تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمهای که شاید مزهش خوب باشه، ولی مزهش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.
این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق میافته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن میدونه! 🍕💣
سالها بهمون گفتن که «اگه میخوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.
حالا دیگه ذهنمون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔
آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق
برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بیدردسره. ناهارشو میخوره، میره سر کارش. شام میخوره، میخوابه. همینقدر ساده.
اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیمگیری مهمی انجام بدن! 🤯

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا میخوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنهم، میخورم؛ وقتی سیر میشم، دیگه نمیخورم.”
اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمیها، فرمولها و نگرانیها میشی:
- هرچی میخورم، چاق میشم 😩
- چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
- چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
- چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
- برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
- اگه گرسنهام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌
این جملات نشونههایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سالها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.
🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی
وقتی ما بارها پرخوری میکنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل میکنه و فرمول ذهنی چاقی رو قویتر میکنه.
و ذهنی که پر شده از باورهای چاقکننده، دستورش رو به مغز میده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا میکنه: چاق شو! 🧬📢
بنابراین، تا وقتی که فرمولهای ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمیده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟
هر کاری که ما انجام میدیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.
مغز ما از همون روزای اول شکلگیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک میکنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:
⏱️ تنظیم ضربان قلب
🌬️ کنترل تنفس
💧 تعادل مایعات
🍽️ و البته… زمان خوردن!
اما ما انسانها فقط برای زندهبودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربههای جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپتاپ 💽
📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز میکنی…
فرض کن دلت میخواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز میشه: «تجربه نواختن گیتار».
حالا هر بار که تمرین میکنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه میشه و رفتهرفته مهارتت بیشتر میشه.
همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم میافته، اما این بار بهجای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬
🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته میشه؟
اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهنمون ساختیم به اسم:
“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”
این پوشه با هر جملهای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکستخورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی”
- “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
- “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”
این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کمکم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما بهجای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام میدونه! 🚨🍞🍕
🎯 نتیجهگیری این بخش:
وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع میکنه به اجرای اون اطلاعات.
و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن میده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!
پس اگه میخوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:
“من میتونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه میخورن، اما همه یه جور فکر نمیکنن!
شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمیکنم!”
اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه میکنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی میشه.
شاید خندهدار بهنظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن میخورن!
یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄
اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق میافته… جایی در ذهن! 🧠✨
جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بیصدا داره رفتارها رو جهت میده، احساسات رو شکل میده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین میکنه!
🎯 چرا من چاق میشم، ولی اون نه؟
سؤالی که ذهن خیلیها رو درگیر میکنه اینه:
“چرا من هر چی میخورم چاق میشم، ولی فلانی هر چی میخوره لاغر میمونه؟”
جواب سادهست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!
🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا میخوره:
- با خیال راحت میخوره
- خودش رو سرزنش نمیکنه
- باور داره که بدنش متناسب باقی میمونه
ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش میشه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو میسازه…
ما فکر میکنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه میکنی، نتیجه رو میسازه.
اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار میگیره.
ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل میکنه به دستور چاقی 🚨
و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن میشه.
🧩 همهچیز از ذهن شروع میشه
بدنها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهنها چرا!
تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!
هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش میکنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاقکننده کرده!
🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…
✅ نتیجهگیری:
اگه میخوای مثل آدمهای متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.
یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمولهای جدیدی توش بنویسی:
- “من از غذا خوردن لذت میبرم، نه ترس!”
- “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
- “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”
و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚
💡 حالا اگه میخوای این مسیر رو سریعتر، عمیقتر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯
این دوره بهت کمک میکنه تا با تمرینهای هدفمند، باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که سالها ناخودآگاه در ذهنت شکل گرفته رو شناسایی و اصلاح کنی.
با شرکت در این دوره، کمکم احساس گناه از غذا خوردن از بین میره، لذت جای ترس رو میگیره و باور ذهنی درباره خوردن و چاقی مشابه آنچه در ذهن افراد متناسب هست توی وجودت ساخته میشه.
🌱 تو یاد میگیری چطور با ذهنت هماهنگ شی، به بدنت اعتماد کنی و با آرامش و آگاهی غذا بخوری، بدون اینکه نگران چاقی باشی.
📌 همین حالا میتونی به بخش دورهها بری و آموزشها رو شروع کنی…
اولین قدم بهسمت رهایی از ترس غذا خوردن، فقط یه تصمیم جدیه 💚✨
✍️ اهمیت تمرین برای تغییر باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
تمرینات ذهنی، کلید طلایی برای بازنویسی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن 🔑🧠
هر بار که تمرکز میکنی، یادداشت مینویسی و درباره نگرشهات فکر میکنی، در واقع مسیر جدیدی توی ذهن خودت میسازی 🛤️
این تمرین، بهت کمک میکنه از الگوهای قدیمی و چاقکننده ذهنی فاصله بگیری و فرمولهای سالم و متناسب رو جایگزین کنی ✨
📝 سوالات تمرینی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
- نگرش شما درباره تأثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیه؟ 🌮❌⚖️
- این اطلاعات از چه راههایی وارد ذهن شما شده؟ (خانواده، رسانه، تجربه…) 📺👂
- چقدر باور داشتید که لاغر شدن فقط با رژیم ممکنه؟ 🥗⛔
- وقتی نمیتونستید رژیم بگیرید، چه احساسی داشتید؟ 😞
- نتیجه رژیمهاتون چقدر دوام داشت؟ آیا پایدار بود؟
- نظرتون درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن چیه؟ 🤔🧠
- چرا ذهن افراد چاق، خوردن رو مساوی چاقی میدونه؟
- به نظرتون نخوردن به اندازه خوردن باعث لاغری شده؟ تجربهتون رو بنویسید ✍️
📣 مشارکت شما ارزشمنده!
لطفاً بعد از دیدن ویدیوی آموزشی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی و انجام تمرینات، پاسخهاتون رو بهصورت انشایی در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
همچنین میتونید تمرین مخصوص خودتون رو از دل آموزشها استخراج کنید و برای بقیه به اشتراک بذارید تا با هم رشد کنیم 💬💞
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.26 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام خدای مهربان و سلام خدمت شما استاد بزرگوار و دوستانی که در مسیر لاغری با ذهن هستند.موضوع امروز خیلی آگاهی دهنده بود .انسان قبل از تولد اطلاعاتی را در مغز خودش دارد و برای تجربه کردن در نیا آمده است تا هر چیزی را تجربه کند بنابراین نیاز هست که انتخاب کند چون ذاتا موجودی مختار هست بنابراین قابلیت برنامه ریزی دارد .ما اطلاع و را به مغز می دهیم و می آموزیم و در نهایت تجربه می کنیم .به قول استاد در این مثال ما یک new folder درست می کنیم و اونو پر از اطلاعات چاقی می کنیم همه موارد را در آن ذخیره می کنیم وقتی پر شد مرحله بعد عمل ما شکل می گیرد در واقع ذهن نی یاد تصویر سازی ،ذخیره سازی،دریافت اطلاعات را انجام می دهد و وقتی ما با هر بار تجربه احساس بدی از چاق شدن پیدا می کنیم این احساس خوراک ذهن و مغز هست و با هر بار تجربه بد چاقی فرمول ذهنی قوی و قوی تر می شود.انسانهای چاق کلا تا خرف از لاغری می یاد می گن یعنی نباید خورد چون فکر و فرمولی که در ذهنشان هست اشتباه هست . باید آن را اصلاح کنند .خوردن یک مهارتی هست که برای زنده ماندن هست .*هر عملی یک تجربه را به همراه دارد.پس ما با سه چیز داریم ۱ فکر ۲ عمل ۳ باور تجربه یا انتظار ما از خودمان.یعنی اول ور هر عملی یک فکر اولش صورت می گیره یا آگاه یا نا آگاهانه .و باید بدانیم که قدرت تجربه خیلی بیشتر از فکر هست چرا ؟چون وقتی ما فقط به موضوعی فکر کنیم اینکه مثلا من الان یک ساندویچ پر ملات را الان می خورم خوب این تاثیری در چاق شدن ما نداره ولی وقتی تجربه می کنیم این خوردن ساندویچ را و هربار جسمانی بد می شود این حس که از تجربه ما نشات گرفته بر فکر و فرمولهای ذهنی تاثیر می گذارد و ما این خورد را هی تکرار می کنیم و در نتیجه چاق و چاق تر می شویم.نتیجه را همین مرحله سوم که تجربه ماست شکل می دهد تجربه در واقع اون فرمول ذهنی را تقویت می کند و شما تمایل به تکرار اون فرمول ذهنی دارید. عمل خود بخود ایجاد نمی شود حتما قبلش یک فکری بوده .آدم چاق زیاد غذا می خورد یا پرخوری می کند.و یک آدم لاغر هم همون مقدار از غذا را می خورد حالا چرا چاق چاقتر می شه ولی لاغری همین طور متناسب می مونه .خوب در اینجانبان دو نفر از ۳ مرحله دو مرحله را مثل هم انجام دادند اما مرحله سوم هست که در هر دو متفاوت هست انسان چاق چون از قبل در ذهنش فرمول اشتباه داره که مثلا برنج نمک شیرینی روغن … من چاق می کنه بنابراین در مرحله سوم که باورش هست از خودش انتظار و باور چاقی دارد.ولی انسان متناسب اصلا وقتی غذا می خوره به این مسائل فکر نمی کنه فقط می که من حس گرسنگی دارم غذا می خورم همین حالا این باور هست که نتیجه را رقم می زند باور چاق شدن هست که طرف را چاق می کند نه رفتار . چیزی که خیلی ها و حتی خودم آن را به اشتباه فهمیده بودم و برای لاغری جسم را را که عملکرد ما را شکل می دهد(مرحله ۲) مورد هدف قرار گرفتیم و هی خواستیم جسم را لاغر کنیم در حالی که این باور ما باید تغییر کنه که یک چیزی درونی و متافیزیکی هست.ولی باید دقت کرد که رفتار درست را در خوردن داشته باشیم اینکه فرد لاغر داره زیاد می خوره یک عمل نادرستی هست درسته الان متناسب هست ولی بعدها یک جایی می لغزه و جون از قبل فرمول خوردن زیاد را دارد سریع چاق می شود مثل مثالی که استاد زدند که فرد ۶۰ سال متناسب بود و زیاد هم می خورده ولی تا به ۶۰ سال رسیده براساس فرمول اشتباه که در ذهنش بوده که فرد تا به سن بالا برسه تحرکش کم می شه و چاق می شه. و این فرد چاق شد چون بستر را از قبل مهیا داشته فقط باورها تغییر کرد.راستش را بخواهید می خوام یک رفتاری را که امروز از من سر زده را بگم من هر روز به نیاز بدنم غذا می خورم ولی امروز وقتی این فایل را گوش دادم بعدش رفتم نهار خوردم یهودی گفتم برم یک کم بیشتر بخورم خوردن که باعث چاقی نمی شه باورها باید درست باشه .بعد دوباره آمدم فایل را گوش دادم این بار متوجه شدم که درسته که تغییر و نتیجه بر اساس باور شکل می گیره ولی ما هم باید رفتار درست را داشته باشیم.پس ما باید هر سه را مورد توجه قرار بدهیم مغز ، عمل و باور بعضی مواقع ما می یاییم عمل را اصلاح می کنیم مثلا ظرف کوچک تر انتخاب می کنیم این هم تاثیر دارد باید هر سه مورد را مهم دانست .اگر عمل اصلاح بشه احساس خوب می شه و این احساس بر مغز تاثیر مستقیم داره .خوردن اصلا به چاقی ربطی نداره این تعریف ما از خوردن اشتباه هست و تاثیر دارد و فرد را چاق می کنه.
خیلی حرف های استاد عالی بود واقعا استاد انگار از قبل می دانند درست کجا ما به چی نیاز داریم من دقیقا دیروز و پریروز به همین مساله فکر می کردم که خوردن چطوری فرد را چاق می کنه اصلا چقدر بخوریم.ممنونم استاد خدا همیشه شما را سربلند و کامیاب کند . ممنونم