چند بار تصمیم گرفتی یه عادت بد رو کنار بذاری؟ مثلا کمتر پرخوری کنی، شبها زودتر بخوابی، یا دیگه از روی عصبانیت رفتار نکنی؟
📍 این جلسه ادامه مستقیم گام قبل است؛ اگه مزایای انتخاب عادتت رو هنوز مشخص نکردی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.
اما یه جای راه، باز هم همون رفتار تکرار شد… و دوباره شروع شد: خشم، سرزنش، ناراحتی از خودت 😣
حالا وقتشه یه راه متفاوت رو امتحان کنی:
در این جلسه میآموزیم:
در صلح بودن با عادتها 👉
در این جلسه، میخوام با زبون ساده برات توضیح بدم که چرا مبارزه با خودت کارساز نیست و چطور با ذهن آروم و پذیرش، میتونی عادتهات رو برای همیشه تغییر بدی.

شناسایی عادت بدون قضاوت 🕵️♀️🧘♂️
اولین قدم برای هر تغییری، شناخت عادته.
اما خیلی از ما این شناخت رو با قضاوت، شرم و سرزنش قاطی میکنیم 😓
کافیه دوباره یه رفتار تکراری ازت سر بزنه — مثلاً پرخوری، تنبلی، یا عصبانیت — و فوری با خودت بگی:
❌ «باز خراب کردم!»
❌ «من هیچوقت درست نمیشم!»
❌ «چرا انقدر بیارادهم؟»
اما این نوع نگاه فقط تو رو از خودت دورتر میکنه…
✅ تو اومدی اینجا تا در صلح بودن با عادتها رو یاد بگیری؛ یعنی دیگه نمیخوای با خودت بجنگی.
🪞 تصور کن جلوی آینه وایسادی و داری خودت رو نگاه میکنی. به جای فریاد زدن سر خودت، فقط خودت رو نگاه میکنی.
همین دیدن بیقضاوت، اولین نشونه صلحه ✨
در صلح بودن با عادتها یعنی با خودت مثل یه دوست رفتار کنی، نه یه دشمن.
مثل یه معلم مهربون که وقتی شاگردش اشتباه میکنه، تحقیرش نمیکنه… بلکه با حوصله کمکش میکنه درس رو بفهمه 📚💛
✍️ این عبارت رو بنویس تا حسابی در ذهنت حک بشه:
و یادت باشه:
تغییر از لحظهای شروع میشه که خودت رو همونطوری که هستی ببینی و بپذیری.
🌿 چون تو لایق صلحی… حتی با عادتهایی که دوستشون نداری.

💡 اگه دوست داری این مهارت «صلح با عادت» رو بهصورت کامل و قدمبهقدم با تمرینهای عملی یاد بگیری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
احساساتت تصمیمگیرنده واقعی هستن 🎭
تا حالا شده یه لحظه از شدت عصبانیت حرفی بزنی یا کاری بکنی که بعدش با خودت بگی:
«ای کاش اون حرفو نمیزدم…»
یا مثلاً بری سمت یخچال، یه دل سیر بخوری و بعدش حسرت بخوری که چرا دوباره کنترل از دستت خارج شد؟ 😓
💥 وقتی عصبانی یا مضطربی، مغزت میره روی حالت «هشدار!»
در این حالت، عقل و منطق کمکم خاموش میشن و احساسات فرمان رو در دست میگیرن.
هرچی بیشتر بجنگی، بیشتر مغزت احساس خطر میکنه… و این یعنی تکرار همون عادتها بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشی.
💡 اما اگه به خودت یادآوری کنی:
🌀 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
یه فضای امن و آروم توی ذهنت ایجاد میکنی.
و توی این فضاست که مغزت میتونه از حالت دفاعی خارج بشه و منطقیتر تصمیم بگیره 🧘♀️
هر بار که وسوسه میشی برگردی به یه رفتار قدیمی،
بهجای جنگیدن، فقط با آرامش بگو:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
هر بار که احساس کردی میخوای خودتو سرزنش کنی،
یادآوری کن:
✨ این جمله، مثل یه آغوش ذهنیـه… بهت یادآوری میکنه که تو در مسیر رشدی، نه در مسیر تنبیه.
✅ و یادت باشه:
احساساتت اگر درست دیده و پذیرفته بشن، دشمن نیستن… راهنما هستن.
🌈 چون تو در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی، تصمیمهات هم هر روز آرامتر و آگاهانهتر میشن.

در صلح بودن با عادتها یعنی چی؟ 🕊️
یعنی با خودت آشتی کنی…
نه به این معنا که از رفتار اشتباهت خوشحال باشی، بلکه یعنی بدون خشونت، بدون شرمندگی، بدون سرزنش، فقط بپذیری که این رفتار الان بخشی از توئه.
✅ در صلح بودن با عادتها یعنی وقتی یه کار تکراری انجام دادی، بهجای اینکه خودتو بکوبی، آروم بگی:
«باشه… این الان بخشی از منه. ولی قراره کمکم تغییر کنه. من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
هر بار که بعد از یه رفتار احساس خشم یا نفرت از خودت میکنی، در واقع داری با خودت میجنگی.
و یادت باشه:
⚔️ هیچکس با جنگیدن با خودش به صلح نمیرسه…
🌱 هیچتغییری توی زمین خشونتآمیز رشد نمیکنه.
ولی وقتی خودتو با همه نقصهات، با همه رفتارهایی که هنوز اصلاح نشده، بپذیری، یه چیز عجیب اتفاق میافته:
💫 ذهنت آروم میشه… کنترل بهجای اینکه توی دست عادت باشه، کمکم میاد سمت خودت.
✨ هر بار که جملهی زیر رو با خودت تکرار کنی، در واقع داری انرژی جنگ رو خاموش میکنی و انرژی آرامش رو روشن:
🧘♀️ پذیرش یعنی قدرت.
وقتی بپذیری، بدون اینکه حتی فشاری وارد کنی، قدرت از عادت گرفته میشه و به سمت خودت برمیگرده.
قدرتی که از جنس آگاهی، مهربانی و انتخابه… نه اجبار و ترس.
و تو لایق این قدرتی 💚

آموزش ذهن؛ دیدن، فکر کردن، نوشتن 🧠✍️
اگه بخوای یه عادت رو واقعاً تغییر بدی، فقط تصمیم گرفتن کافی نیست.
تو نمیتونی یهشبه فرمان ناخودآگاه رو عوض کنی. چون اونجا سالها اطلاعات، احساسات و الگوهای تکراری ذخیره شده.
✅ برای اینکه تغییر وارد ناخودآگاهت بشه، باید سه گام ساده ولی مهم رو بارها تکرار کنی:
۱. دیدن یا شنیدن 🎧👁️
یعنی آموزش ببینی، گوش بدی، آگاه بشی.
هر چی بیشتر درباره عادتهات بدونی، بیشتر متوجه میشی که چرا انجامشون میدی و چطور میتونی تغییرشون بدی.
🌀 یادت باشه:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
و همین یادگیری، خودش یه پیروزیه!
۲. فکر کردن 🤔🧩
فقط شنیدن کافی نیست. باید با خودت خلوت کنی، به اونچه شنیدی فکر کنی.
توی ذهنت مرور کنی:
«این عادت از کجا اومده؟ چرا تکرارش میکنم؟ چه احساسی بعدش دارم؟»
اینجا هم یادت باشه که فکر کردن بدون قضاوت، یعنی همون در صلح بودن با عادتها 💗
۳. نوشتن ✍️📒
نوشتن یعنی ثبت آگاهیها، مرور احساسات و ساختن مسیر جدید ذهنی.
وقتی چیزی رو مینویسی، در واقع به ذهن ناخودآگاه میگی:
“این برای من مهمه. لطفاً ذخیرهاش کن.”
📝 تمرین روزانه بنویس:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و هر روز بیشتر خودم رو میفهمم.»
این سه گام ساده، پایهی آموزش ذهن هستن.
تو هر بار که ببینی، فکر کنی و بنویسی، یه قدم دیگه به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
و اینطوریه که آرامش جای خشم رو میگیره، و بهجای جنگیدن با خودت، با خودت همراه میشی ✨
قدرت واقعی در صلح کردنه، نه جنگیدن 💪🕊️
❌ سالها با چاقی جنگیدی…
❌ با پرخوری درگیر شدی…
❌ بارها با خودت عهد بستی که دیگه «نمیخورم»، «شروع میکنم»، «از فردا رژیم!»
ولی هر بار بعد از چند روز، برگشتی سر نقطهی اول…
چرا؟ چون روش کار اشتباه بوده.
راهت همیشه از جنس نبرد بوده، نه پذیرش.
در تمام اون سالها داشتی تلاش میکردی که با عادتهات بجنگی، نه اینکه باهاشون در صلح باشی.
✅ اما حالا وقتشه یه مسیر تازه رو تجربه کنی:
🌱 مسیر در صلح بودن با عادتها
یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با پرخوری، فقط ببینیش.
یعنی وقتی وسوسه میشی چیزی بخوری که نمیخوای، نگـی:
«من آدم ضعیفیام!»
بلکه بگی:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
💡 وقتی رفتار اشتباهت رو بدون قضاوت، بدون خشم، فقط مشاهده میکنی، یه اتفاق عجیب میافته:
🧠 ذهن ناخودآگاهت کمکم متوجه میشه که دیگه این رفتار، لازم نیست تکرار بشه.
چون دیگه باهاش نمیجنگی؛ بلکه آرومآروم داری جاشو با آگاهی و پذیرش پر میکنی.
«در مسیر در صلح بودن با عادت ها بهتر است به مفاهیم ساده اما علمی در تغییر عادتها مراجعه کنیم تا فهمیم چرا صرف اراده کافی نیست.»
🎯 در صلح بودن با عادتها یعنی قدرت داشتن بدون فریاد
یعنی حرکت بهسمت تغییر، بدون تنبیه
یعنی فهمیدن اینکه:
«من میتونم تغییر کنم، چون خودم رو همونطور که هستم پذیرفتهام.»
✨ این یعنی رهایی واقعی…
رهایی از چرخهی تکرار – خشم – قضاوت – شکست
و ورود به چرخهی جدید:
🔁 مشاهده – پذیرش – آموزش – تغییر
و تو این قدرت رو داری…
چون حالا دیگه میدونی مسیرت از جنس صلح و آگاهیه، نه اجبار و تنبیه.
💬 فقط کافیه هر روز با خودت تکرار کنی:
🌟 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌟
صلح، مسیری برای تغییر پایدار
تا اینجا با هم دیدیم که تغییر واقعی از دل آرامش میاد، نه فشار…
از درک و پذیرش، نه قضاوت و سرزنش.
سالها با عادتهات جنگیدی…
نتیجه چی شد؟ تکرار پشت تکرار، خستگی، ناامیدی، و گاهی تنفر از خودت 😞
اما حالا وقتشه یه مسیر جدید رو انتخاب کنی:
🌿 در صلح بودن با عادتها
وقتی میگی:
✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
در واقع داری به مغزت یاد میدی که دیگه لازم نیست برای تغییر، رنج بکشه…
لازم نیست با خودت بجنگی تا بهتر بشی.
بلکه میتونی با مهربونی، آگاهی و تمرین، قدمبهقدم رشد کنی.
📝 تمرین پایانی امروز:
یک دفتر یا برگه بردار و بنویس:
- یکی از عادتهایی که هنوز داری و ازش ناراضی هستی.
- احساسی که معمولاً بعد از انجام اون عادت داری.
- حالا چند جمله با این ساختار بنویس:
«من این رفتار رو میبینم.
من خودم رو قضاوت نمیکنم.
من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
🌈 این جمله رو هر روز، حتی اگر فقط یک دقیقه وقت داشتی، با صدای بلند بخون یا بنویس.
چون هر بار که تکرارش میکنی، یه آجر از دیوارهای جنگ با خودت پایین میاد، و یه گام به سمت صلح درونی نزدیکتر میشی.
💬 یادت نره…
صلح با خودت، هدیهایه که فقط خودت میتونی به خودت بدی 🎁
و تو لایق آرامش، رشد، و تغییر پایدار هستی… چون تو
🌟 در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی 🌟
اگر تجربهای از این مسیر داری یا این مقاله برات الهامبخش بود، حتماً توی نظرات بنویس؛ صدای تو برای ما مهمه ❤️
✍️ در ادامه، میریم سراغ گام سوم: انعطاف در انتخاب.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 88 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و سپاس
استاد من با شنیدن این فایل دچار تناقض شدم، لطفا اگر امکانش هست، راهنمایی بفرمائین.
خوب یادم هست که چن ماه پیش از شما یک فایلی شنیده بودم که تو اون فایل فرمودید که هر وقت اضافه خوردید به خودتون یک چیز بدی نسبت بدید؛ مثلا حیوان که سیر میشه ، اضافه نمیخوره تو از اونم بدتری…
الان اگه بعد اضافه خوردن (رفتاری که اذیتم میکنه) به خودم حرف بد بزنم آیا با صلح با رفتار اذیت کننده در تناقض نیست؟
سلام و درود
فایلی که درباره تنبیه بود برای زمانی است که فرد نتواند از طریق صلح با عادت خود به نتیجه عالی برسد
استاد حقیقتا باعث تعجب منید و کلی از همینکه به این سرعت پیام منو میدید درس میگیرم که باید چقدر پیگیر و تلاشی مستمر داشته باشم
سپاسگزارم استاد عزیزم
اگر پرخوری را رفتاری بدونخطر در نظر بگیرم قطعا تکرارش خواهم کرد
من واقعا پرخوری کردن را دوست دارم و چه دلیلی مهمتر از این برای تکرار کردن پرخوری
و فقط ناراحت این بودم که چاق میشم اما وقتی پرخوری باعث چاقینشه چرا باید باهاش مشکلی داشته باشم خب پرخوری کردن هیچ بدی نداره تماما خوبیه من عاشق پرخوری کردنم و بهم حس لذت میده و هیچ دلیلی برای انجام ندادنش نیست پر از خوبیه
من میپذیرم که من بخاطر لذتی که از پرخوری میبرم دارم تکرارش میکنم و خب چرا باید بخاطرش ناراحت باشم هیچ دلیلی نداره
اگر ازش لذت نبرم خوب دیگه تکرارش نمیکنم
خیلی سادست
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه
من باراولی که این فایل روگوش دادم رفتارغلطم درمورد خوردن میان وعده بعد صبونه بود که وقتی صبونه رو ساعت ۷ میخوردم هرچی مثلا املت وچای .
دوباره ساعت ۹.۳۰ گرسنم میشد چای با بیسکویت ساقه طلایی میخوردم بعد تا ناهار بشه مرتب بیسکویت ساقه طلایی میخوردم .
واین عادت رو نمیتونستم ترک کنم وقتی اولین بار که میشه چهارماه پیش این تمرینات رو انجام دادم به این صورت که مثل همیشه یک دونه ساقه طلایی رو گرفتم و نگاش کردم لبخند زدم بهش وازش معذرت خواهی کردم که علیرغم فایده ای زیادی که برام داشت من حسم بهش بد بود و کلی باهاش عاشقونه صحبت کردم طوریکه بغض گلویم را گرفت . واون روز فقط یکی یا دو دونشو خوردم .
و فرداش هم همینطور وقتی یک دونشو برداشتم بالبخند اونو دستم گرفتم وبردم پیش نایلکسی که پر بود از ساقه طلایی.
و بهش گفتم اینهمه من دارم و اصلا نترس فراوونه ومن دوستت دارم و تو فروشگاه بین اینهمه وسایل خوشمزه تو انتخابم بودی
وهرسری درطی روز کارامو انجام میدادم چشم که به بسته ساقه طلایی میخورد یه لبخند عاشقونه بهش میزدم .
کم کم متوجه شدم میلم به خوردنش کمتر وکمتر میشه تعجب کردم تا حالا که ازش متنفربودم از خوردنش سیر نمیشدم حالا که عاشقش شدم ولع خوردن ندارم .
شاید باورتون نشه که من اون نایلکس که توش پربود از ساقه طلایی و من ماهانه میخریدم و داخل اون نایلکس میزاشتم دیگه چندتایی مونده بود که تموم بشه من دیدم مزه دهنم نسبت بهش عوض شد و اصلا بهم مزه نمیداد.
واون چندتا رو دادم به دیگران .
وخودم رفتم سمت کلوچه.
از امروز که تصمیم گرفتم با کلوچه هم همین کار رو کردم یهو دیدم از دوتا دونه ای که داخل بستش هست فقط یک دونه اشو خوردم و کنار کشیدم . میلی نداشتم
من خودم رو مسول این رفتارهام میدونم و خودم هم میتونم این رفتارهای اشتباه رو انجام ندم .
تنفر از خودم و موادغذایی . سرزنش کردن خودم بابت خوردن و … رو کنارگذاشته و عشق به موادغذایی و خودم رو جایگزین کردم .
استاد بی نهایت ازتون ممنونم بابت این آموزشها که سخاوتمندانه در اختیار ما قرارمیدین .
عادتی که من برای تغییرش انتخاب کردم پرخوریه
خب پرخوری یه عالنه مزیت داره مثلا من همیشه سیرم یا مثلا از اونچیزی که دوست دارم رچقد دلم میخاد میخورم و حسرت نخوردن غذایی را ندارم و همیشه با اینکه پر بودم اما غذاهای جدید را امتحان کردم و حسرتشون به دلم نمونده
خلاصه چرا من باید با کاری که خودم دارم انجامش میدم در جنگ باشم فدای سرم چطور وقتی یه لیوان میشکونم برام مهم نیست و میگم فدا سرم یا وقتی لباسم کفشم یا هرچی خراب میشه راحت دور میندازم و با خرید کردن دوباره در صلحم خب حالا هم پرخوری کردم من خودم پرخوری کردم و مسئولیتش را هم میپزم و باهاش هم در صلح قرار میگیرم امروزهم پرخوری کردم ولی خداروشکر از عذاب وجدان قبلی خبری نبود انشالله کم کم عادت پرخوری هم از سرم میوفته
سلام به استاد عزیز
جلسه سوم
مزایای چاقی من
من تاحالا بهش فکر نکردم که چاقی من مزیتم داشته باشه
اما بعد فکر کردن متوجه شدم که
اول چاقی من تو بچه گی احساس قدرت میکردم هیچکس از هم سن و سال جرات نداشت به من چیزی بگه
تو دوران نوجوانی و جوانی اصلا به فکر دوست پسر نبودم چون میدونستم چاقم کسی چاقی رو دوست نداره
وقتی ازدواج کردم اولین عروسی از خانواده همسرم بودم یه چاق بودم همه می گفتن چه عجب مثل عروسی دیگه نی قلیون نیست من کیف میکردم
تو خونه بخاطر چاقی غذا های متنوع و خوشمزه درست میکنم
بخاطر چاقی الان با این سایت و استاد عزیز اشناشدم
بخاطر چاقی برخوردم با دخترم و اطرافیانم که چاق و یا لاغر هستن فرق کرده
خیلی عالی بود این جلسه
من دیروز نهار ماکارونی خوردم و دیشب جایی دعوت بودم که جگر داشتن یه دونه خالی خوردم دیگه نتونستم بخورم واقعا منی که از هیچ غذای نمی گذشتم اوردم خونه که هر وقت گرسنم شد با لذت بخورم
الانم صبح و من هنوز میلی به غذا ندارم و کیف میکنم که خودم تصمیم گرفتم که نخورم
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی
در صلح بودن با عادت اشتباه
از ماست که برماست
همه چیز به خاطر جنگ بین ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه خود ماست و برنده همیشه ضمیر ناخودآگاه هست چون لذت میبریم از عادت اشتباه
پس قدم اول در صلح و آشتی با خودمون چاقی مون و عادت اشتباهشان هست
چطور ؟؟؟؟
بیام از خوبی هاش بگیم و بنویسیم
مزیت های پرخوری کردن و نون خوردن من در وعده ناهار
سیر میشدم انرژی تمام بعد از ظهر دارم
خواب راحت عصر
چای عصری بعد خواب راحت می چسبه
تا شب گشنه نمیشم دیگه عصرانه نمیخورم که عذاب وجدان بگیرم
دور هم تمام خانواده سر سفره نون گرم خیلی خوبه
مزیت های چاقی ام
بنیه قوی
کمتر مریض میشدم
لباس ها به تنم بعضی وقت ها خوب بود چون پر میکردم
چون خجالت میکشیدم در مراسم ها باشم بیشتر تو خونه بودم درس خوندن رو دوست داشتم و موفق شدم
چون بیشتر توخونه بودم و خودم از خودم راضی نبودم به روابط با پسران نه علاقه داشتم نه پیگیر بودم و سالم موندم
مهمتر از همه باعث هدایت من به این سایت شد و آشنایی با استاد و تغییرات شگفت انگیز من در زندگی ام
چاقی ازت ممنونم و کم کم دارم ازت خداحافظی می کنم خداحافظ چاقی و اضافه وزن
نشان های دریافت شده
سلام استاد این مطالب را من بلد نیستم شما در حواب دوستمون تو سایت برا من ارسال کردید من روی کنجکاوی اومدم دیدم خیلی عالی الان یک این مطلب را چطور پیدا کنم. چالش من اینا نخوردم را می گم
سلام و درود
از طریق منوی سایت وارد گزنه برای لاغری شوید در قسمت دوره های آموزشی هدیه تمام قسمت های چالش من اینو نخوردن قرارداده شده است
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم
ببخشید استاد تو این فایل از یک فایل حرف زدین که اون موقع می خواستین ضبط کنید کدوم فایل بود ممنون میشم بگین من یادم رفته خیلی مشتاقم گوش کنم
سلام و درود
خاطرم نیست ولی حتما ضبط شده
به نام خدا
موضوع این جلسه به صلح رسیدن با عادات چاق کننده
خوب عادات چاق کننده ی ما عادات و رفتارهایی هستند که انجام انها برای ما لذتبخش بوده و هست ولی نتایجی که در پی دارند برای ما رضایت بخش نیست، به همین دلیل باعث عذاب وجدان و حس بد بعد از انجامشون در ما میشوند. مثلا خوردن شیرینی برای من بسیار لذتبخش است مخصوصا با قهوه ولی نتیجه ی چاقی که برای من داره باعث آزار من شده است ولی خود شیرینی خوردن واقعا برای من لذتبخش است. و خوب ذهنم هم این رو میدونه که من شیرینی دوست دارم و از انجا که پی لذت بیشتر است شرایط و موقعیت ها و یاداوری های لازم برای خوردن و تهیه این مواد رو به من میکنه تا من بیشتر لذت ببرم، ولی نتیجه ای که من از این رفتارها میگیرم نتیجه ای نیست که دوست دارم و خوشحالم کنه، پس باید رفتار لذت بخشم رو عوض کنم!! و رفتارهایی داشته باشم که هم باعث لذت من باشه و هم نتیجه ای رو بده که من میخواهم چگونه؟ استاد قراره بگه🤣🤣 اولیش اینکه دیگه از انجام رفتارم عذاب وجدان نداشته باشم چون الان فهمیدم واقعا من از انجامشون لذت میبردم و میبرم برای همینه که تکرارشون میکنم از ذهنم هم عصبانی نیستم اون همش میخواد من شاد باشم و لذت ببرم خصومتی نداره، داره کارش رو میکنه، اصلا دمش گرم که همش به فکر من و لذت بردن منه. عذاب وجدان باعث میشه من تصمیمات اشتباه بگیرم مثل تصمیماتی که قبلنا گرفتم و همشون شکست خوردن، باعث میشه کارهای عاقلانه نکنم، باعث استیصال و ضعف و ناتوانی من در تغییرمیشه، پس باید بزارمش کنار و با خودم و ذهنم در صلح قرار بگیرم، ذهنم خود واقعی منه گول نمیخوره، واقعا میدونه من کی هستم و چی دوست دارم خود واقعی واقعیه منه، فیلم بازی نمیکنه، تظاهر نمیکنه، دروغ نمیگه، میگه اقا تو این هستی، اینکارها و این خوراکی ها رو دوست داری وظیفه ی منم مهیا کردن شرایط مورد علاقه ی تو برای توست و انصافا هم که سنگ تموم میزاره، حالا اگه من میخواهم نتایجم متفاوت باشه باید خودم تغییر کنم باید علایقم واقعا تغییر کنه نه اینکه فیلم دربیارم باید واقعا از ته وجودم دیگه از انجام اون کارها بدم بیاد و انجامشون برای من واقعا لذتی نداشته باشه تا انجامشون ندهم، و برای اینکار لازمه که با ذهنم در صلح قرار بگیرم یا با خود واقعیم در صلح قرار بگیرم تا ارام ارام بتونم تغییرش بدهم و در این جلسه اموختم که با علم به اینکه این رفتارهایی که انجام میدهم یکسری مزایا و لذتهایی داشته که تبدیل به عادات من شده است دیگه بعد از انجامشون عذاب وجدان نگیرم و باهاشون در صلح باشم، پس از همین لحظه تصمیم قاطعانه میگیرم از انجام هیچکدام از رفتارهایم احساس بد و عذاب وجدان نداشته باشم و بپذیرمشون چون این رفتارها خود واقعی من است، بریم برای عمل به این دانسته ان شا الله.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت همه ی دوستان و استاد عزیز
قسمت دوم چالش
من با رفتاری که گاهی اوقات فکرمو مشغول می کند در صلح هستم .از قدیم گفتن در هر رفتار بد و یا مشاجره خانوادگی همیشه باید یه طرف قضیه کوتاه بیاد و گرنه اوضاع که خوب نمیشه هیچی بدتر هم میشه و حال ما را خراب میکنه و زندگی را به کام خود بد میکنیم حتی اگر با فرزند خود در مشاجره باشی که یه کاری انجام داده و حالتو بد کرده اگر با آرامش با او حرف زد مشکل خیلی راحت حل میشه اما اگر با عصبانیت حرف بزنی او بیشتر لجوج میشه و باز هم انجام میده پس در صلح همیشه مسائل حل میشوند.
در مسئله چاقی هم همین طور هستش نباید از چاقی متنفر باشیم باید با او آشتی و در صلح باشیم .و مزیت های آن را برا خودمان بنویسم .مثلا خودم وقتی بهم میگفتن خوش به حالت تو توپول هستی خوش تری لذت میبردم و یا خوش تیپ تری ،صورتت قشنگتره لذت میبردم و به این صورت ما چاقی را ودست خودمان میدانیم و راحتر میتوانیم لاغر شویم چون قدرت را از او میگیریم و به قول قديمي ها با زبون خوش مار را از سوراخ می کشیم بیرون .و چاقی را از خودمان دور میکنیم .
برا عادتها هم همینه باهاشون دوست میشویم و کم کم او عادت را از خو مان دور میکنیم .
با صلح همیشه در آرامش هستیم .