چند بار تصمیم گرفتی یه عادت بد رو کنار بذاری؟ مثلا کمتر پرخوری کنی، شبها زودتر بخوابی، یا دیگه از روی عصبانیت رفتار نکنی؟
📍 این جلسه ادامه مستقیم گام قبل است؛ اگه مزایای انتخاب عادتت رو هنوز مشخص نکردی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.
اما یه جای راه، باز هم همون رفتار تکرار شد… و دوباره شروع شد: خشم، سرزنش، ناراحتی از خودت 😣
حالا وقتشه یه راه متفاوت رو امتحان کنی:
در این جلسه میآموزیم:
در صلح بودن با عادتها 👉
در این جلسه، میخوام با زبون ساده برات توضیح بدم که چرا مبارزه با خودت کارساز نیست و چطور با ذهن آروم و پذیرش، میتونی عادتهات رو برای همیشه تغییر بدی.

شناسایی عادت بدون قضاوت 🕵️♀️🧘♂️
اولین قدم برای هر تغییری، شناخت عادته.
اما خیلی از ما این شناخت رو با قضاوت، شرم و سرزنش قاطی میکنیم 😓
کافیه دوباره یه رفتار تکراری ازت سر بزنه — مثلاً پرخوری، تنبلی، یا عصبانیت — و فوری با خودت بگی:
❌ «باز خراب کردم!»
❌ «من هیچوقت درست نمیشم!»
❌ «چرا انقدر بیارادهم؟»
اما این نوع نگاه فقط تو رو از خودت دورتر میکنه…
✅ تو اومدی اینجا تا در صلح بودن با عادتها رو یاد بگیری؛ یعنی دیگه نمیخوای با خودت بجنگی.
🪞 تصور کن جلوی آینه وایسادی و داری خودت رو نگاه میکنی. به جای فریاد زدن سر خودت، فقط خودت رو نگاه میکنی.
همین دیدن بیقضاوت، اولین نشونه صلحه ✨
در صلح بودن با عادتها یعنی با خودت مثل یه دوست رفتار کنی، نه یه دشمن.
مثل یه معلم مهربون که وقتی شاگردش اشتباه میکنه، تحقیرش نمیکنه… بلکه با حوصله کمکش میکنه درس رو بفهمه 📚💛
✍️ این عبارت رو بنویس تا حسابی در ذهنت حک بشه:
و یادت باشه:
تغییر از لحظهای شروع میشه که خودت رو همونطوری که هستی ببینی و بپذیری.
🌿 چون تو لایق صلحی… حتی با عادتهایی که دوستشون نداری.

💡 اگه دوست داری این مهارت «صلح با عادت» رو بهصورت کامل و قدمبهقدم با تمرینهای عملی یاد بگیری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
احساساتت تصمیمگیرنده واقعی هستن 🎭
تا حالا شده یه لحظه از شدت عصبانیت حرفی بزنی یا کاری بکنی که بعدش با خودت بگی:
«ای کاش اون حرفو نمیزدم…»
یا مثلاً بری سمت یخچال، یه دل سیر بخوری و بعدش حسرت بخوری که چرا دوباره کنترل از دستت خارج شد؟ 😓
💥 وقتی عصبانی یا مضطربی، مغزت میره روی حالت «هشدار!»
در این حالت، عقل و منطق کمکم خاموش میشن و احساسات فرمان رو در دست میگیرن.
هرچی بیشتر بجنگی، بیشتر مغزت احساس خطر میکنه… و این یعنی تکرار همون عادتها بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشی.
💡 اما اگه به خودت یادآوری کنی:
🌀 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
یه فضای امن و آروم توی ذهنت ایجاد میکنی.
و توی این فضاست که مغزت میتونه از حالت دفاعی خارج بشه و منطقیتر تصمیم بگیره 🧘♀️
هر بار که وسوسه میشی برگردی به یه رفتار قدیمی،
بهجای جنگیدن، فقط با آرامش بگو:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
هر بار که احساس کردی میخوای خودتو سرزنش کنی،
یادآوری کن:
✨ این جمله، مثل یه آغوش ذهنیـه… بهت یادآوری میکنه که تو در مسیر رشدی، نه در مسیر تنبیه.
✅ و یادت باشه:
احساساتت اگر درست دیده و پذیرفته بشن، دشمن نیستن… راهنما هستن.
🌈 چون تو در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی، تصمیمهات هم هر روز آرامتر و آگاهانهتر میشن.

در صلح بودن با عادتها یعنی چی؟ 🕊️
یعنی با خودت آشتی کنی…
نه به این معنا که از رفتار اشتباهت خوشحال باشی، بلکه یعنی بدون خشونت، بدون شرمندگی، بدون سرزنش، فقط بپذیری که این رفتار الان بخشی از توئه.
✅ در صلح بودن با عادتها یعنی وقتی یه کار تکراری انجام دادی، بهجای اینکه خودتو بکوبی، آروم بگی:
«باشه… این الان بخشی از منه. ولی قراره کمکم تغییر کنه. من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
هر بار که بعد از یه رفتار احساس خشم یا نفرت از خودت میکنی، در واقع داری با خودت میجنگی.
و یادت باشه:
⚔️ هیچکس با جنگیدن با خودش به صلح نمیرسه…
🌱 هیچتغییری توی زمین خشونتآمیز رشد نمیکنه.
ولی وقتی خودتو با همه نقصهات، با همه رفتارهایی که هنوز اصلاح نشده، بپذیری، یه چیز عجیب اتفاق میافته:
💫 ذهنت آروم میشه… کنترل بهجای اینکه توی دست عادت باشه، کمکم میاد سمت خودت.
✨ هر بار که جملهی زیر رو با خودت تکرار کنی، در واقع داری انرژی جنگ رو خاموش میکنی و انرژی آرامش رو روشن:
🧘♀️ پذیرش یعنی قدرت.
وقتی بپذیری، بدون اینکه حتی فشاری وارد کنی، قدرت از عادت گرفته میشه و به سمت خودت برمیگرده.
قدرتی که از جنس آگاهی، مهربانی و انتخابه… نه اجبار و ترس.
و تو لایق این قدرتی 💚

آموزش ذهن؛ دیدن، فکر کردن، نوشتن 🧠✍️
اگه بخوای یه عادت رو واقعاً تغییر بدی، فقط تصمیم گرفتن کافی نیست.
تو نمیتونی یهشبه فرمان ناخودآگاه رو عوض کنی. چون اونجا سالها اطلاعات، احساسات و الگوهای تکراری ذخیره شده.
✅ برای اینکه تغییر وارد ناخودآگاهت بشه، باید سه گام ساده ولی مهم رو بارها تکرار کنی:
۱. دیدن یا شنیدن 🎧👁️
یعنی آموزش ببینی، گوش بدی، آگاه بشی.
هر چی بیشتر درباره عادتهات بدونی، بیشتر متوجه میشی که چرا انجامشون میدی و چطور میتونی تغییرشون بدی.
🌀 یادت باشه:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
و همین یادگیری، خودش یه پیروزیه!
۲. فکر کردن 🤔🧩
فقط شنیدن کافی نیست. باید با خودت خلوت کنی، به اونچه شنیدی فکر کنی.
توی ذهنت مرور کنی:
«این عادت از کجا اومده؟ چرا تکرارش میکنم؟ چه احساسی بعدش دارم؟»
اینجا هم یادت باشه که فکر کردن بدون قضاوت، یعنی همون در صلح بودن با عادتها 💗
۳. نوشتن ✍️📒
نوشتن یعنی ثبت آگاهیها، مرور احساسات و ساختن مسیر جدید ذهنی.
وقتی چیزی رو مینویسی، در واقع به ذهن ناخودآگاه میگی:
“این برای من مهمه. لطفاً ذخیرهاش کن.”
📝 تمرین روزانه بنویس:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و هر روز بیشتر خودم رو میفهمم.»
این سه گام ساده، پایهی آموزش ذهن هستن.
تو هر بار که ببینی، فکر کنی و بنویسی، یه قدم دیگه به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
و اینطوریه که آرامش جای خشم رو میگیره، و بهجای جنگیدن با خودت، با خودت همراه میشی ✨
قدرت واقعی در صلح کردنه، نه جنگیدن 💪🕊️
❌ سالها با چاقی جنگیدی…
❌ با پرخوری درگیر شدی…
❌ بارها با خودت عهد بستی که دیگه «نمیخورم»، «شروع میکنم»، «از فردا رژیم!»
ولی هر بار بعد از چند روز، برگشتی سر نقطهی اول…
چرا؟ چون روش کار اشتباه بوده.
راهت همیشه از جنس نبرد بوده، نه پذیرش.
در تمام اون سالها داشتی تلاش میکردی که با عادتهات بجنگی، نه اینکه باهاشون در صلح باشی.
✅ اما حالا وقتشه یه مسیر تازه رو تجربه کنی:
🌱 مسیر در صلح بودن با عادتها
یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با پرخوری، فقط ببینیش.
یعنی وقتی وسوسه میشی چیزی بخوری که نمیخوای، نگـی:
«من آدم ضعیفیام!»
بلکه بگی:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
💡 وقتی رفتار اشتباهت رو بدون قضاوت، بدون خشم، فقط مشاهده میکنی، یه اتفاق عجیب میافته:
🧠 ذهن ناخودآگاهت کمکم متوجه میشه که دیگه این رفتار، لازم نیست تکرار بشه.
چون دیگه باهاش نمیجنگی؛ بلکه آرومآروم داری جاشو با آگاهی و پذیرش پر میکنی.
«در مسیر در صلح بودن با عادت ها بهتر است به مفاهیم ساده اما علمی در تغییر عادتها مراجعه کنیم تا فهمیم چرا صرف اراده کافی نیست.»
🎯 در صلح بودن با عادتها یعنی قدرت داشتن بدون فریاد
یعنی حرکت بهسمت تغییر، بدون تنبیه
یعنی فهمیدن اینکه:
«من میتونم تغییر کنم، چون خودم رو همونطور که هستم پذیرفتهام.»
✨ این یعنی رهایی واقعی…
رهایی از چرخهی تکرار – خشم – قضاوت – شکست
و ورود به چرخهی جدید:
🔁 مشاهده – پذیرش – آموزش – تغییر
و تو این قدرت رو داری…
چون حالا دیگه میدونی مسیرت از جنس صلح و آگاهیه، نه اجبار و تنبیه.
💬 فقط کافیه هر روز با خودت تکرار کنی:
🌟 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌟
صلح، مسیری برای تغییر پایدار
تا اینجا با هم دیدیم که تغییر واقعی از دل آرامش میاد، نه فشار…
از درک و پذیرش، نه قضاوت و سرزنش.
سالها با عادتهات جنگیدی…
نتیجه چی شد؟ تکرار پشت تکرار، خستگی، ناامیدی، و گاهی تنفر از خودت 😞
اما حالا وقتشه یه مسیر جدید رو انتخاب کنی:
🌿 در صلح بودن با عادتها
وقتی میگی:
✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
در واقع داری به مغزت یاد میدی که دیگه لازم نیست برای تغییر، رنج بکشه…
لازم نیست با خودت بجنگی تا بهتر بشی.
بلکه میتونی با مهربونی، آگاهی و تمرین، قدمبهقدم رشد کنی.
📝 تمرین پایانی امروز:
یک دفتر یا برگه بردار و بنویس:
- یکی از عادتهایی که هنوز داری و ازش ناراضی هستی.
- احساسی که معمولاً بعد از انجام اون عادت داری.
- حالا چند جمله با این ساختار بنویس:
«من این رفتار رو میبینم.
من خودم رو قضاوت نمیکنم.
من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
🌈 این جمله رو هر روز، حتی اگر فقط یک دقیقه وقت داشتی، با صدای بلند بخون یا بنویس.
چون هر بار که تکرارش میکنی، یه آجر از دیوارهای جنگ با خودت پایین میاد، و یه گام به سمت صلح درونی نزدیکتر میشی.
💬 یادت نره…
صلح با خودت، هدیهایه که فقط خودت میتونی به خودت بدی 🎁
و تو لایق آرامش، رشد، و تغییر پایدار هستی… چون تو
🌟 در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی 🌟
اگر تجربهای از این مسیر داری یا این مقاله برات الهامبخش بود، حتماً توی نظرات بنویس؛ صدای تو برای ما مهمه ❤️
✍️ در ادامه، میریم سراغ گام سوم: انعطاف در انتخاب.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 88 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام
استاد واقعا برای این چالش هزاران هزار براتون شادی میخوام خیلب چالش خوبیه واقعا من در خودم نیاز ب فایلها رو حس گددم ودرست ب موقع ب این فایلها هدایت شدم، سپاسگزارم ک این فایلهای ک واقعا هیچ قیمتی نمیشه روش گذاشت رو برامون تهیه کردی
من یک عمر در تنفر باچاقی بودم یک عمر از خودم گله کردم چ بسا خواری خودم همش احساس رنج و عذاب تو مهمونی ها عروسی همه خوشحال بودم و ولی من ناراحت چن همیشه خدا وزن ثابتی نداشتم ک لباسم تنم بشه یا چاق یا لاغر یا خیلی چاق الان ک مببینم بابد با خودم در صلح بودم من ادمهای چاق زیادی میشناشم ک واقعا چاقن دارن میترکن ولی خبلی اعنماد ب نفس بالا دارن اصلا فک نمبکنن دارن زباد میخورن یا میخورن خواهر شوهر من میخوره اصلا یک اعنماد ب نفسی داره ک هر لباسی بپوشه میگه منوفلانم من بهمانم شیکترین لباسها رو میپوشه عین ماخودشو محدود نمیکنه
ولی من یک عمر خودمو خودمو عداب دادن واسه هر لقمه خودمو تنبیه کدوم یک زمانی واسه هر اضافه خوردنم خودمو تنبیه میکردم ورزش اضافه شکم حلقه ب میران کالری اون کاهش کالری وای من چ زجرها ب بدنم دادم واینجا ار بدن عزیزم معذرت میخوام ک انقدر اذیتش کردم از خوردن
ترسیدم از دیدن ترسیدمواز لدت بردن ترسیدم چ شبا زورا من ورزش کردم با اینک هزاران هزار کارخونه انجام داده بودم حال نداشتم چ زمانها من ورزش کردم با اینک مهمون بودم همش دصطراب داشتم ک دیر میشه و فلان چرا انقدر خودم از زندگی کردن محروم کردم مزایایی ک چلقی برای من داشته اول از همه ک باعث شد باین سایت هدایت شم خودمو دوی داشته باشم زندگی کنم ولذت ببرم
باعث شده همش متفاوت باشم هیچکسو مسخره نکنم ب خاطر چاقی یا بخاطر هر ایرادی ک داره
باعث شده بیشتر و بیشتر ب خودم توجه کنم نیازهامو ببینم
باعث شده همش تو دید باشم
هر وقت هرجا خوردم ب در ودیواری باعث شده وقت یک کبودی یا خراش ایجاد بشه
چن بار از پله افتادم ب خاطر چاقی استخوانم سالم موندن
چاقی باعث شده من الان بخوام ک با داداشم ک چاقه درست رفتار کنم یا دریت رفتار کردن ب پدرم یاد بدم تا انقدر دهن این بچه رو پراز فرمول نکنه
باعث شده خیلی چیزاهای مضر زو نخوزم
چاقی باعث شده ک همش خودمو ب چالش بکشم
باعث شده ب خودم توجه کنم باعث توپر شدن صورت م ک گونه هام خیلی خوب میشه شدم
باعث شده همش غذا رو کم بخورم وعین جاروبرقی نباشم در مهمانی ها و
باعث شده همش ب سبد خریدم توجه کنم مزایا ک معایب همه عداهارو در بیارم
باعث شده در جمع همیشه در موزد خوردنی ها و فلان با شخصیت رفتاز کنم
در مورد عادت میوه خوردن بخصوص عصر باعث شده حس بهتری داشته باشم باعث ایجا حس خوشحالی و شور و هیجان در من شده باعث شده افریده های خدا روبیشتر وبیشتر ببینم درک کنم باعث احساس طعم بهشتی در من شده شادی در من شده
واقعا از نوشتن این ها احساس لدت کزدم دیدم انقدام بد نبوده
نشان های دریافت شده
با سلام
چاقی باعث شد که من هیچ وقت آدم های چاق رو مسخره نکنم و نگرش من به آنها عوض بشه.و اونها رو آدم شکمو و بی اراده ندونم .چون من تا یه سنی خاص متناسب بودم .
چاقی باعث شد همیشع در جابه جای وسایل منزل راحت باشم ولازم نیست که صبر کنم و روز خاصی رو برای تمیز کردن خونه درنظربگیرم تا پدرم و یا برادرم باشه و کمکم کنن.
چاقی باعث شد که من بتونم با خواهرزاده ام و بچه های کوچیک درست رفتارکنم و یه سری رفتارهای غلط رو به عنوان الگوی درست بهشون آموزش ندم مثل چند وقت پیش خواهرزادم اومد خونمون و اون عادت داره سرغذا هی اینور وانور میره بعد میاد یه قاشق یه قاشق غذا میخوره و میره و برمیگرده دیدیم هیچی نمیشه همیشه موقع غذا برنامه مسابقه زود غذا خوردن گذاشتیم هرکی زودتر غذا بخوره برنده میشه و اون سریع غذاشو میخوره. الان که فهمیدم باعث میشه که عادت سریع غذا خوردن درش شکل بگیره دیگه بهش هیچی نمیگم .ومسابقه ای هم نمیزارم و…
چاقی باعث شد من که بینی پهنی دارم کمتر روصورتم خودشو نشون بده .
چاقی باعث شد من با دوره بی نظیر لاغری با ذهن آشنا بشم و قدرت ذهن و باورها رو در زندگیم یادبگیرم و بتونم ازش خوب ودرست استفاده کنم برای بهبود زندگیم .
چاقی باعث شد من به رفتار غذاییم توجه داشته باشم و مثل یک انسان درست رفتار کنم .
چاقی باعث شد موقع بند انداختن صورتم کمتر درد بگیره .
به نام خدا
جلسه ی دوم چالش من اینو نخوردم
سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان
استاد من به این حرف شما که میگید انسان در صلح ارامش داره میتونه درست تصمیم بگیره درست فکر کنه کاملا موافقم من دقیقا وقتی به این سایت هدایت شدم که با خودم در صلح قرار گرفتم پذیرفتم من اینم این رفتارها رو دارم دیگه خودم رو سرزنش نکردم دیگه همش از خودم عصبانی نبودم و در ذهنم با خودم خوب حرف زدم پذیرفتم این اندام من است و این رفتار غذایی من، بجای ناراحتی اومدم به خداوند توکل کردم و از اون کمک خواستم گفتم خدایا من نمیدونم من بیشتر از این بلد نیستم تو میدونی تو کمکم کن و همش به خودم میگفتم خدا کمکم میکنه تا اومدم تو سایت شما و هدایت شدم به مسیر لاغری با ذهن، من باور دارم ما زمانی میتونیم حرف ها و الهامات خدا رو بشنویم که ارام باشیم که با خودمون در صلح باشیم که شاد باشیم. نمیشه با چاقی مبارزه کرد و اون رو از خودت دور کنی باید با چاقی در صلح باشی . باید ببینی چاقی چه لذت هایی چه فوایدی برای تو داشته، مزیت هایی که چاقی برای من داشته یکیش اینکه باعث شده من بدن ورزیده و قدرتمند تری داشته باشم از کسانی که در خانواده همیشه لاغر بوده و هستند چطور؟ من از دبیرستان برای لاغر شدن به باشگاه رفتم و کلی ورزش کردم و سیستم قلبی عروقیم کلی قویتر شد بعد از اون من چون مدام پیاده روی میکردم، پیاده روی و پیاده رفتن برای من کاملا اسان بود و خیلی ها تعجب میکردند از اینکه من میتونم بدون هیچ ناراحتی یک عالمه مسیر رو پیاده برم براحتی، و بدنم خیلی در پیاده روی مقاوم و احساس خستگی نمیکنه، بعد از اون هم که به ورزش بدنسازی روی اوردم و الان عاشقشم و اصلا باعث شد کاری رو که عاشق انجام دادنش هستم پیدا کنم و هدف زندگیم رو پیدا کنم، چاقی باعث شد من کلی دستورهای غذایی سالم و خوشمزه رو یاد بگیرم و درست کنم و کلا سبک تغذیه ام عوض بشه و سالم بشه مثل انواع اسموتی با میوه های یخ زده، انواع کیک های سالم و خوشمزه با ارد جو و روغن زیتون و عسل، انواع پنکیک های پروتینی، توپ های خرمایی خوشمزه و سالم و باعث شد حالا که زیاد میخورم حداقل مواد سالم و عیر فراوری شده مصرف کنم و بدن سالمتر و مواد غذایی با کیفیتتری رو وارد بدنم کنم و ذائقه ام رو تغییر بدم، چاقی باعث شد به سایتی هدایت بشم که در مورد قوانین ثابت خداوند اگاه بشم و زندگیم و طرز فکرم تغییر کنه و اصلا نظام باورهام زیر و رو بشه، چاقی باعث شد دستپخت عالی داشته باشم و طعم و مزه ی غذام عالی باشه، چاقی باعث شد یاد بگیرم خودم رو در هر اندازه و شکلی دوست داشته باشم در حالیکه تلاش کنم بهترین ورژن خودم بشم، چاقی باعث شد روی اعتماد به نفسم کار کنم. و اعتماد به نفسم رو افزایش بدهم، چاقی باعث شد بیشتر به رفتارهام دقت کنم و خودشناسیم خیلی بیشتر از قبل شد مثلا متوجه شدم در وجود من ترس از کمبود ترس از از دستن دادن مواد غذایی خوشمزه شاید بخاطره اینکه بچه که بودیم اگه مثلا کیکی رو تو یخچال داشتیم و سهم من بود و حالا به هر دلیلی نمیخوردم فرداش که میخواستم برم بخورمش دیگه نبود و یکی از خواهر برادرام خورده بودش🤣🤣 و به قول مامانم مال نخور برای بخور😐😐 یا مثلا وقتی گرسنه میشم به جای غذا تمایل دارم هله هوله و شیرینی و کیک و اینا رو بخورم و …..چاقی باعث شد بیشتر به رفتارهام فکر کنم و بشناسمشون. چاقی باعث شد همیشه سعی کنم شکمم رو تو بکشم برای همین الان عضلات شکم قویتری دارم. اینا مزیت هایی بود که چاقی برای من داشته، واقعا تا ننوشتمشون نمیدونستم این همه خیر و خوبی برام داشته که بزرگترینش هدایت و اگاهی از قوانین رب العالمین است.
روز دوم چالش من اینو نخوردم
برای اینکه عادت ریزه خواری ام رو ترک کنم باید از امروز در صلح با ریزه خواری باشم،روز قبل هم هی دستم میرفت که یه لقمه یه خرما یه قند یه انجیر یا میوه بردارم ولی خیلی به خودم گفتم بسه تو چالش این و نخوردم هستی و این باعث شد که ناهار رو به شدت زیاد بخورم چون مطمعن بودم دیگه ناهار جزو اون ریزه خواری نمیشه، خیلی سریع و خیلی زیاد حدود 3 تا ظرف کشیدم و با ولع خوردم، میدونستم کارم درست نیست ولی انگار گرسنه بودم اینقدر از صبح رو خودم کنترل داشتم که دیگه نمیتونستم جلوی خودم و بگیرم و بعد خیلی سنگین و پر شدم، از امروز باید در صلح با ریزه خواری ام باشم، هر وقت انجام اش دادم بگم حتما بدنم نیاز داره و حس خوب و آرامشی بهم میرسونه و مقاومت نکنم و اون کار و انجام بدم، کلا ریزه خواری ام رو دوست داشته باشم، به خاطر حس خوب و آرامشی که بهم میده به خاطر اینکه اجازه نمیده موقع ناهار خیلی گرسنه شوم، دوسش داشته باشم، در صلح باشم.
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که راه رو به من نشون میده
سلام به همگی
خب چیا یاد گرفتم: توی در صلح بودن با خودت و دنیا، آرامش و عشق و پیشرفت وجود داره…واقعا یکی از مشکلات من همین در صلح بودنه و مهمش اینه که توی سختی و چالش، در صلح باشی با بقیه و خودت والا وقتی همه چی آرومه که هنر نیست در صلح بودن
اینکه وقتی از یه رفتار و عادتمون ناراحتیم و حالمون از انجامش بد میشه، بیشتر همون حال بد و رفتار بد رو هی تکرار می کنیم و بیشتر جذبش می کنیم و این لوپ تا هر وقت که حالمون باهاش خوب نباشه و به پذیرش نرسیم متاسفانه ادامه پیدا می کنه..این پذیرش خیلی مهمه…مشکل من همینه که به پذیرش با خودم و بدنم نمی رسم و نمی تونم از اندام چاقم حالم خوب باشه. اونجایی که استاد می گه حتی چاقی هم با لذت بوده برامون حتما…خیلی برام عجیب و سخته چون من همش سختی و بدی های چاقی توی ذهنمه اما لابد بوده دیگه..کلی این روزها دارم بهش فکر می کنم و اینم یاد گرفتم که نشانه موفق بودنم اینه که از انجام و تکرار رفتار و عادتی که گفته بودم (ریزه خواری) حالم خوب باشه…نه که هربار انجامش بدم و بگم و اشکال نداره ها..نه! رعایت کنم و حواسم باشه که مقید به تعهدم باشم اما اگه یه بارم از دستم در رفت و مقید نبودم اشکال نداره..اونجا باید با خودم در صلح باشم و حالم رو بد نکنم…فرصت جبران هست ..من با بد نکردن حالم به تکرار نکردنش کمک می کنم.
درباره مزایای عادت ریزه خواری هم جلسه قبل نوشتم که خلاصه ش میشه:
خب حالا ببینم خود چاقی چه مزیت هایی برام داشته؟
خیلی فکر کردم..خیلی واکاوی کردم توی خودم و این کامنت رو از طرفای ظهر شروع کردم به نوشتن و هر زمانی که یه چیزی به قلبم میومد می نوشتمش و الان ساعت نزدیک ۸ شبه…واقعا واقعا نوشتن عالیه.. واقعا نوشتن معجزه می کنه ها…قشنگ از صبح که دیگه بعد از دو روز گوش دادن فایل و فکر کردن بهش رسیدم به جایی که خواستم بنویسم تا الان من درحال کنکاش توی خودم بودم و این عالیه..خدایا شکرت که این فرصت رو بهم دادی و تو این مسیر کنارمی تا این گام ها رو محکم تر و با ایمان تر بردارم .. خدایا به امید خودت و به همت خودم میرم فایل بعدی رو ببینم
نشان های دریافت شده
سلام 😍
موضوع صلح با رفتارها
برای آموزش از طریق ذهن باید تمرینات به خوبی انجام بشه یعنی مراحل دیدن یا شنیدن و تفکر کردن و نوشتن انجام بشه مثل دیگر آموزشها که برای مهارت های دیگری فراگرفتیم …رمز موفقیت هر چه بهتر تغییر و یا اصلاح عادت اینکه هرچه به صلح بیشتری برسیم با اون رفتار سریعتر و بهتر نتیجه می گیریم …و چون آموزش ذهن بر پایه قوانین جهان هستی میباشد در تمام جنبه های زندگی ما تأثیرگذاره و همیشه در صلح و آرامش ما تصمیمات بهتری می گیریم حتی کشورهایی که در صلح با دیگر کشورها هستند پیشرفتهای بهتری داشتند ولی در کشورهایی که جنگ زیاده استرس و نگرانی زیاده و مردم نگرانند حالا چی میشه ؟به کجا میرسه ؟چیکار کنیم و غیره حتی در مواقعی که فرزند ما رفتاری یا کاری انحام داده که به خودش و ما و عابروش خسارت زده اگر در صلح باشیم و فرصت جبران و توضیح بدیم در کمال آرامش راه حل های الهی دریافت می کنیم و موضوع حل میشه اما در حالت خشم و عصبانیت بارهااا شده با فرزندمون که رفتاری غیر صحیح از نظر ما داشته برخورد کردیم و تنبیه کردیم و بعد پشیمان شدیم یا فردی به ما حرفی زده و ما هم حرفهای بدتری زدیم و بعد که عصبانیتمون فروکش کرده از خودمون ناراحت شدیم جالبه اون رفتار رو خودمون انجام میدیم یعنی از بیرون نمیاد و تفنگ که زیر گردن ما نزاشتند که انجام بدیم اما انجام می دیم و بعد هم با خودمون دعوامون می کنیم بنابراین فکرش بامنه و عملکرد نیز بامنه و دعوای آخر هم خودم با خودم و تخریب کردن خودم 🤷🏻♀️
و در این حالت مغز حالت نبرد میگیره یعنی ما هر بار که اون رفتار رو که اتفاقا خیلی مزیت هم برای ما داشته تکرار می کنیم به خودمون میگم بازم نتونستی و انجام دادی و تقصیر این رفتاره اگر این نبود ‼️و همین یعنی قدرت میدیم به اون رفتار و هر چه جنگ بیشتر مقاومت تغییر رفتارهم بیشتر بنابراین با نوشتن مزیتهای رفتارها و عادتهامون با اونها به صلح میرسیم یعنی اگر تکرار شد دیگه خیلی معمولی برخورد می کنیم و دیگه یک رفتار خاص برامون نیست و دیگه مقصرشون نمی کنیم کلا حالمون خوبه میگیم یه رفتاره دیگه و این قدم رو باید برای خودمون برداریم .
برای لاغری هم نمیشه با چاقی مبارزه کرد یعنی میشه همون کارهایی که سالها انجام دادیم و با جنگ و مبارزه با جسممون هر بار شکست خوردیم و اگر با خود فکر کنیم می بینیم که چاقی هم برای ما مزیتهای زیادی داشته اینکه تو قوی هستی پر زوری تو شجاعی
حس خوب میداده یادمه اون قدیما یه آهنگ هم از نوار کاست گوش می دادند :😂زن باید تپل باشه تپل و کمی چاق،تپل و کمی چاق اینم یه فرمول ذهنی عتیقه ….منم فکر میکردم دیگه خواستگارا الان تو صف هستند ‼️😁مامانم هم می گفت ؛تو خوبی تپل خوش هیکلی منم کلمه چااق رو دوست نداشتم اما نمی دونم چرا از تپل خوشم میومد 🤷🏻♀️‼️هر وقتم لیز میخوردم تو برف یا مچ پام پیچ میخورد می گفتم خدایا شکرت اگر لاغر بودم پام می شکست ،تو مهمونی و تولد دوستان دوران دبیرستان هم شرکت نمی کردم و لازم نبود جلب توجه کنم و یا تو خرج بیفتم .روی صندلی ماشینم اون وقتاااا که تازه شروع به چاق شدن کرده بودم یک جای اختصاصی داشتم نمی گفتند بچه است بشینه رو پامون .دیگه لازم نبود لباسهای متنوعی بخریم ….و خیلی مزیتهای دیگر
من به لطف خداوند و آگاهی های ارزشمند استاد از دیروز رو این گام موندم خیلی بهتر شدم و تازه متوجه شدم که من در طول روز و حالا سالها چندبار این رفتارها رو تکرار می کردم و هربار گفتگوی ذهنی منفی شدیدی با خودم پیدا می کردم و چقدر خودم رو سرکوب و تحقیر می کردم 😔و تا چندساعت یا یک روز کامل من با خودم درگیر و در تلاش که این رفتار ترک بشه و باز فرداش روز از نو و روزی از نو ‼️
من حتی حق ندارم از دست خودم عصبانی بشم یا خودم رو قضاوت کنم .تنها قدرتی که تکان می دهد ولی هرگز تکان نمی خورد قدرت خداست و من با او یگانه ام 🍃🌸🍃🌸🍃🌸
نشان های دریافت شده
دوست عزیز سلام .
می خوام اون فرمول عتیقه ذهنی رو که نوشتی با اجازه اصلاحش کنم .درستش اینه :
زن خوبه خوشگل باشه ،سفیدو یه کمچاق .
این جمله ارو پسر عمه ام که مجرده هر از گاه که اسم زن و ازدواج و این چیزا می آد وسط بازگو می کنه و آخرش میگه فقط یه کمچاق یه کم
🙂 🙂
به نام الله
سلام به دوستان مسیر تناسب
من امروز در هفته سوم تکرار دوباره دوره هستم
دوشب پیش خیلی از دست خودم عصبانی بودم داشتم به آلبوم شگفتی سازان نگاه میکردم و میگفتم چرا من الان به این نقطه نرسیدم ساعت ۵ صبح بیدار شدم و واقعا از خدا خواستم راهم رو روشن کنه میدونستم گره کار من در ذهن عجول منه و چیزی هست که در پس ذهنم ناشناخته مونده و داره اذیتم میکنه از خدا خواستم یه نشونه کوچیک رو ببینم صبح همون روز رفتم سر کشوی لباسهام و یه تی شرت زرد و رنگی که همیشه از پوشیدنش تو این یه سال اخیر ترس داشتم رو برداشتم و پوشیدم و در کمال تعجب دیدم اندازه ام شد
واقعا نمیدونستم چجوری خدا رو شکر کنم من یادمه همزمان با شروع دوره تو سال قبل فایلهای رایگان رو هم گوش میکردم و دوره چالش من اینو نخوردم برام خیلی جالب بود و دوباره از دیروز شروع کردم به گوش کردن این دوره .خیلی برامحالب بود حرفها برام کاملا تازه بود انگار اصلا نشنیده بودم و حتی متدحه شدم در قسمت دوم چالش که استاد از ما خواسته بود لذت چاق بودن رو بنویسید من حتی برای خودم هم اونو یادداشت نکرده بودم اونوقت فهمیدم دعام جواب داد و اینوه یه جاهایی که توش گیر کرده بودم داره برام روشن میشه
این دوره به حق کاملترین دوره تناسب اندام چون جای جای این سایت پر از آگاهی و نکات طلاییه که شاید در نظر ما بی اهمیت باشه ولی تاثیر فوق العاده عمیقی در روند تناسب ما داره
قطعا همه ما دارای عادتهایی بودیم که ما رو در این مسیر کشونده و این عادتها به دنبال تکرارشدنشون جزو لایف استایل ما شدن و یه جاهای احساس میکردم که ترکشون خیلی سخته گاهی اوقات آزار دهنده و گاهی اوقات لذت بخش
ولی هر دفعه که من برای تناسب اندام تصمیم به ترک اونا میگرفتم در نظرم اونا رو دشمن اصلی عدم تناسب خودم قلمداد میکردم و سعی در ریشه کن کردن ا نا رو داشتم تا جایی که مواجهه با اونا منو میترساند بعدها که یاد گرفتم قدم اول برای هر گونه تعییر و اصلاحی د صلح قرار گرفتن با چیزیه که ما رو ازار میده فهمیدم باید اون رو همه ما تعمیم داد.
چاقی چیزی که دایم آزارم میداد و هیچ وقت حتی به مخیله من خطور نکرده بود از مزایای اون بنویسم یا فکر کنم ولی امروز میخوام در موردش بنویسم و اونو به عنوان یه مزیت در دوره ای از زندگیم به حساب بیارم نثل یه خاطره خوش
تو اوایل سنین بلوغ چاقتر بودن من باعث شده بود که پدرم نسبت به خواهر کوچیک ترم به من اعتماد بیشتری داشته باشه و خیلی از کارها رو به من محول میکرد مثل اماده کردن چای عصرانه و همیشه با افتخار میگفتن که من از پس کارها برمیام همین مسئله اعتماد به نفس و استقلال رو در من به شدت افزایش داد تا حایی که قدرت مدیریت و رهبری جمع های کوچیک رو به من میداد مسئله دیگه این بود که مادرم تغدیه درست و قدرت مالی ما رو دلیل بر سلامت و درشت تر بودن ما نسبت به بقیه میدونست و همیشه تو مدار مالی مثبت بود و هیچوقت از روی ترس یا کم اومدن غذا چیزی رو از ما دریغ نمیکرد و من این خصوصیت رو از اون به ارث بردم و در بدترین شرایط نگران رزق و روزی و کمبود نیستم مزیت بعدی این بود در اوایل ورود به دانشگاه تصمیم گرفتم وزنم رو با پیاده روی پایین بیارم و هر کسی منو میدید اراده ام رو تحسین میکرد و من در درون خودم احساس قدرت میکردم مزیت بعدی اون آشنایی با لین سایت بود و وقتی وارد سایت شدم و به اهمیت قدرت ذهن در بهبود شرایط پی بردم همزمان شروع کردم به مطالعه کتابهای مختلف و شرکت در دوره هی مراقبه برلی تقویت شخصیت و روحیه ام و تاثیرات عجیب اونا رو در آرامش خودم دیدم
شرکت در این دوره و آشنایی با اینهمه اطلاعات ناب و استادی بی نظیر مثل آقای روشن از مزیتهای چاق بودنم بوده شاید روزی استاد گفتن کسانی که متناسب هستند هرگز لذت رسیدن به تناسب رو درک نمیکنن واقعا حق گفتن چون وقتی در یه چالش شرکت میکنی و به واسطه تلاش و همت خودت هدفی رو تیک میزنی شعف و شور و شوق ادامه زندگی و ارتقای شخصیت رو نمیشه با هیچ جایزه ای مقایسه کرد
من امروز با فهمیدن مزایای چاق بودنم حالای از آرامش دورن رو کسب کردم و فهمیدم که من قراره دوره ای از زندگی ام که در اون با سایز متفاوت زندکی کردم رو تغییر بدم و وارد مرحله جدیدی بشم من این روزها و روزهای قبل چاق بودنم رو دوست دارم چون باعث شد امروز اینجا باشم و برای یک هدف والا که تناسب جشم در کنار تناسب فکر و اندیشه هست رو براش تلاش کنم و ایمان داشته باشم که به هدفم میرسم و پیروز ایم رو با تمام وجود جشن میگیرم
سلام دوستان خوبم
تمرینات رو باید انحام بدید اگر میخوایید نتیجه بگیرید چون سیستم آموزشی ما بر این هست که بنویسید و گوش بدید و تکرار کنید تا مهارت پیدا کنید و اون رو یاد بگیرید .
انسان در صلح خیلی بهتر میتونه تصمیم بگیره و احساس بهتری داره و بهتر زندگی میکنه و آرامش و امنیت داره و در جنگها همیشه مردم در ترس و نگرانی هستن و آرامش و امنیت ندارن .
حتی کشورهایی که در صلح با همه هستن روند پیشرفت بهتری دارن مثال : اگر با بچه ات مشکل داری یعنی با اون سر جنگ باشی و تحت فشار باشی هیچ نتیجه ای نخواهی گرفت جون موضوع نبرد و مبارزه هست پس با صلح و دوستی با هم باشین تا نتیجه ی بهتر بگیرین .
وقتی یک رفتار رو خودم دارم انجام میدم و ناراحت هستم و باعث ناراحتی من هست و هر روز دارم اون رو تکرار میکنم و باعث ناراحتی من هست یعنی به اندازه ای که دوست ندارم اون رو انجام بدم اون عادت هم در مقابل من قد الم میکنه و خود من تصمیم میگیرم اون رو انجام بدم و هیچ زوری و تحمیلی در ما برای انجام اون رفتار نیست .
پس خیلی از ما داریم با چاقی مبارزه می کنیم اما نمیشه با اون مبارزه کرد باید با اون در صلح باشیم و حالا فکر کن ببین چاقی چه مزیتهایی برای تو داشته ؟؟
مثلا برای استاد چاقی باعث شده که :
من احساس قدرت کنم و احساس ضربه پذیری کنم و هر جا خوردم زمین خیالم راحت باشه اسیب نمیبینم
و یا باعث شده بود من نرم داخل کوچه و به کامپیوتر علاقه مند بشم و کل زندگیم الان با کامپیوتر در حال پیشرفت هست .
و چاقی باعث شده بود من به سمت رابطه ی بد نرم با جنس مخالف
وقتی حسم در مورد چاقی خوب شد دیگه به جنگ با اون نرفتم
دیگه حتما خوب فکر کنید و مزایای رفتار خودتون رو پیدا کنید و هر وقت انجام دادید باهاش در صلح باشید یعنی اگر تکرارش کردید دیگه حالتون بد نخواهد شد
پس با خودت و این رفتارت در صلح قرار بگیر تا بتونی ادامه بدی مزایای اون رو فکر کن تا به آرامش برسی و اگر تکرارش کردی حالت بد نخواهد شد از تکرارش .
و اما من خوب یاد گرفتم هیچ وقت در مقابل چاقی قد علم نکنم که بخوام با اراده ی آهنیم اون رو از بین ببرم و یا اینکه با سختی و رنج و فشار بخوام اون رو از بین ببرم چون این کارها نشون میده چاقی در بدن من قدرت داره چاقی بر من تسلط داره چاقی خیلی زورش زیاده و من از پسش برنمیام .
کلا با هر رزیم سخت و با هر زجری اون رو در بدنم بیشتر گسترش دادم چون بهش توجه کردم چون بهش قدرت دادم ولی من باید با اون در صلح باشم و بگم چاقی که چیزی نیست و احتیاج به هیچ کار خاص جسمی و فشار و زجری نداره و اصلا اراده نمیخواد چاقی یه مهمان ناخوانده در جسم من هست که به زودی از بین میره و به جاش تمام تمرکزم رو و توجه ام رو بیارم روی لاغری دلخواهم تا به اون لاعری قدرت بدم و در بدنم گسترش پیدا کنه(هنر ما این هست که به چیزی که نیست بتونیم توجه کنیم و ذهنمون رو کنترل کنیم )
پس اصلا به جسم چاقمون و یا اندام های چاق خودمون نباید نفرت بدیم باید عاشقانه خودمون و جسممون رو دوست داشته باشیم مگر میشه به چیزی عشق بدیم اون به ما نفرت بده ؟؟نه متقابلا چاقی هم به ما عشق میده پس باید اینقدر این کار رو کنیم که با دیدن خودمون در ایینه و با دیدن اون نافرمیها ی جسممون دیگه حالمون و احساسمون بد نشه دیگه ترس و نگرانی نداشته باشیم و به جاش ارامش داشته باشیم که به زودی از جسم ما میره و خیلی راحت و در صلح باشیم با خودمون و همین طرز فکر باعث شده بود اوایل آشنایی با سایت و شروع دوره های رایگان استاد که در باشگاه هم بودم با دیدن خودم حالم بد نشه دیگه از شکمم و رانهای چاقم در آیینه ی باشگاه حالم بد نشه و کاری بهشون نداشته باشم انگار آروم شده بود اطمینان داشتم که به زودی در تناسب قرار میگیریم و حالم بهتر شده بود و این همون در صلح بوده با خودم و اندام چاق هست و حالا میتونم به مزایای چاقی فکر کنم
باعث شده بود من برم باشگاه و و اون اوایل کلی حال خوب و دوستان خوب و مربی خوبی پیدا کنم
باعث شده بود فرم صورتم به خاطر چاقی تغییر پیدا کنه و از نطر خیلیا زیباتر شده بودم
باعث شده بود از نظر خیلیا بعضی لباسها در تنم بهتر باشن
باعث شده با این سایت و دوره ها اشنا بشم و تولد آگاهانه ی دوباره ای داشته باشم
باعث شده با رفتن به این دوره ها تو کلم و ایمانم بهتر بشه و خدای خودم رو و خودم رو بهتر بشناسم
باعث شده بودکه در نظر خانواده ی همسرم سالم باشم چون خوب و زیاد غدا میخوردم و چون بعد از ازدواجم چاق شده بودم و همه چیز خور شده بودم و این یک تشویق بود برای بیشتر چاق شدنم .
و قبلا در نظرم دست و پاهای چاق و صورت چاقی خیلی زیبا بود و خیلی خوشم میومد که این اندام های من چاق تر شده بودن و ذهنم داشت هی اونها رو چاقتر میکرد و از خیلیا هم میشنیدم که چقدر چاقی بهت میادو به خاطر چاقی خودم رو زیباتر میدیدم .
و بعد از دواج خوردن و رفتن به رستورانها و فست فود ها یک تفریح عالی و لذت بخش بود و ما بسیار این کار رو میکردیم و لد ت میبردیم و باعث شده بود من چاقتر بشمو به خاطر چاقی و اون خوردنها بیشتر تفریح میکردم .
و اما الان که دارم دوباره این چالش رو انجام میدم من خیلی از تناسب فاصله ندارم و یک مقدار چاقی در شکم و رانها دارم که میدونم به زودی زود از بین میره و من اصلا توجه شدید به اونها ندارم و کاری بهشون ندارم و میدونم لاعری به زودی در تمام اندام هام پیدا میشه پس به چاقی قدرت نمیدم
قدرت به چاقی =ترس و نگرانی و استرس و نفرت از چاقی و توجه بر روی اون اندام های چاق و محدودیت داشتن و و رژیم ها و تحقیق در مورد روشهای لاغری و حرف زدن در مورد چاقی خودمون و دیدن تصاویر چاق خودمون و یا نخوردنهای از روی ترس و ….
تا به زودی از بدن بره و به جاش تمام این کارها رو ولی برعکس برای لاغری میکنم تا جایگزین لاغری بشه
نشان های دریافت شده
سلاممم
من خیلی به این دوتا فایل فکر میکردم همش دلم میخواست با عادتام به صلح برسم ولی همش ازشون میترسیدم وقتی میخواستم تند غذا بخورم میگفتم وای دوباره قراره تند تند غذا بخوری و کل سفره رو درو کنی ولی گذاشتم این عادت بازم بیاد، باز هم تند غذا خوردم ولی به این فکر کردم وقتی تند غذا میخورم انگار که غذا خیلی دلچسب و لذیذه و این مامانمو خوشحال میکنه وقتی من با این هیجان غذام رو میخورم. واقعا هم خوشمزست غذا های مامانم. اما من وقتی با این سرعت و حس هیجان غذامو میخورم مامانم ازینکه غذای به این خوشمزگی پخته خوشحال میشه و من عاشق اینم که مامانمو خوشحال کنم. پس این عادت فقط نتیجه های بد توی زندگیم نداشته و همین یه عادت باعث نشده من چاق بشم بلکه این مزیت خیلی بزرگ رو هم داشته و من ازش ممنونم که باعث شد از طریق اون بتونم لبخند به لبای مامانم بیارم.
یا مثلا عادت دیر بیدار شدن از خواب که خیلی خیلی سعی کردم باهاش بجنگم ولی الان حتی گوشیم رو نمیزارم روی زنگ به خودم گفتم میتونی تا هر وقت دلت خواست بخوابی و اصلا نباید استرس اینو داشته باشی که کارات دیر شد . الان که با این رفتارم در صلح قرار گرفتم با آرامش بیشتری از خواب بیدار میشم و اینطوری کار های روزانم رو با احساس بهتری شروع میکنم چون در تمام مدتی که سعی میکردم به زور صبح ساعت 6 از خواب پاشم و برم درس بخونم خیلی احساس خواب آلودگی داشتم حتی اگه شب قبلش ساعت 9 هم میخوابیدم بازم با رضایت از خواب بیدار نمیشدم و اصلا صبحم رو با احساس راحتی و رضایت شروع نمیکردم ولی الان اینطوری نیست من حتی اگه ساعت 10 هم از خواب بیدار بشم با حال خوب از رخت خوابم بلند میشم و این قدم بزرگی برای منه به این خاطر که این عادت باعث شده من دیگه صبحا احساس خواب آلودگی نکنم و با شادی اینکه هر چقدر دلم خواسته خوابیدم صبحم رو شروع میکنم.
میدونین به نظرم همینکه ما سعی میکردیم با عادت هامون بجنگیم دقیقا مثل صحبت استاد میمونه که گفتن ما قدرت رو میدیم به عادتمون و احساس میکنیم اسیر اون عادت شدیم در صورتی که ما خودمون اون عادت رو به وجود اوردیم کاملا به خواست خودمون و به این خاطر که اون عادت رو دوست داشتیم و باهاش احساس راحتی میکردیم. وگرنه امکان نداره ذهن ما عادتی رو در ما به وجود بیاره که بهمون احساس رنج میده . این اصلا با تعهدات ذهن ما جور در نمیاد چون ذهن ما عاشق لذت و راحتیه پس قطعا هر رفتاری که به عادت ما تبدیل شده چه خوب و چه بد باعث احساس شادی ما میشده که ذهنمون اجازه ی ورودش رو به سلسله ی عادت هامون داده. و به هیچ عنوان نمیشه با ایجاد محدودیت که در ذهن ما با رنج عجین شده یک عادت رو از بین برد. من در دوره ی لاغری یاد گرفتم از انجام ندادن اون عادت لذت ببرم وگرنه تا آخر عمرم هم نمیتونستم خودم رو در برابر توت فرنگی و پر خوری هام کنترل کنم. اما الان به جای فرمول اینکه خوردن توت فرنگی باعث لذتم میشه ، نخوردن اون برام لذت بخشه. و همه ی این عادت های خوب با آگاهی های استاد در دوره و تمرین کردن به انجام رسیده و هیچ کدوم از تغییرات رفتاریم و چه بسا جسمیم یک شبه نبوده. همش نتیجه ی استمرار در راه لاغریه. تنها راه تغییر، چه تغییر جسم، چه تغییر درآمد، چه تغییر روابط همه و همه با تغییرات ذهنی امکان پذیره . تغییرات ذهنی هم یعنی انجام تمرینات این دوره و یا هر دوره ی دیگری که در حال شرکت در اون هستیم + احساس عالی+ انتظار برای اتفاقاتی که دوست داریم برامون پیش بیاد و توجه به اتفاقات مشابه اون.
و یک حرف خیلی قشنگی زدید استاد. من تا حالا به مزایای چاقیم دقت نکرده بودم. این چند وقته که چشمم رو از جسمم برداشتم دیگه توجهی به چاقی ندارم ولی الان که شما اینارو گفتید یاد تمام فایده های چاقیم افتادم. من از 8 سالگی چاق شدم و قبل از اون بچه ی بازیگوشی بودم بعد از چاقیم خیلی گوشه گیر شدم و علاقه ای نداشتم با آدمای جدید رو به رو بشم و همین باعث شد من به کتاب خوندن رو بیارم و هر وقت جایی میرفتیم با خودم یه کتابی چیزی میبردم که بشینم یه گوشه برای خودم بخونمش و این به خاطر چاقی بود که من کتابای زیادی خوندم تاحالا. یا مثلا من هم به خاطر چاقیم اعتماد به نفس اینو نداشتم که با جنس مخالفم ارتباط برقرار کنم و این باعث شد در فضای خیلی سالمی بزرگ بشم و دغدغه های خیلی هم سنیم هام که در ارتباط با دوست پسرا و روابط این چنینیشون بود رو نداشته باشم . و چون این کارا رو نمیکردم و وقت اضافه ی زیادی وجود داشت میرفتم کلاسای مورد علاقم رو ثبت نام میکردم یا بیشتر درس میخوندم و شاید همین چاقی که ازش متنفر بودم باعث شده بود که من همیشه از شاگردای برتر کلاسامون باشم.
و مهممممم ترین مزیت چاقی برای من پیدا کردن این سات بود دقیقا همون شبی که حالم داشت از چاق بودنم بهم میخوردم خدا به وسیله ی همون چاقیم منو به این سایت هدایت کرد. بلههه من به خاطر چاقیمه که الان اینجام. و خیلی خیلی خیلی از چاقیم ممنونم که در من وجود داشت. من نمیدونم اگه چاق نبودم اصلا این سایت رو پیدا میکردم؟ یا اگر هم پیداش میکردم مطالبش برام جذاب بود؟ من واقعا کل زندگیم رو مدیون چاقیمم. من جهان بینی های خیلی خوبی از دوره های انرژی درمانی و کتابا و خیلی چیزای دیگه به دست اوردم اما دقیقا از وقتی توی دوره ی ورود به سرزمین لاغر ها و زندگی با طعم خدا که همشون توی این سایت هستن ، شرکت کردم، یاد گرفتم واقعا زندگی کنم و تا حالا توی این چند ماه، فکر میکنم از بهمن تا حالا که اردیبهشته ، نشده که من ناراحت باشم. شاید برای کسی که این متن رو میخونه عجیب باشه و بگه مگه میشه آدم ناراحت نشه اما واقعا برای من اتفاق افتاده و دیگه برام عادی شده. از بس به آگاهی های خوب توجه کردم رفتارم عوض شده و دیگه چیزای ناراحت کننده به سمتم نمیاد یا اگر هم بیاد من بهشون توجه نمیکنم و فقط به چیزایی که دوست دارم برام اتفاق بیوفتن توجه میکنم و دارم میبینم که بعد از یه مدت همون چیزای خوب برام اتفاق میوفتن. همه ی اینا به خاطر مرواریدیه که در صدف این سایت پنهان شده و اینکه من میتونم به عمق این اقیانوس شنا کنم و همچین آگاهی های نابی شکار کنم به خاطر اینه که یه روز از چاقیم خسته شدم و همون چاقی خودش بهم این راهو نشون داد. چون خودشم دوست نداره من توی این وضعیت چاقی بمونم. یه لحظه تصور کنید، خود چاقی به من این سایت رو نشون داد تا از بین ببرمش. چقدر چاقی میتونه ماه باشه. واقعا ازت ممنونم چاقی عزیزم ممنونم که این همه تا حالا به من کمک کردی و باعث خیلی از اتفاقای خوب زندگیم شدی. ازت سپاس گزارم که اومدی و فرصت پاکسازیت رو بهم دادی.
خدایا شکرتتتت
ممنووووونم استاد
نشان های دریافت شده
با سلام عادت که من ازش بدم میومد خوردن مقدار قابل توجهی از هر گونه شیرینی کلوچه کیک شکلات گز وتمامی مواد قندی وشیرین بود که منو آزار میداد اما متوجه شدم که این رفتار یک رفتار معمولی مثل همه رفتارها ومن اتفاقا خیلیم دوستش دارم وقتی شکلات وشیرینی وگز و…درخونمون هست همیشه نشان از جشن وسرور داشته ومنو خوشحال کرده برای همینم میخورمش همیشه عیدها که جیبمون پراز پول میشه به لطف خدا خونمون غرق این خوراکی های لذیذ میشه پس خیالمو بابت پول راحت میکنه وبه من لذت میده یا وقتی دوست وفامیل عزیزی به دیدنمون میاد معمولا یا من این خوراکی هارو میخرم ویا اون فرد این خوراکی ها رو میخره ومیخوریم ولذت میبریم پس نوید آمدن مهمان میده در ضمن چای وقهوه وشیرمو لذیذ تر میکنه ودلچسب تر وانرژی خوبی بهم میده این عادت که هر روز تکرارش میکنم بسیار منو خوشحال میکنه واحساس خوشبختی میده ومن خیلی دوستش دارم چون لذت بخش طعم شیرینی وشکلات وبسیار انرژی بخش 🥰🥰🥰وخودشکلات ومغز های درون شیرینی ها تخم مرغ وشیر وآرد وشکر وکره اش همگی برای بدن من مقوی ومفید هستن وبه سلامتی من انرژی دادن به من کمک میکنن وهیچ خوراکی بد وناسالم نیست مگر اینکه خوب پخته نشده باشد یا کثیف باشد که این نشان از این داره که تمام باورهای من راجب بیماری زا بودن شیرینی ها کاملا غلط هست ومن در سلامتی کامل به سر میبرم با هر چیزی که بخورم واگه دختر عمه عزیزم دیابت گرفته به خاطر بد بودن قند وشیرینی وشکلات نبود بلکه به خاطر افکار مسمومی بودکه سالها با ترس این مواد خوراکی رو خورد وتک تک این خوراکی ها رو به سم علیه بدنش تبدیل کرداما نکته خیلی جالب این چالش جدای از صلح با این عادت خوردن شیرینی وشکلات هر روز صلح باچاقی خودمه من سالها برای نابودیش جنگیدم وهمیشه فکر میکردم باید با تلاش ومبارزه وسختی باید از بین ببرمش در حالی که چاقی برای من هم مثل استاد مزایای فراوانی داشت چند ماه پیش تصادف وحشتناکی درجاده شمال من وهمسرم کردیم سرعتمون ۱۲۰ تا بود کمربند هم نبسته بودم در حال ریختن چای برای همسرم بودم یعنی بدترین حالت رعایت نکردن ایمنی درسفر ماشین چرخید وبا سرعت درنهر کنار جاده گیر کرد وبه علت شدت ضربه ماشین سمت من بلند شد وکوبیده شدم زمین ایربک ها ترکید وماشین داخلش آتیش گرفت شاید باورتون نشه من فقط به خاطر چاقی کمی پای راستم کبود شد وکتف چپم کشیده شد همین هیچ بلایی سرم نیومد دکترها زنده بودنمون معجزه میدونستن اما آسیب ندیدنمون معجزه بزرگتری که من جونمو مدیون چاقیمم چون داخل صندلی گیر کرده بودم وجم نخورده بودم کمربند وایربک سر خود شده بودن وبه قول استاد ضربه گیر شد نه کمرم نه زانوم نه گردنم وقفسه سینم ونه هیچ جام نشکسته بود وآسیب ندیده بود🥰🥰😅خیلی باحال بود این فقط یه نمونش وقتی خوب فکر میکنم مزیت بعدی چاقی برای منم مثل استاد این بود که چاقیم باعث شده بود دنبال دوست شدن با پسر ها نرم وحتی به آرایشگاه برای قرطی بازی های دخترونه نرم ووقتی ازدواج کردم درامان مانده بودم از آفت این ماجرا ها وصورت وموهایی زیبا ودست نخورده داشتم ودر عروسیم به حدی زیبا شده بودم که مادرم وقتی اولین بار منو دید نشناخت واز بعد شناختن گریه کرد هنوزم وقتی خونه اقوام میرن بهم میگن خیلی خوشگل شدی از وقتی ازدواج کردی و این خیلی برام جذاب ودوست داشتنیه واینو مدیون چاقیم هستم مزیت بعدی چاقیم این بود از آنجایی که بسیار شکمو بودن ودنبال غذا بسیار آشپز ماهری شدم وبه واسطه اون قناد حرفه ای هم شدم وهمین طور کدبانو وخانه دار فوق العاده به طوری که بزرگای فامیل روی آشپزی من قسم میخورن و منو درحد خودشون وحتی بهتر میدونن که همین قضیه باعث شد من به خودم خیلی افتخار کنم مزیت بعدی این موضوع چاقی من باعث سالم خوری من وداشتن دانش فراوان راجب انواع خوراکی بود که همین امر باعث شد تا همسرم که از ناراحتی گوارشی شدیدی رنج میبرد درطی دوسال ونیم زندگی مشترک بسیار بهبود بیابه به طوری که قرصی که ۷ سال بود میخورد دیگه نمیخوره چیزی که حتی فکرشو نمیکرد وهمیشه فکر میکرد مثل عمه هاش سرطان روده میگیره ومیمیره اما با آشپزی خوب من ودانش من بسیار امیدوار وسالم تر از قبل شده ومن وهمسرم اینم مدیون چاقی من هستیم که منو تشویق به آموزش کرد مزیت بعدی چاقی من این بودکه همیشه با کمترین هزینه بهترین وخوشمزه ترین خوراکی ها رو برای خودم وخانوادم فراهم میکردم چه پدرومادرم چه الان که همسرمه وهمیشه غذای گرم وخوشمزه وخوراکی های لذیذ مثل پادشاهان درخونمون داشتیم مزیت بعدی چاقیم این بود که حسابی راجب خودم فکر کردم واز آنجایی که با چاقی مبارزه میکردم ولی با مبارزه موفق به شکستش نمیشدم چند تا فایده برای من داشت اول اینکه فرد پرتلاش وسرسختی شدم که ناملایمات زندگی منو نشکوند درثانی فردی شدم که به دنبال یادگیری وافزایش ورشد شخصیت خودش شد چند سال پیش یک روانشناس عالی دوره دیدم وکلی چیز ازش یاد گرفتم بارها کتاب ها ومطالبی درمورد خودشناسی روانشناسبی وانسان بهتری شدن خوندم ودیدم بارها درسمینارها شرکت کردم ومطالب مفیدی یاد گرفتم هم نسل های من پولشون خرج قر وفرشون میکردن ومن صرف اخلاقم صرف شخصیتم صرف سیاست داشتن همسرم داری وخیلی چیزای دیگه تاجایی که وقتی این سایت پیدا کردن مثل یک انسان تشنه که هلاک آب بود با هر زحمتی بود دراوج بیپولی دوره رو خریدم ودرش با جان ودل شنا کردم وبالاخره بعد دویدن های بسیار به مقصود خودم رسیدم خیلی شاکرم که چاقی منو به این راه کشوند وممنونم ازش اگه لاغر نبودم اینگونه زندگی کردن نمیآموختم خدای خودمو نمیشناختم وعشق ونمیافتم درزندگی ومطمئنم حتی موفقیت های بعدی وثروت های بعدی کلانی که بدست میارم رو هم مدیون این چاقی خودم خواهم بود که اگه چاق نبودم هیچ وقت بهشون نمیرسیدم من زن فوق العاده ای برای همسرم شدم به واسطه این چاقی ام دختر فوق العاده ومهربانی وسرسختی برای پدرومادرم شدم وخواهری قوی وسرسخت برای برادرم والگویی که وقتی به تناسب همیشگی خودم برسم الگو واسوه ای میشم جاودانه برای همه دوستان وخویشانم چاقی من خیلی دوستت دارم حالا که فکرشو میکنم میبینم تو فقط خوبی منو میخواستی وبرای من خیلی مزیت ها داشتی وداری ممنونم ازت که بودی حالا من انسان قوی وفوق العاده ای شدم وکه تناسب همیشگی لیاقتشه وحالا میخواد به چیزی که حقشه برسه ممنونتم وهمیشه مدیونتم خدانگهدارت باشه تو خوش قلب ترین چیزی دروجودم بودی که داشتم به خدای بزرگ میسپارمت 🥰😘
نشان های دریافت شده
سلام فرشته مهربون .حالت خوبه ؟
خداروشکر که خوبی ؟
با خوندن متن قشنگی که فرستادی یه مطلبی به ذهنم رسید که بگم :
به نظرم یکی از فکرایی کهمی تونه به ما کمک کنه با چاقیمون به صلح برسیم اینه که باور کنیم چاق شدن ما قطعا بی حکمت نبوده .
درسته که ما سالیان سال در حال جنگ باهاش عمرمونو گذروندیم ولی چاقی دیتایی است که اومد تا یک زمانی که صلاح خودمون و پروردگارمون بود به آگاهی های این سایت بی نظیر دست پیدا کنیم و کلی دیتای دیگه ارو پاکسازی کنیم .
مطمینم خیلی آدمای لاغر داریم که اعتماد بنفس ضعیفی دارن یا تحقیر شدن یا بی پولن یا بیمارن یا نا امید و غمگینن و از خودشون بدشونمی آد .وخودشونو به این در و اون در می زنن که راه نجاتی پیدا کنن و نمی کنن .امید به لطف خدا کهپیدا کنن ولی ما بواسطه چاقیمون به این سایت هدایت شدیم کهنه تنها به تناسب می رسیم بلکه به قول استاد نتایجی فراتر از حد تصور برای یک زندگی بهتر به دست می آریم .
اگر لاغر بودیم عمرن که اینجا بودیم و این همه اطلاعات ناب نصیبمون می شد
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت شما شهربانو خانم عزیز ومهربان
خداروشکر عالیم امیدوارم که شما هم خوب باشید
بله دقیقا با نظر شما موافقم
منم این سایت کم از معجزه نمیبینم
زمانی که دختر بودم فکر میکردم چون دررویای ازدواج با مرد رویاهام هستم اینقدر متناسب وجذابم اما درست بعد ازدواجم با تغییر باورهام به اینکه متاهل ها چاق میشن چاق وچاق تر شدم وفکر میکردم لاغری وجذابیت فقط برای مجردها است چون هیچ دغدغه ای ندارن غذا نمیپزن سختی نمیکشن ومسئولیت وحرصی هم نمیخورن
از وقتی درسایت عضو شدم متوجه شدم که من هر کاری روبخوام انجام بدهم بهونشم پیدا میکنم
مثلا دراوج ناباوری همه رانندگی یاد گرفتم والان راننده ماهری شدم درحالی که پدرم حتی اجازه رانندگی بهم نمیداد وکاری مردونه میدونستش
من خواستم تلاش کردم والان یک راننده ماهر هستم وبه خودم افتخار میکنم وبارها هم این مهارتم کارمو راه انداخته ولذت واستفادشو بردم
چاقی هم همین نیازی به جنگ نیست
تا الان لذت چاقی وبهره شو بردم از این به بعد میخوام لذت وبهره لاغری رو ببرم
جنگی درکار نیست خواست منه وباید انجام بشه به لطف خدا وتلاش خودم بدستش میارم این چیزیه که باید همیشه بهش فکر کنیم حق ماست لاغری حق من حق شماست چون فابریک ماست چون پیش فرض ماست وچون لیاقت بهترینا رو داریم
خیلی خوشحال شدم که نظرتون برام نوشتین
دوستدار شما فریبا