیز دنبال میکنید ممنون میشم به من هم یاد بدید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فرشته مهربانF.s
          ۱۴۰۱/۱۱/۱۱ ۱۶:۵۰
          مدت عضویت: 2240 روز
          امتیاز کاربر: 12525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 58 کلمه

          سلام خدمت شما دوست خوب وعزیزم منیره خانم گل 

          بله باکمال میل 

          درقسمت پایین اسم هر نوشته هر شخصی قسمت آبی رنگی وجود داره که نوشته دنبال کردن نویسنده 

          درصورتی که روی اون کلیک کنید فرد مورد نظر دنبال خواهید کرد واگه دوباره کلیک کنید از حالت دنبال کردن یا به اصطلاح فالو کردن درمیاد 

          امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره دوست خوبم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار منیره.ف
            ۱۴۰۱/۱۱/۱۴ ۱۶:۱۸
            مدت عضویت: 2568 روز
            امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 2 کلمه

            ممنون عزیزم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۰ ۰۸:۲۵
      مدت عضویت: 2067 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 337 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان 

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان همراهم 

      خوشحالم که خداوند منو به دیدن این فایل هدایت کرد واولین قسمت از بخش جدید سایت گنج پنهان رو دیدم خیلی خیلی عالی بود فوق العاده بود

      استاد با این بخش جدید شما انگیزه منو برای نوشتن در سایت هزار برابر کردین واین کار شما نشون می ده برای ما اهمیت زیادی قاعل هستین وبازم اهمیت وضرورت نوشتن رو برامون یادآور می کنه که چقدر می تونه کمک‌کننده باشه به آقای عطا هم تبریک می گم منم از شنیدن دیدگاه شما خیلی لذت بردم وحتما با این پشت کار وانگیزه موفق می شین والبته موفق شدین همین که تا این اندازه آگاهی کسب کردین خودش موفقیت بزرگی هست

      منم قبلا چالش اینو نخوردم شرکت کردم ولی متاسفانه تا آخر ادامه ندادم همون جلسات اول روی عادتی که ازش راضی نبودم کار کردم وخیلی خوب پیش رفتم اما تا آخر نرفتم وامروز تصمیم گرفتم حتما برم واز اول چالش رو شروع کنم 

      چیزی که استاد راجب رفتارهای افراد متناسب گفتن منو یاد گفته همسرم انداخت که اکتبر اوقات که شب میاد خونه می گه وقت نکردم سر کار غذا بخورم نه صبحانه نه نهار در حالی که رستوران داره وکلی غذا در روز سرو می کنن واین حرفش همیشه برای. من تعجب انگیزه اینکه یعنی چی وقت نمی کنم مگه می شه با اون حجم وتنوع از غذا تو ترغیب نشی چیزی بخوری تازه شبم که میاد با یه میوه خوردن تا شام آماده بشه باز کلی وقت می بره تا چیزی بخوره بیشتر وقتا کار بیرون داره وتا ده شب هم نمیاد واون هنوز چیزی نخورده اما اگه من باشم هرگز نمی تونم تحمل کنم البته الان دیگه مثل گذشته نیستم وبرام قابل درک شده ومی دونم چرا اینجوریه اون غذا رو فقط وفقط برای رفع گرسنگی می خوره نه برای رفع خستگی یا تشنگی یا آروم شدن اعصاب یا کنترل هیجان یا…… خیلی دلایل دیگه که همیشه منو ترغیب به خوردن در وقت سیری کرده 

      امیدوارم یه روزی تو این بخش جدید سایت استاد دیدگاه منو هم برای بقیه شما بخونن 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم