تا حالا شده یه لقمه غذا رو با ترس بخوری؟ 😟 لقمهای که شاید مزهش خوب باشه، ولی مزهش تو ذهن تو با عذاب وجدان، ترس و نگرانی قاطی شده باشه.
این احساس آشنا برای خیلی از افراد چاق اتفاق میافته، چون باور ذهنی درباره خوردن و چاقی طوری شکل گرفته که غذا رو دشمن بدن میدونه! 🍕💣
سالها بهمون گفتن که «اگه میخوای لاغر شی، باید کمتر بخوری یا رژیم بگیری». و همین جمله ساده، باور عمیقی تو ذهن ما ساخت که *“غذا خوردن مساوی چاق شدن”*ه.
حالا دیگه ذهنمون از هر قاشق غذا یه هشدار چاقی درمیاره! 🚨🧠 اما واقعاً آیا غذا مقصره؟ یا ذهن ماست که فرمول اشتباهی براش نوشته؟ 🤔
آ🍽️ اهمیت موضوع خوردن در ذهن افراد چاق
برای یه فرد متناسب، خوردن یه کار طبیعی و بیدردسره. ناهارشو میخوره، میره سر کارش. شام میخوره، میخوابه. همینقدر ساده.
اما برای خیلی از افراد چاق، خوردن یه موضوع جدی و حساسه؛ انگار باید برای هر لقمه تصمیمگیری مهمی انجام بدن! 🤯

اگر تا حالا از یه فرد متناسب پرسیدی که چطور غذا میخوره، احتمالاً جواب داده: “وقتی گرسنهم، میخورم؛ وقتی سیر میشم، دیگه نمیخورم.”
اما اگه از یه فرد چاق همین سؤال رو بپرسی، وارد دنیایی از سردرگمیها، فرمولها و نگرانیها میشی:
- هرچی میخورم، چاق میشم 😩
- چی بخورم لاغر بشم؟ 🥦
- چی نخورم که لاغر شم؟ ❌🍞
- چطور بخورم که لاغر بمونم؟ 🤔
- برای صبحانه چی بخورم که چاق نشم؟ 🍳
- اگه گرسنهام، چی بخورم که آسیب نرسونه؟ 🍌
این جملات نشونههایی از وجود باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن؛ باورهایی که سالها تو ذهنمون جا خوش کردن و باعث شدن هر قاشق غذا با استرس و تردید همراه باشه.
🔁 چرخه تقویت باورهای ذهنی
وقتی ما بارها پرخوری میکنیم و بعدش احساس گناه یا ترس از چاق شدن داریم، همون احساس منفی، مثل یه کود تقویتی عمل میکنه و فرمول ذهنی چاقی رو قویتر میکنه.
و ذهنی که پر شده از باورهای چاقکننده، دستورش رو به مغز میده، و مغز هم با قدرت کامل اجرا میکنه: چاق شو! 🧬📢
بنابراین، تا وقتی که فرمولهای ذهنی درباره خوردن اصلاح نشن، هیچ رژیمی جواب نمیده. چون اصل ماجرا نه تو معده، بلکه تو ذهن ماست… جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی جا خوش کرده!

🧠 منبع دستور خوردن از کجاست؟ ذهن یا بدن؟
هر کاری که ما انجام میدیم — از راه رفتن تا حتی پلک زدن — یه فرمان از طرف مغز پشتشه.
مغز ما از همون روزای اول شکلگیری، یه بسته اطلاعات اولیه با خودش داره؛ اطلاعاتی که به بدن کمک میکنه زنده بمونه و عملکردش رو تنظیم کنه، مثل:
⏱️ تنظیم ضربان قلب
🌬️ کنترل تنفس
💧 تعادل مایعات
🍽️ و البته… زمان خوردن!
اما ما انسانها فقط برای زندهبودن به دنیا نیومدیم؛ اومدیم تا تجربه کنیم. برای همین بخشی از مغز ما مثل یه فضای باز باقی مونده که منتظره با تجربههای جدید پُر بشه—مثل هارد خالی یه لپتاپ 💽
📂 وقتی یه “پوشه جدید” توی مغزت باز میکنی…
فرض کن دلت میخواد یاد بگیری گیتار بزنی 🎸 توی مغزت یه پوشه جدید باز میشه: «تجربه نواختن گیتار».
حالا هر بار که تمرین میکنی، اطلاعات جدید وارد این پوشه میشه و رفتهرفته مهارتت بیشتر میشه.
همین اتفاق دقیقاً برای باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هم میافته، اما این بار بهجای گیتار، موضوع “چاق شدن”ه! 😬
🔁 چطور یه ذهن چاق ساخته میشه؟
اکثر ما بدون اینکه بفهمیم، یه پوشه تو ذهنمون ساختیم به اسم:
“من ممکنه چاق بشم” یا حتی “قراره چاق بشم!”
این پوشه با هر جملهای که از بزرگترا شنیدیم، هر تبلیغ رژیمی، هر تجربه شکستخورده از لاغری، پُر و پُرتر شده:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی”
- “فلانی هر چی بخوره باز لاغره، اما تو نه!”
- “فقط رژیم بگیر تا لاغر شی”
این اطلاعات بارها و بارها در ذهن ما تکرار شده و کمکم به باور ذهنی درباره خوردن و چاقی تبدیل شدن. حالا ذهن ما بهجای اینکه غذا رو یه نیاز طبیعی بدونه، اونو تهدیدی برای تناسب اندام میدونه! 🚨🍞🍕
🎯 نتیجهگیری این بخش:
وقتی اطلاعات کافی درباره یه موضوع تو مغز ذخیره بشه، مغز شروع میکنه به اجرای اون اطلاعات.
و اگر این اطلاعات درباره باور ذهنی درباره خوردن و چاقی، ذهن تو دستور چاق شدن میده—حتی اگر غذات خیلی هم زیاد نباشه!
پس اگه میخوای مسیر رو برعکس بری، باید آگاهانه شروع کنی به ساختن یه پوشه جدید تو مغزت:
“من میتونم با آرامش و بدون ترس، بخورم و متناسب بمونم.” 💪🌱✨

🍽️ همه میخورن، اما همه یه جور فکر نمیکنن!
شاید بارها با خودت گفتی “دیگه پرخوری نمیکنم!”
اما دوباره و دوباره اتفاق افتاده. چرا؟ چون احساسی که بعد از پرخوری تجربه میکنی، باعث تقویت همون فرمول ذهنی قبلی میشه.
شاید خندهدار بهنظر برسه، ولی واقعیت اینه که افراد چاق و افراد متناسب از نظر عملی، هر دو دارن میخورن!
یعنی غذا توی بشقاب، قاشق توی دست، دهان باز، لقمه پایین… هیچ تفاوتی نیست! 😅🥄
اما تفاوت اصلی اون پشت اتفاق میافته… جایی در ذهن! 🧠✨
جایی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی ساکت و بیصدا داره رفتارها رو جهت میده، احساسات رو شکل میده و حتی نتایج فیزیکی رو در افراد تعیین میکنه!
🎯 چرا من چاق میشم، ولی اون نه؟
سؤالی که ذهن خیلیها رو درگیر میکنه اینه:
“چرا من هر چی میخورم چاق میشم، ولی فلانی هر چی میخوره لاغر میمونه؟”
جواب سادهست: تفاوت در ذهن و باوره، نه در غذا!
🔍 اون فرد متناسب، وقتی غذا میخوره:
- با خیال راحت میخوره
- خودش رو سرزنش نمیکنه
- باور داره که بدنش متناسب باقی میمونه
ولی فردی که باور ذهنی درباره خوردن و چاقی داره، از همون لقمه اول تو ذهنش فیلم چاق شدن پخش میشه! 🎬🍕😨

🌀 وقتی احساس، نتیجه رو میسازه…
ما فکر میکنیم غذا خوردن یه کار فیزیکی صرفه. اما احساسیه که بعد از خوردن تجربه میکنی، نتیجه رو میسازه.
اگه بعد از خوردن احساس رضایت و آرامش داشته باشی، بدن هم تو هماهنگی و تعادل قرار میگیره.
ولی اگه با استرس و گناه غذا بخوری، مغز هم اون استرس رو تبدیل میکنه به دستور چاقی 🚨
و اینجاست که نقش باور ذهنی درباره خوردن و چاقی روشن میشه.
🧩 همهچیز از ذهن شروع میشه
بدنها تفاوت زیادی ندارن، ولی ذهنها چرا!
تفاوت بین چاقی و تناسب معمولاً توی صفحه ترازو نیست، توی “صفحه ذهن” ماست!
هر کسی که باور داره غذا خوردن چاقش میکنه، در واقع قبل از خوردن غذا، ذهنش رو پر از دستورهای چاقکننده کرده!
🧠💭 پس وقتشه ورق رو برگردونی…
✅ نتیجهگیری:
اگه میخوای مثل آدمهای متناسب غذا بخوری، فقط کافیه مثل اونا فکر کنی و باور بسازی.
یعنی ذهنت رو از باورهای قدیمی و سنگین پاک کنی، و فرمولهای جدیدی توش بنویسی:
- “من از غذا خوردن لذت میبرم، نه ترس!”
- “بدن من توانایی حفظ تناسب داره!”
- “غذا منبع انرژی و زندگیه، نه دشمن!”
و این یعنی شروعی برای ساختن یه باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که منجر به کاهش وزن میشه 🌟💚
💡 حالا اگه میخوای این مسیر رو سریعتر، عمیقتر و مؤثرتر طی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داری 🎯
این دوره بهت کمک میکنه تا با تمرینهای هدفمند، باور ذهنی درباره خوردن و چاقی که سالها ناخودآگاه در ذهنت شکل گرفته رو شناسایی و اصلاح کنی.
با شرکت در این دوره، کمکم احساس گناه از غذا خوردن از بین میره، لذت جای ترس رو میگیره و باور ذهنی درباره خوردن و چاقی مشابه آنچه در ذهن افراد متناسب هست توی وجودت ساخته میشه.
🌱 تو یاد میگیری چطور با ذهنت هماهنگ شی، به بدنت اعتماد کنی و با آرامش و آگاهی غذا بخوری، بدون اینکه نگران چاقی باشی.
📌 همین حالا میتونی به بخش دورهها بری و آموزشها رو شروع کنی…
اولین قدم بهسمت رهایی از ترس غذا خوردن، فقط یه تصمیم جدیه 💚✨
✍️ اهمیت تمرین برای تغییر باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
تمرینات ذهنی، کلید طلایی برای بازنویسی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی هستن 🔑🧠
هر بار که تمرکز میکنی، یادداشت مینویسی و درباره نگرشهات فکر میکنی، در واقع مسیر جدیدی توی ذهن خودت میسازی 🛤️
این تمرین، بهت کمک میکنه از الگوهای قدیمی و چاقکننده ذهنی فاصله بگیری و فرمولهای سالم و متناسب رو جایگزین کنی ✨
📝 سوالات تمرینی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی
- نگرش شما درباره تأثیر خوردن بر چاقی و نخوردن بر لاغری چیه؟ 🌮❌⚖️
- این اطلاعات از چه راههایی وارد ذهن شما شده؟ (خانواده، رسانه، تجربه…) 📺👂
- چقدر باور داشتید که لاغر شدن فقط با رژیم ممکنه؟ 🥗⛔
- وقتی نمیتونستید رژیم بگیرید، چه احساسی داشتید؟ 😞
- نتیجه رژیمهاتون چقدر دوام داشت؟ آیا پایدار بود؟
- نظرتون درباره نقش مغز در صدور دستور خوردن چیه؟ 🤔🧠
- چرا ذهن افراد چاق، خوردن رو مساوی چاقی میدونه؟
- به نظرتون نخوردن به اندازه خوردن باعث لاغری شده؟ تجربهتون رو بنویسید ✍️
📣 مشارکت شما ارزشمنده!
لطفاً بعد از دیدن ویدیوی آموزشی باور ذهنی درباره خوردن و چاقی و انجام تمرینات، پاسخهاتون رو بهصورت انشایی در بخش نظرات همین صفحه بنویسید.
همچنین میتونید تمرین مخصوص خودتون رو از دل آموزشها استخراج کنید و برای بقیه به اشتراک بذارید تا با هم رشد کنیم 💬💞
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.26 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام بی نام او🍃🍃🍃
سلام و درود هم مسیران لاغری من 😍
اول از همه بگم کاش این فایل رو استاد یه سی قدم جلوتر قرار می دادند من یک ماهی درگیر این موضوعات بودم و خیلی لیز خوردم …ولی از انجا که انتخاب شدم خدا نمی زاره دستشو رها کنم 🙏🏻
این فایل بسیار پرمغز بود و من چندبار دیدم و لازم می دونم باز ببینم و یه طوری سرم سنگین بود که انگار هیچی نفهمیدم 🤷🏻♀️
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
قویترین باوری که در ذهن افراد چاق ریشه داره موضوع خوردنه ترس از خوردن یعنی بخورم چاق می شم ؟نخورم لاغر میشم ؟چی بخورم لاغر بشم ؟چی نخورم لاغر بشم ؟چقدر بخورم لاغر بشم و موضوع فکری یک فرد چاق خوردنه و البته مهم تر از اون ترس از خوردن اما حقیقت اینه که خوردن چاق نمی کنه مواد غذایی قدرتی ندارند و اون احساسی که در من بعد از خوردن به وجود می آید طبق باوری که دارم و انتظاری که از خودم دارم منو چاق می کنه.
۱/هر فکری از منبع اطلاعاتیمون شروع میشه که (متافیزیکیه)
۲/عمل صورت میگیره(فیزیکی)
۳/تجربه ما (متافیزیکیه)
ما برای انجام هر کاری فکری داریم آگاهانه یا ناآگاهانه
که باعث میشه کاری فیزیکی انجام بدیم و از تجربه آن احساسی به دست میاد که روی فکر اولیه تاثیر گذاره بنابراین هر چند ما سالها پرخوری رو تکرار کردیم و احساس بدی هم پیدا می کردیم ولی هر بار فرمول ذهنی اولیه رو قویتر می کردیم .ما قبل از تولد اطلاعاتی در مغزمون ذخیره داشتیم که برای زیستنمون و زنده بودنمون روی زمین لازم بوده تعداد ضربان قلب
و پلک زدن و ترشح بزاق دهان و هرچی که برای زندگی مادی لازم بوده و مراحل غلتیدن یا سینه خیز رفتن و چاردست و پا شدن تجربه ای بوده که برای راه رفتن لازم بوده و یا برای مهارت خوردن ،کودک اول دستشو سمت دهانش می بره بعد اسباب بازیهاشو و می خواد خوردن رو تجربه کنه و یک قسمت مغزمون هم چون حق انتخاب داشتیم برای یادگیری بوده که تجربه خلق کنیم که از خانواده و رسانه و جامعه و اطرافیان آموزشهایی رو دریافت کردیم و یک نیوفولدر جدید در مغزمون درست کردیم هر وقت این پوشه پر از اطلاعات بشه (احساس نسبت به موضوع و تصویر سازی و انتظارمون )میشه فرمول ذهنی و نسبت به اطلاعات هر شخص رفتاری در او ایجاد میشه و تکرار اونها که عادت می شن و در مرحله آخر در جسم یا کسب و کار و یا روابط و سلامتی خودشو نشون میده
بنابراین خوردن چاق نمی کنه احساس ما از طریقه خوردنمون و اون تجربه باعث انتظاری در ما میشه که باورمون رو هر بار قویتر می کنه که خوردن چاق می کنه ‼️
این خودش یه باور قدیمی و غلطه که اگر فردی چاق ببینیم میگیم غذاش زیاده و پرخوره باید غذاشو کم کنه و به همین دلیل این همه سال به دنبال رژیم های غذایی گوناگون بودیم چون این باور غلط رو داشتیم که خوردن و پرخوری ما رو چاق کرده و انسانهای متناسبی هستند که البته از نظر ما پرخور هستند و همش چشمشون دنبال غذاست اما متناسبند چرا‼️
اونها هم با یک فکر (احساس) غذا مصرف می کنند(عمل و رفتارشون )اما احساسی که از خوردن دارند با افراد چاق فرق می کنه یعنی احساس رضایتمندی دارند و حالشون خوبه و اصلا به چاقی و لاغری فکر نمی کنند .وبعضی از دوستان هم مثل من می خوان مثل اون افراد غذا مصرف کنند و متناسب باشند البته استاد تاکید کردند خوردن چاق نمی کند🌟اما اون افرادی که رفتار صحیح ندارند همیشه در معرض خطر هستند یعنی کافیه یه فرمول ذهنی داشته باشند که مثلا از ۵۰سالگی ادم چاق میشه یا یک پزشکی بهشون بگه این دارو چاق می کنه یا شما کبدچرب داری رعایت کن یعنی اون گوی چاقی به حرکت در میاد و نکته ی مهم اینه که شما باید هر سه مرحله رو آگاهانه با هم هماهنگ کنی و اونوقت یک رفتار صحیح با احساس عالی پیدا می کنی منم این مدت این نجوای ذهنی رو داشتم که داری کنترل می کنی این که همون رژیمه غذاها قدرتشو ندارند اصلا شیرینی و چربیو اینا نداریم و حسابی پرخوری کردم و ریزه خواری و فوق العاده احساسم بد میشد البته با آموزشهایی که دیده بودم سریع رها می کردم و البته چاقتر نشدم ولی هر بار فرصت ترمیم رو از بدنم می گرفتم فردی که ذهنش مملو از افکار چاقه نباید انتظار داشته باشه این فرمولا چند هفته و چندماهه پاک بشند چون اصلا پاک نمی شن 😁باااید از طریق گوش دادن و دیدن فایلهای آموزش و تصویر شگفتی سازان عزیز و شنیدن تجربه ی مسیر لاغریشون و خوندن دیدگاه ها نیوفولدر لاغریشو پر از آگاهی و مطالب کنه یعنی لاغری رو خوب یادبگیره تا از طریق فرمولهای ذهنی لاغری جدید رفتارها و واکنشهای جدید آگاهانه ای ایجاد کنه و با تکرارشون عادتهایی در خود ایجاد کنه که باعث احساس خوب و رضایتمندی بشه …
ما اومدیم اینجا که یه روزی آگاه بشیم که باید آگاهانه رفتار کنیم و احساسمون راهنمای درونمونه میگه راهت درسته بهش اعتماد کنیم و یادگیری این آگاهی ها و عملکرد ذهن در تمام جنبه های زندگیمون موثره نمیشه ما مثل قبل رفتار کنیم و انتظار تناسب اندام داشته باشیم یا روابط عالی با همسرمون و فرزندانمون و سلامتی و شرایط مالی …اگر هر کاری رو که انجام میدیم احساسمون رو در نظر بگیریم و اگر بد بود متوجه بشیم که رفتار و عملکرد و یا تجربه صحیح نیست می تونیم به مرور با استمرار فرمولهای ذهنی صحیح رو جایگزین کنیم مثلا بابای منم کارمند بود و خیلی هم کارمندی رو قبول داشت میگفت می دونیم سر ماه یک آب باریکه ای هست و قناعت می کنیم و با برنامه زندگی می کنیم اصلا یکی از شرطهای ازدواج منم این بود که داماد کارمند باشه ..هر وقت می خواستم کاری شروع کنم بابام می گفت ما بلد نیستیم زبون نداریم ،همینم که داریم از دست میدیم باید دروغ بگی و حلال و حروم کنی و خلاصه همیشه یه ترسی از کار آزاد داشتیم اما برادرم اصرار داشت کار آزاد داشته باشه و یعنی شجاعت به خرج داد و البته پدرم همش آیه یاس می خوند و در نهایت با اینکه برادرم با شوق و امیدواری این کارو شروع کرد کارشو از دست داد یعنی اون سه تا مرحله هماهنگ نبودند و احساس ترس او هرروز بیشتر می شد …در بحث خوردن ما باورهای غلط دیگری هم داریم یعنی غذاها رو دسته بندی کردیم و بهشون مسئولیت دادیم ‼️
نوشابه شکم میاره و پوکی استخون /سرخ کردنی و سس شکم و پهلو میاره و رگهای قلبو میبنده /شیرینی چاق کننده است و پوست رو خراب می کنه و یک عالمه سناریو تو اتاق فرمان مغزمون هست که همه پوچند و ناگاهانه وارد پوشه چاقی ذهنی ما شدند و طبق همون برنامه کار انجام میدن اما خوبیش اینه که طبیعت ما سلامتیه یعنی هر چه اگاهتر میشیم با ذات خودمون به هماهنگی بیشتری میرسیم و هم احساس قدرتمندی و رهایی پیدا می کنیم و هم به صلح بیشتری میرسیم و این احساس بسیار بسیار شگفته انگیزه که از ما یک شگفتی ساز میسازه 😍💥🌟
نشان های دریافت شده
سلام و درود پاینده باشید 😍
من چندروزه در این گام هستم و لازم دونستم بیشتر ببینم و فکر کنم و مطالبش خیلی عمیقه گاهی با خودم فکر می کنم استاد جان یک ذره بین دستشون گرفتند و دونه دونه مین های کارگزاری شده تو مغزمون رو در میارن و خنثی می کنند
این کلمه پرخوری و خوردن از کجا اومده اصلا این خودش یک رفتاره معمولیه اما طبق آموزشهامون خودمون خوردن و نخوردن و چه طور خوردن و چی خوردن و چه مقدار خوردنو کردیم یک فرمول ذهنی ‼️شاید دلیلهای زیادی داشته باشیم برای چاق بودنمون ولی اصلیترینش مربوط به ترس از خوردنه ⁉
رفتار ما دوبخش داره یکی عمل و دیگری فکر یعنی دستوراتی که از منبع مغز صادر میشن فکر هستند و به صورت متافیزیکی و بعد عمل صورت میگیره با جسم ما که فیزیکی هست و از انجام عملکرد خود تجربه کسب می کنیم که باز متافیزیکیه
مثال/وقتی وسیله ای جدید می خریم و نمی دونیم چه طو ر باهاش کار کنیم از طریق کاتالوگ آموزش میبینیم با ذهنمون و بعد با دستمون اون مهارت رو انجام میدیم بنابراین مغز ما یاد گرفته و منتقل کرده به دستمون حالا تجربه ای که کسب میشه و اون احساسی که از تجربه به دست میارید روی فکر اولیه تأثیرگذاره و قدرتمندش می کنه و همون انتظار و باورمون هست که نتیجه رو تعیین می کنه و دست ما به تنهایی نمی تونه کاری یاد بگیره فقط میتونه عمل کنه و تجربه کسب کنه
مثال/شما بشین فکر کن انواع غذاها رو داری باهم مصرف می کنی و شدیدا پرخوری می کنی ممکنه احساست کمی بد بشه ولی اگر این تجربه عملی باشه و قرار باشه واقعأ این کارو انجام بدی حالت خیلی بد میشه و اصلا نمی تونی ادامه بدی بنابراین تجربه ی یک عملکرد خیلی تاثیر گزار تر از یک فکره ‼️اگر این سه مرحله یعنی فکر اولیه و عملکرد ما و تجربه که همون انتظارمون از خودمون هست یعنی باورمونه با هم هماهنگ بشند نتیجه عااالی میشه 🌟و به همین دلیل هست که ما سالها رفتاری داشتیم که خودمون از رفتارمون احساس خوبی نگرفتیم و رضایت نداشتیم و این احساس بر فکر اولیه تأثیر گذاشته و فرمول ذهنی رو قویتر کرده .شباهت فکری یک فرد چاق و متناسب در این هست که هردو با فکری رفتاری رو انجام می دهند و تصور کنید هر دوی این افراد غذا مصرف می کنند و اما تفاوت فکری این دو از اینجا شروع میشه که فرد چاق بعد از اتمام غذا خوردنش اخودشو سرزنش می کنه یا ترس از چاق شدن داره و ذهنش درگیر اون غذا هست و احساس رضایت از رفتار خودش نداره امااا فرد متناسب اصلا به چاقی و لاغری فکر نمی کنه به حجم و اسم غذا ها و آرومه کلا انتظارش از خودش تناسب اندامه و حس رضایت داره از رفتارش .یعنی میشه ما هم به اندازه اون افراد غذا مصرف کنیم و لاغر بمونیم ⁉️تأکید می کنم خوردن چاق نمی کنه بلکه احساس شما از رفتار خودت چاق کننده است ما رفتار صحیح و اصولی رو آموزش میبینیم و اصلا هیچ برنامه و جبری در کار نیست یعنی ما آگاهی رو دریافت می کنیم و خودمون تصمیم میگیریم چگونه رفتار کنیم که از خودمون راضی باشیم در روش لاغری با ذهن ما دستورات رو اصلاح می کنیم نه اجرائیات رو ‼️یعنی فردی که ترس از خوردن داره مثل ما یک عمر دنبال رژیمه که غذاشو کم کنه و البته فقط با تغییر اجرائیات (تغییر فیزیکی)نمیشه نتیجه گرفت و شکست می خوره .ذهن افراد چاق مملو از افکارهای چاق کننده است که پاک هم نمیشه بنابراین نمیشه گفت منم میخوام به همون اندازه که یک فرد متناسب می خوره ،بخورم و استاد گفتند شما یه طوری بخور که خودت از خودت راضی باشی و افراد متناسبی که رفتار غیر صحیح دارند فقط کافیه یه باور براشون درست بشه که مثلا تحرکت کم شده یا یک چکاپ برند و پزشک بگه رعایت کن و اون وقت همه چیز برای مسیر چاقیشون مهیا است در مسائل کسب و کار هم همینه فرد اول فکر کار کردن به سرش میزنه پول داخل گاوصندوق رو میبینه و یک فرمول ذهنی در ذهنش ایجاد میشه که چه کاری خوبه!؟ بعد میگه باید درس بخونم و مدرک بگیرم و غیره که بتونه فکرشو عملی کنه و همه مراحل هم با شوق پیش میره و کاری به دست میاره اما تجربه و انتظار و باوری که نسبت به کارش داره (ترس از نبود مشتری ،ترس از مالیات،ترس از ورشکستگی و انتظارش )باعث میشه احساس رضایت نداشته باشه و این حس روی فکر اولیه تأثیر گزاره و باعث میشه شوقش کم بشه و عملکردش افت کنه و این چرخه همینطور ادامه داره تا شکست بخوره 💥ما باید سبک شخصی خودمون رو داشته باشیم یعنی نمیشه بگم مثل فلانی رفتار کنم اما نتیجه همونی باشه که میخوام و تمام این توضیحات یک جمله پر محتواست 🌟
هر فکری باید آگاهانه باشه ما باید توجه به دستورات مغزمون داشته باشیم و از احساس خوبمون متوجه میشیم که درسته و در صلح بعد رفتاری انجام بدیم باز آگاهانه که خودمون احساس رضایت داشته باشیم عملکرد ما در تمام جنبه های زندگی باز در صلح و در نهایت تجربه و حسی که از اون رفتار به دست میاد باید حالمون رو خوب کنه و احساس رضایتمندی بهمون بده و دیگه گلستان میشه همه چیز 🍃🌸🍃🌸🍃🌸تکرار و تمرین و استمرار این چرخه هماهنگ فرمول های ذهنی جدید رو در ذهنمون قویتر می کنه و پرونده لاغری ذهنمون لبریز میشه و در جسم ما خلق میشه و به سادگی و زیبایی ما به تناسب فکر و اندام میرسیم
خدایا شکرت عاااشقتم ❤️🔥
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر همه دوستان که طالب دریافت آگاهی هستند .
آیا خوردن در چاقی و نخوردن در لاغری موثر است ؟!
در تمام مدتی که با این سایت آشنا شدم خیلی از فرملهای ذهن چاق شناسایی شدند و کمی اصلاح شدند ولی این فرمول خوردن چاق می کنه خیلی ریشه داره تو ذهنم سریع یقه این فرمول را میگیرم که امیدوارم با تکرار و تمرین آموزه ها بتونم ذهنمو به تعادل برسونم .
در ذهن همه افراد چاق فرمول خوردن =چاقی به صورت ریشه دار وجود داره و به خاطر همین همیشه براشون سئواله که چی بخورم و چی نخورم و چطور بخورم و چقدر بخورم ؟!حالا این فرمول از کجا در اومده !؟دقیقا یک آموزش ذهنی بوده شروعش اینطور بوده که بارها دیدیم و شنیدیم که افراد چاق پرخورند یا بهشون تذکر می دهند که بابا یک کم جلو خودتو بگیر یه کم کمتر بخور.و در ذهن ما این فرمول ایجاد شده و بارها تکرارش کردیم که خوردن چاق می کنه الآن پس خود من که ۱۳سالشه و اضافه وزن داره در طول روز دائم سر یخچاله و مخصوصأ پدرش خیلی میگه که کمتر بخور ….انقدر نوشابه نخور .. انقدر بستنی نخور منم مدتی فکر می کردم ذهنم اصلاح شده ولی چندبار عصبانی شدم و گفتم چرا انقدر می خوری یه نگاه به خودت بنداز و بعد متوجه شدم هنوز این فرمول بامنه خب نمیشه چندروزه اصلاحش کرد ولی حتما با استمرار افکار آگاهانه من از دریافت محتوای آموزشی بهتر میشه .
۱/دستور خوردن از طریق مغز (متافیزیکی )
۲/عمل خوردن (فیزیکی)
۳/تجربه و حسی که از خوردن به دست میاد متافیزیکی هست
به همین دلیل که دو بخش از این روند متافیزیکی هستند بسیار بر هم اثرگذارند یعنی نتیجه کار را تجربه ما رقم می زنه چه طوری !؟اون احساس آخر که از تجربه خوردن به دست میاد باعث تقویت فرمول دستوری مغز میشه و اگر هربار تکرار بشه اون فرمول تقویت میشه و بعد به خاطر همین افراد چاقی که تصمیم می گیرند نخورند نمی تونند چون میخواهند بخش اجرایی را در عمل که فیزیکی هست تغییر دهند اما این بخش کاره ای نیست دستور از بالا اومده از مغز از فرمانده و باید اول دستورات مغز اصلاح بشه و حالا برای نتیجه بهتر این سه بخش را می خواهیم هماهنگ کنیم تا نتیجه عالی بشه.
یک سری از اطلاعات از قبل تولد همزمان با تشکیل مغز برای اندامهای داخلی بدنمون برای زنده بوده و زندگیمون وجود داشتند مثل نفس کشیدن یا ضربان قلب یا هضم غذا و پلک زدن و کلاژن سازی پوست و ….اما چون ما برای تجربه کردن متولد شدیم باید حق انتخاب داشته باشیم و به خاطر همین قسمتی از فضای ذهنمون در اختیار خودمون هست که برنامه ریزیش کنیم .
اطلاعات به مغز⬅️عمل کردن به آموخته ها⬅️نتیجه و تجربه و احساس ⬅️انتظار و باور ما
برای مثال برای تمام خواسته هامون در ذهنمون یک پوشه ایجاد می کنیم خواسته یا ناخواسته با توجهمون مثلا پوشه من می خواهم چاق شوم در کودکی در ذهنم ایجاد شده و دیده و شنیده هام در مورد چاقی و ترسهام از چاق شدن احتمالات چاق شدن و چرایی ها و تفکیک غذایی هم اطلاعاتی بودند که به این پوشه اضافه شدن تا جایی که به حد نصاب رسیدند و عمل کردن من به آموخته ها از یک جایی شروع شده و نتیجه شده ترس از چاقی و احساس بدم و تقویت فرمول چاقی و تکرار و تکرار .
دقیقا من از کودکی آموزش دیدم اما در ۱۰سالگی اطلاعات به حد نصاب رسدند یادم هست ما بندر زندگی می کردیم و برای تابستون خانواده پدرم آمدند به منزل ما و عموی من با دیدنم شروع کرد به مسخره کردنم البته مادرو مادربزرگم که سالهای از لاغری من رنج می بردند دفاع می کردند و می گفتند چیکار بچه داری اذیتش نکن تازه خوب شده و از طرفی متوجه تغییرات بدم می شدم و حس خجالت و از طرفی چاقی لذت بخش شده بود مدافع داشتم !…
نقش ذهن در روند یادگیری …
دریافت اطلاعات و تجزیه تحلیل آنها تصاویر ذهنی ایجاد می کنند و فرمولهای جدید ذخیره و ثبت می شوند و زمانیکه به حد نصاب رسیدند عملکرد رفتاری بر اساس محتویات ذهن شروع می شود و شروع اضافه وزن باتوجه به اطلاعات برای تجربه چاقی از طریق ذهن به وجود می آید و احساس چاق شدن به صورت ترس از چاق شدن در ذهن چاق شکل می گیرد.
هر عمل و رفتاری که از ما سر می زند منشأ ۶ن در مغز ماست✨
عمل خوردن مواد غذایی یک مهارت است که از کودکی آموخته ایم و هر بار تا تلاش بیشتر خواستیم یادبگیریم مثل نشستن و غلط زدن و راه رفتن خوردن .
کودک با بردن دست به سمت دهانش می خواهد خوردن را تجربه کند و البته حرکات انگشتان و غیره هم برای رسبدن به تکامل ضروری هستند چون خوردن یک امر ضروری برای زنده ماندن است و کاملا طبیعی .
همه افراد چاق و متناسب از عمل خوردن استفاده می کنند اما سئوال مهم و پرتکرار افراد چاق اینه که را من هرچی بخورم چاق میشم اما اونیکه لاغره از من بیشتر میخوره و چاق نمیشه !؟این سئوال مهم تمام دوران چاقی منم بوده پدرم یا همسرم یا زنداداشم و برادرشوهرم لاغرهای پرخوری هستندکه همیشه برام عجیب بود رفتارشون !…
هر تجربه ای یک احساس خوب یا بد در ما ایجاد می کنه که هر فردی نسبت به نیاز و سلیقه اش یک تجربه ای داره و نتیجه را انتظار و احساسی که از تجربه به دست میاد تعیین می کنه ✨
فرد چاق به خاطر انبوه فرمولهای ذهنی چاق در ذهنش و البته فرمانهای مغزیش عمل خوردنش بر حسب نیاز نیست و به خیلی عوامل ربط داره در نتیجه تجربه او از خوردن یک احساس بد و نارضایتی هست یک جور ترس از خوردن و چاقی که تأیید کننده و تقویت کننده همان فرمول چاقی است و نتیجه چاقی و چاق تر شدن و این روند ادامه دارد !…تا زمانیکه همانگی بخشها اصلاح بشه ..
اما فرد متناسب شاید از نظر دید فرد چاق پرخور یا زیاده خور یا ریزه خوار باشه ولی در نهایت چون ذهنش خالی از محتویات چاق هست تجربه و احساس نهاییش رضایت ازخودشه و این حس تقویت کننده فرمول تناسب اندام و لاغریش میشه یعنی اصلا افکار و ترس و نگرانی و احتمالات و چرایی یک ذهن چاق را نداره و برای همین خودبه خودی بدون تلاش لاغره !…
همه ما هرروز در معرض اطلاعات زیادی هستیم که از رسانه و جامعه و اطرافیانمون و به خصوص پزشکان که مورد اعتمادمون هستند ،دریافت می کنیم و هر چقدر انتظار ما از مواد غذایی و تفکیک اونها چاقی باشه بیشتر با ترس و نگرانی مواد غذایی مصرف می کنیم در ذهن بسیاری از افراد چاق شیرینیجات و چربیجات یا نان و برنج طبق متویات آموزشی ذهنشون چاق کننده است .
والدین منم برنج را چاق کننده می دونستند از بس که کاغذهای رژیم متفاوتی داشتیم و همه ۶قاشق برنجی بودند هفته ای دوبار فقط مادرم برنج می پخت اما جالب بود بعد از ازدواج خانواده همسرم شمالی بودند و هرروز برنج مصرف می کردند شاید اوایل یک فرمول چاقیم این بود اما با دیدن اونها که همه لاغر بودند خودبه خودی این فرمول در ذهنم اصلاح شد والآن بیشتر روزهای هفته برنج مصرف می کنیم .اما در ذهن یک متناسب همه مواد غذایی فقط هستند برای سیر شدن فرقی نمیکنه چی باشه تفکیک غذایی ندارند .
و به خاطر همین همه بهونه ها که کنار برند تمام افراد چاق خوردن را مقصر چاقی خود می دانند .
بنابراین ما هر کاری را با فکر انجام میدیم یا آگاهانه یا ناآگاهانه و بعد عملکرد انحام میشه !…
مثال خرید وسایل جدید اینکه کارایی با اونها را بلد باشیم باید کاتالوگش را مطالعه کنیم چون دست ما خودبه خودی بلد نیست باید مغز یاد بگیره با دست تجربه کارایی وسایل را داشته باشه اگر رضایت باشه باز بیشتر مطالعه و جستجو در نهایت مهارت بهتر اگر راضی نباشه یا اینکه می پذیره و دوباره مطالعه می کنه برای تجربه بهتر یا اگر نپذیره یک شوت تو وسیله و فحش و بدو بیراه به سازنده😄دقیقا مثل وقتی چاقیتو نمی پذیری 🤔
عذاب وجدان از عملکرد (خوردن)میشه تقویت فرمول ایجاد کننده ✨
در آموزشهای لاغری با ذهن اول فرمولهای صحیح ایجاد می شوند با دریافت محتویات و نوشتن و تکرار کردن بعد عملکرد ما به مرور تغییر می کنه و اینجا ما آگاهیم که باید رفتاری داشته باشیم که از خود راضی باشیم و در نهایت تجربه ما یعنی احساس رضایتمون با فرمول لاغری ادغام میشه و تقویت میشه و با تکرارش هر بار احساسمون بهتر میشه و خیلی راحت کلا تمایلات و رفتار ما تغییر می کنه و هماهنگی و صلح و همسو شدن سه مرحله باهم یعنی حال خوبمون و خلق رویای لاغری !…
خیلی از افراد چاق می خواهند مثل لاغرهای پرخور رفتار کنند و لاغر شوند و دلیلی دارند که خوردن چاق نمی کند و به اشتباه فکر می کنند به اندازه خوردن کم خوردنه محدودیته و رژیم !….
اول از همه تجربه خودم را می گم پارسال که برای اولین بار این دوره را گذروندم همینجا گیج شدم !…منم مقاومت داشتم نمی دونم چرا درک نمی کردم والبته چون سالها محدودیت رژیمی داشتم نمی خواستم رفتارم تغییر کنه شاید حرص داشتم شایدم حسادت به لاغر ها شاید هم ترس نمی دونم ولی یهو حس کردم سرکارم و اینجا هم قراره محدودیت اعمال بشه !…
ولی الآن کمی بهتر درک می کنم هیچ محدودیتی نیست اصلا چی بخور چی نخور نیست فقط من باید از رفتار و عملکرد خودم راضی باشم یعنی اولویت زندگی من در هر کاری باید احساس خوبم باشه اگر نیست باید عملکردم را بهتر کنم جوری که خودم راضی باشم …
خب خیلی وقتها هم لیز می خوری چون میبینی راضی نیستی از خوردنت بعد با توجه به فرمولهای رژیم میری یهویی ۶قاشق غذا می خوری اولش راضی میشی اما منفی باف ولت نمی کنه میگه تو رژیمی به هرحال فقط آموزش و تکرار و تمرین و تجربه میتونه این چالشها را حل کنه و خیلی مهمه که ترسها اصلاح بشوند
از طرفی فردی که لاغره ولی از نظر ما پرخوره رفتارش صحیح نیست یعنی در معرض خطره کافیه یک باوری در ذهنش ایجاد بشه مثلا این قرص شما را چاق می کنه یا سن که از ۴۰بالاتر بره اضافه وزن پیدا می کنی یا تحرکت کم بشه یا آب به آب بشی (حالا خوبه طرف مهاجرت کنه )!…چون فرمول بود و عملکرد هم بود کافی بود که انتظار و تجربه بشه ترس از چاقی و روند چاقی شروع بشه !…
بنابراین ما رفتار صحیح را آموزش میبینیم رفتاری که میانه رو باشه نه افراط نه تفریط تناسب فکر
از طرفی فرد چاق ذهنش خط خطی شده یعنی فرمولهای چاقی از ذهنش پاک نمی شوند همیشه هستند فقط کلید خاموش میشه و نمی تونه رفتار غیرصحیح افراد متناسب را داشته باشه و انتظار لاغری داشته باشه البته من باورم اینه که هیچ کس دوست نداره رفتار غیرصحیح داشته باشه وفقط باید آموزش صحیح ببینه👌
به اندازه خوردن یعنی احساس خوب حالت طبیعی و اورجینال که ما فراموشش کردیم همون نقطه سیری ولی برای من در ذهنم اندازه خوردن کم خوردن بود یعنی رژیم و خیلی در این مورد لیز خوردم ولی الآن خیلی بهتر شدم خداراشکر بنابراین حواسمون آگاهانه به عملکرد و احساسمون باشه ولی اگر باز پیش اومد از عملکرد خودناراضی باشیم سریع احساسمون را خوب کنیم تا قدرتی به فرمول چاق ندهیم .
در تمام جنبه های زندگیمون این نقش ذهن خالق زندگیمون هست .
افرادی که می خواهند کار کردن را تجربه کنند اول این افکار و آموزه ها در ذهنشون به وجود میاد مثلا باید خوب درس بخونی فلان رشته توش پوله فلان و مدرک فلان دانشگاه معتبره سریع استخدام میشی یا باید سرمایه داشته باشی پولاتو جمع کن و وام بگیر و خلاصه در نهایت همه افراد برای امرار معاش باید کار کنند و همه افکاری دارند و در نهایت عملکرد هر فردی نسبت به محتوای ذهنیش میشه کارش…
مثلا کار کارمندی تو خانواده من کاری مطمئن و با پرستیژ بود اما می دانستیم اونقدر پولی توش نیست و از طرفی چون مؤمنان را در قناعت و انسانهای حلال خوری می دانستیم اتفاقا همسرم هم کارمند بودند و اما جالبه خانواده همسرم همه کار آزاد داشتند اما شدیدا تحت فشار مالی چون در ذهنشون کارمندی یعنی پولداری و نمیشه به همسرم قبطه می خوردند!…
بنابراین انتظار هر فردی از تجربه اش میشه خلق زندگیش
ممکنه افرادی خیلی کار کنند اما درآمد کمی داشته باشند شاید هم با کمترین تلاش درآمد بالایی داشته باشند شاید شغلشون را دوست نداشته باشند و فکر کنند مجبورند به این کار شاید هم راضی به شغل اما باور اینکه این شغل درآمد نداره انتظارشون باشه !…
اما در مسیر آموزشهای ذهنی ما آگاهانه به شناسایی فرمولهای ذهنی میپردازیم محتویات ذهنمون را از کودکی بررسی می کنیم میشیم روانشناس خودمون محدودیتها و موانعمون را به مرور رفع می کنیم و نتیجه صدها برابر تغییر می کنه پس تغییر عملکرد میشه عمل اجرایی با فشار و تغییر بیرونی نتیجه ای حاصل نمیشه فقط با شکست روبرو میشیم باید منبع ایجاد کننده فرمول اصلاح بشه و در پی آن عملکرد ما تغییر می کنه و انتظار ما از نتیجه و احساس رضایتمون به آسونی زندگیمون را متحول می کنه و از جایی که این گسترده شدن این آزادو تغییرو تحولات تا بی نهایت ادامه داره فردی که در لین مسیر باشه یک ماجراجو میشه که هرروز در سفره سفر در ذهن و سفر به درون و جالبیه کار اینه که یک فرمول که در ذهن اصلاح میشه بر تمام جنبه های زندگی موثره و الان ما به بهانه لاغری داریم زندگیمون را میسازیم .
فایل آموزشی فوق العاده ای بود واقعا برای تاره وارد ها مثل من باید بارها تکرار بشه و تفکر بشه .
سپاس و درود بر دستان پر مهر و وجود سخاوتمند استاد عشق
روح پدرو مادرتون قرین رحمت و عشق الهی باشند 🍃🌸
دوستان نوری همواره در مسیر مستقیم و پرنعمت الهی سازنده برجهای عشق و معرفت ،صلح و آگاهی باشید
شاهد و شادمان 🦋✨