از بدهکاری و ناامیدی تا تناسب اندام با ذهن
🌟 رویایی که توسط کاهش وزن با قانون جذب به واقعیت تبدیل شد
اگه کسی تو سال ۱۳۹۳ بهم میگفت که یه روزی لاغر میشی بدون رژیم، بدون ورزشهای سنگین، بدون دارو و دمنوش، فقط با کار روی ذهنت، احتمالاً با یه لبخند تلخ نگاش میکردم و میگفتم:
«اگه قرار بود لاغر شم، تا حالا شده بودم!»
داستان لاغری من
اون روزا ۳۲ سالم بود، وزنم حدود ۱۳۵ کیلو بود و از همهچی خسته بودم. چاقی یه طرف، بدهی و فشارهای زندگی طرف دیگه. اصلاً تو اون حال و هوا، کی دل و دماغ لاغر شدن داره؟
آشنایی من با قانون جذب از جایی شروع شد که دنبال یه معجزه مالی بودم. فقط میخواستم یه راه نجات از فشار بدهی پیدا کنم. اما نمیدونستم قراره این مسیر، زندگی منو از ریشه متحول کنه. نه فقط جیبم رو، بلکه ذهنم رو… و بعد، بدنم رو.
📜 یادمه اولین باری که نشستم تمرین معروف “۱۰۷ آرزو” رو بنویسم، اولیش پرداخت بدهی بود. دومیش درآمد بیشتر. سومیش یه خونه کوچیک. اما…
❌ لاغری تو لیستم نبود!
با اینکه سالها دنبال لاغر شدن بودم، اما انقدر از رژیمها و دمنوشها و برنامهریزیهای شکستخورده خسته شده بودم که دیگه جرئت نداشتم لاغر شدن رو آرزو کنم.
ولی وقتی شروع کردم تمرینهای ذهنی برای جذب پول، کمکم اتفاقات جادویی افتاد. بدهیهام کم شد، احساس سبکی درونم بیشتر شد، باورم به خودم برگشت…
و یه روز، یه فکر برقمانند اومد تو ذهنم:
«اگه قانون جذب توی پول جواب داد، چرا برای لاغری جواب نده؟»
🔮 اون لحظه برام مثل کشف یه سیارهی جدید بود! هیچ دورهای نبود، هیچ کتابی نبود، هیچ مثالی نبود. فقط یه باور بود و یه ذهن کنجکاو.
شروع کردم به تمرین. نوشتم، تجسم کردم، خودمو در حال تناسب تصور کردم، باور ساختم. نه فقط یه بار. هر روز. مثل یه پروژهی تحقیقاتی روی خودم.
اول هیچ اتفاقی نیفتاد.
نه وزن کم شد، نه سایز. ولی یه چیزی درونم تغییر کرده بود. دیگه عجله نداشتم. دیگه به خودم گیر نمیدادم. داشتم با خودم رفیق میشدم.
و بالاخره… سال ۹۵ شروع شد و باهاش یه فصل جدید توی زندگیم.
دیگه آدمها بهم میگفتن: «چه سبک شدی!»
منم فقط لبخند میزدم. چون میدونستم این فقط وزن نیست که داره کم میشه، این باورهای محدودکننده منه که دارن میریزن…
من کاهش وزن با قانون جذب رو تجربه کرده کردم.
نه رژیم گرفتم، نه از گرسنگی ضعف رفتم.
نه تو باشگاه جون کندم.
فقط ذهنمو عوض کردم.
و وقتی ذهن عوض میشه، همهچی عوض میشه…
🧠 این تجربه برام اونقدر شیرین و عجیب بود که نتونستم فقط برای خودم نگهش دارم.
اول یه گروه تلگرامی سهنفره.
بعد چندتا دوست، بعد چندتا فامیل، و حالا صدها و هزاران نفر دارن از “کاهش وزن با قانون جذب” استفاده می کنند و متحول میشن.
و تویی که الان این متن رو تحت عنوان کاهش وزن با قانون جذب میخونی…
اگه بارها رژیم گرفتی و شکست خوردی…
اگه بدنت رو سرزنش کردی…
اگه به خودت گفتی «من نمیتونم»…
📣 بدون! این یه مسیر جدیده.
یه راهیه که نه با اجبار، بلکه با عشق، آگاهی و باور طی میشه.
تو هم میتونی کاهش وزن با قانون جذب رو تجربه کنی.
کافیه اول توی ذهنت، خودت رو لاغر ببینی…
کافیه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دوست شی…
و من اینجام، تا با تجربهی واقعی خودم بهت نشون بدم:
🌈 کاهش وزن با قانون جذب ممکنه!
و حتی از چیزی که فکرش رو میکنی، راحتتر و زیباتره…
📅 تو سال ۱۳۹۳ وزنم حدود ۱۳۵ کیلو بود. با اینکه سالها برای لاغر شدن تلاش کرده بودم، با رژیم، ورزش، دمنوش، سرزنش… اما یه نکتهی عجیب وجود داشت:
🌟 لاغری حتی جزء آرزوهای من هم نبود!
آره، درست خوندی. من با اینکه از چاق بودنم بدم میاومد و حتی بهخاطر مشکل قلبیام مجبور بودم لاغر بشم، ولی هیچوقت تو لیست آرزوهام ننوشتم: «میخوام لاغر بشم».
یه روز که داشتم گذشتهمو مرور میکردم، این سوال مثل پتک خورد تو ذهنم: ❓ چرا؟ چرا با اینکه اینهمه دلم میخواست لاغر شم، حتی توی لیست آرزوهای ذهنیم هم جاش ندادم؟
و جوابش تلخ بود ولی واقعی:
❌ چون اصلاً باور نداشتم که لاغر شدن ممکنه.

تو ذهنم، لاغری یه افسانه بود… نه یه هدف واقعی. حتی بهعنوان یه آرزوی محال هم نمینوشتمش. چون ته دلم میگفتم:
«اگه میشد لاغر بشم، تا حالا شده بودم!»
اما همهچی وقتی تغییر کرد که با قانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم. کمکم فهمیدم لاغر شدن اول از ذهن شروع میشه، نه از رژیم و باشگاه. و چیزی که سالها باور نداشتم، شد واقعیتی شیرین تو زندگی من.
✨ کاهش وزن با قانون جذب یعنی اول توی ذهنت خودتو متناسب ببینی، بعد بدنت دنبالش راه میافته…
و حالا میدونم:
✅ اگه لاغری رو حتی بهعنوان یه آرزو نمینویسی، احتمالاً هنوز بهش باور نداری…
ولی خبر خوب اینه که با کار روی ذهنت، همهچی از نو شروع میشه.
تلاش برای لاغر شدن
تلاش من برای لاغر شدن از دوران راهنمایی که به مدرسه غیرانتفاعی رفتم شروع شد 🏫. مدرسهمون برنامههای ورزشی و تفریحی متنوعی داشت 🏀🏊♀️ و من اونجا متوجه شدم به خاطر چاق بودنم نمیتونم مثل بقیه دوستام فعالیت کنم 😓. معلم ورزش بهم پیشنهاد کرد که رژیم بگیرم تا بتونم مثل بقیه بچهها بازی کنم.
سالها برای لاغری از رژیمهای مختلف استفاده کرده بودم 🥗، چند بار هم سعی کردم با ورزش یا پیادهروی وزن کم کنم 🚶♀️💪 ولی هر بار فقط یه مقدار کم میکردم و بعد از رها کردن، دوباره چاق میشدم 🔁.
حتی داروهای عطاری و وسایل ورزشی خونهگی هم فایدهای نداشتن 😤. کمکم به این نتیجه رسیدم که شاید اصلاً راهی برای لاغری وجود نداره! چون اگر راهی بود، من که این همه تلاش کرده بودم، باید موفق میشدم 🤷♀️.
در سالهای اول، هر وقت نمیتونستم رژیم یا ورزش رو ادامه بدم، خودمو سرزنش میکردم 😞. اما بعدتر، بهخاطر پشتکارم، مطمئن شدم که مشکل از اراده من نیست، بلکه شاید راهِ درست رو نمیرم 🤔.
چند ماه شبانهروزی مشغول مطالعه درباره قانون جذب و قدرت ذهن شدم 📚✨ و از این کار لذت میبردم. اما چون فعالیت فیزیکیم کم شده بود، چاقتر شدم 😬. فکر میکردم کمتحرکی عامل اصلی چاقیه، پس برام عجیب نبود.
حدود ۱۰ ماه گذشت و نتایج عجیبی در زندگیم شروع شد… درآمدم بهتر شد 💸، بدهیهامو صاف کردم 💳 و باورم نسبت به تواناییهام تغییر کرد 💫. فهمیدم میتونم شرایط زندگیم رو تغییر بدم و انگیزهام برای پیشرفت بیشتر شد 🚀.
در همین زمان، به شکل معجزهواری، یه ایده جرقه زد: شاید بشه از همین قانون جذب استفاده کرد و کاهش وزن با قانون جذب رو هم تجربه کنم! 🧠💡
با اینکه هیچ منبع یا دورهای درباره «لاغری با ذهن» یا «کاهش وزن با قانون جذب» پیدا نکردم 📖❌، تصمیم گرفتم خودم تمرین بسازم. هر چی از قانون جذب میفهمیدم، به تمرینات ذهنی برای لاغری تبدیلش میکردم 📝🧘♀️.
هفتهها گذشت، و با اینکه توی جسمم تغییر زیادی نمیدیدم، امیدوار بودم 🙏. چون توی موضوع مالی هم اولش چیزی عوض نشده بود ولی بعدش معجزه شد. پس به مسیرم برای کاهش وزن با قانون جذب ایمان داشتم ❤️.
اوایل سال ۹۵، اولین نشونههای لاغری واقعی توی جسمم ظاهر شد 👗🎉. اطرافیان میگفتن: «وای لاغر شدی!» و این حرفها بهم انگیزه میداد ✨.
چند ماه گذشت و هر ماه لاغرتر شدم 😍. بدون رژیم سخت، بدون ورزش افراطی، فقط با کار روی ذهنم!
تابستون ۹۵، با اصرار دوستانم یه کانال تلگرام زدم 📲 و ایده «لاغری با ذهن» به صورت یه گروه سه نفره کوچیک شروع شد. اما…
خیلی زود دو نفر خسته شدن و رفتن 😅. اما یه دوست قدیمی عضو گروه شد، هیچی از مطالب نفهمید، ولی همسرش که اضافهوزن داشت عضو شد و 🔥 این شد نقطهی شروع آموزش کاهش وزن با قانون جذب و سایت تناسب فکری.
اون خانم مطالب رو خوند، لذت برد، و چند نفر دیگه رو دعوت کرد. گروه چند صد نفری شد! 🧑🤝🧑👭👬 و من شروع کردم به نوشتن منظم مطالب درباره کاهش وزن با قانون جذب 🖊️.
یه روز اعضا گفتن: «کاش فایلها صوتی بود!» 🎧 و این شد ایدهی ضبط اولین فایلهای صوتی لاغری با ذهن.
با سوالات اعضا، درک من بیشتر شد 📈. وقتی بهشون جواب میدادم، بیشتر تحقیق میکردم، بیشتر فکر میکردم، و درک عمیقتری از کاهش وزن با قانون جذب پیدا کردم 💡🧠.

📸 این تصویر مربوط به شهریور ۹۵ هست… زمانی که کاهش وزن و سایز قابل توجهی داشتم ✨. اون موقع، به خاطر اینکه آموزشهای کاهش وزن با قانون جذب رو ارائه میدادم 🎙️، فرمولهای ذهنی متناسبکننده توی ذهن خودم هم بهتر و بهتر تثبیت میشدن 🧠💪.
به همین خاطر روند لاغریم خیلی روانتر و مداومتر از قبل ادامه داشت 🌀.
اما الان که به این عکس نگاه میکنم… راستش یه کم متعجب میشم 😅. چون با چشم امروز، خودم رو هنوز یه فرد چاق میبینم 🫣. و برام جالبه که با این اضافهوزن چطور درباره لاغری برای دیگران صحبت میکردم! ولی چیزی که باعث میشد اطرافیان دائم ازم بپرسن:
❓ «چیکار کردی که اینقدر تغییر کردی؟!»
📏 کاهش سایز محسوسی بود که نسبت به دو سال قبل پیدا کرده بودم.
اونایی که از طریق تلگرام آموزشهام رو دنبال میکردن، بیشتر از اینکه دنبال تغییرات جسمی من باشن، عاشق خودِ آموزشهای کاهش وزن با قانون جذب شده بودن 💖. چون این آموزشها یه ویژگی خاص داشتن:
🌟 باورهای ذهنیشون رو تغییر میداد و باعث بهبود شرایط کلی زندگیشون میشد—نه فقط وزنشون! احساسی و ایجاد امید و انگیزه برای لاغر شدن در آنها شده بود.
🌟 به مرور زمان، افرادی که از سال ۹۵ همراه آموزشهای لاغری با ذهن بودن، کمکم نتایج فوقالعادهای در خودشون دیدن 💃 و با هیجان در گروه تلگرامیمون از تغییراتشون مینوشتن ✍️. بعضیها حتی عکسهای قبل و بعدشون رو منتشر میکردن 📸. این کار نهتنها انگیزه خودشون رو بیشتر میکرد، بلکه مثل آتیش تو هیزم خشک، دل بقیه رو هم روشن میکرد🔥 که «ما هم میتونیم لاغر بشیم!»
💬 با این موج از انگیزه و امید، اعضای گروه تلگرام روز به روز بیشتر میشدن و اسم گروه رو گذاشتیم:
🎉 تالار مجلل لاغری با ذهن! 🎊
بعد از فیلتر شدن تلگرام این گروه به منظور افزایش تمرکز بر سایت تناسب فکری منحل شد ولی سال گذشته گروهی در تلگرام تحت عنوان دورهمی لاغری با ذهن تشکل شد که محل گفتگوی هنرجوهای کاهش وزن با قانون جذبه.
💫 با افزایش تعداد کسانی که از آموزشهای کاهش وزن با قانون جذب نتیجه گرفته بودن، اتفاق جالبتری افتاد:
هر هفته دو یا سه شب، ساعت ۱۱ شب، مراسمی برگزار میشد که بهش میگفتیم “رونمایی از شگفتیسازان” ✨.
اون فرد خاص تصویر تغییرش رو همراه با یه متن انگیزشی منتشر میکرد، و تصور کن چه غوغایی تو گروه به پا میشد! 🎇
صدها پیام تبریک 🎈، تشویق👏، عشق و انگیزه بین اعضا رد و بدل میشد 💌.
🙏 به لطف خدا، هر روز شرایط بهتر میشد.
🌱 هر روز دهها نفر به گروه اضافه میشدن
📷 و هر هفته چند تا عکس شگفتیساز جدید منتشر میشد.
این اشتیاق همهجانبه، به من هم انگیزه بیشتری داد برای اینکه درک خودم از کاهش وزن با قانون جذب رو عمیقتر کنم و نتایج بهتری بگیرم 💡.
🎯 برای همین، در آبان ۹۵ تصمیم گرفتم مغازه ابزار و یراقی که داشتم رو جمع کنم و تمرکزم رو بذارم روی آموزشهای کاهش وزن با قانون جذب.
⏳ ماهها گذشت و اوضاع بهتر و بهتر شد، تا اینکه تصمیم گرفتم برای ارائه بهتر محتوا، سایت اختصاصیام رو راهاندازی کنم:
🌐 سایت تناسب فکری
📅 اواسط سال ۹۶ بود که سایت بالا اومد و آموزشها کمکم از تلگرام به سایت منتقل شد. همزمان با مدیریت گروه و کانال تلگرام، کار بهبود و گسترش سایت تناسب فکری هم شروع شد.
✍️ نوشتههای متنی، 🎥 ویدیوهای آموزشی، و صفحات متنوع آموزشی روز به روز بیشتر شدن.
📌 تا اینکه اوایل ۹۷ و با فیلتر شدن تلگرام، تمام تمرکز آموزشی ما روی سایت تناسب فکری قرار گرفت.
✨ این تمرکز باعث شد محتوای آموزشی کاهش وزن با قانون جذب حرفهایتر، عمیقتر و کاربردیتر بشه.
🎥🎙️ ویدیو، فایل صوتی، متن و راهکارهای عملی برای لاغری با ذهن، همه جمع شدن زیر سقف تناسب فکری 🏠.
📆 امروز که این متن رو مینویسم، سوم اردیبهشت ۱۴۰۴ هست و ۱۱ سال از آشنایی من با قانون جذب و قدرت ذهن گذشته.
🤯 باورم نمیشه اون آشنایی ساده با قانون جذب باعث لاغری بشه… و از اون مهمتر، لاغر شدن بتونه تا این حد ابعاد مختلف زندگی من رو متحول کنه 🌈.
🎉 امروز، تولد ۱۱ سالگی مسیر تحول زندگی منه…
و راستش رو بخوای، هیچ شباهتی بین امروز و روز اول وجود نداره! نه فقط ظاهری، بلکه از ریشه فرق کردهام! 🌱
👤 از نظر جسمی…
اصلاً شبیه اون آدمی که روز اول وارد این مسیر شد نیستم. بدنم حالا سبکتره، سالمتره، سرحالتره 💪.
💫 از نظر شخصیتی…
اون آدم خجالتی و پر از تردید، حالا جاش رو داده به فردی قوی، بااعتمادبهنفس، که باور داره «ممکنه!» ✨
🧘♀️ از نظر احساس آرامش، اعتماد به نفس و خودباوری…
انگار از شب به صبح رسیده باشم. امروز در آرامشی هستم که اون روز حتی تصورشم برام سخت بود 🌊.

🌍 از نظر آزادی مالی، زمانی و مکانی…
دیگه مجبور نیستم هر روز سر کاری برم که دوستش ندارم. امروز کاری رو میکنم که عاشقشم و هرجا که باشم، کارم باهامه 💻🌴.
🌟 سایت تناسب فکری (tanasobefekri.net) با هزاران عضو، هزاران شرکتکننده و صدها تصویر شگفتیساز، هیچ شباهتی به اون روزای اول نداره. اون موقع فقط یه گروه تلگرامی ساده بود… امروز یه خونهی گرم برای کاهش وزن با قانون جذبه 🏡🧠.
🪴 و همهی اینها…
فقط بخش کوچیکی از ثمرهی بذریه که ۱۱ سال پیش، به لطف خدای مهربون، در ذهن و قلب من کاشته شد…
🌱 بذر کاهش وزن با قانون جذب.
ادامه دادن، ادامه دادن و باز هم ادامه دادن تنها رمز موفیت من و همه افرادی است که با استفاده از قدرت ذهن خود لاغر شدند.
- ادامه دادن برای یادگیری آموزش های کاهش وزن با قانون جذب.
- ادامه دادن برای درک کردم و انجام بهتر تمرینات لاغری با ذهن.
- ادامه دادن برای بهبود عملکرد و همسو کردن افکار با رفتار که منجر به تغییر جسم می شود.
از معجزه ادامه دادن برای خلق نتایج عالی و تجربه شگفتی ساز شدن استفاده کنید.



حاصلِ ترکیبی طلاییه:
📚 آموزشهای لاغری با ذهن + 🔁 معجزهی ادامه دادن
تحقق رؤیای لاغری
در ۳۲ سالگی، لاغر شدن حتی توی رؤیاهای شبانهم هم جایی نداشت اما امروز، در ۴۵ سالگی، با تمام وجود باور دارم که:
🌟 لاغر شدن، رؤیایی نیست؛ یه واقعیت ممکنه!
وقتی در مسیر «کاهش وزن با قانون جذب» وارد شدم، همهچی تغییر کرد…
دیگه لاغر شدن یه آرزوی دور از دسترس نبود،
بلکه یه تصمیم ممکن بود،
یه مسیر روشن که فقط کافیه قدم برداری 🚶♀️🧠
با آموزشهای «کاهش وزن با قانون جذب» یاد گرفتم چطور از درون تغییر کنم، و حالا باور دارم:
✨ هر کسی که ادامه بده، میتونه به رویای متناسب شدنش برسه…
این معجزه، نتیجه ترکیب استفاده از آموزش های لاغری با ذهن و معجزه ادامه دادن می باشد.
از اون روز به بعد، دیگه هیچوقت مثل قبل نشد.
هرچی بیشتر آموزش میدادم، خودم هم بیشتر متناسب میشدم. یه جور حس عمیق درونی داشتم که کاهش وزن با قانون جذب، فقط یه روش برای لاغری نیست… یه مسیر برای تبدیل شدنه. تبدیل شدن به بهترین نسخهی خودت. نسخهای که از درون سالمه، قویتره، شادتره و آزادتر.
🎯 برام روشن شده بود که چاقی فقط نتیجهی پرخوری نیست. چاقی یه علامته؛ نشونهای از ذهنی که داره تلاش میکنه با غذا احساساتش رو کنترل کنه. یه ذهن پر از نگرانی، استرس، ترس از آینده، و حتی خاطرات زخمی گذشته…
و وقتی ذهن رو آروم میکنی، وقتی باورهای چاقکننده رو یکییکی میشناسی و رها میکنی، بدن خودش راهش رو پیدا میکنه.
من دیگه نه از غذا میترسیدم، نه وسواس کالری داشتم، نه از شکمم خجالت میکشیدم. با خودم آشتی کرده بودم. به ذهنم اعتماد کرده بودم. و ذهنم هم به من اعتماد کرده بود.
🌀 کاهش وزن با قانون جذب برای من یه انقلاب بود. انقلابی درونی، که باعث شد هم از بدهی خلاص شم، هم از چاقی، هم از اون حس ناامیدی که سالها باهام بود.
الان که اینو مینویسم، هزاران نفر با استفاده از روش “کاهش وزن با قانون جذب سایت تناسب فکری” متحول شدن. خیلیها نهتنها وزن کم کردن، بلکه اعتمادبهنفس، شادی، سلامتی و آرامش رو هم تجربه کردن.
و همهچی از یه لحظه شروع شد…
یه لحظهی ساده که با خودم گفتم: «شاید بشه با ذهن هم لاغر شد.» «شاید بشه کاهش وزن با قانون جذب» رو واقعی کرد
شاید تویی که الان داری اینو میخونی، توی همون لحظه باشی.
📩 فقط کافیه باور کنی ممکنه. کافیه یه “شاید” کوچیک توی دلت جرقه بزنه. و اگه اون جرقه رو دنبال کنی، شاید چند ماه بعد، تو باشی که داستانت رو برای بقیه مینویسی…
📣 پس اگه سالهاست لاغر نشدی، اگه همهچیز رو امتحان کردی، ولی هنوز نتیجه نگرفتی، بهت میگم:
✅ ایراد از تو نیست. فقط باید راه درست رو پیدا کنی.
✅ باید ذهنت رو هم وارد بازی لاغری کنی.
✅ باید از رژیم و اجبار دست برداری، و با عشق و آگاهی مسیرتو بسازی.
🧠 تناسب واقعی، از ذهن شروع میشه. از لحظهای که تصمیم میگیری متفاوت فکر کنی، متفاوت باور کنی، و متفاوت رفتار کنی.
و من اینجا هستم، تا قدمبهقدم همراهت باشم.
خوش اومدی به سرزمین لاغرها 💖🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.45 از 139 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام استاد عطارروشن
امیدلرم همیشه در سلامت کامل باشید واین تناسبی که سالهای زیادی درپی دریافتش بودی مبارکوجودتان باشه
برای خودم که تاره پاتواین مسیرگذاشتم همچین لحظه رواروزمیکنم
بر ای همه کسانیکه امدن تا مانند شما اول توذهن لاغریی درمرحله بعد درجسم شاهد چنین نمایشی زیبایی خدایی رو تماشا کنن
چیری که خدا به همه ما عطا کرده وخودمون به شکلی که هستیم تبدیل کردین اگرما توذهنمون دستکاری صورت نمیدادیم این زمان همه ما افرادی متناسب بودیم
ولی حالا برای خودم وهمه گروه خوشحال هستم که نشدنی که توفکروذهن ما بود تبدبل شدن وحتمی شدن خودشو نشون داده میشود اگه داره اگر به خودمون ارتباط داره من روزهایی که بععضی قسمتها وارددمیشد وافرادی که امدن ولی دل ندادن زمانن نزاشتن دوباره برگشتن میبینم
اطمینان هزاربرابرمیشه که انها دل ندادن یا زمان نزاشتن یا مشکلاشون زیادتراز فکرلاغریی بوده وگرنه که حتما ادامه میداندن وحالا نتیجه میگرفتن یا لاغریی درولویت زندگیشون نبوده ونگرنه چراافرادی که حدود چندسال هست دارن تواین فضا نفس میکشن تعدادزیادی نتیجه خوب کسب گردن
وییعض ها هنوز به موفقیت کامل دست پیدا نکردن من با زمان کمی که توسایت بودم نمتوانم به این باوره که اصلا نتیجه نمیده قبول ندارم من توهمین زمان کم هم نتیجه گرفتم چون من باهمه باورهای اشتباه کلی زمان میزارم که اصلا هشون کنم تا این همه موانع که وجود داره رو برطرف نکنم انتظاره ندارم فوری وزود به نتیجه عالی دست پپیدا کنم
اگه همه موانع رو پیدا کردم اطمیان دارم من هم به همین حس شما میرسم اینجا باید ازچیزهای که یادمیگیری تواطراف برگردی پیدا کنی دلیل برای خودت پیدا کنی که چرا وچگونه اون فرد درشریط هم انکون قراردار
کنکاش تواین بخش تاثیر بیشتری برای من داشته اول ذهنمو به فعالیت واداشته فکرم بازکرده ایده به ذهنم نفوض کرده
دیگا افکارهای اشتباهی که سالهای زیادی من رو به این شکل دراوردن رو به هیچ وج قبول ندارم شک ندارم یقین کامل دارم که اگه من دراین مسیر به نتیجه نرسم بطور یقین درهیچ جای دیگه نتیجه نخواهم گرفت
بودن دراین فضایی زیبا با احساسهای عالی رو بشدت دوست دارم بعضی روزها میگم چقور خدا من رو دوست داشت که به این سمت هدایت کرد فضایی فرح بخش ودلنواز که روح انسان رو جلا میده دید وفکر وعقل رو به تلاش وا میداره گوش رو به شنیدن اگاهی درست دعوت میکنه حرفهای که به انسان انگیزه واشتیاق میده همه من دراینجا کسب کردم ازشما بخاطر دریافتی خوبی که به من دادید وباعث شدید اگاهی دریافتیم درزمان کم به این حدتشکر دارم
زمانی رو که فبل ازاین درپی یافتن یی مشت حرفهای بی ارزش تلف کردم وهیچ نتیجه یرای من نداشت رو خدود۴ ماه هست به کل کنارگذاشتم تمام وقت وزمان خودم درپی یادگرفته خودم توسایت هستم با مراجعه به بخشهای مختلف خودم امتحان مبکنم بینم چقدر اگاهی درست کسب کردم
خدا پشت وپناهتون یاحق حق نگهدارتون
سلام استاد عزیز و دوستان گرامی
مطالب رویایی که به واقعیت تبدیل شد و کامنت های خوب و پر بار دوستان رو خوندم
خیلی لذت بردم و انگار همش گفته ها و عقیده ها و باورهای من بود
من مطالب دوره ها رو دقیق نخوندم و گوش نکردم با اینکه از اول راه استاد باهاشون بودم و همه ی خاطراتی که تعریف کردن که چه جوری بوده و چه جوری شده رو من شاهد بودم و تولد سایت رو تبریک میگم
اما متاسفانه من خوب پیگیری نکردم
حالا بعد ۷ سال دوباره برگشتم تا روی این روش بیشتر کار کنم و بهش توجه کنم
یه چیزی رو امروز صد در صد فهمیدم که این روش لاغری با ذهن بهترین و آسونترین و کاملترین روش برای تناسب اندام ه
یه چیز دیگه هم اینکه من که پیگیری نکردم و هرروز این موضوعات و مطالب رو پیگیری نکردم نتیجه ای نگرفتم و گرنه باید نتیجه رو تو خودم میدیدم و لاغر و متناسب میبودم
یه چیز دیگه هم اینکه واقعا واقعا قدرت اصلی دست خداست
چه جالب الان این جمله یا بهتر ه بگم باور اومد تو ذهنم که من همیشه میگفتم و میگم که ( خدا هم نمیخواد من لاغر شم ) چون هر جا بودم و میرفتم خوراکی های خوشمزه دنبالم میومدن همه ی فامیل و دوستانم یا پدر خدابیامرزم میگفتن تو پر روزی هستی و این روزی تو بوده و از پولی که کار کرده بود برام خوراکی میخرید یا مثلا غذاهایی که دوست داشتم یا حتی فکر خوردنشون میکردم مثل برق بهم میرسیدن
یه موضوع مهم دیگه هم اینکه هر وقت میام لاغری رو پیگیری کنم و برم تو خط ش
بعد چند روز یادم میره یا کاری پیش میاد که مطالب رو دنبال نمیکنم و فراموشی مطلب جالبی در انسانه و ریشه ی کلمه ی انسان هم از نسیان میاد ولی آگاهانه تصمیم میگیرم لاغری رو فراموش نکنم
امروز اومدم اینجا برای خودم رد پا بزارم و بگم از اول بهمن تقریبا هر روز پیگیری کردی و فایل های استاد عطار روشن رو که دانلود کردی لااقل گوش کردی
و چقدر خوبه و از خودت راضی هستی
باورم نمیشه پاها و زانوهایی که اصلا خم نمیشد روز ۷ بهمن دوسه بار به راحتی خم شد هر لحظه امتحان نمیکنم که ببینم باز هم خم میشند ولی مطمئن هستم دارند بهتر میشند
امروز ۹ بهمن متوجه شدم که من هر روز به اندازه غذا خوردم هر وقت گشنه شدم خوردم تا شیطونک ذهن م میاد بگه تو فعلا کم خوردی چند روز دیگه ولش میکنی میگم نه عزیزم من گرسنه نموندم تنقلات هم خوردم فقط به اون رشته های عصبی مغزم که پیغام سیری میدن توجه میکنم الان مابین این کامنت نوشتنم ساعت ۳/۳۳عصر غذا خوردم حس خوبی دارم چون به بدنم انرژی رسوندم
راحت بدون حس انباشتگی دارم مینویسم
مطمئن هستم همیشه نعمت های پر تنوع خدا هست من روزی دارم هيچ کس روزی منو مصرف نمیکنه از سهم من از نعمت پروردگار م چیزی کم نمیشه
البته یه موضوع دیگه هم هست چون معمولا میگفتم حیفه نعمت خدارو دور بریزم میخوردمشون حالا دیگه آگاهانه میدونم این خاطرات الکی هستن و طبق عادت و باور و عقیده و حرف و حدیث و …. میان بالا و متاسفانه من هم بهش عمل میکردم دیگه آگاهانه تصمیم میگیرم که درست فکر کنم
هر لحظه حس میکنم چربیهای دور شکمم دارن میریزن واقعا آب شدن شون رو حس میکنم
خدای خوبم از این که استاد عزیز و دوستان خوب تو این مسیر همراهم هستن سپاسگزار تو خدای مهربان و سپاسگزار استاد عطار روشن و همگی اعضای سایت و هرکی داره این متن رو هر موقع میخونه هستم
خدای جانانم من امید به فضل و رحمت تو دارم همونطور که امروز فایل هوای مه آلود شهر دزفول ( تعقیر شرایط جوی ) رو و قدرت تو رو خدا جونم دیدم و دوباره این فایل نکاتی بهم یادآور شد که من بایداز سرزمین چاقی به سرزمین لاغری که دوستش دارم مهاجرت کنم یاد آور شد که فضا ی ذهن من باید هر لحظه شرایط پایدار خود رو بسازه با کمک خدا و خودم
یادآور شد که حالا دیگه ( خدا میخواد که من جمیله لاغر بشم )
خدا جونم ممنونتم خدا جونم دوستت دارم
خدا جونم منو به خاطر همه چی ببخش خدا جونم به خاطر همه چی متاسفم
الان از روز اول بهمن ۱۴۰۱ رو قسمت دوم و سوم مستند مغز ( دوره ی اصلاح پرخوری در مغز ) کار میکنم
به کلمه به کلمه و جمله به جمله ی پروفسور و استاد و تصاویر مستند فکر میکنم ومینویسمش
و این ها رو مینویسم که دوباره بیام و نتیجه ی آگاهی ها رو آگاهانه بنویسم و از خدا و استاد و خودم تشکر کنم
وامیدوار م این نوشته به کسی کمک کنه و از اون دوستان هم تشکر کنم که وقت گذاشتن و خوندن
به امید مهاجرت دایم به سرزمین لاغری و گرین کارت داشتن آمریکا که عاااااشق هر دوتا شونم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم .
به شما تبریک میگم
امروز با خوندن نوشته های شما انرژی در درون من به وجود اومد که همه ما توانایی خلق کردن داریم فقط باید خودمون رو باور کنیم.
باید ایمان بیاریم که اگر تعداد زیادی و استاد عطا روشن توانسته این همه از وزن خود را کم کنه من هم میتونم هم خوش اندام ومتناسب بشم وهم شخصیتشان را تغییر بدهم .
با شور و اشتیاق در این مسیر الهی قدم بر میدارم و ادامه میدهم .
سلام اقای عطا روشن عزیز
دوست و همراه خوب من
واقعا اینجا کلمه من را یاری نمیکند برای گفتن این همه زیبایی
منهمیشه گفتم معجزات خدا پایان نداره
خیلب خیلب تبریک عرض میکنم 🌹
و آرزوی بهترینها را برای شما بهترین دارم .
امیدوارم بتونم روزی چون شما شاهکاری را خلق کنم .
به امید دیدار دوست عزیرم
پسر مهربونم
یار زمانهای خوب زندگی من
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و همه ی دوستانِ خوب سایت
اول از همه گذشت ۸ سال از تغییر افکار و زندگیتون رو و این تناسب اندام عالیتون رو ازصمیم قلبم تبریک میگم تحسینتون میکنم و سپاسگزارم که این آگاهی هارو باماهم به اشتراک گذاشتید و باعث تحول فکر و جسم خیلی از ماها شدین
من از همراهان پروپاقرص سایت شما بودم و باجدیت ادامه میدادم تااینکه یه مشکلی پیش اومد برام و نباید زیاد هم به صفحه گوشی نگاه میکردم بخاطر همین ازسایت دور شدم اما…. اینمدت بیشتر فایل های صوتی رو گوش میدادم و روزی یکی دوتا از کامنتای خیلی قوی و مورد علاقم رو که تو دفترم یادداشت کرده بودم نکات مهمشون رو مطالعه میکردم .اما از امروز باز هم برگشتم به جمع این خونواده ی دوست داشتنی
یه موضوع خیلی مهمی رو خواستم بگم استاد . درباره ناب بودن اموزش هاتون و اینکه تاچه حد رو ذهن من تاثیر داشته که حتی چندماه در محیط سایت نبودم و نسبت به قبل ذهنم خیلی کمتر درگیر آموزشا بوده اما هنوز فرمولای لاغری در من بخوبی داشتن عمل میکردن تاجایی که من حتی یک گرم چاق که نشدم هیچ حدود ۲کیلو نیم کیلو هم وزن کم کردم و پایین تنم بدون اینکه روحم خبر داشته باشه جمع شده بود که شلوارمو بدون کمربند نمیتونستم بپوشم .باهمون غذا بدون تغییر هیچ فاکتور خاصی .
این درحالیه که قبلا که ذهنم پره فرمول چاقی بود به محض اینکه رژیم یا ورزشمو ول میکردم با سرعت برگشت وزن داشتم . اما الان تواین چندماهه ترس از غذا و ترس از چاقی درمن وجود نداشته یا اگر احیانا لحظه ای به ذهنم خطور میکرد فورا خودم با منطق و یادآوری حرفای شما قانعش میکردم .حساسیتم به کل قطع شده نسبت به مقدار غذا نوع غذا و… انگار که یه فرد کاملا متناسبم در مواجه باغذاها و کلا مباحث مربوط به لاغری . این وسواس های الکی و استرس های شدید دیگه درمن وجود نداره
اینارو نگفتم که کم کاری ها توجیه بشه یا بقیه هم مثل من یه مدت برن و برگردن آب از آب تکون نمیخوره .نه چون ذهن های ما باهم کاملا متفاوته از لحاظ فرمولایی که داره.ممکنه ینفر بعد چندسال هنوز فرمول هاش خوب تعییر نکرده باشن و مجدد عمل کنن
اینهارو برای این گفتم که به دوستای گل سایت ثابت بشه که چقدر تاثیر گذاره این آموزشا و اگه خوب کار بشه و عمیقا بشینه تو مغز امکان نداره نتیجه نده . یه چیز دیگم این اموزشا داره که ذهن رو جوری باز میکنه که بعد ازون هرروش دیگه ای رو میشنوی نه تنها باورت نمیشه خندت هم میگیره .
چندروز قبل تویه جمع خانومانه نشسته بودیم هنوز هم داشتن درباره خوردن یا نخوردن سس برنج و نون تو وعده شام حرف میزدن و بهم دیگه دستورالعملای غلط میدادن و من شکر خدا دیگه یکدرصد هم احساسم بد نشد. که نکنه راست میگن نکنه راه من اشتباهه. ازون دسته ای بودن که مقاومت میکنن دربرابر مسائل ذهنی و …. بخاطر همین سکوت کردم چون راهنمایی براشون جواب نمیداد .ولی از ته دلم خداروشکر کردم که افکارم ۱۸۰درجه تغییر داشته نسبت به قبل .
هیچ چیزی رو دیگه بدون گذروندن از فیلتری که خودم تعیین کردم برای مغزم قبول نمیکنم که بعدها بشه یه فرمول قوی و مجبور شم باهاش بجنگم . مثل همین چاق کننده بودن برنج که ۹۰درصد جامعه قبولش داشتن و همین یه فرمول سال ها منو عذاب داد اما الان بهش میخندم فقط یا هرچیز اشتباهی که درباره سلامتی و مسائل دیگه شنیدیمو باور کردیم .
استاد همه این هارو مدیون خدا و شما هستم . درپناه خدا ی بزرگ شاد و سلامت باشید 💚
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم
واقعا متن عالی و پراز انگیزه و شور و اشتیاق شما را برای رسیدن به اهداف اتان شوق دوباره و ایمان و باور صد درصد را در من زنده تر کرد استاد عزیزم اولا تبریک مبگم برای رسیدن اتان به آرزوها و رویاهایی که روزی برای شما غیر ممکن بود اما شما با پشتکار و ادامه دادن آن غیر ممکن ها را ممکن کردبد و این اولین و مهمترین درسی است که میشود از این متن زیبا دریافت کرد اگر هدفی را با ایمان و باور محکم ادامه دهیم صد درصد به آن خواهیم رسید. وقتی متن را میخواندم یک لحظه گفتم کاش از سال ۹۶ و زودتر با استاد آشنا میشدم و زودتر به اهدافم مبرسیدم. و این نتایج عالی روحی و جسمی را پیدا میکردم. اما بعد از کمی تفکر گفتم شاید من سال ۹۶ هنوز به آن موقعیت قبولی این حقایق دست پیدا نکرده بودم و باید بیشتر به درک مبرسیدم تا موقع اش برسد من در سال ۹۷ بطور خیلی اتفاقی با شما در ایتوپ آشنا شدم و از آن موقع جز شاگردان شما هستم و این یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود و همیشه به آن میبالم با این که اطرافیانم این درک را نداشتند و بارها من را مسخره کردند که ای بابا مگه میشه با لاغری با ذهن لاغر شد اما من با دبدن پشتکار شما و ادامه دادن شما و پشتبانی شما در لخظاتی که نا امید میشدم. ادامه دادم یادمه اگر پیام میدادم استاد همه منو مسخره مبکنند میگن لاغر نشدی که هیچ چاقتر هم شدی. شما مبگفتین (((فقط ادامه بده ))) ومن ادامه دادم. نا امیدی را کنار گذاشتم پیش خودم گفتم اگر تو این دوره حتی اگر فقط استاد موفق شده پس من هم میتوانم موفق شوم حالا بماند چقدر از شاگردان عزیز عکسشان در آلبوم شگفت انگیزان ثبت شده و من هم با ایمان بیشتر ادامه دادم. حالا بعد از این مدت. همه میان و با دیده تعجب منو نگاه میکنند و حتی میگویند یعنی تو فقط با لاغری باذهن لاغر شدی و من با افتخار میگم بله فقط با راهنمایی های استادم لاغر شدم و چقدر در این مدت آگاهی های ناب بدست آوردم لاغر شدن بخش کوچک آن است باز هم برای آنان قابل درک نیست استاد. و البته نباید به آنها خرده گرفت چون در این فرکانس آگاهی نیستن باید به این سطح برسند تا درک کنند. و خوشبختانه عده ایی که در سایت تناسب فکری عضو هستند به این سطح آگاهی رسیده اند و به نظر من ما اعضای سایت خیلی آدمهای خوشبختی هستیم چون یک جورایی برگزیده شدیم حتما خدا مارا لایق این آگاهی ها دانسته و همچنین استاد خوبی را چون شما سر راه امان قرار داده. خدا را برای این نعمت بزرگ شاکرم و از شما استاد عزیزم قدردانی میکنم الهی همیشه شما و خانواده غزیزتان در پناه الله باشید
سپاسگزارم
با سلام خدمت اسناد عزیز و بزرگوارم فرستاده و دستان خداوند
هدایت و خواندن این نوشته دقیقا کار خدا بود و من شدیدا نیاز داشتم دوباره داستان لاغری و موفقیت شما رو مطالعه کنم که بسیار بسیار انگیزه به من داد .حرفهای استاد و سرگذشت زندگی ایتاد ۹۹ درصد شببه زندگی من هست یعنی وقتی می خوندم انگار زندگی خودم رو میخوندم و با احساس خوبی تماما اشک میریختم من مدتی است که به سایت تناسب فکری هدایت شدم علاوه بر نتایج عتلی که دزر آرامش و اعتماد به نفس و… داشته اما باز منفی باف گاهی موفق به ناراحتی و احساس بد من میشه که خدای مهربان از طریق مختلف مثل فایل جلسه هجدهم اصلاخ پرخوری و اشتها و همین فایل من رو دعوت به ادامه دادن با انگیزهو احساس خوب میکنه . بنابراین معجزه و نتیجه فقط و فقط و فقط با ادامه دادن به دست می آید .
استاد عزیز بسیار ممنونم
سلام . تولد ۸ سالگی در مسیر تناسب رو بهتون تبریک میگم استاد عزیز .
این متن برای من انگیزه ی خیلی خوبی ایجاد کرد . وقتی راهی تا ۸ سال تونسته کسی رو لاغر کنه و لاغر نگه داره پس قطعا میتونه منو هم لاغر کنه و لاغر نگه داره .
تمرینهای ذهنی و ترکیبش با ادامه دادن و امتحان کردن فرمولهای جدید که آیا میتونند در رفتارتون دائمی بشن یا نه خیلی تمرین خوبی بود و برای عملکردم راهکار خوبی بود .
البته که تمام فرمولهای شما تونسته رفتار و عملکرد منو تغییر بده و من هر وقت احساس می کنم که فضای چاقی بر ذهنم حاکم میشه شروع می کنم به استفاده از فرمولهای شما .
اصلا نمیدونم چجوری به یادم میاد .
مثلا در موقعیتی قرار میگیرم که سفره ی رنگین جلو روم میبینم خب طبق انتخابهای چاقی ، لحظه ای ذهن من میره که این سفره ی رنگین رو برای خودم تعریف کنم و با فضای ذهنی چاق برم به سمتش .
بعد درست در همین زمان تمام فرمولهای لازم برای تغییر فضای ذهنم میان .
اول میگم آگاه باش . انتخاب کن . میخوای به روش چاقی عمل کنی یا به روش لاغری .
در هردوش آزادی .
خب من یه لحظه تمام واکنشهای چاقی قبل و حین و بعد از غذا رو با خودم مرور می کنم و حال بدم بعد از خوردن زیادی .
بعد آگاهانه انتخاب می کنم که مسیر چاقی رو نرم .
بعد میبینم خب حالا وارد مسیر لاغری شدم .
اول نگاهم و از غذاها بر میگردونم . اینا چیزی نیستن که انتخاب منو تغییر بدن . این منم که میخوام اونا رو انتخاب کنم یا نه . حتی اگه خیلی هم خوشمزه باشن بیشتر از خوشمزگی واقعیشون این فرمول های چاقی ذهن منه که اونا رو خوشمزه نشون میده .
اونا شاید در حد معمول خوشمزه باشن ولی هیجان ذهن من و ولع من اونا رو خوشمزه نشون میده . در حقیقت تصویری که من از غذاها در ذهن دارم اونا رو فراتر از حد طبیعی خودشون بزرگ می کنه و در همون حال همون قدرت ذهن اراده ی منو ضعیف می کنه طوری که من تاب و توانم رو در مقابل اونا کم و کوچیک میبینم .
در همین حین من قدرت رو به دست میگیرم و تصویر واقعی اون غذاها رو در ذهنم میبینم . مخصوصا تصویر خامشون رو .
مثلا گوشت . این پخته شدن و ادویه های های مختلفه که اون رو در ذهن من دلربا کرده . اما تصویر اولیه اش چیه . تصویر انتهاییش چیه .
تصویر اولیه اش همون گوشتیه که حالت به هم میخوره بهش دست بزنی تصویر آخرشم که دیگه هممون میدونیم چیه . پس واقع بین باش و ذوق زده نشده . همه واقعیات رو در نظر داشته باش . این غذا فقط برای برطرف کردن گرسنگی جسمته .
پس اونقدری که فکر می کنی هیجان انگیز نیست . حالا خودت چی ؟ تو عطایی هستی که لایق انسان بودن هستی . لایق رفتار انسانی هستی . لایق تناسب اندام هستی . عطایی که قدرت انتخاب داره و خدا هدایتش کرده وارد مسیر لاغری بشه پس از انتخابات در جهت لاغر شدنت استفاده کن .
اصلا آیا گرسنه هستی یا نه
به میلم نگاه نمیکنم
به گرسنگی یا سیریم نگاه میکنم .
حس می کنم میل من باید بر اساس گرسنگی و سیری تنظیم بشه
چون اصلا میلی وجود نداره . میل همون اشتهاست که ما اون رو تبدیل به انتخاب کردیم
پس انتخاب من باید بر اساس گرسنگی و سیری تنظیم بشه .
خب با این فرمولها من آگاهانه اگه گرسنه بودم سر سفره میشینم و اگه نبودم میرم . بعد هم باز هم آگاهانه انجام میدم . اصلا ناخوداگاه دیگه تند نمیخورم . چون میخوام بفهمم کی سیر میشم شروع می کنم به آهسته خوردن تا جسمم باهام حرف بزنه و بگه کی سیر شدی .
سیر هم که شدم دیگه ادامه نمیدم .
خب منم با ترکیب فرمولهای ذهنی + یک فرمول رفتاری تونستم مثل شما عمل کنم .
چون شما رو الگوی خودم قرار دادم پس با دیدن شما مطمئن هستم که منم میتونم این راه رو ادامه بدم . گرچه من همین که ۲۰ روز تونستم در این راه بمونم و انگیزه ام برای ادامه دادن از روز اولم بیشتر شده همین انگیزه برای موندنم کافیه ولی قدرت تعمیم دهی ذهن اون رو گسترش می کنه .
شما تولد ۸ سالگیتونه و من تازه متولد شدم و یک نوزاد ۲۰ روزه هستم که نگاه به دست استادش می کنه تا لاغر شدن رو خوب از ایشون یاد بگیره .
خیلی خوشحال میشم وقتی این تصاویر رو میبینم .
تصویر آقا امیر هم که دیدم خیلی خوب بودن .
منم میتونم هم مثل شما و هم مثل آقا امیر از راهی که شما رفتین عمل کنم و به فرمایش شما این فرمولهای ذهنی رو با فرمول ادامه دادن ترکیب کنم و محصولی که به دست من میرسه قطعا کاهش وزنه .
امروز ببخشید عذرمیخوام سر دستشویی حس کردم راحتتر دارم میشینم و همین نشونه ی کوچیک رو بهش توجه کردم و انگیزه ای کردم برای ادامه دادنم . لاغری آروم آروم خودشو نشون میده و من فقط ادامه میدم .
در مورد نوشتن ۱۰۷ آرزو هم خیلی تمرین خوبیه . منم میرم امروز این کارو انجام میدم .
ببینم چندتا میشه . منتها من با استفاده از آموزشهای شما اولی رو تناسب اندام مینویسم . چون خیالم راحته راه لاغر شدنمو پیدا کردم .
ممنون از اینکه تجربه هاتون رو برامون مینویسید که ما هم میتونیم با اشتیاق در این مسیر همراه شما باشیم و نتیجه ای مثل شما برای خودمون کسب کنیم .
نشان های دریافت شده
بیست و چهارم ژانویه بیست بیست و سه:
سپاسگزار خداوندی هستم که من را همواره حمایت و هدایت میکند.
من چند سال هست که دستاوردهای شما را پیگیری میکنم و در حقیقت برای پیدا کردن قانون زندگی وارد دوره های شما شدم.
اکتبر بیست بیست و یک که با خودم خلوت کردم و آرزوهای خودم را در چند صفحه نوشتم، در صفحه آخر، آخرین خط آرزوی سلامتی و تناسب اندام کردم و البته بیشتر سلامتی منظورم بود چون داشتن تناسب اندام را خیلی وقت بود فراموش کرده بودم و احتمال داشتن تناسب اندام جزو خواسته های محال زندگی من بود.
یعنی من میتونستم خودم را در خانه و ماشین رویایی ام تصور کنم ولی بهیچوجه خودم را در اندام متناسب نمیتوانستم تصور کنم!
چون خودم را انسان بی اراده ای میدیدم که بیشتر از یک هفته نمیتوانستم ورزش منظم داشته باشم و هیچوقت هم نتپانسته بودم که به رژیم غذایی متعهد باشم! پس لاغر شدن در نظر من جزو محالات بود!
ولی یکسال قبل تصمیم گرفتم که ایس اسکیتینگ یاد بگیرم و خوب با اضافه وزن بالای من، حفظ تعادل روی یخ کار ساده ای نبود و نیز ترس از زمین خوردن داشتم که به خودم میگفتم اگر بخورم زمین چند ماه باید با ویلچر حرکت کنم ولی بعد از چند جلسه که می توانستم روی یخ سر بخورم اینقدر اعتماد بنفسم بالا رفته بود که به خودم گفتم اگر من اینکار را تونسته ام انجام بدهم پس حالا می روم و لاغر شدن را امتحان بکنم!
از یازده ماه قبل بصورت جدی دوره رایگان ۱۲ گام را شروع کردم و بعد هم دوره لاغری با ذهن را هم اکنون دارم ادامه میدهم و تازه هفته هفتم هستم.
از همان جلسات اول که شما میفرمودین، لاغر شدن از طریق ذهن زندگی شما را در تمام جنبه ها تغییر میدهد، اصلا باور نمیکردم و به خودم میگفتم که من اگر بتونم وزنم را به زیر صد کیلو برسانم شاهکار کردم و دیگر چیزی از این دوره نمیخواهم!
ولی فقط به خاطر استمرار داشتن و گوش دادن فایلها به دستاوردهایی رسیدم که کاهش وزن کوچکترین آن هست! ( البته هنوز خیلی راه دارم تا به تناسب اندام برسم ولی میدونم که میرسم. اینقدر اعتماد بنفسم و عزت نفسم افزایش پیدا کرده است که حاضر نیستم به هیچ وجه به همان سبک زندگی سابق برگردم.
زندگیم روی یک نظم افتاده و هدفمند زندگی میکنم و وقتم را بیهوده تلف نمیکنم.
انرژی بسیار بیشتری پیدا کرده ام و خسته نمیشوم .
رابطه ام با تنها قدرت جهان هستی خیلی بهتر شده است و رابطه عاطفی ام با همسرم خیلی تغییر کرده است خودم را بهتر شناخته ام و میدونم که دارم در مسیر درست حرکت میکنم و به بقیه اهدافم هم میرسم.
از خواندن داستان زندگی شما منقلب شدم و این را نشانه ای دیدم که با ایمان بیشتری در همین مسیر بمانم.
به شما افتخار میکنم که زمانیکه هیچ کسی از اطرافیان تان شما را باور نداشتند با شجاعت این مسیر را ادامه داده اید و کم نیاوردین و ادامه دادین تا نتایج را دیدین و بعد هم شرایطی را فراهم کردین که انسانهای بیشتری در این مسیر قدم بردارند که بدون ورزش و رژیم با پا گذاشتن جای پای شما، اونها هم به تناسب اندام برسند و زندگی شان در تمام جنبه ها تغییر کند.
خیلی خوشحالم که به این سایت هدایت شدم و با شما آشنا شدم و در این مسیر دارم قدم برمیدارم.
آرزو میکنم که خداوند شجاعت و سلامتی بیشتری را به شما بدهد تا در مسیر اهداف بزرگترتان با جدیت بیشتری قدم بردارین
شاد و رو به رشد باشین
سلام آقا مهرداد . خوبین ؟
خوشحالم که دیدگاه عالی شما رو هم در سایت دیدم . به جز استاد عزیز یه آقای دیگه هم مشاهده کردم و خوشحال شدم که تنها نیستم .
البته آقایون بیشتر از خانوما اضافه وزن دارن ولی معمولا خیلی بهش توجه نمی کنند ، شایدم دیگه براشون اهمیتی نداره . ولی خب خانوما حساسترن و به خودشون بیشتر اهمیت قائلن . به هر حال خوشحالم که از حضور پیشکسوتی چون شما هم میتونم بهره مند بشم . با اجازتون دیدگاههاتون رو دنبال می کنم چون با توجه به سابقتون قطعا مواردی رو در نوشته هاتون خواهم خوند که در مسیر میتونه کمکم کنه .
از خوندن نوشته ی شما و اعتماد به نفستون و تجربه حرکت روی یخ هم خیلی خوشم اومد .
موفق و پیروز باشید .
نشان های دریافت شده
چهارشنبه بیست و پنجم ژانویه بیست بیست و سه:
سلام اقا عطای عزیز مرد فعال و با پشتکار
از لطف شما سپاسگزارم. من تازه شروع کردهام و هنوز در ابتدای راه هستم و هر روز تلاش میکنم که در این مسیر الهی حرکت کنم.
چند روزی هست که کامنتهایت را میخوانم و از نحوه درک عالی مطالب جلسات بسیار لذت میبرم و خیلی عالی تجربیات زندگی ات را با نثری روان مینویسی و برای مطالب هر جلسه مثال پیدا میکنی. و اتفاقا خواندن تجربیات شما باعث شده که به ذوق و شوق بیافتم و با جدیت بیشتری مسیرم را ادامه بدهم.
چند وقتی دودل بودم که برای دیدن خانواده ام به ایران سفر کنم یا نه؟ چون دقیقا مادر من هم بسیار تعارفی هست و یک ترس پنهانی داشتم که اگر ایران بیایم و من گرسنه نباشم و بهم غذا تعارف کنند چیکار کنم؟ مادر من ادمی هست که محبت خودش را با درست کردن غذاهای مختلف در هر وعده نشان میدهد!
البته من تا به حال یاد گرفتم که تعارف بقیه را براحتی رد کنم ولی شاید خنده دار باشد که نمیدانم در مقابل مادرم چجوری رفتار کنم که باعث ناراحتی اش نشود!
اینکه گفتم این یک ترس پنهان در من هست بخاطر اینه که اون اوایل شروع دوره یکی از نگرانی هایم بود و البته فراموشش کرده بودم.
چند روز قبل نمیدانم توی کدام فایل ، کامنت شما را خواندم که خیلی عالی با رفتار تعارف کردن مادر بزرگوارتان برخورد کرده بودین و تجربه تون را به اشتراک گذاشته بودین!
همونجا همذات پنداری کردم و یاد این نگرانی خودم افتادم که اوایل دوره توی دفترم نوشته بودم و بعد به خودم گفتم همینه اگر عطا توانسته تو هم میتونی!
همونجا این قضیه را برای خودم منطقی کردم و با خودم حرف زدم و برای خودم مثالهای دیگری از رفتارهای خودم پیدا کردم و این ترسم براحتی برطرف شد!
اتفاقا الان در هفته هفتم دوره هستم و به جلسه ای رسیده ام و این جلسه دقیقا تمرینی دارد که بمن راجع به این مورد کمک میکند.
دقیقا یکی از دلایلی که استاد میگویند کامنت های بقیه دوستان تان را بخوانید همین هست که با تجربیات افراد دیگر توی موقعیتهای مختلف آشنا میشویم و باور قلبی بیشتری پیدا میکنیم که میشود.
اتفاقا با خواندن کامنتهای شما بفکر فرو رفته ام که در کنار دوره لاغری، چالش من اینو نخوردم و یا دوره اصلاح پرخوری را شرکت کنم.
من همواره از تجربیات همراهان و افراد هم مسیری مثل شما، که از تجربیات زندگی شان مثال پیدا میکنند و با قوانینی که استاد در جلسات بیان کرده اند مطابقت میدهند بسیار لذت میبرم و چون خواندن این تجربیات بهم کمک میکند تا درک بهتری از قانون زندگی داشته باشم
امیدوارم که بزودی عکست را در صفحه شگفتی سازان ببینم.
شاد و رو به رشد باشی
سلام و عرض احترام خدمت شما برادر بزرگوار .
بسیار هم عالی .البته که شکست نفسی میفرمایید . اینکه خاضعانه از افراد تازه وارد استقبال می کنید و این جملات رو برام نوشتین نشان از مرام و معرفت و بزرگواریتون داره . شما در این مسیر پیشکسوت هستید و احترامتون بر من واجب .
خیلی هم خوب و روان می نویسید . راحت میشه نوشتتون رو خوند و از نکته هایی که میفرمایید استفاده کرد . چه تصمیم خوبی گرفتین که که میخواین در چالش من اینو نخوردم هم شرکت کنید . برای من که عالی جواب داده . در مورد مادرا هم کاملا درست میگید مادرا به خاطر حسهای مادرانه زیاد تعارف می کنند ولی وقتی واقعا سیر شدیم خب ظلم نکردن به بدن خودمون از صحبت مادر بالاتره .
وقتی سیر شدیم میتونیم به مامان بگیم مامان بزار تو یخچال باشه گرسنم که شد دوباره میخورم .
اگه الان بخورم حیف میشه سیر شدم مزه شو متوجه نمیشم . من از این ها هم استفاده می کنم که دیگه زورم نکنه و میبینم اینجوری دیگه ناراحتم نمیشه . درسته اون شب طفلک خیلی حرص خورد ولی خب خدارو شکر با همون برخورد دیگه مادرم کوتاه اومد و البته به این فرمول رفتاری هردومون داریم عادت می کنیم . وقتی سیر میشم دیگه اصرار نمی کنه . حتی دوستامم دیگه اصرار نمی کنند .
اون زمان با اونا هم کلی برنامه داشتیم با دوستام کلی پرخوری می کردیم و بعد هم که می اومدم خونه غذای مادر هم میخوردم و الان میفهمم چقدر بر اساس فرمولهای ذهن چاق غذا خوردم نه بر اساس زبان بدنم .
من به بدنم ناآگاهانه ظلم کردم ولی دیگه نمیخوام به خاطر حرف دیگران بهش ظلم کنم .نه تحت فشار رژیم میزارمش نه تحت فشار پرخوری . من از وقتی وارد این مسیر شدم یاد گرفتم اگه وقتی گرسنه بشم بخورم و وقتی سیر میشم نخورم هیچ وقت چاق نمیشم .
با همین یه فرمول رفتاری که از چالش من اینو نخوردم به دست آوردم و همینطور فرمولهای ذهنی صدگام در همین دو سه هفته میبینم دارم سبکتر میشم . برای نتیجه عجله نمی کنم . مهم اینه راه لاغریمو پیدا کردم . راهی آسان و لذتبخش . تا انتهای خط خیلی مونده ولی به انتها نگاه نمی کنم توجهمو به همین تغییرات کوچکم میدم .
تجربه ی شما هم خیلی خوندنی بود . ممنون که مینویسید . خوشحال میشم نظراتتون رو بخونم و منم از تجربیاتتون استفاده کنم .
حتی یکبار چند روز پیش خودم رو در آینه نگاه کردم و توجهم به چاقیم رفت و حجم عظیمی که باید کم کنم و یکمم ناراحت شدم ولی بعد یاد صحبت استاد افتادم که گفتن به اضافه وزنتون توجه نکنید . فقط به فرمولهای ذهنی و رفتاری توجه کنید و سعی کنید اونا رو درست کنید . یه وقتی به خودتون میاین میبینید که حتی از مقصد هم گذشتید . پس نگاه به چاقی جزء فرمولهای چاق کننده است . اما توجه به تغییراتی که از اول تا الان داشتم جزء فرمولهای لاغر کننده است و من یاد گرفتم به اقی کار نداشته باشم و فقط انتخابهای لاغر کننده داشته باشم
. پس نگاهم و تغییر دادم و به جای توجه به حجم اضافه وزنم به قدمهای کوچیکی که دارم روزانه برمیدارم توجه می کنم . نگاهم رو از چاقی فعلی برداشتم و فقط به فرمولهای ذهنی و عملیم توجه می کنم و این که خیلی عالی دارم ازشون استفاده میکنم . اصلا نه جلوی خودمو می گیرم نه پرخوری می کنم کاملا خوردنم رو بر اساس جسم و زبان بدنم تنظیم کردم . نه دیگه حس ولع دارم نه حس حسرت برای خوردن غذاها . نه سرزنش . نه حال بد .
چون یادگرفتم که زبان بدنمون لاغری رو خوب بلده . این دو هفته کاملا زبانش رو پیدا کردم و خیلی خوشحالم که دیگه حس حسرت نسبت به غذاها و اجبار و زور رژیمها و همینطور فشاری که پرخوری به روح و روانمون میاورد تموم شده .
در سرزمین لاغری همه چیز هست و واقعا بهتر از سرزمین چاقیه .
اگه تا حالا هم سرزمین چاقی رو انتخاب می کردم چون راه لاغری واقعی رو بلد نبودم .
قبلا راه لاغری رو راه رژیم میدونستم . راه اجبار ، راه برنامه ریزی ، راه اندازه کردن غذاها ، راه ورزشها و پیاده رویها و واقعا هربار اون راه لاغری رو میرفتم بیش از یکی دو هفته نمیتونستم ادامه بدم خسته میشدم . در وجودم جنگ میشد .
ولی این راه لاغری اصلا هیچ جنگی با خودم ندارم .
زور نیست برنامه ریزی نداره . اندازه نداره . مهم تر از همه من دارم ادامه میدم . این مسیر قابلیت استمرار داره . این خیلی مهمه . خیلی راحت . بدون دغدغه . بدون حسرت . بدون رنج . من دارم لذت لاغر شدن رو تجربه می کنم .
و نسبت به روز اولی که اومدم واقعا حالم بهتر شده . در اینجا یاد گرفتم خودم رو با روز اول مقایسه کنم که دچار عجله نشم . به تغییرات کوچکم نگاه کنم نه به حجمی که قراره کم کنم . یاد گرفتم لاغر شدن رو روزانه تجربه کنم . حس خوب لاغری رو تجربه کنم . شخصیت لاغریمو کشف کنم . خیلی خوشحالم .
شخصیت لاغریم داره ساخته میشه و من دیگه مسیر چاقی رو انتخاب نمی کنم چون من لایق سرزمین لاغری هستم و این سرزمین از همه لحاظ با معیارهای ذهن من میخوره .
بازم ممنون از نوشته ی خوبتون و خوشحالم از هم صحبتی با شما دوست و رفیق عزیز در سرزمین تناسب فکری .
نشان های دریافت شده
سلام عطا جان
خیلی نوشته عالی بود.
کلی باورهای لاغری و نحوه تفکر افراد متناسب را نوشته بودی و از این بخش از متنت فوق العاده لذت بردم و خیلی بهم چسبید. دقیقا همین الان بهش نیاز داشتم!
دقیقا اگر به نقطه انتهایی نگاه کنی مایوس میشویم بلکه روزانه باید خودمون را بسنجیم و هر روز باید حس خوب لاغری را تجربه کنیم.
به داشتن دوستان و همراهان ارزشمندی مثل شما در این مسیر الهی، افتخار میکنم
شاد و رو به رشد باشی
سلام و درود
ممنون از کامنتتون . منم خوشحالم که با شما دوستان عالی هم مسیرم .
سلام خدای مهربونم
سلام استاد عزیز و متناسبم
تولدتون مبارک
سالروز رسیدن به ارزوهاتون مبارک
من ایمان دارم شما که جز ارزوهاتون تناسب رو ننوشته بودید و هیچ راهنمایی در این زمینه نداشتین و به این زیبایی لاغر شدین پس من که عاشق لاغریم و تازه با برنامه دقیق شما به تناسب دلخواهم و بهتر از اون میرسم
من ایمان دارم ما که شجاعت شروع رو داشتیم و توانایی ماندن رو داریم حتما لیاقت بهترینها رو داریم
من از وقتی وارد این سرزمین شدم و به اینجا کوچ کردم زندگیم و اندامم متحول شد
دیگه ارامم در مقابل همه کارها
مساعل و به قول قدیم خودم مشکلات و بدبختی هام بدون هیچ سختی یکی یکی داره حل میشه و بابت این راحتی و ارامش اول لطف خدا و بعد از شما استاد ممنونم
من برای چاقی در هیچ جا سرکوفت نشنیدم حتی شوهرم که متناسبه همیشه میگفت من از زنان چاق خوشم میاد و تو اداره ارزشم رو داشتم و همه جا ولی خودم با خودم عشق نمیکردم و از خودم مخصوصا موقع لباس پوشیدن که هیچ لباسی تو تنم خوشکل نبود متنفر بودم
من عاشق لاغری بودم و هستم و با این عشق خدایی کل زندگیم در این دوره متحول شده و دارم ادامه میدم و میخوام تا بینهایت ادامه بدم حتی بعد از تناسب دلخواهم تا به تغییرات عالی و بهتری در جنبه های مختلف زندگیم برسم
خدایا برای این مسیر زیبا ممنونم
استاد بازم تولد ۸سالگیتون و زندگی دوبارتون مبارک
در پناه خدا باشید