چند بار تصمیم گرفتی یه عادت بد رو کنار بذاری؟ مثلا کمتر پرخوری کنی، شبها زودتر بخوابی، یا دیگه از روی عصبانیت رفتار نکنی؟
اما یه جای راه، باز هم همون رفتار تکرار شد… و دوباره شروع شد: خشم، سرزنش، ناراحتی از خودت 😣
حالا وقتشه یه راه متفاوت رو امتحان کنی:
در صلح بودن با عادت ها 👉
در این جلسه، میخوام با زبون ساده برات توضیح بدم که چرا مبارزه با خودت کارساز نیست و چطور با ذهن آروم و پذیرش، میتونی عادتهات رو برای همیشه تغییر بدی.

شناسایی عادت بدون قضاوت 🕵️♀️🧘♂️
اولین قدم برای هر تغییری، شناخت عادته.
اما خیلی از ما این شناخت رو با قضاوت، شرم و سرزنش قاطی میکنیم 😓
کافیه دوباره یه رفتار تکراری ازت سر بزنه — مثلاً پرخوری، تنبلی، یا عصبانیت — و فوری با خودت بگی:
❌ «باز خراب کردم!»
❌ «من هیچوقت درست نمیشم!»
❌ «چرا انقدر بیارادهم؟»
اما این نوع نگاه فقط تو رو از خودت دورتر میکنه…
✅ تو اومدی اینجا تا در صلح بودن با عادت ها رو یاد بگیری؛ یعنی دیگه نمیخوای با خودت بجنگی.
🪞 تصور کن جلوی آینه وایسادی و داری خودت رو نگاه میکنی. به جای فریاد زدن سر خودت، فقط خودت رو نگاه میکنی.
همین دیدن بیقضاوت، اولین نشونه صلحه ✨
در صلح بودن با عادت ها یعنی با خودت مثل یه دوست رفتار کنی، نه یه دشمن.
مثل یه معلم مهربون که وقتی شاگردش اشتباه میکنه، تحقیرش نمیکنه… بلکه با حوصله کمکش میکنه درس رو بفهمه 📚💛
✍️ این عبارت رو بنویس تا حسابی در ذهنت حک بشه:
و یادت باشه:
تغییر از لحظهای شروع میشه که خودت رو همونطوری که هستی ببینی و بپذیری.
🌿 چون تو لایق صلحی… حتی با عادتهایی که دوستشون نداری.

احساساتت تصمیمگیرنده واقعی هستن 🎭
تا حالا شده یه لحظه از شدت عصبانیت حرفی بزنی یا کاری بکنی که بعدش با خودت بگی:
«ای کاش اون حرفو نمیزدم…»
یا مثلاً بری سمت یخچال، یه دل سیر بخوری و بعدش حسرت بخوری که چرا دوباره کنترل از دستت خارج شد؟ 😓
💥 وقتی عصبانی یا مضطربی، مغزت میره روی حالت «هشدار!»
در این حالت، عقل و منطق کمکم خاموش میشن و احساسات فرمان رو در دست میگیرن.
هرچی بیشتر بجنگی، بیشتر مغزت احساس خطر میکنه… و این یعنی تکرار همون عادتها بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشی.
💡 اما اگه به خودت یادآوری کنی:
🌀 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
یه فضای امن و آروم توی ذهنت ایجاد میکنی.
و توی این فضاست که مغزت میتونه از حالت دفاعی خارج بشه و منطقیتر تصمیم بگیره 🧘♀️
هر بار که وسوسه میشی برگردی به یه رفتار قدیمی،
بهجای جنگیدن، فقط با آرامش بگو:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
هر بار که احساس کردی میخوای خودتو سرزنش کنی،
یادآوری کن:
✨ این جمله، مثل یه آغوش ذهنیـه… بهت یادآوری میکنه که تو در مسیر رشدی، نه در مسیر تنبیه.
✅ و یادت باشه:
احساساتت اگر درست دیده و پذیرفته بشن، دشمن نیستن… راهنما هستن.
🌈 چون تو در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی، تصمیمهات هم هر روز آرامتر و آگاهانهتر میشن.

در صلح بودن با عادت ها یعنی چی؟ 🕊️
یعنی با خودت آشتی کنی…
نه به این معنا که از رفتار اشتباهت خوشحال باشی، بلکه یعنی بدون خشونت، بدون شرمندگی، بدون سرزنش، فقط بپذیری که این رفتار الان بخشی از توئه.
✅ در صلح بودن با عادت ها یعنی وقتی یه کار تکراری انجام دادی، بهجای اینکه خودتو بکوبی، آروم بگی:
«باشه… این الان بخشی از منه. ولی قراره کمکم تغییر کنه. من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
هر بار که بعد از یه رفتار احساس خشم یا نفرت از خودت میکنی، در واقع داری با خودت میجنگی.
و یادت باشه:
⚔️ هیچکس با جنگیدن با خودش به صلح نمیرسه…
🌱 هیچتغییری توی زمین خشونتآمیز رشد نمیکنه.
ولی وقتی خودتو با همه نقصهات، با همه رفتارهایی که هنوز اصلاح نشده، بپذیری، یه چیز عجیب اتفاق میافته:
💫 ذهنت آروم میشه… کنترل بهجای اینکه توی دست عادت باشه، کمکم میاد سمت خودت.
✨ هر بار که جملهی زیر رو با خودت تکرار کنی، در واقع داری انرژی جنگ رو خاموش میکنی و انرژی آرامش رو روشن:
🧘♀️ پذیرش یعنی قدرت.
وقتی بپذیری، بدون اینکه حتی فشاری وارد کنی، قدرت از عادت گرفته میشه و به سمت خودت برمیگرده.
قدرتی که از جنس آگاهی، مهربانی و انتخابه… نه اجبار و ترس.
و تو لایق این قدرتی 💚

آموزش ذهن؛ دیدن، فکر کردن، نوشتن 🧠✍️
اگه بخوای یه عادت رو واقعاً تغییر بدی، فقط تصمیم گرفتن کافی نیست.
تو نمیتونی یهشبه فرمان ناخودآگاه رو عوض کنی. چون اونجا سالها اطلاعات، احساسات و الگوهای تکراری ذخیره شده.
✅ برای اینکه تغییر وارد ناخودآگاهت بشه، باید سه گام ساده ولی مهم رو بارها تکرار کنی:
۱. دیدن یا شنیدن 🎧👁️
یعنی آموزش ببینی، گوش بدی، آگاه بشی.
هر چی بیشتر درباره عادتهات بدونی، بیشتر متوجه میشی که چرا انجامشون میدی و چطور میتونی تغییرشون بدی.
🌀 یادت باشه:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
و همین یادگیری، خودش یه پیروزیه!
۲. فکر کردن 🤔🧩
فقط شنیدن کافی نیست. باید با خودت خلوت کنی، به اونچه شنیدی فکر کنی.
توی ذهنت مرور کنی:
«این عادت از کجا اومده؟ چرا تکرارش میکنم؟ چه احساسی بعدش دارم؟»
اینجا هم یادت باشه که فکر کردن بدون قضاوت، یعنی همون در صلح بودن با عادت ها 💗
۳. نوشتن ✍️📒
نوشتن یعنی ثبت آگاهیها، مرور احساسات و ساختن مسیر جدید ذهنی.
وقتی چیزی رو مینویسی، در واقع به ذهن ناخودآگاه میگی:
“این برای من مهمه. لطفاً ذخیرهاش کن.”
📝 تمرین روزانه بنویس:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و هر روز بیشتر خودم رو میفهمم.»
این سه گام ساده، پایهی آموزش ذهن هستن.
تو هر بار که ببینی، فکر کنی و بنویسی، یه قدم دیگه به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
و اینطوریه که آرامش جای خشم رو میگیره، و بهجای جنگیدن با خودت، با خودت همراه میشی ✨
قدرت واقعی در صلح کردنه، نه جنگیدن 💪🕊️
❌ سالها با چاقی جنگیدی…
❌ با پرخوری درگیر شدی…
❌ بارها با خودت عهد بستی که دیگه «نمیخورم»، «شروع میکنم»، «از فردا رژیم!»
ولی هر بار بعد از چند روز، برگشتی سر نقطهی اول…
چرا؟ چون روش کار اشتباه بوده.
راهت همیشه از جنس نبرد بوده، نه پذیرش.
در تمام اون سالها داشتی تلاش میکردی که با عادتهات بجنگی، نه اینکه باهاشون در صلح باشی.
✅ اما حالا وقتشه یه مسیر تازه رو تجربه کنی:
🌱 مسیر در صلح بودن با عادت ها
یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با پرخوری، فقط ببینیش.
یعنی وقتی وسوسه میشی چیزی بخوری که نمیخوای، نگـی:
«من آدم ضعیفیام!»
بلکه بگی:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
💡 وقتی رفتار اشتباهت رو بدون قضاوت، بدون خشم، فقط مشاهده میکنی، یه اتفاق عجیب میافته:
🧠 ذهن ناخودآگاهت کمکم متوجه میشه که دیگه این رفتار، لازم نیست تکرار بشه.
چون دیگه باهاش نمیجنگی؛ بلکه آرومآروم داری جاشو با آگاهی و پذیرش پر میکنی.
«در مسیر در صلح بودن با عادت ها بهتر است به مفاهیم ساده اما علمی در تغییر عادتها مراجعه کنیم تا فهمیم چرا صرف اراده کافی نیست.»
🎯 در صلح بودن با عادت ها یعنی قدرت داشتن بدون فریاد
یعنی حرکت بهسمت تغییر، بدون تنبیه
یعنی فهمیدن اینکه:
«من میتونم تغییر کنم، چون خودم رو همونطور که هستم پذیرفتهام.»
✨ این یعنی رهایی واقعی…
رهایی از چرخهی تکرار – خشم – قضاوت – شکست
و ورود به چرخهی جدید:
🔁 مشاهده – پذیرش – آموزش – تغییر
و تو این قدرت رو داری…
چون حالا دیگه میدونی مسیرت از جنس صلح و آگاهیه، نه اجبار و تنبیه.
💬 فقط کافیه هر روز با خودت تکرار کنی:
🌟 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌟
صلح، مسیری برای تغییر پایدار
تا اینجا با هم دیدیم که تغییر واقعی از دل آرامش میاد، نه فشار…
از درک و پذیرش، نه قضاوت و سرزنش.
سالها با عادتهات جنگیدی…
نتیجه چی شد؟ تکرار پشت تکرار، خستگی، ناامیدی، و گاهی تنفر از خودت 😞
اما حالا وقتشه یه مسیر جدید رو انتخاب کنی:
🌿 در صلح بودن با عادت ها
وقتی میگی:
✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
در واقع داری به مغزت یاد میدی که دیگه لازم نیست برای تغییر، رنج بکشه…
لازم نیست با خودت بجنگی تا بهتر بشی.
بلکه میتونی با مهربونی، آگاهی و تمرین، قدمبهقدم رشد کنی.
📝 تمرین پایانی امروز:
یک دفتر یا برگه بردار و بنویس:
- یکی از عادتهایی که هنوز داری و ازش ناراضی هستی.
- احساسی که معمولاً بعد از انجام اون عادت داری.
- حالا چند جمله با این ساختار بنویس:
«من این رفتار رو میبینم.
من خودم رو قضاوت نمیکنم.
من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
🌈 این جمله رو هر روز، حتی اگر فقط یک دقیقه وقت داشتی، با صدای بلند بخون یا بنویس.
چون هر بار که تکرارش میکنی، یه آجر از دیوارهای جنگ با خودت پایین میاد، و یه گام به سمت صلح درونی نزدیکتر میشی.
💬 یادت نره…
صلح با خودت، هدیهایه که فقط خودت میتونی به خودت بدی 🎁
و تو لایق آرامش، رشد، و تغییر پایدار هستی… چون تو
🌟 در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی 🌟
اگر تجربهای از این مسیر داری یا این مقاله برات الهامبخش بود، حتماً توی نظرات بنویس؛ صدای تو برای ما مهمه ❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با گذشته ی خود صلح کنید
تا حال شما را از بین نبرد.❤️
اهمیت قرار دادن صلح با چیزی که اذیتمون میکنه.
اوه اوه اومدیم آشتی کنون 🥳🥳🥳
در قسمت قبل اومدیم از عادتهایی که داریم گفتیم و و این که بعد از تکرارشون حالمون رو بد میکنند و عذاب وجدان میگیریم ،گفتیم و بعد چند مورد از لذتها و اینکه چرا اونها رو انجام میدم گفتیم.
در این جلسه میخوایم در مورد مزایای که فکر میکنیم اون عادتها و چاقی مون دارند رو بیان کنیم.
یادم میاد وقتی میرفتم مدرسه و کمی دیر میومدم مادرم نگران میشد ،پدرم بهش میگفت نگران نباش اون میتونه از پس خودش بربیاد .من هم احساس قدرت میکردم و این موضوع بهم حتی جسارت حرف زدن رو هم میداد.
یکی دیگه از مزایای چاقی این بود که هر وقت با داداشم دعوام میشد جلوش کم نیارم و بزن بزن راه میانداختیم ولی وقتی ازدواج کردم اون از همه بیشتر ناراحت شد. و این احساس قدرت بعد از ازدواج هم باز باهام بود تا جایی که برای سرگرمی با همسرم کشتی میگرفتیم و خیلی باحال بود .😅
یکی دیگه از مزایای چاقی این بود که من چون درشت بودم البته اون موقع اونقدر چاق نبودم بیشتر به قول معروف هیکلی بودم و این باعث شد که با همسرم ازدواج کنم .چون دوست داشت پسرش هیکلی بشه.😁
و یکی دیگه از مزایای تند غذا خوردن من این هست که وقتی دیرم شده باشه میتونم تو ۲ دقیقه غذام رو بخورم و به کارام برسم.
یکی از مزایای ناخنک زدن و کیک دوست داشتن من اینه که هم دستپختم خیلی خوب بشه هم خیلی خوب کیک و شیرینی میپزم و همسرم بهم افتخار میکنه.🥰
. یکی دیگه از مزایای چاقی این بود که با این سایت و استادروشن آشنا شدم و یه بار دیگه معجزه ی خداوند رو دیدم. بعد از چند سال احساس کردم منم میتونم مفید باشم و یه چیز خاص برای خودم داشته باشم .انگار به کار مثبت رو شروع کردم و به خودم افتخار میکنم که آره منم هنوز هستم و میتونم مثل گذشته باشم. و دیگه تو خونه بیکار نیستم و فکر میکنم رفتم کلاس و این منو واقعا خوشحال و امیدوار میکنه .همسرم هم متوجه شده که روحیه ام بهتر شده و شاداب تر هستم. متشکرم🌹
نشان های دریافت شده
با سلام و درود به خوانندگان محترم سایت تناسب فکری
■■■■■■■■■
مصاحبه فرضی دیگری رو با جناب استاد عطار روشن در این جا شاهد خواهید بود درباره متن آموزشی جلسه دوم (۲) از دوره ی چالش من اینونخوردم با عنوان :
سلام استاد جان ،
ممنون که در این مصاحبه شرکت کردید و به سوالاتم پاسخ می دید .
استاد : سلام من هم به شما .از اینکه در نشر آگاهی های سایت تناسب فکری همکاری دارید از شما متشکرم .آماده شنیدن سوالاتتونم .بفرمایید .
خواهش می کنم جناب استاد روشن .باعث افتخاره بنده اس در خدمت شما و دوستان خوبم باشم .
به عنوان اولین سوال از شما می پرسم :
شاید برای شما هم پیش آمده که در هنگام عصبانیت تصمیمی گرفته باشید یا اقدامی کرده باشید و بعد از آرام شدن از انتخاب یا عملکرد خود پشیمان شده باشید.به عنوان مثال در حالت عصبانیت از حرکت یا رفتاری از فرزندتان به شدت با او برخورد کرده باشید یا او را تنبیه کرده باشید و بعد از چند دقیقه که از حالت عصبانیت شما کم شده از عملکرد خود پشیمان شده باشید.یا درمواجه شدن با فردی که باعث عصبانیتت شده حرکتی کرده یا حرفی زده باشید و بعد از فروکش کردن عصبانیت از عملکرد خود پشیمان شده باشید.بنابراین به خوبی می دانیم که رفتار و تصمیمات ما در حالت آرامش بهتر از حالت عصبانیت و ناراحتی است.چرا که در حالت عصبانیت مغز ما در حالت نبرد و دفاع از خود قرار می گیره و به همین دلیل واکنش های ما در برخی موارد، غیرارادی و بدون فکر کردن به عواقب آن صورت می گیره.به همین دلیل اگر می خواهید عادتی که باعث احساس بد یا عذاب وجدان در شما شده است را اصلاح یا تغییر دهید باید از روش در صلح قرار گرفتن با مغز خود وارد شوید.
بله به این دلیل که تا زمانی که نسبت به رفتار خود حالت ناراحتی و عصبانیت داشته باشید مغز شما در حالت نبرد خواهد بود و مطمئن باشید تلاش و استمرار شما در برابر قدرت ذهنتان راه به جایی نخواهد برد و شما قادر به اصلاح آن عادت نخواهید بود.اگر با هر بار تکرار رفتاری که بصورت عادت شما درآمده است احساس ناراحتی و عصبانیت از خود داشته باشید، از آنجایی که هر روز یا حتی روزی چند مرتبه آن رفتار را تکرار می کنید خیلی طبیعی است که نسبت به خودتان حالت عصبانی داشته باشید و از عملکرد خود ناراضی باشید.
در این حالت نبردی بین شما (خود منطقی) و مغز شما (خود ناخودآگاه) شکل می گیرد و از آنجایی که منطق ما توانایی رویارویی و تغییر اجباری ناخودآگاه را ندارد نبرد بین منطق و ناخودآگاه ما همیشه به نفع ناخودآگاه به اتمام خواهد رسید.
در پاسخ به این سوال شما می بایست به نکته جالب توجهی در موضوع تکرار عادت ها و احساس بد ایجاد شده اشاره کنم و اون اینه که هر دو طرف ماجرا را خودمون انجام می دیم.به این شکل که خودمون اون رفتار را تکرار می کنیم و خودمون هم از انجام اون رفتار عصبانی و ناراحت می شیم و با خودمون دعوا می کنیم اما دوباره آن رفتار را تکرار می کنیم و این چرخه سالهاست ادامه داشته است و به همین دلیل باعث تضعیف روحیه و توانایی ما در اصلاح رفتارمان شده است.هدف از ارائه این توضیحات این است که برای شما واضح کنم نمی توان با رفتارهای خود مبارزه کرد و آنها را تغییر داد بلکه قدم دوم بعد از شناسایی رفتارهایی که باعث ایجاد احساس بد در ما می شه (قدم اول) در صلح قرار گرفتن با آن رفتاره.
بله این قانون در مورد لاغر شدن هم صدق می کنه.
اگر می خواهید لاغر بشید نمی تونید با چاقی مبارزه کنید و انتظار لاغر شدن داشته باشید.اتفاقی که سالهاست آن را انجام داده ایم و نتیجه ای جز چاقی بیشتر برای ما نداشته است.
هر بار که از چاقی به خشم آمده و تصمیم جدی و قاطع گرفته اید که باید لاغر شوید و از هر روشی برای لاغر شدن استفاده کرده اید شما در حال مبارزه کردن با چاقی بوده اید چون تصمیم شما برای شروع تلاش برای لاغر شدن از سر خشم و ناراحتی از چاقی بوده است و این به معنای مبارزه کردن با چاقی است.از آنجایی که چاقی نتیجه مجموعه فرمول هایی است که در ناخودآگاه ما ذخیره شده است به هیچ عنوان نمی تونیم با منطق و تصمیم به مبارزه با چاقی فرمول های ذهن ناخودآگاه را تغییر دهیم و به همین دلیل از تلاش خود برای لاغر شدن نتیجه ای کسب نکرده ایم.این موضوع بسیار مهم در دوره ورود به سرزمین لاغرها به صورت مفصل توضیح داده شده است.برای این قسمت از چالش من اینو نخوردم باید بیشتر به موضوع در صلح قرار گرفتن با عادتی که برای اصلاح یا تغییر دادن انتخاب کرده ایم توجه کنیم.
هرچه بیشتر بتونید با رفتاری که مدت هاست باعث رنجش و آزار شما شده در صلح قرار بگیرید بهتر و ساده تر می تونید آن رفتار را اصلاح کنید.باید تمام تقصیرها و مشکلات رفتاری که باعث آزار شما شده را از ذهن خود پاک کنید و دیگر رفتار خود را عامل هیچگونه خسارت یا مشکلی برای خود ندانید.در این صورت شما قدرت را از رفتار تکرار شونده گرفته و به خود اضافه می کنید.
سوال ششم :
نشانه اینکه تونستید این کار را به خوبی انجام بدید اینه که با تکرار آن رفتار احساس بد در شما ایجاد نشه .در اینصورت شما تونستید تمام خاطرات و اطلاعات موجود در ذهن ناخودآگاه درباره آن رفتار را پاک کنید.این نشانه بسیار مهم برای در صلح قرار گرفتن با هر عادت آزار دهنده است.
●●●●●●●●●●
استاد ممنونم که وقتتونو به من دادید .استاد : خواهش می کنم موفق باشید .
پایان مصاحبه .بعد از پایان مصاحبه می پردازم به عادتی که خودم می خوام ترکش کنم و بخاطرش در اینچالش شرکت کردم .
این عادت ، خوردن نون با برنج و ماکارونیه .
من امروز یاد گرفتم باید با این عادت بعد از تعیینمزایای اون که در جلسه قبل به اون پرداختم و نوشتم از در صلح دربیام .
یعنی چی ؟ یعنی اینکه از این به بعداز انجامش خشمگین نباشم و همواره به این فکر کنم که انجام این عادت به دلایلی لذت بخش بوده و باعث شده من از سیری کامل احساس خوبی داشته باشم و کلی هم انرژی و ویتامین به بدنم رسونده .پس من باهاش هیچ جنگی ندارم .اما تصمیم دارم اول کمترش کنم که بعدن راحت تر بتونم ترکش کنم به این دلیل که لاغرها ومتناسبهایی که باهاشون در اینمورد صحبت کردم اکثرن گفتن همچین عادتی ندارن .و چون من هر روز در میثاق نامه با خودم عهد می بندم متناسبها رو الگوی رفتاری خودم قرار بدم اقدام به ترک این عادت کردم .
سلام استاد ببخشید این فایل فوقالعاده ای که گفتید در کدوم قسمت دوره سرزمین لاغرهاست
سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد
من همیشه دوباره غذا میکشم یعنی بعد صرف غذا و سیر شدن از روی عادت دوباره میکشم
مزایای کار من
از این کار لذت میبرم
میتونم بیشتر بخورم
میتونم از قسمتهای بهتری بکشم
میتونم ته دیگ بخورم
وقتی دوباره میکشم مطمین میشم که سیر شدم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز منیره خانم :
من یه دختر عمو دارم ۴ سال از من بزرگتره یعنی ۵۷ سالشه و هیچوقت در طول زندگیش تا حالا چاق نبوده چهار فرزند طبیعی به دنیا آورد اما هیچوقت چاق نشد .
چند سال پیش منزل ما مهمان بود ازش پرسیدم چه توصیه ای به من داری کهبتونه در لاغرتر شدنم کمک کنه ؟
گفت هیچوقت دوبار غذا نکش .
همون بار اول کهمی کشی کافیه .
اگر غذا تریدی هست مثل آبگوشت
نون زیاد در ظرف غذات نریز .چون توی شکمت باد می کنه سنگین و چاق میشی .
خلاصه که دوبار غذا کشیدن یک رفتار چاق کننده اس که معمولا متناسبها انجام نمی دن .مگر اینکه احساس کنن سیر نشدن باز یه کم دیگهمی کشن و با لذت بدون ترس می خورن
فایل “صلح با عادت مورد نظر (قسمت دوم-۲):”
من در تمرین اول، تصميم گرفتم که موقع خوردن چای ، فقط یک برش از کیک و یایک عدد خرما و یا یک عدد بیسکویت و یایک برش دونات donut یا یک عدد شیرینی بخورم.
الان ميخواهم با دنیای درونم درباره این تمرین به صلح برسم. این صلح، درونی است. من ميخواهم پادشاه درون خودم باشم، خودم دستور دهم و خودم، رفتار مملکتم را کنترل کنم.
تمامی رفتارها ی بیرونی من، مثل خوردن کیک ، خرما ، بیسکویت ، دونات و شیرینی همه ملتهای من هستند و چون من تنها پادشاه مملکت جسم خودم هستم، پس دوست دارم که با خودم در صلح باشم تا بتوانم مملکتم که رفتارم است را خوب اداره کنم.
نمیدونم چرا ما این طوری فکر میکنیم، ولی همه ما دوست داریم که دوست داشته باشیم، در حالیکه خودمون، خودمون را دوست نداریم.
مثل این میماند که من به شما یک پارچه جنس نامرغوب بدهم و به شما بگويم برو پیش خیاط و ازش بخواه برایت لباس شیکی درست کند.
ایا نظرم درست است ؟ ایا نظرمن، جنس پارچه نامرغوب را مرغوب و شیک میکند؟
مسلم است که نه. نظر وعقیده من، جنس بد و نامرغوب پارچه را تغییر نمیدهد. پس برگردیم به خودمون. ما مرغوب هستیم ، لازم نیست از کسی بشنویم که ما خوب و دوست داشتنی هستیم به خاطر این که خداوند همه ما را زیبا و دوست داشتنی افریده است.
ما همه دوست داشتنی هستیم. دیشب داشتم در استخر شنا میکردم. یک نگاهی به اسمان و عظمت خداوند کردم ، ستاره ها ، درختان و ارامش استخر ناخوداگاه من را یاد جمله ای انداخت.
وقتی به خودم امدم دیدم که مرتب دارم با خودم جمله ای را تکرار میکنم که حالم را خوب میکند و ان جمله این بود “لاغری با ذهن اسان ترین و راحت ترین کار دنیاست. من خودم را تایید میکنم. “
من اگر خود الانم را دوست بدارم ، دوست داشتنی میشوم. چون عشق درون من، ديگران را در دنیای بیرون جذب من میکند، بعد همان عشق باز به خودم برمیگردد و من لاغرتر و متناسب تر میشوم.
ما به راحتی میتوانیم با دنیای درونمون هماهنگ شویم ، چون الان در حال اموزش هستیم و از نظر ذهنی در حال تمرین فایلها هستیم و از طرف دیگر خودمون را دوست میداریم، پس هماهنگی این دو جنبه ما را به لاغری و تناسب اندام و صلح درونی میرساند.
چیزی که استاد بارها به ان اشاره کرده اند این است که نمایش اصلی زندگی ما و منشأ اصلی ما، در درون ماست نه در دنیای درون ما.
ما هر چه بیشتر با خودمون در صلح باشیم ، هر چه بیشتر در صلح درون باشیم ، سریعتر به لاغری و تناسب اندام میرسیم.
با انکه در طول یکسال گذشته از سایز Large به سایز small رسیده ام و در عکس پروفایلم مشاهده میکنید ، باز هم گاهی ذهنم بهم میگوید “خیلی هم خوب لاغر نشده ای .”
من به حرف ذهنم لبخند میزنم و میگویم “اره درست میگویی، ولی فقط یکسال است که دارم تمرین ذهنی انجام میدهم، اگر بیشتر تكرار و تكرار و تکرار کنم ، بیشتر و بهتر نتیجه میگیرم. “
گاهی هنوز از دیگران میشونم که در حال دفاع هستم یا دوست دارم به انها ثابت کنم که برنده هستم، ولی دوستان خوبم این رفتارها، در درجه اول خودم را اذیت میکند ، بعد ديگران را. من دارم تمرين میکنم که خودم را دوست بدارم.
نمیدونم که چرا ما را بر علیه خودمون در جامعه ، خانواده و مدرسه تربیت کرده اند، ولی این را مطمئن هستم که کلید موفقيت همه ما الان در گرو دوست داشتن خودمون است وبس.
بیایید در راه پیمایی صلح با عهد و پیمان تمرین خودمون در قسمت اول، قیام کنیم. این راه پیمایی را همه با هم شرکت کنیم تا با خودمون دوست بشویم، بعد میبینیم که اطرافیان ما هم با ما دوست میشوند و چاقی ما هم با ما دوست میشود و به راحتی جای خودش را به دوست دیگرش، لاغری و تناسب اندام میدهد.
بیاییدفایلها را با دقت ببینیم، بشنویم ،تفكر کنیم و نظراتمان را بنویسیم. بیایید با خودمون در ارامش و صلح باشیم.
اینها شعار نیست.اینها نتیجه یکسال تمرین مداوم من است که همچنان در حال یادگیری این مطالب ناب هستم.
بیایید تمرینی را که برای خودمون در نظر گرفته ایم را انقدر تكرار کنیم تا عادتمان شود.
با سپاس و قدردانی مخصوص از استاد خوبمان.
نشان های دریافت شده
قسمت دومبخش ۲
سلام .
قبل از نوشتن دیدگاهم لازم است بگویم راه اموختن هر مطلبی ، گوش دادن ، فکر کردن ، درک کردن و نوشتن و تکرار کردن هست و تا این مهم انجام نگیره اموخته های جدید در ذهن تثبیت نمیشن و در همان مراحل اولیه از بین میروند دقیقا مثل زمان تحصیل که ما برای یادگیری حروف الفبا یا اعداد ریاضی گوش میکردیم و مینوشتیم و تمرین میکردیم تا در ذهنمون ملکه و تثبیت شد پس قطعا برای اموختن لاغری و به دنبالش لاغرشدن طبیعی و لذت بخش و آسانما نیاز به نوشتن و تمرین و تکرار و درک کامل مطالب داریم
خب برمیگردیم به فایل این قسمت که صلح و اشتی با عادتها و رفتارهای تکرار شونده ی چاقی هست و به دنبالش رسیدن به ارامش که کلید حل بسیاری از مشکلات است چون ارامشی که در این صلح وجود داره باعث میشه ذهن راهکارهای خوب و کارگشا یی ارائه کنه حتی در مورد لاغری خب در این فایل ما پی می بریم وقتی با رفتارها و عادتهایی که باعث چاقی ما شدند به صلح برسیم و بگوییم که این عادتها نیز ساخته ی خودمونه و از هیچ جاو کس دیگری بر ما تحمیل نشده
کلی از احساس بد ما نسبت به این عادات کاسته میشه و ما میتونیم برای کنار گذاشتن این عادات موفق تر و بهتر عمل کنیم
حتی استاد به صلح رسیدن به خود چاقی رو هم برای ما یاداوری میکنند
خود کلمه صلح بار بسیار مثبتی داره و در ما ارامشی عمیق رو ایجاد میکنه ما اگر با رفتار فرزند یا همسر یا دوستمون مشکلی داریم تا وقتی با رفتار اونا جنگ و مبارزه داشته باشیم و بخواهیم با این روش با اونا مقابله کنیم نتیجه که نمیگیریم هیچ برعکسانها هم با جنگ و مقابله با ما برخورد میکنن و جز جر و بحث و دعوا چیزی برای ما به دنبال نخواهد داشت
در صورتی که اگر با رفتارها ی دیگران به صلح برسیم و این مسئله رو در ذهن خودمون حلش کنیم در کمال ارامش میتونیم تصمیمات خوبی بگیریم
خب حالا بر میگردیم سر بحث خودمون و فرمولها، رفتارها و عادتهایی که باعث چاقی ما شدند
در قسمت قبل من دو عادتی را که فکر میکردم باعث چاقی من شده رو بیان کردم و گفتم که اگر ما رفتاری را دوست نداشته باشیم هرگز تکرارش نمیکنیم پس طبیعیه وقتی من رفتاری را تکرار میکنم مثلا خوردن مقداری غذا قبل از وعده اصلی غذا خب من اگر حسم نسبت به این رفتار بد بود هیچ وقت تکرارش نمیکردم و چون دوستش داشتم تکرارس کردم و در من تبدیل به عادت شد پس چرا الان ازش بیزار شدم ، اتفاقاوقتی خوب فکر میکنم میبینم همین مقدار اندکی که قبل از وعده ی اصلی غذا میخورم خیلی هم به نفعه منه چون اون حس ولع موقع خوردنه وعده ی اصلی غذا رو میگیره و نمیزاره خیلی پر خوری کنم
مزیت دیگه ای که داره بارها شده سر سفره دیگه اصلا نمیتونم غذا بخورم و همان چند لقمه که قبل از غذا خورده بودم میشه وعده ی کامل غذای من
از طرفی میشه حتی با ذهن هم به صلح رسید و طبق میل ذهنی عمل کرد هر وقت گرسنه میشیم بخوریم این اصلا بد نیست تازه میشه اعتماد داشتن به ذهنی که در حال اموزش هست
زمانی که با ذهن به آشتی برسیم ارامشی که در ما پدید میاد باعث از بین رفتن حس ولع میشود و همین رهایی باعث رفتارهایی کاملا طبیعی در ما میشود یعنی ذهن چون ازاده دیگه بهانه های خوردن نمیگیره میدونه که غذا همیشه هست و در موقع نیاز، میتونه بهشون دسترسی داشته باشه و همین ارامش کلی در جهت لاغر شدن به ما کمک میکنه و نتیجه بخشه پس من اینجا متعهد میشم با خودم و ذهنم و فرمولهاش و رفتارها و عادتهایی که فکر میکنم باعث چاقی من شدن کاملا به صلح برسم و
تازه از این عادات بسیار هم تشکر میکنم 😁چرا که باعث فراهم کردن لحظات شادی بخش و لذت بخش برای من شدند و تصمیم میگیرم با پیگیری اموزشها و تمرین کردنها فرمولهای صحیح لاغری رو در کمال ارامش در ذهنم جایگزین کنم و رفتارهای جدید و به دنبالش عادتهای خوب ایجاد کنم تا این عادتها و لذتی که از انها می برم همیشگی و دائمی باشن
و مطمینم تا وقتی با رفتارهای قبلی به صلح و آشتی نرسم محاله ممکنه بتونم در مسیر لاغری موفق عمل کنم چون تا زمانی که احساسم نسبت به عملکردم و اندامم و رفتارم بد باشه طبیعی که جایی برای ازادی ذهنی نمیمونه
ما باید با خودمون به صلح برسیم تا بتونیم در کمال ارامش فرمولهای جدید و صحیح و به دنبالش رفتارهای صحیح و لذت بخش را در خودمون ایجاد کنیم
سلام و عرض ادب
خیلی عالی بود نوشتتون . واقعا از مطالب خوبتون استفاده کردم .
گوهر درون شما خیلی خوب از نوشته هاتون خودشو نشون میده . خوشحالم که جذب دیدگاهی به این خوبی شدم که کلی نکات برای آموزش داشت .
از لطف شما سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام و عرض ادب خدمت هم کلاسی عزیز در مدرسه ی لاغری
متشکرم از شما ، نگاه خودتون زیبا بود که نکات اموزنده رو از نوشته های بنده استخراج کردید
مطمئنا همگی ما در این مدرسه به مدراج عالی دست پیدا میکنیم چرا که شور و شوق و تکرار و تمرین و از همه مهمتر ایمان به این مسیر ذهنی رمز اصلی موفقیت در لاغری با ذهن. و همینطور ابعاد دیگر زندگی است .
و تشکر میکنم از استاد که این بستر رو فراهم کردند تا همه ی ما بتونیم در این مدرسه باشیم و از اموزشها استفاده کنیم و لاغری را مانند یک مهارت بیاموزیم
براتون آرزوی بهترین تناسب افکار ، تناسب احوال و تناسب اندام را از خداوند متعال خواستارم
سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی .
من تصمیم داشتم با عذاب وجدان خود بعد از مصرف مواد غذایی به صلح برسم . یعنی از اینکه عذاب وجدان میگیرم ناراحت نشوم . خب تا حدودی توانسته ام این کار را کنم البته که با این تمرین بعد از خوردن دیگر عذاب وجدانی سراغ من نیامد و اگر هم بیاید من دیگر ناراحت نمیشوم بنابراین زود میرود .
البته به قول شما نیاز به تمرین بیشتر دارد تا کاملا بعد از خوردن احساس رهایی داشته باشم . چون وقتی احساس عذاب وجدان دارم و از این موضوع ناراحت میشوم عذاب وجدانم بیشتر میشود
ولی وقتی عذاب وجدان را طبیعی بدانم و بدانم انسان پس از انجام کاری که در ذهن او نامتعارف تعریف شده طبیعیست که احساس عذاب می کند . اگر میخواهد این عذاب رخ ندهد باید ابتدا با رفتاری که این عذاب را ایجاد کرده به صلح برسد و از انجام آن ناراحت نشود .
برای اینکه از انجام آن رفتار ناراحت نشوم باید آن رفتار را در دایره ی کارهای دلخواه قرار دهد . باید با خوردن به صلح برسد . باید خوردن را طبیعی بداند . باید خوردن را رفع نیاز جسم بداند . باید حتی عذاب وجدان بعد از خوردن را نیز نیاز جسم بداند که اگر دچار آن شد به خودش بگوید این احساس عذاب وجدان مرا از آن رفتار نادلخواه پاکسازی کرده و اجازه میدهد رفتارم دلخواه تر شود .
پس انسان کلا باید با هر رفتاری که از او سر میزند احساس صلح داشته باشد و اصلا هیچ کدام از کارهای خود را بد تعریف نکند .
دایره ی رفتارهای دلخواه را در ذهنش گسترش دهد .
خب پس من در این تمرین باز هم باید به صورت عملی با عادتی که میخواهم ترکش کنم به صلح برسم و عذاب وجدان خودم ناراحت نشوم . بلکه خوشحال شوم که چنین حسی در من هست که باعث میشود من به آرامش برسم وجودم پاکسازی شود حس بهتری به خود پیدا کنم .
درست است که عذاب وجدان یعنی احساس بد ولی اگر من با احساس بدم به صلح برسم احساس بد در من به احساس خوب مبدل میشود .
آن وقت من با وجود خودم یگانه میشوم .
پس یکی دیگر از مزایا و لذتهای صلح با عذاب وجدان رسیدن به یگانگیست .
هدف از زندگی رسیدن به وحدت و یگانگیست .
من با صلح با نیروی تاریک وجود خود به احساس یگانگی میرسم و دیگر دوگانگی در وجودم نیست .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز.
من نوشته ی شمارو مطالعه کردم. خودمم درگیر این موضوع هستم. یعنی در واقع شما اومدین و مزایایی که عذاب وجدان داشته رو برای خودتون نوشتید و باهاش به صلح رسیدین؟ چه کار کردین که تونستید تو این قضیه حال بخری بعد از خوردن داشته باشید؟ ممنون میشم که از تجربیاتتون به منم انتقال بدین .
نشان های دریافت شده
سلام
استاد واقعا برای این چالش هزاران هزار براتون شادی میخوام خیلب چالش خوبیه واقعا من در خودم نیاز ب فایلها رو حس گددم ودرست ب موقع ب این فایلها هدایت شدم، سپاسگزارم ک این فایلهای ک واقعا هیچ قیمتی نمیشه روش گذاشت رو برامون تهیه کردی
من یک عمر در تنفر باچاقی بودم یک عمر از خودم گله کردم چ بسا خواری خودم همش احساس رنج و عذاب تو مهمونی ها عروسی همه خوشحال بودم و ولی من ناراحت چن همیشه خدا وزن ثابتی نداشتم ک لباسم تنم بشه یا چاق یا لاغر یا خیلی چاق الان ک مببینم بابد با خودم در صلح بودم من ادمهای چاق زیادی میشناشم ک واقعا چاقن دارن میترکن ولی خبلی اعنماد ب نفس بالا دارن اصلا فک نمبکنن دارن زباد میخورن یا میخورن خواهر شوهر من میخوره اصلا یک اعنماد ب نفسی داره ک هر لباسی بپوشه میگه منوفلانم من بهمانم شیکترین لباسها رو میپوشه عین ماخودشو محدود نمیکنه
ولی من یک عمر خودمو خودمو عداب دادن واسه هر لقمه خودمو تنبیه کدوم یک زمانی واسه هر اضافه خوردنم خودمو تنبیه میکردم ورزش اضافه شکم حلقه ب میران کالری اون کاهش کالری وای من چ زجرها ب بدنم دادم واینجا ار بدن عزیزم معذرت میخوام ک انقدر اذیتش کردم از خوردن
ترسیدم از دیدن ترسیدمواز لدت بردن ترسیدم چ شبا زورا من ورزش کردم با اینک هزاران هزار کارخونه انجام داده بودم حال نداشتم چ زمانها من ورزش کردم با اینک مهمون بودم همش دصطراب داشتم ک دیر میشه و فلان چرا انقدر خودم از زندگی کردن محروم کردم مزایایی ک چلقی برای من داشته اول از همه ک باعث شد باین سایت هدایت شم خودمو دوی داشته باشم زندگی کنم ولذت ببرم
باعث شده همش متفاوت باشم هیچکسو مسخره نکنم ب خاطر چاقی یا بخاطر هر ایرادی ک داره
باعث شده بیشتر و بیشتر ب خودم توجه کنم نیازهامو ببینم
باعث شده همش تو دید باشم
هر وقت هرجا خوردم ب در ودیواری باعث شده وقت یک کبودی یا خراش ایجاد بشه
چن بار از پله افتادم ب خاطر چاقی استخوانم سالم موندن
چاقی باعث شده من الان بخوام ک با داداشم ک چاقه درست رفتار کنم یا دریت رفتار کردن ب پدرم یاد بدم تا انقدر دهن این بچه رو پراز فرمول نکنه
باعث شده خیلی چیزاهای مضر زو نخوزم
چاقی باعث شده ک همش خودمو ب چالش بکشم
باعث شده ب خودم توجه کنم باعث توپر شدن صورت م ک گونه هام خیلی خوب میشه شدم
باعث شده همش غذا رو کم بخورم وعین جاروبرقی نباشم در مهمانی ها و
باعث شده همش ب سبد خریدم توجه کنم مزایا ک معایب همه عداهارو در بیارم
باعث شده در جمع همیشه در موزد خوردنی ها و فلان با شخصیت رفتاز کنم
در مورد عادت میوه خوردن بخصوص عصر باعث شده حس بهتری داشته باشم باعث ایجا حس خوشحالی و شور و هیجان در من شده باعث شده افریده های خدا روبیشتر وبیشتر ببینم درک کنم باعث احساس طعم بهشتی در من شده شادی در من شده
واقعا از نوشتن این ها احساس لدت کزدم دیدم انقدام بد نبوده
نشان های دریافت شده
با سلام
چاقی باعث شد که من هیچ وقت آدم های چاق رو مسخره نکنم و نگرش من به آنها عوض بشه.و اونها رو آدم شکمو و بی اراده ندونم .چون من تا یه سنی خاص متناسب بودم .
چاقی باعث شد همیشع در جابه جای وسایل منزل راحت باشم ولازم نیست که صبر کنم و روز خاصی رو برای تمیز کردن خونه درنظربگیرم تا پدرم و یا برادرم باشه و کمکم کنن.
چاقی باعث شد که من بتونم با خواهرزاده ام و بچه های کوچیک درست رفتارکنم و یه سری رفتارهای غلط رو به عنوان الگوی درست بهشون آموزش ندم مثل چند وقت پیش خواهرزادم اومد خونمون و اون عادت داره سرغذا هی اینور وانور میره بعد میاد یه قاشق یه قاشق غذا میخوره و میره و برمیگرده دیدیم هیچی نمیشه همیشه موقع غذا برنامه مسابقه زود غذا خوردن گذاشتیم هرکی زودتر غذا بخوره برنده میشه و اون سریع غذاشو میخوره. الان که فهمیدم باعث میشه که عادت سریع غذا خوردن درش شکل بگیره دیگه بهش هیچی نمیگم .ومسابقه ای هم نمیزارم و…
چاقی باعث شد من که بینی پهنی دارم کمتر روصورتم خودشو نشون بده .
چاقی باعث شد من با دوره بی نظیر لاغری با ذهن آشنا بشم و قدرت ذهن و باورها رو در زندگیم یادبگیرم و بتونم ازش خوب ودرست استفاده کنم برای بهبود زندگیم .
چاقی باعث شد من به رفتار غذاییم توجه داشته باشم و مثل یک انسان درست رفتار کنم .
چاقی باعث شد موقع بند انداختن صورتم کمتر درد بگیره .
به نام خدا
جلسه ی دوم چالش من اینو نخوردم
سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان
استاد من به این حرف شما که میگید انسان در صلح ارامش داره میتونه درست تصمیم بگیره درست فکر کنه کاملا موافقم من دقیقا وقتی به این سایت هدایت شدم که با خودم در صلح قرار گرفتم پذیرفتم من اینم این رفتارها رو دارم دیگه خودم رو سرزنش نکردم دیگه همش از خودم عصبانی نبودم و در ذهنم با خودم خوب حرف زدم پذیرفتم این اندام من است و این رفتار غذایی من، بجای ناراحتی اومدم به خداوند توکل کردم و از اون کمک خواستم گفتم خدایا من نمیدونم من بیشتر از این بلد نیستم تو میدونی تو کمکم کن و همش به خودم میگفتم خدا کمکم میکنه تا اومدم تو سایت شما و هدایت شدم به مسیر لاغری با ذهن، من باور دارم ما زمانی میتونیم حرف ها و الهامات خدا رو بشنویم که ارام باشیم که با خودمون در صلح باشیم که شاد باشیم. نمیشه با چاقی مبارزه کرد و اون رو از خودت دور کنی باید با چاقی در صلح باشی . باید ببینی چاقی چه لذت هایی چه فوایدی برای تو داشته، مزیت هایی که چاقی برای من داشته یکیش اینکه باعث شده من بدن ورزیده و قدرتمند تری داشته باشم از کسانی که در خانواده همیشه لاغر بوده و هستند چطور؟ من از دبیرستان برای لاغر شدن به باشگاه رفتم و کلی ورزش کردم و سیستم قلبی عروقیم کلی قویتر شد بعد از اون من چون مدام پیاده روی میکردم، پیاده روی و پیاده رفتن برای من کاملا اسان بود و خیلی ها تعجب میکردند از اینکه من میتونم بدون هیچ ناراحتی یک عالمه مسیر رو پیاده برم براحتی، و بدنم خیلی در پیاده روی مقاوم و احساس خستگی نمیکنه، بعد از اون هم که به ورزش بدنسازی روی اوردم و الان عاشقشم و اصلا باعث شد کاری رو که عاشق انجام دادنش هستم پیدا کنم و هدف زندگیم رو پیدا کنم، چاقی باعث شد من کلی دستورهای غذایی سالم و خوشمزه رو یاد بگیرم و درست کنم و کلا سبک تغذیه ام عوض بشه و سالم بشه مثل انواع اسموتی با میوه های یخ زده، انواع کیک های سالم و خوشمزه با ارد جو و روغن زیتون و عسل، انواع پنکیک های پروتینی، توپ های خرمایی خوشمزه و سالم و باعث شد حالا که زیاد میخورم حداقل مواد سالم و عیر فراوری شده مصرف کنم و بدن سالمتر و مواد غذایی با کیفیتتری رو وارد بدنم کنم و ذائقه ام رو تغییر بدم، چاقی باعث شد به سایتی هدایت بشم که در مورد قوانین ثابت خداوند اگاه بشم و زندگیم و طرز فکرم تغییر کنه و اصلا نظام باورهام زیر و رو بشه، چاقی باعث شد دستپخت عالی داشته باشم و طعم و مزه ی غذام عالی باشه، چاقی باعث شد یاد بگیرم خودم رو در هر اندازه و شکلی دوست داشته باشم در حالیکه تلاش کنم بهترین ورژن خودم بشم، چاقی باعث شد روی اعتماد به نفسم کار کنم. و اعتماد به نفسم رو افزایش بدهم، چاقی باعث شد بیشتر به رفتارهام دقت کنم و خودشناسیم خیلی بیشتر از قبل شد مثلا متوجه شدم در وجود من ترس از کمبود ترس از از دستن دادن مواد غذایی خوشمزه شاید بخاطره اینکه بچه که بودیم اگه مثلا کیکی رو تو یخچال داشتیم و سهم من بود و حالا به هر دلیلی نمیخوردم فرداش که میخواستم برم بخورمش دیگه نبود و یکی از خواهر برادرام خورده بودش🤣🤣 و به قول مامانم مال نخور برای بخور😐😐 یا مثلا وقتی گرسنه میشم به جای غذا تمایل دارم هله هوله و شیرینی و کیک و اینا رو بخورم و …..چاقی باعث شد بیشتر به رفتارهام فکر کنم و بشناسمشون. چاقی باعث شد همیشه سعی کنم شکمم رو تو بکشم برای همین الان عضلات شکم قویتری دارم. اینا مزیت هایی بود که چاقی برای من داشته، واقعا تا ننوشتمشون نمیدونستم این همه خیر و خوبی برام داشته که بزرگترینش هدایت و اگاهی از قوانین رب العالمین است.