تا حالا شده جلوی یخچال بایستی و با خودت بجنگی که “نخورمش”… اما آخرش تسلیم شی؟ 😓
منم سالها همینطوری بودم! هر بار تصمیم میگرفتم فلان خوراکی رو نخورم، ولی یه چیزی از درون، دستمو میبرد سمتش!
اما یه روز با روش ذهنی برای ترک عادت آشنا شدم و همهچی تغییر کرد 🎯🧠
الان وقتی یه وسوسه سراغم میاد، یه گفتوگوی درونی قوی دارم که دستمو کنترل میکنه، نه هوسمو! 💪✨
تو این دوره قراره همین مسیر رو با هم قدمبهقدم یاد بگیریم…
داستانی واقعی از یک تصمیم متفاوت 🌱
سالها با چاقی زندگی میکردم…
لباسهام یکییکی تنگ میشدن، از آینه فرار میکردم، خرید لباس جدید برام مثل کابوس بود.
هر بار جلوی آینه میایستادم، زیر لب میگفتم:
«از فردا دیگه رژیم میگیرم!»
ولی فردا که میاومد، باز همون من بودم، با همون عادتها، همون وسوسهها، و همون شکستها… 😞

ذهنم مثل یه نوار تکراری مدام عقب و جلو میشد:
میخوردم ← پشیمون میشدم ← تصمیم میگرفتم ← باز همون رفتار تکرار میشد… ♻️
یه چرخه بیپایان، بیرحم و خستهکننده!
تا اینکه یه روز خیلی ساده، اما خیلی مهم، با قدرت ذهن و رفتارهای ناخودآگاه ذهنی آشنا شدم.
اون لحظه یه چیزی درونم روشن شد ✨
فهمیدم برای تغییر واقعی، به جای جنگ با غذا یا بدنم، باید برم سراغ ریشه افکار و باورها…
و اینجا بود که با مفهوم قدرتمند روش ذهنی برای ترک عادت روبهرو شدم 💡
همون لحظه فهمیدم که مشکل از کماراده بودنم نیست! مشکل اینه که ذهنم، سالها با فرمولهای چاقکننده برنامهریزی شده.
و حالا تنها راه واقعی رهایی، شروع با روش ذهنی برای ترک عادته… نه رژیم، نه قرص، نه دستگاه لاغری، نه ممنوعیت…
فقط و فقط تغییر مسیر ذهن، بازنویسی افکار، و ساختن عادتهای جدید.
تصمیمی گرفتم که شاید بهظاهر مثل همه تصمیمهای قبلی برای لاغر شدن بود، اما فرقش این بود که اینبار از درونم جوشیده بود.
نه از سر ترس، نه از حس گناه، نه از فشار جامعه… بلکه از یه باور روشن:
«من میتونم با روش ذهنی برای ترک عادت، خودمو از این چرخه رها کنم.» 💪🧠
از اون روز، مسیرم تغییر کرد.
نه به خاطر یه رژیم معجزهگر، بلکه چون تصمیم گرفتم ذهنم رو عوض کنم، افکارم رو آگاهانه انتخاب کنم، و برای ساختن یه منِ جدید، از روش ذهنی برای ترک عادت به عنوان ستون اصلی زندگیم استفاده کنم.
✅ چالش «من اینو نخوردم»
یک تمرین ساده اما قدرتمند برای ترک عادتهای غذایی
روش ذهنی برای ترک عادتهایی که باعث ایجاد عذاب وجدان و انتظار چاقی در ذهن ما می شوند.
وقتی فهمیدم چاقی فقط یه اتفاق فیزیکی نیست، بلکه نتیجه مستقیم افکار، احساسات و عادتهای ذهنی ماست، تازه یه دریچه جدیدی رو دیدم… 🚪✨
یه جور روشنایی توی ذهنم روشن شد که بهم گفت:
«تو اگه بتونی فکرتو تغییر بدی، رفتارت خودش درست میشه!» 💭➡️🧠
و همینجا بود که چالش «من اینو نخوردم» به دنیا اومد! 💡

یه تمرین ساده، بدون زور، بدون اجبار، بدون شمردن کالری یا خطزدن غذاهای خوشمزه از زندگی!
📌 توی این چالش، قراره فقط یه کار کوچیک انجام بدی:
وقتی خواستی یه خوراکی رو بخوری، ولی حس کردی فقط از روی عادت یا احساسات سراغش رفتی، یه لحظه مکث کنی و بگی: «من اینو نخوردم.»
همین! نه محرومیت، نه تنبیه… فقط یه لحظه آگاهی! 😌🛑
شاید بگی: «آخه مگه این چیزی رو تغییر میده؟»
اما باور کن، این جمله ساده جرقه یه تغییر عمیق ذهنیه.
چون هر بار که اون جمله رو میگی، یه مسیر جدید تو مغزت ساخته میشه. یه انتخاب تازه. یه قدرت کنترل از درون! 💪🧠🌱
اگه تا امروز بارها تلاش کردی یه عادت غذایی رو کنار بذاری و موفق نشدی، بدون مشکل از بیرون نبوده؛
ریشهش توی ذهنته…
و حالا وقتشه با روش ذهنی برای ترک عادت، از درون شروع به بازسازی کنی.
💫 روش ذهنی برای ترک عادت از رژیم مؤثرتره
شاید تا حالا دهها بار با خودت عهد بستی که دیگه فلان خوراکی رو نخوری…
یه برنامهی سفتوسخت نوشتی، اراده کردی، حتی با هیجان شروع کردی، ولی بعد از چند روز… 💥 همهچی پاشید!
حقیقت اینه که رژیم گرفتن فقط سطح رفتار رو نشونه میگیره، نه ریشهی اون رفتار رو!
رژیم میگه چی نخور… ولی ذهن هنوز داره با همون دلایل قدیمی، تو رو سمت خوردن هل میده.
و اینجاست که «اراده» کم میاره، چون ذهن هنوز به همون باورها و احساسات چاقکننده وصله 😣🌀
اما وقتی از روش ذهنی برای ترک عادت استفاده میکنی، داری مستقیماً میری سراغ ریشهها.
میری سراغ اون صدای درونی که میگه:
«الان ناراحتی… یه چیز شیرین بخور حالت بهتر شه!»
یا اون ذهنی که شرطی شده:
«همیشه شبها جلوی تلویزیون باید چیزی بخورم!» 📺🍪
با این روش، تو یاد میگیری چطوری این باورها رو شناسایی، خنثی و جایگزین کنی…
و بهجای سرکوب کردن میل به خوردن، اونو از پایه تغییر بدی. ✨🔁
💡 این یعنی نهتنها رفتار تغییر میکنه، بلکه این بار واقعاً از درون خودت خواستی که تغییر کنی
و این همون تغییریه که موندگاره، چون از ذهن و باور شروع شده، نه از اجبار و محدودیت! 💫💛

🔍 در این دوره آموزشی دقیقاً باید چیکار کنی؟
حالا که فهمیدی چرا روش ذهنی برای ترک عادت قدرتمنده، وقتشه وارد عمل بشی 💪✨
قراره یه تمرین خیلی ساده اما مؤثر رو شروع کنیم که مثل دونهدونه آجرهای یه خونه، ذهن جدیدی برات بسازه!
🎯 قدم اول: آگاه شو!
قبل از هر واکنش به خوردن، فقط یه لحظه مکث کن و از خودت بپرس:
«الان واقعاً گرسنمه؟ یا یه حس، یه فکر یا یه عادت داره منو هل میده؟»
این مکث ۳ ثانیهای یعنی زدن ترمز روی عادت ناخودآگاه ذهنی! ⛔🧠
📝 قدم دوم: جملهی طلایی رو بگو!
اگه فهمیدی از روی عادت یا احساس سراغ خوردن رفتی، با صدای آروم به خودت بگو:
«من اینو نخوردم.»
باور کن همین یه جمله ساده، قدرت توقف و انتخاب رو بهت برمیگردونه 🔁💬
📒 قدم سوم: ثبتش کن!
آخر شب، توی یه دفتر یا نوت گوشی، بنویس:
- چند بار امروز از این جمله استفاده کردی؟
- حسوحالت بعد از گفتنش چی بود؟
- تونستی خوردن رو متوقف کنی یا نه؟
این کار باعث میشه ذهن ناخودآگاهت جدیتر با موضوع برخورد کنه، چون داره تغییر رو میبینه و ثبت میکنه. 🧾🖊️
🔄 قدم چهارم: بدون قضاوت ادامه بده!
اگه یهجا نتونستی جلوی خودتو بگیری، اشکالی نداره!
هدف این چالش، سرزنش نیست؛ آگاه شدن و تکرار تمرین ذهنیه.
هر بار که تکرار میکنی، یه مسیر عصبی جدید تو مغزت تقویت میشه 🧠🌱
✅ این یک روش ذهنی برای ترک عادتهای خیلی ساده است که کمکم عادتهایی که فکر میکردی «هرگز نمیتونی» تغییرشون بدی، آرومآروم کمرنگ میشن…
و یه نسخهی جدید از خودت متولد میشه؛
کسی که انتخاب میکنه، نه کسی که اسیر عادته. ✨🕊️
💌 دعوت به چالش؛ از امروز شروع کن و تفاوتو احساس کن!
اگه تا اینجای مقاله اومدی، یعنی یه جایی درونت آمادهست برای تغییر ✨
و حالا وقتشه که به خودت یه فرصت واقعی بدی…
نه برای لاغری سریع، نه برای حذف غذاها…
بلکه برای ساختن یه ذهن جدید با کمک روش ذهنی برای ترک عادتهایی 🧠💫 که خودت از انجامشون رضایت نداری.
چالش «من اینو نخوردم» منتظرته…
قراره با همین جمله ساده، روز به روز قدرتمندتر شی، با آگاهی بیشتری انتخاب کنی، و با آرامش بیشتر غذا بخوری 😌🍵
📌 پیشنهاد من:
- امروز فقط یکبار این تمرین رو انجام بده.
- فردا دوتا…
- و بعد کمکم بذار این جمله بشه همراه همیشگیت!
باور کن طولی نمیکشه که حس کنی کنترل زندگیت برگشته دست خودت 🕊️
همونجا که همیشه باید میبود! 💪❤️
🎯 تو انتخاب میکنی:
آیا میخوای همچنان با جنگ و اجبار دنبال تغییر باشی؟
یا میخوای با استفاده از روش ذهنی برای ترک عادت هایی که همیشه باعث آزار و اذیتت می شن ذهنی آزاد و آگاه، یه مسیر لذتبخش و واقعی رو شروع کنی؟
✋ من این مسیر رو رفتم… و حالا نوبت توئه!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بنام خداوند جان و خرد سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر من برای اولین بار میخوام از چالش عادتها استفاده کنم از امروز یه عادتکه اذیتم میکنه اینکه بعضی وقتها ۲تا۳لقمه غذا بیشتر میخورم و بعضی وقت هابعدازظهر گرسنم میشه واگر نخورم شب زیادتر میخورم البته از وقتی که وارد سایت شدم خیلی کمتر شده ولی میخوام بیشتر روش کار کنم وخیلی عادتهای اشتباه دارم که باید با ذهن درست و پگیری شوند هر عادتی که من الان دارم با ذهنم به این عادت رسیدم باید باز هم با ذهن اصلاح شود بعضی موقع چیزهایی ک می خورم که اصلان برای بدن هیچ ضرورت نداشت یا به رفع گرسنگی کمک نیمکند بنظر من اگر نخورم بهتر است مثل بستنی میشه کمش کنم یا شیرینی فرق نمیکند هر نوع باشد خدارو شکر من خیلی کم می خورم من دیگر دلم هوس بعضی خوردنها را اصلا نمیکند مثل پفک یا چیپس یا کیک بیسکویت هر کاری را باید از یک جایی شروع کرد واگر کاری را با شور و اشتیاق انجام بدم اون کار یا مسیر بهتر پیش میرود من از وقتی که وارد سایت شدم حتی یک لحظه احساس پشیمانی نکردم و همیشه با حالی خوب کارم را انجام دادم اگر میخوام یک جسم جدید برای خودم بسازم باید به صبحت های استاد خوب گوش کنم و عمل کنم وبرای این روش پشت کار داشته باشم یواش یواش اول ذهنم بعدجسمم تغییر میکند من باید در خودم تغییر وتحولات ایجاد کنم در ذهن آدمهای چاق لاغر شدن خیلی سخت هست وذهن من تغییرات سخت را نمپذیرد و آنقدر درسرمن زمزمه میکند تا من رو منصرف کند وباید برای تغییرات جدید برنامه ریزی شود و ترک بعضی از عادتهای اشتباه در ذهن من تغییر کند وقتی یک کاری همرا با لذت باشد بهتر انجامش میدیم مثل چاقی شدن الان هم یه سری از خوردنها هست که برای ما عادت شدن وباید با آموزش ذهنی درست شود و بعضی عادتهای اشتباه درونی من کم شدن ولی تصمیم گرفتم که بیشتر روشون کار کنم تا در مسیر لاغری بهتر پیش برود هر عادتی را میتوان تغییر داد من میخوام همین دوسه لقمه اضافه را نخورم چون بعد از خوردن خیلی اذیت میشم الان عذاب وجدان در ذهنم کم رنگ شده ولی باز هم اذیت هستم میخوام تغییرش بدم همین آزارم نمیده با تشکر از استاد بزرگوار در پناه خدا باشید
با سلام به استاد عزیز
عادت خوردن قهوه در هر روز که برم ضرر داره بهمراه شیرینی جات
عادت بیرون رفتن و تفریح و حتما یه چیزی خوردن
فیلم نگاه کردن و چیزی خوردن
خوردن پفک و هات داگ
خوردن موقعی که حال احساسی خوبی ندارم
کلا خوردن شده جز جدایی ناپذیر در همه شرایط زندگیم مثل موفقیت، خوشحالی،غمگینی
تفریح منم شده خوردن و حالا باید اینا را با چالش من اینو نخوردم ،تغیر بدم.
واقعا لذت خوردن ۲ تا ۵ دقیقه هست ولی احساس بدی که میده یکروز طول میکشه
با این چالش میخوام شخصیتم را هم تغیر بدم.به امید خدا در پایان این دوره میام و این کامنت میخونم و میبینم که چه تغیرات بزرگی در زندگیم ایجاد شد.
از امروز هر وقت خواستم کارهای اشتباه همسرم را بهش بگم، مکث میکنم و میگم من اینو انجام ندادم. همسرم با گفتن من ،رفتارهاش تغیر نمیکنه ،بهتره من حال خودمو خراب نکنم.
از امروز مواظب نوع حرف زدنم ، لحنم و کلماتم هستم .
از امروز به چیزهای مثبت زندگیم بیشتر توجه میکنم و نمیزارم چندتا ناخواسته کوچیک، تمرکز منو بگیره .هر وقت خواستم به ناخواسته ها توجه کنم،چه با تکست دادن به همسرم، یا با خانواده و دوستان راجع چیزهای منفی حرف زدن در مورد هر موضوعی،چند ثانیه مکث، و بعد میگم انجامش ندادم. و همه اینا را شب توی لیستم مینویسم.
خوردن تفریحی وقتی بیرون میرم،ماهی یکبار .قبلا هفته ای چندبار بود.ایندفعه با حس خوب میخورم،مثل بچگی هام.
مرسی استاد عزیز بخاطر این راهکار عالی و لذتبخش
خدایا شکرت که همیشه هدایتم میکنی و نعمتها و فرصتها همیشه به فراوانی هست و نیازی به عجله و سختی کشیدن نیست
درود به استاد عزیز
دیروز از خدا درخواست کردم که شخصیتم را تغییر بدم، و راهش نمیدونستم،هیچ ایده ای نداشتم،فقط اینو میدونستم که خدا اجابت درخواست ما را وظیفه خودش میدونه،خدا از من بیشتر میخواد که به اهدافم برسم. ممنونم استاد عزیز و چقدر راحت هدایت شدم به دوره رایگان چالش تغیر عادت. استاد این دوره مثل گنج هست. توی یه فایل گفتین که بهای دوره رایگان،موفقیت شماست. من حتما موفق میشم تا بهای این دوره ارزشمند را پرداخت کرده باشم. چقدر خوب و با جزئیات و واضح موارد را بیان کردید. من اینو نخوردم، را در تغییر عادت خوردن، من اینکار نکردم ( من به نکات منفی توجه نکردم،پشت سر همسرم حرف نزدم، امروز خانم تر رفتار کردم، …)برای تغییر شخصیت. به امید خدا با پایان این دوره چه نتایج بزرگی بگیرم
ممنونم استاد عزیز
خدایا شکرت هزاران مرتبه شکر
بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر من چندتا عادت دارم که باید تغییر شون بدم مثل بستنی خوردن بستنی را خیلی دوست دارم حتی اگر سرماخورده باشم یا مریض باشم از بستنی نمیتونم بگذرم باید بخورم دست خودم نیست دوم دو سه لقمه آخرغذا حتما غذا را باید تا آخر بخورم البته الان غذام خیلی کمتر شده ولی در لقمههای آخر هنوز گیر هستم و باید تغییر کنند یکی دیگه ریزه خاری هست با آموزش های استاد بهتر شدم ولی باز ۲تا۳ بار در هفته پیش میاد که میخوام درست شود یکی دیگه که الان یادم اومد درست شده که وقتی مهمانی میرفتم وقتی چیزی تعارف می کردن چون میخواستم ناراحت نشوند نه نمی گفتم هرچه تعارف می کردن می خوردم ولی نه گفتن را یاد گرفتم وقتی میگن رژیم هستی میگم نه میل ندارم اینها رو از آموزش های استاد در صد گام یاد گرفتم خیلی چیزها تغییر کرده یا در حال تغییر کردن هست، در چالش عادت ها درست می شود چهارم غذایی هست که از بچهها اضافه میاد این هم تغییر کرد ولی کامل نیست باید بیشتر روش کار کنمپنجم که با چایی باید یه چیزی بخورم من برای تغییر کردن باید روی ذهنم کار کنم ومسیری لاغری با ذهن بهترین جا برای تغییر عادتهایی هست چند سال هست مرا اذیت میکند اینجا بهترین جا برای تعییرشان هست چون استاد متفاوت آموزش یادت میدهد رفتار پر خوری کردنم وقتی اون دوسه لقمه اضافه را می خورم یکش این که خودم رو سرزنش میکنم وبا خودم میگم که از فردا دیگه نمیخورم وباز می خورم دومش این که حالم بده میشه و حالت تهوع مگیرم رفتاری دیگه این که میگم ته دیگ نخورم وقتی ته یگ را روی سفرعگذاشتم نمیتونم ازش نخورم چهارم بیشتری مواقع سعی میکنم غذای اضافه درست نکنم ولی یادم میرود ودرست میکنم پنجم اضافه غذایی بچهها را می خورم واین عادتها من دارم تکرار می کنم آنها که نمیگن بیا غذا را بخور یا بزاردر دهان من اونها با تکرار من برام عادت شدن الان با آموزشی ذهنی باید مهار شوند با سپاس فراوان از استاد بزرگوار در پناه خدا باشید
درود
چ جالب
من یه عادت ریزه خواری دارم
همین الان یادم افتاد به آلوچه های توی یخچال و ذهنم بدنم رو برد سمت یخچال در حالی ک هوز نشسته بودم، خودم رو درحال خوردن آلوچه کاملا تصور کردم که آلوچه رو میجوم و آب از دهانم راه افتاد
از خودم پرسیدم آیا گرسنه ام
آیا آلوچه سیرم میکنه؟
یا فقط چون آلوچه نوستالژیه. کمیابه گرونه و اب دهن راه بندازه میخوای بخوری؟
خب جواب ک مشخص بود
بعد گفتم من اینو نخوردم
هنوز اب دهنم راه افتاده
ولی دارم میگم من اینو نخوردم
واقعا من اینو نخوردم
امشب ک دارم به بهترین قسمت امروزم فکر میکنم
حتما این رو میشمارم که من اونو نخوردم من آگاه شدم به دلیل انتخابم
چالش رو اجرا کردم و متوقف شدم
بوووووم ،،، تیک خورد،،،،، انجامش دادممم
ذهن عزیزم دیدی چ آسون باهم انجامش میدیم
دم خودمون گرممممم
شکر خدای مهربون من اینو نخوردم
و لاغری آسونترین کار دنیاس
بمن جدیدم سلااام
🙏🌾 به نام خدایی که جان آفرید🌾🙏
🌸 **سفر من به سوی تناسب اندام و تولد «فرانک جدید»: آشتی با ذهن، بدن و غذا** 🌸
سلام و درود فراوان خدمت استاد عطاروشان عزیز و همراهان گرامی در جمع صمیمی «تناسب فکری». امروز، با قلبی آکنده از امید و چشمانی مشتاق، این سطور را برایتان مینویسم. داستانی که شاید برای بسیاری آشنا باشد؛ حکایت سالها تلاش برای رسیدن به وزنی ایدهآل، و در این میان، درکی عمیقتر که تحول واقعی، از درون آغاز میشود. 🦋 من، «فرانک»، در آستانه خلق «فرانک جدیدی» هستم؛ فرانکِ آگاهتر، سالمتر، و سرشار از زندگی.
۱. طلوعی دوباره با صبحانه: نوری بر گرسنگیهای طولانی ☀️
سالهاست که با وزنم در کش و قوس بودهام. تلاشهای بیشماری کردهام، اما انگار سودی نبوده است. یکی از بزرگترین موانعی که همیشه جلوی راهم بوده، همین عادت «صبحانه نخوردن» و به تعویق انداختن وعده غذایی تا ظهر است. چرا؟ شاید تنبلی، شاید بیحوصلگی، شاید هم تلقینی ناخودآگاه که «صبحانه خوردن برای آدمهای چاق ضروری نیست!» اما نتیجه این عادت، مشخص است: گرسنگی شدید تا حوالی ظهر. گرسنگیای که دیگر جایی برای «آگاهی» باقی نمیگذارد.
وقتی بدنم در آستانه ظهر، فریاد گرسنگی سر میدهد، دیگر انتخاب سالمی در کار نیست. انگار که تمام عقل و منطقم به مرخصی میرود و من، ناخواسته، به سمت پرخوری سوق داده میشوم. حتی بدتر، آنقدر میخورم که احساس سیریِ آزاردهندهای دارم، اما باز هم، به عادت قدیمی، تا ته بشقاب را خالی میکنم! 😥 این چرخه، نه تنها مانع رسیدن به تناسب اندام میشود، بلکه احساس سرخوردگی و ناتوانی را در من تقویت میکند.
اما «فرانک جدید» من، این چرخه را شکسته است. او دریافته که صبحانه، نه یک وظیفه، بلکه یک «هدیه» است. هدیهای به خود، برای شروعی قدرتمند. او میداند که لازم نیست صبحانه یک وعده سنگین و پرزحمت باشد. چند عدد خرما و یک لیوان شیر بادام، یک کاسه کوچک ماست و میوه، یا حتی یک کف دست نان و پنیر، میتواند آغازی شکوهمند باشد. کلید کار در «عشق» و «توجه» است. «فرانک جدید» با آرامش و لذت، صبحانهاش را میل میکند و حس میکند که دارد به بدنش، انرژی و حیات میبخشد. او میداند که این ۱۰ دقیقه سرمایهگذاری بر روی صبحانه، او را در طول روز هوشیارتر، متمرکزتر و سالمتر نگه میدارد. این یعنی تولد یک روز پربار و پرنشاط! ✨
۲. آگاهی در برابر سیری؛ رقص ظریف انتخاب 🍽️
وقتی بعد از ساعتها گرسنگی، غذا جلوی رویم قرار میگیرد، انگار تمام دنیا به دورم میچرخد! در این لحظات، «آگاهی» که به دنبالش هستم، به سختی پیدا میشود. بدنم در حالت «هشدار» است و به دنبال انرژی فوری. نتیجه؟ پرخوری. حتی فراتر از حد نیاز.
«فرانک جدید» من، اما، در این لحظات، ترمز میکند. او یاد گرفته است که حتی در اوج گرسنگی، میتواند «انتخاب» کند. او قبل از برداشتن اولین لقمه، یک نفس عمیق میکشد و به خودش یادآوری میکند: «من گرسنهام، اما این گرسنگی، یک وضعیت اضطراری نیست. من میتوانم با آرامش و آگاهی، نیاز بدنم را برطرف کنم.»
او با آرامش غذا میخورد. هر لقمه را با لذت میچشد. به بافت غذا، طعم آن و حس سیری که به تدریج در بدنش ایجاد میشود، توجه میکند. مهمتر از همه، وقتی اولین نشانههای سیری را حس کرد، متوقف میشود، حتی اگر هنوز غذا در بشقابش باقی مانده باشد. این «توانایی توقف»، یکی از بزرگترین دستاوردهای «فرانک جدید» است. 😌 او به جای پیروی از عادت قدیمی «تا ته بشقاب را درآوردن»، به ندای سیری بدن گوش میدهد و این یعنی رهایی از پرخوری و ورود به دنیای سیریِ واقعی و رضایتبخش. 💖
۳. عشق به غذا، نه ترس؛ آرامش در سایه آگاهی 😟
یکی از آزاردهندهترین عادات من، همین تمرکز وسواسگونه بر «فواید و ضررهای» غذاهاست. مدام نگران بالارفتن قند خون و فشار خون هستم، حتی با اینکه هیچ مشکلی در این زمینهها ندارم! این نگرانی بیپایه، لذت غذا خوردن را به کلی از من گرفته است. انگار که هر لقمه، یک «هشدار» است.
«فرانک جدید» من، اما، نگاهش به غذا کاملاً متفاوت است. او غذا را یک «دشمن» نمیداند، بلکه آن را یک «همراه» در مسیر سلامتی و شادابی میبیند. او به جای وسواس روی اعداد و ارقام، بر «کیفیت» و «تعادل» تمرکز میکند. آیا سبزیجات تازه در بشقابم هست؟ آیا پروتئین کافی دریافت میکنم؟ آیا کربوهیدراتهای سالم را انتخاب کردهام؟ این سوالات، او را به سمت انتخابهای هوشمندانهتر هدایت میکنند، بدون اینکه اضطراب و نگرانی را تجربه کند.
مهمتر از همه، «فرانک جدید» از غذا «لذت» میبرد. او طعمها، رنگها و عطر غذا را درک میکند. او میداند که لذت بردن از یک غذای سالم، یا حتی یک خوراکی کوچک در یک روز خاص، بخشی از یک زندگی متعادل است، نه یک «شکست» در مسیر لاغری. او از خود میپرسد: «چه غذایی واقعاً به من حس خوب میدهد؟» و سعی میکند آن حس خوب را در قالب انتخابهای سالم، به زندگیاش بیاورد. این یعنی آشتی با غذا و آرامش درونی. ❤️
۴. استقامت؛ کلید تولد «فرانک جدید» 🚀
«زود ناامید شدن» و «گرم و سرد شدن» در مسیر لاغری و تحول، یکی از بزرگترین چالشهای من بوده است. انگار که ذهن من به دنبال راههای میانبر است و با کوچکترین مانعی، دلسرد میشود. اما «فرانک جدید» من، این عادت را کنار گذاشته است.
او میداند که این سفر، همیشه هموار نیست. لغزشها، بخشی از مسیرند. اما تفاوت او اینجاست که به این لغزشها اجازه نمیدهد او را از مسیر اصلی منحرف کنند. وقتی «فرانک جدید» احساس ناامیدی میکند، مکث میکند. به دلایل شروع این سفر فکر میکند. به پیشرفتهای کوچکی که تا کنون داشته، حتی اگر ناچیز به نظر برسند. او به خودش یادآوری میکند: «اشکال ندارد. امروز آنطور که میخواستم نبود، اما فردا روز دیگری است. من قویتر از این ناامیدی هستم.»
«فرانک جدید» درک میکند که هدف، نه فقط رسیدن به یک وزن ایدهآل، بلکه ایجاد یک «سبک زندگی سالم و پایدار» است. او میداند که این تغییرات، باید جزئی از وجودش شوند. این یعنی پذیرش «فرآیند»، نه فقط تمرکز بر «نتیجه». او با هر قدم، با هر انتخاب درست، در حال ساختنِ «خودِ» بهتر و سالمتر است. 🌟
۵. تولدی از جنس عشق و آگاهی: خلق «فرانک جدید» 🦋
این سفر، سفری است به سوی «فرانک جدید»؛ فرانکِ آگاه، سالم، پرانرژی و سرشار از لذت زندگی. فرانکِ صبحانههای دوستداشتنی، غذاهای آگاهانه، و استقامتی که هر چالشی را با آرامش پشت سر میگذارد. این تولد، نه یک شبه، بلکه با هر انتخاب آگاهانه، با هر نفس عمیق، و با هر بار بلند شدن پس از زمین خوردن، اتفاق میافتد.
من آمادهام تا با تمرینات استاد عطاروشان، این عادتهای کهنه را دانه دانه از وجودم پاک کنم و بذرهای سلامتی، آگاهی و استقامت را در دلم بکارم. دلم میخواهد این «فرانک جدید»، تجسمی از عشقی باشد که به خودم دارم و آگاهیای که در این مسیر به دست آوردهام.
از همراهی و راهنمایی شما، استاد عطاروشان عزیز، بینهایت سپاسگزارم. 🙏 این مسیر، با حضور شما، پر از معنا و امید شده است.
با احترام و عشق فراوان،«فرانک» 💖
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن وهمه دوستان هم مسیر
برحسب اتفاق یا ایده من امروز که شنبه هست به این بخش وارد شدم اول کمی جستجو کرددم که من این بخش،بود تاثیرات بودن همون زمان بررس کردم دیدم برای ۱۷ فایل که باید تغیبر عادت درمن ایحاد بشه کلا یه ماه براش زمان کزاشتم ومتوجه شدم فبل از دوره ورد به سرزمین لاغرها این بخش بودم وجرا انچنان موفق نبودم بماند ولی نه چرا بماند چون حسم ارزش یه فشار رژیمی بود وذهنم تمایل نداشت عادت من تغیبر بده که راحت باشه از عادت های که برام ساخته استفاده کنم وهمون لذت هی برامتکرار کنه که داره به من اسیب می زد چوننقشه ذهنی اونروزم خرابتر شدن وضعیت حسمی سلامتی وبدتر شدن چاقی بود نه بهبود وسابم شذم جسم خودم وتغیبرش ندم
به موضوع که بهش توجه کردم عجله من برای تمام فایل بوده که سریع اپن نکته طلای واپن فوت کوزه گری یادش،بکیزم حالا که درک من با اپنزمان تقاوت پیدا کرده برای تغیبر عادت به زمان تکرار با احساس خوب نیاز هست همونزمان هم توافکار انقدر فشارهای رژیمی بود که توی ذهنم هی تکرار میشد این که سد رژیم مکه قرار نبود تو این مسبر از رژیم خبری نباشه ذهنم این موضوع من با کذشت ۴ سال تکرار کرد پس حالا که درک بالتر رفته یاد کرفتمترکعادت مخرب اسمش رژیم نیست ترک کرذثدن به رفتاری هست که به احساسن اسیب میزنه چوناحساسن باید دائم از صبح که بیدار میشمتا خواب حتی نیمه شب که ازخواب بیدار شدم باید توبخش خوبش عالی باشه پس با تزک یه رغتار که شاید زمان کوتاه انجام میشه ۲۴ ساعت ذهنم من درکیرش میشه کافی هست تغییر بدم که این ۲۴ ساعت لذت بودن درست حس کنم کجایی این جالش،حرف از نخودرن فشاراودرن واذیت شدن هست
پس با عشق به خودم مسیرم وایده حالبی که همین اول فاعل تو ذهنم جرغه زد که یه لبلسی که تازه خربدم سایزش کوچک هست کزاشتم رای ایتده که وزنم کاهش ،پیدا کرد بپوسم مثل شما بزنم به چوب لباسی توکمدن اویزن کنم هر روزم بهش نکاه کنم که یه روزی این لباس باید بپوشم حس خوبی از این ایده به نثمن رسید پس حتما امروز انجام میدم لذت این حرکت به خودم هدیه میدم
ذهنم برای نتیجه بهتر فوری امد برای هر هغته اجازه استفاده ازدو فابل شنبه و سه شنبه صادر کرد که برام فابل اجرار و عمل کرد باشه پس به دستورات درستش ،پاسخ دادم سریع یادداشت کردم که طبق دستورذهنم به پیش برم اون زمان بتدی درست ذهنمبهش عمل کنم امروز ۲۹ فرودرین هست باید این بخش روز ۲۷ خرداد تمام بشه خوب به اسم مبارک الله وکمک بی نطیرش وغرشته نکهانم من این جالش ازامروز چراغس روشن میکنم ببینم ۲۷ خرذاد با جه حس نطری تمام میکنن جندعادت اشتباه قادر شدمتغیبربدم یا ترکش،کنم این برنانه برای من حتما مفید هست که باید انجامش بدن ونتایح برای خودمنکه دارم خدابا بی نهایت ازت سپاس کزارهستم بازم یه دریچه تازه تومسیر با حسی تازه به من هدیه دادی تشکر می کنم که هدایت وحمایت کردی با احساسی عالی ادامه بدم
دارم فایل کوش میذم دستورات ذهنی این صادر میشه که فوری یاداشت می کنم محیط،غذا خودرن باید تغیبر کنه شکل مدلش تو ذهنم تصپویر سازی شد
بازم ایده امد تو گوشیم یه صفحه باز کنم هرجی که نخودرم توش بنویسم براش یه قلب خوشکل بزارم وازاین نخودرن لذت که بردم توصیف کنم چه حسی به من دست داد اون تکه نخودرم وقتی فرمول لذت بخشی تو ذهنم داشته باشم اپن لذت اپنعادت هی برام تکرار میکنه پس این نخودرن انقدرباید لذت بخشش کنم که مغزم ازش سیر نشه و هی بازم برام این لذت تکرار کنه حالا بیام زفتار لاغر کننده با رفتارجاق کننده عوض کنم حالا تو ومسیر برکشت که دارم ارزش،لذت می برم این لذت بهش،اضافه کنم که تو اسمون پرواز کنم ازاین همه لذت درست مثل پروانه که ازاینکل به اپن کل با جندتا بال زدن میرسه لذت نشستن روی کل فقط،خودش حس میکنه نه من من فقط تماشاش،کردم حالا تماشایی این صحنه با احساس عالی مخلوط،ببینم
یه موضوع دیگه که توجه منجلب کرد من هرعادت دیکه که تو هربخش،از زندکی ازانجامش لذت نمیبرم بیارم تو همین قالب تغیبرش بدم لذت بخشش،کنم وتغیبر پیدا کنه
درپناه ارامش الهی ساکن باشیم امین
نشان های دریافت شده
سلام همه ما عادت هایی داریم که همش برمیگرده به گذشته ومااونوتکرارش کردیم اگربما گفتن بزارش کنارگفتیم نه من اراده ندارم اشتهام زیاده ترعیب میشمبخوردن همه اینهابخاطر عادت هایی هست که توخانواده تکرارمیشه ،یابمن گفتن باچایی یه چیزی بخوراگرخالی بخوری کم خونی میگیری ،هستن افرادی باغذاحتما نوشیدنی بایدبخورن یا باچایی چندتاقندمیخورن ،همش برمیگرده به اون فرمول تکرارشونده که تومغزماهست حالا چیکاربایدکرد باید این ذهن اموزش ببینه ویادبگیره چجوری دربرابر غذاها واون عادتهای بد رفتارکنه روش ذهنی یعنی تغییرذهن ،مامیام باگوش دادن به فایل ها وحل تمرین وازهمه مهمتر انچه گفته شده رواجراش میکنیم من چاق وقتی عادت دارم باچاییم کیک یاهرچیزشیرین بخورم اول یک چهارم میخورم بعد کمترش میکنم تا این عادت بره کنار ،نمیشه تصمیم بگیریم ازفردادیگه فلان غذانمیخورم این کاربرا مغز سخته ما یادگرفتیم لاغری روبراذهن اسان کنیم ازخوردن هانترسیم ما یادمیگیریم میوه کوچیک برداریم ،چیپس روتااخرنخوریم غذاروتاته نخوریم ،به سلامتی اهمیت بدیم با بدن به صلح برسیم براذهن تغذیه جورنکنیم همانطوراب بطوراهسته یک سقف رومیتونه سوراخ کنه چاقی هم میتونه به راحتی درماهانفوذکنه پس تومسیرذهنی متعهدباشیم داشتن ارامش خیلی.مهمه اشتباهاتمون روشناسایی واصلاحش کنیم رو رفتارها تمرکزداشته باشیم مثل ادمهای متناسب رفتارکنیم ازامروز هرعادت بدی که داریم رو طبق روش ذهنی بزاریم کنار برا این روش اراده لازم نیست باید مشتاق لاغری باشیم اگر همراه غذانوشیدنی نخوردیم یاهرچیزی بگیم من اینونخوردم
یه عادتی که دارم اینه همه ی غذای بشقابم رو باید بخورم. همیشه دستم جلوتر از ذهنمه و تا یادم بیاد مجبور نیستم تمامشو بخورم سریع دستم تمام ّاقیمونده رو بخوردممیده. خنده داره!😅
این روزا بهتر شدم؛ به موقع صدای ذهنمو میشنوم و میتونم دستمو کنترل کنم. فقط بگیر نگیر داره یا مثلا دیر یادم میاد از خودت بپرسم واقعا گشنته که میخوای بقیه شو بخوری؟ بقول استاد فرمول های چاقی شبیه بدافزار هستن و چند وقت یکبار سیستمو مختل میکنن و فقط با استمرار و تمرین میشه طولانی مدت خنثی کرد.
ولی نکته مثبت اینه تا همین یکی دو هفته پیش دستم کار خودشو میکرد، غذا رو تا آخر میخوردم و اصلا به فکرم نمیرسید بپرسم آیا سیر شدم یا نه؟ ولی یکی دو روزیه یادم میمونه بپرسم.
امروز از عملکرم راضی بودم. اگه استاد تو این فایل تمرین نمیداد، فکر میگردم امروز پرخوری کردم و اصلا عملکردم خوب نبوده! چقدر خوبه تمرین!
تمرین چی بود؟
امروز چند بار موقع تصمیم گرفتن چند ثانیه مکث و فکر کردی؟ بعدش چه حسی داشتی؟
امروز برای ناهار یه مقدار غذا تو بشقابم اضافه موند. دوس داشتم سدیع تر دست از خوردن بکشم کلی موفق شدم همه شو نخورم. حس کردم بااراده ام، حس کردم دارم پیشرفت میکنم، حس گردم عملگراییم بهتر شده به اموزش ها عمل کردم و روم تاثیر داشته. حس کردم دارم لاغر میشم.
موقع شام اوضاع یکم بهتر بود. یعنی یکم ناخودآگاه و بدون کلنجار رفتن با خودم دست از خوردن کشیدم. با رضایت درونی تصمیم گرفتم کمتر ناخونک بزنم. به خودم حس بهتری داشتم؛ یک ادم با ثبات و معتبر…